مسعود پزشکیان گرفتار میدان نخبه‌کش، و هزارتوی بازی قدرت و سیاست
مطلب ویژه
  •  

11 آذر 1404
Author :  
مسعود پزشکیان سوار بر اسبی با پاهای آجری که توان حرکت را از او گرفته اند

ریاست جمهوری پزشکیان می‌رود تا ثابت کند که ساختار قدرت چطور مردان درستکار سیاست ایران را در خود هضم، و به سوی نابودی و بی اثری می‌برد. سیستمِ نخبه‌کش مابانه‌ایی که می‌رود تا جرات و جسارت را در بین نخبگان کُشته، تا انسان درستکردار و با وفایی جرات ورود در این مسیر را نکند، و راه همواره تنها برای میدانداری ابلهان ناچیز، پوپولیست‌های مردم فریب، خیانتکاران به ملک و ملت، دست نشاندگان به باندهای مافیایی و... باز بماند که بله قربان‌گو، مطیع و فرمانبردار پس پرده‌اند و دست به روی سینه مجری‌اند و یا "حاجب الدوله‌هایی" بی بهره از عزت نفس و...؛ چنین روندِ نامیمونی صحنه حاکمیت ایران را از عرصه‌داری و میدان‌داری انسان‌های درستکردار، پرهیزکار، پاکنهاد و... تهی خواهد کرد، و سقوط بیش از پیش ایرانیان و ایران را در چاله فساد و چاه سقوط تسهیل و نزدیکتر می‌کند.

مسعود پزشکیان از پاکترین‌های چنته سیاسی فعالان صحنه کنونی بود، که در دنیای سیاست، در بیش از سه دهه گذشته بدست آمد، و او را ایرانیانی با دستان خود، و به پشتوانه رای‌شان، به دم تیغ هزارتوی سیاستِ حاکم بر سیستم قدرت، اعزام کردند، تا بلکه این بار کج را، کمی به مدار، و تنظیمِ منطقی و سامانِ قابل دفاعِ حداقلی باز گرداند، تا بلکه انقلابیون واقعی که خواهان مجد و عظمت ایران و ایرانیان هستند، و رزمندگان خاکِ جنگ چشیده سابق، که برای دفاع از این آب و خاک و مردم، جان و زندگی خود را در طبقِ اخلاص نهادند، و مدافعان انقلابی که به آزادی، کرامت و استقلال ایران و ایرانیان برخاستند و اندیشند و... بتوانند سری در این سرای نابهنجار بلند کنند، و حرفی برای گفتن در بین مردمی ناراضی داشته، بتوانند تا حدی از عملکرد خود دفاع کنند، و کمی از شماتت مردم، و طعنه‌های جانسوز رقیب بِرَهند، که آری چنین ظرفیتی هم هست، و می‌توان بازی کرد، اصلاح کرد، تحول آفرید، و یا بر اسب قدرت لگام زد، از چپاول و غارت بیت المال کاست، متخلفان را به دادگاه سپرد و...

پزشکیان را می‌توان شاگرد و همتایی برای مردان پاک سرشتی دانست که پیش از او، این دالان (ماز) تودرتوی گرفتار در مثلث معروف زر و زور و تزویر را وجب کردند، و در حد و توان خود، کم و بیش زحمت کشیدند، و تاوان دادند؛ افرادی همچون سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی، بهزاد نبوی، سید مصطفی تاجزاده و دهها هزار انسانی که تشنه خدمت به مردم و میهن خود بودند، که در این گردونه ویرانگرِ اعتبارِ ارزش‌های انقلابی، اخلاقی، انسانی و...، به تاراج خزان پائیزی روابط نامتوازنی رفتند که بین مردم و قدرت بدان گرفتار آمدیم، حرکت سرمایه سوزی که چنان تسمه‌ایی از گرده جامعه مدنی، مسالمت‌جو و اصلاح‌خواه ما کشید که زخم آن در تاریخ سیاست ایران، به عنوان یک سند قابل مطالعه از انحراف در یک انقلاب مردمی و رهایی بخش، در کوچه‌های سیاست ماکیاولیستی معاصر، مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

مسعود پزشکیان آخرین برگ اصلاح‌طلبان در چنین جو و فضایی است، که در چند دهه‌ گذشته می‌شد، و باید رو می‌کردند، تا در اصلاح این ساختار به بیراهه برده شده فعالیت کند، و در سراپرده آلوده به نظامات نابهنجار قدرتِ کشور تلاشی اصلاحگرایانه داشته باشد، تا بلکه همه به این نتیجه نرسند که این بختک پهن‌پیکر شکل گرفته در بین انقلابیون اصلاح شدنی نیست [1] ، بختکی که تمام ظرفیت های ناظر و اصلاحگر قانونی را بی اثر کرده است.

شولایی هزار تیکه، و دوخته شده بر تن حاکمیت ج.ا.ایران، که هر تیکه‌اش گاه به محافلی ختم می‌شود که در ویرانی احزاب و تشکل‌های صنفی و سیاسی قانونی و شفاف، به مافیایی طغیانگر، فاسد، چپاولگر و... تبدیل و متصل شده‌اند، مافیایی قدرتمند که در زیر سایه خود می‌تواند افرادی موثر را سازمان داده، که می‌توانند درست خلاف منافع و امنیت ملی کشور، تصمیماتی خارج از مدار قانونی بگیرند، اجرا کنند، و البته در یک کاپیتولاسیون نانوشته، و اما اجرا شده، از زیر تبعات خسارتبارِ تصمیمات شان بُگریزند و محکمه‌ایی، ناظری و نهاد قانونی جرات نکند، حتی بعد از رسوایی و برملا شدن‌شان، تعرضی به آنان داشته، و از آنان سوال کند، حساب‌کشی نماید، و پرونده‌ی فساد و خلاف‌شان به راحتی بسته، و از نظرها دور می‌گردد و...، و بدین ترتیب تمام خسارت اعمال‌شان را سرشکن کرده، از کیسه مردم، ایران، انقلاب و... برداشته، و هزینه می‌کنند.

سرنوشت عبرت و سوال انگیزِ تمام رهبران انتخابی این مردم، چه آنان که با آرای نیم‌بند، سفارشی، رانت بر کرسی نمایندگی این مردم دست یافتند، چه آنان که با اقبال، آرایی بزرگ و خواستی جمعی و مردمی، بر این کرسی تکیه زدند، حکایت رسوای دالان‌های تو در توی میدانِ سیاست نابکاری دارد که مردانِ مرد را هم ناکار می‌کند، اهل سیاست را هم حذف و باطل کرده، آرمان‌ها را در لبِ مستِ بخدمتِ خدمتگذاران نیز خشک، و آرزویی ناشدنی نمایش می‌دهد، تا تغییر و تحول‌خواهان، آرزوهای پاک خود را، یا به گور برند، و یا در کنج خانه‌های خود، لب به دندان گزیده، اشک ندامت و خسران بریزیند، چراکه روی سندان سفت و اصلاح ناشدنی وضعیت کنونی، حتی چکش‌های سنگین وزن این ملت هم، درهم شکستند، تا به زعم جزایر فاسد قدرت، ناامیدی را در دل جامعه تزریق کنند و...، جامعه را به عقب نشینی از مطالبات خود مجبور نمایند،

تا آنجا که می‌بینیم، گاه حتی کسانیکه وقوع انقلاب 57، و نتیجه آن "جمهوری اسلامی" را ناشی از نفوذ و توطئه بریتانیا و...، و یا تصمیم و سیاستِ قدرت‌های بزرگ در نشست گوادلوپ [2] می‌دانند نیز، این مدعا و تحلیل خود، و نتایج آنرا در مورد خیزش گذشته نادیده می‌گیرند، و در عالم ناامیدی از اصلاح و تغییر، چشم به دونالد ترامپ (رئیس جمهور نامتوازن امریکایی) می‌ببندند، که او نیز به کمک بنیامین نتانیاهو (نخست وزیر متجاوز، رسوا و جنایتکار اسراییل)، به رهایی آنان چشم اقبالی بیندازد، و راه خلاصی برای آنان بگشاید!

حال آنکه بسیاری به تجربه آموخته‌ و دیده‌اند که آزادی را نباید از میان داشته‌ی کوله سربازان متجاوز خارجی دید، آزادی و کرامت را در کوله‌ی آنان نمی‌گذارد، این را حتی اهل هنر این مرز و بوم هم فهمیده‌اند، که غرق در هنر خود، از دنیای سیاست به دورند، چه رسد به استخوان خردکرده‌های انقلاب 57، و شاهدان چند دهه تحولات بعد از آن، در جهان سیاستِ خاورمیانه‌ایی و جهانی قدرت‌هایی این چنینی.

اما وقتی چشم‌ بسیاری به اصلاح و یا تحقق وعده‌های آخرین رئیس جمهور منتخب نیز، حتی در شرایط سخت جنگی، و یا "نه جنگ نه صلح کنونی"، که باید بیشتر هوای ملت را داشت، سفید شد و می‌شود، که پزشکیان مثلا شاید بتواند کمترین مسایل و از جمله فیلترینگ و محدودیت را از شبکه‌های ارتباط اینترنتی، و فضای مجازی این مردم مظلوم را بردارد، که این روزها در زندگی‌شان تعیین کننده شده است و...، به برخی شاید باید حق داد که در عین روشن بودن بطلان راهبردشان، حق داشته باشند، که لجاجت کنند، و به منجی خارجی چشم بدوزند و... چرا که به قول خودشان دیگر خسته شده‌اند، "باداباد! هر چه شود از این بهتر است". در شرایط چنین انسدادی، انسان می‌ماند به چنین آدم‌هایی چه بگوید، و چگونه بر آنان بر این امید واهی خرده بگیرد.

البته ناگفته نماند که گروهی چنان در یاس غرق شده‌اند که حتی اقدامات مثبتِ مسعود پزشکیان در مهار سم مهلک حضور شرطه‌های گشت ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر را هم نمی‌بینند، که در این زمینه، دولت پزشکیان با همه مشکلاتش، تا کنون موفق عمل کرده است، و اجرای قانون منحط «حجاب و عفاف» را که چیزی جز عناد و لجاجت بیشترِ ملت در برابر حاکمان را در پی نداشته و ندارد را، و به واقع حمله ایی به کرامت و آزادی انسان‌هاست را، در این چند ماهه ریاست جمهوری خود مهار کرده است، اما اینکه تا کی بتواند زیر فشار همه جانبه اقلیت قدرتمند خواستار بازگشت دوباره این اشتباه فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، سیاسی به خیابان‌ها مقاومت کند، البته خود جای تامل دارد، اما آنچه مسلم است او و دولتش تا کنون که ایستاده‌اند ...

اما بزرگترین خیانتی که در حقِ حقوق شهروندی، ناشی از بخش‌های ناظر بر ظرفیت "جمهوریت" در قانون اساسی انجام پذیرفت، قطع ارتباط رئیس جمهور با مردم انتخاب کننده او بود، که رئیس جمهور را از فردای انتخاب، به اسیری بدون پشتوانه مردمی و خیابانی، در بین جزایر قدرت تبدیل کرده‌اند، تا مدافعان حفظ وضع موجود بتوانند، هر بلایی که خواستند، سر نمایندگانی چون او آورده، آنان را یا تبدیل به موجودی مطیع خود کنند، و یا به عقب نشینی از آرمان و شعار خود وادار نمایند که در هر دو صورت، چنین نماینده‌ایی بازنده بین مردم و حاکمیت خواهد بود.

و کار را به جایی رسانده‌اند که پر بیراه نیست اگر گفته آید که «شهید اول این انقلاب» [3] اول "جمهوریت" و سپس "اسلامیت" آن بود، چراکه در سو استفاده، زیاده‌روی، و تمایل تمامیت‌خواهانه‌ایی که در استفاده از ظرفیت‌های بخش‌های ناظر بر ظرفیت اسلامیت قانون اساسی شد، ترتیبات و قالب‌هایی ناجور ریخته و فراهم آمد و... تا مردم بزرگترین سرمایه‌ها و داشته‌های قابل عبور از نظارت خسارتبار استصوابی خود را روانه پاستور و بهارستان کنند، و این سرمایه‌ها در اسارت هزارتوی قدرتِ شوراهای انتصابی، دولت‌های در سایه، جزایر خودمختار قدرت، ساختارهای قانونی، شبه قانونی و غیرقانونی و... به هرز بروند، و به هرز برده شوند و به ضد خود تبدیل شده، و میان صحنه‌ایی پر از خطر، رقص مرگِ ناکارآمدی، رسوایی، و بی برنامگی، بی‌نظمی و... کنند، و به نابودی بروند.

و ملتی امیدوار، هر بار پیشمان از استفاده خود از ظرفیت‌های انتخاباتی نیم بند، تصمیم به تحریم حضور در انتخابات‌های آتی گرفتند، اما باز از ترس از دست دادن همین ظرفیت‌های سملیک دمکراسی، و بازگشت به استبداد لخت و بی پرده سابق و...، مجبور شوند جام شراب زهرآلود شرکت هرباره در این بازی رسوا را سرکشند، و در انتخابات حضور یابند، و تن به صحنه‌ایی دهند که طعنه رقیب، و خودخوری، شماتت دانندگان راز و... را در پی دارد.

اما چه می‌شود کرد، قدرت تحمیلگر و فاقد اعتقاد به کرامت انسانی، و آقایی مردم، همواره می‌خواهد تا جام‌های زهرآلود نابودی جمهوریت، آزادی، و هل دادن جامعه به سمت تحمل و اجبار، و فساد عادی سازی شده، نهادینه کردن ساختار فاسد و چپاولگر، اندیشه‌های منحط و ضد انسانی و ضد مردمی، (و از جمله حجاب اجباری و تحمیلی، فیلترینگ ارتباطات مردم با فضای ارتباطی و اینترنتی و...) خود را به دست کسانی بر گُرده این مردم بار کند، که یکی از علت‌های اقبالِ رای دهندگان به او، همین مخالفتش با این روند بوده، و این مواضع منطقی و درست او، در برابر این فساد، تحمیل، اجبار و روابط نامتوازن، و قول‌هایی بود که داد، که زیر بار نخواهد رفت، و تسلیم این صحنه نخواهد شد.

اما هزار تویِ قدرت را در این کشور چنان چیده‌اند، که اقلیتی چهار درصدی، [4] ناچیز و زورگو می‌تواند در هر نقطه‌ایی از ایران، و هر زمانی که خواستند، برای این تحمیل و اجبار و... اردوکشی خیابانی داشته باشد، و اما در این سو، حتی رئیس جمهور که قاعدتا وزارت کشورِ صادر کننده مجوز تجمعات زیرمجموعه و در دست اوست، قدرت اینرا هم ندارد که به حامیان خود، مجوز تجمع ضد تحمیل و اجبار دهد، همین رئیس جمهوری که وزارت ارتباطات او کلید فیلترینگ را در ساختار فنی خود دارد، چنان دودوزه استکه نمی‌تواند دستور به خاموشی کلید فیلترینگ داده و...، چرا که پیش از این که بگذارند رئیس جمهوری، چنین در عرصه انتخابات جای گیرد، و رای مردم را به سوی خود جلب کند، او را از بسیاری از اختیارات و ابزار تحول آفرین و تغییر بخش تهی کرده، و قدرت تحول آفرین او را به شوراهایی انتصابی سپردند، و سپس با خیالی راحت از اهرم‌های مهاری که دارند، به مردم اجازه دادند به امثال مسعود پزشکیان، با آن سطح مثال زدنی از صداقت، درستی و پاکی رای دهند، و او را روانه پاستور کنند.

تهران - 10 آذرماه 1404 

 

[1] - و چقدر گفتن این جمله که "اصلاح شدنی نیست"، ناگوار، سخت به زبان آوردنی، و نادرست منظر است، در حالی که اصلاح شدنی هست، فقط باید راهش را یافت تا قدرت را مجبور به پذیرش اصلاحات کرد، همانگونه که پدران ما با تدبیر خود، روزی مظفرالدین شاه قاجار را بر زمین سفت نشاندند و او را مجبور به امضای فرمان پذیرش سیستم مشروطیت و حاکمیت قانون و مردم در قدرت کردند.

[2] - نشست گوادلوپ جلسه‌ای بود که از ۱۴ تا ۱۷ دی ۱۳۵۷، میان رؤسای دولت ۴ قدرت اصلی بلوک غرب (آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان غربی) در جزیره گوادلوپ فرانسه برگزار شد و یکی از موضوعات اصلی آن بررسی وضعیت بحرانی ایران در آن دوران انقلاب ۱۳۵۷ بود. این جلسه به میزبانی والری ژیسکار دستن رئیس‌جمهور وقت فرانسه برگزار شد. جیمی کارتر رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، جیمز کالاهان نخست‌وزیر بریتانیا، هلموت اشمیت صدراعظم آلمان غربی و ژیسکاردستن حضور داشتند. و در مورد قریب‌الوقوع بودن سرنگونی محمدرضا پهلوی شاه ایران توافق حاصل شد که در صورت عدم خروج او از ایران، جنگ داخلی تشدید و ممکن است منجر به مداخله شوروی شده و احتمال پیوستن ایران به روسیهٔ کمونیست را به همراه داشته باشد رهبران کنفرانس گوادلوپ به شاه پیشنهاد کردند که هر چه زودتر ایران را ترک کند. در پی این دیدار، اعتراضات داخلی و مخالفت با خاندان پهلوی افزایش یافت. پس از پایان کنفرانس، حکومت شاه فروپاشید و او، دومین پادشاه خاندان پهلوی در تاریخ ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹، ایران را به تبعید ترک کرد

[3] - جمله ای که از علامه طباطبایی در واکنش به خبر ترور دامادش شهید قدوسی نقل می‌کنند که شهید اول این انقلاب را اسلام می‌دانست و به نوعی معتقد بود که در اثر این انقلاب اسلام در ایران خسارت خواهد دید.

[4] - به قول او که پوستین وارونه پوشید، و خود را مبارزی علیه اقلیتی 4 درصدی می‌دید و معرفی می‌کرد، حال آنکه خود از 4 درصدی‌ها بود، و در خدمت چپاولگرانی از این دست که در دوران شهرداری او در تهران، پرونده های نجومی رقم خوردند، از دیوار سفارت این و آن بالا رفتند و...

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (10)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

هزینه سکوت: وقتی هشدار کارشناسان جرم انگاشته شود.
در دفاع از اسماعیل کهرم

وقتی یک حکومت به جایی می‌رسد که حتی جمله‌ای ساده و خجالت‌زده درباره آلودگی هوا را «جرم» تلقی می‌کند، مشکل نه از طبیعت است و نه از فعال محیط‌زیست؛ مشکل از ساختاری است که حقیقت را خطرناک‌تر از هر موشکی می‌بیند. اسماعیل کهرم فقط یک حقیقت عریان را بیان کرد: هزینه چند موشک می‌تواند جان میلیون‌ها نفر را از هوای سمی نجات دهد. همین. نه تحریک بود، نه توهین، نه دعوت به شورش. فقط یک محاسبه ساده ریاضی و یک آهِ از سر دلسوزی.
اما ظاهراً در جمهوری اسلامی، حقیقت اگر بوی نقد بدهد، از مواد رادیواکتیو هم خطرناک‌تر است.
اینکه قوه قضاییه علیه یک کارشناس محیط‌زیست اعلام جرم می‌کند، نه دفاع از «امنیت ملی» است و نه حمایت از «حیثیت نظام»؛ دفاع از یک اولویت‌گذاری معیوب است که سال‌هاست جان مردم را قربانی کرده: موشک‌ها مقدس‌اند، خاک و هوا و آبِ این کشور نه.
جرم کهرم این بود که آلودگی هوا را «امنیت ملی» تعریف نکرد، وگرنه همه می‌دانند هوایی که میلیون‌ها تهرانی را بیمار می‌کند، امنیت بیشتری را تهدید می‌کند تا هر منتقد پیر و آزرده‌ای.
از آن عجیب‌تر، اعلام جرم علیه رسانه‌ای است که صرفاً تریبون گفت‌وگو بوده. یعنی حتی «پرسیدن» هم جرم است؛ حتی «گفت‌وگو» هم جرم است؛ یعنی آن‌قدر از حقیقت هراس دارند که صدا را همراه با گوینده حذف می‌کنند.
اگر قرار باشد کسی محاکمه شود، آنهایی‌اند که دهه‌هاست مازوت می‌سوزانند، طبیعت را غارت می‌کنند، سدهای بی‌منطق می‌سازند، و آلودگی را بر گرده مردم بار می‌کنند. نه متخصصی که با شرافت علمی‌اش ایستاد و گفت: «این راه غلط است.»
در کشوری که فعال محیط‌زیست زندانی و متهم می‌شود، اما آلودگی و خشکسالی و فرسایش خاک هر روز تشدید می‌شود، چه کسی هنوز شک دارد که مشکل از طبیعت نیست، از مدیریت است؟
دفاع از اسماعیل کهرم، دفاع از یک فرد نیست؛ دفاع از حق مردم برای نفس کشیدن است؛ دفاع از عقل سلیم در برابر یک ساختار لجوج و سنگی که نقد را دشمنی می‌خواند.
کسی که برای نجات هوا متهم می‌شود، بی‌گناه‌ترین متهم این سرزمین است.
حمید_آصفی

This comment was minimized by the moderator on the site

۱۵۵ نماینده مجلس، در نامه‌ای به محسنی‌اژه‌ای، در باره حجاب، قوه قضاییه را به بی‌عملی متهم کردند

نامه ۱۵۵ نماینده مجلس به محسنی‌اژه‌ای ‌ای در مورد قانون حجاب: قوه قضائیه در اعمال قوانین با ترک فعل بزرگ همراه شده است
این نمایندگان در نامه خود، بر آنچه که اجرای تکالیف قانونی و شرعی در دستگاه قضایی خوانده‌اند، تاکید کرده‌اند.
آنان خواستار برخورد با آنانی شده‌اند که مانع تشدید بی‌قانونی‌ها در سطح جامعه اسلامی و آزرده شدن بیش از پیش عموم مردم عزیز ایران اسلامی شده‌اند.
۱۵۵ نماینده، قوه قضائیه را در اعمال قوانین با ترک فعل بزرگ همراه دانسته‌اند

This comment was minimized by the moderator on the site

باسلام : اینجانب نیز تا این اواخر تصور می کردم شهید مطهری وشهید قدوسی باجناق ودامادهای آیت الله طباطبایی هستندولی بعدااز فردی مطمئن شنیدم که شهید مطهری داماد ایشان بوده وداماد دیگر آیت‌الله طباطبایی ، کس دیگری بوده واما مهم جمله آیت الله طباطبایی است که بنده در سالهای ۱۳۶۳ از شخصی امین ومطلع که با کمال تعجب بیان می کرد که آیت الله طباطبایی وقتی خبر شهادت مطهری را به او دادند : سرش را پایین انداخت ومقداری مکث کرد سپس فقط همین جمله را گفت وبس «شهیدانقلاب ، یا شهید اول انقلاب ، اسلام است» البته باید اذعان کنم که ؛ آن زمان معنی عمیق این حرف را نمی فهمیدم ؟!!!

طاها
This comment was minimized by the moderator on the site

به مناسبت امروز!
علی مرادی مراغه ای
به احترامِ خاطره و یادِ میرزا کوچک خان که امروز(۱۱ آذر ۱۳۰۰ش) سالروز درگذشت اوست و لحظات جان کندنش در سرما، یخنبدان و برف و بوران گردنه گیلوان خلخال...
در ایرانِ ویران بقول امین الدوله، هر کسی که بر آبادی آن کوشیده خانه خودش ویران گردیده است.
بزرگترین گناه و اشتباه میرزا، اعتماد به بیگانه و اتحاد جماهیر شوروی بود که در آن زمان با انقلاب اکتبر و وعده بهشت، تقریبا روح و روانِ اکثریت قاطع دردمندان و فعالین سیاسی ایران را تسخیر کرده بود و همین تکیه و اعتماد به بیگانه، سرانجام آن آتشِ سبز را که به مدت ۷سال در جنگلهای شمال ادامه داشت بالاخره خاموش ساخت!
یادِ سخن عمیق عصمت اینونو رئیس‌جمهور ترکیه می افتم، زمانی مردم قبرس پیش او آمده از او میخواستند آنان را از ستم یونانیان نجات دهد و او پاسخ مثبت نمیداد. یکبار که زیاد اصرار کردند، عصمت اینونو در پاسخ گفت:
اگر من شما را از دست یونانی ها نجات دهم در آنصورت، بعدا چه کسی شما را از دست من نجات خواهد داد؟!
و همیشه تکیه بر عامل بیگانه چنین بوده و چنین خواهد شد...

This comment was minimized by the moderator on the site

غضنفری، نماینده مجلس: آقای قالیباف و پزشکیان جلوی ابلاغ قانون عفاف و حجاب را گرفته اند/ این کار غیرقانونی است؛ آقای قالیباف مدعیست ابلاغ قانون حجاب باعث دو قطبی در جامعه می شود!

قالیباف و فیلترینگ!
احمد_زیدآبادی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، در واکنش به سخنان امروز رئیس مجلس، در خصوص فیلترینگ، نوشت:
محمدباقر_قالیباف رئیس مجلس: "بدون حکمرانی کارآمد بر فضای مجازی، صحبت از لغو فیلترینگ معنا ندارد."
اگر منظور از "حکمرانی کارآمد" همان چیزی است که بر فضای واقعی حاکم شده است، چه بهتر آنکه فیلترینگ ادامه یابد و فضای مجازی اسیر چنان حکمرانی کارآمدی نشود!
متأسفانه مسئولان در فضای ذهنی خودشان سیر می‌کنند و دیالوگ‌شان با خودشان یا کسانی مثل خودشان است!
این سطح دوری از فضای واقعی جامعه و نیازهای آن، کار دست کشور و بخصوص خودشان می‌دهد!


قالیباف: رفع فیلتر تلگرام دنبال می‌شود/فیلتر به شکل موجود اشتباه است.
رئیس مجلس: فیلترینگ به شکل موجود را اشتباه می‌دانم.
فیلترینگ در زمان بحران و حوادث و جنگ و حتی تا قطع اینترنت که در جنگ ۱۲ روزه بود، امر طبیعی و مشخص است که در همه دنیا هم رخ می‌دهد.
باید تلاش شود که بند به بند طرح ۳۲ بندی شورای عالی فضای مجازی دنبال شود.
این ۳۲ بند حکم، حکمرانی در فضای مجازی را قطعی می‌کند و همزمان با پیش رفتن این حکمرانی، فضای مجازی باز می‌شود.
بر همین اساس واتساپ رفع فیلتر شد و تلگرام هم دنبال می‌شودقالیباف: لغو #فیلترینگ بدون حکمرانی در فضای مجازی، شدنی نیست/ حکمرانی در فضای مجازی تربیتی و دوستی هم هست!

رئیس مجلس: شما یک کشور را نام ببرید که بر فضای مجازی حاکمیت نداشته باشد
حکمرانی در فضای مجازی فقط امنیتی نیست، مسائل تربیتی، دوستی و ... هم هست!!
اگر یک وزیر دچار مشکل بود، بهتر است با توافق دولت تغییر کند، نه اینکه کار به استیضاح برسد
استیضاح می‌تواند تقریباً یک سال از دوره چهار ساله یک وزارت‌خانه را دچار وقفه و سردرگمی کند
قالیباف، همچنین گفت که مسأله قانون حجاب برای برخی «سیاسی» شده!
ادعای اینکه در این مورد من یا شورای عالی امنیت ملی خلاف قانون انجام داده‌ایم، دقیق نیست
برخی مطالب هم به نقل از مقام رهبری به من نسبت داده‌اند که صحیح نیست
قالیباف، در مورد عدم ابلاغ قانون حجاب گفت:
همین الان هم برای حجاب، قانون وجود دارد؛ همان‌طور که رئیس قوه قضاییه گفته، برای حجاب کمبود قانونی نداریم
رئیس مجلس، با بیان اینکه موضوع ابلاغ قانون و روندی که اکنون دنبال می‌شود، باید روشن و دقیق بررسی شود؛ گفت:
این را هم تأکید می‌کنم که مسأله قانون حجاب برای برخی، موضوعی سیاسی شده؛ در حالی که اصل حجاب ریشه در فرهنگ ایرانی و اسلامی دارد. ضمن اینکه هم‌اکنون نیز قانون وجود دارد و همان‌طور که رئیس قوه قضاییه گفته، برای اجرای آن کمبود قانونی نداریم

This comment was minimized by the moderator on the site

آقایان مدافعان فیلترینگ! ما به شما عمر و جوانی‌مان را باختیم
روزنامه هم میهن نوشت:
شما موفق شدید فیلترینگ را سفت‌وسخت نگه ‌دارید و قدرتمندترش کنید. هیچ‌کس هم زورش به شما نرسید و نخواهد رسید. ما به شما باختیم. خیلی‌چیزها را باختیم. کشور اقتصاد دیجیتال‌اش را باخت. مردم ایران، وقت و پول‌شان را. جوانان کشور، جوانی‌شان را و هرکسی که در این سال‌ها ضدفیلتر فعالیت کرد، انگیزه و انرژی‌اش را به شما باخت.
شما در همه این‌سال‌ها توانستید این روایت را جا بیاندازید که خطر پلتفرم‌هایی که همه مردم دنیا از آنها استفاده می‌کنند، از فیلترشکن‌های بی‌نام‌ونشان بیشتر است. شما توانستید کاری کنید که در گوشی هر کودک و بزرگسالی، فیلترشکنی نصب شود که هیچ‌کس نمی‌داند در چه سطوحی، چه دسترسی‌هایی دارند.
امیدواریم روزی مسئولیت آنچه در این یکی، دو دهه بر کشور گذشت را بپذیرید و پاسخگوی این باخت‌ها باشید. تا آن‌روز، پیروزی مبارک‌تان.

This comment was minimized by the moderator on the site

نامه جالب یک آذربایجانی ساکن خارج از ایران
از دهکده‌های سوئیسی در دامنه سهند، ساوالان و اورین_خوی تا قطار سریع‌السیر تبریز – باکو – استانبول
...می‌توان دهکده‌ای سبز مثل آن‌هایی را که در سوئیس است در کوهپایه‌های سهند و سبلان و میشوو و اورین درست کرد و با تبلیغاتی که در سی‌ان ‌ن و فوکس و الجزیره می‌شود سالانه حداقل ده میلیون توریست را در آذربایجان پذیرفت.
کسی تا بحال فکر کرده که می‌شود از تبریز به باکو، و تفلیس و مسکو و دیاربکر و آنکارا و استانبول و اربیل و تهران و گیلان قطار سریع‌السیر گذاشت یا شرکت هواپیمایی ارزان قیمت مثل رایان ایر یا ایزی جت در منطقه درست کرد؟
آخر هفته سوار قطار شد و دو ساعت دیگر در تفلیس. ماه بعد می‌توان برای نهار به دیاربکر یا طرابزون رفت یا باکو مثلا.
یک بار در سال می‌توان به استانبول رفت و بازی بشیکتاش منچستر را در ورزشگاه جدید بشیکتاش از نزدیک تماشا کرد.
به جای فرودگاه فعلی تبریز و اردبیل و … که دو ساعت باید منتظر باشی تا کیف صد نفر مسافر هواپیمایی… آتا توسط مامورین گمرگ بازرسی شود می‌توان فرودگاهی زد که سالانه پنجاه میلیون ظرفیت داشته باشد.
سیستم ویزا را برای کشورهای منطقه کلا برداشت و اختلافات را به معامله و نفع همه‌گانی تبدیل کرد.
می‌توان دانشجویان رشته اقتصاد را یک سال فرستاد کره جنوبی تا ببینند توسعه در این کشور چگونه رخ داد.
یا برای دانشگاه زنجان یا اردبیل و اورمیه اساتید مدعو از ام‌ای‌تی یا هاروارد و استفورد و کمبریج آورد تا آرام آرام بفهمیم چگونه مسئله رقابت و بهتر شدن موضوع جهان توسعه یافته است.
جشنواره انگور در مراغه، جشنواره سیب در زنوز، جشنواره آفتاب‌گردان در خوی، عسل در سرعین و زردآلو در مرند درست کرد. هم خرید و فروخت و هم شادی کرد و خندید.
یا به روستائیان آموزش داد چگونه می‌توانند پنیرشان را کیلویی پنجاه دلار بفروشند. یا مثلا چگونه می‌شود نان اسکو را بسته‌ای بیست یورو در پاریس و یا خامه سراب را با بسته‌بندی خوب لندن کیلویی صد پوند فروخت.
می‌توان از فرودگاهی در مغان هر روز صبح محصولات ارگانیک کشاورزی را به اروپا و کشورهای عرب همسایه صادر کرد.
می‌توان مثلا به چرم‌فروش تبریزی آموزش داد با انرژی و مواد اولیه ارزان چگونه می تواند «کفش‌فروشی منوچهر و پسران شعبه دیگری ندارد» را به هزاران شعبه در جهان تبدیل کند.
می‌توان بچه‌های ده ساله را سوار قطار کرد تا ببینند غدا و لباس و قیافه یک روس، یک گرجی و یا یک عرب و گیلکی و اروپایی عین ماست. آنها هم ببینند. ببینند که عین همیم و نمی‌دانیم چقدر شبیهیم و هم پرتیم از عالم.
می‌توان به جای اخبار جنایات… دائما این لیست سرانه تولید ناخالص را ورانداز کرد و راهی یافت که در طی پنجاه سال آینده یکی از این بیست کشور باشیم.
می‌توان به جای شرمندگی و اضطراب و استرس خنده به خانه‌ها برد.
می‌شود از صبح تا شب به حل یک مشکل نه بیشتر کردن آن فکر کرد.
می‌شود؟
نمی‌شود!
سیدعلی سیدرزاقی/دانشجوی دکتری علوم سیاسی مدرسه اقتصاد لندن

This comment was minimized by the moderator on the site

استیضاح ۵ وزیر دولت پزشکیان کلید خورد/
نیکزاد: دیدگاه نظام این است که در چهار سال هیئت دولت از حد نصاب نیفتد!
علی_نیکزاد، نائب رئیس مجلس، و رئیس ستاد انتخابات جلیلی در دوران انتخابات ۱۴۰۳:
الان امضاهای استیضاح ۵ وزیر از دولت چهاردهم به حد نصاب رسیده و هفته گذشته یا دو هفته گذشته در هیئت رئیسه مفصل راجع به این موضوع بحث کردیم، دولت هم این موضوع را میداند و تمام تلاش این هست که حقی از مجلس و نمایندگان ضایع نشود.
اگر نصف به علاوه یک وزرا در طول کابینه استیضاح شوند یا استعفا بدهند و کنار بروند کل هیئت دولت از حدنصاب می‌افتد. نظام دیدگاهش این است که کل هیئت دولت در این چهار سال از حد نصاب نیفتد

This comment was minimized by the moderator on the site

کجای دنیای سراغ دارید یک ملتی را که مبارزه‌اش، دوست‌داشتن وطنش باشد؟
کجای دنیا سراغ دارید یک ملتی را در محاصره‌ی گرگ‌ها هم به شریف‌ترین شکل ممکن «انسان» مانده .
کجا این جهان ملتی را می‌شناسید که شکلِ مبارزه‌اش؛ نفرت نه، که «عشق» باشد؛ عشقِ به وطن، به انسان، به حیوان، به گیاه، به جنگل، به رودخانه؟
کجای دنیا ملتی را دیدید که چنین عاشق زندگی باشد به شیوه‌ی قنات‌هایش؟ عشقی به طول هزاران هزار کیلومتر و دیرینگی هزاران هزار سال؟
کجا دیده‌اید ملتی را که هزاران سال است هیچ قدرتی نتوانسته روحش را مصادره کند؟
ما مردم ایران اگر خشمی هم داشته باشیم، از جنسِ دفاع از مهر و نیکی است؛
از جنس پاسداری از خاکی که عاشقانه دوستش داریم و از هویتی که هیچ‌کس نتوانسته تحقیرش کند.
سنگ انداختن به چنین قلب بزرگی، خیانت به تاریخ شرافت انسان است.
بشکند دستی که بر سینه‌ی ملتِ سربلند ایران سنگ می‌زند.
زهرا عبدی @ZahraAbdi1396 · Nov 30

This comment was minimized by the moderator on the site

نوذر شفیعی استاد دانشگاه تهران:

اصلاحات در چین از درون چین اتفاق افتاد، یعنی از درون خود حزب کمونيسم

اصلاحات در ایران هم باید از درون کشور اتفاق بیفتد، عقلای قوم باید راه را برای این کار باز کنند

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

هزینه سکوت: وقتی هشدار کارشناسان جرم انگاشته شود. در دفاع از اسماعیل کهرم وقتی یک حکومت به جایی می...
- یک نظر اضافه کرد در وقتی کشور را به جایی برسانی که...
وقتی محمود افغان و لشکریانش پشت دروازه‌های اصفهان بودند، در دربار شاه سلطان حسین بحث بر سر حلال یا ح...