04
تیر1396

جنایت بی وقفه در سرزمین مدعیان آخرین دین آسمانی

جنایت بی وقفه در سرزمین مدعیان آخرین دین آسمانی

پروردگارا، گویند این ماه، ماه عبادت تو بود، و خواب و خوراک و هر چه در او هست، حتی نفس کشیدن هم عبادت است، و ایامی در آن قرار داشت که تنها یک شبش از هزارماه برتر است و باید آن را غنیمت شمرد و تا به صبح به بیداری و راز و نیاز گذراند، و مدعی هستیم در این ماه برای آخرین بار کتابی به سوی ما ارسال داشتی تا آن، کتاب هدایت و چراغ راه ما انسان ها باشد و تا انسان هست، راهنما و نشانه مسیر و... اما در این ماه با همه این خصوصیاتی که بر...

03
تیر1396

صعود به قله دماوند به روایت تصاویر

صعود به قله  دماوند به روایت تصاویر

 اینجا دماوند است، بلندترین نقطه ایران، جایی که از آن بلندتر در این خاک نخواهی یافت، جایی که خورشید آسمان ایران تا آخرین لحظات بر آن می تابد و اولین جایی است که تابیدن بر آن را آغاز می کند؛ آسمان اینجا شب ها پر است از شهاب سنگ هایی که به سرعت به سوی ما می آیند و قصد دارند خود را بما برسانند، ولی در آتش محیط ما می سوزند و از بین می روند، تا ناکامی های آنها را ما هم ببینیم، اینجا انگار کهکشان راه شیری هم شیری تر است، سال ها بود که دیگر شهاب...

31
خرداد1396

چند قدمی در آشیان سیمرغ، حکایت صعود به قله دماوند

چند قدمی در آشیان سیمرغ، حکایت صعود به قله دماوند

بارها قله دماوند را از جهت های مختلف در سفر به شمال، غرب و شرق زیارت کرده بودم که همچون میخی بر دل البرز مرگزی محکم و استوار نشسته و لابد اگر به سمت جنوب و در مسیر کویر هم مسیری باز بود می توانستم آن را از مسافت های دور، از جنوب هم ببینم و برای همین آرزوی دیدارش، در من سال ها زنده بود، دماوند که در ادبیات معاصر ما مظهر ایستادگی و مقاومت ملتی در مقابل خصم و دشمن، جلوه کرده تا آنجا که شهریار سخن ایران در قصیده دماوندیه [1] خود از او انتظار برکندن پایه...

25
خرداد1396

با چه تضمینی بگویم که از تو بهترم

با چه تضمینی بگویم که از تو بهترم

برادر و خواهرم که روزه دار نیستی! همانگونه که انتظار دارم تو به انتخاب منِ روزه دار برای عمل به این سنت ادیان توحیدی احترام بگذاری، من نیز به انتخاب تو احترام می گذارم، که نخواهی بهر دلیلی روزه دار باشی؛ نه روزه گرفتن من باید حامل خسارتی به تو باشد، و نه خوردن روزه توسط تو، به من واجد خسارتی خواهد بود، تو مختاری که بدین رسم ادیان توحیدی و... عمل کنی یا نکنی؛ همانگونه که من مختارم که بدان عمل نمایم یا ننمایم، نه از گرفتن روزه ی من بر خداوندگارم چیزی افزوده خواهد شد، و نه از...

24
خرداد1396

پروردگارا کاش به همین جهان تمامش می کردی

پروردگارا کاش به همین جهان تمامش می کردی

پرودگارا! ایزدا! باز صدایت می کنم، زیرا به تو نیازمندم، از سر نیاز، از سر ناچاری، از سر ضعف و گرفتاری، به خاطر تنهایی، به خاطر فقر و نداری، به خاطر فهم ناچیز، به خاطر هزاران ابهام، به خاطر سرگردانی و سر گشتگی و... باز تو را می جویم، کاش می شناختمت تا رجوعی از سر عشق و معرفت به تو می داشتم، کاش زیبایی هایت را می دیدیم و آنگاه شیفته ات می شدم و... اما در حالی که تو خود هزار سوال بی جواب، و هزار سیاه چاله های نادیده ایی، باز تو را محکم ترین نقطه قابل...

22
خرداد1396

داعش مسلکی یعنی گوش به فرمان، عقل، دین، انسانیت تعطیل

داعش مسلکی یعنی گوش به فرمان، عقل، دین، انسانیت تعطیل

 داعش را نباید یک گروه، بلکه یک تفکر باید دانست، زمانی که در 17 خرداد 1396 آن برادر هموطن و تروریست داعشی ما با لباس مبدل وارد محل ساختمان دیدارهای مردمی با نمایندگان مجلس شورای اسلامی شد، و نقاب از چهره برداشت و هموطنان حاضر در این مکان عمومی او را حامل پرچم سیاهی دیدند، که شهادتین را به رنگ سفید بر پهنه پارچه ایی سیاه نقش بسته بود، فورا به مرام و منش او پی برده و ناخودآگاه پا به فرار گذاشتند، زیرا می دانستند وقتی او مامور به عملیاتی شود، دیگر نه دین دارد، نه انسانیت، نه مرام...

16
خرداد1396

خاطرات 17 ماهه آخر جنگ – سال 1367 بدترین سال جنگ بود (2)

خاطرات 17 ماهه آخر جنگ – سال 1367 بدترین سال جنگ بود (2)

با بازگشت به مقر "چهارزبر" در نزدیکی سه راهی کوزران در حاشیه شهر کرمانشاه، طبق معمول مصیبت هم آغاز می شد و دوره انتظار دوباره هم فرا می رسید، و بعد از هر بازگشت از عملیات ها، باید مدت ها منتظر حرکت بعدی می شدیم، و این انتظار سخت تر از حضور در منطقه و تحمل کارهای سخت عملیاتی بود، و ترجیح می دادم در عملیات باشیم تا در مقرهای عقبه که بیکار به انتظار حرکت بعدی بنشینم، هر چند دوره های آموزشی و... سرگرم مان می کرد، ولی کاری نمی توانستیم بکنیم؛ اما اکنون تا پیش از هر اقدامی...

13
خرداد1396

خاطرات 17 ماهه آخر جنگ – سال 1367 بدترین سال جنگ بود (1)

خاطرات 17 ماهه آخر جنگ – سال 1367 بدترین سال جنگ بود (1)

سال 1367 شاید بعد از سال اول جنگ و هجوم های ناگهانی دشمن که از تاریخ 31 شهریور1359 آغاز گردید، و ما در بدترین شرایط آمادگی و انقلابی کشور، بسیاری از مناطق خود را از دست دادیم، بدترین سال جنگ بود، و ما همه آنچه بر اثر سال ها نبرد وجب به وجب بدست آورده بودیم، و اینک در ابتدای سال 1367 در دست داشتیم، را به یکباره و در 3 تا 4 ماه از دست دادیم، و این بسیار تلخ، عبرت آموز، قابل بررسی، شک برانگیز و... است که چرا و چگونه به این نقطه رسیدیم. فکر کنم این...

10
خرداد1396

قاضی القضات به وکیل مردم می گوید شما چه کاره اید؟!!

قاضی القضات به وکیل مردم می گوید شما چه کاره اید؟!!

جناب آقای صادق لاریجانی خطاب به کسی که خود "رییس جمهور" مستقر و البته منتخب ملت است، فرمودند "شما چه کاره اید؟"، اما قانون، عرف، شرع و... همه می گویند که رییس جمهور در کشور "کاره ایی هستند و وظایفی دارند بزرگ و عظیم" و مسولیت رفع مشکلات کشور در بسیاری از امور با ایشان است، اما از شما جناب قاضی القضات می پرسم، چطور موقعی که می خواستید با او مبارزه انتخاباتی کنید تمام معضلات مربوط و نامربوط کشور را به او و کابینه اش نسبت دادید و از او که هیچکاره اش می پندارید، پاسخ مطالبه کردید، و...

07
خرداد1396

خاطرات 17 ماهه آخر جنگ – عملیات های بیت المقدس 2 و 3

خاطرات 17 ماهه آخر جنگ – عملیات های بیت المقدس 2 و 3

اینک که انتخابات پرشکوه و حماسه ایی دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا با متانت، صبر، موفقیت و بلوغ چشمگیری که توسط این مردم به منصه ظهور درآمد، و به پایان رسید، و پیروزی آن نصیب مردم ایران و کاندیداهای محبوب و مد نظر آنان شد، و این مردم بار دیگر بلوغ فکری پیشرفته خود را نشان داده و به رخ جهانیان و از جمله کشورهای اروپایی کشیدند، که پیش از این، آنان نیز به یارانه و وعده دهندگان آن در کشور خود نه گفته بودند؛ وعده دهندگان یارانه ایی که می دانستند، تزریق این پول به...

پست های قدیمی تر

 
لطفا موقع استناد به مندرجات این سایت از ذکرمنبع دریغ ننماید.