شاید دود درختان را از سرما حفظ کند
21 فروردين ,1399 33

کشاورزان دیشب هر چه در چنته داشتند رو کردند

دیشب شهرستان شاهرود را دود گرفته بود، کشاورزان با افروختن آتش در باغ های پر از شکوفه و میوه های نو رس خود همه تلاششان را کردند تا بلکه مقداری از محصول خود را از سرمای عارض شده، برهانند، اما با هجوم سرمایی که من دیدم، این تلاش مقدس و خالصانه، گرچه مرحوم پدرم معتقد بود "خداوند هیچ تلاشی را بی اجر نخواهد گذاشت"، اما "آب در هاون کوبیدن" بود. کرونا همه اش هم شر نبود، جدای از فلاکت و مرگ های بیشماری که نصیب انسان کرد، شمارش خوبی ها و فرصت هایی که فراهم کرد، نیز کمی مشکل است، از جمله، قرنطینه فرصتی را برایم فراهم کرد تا با اهل طبیعت و خاک، و روزی گرد آورندگان مستقیم از آن، امسال بیش از سال های گذشته همنشین، همدل و همکار شوم، و در کاشت صدها درخت در این فصل کاشت، و در فرصت قرنطینه خود در صحرا، مشارکت کنم، و برگ هایی از زندگی را در این روزهای مرگ و هراس، با زندگی و زندگی آفرینان ورق زدیم؛ کشاورزانی که درآمد خود را از خاک می جویند، آری در این روزهای قرنطینه، در سلک آنان در آمدم. ایران کشور میوه های متنوع است، و متاسفانه سال هاست که گرفتار آثار زیانبار تغییرات اقلیمی جهانی شده، و هر ساله کشاورزان…
تظاهرات چشم ها
20 فروردين ,1399 45

راه از دل خواهیم جست

راه از دل خواهیم جست روزی می‌آیی که به دیدارت نیازی نیست [1] شاید در آن حال بی نیازی هم باز نیایی، مثل آن همه نیامدن هایت، اما تا به حال برایمان، به سان نوشداروی بعد از مرگ سهراب بودی، رفتند و می روند، وز تو باز، خبری نیست، چشم ها به راهت سپید شدند، راهی که مسافری برایمان نداشت، شاید این راه بی مبداست؟! شاید هم هرگز نباید چشم به راهی، داشت، اما بی خیال آمدن و نیامدن ها، سخت به دیدارت محتاجم، به غیر از تمام گره های که، باز شدنش انتظار دستانت را می کشند، هزار گلایه برای طرح دارم، شکایت ها، رسیدگی ات را انتظار می کشند، شاید از بیم این گلایه ها و شکایت هاست، که نمی آیی؟! منتظر خلاصی از آنی، پیش از آمدنت، اما بیایی و یا نیایی، ما راه خود را خواهیم رفت، همان گونه که رفته ایم، در نبودت، راه از دل خواهیم جُست، دلی که راهگو و رازگویِ تنهایی های دائم ماست. 20 فروردین 1399 [1] - بخشی از شعر استاد سید عبدالحمید ضیائی، تحت عنوان رازی نیست : در انتظارِ آدمی، همواره رازی نیست روزی می‌آیی که به دیدارت نیازی نیست زیباتری از صُبحگاهِ روزِ صُلح، امّا این پَرچمِ اندوهگین را اِهتزازی نیست در دستِمان، دسته…
یک کاسه قند
17 فروردين ,1399 63

لطیفه شاهرودی - دروازه ها بسته، تست کرونا و شاهرودی بودن

شاهرودی ها حتی مرگ را نیز به سخره می گیرند، در این وانفسای کشتار کرونا و به تعطیلی کشاندن ایران و جهان، حتی با این بلیه ناگهان (ناگمانی) هم شوخی می کنند ، این هم لطیفه ایی شاهرودی در این رابطه : با توجه به بسته شدن تمامی راه های ورودی به شاهرود و با عنایت به مصوبه کمیته کرونای شهرستان، زین پس صرفا داشتن پلاک شهربانی ایران 96 دلیل کافی برای ورود به شاهرود نخواهد بود، و سرنشینان اتومبیل های ورودی پس از گذراندن تست ویروس کرونا، باید "تست شاهرودی بودن" را نیز با موفقیت طی کنند. بدین منظور هر فرد لازمست، برای سوالات زیر پاسخ صحیح و مناسبی داشته باشند، تا جواز ورود به این شهرستان یابد : ضرب‌المثل "دنیا هابیه هاگرد واگرد..." را تکمیل کنید در ضرب المثل : "نُنِش نِداره اِشکِنه، ... چناره مِشکِنه" در جای خالی چه کلمه ای قرار می‌گیرد؟ تلفظ "آب" در لهجه شاهرودی چیست؟ "شبدری" کجاست نام قدیم "میدان بسیج" چیست؟ "پلخمون" چیست؟ "کلیندون" چیست و چه کاربری دارد؟ "زنگیچه" به کدام بخش از بدن گفته می‌شود؟ تفاوت "زنگلاچو" ، "کِشته" و "بُلبُلی" و "قیسی" با یکدیگر در چیست؟ "تکیه نون خشک" و "ده سولاخه" کجاست؟…
خلوتی خواهم که گویم راز دل
15 فروردين ,1399 68 1

پروردگارا! وقتی به خود احسن می گفتی نگاهت به کجا بود

ایزد یکتای من! ای آخرین پناهگاه ما! ای مرجع رجوع به هنگام بیکسی! ای آخرین افق و جهت نگاه مظلومان و برخاک نشستگان! ای نخ تسبیح جهان خلقت! کجایی نمی بینمت! تو را نمی شناسم، برایم نام هایی هستی که طول و عرض و ارتفاع وجودت را می گوید، اما تبلورش از چشمم دور است. نمی بینمت، نه در طول، نه در عرض، و نی در ارتفاع، در حالیکه طول و عرض و ارتفاع را مملو از تو می دانم، در چهار جهت که می نگرم، تو را نمی یابم، در حالیکه معتقدم در هر جهت که بپیماییم، باز به تو ختم خواهد شد، بودنت را حتمی دانسته، اما این بودنت، ما را چه سود، که حتی فریاد مان آنگاه که "کارد به استخوان رسیده است" [1] را هم نمی شنوی، چه رسد به زمزمه های دائمی [2] که هر روز و شب در مقابل تو تکرار می شوند. می دانم هستی، و به حتم هم باید باشی، که اگر نباشی، وای بر ماست! آنقدر حساب و کتاب هاست که در نبودت از بین خواهند رفت، که دود از سر انسان عدالتخواه و منتظر برگزاری دادگاه های مبتنی بر عدل تو، بر هوا خواهد خواست، ایزدا! اگر تو نباشی و حساب و کتابی نکنی، باید از اشک چشم ها کور شوند، چرا که هزاران هزار شکایت را خود، در این عمر کوتاه، به چشم…
بر آتش آندازی مرا
13 فروردين ,1399 70 1

بگذار یغما شدگان تنها، بر این دام لا فرار

بگذار یغما شدگان تنها، بدین دام بی فرار ماییم دو دوزگان در این اقیانوس بی حصار هم گونه گون کشیم ز خود، هم بار روزگار توفان و سیل بَرَد، دلی که از سنگ گشته است این سنگ هم باز به چشم ما خستگان، چو خار ما کاروان غارت شده، از کار و بار خویش این کار و بار به گردن، خود یک وبالُ بار چنگی به دل نمی زند این موهبت که داد چنگیست این داشتن خود، باریست بر دلِ زار گاهی هجوم می برد او سخت بر کاروان ما ما هم به رغم عشق بدو، اما در حالت فرار شاید رسد زان مائده، ناگاه خوش نمی، ناخواسته آید و گیرد، بر این بالینِ خوشقرار این است رسم بردن و کشتن به روزگار با سرفه های خشک رسیدن، و الفرار ای تُنگ آبِ دل، جمع کن تو طُره ات بگذار یغما شدگان تنها، بر این دام لا فرار به نظم در آمده در 12 فروردین 1399
میوه درخت زردآلو
12 فروردين ,1399 76 1

چشم کشاورزان مانده بر شاخه های سرد و یخ زده زردآلو

جهان در حال خروج از ریل جاری و طبیعی خود است، ریلی که سال ها در آن استقرار یافته بود، و اهل دنیا خود را با آن وفق داده، و برنامه زندگی خود را بر آن چیده بودند، داستان آنچه بر درخت های زردآلو [1] می گذرد، که قدمتی به بلندای تاریخ حوزه تمدنی ایران دارند، خود نمونه ایی از این گفته است؛ فراوانی این درخت میوه در حوزه تمدنی ایران به حدیست که آتشدان مقدسِ انبوه آتشکده های بیشمار یزدان پرستان را برای قرن های پی در پی، روشن نگه می داشته، چراکه چوبش دیرسوز و بلندسوز است، از این رو کُنده های این درخت باستانی آنقدر مناسب است، که قدر پیش کشی به درگاه ایزد یکتا را یافته، و باب میل معبد، معبدداران شده، که از همه مواهب دنیا بهترینش را همواره به نام خداوند، و به نیابت از او انتخاب، و به مصرف می رسانند و... اما چند سالی است که دیگر با خروج شرایط آب و هوایی از ریل هزاران ساله خود، کاشت این درخت مقدس در بین ایرانیان نیز، به رغم گرایش بدان، دیگر چنگی به دل نمی زند، و می رود تا زنجیرهای تاریخی را هم قطع کند؛ چرا که زمستان پر بارش که نوید بهاری پر محصول را می دهد، در بزنگاه پایان زمستان و شروع بهار، و به…
دنیا مثل این جعبه ابزار است انسان ها هرکدام خود در آن نقش منحصر به فرد دارند
08 فروردين ,1399 97 10

کرونا، نمایش جهانی شدن در دوره غم انگیز جولان محدودگرایان

همه گیری دومینو وار انتشار ویروس کرونا در جهان، یک پرده کامل از نمایش وجود حقیقتی به نام دوره "جهانی شدن" [1] را به چشم همگان کشید، حقیقت روشنی که روزگاری تنها به چشم تیزبین و دنیا دیده ایی، همچون مُصلح الدین سعدی شیرازی آمد، تا با گزاره "بنی آدم اعضای یکدیگرند" فرمول جهانی شدن، جهانی فکر و عمل کردن، را بیان کند، که "چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار"، اما امروز این حقیقت دیگر تنها بر چشمان قدرتمند سعدی آشکار نیست، بلکه بر همه ما روشن شده است. ما ایرانیانی که چنان در هپروت فراموشی، غفلت و بی خبری فرو رفته بودیم، که حتی تا اوایل همین دوره پهلوی و یا انتهای پادشاهی قاجارها (یعنی نزدیک به یک سده قبل)، خود، تمدن، حیثیت جغرافیایی و ملی خود را چنان فراموش کردیم، که حتی از موجودیت کشوری مثل ایران، که در آن زاده شده و هزاران سال در آن تمدن ما جریان داشته است، هم در بی اطلاع قرار گرفتیم، لذا همچنانکه روشنفکران آن دوره نیز در بیانی دردمندانه می گفتند [2] که اگر از یک ایرانی که راهی کشورهای دیگر است، می پرسیدند، اهل کجایی؟ او منطقه تولد خود (شاهرود) را به عنوان وطن (ایران) بیان…
سوراخ های زیادی را باید گل گرفت تا عده ایی آرام زندگی کنند
06 فروردين ,1399 82

اداره جامعه بیزانسی، حرف هایی که خود قانون می شود

مقدمه سایت یادداشت های بی مخاطب) : استانبول را باید پایتخت امپراتوری ها نامید، و متاسفانه امپراتوری هایی که بیشتر بر پایه مذهب شکل گرفتند و هر یک در ظلم و تعدی، گوی سبقت را از دیگری ربودند، روزگاری در این شهر، امپراتورهای بیزانس [1] یا همان روم شرقی حکم راندند، که پایه حکومت آنان بر کیش مسیحی بود و به نام خدای مسیح ظلم می کردند، و بعد نیز امپراتوری عثمانی [2] که آن نیز بر پایه مذهب اسلام شکل گرفت، و صحنه هایی از ظلم های شرم آوری را در تاریخ به ثبت رساند؛ از این رو است که وقتی ریشه و سابقه خشونتی که اکثریت نژاد صرب مسیحی یوگسلاوی سابق، بر مردم اقلیتِ مظلوم و محاصره شده مسلمان بوسنی و هرزه گوین روا داشتند را دنبال کنی، خواهی دید که یکی از ریشه های آن، همان ظلمی است که روزگاری عثمانی ها بر مردم آن سرزمین روا داشته بودند؛ و البته این همان جهل بشر است که زمان نمی شناسد، و می تواند کار را به جایی برساند که انسان قرن بیستمی، همان جنایات قرون اولیه یهود، مسیحیت، مسلمان، هندو و... را در این زمان، و در اوج فرهنگ بشر بروز دهد، و مرزهایی از اوج را بشکند که بر این نکته پای فشارد که گویا بشر شامل…
وقتی ترامپ برجام را بی اثر کرد شاید او هم اشک ریخت
04 فروردين ,1399 167 5

قهرمانان خود را به آب و آتش می زدند، تا جنگ نشود

گسترش ویروس کرونا در ایران، و کشتار بی رحمانه این غول کوچک، اما به بزرگی "دشمن بشریت"، ایران و جهان را به تعطیلی کشید، این شرایط همه را به قرطینه و خلوت فرا خواند، در این بین، یکی از دوستان برای گذران این دوران، مطالعه بریده ایی از کتاب "هر روز موهبتی است" نوشته آقای جان کری، وزیر خارجه وقت امریکا در دوران مذاکرات برجام، را به من پیشنهاد داد؛ که شامل لحظات دلهره مقامات مذاکره کننده است، که به خوبی به وجود دشمنان قرارداد صلحی اشاره دارد که آن را دنبال می کردند، و اینکه طرف امریکایی (که ما او را دشمن خطاب می کنیم)، طرف ایرانی خود را نیز درک می کند که با چه جماعتی در داخل و خارج مواجه است و برای مذاکره و به سر انجام رساندن این قرارداد، از چه سدهای بزرگی باید عبور کند؛ اسراییل، دلواپسان داخل ایران، جنگ طلبان داخل امریکا، فرانسوی ها، اعراب خلیج فارس و... خواندن این خاطرات به درک شرایط آن روز کمک می کند و تحلیل امروز را نیز راحت تر خواهد کرد، فرصت های بزرگی که از دست رفت، چرا که طرف های مذاکره کننده از ترس تحرکات جنگ طلب ایرانی و امریکایی و منطقه ایی، که برای نرسیدن به صلح تمام تلاش خود را…
خداوند می تواند امید را به زندگی شما باز گرداند، حتی وقتی که ناامیدی شما را فراگرفته است
29 اسفند ,1398 122 5

حال و هوای غمبار آخرین ساعات سال 1398 وآغاز 1399

سال 1398 را در حالی به پایان می بریم که در این ساعات پایانی اش، ایران و ایرانی حال خوشی ندارد، در طول سالی که گذشت، این مردم و کشور مثل شکار محاصره شده ایی در میان گله گرگ ها، هر روز از طرفی مورد هجوم خودی و غیرخودی بود، از آسمان و زمین بر ایران بلا بارید، و در این حال از تل انباری از مسایل حال و گذشته نیز رونمایی شد، آنقدر سلسله رویدادهای غم انگیز ادامه دار بود که انگار همه را گرد آورده بودند، تا در سال 1398 از آن پرده برداری کنند، و بر سر این مردم بریزند. حتی بعضی مشکلات تاریخی، چون جهل که افشاریه، صفویه، قاجاریه، پهلوی ها، انقلاب چهل و یک ساله از حل آن وا ماندند، و اصلاح گران بزرگ تاریخ معاصر ایران به پایش زانو زدند، امروز در کشاکش این روزهای سخت سایه سهمگینش را بر شانه های این مردم انداخته است؛ و هر بحرانی نیز که روی داد، پرده از مشکلاتی بر داشت که سال هاست اکثر حکام شل و سفت، سعی در حل آن نمودند، و اما چون نتوانست، با خاکستری نازک آنرا پوشانند، و تحویل بعدی دادند، اما امروز نسیمی که ویروس کرونا بر دردهای تاریخی ما وزاند، از آن ها نیز لایه برداری کرد و ستر عورت شدیم. سال پر دست…
بر باد رفت صورت بی بنیادم
29 اسفند ,1398 91 1

ملعبه عشق بی حاصلِ چشم هایی که از تو ربود امیدم

سالم به پایان رفت، و من در جای خود، ویران و حیرانم چیزی نیفزودم به جز ماندن، به جز نامحرمی، بر طاق و ایوانم این آمدن، رفتن، حکایت چیست؟! هیچش نمی دانم این است بودن، رفتن و دیدار؟! باز بر این نیز خواهانم! سعیم را صفایی نیست، بدین چرخیدن هاست، که بیمارم زین آمدن، گشتن، نیافتن، غارت شدن هاست، که باز ویرانم هر دم سرابی، سرّ آب را می گوید، و باز مدهوشم اما کجاست هوش و عقلی که گوید بر چه خندان، یا گریانم کاش در میان هاله های نور، من هم تو را با چشم می دیدم اما نه هاله بود و نه نوری، که من جز نام از تو، هیچ نشنیدم زن تو نهیبی، که پنجاه رفت و دیگرش نیز بگذرد، باز در خوابم خوابی به طول عمر، عمری که گذشت، و باز مهجورم هشتم به زیر هشت رفتُ، نیامد صدا و بارقه ایی، از امید کامم به تلخی رفتُ، عمر به سختی، کین را چه تقدیرم؟! هر دم رسولی از تو رسید و من به جای تو بر او شدم عاشق گشتم ملعبه عشق بی حاصلِ چشم هایی که از تو ربود امیدم امروز خسته و افتاده ام به راه، و باز نمی دانم، میانه ام یا به ابتدا، یا در انتها افتادم به گرد و خاک، نابینایم به نظم در آمده در 28 اسفند 1398
شکوفه های زردآلوهای به گل نشسته در شاهرود
25 اسفند ,1398 84

شکوفه های زردآلو، حکایت بهارهای مکرر به خزان نشسته

شکوفه های زردآلو چنان از شاخه های بی برگ، بیرون زده اند که گویا، تعجیل دارند تا پیش از همه، نویدبخش آمدن بهار باشند، سپیدجامگان خوشخبر، دوان دوان می آیند، تا مژده بهار و فراوانی، و آمدن گاه تغییر ریل زندگی را به همه، باز گویند. غنچه ها، بی هیچ تاملی مثل رگبار می آیند، به رغم این که سال هاست که تن لطیف شان در مسیر دادن این خبر خوب، پیشمرگ برگ های سبزی می گردد، که در پس قتل غنچه ها، بر تنه درخت بهار کرده، می رویند، و بی ثمر تا پایان پاییز بر درخت می مانند، و در حالی که نظاره گر بی ثمری خود هستند، و در نبود ثمری که این غنچه های لطیف باید به بار می آوردند، خود در سلامت کامل سال را طی می کنند، فارغ از اینکه در آخر سال ابتدا به یک رسوایی جمعی مبتلا شده، آنان نیز مفتضح به باد خزان سپرده خواهند شد. اما عجیب است به رغم این که سال هاست غنچه ها، قربانی تعجیل خود شده، هر بار در دام سرمایی بی موقع و بی رحم گرفتار می شوند، اما انگار روح این گل های بهاری هم از خطرهای مکرر، بی خبر است، و یا گویا ضعیف ترها همیشه شجاع ترند، یا اینکه امر بر این تعلق گرفته که روئین تنان در غلاف های گرم و نرم بمانند و…
گاه کسانی باید ازعلایم راهنمایی پوسته برداری کنند تا فهمید به کجا می رویم
24 اسفند ,1398 88 1

بیدارگر ما انسان ها، گاه فقط مرگ و خون و دشواریست

"انسان" نامیست که بر خود نهاده ایم، یا این که خداوند ما را بدین نام صدا کرد، هرکدام که درست باشد، به حقیقتی درست اشاره دارد، واژه انسان از نسیان یعنی فراموشی، می آید، و بشر این قابلیت را دارد که دردی کشنده را از فردای کسب سلامت، و راحتی، و یا در طی دوران طولانی وجود درد، فراموش کند و یا دوره فراموشی اش را آغاز کند. و این البته مکانیسم خوبی برای بقای انسان است، چرا که اگر این فراموشی ها نبود، انسان زیر خروارها درد و غم تل انبار شده، له می شد، و از بین می رفت. اما متاسفانه گاه خود این فراموشی از وضع خود، به دردی بی درمان تبدیل می شده، خود باعث ایستایی و عدم تغییر در زندگی انسان می گردد، و ما را در وضعیتی مستقر و مردابی قرار می دهد، تا درجا بزنیم و بپوسیم، اینجاست که به ترکه ایی سخت نیاز داریم، تا بیدارمان کند و از فراموشی های عارض شده، خارج شویم؛ گاهی فقط این فقدان های بزرگند که ما را، که با هرگونه تفکر بیگانه ایم، و فکر کردن در برنامه ما زندگی ما اصلا نیست، و یا با خواندن و مطالعه، بیگانه ایم، بیدار کرده و نقش بیدارگر را برای ما بازی می کند، گاه نیز این تنها خون است که باید از گلوی…
کرونا کوچکی بزرگ
22 اسفند ,1398 140 8

کرونا تاج کوچکی به سنگینی هزار خروار حرف گفته و نگفته

قدرتمندی نمی توانست این چنین قدرتمداران، اعیان، اشراف، فقیر و غنی را با هم خانه نشین کند، همه را از جمله دارندگان قدرت های افسانه ایی را از رجزخوانی و بار عام دادن های پی در پی باز دارد، پر گوها را خاموش کرده و به گوشه های به اصطلاح امن براند، و از فقیر و غنی به یکسان جان بستاند، کرونا آنقدر ریز است که نمی توانند او را بیابند، و آنقدر درشت است که همه مسایل بزرگ و کوچک را تحت الشعاع حضور خود قرار داده است. تنها عیبی که دارد، این است که ضعفا را می کشد، به رغم انتظاری که از "روح طرفدار ضعیف" ما نشات می گیرد، و البته او این عمل خود را از قانون حاکم بر طبیعت، قرض گرفته و در سیاست اجرایی خود قرار داده است، بله کرونا ضعیف کش است، آنهایی که نقطه ضعف جسمی دارند را به راحتی گریبان گرفته و زمین می زند، و می کشد و زمین را از ضعفا پاک می کند. او آمد تا اهمیت علم را دوباره گوشزد کند، آمد تا دوباره وابستگی و پیوستگی ما را به هم یادآوری کند، آمد تا به ما یاد دهد که باید به فکر تمام بشریت بود، که "چو عضوی بدرد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار"، آمد تا اعلام کند که مرزهای مصنوعی ساخته شده توسط…
نخست وزیر هند در بین همکاران RSS خود با یونیفرم گروه و ژست سازمانی مخصوص گروه آر.اس .اس
21 اسفند ,1398 118 2

هند واجد طولانی ترین جنبش فاشیستی زنده جهان – RSS

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب): ملت هند نیز همچون ملل دیگر منطقه ما، ملتی مظلوم و زجر کشیده اند، آنان بعد از دهه ها مبارزه علیه استعمار بریتانیا، انقلاب شان به رهبری مهاتما گاندی به پیروزی رسید، گاندی را به حق باید روح بزرگ ملت هند نامید، چرا که او رهبری آزاد اندیش، اهل مدارا، و تسامح و تساهل فکری، مخالف خشونت در فکر، عمل، سیاست و... بود. انقلابش در سال 1947 به پیروزی رسید، اما این غنیمت عظمای دوران مبارزه ی بدونِ خشونت، و واجد مدارا (حتی در حق دشمن)، درست چند ماه بعد از پیروزی، توسط افراط گرایان مذهبی هندو، به شهادت رسید، و ترور شد، مبنای عینی این شهادت نیز دفاع آشکار و روشن او از حق اقلیت (مسلمان) ساکن در داخل هند، در برابر بی رحمی اکثریت کینه جوی هندو بود، که زمان پیروزی را به رود خون انتقام و تسویه حساب های سیاسی مذهبی خود تبدیل کرده بودند. هر چند این رهبر انقلابی و آزادمنش هندی که الگوی انقلابیون جهان است به واسطه تفکر انسانی اش بلافاصله بعد از پیروزی شهید شد، ولی شاگردان و همکارانش نهضت او را حتی بعد از شهادتش ادامه دادند، و از جمله قانون اساسی را نوشتند که در آن اساس…
او را از لباسش شناخته، محاصره کرده و می زنندش
18 اسفند ,1398 282

کشتار، جنایت، تعصب مذهبی، آنچه بر خیابان های دهلی رفت

دست های قدرت سیاسی پشت پرده با توجه به منافع و اهداف سیاسی و... خود تصمیم می گیرند، و پیاده نظام عقل تعطیل نیز مجری شده، و جنایت های ضد بشری و دون شان انسانیت، و حتی حیوانیت را می آفرینند. تصمیم دولت حاکم ملیگرای مذهبی هندو به رهبری آقای نارندرا مودی از حزب BJP، مبنی بر مستثنی کردن اقلیت مهاجر مسلمان ساکن هند، از شمولیت در قانون اعطای شهروندی به مهاجران از کشورهای همسایه در جنوب آسیا و... به هند، باعث شد، تا اقلیت بزرگ مسلمان هند، بار دیگر با این واقعیت مواجهه شوند، که از دیدگاه ملیگرایان مذهبی هندو که اکنون حاکمیت را در روند دمکراسی این کشور در پایتخت، و در دولت مرکزی در دهلی به دست گرفته اند، این اقلیت بزرگ را در کشور خودشان به عنوان بیگانه های ناخواستنی نگریسته و با آنان به همین نگاه معامله و رفتار می کنند، لذاست که اقلیت مسلمان در مواجهه با این حقیقت، اعتراض خود را با استفاده از ظرفیت های قانونی مندرج در قانون اساسی هند، که حق اعتراض و اعلام آنرا کاملا به رسمیت می شناسد، اعلام کرده اند، و نظر به ظرفیت های سکولار (جدایی حاکمیت از مذهب)، و پلورال یا تکثرگرا (حق تکثر و تنوع مذهبی،…
از کوتاهی ماست که دیوار بلند است
17 اسفند ,1398 112

ابتدا انسان را به استضعاف می کشند، بعد هم به بند و بندگی

بشر را یکی از خود او، از نوع او، همسان اوست که، ابتدا به استضعاف کشیده، در اوج ضعف، او را به بند در آورده و در نهایت، بنده ی همنوع خود می سازد؛ بند کنندگان، انسان آزادی را که باید پرواز کند، اوج گیرد و به بلندای انسانیت رسیده، و به سان خداوندگار خود شود را، در بند نگهداشته تا او را ذلیل و خوار کرده، به سطح حیوانیت کشیده، و بلکه از حیوان پست ترش کنند، لذا به بند کشندگان بشر، از ظالمینی اند که هرگز بخشیده نخواهند شد، و شاید در ظلم و انواع آن، بی نمونه باشند، چرا که انسان بند کننده، و بند شونده هر دو ضایع می شوند، و این انسانیت اعطایی توسط خداوند به بشر است که در اثر عمل آنان نابود می شود. گرچه شاید شیطان در فرهنگ ادیان ابراهیمی، خود یک تمثیل باشد، مثل همان نهرهای عسل و شیر که در بهشت وصف شده اند، و یا در قرآن از آن سخن گفته شده است، اما این که شیطان هست یا نیست، یا او همان اهریمن است یا دیو در فرهنگ آریایی و...، آنچه روشن است این که امروز و دیروز و در هر دوره ایی می توان شیطان را دید که با تمام امکانات، به مدد افرادی می آید، تا شرایطی مهیا کنند، که انسان آزاد آفریده شده را ابتدا به…
از زمان تصویب قانون جدید شهروندی هند، معترضین، در اغلب موارد اعتراضات صلح آمیز و آرام داشته اند، اما این اعتراضات آرام با زور دولتی مواجه شده است.  عکس توسط عدنان عبیدی – رویتر
10 اسفند ,1398 367 9

اقلیت ها، بی پناه ترین ها، لزوم سپردن حفاظت از آنان به سازمان ملل، هند

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) : هند سرزمین تکثر، تفاوت و تنوع است، چه به لحاظ ایده های متکثر، چه مکاتب مذهبی متنوع، چه ادیان متعدد، چه فرهنگ های جور واجور و... و انگار خداوند هند را به عنوان سمبل تکثر و پلورالیسم آفرید تا به انسان گوشزد نماید، که به دنبال یک دست کردن بشر نباشد، چراکه او ما را متکثر و متفاوت آفرید، و این تفاوت مایه فخر نبوده و نیست، بلکه تنها وسیله ایی برای شناخت همدیگر است. این تکثر و تنوع که نمود عینی خود را بر هر مشاهده گری که به مطالعه شبه قاره هند اقدام کند، تحمیل می کند، ناشی از جوهره فرهنگ باستانی هند است که بر پایه تسامح و تساهل قرار گرفته، تا آنجا که حتی مهاجم ترین ایده ها، نیز در این سرزمین، با نحله های اهل تسامح و تساهل خود موفق به حضور موثر شدند. لذاست که امثال خواجه معین الدین چشتی، خواجه نظام الدین اولیا و... و طیف عرفای مداراجوی مسلمان از این قبیل بودند که اسلام ماندگار را در این سرزمین گستراندند و هجوم های غارتگرانه و زور شمشیر فاتحان مسلمان، و حتی تفکر خشن وهابیت و افراط گرای معاصر نیز، گرچه به لحاظ نظامی در هند موفق بود، اما در دراز مدت تنها…
خود را در چروک های صورتش گم دیده ام اکنون
اسفند 08, 1398 125

باید راه دیگر جُست، ایستادن را نشاید

پیر مردی، تَکیده، خشک، از گوشتی بر استخوان مانده، نشسته پای شعله هایی چند، که از نیم سوزِ کُنده ایی، گهگاهی، بر پاست، حکایت می کند، این روزهای سرد پاییزی، که : شب ها مان، هر روز طولانی تر می شود اکنون، تاریکُ، گاه شب های مخوفِ سردِ پاییزی، گرگ ها بر پهنه دره، زوزه از عشق دریدن می کشند هر دم، نگاهم سوی بالا دست، شاید دستی، به یاری آیدم، یک لحظه، یا روزی، ولی انگار دستی را، سوی پایین دست، سمت و سویی نیست، و من غرقم، در هیاهوی داستانی چند؛ که از یاری سخن گفته! از دستگیری ها! و این نیز، جز نومیدی،…
انتهای نبرد برای آزادی
اسفند 05, 1398 151

آخرین روزها و نفس های یک تک سوار

در مزارآباد [1] شهر [2] افتاده، از نفس [3] مرده اند رزمندگانش، یک به یک، اندر سکوت، اسب های راهواری، که به تاخت، رفته اند تا اوج، آزادی، صعود، کُنج خانه یک به یک، آنان، تنها مرده اند، یا که می میرند آنان، یک به یک، تنها به کُنج، داستان ها شان، مانده ست، در دلُ، اینک رسیدند بر لحد، او که تا پایان خطِ، کسب آزادی دوید، مانده است اینک، به گفتن، یا نگفتن از نفیر [4] حق این دارد که گوید داستانِ رنجِ خویش؟! یا که باید بُرد، این داستان را بر سَبیل [5] سفره دل را کجا، اندر کدامین انجمن باز گوید،…
نقشی ز خون زده این عشق، بر دیوار ما
اسفند 04, 1398 117 3

یارب تو قطع کن این بند، که بند از دل تو نیز درید

من هم سوار باد کرده ام دل، روانم به سوی او گیر است دلم به پرتو آثار روی او دارد دلم هوای خوشِ، عالم آرای کوی او ‎ ای رستخیز قیامت کجاست نفخ تو ‎ تا که رسد دست، به کمند کیسوی دل آرای او‎ کی می دمی به بوق الرحیل از این غم ها ‎ کجاست دامن این صوت خوش الحان جوی او‎ من بی ملاحظه رفتم، به درب نا شکری‎ کی و کجاست غرق به سودای مَسکنت آرای روی او گفتی که باز گو با من از حال خویشُ، خود بگذر من هم سوار باد کرده ام دل، روانم به سوی او به نظم در آمده در 24 بهمن 1398 یارب تو قطع کن این بند، که بند از دل تو…
اسفند 02, 1398 202 1

فتح قله پیشکش، غنیمت مسیرهای کوتاه حضور

گاه سلب می شود، یا از خود سلب می کنیم. بعد از سه هفته، که از آخرین تشرف به کوه می گذرد، این هفته باز پای در مغناطیس جذاب کوهستان نهادم، هر چند دیگر همت فتح قله ایی، مدت هاست که نیست، اما پیمودن مسیر روتینِ کوتاهِ ایستگاه 5 توچال هم از دست رفته بود. زیبایی های مسیر پیمایش بعد از بارش های دیروز، صد چندان شده است، و حیفم آمد، از این مسیر روتین چند تصویری را ثبت نکنم، چرا که زیبایی ها، هر چند تکراری هم که باشند، اما هر بار بدیع اند، و شایسته شکر گذاری حضرت حق؛ به خصوص این روزها که دیگر حال و نشاط…

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر