25 فروردين ,1400 43 1

رازگویی و نیازگویی به دانای مطلق؟!

نور مطلق! مرا به سخن گفتن با خود فرا خواندی! اما سخن گفتن با تو بیهوده می نماید، تو نور مطلقی، و تاریکی ایی برای تو نیست که آنرا برایت روشن کنم، تو بدانچه باید آگاهی، راز پنهانی نیست که بر تو آشکار کنم، صاحب خبری، خبری از تو دور نمانده است، تا آن را بر تو برسانم و باز گویم، در احوال همه آگاهی، کجاست آگاهی ایی، که نزد من باشد، و پیش تو نباشد و... اما به رسم لوس های مضحکه جوی بازار لودگی این دنیا، به رسم کسانی که خود شیرینی می کنند و خود را جلو انداخته، بلبل زبانی می کنند، به رسم، بی تربیت ها، که حد و حدود وانهاده مجلس گرم می کنند، به رسم کلفت اندازها که چون آستین باز کنند، هزار حرف روشن و واضح دارند، که شنونده آنرا می داند، و وقتی می شنود، بر این تکرار می خندد، به رسم پر روهای عالم، که رویی چون سنگ پای قزوین، زمخت دارند، برای تراشیدن و خراشیدن روی دیگران، به رسم زنان و مردان پرگویی که، هنری جز گفتن ندارند، به رسم آنانی که تمام عقل و تفکرشان، در زبان شان جاری است، و از هیچ کس دریغش نمی دارند، به رسم آگاهانی که چون بر نادانان دست یابند، اظهار فضل کنند، و فخر فروشند، به رسم دانایانی که… ادامه مطلب
23 فروردين ,1400 50 2

بی پیر، چون میر مرو

بی پیر، چون میر مرو گفتم که ازاین خانه به شبگیر مرو تا دیده ز دیدن نشود سیر مرو هرجاکه روی برو، ولی "میر" مرو جایی است خطر خیز و تو بی پیر مرو [1] شبگیر مرا وعده ی آزادی و صبح است اینک تو مگو، تا که بر این خیز، تو بی پیر مرو صد پیر گرفتم در این عمر، به صد میر شدم گفتند همه، راه نه این است، بدین خیز مرو خیزی است سوی بخت بلند و شب کوتاه اینک که دلم خواست، مگو تو بی میر مرو من میر نِیم، پیر نِیم، راهورم من زین شب اینک که شب است، مگو بر این پیر مرو تیری به در آمد، ز آن چله سوزان سوزنده دل است، بر ره این پیر و این میر مرو راهیست پر از محنت و، دردست خشونت بی پیر، و با پیر، بدین وادی تکفیر مرو گفتست دلم، خیز تو بردار بلند بر درب یکی عابد و، صد شیخ بدین خیز مرو خواهم که روم، بدین ره پر محنت رفتن بُوَدم راه، مگو تو بی پیر مرو پیری است اگر نوا و نوری در رفتن ماییم همه شیر، نگو تو بی میر مرو سیر است دلم، به دیدن این همه ظلم ما دیده ایم سیر، مگو تو بی پیر مرو هر جا که روم بِه است زین ویرانه نی میرم و، نی شیرم و، نی "ره بی پیر مرو" ماییم خطر، در ظفر آید زین، رهجو ره جوید و، راه گوید و دل، که بی… ادامه مطلب
سردار عزت الله ضرغامی در حالی دریافت سردوشی
17 فروردين ,1400 180 3

مارکسیسم در لباس اصولگرایان؛ نان، مسکن، آزادی، حاشیه بر سخنان ضرغامی

جناب عزت الله ضرغامی از جمله ی کسانی است که با بالارفتن از دیوار سفارت امریکا تخم لق و خسارت بار بالا رفتن از دیوار حریم دیپلماتیک کشورها در تهران را، در روزهای اولیه انقلاب کاشتند، و هنوز که هنوز است تاوان آن عمل غیر اخلاقی، غیر عرفی و غیر قانونی، را انقلاب، مردم و کشور ایران می پردازند؛ او امروز در تکمیل آن عمل انقلابی خود! برای کسب کرسی ریاست جمهوری اسلامی ایران، به شعار کمونیست ها و مارکسیست رجوع کرده، و سخن از "نان، مسکن، آزادی" می گوید، هر چند کار بالا رفتن از دیوار سفارت امریکا در آن بلبشوی اول انقلاب، سمت سوی فلش مظنونیت را، به سمت نفوذ ابرقدرت شرق، شوروی و اذنابش در کشور و در بین انقلابیون می برد، و مانند سنگ بزرگی به نظر می رسید، که دیوانه ایی در چاه اندازد، و صد که نه، بلکه هزار عاقل، هنوز که هنوز است، نتوانسته اند، آن را از چاه روابط خارجی ایران با جهان، خارج کنند، و روابط ایران با نصف بلوک جهان، در آن موقع، یعنی بلوک غرب را مختل کرد، که هنوز این اختلال عمیق ادامه دارد، و سرانجامی برایش دیده نمی شود، اما به حتم روزی به عذرخواهی ما از این عمل خواهد انجامید، هرچند بخواهیم… ادامه مطلب
غلبه سرخی بر این صفحه تن ایرانیان را می لرزاند
11 فروردين ,1400 157 16

ایران نباید به میدان جنگ نیابتی چین و امریکا تبدیل شود

تاریخ معاصر ایران پر از حوادث تلخ و ناگواری است که ناشی از سمت و سو گیری های راهبران اصلی حاکم وقت ایران در دوره های مختلف آن، در روابط با قدرت های جهانیست، از رقابتی که رهبران قجری برای تکیه به دیگران جهت مقابله با تجاوز روسیه ایجاد کردند، که منجر به شکست خفت بار ما در مقابل روس ها، و از دست رفتن وسعت عظیمی از سرزمین های ایران، و امضای قرارداد ننگین ترکمنچای منجر شد، تا روی کار آمدن رضاخان پهلوی و تمایل او به آلمان ها، که به کودتای سفارتخانه های غربی در تهران علیه او، و هجوم نظامی خارجی ها از مرزهای شمال و جنوب، و در نتیجه تبعید ایشان به جزیره موریس و مرگ او در آنجا انتها یافت، و یا رفتن جانشین او به دامن غرب برای مقابله با نیروهای داخلی و محدود کنندگان قدرت شاه، در مجلس ملی ایران، که به کودتای ننگین 28 مرداد، و سرکوب نیروهای آزادیخواه و مترقی ایران، متکی به قوانین مشروطه ختم شد، و تلاش بعدی پهلوی دوم برای ایجاد تعادل، که ابتدا به جدایی بحرین از خاک ایران، و سپس به رها شدن و سقوط خود او در خلال خیزش سراسری مردم ایران در خلال انقلاب 57 منتهی گردید، همه و همه گویای نقش رهبران ایران در… ادامه مطلب
گاهی گوش هایت از شنیدن بعضی گزاره ه ها آتش می گیرد
08 فروردين ,1400 87 2

ایرانیان همواره برای حفظ ایران و هویت خویش در تلاش بودند

تلاش ایرانیان برای ماندگاری در نقشه تاریخ ملل جهان، همواره در جریان بوده، به طوری که در هر دوره ایی اگر بیگانه ایی [1] وارد ایران شد، شاهد و گواهی بر روند شدن ها شد، که آنرا یا گزارش کرد، و یا در روند آن تاثیر گذاری نمود، [2] روندی که در زیر پوست جامعه ایران همواره کم و بیش جاری بوده است، که اگر سه دوره اخیر در تاریخ ایران، یعنی قاجاریه، پهلوی و ج.ا.ایران را در نظر بگیریم، چه در دوره قاجار که جنبش تاریخی و پیشرو مشروطه رخ داد، که تحمیل قانون به حاکم جامعه، و تحدید قدرت او، و انتقال آن به مردم بود، و چه در دوره پهلوی که دو خیزش بزرگ نهضت ملی شدن صنعت نفت، و خیزش سراسری و بزرگ انقلاب 57 رخ داد که این دو نیز سخن از تکمیل روند مشروطیت و نگاهی بزرگ به استقلال ایران، نفی استبداد داخلی و سلطه خارجی را در صدر اهداف خود داشت، این روند در 42 ساله حاکمیت ج.ا.ایران نیز هرگز پایان نیافت، و تحرک و خیزش ادامه دارد، جنبش بزرگ اصلاح طلبی، که حماسه های حضور مردمی آن، نمونه ایی از این تلاطم برای رسیدن هاست. این است که باید گفت جامعه نخبه و عوام ایران بعنوان دو بال قدرتمند، و مکمل یکدیگر، در روند تاریخ… ادامه مطلب
04 فروردين ,1400 100 11

انتخابات، حرکت از کثرت به وحدت، فرار از خشونت

نوروز امسال، نوروزی انتخاباتی است، انتخابات در پیام های نوروزی حضور داشت، اما سرد و بی رمق به چشم می خورد، بعضی کاندیداهای احتمالی، برغم شیوع بیماری مرگبار کرونا، قرنطینه های سخت را سست کرده، سفرها و حضورهای انتخاباتی اعلام نشده خود را از چند ماه گذشته آغاز کرده، به هر بهانه ایی، بجا و نابجا، خود را در رسانه ها مطرح، و گاه حتی با حرکات جنجالی، به دوربین رسانه ها خود را تحمیل می کنند و... حملات و پاتک هایی علیه هم دارند، و این نشانه هاییست، از اینکه باز انتخابات در راه است، و قلب جمهوریتِ قانون اساسی، دوباره به تپش افتاده، و مثل همیشه نگران، تا به نظاره عملکرد سکانداران انقلاب بنشیند، تا میزان وفاداری آنان را به امانتِ قانون، پست های اشغال شده اشان، دمکراسی و حقوقی که "ولی نعمت های" آنان یعنی مردم به پاس دو خیزش عمده، تاریخی و آزادیخواهانه خود، یعنی انقلاب مشروطیت و انقلاب 57 کسب کرده اند، بسنجد. و بدین ترتیب آنان صحنه و فرصتی دیگر دارند تا نشان دهند، با چه درجه اهمیتی به مردم ایران می نگرند و برایشان شان قایلند، تا همین میزانسنج درستی مسیری باشد که توسط آنان طی می شود؛ زیرا اراده و… ادامه مطلب
کارت پستال تبریک عید غم انگیز 1299 خورشیدی
02 فروردين ,1400 51

او خود همه غروب است و، کجاست صبح را نوید

بازم بهار در رسید، و به روزی خزان نمود، جغد سیه روی، که به تمدید شب پرید کژدم، ز غارِ تنگِ وهم و تکبر برون دوید زهری فرو نمود و، سوی غار خود دوید دائم به درد و فغان خواست، شب نشین، زین جامه ی سیه، که بر تن این خاکیان برید خورشید که انتظار طلوع می کشید به شب، او پرده دار شب شد و، باز پرده ها کَشید نقشی به روزگار زد، سیه تر ز روی خویش، کین چشمه را، جز آب تعفن، چیست، پدید؟! ما انتظار صبح و گشایش کشیم ز او او خود همه غروب است و، کجاست صبح را نوید؟! به نظم در آمده در 2 فروردین 1400 در این روزگار سخت، تحریم های حداکثری بی باپان، که فشار کمر شکن آن، پشت مردم ما را می شکند، و در این وانفسای مرگ و میر مردم دنیا در نتیجه کرونا و... و درب هایی که بر یک پاشنه می چرخند، الا هیچ؛ انتظار برای گفتن اشعار موسوم به "بهاریه" شاید کمی غیر منطقی و سخت باشد  ادامه مطلب
هفت سین باستانی
01 فروردين ,1400 94 5

شادباش هایی به مناسبت عید نوروز سال 1400 خورشیدی

نوروز رسم دیرین پارسی برای بزرگداشت آغاز نو شدن سال خورشیدی است که ایرانیان باستان سفره‎ نوروزی می‎ گستراندند. به باور آنان، اهورامزدا، پس از بی‎هوش شدن اهریمن، دست به آفرینش مادی می ‎زند. از زمان بی‎كران، زمان كرانه ‎مند می‎ آفریند تا هنگام مناسب آن را به جنبش درآورد. او در ۶ بار، نخستین نمونه ‎های ۶ پدیده ‎ی اصلی آفرینش، یعنی آسمان، آب، زمین، گیاه، جانور و انسان را می ‎آفریند. البته در میان این آفرینش میلیون‌ها، میلیاردها سال فاصله بوده است. به باور ایرانیان، اهورامزدا، امشاسپندان را كه جلوه ‎هایی از ذات اویند، را می ‎آفریند. امشاسپند، بمعنای ورجاوند جاودانه است، که عبارتند از : بهمن (منش خوب یا نهاد نیک) اردی‎ بهشت (بهترین اشه یا ارته راستی) شهریور (شهریاری آرمانی) سپندارمذ یا اسفند (خرد كامل) خرداد (رسایی و كمال) امرداد (جاودانگی و نامیرایی) بدین سان در آیین ایشان، ۶ كه نشان دهنده‌ی ۶‎گاه آفرینش و شمار امشاسپندان بود، مقدس دانسته می ‎شد. اما با برپایی دین دولت ساسانی و قرار دادن اهورا مزدا یا ایزد سروش بر سر فهرست امشاسپندان، تعداد آن را به ۷ رسانیدند و رفته ‎رفته عدد ۷، جای عدد ۶… ادامه مطلب
برای خلاصی از این دور باطل باید خود را تغییر داد
27 اسفند ,1399 91 4

حلول بهار سال 1400 ، آغاز قرن 15 اسلامی، شرایط حاضر و چشم انداز آن

در آستانه آغاز سال 1400، و ورود به قرن 15 اسلامی، هر یک از ما باید به تفکر، حرکت و اهداف خود نگاه کرده، و ببیند که در نقشه شرایط موجود، از وضعیت خود در خانواده، جامعه، کشور، منطقه و جهان، در کدام پازل نقش آفرینی می کنیم، و به کدام سوی خود و دیگران را می بریم، چرا که پیش برندگان کاروان براه افتاده را، تک تک ما تشکیل می دهیم، در آن سهیم هستیم، و بدون ما، این قطار از حرکت باز خواهد ایستاد، یا تغییر جهت می دهد، ادامه و یا تغییر این شرایط در دستان تک تک ماست، باید شرایط را شناخت، و برای تغییر و تعویض آن، چاره فردی اندیشید، و مطابق آن عمل کرد. زندگی برای بعضی مثل آب چشمه ایی کوچک، برای بعضی مثل جویباری، برای بعضی به سان رودخانه ایی، و برای بعضی، سیل دمادمی است، که می گذرد، جهان بشریت نیز مثل تمام کائنات، مثل زندگی تک تک ما، جزعی و کلی در حال شدن و تغییر به سمت خیر و شر می باشد، حوادثی که در لحظات یک چشم بر هم زدن، در فضای بی پایان هستی در حال رخ دادن است، وقتی به شماره در می آید، حیرت انگیز است، جسم و جان نیز، مثل جامعه ما، مثل منطقه ما، مثل جهان هستی، در حال شدن هاست، تغییر به سمت خیر و… ادامه مطلب
چشم ما بر آسمان بود، که عمر به سر آمد
22 اسفند ,1399 116 3

به رسم شکرگزاران بر این باران و بارش شاکرم

ایزد یکتای من! ای آخرین و بلندترین قله، در زندگی جستجوگرانت، همواره تو را در افقی که چشمم توان دیدنت را داشت، و یا ذهنم را به تجسمت توانی بود، جسته ام، تا ابعاد وجودت را در میان آلودگی حاصل از گرد و خاک مدعیان نمایندگی ات، و مه زیبای وجود بی نظیر و ناشناخته ات، بین زمین و آسمان بیابم، بشناسم، درک کنم، اما تو همواره در ورای این افق، گاه خودی نشان داده، اما غیبت تو را مدام حس می کنم. گرچه مبتلاییم به انواع، پسرفت ها ما را گریبانگیر است، رقیب غلبه اش را بر ما تحمیل کرده، و می رود تا پنجه هایش را بیش از پیش در تن رنجور از ظلم مان فرو کند، و... اما تو را در شکل گیری این شرایط، هرگز دخیل نمی دانم، چرا که سرپنجه تدبیرت را در قوانین طبیعت می بینم، تا دوخت و دوز رشته رشته آنچه، بافته شده است، یا کور گره هایی که هر روز بر زندگی انسان و جهان زده می شود. اما نمی توانم بر بارش باران رحمت تو در این روزها، بی تفاوت باشم، و شکرگزار قطره قطره هایی نباشم که از آسمان، بر زمین خشکیده ما، طراوت می بخشد. خدایا شکر، گرچه شاکی بر عدم دخالت تو هستم، اما نه این باران را از چشم تو می بینم و نه این همه نارواداری… ادامه مطلب
18 اسفند ,1399 63

طنز و جوک، و شوخی با لهجه شاهرودی

 لجبازی شاهرودیه با خدا خدا! اگه حاجَتُمه نِدنی یا، هی روزه هِنگیرم، هی هُنخورم، و باطلش هُنکنم، پشت به قبله نماز هُنخوانم شو قدر تا صبح هِنگیرم هُنخُفتم هِرُم حج، وسط راه ور هِنگردم، هی وضو هِنگیرم، هی باطلش هُنکنم. به یه مرد شاهرودی هِنگَن نُماز هُخانی؟ هِنگه : عادت وِندارُم هِنگن : روزه هِنگیری؟ هِنگه : طاقت وِندارُم هِنگن : مسجد که هِرِوی؟ هِنگه : وقتشه وِندارُم هِنگن : خیرات که هِندنی؟ هِنگه : درآمدش وِندارُم هِنگن : صیغه هُنکُنی؟ هِنگه : اره پی یر جُن، دِگِه کافر که ونییُم به افتخار همه ی مردای شاهرودی که، هنوز ذِره ای ایمُن مینه وجودشُن بُمانِده در زمان های دور مردی در باغ های شاهرود مشغول ته واجالوی درختان جوز بود، که گذرش به آسیو مَندَلی افتاد! هِره داخل هُمباشه هِوینه کِ آسیوبون مین اُتاقک خودش راحت دراز بکشیه، و الاغش در اتاق دِگَ آسیو رِ هِنچرخانه. به آسیوبو هِنگِ: دايی! هنگوم اگه خرت وِستاكه تو اِز اینجه چِطَري حاليت هُمباشه؟! آسيو بون هِنگِ: به گِردِنِش زُنگُوله دِلينگونه، يَه وقت صدا زونگوله قعط هاباشه حاليم هُمباشه وِستاكيه، هروم سَروقتش! طرف هنگه: خآ اگه واستاکه هِمطو… ادامه مطلب
عبدالحسین تیمورتاش
اسفند 15, 1399 210 1

کنکور در پادگان، عاقبت شوم نفر دوم ها، جاده صاف کن های قدرت

تلاشم برای قبولی در کنکور دکترا چهار ساله شد، تغییر رشته، همآوردی ام را با جوانانی که در یک رشته بالا آمده اند، و اطلاعات شان به روز، کارآمد و متوالی است، موفقیتم را مشکل می کند؛ یکبار دانشگاه امام حسین، مربوط به سپاه پاسداران در اتوبان شهید بابایی، یکبار دانشگاه پلیس، در حاشیه اتوبان شهید همت، مربوط به نیروی انتظامی، بار دیگر دانشگاه پیام نور، در محله حکیمیه، و اکنون دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش، که موزه جنگ هم در آن قرار دارد، میزبان ما برای کنکور امسال است؛ آسمان پردرد تهران از خشکسالی…
دکتر عبدالکریم سروش و دکتر محسن کدیور
اسفند 13, 1399 166 7

شما (کدیور) راست می گویید، و ایشان (سروش) درست

حضرت استاد بزرگ جناب دکتر محسن کدیور! درود خداوند بر شما، نقد های تان را بر نظریه استاد خوب و دانای مان، جناب دکتر عبدالکریم سروش، [1] دنبال کردم، هماوردی علمی تان مایه مباهات همه ماست؛ بروم سر اصل مطلب و وقت عزیز شما را نگیرم؛ مشکل این است که از دریای اسلام، هرچه را، هرکس خواست، می تواند بدست آورد، آنکه بر مدار "مهر" است، مهربانترین اسوه ها و قوانین را می تواند، بیرون کشیده نشان دهد، و آنکه به جواز و تئوری خونریزی، خشونت و تجاوز نیاز داشته باشد، می تواند چنان احکامی و سیره ایی را بیرون کشد، که…
تو برگرد و به پشت نگاه کن، اگر همه آنرا به فراموشی سپردند
اسفند 11, 1399 109

 خیال نور در دریایی از تاریکی

صورت سیلی خورده از شب، زخم هایش تازه است، بوی خاکِ باران خورده اما، نفس را تازه و آسان می کند، گلسنگ ها را به رویش بر می انگیزد، اما در حالیکه تو در فکر پایان این شبی، من از کرانه های پایانش گذشته ام، و به استمرار شبی فکر می کنم، که در صبحش دوباره آغاز می شود، سلسله شب های بی پایان، حکایت غریب خو گرفتن به تاریکیست، که همین، گردش ایام را هم بر نمی تابد، تکثر رنگ ها را نمی پذیرد، غلبه سیاهی را بر تمام رنگ ها، سخت مشتاقست، و هر بودنی را به فیلتر دل سیاه خود می کشد، یکرنگی می خواهد و سکوت؛ چشم را…

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

دوست خردمند و خوبم جناب آقا جلال در واکنش به این راز و ن...
جامعه در رنج است! Posted: 14 Apr 2021 04:41 AM PDT هادی سروش ️شرائطی ب...