تصویری هوایی از البرز و دماوند بزرگ - بین دریای قزوین و صحرا
22 مهر ,1398 32

ستیغ ها، جایی که به جستجوی یار خود هستم

آه ای ارتفاعات بلند! می دانم که چشم های شما گریان خواهد شد، وقتی داستان مرا بشنوید، آه ای قله های بلند! لطفا به دقت مرا گوش فرا دهید، وقتی من از تنهایی خود می گویم، آیا می توانید داستان تکرار ناشدنی ام را برایم حفظ، و بازگو کنید؟ می دانم قلب های شما مملو از راز هاست، به من نیز فضای خالی، در قلب خود دهید، تا داستانم را بگویم و برای من نیز آنرا مثل داستان های دیگرتان حفظ کنید، چه کسی از شما پایدارتر و قابل اطمینان تر است؟! من که نتوانستم بیابم، من عشقم را گم کرده ام، کجا می توانم او را بیابم، چه جایی بهتر و مناسب تر برای یافتنش، بهتر از بلندی هاست، جایی که شعرای بزرگ، پیامبران، عارفان و... برای یافتن عشق خود در آنجا جستجو کردند، تا قلب شان را برای عشق خود بازگو کنند. شما بلندی هایی هستید، جایی که پیام آوران آسمانی آنجا ایستادند و با خدای خود سخن گفتند، و خداوند راحت ترین مکان را برای سخن با انسان، همانجا یافت، آیا من هم شرایط مناسبی دارم تا چنین کنم؟! چه تفاوتی بین من آن پیامبر در این رابطه هست؟ وقتی من هم می توانم چون او در آن بلندای تو ایستاده، و همچون او سرود عشق بنوازم، من بدینجا…
Everest peak
22 مهر ,1398 34

Heights, where I am looking for my love

Oh heights, I know, your eyes will tear me when hearing my story, Oh peaks, please hear me carefully, When I am telling you of my loneliness, Can you save and retell my irreplaceable love story? I know, your hearts are full of mysteries, Please give me a blanket space to tell you, and save it for me too, Who is more stable and reliable than you?! I couldn’t find, I’ve lost my love, where could I find it? Where is more suitable than heights to look for it, Where, great poets, prophets, saints... looking for their love in, to discuss their heart with him, You are the heights, where prophets stand and speak with God, and God find cozy place to speak with human, Am I qualify enough, to do this also? What’s the difference between me and him, in this regard? When I can stand on such a height and impose such a love rhyme, I came here to lay down my heart’s pains, and give it to you, as a safekeeping place, I love to kiss death in heights, as other climbers also love, I love to test life…
آتشفشان دل چو فوران کند، سیل آتشش جهانی را خواهد سوخت
21 مهر ,1398 54

یادداشتی برای روز حافظ، شعر و موسیقی، حاملان درد ملت ها

شعر و موسیقی دو بال پرواز دل دردآگین شرقی ماست، دلی که با درد اَجین است و قرین، و هرگاه زبان از گفتن درد باز می ماند و گلو از فشار ناگفتن آن حناق [1] می گیرد، این ساز "نی" است که با نوای خود "از جدایی ها حکایت می کند،" [2] و به بریدنش از نیزار به شکایت می نشیند، تا بلکه مولوی بلخی بتواند این نوا را بشنود و تفسیر و رمزگشایی کند و دل کمی خالی شود و ناگه در مستی خوش بینانه ای گرفتار آمده و در سرور این مستی بگوید "مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید" [3] ، مسیحا نفسی که قرن هاست نیامده و نسل ها به انتظارش چشم به راه ماندند و مردند و بی هیچ تکانی به خود، چشم به افق برای رسیدن منجی، از توان خود غافل شدند، و رهزنان بی هیچ دغدغه ایی هر چه داشتند بردند، و اکنون غارت زده در راه مانده اند، و باز این سازی است به نام "تار" ، که در کنار دست شان، به دادشان رسد، و زخمه هایی که بر تار زده شد، نوایی بیرون خواهد زد تا باز صدای این تار زبان ما شود، و فریادی نکشیم، و شکایت خود را رمزگذاری کرده و در نوای "نی" و "تاری" نهاده، و فریاد زنیم. به قول امروزی ها این شعر و این نوا هم خود سوپاپی است تا فریادها کشیده…
دره شهرستانک بالای کاخ ناصری در سیر توچال
20 مهر ,1398 89 2

گزارش یازدهمین صعود به توچال از مسیر شهرستانک

جمعه 19 مهر 1398 دوباره صعود از مسیر شهرستانک میسر شد، مسیری که قبلا نیز مزه ی شیرینش را چشیده بودیم، و اکنون بار دیگر خاطرات آن صعود زیبا و دوستان همراه در آن صعود تجدید می شد. [1] زمانبندی صعود، در این هفته: حرکت به سوی جاده چالوس و منطقه شهرستانک از تهران، ساعت حدود 3 بامداد رسیدن به کاخ ناصری در انتهای دره شهرستانک، در ساعت 5 صبح و آغاز حرکت به صورت پیاده ساعت حدود شش صبح بود که بعد از عبور از کاخ ناصری و رسیدن به محل خروج آب چشمه از دل دره، آب مورد نیاز را برداشته و راه خود به سوی توچال پی گرفتیم. ساعت 9 و 22 دقیقه، بعد از گذر از دره بین شهرستانک به توچال، به بالاترین نقطه قبل از هتل توچال رسیدیم. ساعت 10 صبح بود که باقی مانده راه تا هتل هم طی شد، و به هتل توچال رسیدیم و فرایند این صعود خاطره انگیز نیز به پایان خود رسید. کل زمان حرکت پیاده حدود 5 ساعت بوده است، کل مسیر تقریبا 11 کیلومتر مسافت تا هتل توچال است که در شیبی نسبتا کم از کاخ ناصری شروع شده و تا بالای هتل توچال ختم می شود. کیفیت مسیر : جاده چالوس همچنان پر ترافیک و اطراف سد امیرکبیر پر از کسانی که شب را آنجا مانده بودند…
جوهری امامزاده یا جوهری آتشکده
16 مهر ,1398 135 3

جوهری آتشکده، یا جوهری امامزاده؟ لزوم بازبینی تاریخ تالقان

کوه در تفکر انسان و از جمله در ادبیات زرتشت، اسلام، هندو، یهود و... نقش اساسی دارد، آنجا محل اتصال به عالم بالا بوده است، همچنانکه رابطه پیامبر اسلام با آسمان در غار حرا و در ستیغ قله ایی مشرف بر شهر مکه آغاز شد، و جناب موسی در کوه تور در سینا بود که خداوند با او به سخن نشست، و ادبیات زرتشت مملو از نظر ویژه ایرانیان به بلندای ستیغ کوه ها برای عروج و... بوده است، لذا زرتشتیان اجساد خود را بر بلندای ستیغ ها می نهادند، تا جسمِ فردِ به انتها رسیده، آخرین سفرش را، در ستیغ کوه ها رقم زند؛ [1] هندوها نیز کوه های هیمالیا را جایگاه خدایان دانسته، و آب های جاری از کوه را موی خداوند تلقی کرده، و آن را به تبرک به خانه خود می برند، تا زندگی و محل کسب خود را متبرک کنند؛ شاهنامه فردوسی کبیر نیز مملو از داستان ارتباط ایرانیان با کوه هاست، از جایگاه سیمرغ، سفرهای رستم برای مبارزه با دیوان و هزار داستان، الهام و فلسفه که در کوه نهفته است. لذاست که کوه محل الهام است، الهام و ارتباط با عالم بالا، و ساخت نیایشگاه بر ستیغ ها بین ایرانیان بسیار معمول و مرسوم بوده است، از آتشکده ادران قلعه دختر در آهار که به…
تردید کن از وارد شدن در این دام ای سردار
14 مهر ,1398 157

بوی پوتین، یا بوی حضور خسارتبار نظامیان در سیاست

اصولگرایان و یا بهتر بگویم "نواصولگرایان" که روزگاری محمود از کشکول آنان بیرون جهید، و عمر انقلاب را نصف، و کشور را تا آستانه فروپاشی پیش برد، و بر مقدرات این کشور برای هشت سال نحس مسلط شد، که نحوست آن همچنان گریبان کشور، ملت، دولت و انقلاب را رها نکرده، و نخواهد کرد، به نظر می رسد، اکنون از سردار قاسم سلیمانی، به عنوان اولین کارت سیاسی - انتخاباتی جدید خود رونمایی، و او را وارد روند تبلیغات زودهنگام کرده اند، تا ببینیم در این مدت باقی مانده، کارت های دیگرشان چه خواهد بود. به نظر می رسد آنان بعد از تلاشی متمادی و مستحکم که با به خدمت گرفتن تمام ظرفیت های ملی و جناحی و تریبون های بیت المال در بعد ملی و داخلی داشته اند، اکنون مطمئن به پیروزی، خیلی زودتر از موعد معمول، فعالیت های انتخاباتی ریاست جمهوری را آغاز، و اقدامات آشکار خود را برای معرفی کاندیدای مورد نظر، با قاسم سلیمانی آشکار کردند، هرچند باید گفت که فعالیت انتخاباتی آنان از فردای پیروزی روحانی بر رییسی، آغاز گردید، و هر روز هم شدت گرفت؛ حملاتی که در قالب مخالفت با مذاکرات برجام و..، سازماندهی شده، و هماهنگ از تریبون های رسمی و…
پیش به سوی قله توچال
13 مهر ,1398 168

یادداشت های صعود دهم در 12 مهر 1398 به توچال

شاه بیت غزل دور نماست کوه سلطان همه صحراهاست کوه گر روشن و گر تاریک است تا بخواهی به خدا نزدیک است کوه مهد همه پیغمبرهاست مهبت موهبت وحی خداست [1] خود را برای دومین صعود به قله 3964 متری توچال از مسیر شهرستانک آماده کرده بودیم [2] که مسیرمان بسوی تکرار مسیر دربند به قله توچال منحرف گردید، در حالی که مسیر تازه ایی را به خود وعده داده، و آماده و مجهز برای صعود از آن سو بودیم، اما برنامه به دلیل ساده ایی به هم ریخت، تا سحر را در همان مسیر روتین روز کنیم؛ اما کوه هر دفعه خود تجربه و داستان تازه ایی دارد، حتی اگر حرکت در یک مسیر تکرار باشد. می توان قله ایی با عظمت را خطاب قرار داد، که تو گرچه برای پیام آوران آسمانی محل اتصال به عالم بالا، و سخن گفتن خداوند با پیام آورانش بودی، برای من نیز تو منبع الهامی، تو تاریخ زمینی را در خود داری که روایت آن گره ها از گذشته مبهم ما باز می کند، و سوال ها از ما پاسخ می گوید. نقطه امیدی هستی که آب ها را برای زنده ماندن، برای روزهای داغ حفظ می کنی، تو تمرین موفقیتی، تا از تو بالا رویم، و بفهمیم که می توانیم بر بلندی ها صعود کنیم، اگر راه مان را درست پیدا…
فکر و عمل متمدنانه، کناکشی در واکنش امریکایی ها به جلال طالبی
10 مهر ,1398 210

فکر و عمل متمدنانه، کناکشی در واکنش امریکایی ها به جلال طالبی

 مقدمه سایت یادداشت های بی مخاطب): در این نوشتار نگاهی خواهیم انداخت به واکنش امریکایی ها، به هدایت هوشمندانه و علمی تیم ملی فوتبال ایران توسط سید جلال طالبی [1] سر مربی با تجربه ایرانی که با هدایت های ناشی از یک عمر تجربه ورزشی، شکست به یاد ماندنی را به تیم رقیب امریکایی تحمیل کرد، کشوری که خود در آن مقیم است، مصاحبه ایی که می آید حاوی سخنان این افتخار فوتبال ایران است، به موضوع برخورد مردم و دولت امریکا با ایشان، و به فضای بعد از پیروزی بر تیم ملی امریکا می پردازد. اما پیش از آنکه به سخنان تامل برانگیز این مربی ارشد ایرانی بپردازم، باید گفت، فوتبال و ورزش های این چنینی در جامعه مدرن امروزی مخدر خوبی برای ملت هاست، تا مسایل و مشکلات خود را 90 دقیقه فراموش کنند، و تمام آنچه آزارشان می دهد را بیرون از زمین فوتبال نهاده و فکر و ذهن خود را در پس حرکات "یازده نفر بازیکن"، راهبردهای یک مربی، و قضاوت های داور میدان متمرکز نموده، تا آنان به جای این نشستگان بر زمین، اوج توان ورزشی، مدیریت، دقت و تجربه خود را بروز دهند، و این طرف یک ملت، دقایقی آسایش خیال را تجربه کنند، و برای روزها و بلکه ماه…
I fired my life
08 مهر ,1398 137

No one is suitable to rescue me, than me

Who guided the ghost of filthiness, dirtiness, on my house? Which don’t leave us even a moment, My endless dream of living and prosperity, all the time is under threat, Our grandees became old and lost, Our Youngers lost youngness, But it is there, The ray of life, is far from of my eye sight, I take the ghost to my house! Yes I take it! When I had not known, What is human and humanity, What is free and freedom, What is social and social right, What is law and lawful life, What am I, and what have to be in this regard, When I look for my goal in the hands of others, When I look for a rescuer, liberator, savior, champion, redeemer, salvation... among others, When I forgot all that God give me, and became a disciple and follower, I forget, no one is suitable and deserve to rescue me, than me. چه کسی هیولای پلیدی را به خانه ام هدایت کرد؟ که حتی یک لحظه هم ما را ترک نمی کند رویاهایم برای برخورداری از زندگی و سعادت، همیشه زیر آوار خطر و تهدید است، بزرگان مان مردند و از دست رفتند، جوانان…
کوه از خشکی به زردی گراییده است - خدایا نمی یا بارانی
07 مهر ,1398 245

گزارشی از آنچه در صعود نهم به قله توچال گذشت

شب جمعه که می شود، چه مسئول هماهنگی تیم کوهنوردی، ما را در سحرگاهان بیدار کند، و راهی قله شویم و چه بیدار نکند و بخوابیم، او مشمول دعای خیر ما خواهد بود، اگر بیدار کند که توفیق صعود آنقدر زیبا و شادی آفرین است که خود به خود، به باعث و بانی آن دعاگو خواهیم بود، و اگر بخوابد و برای رفتن بیدارمان نکند، که خواب در لحظات سحر و صبح جمعه، خود لذت بخش است، و بازهم دعاگوی دادن این فرصت خوب خوابیدن خواهیم بود. اما این آخر هفته او نخوابید، و ربع ساعت از دو نیمه شب گذشته، زنگ حرکت زد، چرا که باید صعودی دیگر رقم می خورد، صعود این هفته که شامل حدود 5 ساعت حرکت مداوم و اوج گرفتن، برای رسیدن به قله توچال بود، مسیری که از پارک جمشیدیه آغاز، و در مسیر مقبره شهدای گمنام، اردودگاه پیشاهنگی کلکچال، چشمه پیازچال، قله لِزون، خط الراس، ادامه یافت، و نهایتا در قله سحرانگیز توچال پایان یافت؛ که هر هفته هزاران نفر را به خود جلب و جذب می کند، تا عاشقانه مسیرهای مختلف، به سوی آن را طی کرده، و خود را به این نقطه موفقیت، یعنی ارتفاع 3964 متری برسانند. زمانبندی صعود در این هفته کل زمان صرف شده برای این صعود، برای…
راز و نیازی با خدا
01 مهر ,1398 191 1

هم یارُ، هم دارُ، قرارم شده از دست

هم یارُ، هم دارُ، قرارم شده از دست در معمای رخ یار، شدم غرقُ، غافل غافل از خود شدمُ، دارُ [1] قرارم، شده از دست [2] بین توُ، این دار سپردم همه ی عمر به یک سعی [3] این فرصت ذیقیمت دارم، شده از دست آگه نشدم از خودُ، نی از توُ، نی دار ماندم ز توُ، وز خودُ، وین دار، شد از دست من خود معما، تو معما، دار معما، غرقم به معما، همه چیزم، شده از دست بر دار [4] شدیم، سینه به شمشیرُ خنجر بسپردیم فاشم سخن دل شدُ، جان شد از دست جمعی به نام رخِ تو، دار نشاندند تا هرکه در آن حلقه نشد، او شود از دست ای مرغ سحر ناله ز سر گیر در این دار زان لحظه که هم دار، هم یار شد از دست رخ را بنما، حل معما تو کن از مهر مهر و سخنت، در سخنِ غیر شد از دست ای ماهِ مهوش شده از حُسن در این شب شام و شب من چون رخِ ماهت شده از دست من بر که بنالم به تو یا دار که شد از دست در ناله گذشتُ، همه ی عمر شد از دست سودای وصالت، به دارم، همه خون کرد هم یارُ، هم دارُ، قرارم شده از دست بی حسن رخت، دارُ قراریم، نباشد ای دارُ قرارم، همه ی دارُ قرارم، شده از دست من ناله کشیدم ز دلم، که ای مه مهتاب در پرده فرو ماندیُ، قرارم شده از دست ای مرغ…
قله توچال در صبحگاه روز بزرگداشت توچال ، جمعه آخر تابستان
29 شهریور ,1398 189

صعود هشتم به قله توچال، در روز توچال، 29 شهریور 1398

14 تیرماه 1398 که هفتمین صعودم در سال جاری، به قله توچال رقم می خورد، تصور نمی کردم که باید 9 هفته از این "معبد عشق" [1] دور بمانم، اما امروز جمعه 29 شهریور 1398 صعود هشتم رقم خورد، تا نشان دهد که انگار این روزگار است که ما را به هر طرف که بخواهد می برد، و انگار تسلیم تقدیریم، تقدیری که جایی دیگر نوشته می شود، و ما بازیچه آنیم، آرزوهای ما به فراموشی رفته، و به راهی می رویم که برایمان رقم می زنند، هرچند نمی توانم بگویم که بی اعتقاد به تقدیرم، ولی برای مردمی که چون من که خود را به روند روزگار سپرده اند، و منتظرند که روزگار، جامعه، دیگری و... در وضع آنان تغییر دهد، باید گفت ما اسیر تقدیریم، هر چند من خود را به قولی اسیر تقدیر نمی دانم، و خود را در شرایط زندگی ام بسیار موثر می بینم، و معتقدم ما به طرز بی اساسی مسایل مان را گردن تقدیر، خدا، حاکمیت، جامعه و... می اندازیم، و خود لایق ترین برای نکوهش و یا تقدیر در عدم موفقیت و یا موفقیت هستیم؛ اما حتی با این حساب، صعود امروز هم با دست به دست هم دادن همه چیز، انجام گرفت، که زمانبندی های آن، این چنین بود : ساعت 3 بامداد صعود خود را از میدان…
یک بیمارستان جنگی
28 شهریور ,1398 194

خاطراتی از روز شروع جنگ ایران و عراق در 31 شهریور 1359

متاسفانه این روزها انگار دوباره به سمت خون و خشونت پیش می رویم، به سمت آماده شدن شرایط ورود به یک جنگ تمام عیار و نابودگر دیگر؛ مثل جنگی که در 31 شهریور 1359 آغاز شد و کشور و نیروی انسانی آن را برای هشت سال بلعید، و این روزها به لحاظ سیاسی، تقریبا همه شرایط را آماده کرده اند، تا ایران را دوباره وارد جنگ جدیدی نمایند، افسوس که سایه جنگ و خشونت انگار از سر این مردم و کشور قصد رخت بر بستن ندارد. خاطراتی که می آید مربوط است دیده های تعدادی از دانشجویان دانشکده داروسازی دانشگاه تبریز، که بعد از پایان تحصیلات و کسب مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه، لاجرم باید وارد بازار کار می شدند، و پیش از آن که زندگی بعد از فارغ تحصیلی خود را آغاز کنند باید به سربازی اعزام می شدند؛ و از قضا اعزام آنان مصادف گردید با آغاز جنگ ایران و عراق در 31 شهریور 1359، اکنون بعد بیش از 38 سال همدیگر را ملاقات کرده و از این روزها می گویند، این خاطره گویی ها ابتدا با شعر یکی از دوستان همکلاسی این رفقای قدیمی آغاز می شود، که در رثای دوران تحصیل در تبریز است، دورانی که خود شامل سال های مبارزه با رژیم گذشته بود، که…
تعزیه عاشورا گرمن - رفتن حضرت علی اکبر به میدان
20 شهریور ,1398 219 1

عاشورا و سرباز کردن زخم ها، سینه مالامال درد، دریغا مرهمی

رهایی و رهایی طلبی در اوج انحراف جامعه است که خودی نشان می دهد، و گاه اوج می گیرد، و آزادی خواهان و رهایی طلبان را به خیزش می خواند، و یا در تنگنای ظلم است که انسان واجد کرامت انسانی، بندهایی که به پا و تفکرش، به ظلم افکنده اند را، بر نمی تابد و پس می زند، و در این تقلای پس زدن هاست، که حماسه ها آفریده می شوند، تا همچون حسین، حُسنِ انسانیت خود را نبازند، و تا آخرین لحظه ی زندگی آزاد و رها بمانند، و رها این دنیا را ترک کنند، این چنین انسان هایی اند که شهدا تلقی می گردند. اما انسان توجیه گر ظلم نیز در جستجوی تاریخی خود، گاه خوراک راه ظلم گستری اش را از میان پستوی حوادث تاریخی، یافته و بی راهه ها را راه می نمایاند و در این مسیر از سمبل های کرامت انسانی برای به اسارت کشیدن انسان سود می جوید، چه گوارا [1]، سمبل آزادیخواهی امریکای لاتینِ غرق در استعمار و استبداد است، اما همین چه گوارا، خود به بهانه ایی برای انتقال مردم مظلوم امریکای لاتین، از زندان استعمار به استبداد سرخ مبدل می شود، روح حرکت چه گوارا، آزادی مردمش می باشد، اما خوراک جویان راه استبداد سرخ او را وسیله ایی برای انتقال انسان…
کاش روزنه ایی به حقیقت باز شود
18 شهریور ,1398 211 3

تسویه حساب سیاسی، در پوشش اجرای حکم خدا در عاشورا

محرم تبلور تراژدی سقوط انسانیت انسان است، این تراژدی هولناک، آنگاه عمق خود را بروز می دهد و سنسورهای انسانیت را وادار به نشان دادن زلزله چند ریشتری می کند که دیده می شود، اهالی زر و زور و تزویر، چنان صحنه ایی را رقم می زنند، که جمع بیشماری از ما مردم، حول اجرای حکم خروج فردی از دین جمع شده، جنایت را در یک هیجان بی منطق و بی اساس، به اوج می رسانیم، و صفحه ایی سیاه، چنان رقم زده می شود، که مردم زیادی در کنار ظلم ایستاده، و فکر می کنند تمام حق فقط در همان جایی است، که آنان ایستاده اند؛ دستگاه هماهنگ تزویر با مدد گیری از احکام مذهب، چنان عمل کرد که برای چنین مردمی مسلم بود، که با یک فرد خارج شده از دین مواجهند، که بر امام برحق و حاکم زمان، پرچم مخالفت بر افراشته، و آنان همانی اند، که باید حق خداوند و دین را از این خروج کرده، به اشد وجه بستانند، و آنچه که خدا گفته، و خواستار آن است، همین است که آنان می کنند، و طبق حکم خدا، جان، مال و ناموس چنین فرد خروج کرده بر افکار جا افتاده، رسمی، غالب و... حلال بوده، و بر مهاجمان بر اوست که انسانیت، وجدان، اخلاق و... خود را به کناری نهاده، و ردای…
یهودیان در غزه
شهریور 17, 1398 174 1

غزه، فلسطین، گزارشی از شرایط محاصره و توریسم

نمی دانم [1] خدا با سرزمین فلسطین و مردمش چه سرّ و اسراری دارد، که از بس برای آنان پیامبر اعزام کرد، باید آنرا سرزمین انبیا، و مردمانش را نازپروردگان خدا نامید. سرزمین داوود، سلیمان، اسراییل، اسماعیل، اسحاق، یحیی، عیسی، موسی، یوسف و... ده ها پیامبری که طبق گفته قرآن، تورات و انجیل، خداوند بر این سرزمین فرستاد، تا هوای مردمش را بیش از تمام مردم کره زمین داشته باشد، و انگار در هر نقطه آن راه هایی به آسمان بوده، تا بین آسمان و زمین، همواره پیام رد و بدل شده، و ارتباط هیچگاه قطع نباشد. اما در کنار…
شهریور 12, 1398 193

گذشته از تحمیل، آنچه در آنیم، انتخاب ماست

ملل مختلف، در وضعیتی متفاوت قرار دارند، یک عده تحت ظلم و استبداد، یک عده آزاد و برخوردار، یک عده عقب مانده، یک عده پیشرفته و... گرچه ملت ها در علت یابی شرایطی که در آن قرار دارند، متوجه نقش عوامل بیرونی می شوند، اما شوربختانه باید گفت آنچه بر آنان می رود، را خود باعث شده، و مستقیم و یا غیرمستقیم، با عمل و واکنش خود بر شرایط عارض شده، آنرا انتخاب کرده اند، و اگر وضع دیگری، غیر از این می خواستند، باید بر این وضع سکوت نکرده، و گردن نمی نهادند، بر این روند اعتراض می کردند، تا مستقر، مستحکم و مستدام…
 دوچرخه سواری در پاکوب ها و مسیرهای تردد باستانی
شهریور 09, 1398 185

دوچرخه سواری و کوهنوردی در کوه های تپال شاهرود

جمعه 8 شهریور 1398 در سالروز ترورهایی که از وجود مافیای مخوف، مخفی و عمیق ترور و خشونت که در نسوج جامعه ایران رسوخ کرده است، پرده بر می دارد، و وجود این پدیده شوم را در روند تاریخ آزادیخواهی مردم ایران گوشزد کرده، هوشدار و یا هشدار می دهد، و مانع بزرگ آن را برای کسب و تحقق اهداف بزرگ مردم ایران، از جمله دمکراسی و آزادی نمایان می کند، و به عنوان لکه ننگی بر تاریخ ما بروز خود را فریاد می زند. در هفته دولت، دولتی که بین دو تیغ دشمنان داخلی و خارجی خود، در حال قیچی شدن است، و مثلث این دو به همراه…
مرده: سخنان تان را از مراسم دفن من بردارید، و به مجلس خود برید
شهریور 06, 1398 395

فرصتی برای تنهایی، خلاصی و در خود فرو رفتن

"من مرد تنهای شبم"، و این تنهایی چه پناهگاه خوبی است، تا در این بی کسی ها، که خدا هم ما را به فراموشی سپرده است، دمی به خود پناه بریم، و گاه خودت را برای خودت، چقدر امن و امان خواهی یافت، هر چند در این دنیا، حتی در گوشه تنهایی با خودت هم کاملا در امن و امان نیستی، زیرا همین خلوت با خود نیز ممکن است منجر به این شود که در مشورت با خود، چون صادق هدایت، به خود مشاوره پایان دادن کارت را داده، که : "بگذار این رویای تاریک و تلخ را برای همیشه تمامش کنم." و این چقدر خسران خواهد بود. "من مرد تنهای شبم"،…
بریز بر جام خالی دل ما از می، کین جام های خالیست که فریاد می کند
شهریور 04, 1398 157 1

قصد آشوب کرده ام، اما بر که؟

گونه ام را چون آفتابگردانی که رو به خورشید گیرد، روانه روی تو کردم، اما جز سوختن مرا نبود، انعکاس آفتاب داغ دلم بر رویت، چنان سوزان است که می اندیشم، تو نیز می خواهی مرا از خود برانی؛ و من نیز به ناچار روی بر می گردانم، اما باز هر زمان که از خود بی خود می شوم، همه این ها را فراموش کرده، و باز این تویی که، رویگران سویت می شوم، باز گونه هایم به عشقِ مهر توست، که روی گردان سوی تو اند، تا خود را دوباره به مهرت بسپارند، و بوی عطر عشق، و مهری از مهرگستر بی پایان، در تو باز جویند، اما دریغ از یک بوسه…
شکوه و عظمت پوشالی استبداد، پوشاننده حقارت و ناچیز بودن اوست
شهریور 01, 1398 147

بت پرستی و برده داری مدرن قرن 21، رفتار کراهتبار استبداد و زیردستان  

روح و نتیجه استبداد، به بندگی کشیدن بندگان آزاد خداوند، در مقابل انسانی از نوع خود آنهاست؛ و مستبدین و کسانی که استبداد را تدارک و تهیه می بینند، در واقع با تعاریف، سفسطه ها، بهانه های واهی، صغری و کبراهای قلابی، که گاه آن را قالب تقدس، گاه اجبار، گاه اقناع و... پیچیده و بر آن بار می کنند، انسان را از قبله واقعی کرنش در مقابل خدای آسمانی و خالق، به سوی قبله ایی ساخته شده، و زمینی منحرف می کنند؛ و قبله و پرستشگاهی ساخته و پرداخته افراد چاپلوس، فرصت طلب، جاهل، قدرت طلب و... که مزین به بتی از نوع…
مسیح بزرگ بر داری از جهل و خود حق مطلق پنداری آویزان شد
مرداد 31, 1398 181 1

مسیح! تو را هم به پای آنچه حق می پنداشتند، جوانمرگ کردند

عیسی کوچک من! جوانه نو رسته! مسیح بزرگ! تو را هم مثل خیلی از جوانان برجسته دیگری که به اصلاح آمدند، حرفی نو زدند، طرحی غیر از آنچه مسلط است، خواستند در اندازند، به سان جوانمرگان دیگری که می شناسم، [1] در سن نو رستگان جوانی، پیران مسلط سیطره زده بر سرنوشت قوم، به دار زدند، و جوانمرگت کردند؛ چرا؟ چون با مبناهای فکری جامعه ایی که خود شکلش داده بودند، همخوانی و همراهی نداشتی، آنی را که آنان بودند، نبودی، قبول نداشتی و چنین مخالفتی را ابراز کردی و... و آنان بلافاصله خود را بسان محور و خط کش حق به…
خام گیاه خواری یعنی سلامت فردی وحفظ  محیط زیست
مرداد 29, 1398 153

گزارشی از نشست با حافظان سلامت فردی و محیط زیست – خام گیاه خوران

خدا نیامرزد علی را! به شماها او آموخت که جلوی حاکم ها بایستید و این گونه (پرخاشجو) سخن بگویید. (خطاب معاویه ابن ابی سفیان، به یک خانم که با او بعد از شهادت حضرت علی، بگو مگو کرد) "ما علی را گرفتیم که پیامبر را گُم نکنیم، نه این که از علی پیامبر دیگری بسازیم" "دکتر علی شریعتی" در حالی که جوامع و اغلب انسان ها غرق در سبک زندگی، افکار، رفتار روتین (خوب و یا بد) خود هستند و بی توجه و یا با توجه، آنرا ناگزیر تلقی کرده، آگاه از اشتباه خود، و یا ناآگاهانه بدان ادامه می دهند، و همانطوری هستند که نسل به…
 ای دار دست بکش از آویزان کردن بزرگان انسانیت
مرداد 28, 1398 145

ای دار تو که هستی، که با ما چنین کنی

ای دار تو که هستی، که با ما چنین کنی ای دار برگو تو را چه قدرت است، که عیسی به کول می کشی این قدرت است یا که ابلیسدستی است، در آستین تو محموله های سنگین و بلند را، با تو از زمین کندند من در عجبم کین زمین چیست که نلرزد به پای تو آنگه که حلاج را بر تو آویختندُ، و از ما بردند دل ها همه لرزید، نبود لرزشُ تردیدی به جام تو تو مایه قدرتُ، نشانه ی اَظلامِ عالمی این سنگدلی را کدام خداوندِ ظلم، نهاد به تو ظُلمَت، چگونه به باد نداد زندگیُ تو آنگه که عین القضات آویختندُ، و آویختی به جانش، تو من در عجبم که…
پوستر یادبود هفتادو سومین سالگرد استقلال هند از بریتانیا
مرداد 27, 1398 151

ارزیابی نقش مردم هند در چرخش قدرت، در سالروز استقلال هند

مقدمه مترجم : مردم هند بعد از قرن ها زندگی تحت تسلط استعمار بریتانیا، مبارزه ایی افتخار آمیز از حیث روش، نوع رهبری و نتیجه گیری مناسب را به ملت های آزادیخواه جهان ارایه دادند، و نام انقلاب، مردم و کشور هند را به عنوان یک ملت و نظام پیشرو، موفق و مترقی، در بین ملت های انقلاب کرده و یا طالب انقلاب در سطح جهان، ثبت و درج نمودند. الگوی موفق و افتخارآمیز آنان با در پیش گیری، مبارزه بر مبنای عدم خشونت، مبارزه منفی و مدنی، که جهت رفع و دفع استبداد داخلی، و یا سلطه خارجی، می تواند، به عنوان دکترینی…
شهید مصطفی کیپو، به راستی کی مرام، کی منش و کی پور بود
مرداد 23, 1398 237 1

شهید مصطفی کیپور، نامداری گمنام، افتاده ایی بر بلندای هرچه نام

شهید و شهدا چه کسانی اند: شهدای مدافع راه آزادی و امنیت، آب و خاک این وطن، جان در طبق اخلاص نهاده و گوهر نایاب زندگی را فدا نمودند، لذا همه ما نسبت به آنان بدهکار و مدیون هستیم، چرا که آنان چون ما، از آن نبردِ سرنوشت جان سالم به در نبرده، و از مواهب زندگی این دنیا که فقط یک بار به انسان اعطا می شود، محروم شدند، تا این آب و خاک و مردمانش را از گزند دشمنان و مهاجمان به آزادی و آب و خاک محفوظ دارند. لذاست که من شهدا و مقام شهید را محدود به این دوره زمانی و مکانی نمی کنم، و معتقدم از زمانی که بشر…
حرمت خون را باید افزایش داد تا به هر بهانه ایی ریخته نشود
مرداد 21, 1398 122

بردار رسم خون که خون، نارد سعادت بر زمین

بردار رسم خون که خون، نارد سعادت بر زمین آنگه که خالق از بشر، خون کرد قربانی طلب شیطان چرا از خون ما، غرقاب ناسازد زمین وقتی عبادت شد قرین، با خون این و آن عجین، شیطان چرا آهنگ رقص، با خون نیارد بر زمین وقتی رسم بندگی، قربانی است در خون تپان بندی گشودن از بدن، خواهد که شد رسم زمین خون شد چون شربت به کام، در راه حق وقت جهاد او نیز نوشان می شود، از جام خونین بر زمین رسم است قربانی به عید، فرخ شود عیدم به خون فرخ کجا گردد قرین، با خون اندر این زمین با خون وداع کن، ای عزیز، از خون کجا فرخ وشی بردار…

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر