نگاهی به واکنش تند دستگاه قضا به بیانیه «آشتی ملی» جبهه اصلاحات ایران
  •  

06 شهریور 1404
Author :  
کج شدن ترازوی عدالت به سمت قدرت

 

آدم‌هایی که از شرایط سخت (مرگ، بیماری، خطر و...) گذر می‌کنند، گاهی این شرایط ویژه‌، آنان را بر آن می‌دارد که به خود قول دهند، دیگر هرگز آنی نباشند، که پیش از این بوده‌اند، نوعی پرهیزکاری را سر لوحه زندگی خود قرار می‌دهند، و سعی می‌کنند از نادرستی گذشته دست بکشند. سیستم‌های بهنجار، درست، زنده و بالنده فرمانروایی جهانی هم چنین هستند، و باید باشند، و هر حادثه‌ایی باعث بازنگری در عملکرد گذشته، و تصمیم بر تغییر، تحول و اصلاح، را در پی داشته باشد.

جنگ 12 روزه [1] که بدترین و سخت‌ترین حادثه‌ از این نوع، بعد از جنگ خسارتبار 8 ساله با رژیم بعث عراق بود، که کیان این کشور، مردم، و داشته‌های آنان را، به خطر جدی انداخت، و یا نابود کرد، و ایران و ایرانیان بار دیگر مورد تجاوز بیگانگان قرار گرفتند، حریم ایران و ایرانیان شکست، به دشمنانش افزوده شد، تجاوزی که به نظر می‌رسد، اجتناب پذیر بود، با این حال به طرفی برده شدیم، که دنیا این جنگ را بدیهی و اجتناب ناپذیر دید، اما همه‌ی آن تصمیم سازانی که باید این سرنوشت را می‌دیدند و اجتناب می‌کردند، جنگ را به دور از ساحت کشور دیده و اعلام کردند، و در نتیجه این غفلت، کشور به ورطه جنگ همه جانبه با قدرت‌های برتر منطقه‌ایی و جهانی برده، و در محاصره سازوکارها و قدرت‌های جهانی قرار داده شد.

 و این جنگ کوتاه اما پر خسارت، که چند صد میلیارد دلار سرمایه گذاری کشور را ناکار کرد نیز، هر روز حادثه‌ایی باورنکردنی در خود داشت، حوادثی که همه را انگشت به دهان می‌کرد و حقایق تازه‌ایی از مناسبات داخلی، جهانی، قدرت کشور، خسارتِ جنگ مبتنی بر فن‌آوری‌ و... را به دیدگان همگان کشید.

 به هر تقدیر این جنگ خسارتبار که به رغم میل ما اتفاق افتاد، یک نتیجه خوب هم داشت، و آن اصلاح در فضای شکاف و دوگانگی روابط حکمرانان و مردم معترض ایران بود، که کمی به سمت مثبت تغییر کرد، و بعد از جدایی خونین ناشی از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، نزدیکی را بین این دو نتیجه گشت و به آنان تحمیل کرد، تو گویی این دو با هم به تفاهمی نانوشته برای گذار از گذشته خسارتبار و گاه خونین خود رسیدند،

چنانکه امر مشتبه شد، که در پس این شرایط، رفتارهای حاکمیتی تغییر خواهد کرد، همه دلخوش ‌شدند، که بعد از دهه‌ها، که در این مُلک، تمام راه‌ها به سوی اصلاح و تغییر مسدود شده است، و اصلاح طلبان تار و مار شده‌اند، و اصلاحات به امری محکوم و محال سوق داده شد، گویا اصلاح و تغییر نیز رقم خوردنی است، و گویا جنگ، شکاف‌های بین حاکمیت و مردم را کمی پر کرده، و امید در دل ایرانیان دلبسته به اصلاح وضع خود، در میانه ویرانی‌ها و کشتار و خشونت جنگ، درخشید که ...

اما باعث تاسف است که هرچه از آن روزهای سخت و ویرانگر جنگ دور می‌شویم، آن بارقه‌ی امید نیز بیشتر رنگ می‌بازد، و نشان می‌دهد کاری که در کشورهای بهنجار با یک اعتراض و راهپیمایی بزرگ انجام شدنی است، در خاورمیانه، حتی جنگ‌های ویرانگر نیز، کارگشا، تکان‌دهنده و اصلاح و تحول آفرین نیستند، چرا که بعد از آن کشتار و ویرانی نیز، باز درها قصد دارند بر همان پاشنه‌ایی بگردند، که پیش از این می‌چرخیدند و...

در میانه جنگ 12 روزه، با اسراییل و امریکا، که شیرازه امور کشور در هم پیچید، و پیش بینی می‌شد، و به نظر می‌رسید بسیاری از روندها تغییر خواهند کرد و فرمانروایان نیز تصمیم به تغییر و اصلاح خود و رفتارشان را گرفته‌اند‌، و سکوت و غیبت سهمگین آنان، نشانه‌ایی از اندیشه برای ایجاد شرایط گشایش به نظر آمد، اما این تنها یک خوش بینی بیش نبود، و هرچه گذشت، این بازگشت به تنظیمات کارخانه بود که خود را می‌نمایاند، و نشان داد که قدرت در شرایط ضعف ممکن است از نظر خود کوتاه بیاید، اما به محض احساس قدرت، باز دوباره به رویه گذشته باز خواهد گشت، و این خصلتِ تفکرِ مبتنی بر قدرت است، که اصل قدرت می‌شود، و باقی تابع مقتضیاتِ بقا و گسترش آن.

در میانه آن روزهای خشم، خشونت و ویرانی، نظرها به سمتی رفته بود که قدرت به نفع مردمی که تمام مطالبات، گلایه‌ها، اعتراضات و رفع کاستی‌های فراوانی که داشتند و... را، فعلا به کناری نهاده، دندان روی جیگر گذاشتند، تا در روند مقابله با تجاوز بیگانه، خدشه‌ایی وارد نشود و...، و به پاس این فرزانگی و جوانمردیِ آحاد این مردم، در این میانه، حاکمیت نیز به نحوی حضورهای خلاف خواست مردم، و اعتراض برانگیز خود را در جامعه کمرنگ کرده، که تو گویی کشور را به مردم خود سپرده، تا خود روند آن را هدایت کنند، آرزویی که در کشورهای دمکراتیک جهان، امری شدنی، و شده، تلقی می‌گردد، اما اینجا خاورمیانه است، با همه‌ی دنیا متفاوت است.

و این تو را دلخوش می‌کرد، که خدایا! مثل اینکه در دل‌های سخت، نرمشی به نفع مردم ایجاد شده، و در مقابل بزرگواری این ملت، آنان نیز می‌خواهند هوای دل ملت خود را داشته باشند، ‌تو گویی سرها به سنگ خورده، و بازگشتی از بددلی‌ها، کج سلیقگی‌ها، سختگیری‌ها و... را خواهیم دید، و گشایشی صورت خواهد گرفت، اصلاحی ممکن شده است و... اما هرچه از آتش بس نیم بند جنگ دوازده روزه که دور می‌شویم، بازگشت به تنظیمات کارخانه هم شدت می‌گیرد، انگار مرغ قدرت همیشه، و همچنان یک پا دارد.

مثلا، تو گویی خدای خشنِ برخورد با گروه‌های سیاسی دخیل در کشور و انقلاب نیز، همچنان مثل سال‌های دهه شصت قصد ترکتازی دارد و... کاری که یکی از دلایل مهاجرت میلیون‌ها ایرانی به کشورهای دیگر شد، و این سرمایه بزرگ مادی و معنوی از دسترس کشور خارج، و از آن دریغ گردید، و اکنون حکمرانی کشور، با میلیون‌ها ایرانی معترض خارج نشین مواجه است، که مثل گلوله‌ایی آتشین می‌تواند او را مورد حمله قرار دهند، کاری که در جریان آخرین خیزش سراسری ایرانیان معترض در جریان حرکت «زن، زندگی، آزادی»، دنیا گوشه‌هایی از حرکت سراسری آنان را دید و...

گذشته از آن حجم چند میلیونی در خارج کشور، اکنون وسیعترین حجم معترضان به شرایط کشور را، در داخل ایران داریم که فعال و منتظرند، اما با این حال تصمیم سازان حتی به مدارا با آنان نیز نظر نداشته و اقدامی نکرده‌اند، حتی به شعارهای رئیس جمهور محترم در جریان انتخابات، و از جمله اقدامات دم دستی و پیش پا افتاده‌ایی از جمله رفع فیلترینگ از اینترنت و... هم گردن ننهاده است، و بعکس می‌بینیم فعالیت سیاسی گروه‌های دخیل در دستگاه اداره امور کشور، یعنی «جبهه اصلاحات ایران» نیز تحمل نمی‌شود، و این نیز مورد حمله قرار می‌گیرد، گروهی که رئیس جمهور، جناب مسعود پزشکیان، به نوعی نماینده و منتخب آنان در داخل حاکمیت است،

گروهی که به مقتضای کار سیاسی، و بنا به وظیفه ذاتی و روتین خود، بعد از بحران جنگ گذشته، نشستند و همفکری، هم افزایی، آسیب شناسی کردند، و در یک اجماع چند حزبی، به مواردی رسیدند، و آن را در قالب بیانیه «آشتی ملی»، به اهالی قدرت گوش زد کردند، تا مثل تمام گروه‌های سیاسی و احزاب در جهان، «صدای مردم بی صدا» [2] و یا طرفداران خود باشند، و به نمایندگی از آنان، نقش حلقه واسط حکومت و ملت را بازی کرده، جمعبندی نظرات مردم، و یا طرفداران خود را، از شرایط خطیر کشور ابراز، و راه‌های برون رفت را پیشنهاد کنند [3]

اما متاسفانه رئیس دستگاه قضایی کشور تمام ساختار معمولِ روند قضایی را زیر پا نهاده، «بر صندلی ضابط و دادستان و قاضی» یکجا نشسته [4] و این بیانیه را در جهت «خواست دشمن» ارزیابی، و اعلام کرد، و از تهیه کنندگان آن درخواست اعلام برائت کرد، که در غیر این صورت "طبیعی است دادستان تهران در این راستا، به تکلیف قانونی خود عمل خواهد کرد" ! [5]

اما سوال اینجاست که وقتی اقدام طبیعی احزاب معتقد به قانون اساسی و حرکت در درون ظرفیت‌های آن، که نزدیک‌ترین به دولت هستند، این چنین شما را بر می‌آشوبد، و دادستان را پا به رکابِ «انجام تکلیف قانونی» می‌کنید، با حجم وسیعِ از مردم معترض ایران که بسیار دورتر از اندیشه و کردار شما ایستاده‌اند، و تغییراتی از این شدیدتر را انتظار دارند، چه خواهید کرد؟!

کمی اندیشه نمی‌کنید؟ شما به عنوان رئیس دستگاه قضا، چرا قبل از دادگاه، تفهیم اتهام می‌کنید، خود رای داده، بزه منتسبه را، به حرکت در جهت دشمن ارزیابی می‌کنید؟! آیا دادستان، و یا قاضی که به این پرونده، پس از بیانات شما، رسیدگی خواهد کرد، و نیروی زیردست سازمانی شما، می‌تواند خلاف رای مافوق، به رایی غیر از نظر شما برسد، که پیش از هر بررسی قضایی، در راس دستگاه قضا بدان رسیده، و رسما اعلام کرده‌اید؟!

این چه رویه قضایی است که در بین همکاران خود، در دنیای قضا به نمایش گذاشته، که به عنوان شاهد مثال رویه‌های نادرست قضایی در جهان قضاوت مورد مطالعه اهالی قضا در جهان شناخته شوید، و عملکرد شما را تدریس به عنوان مثالی از عبور از سیستم‌های درست قضایی تدریس کنند.

اگر هر شهروند و یا گروه سیاسی و اجتماعی قرار است نظرات خود را پیش از ابراز با دستگاه قضا هماهنگ کند، که از سوی آن دستگاه، در راستای دشمن ارزیابی نشود، آیا این رویه، منجر به تبدیل دستگاه قضا به یک نهاد سرکوب نمی‌شود، که مثل میرغضب ایستاده است، تا هر صدای خیرخواهی جمعی را که، ناهماهنگ ارزیابی کرد را، خفه کند، و گویندگان آنرا به برائت از نظر خود وادارد؟!

آیا این یکدستی، و همان صدای هماهنگی نیست که کشور را، در سه ساله دولتِ خسارتبار جناب ابراهیم رئیسی، به سوی یکدستی، فسادهای بزرگ اقتصادی (فساد چند میلیارد یورویی چای دبش و...) و به شرایط پرتگاه کنونی برد، که در آستانه جنگ همه جانبه قرار گرفته، و یک جنگ ویرانگر 12 روزه را پشت سر نهاده است؟! آیا ادامه آن یکصدایی و یکدستی مردابگونه را دوباره تجویز می‌کنید؟! نمی‌خواهید از این تمامیت خواهی ویرانگر گذشته، به کثرتگرایی سازنده آینده عبور کنید؟!

اگر قرار بود رئیس دستگاه قضا برج دیدبانی بزند، و مثل یک کنشگر سیاسی عمل کند، نقش ضابط را به عهده گیرد، پا از سیستم قضایی خود بیرون نهاده، نقش هماهنگ کننده اُرکستر سیاسی کشور را به عهده گیرد، فارغ از مقتضیات عمل قضایی، هر صدای ناهماهنگ را تشخیص داده، و خاموش کند، پس ساختارهای سیاسی مثل احزاب برای چه به رسمیت شناخته شده‌اند، و در قانون اساسی به وجود آنان، آزادی بیان و تجمع اعتراضی، و پیگیری امور سیاسی و... تاکید شده است؟!

در صورت بروز این خاموشی که شما از دیگران انتظار دارید، پس تکلیف قانونی، عرفی و شرعی انسان‌ها در مقابل کجمداری حاکمیت‌ها، سیستم‌ها، افراد و رویه‌ها چیست و کجا قرار می‌گیرد؟! که خداوند از همه به ویژه دانندگان قول گرفته است که در مقابل کجی‌ها سکوت نکنند، و نسبت به جامعه خود مسئول و پیگیر باشند، و حقوق خود و دیگران را سرلوحه کارِ پیگیری خود قرار دهند.[6]

بله، اینجا خاورمیانه است [7] بنا بر ایستایی است، بنا بر عدم تغییر و عدم اصلاح، تا پوسیدن و نابودی است، اینجا مردم باید حسرت داشته‌ی ملت‌های پیرامون خود مثل هندوستان را بخورند، که هندو هستند، و این توان و اختیار را دارند که هر 5 سال یکبار، فرمانروایانی بر خود انتخاب کنند، و دیگرانی را به کناری نهند، چراکه مطابق با خواست آنان عمل نمی‌کنند.

اما اینجا به عکس، این قدرت است که گروهای سیاسی صحنه را، به کناری نهاده و هر گروهی را که بخواهد، و مقتضای ماندگاری و تحکیم قدرت بیابد، می آورد و یا بر می‌دارد، سو استفاده از ظرفیت نظارت استصوابی، و دخالت قضایی در امور سیاسی، و به میدان آوردن نظامیان و... این امکان را به قدرت می‌دهد، تا چنین ویرانگر عمل کند، و این است که باید گفت، در هند مبنا مردم هستند، و در اینجا مبنا قدرت، که تعیین کنند چه کسانی باشند و چه کسانی نباشند!

گروه‌های سیاسی در هند بیش از 75 سال است که حق عضوگیری، اعتراض، تشکیلات و جلسات دارند، و برایند درون حزبی خود را در قالب بیانیه‌ها، موضع گیری‌ها، فراکسیون های پارلمانی و... رسما اعلام و در رسانه‌ها منتشر می‌کنند، و کسی به احزاب نمی‌گوید که چرا به مفاد این بیانیه، یا آن موضع در ساختار اندیشه اعضا و رهبری حزب خود رسیده‌اید؟! و دولت‌ها و ساختار حکومتی هند، حتی اپوزیسیون را در ساختار کشور به رسمیت شناخته، حق سخن گفتن و جایگاه می‌دهند، نظر آنان در جامعه حکمرانی مطرح، و در کنار نظر پوزیسیون دیده می‌شود و افکار عمومی بین این دو است که شکل می‌گیرد و نمره می‌دهند، و انتخاب می‌شوند.

جناب رئیس دستگاه قضا! اگر با گروه‌های داخل حاکمیت که در چهارچوب قانون اساسی، خواستار اصلاح رویه و یا ساختاری می‌شوند، اینگونه سهمگین و از سر زور برخورد کنید، با دیگرِ مردم ایران، که بسیاری معترضند و از این سیستم و قانون اساسی هم عبور کرده‌اند، چه خواهید کرد، خواهید گفت آنان حقی ندارند؟! پاسخ آنان حکم بَغی خواهد بود؟!، اگر هر حاکمی به معترضی که سیستم و یا رویه‌ایی را قبول ندارد اینگونه که شما برخورد می‌کنید، برخورد کند، آیا دنیا به قتلگاه آزادی و آزادیخواهان تبدیل نخواهد شد؟! آیا شما به آزادی و حق تعیین سرنوشت برای انسان‌ها بی اعتقاد هستید؟! که حتی کمترین‌هایی را هم تحمل نمی‌کنید؟

خانم آذر منصوری - رئیس جبهه اصلاحات ایران

شاهرود - چهارشنبه 6 شهریور 1404 برابر با 28 آگوست 2025

[1] - جنگ ایران و اسرائیل یا جنگ ۱۲ روزه، درگیری مسلحانه‌ای بود که با انجام مجموعه‌ای از حملات غافلگیرکننده از سوی اسرائیل به ایران در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد. نیروهای اسرائیلی برخی از فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هسته‌ای و سیاستمداران ایران را ترور کردند و به سامانه‌های پدافند هوایی و برخی تأسیسات هسته‌ای و نظامی ایران آسیب رساندند یا آن‌ها را تخریب کردند. ایران در پاسخ موشک‌هایی را به سوی پایگاه‌های نظامی و شهرهای اسرائیل شلیک کرد. حوثی‌های یمن نیز چندین موشک به سمت اسرائیل پرتاب کردند ایالات متحده آمریکا علاوه بر دفاع از اسرائیل در برابر موشک‌ها و پهپادهای ایرانی، در روز نهم جنگ با حمله به سه سایت هسته‌ای ایران اقدام تهاجمی انجام داد. حوثی‌ها حملات آمریکا را «اعلان جنگ» تلقی کرده و به‌صورت یک‌جانبه آتش‌بس خود با آمریکا را لغو کردند سرانجام ایران و اسرائیل با میانجی‌گری آمریکا و قطر با یک آتش‌بس دوجانبه در ۳ تیر ۱۴۰۴ موافقت کردند.

[2] - خانم "آذر منصوری"، بیانیه جبهه اصلاحات ایران را «صدای مردم بی‌صدایی‌» دانست که «نگران ایران‌ هستند». رئيس جبهه اصلاحات ايران در واکنش به این گفته محسنی اژه‌ای که "طبیعی است دادستان تهران در این راستا، به تکلیف قانونی خود عمل خواهد کرد"، در شبکه ایکس نوشت:  برخورد قضایی با "اظهار نظر، نقد و پیشنهاد راه حل"، نشان‌دهنده بحران در شنیدن است. آذر منصوری يادآور شد: «اصلاحات فقط پلی برای عبور از بحران‌ها نیست، بلکه بخشی از راه حل‌ها هست و باید باشد.»

[3] - در بخشی از بیانیه جبهه اصلاحات ایران آمده است که : « تجاوز جنایتکارانه اسرائیل و تحمیل جنگ ۱۲ روزه به ایران، با وجود پاسخ قاطع و آشکار شدن توان بازدارندگی و قدرت دفاعی نیروهای مسلح کشور، چهره امنیت ملی ما را در منطقه و جهان دگرگون ساخته است. این جنگ نشان داد که ایران در دفاع از تمامیت ارضی خود مصمم و تواناست، اما هم‌زمان روشن کرد که تداوم این مسیر، بدون بازسازی اعتماد ملی و گشودن باب تعامل سازنده با جهان، هزینه‌های انسانی، مالی و روانی بسیاری بر ملت تحمیل خواهد کرد. امروز، روان جمعی ایرانیان زخمی است و سایه ناامیدی و اضطراب، هم‌چنان بر زندگی روزمره مردم سنگینی می‌کند. اقتصاد ایران نیز پیش از جنگ زیر فشار ناترازی‌های مزمن و تصمیمات ناپایدار رو به فرسایش بود و امروز، پیامدهای جنگ در کنار تورم افسارگسیخته، رکود تولید، سقوط ارزش پول ملی و فرار سرمایه، خطر فلج اقتصادی را بیش از هر زمان برجسته‌تر کرده است. در چنین شرایطی، تهدید فعال‌سازی «مکانیزم ماشه» از سوی تروئیکای اروپایی بسیار واقعی و در شرف عملی شدن است. بازگشت پرونده هسته‌ای ایران به فصل هفتم منشور ملل متحد، تحریم‌های سازمان ملل را بازمی‌گرداند و رکودی عمیق‌تر از پیامدهای جنگ اخیر به بار خواهد آورد. این بازگشت نیز، مشروعیت جنگ آینده علیه ایران را با برچسب «تهدیدکننده صلح» تأمین می‌کند. بنابراین پیشگیری از این سناریو، فوریت امنیت ملی است، نه موضوع جناحی یا انتخاباتی.

امروز در این بزنگاه تاریخی، سه راه پیش روی ملت و حاکمیت است:

الف. تداوم وضع موجود؛ با آتش‌بسی شکننده و آینده‌ای مبهم

ب. تکرار الگوی ۲۲ سال گذشته؛ مذاکره تاکتیکی برای خرید زمان، بی‌آنکه ریشه بحران‌ها درمان شود

ج. انتخاب شجاعانه آشتی ملی و ترک تخاصم در داخل و خارج کشور؛ با هدف اصلاح ساختار حکمرانی و بازگشت به اصل حاکمیت مردم از طریق برگزاری انتخابات آزاد و حذف نظارت استصوابی و از سوی دیگر پایان دادن به تنش‌زایی و انزوای بین‌المللی

جبهه اصلاحات ایران، بر اساس استراتژی اصلاح از درون، آشتی ملی و نتایج حاصل از آن را تنها راه نجات کشور و فرصتی طلایی برای تغییر و بازگشت به مردم می‌داند و بی‌تردید بدون پرداختن به اصلاحات ساختاری عمیق، آشتی ملی و عفو عمومی، صرفاً به یک نمایش سیاسی بدل خواهد شد. بنابراین ما نقشه راه فوری و عملیاتی خود برای انجام اصلاحات ساختاری در دو حوزه سیاست داخلی و سیاست خارجی را چنین اظهار می‌کنیم:

۱. اعلام عفو و بخشودگی عمومی، برداشتن حصر مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد، رفع محدودیت‌های سیاسی سیدمحمد خاتمی، آزادی همه زندانیان سیاسی، عقیدتی و فعالان مدنی و پایان دادن به سرکوب منتقدان مصلح برای بازسازی اعتماد ملی و ترمیم شکاف ملت–حاکمیت

۲. تغییر گفتمان حکمرانی به توسعه ملی از طریق تدوین و اجرای «دکترین توسعه و آبادانی ایران» بر محور رفاه، آبادانی و کرامت شهروندان، به جای اولویت‌دادن به منازعات ایدئولوژیک

۳. انحلال نهادهای موازی و تغییر معنادار در نهادهای انتصابی و رویکرد آن‌ها و پایان دادن به چندگانگی در تصمیم‌گیری‌ها و بازگرداندن اختیارات دولت وعدم مداخله شوراهای متعدد فراقانونی و غیر شفاف و غیر پاسخگو در اداره کشور

۴. بازگشت نیروهای نظامی به پادگان‌ها و خروج آنان از حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ

۵. بازنگری در رویکردها و سیاست امنیت داخلی و حفظ توان دفاعی بازدارنده، در کنار کاهش نگاه امنیتی به جامعه و حذف نگاه گزینشی «خودی و غیرخودی»

۶. اصلاح رویکرد و مدیریت صدا وسیما و آزادی رسانه‌ها و حذف سانسور

۷. تغییر در قوانین مربوط به حقوق زنان که نیمی از جامعه را در معرض تبعیض سیستماتیک و خشونت قرار داده است

۸. خارج کردن اقتصاد کشور از تیول الیگارش‌های حکومتی و ایجاد فرصت‌های برابر اقتصادی برای همه مردم و فراهم کردن بستر برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی

۹. اصلاح سیاست خارجی بر پایه آشتی ملی و همبستگی میان همه ایرانیان داخل و خارج از کشور، بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌های دیپلماسی رسمی و عمومی برای جلوگیری از فعال‌سازی مکانیزم ماشه، لغو تحریم‌ها و بازگشت به جایگاه شایسته ملت با فرهنگ و صلح طلب ایران در نظام بین‌الملل

۱۰. بکارگیری ابتکار هسته‌ای برای خروج از بحران و اعلام آمادگی تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی و پذیرش نظارت آژانس انرژی اتمی در قبال رفع کامل تحریم‌ها، با هدف آغاز مذاکرات جامع و مستقیم با ایالات متحده آمریکا و عادی‌سازی روابط بر اساس عزت، حکمت و مصلحت

۱۱. همگرایی منطقه‌ای برای ایجاد صلح پایدار و استفاده از فرصت تعامل با همسایگان، حمایت از تشکیل کشور مستقل فلسطین مطابق با خواست مردم این سرزمین، و همکاری با عربستان و دیگر کشورهای منطقه برای بازسازی تصویر ایران به‌عنوان ملتی صلح‌جو و مسئول؛

چرا که برقراری آشتی ملی و تغییر رویه فعلی حکمرانی، خواست اکثریت مردم ایران است، مردمی که انتخابشان تعامل با جامعه بین الملل، همزیستی مسالمت‌آمیز با همسایگان، دستیابی به توسعه و زندگی در امنیت و رفاه است.

به باور جبهه اصلاحات ایران، رکن بازگشت به مردم بر این اصل استوار است که اکنون یک فرصت طلایی تغییر پیش‌روی ملت و حاکمیت قرار دارد و می‌تواند به سکوی پرش برای توسعه پایدار، بازسازی سرمایه اجتماعی و تعامل عزتمندانه با جهان تبدیل شود. حال آنکه هرگونه بی‌اعتنایی به ضرورت تغییر، کشور را به مسیر فروپاشی تدریجی سوق می‌دهد.

بنابراین ما از همه نیروهای سیاسی ملی مدافع رویکرد اصلاحات مسالمت جویانه و خشونت پرهیز اعم از داخل و خارج کشور، و از تمام نهادهای تصمیم‌گیر حامی حقوق ملت می‌خواهیم که به جای تداوم مرزبندی‌های مصنوعی و بی‌ثمر، بر محور منافع ملی گردهم آیند. این لحظه، لحظه تصمیم بزرگ عبور از گذشته و گشودن دروازه‌های آینده‌ای متفاوت است. فردا ممکن است دیر باشد.

جبهه اصلاحات ایران

۲۶ مرداد ۱۴۰۴»

[4] - سوالِ یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب از محسنی اژه‌ای: مرز میان سیاست و قضا کجاست؟ رئيس قوه قضاييه: «چندی پيش، يك جمع به اصطلاح سياسى، بيانيه‌اى را در راستاى خواست دشمن صادر كرد.» عربسرخی: «جناب آقای اژه‌ای! اگر این یک اظهار ‎نظر سیاسی شخصی باشد، ورود به مسایل سیاسی جایگاه رییس قوه را تضعیف می‌کند و اگر یک ‎حکم قضایی‌ ست، کدام محکمه این رای را صادر کرده است؟»

این لحن مناسب نیست!

واکنش احمدزیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، به سخنان رئیس قوه قضائیه در مورد بیانیه جبهه اصلاحات: «صرف‌نظر از محتوا و شکلِ بیانیۀ جبهۀ اصلاحات، نوع واکنش رئیس قوۀ قضائیه در برابر آن، مناسب جایگاه حقوقی وی نبود. به کارگیری این نوع عبارات، در مقابل یک سلسله توصیه‌ها از جانب جمعی از کنشگران سیاسی، پیام خوبی به جامعۀ داخلی و خارجی مخابره نمی‌کند. آقای محسنی اژه‌ای که به طور مرتب همگان را به رعایت احتیاط، تدبیر، خویشتن‌داری و لحاظِ مصالح عالی کشور در گفتار و رفتار دعوت می‌کند، به دلایلی که برای من روشن نیست، سر برخی بزنگاه‌ها، لحن امنیتی و تهدیدآمیزی به کار می‌گیرد که نه فقط تناسبی با موقعیت رسمی او ندارد، بلکه به آنچه مایۀ نگرانی خودش هم هست، دامن می‌زند.»

[5] - حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای روز دوشنبه (۳ شهریور) طی سخنانی در نشست شورای عالی قوه قضاییه عنوان داشت: « سیاست قطعی نظام و کشور، دفاع از مظلومین عالم بخصوص مردم مظلوم غزه و همچنین حمایت از جریان مقاومت است. چندی پیش، یک جمع به اصطلاح سیاسی، بیانیه‌ای را در راستای خواست دشمن صادر کرد؛ برخی اشخاص توصیه کردند که در برخورد قضایی با صادرکنندگان بیانیه مذکور تعجیل نشود تا اینکه خودِ مردم و جریانات سیاسی و اجتماعی، پاسخ درخوری را به آنها بدهند؛ این امر محقق شد و جریانات و تشکل‌های مختلف، صدور چنین بیانیه‌ای را محکوم کردند؛ حتی برخی افراد و طیف‌های همسو با صادرکنندگان آن بیانیه نیز نسبت به چنین کاری، اعلام انزجار کردند و با تعابیر مختلفی، این مضمون را بیان کردند که صادرکنندگان بیانیه مزبور در شرایطی که دشمن به کشور ما تجاوز کرده و همچنان تهدید می‌کند، بیانیه‌ای در جهت خواست دشمن صادر کرده‌اند؛ البته آنها امید داشتند که در نتیجه صحبت کردن با صادرکنندگان آن بیانیه، آنها را نسبت به اشتباه‌شان آگاه سازند و تاکید کردند که ممکن است آنها اعلام برائت کنند و اظهار کنند غفلت کردیم؛ علی‌ایحال من از همه کسانی که به صورت مستدل و متقن، بیانیه مذکور را محکوم کردند تقدیر دارم و امید دارم آنهایی که از روی غفلت یا اغراض خاص، این بیانیه را صادر کردند، از مسیر اشتباه‌شان بازگردند و رویه خود را اصلاح کنند؛ البته طبیعی است که دادستان تهران در این راستا، به تکلیف قانونی خود عمل خواهد کرد.»

[6] - که در کلام امیر المومنین آمده است که : «خداوند از علما، عهد و پیمان گرفته که در برابر شکم‌بارگی ستم‌گران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند.»

[7] -  به عمد از واژه «غرب آسیا» به جای خاورمیانه استفاده نمی‌کنم، گرچه این نام را استثمار بر ما گذاشت، و از آنجا که ذهن متکبر استثمار و تکبر استثماری همچنان اینجا می‌تازد، پس باید همچنان اینجا را «خاورمیانه» نامید قتلگاه آزادی، انسانیت و کرامت

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

موارد مرتبط

  • اصلاحات مردنی نیست خانم نرگس محمدی! رمز پایان شکست‌های ایرانیان تکثرگرایی است
  • مصطفی تاجزاده غنیمتی‌ست برای ایران، در دنیای خیرخواهی و اصلاح طلبی
  • دین و اعتقادی که تو را از ظلم، جنایت، کشتار و فساد بر زمین باز ندارد چند می‌ارزد؟!
  • صبر اصلاح‌طلبانه و تحمل حرکت تدریجی، از گلوله خوردن هم سخت‌تر است - عزت الله سحابی
  • سالروز شروع جنگ ایران و عراق؛ جنگ‌های قاچیده، و تاوانی که ملت‌ها می‌پردازند

    سربازان و مدافعان وطن، فارغ از اینکه جنگ‌ها، چگونه و توسط چه کسانی آغاز شود، ادامه یابد، تشدید شود و...، از شروع تا آخرین لحظاتِ اعلام آتش بس، جانفشانی خواهند کرد، و راهی جز جنگیدن، کشتن، و کشته شدن ندارند؛ کودکی ده ساله بیش نبودم که جنگ خسارتبار 8 ساله با رژیم بعث عراق، 45 سال پیش، در همین روزها (31 شهریور 1359) شکل روشن‌تر و جدی به خود گرفت [1]، و با حمله گسترده هواپیماهای عراقی، و بمباران تهران و...، اهداف اشغالگرانه شکل آشکارتری یافت، و این جنگ خانمان برانداز و اهریمنی، سایه سنگین، شرورانه و ددمنشانه‌اش را بر سر مردم ایران و عراق نهاد.

    نزدیک به 5 سال از آن روزِ زهرآگین گذشت، تا جسم و جانی بگیرم، سن و سالی بیابم، و از فرصت حضور در جبهه، و افتخار دفاع از وطن برخوردار شوم، و بتوانم در خیل کسانی در تاریخ ایران باشم که هزاره‌هاست مجبور شدند، برای ایران و دفاع از ایرانیان تیغ زنند و بجنگند. 15 ساله بودم که از سوی سپاه پاسداران شاهرود، برای اعزام به جنگ، مناسب تشخیص داده شده، و در بهار 1364 با تنی چند از همکلاسی‌ها در مدرسه راهنمایی، پس از گذراندن دوره آموزشی سی یا چهل روزه‌ایی، عازم صحنه نبرد شدیم،

    در آن روزها، آنچه برای جنگجویانی همچون ما مطرح و مهم نبود، اینکه خورشت زهرآگین جنگ را، در اتاقِ‌ فکر کدام پایتخت (بغداد، ریاض، تهران، مسکو، لندن، واشنگتن و...) پخته‌ و یا توسط چه کسانی می‌پزند، آنروزها نگاه‌مان بی توجه به همه‌ی این گونه مسایل، به قدم‌های پلید سربازان دشمن دوخته شده بود، که خاک ایران را لگدکوبِ تجاوز خود کرده، و قصد داشتند تا پیش آمده و خاک ما را تصرف کنند و...، و ما دیوانه‌وار عاشق پیوستن به صفوفِ گام‌هایی بودیم که در مقابل دشمن، استوار، و بر زمین میخکوب شده بود، تا از پیشروی آنان جلوگیری کرده، و یا آنان را به عقب براند،

    می‌خواستم هم، عقلم قد نمی‌داد که بفهمم که این جنگ و جنگ‌ها چگونه شکل می‌گیرند، و آنرا در کدام پستو می‌پزند و...، و این بعدها بود که با رها شدن از جنگ، و اینکه سن و سالی یافتم، اسرار جنگ بیرون زد، و ما هم در پیشینه سیاسی، دیپلماتیک و نظامی آن جنگِ خونین و ویرانگر، خواندیم و به دنبال پاسخ به این سوال گشتیم، که چه شد، ایران و ایرانیان، و در سوی مقابل، عراق و عراقی‌ها دچار چنین جنگ خسارتبار و ویرانگری شدند، و شدیم؛

    چه شد که ما را در دراز دامن‌ترین جنگ جهان، در قرن بیستم گرفتار کردند، تا در آن بمانیم و رکورد طولانی‌ترین‌ها را بزنیم؛ و چه شد که سخن دلسوزان و میانجیگران داخلی و خارجی، زیر سم اسب سرکش عدم انعطاف، اشتباه محاسباتی، تندروی و... له شد، تا کار ما به آنجا ختم شود که خسارتبارترین روزهای جنگ، در ماه‌ها و سال‌های پایانی این جنگ رقم خورَد، و کسی به آن نبرد خونبار پایان نداد، تا ما بمانیم و ویرانی و جراحت‌های جنگ، و سوال‌های دیگری از این قبیل و...

    اما این روزها برای ما روشن است که جنگ‌ها را یک طرف تدارک ندیده و نمی‌بیند، در زیر این دیگ جوشان روغنِ داغ، که رزم‌آوران و مردم درگیر در آن را سرخ و کباب می‌کنند، خیلی‌ها هیزم‌ها نهاده، آنرا شعله‌ور می‌کنند، تا بسوزاند و نابود کند. اکنون نزدیک به 45 سال از آن روز نحس، در تاریخ ایران می‌گذرد، که ایران و عراق را برای دهه‌ها دچار عوارض و عقب ماندگی‌های بزرگی کرد، شیرازه صلح، توسعه، انسانیت، رفاه، میانه‌روی و... را از هم گُسست، و ما را در جنگ و خشونت و ویرانی و عواقب آن غرق کرد.

    اما کسانی که از حوادث تلخ تاریخ عبرت نگیرند و تغییر رویه ندهند، تاریخ را همواره به تکرار خواهند نشست، و به همین دلیل هم، نگون‌بختی و این طالع نحس دامن ما را رها نکرد و نمی‌کند، و سایه جنگ، از این کشور و مردم دور نشد، و تاکنون ما را همراهی می‌کند، تا به ویژه ایران، همچنان بعنوان تنهاترین بازیگر جنگ‌های خاورمیانه، این‌بار در تنور جنگ‌های مذهبی - تمدنی بر سر فلسطین درگیر و بسوزد، این بود که در اوج آن، در 5 آبان 1403 و بعد از 44 سال، کشورمان باز دوباره شاهد تجاوز اسراییل به مرزهای مقدس خود بود، و جنگ را همچون مشتی چدنی در پارچه‌ایی اطلسی پیچیده، آماده کردند و بر گونه‌ی ایران نواختند، و باز این هشدار هم نادیده گرفته شد، تا اینکه جنگ گسترده‌تری موسوم به «جنگ 12 روزه» در بامداد 23 خرداد 1404 دامنگیر شهرها، مراکز علمی، نظامی، صنعتی و دانشمندان و جنگ آوران ما گردید و...

    باید بگویم اگرچه در آن روزهای آخر دهه 1350 و یا در درازای دهه 1360 درکِ درستی از روند پیدایش این جنگ و یا جنگ‌ها نداشتم، اما امروز می‌توانم بفهمم و بگویم که خشت خشتِ بنای جنگ‌ها چگونه توسط دو طرف بر دیواره‌ی تنورِ داغ جنگ ‌نهاده می‌شود، تا بنایی بدقواره، بلند و دهشتناک شکل گیرد، و ناگهان بر سر همه‌ی مردمِ درگیر در آن خراب شود، مردمی که در آتش افروزی آن جنگ دستی نداشته، و تنها مظلومانه باید هزینه‌های آنرا بپردازند؛ بیدادگران فراوانی باید، تا شعله‌ جنگی افروخته شود، و بنای زیبای صلح و آرامش را ویران، و کشتار به راه اندازد، تا زان پس تابوت به اهل عزا بفروشند و...، و جالب است در هر جنگ قاچیده شده در تغار ملت‌ها، دو طرف فریاد مظلومیت نیز سر می‌دهند!

    دنبال کنندگان پرونده جنگ کنونی بین اسراییل و دیگران (حماس، حزب‌الله، سوریه، یمن، ایران و...) که روشن‌ترین گواه بر این ادعاست، قبول خواهند کرد که بر این آتش افروزی‌، دو طرف نقش اساسی داشتند، و بعدها این آتش گستره گرفت و بر دامن ملت‌های زیادی افتاد، دوام و بقای کسانی را تضمین کرد، که از شرایط صلح نفعی نمی‌برند، و سود جنگ به حساب کسانی واریز شد، که در جنگ بقا و سود خود را جستجو کرده و می‌کنند، بعنوان نمونه، چنین جنگی اگر نبود، امروز بنیامین نتانیاهو، و اعوان و انصارش و... می‌بایست، در اقلیت، و برکنار از قدرت بودند؛ و آتش شرایط صلح، دامن جنگ طلبانی چون آنان را می‌گرفت، و کباب‌شان می‌کرد، اما امروز این صلح‌جویان و اکثریت مردم منطقه هستند که می‌سوزند، و این اقلیت، جنگ‌طلب و اهالی اردوگاه خشونت و ویرانی، میدان‌داری می‌کنند و...، جنگ برای اینان نعمت است.

    تهران - چهار شنبه 2 مهرماه 1404 برابر با 24 سپتامبر 2025

    #نه_به_جنگ

    #نه_به_ویرانی

    #صلح

    [1] - این جنگ از مدت‌ها پیش از 31 شهریور 1359 آغاز شده بود، درگیری‌های مرزی، سیاسی، دیپلماتیک و... و کسی آنرا جدی نگرفت، هشدارها شنیده نشد، تا به یک نبرد گسترده و فراگیر و درازدامن تبدیل شود و دو ملت ایران و عراق را به عزا بنشاند.

نظرات (13)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

مصاحبه خواندنی سعید رضوی فقیه با سایت انصاف‌نیوز
سعید رضوی فقیه: مجلس موسسان هم مثل ژاپن اسلامی شدن ایران است!
انصاف نیوز– مدتی پس از بیانیه‌ی میرحسین موسوی جبهه‌ی اصلاحات که تشکل سیاسی قانونی است و نمی‌توان به آن برچسب چهره‌ی اپوزیسیون درحصررازد هم بیانیه‌ای صادرکرد که سخنان مشترکی باآن بیانیه داشت. این فصل مشترک به معنای این نیست که هر دو در حال اشاره به یک واقعیت هستند؟
صدور بیانیه‌ی جبهه‌ی اصلاحات به گمان من کار خطایی بود و این بیانیه حاصل اشکالی اساسی‌تر در درون این جبهه‌ی سیاسی است. جبهه اصلاحات همچون ساختار حکمرانی کشور دارای اشکالاتی ساختاری است و در صورتی که خود را اصلاح نکند خروجی آن هم مناسب نخواهد بود.
نخستین مسئله‌ی من با بیانیه‌ی جبهه اصلاحات و همینطور بیانیه‌ی مهندس موسوی این است که در زمانه و شرایط جنگی که هست و نیست ما را تهدید می‌کند بایدبسیار
محتاط باشیم. به این معنا که باید با سنجش دقیق شرایط عمل کنیم.
اگر نقدهایی که امثال ما به ساختار حکمرانی و خطاهای آن داریم بیشتر از نقدهای اعضای جبهه اصلاحات و آقای موسوی به این مسائل نبوده باشد کمتر هم نیست اما مسئله
این است که نمی‌توان به اصطلاح، کنتور عملکرد کشور در منطقه و صحنه‌ی بین‌الملل را در چشم به هم زدنی صفر کنیم وبا«تغییر پارادایم» همه‌ی مسائل را حل کنیم.
برای مثال اگر ما همین امروز نه تنها غنی‌سازی اورانیوم را تعلیق کنیم بلکه تمامی اجزای صنعت هسته‌ای را برچینیم و دیگر سرمایه‌گذاری هم در این صنعت نکنیم و
تعهداتی جدی بدهیم که دیگر به سمت هسته‌ای نخواهیم رفت هم مشکلات قدرت‌های بزرگ غربی با ما حل نخواهد شد زیرا نمی‌توانیم با چنین تصمیمات سابقه‌ی خودمان در
این چند دهه را هم پاک کنیم و البته که دراذهان آنها هم پاک نخواهدشد. نمونه‌ی لیبی رادربرابرخودمان داریم
اگر دست از هسته‌ای برداریم هم پرونده‌ی تازه‌ای باز خواهند کرد. وقتی ابزارهای قدرتمند چانه‌زنی خود را تحویل دهید طبیعی است که طرف مقابل تصور کند که شما
ضعیف‌تر شده‌اید و گامی به پیش بیاید.
درصورتیکه عقب‌نشینی کنیم چنان به پیش خواهند آمد که نه تنها جمهوری اسلامی را به طور کلی خلع سلاح خواهند کرد بلکه دندان‌های ایران راهم خواهندکشیدتاقدرت
مستقل ملی در این کشور دوباره شکل نگیرد.
در چنین شرایطی با راه‌حل‌هایی که در بیانیه‌ی جبهه اصلاحات آمده مسئله حل نخواهد شد.
انصاف نیوز – ظاهراً شما علاوه بر زمان انتشار این بیانیه با محتوای آن هم موافقتی ندارید.
علاوه بر زمان صدور بیانیه‌ها با محتوای آن هم مشکل دارم و معتقدم نمی‌توان در چشم به هم زدنی کنتور عملکرد کشور در این چند دهه راصفر کرد. قدرت سیاسی مستقردرکشور با موجودیت ایران پیوند خورده است و به سادگی نمی توان این دو را از هم تفکیک کرد.
همانطور که مشکل آمریکا صرفا با نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک سیستم حکومتی نیست، بلکه با ایران است. چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه این سیستم سیاسی را دوست داشته باشیم، چه دوست نداشته باشیم این دو با هم پیوند خورده‌اند.
در واقعیتِ عالَم سیاست آنچه اهمیت دارد منافع ملی کشورهاست، همانطور که نمی‌توان منافع ملی آمریکا و قدرت ملی آن را از سیستم سیاسی این کشور که قدرت را بین دو حزب و صنایع تسلیحاتی و نفتی و دیگر بلوک‌های قدرت و ثروت تقسیم کرده جدا کنید. همانطور که نمی‌توانید منافع ملی فرانسه
را از کشور فرانسه جدا فرض کنید.
ممکن است بر روی کاغذ و یا موقع شعار دادن چنین چیزی را مطرح کنیم و مدعی شویم که «اسرائیل با جمهوری اسلامی جنگ داشته است و نه ایران» اما واقعیت ماجرا این
است که اگر با ارزیابی دقیقی به موضوع بنگریم خواهیم دید که واقعا مشکل اصلی آنها با ایران است که اگر قدرت سیاسی مستقلی در آن باشد منافع برخی کشورها را تهدیدخواهد کرد.
انصاف نیوز – بخش بزرگی از بیانیه‌ی جبهه‌ی اصلاحات ارتباطی با سیاست خارجی ندارد. چه نظری درباره‌ی این موارد دارید؟
نه تنها با این بخش از بیانیه‌ها مخالفتی ندارم بلکه پیشتر و بیشتر از این دوستان آن را مطرح کرده‌ام و هزینه‌اش را هم داده‌ام و در زمینه‌ی این تبعیض‌ها یکی
از آسیب‌دیده‌ها هم بودیم که تمایلی به بیان جزییات آن ندارم.
روشن است که ما با «ملی» بودن صداوسیما موافقیم و با «میلی» بودن آن مشکل داریم. حتی زمانی که این رسانه دراختیار جریان حامی مهندس موسوی بوده و اصلاح‌طلبانِ هنوزاصلاح‌نشده اختیار آن را دهه‌ی 60 داشتند هم همین مسئله را داشتیم و با همه‌ی وجود درک کرده‌ایم که تبعیض همچون «استخوان لای زخم» است که مشکلات گوناگون را تشدید کرده و مانع همبستگی ملی می‌شود.با اینکه نظامیان هم باید مشغول کار نظامی خود باشند هم مشکلی نداریم با اینکه این حرف یک سخن کلی است مثل اینکه بگوییم اقتصاد را به اقتصاددان‌ها بسپاریم،فعالیت اقتصادی را به کنشگران اقتصادی، وعظ و خطابه را به روحانیون و …این مهم را باید
از ابتدای انقلاب در نظر بگیریم که آیا در آن زمان رعایت شده است یا نه؟!
آنچه در عمل اتفاق افتاده اینطور نبوده و مثلا کسانی که باید مردم را وعظ کنند و به لحاظ اخلاقی ارشاد کنند در جایگاه وزیر کشور و آموزش و پرورش و … قرار گرفته بودند و
وارد حوزه‌های تخصصی شدند که اطلاعاتی از آن نداشتند.ما هم می گوییم که باید دیپلماسی را به دیپلمات‌ها سپرد نه اینکه آنها را با شعار بیرون کنید و سیاست خارجی کشور را شخم بزنید و روابط ایران و آمریکا را وارد یک اتوبان یکطرفه
بدون برگشت کند و سال‌ها بعد هم بدون اینکه مسئولیت آن اقدامات را بپذیریم در نقطه‌ی مقابل قرار بگیرد و باز هم مطالبه‌گر باشید.
در دهه‌ی نخست انقلاب همین افراد اقتصاد و سیاست خارجی کشور و همینطور حوزه‌ی قضایی و مسائل دیگر را با عملکردهای خود تخریب کردند.در آن مقطع زمانی ما اصول و خردمندی حکمت سیاسی را رعایت نکردیم و آسیب‌هایی را به کشور وارد کردیم و حالا هم قرار نیست کسی را به دلیل عملکرد گذشته‌اش محاکمه کنیم یا بگوییم باید عذرخواهی و توبه‌ی سیاسی کنند اما می‌گوییم به همان دلیلی که در آن زمان در رعایت ملاحظات خردمندانه‌ی سیاسی اشتباه‌هایی مرتکب شدیدممکن است این موضع شما هم اشتباهی باشد که هزینه‌های جبران‌ناپذیری را به کشور و مردم تحمیل کنید.
انصاف نیوز – موافقان بیانیه می‌گویند بحث مطرح شده درباره‌ی تعلیق غنی‌سازی به درستی فهم نشده و آنچه در بیانیه آمده اعلام آمادگی تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی
در قبال رفع کامل تحریم‌ها، با هدف آغاز مذاکرات جامع و مستقیم با آمریکاست.
مبنای این استدلال که ایران باید از غنی‌سازی اورانیوم بدون اینکه امتیاز و یا تضمینی از طرف مقابل بگیردصرف‌نظرکند چیست؟ اگر این مبنا کارشناسی و عاقلانه می‌بود حتما باید پذیرفته می‌شد و مثلا اگر به شرایط ژاپن پس از بمباران هیروشیما و ناکازاکی برسیم و بخواهیم به بقای خود بیندیشیم چاره‌ی دیگری نداریم به جزاینکه
تمامی شرایط طرف مقابل را بپذیریم.
آیا نویسندگان جبهه اصلاحات درباره‌ی اینکه ما به چنین نقطه‌ای رسیدیم و چاره‌ای به جز تسلیم نداریم استدلال معتبری دارند. وقتی برای مثال یک چک از کسی داریم
هنگامی که آن را به او تحویل دهیم دیگر چطور می‌توانیم نقدش کنیم و آن طلب را از او بگیریم؟! در این مثال در شرایطی که چک در اختیار شماست هم نمی‌توانیدبا کارهای حقوقی و قضایی طلب را وصول کنیم چه برسد به زمانی که این چک را هم برای «نشان دادن حسن نیت» به بدهکار بدحساب بدهید.
در حالی که ایران و آمریکا درباره‌ی غنی‌سازی در حال مذاکره هستند اگر غنی‌سازی را خودمان متوقف کنیم دیگر قرار است درباره‌ی چه چیزی در مذاکرات چانه‌زنی کنید؟!
دوستان اصلاح‌طلبِ ما ضمانت می‌کنند که آمریکا در برابر توقف غنی‌سازی تحریم‌ها را بردارد و به ایران حمله نکند؟ اگر چنین تضمینی می‌دهند و در صورتی که انجام
نشد حاضرند هزینه‌اش را بدهند حرفی نیست.اما اگر قرار باشد مانند نگه داشتن 444 روزه‌ی گروگان‌های آمریکایی و آزاد کردن آنهاپس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رفتار کنیم و بعد در مذاکرات همه چیزراببخشند و نتوانندمطالبات ایران را بازپس بگیرند و در مجلس هم بگویند «مثل بازاری‌ها چرتکه نیندازید» و چاره‌ای نداشتیم بدیهی است که چنین مسیری را نپذیریم.
دوستان ما متوجه نیستید که برای مثال تعلیق غنی‌سازی نتیجه‌ی مذاکرات است و بیان آن به عنوان آغاز مذاکره نادرست است. مشخص نیست آنها خودشان را در کجای این
مذاکرات تعریف می‌کنند؟ آنچه درباره‌ی تعلیق غنی‌سازی می‌گویند از طرف دولت ایران است یا دولت آمریکا؟! ما به عنوان یک نیروی سیاسی وقتی می‌بینیم طرح چنین موضوعی باعث تضعیف پشت جبهه‌ی تیم مذاکره است هم اخلاق سیاسی و هم خردمندی سیاسی ایجاب می‌کندکه سکوت کنیم.اگربه
پیشنهادی مثل تعلیق غنی‌سازی یا هر پیشنهادی باور داریم می‌توانیم آن را به طور خصوصی برای تصمیم‌گیران ارسال کنیم نه اینکه آن را اینطور در علن بگوییم.
باید توجه کنیم که در سیاست خارجی به منافع ملی ایران فکر کنیم، این عرصه دیگر رقابت‌های سیاسی داخل نیست که با قواعد رقابت‌های داخلی در آن رفتار کنیم.
انصاف نیوز – انتهای این مسیر ایجاد محدودیت‌های سنگین در برابراظهارنظرافراد نیست؟اظهار
نظر افرادباموضع‌گیری یک تشکل سیاسی متفاوت است. در شرایط جنگی حتی اگر یک روزنامه نگار هم بخواهد مقاله‌ای بنویسد باید به ظرافت‌هایی توجه کند چه برسد
به موضع‌گیری اصلاح‌طلبان در آن بیانیه که قابل قیاس با تحلیل یک کارشناس نیست. به نوعی اعلام موضع یک جریان سیاسی است که از نگاه من نه تنها دور از احتیاط
و عقلانیت بود بلکه خلاف اخلاق سیاسی هم بود. به نوعی اعلام موضعی بود که بیرون کشور و یا بخش‌هایی از مردم متوجه شوند که در آن شعار اصلاح‌طلب اصولگرا / دیگه تمومه، ماجرای آن هم بخشی از ادامه‌ی ماجرا باشند!
انصاف نیوز – برخی منتقدان اصلاح طلبان میگویندکه آنهاهم ازمواهب قدرت بهره‌مندمیشوندوهم ژست اپوزیسیون خود را دارند…
اصلاح‌طلبان این مشکل را از همان دوران موسوم به دوم‌‌خرداد داشتند که می‌خواستند پایی در حاکمیت داشته و از مواهب آن بهره‌مند باشند و پای دیگر هم بیرون آن؛
می‌خواستند به شکل همزمان نقش پوزیسیون و اپوزیسیون را ایفا کنند. افرادی از یک حزب مسئولیت دولتی داشتند و همان افراد یا افراد دیگری هم از همان حزب ژست اپوزیسیون و مخالفت با ساختار سیاسی کشور را می‌گیرند. ممکن است نوعی تقسیم کار هم باشد که هر اتفاقی افتاد پیروز میدان باشند.
درحال حاضر هم بخشی از نیروهای جریان اصلاح‌طلب در دولت آقای پزشکیان حضور دارند و برخی‌شان هم ارتباط تشکیلاتی دارند، در دولت آقای روحانی هم همینطور بود،در زمان شهرداری آقای حناچی هم به همین شکل بود.
انصاف نیوز – بیشتر نقدهای شما به بیانیه‌ی جبهه‌ی اصلاحات در بخش سیاست خارجی آن است اما در مورد بیانیه‌ی میرحسین موسوی چطور؟ در آن بیانیه که اشاره‌ی مستقیمی به سیاست خارجی نشده بود. آن بیانیه از نظر زمان صدورش اشکال داشت. در زمانی که اسرائیل تمامیت ارضی و موجودیت ایران را با تهدید مواجه کرد مهندس موسوی ۱۲ روز سکوت کرد. علاوه بر این
۱۶ روز پس از پایان جنگ هم به سکوت خود ادامه می‌دهد. پس از گذشت حدود ۴ هفته از جنگ در بیانیه‌ای به حمله‌ی اسرائیل به ایران اشاره وآن رامحکوم میکند ودوباره
سر تفنگ را به سمت حاکمیت برمی‌گرداند.
در شرایطی که ما به همبستگی ملی نیاز داریم هیچ لزومی نداشت که آقای موسوی شروع به تسویه حساب با حکومت کند. اگر او در همان ۱۲ روز حمله‌ی اسرائیل به ایران را محکوم کرده بود و مردم را هم به موضع‌گیری در برابر اسرائیل تشویق می‌کرد و پس از جنگ این بیانیه را صادر می‌کرد و به حاکمیت می‌گفت شما هم بخشی از مشکل
هستید من حرفی نداشتم. ظاهرا او هم منتظر بوده که ببیند پس از حمله چه اتفاقی می‌افتد. اگر واقعا به کشورمان علاقه داریم و مخالف هجوم بیگانه هستیم بایدبدون قید وشرط با آن مخالفت کنیم صرف نظراز آنکه نتیجه‌ی جنگ چه خواهد بود.انتظار از مهندس موسوی به عنوان کسی که ۸ سال نخست وزیر ایران بود و مواضع مشخصی درباره‌ی اتحاد کشورهای اسلامی، جنبش‌های ضد استعماری در منطقه و همینطور علیه غرب داشته است این بود که در دو سال گذشته که اسرائیل غزه را با خاک یکسان کرده موضع‌گیری شفاف و مشخصی علیه جنایات اسرائیل داشته باشد.
در آمریکا، اروپا، استرالیا و… به نفع مردم فلسطین و علیه باند حاکم در تل‌آویو تجمعات گسترده‌ای برپا شده و یهودیان هم با اسرائیل مرزبندی می‌کنند؛ آقای مهندس موسوی که سردبیر روزنامه‌ی جمهوری اسلامی بوده و در دوره‌ی سردبیری خود دائماً سرمقاله‌هایی علیه امپریالیسم، صهیونیسم وارتجاع منطقه می نوشت و حتی در سال۸۸ هم در سخنرانی‌های انتخاباتی خودمیگفت نباید سیاست خارجی خود را بر پاریس و لندن و واشنگتن بنا کنیم و باید به پایتخت‌های کشورهای اسلامی توجه کنیم چه
تغییری در دیدگاهش ایجاد شده که در برابر راستگرایِ افراطیِ افسار گسیخته‌ای مثل نتانیاهو نمی‌تواند اعلام موضع کند؟
ممکن است بگویند مسئله‌ی غزه و جنوب لبنان به ما ارتباطی ندارد؛ حمله به تهران و تبریز و اصفهان که به ما ربط دارد؟. باید در آن ۱۲ روز که معلوم نبود ممکن است چه بلایی سر کشوربیایدموضع خود را مشخص می‌کردیم که با حمله‌ی نظامی به کشورمان موافقیم یا مخالف؟ ممکن است برخی استدلالی برای موافقت داشته باشند. اشکالی
ندارد همان را بگویند.
این انتظار وجود دارد که فردی که در جایگاه یک رهبر سیاسی قرار گرفته درباره‌ی رخدادی مثل حمله‌ی اسرائیل به ایران بلافاصله موضع‌گیری کند. شاید چنین انتظاری از یک فعال سیاسی یا روزنامه‌نگاری که در حاشیه‌ای فعالیت می‌کند انتظار زیادی باشد اما از آقایان خاتمی، کروبی، روحانی، موسوی، موسوی خوئینی‌ها، تاجزاده، حجاریان
و… که انتظار نابجایی نیست. کسانی که درباره‌ی یک درگیری کوچک در ایران مطالب مفصلی می‌نویسند انتظار می‌رود درباره‌ی حمله به کشورشان هم مطلبی بنویسند.
انصاف نیوز – البته بیشتر افرادی که نام بردید در جنگ ۱۲ روزه موضع خود را اعلام کرده‌اند.
بعضی از افرادی که موضع گرفتند، موضع‌گیری‌‌شان به اندازه‌ای که در رخدادهای خیلی کوچکتر دیدیم شفاف نبود. موضع دکتر سروش در زمان جنگ جای تقدیر دارد که مستقیماًو به طور انفرادی موضع گرفته بودند اما دیگرانی هم متاسفانه منتظر ماندند تا ببینند نتیجه‌ی بازی چه خواهد شد.
انصاف نیوز – آیا مهندس موسوی هم به همین دلیل سکوت کرده بود؟
اصلا نمی‌توانم چنین چیزی را بگویم.
انصاف نیوز – درباره‌ی ایده‌ی مجلس موسسان که در بیانیه‌ی میرحسین موسوی بر آن تاکید شده چه نظری دارید؟
مجلس موسسان صرفا یک ایده است مثل بسیاری ایده‌های دیگری که وجود دارد، مثل ژاپن اسلامی شدن ایران یا اینکه در منطقه جنگی نباشد یا خلع سلاح هسته‌ای جهان یا… ایده‌ی مجلس موسسان هم به اندازه‌ی همین ایده‌ها ذهنی است.
برگزاری رفراندوم برای تعیین نظام سیاسی، تشکیل مجلس موسسان و نگارش قانون اساسی جدید و ایجاد ساختاری تازه نیاز به مقدماتی دارد که مهمترین آن، این است که فردی
که می‌خواهد این کار را انجام دهد به اندازه‌ی کافی از ابزارهای قدرت برخوردار باشد.
بعد از انقلاب ایران رفراندوم برگزار شد اما پیش از آن کل شهربانی در اختیار قدرت جدید قرار گرفته بود، کشور دارای هیئت دولت بود و ابزارهای قدرت نیز در اختیارنظام جدید قرار داشت. همه‌ی اینها دست به دست هم داد تا امکان برگزاری چنین رفراندومی فراهم شود. ایده‌ی رفراندوم درشرایط فعلی کاملاذهنی است. این ایده زمانی ممکن است اجرایی باشد که قدرت حاکم مجبور به پذیرش آن شود. در حال حاضر ما در چنین شرایطی نیستیم.
انصاف نیوز – برخی گمانه‌زنی‌ها و ادعاهایی را مطرح می‌کنند که ممکن است افراد و جریان‌هایی این ایده‌ها و بیانیه‌ها را مطرح می‌کنند…این مسئله‌ای‌ است که به خود مهندس موسوی و نزدیکان او مربوط است. اگر اینطور باشد که کسانی بیانیه‌ای رابه نامش منتشر کنند آقای موسوی و در مرحله‌ی بعد فرزندانش باید
احساس مسئولیت کنند که اگر مورد رضایتشان نیست موضعی را اعلام کنند. به دلیل اینکه خبری از پشت پرده‌ها ندارم فرض را بر این می‌گیرم که این بیانیه را شخص مهندس موسوی نوشته‌اند و یا اگر کار برخی مشاورانش باشد هم قبل یا بعد از انتشار رضایت قلبی او جلب شده است.اما به هر حال این بیانیه در فضایی مطرح شد که افراد و جریان‌هایی هم توانستند از آن به سود اهداف خود بهره‌برداری کنند. انتقادم به بیانیه‌ای که به تغییر پارادایم مشهور شد یا بیانیه‌ی جبهه اصلاحات هم همین است که این دوستان سرود یاد مستان می‌دهند و تیغ افراد جائر را تیز می‌کنند.
انصاف نیوز – آنچه شما می‌گویید مشابه سخنان مطرح شده در تریبون‌های رسمی نیست که می‌گویند حرفی زده نشود تا دشمن سوءاستفاده‌ای نکند؟
موضع منفی من در برابر اسرائیل بسیار قوی‌تر است از موضع منفی که در برابر ساختار سیاسی کشور می‌گیرم. در سال‌هایی که تجمعی در برابر مجلس برگزار کرده بودیم
اعلام کردم که ما تصویب کردیم با دو رسانه مصاحبه‌ای نکنیم؛ رادیو اسرائیل و صداوسیما. اما امروز و در برابر اسرائیل ترجیح می‌دهم که در کنار جمهوری اسلامی باشم.زیرا اتفاقات شرم‌آوری که در غزه رخ می‌دهد و یا تصمیمات خطرناکی که نتانیاهو و ترامپ برای منطقه می‌گیرند حساسیت بیشتری نسبت به اعمال محدودیت‌های داخلی در
ایران است. برای من سرنوشت ملت فلسطین و دیگر کشورهای خاورمیانه بسیار مهمتر از برگزاری کنسرت آزاد و اکران بدون سانسور فیلم‌ها در سینماهای ایران است.
قطعا من مخالف این محدودیت‌ها هستم و هزینه‌ی مخالفت با آن را هم پرداخته‌ام اما در همه جای دنیا اهداف و مطالبات را اولویت‌بندی می‌کنند و برای مثال بخشی از
آنها که در موضوع حقوق بشر در ایران دغدغه‌هایی داشتند امروز نقض فاحش حقوق بشر از سوی اسرائیل را دارای اهمیت بیشتری می‌دانند.
انصاف نیوز – یکی از مواردی که در نقدهای شما تکرار می‌شود و در این مصاحبه هم به اشاره از آن گفتید یادآوری خطاهای جریان چپ یا اصلاح‌طلبان فعلی در دهه‌ی نخست پس از انقلاب است. آیا آنها حق اشتباه و تغییر نظر خود را ندارند؟ این چه اشکالی دارد؟!
به هیچ وجه اشکالی ندارد. یکی از حقوق افراد حق اشتباه کردن است‌. همه‌ی مااشتباه می‌کنیم امامسئله ی مهم این است که بپذیرید اشتباه کردید و سپس چرایی آن
را بررسی کنید. وقتی که من در گذشته اشتباه‌های بزرگی مرتکب شده‌ام باید بررسی کنم که چه چیزهایی باعث این اشتباه شد.اگر این دوستان ما اشتباه کردند و خودسرانه سفارت آمریکا را اشغال کردند و این هزینه‌های بسیار را بر ملت تحمیل کردند و با ستاد انتخاباتی ریگان زد و بند کردند
و آزادی گروگان‌ها را تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به تعویق انداختند و … با خودشان بررسی کنند که چه شد مرتکب این خطاها شدند تا حداقل به این شکل احتمال
خطای دوباره‌ی آنها کاهش یابد.
از کجا باید بدانیم که علی کشتگر که در ابتدای انقلاب سوار بر تانک خیابان ۱۶ آذر را بالا و پایین می‌کرد و حالا سلطنت‌طلب شده و می‌گوید اساس انقلاب ۵۷ اشتباه بود، دوباره در حال تکرار اشتباه دیگری نیست؟
از کجا باید بدانیم کسی که می‌گفت ایران را باید تبدیل به ویتنام جدید آمریکا کنیم و وارد جنگ مستقیم با آنها شویم و حالا می‌گوید اینها اربابان دنیا هستندو باید با آنها مذاکره‌ی مستقیم کرد و هر چه گفتند بگوییم چشم در حال اشتباه دوباره نیست؟
انصاف نیوز – با وجود همه‌ی این نقدها اما میان بیانیه‌ها و اظهارات مطرح شده پس از جنگ می‌توان فصل مشترکی نیز پیدا کرد…
فرض من بر این است که همه‌ی این افراد دلسوز هستند و به دنبال حل مسائل و رفع مخاطرات از کشور هستند ولی مسئله این است که سلامت نفس و صحت انگیزه کفایت نمی‌کند.اگر در کاری مثل سیاست خارجی تخصص نداریم بهتر است که به متخصصان آن رجوع کنیم.
در صورتی که این بیانیه‌ها برای ثبت در تاریخ و یا شنیده شدن از سوی شخص ثالث نبوده به جای آن لحن تند و آمرانه می‌بایست آن را به شکل خصوصی برای دفتر رهبری،
سران قوا و وزارت امور خارجه ارسال می‌کردند.
انصاف نیوز – بیشتر پرسش‌ها و به تبع آن پاسخ‌های مطرح شده به نقد منتقدان عملکرد مسئولان پرداخت. به عنوان سوال پایانی، چه ارزیابی از عملکرد کشور در جنگ ۱۲
روزه دارید؟
من فقط می‌توانم بگویم که این جنگ ۱۲ روزه هم مثل جنگ ۸ ساله بخیر گذشت. با عملکردی که دستگاه‌های مختلف دولتی و غیردولتی دارند اگر خدا کمک نمی‌کرد بعید بوداز این مخاطرات به سلامت عبور کنیم. چطور می‌توان به عملکردها نمره‌ی قبولی داد در شرایطی که برای مثال فرمانده پدافند غیرعامل ما در این ۱۲ روز از عاملیت ساقط شده بود و یا دشمن ما ازمحل جلسه‌ی شورایعالی امنیت ملی هم با خبر شده بود و …
پی‌نوشت:
در مورد ادعای "زد و بند" با ستاد انتخاباتی ریگان با ایشان همداستان نیستم
باسلام : انتقادات زیادی به مجموعه مصاحبه مشارالیه وارد است که صرفاً به یکی از آنها اشاره میکنم : قصد اولیه دانشجویان خط امام ( ره) اشغال سفارت برای چند روز بود ولی بیان امام (ره)در همان روز اول که: «تسخیر لانه جاسوسی آمریکا ، انقلابی بزرگتر از انقلاب اول است » آنها را در عمل انجام شده قرارداد بنابراین نباید دانشجویان خط امام را مقصر اصلی عواقب مترتب ماجرا مذکور دانست ؟!!!

This comment was minimized by the moderator on the site

تاکید سیدمحمدخاتمی در دیدار با اعضای مجمع عمومی جبهه اصلاحات ایران: حاکمیت رویکرد خود را تغییر دهد/سختگیری‌ها کم و زندانیان سیاسی آزاد شوند

کم هزینه‌ترین راه ممکن در شرایط فعلی این است که حاکمیت رویکرد خود را تغییر دهد

خاتمى در ديدار اعضاى مجمع عمومى جبهه اصلاحات ايران ضمن تقدير از تلاش هاى اين جبهه براى اصلاح امور در اين موقعيت سخت و بحرانى كشور، گفت:

در طی سالهای پس از انقلاب تاکنون این بحرانی که اینک کشور با آن روبروست و تهدیدهایی که وجود دارد، سابقه نداشته است.
ضمن هوشیاری در برابر تهدیدهای خارجی و داخلی اگر رویکردهای موجود و شیوه حکمرانی در داخل و نسبت به خارج عوض و اصلاح نشود نه تنها سامان حکمرانی، که ایران و ملت نیز با خطر و تهدید بزرگ مواجه خواهد شد.

رئیس دولت اصلاحات با بیان این که ایران بزرگ و حوزه فرهنگی و تمدنی آن، چونان درخت تناوری است که همواره در معرض خطر و تندبادهای مخالف بوده است ولی هزاران سال دوام آورده و این فرهنگ و تمدن با اسلام عزیز بارورتر و شکوهمندتر نیز شده است، افزود:

هرچند که در برابر یورش های بیگانه آسیب دیده ولی هرگز تسلیم نشده است؛ بلکه مخالف و مهاجم را در خود هضم کرده است. ولی این درخت تناور گرچه سالها می‌تواند، در خشکسالی و طوفان دوام بیاورد، ولی امروز تهدیدهای داخلی و خارجی و مشکلات چنان انبوه و بزرگ است که بیم آن می رود که این درخت تناور، یکباره پژمرده شود و از پا بیفتد، که آن روز مباد!

وی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه و انسجام و همبستگی مردم ایران و هوشیاری ملت در برابر تجاوز رژیم اسرائیل، گفت:

مردم ما و حتی کسانی که نسبت به عملکرد نظام حکمرانی ناراضی بودند، وقتی که احساس کردند، دشمن حیثیت تاریخی و تمامیت ارضی ما را هدف گرفته و لطمه ای که می زند سهمگین است، به صحنه آمدند و در برابر تجاوز ایستادند و مقاومت کردند و انتظار این بود که قدر این ملت بیشتر دانسته شود و لااقل بخش قابل توجهی از زندانیان آزاد شوند و سخت گیریها و فشارها کمتر شود. در حالی که برعکس نه تنها اعضای هیأت رئیسه جبهه اصلاحات که همواره خیرخواهی و پای بندی خود را به مصالح ملت و آرمانهای اصیل انقلاب نشان داده اند احضار و برای آنان پرونده قضایی تشکیل می شود، بلکه بسیاری از اصحاب اندیشه و رسانه و حتی وابستگان نهادهای مدنی تحت فشار و پیگرد و ... قرار می گیرند.

خاتمی تلاش جبهه اصلاحات ایران را برای یافتن پاسخ این پرسش که "در شرايط بسيار خطير امروز ایران چه باید کرد؟"، مغتنم شمرد و گفت:

همچنان معتقدم که تنها و کم هزینه‌ترین راه ممکن در شرایط فعلی این است که حاکمیت رویکرد خود را تغییر دهد و حتی در خط قرمزهای خود در صورتی که اصل نظام و مصلحت ملت و کشور آسیب ببینند، تجدید نظر کند و البته این امر به هیچ وجه به معنی تسلیم در برابر فزون خواهی بیگانه نیست.

رئیس دولت اصلاحات اضافه کرد: البته دشمنی های بیگانگان هست و درست به همین دلیل باید از جمله، بیشتر عقلانیت در عرصه دیپلماسی و برقراری روابط بهتر با دنیا به کار گرفته شود و در یک کلام هدف اصلی باید ساختن ایران و کسب منافع ملی و محکم کردن پایه های اقتدار واقعی مردم و کشور و توسعه همه جانبه باشد.

خاتمی با اشاره به اینکه خواست تاریخی ملت ما برقراری مردم سالاری واقعی است که شدیداً این امر مورد تائید اصلاحات نیز هست، گفت:

نمی‌توان خیال پردازانه واقعیت های تاریخی و شرایط جهانی و ... را نادیده گرفت و پنداشت که به سادگی جامعه استبداد زده‌ای که در دنیای کنونی در معرض انواع توطئه‌ها و دسیسه‌های خارجی است، برخوردار از دموکراسی می‌شود.
بنابراین باید از تجربه کشورهای دیگر چون ژاپن و کره جنوبی و حتی چین درس بگیریم. من همیشه بر توسعه همه جانبه و پایدار تأکید کرده ام و گفته ام که توسعه اقتصادی بدون توسعه سیاسی، فرهنگی و علمی ناممکن یا دست کم ابتر است، ولی حتماً اگر زیرساختهای اقتصادی و فنی کشور توسعه یابد، خود به استقرار آزادی های سیاسی و اجتماعی کمک می کند و در هرحال تأمین رضایت مردم (همه مردم) اولین شرط موفقیت در این راه و کسب اقتدار و تأمین عزت است.

خاتمی، با تصریح این که امروز سختی امر معیشت زندگی را بر اکثریت قاطع مردم دشوار کرده است، گفت:

البته این مشکل یک شبه حل نمی‌شود، ولی گاهی بعضی گام‌های کوچک می‌تواند، زمینه اقدامات اساسی‌تر باشد و نشان‌دهنده این که حکومت به مردم احترام می‌گذارد و به آنها روی آورده است؛ مثل همین اینترنت و مسئله فیلترینگ که اکنون شغل بسیاری به آن وابسته است.

از آنجا كه رئیس جمهور هم قبلاً وعده حل آن را داده اند، لذا انتظار می‌رود در عملی کردن وعده خود (رفع فیلترینگ) شتاب و تلاش فرمایند.

رئیس دولت اصلاحات تأکید کرد:

حمایت از دولت که لازم است، به هیچ وجه منافاتی با نقد سالم ندارد، منتهی نقد خیرخواهانه باید همراه با ارائه راه‌حل هم باشد. از جمله این که جا دارد از اصلاح‌طلبان پرسیده شود تاکنون برای حل مشکلات اقتصادی کشور چقدر راه حل داده اند؟

وی اضافه کرد:

۸۰ درصد مردم ایران به یک معنی سیاسی نیستند و برای آنها چندان مهم نیست که حاکم کیست و چگونه است؛ آنها فقط می‌خواهند زندگی کنند و امنیت و چشم انداز روشن تری به آینده داشته باشند.
سیدمحمدخاتمی تأکید کرد:

گام‌های خوبی که جبهه اصلاحات ایران و بخش های مختلف جامعه مدنی برداشته و برمی‌دارد نشانه این است که جامعه ما در جهت بلوغ سیاسی پیشرفت داشته است.

رئیس دولت اصلاحات در عین حال از اعضای این جبهه خواست که با مسائل کشور و مسائل انضمامی و عینی‌، کارشناسانه تر همراه با داده‌های دقیق و نه با اتکای صرف به تحلیل‌ها (و احیاناً به صورت شعاری) برخورد کنند.

وی در پایان اظهار امیدواری کرد:

همه کسانی که دغدغه سربلندی ایران، حل مشکلات و دفع خطرات و تهدیدات را دارند، حتی فراتر از این جبهه سیاسی کنار همدیگر قرار بگیرند و برای رفع مشکلات و پیشرفت و آبادانی کشور و پایدار شدن حقوق اساسی ملت و عزت ملی و بین المللی تلاش کنند

This comment was minimized by the moderator on the site

این همان راه سوم است
جناب آقای اژه ای، ما اصلاح طلبیم

آذر منصوری رئیس جبهه اصلاحات، در پی احضار ۵ تن از اعضای این جبهه به دستگاه قضایی، نوشت:

در روزهایی که وطن یک جنگ ۱۲ روزه را سپری کرده است و همچنان نگرانی از شنیده شدن صدای آژیر جنگ به جای صدای زندگی موج می زند پرسش اساسی این است : ما چه کنیم؟

نه زمان انکار بحران‌هاست و نه فرصتی برای دل‌خوش‌داشتن به وعده‌هایی که بارها بی‌سرانجام مانده‌اند. ما اکنون در بزنگاهی مهم قرار گرفته ایم؛ میان بازسازی اعتماد یا سقوط آزاد در شکاف‌های عمیق بی‌اعتمادی.

آینده، انتخاب ماست و در این انتخاب، یک حقیقت را نمی‌توان نادیده گرفت:

هیچ دولتی نمی‌تواند توانمند باشد، اگر جامعه‌ی ضعیف و منزوی، بی‌صدا و بی‌پناه داشته باشد.

جامعه‌ای که دیده نشود، دیر یا زود، یا در خود فرو می ریزد یا در خیابان فریاد می‌کشد.

ما فرزندان این خاکیم و دلمان هنوز برای امنیتی می‌تپد که از دل مشارکت، گفت‌وگو، و شنیده‌شدن برمی‌خیزد. نه از سرکوب و نه از انکار.

در چنین بزنگاه خطیری، باید دوباره به نقش نهادهای مدنی، تشکل‌ها و احزاب باور بیاوریم. این نهادها فقط منتقد نیستند؛ حافظان امیدند. واسطه‌های گفت‌وگو بین ملت و حاکمیت‌اند. اگر آن‌ها را نادیده بگیریم، حاکمیت کور می‌شود و جامعه، بی‌پناه.

در این میان، گفتمان اصلاح‌طلبی، برخلاف آن‌چه گاه به ناحق گفته‌اند، نه تکرار محافظه‌کاری‌ست و نه عقب‌نشینی از مطالبات؛ اصلاحات یعنی ایستادن، اما نه با مشت‌های گره‌کرده، بلکه با دست‌هایی باز برای ساختن.

اصلاح‌طلبی، یعنی امید به ترمیم، نه تخریب. یعنی عبور از خشونت، با تکیه بر قانون، شفافیت، و عقلانیت.

ما اصلاح‌طلبیم، چون هنوز باور داریم که جامعه ایران سزاوار زندگی بهتر، حکمرانی شایسته‌تر و آینده‌ای روشن‌تر است.

اصلاحات، به‌شرطی که جدی گرفته شود، دو نقش اساسی دارد:

۱. صدای تعادل در میانه هیاهوی حذف و افراط باشد؛
۲. و پلی باشد برای گذار از حکمرانی ناکارآمد به حکمرانی پاسخ‌گو، انسانی و ملی.

جنگ اخیر تلنگری بود. اگر نگوییم زنگ آخر. به ما یادآوری کرد که امنیت، اگر بر پایه انسجام ملی نباشد، سراب است.

امروز اگر حاکمیت همچنان در برابر مردم ایستاده باشد، فردا نه تنها امیدی نمی‌ماند، که اعتماد، این سرمایه گرانبهای ملی، برای همیشه از دست خواهد رفت.

بنا به همه دلایل گفته شده اصلاحات، ترجمه عملی امید است، نه امید توخالی؛ بلکه امیدی که در قانون ریشه دارد، در مشارکت می‌بالد، و در گفت‌وگو شکوفا می‌شود.

اگر به اصلاحات پشت کنیم، فقط از یک گفتمان صرف نمی‌گذریم؛ از آینده‌ای ممکن عبور می‌کنیم.

مرحوم مهندس عزت‌الله سحابی تعبیری به یادماندنی درباره مسیر دشوار اصلاح‌طلبی داشت. او می‌گفت:

«صبر اصلاح‌طلبانه و تحمل حرکت تدریجی، از گلوله خوردن هم سخت‌تر است.»

اصلاح‌طلبی، انتخابی ساده نیست. مسیری پرهزینه و گاه پرزخم است. اما ما راه دیگری بلد نیستیم. ما همچنان باور داریم که اصلاحات، عقلانی‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و انسانی‌ترین مسیر برای عبور از بحران است.

چه حاکمیت این را بپذیرد، چه نپذیرد، ما باید بایستیم. برای گفت‌وگو، برای قانون، برای آینده ایران.

ما اصلاح‌طلبیم نه از سر عادت، بلکه از سر تعهد به وطن. و هنوز باور داریم که راه نجات ایران تن دادن به اصلاحات و لوازم آن است.؛
اگر اراده‌ای برای شنیدن، برای تغییر، و برای ترمیم باشد؛

مکرر گفته ایم و باز هم می گوییم:
اگر اصلاح طلبان در حد پلی برای عبور از بحران ها به رسمیت شناخته شوند و بخشی از راه حل ها نباشند، نه تنها تاثیری در رسیدن به حکمرانی خوب ندارند، بلکه مهم ترین کانون قدرت خود یعنی مردم را هم از دست می دهند.
این همان راه سوم است.

This comment was minimized by the moderator on the site

اندکی شرم
رحیم قمیشی
دوست عزیزم جناب آقای محمد تقی اکبرنژاد پیام داده که باید امروز برود زندان.
او نوشته با سپری شدن یک ماه فرصتی که به دلیل بستری بودن همسرشان، به ایشان داده شده بود، امروز باید خود را به اجرای احکام معرفی نماید تا به زندان منتقل شود.
گفتم حتما شوخی می‌کنند و شما را تنها خواسته‌اند بترسانند.
اما نگرانم.
می‌دانم با رفتن او به زندان، همسر و دخترانش چه سختی‌ای خواهند کشید.
انتقال او به زندان مشکلی نیست، همانطور که خیلی‌ها سال‌هاست بیگناه زندانند و هر روز قول می‌دهند به‌زودی رسیدگی می‌کنند، به‌زودی عفو می‌دهند، به‌زودی رهاشان می‌کنند و نمی‌کنند.
فقط خواستم تقاضا کنم؛
حال که مقامات مدعی هستند در ایران زندانی سیاسی و عقیدتی نداریم، دقیقاً لیست اختلاس‌ها، لیست مواد منفجره مکشوفه، لیست مواد ممنوعه و خلاف‌های آقای اکبرنژاد را هم منتشر کنند، اگر ارتباطی با اسرائیل داشته‌اند، یا هر جرم دیگری بوده، آن را به مردم شفاف اعلام نمایند، تا زبان بدگویان به این نظامِ آکنده از عدالت و احکام الهی کوتاه شود.

اگر هم لیستی وجود ندارد، به وزیر نفت و رئیس بانک مرکزی بگویند تشریف بیاورند و به ما مردم رسماً اعلام کنند؛ بابک زنجانی که آزاد شده و با چندین محافظ در کشور تردد می‌کند، بدهی‌اش را تمام و کمال پرداخت کرده تا اینهمه دل‌مان نسوزد!
اینهمه به یک انسان خیرخواه و بیگناه تهمت نزنیم که میلیاردها دلار از بیت‌المال برداشت و به ریش ما خندید!
تا فردا اگر دوستان شهیدم را ملاقات کردم از آنها کمتر خجالت بکشم!
بگویم من گفتم...

گفتم همه‌ چیز به قدری گران شده که دیگر یک زندگی معمولی هم، ممکن نیست. و مقامات بی‌خیالند!
و گفتم بیگناهان زندان می‌روند و هیچ‌کدام را خیالی نبود.
و گفتم آنهمه وعده آزادی داده شد و عمل نکردید
و گفتم عدالت و آزادی و آسایش
همه‌اش یک لاف بود
همه‌اش یک دروغ بود...

فردا به خدا خواهم گفت ما فریاد زدیم این سهمیه‌های ظالمانه دانشگاه‌ها و استخدام‌ها، به نام ایثارگران، را بردارید، برنداشتند!
بدنامی‌اش را به ما دادند، حالش را به عده‌ای ناشناس!
گفتیم با زندان، عقیده کسی عوض نمی‌شود، گوش نکردند.
گفتیم فقر منشأ همه گناه‌ها و دزدی‌ها و ناامنی‌ها و بی‌دینی‌هاست.
توجه نکردند!
گفتیم بی‌توجهی به خواست مردم عاقبت خیلی بدی دارد.
سرشان را برگرداند!
و به نام دین
و به نام انقلاب
و به نام خدا
کردند آنچه را که بدنام‌ها و ظالمان هم
از انجام چنان کارهایی
شرم‌شان می‌آید!

This comment was minimized by the moderator on the site

جهت اطلاع دادسرا؛ مورد بابک_زنجانی

عباس عبدی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر اجتماعی در اعتماد نوشت:

به نظر من مسأله فساد فراتر از افراد فاسد است. خیلی از فاسدین نیز قربانی وضعیت فسادزا می‌شوند که اکنون قصد تکرار دلایل و جزییات این رویکرد را ندارم. بنابر این نسبت به محکومین حساسیت زیادی ندارم و مساله اصلی را اصلاح موقعیت‌های فسادزا می‌دانم.

از سوی دیگر وضعیت کشور به گونه‌ای است که هر مقدار سرمایه که به کشور وارد یا در اقتصاد به کار گرفته شود مغتنم است و از آن باید دفاع کرد. به همین خاطر چند ماه پیش که با یکی از دوستان روزنامه‌نگار پیاپی علیه آقای بابک زنجانی می‌نوشت صحبت کردم که فکر نمی‌کنی شاید منابعی دارد که می‌تواند به زخمی بزند؟ بعد هم نهاد حامی بابک زنجانی او را دوستانه دعوت به گفتگو کرده و همین مسأله را برایش شرح داده بودند، لذا انتظار می‌رفت که فارغ از هر مسأله‌ای که در گذشته بوده خیلی سخت گرفته نشود، بلکه گرهی از مشکلی از مشکلات بی‌پایان اقتصادی گشوده شود.

ولی به نظر می‌رسد که این درب همچنان بر همان پاشنه گذشته می‌چرخد و رویکرد او بیش از آنکه معطوف به اقتصاد باشد، دنبال نمایش قدرت و بازی سیاسی است. آنان که وی را به عرصه عمومی بازگرداندند، ظاهراً نتوانسته‌اند آموزش‌های لازم را به او بدهند، که چگونه حرف بزند و چه رفتاری داشته باشد.

خیلی از سرمایه‌داران ایرانی که با خلاقیت و تولید سرمایه‌دار شده‌اند، از نمایش خود پرهیز می‌کنند، زیرا وضعیت ایران به گونه‌ای است که چنین افرادی ضربه‌پذیر می‌شوند، چه رسد به او که از زیر حکم اعدام به این جایگاه باز گشته است. چگونه و با چه پشتوانه‌ای رییس بانک مرکزی کشور را تهدید و تخطئه می‌کند؟

گر چه اخبار حاکی از آن است که ادعا دارند که حدود ده‌ها میلیارد دلار رمز ارز دارد، پول‌هایی که در ماجرای دولت احمدی‌نژاد به جیب زده بود برای حفظ و نگهداری آنها، تبدیل به بیت‌کوین شد، که امروز قیمت آن صدها برابر آن زمان شده است. ولی مشکل اینجاست که ظاهراً بانک مرکزی یا طلبکاران قادر به نقد کردن کامل مطالبات خود نیستند، که طبعا امثال بنده از جزییات آن بی‌اطلاع هستیم، و البته مسأله اصلی این یادداشت چیز دیگری است.

چرا یک فرد از زیر حکم اعدام بیرون می‌آید و در مدت کوتاهی به جایی می‌رسد که در چنین جایگاه اجتماعی خود را نشان می‌دهد؟ آیا این وضع برای سایر محکومان قضایی هم وجود دارد؟ چرا روزنامه‌ها از درج خبر قیمت ارز در بازار منع می‌شوند، ولی یک نفر با چنین سوابق می‌آید و پیش‌بینی قیمت ارز در ۱۵۰ هزار تومان می‌کند؟

ظاهراً پیمودن مرز میان اعدام تا مصونیت حقوقی و کیفری در ایران چندان دشوار نیست. آیا دادستانی محترم تهران با همه اینگونه برخورد می‌کند؟ تندروهای موجود که پرونده‌های ۵۰ سال پیش افراد را با اضافات رو می‌کنند، آیا از دیدن پرونده وی عاجز هستند؟
اکنون اینها را هم در نظر نمی‌گیرم و به یک پرسش مهم دیگر می‌پردازم. اگر قرار باشد تا این حد و برای مبلغی پول که نمی‌دانیم چقدر است، کوتاه آمد، پس چرا این کوتاه آمدن را در جاهای دیگر انجام نباید داد؟ چرا باید دربست به حمایت از او پرداخت و حتی نویسندگان را توجیه کرد که چقدر او می‌تواند خدمت کند، در حالی که ده‌ها برابر این ارقام را می‌توان از طریق احترام به سرمایه‌داران داخلی و بهبود روابط خارجی به دست آورد بدون اینکه با چنین تبعات بد سیاسی مواجه شوید.

اینکه یک نفر حکم اعدام داشته است، حتماً جرم او خیلی سنگین بوده، مگر اینکه حکومت و دستگاه قضایی آن حکم را نادرست بدانند، ولی اگر همچنان بر اعتبار آن حکم اصرار دارند، و اینکه بیش از ۱۰ سال هم زیر حکم اعدام بوده و همچنان مقاومت می‌کرده است، نشان می‌دهد که این اندازه هزینه سیاسی برای او از جیب حکومت چندان عاقلانه و درست نیست.

اگر اندکی از جایگاهی را که برای امثال او قایل شده‌اند، برای سرمایه‌داران و کارآفرینان درستکار قایل شویم، بدون این عوارض، ایران را به بهترین جایگاهی که شایسته آن است می‌رسانند.
اگر فقط اندکی از این تساهل با مردم شود؛ در حجاب، در فیلترینگ، در تورم، در حقوق ملت برایتان از جان مایه خواهند گذاشت و نه تنها طلبکار نمی‌شوند و شاخ و شانه نمی‌کشند بلکه طرفدار دو اتشه شما خواهند شد. حیف که اغلب سیاست‌های جاری با یکدیگر شبیه است و استثنا ندارد.

This comment was minimized by the moderator on the site

سوغات یمنی برای مردم ایران!

آنان که مردم را به زیستنِ یمنی فرا می‌خوانند ،سرانجام خود با خنجر یمنی به زمین خواهند افتاد

احسان نگارچی
امام جمعهٔ قم، به پیروی از رهبر، امروز نسخه‌ای یمنی برای ملت پیچیده و گفته ، «چون مردم یمن زندگی کنید؛ با ابتکار و مقاومت بمانید و بگذرانید.» این سخن، پرده از خوابی که سال‌هاست در سر دارند برمی‌دارد؛ خوابی نه از جنس رفاه و آبادانی، که از قماش ریاضت و فقر مطلق  تحمیلی است.
آنان که تحریم را هیچ می‌شمارند و مکانیزم ماشه را به بازی می‌گیرند؛ آنان که بحران آب و برق را با موعظه ی  «کم‌مصرف کنید» علاج می‌کنند؛ و آنان که تورم افسارگسیخته را چون باد و باران، امری طبیعی جلوه می‌دهند و به مردم می‌گویند، «خود را وفق دهید» ، همینان در خیال خام خویش، ایرانی را یمنی می‌خواهند؛ ملتی که چشم به دست نهادهای بین‌المللی بدوزد، تا با کیسه‌های آرد و قوطی‌های روغن، از گرسنگی نمیرد.

این نخستین بار نیست؛ پیش‌تر علی‌اکبر ولایتی نیز ، با آن  فرزندان برج‌سازش در ترکیه  به مردم ایران درس «یمنی‌زیستن» داده بود. چه تلخ است که واعظان در برج‌ها و کاخ‌های خویش تکیه زده‌اند و به مردم صف‌نشین نان و آب ،نسخه ی صبر و قناعت آن هم به سبک یمنی اش  تجویز می‌کنند؛ صبری  و  قناعتی به بهای روان و جان،مردم.

اما آن واعظ نمی‌گوید چرا این «ریاضت مقدس» تنها برای عوام است و نه برای خواص؟ چرا تنها شکم مردم که حالا تقریبا همه شان فرودست شده اند باید به تهی‌بودگی عادت کند  و نه سفرهٔ رنگین خودشان و  آقازادگان؟
قیاس با مردم یمن، اگر درست فهمیده شود، یعنی پذیرش فقر و گرسنگی به عنوان تقدیر آسمانی. اما آیا آقای بوشهری نمی‌داند که بسیاری از مردم ایران سال‌هاست، بی‌آنکه کسی از منبر و محراب فرمانشان دهد، در چنین تقدیری زیسته‌اند؟ با دستمزدهایی که به نان شب نمی‌رسد، با جوانانی که سایهٔ بی‌کاری بر روح و روانشان افتاده است.

و پرسش ساده این است:
جوانی با حقوق پانزده یا بیست میلیون، چگونه می‌تواند بیش از این یمنی شود؟ تا کجا باید ریاضت کشد ؟ تا کجا باید با  زجر و مرگ روح  آنان هزینه کرد و حکومت نمود ؟و آن که بیکار است و همین چند ریال را هم،ندارد، چگونه باید یمنی تر شود ؟!

خواب حاکمان، اگر با بیداری مردم درهم آمیزد، بدل به کابوسی می‌شود که پیش از همه گریبان همان حاکمان را می‌گیرد. آنان که مردم را به زیستنِ یمنی فرا می‌خوانند، سرانجام خود با خنجر یمنی به زمین خواهند افتاد .

This comment was minimized by the moderator on the site

پزشکیان، در ادامه گفتگو با ۳ فعال سیاسی: اگر موشک داشته باشیم اما مردم را نداشته باشیم، قدرت نداریم من از درگیری‌های داخلی واهمه دارم، تا دشمن بیرونی. اگر موشک داشته باشیم اما مردم را نداشته باشیم، قدرت نداریم. تو مجلس به من صلاحیت نمایندگی نمی دانند.
حل مسئله حجاب باور و اعتقاد خودم بود. من نمیخواستم، جامعه را به درگیری بکشم. من خانواده ام، چادری هستند، اما کسی که چادری نیست، بی عفت است؟ من چنین اعتقادی ندارم. آیا همه کسانی که در خارج حجاب ندارند، عفت ندارند؟ قطعا اینطور نیست.
من به قوه قضائیه نمی توانم بگویم، زندانی سیاسی را آزاد کن یا نکن. کاری که به قوه مجریه ربط دارد، خودم انجام میدهم، اما کار که به قوه های دیگر ربط دارد، سعی میکنم به شکلی با آنان گفتگو و هماهنگ کنم. من دلم میخواهد زندانیان سیاسی آزاد شوند، اما باید با قوای دیگر به یک اتفاق نظر برسم، چون اختیارات قوه دیگر است و دست من نیست. رهبری است که اختلافات ۳ قوه دیگر را حل می کند.
مطمئنم رفع فیلترینگ خواهد شد! اما در این رابطه چالش داریم. و مذاکره می‌کنیم تا حل کنیم. مرکز فضای مجازی زمان‌بندی کرده بودند که مشکل فیلترینگ را حل کنند، اما جنگ شد. من شخصا میخواهیم با تعامل مشکل را حل کنیم.
رئیس جمهور در ادامه در گفتگوی آزاد با ۳ فعال سیاسی در پاسخ به اینکه آیا نظام در این شرایط تصمیم سخت برای حفظ بقای ایران خواهد گرفت، گفت: شکاف میان خودمان از اسنپ‌بک خطرناک‌تر است دغدغه من قبل از اسنپ‌بک، زمزمه‌هایی در داخل است که می خواهند وحدت حفظ شود. الان هم معتقدم که برجام چیز خوبی بود. کسانی که برجام را نمی پذیرفتند، حالا از اسنپ‌بک انتقاد می‌کنند. ساز مخالف زدن، قدرت را تضعیف می‌کند. به هیچوجه از اسنپ‌بک، استقبال نمی کنیم. چه کسی گفته اسنپ‌بک مهم نیست.
ما دنبال جنگ نیستیم/آنان دنبال کودتا و تجزیه بودند اینا تصور می کردند حمله می‌کنند و روز سوم مردم در خیابان خواهند بود و اینطور نشد عدم حضور مردم، یعنی ضعف یک جامعه/نباید یک گروه و یک جناح و یک دسته مملکت را در اختیار بگیرند شعار من همیشه وحدت و انسجام داخل بوده و اتحاد مردم، طمع دشمنان را از بین برد. وحدت و انسجام داخلی شاه بیت همه چیز است. نتیجه بیان این شعار حفظ ایران است. اگر وحدت داشته باشیم، با قدرت جلوی متجاوزان می‌ایستیم. ما تلاش می کنیم جنگ نباشد ولی اسراییل و آمریکا دنبال تجزیه ایران است.

This comment was minimized by the moderator on the site

ناقلاها !

این یک روش قدیمی است که وقتی میخواهی فرش را از زیر پای زن و بچه‌ات بیرون بکشی تا هزینه باختن‌ها و خریت‌هایت را بدهی، یک کتک مفصل هم به انها بزنی تا صدایشان در نیاید! بازنده‌ها همیشه این کار را می‌کنند.

از این شمشیر از روبستن آقایان برای داخل و در آستانه به قول کیهان کوچه دادن به دشمن و کوتاه آمدن و چیزهایی را دادن فقط همین در می‌اید: وسط فیتیله پیچ شدن خارجی، با مخالفان سیاسی داخلی‌ات هم تسویه حساب کن، منتقدان را به عنوان اینکه حرف زده‌اند و بیانیه نوشته‌اند به زندان ببر و برایشان پرونده بساز، حواس مردم هم اینطوری پرت می‌شود که چه کردی !

این بار، متاسفانه اسپین داکتر های این فاز حکومت بسیاری از به اصطلاح اصلاح طلبان هستند. فقط خدا می‌داند چرا اینقدر برای کوفتن بر سر رفقای سابق خوش رقصی می‌کنند.

به افتخارشان شما را دعوت می‌کنیم یکبار دیگر ترانه کونفورمیست (انطباق پذیر) جورجو گابر را گوش کنید!

https://youtu.be/EaxeK0jxYfY?si=raczXz-k8-aA_T0q
@MostafaTajzadeh

This comment was minimized by the moderator on the site

زنان موتورسوار پیروز جاده‌ها

امتداد-افشین امیرشاهی، روزنامه‌نگار:

سرانجام آن روز رسید. روزی که خبر صدور گواهینامه موتورسواری برای زنان رسمی شد. اتفاقی که سال‌ها به تعویق افتاده بود، ناگهان به مرحله اجرا رسید . اما چرا همین حالا و چرا این‌قدر دیر؟ چون حاکمان ما زمانی به خواست مردم پاسخ می‌دهند که دیر شده باشد.

این پدیده در تاریخ معاصر زنان ایران بارها تکرار شده است. روزگاری دوچرخه‌سواری زنان هم با محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های نانوشته همراه بود. بسیاری از زنان مجبور بودند در سکوت و زیر نگاه‌های پر از تعجب جامعه، دوچرخه‌سواری کنند. حتی آن زمان که دوچرخه سواری رسمیت نداشت، برخی زنان با جسارت این مسیر را طی می‌کردند و نشان می‌دادند که محدودیت‌ها هیچ‌گاه توان توقف اراده آنان را ندارند.

حتی دورتر برویم، در دهه ۱۳۶۰ زنان ورزشکار ایران، برخلاف محدودیت‌های فراوان، در برخی رشته‌ها مثل والیبال و بسکتبال و بعدها فوتبال فعالیت می‌کردند و توانستند در مسابقات داخلی و حتی بین‌المللی حضور یابند. این نشان می‌دهد که هر جا اراده و پشتکار باشد، محدودیت‌های غیرمنطقی کنار زده می‌شوند.

اکنون در رشته بوکس زنان در مقطع تیم ملی هم چنین وضعیتی وجود دارد. تجربه تاریخی زنان ایرانی نشان می‌دهد که محدودیت‌ها تنها موقت هستند. در ورزش، تحصیل، کار، رانندگی و حتی پوشش، زنان همواره راه خود را یافته‌اند. چون برای زنان ایرانی هر دری که بسته باشد، راه دیگری پیدا می‌کنند.

اکنون صدور گواهینامه موتورسواری به نمادی از ایستادگی و پشتکار زنان ایران است. کافی است یک روز در خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ قدم بزنیم. حضور زنان موتور‌سوار نه تنها دیگر غریب نیست، بلکه هر روز پررنگ‌تر هم می‌شود. بسیاری از زنان جوان برای رفت‌وآمد روزانه، صرفه‌جویی در زمان و حتی استقلال بیشتر، موتور را انتخاب کرده‌اند. حتی برخی‌هایشان به تسلط بسیار بالایی رسیده‌اند و می‌بینیم از لابه‌لای ترافیک شهری عبور می‌کنند و نشان می‌دهند که این وسیله نقلیه فقط به مردان تعلق ندارد.

وقتی قانونی غیرمنطقی باشد، جامعه دیر یا زود راه خودش را پیدا می‌کند. ممنوعیت موتورسواری زنان یکی از همان تصمیم‌های عجیب بود که بیشتر از آن‌که مانع شود، به مقاومت اجتماعی انجامید. زنان بی‌اعتنا به مصوبه‌ها، موتورسواری کردند و جامعه هم این واقعیت را پذیرفت.

حتی اگر دولت تا امروز هم گواهینامه صادر نمی‌کرد، مگر می‌شد جلوی زنان را گرفت؟ مگر می‌توانستند به بهانه کاری که در سراسر جهان امری طبیعی و پذیرفته‌شده است، هزاران زن ایرانی را از خیابان‌ها حذف کنند؟

اینک حاکمیت گامی به جلو برداشته است. اما باید قبول کنیم که فرصت طلایی‌شان در باره موتورسواری زنان، سال‌ها پیش از دست رفته است. اگر ده یا حتی پنج سال پیش، این تصمیم گرفته می‌شد، موجی از امید و اعتماد در جامعه ایجاد می‌کرد. حتی تصویری زیبا و ماندگار از عقلانیت و همراهی با مردم در حافظه جمعی شکل می‌گرفت.

درحال حاضر این تصمیم بیش از آن‌که نشانه پیشرو بودن باشد، حکایت از ناچاری دارد. حکایت از آن‌که جامعه مسیری را رفته و مسئولان، دیر اما ناگزیر به آن پیوسته است.

با این حال، نباید شیرینی این اتفاق را کمرنگ دید. این پیروزی نه حاصل لطف، بلکه نتیجه ایستادگی زنان است. زنانی که برای حقی بسیار ساده و ابتدایی، سال‌ها مقاومت کردند، تمسخر شدند، جریمه شدند، موتورشان توقیف شد، اما کوتاه نیامدند.

قرار است گواهینامه موتورسواری برای زنان صادر می‌شود. سندی بر پیروزی بر جاده‌ها و بر محدودیت‌های بی‌منطق. این لحظه هرچند دیر، باز هم لحظه‌ای تاریخی است. چون نشان می‌دهد تغییر هرچقدر دشوار و دیرهنگام در نهایت شدنی است.

This comment was minimized by the moderator on the site

جایزه بهترین حکمرانی جهان در سالی که گذشت را به چه کسی تقدیم کنیم؟

اجازه دهید جایزه بهترین حکمرانی در سالی که گذشت را مشترکا به این سه شخصیت تقدیم کنیم

نارندرا مودی
نخست وزیر هند - حکمرانی که کارنامه ۷% رشد اقتصادی پایدار برای یک کشور ۱.۵ میلیارد نفری در سال گذشته را بعنوان سریعترین اقتصاد جهان، در کارنامه خود ثبت کرد. حاکمی که توانست از طریق ایجاد توازنی هوشمندانه در رابطه کشورش با دنیا، با سبقت از بریتانیا به پنجمین اقتصاد جهان تبدیل شود و برنده جذب سرمایه گذاری و آغاز یک برنامه مفصل گلوبال تحت عنوان Make in India از طریق توافق های تجاری گسترده با اروپا ، کشورهای عربی و همزمان با روسیه و آمریکا شود. هند تحت حکمرانی او در سالی که گذشت با رکورد ماهانه ۱۴۰ میلیارد دلار، معادل ۴۰% از تراکنشهای مالی دیجیتال، افتخار عنوان پادشاهی سیستم پرداخت دیجیتال در دنیا را کسب کرد و با ۹۱۱ میلیون کاربر اینترنت و روزی ۵ میلیون کاربر جدید دومین جامعه آنلاین جهان شد. هند تحت حکمرانی این مرد در سالی که گذشت توانست با فقط ۷۵ میلیون دلار و در حد ساختن یک فیلم بدون آسیب به بودجه آبادانی کشور، یکی از مهمترین برنامه های فضایی جهان را اجرایی کند. هند توانست با ۱۰۰ شرکت استارتاپی یونیکورن( ارزش هر یک بیش از ۱ میلیارد دلار) پس از آمریکا و چین در مقام سوم جهان قرار بگیرد . مودی در سالی که گذشت پروژه ۵۰۰ گیگاوات انرژی خورشیدی را که معادل نصف مصرف فعلی اروپاست بعنوان بزرگترین میزبان سرمایه گذاری خورشیدی از طریق خارجی ها کلید زد و با بودجه های مازاد در دست ۵۰۰ میلیون نفر هندی را تحت پوشش بیمه کامل قرار داد

لی هسینگ لونگ
نخست وزیر سنگاپور - حکمرانی که به رغم بحرانهای منطقه ای و جهانی موفق به کاهش تورم به زیر ۴% همزمان با یک رشد ۳% برای مردم کشورش شد.او توانست با ایجاد یک مملکت امن برای سرمایه گذاری، سنگاپور را بعنوان قطب فناوری، نوآوری و مالی آسیا به جهانیان معرفی کند تا این کشور موفق به جذب بیشترین سرمایه از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان شود. سنگاپور تحت مدیریت این شخصیت با ذخایر ارزی ۳۵۰ میلیارد دلار معادل ۷۰ هزار دلار به ازای هر شهروند بالاترین ذخایر ارزی دنیا را دارد و موفق شد با سرانه ۸۳ هزار دلار به رتبه سوم جهان در سرانه تولید ناخالص ملی برسد. سنگاپور امروز بعنوان یکی از امن ترین نقاط دنیا برای تجارت به دومین بندر شلوغ جهان تبدیل شده و در سهولت کسب و کار مقام اول دنیا را دارد. سنگاپور تحت مدیریت این رهبر جوان تبدیل به کم فساد ترین کشور آسیا و سلامت ترین کشور جهان شد و امید به زندگی مردمش را به دومین رتبه جهان رساند. لونگ توانست در بحران عمیق آبی که مواجه شده بود با شروع یک پروژه منحصر به فرد، ۴۰% از آب آشامیدینی مردم کشورش را از فاضلاب بازیافت کند و با وجود تراکم شهری نیمی از این کشور را سبز کند. سنگاپور در سالی که گذشت با نرخ قتل ۰.۲ نفر به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر پایین ترین نرخ جرمهای شدید در دنیا را داشت و تحت رهبری او مفتخر به عنوان بهترین سیستم آموزشی جهان شد

کلودیا شینباوم پاردو
رئیس جمهور مکزیک- شیرزنی که بالاترین رشد اقتصادی در کشورهای آمریکای لاتین را برای کشورش به ارمغان آورد و توانست از فرصت همسایگی با آمریکا، بزرگترین بازار جهان، برای مردمش تولید، اشتغال و رفاه بیافریند و برغم تهدیدات ترامپ با تدبیر و متانت و در آرامی از او برای مردمش امتیاز بگیرد. مکزیک تحت رهبری او تبدیل به بزرگترین صادرکننده جهان به آمریکا شد، بزرگترین صادرکننده خودروی جهان شد و توانست ۶۳ میلیارد دلار توسط شهروندانش به شکل حواله از آمریکا به کشورش دلار جذب کند. مکزیک تحت مدیریت او تبدیل به بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده آووکادوی و آبجوی دنیا شد و برغم تمام چالشهایی که داشت موفق به جذب ۴۰ میلیون گردشگر و درآمد ۳۰ میلیارد دلار در سال گذشته شد. وی توانست در سالی که گذشت مکزیک را به هشتمین صادرکننده قطعات هوافضا تبدیل کند. بوئینگ و ایرباس امروز مشتریان مکزیک هستند.
زنده باد بر این سه حکمران بزرگ
حامد پاک طینت

This comment was minimized by the moderator on the site

تبريز خيلى مؤدب با لباس شيك مجلسى روى صندلى نشسته بود.
رشت ازراه رسيد، چترش را پشت در گذاشت و از همان قدم اول
«تى جان قربان، تى بلامى سر» گويان شروع كرد به احوالپرسى با
حاضرين.
كرمانشاه و شيراز زودتر از بقيه به مهمانى آمده بودند، يكى با تنبور و ديگرى با شرابش. كاشان چند دقيقه قبلتر از راه رسيده بود و بوى عطرش زودتر از خودش توجه همه را جلب كرده بود.
در آن گوشه آشپزخانة نيشابور در حال پركردن جامها بود، كرمان در كنارش پسته ها را توى ظرف مى ريخت، ساوه انارها را دانه مى كرد و لاهيجان هم چاى دارچين دم كرده بود. بالاخره فضاى صفاى همه بايد جور مى شد.
تهرانْ پرهيجان و تندتند با همه در حال گفتگو بود. بوشهر اما داشت فقط براى دو سه نفر قصه مى گفت، قزوين قاهقاه به روايتش مى خنديد و سمنان مبهوت و عميق نگاهش مى كرد. سنندج و آبادان تاس مى انداختند و گرگان منتظر بود با برنده نرد ببازد.
دراين لحظه، اصفهان به كرمانشاه گفت: «بزن جانم». همه ساكت شدند. كرمانشاه سازش را نواخت و اصفهان با چهچة دوبيتى هاى بابا طاهر حالشان را ساخت.
همدان لبخند رضايت زد. يزد آرام جلو رفت ويك ليوان آب جلوى اصفهان گذاشت تا گلويش را تر كند.
مشهد تشويق كرد و گفت «شبى خوش است بدين قصه هایش دراز
كنيد. »
شام پاى اهواز بود و چابهار؛ آنها ماهى هايى از هر دو درياى ديار جنوب براى اين ضيافت آماده كرده بودند.
ادويه هاى غذا انگار كار خودشان را كردند و بعد از شام، بندرعباس صداى موسيقى را چنان بلند كرد كه به گوش سرخس و ماكو هم رسيد. نبض رقص درجان جمع به تيش افتاد؛ خرم آباد كِل كشيد، تبريز كتش را درآورد و آمد وسط. قم هم كتابى كه دستش بود را سر جايش گذاشت, از كتابخانه به سوى جمع آمد و دست اردبيل را گرفت تا با هم به صحنه بپيوندند.
شب تولد مهر بود! شب يلدا. كيك وشمع روى ميز بود. به پيشنهاد ايلام، ياران همه با هم شمع ها را فوت كردند. البرز گفت حواستان هست كه حروف «ياران»، همان حروف «ايران» است!
زنجان مهربان نگاهش كرد چاقورا برداشت وكيك را چنان برش داد
تابه هر حرفى از اين الفبا تكه هاىی برسد و شيرين كنند آن شب را...
اما فال آن شب تار فرخنده نبود، طلسم شد انگار. بامدادٍ فردا خورشيد نتابيد، مهر زاده نشد، وتاريخ به درد و خون زايمان ناتمامٌ گرفتار شد. در حال، مادر و فرزند هرچند هر دو زنده، اما ناكارند.
در آن سحرگاهِ بی‌خورشید، همه شهرها دور هم نشستند.
تبریز با نگاهی نگران، کراواتش را مرتب کرد و گفت:
«یاران! مهر را باید دوباره صدا زد. این دیار بی‌نور نمی‌ماند.»

رشت، چترش را تکان داد و قطره‌های خیال را از سرش پاشید:
«تى جان قربان! دل‌ها اگر یکى شوند، خورشید هم برمی‌گردد.»

اصفهان با همان صدای گرم، ساز را برداشت و نواخت.
باباطاهر در کلامش پیچید و آسمان به‌آرامی لرزید.
مشهد دعا خواند، قم آیه زمزمه کرد، و بوشهر قصه‌ای از دریا گفت
که در آن خورشید، از دل موج‌ها دوباره سر زد.

در این میان، شیراز جام شرابش را بالا برد و گفت:
«اگر امید نباشد، حتی انگور هم ترش می‌شود!
بیا تا به سلامتیِ نور بنوشیم!»

همه خندیدند، حتی همدان که همیشه آرام بود.
خرم‌آباد دوباره کل کشید و صدای شادی‌اش
چون پتکی طلسم شب را شکست.
در همان لحظه، جرقه‌ای از سمت البرز جست.
گرگان به آسمان اشاره کرد و گفت:
«ببینید! مهر دارد برمی‌گردد.»
و خورشید، خجالتی اما مصمم،
پرده‌ی سیاه آسمان را کنار زد.
مادر ایران لبخند زد، فرزند مهر چشم گشود،
و همه یاران دست در دست هم
سرود «ایران» را با هزاران لهجه، یک‌صدا خواندند.

This comment was minimized by the moderator on the site

تأملی بر پیامدهای جنگ ۱۲ روزه و وضعیت پس از آن؛

علی‌محمد محمدی تحلیلگر دفاعی و سیاست داخلی:
پروتکل‌های عملیات و فقدان آمادگی
در هر جنگی، مراحل عملیات تنها به روز درگیری محدود نمی‌شود. پیش از عملیات، همه تاکتیک‌ها، استراتژی‌ها، پشتیبانی‌ها، انتقال مجروحان و حتی مدیریت شهدا پیش‌بینی می‌شود. پس از عملیات نیز پروتکل‌هایی وجود دارد:
تثبیت مواضع فتح‌شده، مدیریت عقب‌نشینی با حداقل تلفات، آماده‌باش در برابر ضد حمله دشمن ، آمادگی برای ضد حمله ویا ترخیص نیروها و... ، این اصول در دانشگاه‌های نظامی تدریس می‌شود.
با این حال، تجربه جنگ اخیر نشان داد که با توجه به نشانه های جنگی غریب الوقوع ، ما تقریباً بدون آمادگی وارد میدان شدیم. جز واحد موشکی، سایر حوزه‌ها هیچ آماده‌سازی جدی نداشتند. ۴۷ سال است علیه دشمن صهیونیستی شعار داده‌ایم اما نه در ساخت‌ و سازها سنگر و پناهگاهی پیش‌بینی شده بود و نه در اقتصاد پشتوانه‌ی لازم برای یک جنگ نظامی و اقتصادی طولانی فراهم آورده‌بودیم.

بحران فقدان برنامه پس از جنگ
اکنون در شرایط توقف عملیات که حتی آتش‌بس رسمی وجود ندارد. برای دوران پس از جنگ نیز برنامه مدون و مستحکمی ارائه نشده است. آنچه در عمل جریان دارد بیشتر «گفتاردرمانی» و «شعاردرمانی» است.
در حالی‌که انسجام ملی باید به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد جنگ حفظ می‌شد، رسانه‌های رسمی و شبه رسمی با حمایت‌های مالی مشکوک به جای تقویت این انسجام، در تضعیف وحدت سیاسی ، میهنی واجتماعی فعال هستند.

فساد و بی‌اعتمادی نهادها
فساد اقتصادی و سیاسی همچون موریانه ، پایه‌های حکومت را تضعیف کرده است. هیچ برنامه‌ جدی برای مبارزه با آن دیده نمی‌شود و مفسدانی چون بابک زنجانی بار دیگر به فعالیت‌های اقتصادی گسترده و آشکار و سیاسی پنهان ادامه می‌دهند. بی‌اعتمادی عمومی به نهادهای رسمی چنان است که حتی اگر نهادی اعلام کند یک مفسد تغییر کرده و اکنون خدمت‌گزار شده است، مردم به این گفته ها باور ندارند.

الگوهای حکومتی و دموکراسی‌های ناقص
حکومت‌ها در جهان اشکال گوناگون دارند؛ از دیکتاتوری‌های صوری با انتخابات نمایشی مانند دوران صدام و قذافی، تا دموکراسی‌های نسبی در آمریکا و اروپا. هرچند در هیچ جای دنیا دموکراسی واقعی وجود ندارد، اما در آمریکا و اروپا دست‌کم پس از انتخابات، حزب بازنده کناره‌گیری می‌کند و به دولت منتخب اجازه می‌دهد برنامه‌های خود را اجرا کند.
در ایران اما وضعیت متفاوت است. ستادهای انتخاباتی حتی پس از برگزاری انتخابات نیز تعطیل نمی‌شوند و با بودجه‌های مشکوک و بعضاً توسط سرویس های اطلاعاتی خارجی، علیه دولت منتخب فعالیت می‌کنند.

دستگاه قضا؛ حزب سیاسی یا مرجع قضایی؟
یکی از مهم‌ترین ضعف‌ها در حکمرانی ایران، تبدیل دستگاه قضا به نهادی سیاسی است. در سه دهه اخیر، قوه قضاییه بیش از آنکه نهادی بی‌طرف برای عدالت باشد، به یک حزب سیاسی بدل شده است. این در حالی است که کشور در شرایط بحرانی به نهادی بی‌طرف و مقتدر برای حل اختلافات نیاز دارد.

مجمع تشخیص مصلحت؛ نهادی بی‌خاصیت
مجمع تشخیص مصلحت نظام که به فرمان امام خمینی ره برای مشاوره استراتژیک در روزهای سخت تشکیل شد، اکنون عملاً خاصیت خود را از دست داده است. این مجموعه به جای ارائه راهکارهای کلان، به محفلی برای تأمین منافع افراد جویای نام و نافذ و بازنشستگان تبدیل شده است.

بازسازی پس از جنگ؛ بی‌برنامگی آشکار
بازسازی مناطق آسیب‌دیده از جنگ ۱۲ روزه هنوز آغاز نشده است. خانواده‌هایی که عزیزان و خانه‌های خود را از دست داده‌اند، در بلاتکلیفی به سر می‌برند؛ گاهی در هتل‌ها اسکان داده می‌شوند و گاه از آنجا رانده می‌شوند. این وضعیت بی‌ثباتی، برای بازماندگان حتی از بی خانمانی نیز سخت‌تر است.

چالش‌های حکمرانی امروز
جنگ ۱۲ روزه تمام شد، اما بحران‌های ناشی از آن ادامه دارد. رئیس‌جمهور حتی توان رفع فیلترینگ، به‌عنوان مطالبه‌ای عقلانی و ملموس برای مردم را ندارد. بسیاری از بودجه‌های فرهنگی و دینی ــ که نزدیک به ۲۰ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شوند ــ عملاً بی‌اثر هستند اما امکان حذفشان وجود ندارد. این همان وضعیتی است که در تاریخ اسلام، امام علی(ع) نیز تجربه کرد؛ هنگامی که قطع جیره و مواجب گروهی خاص، به جنگ‌های داخلی علیه حکومتش انجامید. امروز شرایط حتی پیچیده‌تر از آن دوران به‌نظر می‌رسد

This comment was minimized by the moderator on the site

باسلام: درود بر شرفت

جمشیدپور
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در اصلاحات مردنی نیست خانم نرگس م...
جامعه مدنی؛ رمز ماندگاری ایران علیرضا_بهشتی_حسینی، فرزند شهید آیت الله دکتر بهشتی معتقد است: هر ب...
- یک نظر اضافه کرد در اصلاحات مردنی نیست خانم نرگس م...
آرمان، مطالبات، آرزو محمدجواد_غلامرضا_کاشی، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، در یادداشتی ت...