کاریکاتور رسانه امریکایی در مورد نقش نتانیاهو، بعنوان شکارچی پرنده صلح جهانی
تیر 08, 1405 165 2

جنگ امریکا/اسراییل با ایران، و فرصتی در برهوت تهدیدها

122 روز از آغاز جنگی خطرناک، پر از کشتار، ویرانی و جنایت که از اسفند 1404 شروع شد، می‌گذرد، جنگی که بنیان ایران و بلکه منطقه و جهان را تکان داد، و ترکش‌های مجروح‌گر آن تمام ملت‌ها در پنج قاره جهان را بی نصیب نگذاشت، و همه آنان را مجبور کرد که از جیب خود، هزینه‌های این جنگِ غیرقانونی و تجاوزکارانه را بپردازند، جنگی که در حمایت از اسراییل، توسط امریکا آغاز شد، و بزرگترین ابر قدرت جهان را در تله وسوسه صهیونیست‌ها انداخت، تا حیثیت امریکا در مقام سردمداری آزادی، دمکراسی و پیشرفت در جهان را لکه‌دار… ادامه مطلب
خنده ام از گریه غم انگیزتر است
تیر 01, 1405 159

نوبت به نوبت، از ما نیز، این موج بگذرد

به سوگواری خود نشسته‌ام، سوگی درازدامن، به درازای بود و باشِ میان هزار پرسش بی‌پاسخ، و شبی بلند و بی‌پایان، که انگار هرگز خیالِ پایانش نیست، و من میان این تاریکی بزرگ و فراگیر، در بمباران سیاهی‌هایی هجوم آورنده، که هجوم‌شان به سانِ موج‌های توفان آقیانوسی‌ست، که تو گویی ساحل را هم به یکباره می‌خواهند ببلعند، هزاره‌هاست که اسارت را سَر می‌کنم، اسارتی خونین و دردناک، که نسل به نسل ما را همراهی، و تا رفتن، رها نکرده، و نمی‌کند، و تاریکی با تکبری باورنکردنی، خود را تحمیل می‌کند، گاه آذرخشی،… ادامه مطلب
خرداد 23, 1405 177

آه ای دروازه‌های مرگ! همچنان باز بمانید

آه ای دروازه‌های مرگ! همچنان باز بمانید، دنیا بی‌صبرانه انتظار عبور کسانی دیگر را نیز، از دالان تنگ و تاریک شما می‌کِشد! مُخِّلان زندگی، آسایش و سعادت آدمیان، بر باد دهندگان آرزوهای پاک و انسانی، دیوارهایِ بلند، و سدهای سکندرِ در برابر آزادی و برخورداری از کرامت آدمیان، به آشوب کِشندگانِ جهان آرامِ انسانی، نابودگرانِ صلح و آرامشِ دنیا، جنگ طلبان، و ماهیگیران فضای گِل آلودِ بیچارگیِ آدمیان، دغلبازانِ خدعه‌گرِ تمامیت‌خواه، دزدانِ داشته‌های خدادادی، به غارت برندگانِ حاصل زحمت آدمیان، و... آرزوی‌… ادامه مطلب
خرداد 20, 1405 203

اندیشورانی که اندیشه آنان در پیچ‌های تند تاریخ به داد ملت‌هاشان ‌رسید – ادی شانکارآچاریا

مقدمه مترجم (سایت یادداشت‌های بی مخاطب): شهرنشینی یا همان تمدن در دو همسایه دیوار به دیوار ایران و هند، پا به پای هم، در دورهای گوناگون تاریخی خود پیش آمده‌اند، این دو خویشاوند نسبی، و پاره‌هایی از یک تنِ تمدنی و اندیشه‌ی فرهنگ و اندیشه ساز آریایی هستند، که مطالعه یکی، تطور اندیشه و زندگی دیگری را نیز تا حدود زیادی روشن می‌کند. ادی شانکارآچاریا [1] ، یکی از اندیشمندان بزرگ هند در دوره انتقال از عصر ودایی [2] به عصری روشنتر در شهر نشینی آریاییان هند است، که نگاه مردمان خود را از خدایانی طبیعی به… ادامه مطلب
خرداد 16, 1405 245

یادداشت‌های پراکنده‌ایی از روزهای سختی که بر ما گذشت، در جنگ 40 روزه

بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد: وطن مظلوم من! صدای شکستن استخوان‌هایت را زیر بمب‌های سنگین کینه را می‌توانم با سلول سلول‌های تنم بشنوم و حس کنم، شب‌ و روز فرغون فرغون بمب را بر سرت خالی می‌کنند، تا تو را از داشته‌هایی که دهه‌ها برای داشتنش خون جگر خوردی محروم کنند، در این میان یکی از تحویل سرزمین سوخته می‌گوید، یکی از اختیاردار شدنت به… ادامه مطلب
خرداد 15, 1405 195

دیدار پادشاه، و آرزومند پادشاهی، میزبانی ترامپ از چارلز سوم

بعد از نزدک به سه ماه قطع اینترنت در ایران، با فرا رسیدن دوره رهایی از دنیای اسارتبار بی اینترنتی، اکنون میتوان نفسی کشید و به انتشار یادداشت های مختصر روزهای قطع ارتباطات اینترنتی اقدام کرد: در دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال امریکا از استعمار…

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در در این ظلم، هوس هیچ ساحلی نخوا...
بسیارزیبا نه به جنگ نه به جنگ نه به جنگ آن سالهای بعدروزگارسیاه مردم مثل زخمی ناسور برپیشانی تاریخ...
- یک نظر اضافه کرد در آیا کشتار، جنایت و ویرانی را ب...
یک وکیل، چاه خود را به معلم فروخت☢ دو روز بعد وکیل آمد پیش معلم و گفت: آقا من چاه را به شما فروختم ...