بهمن 22, 1404
6
جامعه متکثر و چندقطبی ایران، که کشان کشان به سوی دو قطبی شدن، برده میشود
ساعت 9 شب، به رسم هر ساله، برخی دوستداران انقلاب57، با سردادن نعره "الله اکبر"، به استقبال 22 بهمن، در سالروز پیروزی انقلاب میروند، رسمی که کم کم رو به فراموشی بود، و در این اواخر، شاید عده کمی بودند که بدان اقبال نشان میدادند، تا با صدا و سیمای ج.ا.ایران همراه شوند، که برنامههای عادی خود را قطع میکرد، تا دقایقی این شعار را، به نشانه گرامیداشت شعارهای شبانه مردم ایران از پشت بامها، در زمان حکومت نظامی، در رژیم گذشته، پخش کند، و آنرا زنده نگه دارند. اما دیشب در چنین زمانی، سه صدا، شهر را…
ادامه مطلب
پرونده موشکی، هستهای، و یا موضوع اسراییل، کدام قابل مذاکره است
باز مذاکره، اما اینبار تنها با امریکا، و نه با جهان! و برای بازداشتن این کشور مهاجم از حمله؛ کاری که با نادیده گرفتن این بازیگر بزرگ و بیمانندِ جهانی، ایران را برای سالها گرفتار، و به مخاطره انداختند، و بدنبال آن، دست به دامن کسانی شدند که در برابر امریکا عدد قابلی نبوده و نیستند. روزگاری با حضور اهل تجربه، اندیشه، عقل و تدبیر در صحنه کشور، ایران طرف سخن جهانیان بود، تا سازوکاری بیابند که ایران را به روند جهانی باز گردانند، و به کشوری عادی، در بین بازیگران گوناگون آن، دگرگون سازند، نه کشوری که…
ادامه مطلب
خیزش دیماه 1404، چگونه رهبری اعتراضات از ایرانیان داخل، به خارج نشینان منتقل شد
خیزش اعتراضی و خونین دیماه 1404 [1] از چند جهت با خیزشهای پیشین ناهمسان بود، یکی از این دیگرگونیها، در راهبری و رهبری آن خود را نشان میدهد، دیگری، ژرفا گرفتن خواست دگرگونیخواهی، و البته کشتار اسفناک و هولناکی که در این خیزش صورت گرفت، که بیسابقه، خیره کننده، و تکان دهنده بود و... بعد آغاز اعتراض خودجوش بازاریان در تهران و در برخی دیگر از شهرها، که باز میرفت همچون خیزش "زن زندگی آزادی"، و خیزش آبان 1398، و اعتراضات دیماه 1396 این نیز بدون راهبر و رهبر بماند، اما این نشد، و در کمترین زمان…
ادامه مطلب
بهمن 07, 1404
108
بود، و ژرفای شکافها، زیرساخت آوردگاه خشونتبار و خونین دیماه 1404
ایران زادبوم و یا خاستگاه ایرانیان، سرزمینی مشترک که از آنِ همه آنان است، و هیچ فرمانروا و یا فرمانروایی حق ندارد، و نباید به خود اجازه دهد که حق شهروندی را از یکی از ایرانیان بستاند، که این در شعار همهگیر"ایران برای همه ایرانیان" خود را بروز میدهد. واژه "ایران" دو پنداره خرد و کلان را در بر دارد، ایران بزرگِ فرهنگی [1]، و همچنین دولت-ملت باشنده در میان مرزهای ایران؛ که در هر دو پنداره، باشندگانش به طرز ترسآوری دچار شکافهای ژرفی شدهاند، اما این نوشتار به دولت ملت ایران نظر دارد، که در این…
ادامه مطلب
تناور شاخههایم، با تنی خونین، در خاک آسوده
تو ای سوداگرِ جانِ عزیزانِ به خون خُفته! و ای بازیگرِ این صحنهی با خاک و خون شُسته! ندانم مَرگِ تو چیست! ثروتی؟ یا قدرتی فربه؟! بر این آشفته بازاری، بِه حیلت، کنون بر ساحل غارت چنین خُفته؟! بیا، و دست بردار از زمینی اینچنین آشفته و خَسته، صدایت بوی مرگُ، راهبردت آتشی سرد، اَفروخته، "به هر فرمانِ آتش عالمی در خاک و خون" [1] خُفته، نمیدانم که این کامت، کجا بر خون نشستُ؟! بریده راه، بر این منِ خَسته، تناور شاخههایم، با تنی خونین، در خاک آسوده، ریشه در زهر هلاهل بُرد، در چنین سَمی، گُداخته،…
ادامه مطلب
ونزوئلا، کودتای نظامی، تمسخر آزادی و استقلال ملتها، قدرتهای جهانی، آموزهها و عبرتها
صبحگاه 13 دیماه 1404، ایرانیان با خبر رویدادی بهت برانگیز (البته قابل پیش بینی) مواجه شدند، که از عملیات "گسترده"و شبانه، و به قول دونالد ترامپ، با "برنامه ریزی خوب" نیروهای نظامی ویژه امریکایی، سخن میگفت، که دست به دخالت کودتاگونه، در کاراکاس پایتخت ونزوئلا زده، و با عملیات ویژه و بمباران هوایی، و پیاده سازی نیرو، رهبر یک کشور کوچک، و البته ناتوان در برابر امریکا، متعلق به امریکای لاتین را، در قلب حوزه کارائیب را دستگیر، و به امریکا بردند، و لابد رژیم او را سرنگون کردند، تا زین پس اپوزیسیون…
ادامه مطلب
دی 12, 1404
166
میانِ بادهای گاه و بیگاه، که خشکم میکند این باد
شانهها میلرزد از هِقهِق، و گاه از لرزِ سرمایی سختُ استخوان سوز، از زمستانی بلندُ سرد، به ویرانی بَرَد، این پا فشاری بر گَلوی خشم، حنُاقیست، در گردنهایِ خَمگَشته، از ترسُ هراسُ شرم. چنان بر باد داد، یک کولهبار از داشتههای دُر و گوهر، سرخُ ارزشمند! زندگی، اکسیرِ بودن، زیرِ گنبدِ پُر رنگ. کدامین دشمنم آورد، این بادِ خزان را، بدین باغِ رنگارنگ، کِه کَردَست این فضا را سرد؟ یک تاریخ، کج خُلقی، دوباره آمدست اکنون، همآره پیش چشمانم، کِه ترکاندهست غمبادِ فِشرده، در دلِ غمگین این آهنگ. شراره…
ادامه مطلب
ادامه جنگ با خارج، تنش در داخل، در سایه استمرار یک سیاست اعتراض برانگیز دیرپا
تداوم تنش و جنگ با داخل و خارج، شیرازه میانهروی، فرزانگی و عقلانیت را در نهادهای تصمیمساز کشور از هم گسسته، و کشور را به سوی هرج و مرج و جنگ برده، و میبرد، و آنچه این مردم در طی سدهها از زیرساختهای علمی، فنآوری و سیستمهای حاکمیتی حاصل از مبارزه دامنهدار خود گردهمآوردهاند را به وزش تندبادهای خزان پائیزی سپرده و میسپارد. تنشی که با مشی انقلابیگری در داخل، ثبات داخلی و حرکت پیگیرانه 160 ساله ملت ایران به سوی آزادی و حق تعیین سرنوشت را به چالش کشیده، و با محور قرار دادن آرمانهای…
ادامه مطلب
ساقی چِه تواند ساخت، با این می و پیمانه؟!
«ما را که بَرَد خانه؟» [1] او کَز خانه برون انداخت؟! من عاشقِ میخانه، او ساقی این خانه، رنج است بدین می هَم، زَهر است بدین ساغر، میخانه و خُمخانه، دادَست مرا رنجی، پردرد چو پیمانه، خواهد که روم سویش، زنجیر زنم لب را، پیمانه به پیمانه! پایانِ این درد است، همراهی خُمخانه؟! درد است میان می، نوشاند زِ پیمانه! عشق است تمامش رنج، فارغ چه سان بودن، از رنج به میخانه! وقتی همهاش رنج است، می، ساغر و میخانه، دَردَست همان درمان، درمان چه سان سازد، این ساغر و میخانه؟! فریاد برآرم من، بر مِنبَر و میخانه،…
ادامه مطلب
در بازی شطرنج توسعه طلبی ارضی باید دیپلمات بود، حفظ ظرف ایران، نقش حاکمیت و مردم
دور جدید کشتار، ویرانی و توسعه طلبی ارضی در قرن 21 را (پس از قرنِ خونین و پر از جنگهای ویرانگرِ جهانی بیستم) این بار، ولادیمیر پوتین، مستبدِ متجاوزِ کاخ کرملین، با آغاز تجاوز به خاک اوکراین، و جداسازی شبه جزیره کریمه [1] از آن، در سال 2014 کلید…
.












