کم هزینه ترین پایان، بر ضعیف ترین و خسارتبارترین دولت بعد از انقلاب
  •  

02 خرداد 1403
Author :  

شاید بتوان دوره ریاست جمهوری مرحوم آقای ابراهیم رئیسی [1] را یکی از ناموفق ترین دوره های ریاست جمهوری در تاریخ جمهوری اسلامی ایران تا کنون دانست، به طوری که گمانه زنی ها برای یکدوره ایی شدن حضور او در قدرت، یکسال پیش از پایان اولین دوره انتخاب پرهزینه اش برای کشور، از هم اکنون آغاز و زمزمه می شد، و این سقوط هلیکوپتر حامل رئیس جمهور در آذربایجان شرقی بود که به این بحث ها پایان زد.

در این سه سال، هر بار که خود را در جایگاه تصمیم سازانِ تعیین کننده مسیر کشور قرار دادم، کار آنان را برای پایان دادن به این دوره خسارتبار سخت و گاه حتی ناممکن یافتم، و هر بار به روش های موجود در این راستا فکر کردم، اما چنین تغییر ریلی را خسارتبار و پرهزینه یافتم،

ولی هرگز فکر نمی کردم سقوط هلیکوپتر، این چنین به کمک آنان آمده، و به دوره ناموفق آقای ابراهیم رئیسی بر ریاست جمهوری اسلامی آبرومندانه تر خاتمه دهد، و دوره مورد انتظار هشت ساله معمول ریاست جمهوری پر حرف و حدیث او را یکدوره ایی، و بلکه همان یک دوره را نیز ناتمام به پایان رساند.

آنچه برایم مسلم بود اینکه ردای ریاست جمهوری بر قامت او بسیار گشاد می نمود، و او را هرگز "اینکاره" نیافتم، در عین حال این امر نیز برایم روشن بود که او کسی است که برای جای گرفتنش بر ریاست جمهوری، کشور و حتی هم جناحی هایش هزینه های بسیار گزافی پرداخت کردند، تا او را بر این کرسی بزرگتر از خودش جای دهند، و تصمیمِ حاکمیت او بر پاستور باعث شد که دست های قدرت در کشور مجبور شوند از تمام ظرفیت کشور (ملی و جناحی) سود جسته، و حتی در بین خودی های شان نیز بسیاری را قربانی کابین قدرت او کنند، تا ابراهیم رئیسی را در جایگاه ریاست بر دولت ببینند، و لذا می بینیم که شورای نگهبان، ائتلاف پرتعدادی از کاندیداهای همسو را در مقابل یک رقیب نه چندان قدرتمند، برایش ردیف کرد، تا پیروزی او را در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم [2] مسجل و حتمی کنند،

صحنه پردازان انتخابات سیزدهم چینش آشکار کاندیداهای پر تعداد و همسو، در مقابل یک رقیب از نیروهای درجه سوم جناح رقیب (عبدالناصر همتی) را رقم زدند تا انتخاباتی با نتایجی از پیش معلوم، بی رمق و بی خاصیت برای کشور رقم خورده و دنیا شاهد قهر بسیاری از مردم ایران از صندوق های رای شوند. روندی که در انتخابات مجلس خبرگان رهبری نیز برای رئیسی تکرار شد، و او را ابتدا بی رقیب، و سپس ... به هر روشی که بود راهی مجلس خبرگان رهبری کردند،

با همه ی این هزینه ها، رئیسی دولتی ناکارآمد و با دستاوردهایی ناچیز، و در مقابل کارنامه ایی مملو از خسارت را برای کشور، مردم و همفکران خود بر جای گذاشت، و دولت او را در مجموع به موضوعی طنزآمیز از ناکارآمدی، بی تدبیری، کابینه ضعیف و ناهماهنگ و... تبدیل، و عملکرد این دولت، آبرویی برای موافقین دولت و حاکمیت یکدست بر جای نگذاشت.

از این روست که وقتی نگاه می کنم، شاید این نوع خروج رئیسی از پاستور، بهترین و کم حرف و حدیث ترین روش برای خلاصی از خسارت دولت یکدست و ناکارآمد رئیسی بتوان برشمرد، ناکارآمدی دولت او در جنبه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و حتی جهانی باعث گردید که آنان که در ورای مسایل جناحی، آثار مخرب چنین دولت هایی را رصد می کنند، ادامه این وضع را قربانی کردن بی دلیل همه چیز به پای یک فرد و یک جناح خاص ببینند،

اما برای پاک کردن این خسارت درازدامن از دامن خود چه می کردند؟ در این بین استعفا و یا برکناری او هزینه های بسیار جدی داشت و...، و جبهه متفرق و ناهماهنگ موجود در قدرت را بیش از پیش دچار تلاشی و خنثی کنندگی بیشتر همدیگر، در بین یکدست سازان کشور می کرد.

و شاید این سقوط و این نحو پایان پرونده دولت مستقر، عاقبت به خیری را هم برای رئیسی، و هم برای پشتیبانانش به ارمغان آورد، که به این راحتی دولت او از صحنه سیاسی کشور خارج شد، چرا که با این روش، او را با همه ناتوانی ها، ناهماهنگی های کابینه ضعیف، ناکارآمدی ها، شکست ها، عدم تحقق وعده ها و شعارها و...، اکنون در مظلومیت ناشی از مرگ ناگهانی، می توانند او را "شهید"، "شهید جمهور"، "سید شهدای اهل خدمت" ساخته و پرداخته، و از روش بزرگ کردن هایی که در پس هر مرگ این چنینی می توان انجام داد، بدون این که هزینه ایی برای مطرح کنندگانش ایجاد کند، سود جویند.

حال آنکه اسامی و کلمات مذکور در قامت مرحوم ابراهیم رئیسی که رئیس جمهوری ضعیف بود، چندان جاگیر نمی شود، و قبایی گشاد برای او به نظر میرسد، که تنها در صحنه های عاطفی مرگ و تشییع می توان بر مردگان سوار کرد، چرا که برای ایرانیان چنین اغراق هایی در حالت عادی قابل تحمل نبوده، و مورد مضحکه و اعتراض قرار می گیرد، به عنوان مثال در انتخاب او "جمهور" ایرانیان رضایت آنچنانی نشان ندادند، حال چرا باید او را به عنوان "شهید جمهور" قبول کنند؟! مگر این که این القاب را به صورت دستوری بر کسی سوار کرد.

"خدمت" و خادم مردم ایران و ایرانیان بودن نیز، واژه ایی پر معنا بوده که از اول انقلاب مد نظر اهل اعتقاد به ملت بوده است که در شان آن مرحوم چندان مسمایی ندارد، چرا که در دوره او، نه وضع اقتصادی مردم، نه امنیت آنان، نه امید آنان به آینده، نه معیشت آنان، نه عزت و کرامت آنان و... بهبودی را نشان نداد، تا او را خادم ملت ایران نامید، و بلکه جامعه و مردم ایران به عکس سقوط آزادی را در نتیجه عملکرد و سیاست های این دولت، در شاخص های زندگی خود، در ابعاد متعدد تجربه کردند؛ برون داد این دولت برای مردم ما سقوط در شاخص های زندگی بود، که در ریزش شدید و بی سابقه ارزش پول ملی، گرانی های افسار گسیخته، بیکاری و عدم درآمد کافی، افت سطح زندگی، رکورد زنی فساد های گستره و بی سابقه مالی و... خود را نشان داد.

متاسفانه مرحوم ابراهیم رئیسی که امید می رفت با تکیه به سابقه قضایی مدید خود، در بحث مبارزه با فساد از خود کارنامه ایی درخشان نشان دهد، اما این نیز به کمک او نیامد، تا لااقل از این حیث، کارنامه ایی قابل دفاع از خود بر جای بگذارد، به عکس کارنامه ایی بسیار نامناسب بر جای گذاشت، و حتی همان بهبودی که از تخصص او انتظار بود، و می توانست برگی بر کارنامه موفقیت او باشد نیز، که همانا موفقیت در مبارزه با فساد مالی و اداری بود، موفقیتی را ثبت نکرد و شاخص های فساد ستیزی در دولت رئیسی بهبودی را نشان نمی دهد که هیچ، بلکه باعث عمق یافتن بی سابقه تر این بلیه ملی نیز گردید، 

اختلاس های بزرگ، که شاخص ترین آن کیس فساد نزدیک به چهار میلیارد دلاری موسوم به "چای دبش" و... است نشان داد که ابراهیم رئیسی، حتی در قامت یک عنصر متخصص قوه قضاییه نیز، کارنامه درستی در مبارزه با فساد مالی نداشته است. اوج گیری فساد مالی، گرانی ارزاق و خدمات، افت شدید ارزش پول ملی، و سُر خوردن بیش از پیش ایران به دامن روسیه و...، مردم ایران را از آینده ناامیدتر، و توان و رمق را از جامعه ما بیش از پیش گرفت.

افزایش میزان و تنوع مالیات های کمر شکن، فشار بیش از حد بر قشر متوسط جامعه، باعث آب رفتن و کوچک شدن این قشر کارآمد و شاخص در توسعه و پیشرفت جامعه گردید، و در مقابل به بزرگ شدن بدنه قشر فقیر در جامعه ایرانیان منجر شد، و گسترش مهاجرت مردم ایران به دامن کشورهای دیگر و... را باعث گردید، همه و همه، کارنامه این دولت را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و... نا موفق، و بلکه نزولی و سقوطی نشان می دهد،

به رغم یکدستی کامل قوای سه گانه در کشور، و کمک بی حد و حصر قوای حاکمیتی به این دولت، و بسیج تمام ارکان کشور، در خدمت و کمک به این دولت برای رسیدن به اهدافش، نتیجه ایی جز عدم توفیق آنان در اجرای شعارها و وعده های انتخاباتی نداشت، و مردم متوجه شدند، مدعیان، در حالت یکدستی کامل هم توانایی اداره کشور را ندارند،

و لذا بیش از هشت سال تبلیغات گسترده و همه گیر بر ضد دولت های یازدهم [3] و دوازدهم [4] حسن روحانی، به زودی رنگ باخته و باعث گردید که مردم بیش از گذشته، متوجه خدمات دولت روحانی در بحث روابط خارجی و برجام و حتی مدیریت اقتصادی و اجتماعی آن دولت شوند، که بدون همکاری قدرت های دخیل داخلی، و زیر فشار رقبای سرسخت داخلی و خارجی کار کردند، و وضع مردم خود را بهبود بخشیدند، و در سایه بی کفایتی و بی تدبیری دولت سیزدهم، این امر خود را بیش از پیش نشان داد.

از این رو به نظر می رسد که این شاید بهترین پایان بر دولت رئیسی بود که این امر را ممکن کرد تا بدون کمترین تنشی، دولت تعویض شود، بدون این که تصمیم سازان، همچون زمان بر کشیدن او، که کشور و مردم را هزینه برکشیدنش کردند، حال مجبور نباشند همان هزینه ها را برای به زیر کشیدن او پرداخت کنند.

اما آیا این اتفاق می تواند، تصمیم سازان را از یکدستی ها، خالص سازی های خسارتبار و خودخواهی های طبقاتی و... بازدارد؟    

 

[1] - سید ابراهیم رئیس‌الساداتی (۲۳ آذر ۱۳۳۹ – ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳) مشهور به سید ابراهیم رئیسی، سیاستمدار اصولگرا و روحانی شیعه ایرانی بود که از ۱۴۰۰ تا هنگام کشته شدنش در ۱۴۰۳ به‌عنوان هشتمین رئیس‌جمهور ایران فعالیت می‌کرد. او عضو جامعه روحانیت مبارز و نماینده و نایب‌ رئیس اول مجلس خبرگان رهبری بود

[2] - دولت سیزدهم جمهوری اسلامی ایران توسط هشتمین رئیس‌جمهور ایران، سید ابراهیم رئیسی که در انتخابات ریاست‌ جمهوری ۱۴۰۰ پیروز شد در روز سه‌ شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ تشکیل شده است. سید ابراهیم رئیسی رئیس دولت در روز ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ در سانحه سقوط بالگرد به همراه حسین امیر عبداللهیان (وزیر امور خارجه)، سید محمدعلی آل هاشم امام جمعه تبریز، مالک رحمتی استاندار استان آذربایجان شرقی، سید مهدی موسوی فرمانده یگان حفاظت ریاست جمهوری و کادر پروازی هلیکوپتر کشته شد و طبق قانون اساسی محمد مخبر معاون اول رئیس‌ جمهور بطور موقت با فرمان سید علی خامنه‌ای وظایف و اختیارات ریاست‌ جمهوری را به عهده گرفت.

[3] - دولت یازدهم جمهوری اسلامی ایران به دولت حسن روحانی معروف به «دولت تدبیر و امید» گفته می‌شود که در نتیجهٔ پیروزی در انتخابات ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ در روز ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ مورد تنفیذ حکم ریاست‌ جمهوری قرار گرفت تنفیذ رئیس‌ جمهور توسط سیدعلی خامنه‌ای، دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران در روز ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ برگزار شد. تحلیف وی نیز در مجلس شورای اسلامی در روز ۱۳ مرداد ۱۳۹۲ برگزار شد. تحلیلگران غربی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی دولت یازدهم ایران را موضع‌گیری و کارشکنی برخی نهادهای قدرت در حکومت جمهوری اسلامی ایران با این دولت می‌دانستند که یکی از این نهادها را می‌توان مجلس شورای اسلامی وقت دانست که نمایندگان غالب آن را اصول‌گرایان تشکیل می‌دهند و پیش از شروع به کار دولت یازدهم، نسبت به نحوه انتخاب وزرای پیشنهادی از جانب روحانی، به وی هشدار دادند

[4] - دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران توسط حسن روحانی تشکیل شده‌است. این دولت از تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ الی ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ به فعالیت پرداخت و دولت سید ابراهیم رئیسی جایگزین آن شد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (38)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

سینای لاریجانی
یک یادداشت در نه پست- قسمت پنجم
حتماً که سه سال زمان کمی است برای داوری منصفانه‌ی یک دولت اما رئیسی صرف نظر از نحوه‌ی فوتش و ناظر بر وعده‌هایی که داده بود، بیش‌تر سید خلف وعده بود تا سید محرومان. یعنی جوری چرخ‌های زمخت ایدئولوژی گشت منحوس ارشاد و مشتقات بعدش از روی پیکر #مهسا و #نیکا و #سارینا و #حدیث و #مهرشاد و #حمیدرضا و #محمدحسن و #ابوالفضل رد شد کأنه این بچه‌ها سوژه‌ی وعده‌ی گشت ارشاد مسؤلین بودند! رئیسی درست مثل باند زاکانی- جلیلی در نگاه متوهمانه‌ی دانش‌گاه امام صادقی این دیدگاه را داشت که نهایت بیست درصد مشکلات گردن تحریم است و الباقی به ماتحت گشاد روحانی مربوط است! صرف همین که وعده می‌داد سالی فلان قدر مسکن می‌سازم، تورم و گرانی را مهار می‌کنم، ارزش پول ملی را بیش‌تر می‌کنم، با چاپ اسکناس بی‌پشتوانه مخالفت می‌کنم، سفره‌ی مردم را وسیع می‌کنم و ال می‌کنم و بل می‌کنم، یعنی مرحوم درکی کاریکاتوری از مدیریت کشور داشت. داماد علم‌الهدی باید هم جمعه‌ها کار می‌کرد؛ او برای جبران کوهی خلف وعده به هیچ چیز مثل #پوپولیسم احتیاج مبرم نداشت! رئیسی همان نماد خلف وعده‌ای بود که قبل از انتخابات از گشت ارشاد مسؤلین سخن می‌گفت اما بعد وعده‌ی دیگری داد: جمع کردن بساط بی‌حجابی! مع‌الاسف این‌جا هم شناخت درستی از صحنه نداشت رئیسی؛ می‌توان مستند به این همه بی‌حجاب حتی مرحوم را در وعده‌ی جمع کردن بساط بی‌حجابی هم به خلف وعده متهم که نه، محکوم کرد! الانه خانم‌ها از ما آقایان راحت‌تر دارند می‌گردند و رئیسی هم نیست که این بساط را جمع کند! اگر به گواهی دولت رئیسی و وزرایی از قبیل عبدالملکی، رحمی به روح و روان ششمین اختر آسمان امامت کنند و اسم مظلوم شیخ‌الائمه را از سردر آکسفورد جیم. الف بردارند، می‌توان در مدح رئیسی و دولتش عاقبت یک حرف متقن زد و الا با جملاتی هم‌چون «کرونا زمان #روحانی چقدر کشته می‌گرفت و زمان #رئیسی چقدر» رئیسی شایسته نمی‌شود؛ شایستگی خامنه‌ای زیر سؤال می‌رود! کیهان جامعه را با جمع کوچک حزب‌اللهی‌های طرح ولایت عوضی گرفته؛ توهم زده هر چه درشت‌تر دروغ بگوید، مردم بیش‌تر باور می‌کنند! این‌که‌ روزنامه‌مان را دچار سفیدنمایی کنیم و گل و بلبل تحویل ره‌بر بدهیم، خیانت به ولایت است، نه خدمت به خامنه‌ای. ولایت‌پذیری یعنی همان که سمبل بی‌مثال ولایت امیرالمؤمنین تعریف می‌کرد: «از من بدون لکنت زبان انتقاد کنید، ولو جز من ولی دیگری نداشته باشید!» چرا #پورمحمدی و #پزشکیان تا صد بار نگویند «مقام معظم ره‌بری» قادر به یک انتقاد ملو از حکومت نیستند؟...
حسین_قدیانی

This comment was minimized by the moderator on the site

سینای لاریجانی
یک یادداشت در نه پست- قسمت چهارم
من اگر چه در این ایام چند متنی در تبلیغ پزشکیان نوشتم ولی به گواهی فرازهایی از همین یادداشت معتقدم که هیچ انتظار معجزه‌ای از پزشکیان نیز جدی‌ترین رقیبش یعنی قالی‌باف نباید داشت؛ اصلاً و اساساً از تغییر جمهوری اسلامی هیچ انتظار معجزه‌ای نباید داشت! سلمنا! رأی به باقر در قامت رئیس قوه‌ی مجریه می‌تواند کشور را تا حدی از شر عقاید متوهمانه‌ی اقتصادی تیم پشت پرده‌ی جلیلی- زاکانی رها کند ولی معجزه؟ هرگز! و دوباره سلمنا! رأی به مسعود در قامت رئیس جمهور می‌تواند کشور را تا حدی از شر عقاید متوهمانه‌ی سیاسی تیم پشت پرده‌ی زاکانی- جلیلی رها کند اما معجزه؟ هرگز! حتی عین خیالم نیست که ملس‌ترین پاس گل ممکن را به اصحاب تحریم انتخابات بدهم و بنویسم: کم‌کاری روحانی دست در دست بیش‌کاری رئیسی و این هر دو به انضمام معجزه‌ی هزاره‌ی سوم یعنی سوپرمن سوم تیر هشتاد و چهار کشور را درگیر چنان مخمصه‌ای به لحاظ مدیریت اجرایی کرده که اگر بخواهیم یکی را بدبخت کنیم، به‌ترین #دعا این است که از #خدا بخواهیم طرف را ره‌سپار پاستور کند! به قدری از اخبار محرمانه‌ی کشور مطلع هستم که در ادامه بنویسم: اگر پزشکیان را از صمیم قلب دوست دارید، حتماً از حضرت حق بخواهید که انتخابات را به قالی‌باف ببازد! و اگر دل‌سوز باقرید، بروید جبین بر خاک بسایید که پزشکیان رئیس‌جمهور شود! تعارف که نداریم؛ اوضاع کشور به خصوص به حیث اقتصادی نه شیر تو شیر و نه حتی خر تو خر که کره‌خر تو توله‌سگ است؛ همین قدر زشت و پلشت! اگر چرخ‌بال رئیسی به قله‌ای نخورده بود که مسؤلین مدام داشتند نزدیکی به آن را در چشم ملت فرو می‌کردند، الساعه اغلب همین سوپرانقلابی‌هایی که دارند از رئیسی سیدالشهدایی مافوق حسین بن علی می‌سازند، حرفی جز عبور از رئیسی برای انتخابات هزار و چهارصد و چهار نداشتند! مگر حتی به خامنه‌ای خرده نمی‌گرفتند که چرا دارد از دولت مشهور به خلف وعده حمایت ویژه می‌کند؟ باری به ناگهان رئیسی شد شهید و آسمان تپید و «سید شهیدان اهل قلم» کم بود، «سید شهیدان اهل خدمت» هم اضافه شد به درشت‌گویی‌های نارس و نارسای رسانه‌ای! رک و صریح می‌نویسم: ملت دیگر دارد بالا می‌آورد بابت این همه غلو درباره‌ی رئیسی. از قضا فکر می‌کنم آس مناظره‌ها دست نامزدی باشد که بلند بگوید: احترام رئیسی جای خود؛ ایشان نه سید محرومان- لقب امام زمان- بل‌که سید خلف وعده بود! کسی که گشت ارشاد مسؤلین را نشان مردم داد، بی‌آن‌که در ادامه بگوید #مهسا_امینی را بیش از #کاظم_صدیقی مسؤل نظام می‌خواند! این هم تقلب...
حسین_قدیانی

This comment was minimized by the moderator on the site

گرد خرابه نگردید!

درعالم سیاست میتوان  قاعده‌ای را کشف کرد که استثنا آن را به هم نمیزند: " ماشین تمرکز قدرت، دنده عقب ندارد!"
ترجمه این حرف آن است که هنگامی که حاکمی بتواند قدرت را در خودش در حدی متمرکز کند  که بتواند مرزهای آن را بخوبی کنترل کند، دیگر هیچگاه به توزیع قدرت دست نخواهد زد و قدرت سیاسی را در خودش به سیاهچاله‌ای تبدیل میکند که حتی شعاعی از آن به بیرون از خودش نمیرود. آنقدر نمیرود تاسیاهچاله خودش در خویشتن نابود شود. مثالی برایتان بزنیم. 
 
هنگامی که علی امینی در سال ۱۳۴۱ از نخست وزیری و انجام اقدامات اصلاحی  کنار گذاشته شد‌ (استعفا کرد) تا اسدالله علم نخست وزیرشود  ، چند موضوع برای کسانی که تجربه سیاسی داشتند روشن بود: 
اول اینکه عصر دادن حکم نخست وزیری از سوی محمد رضا شاه به عناصر ملی و با شخصیت مستقل و هدفدار  کاملا به پایان رسیده و دوران نخست وزیران کاملا چاکر مسلک هماهنگ با دربار فرا رسیده است.

دوم اینکه محمد رضا شاه از دوره کنار زدن مصدق با کودتای آمریکایی و انگلیسی (یعنی زمانی که در پایین‌ترین فاز قدرت و اراده سیاسی قرار داشت) توانسته است به تدریج در قالب یک شاه قدرتمند و مختار ظاهر شود و قدرت را در دربار متمرکز و حکومت استبدادی مقتدر برپا کند.
علی امینی که از بقایای خاندانهای نسب دار و رجلی سیاسی بود رفت تا اسدالله علم جایش را بگیرد . جایگاه علم چنان بود که در خاطرات خودش به راحتی اعتراف میکند کارش در حد جور کردن دختر خوشگل برای هوسرانی محمد رضا بوده است. در واقع اسدالله علم سر آغاز سلسله‌ای از نخست وزیران بود که علاوه بر همه نقاط ضعف معمول، این خاصیت مشترک را هم داشتند که فاقد شخصیت درونی بودند و افتخارشان نوکری "اعلیحضرت" بود.  این ، حاصل  قانون تمرکز قدرت است.

جز این نمیتوانست باشد. محمد رضا قدرت مطلق و استبداد مجسمی بود که در اوهام خود هیچکس را باهوش تر و ایران دوست تر و متعهد تر از خود نمیدانست. یکبارخواسته بود به کنفرانس سران اوپک برود،  جسارت کرده و گفته بودند خوب است رئیس شرکت نفت (معادل آنروز وزیر نفت) و وزیر دارایی را همراه ببرید. گفته بود ' این الاغ‌ها چه می فهمند که آنها را با خودم ببرم؟'

علم جایش را به منصورداد و او به هویدا و هویدا به آموزگار وشریف امامی و... یکی از یکی نوکرتر وبی هویت تر.
اگر محمد رضا شاه میماند،  محال بود اجازه دهد کسی که سرش به تنش بیرزد  و اختیار و قدرتی برای انجام کاری درخواست کند سربرآورد و نخست وزیر شود.

شاه یاد گرفته بود قدرت خود را با کسی تقسیم نکند و آنرا هر روز متمرکز تر کند؛  ماشین تمرکز قدرت او دنده عقب نداشت!   ترمز را هم کنده و دور  انداخته بود.... و تاریخ برخی روندها را تکرار میکند !
***
همه در تدارک انتخابات تازه هستند و زمزمه‌هایی هم از میل به ورود به "رقابت" شنیده میشود.
ممکن است دوباره به نام جنبش اصلاحی وارد زمینی بشویم که هم ساز وکار و هم قوانین و هم داوری‌اش را یک طرف پیشاپیش تعیین کرده است. سالهاست با مهندسی انتخابات روبرئیم. شاید برای هماورد طلبی، برای تمرین، برای ابراز وفاداری به سیستم، برای کاهش خطر حذف ، برای گرم کردن تنور ، و برای‌ چیزهای بی اهمیت دیگر مفید باشد، ولی اگر برای بردن این بازی است ، نمره ساده لوحی قافله سالار و ساربان و ناموختن او  از روزگار یک بیست کامل است. 

حاکمیت در در دوران اوج تمرکز قدرت خود است،  نه سفیران اروپایی قهر کرده‌اند و تهدید کروز در کار است (سال ۷۵) و نه هنوز  موقعیتی است که بخواهیم خودمان را از زیر شمشیر شورای امنیت بکشیم بیرون (سال ۹۲) و اوضاع چنان است که "اختلالی پیش نمی‌آید". 
دلیلی بر میل حتی اندک  در اعطای اندکی قدرت  به "غیر " در قوه مجریه کاملا مفقود است. شرایط عینی ما(یعنی عمده ترین بستر تصمیم سازی همه) اکنون این است و لاغیر!  فراموش کنید.

فراموش کنید، مگر آنکه  مثل سال ۷۵  بخواهید مشخص شود چقدر رای دارید. امامعجزه بعد از آن خواست، دوبار ه تکرار نمیشود!

یک نکته کوچک: کامل بکشید کنار و اگر یک آدم معتدل "خودشان" (خودشان، نه آن رئیس سابق بانک مرکزی)  را برای ایجاد فضا  راه دادند، آنوقت فکر کنید میتوان  بازی‌شان را به هم زد و اختیار مهندسی بقیه کار  را به دست گرفت یا نه...

شورای سردبیری جامعه نو

This comment was minimized by the moderator on the site

گرم کردن تنور انتخابات با چه هزینه‌ای؟

حدود نه ماه قبل استاد ملکیان، طی مصاحبه‌ای با "دیدار نیوز" و در هنگامی که مصاحبه‌گر نظرش را در باره آقای ابراهیم رئیسی می‌پرسد، پاسخی به این مضمون می‌دهد که آقای رئیسی، در جایگاهی قرار گرفته است که به حد و اندازه‌ی آن نیست. به نحوی که ۷۰ میلیون نفر از او داناتر هستند. استاد ملکیان به صراحت بیان می‌دارد از انتخاب رئیسی به عنوان ریاست جمهوری متاسف است. و در نهایت حدیثی را نقل می‌کند که: "ملعون است کسی که در کاری، داناتر از خودش را سراغ داشته باشد، اما متصدی آن کار شود."

فارغ از صدق وکذب این سخن و نیز فارغ از شیوه‌ی بیان این ارزیابی، استاد ملکیان، این روزها مورد تهاجم دستگاه تبلیغی حاکم چه در سطح مجازی و چه به نحو رسمی در تلویزیون قرار گرفته است. و بسی بیشتر، این مصاحبه‌ی کوتاه دست‌مایه‌ی حمله به جریان روشنفکری شده و یک‌سویه به کلیت آنان حمله می‌شود.
تلویزیون با اقدامی ناشایست، با نشان دادن تصویر برخی نخبگان حوزه‌ی اندیشه، با زبان تند و غیراخلاقی تلاش می‌کند نخبگان را در برابر و در تضاد با توده‌ی مردم معرفی کند و با تحریک عواطف عامه‌ی مردم،  بهره‌ی مورد نظر خودش را بگیرد.

تلویزیون در رفتاری کاملا غیراخلاقی چنین القا می‌کند که مصاحبه‌ی ملکیان پس از مرگ رئیسی انجام شده است. ثانیا به کسانی حمله می‌کند که مجال رسمی برای پاسخگویی ندارند. 

در این تقابل و رویارویی،  با قرار دادن توده مردم و مخاطبان عمومی در برابر روشنفکران و سرمایه‌گذاری بر این شکاف،  چه هدفی را دنبال می‌کنند؟
نظام تبلیغی با گل‌آلود کردن جامعه، قرار است چه ماهی بگیرد؟

ظاهرا قرار است تنور انتخابات را با هیزم تقابل ساختگی و ستیز میان نخبگان و توده‌ی مردم گرم کنند. عواطف جامعه را برانگیزانند، مردم را تحریک کنند تا با مشارکت در انتخابات، پاسخ روشنفکران را بدهند و از میانه‌ی هیاهوی ایجاد شده، صندوق آرا را آباد کنند. مصاحبه‌ی ملکیان، بهانه‌ای است برای سرمایه‌گذاری بر احساسات توده در دفاع از خودشان. تلاش می‌کنند با منکوب کردن و ملکوک کردن چهره‌ی روشنفکران، رابطه‌ی جامعه با آنان را تیره سازند، تا از یک رخداد احتمالی تاثیرگذاری نخبگان در انتخابات پیشگیری نمایند. سخن کوتاه، این‌که از اثرگذاری روشنفکران در انتخابات آینده هراسانند. این حمله‌ها نیز از سر ترس و هراس اثرپذیری جامعه از روشنفکران است.

ایجاد شکاف و تقابل میان مردم و روشنفکران، سنت و شیوه‌ی نخبه‌ستیز احمدی‌نژاد در جلب توجه عامه‌ی مردم بود. او که از روشنفکران به عنوان"اهل تحلیل" نام می‌برد، توده‌ی مردم را در برابر آنها قرار می‌داد و معتقد بود که مردم، "اهل تحلیل"را کنار زدند و در برابرشان ایستادند.
توده‌گرایی نخبه‌ستیز، مشی و مرامی است که اندیشه را سرکوب می‌کند. چنین نظامی به پیروانی با مشت‌‌ گره‌کرده بیشتر از اندیشمندانی تحلیل‌گر محتاج است.  از این رو از هر فرصتی برای ایجاد گسست میان توده و نخبگان فرو‌گذار نمی‌کند.

  "توده‌گرایی تبلیغی" و روشنفکرستیزی آشکار توسط نظام سیاسی، واجد آثار و نتایج تلخ و نگران‌کننده‌ای، هم برای جامعه و هم نظام سیاسی است. یکی از آثار منفی را در گفتار غیراخلاقی مجری تلویزیون می‌توان مشاهده کرد که با زبان تند به سکوت نخبگان و به تعبیر ایشان، "جامعه‌شناسان" در رخداد اخیر،  می‌تازد و بر آنان حمله می‌برد که چرا سکوت کرده‌اند و به حمایت برنمی‌خیزند. در پس و پشت چنین حمله‌ی غیر اخلاقی به روشنفکران،  نوعی طلب توجه ملتمسانه از ایشان، پنهان است. طلب عاجزانه‌‌ای که در شکل دیگری به نمایش درآمده‌است.

  این گدایی توجه و طلب نگاه تلویزیون از روشنفکران که با زبان خشن بیان می‌شود، محصول شکافی است که نظام تبلیغی کشور علیه این گروه تاثیرگذار داشته و دارد. آنان به  حمایت قشر فرهیخته و اندیشمند محتاج‌اند، اما برای برآوردن این احتیاج و اما از سر جهل، دست به تخریب آنان می‌زند. تا شاید با تخریب نخبگان چیزی عایدش شود.

علی زمانیان -  ... ۱۴۰۳/۰۳/۰۸

@kherade_montaghed

This comment was minimized by the moderator on the site

انتخابات ۱۴۰۳ در گفت‌وگو با عباس عبدی و محمد مهاجری؛ چه کسی جانشین رئیسی می‌شود؟

نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار ۲۷/۰۵/۲۰۲۴ - ۰۷:۵۳

انتخابات ۱۴۰۳ در گفت‌وگو با عباس عبدی و محمد مهاجری؛ چه کسی جانشین رئیسی می‌شود؟ در این باره با عباس عبدی و محمد مهاجری دو فعال رسانه‌ای ساکن ایران گفتگو کرده ایم

مرگ غیرمنتظرۀ ابراهیم رئیسی، ایران را در آستانۀ برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری قرار داده است. رئیسی در روز سی‌ام اردیبهشت ماه در واقعۀ سقوط بالگرد کشته شد و انتخابات ریاست جمهوری روز هشتم تیر ماه برگزار می‌شود.

در این فاصلۀ کوتاه تا برگزاری انتخابات، پاره‌ای از سوالات مهم در فضای سیاسی ایران این است که آیا اکثریت مردم در انتخابات آتی شرکت می‌کنند و یا آیا هستۀ مرکزی قدرت در نظام سیاسی ایران به اصلاح‌طلبان اجازه می‌دهد با چهره یا چهره‌های اصلی‌شان در انتخابات شرکت کنند یا نه؟

ولی ابهامات مربوط به مرگ ابراهیم رئیسی، این تردید را هم در افکار عمومی ایجاد کرده است که شاید اساسا او حذف شده است تا انتخاباتی زودهنگام برگزار شود و دولتی قوی‌تر و کارآمدتر از دولت او عهده‌دار ادارۀ کشور شود. بویژه اینکه اگر رئیسی زنده می‌ماند، دولتش دست کم تا مرداد ۱۴۰۴ و شاید هم تا سال ۱۴۰۸ بر مسند قدرت باقی می‌ماند.
«فکر نمی‌کنم رئیسی را برای برگزاری انتخابات زودهنگام حذف کرده باشند»
عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران، دربارۀ شائبۀ حذف عامدانۀ ابراهیم رئیسی با هدف برگزاری انتخابات زودهنگام به یورونیوز می‌گوید:

«این گمانه‌زنی‌ها بیشتر بر اساس تحلیل است تا شواهد. تحلیل مخالف این تحلیل‌ها را هم کاملا می‌توان مطرح کرد. من در این ماجرای سقوط هواپیما، حداقل تا الان قرائنی که موید تحلیل مطرح در سوال شما ندیده‌ام. چیزی که در درجۀ اول بیشتر مطرح است، این سقوط ناشی از یک ناکارآمدی مدیریتی بوده است.»

این تحلیل‌گر مسائل ایران اضافه کرد: «اگر تناقضات و گزاره‌های عجیب هم در سخنان رئیس دفتر رئیس‌جمهور یا معاون اجرایی‌اش یا سایر مقامات وجود داشته، بیشتر برای ندیده شدن ناکارآمدی است؛ چون مسلم است که نیازی به استفاده از هلی‌کوپتر نبوده؛ هوا خوب نبوده؛ به طور قطع و یقین وضعیت آن‌جا نارنجی بوده و مسئول هواشناسی کشور هم این نکته را صریحا گفته. شاید همراهان رئیس‌جمهور اصرار کرده‌اند که نارنجی بودن هوا چیز مهمی نیست و به آن‌جا رفته‌اند. در بازگشت هم به جای اینکه در فرصت مناسب محل را بسوی تبریز را ترک کنند، باز احتیاط نکرده‌اند و این اتفاق رخ داده. البته مشکلاتی نظیر تحریم هم در این واقعه دخیل است که آن را باید سر جای خودش بررسی کرد.»

آقای عبدی اضافه می‌کند: «بنابراین با داده‌های موجود این واقعه یک رویداد کاملا داخلی است. بی‌کفایتی در پیدا کردن لاشۀ هلی‌کوپتر هم در جای خودش اهمیت دارد. در نتیجه من تا حالا شواهدی دال بر حذف آقای رئیسی ندیده‌ام و فکر هم نمی‌کنم که ساختار ایران با نیروهای خودش به این شکل رفتار کند. این دو احتمال مطرح در سوال هم ممکن است با هدف پوشاندن خطاهای مدیریتی مذکور باشد.

«افزایش مشارکت ریسک بالایی برای نظام دارد»
آقای عبدی در پاسخ به این سوال که نظام جمهوری اسلامی در انتخابات آتی در پی افزایش مشارکت مردم در انتخابات خواهد بود یا اینکه مثل سال ۱۴۰۰ روی کار آمدن یک «رئیس جمهور مطمئن» را ترجیح می‌دهد، می‌گوید:

«بعید می‌دانم به سمت افزایش مشارکت حرکت کنند. با اینکه تجربۀ سه سال گذشته شکست‌خورده است، ولی افزایش مشارکت هم ریسک‌ بالایی دارد. با توجه به اخباری که دربارۀ جانشینی رهبری مطرح است، ریسک مشارکت بالا را بپذیرند. اما در عین حال پیش‌بینی در ایران بسیار کار سختی است و من امیدوارم که افزایش مشارکت سیاسی را از طریق توافق با اصلاح‌طلبان بپذیرند اما چنین احتمالی را همچنان اندک می‌دانم. ولی روی کار آوردن یک رئیس‌جمهمور مطمئن هم به این راحتی میسر نیست؛ چونکه نیروهایی که در جناح اصولگرا هستند، به غیر از آقای مخبر، قابل اطمینان نیستند.»
احمدی‌نژاد چقدر شانس دارد؟
در روزهای اخیر احتمال کاندیداتوری محمود احمدی‌نژاد هم مطرح شده. خود آقای احمدی‌نژاد نیز گفته است که مشغول بررسی این موضوع است. اینکه حضور احمدی‌نژاد در انتخابات آتی، تا چه حد می‌تواند مشارکت مردم را افزایش دهد، سوالی است که محمد مهاجری، سردبیر خبرآنلاین، در پاسخ به آن می‌گوید:

« گاهی گفته می‌شود احمدی‌نژاد در نظرسنجی‌ها موقعیت برتری دارد ما تا به حال نتایج این نظرسنجی‌ها در هیچ انتخاباتی راستی‌آزمایی نشده. به گمان من طرفداران او دو گروه مشخص‌اند: گروه اول طبقت فرودست که معلوم نیست از موضع حمایت از نظام به او رای بدهند و دوم بخش نه چندان گسترده از طبقۀ متوسطی که با نظام رابطۀ عاطفی ندارد و بالقوه اپوزیسیون است. این بخش دوم اصلا هدفش از انتخاب احمدی‌نژد انتخاب رئیس جمهور نیست بلکه می‌خواهد اختلاف را در هستۀ مرکزی قدرت افزایش دهد. این را هم اضافه کنم که هو و جنجال او بیش از ظرفیت واقعی‌اش است. و نهایتا اینکه، امکان حضور او در رقابت را تقریبا صفر می‌دانم.»

عباس عبدی هم دربارۀ حضور احمدی‌نژاد در انتخابات چنین نظری دارد:

«افزایش مشارکت مردم در اثر حضور احمدی‌نژاد در انتخابات، مسئلۀ سیستم را حل نمی‌کند چرا که سیستم، مشارکتی با نتایج تضمین شده می‌خواهد، نه مشارکتی که موجب ریاست جمهوری فردی مثل احمدی‌نژاد شود. احمدی‌نژاد اگر رئیس‌ جمهور شود، کل سیاست داخلی این‌ها را به هم می‌ریزد و دچار بحران می‌کند.»

«قالیباف کارآمد نیست»
برخی از چهره‌های سابقا نظامی، که دغدغۀ کارآمدی دولت را دارند، در دو دهۀ گذشته معمولا کاندیدای ریاست جمهوری بوده‌اند که در بین آن‌ها محمدباقر قالیباف و محسن رضایی، تلاش بیشتری برای نشستن بر مسند ریاست جمهوری به خرج داده‌اند.

اینکه ریاست جمهوری افرادی نظیر قالیباف و رضایی و یا سعید محمد، که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ رد صلاحیت شد ولی احتمال حضورش در این انتخابات نیز مطرح است، می‌توانند به افزایش کارآمدی دولت در عین ممانعت از بروز اختلافات آشکار بین رئیس جمهور و رهبر ایران منتهی شود، سوالی است که محمد مهاجری در پاسخ به آن می‌گوید:

«افرادی مثل آقای قالیباف یا محسن رضایی یا سعید محمد را، که مدت‌هاست از کسوت نظامی‌گری خارج شده‌اند و الان بیشتر به اکت سیاسی‌شان اشتغال دارند، نمی‌توان نظامی دانست. هر چند که رگه‌هایی از روحیۀ نظامی‌گری در آن‌ها وجود داشته باشد اما جامعه هم دیگر این افراد را به عنوان نظامی تلقی نمی‌کند. ‌اما از طرف دیگر آقای قالیباف در طول چند سالی که ریاست مجلس را بر عهده دارد و حتی در دوره‌ای که در شهرداری تهران بود، عملکردی داشته که افکار عمومی دیگر این تلقی را نسبت به او ندارند که می‌تواند دولت کارآمدی تشکیل دهد. کاهش یک میلیونی رای او در انتخابات اخیر مجلس، نشان داد که دیگر مانند گذشته نمی‌تواند افکار عمومی را به سمت خودش جلب کند. افرادی مثل آقای سعید محمد، که شاید هنوز در صحنۀ اجرایی سیاسی فعالیتی نداشته‌اند و در واقع دیکتۀ نوشته شده ندارند، در صورتی که یک پروپاگاندای گستردۀ تبلیغاتی نصیبشان شود، ممکن است اقبال‌هایی برای کسب رای داشته باشند؛ هر چند که مطمئن نیستم مقدار رأیی که از این طریق کسب می‌کنند، برای رئیس جمهور شدنشان کافی باشد.»

آقای عبدی هم در پاسخ به سوال فوق می‌گوید:‌

«اولا آقای قالیباف لزوما کارآمدی چندانی ندارد. شهرداری با دولت به کلی فرق دارد. دولت فرایند بسیار پیچیده‌ی دارد و به نظرم قالیباف اساسا در این سطح نیست. با این حال بعید می‌دانم که قالیباف کاندیدا شود چراکه مشکلاتی که او با آن‌ها دست به گریبان است، موجب افزایش تنش‌های داخلی اصولگرایان می‌شود. من هنوز نمی‌دانم که آیا سیستم حاضر است که به یک رقابت درونی، حتی میان اصولگرایان، تن دهد؟ در انتخابات سال ۱۴۰۰ هیچ رقابتی وجود نداشت. همۀ کاندیداها نهایتا گفتند به آقای رئیسی رای می‌دهیم. به نظرم سیستم به رقابت درونیِ اصولگرایان تن نخواهد داد چون عوارض چنین رقابتی برایش بیشتر است. هم چوب را می‌خورند هم پیاز را.»

«مسئلۀ سعید جلیلی نه دولت، که رهبر آینده است»
در بین اصولگرایان، سعید جلیلی جزو کسانی است که نامزدی‌اش در انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرده است. جلیلی به عنوان چهرۀ شاخص جریان خلوص‌گرا در جناح اصولگرا، در انتخابات سال ۱۳۹۲ منتقد اصلی سیاست خارجی مد نظر حسن روحانی بود ولی با انتقادات علی اکبر ولایتی، چهرۀ نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی، مواجه شد و نهایتا با کسب ۴ میلیون رای مغلوب روحانی شد. او در سال ۱۴۰۰ نیز کاندیدای ریاست جمهوری شد ولی در نهایت به نفع ابراهیم رئیسی از صحنۀ رقابت کنار رفت.

عباس عبدی دربارۀ شانس جلیلی برای نشستن بر صندلی ریاست جمهوری می‌گوید:

«پیش‌بینی دربارۀ آقای جلیلی خیلی سخت است ولی من معتقدم سیستم اجازه نمی‌دهد جلیلی رئیس جمهور شود. جلیلی به دلیل وابستگی‌هایی که به یک جناح خاص دارد، تا حدی که در برابر اصلاح‌طلبان می‌ایستاد، مقبول سیستم بود ولی پذیرش جلیلی بیش از این حد مقرون به صرفه نیست؛ چون هم مشکل خارجی ایجاد می‌کند، هم کینه و نفرت داخلی را افزایش می‌دهد، هم اینکه برای خود سیستم هم خطرناک است.»

آقای عبدی با بیان اینکه «نبودن رئیسی الان این حسن را برای سیستم دارد که دولت را از مسئلۀ خبرگان رهبری و جانشینی جدا می‌کند»، گفت: «بنابراین بعید می‌دانم با نشاندن جلیلی بر مسند ریاست جمهوری، دوباره شرایطی ایجاد کنند که سایۀ دولت بیفتد روی بحث جانشینیِ رهبری. آقای جلیلی و سایر طرفداران مصباح یزدی، مسئله‌شان اصلا دولت نیست. مسئلۀ این‌ها حکومت است. و این یعنی دغدغۀ اصلی‌شان تعیین جانشین رهبر است. به همین دلیل سیستم هیچ وقت اجازه نمی‌دهد که چنین فردی زمامدار دولت شود؛ دولتی که می‌تواند در بحث تعیین جانشین رهبر، قدرتمند و موثر باشد.»

آقای عبدی می‌افزاید: «به نظرم بهترین کاری که حکومت می‌تواند بکند، که تنش چندانی هم ایجاد نشود، توافق روی آقای مخبر است. این یعنی میدان دادن به یک سیستم اداری غیرسیاسی، که کاری به مجلس خبرگان و حتی به مجلس شورای اسلامی ندارد. رهبری هم به شدت از چنین سیستمی حمایت می‌کند. یعنی یک دولت نسبتا تکنوکراتیک و بیرون کردن بخشی از نیروهای واقعا سطح پایینی که در دولت رئیسی حضور داشتند و آوردن نیروهایی نسبتا کاربلد به جای آن‌ها. این شاید بهترین گزینه باشد و به نظرم اصلاح‌طلبان هم برای بهبود نسبی وضع مردم با این تحول مخالفتی نمی‌کنند. یعنی نه تایید می‌کنند نه مخالفت.»

آقای مهاجری هم دربارۀ احتمال ریاست جمهوری سعید جلیلی چنین نظری دارد:

«برداشت من این است که حتی در جریانات اصولگرا، حتی اصولگرایان تندرو، تاریخ مصرف افرادی مثل آقای سعید جلیلی تمام شده و بیشتر به درد موقعیت‌های مرشد و مولا می‌خورند تا اینکه وارد عرصۀ اجرا بشوند. به نظر من سعید جلیلی هیچ کاریزمایی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری ندارد. بویژه اینکه افراد همفکر او در سنین جوان‌تری قرار دارند که اگر بخواهند اندیشۀ او را نمایندگی کنند، بهتر می‌توانند وارد عرصۀ ریاست جمهوری شوند.»
«فقط سونامی می‌تواند به داد اصلاح‌طلبان برسد»
اما شاید مهم‌ترین سوال دربارۀ انتخابات پیش رو این باشد که اصلاح‌طلبان در این انتخابات چه موقعیتی خواهند داشت. اخیرا فایل صوتی‌ای از محمد خاتمی، رهبر جریان اصلاحات، منتشر شد که دربارۀ عدم مشارکتش در انتخابات مجلس ۱۴۰۲ توضیحاتی می‌داد و بر این نکته تاکید داشت که دیگر «گدایی» بس است و یکبار هم «در کنار مردم» بایستیم. با این حال اقای خاتمی دربارۀ شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات گفت: مشخص‌کردن حداقل‌هایی می‌تواند شرکت در انتخابات را موجه کند.

محمد مهاجری دربارۀ وضعیت اصلاح‌طلبان در این انتخابات می‌گوید:

«به نظرم این سوال که آیا نامزدهای اصلاح‌طلبان تایید می‌شوند یا نه، حرکت از پلۀ دوم نردبان است. حرکت از پلۀ اول پاسخ به این پرسش است که بر فرض آن‌ها کاندیدای تاییدشده هم داشته باشند آیا سرمایۀ اجتماعی قابل اعتنایی برای آوردن پای صندوق دارند؟ به گمانم بدنۀ اجتماعی آن‌ها رنجیده خاطر و دلخور است.»

آقای مهاجری اضافه می‌کند: «اختلافات تاکتیکی اصلاح‌طلبان در سال‌های اخیر بدنۀ رای آن‌ها را افسرده و گوشه‌گیر کرده. هر چند بخشی از این حالت به عملکرد سیاسی حاکمیت برمی‌گردد اما سران اصلاح‌طلبان نیز در آن نقش بزرگی دارند. از طرفی به هیچ وجه زمان و فرصت کافی برای برانگیختگی آن‌ها وجود ندارد. همچنین بخش‌هایی از فعالان اصلاح‌طلب نیز حوصلۀ فعالیت را از دست داده‌اند و بیشتر ترجیح می‌دهند کنج عزلت اختیار کنند یا حداکثر در فضای مجازی مشغول باشند. به گمان من در چنین شرایطی تایید نامزدهای اصلاح‌طلب اتفاق خاصی را رقم نمی‌زند. مگر اینکه به معجزه یا سونامی معتقد باشیم. اگرچه محال نیست اما احتمال بسیار پایینی دارد که اتفاق ۱۳۷۶ یا ۱۳۹۲ تکرار شود.»

«پزشکیان بهترین گزینۀ اصلاح‌طلبان است»
عباس عبدی اما در پاسخ به این سوال که اصلاح‌طلبان در قبال این انتخابات زودهنگام چه موضعی باید اتخاذ کنند و آیا چهره‌های اصلی‌شان باید در انتخابات ثبت نام کنند، می‌گوید:

«در مورد اصلاح‌طلبان این نکته مسلم است که این‌ها برای ورود به انتخابات، بدون تردید باید توافق رهبری را جلب کنند. یعنی رهبری مخالفتی با حضور این‌ها در انتخابات نکند و به طور ضمنی حضورشان را در انتخابات تایید کند. اصلاح‌طلبان اگر بتوانند این کار را به طریقی انجام دهند و نامزد مناسبی را هم معرفی کنند، به نظرم قطعا رای می‌آورند. یعنی مردم را هم می‌توانند در حدی جلب کنند که اکثریت آرا را در انتخابات بدست آورند. اصلاح‌طلبان بدون جلب موافقت رهبری، نمی‌توانند وارد انتخابات شوند. وارد هم شوند، باید با یک نیروی درجه سه یا چهار بیایند که کمتر کسی حاضر است به او رای دهد. نامزد مناسب اصلاح‌طلبان بستگی به سیاست‌های رهبری دارد. شاید بهترین گزینه مسعود پزشکیان باشد.»

رحمت‌الله بیگدلی فعال اصلاح‌طلب از تمایل مسعود پزشکیان برای نامزدی در انتخابات خبر داده است
آقای عبدی اضافه می‌کند: «به ویژه اینکه آقای پزشکیان رابطۀ تشکیلاتی هم با اصلاح‌طلبان ندارد و همین ممکن است موجب شود رهبری او را به سایر اصلاح‌طلبان ترجیح دهد. البته این به شرطی است که رهبری بخواهد فضای کنونی متحول شود. در غیر این صورت فکر می‌کنم آقای مخبر می‌آید و در بین اصولگرایان هم، به دلایلی که گفتم، مخبر بهتر از دیگران است.»

«ظریف رأی بیشتری دارد، اما جهانگیری کارآمدتر است»
آقای مهاجری چهره‌هایی چون محمدجواد ظریف و علی لاریجانی را نیز همانند اسحاق جهانگیری جزو کاندیداهای جناح اصلاح‌طلب می‌داند ولی با این حال می‌گوید:

«من هیچ ارتباط تشکیلاتی‌ای با اصلاح‌طلبان ندارم و از فضای درونی آن‌ها مطلع نیستم، ولی آنچه در فضای سیاسی-رسانه‌ای می‌بینم، نشان دهندۀ این است که در جناح اصلاح‌طلب، جریان موافق عدم شرکت در انتخابات، نسبتا پرقدرت است. این جریان فقط در بدنۀ جناح اصلاح‌طلب نیست بلکه در رده‌های تشکیلاتی این جناح هم وجود دارد. حتی سخنگوی جبهۀ اصلاحات مخالفت‌هایی با اصل حضور در انتخابات دارد. گروه دیگری که معتدل‌ترند، یعنی حزب کارگزاران و جریانی که در انتخابات مجلس در اسفند ۱۴۰۲ به عنوان روزنه‌گشایان از آن‌ها نام برده شد، آمادگی‌هایی دارند برای ورود به انتخابات. من نمی‌دانم ظرفیت این جریان در جناح اصلاح‌طلب تا چه اندازه بزرگ و قابل اعتنا است ولی به نظرم این انتخابات برای خود اصلاح‌طلبان فرصت خوبی برای وزن‌کشی در فضای سیاسی کشور است؛ حتی اگر نیت‌شان از شرکت در انتخابات، رسیدن به قدرت نباشد.»

سردبیر خبرآنلاین می‌افزاید: «اگر منظورتان از بهترین کاندیدای اصلاح‌طلبان، رای‌آورترین کاندیدا باشد، به نظرم آقای ظریف توان کسب رای بالاتری نسبت به دیگران دارد. اما اگر منظورتان کارآمدترین فرد باشد، احتمال می‌دم آقای جهانگیری کارآمدی بالاتری نسبت به سایر کاندیداهای احتمالی اصلاح‌طلبان داشته باشد.»

«حضور ظریف منتفی است، لاریجانی هم باید اجازه بگیرد»
عباس عبدی اما دربارۀ احتمال حضور ظریف و لاریجانی در انتخابات آتی می‌گوید:

«احتمال حضور ظریف که قطعا منتفی است، لاریجانی هم باید برود اجازه بگیرد وگرنه فکر می‌کنم باز هم رد صلاحیت می‌شود. حتی اگر این بار تایید صلاحیت شود، فرض این اقدام این است که لاریجانی شانسی برای پیروزی ندارد. تقریبا مطمئنم که اگر رقابت اصلی بین لاریجانی و مخبر باشد، لاریجانی شکست می‌خورد.»

آقای عبدی همچنین دربارۀ احتمال حمایت اصلاح‌طلبان از افرادی نظیر عبدالناصر همتی یا محمدرضا عارف چنین می‌گوید: «مسئلۀ اصلی کیستی فردِ نامزد نیست. بلکه رویکرد نظام به حضور آنان و امید دادن به آینده است. گمان نمی‌کنم با نفس حضور این و آن اتفاقی بیفتد مگر اینکه پیوست موافقت ساختار را داشته باشند.»

زاکانی و سید حسن خمینی چقدر شانس دارند؟
محمد مهاجری هم دربارۀ احتمال صعود علیرضا زاکانی از شهرداری تهران به ریاست جمهوری و شایعات مربوط به کاندیداتوری سید حسن خمینی در این انتخابات چنین می‌گوید:

« آقای زاکانی فقط به درد انتخاباتی می‌خورد که در آن به افزایش تنش و کینه نیاز باشد. در این انتخابات به نظرم قرار نیست ایشان چنین نقشی داشته باشد. دربارۀ آقای سید حسن خمینی هم تقریبا محال می‌دانم که کاندیدای ریاست جمهوری شود. ایشان تا به حال در هیچ یک از عرصه‌های اجرایی حضور نداشته و گمان نمی‌کنم خودش هم برای ورود به این میدان آمادگی داشته باشد. ضمن اینکه افکار عمومی، حتی افکار عمومی اصلاح‌طلبان، حضور او را در قامت ریاست جمهوری چندان باور نخواهند کرد.»

آیا اکثریت مردم رای می‌دهند؟
و نهایتا در پاسخ به این سوال که اکثریت مردم چه واکنشی نسبت به انتخابات آتی خواهند داشت، عباس عبدی می‌گوید:

«اکثریت مردم همچنان عین انتخابات ۱۴۰۲ مشارکت نخواهند کرد. یعنی مشارکت مردم بیشتر از ۳۰ تا ۳۵ درصد نخواهد بود. اما بر اساس شواهد و قرائن موجود، اگر مردم امیدوار شوند، مشارکت‌شان در انتخابات تا ۶۰ درصد هم افزایش می‌یابد. ارتقای مشارکت مردم از ۳۵ درصد به ۶۰ درصد، بسیار زیاد است و کیفیت انتخابات را تقریبا سه برابر افزایش می‌دهد؛ چون این افزایش رای، مبتنی بر آرایی بسیار جدی و کیفی است. اما چنین ارتقایی مستلزم این است که مردم امیدوار شوند که وضع می‌تواند بهبود یابد. مهم نیست که اصولگرا می‌تواند چنین کاری کند یا اصلاح‌طلب. ولی در جناح اصولگرا کسی نمی‌تواند چنین کاری انجام دهد. به هر حال اگر حکومت کاندیدایی متفاوت از کاندیداهای دو انتخابات اخیر را به این انتخابات راه دهد، به نظر من مشارکت مردم افزایش قابل توجهی پیدا می‌کند و حکومت هم تا حدی از وضعیت کنونی خارج می‌شود.»

محمد مهاجری هم دربارۀ احتمال اینکه تغییر فضای سیاسی کشور در یک ماه آتی چنان تغییر کند که اکثریت مردم ایران در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ شرکت کنند، چنین پاسخی می‌دهد:

«اگر به سیاق سه انتخابات اسفند ۱۴۰۲، خرداد ۱۴۰۰ و اسفند ۱۳۹۸ بخواهیم قضاوت کنیم، باید گفت با یک روند مشارکت نه چندان بالایی مواجه خواهیم بود. هر چند ممکن است مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر از انتخابات مجلس ۱۴۰۲ باشد، ولی بعید می‌دانم از انتخابات ۱۴۰۰ هم بیشتر باشد. اگر هم قرار باشد با یک سونامی مواجه شویم، تکلیف این سونامی تا آخر همین هفته روشن خواهد شد. یعنی اگر برای کاندیداهای منتقد فرصت‌سازی شود، می‌توان منتظر سونامی نه چندان پرقدرتی بود.»

This comment was minimized by the moderator on the site

جامعه شناسی یک مراسم تشییع!

مهران صولتی

با فروکش کردن برانگیختگی عاطفی ناشی از درگذشت ابراهیم رئیسی که بخشی از ایرانیان را درگیر خود ساخت شاید اکنون بتوان نگاهی عمیق‌تر به پیامد‌های این حادثه افکند. فارغ از حواشی بسیاری که حول چرایی و چگونگی سقوط بالگرد حامل رئیس جمهور هم‌چنان افکار عمومی را به خود مشغول داشته است شیوه برگزاری مراسم تشییع و کم‌و‌کیف شرکت کنندگان در آن می‌تواند موضوع تحلیل‌های جامعه شناختی قرار گیرد تا شناخت دقیق‌تری از ایران امروز به دست آید.

این حادثه هم‌چنین شواهد دیگری از قطبی شدن جامعه و شکل‌گیری دو جامعه‌ای شدن ایران را نمایان ساخت. فارغ از بی‌تفاوتی بخش بزرگ‌تری از جامعه این برخی از شهروندان بودند که فضای مجازی را زمینه مناسبی برای ابراز خرسندی از این رویداد یافته و جلوه‌هایی از آن را در معرض تماشای دیگران نهادند. اقدامی که می‌تواند در کنار ابراز خوشحالی از باخت ایران به امریکا در قطر و بی اعتنایی نسبت به حمله به اسرائیل اضلاع یک تریلوژی قابل تامل را به نمایش گذارد.

نحوه درگذشت رئیسی به این رویداد وجهی تراژیک بخشید. حادثه‌ای که توانست با گزارش‌های لحظه به لحظه از زمان مفقود شدن بالگرد تا صبح روز بعد بخش مهمی از افکار عمومی را با خود همراه و در حالت انتظار نگه‌دارد. بدون تردید کیفیت شکل گیری سانحه می‌تواند چرایی استقبال بخش‌هایی از ایرانیان نسبت به مراسم تشییع را تبیین کند به ویژه آن‌که بهره گیری نظام سیاسی از المان‌های تشیع مانند سیادت و شهادت توانست درگذشتگان را در هاله‌ای از قدسیت و مظلومیت به تصویر کشد.

هم‌چنین شیوه برگزاری مراسم تشییع برای نظام سیاسی فرصتی را ایجاد کرد که با توجه به تجربیات مشابه می‌تواند به تهدید بدل شود. اگر این آیین در دام انحصار گرایی افتاده و بتواند توهم نوعی رفراندوم یا انتخابات را دامن زند، اگر فرصت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به مجالی برای خالص سازی بیشتر تبدیل شود و بالاخره اگر بحران‌های فزاینده کنونی در سایه برگزاری این مراسم به فراموشی سپرده شود جامعه ایرانی شقاق‌های دردناک‌تری را تجربه خواهد کرد.

برای کشوری که در رقابت برای توسعه یافتگی حتی از رقبای منطقه‌ای خود نیز عقب افتاده عرصه‌ای مانند انتخابات ریاست جمهوری باید به کارزاری برای فراگیر ساختن گفتمان توسعه و ضرورت ارتقای کارآمدی نهاد دولت تبدیل شود. حال اگر این رویداد صرفا به فرصتی جهت تاکید بر ویژگی‌های شخصی رئیس جمهور فقید برای افزایش رای آوری نامزدها تبدیل شود نمی‌توان انتظار بهبود اوضاع و سامان یافتن امر حکم‌رانی را پس از پایان انتخابات داشت.

@solati_mehran

This comment was minimized by the moderator on the site

از انتخابات قبلی یعنی ۲۶ خرداد تا ابتدای خرداد امسال یعنی فقط در ۳ سال؛

دلار⁩ حدود ۲.۵ برابر
‏‌ مسکن⁩ تهران ۳ برابر
‏‌ خودرو⁩ پژو ۲۰۶ ، ۳ برابر
هر گرم ‌طلا⁩ ۳ برابر
ربع ‌سکه⁩ ۴ برابر
رشد کرده‌اند اما شاخص ‌بورس⁩ فقط ۸۴٪ افزایش داشته ا

دیدار_نیوز
@didarnews1| @didarnewsir

This comment was minimized by the moderator on the site

عدالت در مقایسه شرافتمندانه

اینکه مقام معظم رهبری در پیام دعا برای سلامت مرحوم رئیسی فرمودند رئیس جمهور مغتنم و در دیدار با خانواده فرمودند ما یکی از بهترینها را از دست دادیم و صدها تعبیر سنگین تر توسط دیگران حرف جدیدی نیست. اما همه می دانند که شهادت به خوبی و اعلام رضایت تمام خلقت هم قادر به رفع حق الناس نیست. چنانکه امام علی(ع) از قضاوت و عدالت باریتعالی در روز حسابرسی به خود می لرزد. امام(ع) صورت به گرمی آتش تنور خانه بانوی شوهر از دست داده در جنگ و فرزند یتیم مجاهد جنگ نزدیک می کند و بر خود نهیب می‌زند که علی با آتش جهنم چه خواهی کرد. یعنی که اگر علی هم بودی در منصب حکمرانی باید بیش از همیشه از حق الناس بترسید. لذا همه علی الخصوص مدافعان و علاقمندان به مرحوم رئیسی که طبعاً مدافع عملکرد ریاست ۴۵ساله رئیسی در مناصب بسیار کلیدی حکومتی هستند باید با پرهیز از نمادسازی و تکرار القاب و الفاظ ادعایی غیرقابل سنجش و غیرقابل راستی آزمایی توضیح دهند، معجزه رئیسی در نابوری قدرت خرید مردم با تبدیل دلار ۲۷ به ۶۲ هزار تومان چه بود؟ باید توضیح دهند گران سازی خود خواسته سطح عمومی قیمت‌ها توسط دولت رئیسی و ارکان یکدست با چه اهدافی انجام شد؟ باید توضیح دهند نزدیک ۱۰هزار مجموعه تولیدی تعطیل شده که به اراده رئیسی ریاست قوه قضائیه و رئیسی ریاست جمهوری احیا و به چرخه تولید بازگشتند و سه شیفت تولید می کنند در کجای ایران هستند. باید لیست صدها هزار نیروی بازگشته به مراکز مذکور را مناشر کنند. باید توضیح دهند محصولات تولیدی بیش از ۱۰هزار مجموعه بازگشته به چرخه تولید چرا هیچ تاثیری در اقتصاد ملی ندارند؟ باید توضیح دهند ۳۸سال حضور مدیریتی رئیسی در مناصب عالی قوه قضائیه چه دستاورد ماندگار و موثر قضایی داشت؟
اینکه رئیسی را پرکار می نامند حرف جدیدی نیست. اما ایکاش لااقل یکبار شرافتمندانه برنامه تطبیقی سه ماه اول و سه ماه آخر ۳۰ماهه روسای جمهور از مرحوم بنی صدر تا مرحوم رئیسی را منتشر کنند. شاید بدینوسیله مقایسه عملکرد روسای جمهور شامل جلسات دولت، کاری تخصصی، دیدارهای داخلی و خارجی، سفرهای داخلی و خارجی، ملاقات‌های غیر دولتی، بازدیدهای تخصصی از مراکز اقتصادی، دیدار با مقامات سایر قوا، دیدار با رهبری، دیدار با مقامات نظامی، جلسات برنامه و بودجه، حضور در مجلس، ساخت و افزایش ردیف بودجه مراکز مذهبی، ساخت و پرداخت بودجه نهضتی(سپاه قدس)، سفر وزیر خارجه به کشورهای عربی و اسلامی، اقدام به عضویت در گروههای بین المللی و منطقه ای، آغاز و انجام توافق منطقه ای و بین المللی، آغاز و اتمام پروژه های ملی صنعتی و تولیدی، مواجه با فرمان ممنوعیت رهبری در حوزه روابط بین الملل، سیاسی، بین المللی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و ... برخورد و به قضاوت منصفانه برسند. شاید بدینوسیله همه ۸۵٪ - ۷۰٪ ایرانی که بدلیل بی اعتماد و بی اعتنای انتخابات ۱۴۰۰ و ۱۴۰۲ را به هیچ کشاندند هم در مورد مشروعیت بخشی به انتخابات ماه آینده تجدید نظر کنند.
اینکه مرحوم امیرعبداللهیان را از بانیان خیلی چیزهای انقلابی عقلانی سیاست خارجه و روابط نهضتی بنامند حرف جدیدی نیست. هرچند مرحوم امیرعبداللهیان بهتر از همه می دانست علی علی رغم بیش از ۲۵ سال اشتغال در حوزه عربی و آفریقایی برخلاف تمامی کارکنان وزارت‌خارجه حتی در سطح نیروهای خدماتی و اداری اعزامی از توان مکالمه انگلیسی و حتی عربی برخوردار نبود. مرحوم امیر عبداللهیان برخلاف مدعیان امروز خوب می دانست در روزهایی که مشغول به تحصیل در دبیرستان بود تیم معاونین تخصصی وزارت دکتر ولایتی شامل دکتر ظریف، دکتر خرازی، دکتر واعظی دهها مذاکره بسیار بسیار دشوار مانند قطعنامه تحمیلی ۵۹۸ تا تجارت جهانی و حقوق زنان تا توسعه پایدار را مدیریت می کردند. مرحوم عبداللهیان قطعاً بهتر از همه می دانست در روزهای کسب آمادگی امتحانات دبیرستان چگونه مرحوم حجت الاسلام محتشمی پور شکل گیری حزب الله لبنان را بنیان گذاشت و در حمله صهیونیستها منجر به قطع یکی از دستانش به خیل جانبازان جبهه جنگ در میدان با اسرائیل پیوست می دانست چگونه مرحوم شیخ الاسلام معاون وقت عربی و آفریقایی ولایتی چگونه پس از شهادت عباس موسوی دبیر پیشین حزب الله لبنان طلبه جوانی به نام حسن نصرالله را بعنوان دبیر حزب الله لبنان پیشنهاد و در بیروت معرفی کرد. مرحوم امیرعبداللهیان بهتر از همه می دانست تشکیل محور مقاومت بسیار پیش از استخدامش در وزارت خارجه و پیش از ورود شهید حاج قاسم به سپاه قدس توسط چه کسانی طراحی و سازماندهی شد. مرحوم امیر عبداللهیان بهتر از هر کسی می دانست که علی رغم حمایت تام رهبری و تمام ارکان یکدستی که با خروج شیطانی چون ترامپ هم همزمان بود علی رغم تلاش بسیار مضاعف و شبانه روزی مورد حمایت روسیه و چین هم حتی قادر به پیشروی مذاکره به اندازه یک کلمه هم نشد. ۴خرداد
https://t.me/Khabar_Naghde

This comment was minimized by the moderator on the site

حاکمیت یکدست نظام بعد از رئیسی حفظ می‌شود!

علی نظری/ سردبیر مستقل‌آنلاین

هشتمین رئیس جمهور ایران در حرم امام رضا به خاک سپرده شد.

از روز شنبه فعالیت‌های انتخاباتی گروه‌های سیاسی برای تصاحب دولت چهاردهم آغاز می‌شود.
روندی که نظام برای یکدست سازی قوای سه گانه از سال ۱۳۹۸ در انتخابات مجلس یازدهم استارت زده است،همچنان تداوم می‌یابد!
اکنون سه قوه مدیریت کشور در دست کسانی است که بیشترین همراهی و همسویی با رأس هرم نظام جمهوری اسلامی را دارند.
معتدلین، اصلاح‌طلبان و کلیه گروه‌هایی که با مشی سیاسی رهبری زاویه دارند باید بپذیرند که  هیچ شانسی برای کسب کرسی‌های قدرت در قوای سه گانه ندارند!
از این رو باید به صراحت گفت، نظام سیاسی مستقر، پیاده شدگان از قطار قدرت مانند اصلاح‌طلبان، اعتدالیون و اصولگرایان معتدل را در مستطیل سبز وارد بازی نمی کنند!
قاطبه اکثریت ملت در این برهه از روی سکوهای استادیوم فقط ناظر و تماشاگر بازی‌ها باشند. همانطور که در انتخابات مجالس یازدهم و دوازدهم و همچنین انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ طیف های گسترده مردم فقط تماشاگر بودند!
رهبری در نخستین واکنش بعد از حادثه سقوط بالگرد هم با صراحت اعلام کرد هیچ گونه اختلالی در کار اداره کشور بوجود نخواهد آمد!
انتخابات روز هشتم تیر ۱۴۰۳ به مثابه یک مسابقه داخلی بین اصولگرایانِ همسو با رهبری خواهد بود.
اینک که رئیسی با نثار جانش از قطار قدرت پیاده شد،پر واضح است افرادی چون قالیباف یا مخبر به عنوان خلف مرحوم رئیسی در کاخ پاستور مستقر خواهند شد.
از سوی دیگر در انتخابات حداقلی مثل ۱۴۰۰ همان کسی بعنوان رئیس جمهور از صندوق بیرون می‌آید که تابع محض باشد.
به اعتقاد اینجانب نظام سیاسی فعلی هرگز مایل به برگزاری انتخابات حداکثری و رقابتی نیست.
زیرا تجربه انتخابات رقابتی در چهار دهه گذشته نشان داده است، افرادی در چنین شرایطی از صندوق بیرون می‌آیند که نظیر خاتمی و روحانی با رهبری اختلاف نظر داشته اند!
در خاتمه باید گفت،انتخابات روز جمعه ۸ تیر ۱۴۰۳ بقول اهالی فوتبال، یک مسابقه دوستانه و داخلی بین معتمدان نظام است. قشر خاکستری و همه گروه‌های سیاسی غیر همسو با نظام در این مسابقه خاص می‌توانند بعنوان تماشاگر به تشویق تیم مورد نظر حاکمیت بپردازند!

https://t.me/SalamNewsCh

This comment was minimized by the moderator on the site

چرا بیانیه‌ی اسپهبدانِ مرکز، رضایت قرمطی تپورستان را جلب نکرد؟

غلامرضا علیزاده

بیانیه شتابزده ستاد کل نیروهای مسلح، و گزارش اولیه هیئت عالی بررسی ابعاد و علل سانحه بالگرد حامل رئیس‌جمهور و همراهان، تو گویی در پی اثبات ۲ نکته بود.

زدودنِ شائبه‌ی شلیک به هلیکوپتر و عادی نشان‌دادنِ ماجرای این سانحه‌ی تماماً مشکوک و تاکید بر پیدا‌کردنِ لاشه‌ی هلیکوپتر توسط پهپاد ایرانی، گویا دغدغه‌ی اصلیِ کاوشگرانِ دلایل این سانحه و مرگ دلخراشِ حاملان پرنده بوده است.

اما تعریضی بر گزارشِ امیران لشکر:

۱. اگر پهپاد ایرانی، امکانات لازم دید در شب و سنسورهای حرارتی را داشت، چه نیازی بود تا از پهپاد جاسوسی کشور رقیب درخواست شود تا آسمان نقطه‌ی بسیار حساس شمال غربی را درنوردیده و آخر سر با ترسیم نشانگانِ ماه و ستاره روی آسمان وان، یک  ب ...خ نشان‌مان بدهد و برود!!

۲. اگر امکاناتِ در اختیارِ نیروهای مسلح، این قابلیت را داشت که محل سانحه را ردیابی کند، چه نیازی بود تا ۱۵ ساعت تا مقامات کشور در آتش نابخردی‌هایمان بسوزند تا هزینه‌های ناگفته‌ی بسیار به وجهه‌ی بین‌المللی کشور وارد شود و حتا از آمریکا و ناتو درخواست شود تا به یاری‌‌تان بشتابند.

۳. هیات عالی نیروهای مسلح، احتمالِ اصابت گلوله را رد کرد، حال آن‌که عللِ مهم دیگری قابل رصد و پیگیری است و زیبنده بود تا این هیات، ارائه گزارش را به فرصت دیگری موکول و در پی کاوش‌های بیشتری منوط می‌کرد. دهها علت می‌توان برای این سانحه برشمرد؛ از جمله دستکاری در سیستم‌های موتور، راداری، GPS و نیز اختلال الکترونیکی در سامانه‌های پروازی از طریقِ دخالت‌های سایبری.

۴. در گفته‌های علی نیکزاد (نماینده اردبیل و وزیر سابق راه و شهرسازی) به نقل از یک شاهد محلی، چگونگی سقوط بالگرد به‌طور واضح و کلنجاررفتنِ بالگرد و ستیز خلبان با اتمسفر برای نگاهداشتِ خود در آسمان شرح داده شده، و به رغم اینکه در بیانیه آمده است که هلیکوپتر حامل رییسی و ... ۲ دقیقه پیش از سقوط با بالگرد دیگر گفت‌و‌شنود داشته، پس چگونه همراهان پس و پیشِ بالگرد حامل رییسی، تنها متصاعد‌شدنِ دود سیاهی را از منتها الیه هلیکوپتر دیدند که در افق می‌رفت تا مرگ را در آغوش خود بگیرد؟

۵. این بیانیه همچنین توضیح نداد چرا بالگرد حامل رییسی، به رغم بالگرد دیگر دارای رادار هواشناسی نبود و چرا هیات مهم‌تر از حیث دارندگیِ مسئولیت را در آن شرایطِ به لحاظ جوی نارنجی را در هلیکوپترِ Bell 212 نشانده‌اند، حال آن‌که هوانیروز ارتش دارای بالگردهای Bell 214 نیز می‌باشد.

۶. البته هلیکوپتر Bell 212 دارای امکانات درخور و مطلوبی است. از جمله؛ کابین خلبان مجهز به سیستم بینایی پیشرفته Max-Viz EVS-۱۵۰۰ است. این سیستم دارای میدان دید با زاویه باریک برای وضوح بهتر برای تشخیص موانع و خطرات است. یک جنبه دید با زاویه باز نیز با افزودن یک  میدان دید با زاویه باریک دوم برای افزایش قابلیت مانور و آگاهی موقعیتی ارائه می‌شود.

۷. بالگرد همچنین واجد سیستم اویونیک قوانین پرواز ابزاری شامل سیگنال همبسته دوقلوی KTR ۹۰۸، ۷۲۰، فرستنده گیرنده‌های فرکانس بسیار بالا، گیرنده‌های KNR ۶۶۰A VOR / LOC / RMI، جهت یاب خودکار KDF ۸۰۰، تجهیزات اندازه گیری فاصله KMD ۷۰۰A، ترانسپوندر KXP ۷۵۰A و گیرنده بیکن شیب دار / نشانگر KGM ۶۹۰. همچنین شامل دو واحد ژیروسکوپ سه محوره هانیول تارسین ۴۴۴، سیستم تقویت پایداری، سیستم کنترل پرواز خودکار و مدیر پرواز انتخابی است.

۸. از همه اینها گذشته، نحوه ترابری مسئولان برای این سفر که گفته می‌شود برای افتتاح سدی انحرافی بوده، شگفتیِ ناظران به توپوگرافیِ منطقه را برانگیخت. در همین‌رابطه، احمد علیرضابیگی، نماینده تبریز و استاندار پیشین آذربایجان‌شرقی که از قضا دارای سوابق قابل اعتنا در حوزه امنیتی است، با بیان اینکه «در منطقه وقوع سانحه بالگرد رئیسی مشکلی [در] آنتن‌دهی موبایل نداریم، چرا که منطقه دارای روستاهای نزدیک بهم می‌باشد.»، اذعان داشت: «این حادثه ابهامات زیادی دارد، برایم مبهم است که چرا فاصله میان تبریز تا سد قیز قلعه سی را که فاصله کمی دارند، با هلیکوپتر طی کردند!؟»

۹. نکته پایانی اینکه، مرگ نابهنگام و یا ترور احتمالیِ ابراهیم رییسی، نه تنها سبب یک‌دوره‌ای شدنِ ریاست جمهوری او شد، بل‌که از هم‌اکنون نیروهایی که بی‌صبرانه دست‌یازیدن به مسند ریاست‌جمهوری را انتظار می‌کشیدند به تکاپو و تقلای زودرس انداخت. نکته‌ای که مصطفی میرسلیم و حسین الله‌کرم نیز با ظرافت و صدایی که تو گویی در گلو خبه مانده، ابراز داشتند.


@tahlilvarasad

This comment was minimized by the moderator on the site

اوضاع شیرتوشیری شده. بعد از درگذشت آقای رئیسی، یک موج مقدس سازی و کرامت مآبی دارند برای بنده خدا می سازند بیشتر به ضرر وجه مرحوم است.

در یک مطلب که بیشتر در بین اهالی ایتا منتشر شده، نوشته بودند که فردی خدمت فلان عارف رسیده و گلایه کرده که چرا خداوند نعمت آقای رئیسی را برای آینده انقلاب حفظ نکرد و شیخ عارف پاسخ می دهد چون آقای رئیسی شب عملیات وعده صادق با خدا معامله کرده بود که اگر طی این عملیات به مردم آسیب نرسد، جانش ستانده شود. و خدا چنان کرده و چنین شده.
دیگری رئیس جمهور فقید را در عالم پس از مرگ دیده که میان علمای بزرگ حضور دارد و دیگری می فرماید که امیرالمؤمنین در حرمش با آقای رئیسی سخن گفته!
مدیدی دیگر بعید نیست بگویند ایشان اصلا از دنیا نرفته و به آسمان عروج کرده روزی با حضرت عیسی به زمین باز می گردد.
خلاصه اینکه خدا بخیر کند. ته این ماجرا تراژدیک دارد کمدی می شود. کمدی سیاه ترسناک
سلمان_کدیور
....
....
@Falaakhon

This comment was minimized by the moderator on the site

حسین شریعتمداری: مردم قطعا به دنبال کسی که با رئیسی زاویه دارد نمی‌روند/ ملت به سراغ افراد هم‌سوی رئیسی می‌روند/ اگر سخن کاندیدا‌ها شبیه شهید رئیسی بود، اما زمینه‌ی ناهمخوان داشتند نباید ریسک کرد

همانطور که عرض کردم، هنوز کفن رئیس جمهور فقید، خشک نشده مصرف انتخاباتی او را آغاز کرده اند.
اصولگرایان در حالی از #الگو بودن آقای رئیسی صحبت می کنند که با مانور بر روی درگذشت شهادت گونه ایشان و تکیه تراژدیک بر آن، موضوع را نوعی امر مقدس جلوه می دهند تا مانع از بازخوانی و تجزیه و تحلیل کارنامه دولت سیزدهم شوند.
گویی هرکس بخواهد نقدی به عملکرد آن مرحوم داشته باشد و یا عنوان کند که چرا دولتی که طی 3 سال ناکارآمد بوده باید الگوی مجدد قرار گیرد، انگار بر جمیع مقدسات عالم خدشه وارد کرده است.
سلمان_کدیور
....
....
@Falaakhon

This comment was minimized by the moderator on the site

با احتمال سوم کار داریم

سرمقاله هم‌میهن
۵ خرداد ۱۴۰۳

ستاد کل نیروهای مسلح، گزارش اولیه هیئت عالی بررسی ابعاد و علل سانحه بالگرد حامل رئیس‌جمهور را منتشر کرد. گزارش مقدماتی است که نشان می‌دهد اراده‌ای برای پیگیری وجود دارد و طبعاً انتظار می‌رود در ادامه تمام زوایای سقوط بالگرد مورد توجه هیئت محترم خواهد بود.

برخی از این روایت را اینجا یادآوری می‌کنیم. این زوایا باید در روزهای آینده و پیش از انتخابات اخیر روشن و اعلام شود چون هیچ چیز پیچیده‌ای نیستند، و نیاز به زمان ندارند.

واقعیت این است که عده‌ای گمان می‌کنند که رسیدگی به این اتفاقات فقط برای مچ‌گیری از افرادی است که در اجرای وظایف یا رعایت مقررات اداری کوتاهی کرده‌اند.

البته این نکته هدف مهمی است و باید هم انجام شود ولی در کنار آن، هدف مهمتر پیشگیری از تکرار این‌گونه رخدادهای زیان‌بار در آینده است. یکی از علل تکرار بیش از حد متعارف این نوع رخدادها به‌ویژه در ایران همین تعلل در تدوین و درس‌آموزی از گزارش‌های دقیق پس از حادثه است.

تاکنون سه احتمال برای این رخداد در فضای کلی و عمومی به‌صورت غیررسمی مطرح شده است. اقدامات بیگانگان با، یا بدون همکاری مزدوران داخلی؛ توطئه داخلی؛ و بالاخره عدم رعایت ضوابط چنین سفرهایی از طرف مدیریت‌های مربوط است.

به نظر می‌رسد که دو احتمال اول بیشتر جذابیت‌های سیاسی دارند و در ذیل نظریات توطئه قرار می‌گیرند که بازتاب و فراگیری اولیه آنها زیاد است و در ادامه کم‌رنگ خواهند شد و تاکنون نیز شواهدی حداقلی هم در تایید آن‌ها دیده یا منتشر نشده است.

هدف از طرح آنها معطوف به بهره‌برداری سیاسی و تضعیف ساختار یا در منگنه قرار دادن آن است. حتی ممکن است با هدف غفلت و فراموش کردن احتمال سوم باشد. چون احتمال سوم شاید ناظر به عملکردهای کسانی است که ممکن است در پی بهره‌برداری از این رخداد تاسف‌بار باشند و ما هم با این احتمال سوم کار داریم.

چون نمی‌شود که چنین سقوطی را شاهد باشیم و هیچ‌کس به‌عنوان مسئول شناخته نشود و به قول معروف پس از پایان ماجرا به این نتیجه برسیم که؛ «نه خانی آمده و نه خانی رفته.»

از این‌رو ستاد کل نیروهای مسلح در کنار بررسی هر گزینه هرچند کم‌محتمل باید به ابعاد و پرسش‌های جدی‌تر این سقوط اشاره کند. در این‌جا به چند مورد آن که صرفاً مربوط به مدیریت داخلی و ناظر به احتمال سوم است اشاره می‌شود.

مدیریت صفر تا صد این سفر به عهده کدام مرجع بوده است؟ رئیس دفتر؟ یا معاونت اجرایی؟ یا ستادی متشکل از نهادهای گوناگون؟
چرا و براساس چه ضرورتی این سفر مستقیماً به پارس‌آباد انجام نشده است؟ تا نیازی به استفاده از بالگرد نباشد.
آیا بالگردها به‌ویژه بالگرد آقای رئیسی برای حرکت در چنین ارتفاعی با مسافرانی در این حد مجاز بوده است؟ حتما توجه دارند که سطح رعایت ضوابط امنیتی برای افراد گوناگون تفاوت دارد.

آیا گزارش سازمان هواشناسی نسبت به اعلان هشدار نارنجی؛ مورد بحث مسئولین سفر قرار گرفته بود؟ مرجع صلاحیت‌دار برای اینکه سفر با این بالگرد(گویا مدل بِل ۲۱۲) در چنین آب و هوایی را برای رئیس‌جمهور مجاز بداند کیست و نظرش چه بوده است؟ آیا این بالگرد متناسب با این تعداد مسافر با حضور رئیس‌جمهور بوده است؟  
مسئله بسیار مهم امکانات ایمنی بالگرد است که ظاهراً دستگاه‌های ارسال امواج برای شناسایی محل سقوط احتمالی کار نمی‌کرده. آیا درست است؟

نکته مهم دیگر وجود پروتکل امنیتی برای مسیر حرکت بالگرد مقامات به موازات جاده اصلی است؟ آیا چنین پروتکلی هست؟ اگر بلی چرا رعایت نشده است؟ آیا این پروتکل اجازه می‌دهد که مقامات بالای کشور در ۲۰ کیلومتری نوار مرزی کشور سوار بالگرد شوند؟

مسئله پیگیری لاشه و محل سقوط باید دقیقاً روشن شود. مسئولین مربوط که در همان‌جا بودند و از ساعت‌ها زودتر حضور داشتند و امکانات کافی هم در اختیارشان بوده، چرا عده‌ای دیگر اعم از موتورسوار یا خبرنگار خارجی پس از گذشت ۵ ساعت اقدام به گشت‌زنی کرده‌اند؛ زودتر از مسئولین مربوط در محل سقوط حاضر شدند و توانستند اولین فیلم‌ها را مخابره کنند؟ آیا همین مورد نشانه ناتوانی مدیریت امور نیست؟

چرا اقدامی برای نوسازی بالگردها نشده بود. دقیق توضیح داده شود. در دولت قبل مقرر شده که ۵ بالگرد جدید خریداری شود و اقدامات اولیه انجام و نوع آن نیز تعیین شده بود چرا به سرانجام نرسیده بود؟
دستگاه تلفن همراه خلبان نزد آقای آل‌هاشم چه می‌کرده است؟
دقیقاً در چه ساعتی درخواست لوکیشن از مسئولین مخابراتی شده؟ اگر این کار با چند ساعت تاخیر باشد مسئولیت متوجه کیست؟

اصولاً چرا از طریق ارتباط تلفن همراه نتوانستند در کوتاه‌ترین زمان محل لاشه را پیدا کنند؟ ظاهراً این کار از نظر کارشناسان مخابراتی به سرعت عملی بوده است.
و انواع پرسش‌های دیگر...

@Noandishnews

This comment was minimized by the moderator on the site

«صندلی خالی» تنها چیزی که این روزها مهم است!

محمدحسین روانبخش
از همان لحظه‌ی اول که معلوم شد صندلی ریاست‌جمهوری خالی شده، تمام فکر و ذکر بسیاری همین «صندلی خالی» شد؛ از متوهمانی که در مدیریت خانواده خود مانده‌اند و دلشان می‌خواهد کاندیدا شوند تا کاندیداهای ناکامی که سالهاست حسرت این جایگاه را دارند؛ اما از همه دلواپس‌تر دولتمردانی هستند که می‌دانند در شرایط عادی توانایی اداره‌ی یک نانوایی را هم ندارند و باید از الان هزار مدل چرخ و تاب بخورند تا شاید در دولت بعدی هم باشند...این داستانی است که از همان لحظات اول آغاز شده و در طول روزهای آینده تا زمان انتخابات، وضعیت غالب در فضای سیاسی است. سهم‌خواهی از دولت آینده، ترس از حذف و از دست دادن جایگاه، نگرانی از تغییر مناسبات با دولت و تغییر ارتباطات منفعت‌زا و... بقیه‌‌ی امور را در رده‌ی بی‌اهمیت‌ترین مسائل قرار می‌دهد و می‌توان گفت که ناتوانی مدیریت موجود به مراتب بیشتر خواهد شد. در این میان، تعریف و تجلیل‌هایی که از قربانیان این سانحه‌ی هوایی می‌شود تبدیل به ابزارهایی تبلیغاتی برای کاندیداها می‌شود (البته همین الان هم همین‌طور است اما به صورت غیررسمی!) و به جای این‌که ضعف‌های عدیده‌ی دولت فعلی مورد توجه قرار گیرد و از این فرصت برای جبران سوء‌مدیریت‌ها استفاده شود، بازهم شعار و وعده‌های عجیب و غریب قبلی بازتولید می‌شود و بر ادامه‌ی راه دولت فعلی پافشاری می‌شود! با این وصف بازهم چشم‌انداز امیدوارکننده‌ی پیش روی کشور وجود ندارد، راه دولت آینده از الان ترسیم شده و این میان راندگانی که بار دیگر سعی دارند با ابراز ارادت و خاکساری دوباره وارد میدان رقابت شوند، باز هم بازنده‌ترین گروه خواهند بود، همان‌هایی که این روزها سعی دارند با روش‌های کودکانه نام خودشان را در بین نام نامزدهای انتخابات پیش‌رو جا بدهند!
دنیای سیاست همین است: دنیای کسب قدرت و حفظ آن. دنیای تقسیم صندلی‌ها و عنوان‌ها، دنیای ارزش‌گذاری با شرایط روز، بالا و پایین شدن‌ها و رقابت‌های واقعی و رفاقت‌های دروغین، دنیای محاسبه و نرخ‌گزاری روی همه چیز، هر حرف و پیام و حضوری... و از همه مهم‌تر عوام‌فریبی‌های مضحک؛ مگر می‌توان برای این دنیا تقدس قائل بود؟!
@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

«یک دقیقه و نیم»؛
چه‌کسی هلیکوپتر رئیسی را زیر ابرها پنهان کرد؟

امروز مرکز ارتباطات ستاد کل نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران نخستین گزارش هیئت عالی بررسی ابعاد و علل سانحه بالگرد حامل رئیس جمهوری و هیئت همراه را منتشر کرد.

در بند ۲ این گزارش رسمی آمده است: «حدود یک و نیم دقیقه قبل از سانحه بالگرد، خلبان بالگرد سانحه دیده با دو بالگرد دیگر گروه پروازی ارتباط برقرار نموده است».

اما محتوای این آخرین ارتباط را غلام‌حسین اسماعیلی، رئیس دفتر دولت، چنین روایت می‌کند:
«کاپیتان مصطفوی که خلبان بالگرد حامل آقای رئیس‌جمهور و فرمانده مجموعه هلیکوپتری هم بودند-بنا به آن‌چه بعدا خلبان پرواز به ما اعلام کرد- به‌عنوان فرمانده میدان اعلام می‌کند که «ارتفاع بگیرید، بروید بالای ابرها، و از بالای ابرها ادامه مسیر بدهید». هلیکوپترها آمدند بالای ابرها، ما هلیکوپتر شماره ۳ بودیم. وسط هلیکوپتر حامل آقای رییس‌جمهور بود و جلو هم هلیکوپتر دیگری. بالای ابر آمدیم شاید مثلا ۳۰ ثانیه ادامه مسیر دادیم خلبان متوجه شد که هلیکوپتر اصلی همراه ما نیست. هلی‌کوپتری که وسط ما می‌آمد را ندیدیم. از ابر که آمدیم بالا دیگه ندیدیم. بالا امدن از ابر هم کاملا معمولی بود. هیچ لرزشی و چیزی هم نداشت. کاملا عادی به مسیرمان ادامه می‌دادیم.و بلافاصله هم ابر تمام شد. و ما هم در هوایی قرارگرفتیم که زیر پایمان ابر نبود. و خط‌الرأس قله‌های بعد از ابر را زیر پایمان دیدیم و مجاورش هم معدن مس سونگون. چون این پرواز نیامد بالا ما یک‌متربه دیدیم که خلبان ما شروع کرد دور زدن. برگشت به سمت عقب و دور زدن. من از کمک ایشان پرسیدم که چرا برمی‌گردید؟ گفت که «یک هلیکوپترمان نیامد، احتمال می‌دهیم نشسته باشد، احتمال می‌دهیم فرود اضطراری کرده باشد چون هر چه صدایش می‌زنیم ارتباط رادیویی ما قطع است، پاسخ نمی‌دهد».پرسیدم آخرین ارتباط رادیویتان کی بوده. گفت «یک دقیقه و سی‌ثانیه قبل». گفت «یک دقیقه و سی‌ثانیه قبل ایشان اعلام کرده است که بروید بالای ابر». در کمتر از یک دقیقه ابرها تمام شد وارد فضایی شدیم که زیرپای ما هم ابر نبود. گفتند که ارتباط رادیویی ما قطع شده و پاسخ نمی‌دن. برگردیم و منتظر بشیم بیان ببینیم چی شده.چند دور ایشان زد، روی منطقه ابر هم آمد .یک بخشی که همان سفره ابر بود ما هم زیر پایمان را نمی‌دیدیم…»

بر این اساس، خلبان هلیکوپتر حامل رئیس‌جمهوری در آخرین تماس به دیگر خلبان‌ها دستور می‌دهد که بالای ابرها بروند، اما خودش بالای ابرها نمی‌آید و از دید دیگر هلی‌کوپترها پنهان می‌ماند. بالانرفتن هلیکوپتر رییس‌جمهور به این معناست که خلبان  عملا امکان بالارفتن را نداشته است. یعنی یا شرایط فنی اجازه این صعود را به او نداده (که لابد در آخرین ارتباط به آن اشاره می‌کرد) و یا یک عامل انسانی مانع از انجام این کار شده است؛ عاملی که شاید خلبان را مجبور کرده است که دو هلی‌کوپتر دیگر را به بالای ابرها بفرستد تا از دید آن‌ها پنهان بماند. سقوط هلیکوپتر دقیقا در مدت زمانی که از دیده‌ها پنهان مانده یعنی همان «یک دقیقه و نیم» اتفاق افتاده و این وضعیت احتمال عمدی بودن سقوط هلیکوپتر ابراهیم رئیسی و دخیل بودن عوامل انسانی را بسیار بالا می‌برد.

سخنان پدر سیدمهدی موسوی، سر تیم حفاظت رییسی، نه تنها این فرضیه را تقویت می‌کند بلکه انگشت اتهام را به سوی او نشانه می‌رود. پدر مهدی موسوی می‌گوید «غروب همان شب آمد اینجا خانه. خداحافظی گرفت رفت. ماشینش را از پارکینگ در آورد گذاشت تو خیابان باز آمد یک بیست دقیقه نیم‌ساعت نشست. دوباره رفت. یک پنجاه متر رفت جلوتر .دوباره برگشت آمد. ده دقیقه نشست. دفعه سوم امد مادرش را بغل کرد. پاهایش را بوسید. بعد آمد من را بغل کرد. خم شد پاهای من را بوسید. می‌دونستم که این میره دیگه نمیاد … دیگه همدیگه را نمی‌بینیم. این ثابت شده رفتار و کردارش »

و سرانجام اینکه جواد محرابی، محافظ دیگر رییسی، در لحظات آخر هلیکوپتر او را ترک می‌کند؛ فردی که اسم و تصویر او هم در ابتدا به‌عنوان «شهید حادثۀ دلخراش سقوط بالگرد» منتشر شد اما پیگیری‌های خبرنگار فارس از سپاه پاسداران «نشان می‌دهد، محرابی با بالگرد دیگری به‌سمت ورزقان حرکت کرده و در بالگرد رئیس‌جمهور حضور نداشته است».

فراموش نشود: تیم محافظان رئیس‌جمهور اگرچه تنها فرمانده خود دستور می‌گیرند اما  با توجه به سرقت‌ اسناد و ترورهای قبلی احتمال نفوذ اسراییل در تمام لایه‌های امنیتی جمهوری اسلامی در سالهای اخیر بسیار بیشتر شده است.
متن کامل
https://www.zeitoons.com/115073

This comment was minimized by the moderator on the site

وزیر کشور در مراغه:

همانطور که امام عزیز ما در شهادت شهدای انقلاب گفتند ما را بکشید ملت ما بیدارتر خواهد شد.

ما با شهدای خدمت و سایر شهیدان عزیزمان عهد میبندیم همانگونه که آنها از عهد خود بازنگشتند ما نیز از آنها پیروی کنیم تا به لقاء الهی برسیم./ایرنا
پ.ن
بکشید!! چه پیامی دارد؟
@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

حاکمیت یکدست نظام بعد از رئیسی حفظ می‌شود!

علی نظری
هشتمین رئیس جمهور ایران در حرم امام رضا به خاک سپرده شد.
از روز شنبه فعالیت‌های انتخاباتی گروه‌های سیاسی برای تصاحب دولت چهاردهم آغاز می‌شود.
روندی که نظام برای یکدست سازی قوای سه گانه از سال ۱۳۹۸ در انتخابات مجلس یازدهم استارت زده است،همچنان تداوم می‌یابد!

اکنون سه قوه مدیریت کشور در دست کسانی است که بیشترین همراهی و همسویی با رأس هرم نظام جمهوری اسلامی را دارند.
معتدلین، اصلاح‌طلبان و کلیه گروه‌هایی که با مشی سیاسی رهبری زاویه دارند باید بپذیرند که  هیچ شانسی برای کسب کرسی‌های قدرت در قوای سه گانه ندارند!

از این رو باید به صراحت گفت، نظام سیاسی مستقر، پیاده شدگان از قطار قدرت مانند اصلاح‌طلبان، اعتدالیون و اصولگرایان معتدل را در مستطیل سبز وارد بازی نمی کنند!
قاطبه اکثریت ملت در این برهه از روی سکوهای استادیوم فقط ناظر و تماشاگر بازی‌ها باشند. همانطور که در انتخابات مجالس یازدهم و دوازدهم و همچنین انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ طیف های گسترده مردم فقط تماشاگر بودند!

رهبری در نخستین واکنش بعد از حادثه سقوط بالگرد هم با صراحت اعلام کرد هیچ گونه اختلالی در کار اداره کشور بوجود نخواهد آمد!
انتخابات روز هشتم تیر ۱۴۰۳ به مثابه یک مسابقه داخلی بین اصولگرایانِ همسو با رهبری خواهد بود.

اینک که رئیسی با نثار جانش از قطار قدرت پیاده شد،پر واضح است افرادی چون قالیباف یا مخبر به عنوان خلف مرحوم رئیسی در کاخ پاستور مستقر خواهند شد.
از سوی دیگر در انتخابات حداقلی مثل ۱۴۰۰ همان کسی بعنوان رئیس جمهور از صندوق بیرون می‌آید که تابع محض باشد.

به اعتقاد اینجانب نظام سیاسی فعلی هرگز مایل به برگزاری انتخابات حداکثری و رقابتی نیست.
زیرا تجربه انتخابات رقابتی در چهار دهه گذشته نشان داده است، افرادی در چنین شرایطی از صندوق بیرون می‌آیند که نظیر خاتمی و روحانی با رهبری اختلاف نظر داشته اند!
در خاتمه باید گفت،انتخابات روز جمعه ۸ تیر ۱۴۰۳ بقول اهالی فوتبال، یک مسابقه دوستانه و داخلی بین معتمدان نظام است. قشر خاکستری و همه گروه‌های سیاسی غیر همسو با نظام در این مسابقه خاص می‌توانند بعنوان تماشاگر به تشویق تیم مورد نظر حاکمیت بپردازند!

@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

به نام خدا
تصمیم گیری مدنی

علیرضا کفایی
با درگذشت رئیس جمهور از پی سقوط هلی کوپتر، ابهام و تناقضاتی را لااقل در گزارش ها و اخبار شاهدیم که لازم است شفاف سازی شود اما ابهام بزرگتر آن است که گروهی به جان هم افتاده اند و تلاش می کنند فضا را احساسی کرده و هدایت شده از سوی صدا و سیما و رسانه های حاکمیتی و در اختیار و غلوآمیز فضیلت تراشی کنند اما پشت پرده به جان هم افتاده اند و یکدیگر را می درند.
پیراهن عثمان علم می کنند و معاویه صفت، با ذهن و زبان مسموم به رقیب می تازند، فراموش کرده اند که در این مدت چه زیان هایی از سوءمدیریت و بحران مدیریت و ناکارآمدی بر سر این ملت آمده است؛ فراموش کرده اند تورم و رکود و گرانی و فقر مستولی را، اقتصاد نابسامان و فشل و عدم برنامه ریزی و وعده هایی بی سرانجام را..... و البته همه اینها در جای خود و پس از فروکش کردن این غائله گفته خواهد شد؛ اما آنچه امروز مهم است انتخابات آتی و زودهنگام است.
جبهه پایداری با تمام ضعف ها و خسرانی که وارد آورده بازهم بر آن است که قدرت را همچنان در دست خود داشته باشد، آنان دیگر به مثابه یک حزب و جناح عمل نمی کنند، تجارت می کنند، با دین و با سیاست و با مردم و جامعه تجارت راه انداخته اند، خودشان هم ابزار شده اند، ابزار حاکمیت!
و می دانند که ابزار شده اند اما چون تاجری پیشه کرده اند، در این بازار به سود و سهم بیشتر خود می اندیشند، خاستگاه و ایدئولوژی سیاسی این گروه از مرز دین و دینداری گذشته، خود تفریح می کنند و ملت را به تمسخر گرفته اند، هرجا لازم باشد و دستور بگیرند؛ دلواپس می شوند و آتش می زنند چه برجام باشد چه سفارت! هرجا هم امر رسد به آنی سر میز مذاکره حاضرند و گدای همان برجام و ذلیل همان سفارت می شوند، تجارت است دیگر! می شود تجارت ما عین سیاست ماست! از دین گفتن فقط شعار است.!
و باید اندیشید که "خانه ام آتش گرفته است، آتشی جان سوز" که "خانه ام در آتش بیداد می سوزد"... و اینجاست که به یک تصمیم مدنی نیاز داریم، اما چگونه؟ هم مبنای تئوریک و هم رفتار مدنی لازم است.
فلسفه خاصی نمی خواهد، می بایست برای نجات ایران از "تحلیل من عندی" دست برداشت، به خیرجمعی اندیشید، کار روشنفکرانه بر اساس منافع عمومی می طلبد.
می بایست از خصلت ایدئولوژیک و تعصب و نخوت در نظر دور شد، از این وضعیت رقت بار و فرسایشی گذر کرد، اقلیت خودسر و خودکامه و سرکوبگر را عقب نشاند و از تجارت آنان جلوگیری کرد، بی تعارف در پی رفع تحریم ها بود، با آمریکا مذاکره مستقیم برقرار شود، بازگشت به مردم و حل مشکلات و رفع مصائب آنان را در نظر داشت، دلسوزان و آزادی خواهان را از محبس رهایی داد، به مردم اعتماد کرد تا از فروپاشی اعتماد عمومی جلوگیری شود.....
فرصتی که برای انتخابات پیش آمده مغتنم است در صورتی که افلیت اقتدارگرا و انحصار طلب را نهیب زنند و زمینه حضور و رقابت را برای همه گروه های سیاسی خاصه اصلاح طلبان فراهم کنند تا با نامزد برجسته و نشان دار خود وارد میدان انتخابات شوند، مردم هستند که تصمیم می گیرند و اگر حاکمیت و اقلیت بر کرسی نشسته ادعا دارند که در این چند روز مردم همراه ما بودند، این گوی و این میدان! یا علی مدد، حاکمیت در یک تصمیم گیری مدنی به جناح های سیاسی و فعالین مدنی فرصت برابر دهد تا بر اساس اندیشه و سیاست و راهبرد خود، خود را عرضه کنند و مردم هم در یک تصمیم گیری مدنی به هرکه خواستند رای می دهند.
اگر جز این می خواهند و می خواهند هرچه آنان گفتند دیگران چشم و گوش بسته مطیع فرمان باشند و در بر همان پاشنه بچرخد، مطمئن باشند که همین آش است و همین کاسه.... و بالاخره نوبت رفراندوم خواهد رسید.
@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

عاقبت بخیری بهنگام!

خدا رحمت کند آقای رئیسی را. به موقع عاقبت بخیر شد.

یادم هست سال 96 وقتی او را به تکلیف رساندند که بیا و رئیس جمهور شو، در مطلب کوتاهی نوشتم "آقای رئیسی زیر پایت پوست خربزه گذاشته اند"

و پس از شکست 1396، یک کمپین تبلیغاتی بی سابقه حول او در استان قدس و قوه قضائیه شکل گرفت و چند سال او تیتر روزنامه های اصولگرا و برنامه های تلویزیونی بود. انتصاب او به امام رضا، تشبیه او به حضرت ابراهیم پیامبر، تشبیه به شهید بهشتی، نمایش چهره ای ضد فساد و... چند سال برای ایشان ساخته شد تا از او یک قهرمان یا یک منجی برای خروج کشور از بحران عملکرد دولت روحانی ساخته شود و واقعا نیز چنان شد.

در ياداشت های همان سال ها به استفاده از مقدسات در خدمت کمپین انتخاباتی آقای رئیسی هم اعتراض کرده بودم که در کانال موجود است.

سال 1400 که شد، شورای نگهبان بزرگترین ظلم را با رد صلاحیت لاریجانی و جهانگیری به او کرد. چرا که رئیسی با تبلیغات چندین ساله ای که برایش شده بود، به راحتی پیروز بود، اما ‌شورای نگهبان با قربانی کردن کلیت انتخابات و حذف تمام رقبا عملا ایشان را به رئیس جمهوری تبدیل کرد که غالب مردم در رقابت های آن غایب بودند.

یاداشت های آن زمانم هنوز هست. حتی از آقای رئیسی خواستم در اعتراض به این شوو استعفا دهد.

خلاصه اینکه تمام قوای ج. اسلامی بسیج شد تا ایشان رئیس جمهور شد. دولتی یکدست که در ارکان نظام مخالف جدی نداشت.

اما عملکرد او در دولت و در مقام ریاست جمهوری، از همان اول سبب نارضایتی عمومی شد. کاری که با حذف ارز ترجیحی، آزاد سازی قیمت ها، شدت گرفتن گشت ارشاد و مرگ ناگهانی مهسا امینی و اعتراضات بی سابقه به اوج رسید.
دولت آقای رئیسی، اولین دولتی بود که در دوره نخست خودش با افول روبرو شد چرا که تقریبا به غالب وعده هایی که داده بود تا سال سوم، عمل نکرد. قیمت ارز بیش از 100 درصد رشد کرد، خودرو و طلا و خوراکی ها رکورد 45 ساله را شکستند، وضعیت خونین بورس، رکورد مسکن و عدم ساخت یک میلیون واحد در سال و در سیاست خارجه وعده رفع تحریم ها و احیای برجام که شکست خورد.

این شد که بسیاری از دوستان و حامیان از دولت سیزدهم دلسرد و ناامید شدند و کم کم برخی اصولگرایان، به منتقدین او پیوستند و جنگ داخلی جبهه انقلاب اوج گرفت که تا چند ساعت قبل از درگذشت شهادت گونه جناب رئیسی با قدرت در جریان بود.

خلاصه اینکه جناب رئیسی عاقبت بخیر شد. اگر دولت او با همین دست فرمان کشور را اداره می کرد یا بدتر از آن، خوابی که برخی برایش دیده بودند که ردای رهبری را به تن ایشان بپوشانند، ظلم عظیم دیگری به او می کردند و او را وارد وادی می کردند که برایش مناسب نبود. و با جاگذاشتن خاطری مملو از بحران، تاریخ معاصر ایران را ورق می زد.

او در 1404 قطعا بدون یک مهندسی انتخابات بزرگتر از 1400، و با حضور اکثریت مردم قطعا به سختی مجدد انتخاب می شد، اما با این همه وجود او خصوصیات بارز اخلاقی داشت.

آقای رئیسی حقیقتا بنایش بر خدمت به مردم بود. خالصانه. هرچند بخاطر فقدان تجربه اجرایی و عدم وجود تیم متخصص و عدم وجود یک ایده مرکزی، و احاطه دولت ایشان توسط پایداری ها و طیف های متحجر حجاب اجباری و افراد کم سواد وفادار، به مرادش چندان نرسید.

ایشان جزو معدود مقامات ج. اسلامی بود که از دنیا برای خود و اطرافیانش هیچ نیندوخت با اینکه دارای قدرت بسیار بود. زندگی متوسطی داشت و آنچنان که امثال حسن روحانی بودند، اهل تجملات و تشریفات نبود.

آقای رئیسی از سوی دیگر آدم جاه طلبی نیز نبود. هرآنچه برایش پیش آمد بیشتر اصرار اطرافیان و آنانی بود که ایشان را به تکلیف می رساندند.

خدایش بیامرزد. با شنیدن خبر درگذشت او بسیار ناراحت شدم. هرچند مخالف سیاسی ایشان بودم. و قطعا اگر امکانش مهیا بود در مراسم تشیع او شرکت می کردم. اما همه اینها سبب نمی شود، که در مقام یک فعال سیاسی، کارنامه ناموفق ایشان را نادیده بگیریم.

این گریه و ناله های زیر تابوت ایشان را هم از سوی هم حزبی ها، چندان باور نکنید. آنها از خون او می خواهند به نان و نوایی برسند و یقین کنید مانند بسیاری از بزرگان که از این جهان رفتند، او را نیز در انتخابات مصرف می کنند.

سلمان_کدیور

@Falaakhon

This comment was minimized by the moderator on the site

تخت گاز در تحریف حقایق

اکبر دانش سرارودی

دیروز که چرخ مختصری در شهر زدم سطح تبلیغات بنری نیز متحیرم کرد؛
بله میلیاردها تومان فقط خرج بنرهای خیلی بزرگ، داربست، پلاکارد و پوستر! و... [تکرار همان بساط تبلیغاتی بسیار پرخرجی که برای قاسم سلیمانی به راه افتاد]

توسط شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و نهاد حاکمیتی امور مساجد نیز به متولیان و هیآت امناء انتصابی تان امر فرموده اید تا برای رئیسی در تمام مساجد محلات مختلف، مجلس بزرگداشت برگزار کرده و پز مقبولیت بدهید!!

وصف به خط کردن ادارات و بسیج تمام دستگاههای نظام و سیستم اداری کشور برای آنچه که عشق تان میکشد نیز نگفتنی است [دادن سهمیه به استانها و شهرستانها برای شرکت در مراسم و شلوغ کردن تشییع جنازه نمایشی در شهرهای مختلف جهت گرفتن ماهی مقصود نیز جالب است بطوریکه پروفسور محسن رضایی نیز در خلأ هرگونه کارکرد مثبتی امروز گفت «شهادت رئیسی دستاورد بزرگی برای ملت ایران بود»!!! بله وقتی دستاورد قابل عرضه ای ندارید به کوه خوردن و مردنِ تأسف‌بار کارگزارنتان میشود دستاوردی!! که بشود با آن تمام ناکامی ها، خلف وعده ها، و خرابکاری ها را پوشاند و شوی تهییج احساس و هیجان راه انداخت، همان کاری که نظام ما استاد بهره برداری از آن است]

بسیج تمام سیستم های اطلاعاتی، امنیتی و قضایی جهت ایجاد رعب و برخورد با هر کسی که مایل به همراهی با این شوی مضحک تبلیغاتی نباشد و بخواهد زیر آور نابودگر مدیریت و عملکرد ایشان! آخ بگوید نیز حکایت شرم آور دیگری دارد و اجبار به نشخوار همگان در آنچه شما میخواهید رونمایی از سند محکمی دیگری در استبداد جاری است

تمام شبکه های رادیو تلویزیونی را هم که بسیج کرده و با یک عده مُجری بغایت متملق و حقیقتاً مزدور! با استفاده از چنان القاب و الفاظ غالیانهٔ مهوعی می تازید که اساساً دیدن شبکه های تلویزیونی ج ا را صعب و ممتنع نموده است
مثل همین جمله وقیحانه امروز شریعتنداری کیهان که گفته: «شهید رئیسی تراز ریاست جمهوری را دهها رتبه بالاتر برد»!!!

نمیدانم واقعاً نمی فهمید یا خود را به نفهمی زده اید؟
زیرا عملکرد رئیسی و دولت او بقدری فاجعه بار بوده که اگر هر رئیس جمهور دیگری بجای او بود بقول دکتر صادق زیباکلام این زندانی سیاسی نجیب و مؤدب این سالها، دم خورشید کبابش میکردید

بله عملکرد رئیسی و سواد و شخصیت او چیزی نیست که مردم ندانند و با گوشت و پوست و تک تک سلولهایشان درک نکرده باشند که اینگونه زمین و زمان را به هم دوخته اید تا با قلب واقعیات از او فرشته بی نظیری در استعداد، توانمندی، مدیریت، دکتر، مجتهد، مخلص، مجاهد، خستگی ناپذیر، ایثارگر، فرشته نجات و... ساخته و او را بُت و امامزاده کنید

بله واقعاً متحیرم که چرا نمیفهمید تبلیغات دروغین افراطی تان در تحریف شخصیت و عملکردی که با همه وجود معرّف حضور مردم است و وجودش فاجعه بوده، ثمری جز بی اعتماد بیشتر و یقین به دروغگو بودن ذاتی شما فقهاء حاکم و متولیان فریبکاری که زندگی مردم را جهنم کرده اید نخواهد داشت و ایکاش اینگونه و زودهنگام مرحوم نمیشد تا...

ضمن اینکه پیرامون اصل این حادثه نیز سوالات فراوانی در افواه عمومی مطرح است و گفته میشود رئیسی برخلاف تبلیغات جاری، مهره سوختهٔ مضری بود که باید حذف میشد لذا باید بنحوی بدرقه شود که احدی شک نکند.
متأسفم که در این سه سال ریاست جمهوری او، همه ارکان و اجزاء نظام دست بدست هم دادید و مردم را فقیرتر و مملکت را در تمام شاخص ها ویرانتر از همیشه نمودید و امروز هم بجای شرمندگی و پاسخگویی، دوقورت و نیم تان باقی است

پس تا سیاستگذاری های کلان غلط اصلاح نشود و رهبری تجدید نظر نکند دل بستن به هرگونه تغییر مثبتی عین بلاهت است و رأی گیری و حضور در پای صندوقهای برآمده از مهندسی نظارت استصوابی نیز ثمری جز مشروعیت بخشی به ظلم حاکم ندارد.

تحلیل_زمانه @TahlilZamane

This comment was minimized by the moderator on the site

آیا هنوز هم تفکر نمی‌کنید؟!

مرضیه حاجی‌هاشمی

حیات جسمانی‌اش پایان یافت، چه در اوج قله با یک انفجار و چه در عمق دره بر اثر سقوط و انهدام، چندان تفاوتی ندارد، او که سه سال پیش از پس یک نارقابت انتخاباتی با نتیجه از پیش مشخص، روز میلاد امام رضا به جشن آغاز نشست و اکنون با صدای نقاره خانه صبح میلاد امام رضا ناقوس پایانش نواخته شد. چه فرقی می‌کند برای او که او را شهید خدمت بنامند یا فقید رحلت؟ مهم آن است که طوماری از به ظاهر خوش خدمتی‌هایش به قطار پیشرفت نظام  -گرچه به نظر، سوخت موتور عقبگرد آن بود- اعم از سرعت و نرخ اینترنت تا سرعت و نرخ جمعیت ناراضی و معترض، فراهم است تا دستگاه گوبلزی واژه سازی، خادمی قدیس برکشد از ناکامی آنان که بر قدرتش برکشیدند.

از ویژگی‌های اصلی دستگاه تبلیغات گوبلزی که به ظاهر، دلیل موفقیت آن هم بود، انحصاری بودن آن عنوان می شود و اینکه «با وحشت، جفت شده بود و با زور پشتیبانی می‌شد»، (http://t.me/tahkimmelat) هیچکس اجازه نداشت، گونه‌ای دیگر فکر کند یا بنویسد. اعلام می‌شد با هر کسی که غیر آنچه ما می‌گوییم و می‌خواهیم، منتشر کند، برخوردی سخت خواهد شد. «گوبلز» می‌گفت: «اگر قرار باشد، تبلیغات اثربخش باشد، همیشه باید شمشیر تیزی پشت سرش باشد»؛ لذا تبلیغات را طی هفت شیوه و مرحله انجام می‌دادند: «اسم دادن، تلطیف و تنویر، انتقال، تصدیق، مردم ساده، مغالطه و همرنگی با جماعت»؛ اما اگر گوبلز در قرن ۲۱ بود، قطعاً نه می‌توانست، این هفت شیوه را برای اکثریت جامعه به کار گیرد و شورآفرینی و حماسه آفرینی‌های بی‌نظیر خود را تکرار کند؛ نه حتی زور شمشیرش از پس امواج ماهواره‌ای و شبکه‌های گسترده اجتماعی بر می‌آمد تا با فیلترینگ بلااستثناء تمام شبکه‌های اجتماعی، اطلاع رسانی را به انحصار شبکه‌های ملی خود درآورد.

حال که چنین موفقیت‌های گوبلزی غیر ممکن شده است، بهتر است، از شیوه‌ اسم سازی‌های تبلیغاتی و تلطیف، عاطفی، احساسی و شورانگیز کردن فضا برای تنویر افکار به قصد تصدیق بدون بررسی و شواهد بپرهیزیم؛ چرا که به هر شکل، فیلترینگ پاسخگو نیست و همه جامعه مردمانی ساده نیستند که با مغالطه‌های ابهام زا و گاهی برای همرنگی با جماعت اقناع شوند یا سکوت کنند. آنها حتی بی مدد شبکه‌های اجتماعی نیز شواهد کافی دارند. از کوچه و خیابان‌، مغازه‌ها و عمومی‌ترین عرصه ها تا مدرسه و دانشگاه‌ها و تخصصی‌ترین آنها مداوم و مکرر، خدمات باقیمانده از این سه سال را می‌بینند و با همه وجود لمس می‌کنند، از اینکه روزها قادر نبودند، کارت ورود به جلسه امتحان نهایی فرزندشان را از سایت دریافت کنند تا کتاب‌های درسی دستکاری شده، تزریق طلبه‌ها به آموزش و پرورش و ...،  از حضور به شدت تنش‌زای گشت ارشاد در خیابان‌ها و رفتارهای خشن و تحقیرآمیز با زنان تا سبد خالی شده‌شان از گوشت و لبنیات و انواع میوه‌های رنگارنگ فصلی با قیمت‌های نجومی که انبوهی از اندوه و شرمندگی را بر سینه‌هایشان آوار کرده، این‌ها همه گوشه‌هایی از خدمت‌های دولت سیزدهم و رئیس فقید آن است که در عمومی‌ترین سطوح جامعه، روزانه تجربه می‌شود.

هم اکنون دو قطبی خطرناکی در جامعه دیده می‌شود، عده‌ای عزادار شهید هستند و عده‌ای حتی از به کار گرفتن واژه مرگ هم امتناع دارند. بخشی از جامعه به صفت نجابت ایرانی بودنشان که البته توسط بسیاری از نسل جوان، مورد اعتراض و هجمه است، سکوتی حرمت دارانه اختیار کرده‌اند؛ چون می‌دانند که چه رنج آور است، بر عزای دیگران خندیدن؛ حتی دیگرانی که بر عزاداری آنها هم عامل بودند و هم منکر، هم جاهل بودند و هم مقصر، بر داغ‌های دلشان آتش زدند و بر اشک‌هایشان هلهله کردند، بر زخم‌هایشان نمک پاشیدند و بر آتش جانشان شعله افکندند، آنگاه که شب را تا صبح، پیکر بی جان پاره های تن ایران را در یخ لالایی خواندند تا ناگه ربوده نشوند. آنها سوای آنچه در دل دارند، بر لب سکوت کرده‌اند نه آنکه بترسند؛ چون گرچه اقلیتی باشند که عزادارند؛ ولی هم‌وطنانشان هستند و عزادار به ویژه عزادار هم‌وطن حرمت دارد در نگاه محترمشان.

آیا وقت آن نرسیده به پاس این حرمت داری به خود آیند، آنانی که حرمت ایرانیان را نگه نداشتند و این وضع اسفبار تحمیل شده به آنان را عامل حقارت ملی‌شان کرده‌اند که نابسامان‌ترین کشورها نیز بر نرخ دلار ما طعنه تحقیرآمیز زنند؟ وقت آن نرسیده تا کمی بیندیشند که خداوند دستی برتر از همه دست‌هایی است که دست بر هم، راه حق انتخاب را بر ملتی سد کردند؟ ملتی که برای احقاق این حق بیش از یک قرن دویده است؟ آیا هنوز هم تفکر نمی‌کنید!؟

@tahkimmelat

This comment was minimized by the moderator on the site

پایان رییسی، پایان حکومت یکدست

حسن جعفریانی (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها)

ضمن تسلیت ضایعه درگذشت شهادت‌گونه رئیس جمهور، همزمان که خیزهای بلند قدیس‌سازی در حال انجام است، لازم است به چند نکته برای انتخابات بعدی توجه شود:

۱. اینکه صرفا فردی حرف شنو در راس کار اجرا باشد کافی نیست. اختیارات و سررشته امور به دست حلقه بعدی قبیله و طایفه از جنس داماد و خاله و عمه و..می افتد.

۲. تجربه فرمانبرداری محض مرحوم رییسی نشان داد، ریس جمهور باید دارای فلسفه مدیریتی و استراتژی و هندسه معرفتی خاص خود باشد..درغیر اینصورت اداره هیاتی کشور اجتناب ناپذیر خواهد بود.

۳. تصور می‌شد در حاکمیت یکدست اختلافی بروز نمی‌کند. اینگونه نشد. ظهور اختلاف اجتناب ناپذیر است.

۴. کمتر کسی پیدا می‌شود که تایید نکند اقای رییسی شخصیت فردی سالمی داشتند و بشدت تلاش می‌کردند اثرگذار باشند. لکن بضاعت ایشان همین بود.

۵. فراموش نکنیم اگر حادثه سقوط پیش نمی‌آمد یکسال دیگر ایشان بصورت طبیعی زیر ضرب شدیدترین انتقادات رقبا در انتخابات سال ۱۴۰۴ می‌رفتند. لکن حکمت خداوند چیز دیگری بود.

۶. اینکه در نتیجه وضعیت پیش آمده، فضای هیجانی و قدسی در حال شکل‌گیری است، به عنوان یک خیرخواه آن را برای نظام مفید نمی‌دانم. از حکومت شهید رجایی هیچ تجربه ای(نکات مثبت و منفی) نداریم.

۷. نگران کننده است که چنان قدیس‌سازی شود که دیگر امکان نقد و تفکیک شخصیت و عملکرد مرحوم رییسی در ۵۰ روز بعد فراهم نشود. رقبا در این فضا امکان و جرأت طرح سوال نخواهند داشت.

۸. فراموش نکنیم آقای رییسی محصول ایده حاکمیت یکدست بود لکن سه سال نشان داد حاکمیت یکدست آنچه گمان می‌شد به بار نیاورد.

۹. یکدستی حاکمیت پس از سه سال نتیجه اقتصادی نداشت. گواه آن دلار حداقل ۶۰ تومنی و تورم همچنان ۵۰ تومنی و حرکتهای کوچک ۲ و ۳ درصدی رشد و …

۱۰. سقوط مهمترین روز اجرایی ساختار اجرایی مرحوم رییسی بود. حرفهای زیادی برای گفتن در آن هست.

جمع بندی و پیشنهاد: با وجود اینکه امیدی ندارم، به عنوان یک خیرخواه به اتاق‌های فکر جمهوری اسلامی پیشنهاد می‌کنم برای ۵۰ روز آینده تغییر ریل دهند. حادثه ناگوار و فضای هیجانی نباید مبنای ادامه همین روند باشد. زمان انتخاب است اگر چه انتخاب سختی است. که پایان مرحوم رییسی، پایان حاکمیت یکدست باشد.
@JENewspaper

This comment was minimized by the moderator on the site

کارشناس صدا و سیما: شورای نگهبان کار بسیار خوبی کرد که رقبای ابراهیم رئیسی را در انتخابات ۱۴۰۰ رد صلاحیت کرد و الان هم باید رقبا را رد صلاحیت کند تا یک رئیس جمهور شبیه رئیسی در ۷ تیر انتخاب شود

@Sahamnewsorg

This comment was minimized by the moderator on the site

پیچ تاریخی

اگر جمهوری مومنین و مومنات و واعظین و مادحین همچنان بخواهند درب بر پاشنه سابق بچرخد و با عدم همراهی با گزینه میانه رو خودشان و یا فشار بر شورای نگهبان بجهت حذف گزینه های میانه رو مقابل خودشان در پی خالص سازی بیشتر باشند،آنچه از ایران در آینده ای بسیار نزدیک باقی خواهد ماند سیلی از خشونت است.

خشونتی که بارها بر افزایش آن در صورت تغییر ناپذیری در ایران تاکید داشته ام و حال دیگر همه دارند زبانه های فراخ آن را نیک می بینند.
(و به هنگام شیوع خشونت دیگر چه توفیر بین اراده طبیعت یا انگیزه های داخلی و مداخله خارجی)

تحلیل زمانی چرخش سیاسی و البته اتمام همزمان فرصت اصلاح سیاسی در ایران برای خود بنده سال ۱۴۰۴ بود.اکنون اما شرایط تغییر کرده است و همه چیز در چند روز آینده مشخص خواهد شد.

ایران اگر در ۱۴۰۳ بچرخد خون سید خراسانی توانسته جلوی خون‌های زیادی را بگیرد.و اگر عرصه خطیر پیش روی ایران درست فهم نشود، حوادث عجیبی در پیش خواهد بود.

دوستان زیادی در فضای کشور من جمله خود بنده آماده هستند تا بشرط رؤیت نشانگان چرخش دست از سکوت راهبردی بردارند و اقدام به تسهیلگری منطقی بجهت عبور کم هزینه ایران از پیچ تاریخی خود بزنند.

خدای ناکرده فردای پس از تکرار چندباره پروژه خالص سازی در ۱۴۰۳ با توجه به وضعیت پرابهام کارآمدی ۳سال گذشته، کشور مجدد با انبوهی از مشکلات در حوزه های اقتصادی و انرژی و سیاست خارجه و...رو به رو خواهد بود.تحولات نه از فردای مشخص شدن نتایج انتخابات بلکه از فردای اعلام تایید صلاحیت‌ها شتاب تصاعدی پیدا خواهند کرد.

مگر آنکه کشور بچرخد، که من امیدوارم به این چرخش.و اکنون در این شرایط پیچیده زاویه چرخش از حداقلی تا حداکثری برایم موضوعیت ندارد.

ارسال پالس قطعی و یقینی عبور هسته سخت قدرت از نخبگان سیاسی و عموم مردم بواسطه پیشبرد پروژه خالص سازی اتفاقات عجیبی را در ایران رقم خواهد زد.

https://t.me/seyyedhashemfirouzi

This comment was minimized by the moderator on the site

تاملی کوتاه درمرگ ناباورانه و
پر از ابهام سید ابراهیم رئیسی

محمدجواد مظفر

امروز دوم خرداد ۱۴۰۳، دقیقا ۲۷ سال پس از دوم خرداد ۱۳۷۶، روزی که مردم ایران خصوصاً نسل جوان با چه شور و شوقی پای صندوق‌های رأی رفتند و با انتخاب «سید محمد خاتمی» طرحی نو در اداره کشور را طلب کردند.

و چه بگویم از بازی زمانه که در چنین روزی از قضای روزگار، مردم شاهد و ناظر تشییع پیکر رئیس‌جمهور، وزیر خارجه و همراهانش باشند که در جریان سقوط بالگرد، جان خود را از دست داده‌اند.

جوانان ۱۸ تا ۲۵ ساله دوم خرداد ۷۶ که موتور محرک اصلی این تحول و دگرگونی بودند، امروز ۴۵ تا ۵۲ ساله هستند و در این سال‌ها چه تحولات و حوادثی را که نظاره کرده‌اند و چه امیدها و آرزوهای آنان که در بستر تحولات سیاسی این سال‌ها به‌گونه‌ای دیگر رقم خورده‌است.

در طی این سال‌ها دو رئیس‌جمهور به‌گونه‌ای ناباورانه و پرسش‌برانگیز جان خود را از دست داده‌اند. سه رئیس‌جمهور به انزوا کشیده شدند و از سوی حاکمیت بعضاً ممنوع‌التصویر و بی‌صلاحیت برای پذیرش هرگونه مسولیتی شده‌اند.
یک نخست وزیر و یک رئیس مجلس ۱۴ سال است که در حصر به سر می‌برند و مردم ایران به زندگی که چه عرض کنم به زنده بودن خود ادامه می‌دهند.

وا اسفا! چه زمانی قرار است از این درهم تنیدگی مرگ و زندگی بیاموزیم؟!
آیا نباید ازسوی حاکمیت روزنه‌ای برای همدلی و وحدت ملی گشوده شود؟

یا به قول فرخی یزدی باید گفت:
«زندگی کردن من مردن تدریجی بود / آنچه جان کند تنم عمرحسابش کر دم»؟
@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

معادله جانشینی رهبر بعد از مرگ رئیسی

حسین باستانی
مهر ماه ۱۴۰۲، نقل قولی از وحید حقانیان معاون سابق امور ویژه دفتر رهبری منتشر شد که حکایت داشت ابراهیم رئیسی در سال ۱۳۹۶، با او در مورد رهبر شدن خود مشورت کرده است. حقانیان به تکذیب این نقل قول پرداخت، ولی وقتی منبع خبر اعلام کرد که فایل صوتی روایت در دسترس است، پافشاری بیشتری در تکذیب خبر صورت نگرفت.

خبر استمزاج ابراهیم رئیسی از آن جهت مهم بود که ظاهرا نشان می‌داد حتی قبل از تصدی پست ریاست جمهوری یا ریاست قوه قضاییه، و در زمانی که متولی آستان قدس بوده، چشم به بالاترین جایگاه حکومت ایران داشته است.

در سال‌های پایانی زندگی ابراهیم رئیسی، نشانه‌های حاکی از افزایش این تمایل، و نیز تلاش حامیان سیاسی و رسانه‌ای او برای جا انداختنش به عنوان یک نامزد اصلی جانشینی، به وضوح شدت گرفت. در آخرین مراسم «هفته دولت» عمر رئیسی، علی خامنه‌ای در جمع اعضای دولت، به صراحت او را برتر از سایر روسای جمهور زمان رهبری خود معرفی کرد. او در شهریور گذشته گفت به همه دولت هایی که سر کار آمده اند «کمک» کرده اما دولت رئیسی را، فراتر از آنها، شایسته «تمجید» می‌داند.

بعد از کشته شدن ابراهیم رئیسی در سقوط هلیکوپتر، البته شایعه‌ای منتشر شده که مدعای آن، خروج وی از فهرست کاندیداهای جانشینی در مجلس خبرگان به خاطر «سوء مدیریت» و «کاهش محبوبیت» بوده است. ولی مشکل بتوان تصور کرد مستندی در تایید این شایعه وجود داشته باشد. به ویژه چون -به تاکید اعضای مختلف مجلس خبرگان- رصد کردن مصادیق احتمالی جانشینی رهبر در کمیته ای به‌کلی سری صورت می گیرد، که روایت غالب در مورد تعداد اعضای آن ۳ نفر است. به عبارت دیگر، اساسا باید در هرگونه ادعای اطلاع از تصمیم های «مجلس خبرگان» در مورد رهبر آینده شک کرد.

از آن گذشته، بسیار دشوار است تصور شود که اعضای گوش به فرمان مجلس خبرگان، در شرایطی که علی خامنه‌ای به‌وضوح از عملکرد رئیس جمهور محبوبش راضی بوده، حکم به «سوءمدیریت» رئیسی بدهند. و حتی دشوارتر است تصور شود که این مجلس، «محبوبیت» پایین رئیسی را پایین تر از سایر رقبای نامحبوب او ارزیابی کند، یا اساسا محبوبیت را عامل تعیین کننده‌ای در تصدی مقام رهبری بداند.
@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

لا تَفرِحَنَّ بِسَقطَةِ غَيرِكَ لا تَدري ما يُحدِثُ بِكَ الزَّمانُ؛
از زمين خوردن كسى شادمان مشو، كه نمى‏‌دانى گردش روزگار براى تو چه در آستين دارد ...
غرر الحكم و دررالكلم

رزومه سازی و کارنامه غیرمعتبر ساختن برای آقای رئیسی خطاست.
مرحوم رئیسی همان بود که در این مدت خود را نشان داد.... از مرگ وی و هر انسانی تاسف میخوریم ولی با حفظ مواضع و نقدهای اساسی...... در دوران ریاست جمهوری وی خسارت ها بر کشور وارد شد.
علیرضا کفایی
@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

«سقوط مشکوک» بالگرد رئیس‌جمهوری ایران؛ چرا روایت رئیس دفتر او بر ابهامات حادثه می‌افزاید؟
ابهامات روایت رسمی از سقوط هلیکوپتر رئیسی؛ آیا تماس تلفنی با آل‌هاشم قابل مکان‌یابی نبود؟

نگارش از Farhad Mirmohammadsadeghi
تاریخ انتشار ۲۲/۰۵/۲۰۲۴ - ۱۶:۴۵

روایت غلامحسین اسماعیلی، رئیس دفتر ابراهیم رئیسی از سانحه هلیکوپتر رئیس جمهوری اسلامی ایران بر ابهامات این سقوط افزود. این روایت رسمی که سعی در مرتفع ساختن ابهامات مطرح شده از زمان حادثه داشت، به نظر می‌رسد بر عمق مسائل مطرح شده افزوده است. به برخی از این موضوعات می‌پردازیم.

ادعای نخست: هوا هنگام سانحه خوب بود
غلامحسین اسماعیلی در روایت روز سه‌شنبه خود تاکید دارد که هوا در هنگام پرواز بسیار خوب و بدون هیچ اختلال جوی بوده است. او می‌گوید: «قریب ساعت یک بعدازظهر در یک هوای خوب و صاف و بدون هیچ پدیده جوی خاصی پرواز به سمت تبریز آغاز شد.»

با بررسی آب و هوای آن زمان از روی نقشه‌ها و سوابق اینترنتی مشخص می‌شود که ادعای او مبنی بر صاف بودن هوا در آن زمان در منطقه سد قیز قلعه‌سی غیرواقعی نیست.

نقشه هوایی زمان برخواستند هلی‌کوپتر ابراهیم رئیسی از سد قیز قلعه‌سی
نقشه هوایی زمان برخواستند هلی‌کوپتر ابراهیم رئیسی از سد قیز قلعه‌سیZoom Earth
آقای اسماعیلی می‌افزاید: «بعد از ۴۵ دقیقه از حرکت در دره مجاور منطقه معدن مس سونگون لکه ابری که مانند سفره ای در آسمان بگسترانند دیده شد، هیچ هوای مه آلودی نبود در یک منطقه محدود لکه ابری روی این دره قرار داشت اما از نظر ارتفاع پروازی به گونه ای بود که با این ابرها مواجه شدیم و حتی قدری هم پایین تر از ابرها بودیم.»

با بررسی سوابق آب و هوایی مربوط به آن زمان، می‌بینیم که بارش محدودی در آن منطقه در ساعت ۱۳:۳۰ به وقت ایران (۱۲ به وقت اروپای مرکزی) وجود داشته است.

اما، کلنل استیو گینارد، خلبان سابق جنگنده در گفتگو با شبکه ای‌بی‌سی آمریکا ادعا می‌کند که در زمان حادثه هوا مه‌آلود بوده است. تصاویری هم که چند کاربر شبکه‌های اجتماعی از لحظه بلند شدن هلیکوپتر‌ها به اشتراک گذاشته‌اند، آسمانی ابری را نشان می‌دهد.

آقای گینارد در این‌باره می‌گوید: «به نظر می‌رسد این یک حادثه کلاسیک است که هنگامی رخ می‌دهد که خلبانان هلیکوپتر تلاش می‌کنند در آب و هوای مناطق بسیار کوهستانی در سطح پایین پرواز کنند. ما می‌دانیم که در منطقه مه زیادی وجود داشت. می‌دانیم که مسافران شخصیت‌های بسیار مهمی بودند و این امر باری اضافی، دست‌کم از نظر ذهنی، بر خلبانان وارد می‌کند. وقتی در کوه‌ها پرواز می‌کنید و دید بسیار کمی دارید، تمایل طبیعی برای خلبانان هلیکوپتر پرواز در سطح پایین و قرار گرفتن در زیر مه یا لایه ابر است. آن‌ها می‌دانند که می‌توانند پرنده خود را در صورت نیاز فرود بیاورند. اما اغلب این امر به تراژدی منجر می‌شود.»

آقای گینارد می‌افزاید: «اگر به یاد داشته باشید، اوایل امسال در ماه فوریه، یک هلیکوپتر نیروی دریایی در حال تلاش برای انجام همین کار بود، سعی داشت به سن دیگو برگردد و در کوه‌های بالای سن دیگو، درست در شرق سن دیگو، سقوط کرد و متأسفانه همه‌ی تفنگداران دریایی درون آن جان خود را از دست دادند.»

آقای اسماعیلی در این‌باره گفته بود: «خلبان مصطفوی که خلبان بالگرد حامل رئیس جمهور بود به عنوان فرمانده میدان به بقیه خلبانان اعلام می کند که بالای ابرها حرکت کنند بالگرد وسط حامل رئیس جمهور بعد از ۳۰ ثانیه ادامه مسیر از بالای ابرها، خلبان متوجه شد که بالگرد وسطی نیست و دیگر بالگرد حامل رئیس جمهور را ندیدیم پروازمان هم عادی بود و لرزشی نداشتیم و به مسیر ادامه دادیم و بلافاصله هم ابر تمام شد.»

او افزود: «چون این بالگرد نیامد بالا، بلافاصله خلبان بالگرد ما دور زد و برگشت پرسیدم چرا برگشتید؟ گفت بالگرد اصلی نیامده و پرسیدم آخرین ارتباط رادیویی شما کِی بوده؟ گفت یک دقیقه و ۳۰ ثانیه قبل؛ قرار شد بگردیم و آنها را پیدا کنیم ما هم در این بخش که ابر بود، زیر پایمان را نمی دیدیم امکان بازگشت به زیر ابر نبود هر چه قدر هم تلاش کردیم که ارتباط رادیویی بگیریم، مقدور نبود یکی دو دقیقه بعد در معدن مس سونگون فرودآمدیم و پیگیر شدیم.»

واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی به ادعای نخست
یکی از موضوعاتی که کاربران شبکه‌های اجتماعی به آن بسیار اشاره کردند این است که چه‌طور با وجود این که سه هلیکوپتر پشت سر هم پرواز می‌کردند، خلبان هلیکوپتر سوم پس از سی ثانیه متوجه غیبت هلیکوپتر میانی، یعنی هلیکوپتر ابراهیم رئیسی شده است؟

ادعای دوم: با امام جمعه تبریز سه چهار بار تماس تلفنی داشتیم
اما یکی از قسمت‌های اصلی حرف‌های آقای اسماعیلی به پس از حادثه بر می‌گردد. رئیس دفتر ابراهیم رئیسی می‌گوید که با محمدعلی آل‌هاشم، امام جمعه تبریز که در هلیکوپتر آقای رئیسی حضور داشته، تا سه ساعت بعد از حادثه در تماس بوده است.

غلامحسین اسماعیلی می‌گوید: «کادر پروازی گفتند با کاپیتان مصطفوی تماس تلفنی گرفته‌ایم که آقای آل‌هاشم جواب داده و ایشان گفتند که حال من خوب نیست و داخل دره افتاده‌ایم و چیز خاصی نگفته بود. بعد من با همان تلفن تماس گرفتم و آقای آل هاشم جواب داد پرسیدم حالتان چه طور است؟ گفت حالم خوب نیست و درد داشت گفت نمی‌دانم چه شده؟»

او می‌افزاید: «گفت لابه لای درختان هستم درباره سایر همراهان پرسیدم گفت هیچ کدام را نمی‌بینم و کسی اطراف من نیست و مشخصه جنگل را داد. ما همانجا متوجه شدیم که بالگرد آنها دچار سانحه شده در معدن مس امکانات آمبولانس بود. بلافاصله به سمت منطقه ای که برآورد کرده بودیم سانحه باشد رفتند. من ۳ تا ۴ بار با آقای آل هاشم صحبت کردم تا ۳ ساعت بعد از سانحه پاسخگو بود ولی دیگر پاسخ نداد.»

آقای اسماعیلی می‌گوید که سه یا چهار بار در طول سه ساعت با آقای آل هاشم در تماس بوده است. ای سوال پیش می‌آید که چطور تلفن آقای آل‌هاشم ردیابی نشده است؟ آیا این کار امری پیچیده است؟ امکان‌پذیر است یا خیر؟

در این‌باره با یک محقق و استاد دانشگاه در زمینه مخابرات و آنتن گفتگو کردیم.

او که به شرط محفوظ ماندن نامش حاضر به گفتگو با یورونیوز شد، درباره امکان مکان‌یابی تلفن همراه محمدعلی آل‌هاشم می‌گوید: «در این‌‌باره دو احتمال وجود دارد، یکی این که این تلفن همراه معمولی بوده، در واقع همین تلفن همراه سلولی رایج که از شبکه‌های سلولی استفاده می‌کند، که خوب ارائه‌دهندگان خدمات مثل همراه اول و یا شرکت‌های دیگر، همیشه موقعیت همه کاربران را نه تنها می‌توانند بفهمند، بلکه دنبال می‌کنند.»

او افزود: «این هم دلیل فنی دارد و هم دلیل تجاری. مثلا فرض کنید مرزی را در حد ۱۰ متر رد می‌کنید. تلفن همراه شما همچنان آنتن‌های کشور مبدا را می‌بیند. یعنی از نظر ارتباط هیچ مشکلی نیست. ولی شرکتی که این سرویس را ارائه می‌دهد می‌داند که شما مرز را رد کردید و تعرفه رومینگ را برای شما اعمال می‌کند. یعنی دقیقا می‌داند که موقعیت شما کجا است. دلیلش هم این است که خوب تعداد برج‌های مخابراتی آن‌ها بسیار زیاد است و این کار را می‌توانند انجام دهند.»

این کارشناس درباره نحوه مکان‌یابی گفت: «فرض کنید چند برج مخابراتی وجود دارد. این‌ها سیگنال را می‌فرستند و پاسخ موبایل را دریافت می‌کنند و از روی تاخیر این سیگنال، دقیقا می‌فهمند که موقعیت کجاست و دقت آن می‌تواند به حتی چند متر برسد.»

او درمورد این که اگر فرض کنیم موبایل کاپیتان مصطفوی که به دست آقای آل‌هاشم افتاده ماهواره‌ای بوده است، گفت: «اگر هم تلفن همراه ماهواره‌ای باشد، باز هم این‌طور است. یعنی خوب، ایران که خودش فکر نمی‌کنم شبکه ماهواره‌ای داشته باشد. ولی شرکت‌های تجاری هستند که این‌ها ماهواره‌هایی دارند و برخی از آن‌ها به سطح زمین نزدیک‌ترند و این‌ها خدمات تلفن همراه را ارائه می‌کنند. آن‌ها هم دقیقا می‌فهمند که کاربرشان کجاست. به خاطر این که آن‌ها هم چندین ماهواره دارند که همزمان می‌توانند به این تلفن همراه دسترسی داشته باشند و سیگنال را بفرستد و دریافت کند و آن هم از روی تاخیر این سیگنال در می‌یابد که کاربر کجا است و بازهم در حد چند متر قابل تشخیص است.»

این استاد دانشگاه افزود: «این‌ها تکنیک‌های بسیار متداول بود که به وسیله آن‌ها شرکت ارائه دهنده سرویس می‌تواند به مکان کاربر پی ببرد. اما روش‌های پیچیده‌تری نیز وجود دارد که یک فرد ثالث، یعنی نه کاربر و نه ارائه دهنده سرویس می‌تواند دریابد که در یک جنگل یا کوهستان تلفن همراهی فعال است. یعنی یک منبع الکترومغناطیسی وجود دارد. این هم موضوعی است که از روی مقاله‌هایی که در ایران منتشر شده، می‌تواند دریافت که صنایع دفاعی ایران ده‌ها سال است روی این موضوع کار می‌کند. این یک موضوع بسیار کلاسیک در بحث رادار است که به آن مکان‌یابی غیرفعال (Passive Localization) می‌گویند. یعنی یک فرد ثالث می‌بیند که یک منبع الکترومغناطیس وجود دارد، نقطه‌ای وجود دارد که سیگنالی را منتشر می‌کند و این فرد ثالث می‌تواند منبع انتشار را پیدا کند. این موضوع در بحث رادار بسیار کلاسیک است و همان‌طور که گفتم ایران دهه‌ها است روی این مساله کار می‌کند. این موضوع به هر حال کمی پیچیده‌تر است، اما یک دولت که به شرکت‌های ارائه دهنده خدمات دسترسی دارد، بدیهی است که می‌تواند مکان اشخاص را پیدا کند.»

واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی به ادعای دوم
موضوع برقراری ارتباط با آقای آل‌هاشم پس از حادثه با واکنش گسترده کاربران در شبکه‌های اجتماعی روبرو شده است.

چندین کاربر با به اشتراک گذاری حرف‌های محسن منصوری، معاون اجرایی ابراهیم رئیسی در اخبار ساعت ۲۱ روز حادثه که مدعی شده بود با یکی از کادر پرواز نیز ارتباط صورت گرفته، تناقض میان حرف‌های او و ادعای آقای اسماعیلی را زیر سوال بردند.

کاربران زیادی نیز به عدم ردیابی تلفن آقای آل‌هاشم اشاره کرده‌اند و گفته‌اند که یافتن مکان تقریبی با وجود دکل‌های مخابراتی موجود به هیچ عنوان کار مشکلی نبوده است.

دیگر مساله‌ای که کاربران شبکه‌های مجازی به آن به دفعات اشاره کرده‌اند این است که آقای اسماعیلی مدعی شده است که تلفن همراه کاپیتان مصطفوی، خلبان پرواز در دست آقای آل‌هاشم بوده است. کاربران این ادعا را بارها زیر سوال برده‌اند.

ادعای سوم: هیچ دودی در محل حادثه مشاهده نشد
غلامحسین اسماعیلی گفت: «وقتی توانستیم محل حادثه را پیدا کنیم، اوضاع و احوال اجساد نشان می‌داد که آن‌ها بلافاصله پس از حادثه کشته شدند، اما آقای آل‌هاشم چند ساعتی پس از حادثه جان باخت.»

او درباره این که آیا در لحظه سقوط هلیکوپتر نشانی از دود و یا صدای انفجار مشاهده شده است یا خیر گفت: «نه، ما همان موقع حتی که از بالا کنترل می‌کردیم، نه صدای انفجاری، نه آتشی، نه دودی، هیچ‌چیزی مشخص نشد. حتی همان‌جا ما دهداری‌ها، بخش‌داری‌ها و نیروی انتظامی و جنگل‌بانی را بسیج کردیم که از روستاها بپرسند آیا حادثه‌ای را مشاهده کرده‌اند؟ هیچ‌کس هیچ‌چیز ندیده بود. انفجاری، سقوطی.»

این درحالی است که اصغر عباسقلی‌زاده فرمانده سپاه پاسداران آذربایجان شرقی پس از پیدا شدن اجساد گفته بود: «برخی از پیکرها متاسفانه سوخته‌اند و قابل شناسایی نیستند.»

همچنین منصور ارضی، مداح نزدیک به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نیز روز سه‌شنبه در مراسمی ادعا کرد که جسد آقای رئيسی سوخته بود.

در تصاویری که از صحنه سقوط منتشر شده، چند جسد به نظر سوخته می‌رسند اما یک جسد که به پشت افتاده به نظر می‌رسد که کاملا سالم است. همین امر باعث پدیدار شدن تناقضاتی شده و سوالاتی را پیش می‌کشد.

اگر انفجار صورت گرفته، چطور قابل رویت نبوده است؟ اگر انفجار بنابر اظهارات آقای اسماعیلی انفجاری نبوده، چرا پیکرها سوخته‌اند؟

نکته دیگر در مورد همین ادعا این است که هنوز کاملا مشخص نیست چه کسی نخست به صحنه سقوط رسیده است. سی‌ان‌ان ترکیه ادعا کرد که خبرنگار آن‌ها نخست بر سر این صحنه حاضر شده، اما چند موتورسوار محلی نیز گفتند که آن‌ها نخست هلیکوپتر را پیدا کرده‌اند. همچنین چند نیروی سپاه نیز مدعی شدند که پیش از همه به هلیکوپتر رسیده‌اندو

واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی به ادعای سوم:
بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی با توجه به این که سه هلیکوپتر حامل ابراهیم رئیسی و هیات همراهش باهم در حال پرواز بودند، مشاهده نشدن انفجار پس از سقوط را زیر سوال برده‌اند.

به نظر می‌رسد ابهامات زیادی همچنان در مورد سانحه هلیکوپتر که منجر به کشته‌شدن ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری اسلامی ایران و حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه و دیگر همراهانشان شد، مطرح است.

غلامحسین اسماعیلی روز چهارشنبه در حاشیه مراسم تشییع ابراهیم رئیسی در گفتگو با ایرنا گفت: «مساله تیم فنی و بحث فنی بالگرد در دست بررسی است.»

با این حال به نظر می‌رسد همچنان و تا انتشار گزارش فنی دامنه ابهامات گسترده‌تر هم خواهد شد.

This comment was minimized by the moderator on the site

«زندگی، جنگ و دیگر هیچ»
داستان زندگی مردم ایران و
سیاست‌های حاکم بر کشور

محمدجواد مظفر

مرحوم اوریانا فالاچی (۲۰۰۶-۱۹۲۹) خبرنگار مشهور ایتالیایی سال‌های آخر قرن بیستم که مصاحبه‌های جنجالی او با سران کشورها از جمله شاه ایران و امام خمینی، شهرت جهانی داشت؛ کتابی دارد تحت عنوان:"زندگی، جنگ و دیگر هیچ" که پیرامون مشاهداتش از جنگ ویتنام و مکزیک است.

او در این کتاب نشان می‌دهد که چگونه زندگی و جنگ پدیده‌های درهم تنیده‌ای هستند که بشریت در طول تاریخ آن را تجربه کرده است. به زبان دیگر از آنجا که صیانت نفس و حب ذات از قوی‌ترین غرائز بشری است، انسان در هر زمان تلاش می‌کند ضمن تطبیق خود با شرایط، به "زندگی" ادامه دهد (شرایط این روزهای مردم غزه خود نشانه بارزی از این درهم تنیدگی زندگی و جنگ است).

چند نسل از مردم ایران نزدیک به نیم قرن است که با عبور از شرایط سخت سال‌های انقلاب، جنگ ۸ ساله و سیاست‌های حاکم بر کشور، خصوصاً مسأله انرژی هسته‌ای و تحریم‌های درازمدت جهانی علیه ایران، براساس همان اصل میل به بقا به زندگی خود ادامه می‌دهند.

این وضعیت حاکمان را دچار توهم کرده که گویی کشور را اداره می‌کنند و روز و شب و هفته و ماه و سال‌های متمادی است که مردم در حال زندگی هستند. دریغ از آن که بیندیشند این حاصل تلاش خود مردم برای ماندن و بقاست، نه نتیجه توان اداره کشور توسط حاکمان.

از آنجا که همواره تلاش کرده‌ام نوشته‌های خود را در کوتاه‌ترین حد ممکن بنویسم، تنها به دو،سه نمونه بسنده می‌کنم. خوانندگان این نوشته خود می‌توانند سایر موارد را به آن اضافه کنند.

۱. پدیده‌ای به نام دارو
دفتر کارما سال‌هاست که پشت داروخانه سیزده آبان است. از گذشته تا حال هرچه به سال‌های اخیر نزدیک‌تر شده‌ایم، تعداد دهنه‌های  واحدهای تجاری دوطرف نبش خیابان خردمند شمالی و کریمخان‌زند و واحدهای اداری طبقات بالای ساختمان و انبارهای داروخانه گسترش چشم‌گیری یافته است.
معمولا به همکاران خود می‌گویم هرگاه از شرایط خود آزرده شدید بروید سری به جمعیتی که روی صندلی‌های داخلی بخش‌های مختلف داروخانه در چندین ساختمان و نیز در نوبت تعیین تکلیف در پیاده‌رو نشسته‌اند تا داروی مورد نیاز بیمار خود را به دست آورند، نگاهی بیندازید، آنگاه شاکر سلامتی خود باشید!
ظاهراً چندین داروخانه دیگر تحت عنوان هلال احمر و... در چند نقطه دیگر تهران هستند که روزانه محل تجمع صدها شهروند نیازمند داروهای خاص می‌باشند. آنقدر این وضعیت با زندگی ما گره خورده است که گویی همه مردم دنیا به همین طریق دارو تهیه می‌کنند و این است و جز این نیست! در حالی که این شرایط محصول مناسبات ناسالم ما با جهان و تحریم‌های خانمان‌سوز است.

۲. سهمیه‌بندی آرد در نانوایی‌ها
یکی دیگر از پدیده‌های تأسف‌بار در کشوری مانند ایران با زیربناها و موقعیت ویژه که می‌توانست به گونه‌ای دیگر مناسبات زندگی و اقتصادی مردم را رقم زند، موضوع آرد نانوایی‌هاست که چه سازوکارهای پیچیده و هزینه‌آوری برای کنترل آن در نظر گرفته‌اند و از دل آن چه فسادهایی که ظهور و بروز می‌یابد.
حکومت انقدر غرق در این نوع مسایل است که گویی راه در کشورداری همین است ولاغیر و بازهم مردم در تمامی کشورها برای تهیه نان روزانه خود همین‌گونه گرفتار هستند!!و چون مردم برای ادامه زندگی ناگزیر از تمکین‌اند، حکومت فکر می‌کند کشورداری یعنی همین!!!

۳.فیلترینگ
از زمان استقرار جمهوری‌اسلامی همواره دچار انواع ممنوعیت‌ها و فیلتر پدیده‌های دنیای مدرن هستیم. از ویدیو و ماهواره گرفته تا فیلتر فضای مجازی. به گونه‌ای که گویی این هم جزئی از زندگی ماست. در حالی که این دقیقاً حاصل نگاه بسته حاکمان به زندگی و پدیده‌های دنیای جدید است. مردم هم با انواع فیلترشکن کار خود را پیش می‌برند و به گونه‌ای به تصمیم حاکمیت دهن کجی.

و بدین‌سان امور می‌گذرد و زندگی همچنان ادامه دارد.
حکومت به راهی می‌رود و مردم نیز برای بقا و ادامه حیات به راهی دیگر
و «حکایت همچنان باقی است»
@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

رئیسی:

حکمرانی ولایی با حکمرانی‌های دیکتاتوری یا دموکراسی متفاوت است
سخن از عهد است نه رای؛ رای کجا و عهد کجا؟

تعریف ابراهیم رئیسی از حکمرانی: سخن از عهد است نه رای؛ رای کجا و عهد کجا؟!

  رئیسی در تعریف جدید خود، به جای دولت - ملت، از ایده امام - امت، استفاده کرده و می گوید:

حکمرانی ولایی با حکمرانی‌های دیکتاتوری یا دموکراسی متفاوت است / سخن از عهد است نه رای؛ رای کجا و عهد کجا؟

رئیس دولت انقلابی، گفت: ارتباط، دلدادگی، عشق و محبت بین امام و امت موجب می‌شود حکمرانی ولایی از حکمرانی‌هایی که می‌خواهد دستوری و دیکتاتوری عمل کنند یا نام نظام‌های دموکراسی را دارند، متفاوت باشد
https://t.me/jamehmadani

This comment was minimized by the moderator on the site

"دکتر حشمت معتقد بود اگر انقلاب همیشه به دنبال شعارهای تند و ویرانگر برود، افتخاری برای خود ذخیره نخواهد کرد. وضع مردم را به بهانه انقلاب بدتر کردن هنر نیست و اگر ما توانستیم وضع مردم را بهتر بکنیم به بشریت خدمت کرده‌ایم"

۲۱ اردیبهشت (۱۲۹۸) سالروز اعدام‌ دکتر ابراهیم حشمت طالقانی (حشمت الاطبا)، از یاران نهضت جنگل به دستور تیمورتاش حاکم گیلان است.
سعید معدنی
@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

موفق‌ترین دولت پس از انقلاب


یرواند آبراهامیان

بعد از موفقیت قـاطـع اطلاح‌طلبان در انتخابات سال ١٣٧۶ ، سید محمد خاتمی در زمینۀ سیاست خارجی در جهت بهبود ارتباط ایران با جهانیان تلاش‌های گـسـتـرده‌ای کرد . او به حقوقدانان بین‌المللی اطمینان داد که حکم سنگسار در ایران اجرا نمی‌شود و برای حذف کامل مجازات‌های بدنی تلاش خواهد کرد ، خاتمی از تمام کشورهای جهان برای سرمایه‌گذاری در ایران دعوت به عمل آورد و در اقدامی کاملا نوآورانه در گفت‌وگویی اختصاصی با شبکۀ CNN آمریکا شرکت کرد ، او به طور خصوصی آیت‌الله خامنه‌ای را به کاهش محدودیت‌های اعمال شده بر بهاییان ترغیب کرد و به دولت انگلستان اطمینان داد که ایران درصدد اجرای فتوای موجود علیه سلمان رشدی نیست .

درمقابل دولت بریتانیا هم روابط کامل دیپلماتیک با ایران را که از سال ۵٧ قطع شده بود دوباره از سر گرفت و رییس جمهور وقت آمریکا کلینتون تحریم‌های ایران را تا اندازه‌ای کاهش داد و اجازۀ واردات پسته ، فرش و زعفران از ایران و صادرات کالاهای کشاورزی و دارویی به ایران را صادر کرد . وزیر خارجۀ آمریکا هم در اقدامی تحسین برانگیز از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٩ اظهار تاسف کرد و بابت آن از مردم ایران معذرت خواست !!

سازمان ملل نام ایران را از بین کشورهای ناقض حقوق بشر خارج کرد و اکثر کشورهای اروپایی از تهیۀ قطعنامه علیه ایران دست کشیدند ، همچنین بانک جهانی با #ضمانت دولت آمریکا ٢٢٣ میلیون دلار وام بابت خدمات پزشکی و سیستم فاضلاب در اختیار ایران قرار داد ، شرکت‌های اروپایی و ژاپنی برای سرمایه‌گذاری ١٢ میلیارد دلاری در صنعت نفت و خودروی ایران اعلام آمادگی کردند

دولت او همچنین برنامه‌های توسعۀ روستایی در زمینه‌های آموزشی و خانه‌سازی را گسترش داد و تا سال (1380/2000) ٩۴% از مردم ایران باسواد بودند و در بخش کاهش نرخ مرگ‌و میر کودکان ایران به مقام اول جهان رسید و دولت با تشکیل صندوق ذخیرۀ ارزی مقداری از درآمدهای نفتی کشور را برای شرایط اضطراری کنار گذاشت .

دولت خاتمی بخشی از بودجۀ دولت را به سوی سازمان‌ های غیردولتی مانند باشگاه‌های ورزشی ، رورنامه‌ها و فرهنگسراها هدایت کرد ، شمار روزنامه‌های ایران از پنج عدد در سال ٧۶ به ٣٢ عدد در سال ٨۴ افزایش پیدا کرد ، دولت خاتمی یک صد لایحۀ اصلاحگرانه به منظور ممانعت از انواع سانسور را تصویب کرد و برای حمایت از زنان سن ازدواج را با وجود تمام مخالفت‌ها به ١٨ سال افزایش داد و در دادگاه‌های خانواده برای زنان حقوق برابر با مردها قائل شد و به مدارس دخترانه در تمام مقاطع درسی اجازه داد که دانش‌آموزان از پوشش‌های رنگی استفاده کنند .

بدون هیچگونه اغراقی خاتمی را باید موفق‌ترین رییس جمهور ایران بعد از انقلاب سال ۵٧ دانست زیرا ایران در سال (١٣٨١/٢٠٠١) در شرایطی پا به قرن بیست و یکم گذاشت که اگر نگوییم در غرب آسیا اما در خاورمیانه به عنوان قدرت اول منطقه در تمام زمینه‌ها شناخته میشد !!

منبع؛ تاریخ ایران مدرن
کانال تلگرام ویرایش ذهن
@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

نامزدهای نواصولگرا توجه کنند، در ماه آینده برای جلب رای مردم مجبورند تا با دوری‌گزینی از میراث موجود و برای نپذیرفتن هیچ مسئولیتی در وضعیت فاجعه‌بار کنونی از یکدیگر سبقت گرفته و احتمالا همه مسئولیت ‌ها را متوجه رییس‌جمهور و معاون اول نمایند و قطعاً روحانی را هم فراموش نمی‌کنند.

@abdiabbas

This comment was minimized by the moderator on the site

حاشیه ای بر سانحه بالگرد

یادداشتی از یدالله کریمی پور

صبح روز سانحه بالگرد رئیس جمهور و وزیر امور خارجه، در یادداشتی با عنوان:
تهران- واشنگتن؛ آیا این بار گفتگو در عمان جدی است؟!

پاسخ داده شد که با وجود حضور دیپلمات کارکشته آمریکایی، برت مک گورک متخصص در امور خاورمیانه، که طی ریاست ۴ رئیس جمهور با رویکردهای متفاوت، یعنی جرج بوش، اوباما، ترامپ و بایدن،  همچنان در کاخ سفید پای کار مانده است..
و نیز با توجه به نگرانی بزرگ بین المللی از اختلال دریانوردی در اقیانوس هند و به ویژه همراهی و نگرانی های امنیت خواه چین و هند، احتمال موفقیت نسبی در مناسبات ایران- آمریکا در این دور از مذاکرات کم نخواهد بود.

آن هم با وجود حضور پر تاثیر سلطان عمان. چنان که آبرام پیلی، نماینده بایدن در امور ایران و همکار مگکورک، در باره موفقیت نسبی  این دور از مذاکرات مسقط ابراز امیدواری کرده بود.

البته به نوشته برخی رسانه ها، حضور مکگورک در منطقه موجبات نگرانی نتانیاهو را فراهم کرده بود.
ولی به گمانم بیش از نگرانی بی بی، این کرملین است که در هر شرایطی از آب شدن یخ در مناسبات تهران- واشنگتن هراس دارد.

به اغلب احتمال هراسی استراتژیک.
کارشناسان ژئواستراتژی به خوبی آگاهند که بی‌طرفی رسمی-عملی جمهوری اسلامی در جنگ اوکراین، در به زانو درآمدن ولادیمیر کم تاثیر نیست.

البته تیم یا تیم های متخصص نیروهای مسلح در حال تمرکز تحقیقاتی پیرامون سانحه بالگرد رئیس جمهوری هستند و با اطمینان از تمرکز کاری آنان، بهتر دانستم برای کمک به تجسس آنان، به نوبه خود، پرسش های زیر را طرح کنم:

۱- آیا راست است که برای پرواز رئیس جمهور و وزیر امورخارجه، بالگردی کهنه و گویا ۵۰ ساله انتخاب شده است؟!

۲- چگونه دو بالگرد دیگر در همان شرایط جوی و احتمالا در همان مسیر، به سلامت به مقصد رسیدند و بالگرد رئیس جمهور نه؟!

۳- آیا دو بالگرد دیگر هم که گویا متعلق به هلال احمر بوده، مانند بالگرد حامل رئیس جمهور و وزیر امورخارجه پر سن و سال بوده اند یا تازه تر و مدرنتر؟!

۴- به گفته پزشکیان نماینده تبریز، از روز پیش از پرواز، وضعیت هوا نارنجی اعلام شده بود. آیا مصلحت بود در چنین شرایط جوی و با وجود هشدار هواشناسی، این پرواز انجام شود، آن هم با بالگردی مسن؟!

۵- کانال تلگرامی اسپوتینک از قول نشریه ترکیه خبر داده است، در آخرین لحظات حسین امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه و افراد دیگری در فهرست مسافران بالگرد ساقط شده قرار گرفتند، در حالی که آنان قرار بود با بالگرد دوم بازگردند.
آیا خبر خبرگزاری رسمی روسیه درست است؟!

۶- متیو میلر سخنگوی وزارت خارجه آمریکا طی مصاحبه ای ادعا کرده است:
«دولت ایران از ما درخواست کمک کرد و ما به آنها تصریح کردیم همانطور که در پاسخ به هر درخواستی از سوی یک دولت خارجی در چنین شرایطی کمک می‌کنیم، به ایران هم کمک خواهیم کرد و در نهایت، به دلیل مشکلات لجستیکی نتوانستیم به آنها کمک کنیم».
وی هم چنین ادامه داد:
«من وارد جزئیات نمی‌شوم، اما دولت ایران از ما درخواست کمک کرده بود.». آیا این ادعا درست است؟!

۷-آیا این ادعای پرزیدنت اردوغان رئیس جمهور ترکیه درست است:
"پهپاد آکینجی به مدت هفت ساعت و نیم فعالیت‌های جستجو و غربالگری را در منطقه انجام داد. آکینجی پس از انجام موفقیت‌آمیز وظیفه به کشورمان بازگشت."

۸- چرا تجسس برای یافتن بالگرد در نزدیکی دو روستای کوچک اوزی و طویل، باید حدود ۱۵- ۱۶ ساعت وقت ببرد؟!

۹-بری مک کفری ژنرال بسیار مشهور بازنشسته آمریکایی، پیش از اظهار نظر ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری‌اسلامی، طی گفتگو با مصاحبه گر قهار MSNBC که در باره تاثیرات تحریم ها و کهنگی و بروز نبودن سیستم‌های پروازی ایران مورد پرسش قرارگرفته بود، بی پرده پوشی گفت:
این عقب ماندگی و مندرس بودن، یکی از واقعیت های تلخ در ایران است

پرسش این است که چرا و تا کی و با پرداخت چه هزینه های سنگین تری از سقوط رئیس جمهور، ایران باید در تحریم ماند؟!

۱۰- امروز لاوروف وزیر خارجه روسیه نیز گفت: تحریم های هواپیمایی آمریکا، ممنوعیت تامین قطعات یدکی از جمله علیه ایران، مردم را در معرض خطر قرار می دهد، آمریکا عمدا به شهروندان عادی ایران آسیب می زند.

خوب چرا روسیه که جمهوری اسلامی را شریک خود می داند، تلاشی برای پر کردن این خلا نمی کند؟!
چرا در خواست های ایران برای بروز رسانی قدرت و امنیت هوایی از سوی مسکو معطل مانده است؟!

۱۱_سه شنبه اول خرداد، آقامیری عضو شورای اسلامی تهران گفت، «گزارش و صحبت‌هایی شده که ممکن است این حادثه صرفاً سانحه به خاطر آب و هوا نباشد و مسائل دیگری در کار باشد.
دستگاه‌های امنیتی با دقت بررسی کنند».
بر این پایه احتمال این که سیستم ناوبری بالگرد رئیس جمهور دچار نقص فنی شده باشد غیر ممکن نیست.


تاریخ_معاصرایران https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg

This comment was minimized by the moderator on the site

بذرپاش: خیلی‌ها دنبال تک دوره‌ای شدن رئیسی بودند؛ احتمالا امروز خوشحال هستند

بذرپاش، وزیر راه و شهرسازی: خیلی‌ها به دنبال تک دوره‌ای شدن شهید رئیسی بودند احتمالا امروز خوشحال هستند. آن‌هایی که هر روز علیه نظام تبلیغ می‌کنند حضور مردم را در مراسم تشییع ببینند.
https://eslahatnews.com/?p=27668

This comment was minimized by the moderator on the site

یا ممکن است رئیس جمهور زنده باشد!؟

رحیم قمیشی

ساعت‌ها از حادثه مهم سقوط هلی‌کوپتر آقای رئیسی و همراهانش می‌گذرد، اما هیچ خبری جز "بی‌خبری" منتشر نمی‌شود!
حوادث در همه کشورها اتفاق می‌افتند، اما نگرانی از انتشار خبرها، هرگز عادی نیست.
مگر ممکن است رئیس جمهور زنده باشد و همراهانش نتوانند یک سیگنال از زنده بودنشان بفرستند؟
ما تصور می‌کنیم ایشان کشته شده‌اند، اما چرا نظام می‌ترسد با واقعیات درگیر شود؟
چرا اخبار باید کنترل شده ارائه شوند.
همه انسان‌ها روزی می‌میرند.
اما اینکه کشور وابسته به زنده بودن و نبودن افراد باشد ابدا صحیح نیست.

نگرانی از اینکه آیا کشور تحمل برگزاری انتخاباتی مهم در ۵۰ روز آینده را دارد، بسیار مهم است، آنهم با تحریمی که در انتخابات مجلس اتفاق افتاد.
اینکه سانحه طبیعی بوده یا غیرعادی بسیار مهم است، چه داخل چه خارج.
هیچکس تردید ندارد رئیسی خود را برای جانشینی احتمالی رهبری آماده می‌کرد.
نگفتنش چیزی از واقعیت کم نمی‌کند.
چرا معاون اول رئیس‌جمهور و رهبری در ارتباطی زنده و فوری نمی‌آیند با مردم سخن بگویند؟
چرا دو هلیکوپتر دیگر، متوجه غیبت هلیکوپتر سوم نشده‌اند؟
اگر این اتفاق برای یک هلی‌کوپتر امداد و نجات افتاده بود (چند ساعت بی‌خبری مطلق) به اندازه کافی عجیب و باور نکردنی بود، برای هلی‌کوپتر یک رئیس‌جمهور بسیار بسیار عجیب‌تر است.

چه خوب بود به‌جای ترس از احتمالات، به مردم حقایق به شکل واضح گفته می‌شد؛
چه اتفاقی افتاده؟
اگر رئیس‌جمهور کشته شده، چه برنامه‌ای برای اداره کشور خواهد بود.

اعتراف کنیم؛
تکنولوژی کشور ما بسیار بسیار ضعیف است. ادعای خودکفایی در همه زمینه‌ها یک دروغ بیشتر نیست. رئیس‌جمهور گم شده و نمی‌توانند پیدایش کنند، و تنها از مردم بخواهند دست به دعا بردارند!
سقوط اتفاق بیفتد و نتوانند بگویند... سکوت بر کشور حکمفرما شود.
اینها اصلا نشانه‌های خوبی نیستند.
ما در دنیا زندگی نمی‌کنیم!
هر چقدر هم بگوییم همه چیز عادی است، نشانه‌ها می‌گویند، هیچ چیز عادی نیست.
چه رئیس‌جمهور زنده پیدا شود.
چه خبر کشته شدن ایشان نیمه‌های شب اعلام شود.

مقامات کشور توان برخورد با مسائل عادی را هم از دست داده‌اند.
چه رسد به اتفاقات غیر قابل پیش‌بینی.

@ghomeishi3

This comment was minimized by the moderator on the site

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

رحیم قمیشی

من به مرحوم ابراهیم رئیسی رای نداده بودم، چون احساس کردم انتخابات مهندسی شده است و به زور او را می‌خواهند رئیس جمهور کنند.
ولی ایشان به موقعیت ریاست جمهوری رسید و کشور عملا سه سال تمام در اختیارش بود.

سه سال برنامه‌های خود را پیاده کردند.
در اقتصاد، در فرهنگ، در روابط با جهان، در کاهش تورم، در افزایش اشتغال، در ساخت مسکن برای ضعفا، در کاهش فقر، در جلوگیری از فساد و اختلاس و دزدی در سیستم دولتی، در مردم‌داری، در حفظ وجهه ایران و مردمش، در راه‌اندازی صنایع، در جلوگیری از اخراج اساتید، در حفظ حرمت زنان و دختران، در جمع کردن گشت ارشاد، در ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهی‌ها، در توزیع عادلانه موقعیت‌ها، در جذب نخبگان و دلسوزان، در ایجاد فرصت و امید برای آحاد مردم و بویژه جوانان، در تقاضای عفو عمومی برای همه ایرانیان، در داشتن برنامه برای محیط زیست مظلوم ایران، در احیای دریاچه ارومیه و کارون و منابع آب کشور،
در بسیاری زمینه‌ها که اختیار کامل داشت.
حال او در بین ما نیست.
و نزد خدا یا پاداش می‌بیند یا جزا.
مسیری که همه می‌روند...

باور داریم مردم زبان خدا هستند؟
باور داریم مردم عائله خدا هستند!
اینک روح اوست و دعاهای مردم...
او اگر خدمت کرده تا ابد نامش به نیکی خواهد رفت
و اگر مردم محزون نشدند
و اگر مردم با بی‌تفاوتی خبر را دریافت کردند
چرا دیگران عبرت نمی‌گیرند؟

در اختیار داشتن منابع سرشار یک کشور
و مردم بی‌تفاوت به سرنوشت او
یعنی زنگ خطر بلند.
یعنی از میان رفتن خیلی از ارزش‌ها
یعنی دل‌هایی که دیگر با هم نیست!

همه کشور صدا و سیما نیست
مقامات رسمی نیستند
مزد بگیران نیستند
لطفا به میان مردم بروید
آیا مرد نکونام بوده‌اند؟
و همیشه زنده!
اگر بوده است
خوشا به سعادتش

@ghomeishi3

This comment was minimized by the moderator on the site

به ملت غرق در مصیبت ایران تسلیت می گویم!

مهدی نصیری

می گویند نباید از مرگ کسی شاد شد، زیرا انسان کرامت و ارزش ذاتی دارد و حیاتش بس گرانسنگ است و از همین رو در منطق قران، کشتن ناروای یک انسان به مثابه کشتن تمام بشریت است.
بسیار خوب، از مرگ فجیع و دردناک آقای رئیسی و همراهانش متاسفم و به خانواده ها و بازماندگان و دوستداران مصیبت زده شان تسلیت می گویم.
اما نمی توانم این تسلیت نامه را در همین جا ختم کنم و از مصیبت و محنت سالیان وطن و یک ملت سخنی نگویم.

چه کسی به بازماندگان آن دسته از مقامات اعدامی وابسته به نظام پهلوی که دستشان به قتل و جنایت آلوده نشده بود مانند نیک پی شهردار تهران و خانم فرخ رو پارسا و ....تسلیت گفت.
چه کسی به بازماندگان هزاران اعدامی بی گناه و اغلب جوان دهه ۶۰ تسلیت گفت که نه دستی به سلاح برده و نه آدمی کشته بودند و صرفا به خاطر هواداری و سمپاتی به یک عقیده و یا گروه و حزب با حکم قاضی رییسی و همکارانش به دار آویخته و یا تیرباران شدند.

چه کسی از مقامات جمهوری اسلامی به خانواده ها و فرزندان و بازماندگان قتل‌های وحشیانه زنجیره ای که انسان‌هایی وارسته و اهل قلم و یا فعال سیاسی بودند و تنها جرمشان دگر اندیشی بود و نیز به بازماندگان قربانیان سال ۸۸، ۹۶، ۹۸ و هواپیمای اوکراینی و جنبش مهسا تسلیت گفت؟
چه کسی به بازماندگان هزاران قربانی هر ساله جاده های ایران که یکی از عوامل مهم آن خودروهای بی کیفیت ساخت داخل و تحت کنترل مافیای صنعت خودرو است، تسلیت می گوید؟
چه کسی به میلیونها ایرانی به زیر خط فقر و فلاکت کشانده شده که آقای رئیسی و برکشیدگان او به مقام ریاست جمهوری، مسبب آن هستند، دلداری و تسلی می دهد؟

ملت ایران غرق در انواع محنت و مصیبت و بحران بر اثر سیاست ورزی و حکمرانی حاکمانی است که رئیسی فقید سالها یکی از اعضای موثر این حکمرانی بود و خود را سرباز و فدایی حاکم مطلق آن می دانست.

مگر آقای رئیسی (با میزان دانش و کاردانی اش که همه ملت شاهد آن بودند!) و برکشیدگان او به ریاست جمهوری با انتخاباتی مهندسی شده و با حضور و رای اقلیت، این روایت نبوی ص را نخوانده بودند که "هر كه‏ مسئول و رئیس مسلمانان باشد و مردى را بر يكى از كارهایشان بگمارد و بداند در میان آنان کس (یا کسان) دیگری است كه از او عالم تر است، البته كه  به خدا و رسول خدا (ص) و همه خیانت کرده است." ( كنز الفوائد ، ج‏۲، ص ۲۸۳)

امروز ملت ایران بیش از همه سزاوار تسلیت گویی و همدردی به خاطر حجم انبوه مصائبش است که البته از این ورطه و گرداب هائل جز با همگرایی و اتحاد و ائتلاف همه ایرانیان با هر گرایش و جناح و سلیقه ای رهایی نخواهد یافت و اگر به خود نیاییم دیری نخواهد پایید که با فروپاشی این حکمرانی فشل و غرق در فساد و تباهی و دون مایگی با خطر هرج و مرج روبرو خواهیم شد.
https://t.me/Iranabadazad

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در نظام برخاسته از قیام های اعترا...
وحید (اشتری) را از میانه های دهه هشتاد می شناسم. او طی سال ها می توانست به راحتی در ساختار قدرت سیاس...
- یک نظز اضافه کرد در انتخابات کیلویی چند؟! با چه رو...
آیا صندوق راه خیابان را می‌بندد؟ مجید شیعه علی در سه دهه گذشته بخشی از دموکراسی‌خواهان یک مسیر تح...