اصولگرایان، بی رقیب! پیروز هر میدانند

27 بهمن 1398
Author :  

اصولگرایان تنها بازی های بی رقیب را برده اند؛ آنان که تا به حال کم و بیش از امکان شورای نگهبان و... برای بالانس قدرت حریف با خود سود جسته اند، اینبار و در این دوره تصمیم گرفتند، که بی شک پیروز میدان باشند، چراکه انتظار دارند، قدرت اصلی در این دوره است که تقسیم می شود، و باید بدون برو و برگرد در آن صحنه حضور قوی داشت، حتی به قیمت انجام دوپینگی رسوا، در برابر چشم همه جهانیان؛ و کسی را بر کرسی های مجلس آتی بنشانند، که از خودی ها! باشد؛

این بود که رقیب را قبل از آمدن به تشک کشتی، راهی خانه اش کردند، تا بی رقیب پیروزی اشان را قطعی کنند، و از قبل جشن پیروزی بگیرند، و غنایم آنرا پیش از نبرد، بین خود تقسیم کنند، و اینبار دیگر مثل انتخابات گذشته، زیر کوهی از آرای مردمی که پای صندوق های رای آمدند، خفه نشوند.

این روزها خیابان ها دیگر رنگ و بوی انتخاباتی ندارد، چرا که انتخاباتی در واقع نیست، و انتخاب ها از قبل شده است، دوستم می گفت، "دیروز دختر خانمی لیستی به من داد که به این لیست رای دهید، که سر لیست آن آقای محمد باقر قالیباف بود." و این تنها واقعه تبلیغات انتخاباتی بود که او هم دیده است.

و چقدر دنیای سیاست این صحنه داران، و اهداف سیاسی در پس آن، بی رحم و کثیف است، که می تواند یک مردم، یک انقلاب، و حتی یک کشور را، فدای یک جناح سیاسی و حتی یک فرد کند، و برای پیروزی اش، حتی "رقابت خانگی" را هم خانه نشین کرده، تا، بی رقیب پیروزهای از پیش تعیین شده، محقق گردد.

درست مثل امتیازی که ورزشکاران اسراییلی، در حاشیه عدم حضور ورزشکاران ایرانی، روی تشک های مبارزه سخت ورزشی به جیب می زنند، و رندانه و ذوق زده راهی خانه می شوند، و این نتیجه پیروزی "سه بر صفر" را بدون صرف هیچ انرژی، نصیب خود می کنند.

همه دنیا می دانند که این امتیازی نیست، که در کشاکش مردانه زورآزمایی قدرت، کسب شود، اما در قاموس دنیای خالی از انصاف، اخلاق و هر بازدارنده دیگری مثل دین و انسانیت، این امتیازهای بادآورده  نیز در کنار امتیازات به حق کسب شده، ذخیره می شود، و در قاموس صحنه سازان چنین صحنه هایی تفاوتی بین مردانگی، انصاف و... و خدعه و نیرنگ و... نیست؛ چرا که هدف وسیله را توجیه می کند، به قول آن عنصر سازمان مجاهدین خلق که گفته بود "مهم این است که نام ما در تاریخ ثبت شود، چه یزید و چه امام حسین، تفاوتی نمی کند."

چرا که در دنیای چنین سیاست، و چنین ورزشی و... که خالی از اخلاق، انصاف و هر بازدارانده دیگر انسانی است، تنها پیروزی اصالت دارد و هر پیروزی هم، پیروزی محسوب می کند، و هر قهرمان پوشالی نیز در کنار قهرمانان استخوان خرد کرده، به یک اندازه مدال می گیرد؛  

البته یکی را دیدم که از این شرایط اظهار امیداواری هم می کرد، می گفت غم مخور، "چو ویرانی فزون آید، رو به آبادی رود." و از این بابت خوشبین هم بود.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (18)

This comment was minimized by the moderator on the site

به توهین به شعور ملی و صغیرپنداری مردم پایان دهید
Posted: 28 Dec 2020 11:15 PM PST
مصطفی تاجزاده
عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان با استناد به نظرسنجی‌ها: میزان تاثیر شورای نگهبان در کاهش مشارکت مردم به دلیل ردصلاحیت‌هایی که در انتخابات صورت می‌گیرد، زیر یک درصد است.
وی با دفاع از نظارت استصوابی گفت: محدودیت‌های قانونی در هیچ نظام سیاسی نافی آزادبودن و آزادی‌عمل مردم نیست و در صورت نبودن این محدودیت‌ها ممکن است مردم به یک قاتل رای دهند!
یعنی می‌گویید مردم یک قاتل را انتخاب می‌کنند؟
بله ممکن است.
آیا ردصلاحیت آقایان هاشمی‌رفسنجانی، بهزاد نبوی، حسن خمینی، رضا خاتمی، میردامادی، محسن آرمین، صفایی فراهانی، علی مطهری، احمدی‌نژاد و … برای رای ندادن به یک قاتل بود؟ به توهین به شعور ملی و صغیرپنداری مردم پایان دهید قبل از آنکه ملت تصمیم نهایی خود را بگیرد. #دروغ_ممنوع

This comment was minimized by the moderator on the site

لحن تمسخر «کدخدای» محترم شورای نگهبان محمد مهاجری

تصمیم جدی گرفته ام خطاب به شورای محترم نگهبان چیزی ننویسم، زیرا واقعا کمترین تاثیر را ندارد. اگر از وجه شرعی اش هم به موضوع نگاه کنیم،امر به معروف و نهی ازمنکر در حالتی که احتمال تاثیر وجود نداشته باشد لازم نیست.

با این حال اظهارنظر عجیب و تمسخرگونه برادر ارجمندم جناب آقای کدخدایی(که بتازگی فهمیده ام عجب اسم بامسمایی دارند) نسبت به یک مصوبه مجلس، ترغیبم کرد که نه به شورای نگهبان بلکه خطاب به دیوار! چیزکی بنویسم.

نمایندگان مجلس در جلسه دیروز دوفوریت طرحی را تصویب کرده اند که به موجب آن،کسانی که توسط شورای نگهبان ردصلاحیت می شوند فرصت داشته باشند از کسانی که گزارش غلط به شورای نگهبان داده اند( و نه خود شورای نگهبان که ساحتش اجل از اشتباه است) شکایت کنند.

جناب آقای کدخدایی در یادداشتی ، با کلی لیچار بارکردن به نمایندگان و وقت نشناسی آنان در این روزهای کرونایی و نیز حرفهایی که مصداق"همزه لمزه" است، از همین الان پنبه طرح دوفوریتی مجلس را زده و عملا اعلام کرده است که شما 75-80نماینده ردصلاحیت شده و حتی ردصلاحیت نشده ها را چه به این کارها؟ و با این خط و نشان کشیدن سخنگوی محترم، تنها روزنه امیدی که می توانست مسئولان بررسی صلاحیت کاندیداها را اندکی به کانال تقوا سوق دهد،بسته شد. حالا نمایندگان مجلس اگر هم بخواهند بازی را ادامه دهند صرفا به درد ثبت در تاریخ می خورد و ایضا برای خوردن به در بسته شورای نگهبان.

مجلس دهم از جوانب متعدد مورد نقد است و باید در جای دیگری بدان پرداخت ولی مصوبه دیروزش از معدود کارهایی است که گرچه بسیار دیر انجام شد ، اما برای احقاق حق شهروندان،دارای وجاهت است که آن هم با رفتاری که قرآن کریم از آن به "همزه لمزه"(عیبجوی تمسخر کننده) تعبیر می کند،از طرف کدخدای محترم شورای نگهبان مواجه شد.

This comment was minimized by the moderator on the site

دردسرهای پسا کرونایی

Posted: 31 Mar 2020 05:09 AM PDT

کلمه – فرهاد محبی

ساعاتی پس از اتمام انتخابات مجلس در کشور، خبر ورود ویروس کرونا به قم علنی شد. این خبر آنقدر هولناک بود تا انتخابات و منتخبین از ذهن مردم کاملا پاک شود و نمردن ،مهم ترین دغدغه آنها گردد.

بساط قرنطینه و جمود مطلق جامعه فراهم شد. کابوس مرگ در هر کوی و برزن پرسه زد و بالاترین آرزوی هرکسی، فرار از این کابوس دهشتناک گردید.

در این گیر ودار اما یک مهم به کلی فراموش شد. آن هم اینکه قبل از ورود کرنا به قم المقدسه، چه نسخه ای توسط حاکمیت برای ما پیچیده شد.

توضیح اینکه : حاکمیت که مشروعیت خود را در معادلات آبان بر باد رفته میدید، با ترور سردار توانست تا حدودی آب رفته را به جوی بازگرداند و با رد صلاحیت گسترده مخالفان، شمشیر زور را از رو ببندد. آنها با این ترفند نمایندگان مورد نظر خود را انتخاب و مترصد فرصت مناسب نشستند. از قضا بخت آنقدر با آنها یار شد تا کمترین صدای مخالفی هم اگر قرار بود بلند شود ، در هیاهوی هیولای کرونا خفه شود.

آن ترور، اما سودای دیگری در سر حاکمیت نیز پرورانده بود. سودای هولناک انتقال هسته مقاومت به درون مرزهای کشور.
این سودای پرمخاطره، نیازمند هم صدایی مطلق بود. چراکه اقتصاد بیمار ایران، رنجورتر از آن است که انتقال فوق الذکر ، علنی انجام شود.مجلس به عنوان نهادی قانونگذار نقشی کلیدی در انتقال بی سر و صدای هسته خطرناک مقاومت به درون کشور دارد. و این مهم ترین دلیل یک دست کردن مجلس آینده بود.

همان مجلسی که دست بر قضا احتمالا با پایان بحران کرونا، استارت خواهد زد.

آنهایی که از ویروس کشنده کرونا جان سالم به در ببرند خواهند دید که مصوبات مجلس پساکرونایی، به مراتب مهلک تر و خطرناک تر از ویروس کرونا خواهند بود.

مردمانی که از دست کووید ۱۹ می گریزند گرفتار کووید ۲۰ خواهند شد۰ کووید جدید از این جهت نمره ۲۰ را خواهد گرفت که هیچ درمانی ندارد و با هیچ ماده شوینده و ضدعفونی کننده ای از بین نمی رود.

بدون تردید مجلس آینده ماشین تصویب مصوبات مورد نیاز و توجه حاکمیت است. با این مصوبات فرمایشی، اندک فریاد مخالف در سینه مخالفان حبس خواهد شد. در این مجلس همان معدود نطق های اعتراضی نمایندگان نیز در بایگانی خاطرات خواهد ماند چراکه طبق معامله از قبل انجام شده، قرار بر اعتراض نیست. دستور فقط مصالحه است و مدارا.

قسمت تلخ تر ماجرا آنجاست که مردمان خسته و رنجور از نبرد نابرابر روزهای تلخ کرونا، به کمک و تدبیر وکلای خود در مجلس دلخوش کرده اند. غافل از اینکه قرار چیز دیگری است. قرار هرچه باشد اما به مصالح مردم و مملکت نیست. شاید به همین خاطر است که سید

حسن و اسد و حشدالشعبی بیش از ما ، منتظر آغاز به کار مجلس جدید و مصوبات دلخواه شان هستند.
خلاصه اینکه روزهای بعد کرونا،روزگار سختی خواهد. شاید آنقدر سخت که دلتنگ روزهای وحشتناک کرونایی شویم.

This comment was minimized by the moderator on the site

چاره‌ای جز تحویل دادن دولت و مجلس به تندروها نیست! علی مطهری

از نظر من اینکه تندروهای سیاسی به هرحال و با غیبت اکثریت مردم و در یک شرایط خاص در انتخابات مجلس پیروز شدند، یک نقطه مثبت برای کشور است.

زیرا تا امروز آنها به امید شکست‌دادن دولت و به طور کلی رقیب سیاسی‌شان نیروی خود را بر کارشکنی در اجرای برجام و حل‌نشدن مسئلهFATF و اخلال در سیاست خارجی متمرکز کرده بودند،

ولی اکنون که خود مسئولیت بخشی از حکومت را بر عهده می‌گیرند و با واقعیات اداره کشور روبه‌رو می‌شوند، به عقیده من به تدریج رویکرد مثبتی نسبت به احیای برجام، پذیرش سازوکار FATF و بهبود سیاست خارجی پیدا خواهند کرد.

آنها این محدودیت‌ها را برای رقیب می‌خواستند نه برای خود، بنابراین دست به کار خواهند شد. به همین جهت شاید مصلحت این باشد که ریاست‌جمهوری آینده نیز در دست همین‌ها باشد تا مشکلات خارجی و داخلی کشور سریع‌تر حل شود. اگر بیرون از قدرت دولت بمانند باز کارشکنی خواهند کرد.

البته این وضع قطعا به آزادی‌های اساسی و رعایت حقوق شهروندی در کشور آسیب می‌زند زیرا این گروه، ارزشی برای این امور قائل نیستند و منطق‌شان این است که برای حفظ نظام هرکاری می‌توان کرد.

ولی به نظر من در شرایط ویژه فعلی چاره‌ای جز این نیست که دولت و مجلس را به آنها بدهیم تا با پیوندی که با نهادهای انتصابی دارند و از طرفی، دیگر رقیبی پیش‌روی خود و انگیزه‌ای برای کارشکنی ندارند، با انگیزه کارآمد جلوه‌دادن خود مشکلات کشور را حل کنند. بعدا باید فکری به حال آزادی‌های اساسی و حقوق شهروندی کرد. فعلا از این چاه دربیاییم تا بعد آن چاله را پر کنیم./ شرق

This comment was minimized by the moderator on the site

ژنرال‌های واکنش سریع کجا هستند؟؛ کرونا یک دور تمام
ted: 10 Mar 2020 01:28 AM PDT میراصغر موسوی
آن هایی که هر روز به بهانه هایی پی در پی توئیت صادر می کردند الان کجا هستند؟ ژنرال های چاق و چله شده ی رکورد دارِ وزن سنگین که فقط با زبان تهدید حرف می زنند الان چرا نیستند؟ طراح تبدیل ” کاخ سفید ” به ” حسینیه ” کجا رفته و چرا توئیت صادر نمی کند تا ” کرونا ” از ترس لرزه بر اندامش بیفتد از این ماتمکده فرار کند؟ فاتحانِ خیالی خاورمیانه، آیا کرونا قویتر است یا رژیم جنایتکار صهیونیستی که بمب های شیمیایی و میکروبی دارد ؟ شما که اسرائیل را به نابودی تهدید می کنید و از آمادگی کامل خود سخن می گویید،جهت مقابله با صدمات بمب های شیمیایی و میکروبی حتما امکانات کافی و لازم را در اختیار دارید، چرا مقدار کمی از آنها را در اختیار کادر درمانی کشور نمی گذارید؟
کادر درمانی بیمارستان ها، این زنان و مردان فداکار که برای نجات جان افراد مبتلا به ویروس تلاش می کنند، به دلیل در اختیار نداشتن ابتدایی ترین نوع از امکانات لازم، جان شان را از دست می دهند. این روند اگر ادامه پیدا کند ممکن است نیروهای درمانگر محل کار خود را ترک کنند و دیگران نیز حاضر به مشارکت نشوند. آن موقع چه خواهید کرد؟
سرداران واکنش سریع در چنین شرایطی نه سرنیزه به درد می خورد و نه موشک نزدیک، متوسط و یا دوربرد. هیچ یک از این ها که شما در اختیار دارید به درد نمی خورد. جامعه بحرانی ما به مدیران باشرفِ راستگو و اهل انصاف و وجدان نیاز دارد. تفنگ هایتان را کناربگذارید و این ستاره های بخت و قدرت و ثروت و در حین حال، رخوت و خودبزرگ بینی و ابزار زورگویی را از سردوشی تان بکنید و بعد مانند مردم عادی وارد میدان نبرد با کرونا شوید. و در عمل نشان دهید اهل میدان، مرد مبارزه و مدیریت، سازماندهی، و بسیج نیرو و امکانات ملی هستید. با عمل نشان دهید توئیت ها و مصاحبه ها و تهدیدها تان واقعی و جدی است نه بلوف و یا یاوه . این همه سال با این نیروی میلیونی که در اختیار دارید، چه کردید، برای چه زمانی و چه شرایطی اینها را سازماندهی و آماده کرده اید؟ این بسیج میلیونی موظف که پول و امکانات می گیرد و هر زمان که شما ژنرال ها کم می آورید این قدرت مردمی را به رخ دیگران می کشید، الان کجا هستند و چکار می کنند؟
مساجد شهرها که محل استقرار همین نیروی مردمی است هنوز ضدعفونی نشده. این ها کدام مردم هستند و برای کدام مردم نیروی مردمی تلقی می شوند. در این مملکت این ها چه کاره هستند و شماها چه کاره اید؟ ژنرال های واکنش سریع اگر نمی توانید در درمان بیماران کمک کنید، چرا نمی روید بیل بزنید و قبر بکنید؟ مگر خبر ندارید در گیلان نیروی کافی برای کفن و دفن نیست. آقای سردار جعفری تو که در سیل گلستان اول تن به آب زدی و بعد بیل می زدی تا کیسه ای را با خاک و ماسه پر کنی و تصویرت از تمام شبکه های چند ده گانه نظام پخش می شد، الان کجایی و چرا نمی روی بیل بزنی و قبر بکنی، چرا؟ چون آنجا دوربین نیست و یا خطر ابتلا به ویروس هست؟
سردار سرلشگرِ ارشد، دکتر حاج محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، توئیت گر حرفه ای، الان کجا تشریف دارید. این مردم محتاج ساده و ابتدایی ترین ملزومات هستند. الکل سفید، ماسک، وایتکس، ژل…چرا برای تهیه این ملزومات هیچ کاری نمی کنید. شما که برای تامین بودجه کل کشور طرح داری، برای این موارد جزء نیز کاری کنید. فعلا لازم نیست تعداد زیاد از نیروهای نظامی آمریکا را گروگان بگیرید تا میلیاردها دلار آمریکایی ها در اختیارتان قرار دهند. الان، همین الان که در حال غرق شدن هستیم، لااقل یک سرباز آمریکایی را گروگان بگیرید و بعد با مقداری ماسک و الکل و لباس و وایتکس معاوضه کنید. ژنرالِ واکنش سریع در این مملکت ” وایتکس ” نایاب است. تو یکی که سال های جنگ را خوب به یاد داری، مگر نه؟
محسن رضایی، تو که ادعای مدیریت داری بیا بیرون و نیروهای مردمی را سازماندهی کن. الان زمان عمل است، با عدم حضورت اسناد مربوط به گاف های سوء مدیریت در دوران جنگ را مهر تائید می زنی. بیا و نشان بده که سازماندهی و مدیریت بلد بودی و بچه های مردم را از سر اشتباه به قربانگاه نفرستادی!
بیا حاج محسن رضایی بیا …
سردار سرلشگر سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب همین چندی قبل، بعد از موشک زدن به پایگاه آمریکا در عراق در مصاحبه ای گفتید:
در کنار ملت هستیم و اجازه نمی دهیم مویی از سر ملت ایران کم شود.
این ملت الان جانش در خطر است. همین امروز تا ظهر خبر درگذشت دو پزشک منتشر شده. چندین پرستار جان خود را از دست داده اند.همیشه در گفتگوهایتان از آمادگی سپاه برای مقابله با هر نوع تهاجم از طرف دشمنان سخن گفته اید، آیا چیزی به نام جنگ میکروبی داریم؟ اگر هست شما در چه میزان از آمادگی قرار دارید و چگونه و با چه امکاناتی از مردم کشور محافظت خواهید کرد؟ با آن همه امکانات و این همه نیرو و مراکز فنی-علمی- درمانی و مالی و سازمان بسیج که در اختیار دارید، چرا به کمک مردم نمی آیید، چرا به کادر درمان در بیمارستان ها کمک نمی کنید؟
هرچند الان خیلی دیر شده سردار، خیلی دیر…
در این سی سال همیشه همینطور بود و همینطور نیز عمل شده است. همیشه دیر شده، دیر بوده، و الان نیز چون گذشته خیلی دیر شده است!
با این وضعیت ما مردم چه طور می توانیم به مدیریت، طرح و برنامه و آمادگی شما اطمینان کنیم؟ شما در این آزمون که مهمترین اتفاق در سی سال اخیر بوده، مردود شدید.
سرداران همیشه در صحنه، نیروهای واکنش سریع در توئیتر، آقایان رضایی نقدی، ضرغامی، عباسی، قالیباف …کجا هستید؟
سپهسالار قالیباف، ای معجزه گر که برای هر مشکلی راه حل در آستین داشتی، الان کجا هستی؟ حتما می دانی که آن میلیاردها پول قادر به مقابله با کرونا نیست.
سرداران واکنش سریع هیجده جانباز شیمیایی به دلیل قرار گرفتن در معرض ویروس کرونا تاکنون شهید شده اند؛ از این خبر شرم باید کرد و سر به پایین گرفت و رفت. امیدوارم شماها نیز چنین کنید.

This comment was minimized by the moderator on the site

‍ "قدرت" و "شورای نگهبان" هم از مطهراتند - قالیباف قبل از تطهیر و بعد از تطهیر، سه گانه ی قالیباف؛ میرسلیم و توکلی!
حسین جعفری
"مرحوم صدر الممالک اردبیلی از عرفای بزرگ بود. آخوندهای آذربایجان، همیشه بدلیل عرفان او را لعن و طرد میکردند، تا آنکه محمد شاه قاجار، لقب صدر الممالکی به او داد و او را راس علمای آذربایجان قرار داد.
از همان ساعت همه علمای لعن کننده به تعظیم و تکریم وی پرداختند و در تقرب به ایشان، ته لیوان او را بعنوان تبرک از یکدیگر می ربودند. تا آنکه ایشان روزی که همه به اصطلاح علما حضور داشتند، بالای منبر رفت و پرسید:
آقایان علما، بفرمایید مطهرات چند تاست؟
‼️همه شمردند: آب، آتش ....استحاله ...آفتاب و...، چند مرتبه از علما پرسید و گفتند، اما ایشان میگفت: نخیر یکی کم گفتید!
آخر خودش با لهجه شیرین تركي گفت: و آنکه شما نگفتید، گودرت(قدرت) است!
من تا دیروز که آدمی عادی بودم، شما مرا صوفی و نجس میدانستید، اماحالا که به حکم حکومت حاجی صدر شده ام، پاک و مطهر شده ام، پس گودرت از مطهرات است!!آری .... قدرت!!"
باز خوانی مختصر نظرات آقایان میر سلیم و توکلی در خصوص قالیباف؛ قبل از ایام انتخابات و بعد از آن نشان می دهد که "شورای نگهبان" و "جان نثاری" برای حفظ آن یکنفر نیز از مطهرات قوی محسوب می شود!!
قالیباف قبل مطهر شدن:
میر سلیم در سال 96: "من اصلاً با آقای قالیباف صحبت نکردم. چون آقای قالیباف را قبول نداشتم. ... اگر من و قالیباف به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری می‌رفتیم، تخلفات او را رو می‌کردم."
احمد توکلی:"در پرونده واگذاری املاک شهرداری به مدیران شهرداری، پس از بررسی‌های دقیق کارشناسی و کمک مردم که ۱۰ هزار نسخه سند در اختیار ما قرار دادند، به این نتیجه رسیدیم که در واگذاری املاک تخلف و جرم رخ داده و این پرونده را به قوه قضائیه ارسال کردیم.» در پرونده واگذاری املاک نجومی، شهرداری هم متخلف است و هم جرم اتفاق افتاده است.... من دوبار از آقای قالیباف در انتخابات حمایت کرده ام اما با این قضایا (فساد شهرداری) دیگر نمی کنم."
قالیباف پس از مطهر شدن!
میرسلیم:
"... در پاسخ به سوالی درباره احتمال حضور او با محمدباقر قالیباف، که شائبه‌های تخلفات مالی در کارنامه دارد، در یک لیست انتخاباتی گفت: من همیشه مدعی ضرورت برخورد قاطع با فساد در تمام ابعاد آن هستم. اما فساد تنها اقتصادی نیست، فساد سیاسی هم داریم. به عنوان مثال اگر نماینده مجلس با دولت زدوبند کرد، فساد سیاسی شکل می‌گیرد. پیگیری شفافیت از اصول اعتقادی ما است.
میرسلیم در پاسخ به سوالی مبنی بر این که او در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ مدعی در اختیار داشتن اسناد فساد قالیباف بوده است نیز تاکید کرد:
...‌طیفی هم وجود دارد که به انقلاب اعتقاد دارند و خدماتی کرده اند. ممکن است اشتباهاتی هم داشته اند که با تذکر این اشتباهات اصلاح می‌شود. خوب نیست که کسی حتی اگر اشتباه فاحش داشته باشد، با کسی که با نظام و رهبری مشکل دارد، مقایسه شود....❗️خبرنگاران نباید در مورد قالیباف حکم دهند."
احمد توکلی:
"کارنامه آقای قالیباف مملو از نقاط درخشان است و وقتی این کارنامه را ارزیابی می‌کنیم، در می‌یابیم که در مجموع او لیاقت نمایندگی تهران را دارد.
او در سطح عالی‌ترین رجال سیاسی‌مذهبی حال حاضر کشور است و به دلیل آنکه نگاهی کلان به اداره کشور دارد به شدت برای نمایندگی مجلس مناسب است ... من او را در قامت ریاست مجلس می‌بینیم."
بقول دوستی فرزانه؛
"... این یعنی که حاج باقر که تا دیروز تا خرخره توی لجن املاک نجومی رفته بود الان که احتمالاً رئیس مجلس میشه پاک و مطهر هم میشه؟
...به نظر یکی از مطهرات را جا انداختیم! یعنی علاوه بر "قدرت"، "شورای نگهبان" هم از مطهرات است!"
...با این فرق که فقط پاک نمیکنه! بلکه گاهی وقتها آدم های پاک رو به جرم "عدم التزام عملی به چییَک و چییَک"، نجس هم میکنه!"
کانال_تحلیل_زمانه @tahlilzamane

This comment was minimized by the moderator on the site

درس و ضد درس Posted: 29 Feb 2020 07:41 AM PST عباس عبدی

متأسفانه شیوع کرونا ویروس موجب شد که ماجرای انتخابات مجلس و درس‌آموزی‌های آن و نیز تحلیل جزییات این رویداد به حاشیه برود. حتی وزارت کشور و شورای نگهبان نیز با انتشار ناقص آمار (برخلاف همیشه) کوشیدند که اجازه ندهند ابعاد این رویداد تحلیل شود. از جمله انتشار دیرهنگام آرای کل تهران و کشور و از آنها مهم‌تر عدم انتشار آمار آرای باطله. همه اینها موجب شده است که سایه ابهام بر روی نتایج افکنده شود.
وزارت کشور باید آمار کامل کلیه استان‌ها و حوزه‌ها و صندوق‌ها را در اختیار افکار عمومی قرار دهد. متأسفانه ترس دست‌اندرکاران از شفافیت نه تنها کم نشده است که هر روز بیشتر نیز می‌شود و حتی داده‌هایی را که در گذشته منتشر می‌شد اکنون منتشر نمی‌کنند و از دسترس مردم دور می‌دارند. این ترس از واقعیت، دیر یا زود درک مسئولین از جامعه را غیرواقعی‌تر از پیش خواهد کرد. با وجود این از همین داده‌های موجود می‌توان یافته‌هایی را آموخت. در این یادداشت فقط به یک مورد آن اشاره خواهم کرد.
یکی از جالب‌ترین نتایج انتخابات این دوره در تهران رخ داد. مقایسه آرای ۳۰ نفر اول نتایج تهران در این دوره که همگی از یک لیست منسوب به اصول‌گرایان هستند با ۳۰ نفر دوره پیش آنان که رأی نیاوردند، نشان می‌دهد که در سال ۱۳۹۴، ۳۰ نفر آنان در حوزه انتخابیه تهران مجموعاً ۲۲.۳ میلیون رأی یعنی به طور متوسط هر کدام حدود ۷۴۳ هزار رأی به دست آورده‌اند. این ارقام در سال ۱۳۹۸ برابر ۲۳.۷ میلیون و متوسط هر نفر ۷۹۰ هزار رأی است. که افزایش آن نسبت به سال ۹۴ حدود ۶ درصد و معادل رشد تعداد واجدین حق رأی در تهران است.
به عبارت دیگر هر ۳۰ نفر آنان با رای ثابت از رتبه ۳۱ تا ۶۰ در سال ۹۴ به رتبه ۱ تا ۳۰ در سال ۹۸ ارتقا یافته‌اند! بدون آنکه حتی یک درصد نیز به آرای آنان اضافه شود. این اتفاق به دو دلیل می‌تواند رخ داده باشد، یا حذف اصلاح‌طلبان یا رویگردانی مردم از اصلاح‌طلبان، و البته ترکیب این دو راه هم قابل تصور است و به نظر می‌رسد که هر دو راه طی شده است. ولی هر چه باشد یک نتیجه قطعی وجود دارد و اینکه اصول‌گرایان نتوانسته‌اند اضافه بر حامیان خود در سال ۹۴ حتی یک درصد از دیگر مردمان غیر خود را جذب کنند.
درس این است که از حذف یا ضعیف شدن پایگاه اصلاح‌طلبان آبی برای اصول‌گرایان گرم نمی‌شود. بله؛ می‌توان با چنین اقداماتی مجلس را گرفت، ولی واقعیت جامعه را نمی‌توان تغییر داد. این اتفاق در حالی رخ داده که اصلاح‌طلبان در حضیض وضعیت سیاسی خود بودند. در واقع اگر قرار بود اصول‌گرایان یک فرصت برای یارگیری به دست آورند و طرفداران اصلاح‌طلبان را به سوی خود جذب کنند، هیچ‌گاه بهتر از امروز نمی‌توانستند چنین هدفی را محقق کنند. ولی دریغ از یک گام حتی کوچک در پیشرفت به سوی این هدف.
این تمام ظرفیت اصول‌گرایی است که حداکثر ۱۵ درصد مردم است. البته اگر کیفیت ویژگی‌های این افراد را از لحاظ سن، تحصیلات و ویژگی‌های شغلی و اقتصادی تحلیل کنیم، روشن می‌شود که از مجموعه افراد تأثیرگذار جامعه شاید کمتر از ۷ درصدشان به این جناح نزدیک یا علاقه‌مند به آنان هستند. افرادی که جوان و تحصیل‌کرده و واجد توانایی‌های مشارکت‌جویانه باشند. افراد گروهای تاثیرگذار عموماً در جناح مقابل اصولگرایان قرار می‌گیرند.
این درس اصلی این انتخابات بود ولی یک ضد درس هم دارد. اینکه اگر می‌خواهید به این شیوه ادامه دهید، از اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید یا از طریق انتخابات مرسوم و شناخته شده پله‌های قدرت را بالا روید؛ ذهن خود را رها کنید. در این صورت بهتر است که با همین دست‌فرمان موجود جلو بروید. به نظر می‌رسد که میان آن درس و این ضد درس، دومی برای اصول‌گرایان مطلوب‌تر و شنیدنی‌تر شده است.

This comment was minimized by the moderator on the site

علی مطهری: اتفاقات آبان ماه و ناعادلانه بودن رقابت به‌دنبال رفتار شورای نگهبان از دلایل کم بودن مشارکت انتخاباتی مردم بود
Posted: 26 Feb 2020 04:36 AM PST
مطهری اما معتقد است اگر چنین ادعایی درست باشد قاعدتاً باید مشارکت از حد متعارف هم بالاتر می‌بود و مردم برای بیان انتقادشان از دولت و مجلس فعلی بیشتر پای صندوق رأی می‌رفتند. با این حال مطهری امیدوار است با یکدست شدن مجلس اصول‌گرایان واقعیات کشور را درک می‌کنند و چون حالا خودشان مصدر امور می‌شوند مسائلی مثل برجام، اف ای تی اف و حتی رابطه با امریکا را هم حل می‌کنند.
به‌عنوان یک نماینده مجلس که تجربه سه دوره حضور در انتخابات را داشتید، چه ارزیابی از آنچه در این انتخابات گذشت دارید؟ این انتخابات را چطور تحلیل می‌کنید؟
در مجموع اتفاق خوبی نیفتاد. چه نگرش و روش شورای نگهبان در بررسی صلاحیت‌های نامزدها را در نظر بگیریم و چه میزان مشارکت مردم، این واقعاً اتفاق مورد انتظار در این شرایط سخت کشور نبود. اما مهم این است که قبول کنیم باید آسیب‌شناسی و نقاط ضعف را برطرف کنیم که دوباره این اتفاق رخ ندهد. این اتفاقی که رخ داد و اینکه مشارکت پایین بود و بعد از انقلاب با چنین مشارکتی روبه‌رو نبودیم، علت‌های مختلفی دارد. اینکه این اتفاق را گردن ویروس کرونا بیندازیم یا به‌دلیل ضعف مجلس و دولت بدانیم، اینها دلایل قابل قبولی نیست آنچنان که برخی رسانه‌های اصول‌گرا چنین تحلیل‌هایی ارائه کرده‌اند.
هر کدام از اینها جواب خودش را دارد. بحث ویروس کرونا اگر تأثیری هم داشته بسیار کم بوده و قابل اعتنا نیست. اگر بگویند ضعف عملکرد دولت بوده که ماجرا برعکس است. یعنی اگر مردم دولتی را ضعیف بدانند و به فرایند انتخابات هم امید داشته باشند اتفاقاً انگیزه بیشتری پیدا می‌کنند که از طریق رأی دادن بیایند مجلس قوی‌تری تشکیل دهند تا دولت را به حرکت وادارد. این امر سبب مشارکت بیشتر می‌شود. مسأله ضعف مجلس هم یک دروغ بزرگ است، به این دلیل که در واقع دست‌های مجلس دهم بسته بود. شما ببینید در طول این چهار سال، مجلس کجا می‌توانست درباره یک مسأله مهم کشور تصمیم بگیرد. ما مثلاً بعد از قضیه تصمیم شورای سران سه قوه درباره بنزین می‌خواستیم در مجلس تصمیمی بگیریم یا بعد خواستیم به خاطر حوادث آبان ماه وزیر کشور را استیضاح کنیم، که به خاطر فشارهای خارج از مجلس میسر نشد. در خیلی موارد دیگر همین اتفاق افتاد. در واقع اول دست مجلس را بستند و بعد شروع کردند به تحقیر مجلس و تلقین کردند که این مجلس ناتوان است. این یک دروغ بزرگ است. دروغ دیگرشان این بوده که می‌گویند این مجلس، مجلس اصلاح‌طلبان است در حالی که این مجلس، مجلس اصول‌گرایان است و اکثریت اصول‌گرا دارد. اساساً با روش شورای نگهبان هیچ‌وقت این اتفاق در جمهوری اسلامی نمی‌افتد که یک مجلس با اکثریت اصلاح‌طلب روی کار بیاید. مجلس ششم البته یک استثنا بود. بنابراین اینکه می‌گویند مجلس ضعیف بوده اولاً این مجلس ضعیف نبوده و ثانیاً اگر هم ضعفی بوده عوامل خارج از مجلس باعث آن شده‌اند و تبلیغات گسترده در طول چهار سال گذشته علیه این مجلس، نهاد مجلس را در چشم مردم ضعیف جلوه داده است.
الان با این وضعیتی که شما می‌گویید باید چه کرد و تکلیف چیست؟ به هر حال بخشی از جامعه هم در انتخابات شرکت نکردند، باید به نظر شما برای این قسمت از جامعه چه کرد؟
باید علل این اتفاق را بررسی کنیم که در آینده دیگر تکرار نشود. مثلاً اتفاقات آبان ماه به نظر من در کم بودن مشارکت انتخاباتی تأثیر داشته است. البته هیچ‌وقت درصد مشارکت انتخاباتی در هیچ کشوری صددرصد نمی‌شود. اما در کشور ما مشارکت بالای ۶۰ درصد طبیعی بوده. مثلاً در دوره قبل مشارکت ۶۲ درصد بود یا سال ۸۸ مشارکت بالای ۸۰ درصد داشتیم ولی این عدد ۴۲ درصد عدد پایینی است.
مخصوصاً باید توجه داشته باشیم که مشارکت در کلانشهرها به طور قابل توجه پایین‌ بوده است. مشارکت در شهر تهران ۱۸ درصد بوده که نگران‌کننده است. در واقع مردم یک پیامی دادند به مجموعه نهادها و مسئولان که باید این پیام را دریافت کنند و ببینند چه نقایصی در کارشان وجود دارد، آن را برطرف کنند.
دلیل دیگر، حادثه هواپیما و رفتار غیردلسوزانه در حادثه جان‌باختگان کرمان بود. یک دلیل دیگر هم به نظر من این بود که برخی مسئولان ما بابت تشییع باشکوه پیکر سردار سلیمانی دچار توهم شدند و فکر کردند این جمعیت انبوه به معنی تأیید سیاست‌های داخلی و خارجی آنهاست؛ در حالی که چنین چیزی نبود و مسأله، شکسته شدن غرور ملی بود و مردم از این بابت ناراحت بودند که یک فرمانده ارشد آنها را امریکا در خاک کشور همسایه ترور کرده و دیدیم که موافق و مخالف نظام، همه وارد شدند.
عامل دیگر در کاهش مشارکت مردم، روش بحث برانگیز شورای نگهبان در بررسی صلاحیت نامزدها بود. در این دوره یک رویه در شورای نگهبان برجسته‌تر بود و آن رد صلاحیت بابت اظهارنظر بود. در گذشته هم از این کارها می‌کردند اما در این دوره خیلی شدید بود، یعنی آشکارا می‌گفتند شما باید این را می‌گفتید و آن را نمی‌گفتید. این رویه کاملاً مخالف آزادی بیان بود. این هم یک پدیده نامبارکی بود که متأسفانه این بار شدت پیدا کرده بود.
دلیل دیگر، ناعادلانه بودن رقابت بود که به‌دنبال رفتار شورای نگهبان ایجاد شد. یک طرف از چند ماه پیش با خیال آسوده مشغول برنامه‌ریزی بود و طرف دیگر تا دو روز مانده به انتخابات هنوز نمی‌دانست که چه نامزدهایی از آن تأیید صلاحیت شده‌اند و فهرست خود را چگونه ببندد. این اصلاً یک رقابت عادلانه نیست. مثل یک مسابقه دو سرعت است که افراد سریع را با دست نگه دارند برای اینکه ضعیف‌ها جلو بیفتند. و این اتفاقی که افتاد به ضرر کشور بود. البته من خودم به این اتفاقی که رخ داد خوش‌بین هستم. به خاطر اینکه وقتی که کار دست دوستان به قول خودشان انقلابی می‌افتد و اداره کشور را به دست می‌گیرند باعث می‌شود که خودشان به برجام برگردند، خودشان مشکل اف ای تی اف را حل کنند، خودشان سیاست خارجی را اصلاح کنند، رابطه با عربستان را برقرار کنند، حتی رابطه خوب با اروپا را در پیش خواهند گرفت.
اینها در دل خودشان می‌دانند که کشور نمی‌تواند رابطه خود با دنیا را قطع کند ولی می‌خواهند این اتفاق یعنی بهبود روابط به وسیله خودشان رخ دهد نه به وسیله رقیب‌شان یا دولت آقای روحانی. من معتقدم با روی کار آمدن یک چنین مجلس یکدستی که بعد از آن هم احتمالاً یک دولت یکدست همراه به وجود خواهد آمد بسیاری از این مشکلات که عامل آن هم بیشتر خودشان بوده‌اند رفع خواهد شد. لذا این اتفاق را مبارک می‌دانم. چون مشکل دوستان ما این است که چرا قدرت در دست ما نیست؟ و وقتی که قدرت را به دست بگیرند و ببینند با روش‌هایی مثل برهم زدن برجام و کارشکنی در مورد FATF نمی‌توان کشور را اداره کرد خودشان مشکلات را حل می‌کنند. در واقع مشکل، جنگ قدرت است.
یعنی شما معتقد هستید ترکیب جدیدی که در مجلس شکل گرفته است، به رفع مشکلات فعلی در کشور خواهد انجامید؟ اما این مجلس قرار است یک سال و نیم با دولت روحانی کار کند که در واقع رقیب آنان محسوب می‌شود….
در این یک سال و اندی اگر مجلس جدید بخواهد اقدام احساسی در مورد دولت انجام دهد رهبری مانع می‌شود. اینکه مجلس و دولت یکدست شوند و به قول خودشان انقلابی باشند به نفع کشور است چون مسئول اداره کشور خواهند بود و به این نقطه می‌رسند که با این سیاست‌ها نمی‌شود کشور را اداره کرد. دنبال احیای برجام، حل مشکل اف ای تی اف و اصلاح سیاست خارجی خواهند رفت.
ما مجلس نهم را داشتیم. حتی قبل از آن مجالس هشتم و هفتم هم تقریباً یکدست بوده‌اند. حتی با دولت وقت هم یکدست بودند اما این اتفاقاتی که شما پیش‌بینی می‌کنید، رخ نداده بود. اگر هم به تعامل با دنیا می‌رسیدند، زمان و انرژی و هزینه زیادی می‌برد. آیا فکر می‌کنید این تصمیم اگر بخواهد در دوره جدید مجلس گرفته شود، سریع‌تر اتفاق می‌افتد؟
امروز شرایط متفاوت است. ما هیچ‌گاه این مقدار تحت فشار نبوده‌ایم. در اواخر دولت احمدی‌نژاد مجلس با دولت درافتاده بود و با هم متحد نبودند. خود احمدی‌نژاد هم آدم خاصی بود و قابل پیش‌بینی نبود. این گروه سیاسی نیاز به کیسه بوکسی دارند به‌نام دولت آقای روحانی که بتوانند حمله کنند. شما هم دیدید وقتی که صحبت از استعفای آقای روحانی می‌شد اینها خیلی نگران می‌شدند چون دیگر کیسه بوکس آنان از بین می‌رفت. ولی الان که وارد قدرت شدند و مخصوصاً اگر دولت را هم به دست بگیرند با تجربه‌ای که سران آنها پیدا کرده‌اند می‌فهمند که راه نجات کشور اصلاح سیاست خارجی، زنده کردن برجام و حل مشکل اف ای تی اف و در صورت لزوم برقراری رابطه با امریکا است.
آقای دکتر، اگر شما این اعتقاد را داشتید چرا از این جریان در انتخابات حمایت نکردید؟
برای اینکه این جریان مضرات دیگری دارد که در مجموع به ضرر کشور است. مثلاً اکثر آنها اصلاً اعتقادی به آزادی بیان و حقوق شهروندی ندارند. مثلاً اگر یک نفر منتقد در زندان کشته شود پیگیری نمی‌کنند. از طرفی انتخابات باید آزاد و رقابتی باشد. اگر بود، اینها رأی نمی‌آوردند اما حالا که این افراد رأی آورده‌اند و تا بیرون بودند دائم تخریب می کردند، ورودشان به مجلس و مخصوصاً اگر دولت آینده را هم به دست بگیرند باعث می‌شود معتدل شوند. وقتی خود را مواجه با اداره کشور ببینند از رفتار تند و افراطی خود دست برمی‌دارند.
کسانی که نتوانستند در این انتخابات در میدان رقابت حضور داشته باشند، مانند اصلاح‌طلبان و معتدلین و شخص شما، در ادامه راه باید چه برنامه‌ای داشته باشند؟
باید به آگاهی‌بخشی خود ادامه دهند. مردم را آگاه کنند، شیطنت‌هایی را که در پشت پرده از سوی برخی نهادها انجام می‌شود به مردم توضیح دهند، دنبال تشکیل احزاب قوی باشند. مهمتر از همه اینکه به‌دنبال حل مشکل نظارت استصوابی باشند. یادم است که رهبر انقلاب در آستانه مجلس چهارم که بحث نظارت استصوابی پیش آمده بود، گفتند که بله این یک موضوع قابل بحث است. حالا فعلاً در آستانه انتخابات هستیم، اما بعد از برگزاری انتخابات در این مورد بحث کنید. البته هیچ‌وقت در این مورد بحث نشد و نظارت استصوابی به‌عنوان یک امر مسلّم تلقی شد. من راجع به خودم نمی‌خواهم صحبت کنم ولی فردی مانند آقای جعفرزاده نماینده رشت، جانباز ۷۰ درصد قطع نخاعی است که خودش هم نمی‌داند به چه دلیل رد صلاحیت شده است. احتمالاً به خاطر نطقی است که گفت تا کی فتنه فتنه می‌کنید. یا آقای رحیمی نماینده تهران. این بنده خدا از ۱۵ سالگی به جبهه رفته است. اسیر شده، یک پای خود را از دست داده، آدم معتدلی هم هست. یک جمله حرف تندی که بگوییم نظام آسیب ببیند هم نزده است. چرا چنین فردی را رد می‌کنند؟ این مشکلات باید حل شود. باید با مقام رهبری صحبت شود. ممکن است که دستوراتی از سوی ایشان صادر شود. بالاخره باید تلاش کرد.

This comment was minimized by the moderator on the site

بله دوست عزیزم، با این جمله سردار کاملا موافقم،
"یکی از شوون عاقبت به خیری نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب است"
اما بگذار ابتدا یک تعریف روشن از انقلاب و جمهوری اسلامی داشته باشیم، سپس بنده هم مخلص شما و این سردار شهید خواهم بود،
آنچه مسلم است این که هرگز آن انقلاب و جمهوری اسلامی که مد نظر باید باشد، نه در تفکر و نه در عمل آنان که امروز سکان داری می کنند تجلی ندارد، انقلاب مد نظر در تفکر و عمل امثال آنان بروزی ندارد، سارقانی هستند که همه چیز را به سرقت برده اند، و سیاهی و بی آبرویی به جا گذاشته اند، آقای جنتی، مصباح یزدی، محمد یزدی، سید احمد علم الهدی، سید احمد خاتمی، سردار عباسی، سردار نقدی، حسین شریتمداری، سردار قالیباف و ده ها متخلف از این قبیل که تفکر زشت و کردار خسارت بارشان امروز با انقلاب و جمهوری اسلامی مساوی پنداشته می شود و خود را مساوی انقلاب جا زده اند، مسلما نه انقلاب هستند و نه جمهوری اسلامی، و امروز حاکمیت آنان بر شوون انقلاب و جمهوری اسلامی روزگاری بر سر این کشور، انقلاب و جمهوری اسلامی آورده اند، که نتایج آن را محمود افغان نیز بر سر ما نیاورد و بسیاری از جنایت کاران دوران، از این میزان خسارت مبرایند.
غارتی از این کشور و این مردم مظلوم (از اعتقاد و اموال شان و....) صورت گرفت و می گیرد که روی بسیاری از غارتگری های غارتگران تاریخ را سپید نمود، و امروز خود چشم مشاهده می کنید که برای چپاندن این سه نفر نفر (مصباح یزدی، محمد یزدی، قالیباف) در ارکان قدرت (مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان) حاضر شدند بسیاری از مردم را که ولی نعمت این مسولین و این انقلاب و کشورند را با حالت قهر از صندوق ها جدا کنند، و با کنار زدن این مردم راه را برای این غارتگر بیت المال صاف کنند تا به مجلس واردش کنند، تمام کاندیداهای مجلس خبرگان را رد صلاحیت و... کردند تا صحنه را خالی کنند تا محمد یزدی و مصباح یزدی را در خلوتی پای صندوق ها، با چند رای ناچیز وارد مجلس خبرگان کنند، چرا؟!! این همان حاکمیت مردم بر سرونوشت خویش است که مردم برایش قیام کرده اند، خون داده اند و...؟!!
دوست خوبم بله عاقبت به خیری اعتقاد و وفاداری به انقلاب و حاصل خون شهداست، ولی این انقلاب برای این بود که حاکمیت فردی نباشد، برای آزادی بود، برای رهایی از سطله استبداد داخلی و استعمار خارجی، این انقلاب، برای رهایی مستضعفین بود، نه حاکمیت روحانیت، نه قبضه کردن قدرت در دست یک قشر که تفاوت آنان با دیگر مردم تنها در تقسیم کار اجتماعی است، که قبا و عمامه ایی آنان را از مردم دیگر متمایز می کند و نه در تقوا و نه در هیچ چیز دیگر ارجحیتی بر دیگران ندارند، و از دیگران بنا به شغل شان متفاوت می باشند، و شغل آنان این است که راهنما باشند که راه را به سوی خدا بنمایانند
و امروز برعکس جوانان این آب و خاک از راه خدا و حتی خدا بیزار شده اند و امروز روحانیت دین و راه خدا را در بدترین حال خود قرار داده است.
قرار جمهوری اسلامی بر این نبود که ملت به سلطه ما در آیند، بلکه این انقلاب آمده بود که مردم را از سلطه فردی و طبقه ایی نجات دهد، قرار بر عدالت بود، نه این که امروز سردار شریفی به خاطر غارتی که از بیت المال در کنار سردار قالیباف کرده است، حکم اعدام گرفته و مردم هیچ نه از او می دانند و نه از پرونده قطورش با خبرند، ولی نجفی (شهردار) از این عدالتخانه! برای یک کیس خانوادگی و شخصی، رسوای عالم می شود، این است عدالتخانه ایی که در سایه شعار عدالت علوی به وجود آمده است؟! بله نسبت ما با این عدالتخانه واگو کننده عاقبت به خیری و یا، عاقبت به شری است، اگر از این امور مبرا بودی و متنفر در آخرت نزد کسانی که برای این انقلاب و جمهوری اسلامی خون دادند رو سپید خواهی بود، وگرنه چه عاقبت به خیری ایی؟!
سیلی خورده های زمان بنیانگذار امروز ایدئولوگ ج.ا.ایران هستند (مصباح یزدی) و انقلاب و مردم برای بودن آنان در قدرت فدا می شوند، و حتی فرزند ایدئولوگ شهیدش (دکتر علی مطهری) را به خاطر پیگیری حقوق مردم و تنها حرف زدن ( آنهم نه خلاف بلکه زاویه دار با قدرت) رد صلاحیت می شود، دوست خوبم! من هم با این جمله این سردار شهید موافقم،
اما نسبت با کدام، انقلاب و کدام جمهوری اسلامی؟! سوال اینجاست، پوسته قدرت پرستی که پشت نام انقلاب و جمهوری اسلامی مخفی شده و مقابل خواست مردم می ایستد، یا انقلاب پابرهنه ها، انقلاب فقرا، انقلاب ولی نعمتان این انقلاب و کشور و مسولین آن، یا نه انقلاب افراد فرای قانون، خود را مقید به هیچ معیار و قانون و حد و حدودی نمی شناسند و ایالت های خود مختار بی قانونی و قانون شکنی درست کرده اند، چه در شورای نگهبان، و چه در استان خراسان که هر چه بگویند و بکنند، حتی از سوال نیز مصونیت داشته و کسی را یارای سوال نیست که اگر بکنند به سرنوشت دکتر صادقی و دکتر علی مطهری و.... مبتلا می شوند و حذف،
خواهش می کنم در سرنوشت یاشار سلطانی که غارت های شریفی و قالیباف و تیم او را قضایی کرد مطالعه کنید، ببینید، آیا کدامیک بیشتر به عدالتخانه! سپرده شدند، غارتگر یا فاش کننده غارت؟!
غارت بیت المال، استبداد، خود رایی، تشکیل خلافت اسلامی (به جای ج.ا) و حاکم کردن امثال علم الهدی و محمد یزدی و مصباح یزدی، قالیباف، احمد جنتی و... بر شوون این ملت مظلوم و کشور به خاک نشسته، واقعا اهدف انقلاب و جمهوری اسلامی بود؟!!
یا حاکم کردن تفکر مطهری، بهشتی، چمران و کسانی که بدون چشمداشت قیام کردند و جان در طبق اخلاص نهادند که مردم آن وضعی که در زمان شاه داشتند، نداشته باشند؟
ولی امروز در سایه این باندهای فعال برای کسب، حفظ و تداوم قدرت، مردم به جایی رسیده اند که بگویند "رضا شاه روحت شاد"، ای خاک بر سر این عملکرد و تفکری که مردم را به آن روزهای سیاه دلتنگ می کند،
بله آن روزهای سیاه خوب نبودند، همه این را می دانند، حتی مردمی که این شعار را می دهند از آن سیاهی باخبرند، ولی سیاهی این روزها و سو استفاده از انقلاب، جنگ، خون شهدا، جمهوری اسلامی، شورای نگهبان، سپاه، دین، جایگاه روحانیت و.... برای کسب، تداوم و حفظ و گسترش قدرت، آن روزهای سیاه را هم روسپید کرده است.
و....
ببخشید سر شما را به درد آوردم
فقط می خواستم بگویم نه این ها انقلابی هستند و نه این جمهوری اسلامی، آن جمهوری اسلامی مد نظر انقلابیون بود، شیوه های که برای کسب، حفظ، تداوم و گسترش قدرت اعمال می شود، بیشتر مرا به یاد خلافت عثمانی، عباسی و.... می اندازد تا خلافت علوی و شیوه پیامبر اکرم، و به نظر من هم نسبت ما در تایید و همراهی با آن، عاقبت ما را رقم خواهد زد.

This comment was minimized by the moderator on the site

اصولگرایان مسبب اصلی وضع موجود هستند عباس آخوندی:
سخن این است که اصالت و صداقت در انتخاب و انصاف در داوری و رقابت پس از فروکش کردن غبارهای ساختگی و فضاهای ناراست درخشندگی خود را خواهند داشت و مردمان سره را از ناسره تشخیص خواهند داد.
دیگر آن‌که سیاست هر چند انتخاب بین گزینه‌های ممکن است، لیکن آنان‌که افق‌های دور را نمی‌بینند، بزودی هم خود در چاه می‌افتند و هم خیل همراه را با خود می‌برند. سیاست‌مداران ملّی منافع ملّی ایران را بر مشارکت در قدرت به هر قیمت ترجیح می‌دهند. بنابراین، مشارکت در انتخابات البته که ستوده است و باید مشارکت نمود لیکن، با حفط اصالت و صداقت در انتخاب و نه شرط‌بندی بر اسب برنده! اسب برنده ممکن است در خدمت دیگری و در زمین دیگری بتازد و انتخاب‌کنندگان را سخت ناامید سازد.
بی گمان این انتخابات یکی از سردترین انتخابات ایران است و تردید همگانی بر تمام اجزای آن سایه‌ی سنگینی افکنده‌است. فضای عمومی جامعه هیچ امیدبخش نیست. رشد اقتصادی منفی، تورم بالای 30%، بیکاری و تجارت کساد و روابط بین‌المللی ناپایدار موجب نگرانی عام و خاص است. حضراتی که برای تصاحب مجلس شمشیر از رو بسته‌اند به‌سادگی از همه‌ی تنگناهایی که خود خلق کرده‌اند عبور می‌کنند و ریاکارانه دولت و حامیان نخستین‌اش را به عنوان مسبب اول و آخر وضع موجود معرفی می‌کنند.
هرچند دولت، میانه‌روان و جریان اصلاحات درشکل‌گیری وضع موجود بی‌نقش نبوده و نیستند ولی، آنان بیش از آن‌که مسبب ایجاد این وضع باشند، نقش‌شان را در بی‌عملی بایدجستجو کرد. مشخصا، از بابتِ بی‌عملی در برابر همین جریان مهاجم که فعالانه در خلق وضع موجود نقش داشته‌اند و اینان در برابر آنان سکوت و مسامحه روا داشته‌اند قابل نقداند.
آنان که بی‌مسمّی نام اصولگرایان بر خود گذاشته‌اند و به‌واقع پرچم‌های اصولگرایی مدنی را تصرف و پایگاه‌های آنان را اشغال کرده‌اند، خود مسبب اصلی وضعیّت موجوداند و به فرض که رای بیاورند، ژرفای چاله‌ی مشکلات را بیشتر خواهند ساخت و گره‌هایی بر گره‌ها خواهند افزود. آنان همواره در دوره‌ی پس از جنگ برای کشور مشکل آفریده‌اند و بخشی از مشکل بوده‌‌اند و نه راهِ حل، و دیگران را از این بابت که چرا مشکلات خلق شده توسط ایشان را حل‌وفصل نکرده‌اند سرزنش کرده‌اند. و به نظر می‌رسد به شکل افراطی‌تری ادامه خواهند داد...
@Noandishnews

This comment was minimized by the moderator on the site

روزنامه اعتماد: شورای نگهبان،اصلاح طلبان را به مرخصی فرستاد
روزنامه اعتماد نوشت:
انتخابات دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی و اولین میان‌دوره‌ای دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری، روز گذشته برگزار شد و باز هم مردم در این عرصه حضور پیدا کرده و نشان دادند که با صندوق‌های رای قهر نکرده‌اند.
اگرچه نقش شورای نگهبان در گرفتن فرصت رقابت از اصلاح‌طلبان به عنوان اتفاقی که باعث شد آنها پیش از برگزاری انتخابات عرصه رقابت و انتخابات را واگذار کنند، نمی‌توان نادیده گرفت. در واقع نظارت شورای نگهبان در این دوره باعث شد، اصلاح‌طلبان عملا از حضور چهره‌های شاخص محروم شوند.

This comment was minimized by the moderator on the site

اگر خدایید، خدایی رفتار کنید

"هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: براى آدم سجده كنيد همه سجده كردند مگر ابليس كه روى برتافت"(116_طه)
خدا فرمان داد و ابلیس سرکشی کرد. روبروی خدا ایستاد و چشم در چشمش دوخت، تمرد کرد و فرمانش را با جسارت تمام انجام نداد. آیا از این واضح‌تر می‌شد نشان دهد که به خدا التزام عملی ندارد؟ فرمانش را اطاعت نکرد و سرپیچی کرد. تمرد، رابطه‌ی خوب چندین هزارساله‌ی ابلیس را به مخالفت و سپس به دشمنی تبدیل نمود. از آن پس، ابلیس شد عدو مبین. هم دشمن خدا و هم دشمن انسان. اما آیا تا کنون به این پرسش اندیشیده‌اید که: چرا خدا با ابلیس و دشمن آشکار خود چنین به ملایمت رفتار کرد؟
خدا می‌توانست ابلیس را که نافرمانی کرد، به جرم عدم التزام عملی به خودش، از هستی ساقط کند. می‌توانست دشمنش را از گردونه خارج نماید. قدرت داشت به اندک اشاره‌ای ابلیس را نابود کند. اما چنین نکرد و حتی محدودش نکرد. اجازه‌اش داد در زمین بازی بماند و نافرمانی کند. دستش را باز گذاشت که هر کاری خواست انجام دهد. تا جایی که توطئه کند و حتی انسان را بفریبد و به عصیان در برابر خدا دعوت کند. اجازه داد با حقه و فریب و دشمنی، یاران خدا را به مقابله با خدا بکشاند. همه را علیه او بشوراند و وحدت و انسجام اردوگاهش را درهم بشکند. در این میان اما خدا به دشمن آشکارش فرصت و امکان دشمنی داد. به "آدم" هم فرصت و امکان انتخاب داد تا میان خودش و ابلیس، دست به انتخاب ببرد. انسان را انتخاب‌گری آزاد آفرید و می‌خواست آزاد باقی بماند.
راستی چرا خدا با ابلیس مماشات کرد؟ اصلا چرا اجازه داد که این چنین جولان دهد و به قصد دور کردن آدمی از خدا، فعالیت پنهان کند؟ و چرا در طول تاریخ، به همه‌ی آنان که صراحتا به دین و ایمان و فرستادگانش و به خودش، اعتقاد و التزام عملی ندارند، (دست کم در این جهان)، اجازه‌ی تام داد تا زندگی کنند و محدودیتی برای‌شان قایل نشد؟
حالا خدا باید از عرش بر فرش فرود آید و در این آب و خاک قدمی بزند تا ببیند چگونه به نام او و به بهانه‌ی عدم التزام عملی به دین او، ابلیس را نه، بلکه پیروان خودش را از مدار انتخاب و تصمیم‌گیری خارج می‌کنند. تا ببیند آن آزادی انتخاب و تکثری که برای هستی قایل بود، اینک به دست کسانی که خود را خدا می‌بینند، از میان می‌رود و کسانی به اتهام عدم التزام عملی به او از زمین بازی اخراج می‌شوند و دایره‌ی انتخاب را تنگ و تنگ‌تر می‌کنند. وقتی خدا، ابلیس را به جرم عدم التزام عملی به خودش، از کنشگری و انتخاب شدن توسط انسان محروم نکرد، چرا انسان‌هایی موحد(و نه شیطان) در این وادی این چنین حذف می‌شوند؟
بنا به آنچه در قرآن آمده است اگر قرار بود خداوند صلاحیت داوطلبان مجلس را بررسی کند، یقین دارم هیچ کس را به جرم عدم التزام به اسلام و به خودش رد صلاحیت نمی‌کرد. وقتی با شیطان چنان نکرد، با مومنانش چنین نیز نمی‌کند. زیرا از همان بدو خلقت، قرار بود انسان حق انتخاب و آزادی زیستن داشته باشد. تعیین‌گر باشد و خودش، معمار وجود خویش گردد. (و در این جهان)، فرصت انتخاب داشته باشد که بر اساس آن چه خدا می‌گوید زندگی کند، و یا پیرو ابلیس گردد.
می دانیم که نه اینان خدا هستند و نه آنان ابلیسیان، مشکل این است که ما با خدا روبرو نیستیم، بلکه با کسانی مواجهیم که خود را خدا می‌دانند و "کدخدایی" می‌کنند. این همان سرنوشت تلخی است که گریبان همگان را گرفته است.
فقط یک معیار مسموع و پذیرفتنی است: عدم التزام عملی به حقوق انسان‌.
علی زمانیان.... ۹۸/۱۱/۲۷

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام سید !! واقعا میخوای بری رای بدی میگم سید شناسنامتو از کمد بیرون اوردی صفحه اخرشو نگاه بکن ببین چند تا رای دادی ؟؟ بعد یکم فکر کن ببین چند بار گول خوردی .. چی به دست اوردیم ..‌ من ۷ با مهر خورده شناسامم .. شرمنده ام .. جلوی بچه هام .. جلوی جوانهایی که هیچی ندارن ...نه اینده .. نه ارزویی .. سید ما چند بار باید گول این انسان نما ها باید بخوریم .. اصولگرا چیه سید !! اصلاح طلب چیه سید !! اینها همه بازی سیاست هستش .. کجاست این خدایی که میگن عظمت بزرگیش هیچ چیز توی دنیا نداره !! چطور این همه ظلم میبینه سکوت میکنه !!

This comment was minimized by the moderator on the site

عجایب الانتخابات؛ تنها رقیب آیت‌الله یزدی در قم:
"به من رای ندهید؛ به ایشان رای بدهید تا بی‌ادبی نشود!
رضا پورصدقی الانق، یکی‌از دو نامزد انتخابات میان‌دوره‌ای خبرگان رهبری در قم، گفته: «شورای نگهبان همه نامزدهای خبرگان در قم را رد صلاحیت کرد و منِ طلبه‌ی شاگردِ آیت‌الله یزدی و ایشان باقی ماندیم.
▫مدیریت رأی دادن مهم است و بین استاد و شاگرد، به شاگرد رأی نمی‌دهند. حتما به ایشان رأی بدهید تا بی‌ادبی نشود.
▫انتخابات باید به‌گونه‌ای مدیریت شود که احترام به بزرگان و اخلاق در آن رعایت شود.
▫بنده هیچ‌وقت خود را رقیب آیت‌الله یزدی نمی‌دانم که بگویم می‌خواهم در برابر ایشان بایستم چرا که این کار را بی ادبی می‌دانم.»/ رسانیوز
قرار است در انتخابات میان‌دوره‌ای خبرگان قم، جای‌گزینی برای محمد مومن، انتخاب شود که پارسال درگذشت.

This comment was minimized by the moderator on the site

سالی که نکوست، از بهارش پیداست عباس عبدی

قصد ندارم تا پایان انتخابات در باره آن چیزی بنویسم. ولی به عنوان یک ناظر بیرونی معتقدم مجلس عجیبی را در تابستان خواهیم داشت. شاید ساده‌ترین کار از فرایند سیاسی و اداره کشور برای یک گروه سیاسی تهیه لیست انتخاباتی باشد.
اصولگرایان پس از حذف کامل هر گونه رقیبی، این کار را در آخرین لحضات و به شکل مبتذلی انجام داده‌اند در حالی که باید مدتها پیش لیستشان را نهایی می‌کردند و برنامه خود را هم منتشر کرده باشند. هنوز نه تنها هیچ برنامه‌ای نداده‌اند، چرا که ندارند؛ بلکه بعد از این که کوه اصولگرایی با انتشار این لیست وضع حمل انتخاباتی کرد معلوم شد یک موش مرده زاییده است. بطوری که یکی از تحلیلگران ان جناح این پدیده را چنین توصیف می‌کند:
"شانایی‌ها (جمنایی‌ها) از تأسیس تا آخرین تصمیمات خود یعنی معرفی فهرست سی نفره که حتی از سوی سرلیست (قالیباف) نیز مردود اعلام شد و تا این لحظه حتی یک نفر را راضی نکرده است و این فهرست حتی چند ساعت نیز دوام نیاورد و از طرف خود تدوین کنندگان به زیر کشیده شد، نشان دادند که پیش‌فرض دکارت ایراد دارد که تصور کرده است خداوند عقل را به یکسان بین آدمیان تقسیم و توزیع کرده است!"
یکی دیگر هم نوشت هر چه سرچ کردم ببینم کارنامه این افراد چیست جز چند نفرشان از بقیه در اینترنت اثری نبود!!
چرا یک گروه سیاسی این قدر سطحی و غیرعقلانی عمل می‌کند؟ مهمترین دلیلش این است که آنان ۳۰ سال است که بصورت گلخانه‌ای تربیت شده‌اند. همیشه از رانت سیاسی برخوردار بوده‌اند. اکنون که رقبای خود را با اتکا به این رانت‌ها حذف کرده‌اند برای رقابت سیاسی بدون اتکا به رانت آمادگی ندارند و طبعا همین رفتار را با خودشان انجام می‌دهند. اکنون می‌توانید تصور کنید که مجلس بعد چه موجودی خواهد شد؟ به قول معروف سالی که نکوست از بهارش پیداست.
متذکر شوم که پیگیر دقیق مسایل انتخابات از جمله فعالیت‌های اصولگرایان نیستم. اینها را بر حسب اتفاق این طرف و ان طرف می‌بینم.

This comment was minimized by the moderator on the site

اعلام نظر بهزاد نبوی بعد از رد صلاحیت گسترده

در دیداری که چندماه قبل به همراه افرادی از طیف‌های سیاسی مختلف با وزیر محترم کشور داشتم، به ایشان عرض کردم «من طرفدار برگزاری انتخابات پرشور هستم» و توضیح دادم که «محوری‌ترین نقش را برای پرشور شدن انتخابات، نظام بر عهده دارد؛ نظام باید با ایجاد اطمینان در مردم به موثر بودن نقش‌شان، از طریق ایجاد امکان برگزاری انتخاباتی سالم و رقابتی، زمینه‌ی پرشور شدن انتخابات را فراهم کند» (نقل به مضمون).
متاسفانه سخنگوی شورای نگهبان، با طرح اینکه برگزاری انتخابات پرشور وظیفه‌ی آن شورا نیست، درواقع ردصلاحیت‌های بی‌سابقه‌ای که سبب کاهش انکارناپذیر شور انتخاباتی شده است را، توجیه کرد.
متاسفانه ردصلاحیت‌های گسترده‌ی بی‌سابقه، نسبت به تمام ادوار پیشین انتخابات مجلس، (همانطور که در سیاست خارجی مواضع تندروهای داخلی مقوم مواضع رییس جمهور کنونی آمریکا شد)، به کمک مخالفان شرکت فعال و دادن لیست در انتخابات، آمد.
بنابر گزارش‌های دریافتی، که امیدوارم پیش از برگزاری انتخابات مستندات آن از طرف اصلاح طلبان منتشر شود، در سراسر کشور به‌غیر از شهر تهران، در اثر ردصلاحیت‌های بی‌سابقه و علی‌رغم برخی تجدیدنظرها، برای اصلاح طلبان تنها امکان معرفی نامزد برای کمتر از ۸۰ کرسی از مجموع ۲۶۰ کرسی –به‌غیر از تهران- وجود دارد و با تاسف فراوان، بنابر همین گزارش‌ها، پیش از برگزاری انتخابات، منتخب بی‌رقیب جدی ۱۶۰ کرسی مشخص و درواقع نتیجه‌ی انتخابات برای آن کرسی‌ها معلوم شده است!
من امیدوار بودم در صورت تجدیدنظر معنادار در ردصلاحیت‌ها، در آخرین مهلت‌ها، امکان غلبه بر ناامیدی، یاس و بی‌تفاوتی بخش مهمی از‌دهندگان بوجود آمده و کماکان امکان طرح پیشنهاد حضور فعال و ارائه‌ی لیست، خصوصا در مراکز استان‌ها و شهرهای بزرگ، ایجاد شود، که متاسفانه چنین نشد.
من چون از قبل پیش‌بینی ردصلاحیت‌ها، البته نه به این عمق و گستردگی، و در نتیجه کاهش مشارکت و کمبود نامزد اصلاح طلب قابل طرح را می‌کردم، مخالف شرکت اصلاح طلبان در انتخابات، با «تابلوی اختصاصی» بوده و پیشنهاد ائتلاف اصلاح طلبان با میانه‌روهای اصولگرا و مستقل را می‌دادم. به‌خاطر طرح چنین مواضعی، بعضا به‌طور غیرمستقیم، به «استمرار طلبی» -که نمی‌دانم یعنی چه- هم متهم شدم.
امروز هم گرچه خیلی دیر و به احتمال قوی غیرعملی، کماکان همین نظر را دارم و این نظر استراتژیک و درازمدت من است و قبلا نیز گفته‌ام که بعد از رویدادهای سال ۸۸، آرایش قوای جدیدی در جامعه شکل گرفته و طیف‌بندی اصولگرا و اصلاح طلب پاسخگوی این آرایش جدید نیست و در کنار و فراتر از آن باید طیف‌بندی تندروی و میانه‌روی را در واکنش‌های سیاسی مورد توجه قرار داد. انتخاب آقای روحانی به‌عنوان نامزد ریاست جمهوری از سوی اصلاح طلبان، در سال ۱۳۹۲، علیرغم داشتن نامزد اصلاح طلب، نشان دهنده‌ی همین آرایش جدید بود، که متاسفانه بعدها از سوی اصلاح طلبان به‌تدریج به فراموشی سپرده شد.
برای تایید صحت تغییر آرایش و شکل‌گیری آرایش جدید در نیروهای سیاسی باید اولا به برخورد تهاجمی تندروها با هردو طیف اصلاح طلب و اصولگرا و تکرار شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا»ی مربوط به ناآرامی‌های دیماه ۹۶ از سوی آنان، ثانیا قرار نگرفتن افرادی همچون آقای مصباحی مقدم، از اعضای ارشد جامعه روحانیت مبارز، در فهرست نامزدهای انتخاباتی گروه‌های تندرو، ثالثا بی‌تفاوتی همه‌ی تندروها از عدم ثبت‌نام آقای علی لاریجانی برای انتخابات دور یازدهم مجلس و رابعا رد صلاحیت آقای علی مطهری، توجه شود.
من کماکان پیشنهاد دادن لیست و در عین‌حال طرح صادقانه‌ی همه‌ی این پیش‌بینی‌ها را با مردم، داشتم. این پیشنهاد ممکن است غیرمنطقی و حتی سازشکارانه و یا ناشی از محافظه‌کاری تلقی شود، ولی به اعتقاد من چنانکه مردم بعدها از عدم حضورشان پای صندوق‌های رای و واگذاری مجلس به تندروها پشیمان شوند، اصلاح طلبان و میانه‌روها حرفی برای گفتن داشته باشند. به نظر من یک جریان سیاسی، بجای دنباله‌روی از افکار عمومی، باید در جهت هدایت آن به مسیر صحیح، تلاش کند، تا در درازمدت جلب اعتماد کند.
بهرحال امیدوار بودم و کماکان هستم که مردم فهیم‌مان، خصوصا آن بخش‌هایی که معتقد به مشارکت فعال در انتخابات نبوده و نیستند، باتوجه به مطالبی که عرض شد، باحضور در پای صندوق‌های رای و رای دادن به نامزدهای موجود قابل قبول، جلوی خسارت‌های بزرگ‌تر و بیشتر را به کشور و ملت بگیرند. @khabarha_nazarha

This comment was minimized by the moderator on the site

آیت‌الله جنتی دامت برکاته دبیر محترم شورای نگهبان
با تقدیم سلام، این روز‌ها هرجا می‌روم، مردم می‌پرسند دلیل رد صلاحیت شما چه بود؟ می‌گویم خودم هم نمی‌دانم. شورای نگهبان از من دعوت کرد. در آن جلسه حقوقدان شورای نگهبان سه مورد از اظهارنظر‌های من را به عنوان مستند عدم التزام عملی به نظام ذکر کرد که بعد از پاسخ من جوابی نداشت. گفتم اساساً التزام عملی شامل اظهارنظر‌ها نمی‌شود و همه آحاد جامعه در اظهارنظر آزادند چه رسد به نماینده مجلس که طبق اصل ۸۴ و ۸۶ قانون اساسی در همه مسائل کشور حق اظهارنظر دارد و البته این بدان معنی نیست که باید همه این اظهارنظر‌ها درست باشد. ممکن است در مواردی هم اشتباه کرده باشد، مهم آزادی بیان نماینده است. آنچه ممنوع است تهمت و افترا و دروغ است. رهبر انقلاب نیز فرموده‌اند «ممکن است کسی نظری مخالف نظر من داشته باشد، باید آزاد باشد حرفش را بزند.»
بنابراین بنده متوجه نشدم علت رد صلاحیت من چیست و چه پاسخی باید به مردم بدهم. اگر همچنان معتقدید اظهارنظر و نه اقدام عملی می‌تواند دلیل عدم التزام عملی به نظام و رد صلاحیت باشد، این امر چنانکه گذشت خلاف نظر مقام رهبری است. در این صورت جسارتاً جناب‌عالی التزام عملی به نظام ندارید نه بنده و ده‌ها کاندیدایی که به این بهانه رد صلاحیت شدند؛ و اگر به چنین چیزی معتقد نیستید و اظهار نظر را مشمول عدم التزام عملی نمی‌دانید، پس چه کسانی شورای نگهبان را از پشت صحنه اداره می‌کنند و با آینده انقلاب اسلامی بازی می‌کنند.
رویه‌ای که شورای نگهبان برای انتخابات مجلس یازدهم در پیش گرفت که به تجسس در اظهارنظر‌ها شدت بخشید و تأکید کرد که فقط نظر رسمی حکومت باید بازگو شود مجلس را دچار استحاله و تغییر ماهیت می‌کند و اختناق را بر جامعه حاکم می‌نماید. مجلس جایی است که نمایندگان اقشار مختلف جامعه در آن نظراتشان را آزادانه بیان می‌کنند و احیاناً همان روز یا روز بعد هم پاسخ سخن خود را از همان تریبون دریافت می‌کنند. در این صورت نمایندگانی حر و آزاده خواهیم داشت که مصالح کشور را کتمان نمی‌کنند و نگران مؤاخذه و رد صلاحیت نیستند و دچار نفاق و تظاهر نمی‌شوند. اما با این رویه‌ای که شورای نگهبان در پیش گرفته است نمایندگانی خواهیم داشت که نظرات واقعی خود را ابراز نمی‌کنند و احیاناً دچار ریا و تظاهر می‌شوند و حتی به سوی تملق سوق پیدا می‌کنند، چون نگران رصد‌ها و مؤاخذه‌ها و رد صلاحیت‌ها هستند، و این دیگر پارلمان به معنی واقعی و مظهر دموکراسی نیست، دکوری است از مجلس که بله ما هم پارلمان داریم، چیزی شبیه مجلس عربستان سعودی که صرفاً جنبه مشورتی دارد و تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر نیست.
به هرحال هرچه فکر کردم که علت رد صلاحیت من چه بود، ذهنم به جایی نرسید مگر این که وقتی نمی‌توانند کسی را در میدان رقابت انتخابات شکست دهند اساساً اجازه ورود به میدان را به او نمی‌دهند و این یعنی تضییع حقوق آن کاندیدا و صد‌ها هزار شهروندی که می‌خواستند به او رأی بدهند.
خدا را شاهد می‌گیرم که نگرانی من بیشتر به خاطر ادامه این رویه است که لاجرم منجر به یک مجلس فرمایشی و جامعه‌ای دچار اختناق می‌شود، نقطه‌ای که با نقطه آغاز انقلاب اسلامی بسیار فاصله دارد. امام خمینی (ره) در فرانسه فرمودند: کمونیست‌ها هم در جمهوری اسلامی حق اظهارنظر و فعالیت دارند. استاد شهید آیت‌الله مطهری نیز در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی فرمودند: در جمهوری اسلامی احزاب غیراسلامی هم حق فعالیت دارند مشروط به اینکه با تابلوی خودشان فعالیت کنند نه با تابلوی اسلام. ببینید از کجا به کجا رسیده‌ایم.‌ای کاش جناب‌عالی که محضر درس شهید مطهری را درک کرده‌اید بهره‌ای از آن آزاداندیشی برده بودید.
‌می‌دانم که جناب‌عالی با خود فکر می‌کنید که تاکنون نظام را با این کار‌ها حفظ کرده‌اید. ولی این فکر اشتباه است. این کار‌ها بیشتر به نظام ضربه زده و اگر انجام نمی‌شد اکنون نظام قویتر بود.
با این حال بنده مردم را به شرکت در انتخابات دعوت می‌کنم و همان طور که قبلاً گفته‌ام خود را از صاحبان این انقلاب می‌دانم و مانند مادری که به خاطر حفظ فرزندش از حق خود می‌گذرد این نامهربانی‌ها را به دل نمی‌گیرم و همچنان سرباز انقلاب اسلامی خواهم بود.
به هرحال بنده هنوز علت رد صلاحیتم را نمی‌دانم و پاسخی برای مردم ندارم. مستدعی است آن را به طور عمومی اعلام فرمایید تا ابهام برای بنده و جامعه رفع شود. قبلا سپاسگزارم.
با تقدیم احترام علی مطهری

This comment was minimized by the moderator on the site

تاج زاده در جمع فارغ التحصیلان صنعتی شریف: نظارت استصوابی نظارت مردم بر حکومت را برعکس کرد

Posted: 15 Feb 2020 12:10 PM PST) "رهبری نظام در دهه اول انقلاب به اکثریت تکیه داشت. به همین جهت هم اگر در جایی از جمله در انتخابات دخالت می کرد-مثل مجلس سوم- نگران نتیجهٔ جنگ تحمیلی بود. این که بهتر می دید جریان چپ در مجلس اکثریت داشته باشد تا ادامه جنگ تا پیروزی با مانع مواجه نشود. در آن زمان ما – چپ های آن دوره-طرفدار تداوم جنگ بودیم و جناح راست منتقد بود. رهبر وقت انقلاب وقتی دخالت کرد با یک پیام به مردم کار را تمام کرد و حتی نیاز نبود حتی یک نفر از جناح راست رد صلاحیت شود. با این که کشور در حال جنگ بود – و معمولا نظامی ها مورد توجه خاص هستند- آیت الله خمینی به طور جدی و استراتژیک با این که سپاه و بسیج در انتخابات دخالت کنند مخالف بود. ایشان در این موضع خودش قاطع بود و با کسی تعارف نداشت. جملات ایشان در آن دوره هشدار دهنده و بسیار صریح است. عباراتی از این دست که : “به سپاه چه ربطی دارد که در انتخابات چه می گذرد؟ “ ایشان تکیه اش بر روی مردم بود و اگر جایی هم می خواست دخالت کند، با پشتوانه مردمی می توانست معادلات را به هم بزند. حال امروز رهبری چرا آن مشی را نمی تواند ادامه دهد؟ احتمالا به این دلیل است که نگران است اگر انتخابات آزاد شود اکثریت به یک لیست دیگری رأی دهند. البته در ادوار مختلف چند بار هم این مساله امتحان شده است. به همین جهت ما از دهه دوم به بعد با دو پدیده مواجه هستیم؛ یکی پدیده نظارت استصوابی است و دیگر دخالت نظامیان در سیاست و بطورخاص در انتخابات.در دهه اول انقلاب گفتمان مسلط این بود که ملت بر حکومت نظارت دارد و اگر حکومت بخواهد پایش را کج بگذارد، ملت صافش می کند. نظارت استصوابی این رابطه مردم و حکومت را برعکس کرد و می گوید؛ حکومت مسئول این است که نگذارد ملت منحرف شده و انتخاب های اشتباه انجام دهد به همین دلیل به زعم خودشان برای ملت افراد درست و صحیح را جدا می کنند که یک وقت مردم از مسیر حق جدا نشوند. البته می توان حدس زد که در پسِ ذهن بسیاری از این ها این است که اکثریت ملت منحرف شده است و اگر انتخابات آزاد باشد، منحرفین رأی می آوردند. به همین جهت هم روز به روز دایره را تنگ تر می کنند.اما مسئله دخالت نیروهای مسلح در انتخابات از مجلس پنجم آغاز شد و تا امروز هم ادامه دارد. به طوری که این دورهٔ انتخابات را به اطلاعات سپاه کنترات داده اند. به همین جهت هم مهندسی که در این دوره اتفاق افتاد، واقعاً در چهل سال گذشته بی نظیر بود. در دوره های قبل هم سپاه خیلی نقش داشت، اما فرقش با این دوره در این است که قبلا یکی از عوامل اصلی و یکی از بازیگران بود اما در این انتخابات به طور مطلق صحنه گردان شد. رهبری اعلام کرد من هیچ وجه در انتخابات دخالتی نمی کنم. ولی در سخنرانی اخیر که به طور کامل حمایت کرد و این رویه را درست دانست."

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

دوست خوبم جناب جلال میمندی در رابطه با این پست برایم نو...
مطالب مرتبط با این پست posted a comment in انصراف ظریف، عرصه سیاست ایران عرصه نجبا نیست
دکتر سعید زیباکلام: دومین سرگشاده به رهبری نظام سعید ز...