اصولگرایان و دریافت دوپینگ بزرگ، پیش از ورود شورای نگهبان

13 ارديبهشت 1400
Author :  
به همین راحتی نخبگان خود را از دست می دهیم

دیروز غروب به محض ورود به توئیتر با این جمله روبرو شدم، "خدا‌ حافظ آقای ظریف!" ناگهان دلم ریخت، با خود گفتم، در شرایطی که کشور به بهشت جاسوسان و تروریست های آنان تبدیل شده است، لابد بدخواهان برجام و صلح ایران با جهان، دست به قبضه سلاح گرم برده، و دکتر محمد جواد ظریف [1]  را نیز ترور کرده اند، چرا که در میان فشار سنگینی که با سخنان صادقانه اش در ارزیابی رابطه میدان و دیپلماسی و سیاست، ایجاد شده است، و دلواپسان در پشت سنگر دفاع از سردار سلیمانی به میدان انتقام گیری آمده اند، تا تسویه حساب سیاسی کنند، تروریست ها هم می توانستند از فرصت این بلوا استفاده کرده و او را نیز مثل بسیاری دیگر از موثرین صحنه کشور، ترور کرده، بلوای سیاسی و خلا اوتاد ایجاد کنند؛ لذا بیدرنگ تنها نوشتم : "چی شد، ظریف هم به شهادت رسید؟"، اما کمی که پایین تر آمدم، و توئیت های دیگر را دیدم، فهمیدم که سلاح گرمی در کار نیست، چرا که دوست دیگری نوشته بود، "ظریف دوست داشت مصدق باشد اما زاهدی هم نشد. ۴۲ سال کارگزار دست به سینه بود اما با (گفتن) یک حرف مگو از صحنه‌ی سیاسی جمهوری اسلامی حذف شد، تمام". [2] پایین تر آمدم دیگری به نقل از رهبری نوشته بود : "برخی مسئولین در این چند روز حرف هایی زدند که تکرار حرف های خصمانه امریکایی ها بود!"، و همین فرد، تصویر دکتر ظریف را در یک بی سلیقگی و ظلم آشکار، که انگار با پیش بینی این سخنان، آن را از پیش آماده اش کرده بودند، در لباس نیروهای تفنگدار دریایی امریکایی، و پای پرچم امریکا قرار داده بود!

فورا متوجه شدم، که اینبار در حذف نخبگان این کشور، ترور با سلاح گرم در کار نیست و روند، همان روند ترور شخصیت است، که انگار اینبار عمیق اتفاق افتاده است، و متوجه شدم که جریان از چه قرار است، چرا که رسانه ها از قبل به آگاهی مردم رسانده بودند، که رهبری ساعت 18 سخنرانی دارد و...، و اینچنین بود که دیپلمات برجسته کشورمان با یک جمله ناقابل، طعمه حمله قرار گرفت، و در نگاه ناظرین سیاسی، نابود شده ارزیابی گردید، و همه پیش بینی کردند که او را باید "سردار مرده" تصور کرد، این در حالی بود که از صبح، که نتایج جلسات گروه های جبهه اصلاحات، بیرون آمده بود، دکتر محمد جواد ظریف، سر لیست اصلاح طلبان را با 37 رای برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 1400، از آن خود کرده بود، و اسحاق جهانگیری (با 34 رای) و سید مصطفی تاج زاده (با 32 رای) در ردیف های اول تا سوم، پیشنهاد شدند، و اینک با یک جمله، سر لیست آنان زده شد، و قبل از این که شورای نگهبان با روند مخوف احراز صلاحیت کاندیداها، صحنه انتخابات پیش رو را تنظیم و مهندسی کند، با همین یک جمله، مرگ سیاسی یک دیپلمات 42 ساله، که مبارزات خود را برای پیروزی این انقلاب از پیش از انقلاب در امریکا و در زمان دانشجویی خود آغاز کرده بود، و اشک شاه را در قلب امریکا در روند مبارزات پیگیر خود در آورده بود، و در جریان جنگ خسارتبار 8 ساله هم، تمام تلاش خود را در پایانش مبذول داشته، و نقش اساسی او در جریان مذاکرات قطعنامه 598 سازمان ملل که به پایان این جنگ خسارتبار انجامید را کسی فراموش نمی کند، اکنون در حالی که در 42 سالگی انقلاب برای تحقق صلح ایران با جهان، در به ثمر رسیدن برجام، خون دل های بسیار خورد و زیر بار سنگین ترین حملات همه جانبه از سوی مثلث عبری، عربی و دلواپسان داخلی مقاومت کرد و کار کرد و کمر خم نکرد، اکنون که بوی توافق از وین می رسید، و باید میوه های زحمات خود را بچیند و... این چنین به یک مهره سوخته و سردار مرده، در صفحه شطرنج کشور تبدیلش کردند.

و چقدر دردآور است که جریان صلح طلب در ایران کنونی، چنان زیر فشار سهمگین هرج و مرج طلبان و جنگ طلبان قرار دارد که او حتی در بین کسانی که به دولتش رای داده اند، نیز گاه غریب و مورد حمله است، کسانی که با پشتوانه 24 میلیون رای خود، شرایطی ایجاد کردند که ظریف بتواند دنیا را به هماوردی طلبیده، تمام  قدرت های جهانی در یک طرف، و ظریف و تیمش در دیگر سوی میز، در حالی که با خنجرهای از پشت خورده، توسط هموطنانش، رسانه های ملی و رسمی کشور و... زخمی بود، بنشیند و مذاکره کند، تا برجام را به فرجام رساند؛ و اگر نبود حملات مثلث عبری، عربی و دلواپس داخلی، و بدشانسی آمدن ترامپ در امریکا، که همه دست به دست هم دادند و این بنای مستحکم صلح خواهی ایران و ایرانیان را ویران کنند، امروز ایران در مدار توسعه و رشد قرار داشت، ولی، انگار خدا هم با ظالمان است! و ظریف بی مدد و کمکیار ماند و در آخرین روزهایی که مالک اشترش، به خیمه معاویه رسیده بود، و میوه های سه سال مقاومت در مقابل خرابکاری های متعدد ترامپ و همکاران منطقه ایی و داخلی اش، و فشار حداکثری تحریم و به خصوص خرابکاری این مثلث شوم، داشت به ثمر می نشست، و تیم عراقچی با خبرهای خوب به کشور بازگشته، روند بهبود قدرت پول ملی هر روز کنتور می اندازد، ظریف که معمار این مذاکرات نفس گیر بود، این چنین قربانی گردید، تا مسیر قدرت گیری اصولگرایان صاف شود، چرا که آنان تنها با دوپینگ های این چنینی، و بی رقیب شدن ها از سویی، و نا امید کردن مردم از حضور در پای صندوق رای، و عدم حضور حماسی آنان است که، می توانند پیروز میدانی بی رقیب موثر باشند.

امیدوارم تمام این تحلیل ها و پیش بینی ها، بی اساس باشد، و اصلاح طلبان با توجه به از دست دادن آیت الله سید حسن خمینی برای نمایندگی آنان در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در خرداد 1400، این فرصت را داشته باشند که دکتر محمد جواد ظریف را در سر لیست کاندیداهای خود برای رقابت با حریف داشته باشند. 

    

 

 

[1] - محمدجواد ظریف خوانساری زاده ۱۷ دی ۱۳۳۸ دیپلمات ایرانی است، که هم‌اکنون در دولت دوازدهم سمت وزیر امور خارجه را بر عهده دارد.و همچنین از اعضای شورای عالی جمعیت هلال‌احمر و دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران است. او دانش‌آموخته کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل از دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو، همچنین کارشناسی ارشد مطالعات بین‌الملل و دکترای حقوق و روابط بین‌الملل از دانشگاه دنور است.  ظریف فعالیت شغلی خود را از سال ۱۳۵۷ در کنسولگری ایران در سانفرانسیسکو آغاز کرد. او از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۱ برای مدت ۱۰ سال، معاونت حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه را بر عهده داشت. وی برای مدت ۵ سال، در فاصله سال‌های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۶ به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل متحد فعالیت می‌کرد. ظریف پیش‌تر در دولت یازدهم نیز وزارت امور خارجه را بر عهده داشت. ظریف در ۶ اسفند ۱۳۹۷ از سمت خود استعفا داد؛ ولی دو روز بعد، در هشتم اسفند ماه حسن روحانی با استعفا او موافقت نکرد و وی همچنان وزیر امور خارجه ایران باقی ماند. در ۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، یک فایل صوتی از ظریف منتشر شد که حاوی سخنان ظریف در مورد مسائل کشور در زمینه سیاست خارجی بود. این گفتگو با واکنش‌های بسیاری از سوی رسانه‌ها همراه بود.

[2] - از این توئیت ناراحت شدم، و در پاسخ این دوست و فعال توئیتری، ریتوئیت کردم و نوشتم :

ظریف برای کشورش آنچه بایست را انجام داد، مزد بزرگان ایران نیز همواره تیغ در حمام فین، یا حصر در خانه بوده است، و این دو چیزی از بزرگی آنان کم نکرد، گردخاک فتنه دلواپسان که بخوابد، بزرگی کار ظریف خود را بیشتر نشان خواهد داد، در تاریخ منافع ملی ایران و صلح دوستی ماندگار است

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (38)

This comment was minimized by the moderator on the site

تصمیم پسندیده ظریف
احمد زیدآبادی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
اعلام انصراف قطعی دکتر محمد جواد ظریف از حضور در انتخابات ریاست جمهوری با واکنش منفی برخی از اصلاح‌طلبان حامی مشارکت او در انتخابات روبه‌رو شده؛ به گونه‌ای که بعضا او را "ترسو" لقب داده‌اند.
به نظرم منتقدان تصمیم دکتر ظریف، نه ساختار قدرت در ایران را به خوبی می‌شناسند، نه از توازن قوای حاکم بر کشور خبر دارند، نه نگاه ظریف به امر سیاست و نوع سیاست‌ورزی او را درک می‌کنند و نه با روحیات و خلقیات و توانایی‌های او آشنایی دارند.
اگر این موارد را می‌شناختند، به‌راحتی پی می‌بردند که صحنۀ سیاست ایران، مناسبِ میدان داری چهره‌ای با خاستگاه و جایگاه و مختصات دکتر ظریف نیست.
از نگاه این قبیل افراد که سرنوشت همۀ امور را به انتخابات و مشارکت در قدرت گره می‌زنند، همین که فردی زمینۀ رأی آوری داشته باشد برای ورودش به کارزار انتخابات کافی است، حال اینکه بعدها چه پیش خواهد آمد، در افق کوتاه نگاه آنان نمی‌گنجد.
این افراد معمولا علاقمندند افراد شاخص را با انواع فشارهای روانی جلو بیاندازند و ناخواسته آنان را روی میدان مین بفرستند.
بدبختانه هر وقت هم مینی منفجر شود، از خود به کلی رفع مسئولیت می‌کنند و تمام خسارات وارده را به ناتوانی یا نادانی یا سازشکاری یا ماجراجویی همان فردی نسبت می‌دهند که خودشان به زور او را به سمت میدان مین هدایت کرده‌اند!
از نگاه من اما دکتر ظریف تصمیم پسندیده و درستی گرفت و با پس زدن فشارهای روانی، از قضا نوعی شجاعت از خود نشان داد.
اما اگر تصمیم ظریف از روی ترس هم صورت گرفته باشد، سزاوار سرزنش نیست؛ زیرا اولا، ترس در حوزۀ امور عمومی با ترسِ شخصی به کلی متفاوت است و ماهیت جداگانه‌ای دارد و ثانیا، درود بر آنکه از به مهلکه انداختن ملت و ایجاد هزینۀ بی‌حاصل برای کشورش عمیقا بترسد و به بازی‌های خطرناک و اصطلاحا شجاعانه‌ای که بوم و بر را به مخاطره می‌اندازد، وارد نشود. @khabarestan_ir

This comment was minimized by the moderator on the site

بیانیه دکتر محمدجواد ظریف درباره دلایل عدم کاندیداتوری‌اش
آمدنم به قیمت تخریب انسجام و خودباوری ملی و امید و اعتماد مردم به نمایش گذاشته‌شد
حالا که خیال دلواپسان راحت شد به کسب قدرت داخلی بپردازند ما هم به منافع ملی و رهانیدن مردم از تحریم می‌پردازیم

محمدجواد ظریف در اینستاگرام خود نوشت:
درود بر تمامی هم میهنان گرامی از آسمان ایران، در واپسین روز ماه مبارک رمضان و در مسیر یک سفر چند روزه به منطقه و اروپا.
پیشاپیش عیدتان مبارک و بندگی‌تان مقبول درگاه بزرگترین قدرت هستی.

در روزها و هفته‌ها—به واقع تمامی سال‌ها—ی پرفشار و هیاهوی گذشته، وامدار بزرگواری شما بوده‌ام که با چشم‌پوشی از همه کمبودهای فردی و ساختاری، این خدمتگزار کوچک را شرمنده فرموده‌اید و با پایمردی و شکیبایی در برابر فشارهای خارجی و ناملایمات داخلی بهترین پشتیبان سیاست خارجی و مایه سرافرازی کشور بوده‌اید.

از همه افراد، گروه‌ها و بزرگانی که در روزهای سخت گذشته مرا وامدار بزرگ‌منشی خود نموده و خواستار نامزدی بنده در انتخابات سرنوشت‌ساز 1400 شده‌اند بسیار سپاسگزارم و از این‌که نتوانستم پاسخی درخور به این بنده‌نوازی‌ها بدهم شرمسارم.

خدای دانا به اسرار دل‌ها را شاهد می‌گیرم که نیامدنم به دلیل مصلحت‌اندیشی و عافیت‌طلبی شخصی نیست، چرا که بزرگانی چون شهید سلیمانی جانشان را فدا کردند و همچو منی می‌باید اگر توان و آبرویی داشته‌باشم—که آن هم از خود این مردم و به برکت خون پاک شهداست—فدای همین مردم و مرزوبوم کنم.
اما در تنهایی‌های خود بسیار اندیشیده‌ام، کاستی‌های خودم و شرایط دشوار و پرتنش داخلی و خارجی را صادقانه سنجیده‌ام و در پایان به این قناعت وجدانی رسیده‌ام که آمدنم—با توجه به دلواپسی‌هایی که در این هشت سال و به ویژه از نوروز امسال به قیمت تخریب انسجام و خودباوری ملی و امید و اعتماد مردم به نمایش گذاشته‌شد—به خیر و صلاح مُلک و ملت نیست.
به تجربه می‌دانم و می‌دانید که انتخابات سرنوشت‌ساز است. رأی ندادن یک انتخاب است؛ ولی انتخابی که تنها و تنها به پیروزی اقلیت می‌انجامد. باور دارم که مردم هوشیار و ریزبین ایران در آزمون ملی 28 خرداد آینده‌ای شکوفاتر، همدل‌تر، آرام‌تر، پرامیدتر و سرافرازتر را برخواهندگزید.

از رهبر فرزانه انقلاب که با عتاب پدرانه و سخنان حکیمانه خود آرامش و همبستگی ملی را در آستانه این انتخابات سرنوشت ساز به همه گروه‌ها هدیه دادند سپاسگزارم.

کلام آخر: سفرهای من در اجرای وظایف وزیر «امور خارجه» است و هیچ ارتباطی به گفتگوهای وین ندارد. دکتر عراقچی عزیز با صلابت و هوشمندی گفتگوها را اداره می‌کند و بنده هم از راه دور در کنار ایشان بوده‌ام.

اکنون که خاطر دوستان دلواپس از نامزدیم آسوده شده، تقاضا می‌کنم به اولویت خودشان که کسب قدرت داخلی است بپردازند و بگذارند ما هم به اولویت خودمان که پاسداری از منافع ملی و رهانیدن مردم از تحریم‌های ستم‌بار آمریکاست تمرکز کنیم.

This comment was minimized by the moderator on the site

بسطِ نظارت استصوابی؛ در تک و پاتک دولت و شورای نگهبان

Posted: 11 May 2021 02:28 AM PDT

مهسا محمدی

به نظر می‌رسد که برای انتخابات ۱۴۰۰ کشمکش از بدنه به راس قدرت انتقال پیدا کرده. چهل روز مانده به انتخابات در وضعیتی که در خیابان و در میان رای‌دهندگان قهر کرده با صندوق خبری نیست، مجریان و قانون‌گذاران در حال تک و پاتک زدن به یکدیگرند.

موازی امر و نهی‌های رهبر و از دور خارج کردن بعضی از کاندیداها به شیوه مخصوص او، دعوا بین شورای نگهبان و بخشی از دولت هم بالا گرفته.

همین ۵ روز پیش بود که شورای نگهبان در اقدامی بی‌سابقه آیین‌نامه جدیدی را که شرایط ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری معین می‌کرد، به وزارت کشور ابلاغ کرد. از این سو وزیر کشور روحانی از مصوبه شورا حمایت کرد و آن را باعث «ساماندهی» انتخابات دانست و گفت وزارت کشور آن را اجرا می‌کند. رییسِ عبدالرضا رحمانی‌فضلی اما با او موافق نیست. امروز حسن روحانی به وزارت کشور دستور داد که در برگزاری انتخابات، ابلاغیه شورای نگهبان را اجرا نکند و بر اساس جمع‌بندی نظریه تفسیری معاونت حقوقی و طبق قوانین موجود عمل کند. از آن سو هم جنتی و کدخدایی، دبیر و سخنگوی شورای نگهبان نخط و نشان کشیدند که «مصوبه»شان را تمام و کمال اجرا خواهند کرد.

شورای نگهبان قانون‌گذار و دولت نافرمان

مصوبه مورد بحث چند ماده محدود کننده دارد که به واسطه اجرای آن احتمالا به شکل قابل توجهی از تعداد کاندیداهای ریاست جمهوری کاسته می‌شود و در مقابل گروهی هم مجوز حضور می‌یابند. به واسطه این قوانین جدید مدنظر شورای نگهبان داوطلبان باید در بازه سنی ۴۰ تا ۷۵ سال باشند، حداقل دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا معادل‌ آن باشند، سابقه تصدی حداقل ۴ ساله در سمت‌های مدیریتی کشور را که به طور کامل مصادیق آن از جمله برای وزرا ذکر شده را داشته باشد، وزرا، استانداران، شهرداران شهرهای بالای دو میلیون نفر جمعیت، فرماندهان عالی نیروهای مسلح با جایگاه سرلشکری و بالاتر می‌توانند کاندیدا شوند و بالاخره اینکه تمام نامزدها باید عدم سوء پیشینه ارائه دهند و سابقه محکومیت کیفری نداشته باشند. بعضی از این موارد در مخالفت با نص صریح اصل ۱۱۵ قانون اساسی است که می‌گوید: «رئیس‏ جمهور باید از میان‏ رجال‏ مذهبی‏ و سیاسی‏ که‏ واجد شرایط زیر باشند انتخاب‏ گردد: ایرانی‏‌الاصل‏، تابع ایران‏، مدیر و مدبر، دارای‏ حسن‏ سابقه‏ و امانت‏ و تقوی‏، مومن‏ و معتقد به‏ مبانی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و مذهب‏ رسمی‏ کشور».

با بالا گرفتن اعتراضات به کار غیرقانونی شورا، ۲۰۰ نماینده مجلس بیانیه‌ای صادر کردند و از شورای نگهبان که در واقع به شکل غیرقانونی در حوزه اختیارات آنان ورود کرده بود، حمایت کردند. از نظر دو سوم مجلس نمایندگان مجلس شورای اسلامی مخالفت با این مصوبه «هیاهوهای رسانه‌ای دشمنان خارجی و برخی از منتقدان همیشگی شورای نگهبان» است و می‌خواهند «خدشه‌ای در برگزاری پرشور انتخابات» وارد نمایند.

در اولین واکنشِ یک عضو دولت به این مصوبه هم، روز گذشته (دوشنبه) در ابتدا رحمانی فضلی، وزیر کشور، با حضور در شورای نگهبان و شرکت در همایش هیات‌های نظارت انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری، با تاکید بر اینکه مصوبه اخیر شورای نگهبان ثبت‌نام‌ها را «ساماندهی» می‌کند، گفت که «ما در وزارت کشور برای همکاری با شورای نگهبان، مدارکی که شورای نگهبان اعلام کرده را از داوطلبان دریافت خواهیم کرد» هر چند او در ادامه تاکید کرد که معاونت حقوقی ریاست جمهوری هم در حال بررسی موضوع است، اما در نهایت اطمینان داد که « قطعا ما با شورای نگهبان همکاری خواهیم کرد.»

احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان هم در همان همایش در توافق کامل با وزیرِِ روحانی گفت که «ما با وزارت کشور همکاری خوبی داریم و برای برگزاری سالم انتخابات در یک مسیر حرکت می‌کنیم و مصوبه تازه شورای نگهبان آشفتگی ثبت‌نام‌ها را پایان می‌دهد.»

بررسی معاونت حقوقی ریاست جمهوری اما نتیجه «قطعی» مورد پیش بینی وزیر کشور را در پی نداشت. چند ساعتی از این اعلام نظر رحمانی فضلی نگذشته بود که حسن روحانی، رئیس جمهوری، دستور داد «وزارت کشور مکلف است وظایف اجرایی خود در زمینه انتخابات ریاست‌جمهوری را بر اساس قوانین موجود و آئین‌نامه‌ها و مقررات مربوط به آنها انجام دهد.»

دستور روحانی در پی آن صادر شد که معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری مصوبه اخیر شورای نگهبان را طی نامه‌ای در ۷ بند تفسیر حقوقی کرد. بر اساس این نامه «صلاحیت وضع معیارهای نوعی یا قانونگذاری، بر اساس اصل ۷۱ قانون اساسی»، صرفا بر عهده مجلس شورای اسلامی است و تاکید شد که در صورت تصویب قانون از سوی مجلس هم ابلاغ آن برای اجرا با رئیس‌جمهور است.

اما تنها کسی که امروز در مورد چگونگی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به وزارت کشور امر و نهی کرد روحانی نبود. بعد از آن که حسن روحانی شمشیر را از رو بست و بدون اشاره‌ای به شورای نگهبان و رویه غیرقانونی آن به وزارت کشور خود دستور داد که چه باید بکند؛ عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان هم در واکنش به سخنان روحانی در توییتر خود نوشت: «مصوبه شورای نگهبان درباره شرایط ثبت نام کنندگان انتخابات ریاست جمهوری برای وزارت کشور و دیگر مجریان لازم الاجراست» او در ادامه تلویحا به رییس‌جمهوری فهماند که در روند ثبت‌نام و تایید صلاحیت‌ها کیست که حرف آخر را می‌زند و تاکید کرد:« بدیهی است کسانی از نظر این شورا ثبت نام کننده تلقی می‌شوند که مدارک مذکور در مصوبه این شورا را هنگام ثبت نام ارائه کرده باشند.»

شورای نگهبان به توییت سخنگویش بسنده نکرد و در ادامه بیانیه هم صادر کرد که مو لای درز فرمانش نرود. این بیانیه تاکید کرده که مصوبه شورا «براساس صلاحیت‌های قانونی این نهاد» به تصویب شده و «لازم‌الاجرا» است و «رعایت مفاد سیاست‌های مذکور از سوی مسئولان و مدیران کشور به ویژه ریاست محترم جمهوری و وزارت کشور ضروری است». در آخر هم باز تاکید کردند که «ثبت‌نام داوطلبان بدون ارائه مدارک مذکور در مصوبه این شورا فاقد اعتبار» است.

وزارت کشور این حرکت را هم بی‌پاسخ نگذاشته و به ساعت نکشیده اطلاعیه صادر کرد که نامزدهای انتخابات را با همان شرایط گذشته ثبت نام می‌کند.

در اطلاعیه آمده «به استناد ماده ۳۵ قانون انتخابات ریاست جمهوری، داوطلبان هنگام ثبت نام باید دارای شرایط زیر باشند: «رجال مذهبی، سیاسی؛ ایرانی الاصل؛ تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران؛ مدیر و مدبر؛ دارای حسن سابقه و امانت و تقوی؛ مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور.» همچنین بنابر این اطلاعیه، بر اساس ماده ۵۵ قانون، مدارک مورد نیاز برای ثبت نام این‌ها است: اصل شناسنامه عکس‌دار و چهار برگ تصویر همه صفحات آن؛ اصل کارت ملی و تصویر آن و دو قطعه عکس ۴ × ۶ جدید».

در آن میان البته قبل از آن که کار به تک و پاتک شورای نگهبان برسد و با زبان اطلاعیه با هم حرف بزنند، ره‌پیک، قائم مقام دبیر شورای نگهبان آمد و گفت که «مصوبه»شان آنقدر هم سفت و سخت نیست و ممکن است کسی که شرایط مصوبه را ندارد «استثنائا» تایید صلاحیت شود، او گفت: « اگر شخصی خارج از شروطی که در مصوبه آمده است، اقدام به ثبت‌نام کرد و اعتراض داشت، مثلاً ۳۸ سال سن داشت اما رجل سیاسی مذهبی، مدیر و مدبر بود و همه شرایط را داشت، چون شورای نگهبان مرجعی است که باید صلاحیت را تشخیص بدهد، صلاحیت او را مورد بررسی قرار می‌دهد و اگر تشخیص داد صلاحیت دارد استثنائاً او را می‌پذیرد و این استثناء منطقی است.» اما بعد که دعوا بالا گرفت دیگر گقتند شرایط همان است که در مصوبه آمده.

مقاوم‌سازی نظارت استصوابی

این که انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، انتخابات سرد و کم مشارکتی خواهد بود دیگر به نظر واضح می‌آید. اما چنانچه از شواهد پیداست حالا نه خود انتخابات که اتفاقات حول آن است که اهمیت روزافزون یافته. چانه زنی‌بر سر اینکه چه کسی می‌تواند کاندیدای انتخاب ریاست جمهوری شود فارغ از ریاست جمهوری ۱۴۰۰ محل بحث است. بدعت شورای نگهبان هر چند ممکن است تاثیر خاصی بر انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نداشته باشد که حتی رهبر جمهوری هم چشم مشارکت حداکثری از آن ندارد، اما یادآور شروع بحث نظارت استصوابی در سال ۱۳۷۱ است. در زمان انتخابات مجلس چهارم در فروردین ۱۳۷۱ بود که برای نخستین بار شورای نگهبان بحث نظارت استصوابی را مطرح کرد. هاشمی رفسنجانی که در آن زمان رییس جمهور بود در خاطرات خود در این باره می‌نویسد: «کار که شروع شد، عملا نظر شورای نگهبان در پذیرش و یا رد صلاحیت‌ها، دردسرهای زیادی برای من به بار آورد.»

در آن زمان باز هم کمی ظواهر امر بیشتر رعایت شده بود و نه ۴۰ روز مانده که ۹ ماه مانده به انتخابات بحث نظارت استصوابی شورای نگهبان با نامه آیت‌الله رضوانی (‌از فقهای این شورا و رئیس هیات مرکزی نظارت بر انتخابات) به دبیر شورا (محمدی گیلانی) مطرح شد و در جلسه اول خرداد ماه ۱۳۷۰ به این شرح مصوب شد که «نظارت‌ مذکور در اصل‌ ۹۹ قانون‌ اساسی‌ استصوابی‌ است‌ و شامل‌ تمام‌ مراحل‌ اجرایی‌ انتخابات‌ از جمله‌ تایید و رد صلاحیت‌ کاندیداها می‌شود.» هاشمی به گفته خودش شروع به رای‌زنی با خامنه‌ای می‌کند برای اینکه «دردسرها» کمتر شود. چند ماه بعد و با ادامه رای‌زنی‌ها و مخالفت‌ها، جنتی که احتمالا مخالفان آن زمان را قَدَرتر از حسن روحانی امروز می‌دید، زحمت مذاکره با آنان را بر خود هموار کرد و به دیدار هاشمی رفسنجانی رفت. هاشمی درباره این دیدار می‌نویسد :« می‌خواستند از همکاری دولت با شورای نگهبان، در خصوص اعمال نظارت استصوابی مطمئن شوند». عبدالله نوری، وزیر کشور وقت، جدا جدا برای بعضی از جریان‌ها و افراد چانه‌زنی می‌کند تا آنان را از سد شورای نگهبان بگذراند، مثلا برای به رسمیت شناخته شدن نهضت آزادی، اما کاری از پیش نمی‌برد، رهبر هم بر کار شورای نگهبان صحه می‌گذارد. جنتی شکایت عبدالله نوری را به هاشمی رفسنجانی می‌برد که؛ وزارت کشور با شورای نگهبان همکاری نمی‌کند. مهدی کروبی هم در راس جامعه روحانیت مبارز اعلام می‌کند که در انتخابات شرکت نمی‌کنند که با واکنش رهبر جمهوری اسلامی و امر به شرکت مواجه می‌شود. در نهایت حرف شورای نگهبان به کرسی می‌نشیند و نظارت استصوابی پا می‌گیرد و در قوانین جمهوری اسلامی جا سفت می‌کند.

نظارت استصوابی حالا به یکی از اصول خدشه‌ناپذیر و ستون‌های نگاهدارنده نظام بدل شده است. به نظر می‌رسد در سایه آن تجربه «موفق» شورای نگهبان در حال استحکام بخشیدن به این ستون است و از این رو بی‌تعارف و بی‌توجه به موانع کوچک مانند قانون اساسی و دولت درزها و منافذ آن را گرفته و سفت و سخت‌اش می‌کند.

This comment was minimized by the moderator on the site

سخنگوی دولت: نامه شورای نگهبان«تحدید» قانون اساسی است
Posted: 11 May 2021 02:49 AM PDT
ربیعی گفت: اعضای جلسه معتقد بودند که وزارت کشور باید مطابق قوانین موجود،‌از جمله قانون انتخابات ریاست جمهوری و مقررا مربوط نسبت به وظایف اجرایی خود،‌ در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اقدام کند. رئیس جمهور بنابر وظیفه قانونی خود، مواضع تشریحی را به وزارت کشور ابلاغ کرد.
علی ربیعی سخنگوی دولت درباره مصوبه شورای نگهبان گفت: این موضوع در جلسه یکشنبه هیات دولت ،‌مطرح و به طور مبسوط پیرامون آن بحثهای حقوقی و اجرایی انجام شد.
وی افزود: به نظر اعضای دولت،‌این نامه شورای نگهبان، تحدید قانون اساسی است. از نظر ابلاغ قانون نیز، روال مشخص‌شده در قانون اساسی،‌طی نشده است و هرگونه تغییر روند دراین خصوص‌، نیازمند تغییر قوانین انتخابات است.
ربیعی گفت: اعضای جلسه معتقد بودند که وزارت کشور باید مطابق قوانین موجود،‌از جمله قانون انتخابات ریاست جمهوری و مقررا مربوط نسبت به وظایف اجرایی خود،‌ در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اقدام کند. رئیس جمهور بنابر وظیفه قانونی خود، مواضع تشریحی را به وزارت کشور ابلاغ کرد.

This comment was minimized by the moderator on the site

کودتای نرم فقیهان علیه قانون اساسی
Posted: 10 May 2021 04:04 AM PDT
محمدعلی مشفق

حقیقتا باید اذعان کنیم که کودتایی نرم علیه قانون اساسی این میثاق ملی و عهد میان ملت و حاکمیت تدارک دیده شده که ظاهر آن ساحت نظامی ندارد ولی خروجی این کودتای نرم‌ تقویت و استمرار رویکردهای نظامی گری در میدان موردنظر صاحبان قدرت است و با این مصوبات درواقع شورای نگهبان می خواهد علاوه بر اعمال نظارت استصوابی به شق دومی از مهندسی انتخابات که مبتنی براین مصوبات غیرقانونی است مبادرت نماید و به اصطلاح روزه شک دار نگیرد و چهره ایی نظامی و یا همگرای صددرصد با ساختار قدرت و از جنس مجلس حامی نظامیان به پاستور با هر رایی بفرستند و حکومتی یک دست را همانند دولت هزاره سوم احمدی نژاد تحقق ببخشند.
لذا اراده براین است که باید ملاحظه و رودربایستی را کنار بگذارند و اجرای بدون تنازل قانون اساسی را که میتواند تحقق بخش انتخاباتی آزاد باشد به کناری وانهند.
لذا برخلاف نص صریح مفاد اصل ۱۱۵ قانون اساسی به خود اجازه داده اند تا بندهایی به شرایط نامزدهای ریاست جمهوری که از اختیارات مجلس خبرگان قانون اساسی و نیازمند رای مردم است و خارج از اختیار شورای نگهبان و هر مرجع و مقام دیگری است بر شرایط نامزدها بیفزایند تا راه برای حاکمیت نظامیان و یا نظامی گری بیشتر هموار شود و نظامیان را که نه در زمره رجل مذهبی و نه رجل سیاسی به حساب می آیند بر خلاف نص صریح اصل ۱۱۵ قانون اساسی، با واردکردن آنان در کارزار انتخابات از رجل نظامی به رجل سیاسی و مذهبی ارتقاء بخشند و مهر تاییدی بر ورود نظامیان به کارزار انتخابات و رقابت های انتخاباتی بزنند.
درحالی که سرداران رجل نظامی هستند و نه رجل سیاسی، چرا که رجل سیاسی بودن حقیقتا سیاست ورزی را در احزاب و گروه‌های سیاسی می طلبد و در سپاه که یک نهاد نظامی و مسلح به سلاح و اطلاعات و امنیت و قدرت اقتصادی و برخوردار از پشتوانه رهبری است البته که کارهای حزبی می‌تواند باعث انشقاق ابواب جمعی در این نیروی مسلح گردد که می‌تواند برای دفاع و امنیت کشور بسیار زیانبار باشد.
شاید هم بعضی از سرداران برای سپاه که نهادی قدرتمند جهت پاسداری از انقلاب و سرزمین و مرزها و النهایه ملت است، کارکردی حزبی مثل احزاب و گروه های سیاسی قائل اند و احتمالا در این نهاد سیاست ورزی کرده و می کنند. درحالی که قانون اساسی مطلقا به رجل نظامی اشارتی نداشته و تنها به ذکر دو نوع رجل سیاسی و مذهبی اشارت نموده است.
لذا رجل نظامی در قانون اساسی مطلقا موضوعیت ندارد معهذا شورای نگهبان برخلاف مسئولیت قانونی خود در قانون اساسی، مبادرت به اضافه نمودن مولفه های زیادی به شرایط نامزدهای ریاست جمهوری برخلاف نص صریح مفاد اصل ۱۱۵قانون اساسی که برعهده مجلس خبرگان قانون اساسی و رای ملت است، نموده است و رجال نظامی را علاوه بر میدان موصوف، به میدان و کارزار انتخابات هم فرا خوانده است که علاوه بر متعارض بودن با قانون اساسی، تعارض صریح با فتوای حضرت امام و عقول و فهول جامعه و وظایف سازمانی نیروهای مسلح و تبدیل نشدن این نهاد تاثیرگذار که عهده دار حفاظت و تامین امنیت کشور به حزبی مسلح است، دارد.
عجبا که آقایان سال هاست که فحش و دشنام به رضاشاه سردارسپه کودتاچی می‌دهند ولی سرداران امروز را که می‌توانند نقش همان سردارسپه را در اشکال جدیدی بازی کنند، حلواحلوا می کنند و مهر تایید بر رجل سیاسی و مذهبی بودن آنها برخلاف مسئولیت های قانونی خود میزنند.
پرسش مهم دیگر اینکه اگر اینها رجل سیاسی هستند سئوال این است که در کدام حزب و گروه سیاست ورزی و یا در کدام دانشگاه ،علم سیاست را تجربه کرده و آموخته اند یا اینکه خدای ناکرده کارکرد حزبی برای سپاه که متعلق به همه ملت است، متصورند. مضافا اینکه در کجای دنیا نیروهای مسلح رجل سیاسی قلمداد می‌شوند که ایران دومی آن باشد؟
پرسش دیگر اینکه اگر چنین است درجات سرداری چرا باید به کسانی اعطاء گردد که رجل نظامی نبوده اند؟نمی‌شود که شما هم رجل نظامی هم سیاسی و هم مذهبی و… باشید!
مهمتر اینکه قانون اساسی در اصل ۱۱۵ تنها بر رجل مذهبی و سیاسی تصریح و تاکید کرده است و نه رجل نظامی، بنابراین اگر واضعان قانون اساسی و امام می خواستند به عقلشان می‌رسید که رجل نظامی را هم اضافه کنند و همانند پیرمردان و سالخوردگان شورای نگهبان در شرایط نامزدهای ریاست جمهوری ذکر کنند و حتما به اندازه فقیهان ۹۵ساله شورای نگهبان درک و فهم داشته و می فهمیده اند.
بعلاوه به فرض ضرورت چنین اصلاحاتی، باید اصلاح قانون اساسی در مجلس خبرگان قانون اساسی مطرح و تصویب گردد و به رای عموم مردم گذاشته شود تا اعتبار قانونی پیدا کند نه طبق دستور و تصویب آن در شورای نگهبان که مطلقا شان قانون گذاری ندارد.
پرسش دیگر اینکه آیا مقام رهبری و شورای نگهبان منصوب ایشان شان اصلاح قانون اساسی را طبق قانون اساسی دارند؟
اگر دارند بفرمایند مستند به کدام اصل قانون اساسی شورای نگهبان می‌تواند بندهایی به شرایط نامزدهای ریاست جمهوری برخلاف قانون اساسی اضافه کند؟
حال آیا این حرکت ناقض آشکار قانون اساسی، جز کودتای نرم علیه قانون اساسی معنای دیگری می‌تواند داشته باشد؟

This comment was minimized by the moderator on the site

اصول‌گرایان به دنبال هاشمی سازی از رئیسی/ قالیباف و دلی شکسته از راست‌گرایان
مصطفی داننده

اصول‌گرایان روزهای پراسترسی را تجربه می‌کنند. آنها بعد از سال‌ها خود را جلوی دروازه ریاست جمهوری می‌بینند و معتقدند، تنها یک ضربه باقی مانده است و تمام.
قطعا انفعال حسن روحانی در دولت و نمایندگان اصلاح طلب در مجلس دهم و البته بلایی به نام ترامپ، تاثیر زیادی در این خودپیروزبینی آنها داشته است.
اصول‌گرایان از انتخابات ریاست جمهوری ٩٢ ترسیده‌اند و دوست ندارند دوباره در لحظه آخر، هرچه بافته بودند بر آب شود. آنها فکر نمی‌کردند که جریان اصلاحات بعد از سال ٨٨ بتواند قد علم کند و بازی انتخابات را به دست بگیرد. درست مثل سال ٧۶ که قبای ریاست جمهوری را برای ناطق نوری دوخته بودند.
حالا اما به هر شکل ممکن به دنبال این هستند که گل دقیقه آخر نخورند. به خاطر همین به دنبال یک نامزد مطمئن هستند و این نامزد از نظر آنها سید ابراهیم رئیسی است.
جریانی که مدیریت انتخابات اصول‌گرایان را راهبری می‌کنند، حساب چندانی روی قالیباف، محسن رضایی و دیگر سردارانی که سودای انتخابات دارند، نمی‌کنند.
آنها نامزدی می‌خواهند که بتواند بدون دردسر، رای‌ها را به سمت خود جلب کند. ١۶ میلیون رای سیدابراهیم رئیسی در سال ٩۶ در ایجاد این تصور بی‌تاثیر نبوده است.
نگارنده فکر می‌کند که هادیان انتخابات ریاست جمهوری برای رونمایی از سیدابراهیم رئیسی، از استراتژی سال ٩٢ مرحوم هاشمی رفسنجانی استفاده خواهند کرد. حضور در لحظات آخر و ایجاد یک شوق سیاسی در میان حامیان جریان راست. می‌شود از همین امروز تیتر « آن مرد آمد» را در رسانه‌های منتسب به جریان راست تصور کرد.

This comment was minimized by the moderator on the site

به نام خدا
حضور محترم آیت‌الله خامنه‌ای 
رهبر جمهوری اسلامی ایران
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و توفیق بندگی

بیانات جنابعالی در روز ۱۲ اردیبهشت ماه درباره قانون اساسی مرا ترغیب کرد فرصت گفتگوی مستقیم با شما را در این باره مغتنم بشمارم و این نامه را خطاب به جنابعالی بنویسم. امیدوارم این اقدام فتح بابی برای گفتگوی صریح و صمیمانه با شخص اول کشور باشد و امکان گفتگوی دو سویه با وی درمورد مهمترین مسائل میهن و مردم فراهم شود.
نحوه اشاره جنابعالی به قانون اساسی و انتخابات این ذهنیت را در گروه‌هایی از مردم ایجاد کرده است که مخاطب شما من بوده‌ام و این‌که مقرر است به جرم عدم اعتقاد به قانون اساسی پیشاپیش صلاحیتم برای نامزدی در انتخابات‌ ریاست جمهوری ۱۴۰۰ رد شود. البته امیدوارم چنین نشود و شورای نگهبان طبق اصل نهم قانون اساسی که مقرر می‌دارد، «هیچ مقامی حق ندارد با وضع قوانین و مقررات حقوق مردم را سلب کند»، اینجانب را از حق کاندیداتوری محروم ننماید و قانون اساسی را نقض نکند.

رهبر محترم
استناد به قانون اساسی امر مبارکی است که هرچه بیشتر مورد اهتمام قرار گیرد، می‌تواند راه‌های مناسب‌تری برای برون‌رفت از مشکلات بی‌شماری ارائه کند که امروز سبب فقر و فلاکت قشرهای وسیعی از مردم عزیز ما شده است. به همین دلیل از ورود شما به این مقوله خوشحالم و امیدوارم سخنان جنابعالی مقدمه حاکمیت قانون و اجرای بی‌تنازل قانون اساسی باشد که باوجود کاستی‌ها و تناقضاتش، گام بزرگی در جلب رضایت مردم به‌شمار می‌رود. 
مستحضرید که قانون اساسی به عنوان میثاق ملی، حقوق و تکالیف ملت و حکومت را مشخص کرده است. همچنان که به خوبی می‌دانید "اعتقاد" و "التزام" به امری دو مقوله جداگانه است. به نظر می‌رسد که خود جنابعالی نیز به همه اصول قانون اساسی اعتقاد ندارید، کما اینکه‌ در شورای بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ حضور داشتید و به تغییر برخی اصول آن رای دادید. همچنان که چند سال پیش، از امکان تغییر نظام ریاستی به پارلمانی سخن گفتید که تحقق آن مستلزم حذف انتخابات ریاست جمهوری و تغییر قانون اساسی است.
جنابعالی بهتر از من می‌دانید که قانون اساسی امکان اصلاح خود را میسر دانسته و به همین دلیل نحوه بازنگری و تغییر اصول خود را مشخص کرده است. بر این اساس می‌گویم باید به قانون اساسی به عنوان یک متن تاریخی که در گذر زمان حتما قابل تغییر و اصلاح است، نگریست و از اعتقاد به آن که شایسته متون مقدس و لایتغیر است، دم نزد، زیرا نه فقط تغییر آن ممکن است، بلکه بررسی مستمر و نقد آن و تلاش برای اصلاحش متناسب با تحولات ملی و جهانی امری پسندیده و گاه لازم است. 

مقام محترم رهبری 
ما به تجربه دریافته‌ایم که وقتی حکومت از اجرای کامل قانون اساسی خودداری می‌کند، یا تمام ۱۷۷ اصل قانون اساسی را به یک اصل یعنی اصل‌ ولایت مطلقه فقیه تقلیل می‌دهد، حق حاکمیت ملی و انتخابات آزاد از یک طرف و حقوق قانونی شهروندان از طرف دیگر به محاق می‌رود و پایه‌های مشروعیت نظام تضعیف می‌شود. افزون بر آن ناکارآمدی و فساد و تبعیض و بی‌عدالتی افزایش می‌یابد و نارضایتی مردم اوج می‌گیرد. 
از جانب دیگر همگان و به‌ویژه جنابعالی باید به آنچه بنیان‌گذار نظام در نطق تاریخی خود در بهشت زهرا در سال ۵۷ اعلام کرد، و بعد به صراحت در اصل ۵۶ قانون اساسی درج گردید، ملتزم باشند که «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الاهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد.»
به باور من اوضاع نابسامان کنونی حاصل کنار گذاشتن قانون اساسی و اداره کشور بر اساس سلایق شخصی و راهبردها و مصلحت جویی‌های نادرست بوده و توسط کسانی انجام شده است که بیشترین اختیارات را داشته‌اند و متاسفانه کمتر پاسخگو بوده‌‌اند.

رهبر محترم جمهوری اسلامی 
شوربختانه باید بگویم عمده انحرافات از قانون اساسی توسط نهادهایی صورت گرفته است که مستقیما تحت نظر جنابعالی بود‌ه‌اند و به هیچ مرجعی هم پاسخگو نیستند. قوه قضاییه غیرمستقل و جانبدار، فرماندهان نظامی مداخله‌گر در امور سیاسی/اقتصادی/فرهنگی/انتخاباتی/رسانه‌ای/امنیتی، شورای نگهبان که اخیرا قانون‌گذاری می‌کند و با حربه نظارت استصوابی به حذف شایستگان می‌پردازد، نظام گزینش عقیدتی و سیاسی بخش اطلاعاتی و امنیتی کشور که سبب خالی شدن ارکان حکومت از بسیاری از شهروندان کاربلد در همه سطوح شده است، صداوسیمای انحصاری و تک‌صدا که در نقد و تخریب هر آن‌کس که نظرش با نظر شما تفاوت دارد و غیرخودی می‌شمارد همه اصول قانونی و اخلاقی را زیر پا می‌گذارد، دخالت‌های رهبری در وظایف نهادهای انتخابی از تعیین وزرا تا نام‌گذاری خیابان‌ها، اعطای قدرت قانون‌گذاری به شورای انقلاب فرهنگی و شورای‌عالی فضای مجازی و تداوم فعالیت دادگاه غیرقانونی ویژه روحانیت از مصادیق بارز نقض قانون اساسی محسوب می‌شوند.
تصدیق می‌فرمایید که با این وضع اداره کشور توسط دولت و مجلس و شوراهای منتخب اکثریت بسیار دشوار و طاقت‌فرسا بوده و با بازده کم و استهلاک فراوان منابع مادی و سرمایه‌های انسانی همراه است.
در چنین شرایطی اگر شهروندی بر مبنای مطالعات و تجربیات ۴۲ ساله بر کاستی‌های قانون اساسی انگشت گذارد و خواستار اصلاح آنها با روشهای پیش‌بینی شده در همین قانون شود، به نظر جنابعالی باید از حقوق مسلم خود محروم شود، یا به عنوان شهروندی متعهد و مسئول که خواهان اصلاحات قانونی و مسالمت‌آمیز است و بر گفت‌وگو و تفاهم و آشتی ملی تاکید می‌کند، مورد استقبال قرار گیرد؟

حضرت آیت‌الله 
من در صحبت‌ها و نوشته‌های خود نظریاتم را درباره مشکلات کشور و راههای حل آنها بیان کرده‌ام و اینک مصمم هستم بر اساس حق شهروندی و بنا به وظیفه ملی و اسلامی خود و صد البته با عنایت به توانایی و تجربه‌ام در اداره و اصلاح امور در چارچوب همین قانون اساسی خود را در معرض آرای مردم قرار دهم. اگر انتخاب شوم تلاش خواهم کرد با اجرای کامل قانون اساسی و به‌ویژه دو فصل درخشان سوم و پنجم آن، از یک سو به لغو تحریم‌های ظالمانه و خرید واکسن کرونا و مهار گرانی و تورم و بیکاری بپردازم و از سوی دیگر به مصاف فساد و تبعیض و بی‌عدالتی و قانون‌شکنی بروم و از حقوق و آزادی‌های آحاد شهروندان دفاع کنم. افزون بر آن با جلب همکاری جنابعالی به اصلاح اصولی از قانون اساسی اهتمام ورزم که رافع نگرانی‌ها درباره آینده ایران است و فردایی بهتر برای همه ایرانیان رقم می‌زند.
به نظر من کم‌هزینه‌ترین و مطمئن‌ترین روش برای استمرار نظم و ثبات سیاسی در خاورمیانه جنگ و ترور و داعش‌زده، جلب رضایت حداکثری مردم است و این راهی ندارد جز آن‌که من و شما و همگان طبق قانون اساسی عمل کنیم و اجازه دهیم آحاد ایرانیان در انتخاباتی آزاد بگویند چه راهبردی و چه برنامه‌ای را قبول دارند و چه اشخاصی را شایسته آرای خود می‌دانند. 
بنای من بر تعامل و گفت‌وگو و بازی برد برد است. ایران بسیار متکثر است و امکان تحقق تمام مطالبات همه قشرها و طبقات و گرایش‌ها وجود ندارد. بنابراین اگر زندگی مدنی و مسالمت آمیز می‌خواهیم، راهی جز گفت‌وگوی با یکدیگر و مشارکت‌کردن تمام مردم از هر دین و مذهب و قوم و نژاد و زبان و طبقاتی، زن و مرد، در مدیریت میهن نداریم تا ملت به راهکاری برسد که خیر عمومی در آن است. در چنین شرایط سخت و محیط خطرخیزی تلاش برای حذف اکثریت مردم و برکشیدن اقلیت خردمندانه نیست و نه فقط گره مهمی از کار ملت و کشور باز نمی‌کند، بلکه بر نارضایتی عمومی می‌افزاید و فاصله حکومت از ملت را بیشتر می‌کند.

مقام محترم رهبری 
از جنابعالی می‌خواهم همانگونه که در انتخابات پیشین فرمودید حتی مخالفان شما به پای صندوق‌های رای بیایند، این بار اعلام کنید حتی مخالفان روش شما در اداره کشور هم می‌توانند از حق کاندیداتوری خود استفاده کنند و نامزد شوند و هر نامزدی که انتخاب شود می‌تواند برنامه‌های خود را اجرا کند و همه باید به رای آزاد مردم تمکین کنند.
مطمئن باشید این اقدام برای کشور و ملت منشأ خیر و پیشرفت خواهد بود و رهبری را سربلند خواهد کرد. 
همچنین انتظار دارم همانگونه که رهبر فقید انقلاب پس از جنگ فرمود؛ "تصمیم دارم در تمام زمینه ها وضع به‌صورتی درآید که همه طبق قانون اساسی حرکت‌کنیم"، با صراحت اعلام کنید همه امور باید به قانون اساسی برگردد و همه موارد خلاف آن برچیده شود و تنها یک دولت برای اداره کشور و یک مجلس برای قانونگذاری وجود داشته باشد. به علاوه با تفسیرهای انسدادی و ضددموکراتیک از قانون اساسی مرزبندی کنید.
خواست پایانی من این است که با توجه به تجربیات ۴۲ ساله و معلوم شدن نقایص قانون اساسی، دستور فرمایید شورای بازنگری قانون اساسی تشکیل شود و با بررسی‌های لازم، اصولی از قانون اساسی را که منشاء اختلاف و اختلال در اداره صحیح کشور می‌شود و زمینه سوءاستفاده قانون‌شکنان را فراهم می‌آورد، اصلاح کند. در راس همه، همانگونه که در شورای بازنگری سال ۶۸ توسط برخی پیشنهاد شد، موضوع موقت کردن دوره زمامداری ولی فقیه و انتخابی شدن آن است. پیشنهاد ادغام دو سمت رهبر و رئیس جمهور در ساختار حکومتی نیز موضوع دیگری است که می‌تواند در شورای بازنگری مورد بررسی جامع قرار گیرد.
مستحضرید که در دنیای معاصر به برکت انقلاب ارتباطات، امکان اداره کشور بر اساس سلایق شخصی و بستن راه‌های مشارکت مردم روز به روز کمتر می‌شود و اراده مردم دیر یا زود حاکم خواهد شد. خوشا به حال ملتی که رهبرانش فرزند زمان خود باشند و با خواسته‌ها و مطالبات مردم همراهی کنند؛ علم اصلاح برگیرند و به جلب اعتماد و رضایت و مشارکت حداکثری مردم همت گمارند. 

برای جنابعالی در این ماه رحمت و مغفرت آرزوی توفیق دارم.

سیدمصطفی تاجزاده
نامزد انتخابات ریاست جمهوری 
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰

This comment was minimized by the moderator on the site

اثر ابلاغیه جدید بر انتخابات

Posted: 09 May 2021 04:37 AM PDT

عباس عبدی تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی در گفتگو با فرارو در پاسخ به این پرسش که بسیاری از فعالان سیاسی اصلاح طلب معتقدند که شورای نگهبان به جای اینکه قانون را تفسیر کند، عملا قانون اساسی را تغییر داده و عملا این موضوع خلاف قانون اساسی و وظایف شورای نگهبان است، موضع و دیدگاه شما در این خصوص چیست؟، اظهار داشت:

در این که کار شورای نگهبان به لحاظ قانونی وحقوقی مشکل دارد، یک اجماعی نسبی میان حقوقدانان وجود دارد به نظرم اگر از قریب به اتفاق حقوقدانان این موضوع را بپرسید، آن‌ها وجود این ایراد را تائید خواهند کرد، اما نکته کلیدی این است که شورای نگهبان بالاترین مرجع حقوقی کشور است، چگونه ممکن است که مرتکب چنین اشتباهی شود؟ باید به این مسئله پاسخ داد.

او افزود: نه اینکه متوجه نباشند، بنده معتقد هستم، آن‌ها بهتر از هرکسی می‌دانند، این اقداماشان از نظر قانونی و حقوقی محل ایراد است و هیچ تاثیری نیز در انتخابات ندارد، اما آن‌ها به دنبال این هستند که نشان دادند، ما این طور رفتار می‌کنیم، بروید، حساب کار خود را بکنید، در واقع یک نوع تعمد در کارشان دارند که بنیان و اصول و مبانی حقوقی مورد قبول جامعه حقوقدانان را نادیده بگیرند و آن را از بین ببرند. آنان در پی ارسال این پیام هستند؛ و الا خودشان می‌توانستند هر کسی را دوست داشتند تایید یا رد کنند و به جایی هم پاسخگو نباشند.

عبدی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا این قانون باعث خواهد شد که بسیاری از نامزدی برای ریاست جمهوری محروم شوند و تنها عده‌ای خاص که تاکتون در دایره تنگ مدیران قرار داشتند، همچنان حضور این عده تثبیت شود و نیروی تازه نفسی مجال و فرصت عرض اندام در عرصه سیاسی را پیدا نکند؟ گفت:

دستورالعملی که دادند عملا هیچ تاثیری در ماجرا ندارد، به خاطر اینکه اگر این چنین مصوبه‌ای هم نمی‌داشتند، باز هم هرکسی را که می‌خواستند، تائید می‌کردند و هرکسی هم که نمی‌خواستند، صلاحیتش را رد می‌کردند، به کسی هم پاسخگو نیستند و می‌گویند که این تعیین صلاحیت‌ها تشخیص ما است.

بنابراین این مصوبه در عمل هیچ تاثیری ندارد و اتفاقا نکته اش همین است، وقتی تاثیری ندارد، چرا چنین کاری را انجام می‌دهند و هدفشان از آن چیست که آن کار را انجام می‌دهند؟ تاکیدشان بر این است که نشان دهند دیگر آن مبانی حقوقی و ایده‌های قانونی که در ذهن شما است را بگذارید کنار، قاعده این است که؛ /هر چه آن خسرو کند، شیرین بُوَد/، شورای نگهبان هر تصمیمی بگیرد همان درست است، حال اینکه قانونی است یا نیست، اساسا بلا موضوع است. نگاه آنان در مورد شورای نگهبان، اینچنین است.

او همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا این قانون ارزش‌های دموکراسی که در ایران وجود دارد را خدشه دار می‌کند و یا ازبین می‌برد و در نهایت باعث‌ یک دست سازی قدرت در همه ارکان خواهد شد؟، بیان داشت:

نه این قانون هیچ اثری بر روی وضعیتی که جامعه دارد، نخواهد داشت. به اعتقاد بنده، این دستورالعمل را چه انجام بدهند و چه ندهند، این سیستم مشغول انجام کار خودش است و شورای نگهبان کار خودش را انجام می‌دهد و کار چندانی هم به این چیز‌ها ندارد، بنابراین اگر نیرو‌های سیاسی بتوانند سیستم مزبور را به جایگاه خودش بازگردانند، این مسائل درست می‌شود و اگر هم نتوانند، این مسئله در مورد وضعیت دموکراسی در ایران تاثیری ندارد و همین وضعیت فعلی در حال ادامه یافتن است و بدتر هم می‌شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

بیانیه حزب اتحاد ملت در واکنش به قانونگذاری شورای نگهبان: غیر قانونی است / اگر قرار بر این منوال است، شورای نگهبان راسا رییس جمهور تعیین کند

Posted: 09 May 2021 04:39 AM PDT

حزب اتحاد ملت ایران، در بیانیه‌‎ای نسبت به تصمیم اخیر شورای نگهبان مبنی بر محدود کردن حق ثبت نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری اعتراض کرد. در این بیانیه آمده است:

اخیرا خبری بسیار عجیب مبنی بر قانون‌گذاری شورای نگهبان درباره شرایط کاندیداهای ریاست جمهوری منتشر شد که معنایی جز از معنا انداختن انتخابات و جمهوریت در نظام جمهوری اسلامی ندارد.

در این خبر آمده است که از این پس داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری برای ثبت نام باید:
در بازه سنی ۴۰ تا ۷۵ سال باشند
حداقل دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا معادل‌ آن باشند
سابقه تصدی حداقل ۴ ساله در سمت‌های مدیریتی کشور را که به طور کامل مصادیق آن از جمله برای وزرا ذکر شده را داشته باشد
وزرا، استانداران، شهرداران شهرهای بالای دو میلیون نفر جمعیت، فرماندهان عالی نیروهای مسلح با جایگاه سرلشگری و بالاتر می توانند کاندیدا شوند
تمام نامزدها باید عدم سوء پیشینه ارایه دهند و سابقه محکومیت کیفری نداشته باشند.

این اقدامی غیر قانونی توسط شورایی است که قرار بود نگهبان قانون اساسی باشد. نهادی که در موضوع انتخابات، مسئولیت نظارت بر آن را بر عهده دارد و هیچ حقی برای قانونگداری این شورا پیش‌بینی نشده است. در مقابل این اقدام آشکارا خلاف قانون اساسی، بر ریاست محترم جمهوری به عنوان مسئول حسن اجرای قانون اساسی است که قاطعانه بایستد و اجازه ندهد شورای نگهبان تصمیم غیر قانونی خود را با خلاف قانونی دیگر، راسا به وزارت کشور ابلاغ کند و وزارت کشور نیز از اجرای آن امتناع کند.

وقتی مجلس به عنوان تنها نهاد قانونی برای قانونگذاری، مصوبات خود را به رئیس جمهور ابلاغ می‌کند، دیگر تکلیف یک نهاد غیر مسئول روشن است.

طبق اصل ۱۱۵ قانون اساسی، «رئیس‏ جمهور باید از میان‏ رجال‏ مذهبی‏ و سیاسی‏ که‏ واجد شرایط زیر باشند انتخاب‏ گردد: ایرانی‏ الاصل‏، تابع ایران‏، مدیر و مدبر، دارای‏ حسن‏ سابقه‏ و امانت‏ و تقوی‏، مومن‏ و معتقد به‏ مبانی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و مذهب‏ رسمی‏ کشور.»

نظارت بر رعایت این شرایط، مجوزی بر قانونگذاری شورای نگهبان و محدود کردن بیش از پیش حق انتخاب ملت نیست. حقی که پیشتر با اعمال نظارت استصوابی، حق انتخاب ملت را در چارچوب تنگ‌نظرانه این شورا بسیار محدود کرده بود و اینک، این اقدام عجولانه و ناگهانی، شائبه حذف پیشاپیش چند کاندیدای خاص در انتخابات پیش رو را به عنوان هدف تصمیم اخیر تقویت می‌کند.

نهایتا این که خلاف قانونی که شورای نگهبان مرتکب شده، شایسته واکنش موثر و بدون تعارف نه فقط دولت که همه نیروهای سیاسی و ملی از جریان‌های فکری و سیاسی مختلف است.

جریان‌های سیاسی مدعی باور به نظام باید نشان دهند که خط قرمزی برای رعایت قانون و حدود جمهوریت نظام و حق انتخاب ملت دارند یا خیر.

بر این اساس، ‌حزب اتحاد ملت ایران اسلامی با محکومیت این اقدام، اعلام می‌دارد که اگر قرار است انتخاب مردم تا این اندازه محدود شود که عملا فرد مطلوب شورای نگهبان از صندوق درآید، بهتر است این شورا راسا رییس جمهور را تعیین کند و هزینه انتخابات را هم از دوش کشور بردارد.

This comment was minimized by the moderator on the site

مجمع ایثارگران: نظام هنری جز ریزش و تبدیل کردن شهروندان خود به اپوزسیون(مخالفین) داشته است؟!

Posted: 09 May 2021 04:42 AM PDT

حزب مجمع ایثارگران امروز شفاف اعلام می کند که پشت به پشت همین مردم کف خیابان که ٨ سال هستی خود را فدای ایران کردند تا یک وجب از خاک دست دشمن نیفتد، امروز هم ایستاده تا با گفتگو به آشتی ملی برگردیم به همه باهم و اجازه ندهیم مشروعیت نظام با مشارکت حداقلی به خطر افتد؛ این نظام ملک شخصی کسی نیست و مردم حق دارند که خودشان برای سرنوشتشان با سرانگشتانشان تصمیم بگیرند.

مجمع ایثارگران در بیانیه ای انتخاباتی به مسائلی نظیر نظارت استصوابی، ردصلاحیت اصلاح طلبان، قانونگذاری شورای نگهبان و … واکنش نشان داده است.

متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:

پیش درآمد

ملت شریف و نجیب ایران، مردمان کشور روزهای دشوار، زنان، مردان، پیر و جوان همه باهم؛ سلام

اما سلامی دیگر به جوانان رأی اولی و نسل تازه؛

“ما” «مجمع ایثارگران» هستیم؛

ایثارگران دورهمی مردان و زنانی است که پدر و مادر شما هستند؛ روزهای انقلاب زندان چشیده و کشیدند و روزهای جنگ از تمامِ ناتمام خود گذشتند و ما ماندیم تا شاهد باشیم؛

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود…

ما امروز در این روزهای سخت می خواهیم با نسل شما یکی شویم و این بار بدون انقلاب و قهر و خشونت و خشم، باهم گفتگو کنیم؛

فلسفه ی وجودی ایثارگران انتقال تاریخ شفاهی و مستند سینه به سینه به آیندگان، برای ایرانی آباد و آزاد و مستقل است؛ ایران سربلند؛ ایران ایثارگر؛

* بیانیه ی مجمع ایثارگران در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری ١۴٠٠

حزب از یک سال گذشته، با توجه به بحران شرایط کنونی، در راستای جهت دهی اندیشمندانه نسبت به انتخاب نامزد مناسب و متناسب با رأی مردم در انتخابات پیش رو به صورت مستمر پیگیربود؛

به دنبال دلزدگی و مشکلات حاد اقتصادی معیشتی و سیاسی موجود، ما باخبریم که هم چون انتخابات بی رونق مجلس یازدهم، در این انتخابات نیز نظر اکثریت بر عدم شرکت در انتخابات و عملا تحریم و قهر با صندوق است؛ استفاده از هشتگ(#) رأی بی رأی یا نه به جمهوری اسلامی ناشی از همین نگاه است؛

برای ما ایثارگرانی که خود را از جنس مردم می دانیم و تمام زندگی را فدای استقلال و آزادی ایران کرده ایم، دردی بزرگ تر از این نیست که پایه های مردم سالاری و تنها گزینه ی آن یعنی صندوق و مشارکت حداکثری فرو ریزد و عملا با مهندسی و نظارت استصوابی و ریشه کن کردن تمام مخالفین هرکدام با یک برچسب، به استبداد و “من” محوری بازگردیم؛

پس تمامی اعضای حزب، خالصانه با خود قرار گذاشتیم تا صادقانه آنچه بر ما گذشته است، خلاصه با شما محرم ترین مردم فهیم، شفاف بگوییم تا در تاریخ بماند که دانستن حق مسلم مردم است؛

١- وضعیت امروز ناشی از درد مشترک مردم و تهدید و تحریم و نوسان زندگی بر حباب است؛

قدرت دست کسانی است که پاسخ گو نیستند و مسؤولیت با کسانی است که قدرتی ندارند؛ دولت موازی این بار تصمیم گرفته عریان و بی پرده وارد سیستم دمکراتیک شود و به نام تکیه بر رأی مردم به هر قیمتی حکومت را یک سویه کند؛ و این حکومت نظامی خواهد بود!

ما هشدار می دهیم که به جز اصول ابتدایی دمکراسی اگر تنها رأی و نظر معمار انقلاب «امام خمینی» هم شاخص باشد نظامیان وظیفه ای جز دفاع از سرزمین ندارند و برای پرهیزاز هرگونه شائبه و تهدید آزاد اندیشی ، باید دستشان از امور سیاسی و اقتصادی کوتاه باشد و در دفاعی از کیان خاک وطن بکوشند؛

٢- بازی کردن با روح و روان مردم و بی اعتنایی به ارزش پول ملی، استقبال از تحریم و قهر با روابط بین المللی، تبدیل گفتگو و دیپلماسی به چماق علیه ارزش ها، میدان دادن به پرخاشگری و تهدید و تخریب توسط عده ای دلواپس که همه می دانند! اعتماد به افرادی ضعیف با سن کم و عدم تخصص و تجربه به نام جوان گرایی، پروبال دادن به هتاکان و خودسران با تحلیل های مداح گونه به نام “انقلابی” در مقابل افرادی که خادم ملت بوده اند و برای اصلاح و گفتگو در جامعه ی جهانی و صلح کوشیده اند و با زبان دنیا ایران را کشوری متمدن تعریف کرده اند، فقط و فقط نشانگان پابرجا شدن خودمحوری و خفه کردن صدای آزادی خواهانی است که به هر بهانه ای محکوم به زندان و سرکوب به نام اقدام علیه امنیت ملی می شوند؛

تعبیر اعتراضات مردمی به اغتشاش و پرسمان به فتنه و این چنین تعابیر تنها راه را برای دست درازی عده ای قدرتمند به جان و مال و ناموس مردم باز خواهد کرد؛

٣- حذف منتقدین نظام و تمامی کسانی که با یک نظر خاص هم سو نیستند به نام مخالف و معاند هیچ توجیهی جز مطلق انگاری ندارد؛ ما ایثارگران یک روز به خاطر ایران به فرمان رهبری کاریزماتیک و مردمی که با رفراندوم همین مردم و به پشتوانه ی رأی جمهور مردم بر مردم حاکم بود، دست خالی به جنگ تمام دنیا رفتیم و دست پر بازگشتیم؛ امروز ما چه داده ایم و چه گرفته ایم در تعامل جنگ تمدن ها! و به جای گفتگو بر چه آرمانی پایبندیم؟! این را مردم باید شفاف بدانند که سیاست های کلان چطور و کجا و توسط چه کسانی تعیین می شود تا قوه ی مجریه فقط نقش اجرایی داشته باشد وبدون هیچ حق تصمیم گیری آیا عملا رأی مردم نمایشی بیش نیست؟!

۴- دایره اختیارات نهادهای نظارتی تا کجاست؟! مردم کجای تصمیمات این نهادها هستند؟! فقه و حقوق نداستن مردم دلیلی برای عدم توانایی ایشان در انتخاب است؟! چرا تفکرات را محدود و مسدود می کنیم و اگر فیلترهای خودمان هم کارساز نشد دست به مهندسی می زنیم؟!

در همین انتخابات شوراها چه شد و تا کجا بی حد و متر حتی تأیید شدگان دوره قبل به نام ضدیت با نظام و اسلام رد شدند! و این عملا زیر سؤال بردن خود نهاد نظارت است که هر روز بر حسب مزاجمان دست به وضع قانونی جدید می زنیم! آیا به این فکر می کنیم که ما آقا بالاسری به نام ملت داریم؟!

مطالبه ی مردمی چگونه باید محقق شود که نامش فتنه و اغتشاش نباشد؟! زنان، دانشجویان، نخبگان، دگر اندیشان و… کی و کجا می توانند حرف بزنند؟!

دایره ی خودی و غیرخودی نه تنها رؤسای جمهور نظام که تا رد صلاحیت فردی چون آیت الله هاشمی هم پیش رفت! نظام هنری جز ریزش و تبدیل کردن شهروندان خود به اپوزسیون(مخالفین) داشته است؟! رویش نظام همین مجلس حداقلی است که در طول تاریخ انقلاب شرمسارترین وضعیت مشارکت را داشته؛
چرا تمام راه ها برای بازنگری به قانون اساسی بسته است و حتی همان قانون هم اجرا نمی شود!؟

حذف افرادی چون «سید محمد خاتمی»و… که بالاترین مقام حکومتی را داشته اند به نام ضد انقلاب چه تصویری از حکومت ایران به دنیا ارائه خواهد داد؟! وقت آن نرسیده که بیاندیشیم و احتمال دهیم که شاید ما هم اشتباه کنیم؟!

۵- لجاجت بر مسأله ای به نام “حصر” و صدقه دادن گام به گام آزادی های طبیعی مثل تماس تلفنی و ارتباط با اطرافیان و… اما پرهیز از اعلام رسمی آزادی و آشتی و گفتگو در کدام فرهنگ اسلامی و انسانی قابل استناد است؟! ما با اخلاق مردم چه کرده ایم که فضای مجازی تنها سرزمین نفس کشیدن برای جوانان هم به قول ما ول!!! شده است و هر روز خط و نشان می کشیم تا آن حداقل را هم از مردم بگیریم و تبدیل شویم به نظام بی طبقه ی که همه فقط باید پیرو باشند و دیگر هیچ!

۶- مجمع ایثارگران در این دشواری و خلاء سرمایه انسانی و تنگ نظری نهادهای نظارتی بر «سید حسن خمینی» اجماع نمود که به جز بی طرفی و نماد فراجناحی، استوانه ای بود برای تجمیع آرا و گرم شدن دل های سرد مردم در این روزها که با نصیحت پدرانه عملا جبهه ی اصلاحات بی سرو صدا از گردونه ی انتخابات حذف شد؛

رد صلاحیت کاندیداهای اصلاح طلبان به هر نام و بهانه ای معنی جز ترس و هراس ندارد؛ اصلاح طلبان پیوسته با مردم صادق بودند و با افتخار صادقانه روبروی مردم عذرخواهی می کنند و انتخاب را به مردم می سپارند؛ اگر مردم قصد مشارکت ندارند چرا اجازه نمی دهیم صندوق این را گواهی دهد؟! چرا فرار می کنیم از تکرار تاریخ؟! تا کی و کجا به جای مردم فکر می کنیم و ولی نعمتشان هستیم؟!

٧- ادعای همه ی آنانی که خود را قیم مردم می دانند، اقتصاد است؛ وقتی تصمیم گیری کلان با دولت نیست پس چگونه انتظار پاسخ گویی از دولتی را داریم که ولو مجری خوبی نبوده اما قطعا تصمیم نگرفته تا بنزین گران شود و مردم بی دفاع و بی گناه در اعتراضات بنزین بی تدبیری آبان بسوزند؛

فتنه ٨٨، اعتراضات آبان، کشته شدن سردار سلیمانی و مسافران هواپیمای اکراینی کجای تصمیمات کلان است که مردم نامحرم هستند و نباید بدانند؟!

٨- حزب مجمع ایثارگران امروز شفاف اعلام می کند که پشت به پشت همین مردم کف خیابان که ٨ سال هستی خود را فدای ایران کردند تا یک وجب از خاک دست دشمن نیفتد، امروز هم ایستاده تا با گفتگو به آشتی ملی برگردیم به همه باهم و اجازه ندهیم مشروعیت نظام با مشارکت حداقلی به خطر افتد؛ این نظام ملک شخصی کسی نیست و مردم حق دارند که خودشان برای سرنوشتشان با سرانگشتانشان تصمیم بگیرند. پس هشدار می دهیم که رد صلاحیت های حداکثری نتیجه ای جز مشارکت حداقلی ندارد؛ مهندسی و دست بردن در آراء مردم خیانت است به آبروی یک ملت پاک؛ رأی پاک دست خط هر ایرانی است که انتخاب می کند؛ انتخابات تنها سرمایه ی یک جمهوی است؛

ما همه باهم هستیم.

مجمع ایثارگران

This comment was minimized by the moderator on the site

جمهوریت قربانی اصلی است
Posted: 09 May 2021 04:46 AM PDT
محمد شفیعی

در این ایام ،همزمان با اعلام کاندیداتوری برخی از اصلاح طلبان پیشرو،کیهان و توئیت نگارهای پایدارچی از روند مذاکرات که زمزمه رفع یا کاهش تحریم از آن به گوش می رسد نیز اظهار نگرانی و دلواپسی نموده و تمامی وقایع معمول و کارکرد روزمره دولت و از جمله دپوی کالاهای اساسی در گمرکات را نیز در راستای اهداف انتخاباتی ارزیابی و فضاسازی می کنند.کیهانیان و پایدارچی ها از سیمای انعطاف پذیر این روزهای آمریکا در مذاکرات با ایران و اختلاف نظر دولت بایدن با اسرائیل نیز عصبانی و برافروخته به نظر می رسند و شاید هم ناراحت از این باشند که چرا لابی های صهیونیستی با تمام تلاشی که در حال انجام دادنش هستند، هنوز موفق به این نشدند که دولت بایدن را وادار به عقب نشینی از مذاکرات و تشویق به تحریم بیش تر ایران کنند.

به احتمال بسیار بالا، چشم امیدی به مدد و دستگیری دقیقه نودی رفیق بزرگ خود یعنی روس ها هم داشته باشند که در این ایام پس از افشاگری دکتر ظریف از موذی گری آنها در موضوع برجام، همراهی لفظی از احیای برجام دارند اما،معلوم نیست که کی و کجا دست به خیانت زنند و شاید هم قبل از انتخابات وارد کارزار شوند.کافیست مساله احیای برجام برای دو هفته منتهی به انتخابات معلق شود و خوراک تبلیغاتی خوبی برای اهداف انتخاباتی رفقای ایرانی شان تامین کنند.مساله حاشیه ای اما مهم دیگر نیز نامعلوم بودن موضع کیهان در قبال اظهارات اخیر سید حسن نصرالله می باشد که اعلان داشته هیچ نگرانی از مذاکرات وین نداشته و گفتگوی بین ایران و عربستان را به نفع و مصلحت محور مقاومت میداند.

به هر حال،کیهانیان در موضوع مذاکرات وین که گمان می کنند در انتخابات ریاست جمهوری می تواند نقش آفرینی کند ،در موقعیت مناسبی قرار ندارند .اینان با چشمان نگران و غضبناک شاهد روند مثبت مذاکرات اند که در صورت موفقیت که این روزها نشانه های روانی اش در کاهش قیمت سکه و دلار مشاهده میشود، از آن به‌مثابه برگ برنده ای برای دولت، حتی در انتخاباتی که تا به الان چشم انداز امید بخشی از آن دیده نمی شود، می نگرند و از طرف دیگر نمی خواهند در صورت تداوم روند مثبت و خوش بینانه مذاکرات، به دست خودشان مجددا فضای دو قطبی برجامیان و ضد برجامیان در انتخابات شکل بگیرد.از این روی، بیش از هر چیزی ترجیح می دادند که آمریکا به رویکرد ترامپی برگردد و احیانا خود، با پاس گل های قشنگی که به اسرائیل می دهند و متحدان آمریکا در منطقه را تحریک میکنند ، آن گزینه ترجیحی را تعقیب نمایند؛همچون اظهارات رستم قاسمی در تایید مداخله نظامی ایران در یمن که حتی اعتراض حوثی ها را هم برانگیخت ومحمد علی الحوثی، عضو شورای عالی سیاسی انصارالله یمن، اظهارات وی رادر چارچوب تحریک کشورهای حوزه خلیج فارس ارزیابی نمود. اما ظاهرا این گزینه ترجیحی شان با ذکاوت دکتر ظریف و فهم دولت بایدن از تلاش کارشکنان داخل و خارج ایران، به مشکل خورد.بنابراین در شرایط بین‌المللی جدید چالش زا و نامناسب برای کیهانیان، جهت کسب قدرت به هر قیمتی، آنان ضمن امید بستن به روس ها به سمت راهکار موثر همیشگی با شدت بیشتری رفتند : یعنی رویکرد حذف حداکثری رقبا و البته این بار با خروجی مشارکت حداقلی مردم.

این راهکار را در دو مرحله انجام و یا در حال انجام دادنش هستند و نوعی تقسیم کار نیز صورت پذیرفت.پیش تر با عدم اذن به سید حسن خمینی ،تخریب و سپس حمله به ظریف و مجرم اعلام کردن افرادی همچون تاج زاده از سوی رهبر و در نوبت بعدی،شورای نگهبان ضمن حفظ سیاست همیشگی اما این بار با نقض بیشتر اصول قانون اساسی،در مقام قانونگذار، شروطی را مقرر کرد که بر حسب آن عملا باید قسمت اعظم کاندیداهای جدی و مردمی را حذف شده تلقی کرد و بدتر آنکه با این اظهارنظر شورای نگهبان که در طول مبارزات انتخاباتی نیز حق دارد تایید شده ها را رد کند، قلدرمآبانه وضعیتی بوجود آورد که از یک طرف ، قدرت و شجاعت اظهار نظر را از کاندیداها سلب می نماید و از طرف دیگر و مهم تر آنکه،چنانچه در ایام‌انتخابات،کاندیدایی غیر از گزینه خودشان در وضعیت خوبی قرار گرفت و احیانا در نظرسنجی ها با اقبال مردمی مواجه گردید را به بهانه های واهی رد کند.واقعا مایه شرمساری شان نیست که حاضر به تن دادن شرایطی که خودشان مهندسی اش کردند ، نیستند و شجاعت و شرافت رقابت در این شرایط را نیز ندارند؟ نتیجه این راهکار ،ناامیدی،دلسردی و در پایان مشارکت پایین جامعه می باشد که به نظر می رسد استراتژی اصلی این روزهای تمامیت خواهان برای پیروزی در انتخابات باشد. جمهوریت قربانی اصلی این استراتژی است و مشارکت حداکثری مردمی که در صورت تحقق، نتیجه دلخواه آنان را رقم نمی زند، دیگر در اولویت آنان نمی باشد.پرده شرم و حیا از مردم کاملا دریده شد و با سلب رقابت معنادار، بانگ لااله الا الله از زیر تابوت جمهوریت طنین انداز می شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

ابتذال انتخابات
Posted: 07 May 2021 09:40 AM PDT
سلمان موسوی

در مسیر تاریخ سیاسی جوامع، انتخابات و مشارکت در تعیین سرنوشت خود یکی از دستاوردهای مهم بشر در ساحت اجتماعی و آزادی های مدنی است، اما شرکت در انتخابات صرفا به معنای آزادی و داشتن حق انتخاب نیست،
گاهی شرایط به نحوی پیش می‌رود که انتخابات به یک عادت و تکرار بی پرسش مبدل و به ابتذال کشیده می‌شود.
و اینجاست که میتوان گفت عدم انتخاب و شرکت نکردن در انتخابات سیمای دیگری از آزادی است.
جامعه ای که بر ابتذال پشت میکند، دست به انتخابی همراه با پرسش و تفکر زده، و این عدم مداخله عین آزادی است.
همانگونه که “سارتر “آزادی را در چالش و تقابل با ساختار ها ،سیستم ها و شرایطی تعریف می کند که در آن انسان دست به پرسشگری ، تفکر و انتخاب میزند، نه در آرامش وامنیت ظاهری روزمره

This comment was minimized by the moderator on the site

شورای نگهبان هم پیش از ثبت نام کاندیداها، وارد شد و حلقه را برای دوستان گشادتر، و برای رقبا تنگ تر کرد : 18 اردیبهشت 1400
کودتای شورای نگهبان در مقابل قانون اساسی
Posted: 07 May 2021 10:09 AM PDT

مصوبه شورای نگهبان برای شرایط ثبت نام انتخابات در دو بعد خلاف قوانین بالادستی است / شورای نگهبان شان قانونگذاری ندارد و نمی تواند مستقیم مصوبه تصویب و ابلاغ کند
«آیین نامه جدید شرایط ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان مطرح و تصویب و به این وزارت‌خانه ابلاغ شده است.»
با همین خبر، شورای نگهبان یکی از بدعت های تازه خود را در مسیر قانونگذاری کشور اجرایی و عملی و ابلاغ کرد و در اقدامی عجیب و فراقانونی ، شورای نگهبان دست به تصویب قانون زد. از سویی دیگر نظارت استصوابی را که پیش از این پس از ثبت نام کاندیداها آغاز می شود یک گام جلوتر کشید و حالا حتی بر روی ثبت نام ها نیز نظارت خواهد کرد.
هادی طحان نظیف عضو حقوقدان شورای نگهبان در حالی خبر از اصلاح مصوبه قبلی این شورا برای ساماندهی شرایط ثبت‌نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری داد که پیش از این قرار بود اصلاحیه قانون انتخابات در مجلس رقم بخورد.

حقوقدان شورای نگهبان خبر از دور زدن قانون را داد
«هادی طحان نظیف» عضو حقوق دان شورای نگهبان با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود اولین بار خبر این تغییرات را داد و در بخشی از متن منتشر شده نوشت که:« در هر دوره انبوهی از افراد در کنار شخصیت‌های سیاسی و مدیران کشور، در ستاد انتخابات حضور می‌یابند و صرفا با در دست داشتن کپی شناسنامه و چند قطعه عکس اعلام کاندیداتوری و ثبت‌نام می‌کنند! با گزارشی که در جلسه ارائه شد، مشخص شد که از مجموع ۱۶۳۶ نفر که سال ۱۳۹۶ در انتخابات ریاست جمهوری ثبت‌نام کرده بودند، حدود ۱۲۰۰ نفر از آنها دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و پایین‌تر از آن بوده‌اند و حدود ۳۰۰ نفر از ثبت‌نام شدگان، محکومیت قطعی کیفری داشته‌اند!البته این وضعیت ناخوشایند از نگاه رسانه‌های داخلی و خارجی دور نمی‌ماند و کلیپ‌های طنز آن تا مدت‌ها در فضای مجازی نیز دست به دست می‌شود و موجبات نارضایتی مردم و نخبگان کشور را فراهم می‌آورد و پیام‌های گلایه‌آمیز آنها برای اعضای شورای نگهبان نیز ارسال می‌شود و طبیعتا صلاحیت هیچ‌یک از این افراد احراز نمی‌شود.این در حالی است که برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی، شرایط متعددی اعم از سن و مدرک تحصیلی ضروری است و افراد کمتر از ۳۰ سال سن و یا فاقد مدرک کارشناسی ارشد، امکان ثبت‌نام در انتخابات را ندارند. در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز همین طور است و داوطلب عضویت در شورای شهرهای دارای بیش از ۲۰ هزار نفر جمعیت باید حداقل مدرک کارشناسی داشته باشند.»

اصل ۱۱۵ قانون اساسی زبح شد
پس از این سخنان بود که مشخص شد براساس مصوبه جدید شورای نگهبان، نه تنها مواردی به اصل ۱۱۵ قانون اساسی درباره رجل سیاسی و مذهبی و مدیر و مدبر بودن اضافه نشد که موجب تحدید اختیارات شورای نگهبان می‌شد بلکه عناوین کلی “سوابق کافی، صلاحیت علمی، سن متناسب و …” تغییر پیدا کرد و در نتیجه بر اساس اصلاح به‌عمل‌آمده از این پس داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری برای ثبت نام باید:در _ بازه سنی ۴۰ تا ۷۵ سال باشند.
حداقل دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا معادل‌ آن باشند.
سابقه تصدی حداقل ۴ ساله در سمت‌های مدیریتی کشور را که به طور کامل مصادیق آن از جمله برای وزرا ذکر شده را داشته باشد.
وزرا، استانداران، شهرداران شهرهای بالای دو میلیون نفر جمعیت، فرماندهان عالی نیروهای مسلح با جایگاه سرلشگری و بالاتر می توانند کاندیدا شوند.
تمام نامزدها باید عدم سوء پیشینه ارایه دهند و سابقه محکومیت کیفری نداشته باشند.
براساس این گزارش، شرایط ثبت‌نام در انتخابات ریاست جمهوری در ایران پیش از این نیازمند دارا بودن مدارک خاصی نبود اما حالا شروطی به آن اضافه شده است.

شورای نگهبان نهاد قانونگذار نیست

اما مساله ای که بیشتر رسانه های جریان تندرو و اقتدارگرا به آن توجه نکرده اند نه لزوما مساله اصلاح قانون و بندهای آن ( که قطعا دارای اهمیت است و باعث گسترش نظارت استصوابی حتی در مرحله ثبت نام نیز می شود) که مساله دستبرد شورای نگهبان در امکان قانونگذاری است. شورای نگهبان شان قانونگذاری ندارد و حق ندارد به پروسه تصویب قانون وارد شود. قانون انتخابات مشخصا در اصل ۱۱۵ قانون اساسی مستتر است و قانون های اصلاحی آن باید در مجلس تصویب شوند.
اقدام شورای نگهبان در تصویب و اصلاح و ابلاغ قانون انتخابات به صورت مستقل در حقیقت تهدید و تحدید قانون اساسی و از بین بردن شانیت قانونگذاری در کشور است.

بدعتی خطرناک تر از رد صلاحیت چند کاندیدا
این تهدید قانون اساسی در حالی صورت می گیرد که شورای نگهبان عملا با چهار شرط تازه که به شرایط داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری اضافه کرده است موجب ایجاد محدودیت حق انتخاب شهروندان و سلب آزادی انتخابات می شود. نکته مهم این است که این ۴ بند در این زمان اتفاقا بیشتر ابزارهایی برای حذف رقبای سیاسی اصولگرایان است تا مربوط به اصلاح طلبان.
کما این که به نظر می رسد تا کنون حداقل سعید محمد و محمدجواد آذری جهرمی ، عملا از امکان حضور در انتخابات باز مانده اند.
اما مساله در این مورد خاص تنها موضوع ورود اشخاص خاص به انتخابات نیست. مساله بدعتی است که شورای نگهبان در حال انجام آن است.

مصوبه مشابه مجلس ناکام ماند و شورای نگهبان مصوبه داد
در حالی که مصوبه اصلاح قانون انتخابات مجلس تقریبا با محتوا مشابه در دالان های شورای نگهبان ‌و هیات نظارت مجمع گیر کرده است و بارها به صحن مجلس رفته و بازگشته است و گفته شده بود که به انتخابات ۱۴۰۰ نخواهد رسید، ناکهان شورای نگهبان در اقدامی غیرقانونی برای خود شان قانونگذاری قایل شده است و دست به تصویب مصوبه زده است. قانون‌گذاری شورای نگهبان را باید اقدامی بی‌سابقه و حیرت‌انگیز دانست.
این در حالی است که در سال ۹۵ سیاست‌های کلی انتخابات را رهبر جمهوری اسلامی ابلاغ می کند. این سیاست های ابلاغ شده یک بند عجیب در خود دارد که گفته می شود شورای نگهبان باید معیار نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را شفاف کند.

مشکلی که از ابلاغیه رهبر جمهوری اسلامی شروع شد
در همان سال ۱۳۹۵ بسیاری از حقوقدانان و کارشناسان حوزه قانونگذاری در مورد مشکلات این بند از سیاست های کلی که آیت الله خامنه ای بلاغ کرده بود ، به طور جدی اخطار دادند که می تواند منجر به بدعتی خطرناک و بی اهمیت کردن قانون در کشور شود.
یک سال بعد شورای نگهبان در یک کلی‌گویی برای تامین سخنان آیت الله خامنه ای تلاش می کند اما در نهایت قرار می شود مجلس باشد که قانون جدید انتخاب را تهیه و تدوین و بررسی کند. قانونی که مشخصا در یک سال گذشته مجلس سعی کرد آن را به انتخابات برساند اما مشخصا ناممکن شد.
اما حالا و در حالی که کمتر از ۲ ماه تا انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ مانده است ، شورای نگهبان به نظر می رسد با رصد نامزدهای احتمالی و برای حذف راحت تر کاندیدهای خاص دست به «قانونگذاری» زده است. رفتاری که نه تنها خلاف قانون اساسی است و حتی خلاف آیین نامه داخلی شورای نگهبان است و در صلاحیت شورا نیست.

قانونگذاری مخالف آیین نامه داخلی شورا
آیین نامه داخلی شورا در همین مورد می گوید که این شورا فقط در حدود صلاحیت‌ خود، حق توصیف مصوبه های داخلی و اجرایی را دارد.
هم چنین باید به در ماجرای این اقدام عجیب شورای نگهبان به این موضوع نیز توجه کرد که حدود صلاحیت شورا در قانون اساسی درباره انتخابات نیز، نه تعیین معیار بلکه تنها نظارت است. تعیین معیار برای حق انتخاب شدن در قانون اساسی و قانون انتخابات ریاست جمهوری، باید توسط مجلس به عنوان نهاد قانونگذار تعیین شود.
به نظر می رسد اما از عبارت کلی که در راستای ابلاغ سیاست‌های کلی انتخابات توسط رهبر جمهوری اسلامی انجام شد، شورای نگهبان این برداشت را کرده است که می تواند و باید به جای توجه به قانون اساسی و لزوم تعییم قانون در مجلس، خود شورا معیار نامزدهای انتخاباتی را تعیین کند.
اسفبار و ناراحت کننده این است که در این ماجرا که به طور کامل رفتاری غیرقانونی است هیچ نهاد نظارتی بالاتر از شورای نگهبان نیست که در مقابل این بی قانونی از متن و اصل های قانون اساسی صیانت کند و در مقابل این روند بی قانونی شورای نگهبان بایستد.

قلع و قمع قانون و جمهوریت
در این شرایط عملا شورای نگهبان در حقیقت به کودتایی بر علیه قانون اساسی دست زده است. در حقیقت بالاترین نهاد تعیین شده برای پاسداری از قانون اساسی ، اکنون به متجاوز به قانون اساسی تبدیل شده است.
اما مساله مهم تر این است که در دو دهه اخیر این نخستین بی قانونی نبوده که در مقابل اصول قانون اساسی رخ داده است. در همین سال های اخیر حجم احکام حکومتی تاثیرگذار، ابلاغ سیاست‌های کلی، ایجاد شوراهای موازی و استفاده جدید از اختیارات اصل ۱۱۰ رهبری مثل هیات حل اختلاف ومشابه این موارد، چندین برابر شده است و جالب این که بیشترین این موارد از اواخر دهه ۸۰ آغاز شده است. سهم این رفتارهای فراقانونی عملا در بازه زمانی سال ۹۰ تا کنون چندین برابر همه سه دهه پیش از آن است.
آن چه اکنون توسط شورای نگهبان ، مجلس وقت و حتی رهبری در حال رخ دادن است یک هجوم همه جانبه علیه قانون اساسی و جمهوریت نظام است.
این اتفاق دقیقا از ماه های آغاز دهه ۹۰ رشد کرده است. در شرایطی که مشکلات اقتصادی و معیشیتی و بحران های اقتصادی تقریبا هر روز عرصه را بر مردم تنگ تر کرده ، مسولان وقت نظام در سکوت خبری و بی توجهی بیشتر جامعه زیر بحران های اقتصادی در حال قلع و قمع قانون ، تباه کردن مفهوم جمهوریت نظام و سلاخی قانون اساسی هستند.

This comment was minimized by the moderator on the site

رهبر نظام یک نفره بخش مهمی از مهندسی انتخابات را پیش برد

Posted: 05 May 2021 09:37 PM PDT

رضا علیجانی

سخنرانی آقای خامنه‌ای در چارچوب «مهندسی انتخابات» بود. او هیچ بحثی در باره «مذاکره» نکرد تا از درست شدن دو قطبی موافق/ مخالف مذاکره جلوگیری کند.

بالای سر آقای خامنه‌ای باید کلاه نظامی دید و نه عمامه..

این امتیاز مثبت را برای ظریف باید قائل بود که علیرغم چند بار عذرخواهی اما روی حرف حقی که زده بود ایستاد و در تاریخ ثبت شد.

رهبر نظام یک نفره بخش مهمی از مهندسی انتخابات را پیش برده: حذف حسن خمینی، ظریف، تاجزاده.

بازرگان بعد از ملاقات با برژینسکی که مورد حمله قرار گرفت گفت مسئولی که برای کارهایش بخواهد از امام اجازه بگیرد به درد لای جرز دیوار می‌خورد و طعنه زد که نه من هویدا هستم و نه امام محمد رضا شاه. اما ظریف این سبک زندگی را خودش انتخاب کرده که مطیع باشد.

مردم ایران دیدند که زندگی شان برای رهبر ج.ا اصلا مهم نیست.

This comment was minimized by the moderator on the site

میدان در قبال اختیارِ سیاست خارجی کشور، به کجا و به کدام نهاد پاسخگوست؟

Posted: 05 May 2021 09:55 PM PDT

صادق زیباکلام

ایکاش میدان، همانقدر که اصرار بر تصمیم‌گیری سیاستِ خارجی دارد، متقابلاً در برابر تصمیماتش پاسخگو هم میبود. اَمری که بِالمَرّه در ایران وجود ندارد.

میدان، به هیچ روی پاسخگویِ عملکردش نه در سوریه و لبنان است، نه در عراق یا یمن، نه در اروپا و نه در هیچ کجای دیگری. همواره هم فرض بر آن بوده که هر تصمیمی که اتخاذ مینماید درست بوده، و هر سیاستی هم‌ که اعمال نماید بی عیب و نقص.

میدان بعد از فتحِ خرمشهر واردِ خاک عراق گردید و جنگ را با همه هزینه‌های سنگین آن ۶ سال و بدون‌ِ نتیجه ادامه داد. در طی همه آن سالها هم‌ تصمیمش تقدیس میشد. اما امروز بتدریج درستی آن تصمیم با تردیدهای زیادی روبرو شده.

بیش از ده سال، حضور ما در سوریه و لبنان؛ بهمراه‌ میلیاردها دلار هزینه، معلوم نیست کدام برآیند را برایِ منافعِ ملّیِ ما بهمراه داشته. پرسشی که پیرامونِ ورود ما در جنگِ ‌داخلی یمن، صرفاً بواسطه رقابت و دشمنی‌مان با سعودیها هم ایضاً قابل تکرار است.

با توجه به آثار و پی‌آمدهایِ زیانبارِ تمامی این سیاستها، میدان به کدام نهاد و مرجع پاسخگو بوده؟ اساسا فلسفه و مفهومی بنام “پاسخگویی” و خود را موظف به “پاسخگو‌ دانستن”، در کالبد میدان وجود دارد؟ اختیارات و مسئولیت داشتن شانه به شانه پاسخگویی است. اختیارات بدون پاسخگویی مقدمه دیکتاتوری است.

میدان، بجایِ موظّف دانستن خود به پاسخگویی، هرآنچه کرده و میکند آنرا درست پنداشته و صرفا سیاستها و تصمیماتش میبایستی تقدیس و تمجید شوند. در حالیکه گام نخست پاسخگویی اجازه انتقاد و تقدس زدایی از تصمیمات و سیاستهاست.

This comment was minimized by the moderator on the site

تبعیض رسمی و قانونی!

Posted: 05 May 2021 10:10 PM PDT

احمد زیدآبادی

در بین شرایط کاندیداتوری برای ریاست جمهوری در قانونِ جدید مصوب مجلس و شورای نگهبان شرطِ سابقۀ چهار سال مدیریت در پست‌های عالی کشوری و لشکری از همه جالب‌تر است! البته جالب‌تر که نه، بلکه عجیب‌تر است! البته عجیب‌تر هم که نه، بلکه خنده‌دارتر است! البته خنده‌دارتر هم که نه، بلکه گریه‌دارتر است! خلاصه هر چه هست عینِ قانونی کردن تبعیض علیه ایرانیان است.
چه کسانی اصولاً می‌توانند به مدت چهار سال در پست‌های مورد اشاره به کار گرفته شده باشند؟ در یک کلام “خودی‌ها”! یعنی آنان که دربست در خدمت گرایش سیاسی و عقیدتی ویژه و رسمی حکومت هستند.

در واقع طبق این بند از قانون انتخابات، یک “کاست” از مدیران حکومتی شکل گرفته که تمام پست‌ها تا الی الابد باید بین آنها بچرخد و اگر خارج از آنها فردی به هر میزان از لیاقت و توانایی رسیده باشد، از احراز پست ریاست جمهوری برای همیشه محروم است!
در این میان، من نمی‌دانم آن تبعیضی که برخی از مسئولان خود را مخالف آن نشان می‌دهند و از مبارزه با آن دم می‌زنند، به چه معنی است؟ تبعیضی آشکارتر از این یافت می‌شود که نزدیک به تمام فرزندان این کشور از حقِ کاندیداتوری برای ریاست جمهوری محروم شوند و در عوض نورچشمی‌های حکومتی حق انحصاری و کامل آن را به دست آورند!

وقتی کسانی که همفکرانشان اصل بدیهی “ایران برای تمام ایرانیان” را شرک تلقی می‌کنند، روشن است که تبعیض رسمی و قانونی علیه مردم ایران را هم عین عدل و قسط و داد بدانند!

کسانی که در تصویب این نوع قوانین به نحوی دخالت دارند، دانسته یا ندانسته بنیانِ حقوق ملی ایرانیان را نقض می‌کنند. یک استادِ حقوق اساسی در این کشور پیدا نمی‌شود که با زبانی حقوقی، ماهیتِ تبعیض‌آمیز و خطرناک این نوع قوانین را به مسئولان گوشزد کند؟

This comment was minimized by the moderator on the site

کانال اندیشه
برجام ، آینه تمام نمای حکمرانی پر از تناقض

برجام در تاريخ خواهد ماند و در آینده نزدیک و دور موضوع ده ها و شاید صدها تز كارشناسي ارشد و دكتري خواهد شد ، نه به اين دليل كه توافقی مهم است ، بلکه به این دلیل که در برخورد ذینفعان ایرانی و خارجی با این توافق، چنان تضادهای عجيب و غريبي دیده می‌شود که در خاطره تاریخی بشریت تا بحال چنین مورد مشابهی مشاهده نشده است . معمولاً هر قرارداد یا توافق یا منجر به برد - برد طرفین می‌شود یا موجب برد یک طرف و باخت طرف دیگر است ، اما برجام به زعم مخالفانش اعم از ترامپ ، اسرائیل ، عربستان ، صدا و سیما و تندروهای وطنی ، از هر جهت برای طرفین باخت محض است !!

در حالیکه ترامپ برجام را بدترین توافق تاریخ آمریکا با یک کشور دیگر میداند، از نظر مخالفان ایرانی برجام هم این توافق کمتر از ترکمنچای نیست .
اسرائیل و عربستان آنرا بدترین توافق برای امنیت ملی خود میدانند ، تندروهای وطنی هم برجام را در ضدیت کامل با امنیت ملی ایران میدانند.

اگر چه به ظاهر بین مخالفان سرسخت داخلی و خارجی برجام هیچ سنخیت و ارتباط معناداری بجز تشنه به خون هم بودن وجود ندارد ، اما در مخالفت سرسختانه با این توافق کاملاً با هم هماهنگ ، یکدل و هم جهت هستند و برای عقیم کردن آن از انجام هیچ کاری رویگردان نیستند . جالب اینکه ما با اسرائیل بجز در مورد مخالفت با برجام در هیچ موردی حتی به اندازه سر سوزنی توافق نداریم.

ترامپ، جمهوری خواهان، اسرائیل و عربستان معتقدند ایران در این توافق کلاه گشادی سر آمریکا گذاشته در مقابل تندروهای انقلابی، رسانه ملی و کیهان به جد عقیده دارند که این آمریکاست که سر ایران کلاه گذاشته است.

در حالیکه آمریکا با قبول هزینه زیاد اخلاقی و سياسي با پشت پا زدن به پیمانی که به همراه قدرتهاي جهاني و سازمان ملل آنرا امضاء كرده یک جانبه از برجام خارج شده ، ایران هنوز سه سال بعد از خروج آمریکا از این توافق با وجود قرار گرفتن در موضع برتر اخلاقی ، از فرصت طلایی خروج آمریکا استفاده نکرده تا خود را بزعم دلواپسان وطنی از شر این توافق خسارتبار رها سازد.

در حالیکه نطفه برجام در دو سال پایانی ریاست جمهوری احمدی نژاد با تصمیم نظام بسته شد و بعد از امضاء توسط شوراي امنيت ملي ، مجلس نهم با اكثريت مطلق اصولگرا و شوراي نگهبان مهر تاييد خورده، ولي از دید رسانه ملي و مخالفان داخلي، در اين ميان فقط سر روحاني و ظريف كلاه رفته که نخوانده آنرا امضاء كرده اند، اما چرا بقیه ارکان قدرت و مقامات عالیه نظام نخوانده تایید کرده اند، عزیزان دلواپس هیچ توضیحی نمیدهند.

در حاليكه براساس برنامه هاي صدا و سيما آمريكا از طريق "گروه بين المللي بحران" كل طرح برجام را از قبل نوشته و روحاني و ظريف ساده لوح آنرا چشم بسته قبول و امضاء كردند، سريالي پرخرج به نام گاندو ساخته كه اثبات ميكند شمار فراوانی جاسوس آمريكا در هيئت مذاكره كننده ايراني بوده اند ، اینکه چرا حالا که از اول کل برجام نقشه آمریکا بوده پس دیگر چه نیازی به جاسوس در هيئت ايراني داشته، فقط خدا میداند.

در حالیکه همین حالا گروهی بعنوان نماينده رسمی ایران با هزینه بیت‌المال در اروپا در حال مذاکره با ۱+ ۵ برای احیای برجام هستند، همزمان گروهی دیگر در صدا و سیما با هزینه همان بیت المال در حال برنامه سازی برای برهم زدن برجام هستند.

برجام چه به نتیجه برسد و چه نرسد بعنوان یک نمونه ، آینه تمام نمایی از تضادهای عجیب و غریب شيوه حكمرانی ماست و بخوبی نشان می‌دهد که چرا هیچ مشکلی از مشکلات بیشمار ما حل نمی‌شود بلکه روز به روز بر عمق و تعداد آنها افزوده می‌شود. حکایت ایران امروز ما مثل قایقی است که دو سرنشین آن در جهت خلاف هم پارو میزنند.۰

غلامرضا مصدق
@andishe_tafakor

This comment was minimized by the moderator on the site

ایلنا نوشت: عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: جریانی مشاهده می‌کند که آقای ظریف یک رجل سیاسی است و در جامعه برای خودش جایگاهی پیدا کرده است و در میان مردم به محبوبیت رسیده است، در نتیجه این برنامه‌ها را ریختند که از حیز انتفاع ساقطش کنند.

حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی در واکنش به توهین یک مداح از تریبون مراسم شب‌های قدر به وزیر امور خارجه گفت: بعضاً برخی از مداحان درس دینی نخوانده‌اند و سواد این کار را ندارند؛ البته نمی‌خواهم به قشر مداحان توهین کنم؛ حرفم با آن‌هایی است که بازی‌های سیاسی درمی‌آورند؛ این‌ها ممکن است برخی مشکلات داشته باشند که این‌گونه رفتار می‌کنند.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ادامه داد: البته شاید کسانی از پشت پرده، این افراد را برای بدنام کردن اسلام، تشیع و نظام جمهوری اسلامی ایران تحریک می‌کنند؛ به باور من یکی از انسان‌های صالح و شایسته که خود رهبری هم فرمودند و تاکید کردند، دکتر ظریف است؛ فردی که ۳۰ الی ۴۰ سال در نظام جمهوری اسلامی خدمت کرده است.

مبیدی افزود: امروز مشاهده می‌کنیم به یک چنین انسانی با این اشعار هجو و زشت، حمله و توهین می‌کنند. الان اسرائیل، وهابیت و یا افراطیون تند آمریکا با آقای ظریف بسیار بد هستند و نباید با آنها هم‌نوایی کرد.

وی یادآور شد: برجام در وهله اول به نفع ایران و به زیان عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی و افراطیون آمریکا بود و آقای ظریف با هوش و درایتی که داشت، برجام را به ثمر رساند؛ حال یک نابخردی مانند ترامپ آمد و آن را خراب کرد، بحث دیگری است. امروز هم به دلیل آنکه مذاکرات وین خوب پیش می‌رود، صهیونیسم، وهابیت و افراطیون آمریکا می‌خواهند این قضیه را بر هم بزنند. برخی هم در داخل نگرانند که آقای ظریف در صورت موفقیت جایی برای خودش باز کند.

میبدی ادامه داد: جریانی مشاهده می‌کند که آقای ظریف یک رجل سیاسی است و در جامعه برای خودش جایگاهی پیدا کرده است و در میان مردم به محبوبیت رسیده است، در نتیجه این برنامه‌ها را ریختند که از حیز انتفاع ساقطش کنند.

چه کسانی از ظریف می ترسند؟ /ادامه واکنش ها به توهین مداحان به وزیر خارجه

وی تاکید کرد: به اعتقاد من معمولاً در کشور ما هر انسان شایسته‌ای که از جهت فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و ... به درد می‌خورد دست‌های پنهانی هستند که وی را از حیز انتفاع ساقط کنند؛ خیال نکنید عوامل نفوذ فقط نطنز را منفجر و یا دانشمند هسته‌ای را ترور می‌کنند، بلکه برای تخریب شخصیت افرادی که دارای اعتبار و آبرو نزد مردم هستند، کارهای خودشان را انجام می‌دهند از همین رو یکی از کسانی که باید به نظر آنها تخریب می‌شد آقای ظریف بود که برخی این کارها را انجام می‌دهند.

این فعال سیاسی در پاسخ به سوالی مبنی بر این‌که این اقدامات چقدر مردم را از دین و عزاداری‌های اهل بیت دور می‌کند، گفت: متاسفانه این اقدامات در دین‌داری بی‌تاثیر نیست اما خوشبختانه جامعه ما آگاه است و می‌فهمد و راه خودش را پیدا می‌کند.

وی ادامه داد: معمولا در این یکصد و پنجاه سال اخیر، مصلحان بزرگی مانند قائم مقام فراهانی، امیرکبیر و مصدق که آمدند کشور را اصلاح کنند، عده‌ای از آدم‌هایی که یا مأمور خارجی بودند یا سودجو و منفعت‌طلب داخلی بودند با استفاده از ناآگاهی مردم توانستند با این اصلاح‌طلبان بزرگ در بیفتند و این‌ها را از حیز انتفاع ساقط کنند.

میبدی بیان کرد: بالاخره عده‌ای بودند که از قتل امیرکبیر و سکوت مصدق خوشحال شدند. بودند عده‌ای که از سکوت کسانی که در راه اصلاحات مملکت گام گذاشتند و بعد ساکت شدند، خوشحال شوند و امروز هم به هر حال هستند کسانی که دوست دارند امثال آقای ظریف سقوط کنند اما خردمندان، دانشگاهیان و متفکران می‌فهمند که این راه‌ها ایران‌ستیز و اسلام‌ستیز است و نمی‌گذارند این اتفاق بیفتد.

27219

کد خبر 1512188

This comment was minimized by the moderator on the site

مهم‌ترین نکات گفت‌وگوی ظریف

Posted: 03 May 2021 04:39 AM PDT

عباس عبدی

انتشار نوار گفتگوی آقای ظریف مثل هر پدیده دیگر در ایران به سرعت به انحراف کشیده شد و مفهوم اصلی اظهارات وی یا شنیده نشد یا آنکه به شکل نادرستی طرح گردید. فارغ از اینکه هر فردی موافق یا مخالف این نکات باشد باید در باره محتوای آن نیز سخن گفت. در این یادداشت می‌کوشم که چند نکته در باره این گفتگو را توضیح دهم. اگر چه بخش مهمی از نکات مزبور در فضای عمومی و از گذشته گفته می‌شده، ولی چون فعلاً از زبان یک مقام مسئول ابراز شده بیش‌تر مورد توجه قرار گرفته است.

۱- آقای ظریف می‌کوشد که توضیح دهد در ایران دیپلماسی تابع میدان و در خدمت آن بوده است و نه برعکس. دیدم که برخی از منتقدان ظریف خواسته‌اند بگویند که اتفاقاً این درست است و باید هم چنین باشد و برعکس آن یعنی هنگامی که میدان در خدمت دیپلماسی باشد نادرست است. متأسفانه این افراد اصلاً به سخن آقای ظریف که بارها تکرار شد توجه نکردند.

وی معتقد است که دیپلماسی، اقتصاد، میدان یا نظامی، اطلاعات و سیاست داخلی، نه در طول، بلکه در عرض یکدیگر و در خدمت تأمین منافع ملی باید باشند. او در صدد تقدم دیپلماسی بر میدان نیست، همچنان که در مواردی از کمک‌های میدان به دیپلماسی به نیکی یاد می‌کند. تأکید او این است که اینها در عرض یکدیگرند و باید در خدمت تأمین منافع ملی باشند و هیچ کدام را نباید تابع دیگری تعریف کرد. این ایده روشن و درست است.

۲- نکته مهم دیگری که وی شرح می‌دهد، فقدان هماهنگی کافی در مسأله سیاست خارجی و نیز دخالت‌های زیان‌بار است. البته این فقدان هماهنگی را در اقتصاد و سیاست داخلی و فرهنگی و اجتماعی هم می‌بینیم ولی آثار منفی آن در سیاست خارجی خیلی بیش‌تر است.

در مصاحبه اخیر آقای صالحی، وزیر امورخارجه دولت قبلی، این مسأله روشن‌تر بیان شده است. وی معتقد است سیاست خارجی باید ملی باشد و رویکرد بین‌المللی کشور؛ به یک امر ملی و تفاهمی تبدیل شود. نه اینکه وقتی می‌رویم به فلان کشور تا پیام حسن همجواری یا مودت ببریم، بلافاصله یک مقام غیر مرتبط حملات تندی را علیه آن کشور می‌کند.

این نشان می‌دهد که سیاست خارجی از نوعی دخالت‌های غیر مسئولانه و نیز ناهماهنگی در رنج است، و چوب هر دو سیاست را می‌خورند، ولی نان هیچ یک از دو سیاست به دست نمی‌آید. مشکل ایران این است که قدرت اعمال سیاست در جایی است ولی مسئولیت آن متوجه وزارت امور خارجه است. این شکاف و سنگ‌اندازی ها ویرانگر است. در این گفتگو ظریف به اقدامات ایذایی و مکرر پیش از نهایی شدن برجام اشاره کرده‌ است که بسیار تاسف‌بار است.

۳- متأسفانه مخالفان آقای ظریف می‌کوشند که سخنان وی را علیه مرحوم سلیمانی تبلیغ کنند، لذا دست به توییت شدند تا بلکه خودشان را به آن مرحوم بچسبانند، در حالی که ظریف جز تعریف چیز دیگری در باره سردار سلیمانی نمی‌گوید. اینکه او دیپلماسی را در خدمت میدان می‌خواسته، بدی او نیست، بلکه این تفاوت دیدگاهی است که توضیح داده شده است و منتقدان ظریف هم طرفدار دیدگاه مخالف او هستند. در واقع آنان می‌خواهند با منحرف کردن ماجرا، زمینه گفتگو در باره این نگاه را خراب کنند.

۴- در باره سیاست‌های روسیه نیز منتقدان ظریف به یک نکته توجه نکردند. ظریف تأکید کرد که کاملاً طرفدار گسترش روابط با روسیه و چین است و این سیاست درستی است. ولی برخی سیاست‌ها فراتر از رژیم‌ها هستند و محصول موقعیت استراتژیک و جغرافیایی هستند و روسیه به طور طبیعی علاقه‌ای به بهبود روابط ایران و غرب ندارد، چه در آنجا یک حکومت کمونیستی باشد چه یک حکومت دموکراتیک چه استبدادی و حتی چه مذهبی! وظیفه حاکمان آنجاست که براساس منافع ملی خود حرکت کنند و ما نباید انتظار دیگری از آنان داشته باشیم. ولی نباید بیهوده خوش‌خیال شویم؛ زیرا حکومت‌ها جز این را عمل نمایند.

۵- پس از شنیدن این فایل شاید مهم‌ترین برداشتی که هر مخاطبی از این گفتگو کرد، چیز دیگری بود که تا کنون به آن پاسخ داده نشده است. این گفتگو به نوعی با هدف ایجاد زمینه و تبلیغ برای حضور انتخاباتی آقای ظریف نیز بود. سخنان آقای لیلاز برای رسیدن به این هدف کاملاً گویا است. ولی سخنان آقای ظریف به گونه‌ای است که این هدف را نقض می‌کند. اگر کسی تا این حد از مسایل کشور بی‌اطلاع است که اقدام مهمی مثل حمله به پایگاه آمریکایی را چند ساعت دیرتر از نخست‌وزیر عراق مطلع می‌شود و اصولاً او به عنوان عضو شورای امنیت ملی از آن بی‌اطلاع بوده یا در باره هواپیمای اوکراینی آن طور با او برخورد می‌کنند یا از اوضاع سوریه به کلی بی‌اطلاع است، در این صورت چرا تاکنون در آنجا مانده و اجازه داده که به نام او و به کام دیگران عمل شود؟

و از آن مهم‌تر چرا عده‌ای اصرار دارند که وی را وارد انتخابات کنند؟ خوب بگذارید همان نیروهای اصلی که در پشت وزارت خارجه پیش‌برنده امور هستند، خودشان در روی صحنه نیز عهده‌دار امور شوند، بلکه سیاست‌های کشور از این تناقضات بیرون آید.

این پیامی ضمنی و ناخواسته‌ای است که از این گفتگو دریافت می‌شود؛ ولی ظاهرا دوستانی که علاقه‌مند به شرکت در انتخابات هستند، متوجه آن نشده‌اند. برای حضوری فعال در انتخابات باید پاسخ روشنی به این پرسش داد. چنین مدیرانی چرا تاکنون در مقام خود بوده‌اند؟

بنده اگر تاکنون امیدی داشتم که امکان مشارکت فعال فراهم شود به گمانم با این گفتگو باید در این ایده تجدیدنظر کلی کرد.

This comment was minimized by the moderator on the site

سیاست رهبری: تحقیر کارگزاران، حذف بلندقامتان

Posted: 03 May 2021 04:47 AM PDT

مجتبی نجفی

با سخنان امروز رهبر جمهوری اسلامی حالا بیش از پیش تبعات آن فایل معروف افشا شمده مشخص شد. رهبری وزیر خارجه را مجری دانست و از نقش سپاه قدس در سیاست خارجی تمجید کرد. البته پیش تر برجام را محصول عدم توجه وزارت خارجه دانسته بود اما امروز وزیر خارجه را مجری محض‌.

رهبری میگوید در هیچ جای دنیا وزارت خارجه تصمیم گیرنده سیاست خارجی نیست اما یک سوی حقیقیت را نمیگوید که در کشورهای دموکراتیک چند سال یکبار فرصت تجدیدنظر در سیاست خارجی از طریق صندوق رای هست. یا بدون هزینه و زندان شهروندان میتوانند کنش اعتراضی کنند. در ایران رهبری سی سال بیشتر است حتی به پرسش یک خبرنگار هم پاسخ نداده چه برسد به شهروندان عادی . رهبری از خُرد کردن کارگزاران خود لذت میبرد چون هیچ قدی نباید از قامت دیکتاتور بلندتر باشد. محبوبیت خاتمی را بر نمیتابید. از نه بزرگ موسوی-کروبی به فصل الخطاب هشتادوهشتش هنوز کینه دارد و محصوران را با چوب تهمت بدون امکان دفاع بعد از دوازده سال مینوازد. حالا ببینید چه بر سر وزیر خارجه اش آورده که حتی در قامت یک دانشگاهی میگوید نظر رهبری، فصل الخطاب بحث های کارشناسی است!

ابتدا او را مجبور کردند از آحاد ملت عذر بخواهد و بعد از خانواده سلیمانی و بعد به خاطر اینکه خاطر اعلیحضرت مکدر شده عذرخواهی کرده. چرا؟ چون گفت دیپلمات نباید ابزار دست نظامی باشد رابطه بر عکس است. ظریف به افسانه مقایسه تبلیغاتی اش با مصدق پایان داد و نقش یک تحقیر شده بدون کنش اعتراضی را ایفا کرد. او شاید برای توافق هسته ای گزینه خوبی باشد اما قبای ریاست جمهوری برای او گشاد است.

معتقدم که در ساختار قدرت ایران افراد ظریف نمیتوانند برای حقوق مردم مبارزه کنند. این میدان برای استخواندارهاست، همان دهه شصتی های تحول یافته بسیار محکم تر از تیپ تکنوکرات های مطیع هستند. همانها که با تشر سلطان نمی لرزند. همانها که ده سال بیشتر است تاوان یک نه بزرگ را میدهند. وقتی خط قرمز خود را حقوق ملت اعلام کردند و پایش ایستادند.

ساختار قدرت در ایران میدان درسهای دانشگاهی نیست میدان مقاومت مدنی در برابر ساختاری مسلح به پول نفت، چکمه نظامیان، نهادها و کارتل های اقتصادی است. خود رهبری بهتر از همه حتی اصلاح طلبان می داند چرا موسوی کروبی را یازده سال حصر غیر قانونی کرده. او قامت بلند را دوست ندارد، حد رقیب را در اندازه نمکی ظریف عارف جهانگیری تعریف کرده. مهره هایی قابل کنترل‌ که حتی حاضرند اعتبار دانشگاهی خود فدای تشر اعلیحضرت کنند. این واقعیت است خوشتان بیاید یا نه سیاست در ایران مقاومت مدنی، بازسازی نیروهای اجتماعی، نهادسازی و قدرت مردمی می خواهد. با التماس و تمنا و خواهش نمیشود. دلیلی هم نیست بشود. رهبری بیست‌سال برای حذف تلاش کرده. با تمنا امتیاز نمی دهد.

This comment was minimized by the moderator on the site

حضور تاجزاده در انتخابات ریاست جمهوری
حسین ملک خدایی
تاجزاده سطح انتظارات مردم را از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری
بالا می برد او درست دست روی دردهای اصلی مردم گذاشته و از طرح
شعارهای بند تنبانی و چهل من یک غاز پرهیز کرده قطعا دیگر کاندیداهای احیاناً تکراری و بشدت معمولی با وجود تاجزاده در طرح شعارهای خود دچار مشکل می شوند
تاجزاده دارد ذائقه مردم را عوض می کند حالا حاکمیت با خودش می گوید
کاش قانونی داشتیم و می توانستیم از همان اول مانع جلو آمدن بعضی افراد می شدیم
تاجزاده می گوید سپاه را به پادگان‌ها
برمی گردانم قدرت رهبری را در چهارچوب قانون اساسی محدود می کنم ، رفراندوم برگذار می کنم و روابط کشور ایران را با تمام دنیا بهبود می بخشم، البته که حاکمیت به تاجزاده اجازه نخواهد داد وارد انتخابات شود جالب است آنچه تاجزاده متوجه نشده است این است
که بخش انتصابی طی دهه‌های اخیر چنان مردم را نا امید و مایوس کرده است که دم مسیحایی هم نمی تواند
این مردم را پای صندوق‌های رای بیاورد چه رسد به این شعارهای تاجزاده ، اگر حکومت تاجزاده را تایید
کند تاجزاده و طرفدارانش بازنده این بازی خواهند شد و حاکمیت برای سال‌هایی چند مشروعیت پیدا می کند چون تاجزاده هرگز نمی تواند مردم را پای صندوق‌های رای بیاورد
واقعا شعارهای دیگر کاندیداها با وجود تاجزاده مزه خربزه گندیده می دهد و هیچ جذبه ای ندارد با وجود شعارهای تاجزاده مثل این است در کنار یک سوپر مارکت لوکس سر دو نبش یک مغازه بقالی با کالای قدیمی
و دمده باز کنند خیلی توی ذوق می زند اگر همین حالا هم کسانی خدای نکرده سر تاجزاده را زیر آب بکنند
باز هم اثر خودش را روی انتخابات آتی و روی ذائقه مردم گذاشته است
شعارهای تاجزاده یکسره ذهن ما را به
یکی دو سال اول انقلاب که آزادی بود
می برد.
تاجزاده کالای سیاسی ناب به بازار انتخابات آورده حیف که حاکمیت اینقدر در خود قدرت و اعتماد به نفس نمی بیند که تاجزاده را تایید کند و حیف که تاجزاده در زمانی پا به میدان انتخابات گذاشته که دیگر مردم نای راه رفتن ندارند و هزار حیف که مردم سخت نا امیدند و به صندوق‌های رای پشت کرده اند
@darvishane49

This comment was minimized by the moderator on the site

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- با تأکید و تصریح مقام معظم رهبری دایر بر این که وزارت امور خارجه، سیاست‌گذار نیست و مجری مصوبات و تصمیمات نهادهای بالادستی است (که وزیر امور خارجه هم یکی از اعضای آن است)، مشخص نیست صدا و سیما از این پس چگونه می‌خواهد علیه برجام موضع بگیرد؟
چرا که از این پس سریال گاندو و مستند " داستان اتم" و " پایان بازی" و "پرونده ویژه" های شبکۀ آقای فروغی نه نقد وزارت خارجه و شخص جواد ظریف که علیه تصمیمات و مصوبات نهادهای بالادستی تلقی خواهد شد؛ شاید چیزی در مایه های "اقدام علیه امنیت ملی" که سعید مرتضوی به هر منتقدی نسبت می‌داد.
  با این حال اگر صدا وسیما تحت تأثیر گرایش‌های جبهۀ پایداری بر "برجام‌کوبی" همچنان مُصر باشد، یگانه گزینه این است که همچنان بکوبند اما این بار تنها جنبه‌های اجرایی برجام را و به جای نقد برجام مذاکره کنندگان را به تبانی و خیانت و جاسوسی متهم کنند که داستان جدایی می‌طلبد. شاید آقای داریوش فرهنگ نیز منتظر ادامۀ سریال ننشیند و بیرون از این حیطه قرارداد دیگری ببندد.

This comment was minimized by the moderator on the site

دوستانکهدنظراتشان نوشتید گرچه اکثرشان فقط نظر می دهند و تماشگر نبرد گلادیاتور واقعی هستند و به هر تسبمی و لبخند خانمی اپن مابند می شوند ولی ...
⭕️پیش بینی روزنامه رای الیوم درباره انتخابات 1400؛ آهسته و پیوسته به سوی ریاست جمهوری رستم قاسمی

▫️ سردبیر روزنامه رای الیوم، با نگاهی به روند انتخابات ریاست جمهوری در ایران، همه چیز را مهیای پیروزی اصولگرایان دانسته و تاکید دارد که در بین گزینه‌های اصولگرا، همه چیز در نهایت به پیروی رستم قاسمی خواهد انجامید.

▫️سردبیر روزنامه رای الیوم، عبدالباری عطوان نوشت : برخی از کشورهای متحد آمریکا در منطقه نیز به دنبال حل مشکلات خود با ایران هستند.

▫️کاملا روشن است که مقامات آینده ایران از اصولگراها خواهند بود و اصولگراها قدرت را به دست خواهند گرفت.

▫️صحبت از رستم قاسمی است که معاون فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران است. وی شاگرد قاسم سلیمانی است. رفته رفته صحنه برای وی آماده می شود اما اگر تغییرات دیگری روی دهد خدا می داند چه خواهد شد.

This comment was minimized by the moderator on the site

بعید می دانم سخنان رهبری به معنای حذف سیاسی ظریف باشد
رهبری آب پاکی را روی دست مخالفان برجام ریخت
تمام شدن آینده سیاسی تاج زاده و ظریف را نمی پذیرم

گفتگوی پیام اقتصاد با جواد امام- فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیر کل مجمع ایثارگران درباره سخنان مقام رهبری در مورد ظریف :

من بسیار بعید می دانم که به این سرعت حذف سیاسی آقای ظریف انجام شود. آقای ظریف یکی از سرمایه های جدی حوزه دیپلماسی جمهوری اسلامی است و من فکر می کنم اگر قرار باشد ایشان به این شدت حذف شود، راه بسیار سختی پیش رویمان قرار خواهد گرفت.

چرا به صحبت های رهبری از این منظر نگاه نمی شود که وزارت خارجه را مجری سیاست های نظام دانسته اند و به درستی اشاره کرده اند سیاست گذاری خارج از وزارت خارجه انجام می شود و وزارت خارجه مجری است.

این مساله اتفاقا یکی از مباحث بسیار جدی است که آب پاکی را روی دست مخالفین برجام و مذاکرات ریخت. به این معنا که آنچه تا کنون در مذاکرات هسته ای اتفاق افتاده و در حال روی دادن است ارتباطی به وزارت خارجه نداشته و تصمیم نظام بوده است.

تا الان به دولت حمله و به آقای ظریف توهین می شد ولی با صحبت های رهبری ورق برگشت و حتی از این منظر می توان سخنان ایشان را در جهت حمایت از آقای ظریف قلمداد کرد.

تمام شدن آینده سیاسی چه در خصوص آقای ظریف و چه در خصوص آقای تاجزاده را من به این صورت نمی پذیرم. ما اصلاح طلبان بر اساس قانون پیش آمده ایم و حتما فعالیت های خود را ادامه می دهیم.

مباحث مطرح شده امروز از سوی مقام رهبری، پیرامون سیاست خارجی ما بود و به باور من جواب مخالفین دیپلماسی که امروز در کشور پیاده می شود را دادند. در این که صحبت های آقای ظریف مورد سو استفاده قرار گرفته است، شکی نیست.

ضمن آنکه آن هایی باید پاسخگو باشند که صحبت های آقای ظریف را با توجه به آنچه دولت می گوید دزدیده اند و در اختیار بیگانگان قرار داده اند. صحبت های امروز رهبری تکلیف بخش جدی از حملاتی را که به آقای ظریف و دولت می شد، روشن کرد.

پیام اقتصاد @payame_eghtesad http://www.upsara.com/images/g910478_.jpg

This comment was minimized by the moderator on the site

به احترام ظریف، کلاه از سر برمی‌دارم.
همه عزیزانی که به مذمت ظریف پرداخته‌اند، ظاهراً متوجه نیستند، که ما در ایران زندگی میکنیم و در سوئیس نیستیم.
باتوجه به جایگاهِ قانون، اقتدار روح شهید سلیمانی و میدان در اداره کشور، نفوذ نهادهایِ امنیتی، نقشِ تندروها در قدرت، زندان اوین و... من همچنان باحترام شهامتِ ظریف، کلاه از سر برمی‌دارم. توئیتر صادق زیباکلام| ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰

سیدمصطفی تاجزاده:
دکتر ظریف! مشروح مصاحبه شما را گوش کردم و مانند نوع شهروندانی که آن را شنیدند، از آن بهره بردم. من هیچ توهین و تهمت و حتی هیچ نکته غیراخلاقی در آن ندیدم. به سهم خود از شما معذرت می‌خواهم که باوجود خدمات فراوان به ایران و ایرانی، مجبور به عذرخواهی از عالم و آدم شده‌اید.
توییت امتداد @emtedadnet

This comment was minimized by the moderator on the site

چرا انتخاب روحانی را در سال 92 بهترین تقدیر خداوند برای جمهوری اسلامی دانستم؟!
مهدی نصیری

پس از انتخاب آقای روحانی به ریاست جمهوری در سال 92 در گفتگویی این نتیجه را بهترین تقدیر خداوند برای جمهوری اسلامی دانستم.

این روزها که گاه مواضعی را در فضای مجازی در نقد اوضاع جاری و فقر جانکاهی که گریبان اقشار وسیعی از مردم را گرفته و دلیل آن را بحران حکمرانی در کلیت نظام می دانم و نه یک قوه خاص، منتشر می کنم، عده ای آن گفتگوی من را فراز کرده و چنین استدلال می کنند که مقصر اصلی این اوضاع، دولت روحانی و حامیانش از جمله تو هستید.
از این رو اکنون لازم می دانم در باره چرایی آن موضع، توضیحاتی دهم:

1. موضع من در «بهترین تقدیر خداوند دانستن انتخاب آقای روحانی» در حالی بود که نه در سال 92 و نه 96 به ایشان رای ندادم و کلمه ای در دفاع از روحانی نگفتم و یک روز هم در این 7 سال و اندی با دولت روحانی همکاری نداشته ام.

2. یکی از مهمترین کارکردهای انتخابات در جمهوری اسلامی از سال 76 (که آقای خاتمی رای آورد)، کارکرد سوپایی بود. بدین معنا که مانع از انفجاری بود که به دلیل عملکرد ضعیف مجموعه دستگاههای نظام، انگیزه های آن در میان بخش وسیعی از جامعه ایجاد می شد.
به نظر من انتخابات سال 92 نیز بعد از تراکم مجدد انرژی اعتراض و سرخوردگی و یاس که باز نه حاصل عملکرد دولت آقای احمدی نژاد به تنهایی بلکه محصول ضعف عملکرد مجموعه دستگاههای نظام بود، نقش سوپاپی خود را ایفا کرد و اکثریت مردم به چهره ای رای دادند که در تبلیغات انتخاباتی چهره ای شبه اپوزیسیون و منتقد گفتمان حاکم بر نظام از خود ارائه کرد.
مردم تصور کردند که این انتخاب می تواند در اوضاع پیچیده و غرق در مشکلات کشور، گشایشی حاصل کند. در واقع تاخیر افتادن یک انفجار سیاسی و اجتماعی دیگر، دلیل موضع گیری من بود که انتخاب روحانی را بهترین تقدیر خداوند برای نظام دانستم. و اصلا بر این باور ساده انگارانه نبودم که دولت روحانی به تنهایی می تواند معجزه کند و بر مشکلات فائق بیاید.

3. عده ای مواضع انتقادی بعضا صریح و بی پرده امروز من را نتیجه یک چرخش سیاسی دفعی می دانند. این تصور البته اشتباه است و من در خاطرات مطبوعاتی ام توضیح داده ام که از نیمه دهه هقتاد نسبت به روند کلی امور در جمهوری اسلامی و فاصله گیری از امر عدالت بویژه در برخورد با مفاسد اقتصادی دچار سئوالها و ابهامهای جدی شدم و در سال 76 در این زمینه در جلسه ای حضوری و نیز یادداشتی مکتوب و محرمانه به مقامات عالی رتبه کشور هشدار دادم و در نهایت به دلیل یاس از تاثیر، از فعالیت های مطبوعاتی فاصله گرفتم و عمدتا به ادامه تحصیل و پژوهش روی آوردم و در این سیر 25 ساله با ابعاد بیشتری از معضلات گفتمانی و کارکردی در جمهوری اسلامی آشنا شدم و آنچه امروز بعضا بر قلم و در اظهارات من جاری می شود، محصول این سیر است و نه یک چرخش ناگهانی.

4. جمهوری اسلامی هم در زمینه نظریه حکمرانی و هم در شیوه و ساختار حکمرانی دچار اشکالات اساسی است و نیازمند بازنگری تا بتواند تداوم مردمی و دینی و رضایت بخش خود را تضمین کند. یک دلیل مهم آن، این است که امروز قوی ترین نقدها بر نظام را می توان با استناد به اظهارات و وعده های رهبران و ایدئولوگها در پیش از انقلاب و چند سال نخستین استقرار نظام مطرح کرد. امروز اگر بعضی از آن اظهارات و یا اصولی از قانون اساسی بدون ذکر منبع توییت و منتشر شود، تیلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی تلقی می شود!

5. کسانی که ناکارآمدی های موجود را صرفا به قوه مجریه و نهادهای انتخابی ربط می دهند و با مردم نجیب ایران طلبکارانه برخورد می کنند، یا ناتوان از فهم و تحلیل امورند و یا اگاهانی هستند که چنین شیوه ای را برای پیشبرد یک حکمرانی آسان و بهره وری از تنعمات آن موثر می دانند. نمی توان نظام را تجزیه کرد و غنیمتها را از آن یک بخش و غرامتها را به بخشی دیگر نسبت داد. قاعده عقلی، شرعی و عرفی می گوید: من له الغنم فعلیه الغرم، یعنی خسارتها و غنیمتها به پای یک شخص حقیقی یا حقوقی نوشته می شود. همه آنچه که در این نظام و ساختار قانونی آن (اعم از انتخابی و انتصابی) شامل پیروزی و شکست رخ می دهد، به پای یک شخصیت حقوقی به نام نظام جمهوری اسلامی نوشته می شود و البته متناسب با اختیارات هر نهاد تقسیم می شود. @nasiri42

This comment was minimized by the moderator on the site

آن‌ که زنده است نمی‌تواند به‌ راستی شهروند باشد و موضع‌گیری نکند. بی‌ تفاوتی کاهلی است، انگل‌ وارگی است، بی‌ جربزگی است. زندگی نیست و از این‌ روست که من از بی‌ تفاوت‌ها بیزارم. آنتونیو گرامشی

This comment was minimized by the moderator on the site

"بگذار دیگران شکوه کنند که دوران ما دوران شرارات است، شکوه‌ی من این است که این دوران، دوران بیچارگی است، چون شور ندارد. افکار آدم‌ها ضعیف، رام و سست است همچون یک نخ باریک. آن‌چه که در دل می‌پروانند بسیار حقیرتر از آن است که گناهکارانه باشد. شهوات‌شان بی‌قوت، بی‌خطر و محافظه‌کارانه است. انگار همگی کارمندند و هر لحظه در حال انجام وظایف خود هستند. برای همین است که روح بی‌قرار من همواره به سوی عهد عتیق و شکسپیر باز می‌گردد. احساس می‌کنم دست کم کسانی که در آن‌جا حرف می‌زنند آدم‌اند: نفرت می‌ورزند، عاشق می‌شوند، دشمنانشان را می‌کشند، پیشینیان‌شان را به ناسزا می‌گیرند و در یک کلام، لیاقت گناه کردن را دارند" @kharmagaas کی یر کیگارد

This comment was minimized by the moderator on the site

آیا ظریف هنوز معلق می‌زند؟
چالش وزارت‌خارجه و سپاه قدس به روایت هاشمی

محمد جواد ظریف در مصاحبه با اعتماد می‌گوید به عنوان وزیرخارجه خودش را «مدافع همه‌ی آنچه جمهوری‌اسلامی انجام داده است» می‌داند. او می‌گوید در تدوین برخی سیاست‌های خارجی مانند برجام نقش بیشتر و برجسته‌تری داشته است، و در برخی دیگر نقشی محدودتر؛ «در تدوین سیاست‌های منطقه‌ای نقش محدودتری داشتم.» او از دفاعش از برخی سیاست‌ها گفته است که «اصلا قبول» نداشته است و یا این‌که می‌دانسته آن سیاست‌ها«ممکن است برای کارشکنی در کار خود من دنبال شده بود.»
ظریف در این مصاحبه می‌گوید: « وقتی من در مقابل جهان قرار می‌گیرم، من نماینده‌ی مجموعه‌ی حاکمیت ایران هستم و لذا باید از چیزهایی دفاع کنم که خودم هم به آن‌ها باور ندارم.»
آیا می‌توان سیاست‌های ایران در بخش‌های دیگر جهان را از سیاست‌های منطقه‌ای ایران تفکیک کرد؟ وزیر خارجه‌ای که در سیاست‌های منطقه‌ای نقش محدودتری دارد، در تدوین سیاست ایران در مناطق دیگر تا چه حد می‌تواند «نقش برجسته‌ای» داشته باشد و آن سیاست‌ها تا چه حد اجرایی خواهد بود؟ هنگامی در مذاکرات و تدوین سیاست‌ها در سایر مناطق جهان، موضوع به سیاست منطقه‌ای ایران گره بخورد، وزیر خارجه چه خواهد کرد؟ عکس‌العمل او وقتی طرف مقابل خواسته‌ای درباره‌ی سیاست منطقه‌ای ایران دارد چه خواهد بود و مقامات خارجی مذاکره‌کننده را به چه نتیجه‌ای خواهد رساند؟ اجرایی شدن سیاست‌های تدوین‌شده‌ی ایران در جهان تا چه حد به سیاست‌های ایران در منطقه وابسته است؟

بیش از سه دهه‌ی قبل، ظریف، از دیپلمات‌های فعال ایران در ماجرای قطعنامه بود و می‌گوید در یکی از جلسات مهم با نماینده‌ی ژاپن، دو ساعت بر سر خواسته‌های ایران چانه زده، اما در پایان دیپلمات ژاپنی گفته: «اگر من به شما تضمین بدهم که من تمام درخواست‌های شما را عمل می‌کنم، شما حاضری قطعنامه را بپذیری؟» ظریف می‌گوید: «با سردرد عجیبی از آن‌جا بیرون آمدم. چون نمی‌توانستم بگویم می‌پذیرم. اجازه نداشتیم. تقریبا یک ساعت از این دو ساعت را معلق زده بودم که بگویم مثلا همکاری می‌کنیم... ولی او می‌گفت به من بگو آره یا نه... و من هم اجازه نداشتم این را بگویم.» (دیپلماسی ایران و قطعنامه ۵۹۸، ص۲۰۱)

فضایی که این روزها ظریف از سیاست خارجی تصویر می‌کند تا چه حد با معلق زدن‌های سه دهه‌ی پیش او متفاوت است؟
سال ۹۴ از هاشمی پرسیدم که آیا پس از پایان جنگ به دنبال ادغام ارتش و سپاه بود؛ «واقعاً شما به دنبال این بودید که این دو نیرو را تبدیل به یک نیرو کنید؟» می‌گوید: «واقعاً این‌گونه بود.» به هاشمی گفتم که اگر ادغام انجام می‌شد اکنون نیروی بانفوذی مانند سپاه قدس در منطقه نداشتیم اما او نظر دیگری داشت و معتقد بود اگر چنین نیرویی نداشتیم وزارت خارجه فعال‌تر و موثرتر کار می‌کرد: «الان آن یک اشکال واقعی دارد و اشکالش این است که وزارت خارجه را از اِعمال مسئولیت خودش در حساس‌ترین نقاطی که به ما مربوط می‌شود محروم کرده است. در عراق، سوریه، لبنان، افغانستان، یمن و هر جایی که این‌گونه می‌شود، ما حقیقتاً مشکل داریم. کسی نمی‌تواند در این کشورها سفیری را بدون موافقت سپاه قدس بگذارد.» این بخش را در کتاب زندگی و زمانه‌ی هاشمی رفسنجانی منتشر کردم و حالا ظریف از نقش محدودش در سیاست‌های منطقه‌ای می‌گوید.
به راستی شخصیت و روش افرادی مانند دکتر ظریف و سایر وزرای خارجه چه نقشی در نهادینه شدن این مسیر در سیاست خارجی ایران داشته است؟

https://t.me/jafarshiralinia Telegram (https://t.me/jafarshiralinia) نکته‌های تاریخی/شیرعلی‌نیا

This comment was minimized by the moderator on the site

علی مطهری: مگر انقلاب آمده است که آمریکا را نابود کند؟!/ ظریف راه جنگ با ایران را بست

علی مطهری از داوطلبین انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰:
مگر انقلاب آمده است که آمریکا را نابود کند؟! ما باید حتی با کنگره آمریکا لابی داشته باشیم. چرا اسرائیل و عربستان لابی دارند و ما نداریم؟
ظریف برجام را پیش برد و راه نجات باز کرد وگرنه زمینه جنگ با ما فراهم شده بود و مجوز قانونی از سوی سازمان ملل برای جنگیدن با ما داده می‌شد. آقای ظریف این راه را بست.
نباید افراد را از قطار انقلاب پیاده کرد. آن بلاها را بر سر آقای هاشمی آوردیم و این بلاها را بر سر آقای خاتمی آوردیم.
گفتگوی اخیری که بین ایران و عربستان انجام شده طلیعه خوبی است که نشان می دهد که ما به سمت عقلانیت حرکت می‌کنیم.
از بین کاندیداها و افرادی که امروز مطرح هستند افرادی را برای برخی وزارتخانه‌ها و معاون اولی مناسب می دانم ولی نمی خواهم اسم ببرم./برنا

عراقچی : با خروج نام اکثر افراد، اشخاص و نهادها از فهرست تحریم‌ها موافقت شده!
مذاکره درباره این فهرست هنوز ادامه دارد.
گویا به آقای عراقچی تاکید شده اولویت اساسی آزادسازی نام مسئولین و اموالشان از لیست تحریم هاست!!

This comment was minimized by the moderator on the site

کسی مشتاق حضور در چنین فضای غیراخلاقی، غیرعقلانی و ناعادلانه‌ای نیست
مصطفی معین:
روزنامه کیهان در شماره امروز خود (چهارشنبه اول اردیبهشت) برای سامان دادن آرایش جناحی خود در انتخابات ریاست‌جمهوری، نام اینجانب را در کنار بیست تن دیگر از دولتمردان و شخصیت‌های اصلاح‌طلب و سیاسی بعنوان نامزدهای مسلم انتخابات آورده است.
اگرچه خبرهای روزنامه‌ای که با تکیه بر بیت‌المال عملا در کانون "امپراطوری دروغ" و همنوایی با دشمنان منافع ملی ایران قرار گرفته است، نیاز به تکذیب ندارد؛ ولی از باب توجه دیگران به برخی عبرت های انتخاباتی چند نکته را یادآور می شوم:
۱. من هم مثل بسیاری از فعالان مدنی و سیاسی نگران سرنوشت ایران و مردم هستم؛ اما هیچ وقت معلول را به‌جای علت نمی‌نشانم. چاره کار سیاست، مشارکت مردم و نخبگان در یک فرآیند دموکراتیک با به رسمیت شناختن حقوق شهروندان است و نه راه‌حل‌هایی از نوع دوستان کیهان که یکبار با "معجزه هزاره سوم" و حکومت یکپارچه، منابع انسانی و اقتصادی و اجتماعی کشور را بر باد دادند و این بار باز هم سودای حکومت نظامیان و اقتدارگرایی مجدد را دارند! البته آنها نباید جامعه را فاقد حافظه تاریخی بدانند!
۲. تا این همه مانع استصوابی و غلبه منافع جناحی و شخصی بر مصالح ملی هست، دوستان خیالشان جمع باشد که کسی مشتاق حضور در چنین فضای غیراخلاقی، غیرعقلانی و ناعادلانه‌ای نیست.
متن کامل http://www.kaleme.com/1400/02/02/klm-286463/

This comment was minimized by the moderator on the site

«خطای نه‌ چندان ظریفِ محمدجواد»

با انتشار فایل مصاحبۀ ظریف که پیداست قرار نبوده است فعلاً منتشر شود، بحث‌ها دربارۀ دستگاه دیپلماسی و جایگاه وزارت خارجه در ایران مطرح شده است. واکنش رئیس‌جمهور به انتشار فایل تند و قهرآمیز بود و پیداست برکناری حسام‌الدین آشنا ــ اتفاقی که در حالت عادی در پایان کار دولت ضروری به نظر نمی‌رسید ــ در ارتباط با همین مسئله است. برای کسی که مسائل ایران را دقیق می‌شناسد و بلد است معانی نهفته در پشت اطلاعات رسمی را بخواند، آنچه ظریف در این مصاحبه گفت تازگی نداشت. احتمالاً هم به زودی موج حملات به او فروکش می‌کند و اجازه داده نمی‌شود این رخداد پیامد حادی چه برای خود او و چه برای برنامه‌های اصلی دستگاه دیپلماسی داشته باشد. اما می‌خواهم با نیم‌نگاهی به گفته‌های ظریف، از منظر دیگری انتقادی به عملکرد او وارد کنم که به طور کلی مغفول مانده است، زیرا این منظر نماینده ندارد ــ در حالی که منظر اصلی است!

جناب ظریف در ماه‌های اخیر بارها گفته است که همیشه نظر کارشناسی‌اش را فارغ از هر انگیزه‌ای بیان می‌کند و به این نمی‌اندیشد که آیا این نظر خوشایند دیگر مراجع قدرت در ایران باشد یا نه. او چند هفته پیش نیز در مصاحبه‌ای گفت وظیفه‌اش دفاع از سیاست‌های کلی نظام است، حتی اگر خود او نظر دیگری داشته باشد. می‌گفت حتی در تدوین دیپلماتیک این سیاست‌ها ایفای نقش می‌کند، اما همیشه نظر کارشناسی‌اش را بیان می‌کند. این‌که او چگونه این تعارض و تضاد را مدیریت می‌کند، پرسشی است که خود او باید پاسخ دهد. ایراد و مسئلۀ من ــ احتمالاً به نمایندگی از میلیون‌ها ایرانی که با رأی خود او را در این جایگاه نشاندند یا دست‌کم تا حدی در انتصاب او به این مقام نقش داشتند ــ چیز دیگری است. نقد اساسی من به یکی از نظرات کارشناسی اوست که به گمانم اشتباه‌ترین نظر کارشناسی ممکن بود! و به نظر می‌رسد این خطا دوباره به شکل و در ابعادی دیگر در حال تکرار است...

در آستانۀ توافق ایران و پنج‌به‌علاوۀیک و پس از انعقاد برجام، «نظر کارشناسی» ظریف این بود که ساختمان تحریم‌ها ترک برداشته و فرو می‌ریزد و اگر هم آمریکا روزی روزگاری از برجام بیرون برود، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. سه سال فشار بی‌امان بر ایران و ایرانیان نشان داد این تحلیل کارشناسی آقای ظریف چقدر اشتباه بود؛ چنان‌که آقای رئیس‌جمهور در پیام تحویل سال فرمودند سال ۱۳۹۹ سخت‌ترین سال در تاریخ معاصر بود (نقل به مضمون). آقای ظریف با تکرار و تلقین این تحلیل به بقیۀ نظام به اندازۀ خود ــ که اصلاً اندازۀ کمی هم نیست ــ در پدید آمدن گره موجود نقش داشت. ترامپ رفت و احتمالاً به زودی با بایدن توافقی حاصل خواهد شد، اما یک لحظه به این فکر کنیم که ترامپ شکست نمی‌خورد. واقعاً هم باید پرسید اگر رخداد نامنتظرۀ پاندمی کرونا گریبان آمریکا را در چند ماه منتهی به انتخابات نمی‌گرفت، آیا ترامپ با آن آمار اقتصادی راضی‌کننده شکست می‌خورد؟ این‌که دستگاه دیپلماسی ما منتظر شکست ترامپ ماند بیش از آن‌که متکی به تحلیل باشد، به قمار شبیه بود.

این جای کار دقیقاً جایی است که نه به قول آقای ظریف به «میدان» ربط دارد و نه به سیاست‌های کلی نظام! این‌جا تحلیل و نظر کارشناسی او بود. پرسش من این است که این تحلیل کارشناسی نادرست چه ریسک بزرگی را برای مردم و کشور در بر داشت؟ اگر جناب ظریف بفرمایند «اگر نظری غیر از این هم می‌دادم همچنان سیاست مقاومت ما در برابر ترامپ عوض نمی‌شد»، باز هم چیزی از این ایراد کم نمی‌شود. وظیفۀ دستگاه دیپلماسی این بود که ارزیابی درستی دربارۀ پیامدهای خروج آمریکا از برجام به حاکمیت و جامعۀ ایران ارائه دهد. این وظیفه نیز بیش از همه مسئولیتی اخلاقی بود که با 24 میلیون رأی بر عهدۀ او گذاشته شده بود. جناب ظریف افتخار خود را صیانت از برجام می‌داند، در حالی که به گمان من اگر از منظر رأی مردم ــ که درست‌ترین منظر هم هست ـــ به قضیه نگاه کنیم، نقد اصلی به دستگاه دیپلماسی این است که در دفاع از برجام به منزلۀ دستاوردی که هزینه‌اش را مردم داده بودند و ابتکار آن نیز در اصل به رأی آن‎ها برمی‌گشت، قاطع عمل نکرد و حتی تحلیل اشتباه ارائه داد.

کسی که سیاست را دنبال کرده باشد، می‌داند که کل دعوای هسته‌ای ایران، در اصل دعوایی میان ایران و آمریکاست و پشت آمریکا هم چند کشور خاورمیانه پنهانند. اینکه ما این دعوا را دعوایی میان ایران و غرب جلوه دهیم و بعد بگوییم آمریکا فقط یک کشور در میان کشورهاست، صورت مسئله را به گونه‌ای اساسی و پرخطر تحریف کرده‌ایم ـــ کاری که دستگاه دیپلماسی ما کرد. البته امروز بهتر از هر زمانی می‌دانیم که آمریکا هم فقط اوباما و بایدن و کری نیست... توافق با یک جناح آمریکا سرنوشتی جز آنچه دیدیم نخواهد داشت و هزینۀ این‌ها بر گردۀ مردم، اقتصاد، نسل‌ها و جان و مال ایرانیان است.

مهدی تدینی @tarikhandishi | تاریخ‌اندیشی (https://t.me/tarikhandishi)

This comment was minimized by the moderator on the site

محمود صادقی @mah_sadeghi · 42m
از مقایسه بیانات رهبر انقلاب با مصاحبه‌ی منتشرشده از ظریف، به نظر می‌رسد احتمالا رهبری فایل صوتی سه ساعته را مستقیم و کامل گوش نکرده اند؛ زیرا سخنان ظریف هیچ تغایری با سیاست خارجی نظام ندارد. آنچه او بر آن تأکید کرده، ضرورت تعامل دیپلماسی و میدان است، که مورد تأکید رهبری هم هست.


Mostafa Mostafavi مصطفی مصطفوی @wwwwmostafa · 59m
بعد از مدت ها خشکی و خشکسالی، آسمان دست سخاوت گشاده، این روزها می بارد، کاش ظریف ضربه نمی خورد، و در یک شعف معنوی می نشستیم و از لطافت و زیبایی های بعد از باران می گفتیم و می نوشتیم، بازار سیاست، تلخکامی به کام مان می ریزد و زیبایی ها را به محاق می برد کاش ایران هم نرمال شود


هادی مهرانی @hadimehrani1 · 1h
ظریف رو دوست دارم فقط بخاطر شجاعتش و کاردان بودنش او تنها وزیر خارجه بعد از انقلاب هست که اینقدر مسلط به کارش هست
ظریف تنها نیست

فرشیده خانم @farschideh · 20h @JZarif
محبوبیت شما نزد ملت صد برابر شد. لطفا برای انتخابات ثبت نام کنید


عباس عبدی @abb_abdi · 2h
تا کنون هیچ گزاره‌ای به اندازه این جمله که: وزارت خارجه مجری است و نه سیاستگذار؛ بساط و ساختمان ذهنی و البته معیوب تندروها را ویران نکرده است.
بهتر این است که مدتی سکوت کنند. هر توجیهی کار را بدتر می‌کند.


حسین درخشان @h0d3r_fa · 13h
اگر روزی دفتر خاطرات رهبری دزدیده و بدون ویرایش منتشر شود نویسنده‌شان مقصر است یا دزد و ناشرش؟

حسین درخشان @h0d3r_fa · 13h
از رهبر بپرسید اگر روزی نوار بحث‌ها و دعواهای غیرمحرمانه‌ی داخل شورای عالی امنیت ملی در دوره‌های فعلی یا قبل که مشروحش را رهبر می‌داند دزدیده و منتشر شود، گویندگانشان باید توبیخ شوند یا دزدان و منتشرکنندگانشان؟


داوود حشمتی @heshmatid · 19h
#ظریف یک ماه قبل در مصاحبه اعتماد: وزیر خارجه هر کس که باشد مجری است.
نتیجه: فحش خوردن از سایبری‌ها
رهبری امروز: تصمیمات سیاست خارجی در جای فراتر از وزارتخارجه گرفته میشود. وزارتخارجه مجری است.
سایبری‌ها: ؟؟؟؟؟

This comment was minimized by the moderator on the site

سخنرانی بی پرخاش رهبر
خلاف انتظار مخالفان بود!

رهبر جمهوری اسلامی روز گذشته طی سخنانی درباره مسائل روز ایران، از جمله مذاکرات وین، سردی فضای انتخابات 1400 و مصاحبه جنجالی ظریف نظرات خود را بیان کرد.
او برخلاف انتظار رسانه های فارسی زبان خارج از کشور و مافیاهای بهم تنیده مخالف دولت در داخل کشور بهای چندانی به مصاحبه ظریف نداد، چنان که آب سرد روی سر هر دو گروه ریخت. رسانه های فارسی زبان خارج از کشور فورا و جا بجا در میان جملات رهبر جمهوری اسلامی اسم ظریف و مصاحبه او را اضافه کردند، درحالیکه در خود سخنرانی از این خبرها بود و آنها خود روغن روی حلیم ریختند!
خامنه ای که آشکار خرسند از نتایج مذاکرات وین و لغو تحریم ها و مذاکرات در حال انجام با عربستان و کشورهای خلیج فارس بود، در باره مصاحبه ظریف که از نظر ما یک مانور همآهنگ شده برای موفقیت در هر دو مذاکره وین و منطقه بود، تنها گفت:
«نباید حرفی بزنیم که این معنا را تداعی کند که حرف آنها را تکرار کنیم؛ چه درباره شهید سلیمانی و نیروی قدس. برنامه‌های سیاست کشور انواع برنامه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی ، نظامی و مناسبات دیپلماسی است. همه با هم باید تلاش کنند، اینکه یک بخش، بخش دیگری را نفی کند خطای بزرگی است و نباید این خطا از مسئولان جمهوری اسلامی سر بزند. نیروی قدس بزرگترین عامل موثر در جلوگیری از دیپلماسی انفعالی در منطقه غرب آسیا است. غربی ها اصرار دارند که سیاست خارجی کشور متمایل به آنها و زیر پرچم آنها باشد آنهم به شکل تبعیت. شما می بینید که جمهوری اسلامی با چین ارتباط برقرار می‌کند آنها عصبانی می‌شوند، با روسیه ارتباط سیاسی یا اقتصادی برقرار می‌کند آنها ناراحت می‌شوند، با همسایگان می‌خواهیم ارتباط بگیریم، آنها وارد می‌شوند و همسایگان ما را زیر فشار قرار می دهند و مانع می‌شوند.
بنده موارد متعددی از کشورهای عربی و کشورهای همسایه سراغ دارم که مسئولان عالی رتبه آنها حتی می‌خواستند به ایران سفر کنند، آمریکایی‌ها رفتند مانع شدند تا آنها سفر نکنند. یعنی با هرگونه تحرک دیپلماسی ما آنها مخالفند بنابراین ما نمی‌توانیم در برابر خواست آنها منفعل عمل کنیم. همه بدانند که سیاست خارجی در هیچ جای دنیا در وزارت خارجه تعیین نمی‌شود. سیاست خارجی در همه جای دنیا مربوط به مجامع بالادستی وزارت خارجه است و مسئولان عالی رتبه کشور هستند که سیاست خارجی را تعیین می کنند. البته وزارت خارجه نیز در این امر مشارکت دارد ولی اینطور نیست که سیاست خارجی تابع وزارت خارجه باشد.»
پس از سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی، ظریف نیز در اینستاگرام پیامی را منتشر کرد و در آن نوشت که «این سخنان ختم کلام است». معنای پیام ظریف جز این نیست که سفره ای را که علیه من و دولت پهن کرده بودید جمع کنید و اجازه بدهید مردم سر سفره لغو تحریم ها و تغییر سیاست های منطقه ای بنشینند. در آینده نزدیک تغییر برخی تاکتیک ها و کاهش حضور نظامی سپاه قدس در منطقه را نیز شاهد خواهیم بود. فصل دیپلماسی در پناه قدرت نظامی فرا رسیده است!
عکس: خامنه ای در بازگشت از سخنرانی تلویزیونی در هوای بارانی تهران
به كانال تلگرام پيك نت بپيونديد: https://telegram.me/pyknet

This comment was minimized by the moderator on the site

آیت‌الله خامنه‌ای چه گفت
«خطای بزرگِ» ظریف؛ ردصلاحیت‌های زودهنگام
زیتون– آیت‌الله خامنه‌ای ساعتی پیش طی سخنرانی که از روز گذشته دفترش آن را «مهم خوانده» بود تکلیف کاندیداتوری محمدجواد ظریف، محمد احمدی‌نژاد و مصطفی تاجزاده را مشخص کرد.
او امروز در چهارمین فراز از سخنرانی‌اش٬ به موضوع انتشار عمومی مصاحبه محرمانه محمدجواد ظریف٬ وزیر امور خارجه پرداخت و آن‌را «خطای بزرگ» خواند.
رهبر جمهوری اسلامی گفت: «اخیرأ حرف‌هایی هم از برخی مسئولان شنیده شد که تأسف‌آور بود؛ اینکه تکرار حرف‌های خصمانه دشمنان و آمریکا انجام شود.»
اشاره او بدون نام بردن از محمدجواد ظریف٬ به انتشار مصاحبه محرمانه اخیر وزیر امور خارجه بود.
روز یکشنبه این هفته یک فایل صوتی از گفتگو‌یی که وزیر امور خارجه ایران، ششم اسفند سال گذشته انجام داده بود٬ به‌رسانه‌ها راه یافت. این مصاحبه که در قالب برنامه‌ای با عنوان «تاریخ شفاهی دولت تدبیر و امید» زیر نظر حسام الدین آشنا برگزار شده٬ به گفته وزارت امور خارجه بیش از هفت ساعت است اما تنها سه ساعت آن از بامداد روز گذشته برای رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران زیادی در داخل و خارج کشور ارسال شده بود.
وزیر امور خارجه در این مصاحبه حقایقی را در رابطه با نقش قاسم سلیمانی و روسیه در سنگ اندازی مقابل برجام و پیشرفت دیپلماسی ایران و شلیک به هواپیمای اکراینی مطرح کرده بود.
محمدجواد ظریف در این مصاحبه انتقادات بی‌سابقه‌ای را از تسلط نظامیان بر سیاست خارجی ایران مطرح کرد و گفت حکومت ایران «میدان» یعنی عرصه فعالیت سپاه پاسداران را بر «دیپلماسی» ترجیح داده و قاسم سلیمانی، فرمانده «میدان» نظام، را به وارد کردن آسیب به دیپلماسی متهم کرد.
ظریف همچنین قاسم سلیمانی را متهم کرد که در مسیر تلاش‌های دولت روسیه برای «نابود کردن» دستاوردهای برجام دولت روحانی با مسکو همراه بود و با «اراده روسیه» موجب درگیری بیشتر ایران در جنگ سوریه شد.
انتشار این مصاحبه با انتقادات فراوانی از سوی نمایندگان مجلس و رسانه‌های نزدیک به سپاه همراه شد و برخی از آنها خواستار برخورد قضایی و امنیتی با محمد جواد ظریف شدند.
در پی افزایش انتقادات، حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، اقدام به برکناری حسام‌الدین آشنا، رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌ جمهوری که مسئولیت تهیه این گفت‌وگو را بر عهده داشت، کرد.
متن کامل در وب‌سایت زیتون: https://www.zeitoons.com/86992

This comment was minimized by the moderator on the site

آیت‌الله خامنه‌ای در کلاب‌هاوس
رهبر جمهوری‌اسلامی «جمع‌بندی» کرد
زیتون: «کلاب‌هاوس در زیتون» ستونی است روزانه که به اتاق‌های سیاسی این شبکه اجتماعی سرک می‌کشد…
جمع‌بندی کنید!
یکی دو روزی بود که نهادهای مرتبط با رهبر جمهوری اسلامی و رسانه‌های داخلی بر روی اینکه او قرار است امروز صحبت کنند مانور می‌دادند. نهایتا حوالی غروب آمد و نزدیک به یک ساعت حرف زد.
سخنرانی آقای خامنه ای را چند اتاق کلاب­‌هاوسی به صورت زنده پخش کردند. عنوان یکی از اتاق‌ها «پخش زنده بیانات رهبری بدون سانسور و با ریشخند انتقادی» بود. اعضاء اتاق هم‌زمان با پخش صحبت­‌های رهبر جمهوری اسلامی انتقادات­شان را کوتاه می­‌گفتند. به اعضا اتاق طعنه اشاره می­‌کردند که این بخش را با تاج­زاده بود یا در آن بخش با ظریف چه کرد. وسط صحبت­‌های خامنه‌­ای هم به شیوه کلاب‌هاوس تذکر می‌دادند که «لطفا در یک دقیقه جمع بندی کنید!»
خامنه‌­ای در بیشتر از۴۰ دقیقه حرف‌هایش به مناسبت‌های روز‌های اخیر، روز معلم و کارگر و مواردی از این دست پرداخت، بی‌آنکه حقیقتا به مشکلات این صنف‌ها بپردازد. در ادامه هم قاسم سلیمانی را تا حد علی ابن ابی‌طالب بالا برد و در نهایت به قسمتی رسید که همه منتظر شنیدنش بودند. واکنش به انتشار فایل صوتی ظریف، تعیین تکلیف در مورد تصمیم‌گیران پایانی در حوزه دیپلماسی، تعیین تکلیف تلویحی نامزدهای اصلاح‌طلب انتخابات ریاست جمهوری و … تحلیل‌گران و خبرنگاران را به اتاق‌های کلاب هاوس سرازیر کرد تا تحلیل‌های خود را در این باره با هم در میان بگذارند.
حرف­های خامنه‌­ای که به پایان رسید تحلیل ‌ها در اتاق­‌های متعدد آغاز شد. در همین اتاق قبلی یکی از کاربران با اشاره طنزآمیزی به پخش کامل صحبت­‌های رهبری در گروه گفت کاش مدریتورها اجازه می‌­دادند بحث پینگ پنگی بشود و علی خامنه‌­ای یک تنه تا آخر صحبت نکند. او البته بعد از این شوخی گفت ایشان حرف­های خوبی زد و مشخص شد که حرف‌هایی که پیش از این در مورد سیاست خارجه می­‌زد به شخص خودشان برمی­‌گردد و ظریف کاره­‌ای نیست. با توجه به حرف‌هایی که تقریبا خطاب به تاجزاده زد هم اصلاح‌طلب­‌ها اگر کمی غرور داشته باشند باید بگویند که از جمهوری اسلامی گذر کردیم و این راهش نیست. ولی دوستانی که در خارج هستند و وسط باز هستند الان با این حرف­‌ها چه می‌خواهند بگویند؟
[...] https://bit.ly/3tdR7o0
رهبر علاقه‌ای به مشارکت حداکثری ندارد
در یکی دیگر از اتاق‌ها با عنوان «تحلیل و ارزیابی اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای» چالش کمی بیشتر بود و اصولگراها و اصلاح‌طلبان در این اتاق هر کدام نظراتشان را گفتند و جاهایی هم با صدای بلند به یکدیگر تاختند. مانند حنظله حسن زاده که گفت: «منتظر بودید آقا چه بگوید؟ گفت خطای بزرگ. دستاورد شما اصلاح طلب ها چه بود؟ آن از نفوذ، آن از خیانت…. این پایان اصلاح طلبان است.»
یکی دیگر از اعضای این اتاق صحبت‌های رهبر را نشانه علاقه‌اش برای عدم مشارکت حداکثری در انتخابات دانست و گفت: «اگر رهبری طی روزهای آینده سخنرانی دیگر نکنند، به نظر می‌رسد که نظام تمایلی به مشارکت بالا ندارد و اگر سخنان امروز ایشان در آینده تلطیف نشود، باید پذیرفت که جمهوری اسلامی به دنبال مشارکت گسترده در انتخابات نیست.» علی نیلی هم به این اشاره کرد که قرار نیست چیزی عوض شود و رهبری گفتند که قرار است در آینده نیز دیپلماسی در خدمت میدان باشد و چیزی تغییر نخواهد کرد.

This comment was minimized by the moderator on the site

سه گزینۀ انتخاباتیِ اصلاح‌طلبان
با وضعی که برای محمد جواد ظریف پیش آمده است، به نظرم اصلاح‌طلبان از این پس فقط سه گزینه در برابر انتخابات ریاست جمهوری پیش رو دارند.
گزینۀ نخست، معرفی مصطفی تاجزاده به عنوان تنها کاندیدای جبهۀ اصلاحات و مشروط کردن گام بعدی خود به رد یا تأیید صلاحیت او.
گزینۀ دوم، رضایت دادن به حمایت از کاندیداهایی از اعضای دولت با سطحِ رأی پایین و یا خارج از دولت نظیر محمد رضا عارف و مسعود پزشکیان. (گرچه تأیید صلاحیت آقای پزشکیان به نظرم محل تردید است)
گزینۀ سوم، مذاکره با کاندیدای ملایمتری در بین اصولگرایان به منظور حمایت غیر رسمی از او در ازای توافقاتِ مشخص.
ظاهراً غالب اصلاح‌طلبان با هیچکدام از گزینه‌های سه گانۀ فوق موافقتی ندارند اما مگر گزینۀ دیگری هم قابل تصور است؟
#احمد_زیدآبادی
#مصطفی_تاجزاده
#محمد_رضا_عارف
#مسعود_پزشکیان
#انتخابات

This comment was minimized by the moderator on the site

رونوشت سخنان آیت‌الله خامنه‌ای به دلواپسان
آیت‌الله‌خامنه‌ای در سخنان امروز خود پس از سال‌ها از سیاستی پرده برداشتند که در زمزمه‌ها بارها بیان شده بود ولی به صورت رسمی و علنی آنچنان که باید به آن اشاره نشده بود.
رهبر جمهوری‌اسلامی در واکنش به اظهارات ظریف و واکنش‌های مختلف به این سخنان گفتند که سیاست خارجی در هیچ جای دنیا در وزارت خارجه تعیین نمی شود. سیاست خارجه در مجامع بالادستی و توسط مسئولین عالی رتبه کشور تعیین می شود. تصمیم گیری با وزارت خارجه نیست؛ وزارت خارجه مجری است.
این سخنان بیانگر آن است که مسائلی مانند برجام نیز در همان تشکلی که آیت‌الله‌خامنه‌ای از آن سخن گفته‌اند تصویب و دولت تنها مجری آن سیاست بوده‌است.
تشکلی فرادولتی که در پشت پرده تصمیمات را می‌گیرد و عمال آن مانند ظریف فقط مجری می‌شوند؛ پس دلواپسان دست از فریادهای بی‌محتوا بردارند و آدرس اشتباه دیگر به مردم ندهند. @ghanoonnewspaper

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

دوست خوبم جناب جلال میمندی در رابطه با این پست برایم نو...
مطالب مرتبط با این پست posted a comment in انصراف ظریف، عرصه سیاست ایران عرصه نجبا نیست
دکتر سعید زیباکلام: دومین سرگشاده به رهبری نظام سعید ز...