هزاره‌هاست که از آغاز کشتار و از همکُشی انسان‌ها، برای غذا، خانواده، زمین، قلمرو، عقیده، امنیت، حیثیت، مرزها و... گذشته، و آدمی می‌رفت تا به مرحله‌ایی از رشد دست یابد که با ورود به دوره مدرن‌تری در سده بیست و یکم میلادی، از اینگونه جنگ‌های سخیف و سطح پایین، تا حدودی عبور کرده و از آن دست بردارد، و دیگر بر سر چنین مواردی کمتر بجنگد.

اما چنین نشد، و تروریست‌های آفریننده 11 سپتامر 2001 [1] بلایی بر سر غول قدرتمندی مثل امریکا آوردند، که چنان آبرویی از خود در خطر دید، که آغازگر دو جنگ بزرگ و درازدامن گردید، جنگی که بعد از بیش از دو دهه بعد از آن، هنوز مردم منطقه هزینه‌های آن ترور و خشونت اسلامگرایان افراطی را می‌پرازند. جنگ با طالبان (افغانستان) و صدام حسین (عراق)، پیآمد این حمله تروریستی بود، و هزاران کشته، و میلیاردها دلار خسارت روی دست مردم جنگزده و غارتزده منطقه ما گذاشت،

و تازه بعد از سال‌ها جنگ و خونریزی و ویرانی، امریکایی‌ها اکنون افغانستان را دوباره به طالبان بازپس دادند، و این مردم و کشور دوباره در دامن حاکمیت جور طالبانی و داعشی در غلتیدند، و زیر بدترین نوع حکومت‌های مذهبی قرون وسطایی، از بدیهی‌ترین حقوق انسانی محرومند، و در بدبختی و اسارت غوطه می‌خورند،

و البته عراق که در یک کش و قوس بلند، یک سیستم دمکراسی نوپا را تجربه می‌کند، اما اکنون جهان با انواع جنگ‌هایی سخیف درگیر است، و گاه بشر به سان حیوانات، بر سر قلمرو می‌جنگند، و یا با بنیان‌های ایدئولوژیکی که خود را تنها حقیقت مطلق در نظر گرفته‌اند، برای حاکمیت آن بر دیگران، کشتار و غارت می‌کنند!

که آخرین آن نبرد خونبار و ویرانگر اسراییل با مردم غزه و دیگر مناطق فلسطینی‌نشین است، و البته نبرد خونین روسیه، با مردم خلع السلاح شده اوکراین [2]، که قرار بود در صورت خلع السلاح هسته‌ایی، دنیا از آنان در برابر چنین حمله‌ایی حمایت و دفاع کند، اما مردم اوکراین را نقد خلع السلاح کردند، و وعده‌های نسیه دفاع آنان از اوکراین، بر زمین ماند و اوکراین در مقابل هجوم مغول‌وار روس‌ها، تنها گذاشته شدند، و بعد از سه سال ویرانی اوکراین، اکنون سرکرده خلع السلاح کنندگان دیروز، به جای دفاع از این مردم مظلوم در مقابل تجاوز، سخن از تجزیه خاک اوکراین، و جایزه ارضی به متجاوز می‌گوید (نگاه کنید به طرح 28 ماده ایی ترامپ، برای پایان جنگ در اوکراین)! [3]

روشن است که موضوع آخرین نبرد درازدامن ایرانیان در 160 سال گذشته، از 1284 ه.خورشیدی تاکنون، برای کسب حق تعیین سرنوشت، حاکمیت قانون، کسب آزادی و استقلال، محدود کردن قدرتِ مطلقه حُکام و... بوده است، و ایرانیان در مراحل رشد اندیشه ملی خود، چنان اوج گرفتند که به ارزش‌های والایی چون این آرمان‌ها رسیدند، و آنرا سرلوحه مبارزات خود قرار دادند، و این چنین بود که به الگوی دیگر ملت‌های اطراف خود در آزادیخواهی و نفی استبداد تبدیل شدند، و پیشروتر از دیگران کرامت انسانی خود را طلب کردند.

انقلاب 1357 اوج خیزش‌های چند مرحله‌ایی 160 ساله ایرانیان، به منظور دستیابی به کرامت و عزت انسانی بود، و می‌رفت تا ما نیز با عبور دادن خود از نبرد بر سر موضوعاتِ پیش پا افتاده و اولیه، به سان ملت‌های پیشرو، از چنین چالش‌های سخیفی عبور کنیم، اما خیزش 57 پس از پیروزی، در چالش‌هایی سخت و ناگواری گرفتار آمد، که تحقق حقوق بازگفته را با سدهای بلند و سخت گذری مواجه کرد.

پشت پا زدن برخی از پیروزمندان انقلاب 57 به اصول پایه‌ایی، و اهداف انقلابی همچون کسب حق تعیین سرنوشت، داشتن نظام دمکراتیک (مردم سالاری برای چرخش قدرت)، اعتقاد و التزام به تکثر و گونه گونی جامعه، رفع نشانه‌های حاکمیت فردی و طبقاتی، پایان نبرد برای حاکمیت اندیشه‌های خاص و...، باعث شد تا مردم ایران در آستانه پایان پنجمین دهه، که از پیروزی آن خیزش فراگیر گذشته است، افق ناروشنی را در مقابل خود داشته، و در ورشکستی اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، زیست محیطی، حکمرانی و... غرق شوند، و این روزها افق‌های بازگشت به نبردی برای کسب نیازها و حقوق اولیه را در پیش روی خود ببینند، و این چنین است که آخرین و گسترده‌ترین نبرد ایرانیان برای گذار از دوران پیشامدرن، و ورود در دوره مدرن و پسامدرن با مشکل مواجه شد، تا ایرانیان همچنان هاج و واج، به افقی آلوده به شک و تردید بنگرند.

حال آنکه می‌توانست چنین نباشد، و با تحقق وجوه جمهوریت و حاکمیت مردم، همچنانکه بنیانگذار ج.ا.ایران در نوفل لوشاتو پیش از بازگشت از فرانسه به ایران  [4]، و یا آنچه در اولین سخنرانی خود، بر مزار جانباختگان انقلاب در 12 بهمن 1357، در بهشت زهرا تهران، وعده تحقق آن را داد و...، و یا با تحقق وعده‌های به رسمیت شناختن تکثر که ایدئولوگ‌ها و فعالین بزرگ روحانی انقلابی و مبارزی همچون سید محمود طالقانی، سید محمد حسین بهشتی، مرتضی مطهری و... از آن داد سخن دادند، که آزادی بیان، فعالیت احزاب، حق فعالیت مخالف و... را نوید می‌داد، و این که بروزگاه‌های حاکمیت استبدادی از این کشور رخت بر خواهند بست، تحمیل و زورگویی دیگر در این کشور جایی نخواهد داشت و... و ایران وارد مدار کشورهایی می‌گردد که چرخش قدرت در بین آحاد این مردم، بر مبنای شایستگی، علم و انتخابات صورت خواهد گرفت، و نه وابستگی‌هایی جناحی، سیاسی، طبقاتی، اندیشه‌ایی و...، اگر چنین می‌شد، به حتم کشور دچار چنین بن بست و ورشکستگی نمی‌گردید.

اما به رغم این افق روشن، مدرن، امیدآفرین، کشور دچار گردنه‌های ویرانگری همچون "نظارت استصوابی"، محدودیت‌های گزینشی کارکنان و کادر کشور، زیاده خواهی‌های طبقاتی، فردی، جناحی، سیاسی و... شد، که در نتیجه چنین روش و سیاست بدبخت کننده‌ایی، نخبگان و خبرگان واقعی کشور حذف شدند، و مقام نخبگی و خبرگی تنها به طبقه روحانیت تعلق گرفت و محدود شد، فعالیت آزادانه احزاب و رسانه‌ها مختل، و به خودی‌ها محدود شد، انحصارگرایی مطلق قدرت روی خشن خود را نشان داد، تمامیت‌خواهی رسمیت یافت و...،

و از همه بدتر با جایگزینی ایدئولوگ‌ها و ایدئولوژی بسیار منحرف از آرمان‌ و اهداف اولیه انقلاب، با اندیشه ایدئولوگ‌های جریان انقلابی و آزادیخواه، که در کمتر از چند دهه صورت گرفت، باعث شد که تکثر، به تک قرائتی در اندیشه و دین، و وحدت به پراکندگی، و خودی و غیر خودی کردن، و یکه تازی عده‌ایی در عرصه‌های فرهنگ، اقتصاد، رسانه، ثروت، قدرت و... منجر شود.

و در نتیجه آن پروژه ویرانگر و خسارتبار چند دهه‌ایی، درگیری‌های خارجی و داخلی زیادی به وجود آمد، که توان و پتانسیل کشور را در ابعاد مختلف به هدر داد، و توان داخلی را مصرف و منهدم کرد، و کشور و انقلاب را فرسود، و ناتوان و ورشکسته نمود، و امروز بعد از سال‌ها یکه‌تازی خودی‌ها، انسداد سیاسی و...، راه‌های اصلاح امور کشور بسته مانده، و در شرایطی قرار گرفته‌ایم که عملا در گرداب‌ زورگویی خارجی، و ورشکستگی داخلی افتاده، و کشور را بین تسلیم [5] و یا جنگ [6] مُخَیَّر کرده‌اند، که هر دو خسارت محض است، و نابودی ایران، مردم ایران و توان ایرانی را در پی خواهد داشت.

حال آنکه این شرایط بغرنج را، تا حد زیادی، بعد از حمله تروریستی به پایگاه نیروهایی امریکایی در "خُبَر" عربستان [7] و... نیز شاهد بودیم، اما در یک حرکت انتخاباتی داخلی، و با تکیه به پشتوانه مردمی که اصلاح طلبان داشتند، باعث حضور مردم در صحنه انتخابات شده، و با آفریدن حماسه 2 خرداد 1376 و...، شرایط برای حمله خارجی به کشورمان رو به تغییر نهاد، سفرا و نمایندگی‌های خارجی ترک کرده، دوباره به کشور بازگشتند، و خطر جنگ و ویرانی از سر کشورمان دور شد، نابودی پتانسیل بزرگ اصطلاح طلبان و... در کشور، در طی سه دهه گذشته، کشور را از چنین توان بازدارنده‌ایی محروم کرد.

و به رغم این تجربه آشکار و روشن، که کارساز بودن رضایت، مشروعیت، و حضور مردمی و...، و نقش بازدارندگی چنین پایگاه داخلی را در رفع خطر خارجی و داخلی نشان می‌داد، باز همه به فراموشی سپردند که نباید سرمایه‌های کشور و ایرانیان را نابود کرد، و اما این نشد و انسداد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، دیپلماسی در این 28 ساله، اکثریتی از ایرانیان را به شدت آزُرده خاطر کرد، و بسیاری را در حالت ناامید، سرخورده، مهاجر و... راهی کُنج خانه‌ها، خارج کشور، زندان، حصر، بی تحرکی، بی خیالی، بی تفاوت، انزوا و... کرده است،

در چنین شرایطی است که کشور منزوی مثل اسراییل، به امید "تغییر رژیم" در ایران، حملات مستقیم نظامی خود به کشورمان را هماهنگ می‌کند! و نخست وزیر جنایتکار اسراییل که دستش تا آستین در خون ده‌ها هزار زن و کودک و پیر و جوان فلسطینی و...، و بیش از هزار نفر از دانشمندان، مدافعان و مردم عادی ایران آلوده است، در نقش منجی مردم ایران ظاهر شده! اهداف و منافع ملی اسراییل را، در این شکاف بین مردم و حاکمیت در ایران دنبال می‌کند.

چنین شرایطی را، به حتم باید ناشی از پشت کردن به اهداف والاگهر انقلابی و آزادیبخش دانست، که در نتیجه آن، تمامیت خواهی، انحصار، غارت ثروت ملی، حذف، زورگویی، اجبار ، تحمیل و... بر سر ایران و ایرانیان سایه افکند، و دشمنان را به طمع شکست کشور انداخت، و اینگونه شد که آشکارا طرف‌های خارجی از حاکمان بر این کشور، اکنون باج‌خواهی می‌کنند [8] و از تسلیم بی قید و شرط می‌گویند و...،

حال باید دید ایرانیان ساکنان فلاتی که بسیاری از متجاوزان به آن، آمدند و گذشتند، اما این سرزمین و مردمش همچنان باقی‌اند، مردمی که با همه کاستی و افزوده‌های خود، هنوز در کش و قوس ماندگاری می‌جنگند! اما سوال اینجاست که آیا دوباره به شرایط کسب حقوق اساسی خود همچون آزادی، کرامت، حق تعیین سرنوشت، دمکراسی و... دست خواهند یافت؟ و یا اینکه عقبگرد داشته، و مجبور خواهند شد، بعد از عبور از آن مراحل دون گذشته، اکنون دوباره برای همان آرمان‌های دون (غذا، خانواده، ثروت، امنیت، سرزمین، قلمرو و...) دست به سلاح شوند، تا بتوانند از داشته‌های اولیه خود محافظت و حراست نمایند.

آنچه مسلم است راه اساسی و ماندگار بازگشت به شرایط ایدال گذشته، بازگشت به اندیشه "آقایی مردم" است، مردمی‌ که 160 سال است برای به دست آوردن دمکراسی، آزادی، کرامت و حق تعیین سرنوشت مبارزه می‌کنند و انتظار تحقق آنرا دارند؛ تنها در چنین شرایطی است که می‌توان مقابل فشار، زیاده‌خواهی، باج خواهی و تجاوز خارجی ایستاد، بازگشت به آرمان‌های این مردم، ایران را دوباره در اوج افتخار خواهد برد، ورنه، باید تن به هر خفتی داد، و این ملت مجبور خواهند شد، آنچه در تاریخ تجربه کرده‌اند را دوباره بچشند و تجربه کنند، و یا آنچه را که استفراغ کرده بودند را، دوباره بردارند و با کراهت تمام در دهان بگذارند.

تهران، یکشنبه 2 آذرماه 1404 برابر با 23 نوامبر 2025

 

ایرانی کشته شده، در میان لاشخورانی آماده دریدن 

و این تنها مردم ایران هستند که می توانند از ایران محافظت کنند. 

[1]حملات ۱۱ سپتامبر که اغلب به صورت عامیانه با عنوان ۹/۱۱ نیز شناخته می‌شود چهار حملهٔ انتحاری هماهنگ‌شده توسط گروه تروریستی اسلامی القاعده علیه ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۱ بودند. نوزده تروریست، چهار هواپیمای مسافربری تجاری را ربودند؛ دو هواپیمای اول به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک و سومی به پنتاگون (مقر وزارت دفاع ایالات متحده) در شهرستان آرلینگتون، ویرجینیا برخورد کردند. هواپیمای چهارم در جریان شورش مسافران در یک مزرعهٔ روستایی در پنسیلوانیا سقوط کرد، جایی که اکنون یادبود ملی پرواز ۹۳ نام دارد. در واکنش به این حملات، ایالات متحده برای چندین دهه جنگ جهانی علیه تروریسم را آغاز کرد تا گروه‌های متخاصم که سازمان‌های تروریستی تلقی می‌شدند و همچنین دولت‌هایی که گفته می‌شد از آن‌ها حمایت می‌کردند را از بین ببرد.

[2] - پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی، اوکراین حدود یک سوم زرادخانه هسته‌ای شوروی (که در آن زمان سومین زرادخانه بزرگ جهان به‌شمار می‌آمد) و همچنین ابزارهای قابل توجهی برای طراحی و تولید آن را در اختیار داشت. به‌طور کلی حدود ۱۷۰۰ کلاهک در خاک اوکراین باقی مانده بود که شامل ۱۳۰ موشک بالستیک قاره‌پیمای UR-100N با شش کلاهک، ۴۶ موشک آر تی-۲۳ مولودت(RT-23 Molodets) با ده کلاهک، و همچنین ۳۳ بمب افکن سنگین می‌شدند. به‌طور رسمی، این سلاح‌ها توسط کشورهای مشترک المنافع کنترل می‌شدند. در سال ۱۹۹۴ اوکراین موافقت کرد که این تسلیحات را نابود کند و به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) بپیوندد در ۵ دسامبر ۱۹۹۴ رهبران اوکراین، روسیه، بریتانیا و ایالات متحده تفاهم‌نامه‌ای را برای ارائه تضمین‌های امنیتی به اوکراین در رابطه با الحاق این کشور به NPT به عنوان یک کشور غیرهسته‌ای امضا کردند. هر چهار طرف تعهد خود نسبت به احترام به استقلال و حاکمیت و مرزهای اوکراین تأکید می‌کنند. تعهد خود مبنی بر خودداری از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی اوکراین تأکید می‌کنند متعهد می‌شوند در صورتی که اوکراین، به عنوان یک کشور فاقد سلاح هسته‌ای، قربانی یک اقدام تجاوزکارانه یا هدف تهدید تجاوزی شود که در آن از سلاح‌های هسته‌ای استفاده می‌شود، برای اقدام فوری شورای امنیت سازمان ملل متحد جهت کمک به اوکراین وارد عمل شوند و...

[3] - دونالد ترامپ روز جمعه گفت زلنسکی تا پنجشنبه فرصت دارد این طرح ۲۸ ماده‌ای را تأیید کند. ترامپ روز جمعه درباره آقای زلنسکی گفته بود که «او بالاخره مجبور است این طرح را بپذیرد.» اما روز شنبه لحنش نرم‌تر شد و گفت: «می‌خواهم به صلح برسیم» و تأکید کرد که این آخرین پیشنهاد او نیست و گفت: «ما در تلاشیم این جنگ را تمام کنیم. به هر طریقی که باشد، باید پایان یابد.» چند ساعت بعد، سناتورهایی که با رویکرد آقای ترامپ در پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین مخالفند، اعلام کردند با وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، گفت‌وگو کرده‌اند. آقای روبیو نیز به آنها گفته است که طرح صلحی که ترامپ اوکراین را برای پذیرش آن تحت فشار قرار می‌دهد در واقع «فهرست آرزوهای» روس‌هاست و پیشنهاد واقعی واشنگتن را نشان نمی‌دهد، ادعایی که روبیو و کاخ سفید بعدا آن را رد کردند. در این طرح، آمریکا پیشنهاد می‌کند که نیروهای اوکراین باقی‌مانده منطقه شرقی دونتسک را که هنوز در اختیار دارند واگذار کنند. تسلط روسیه بر چهار منطقه که از فوریه ۲۰۲۲ اشغال کرده است دائمی می‌شود؛ دونتسک، لوهانسک، زاپوریژیا، خرسون. الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ نیز دائمی خواهد شد.

[4] - سخنان امام خمینی در نوفل لوشاتو فرانسه در ۴۳ سال پیش را در ادامه بخوانید :      «بشر در اظهار نظر خودش آزاد است.     اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است.       مطبوعات در نشر همه‌ حقایق و واقعیات آزادند.     در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند.      در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می‌شود.       یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است، بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است.       حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است.     دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است و اما من هیچ فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکیل شود، نقش هدایت را دارم.        اما شكل حكومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینكه متكی به آرای اكثریت است.    حکومت؛ جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی، دموکراسی و پیشرفته؛ با همه مظاهر تمدن موافق.    ولایت با جمهور مردم است.        عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی مقامات مادام‌العمر نیست، طول مسئولیت هر یك از مقامات محدود و موقت است. یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض می‌شود. اگر هم هر مقامی یكی از شرایطش را از دست داد، ساقط می‌شود.    رژیم ایران به یک نظام دمکراسی‌ تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه می‌گردد.        اختیارات شاه را نخواهم داشت.        من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت.         من در آینده (پس از پیروزی انقلاب) همین نقشی که الآن دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می‌کنم… لکن من در خود دولت نقشی ندارم.       علما خود حكومت نخواهند كرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور می‌باشند.این حكومت در همه‌مراتب خود متكی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.         من نمی‌خواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكیه بر آرای ملت.        من چنین چیزی نگفته‌ام كه روحانیون متكفل حكومت خواهند شد. روحانیون شغل شان چیز دیگری است.      من و سایر روحانیون در حكومت پستی را اشغال نمی‌كنیم. وظیفۀ روحانیون ارشاد دولت‌ها است. من در حكومت آینده نقش هدایت را دارم.       قانون این است. عقل این است. حقوق بشر این است که سرنوشت هر آدمی باید به دست خودش باشد.        باید اختیارات دست مردم باشد. این یك مسئله عقلی است. هر عاقلی این مطلب را قبول دارد كه مقدرات هركسی باید دست خودش باشد.        حكومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظه‌ آن است. هیچ سازمانی و حكومتی به‌اندازه‌ اسلام ملاحظه‌ حقوق بشر را نكرده است. آزادی و دموكراسی به‌تمام معنا در حكومت اسلامی است، شخص اوّل حكومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور.        اسلام، هم حقوق بشر را محترم می شمارد و هم عمل می كند. حقّى را از هیچ‌كس نمی گیرد. حق آزادى را از هیچ‌كس نمی گیرد. اجازه نمی دهد كه كسانى بر او سلطه پیدا كنند كه حقّ آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب كند.         ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود، نه‌اینکه برگردیم به 1400 سال پیش. ما می‌خواهیم به عدالت 1400 سال پیشش برگردیم. همۀ مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم.     دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند… رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود.        ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یک دسته می‌گویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند.         حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر.        تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند.       جامعۀ آیندۀ ما جامعۀ آزادی خواهد بود. همۀ نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.       ما یک حاکمی می‌خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند.»   

[5] - عباس عراقچی (وزیر خارجه) : «آنچه تاکنون از سوی آمریکایی‌ها مشاهده کرده‌ایم، تلاش برای دیکته کردن خواسته‌های حداکثری و زیاده‌خواهانه آنها بوده است. در مقابل چنین رویکردی، فرصتی برای گفت‌وگو نمی‌بینیم.» جماران: وزیر امور خارجه در گفت‌وگویی با مجله اکونومیست تأکید کرد که ایران هیچ تجربه قابل اتکایی از مذاکره با دولت ترامپ ندارد و تا زمانی که واشینگتن از «دیکته‌کردن» خواسته‌های خود دست نکشد، امکان رسیدن به توافقی منصفانه و متوازن وجود نخواهد داشت. عراقچی: «به آمریکا گفتم عزت و شرف را با پول معامله نمی‌کنیم. درخواست جدید آمریکا برای مذاکره با ما حرف تازه‌ای ندارد. هدف امروز آمریکا از مذاکره دستیابی به خواسته‌هایی است که ‌مخالف منافع ملی ماست. ترامپ پیشنهاد داد برابر صفر کردن غنی سازی امتیاز اقتصادی بدهد.»

[6] - هشدار علی جنتی: خطر جنگ واقعی است؛ سیاست خارجی فعلی ایران راه به جایی نمی‌برد. چاره‌اندیشی کنید. این وزیر دولت حسن روحانی، دیپلمات و سفیر اسبق ایران در کویت گفت: «این حالت نه جنگ و نه صلح بدترین حالتی است که می‌توان برای کشور تصور کرد چرا که با توجه به شرایط داخلی و مشکلات معیشیتی که با کمبودها، ناترازی‌ها، تورم و گرانی همراه شده است. مردم دیگر تحمل این شرایط را ندارند و باید برای آن چاره‌اندیشی شود.»

[7] - در ۲۵ ژوئن سال ۱۹۹۶ میلادی (۴ تیر ۱۳۷۵ خورشیدی) بر اثر انفجار یک کامیون بمب‌گذاری‌شده در پایگاه نیروهای آمریکایی در شهر خُبَر عربستان، ۱۹ سرباز آمریکایی کشته و حدود ۴۰۰ تن زخمی شدند. اف‌بی‌آی بعد از تحقیقی ۳ ساله، ایران را مسئول این بمب‌گذاری دانست. بیل کلینتون در نامه‌ای محرمانه به محمد خاتمی گفت آمریکا مدارکی دارد که نشان می‌دهد ایران در این حادثه دست داشته و از او درخواست کرد افراد مسئول را محاکمه کند[۱] خاتمی پاسخ داد جمهوری اسلامی قصد ندارد در این زمینه تحقیق کند و القاعده را مسئول آن معرفی کرد در سال ۲۰۰۴، کمیسیون یازده سپتامبر اعلام کرد بن لادن چند ماه قبل از بمب‌گذاری درحال تلاش برای انتقال مواد منفجره به عربستان بوده‌است. دادگاهی در سطح فدرال در آمریکا در سال ۲۰۰۶ اعلام کرد بمب‌گذاری به دستور خامنه‌ای انجام شده‌است در سال ۲۰۰۶، قاضی ارشد آمریکایی رویس سی لامبرث حکم داد که ایران و حزب‌الله مسئول این بمب‌گذاری بوده‌اند و شواهد قوی وجود دارد که حزب‌الله آن را انجام داده‌است ویلیام پری، وزیر دفاع آمریکا در زمان بیل کلینتون، در سال ۲۰۰۷ اعلام کرد به این نتیجه رسیده‌ که بمب‌گذاری کار القاعده بوده و نه ایران. در ژوئیه ۲۰۲۰، دادگاهی در آمریکا ایران را محکوم به پرداخت ۸۷۹ میلیون دلار به بازماندگان این حادثه کرد 

[8] - بیژن کیان (قائم مقام تیم اطلاعات و امنیت دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا)، عضو ایرانی تبار حزب جمهوریخواه امریکا، در خصوص شروط استیو ویتکاف، نماینده رئیس جمهور امریکا در مذاکرات با ایران، به سیاهه زیر اشاره دارد : «غنی سازی اورانیوم را به صفر برسانید، تخلیه و نابودی تمامی ذخایر غنی شده، بیش از 400 کیلوگرم اروانیوم غنی شده 60% و بالاتر، تحت نظارت IAEA (سازمان بین المللی انرژی اتمی) و بازرسان امریکایی، غیر فعال کردن تاسیسات کلید مثل فردو و نطنز، تخریب سانتریفیوژهای پیشرفته IR6 و بالاتر، ممنوعیت هرگونه تحقیق و توسعه هسته ایی برای حداقل 15 تا 20 سال، بازرسی های دائم و نامحدود سازمان انرژی اتمی، شامل دسترسی 24 ساعته به تمام سایت های مشکوک و بدون تاخیر و نصب دوربین های نظارتی دائمی، که شامل پروتکل الحاقی برنامه اجرایی بین 5 بعلاوه 1 و ج.ا هم می شود، محدودیت و برچیدن برنامه موشکی بالستیک، توقف توسعه موشک هایی با برد بیش از دو هزار کیلومتر، نابودی تمام موشک های موجود شامل شهاب 3 و سجیل، و ممنوعیت آزمایش های موشکی برای 10 سال، نظارت بین المللی اجازه بازرسی سازمان ملل بر کارخانه های تولید موشک، قطع حمایت گروه های تروریستی، اصلاحات حقوق بشری و داخلی، آزادی تمام زندانیان سیاسی و مخالفان، شامل رهبران اعتراضات 2022، اجازه فعالیت احزاب مخالف، و برگزاری انتخابات آزاد، بعلاوه اقدامات اقتصادی و مالی، بعلاوه اقدامات دیپلماتیک و نظامی.»

بهیم رائو امبدکار (نویسنده قانون اساسی انقلابی و مترقی هند پس از آزادی):

«آنان که تاریخ خود را فراموش می‌کنند، نمی‌توانند تاریخ سازی کنند.» 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

هزینه سکوت: وقتی هشدار کارشناسان جرم انگاشته شود. در دفاع از اسماعیل کهرم وقتی یک حکومت به جایی می...
- یک نظر اضافه کرد در وقتی کشور را به جایی برسانی که...
وقتی محمود افغان و لشکریانش پشت دروازه‌های اصفهان بودند، در دربار شاه سلطان حسین بحث بر سر حلال یا ح...