مصطفی مصطفوی

مصطفی مصطفوی

 

مبارزه ی اوکراین و اوکراینی ها برای حفظ آزادی، استقلال و دوری از بردگی و سرسپردگی برابر مستبد کرملین است، آنان اکنون سمبل مقاومت جهانی، برای صیانت از حق رای و انتخاب، دمکراسی، و رهایی از نظامات دیکتاتوری و برده داری نوینی اند، که در دروه جدیدِ تجاوزِ کرملین نشینان، در قرن 21 آغاز گردیده، و در واقع شروعی برای احیای امپراتوری های ظلم و استبداد و بردگی در شمال کشور ماست. تا قبل از این حمله، اوکراینی ها قادر بودند از میان سیاست پیشگان حاضر در صحنه سیاسی کشور خود، از صندوق رای، حتی یک کمدین را به سرپرستی خود انتخاب کنند، و گویا در این راه اشتباه هم نکرده اند، چرا که این کمدین، با شجاعت و ایستادگی غیر قابل انتظاری که از خود در این لحظات سخت نشان داد، شیرازه کشورش را در مقابل خصم قوی پنجه خود حفظ کرده، هیمنه ظلم را شکسته، و اکنون به محور محکم مبارزه مردم خود، برای رهایی اوکراین تبدیل شده است، و اوکراینی ها به پشتوانه حضور قدرتمندش در صحنه، حماسه ها در ناکامی مستبد کرملین، آفریده اند، که برای ملل دنیا به یاد ماندنی، و سرمشقی مناسب خواهد بود.

اخبار نبرد اوکراین، به خصوص مقاومت سرسختانه [1] و مثال زدنی شهر ماریوپل [2] و دیگر شهرهای تحت محاصره همچون، خارکیف، کیف و... را که دنبال می کنم، مردمی را می بینم که میان بیم و امید، در مسیر تمدید دوره دمکراسی، و صیانت از آزادیی که از چنگال استعمار شوروی سابق کسب کرده اند، هستند، و قهرمانانه مقابل سیطره سپاه استبداد، استکبار، استعمار، تجاوز، زورگویی و بردگی جدید کرملین نشینان، ایستاده اند و هر آنچه در چنته دارند را، بر دایره جنگی سرنوشت ساز ریخته اند، و در این پیچ مهم تاریخی، مقابل تسلط و توسعه تاریکی، سیاهی و بردگی نوین، سر تعظیم فرود نمی آورند، و به قماری خطرناک، در حد باختن جان، مال و کشور خود نشسته اند،

به رغم این که چه کسانی زمینه ساز این جنگ خشونت بار شده اند، این تلاش بزرگ و حماسه مبارزه ی اوکراینی ها، مرا به یاد قهرمانی های شاهزاده نامدار قجری خودمان، جناب عباس میرزا می اندازد، که او و یاران ایرانی مبارزش (مسلمان، ارمنی و...)، روزگاری چونان مردم مبارز اوکراین در این روزها، شهر به شهر، قلعه به قلعه، سنگر به سنگر، مقابل روس های متجاوز، متکبر و تا دندان مسلح، مقاومت می کردند، و گرچه نتوانستند در مقابله با خرس تا دندان مسلح سرخ، مدافعینی موفق، در نتایجِ جنگی باشند، اما به رغم شکستی بزرگ، نامی ماندگار از شجاعت، بینش و بزرگی و ایثار از خود بر جای گذاشتند، یاد شهدای آن نبرد رهایی بخش گرامی باد.

مقاومت مردم و مبارزین شهر ماریوپل اوکراین، که اکنون نزدیک به یک ماه است در محاصره ایی سخت قرار دارند، برای من یادآور نبرد جانانه مدافعان شهر خرمشهر است، آن هنگامی که جنگ خسارتبار هشت ساله ایران و عراق، با هجوم بعثی ها به این شهر بندری ما آغاز گردید، و دلاورمردان تکاور و... ارتش مقابل آنان برای ده ها روز ایستادند، و این در حالی بود، که زخم هایی بی شمار، از جامعه انقلاب زده، و انقلابی های ما، در روزهای اول انقلاب، بر پیکر خود داشتند، اما وقتی که پای تجاوز دشمن، و دفاع از وطن که پیش آمد، تمام درد و زخم های عمیقی که بر تن و جان خود داشتند را فراموش کردند، و با مردمی که با آنان همراه شدند، به نمایندگی از کل ایرانیان، مقابل هجوم لشکر جرار بعث جنگیدند و مقاومت ها کردند، و برای روزهایی باورنکردنی، و سخت، پوزه دشمن را به خاک نزدیک کرده، طعم شکست و توقف را، در همان روزهای اول تجاوز، به دشمن مست و مغرور از قدرت چشاندند، و توقف و پایان پیشروی را، در همان آستانه تجاوز،  بر او تحمیل نمودند، و آنان را مقهور مقاومت، جنگاورانه و دلیری خود کردند، نتیجه این برخوردهای اولیه مشت های پولادین دشمن با سندان این مدافعان بود، که دشمن حساب کار دستش آمد، و شکست ها را پی در پی، بعد از آن پذیرا شد.

نبرد ماریوپل برای من یادآور لحظات سخت نبرد مبارزان قهرمان کرد شهر کوبانی [3] است، که در مقابل هجوم دهشت، خشونت و بی رحمی داعشیان ایستادند، و برای مدت ها متجاوزان، را مقهور اراده آهنین خود کردند، آنان که برای تکرار غارت و تجاوزی تاریخی آمده بودند، تا مردمی آزاد را به اسارت و بردگی یک تن، که او را امیرالمومنین خود می نامیدندش، بکشانند، و بیشرمانه در عصر پیشرفت و بیداری انسان، در دیدگاه تیزبین وسایل ارتباط جمعی جدید، مردم خاورمیانه را تحت زعامت یک انسان از نوع خود، که او را مدعی جانشینی خدا بر زمینش می دانند، می کشیدند.

ماریوپل مرا به یاد کوبانی و مبارزین جان برکفش می اندازد، به یاد شهری که حماسه مقاومتش در مقابل بردگی داعشیان، را مردان و زنان مبارزش، خوب سرودند، و خود را در تاریخ مقاومت مبارزان حوزه تمدنی ایران، در مقابل تجاوز و بردگی، ماندگار و خود را نام آور و تاریخ ساز ساختند،

آنجا نیز اهالی کوبانی، پوزه متکبرین مستبد سیاه پوش، که با پرچم شهادتین، دهشت می آفریدند و پیش می آمدند را، در حالیکه بر خاک و ناموس اهل کوبانی چشم طمع داشتند، به خاک مالیدند، و اهالی کوبانی گرچه به ناگاه، و بار دیگر در معرض غارت و کشتار نومهاجمان تازی، در عصر جدید قرار گرفتند، اما حماسه مقاومتی، با نامی ماندگار از خود بر جای گذاشتند، تا سرمشق ملل جهان، از جمله اکراینی ها در این زمانه تصمیم باشند.

همچون منطقه کوچک نبل و الزهرا [4] که چهار سال میان محاصره داعشیان بی رحم و شفقت ایستادند، و مقاومت آنان سرمشق تمام آزادگان جهان خواهد بود. همچون مردم مبارز جنوب لبنان که یک بار برای همیشه، نمایندگی مردم این کشور را در سد نمودن مقابل تجاوز اسراییل به لبنان را به عهده گرفتند، و یا مردم مبارز یمن که مقابل غول های ابزار و دلار وهابیت ایستاده و هنوز هم مقاومت می کنند.

ماریوپل مرا به یاد پنجشیر می اندازد آنگاه که تمام مجاهدین تسلیم طالبان سیاهی و اسارت شده بودند، اما احمد شاه مسعود با مردمش ایستادند و پیروزمندان را، به شکست خورده ها تبدیل کردند، امروز هم که اشرف غنی با همه دولت و نظامیانش، باز تسلیمی نا به هنگام و خیانتکاران شد، و اکنون باز این پنجشیر است که راه مقاومت، و تکرار زیر بار زور نرفتن ها را، آموزش می دهد.

اکنون جبهه ایی آزادیبخش، اینبار در اوکراین، تمام مقاومت های سابق را زنده کرده است، و نام قهرمانان اوکراینی سراینده این حماسه بزرگ، در میان نام های دیگر آزادیخواهان جهان خواهد درخشید، چه موفق شوند، چه صحنه را به ظالم متجاوز کرملین ببازند، آنان برنده این جنگ نابرابرند.

[1] - محاصره ماریوپل یک درگیری نظامی میان فدراسیون روسیه و اوکراین است که در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، در جریان تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، به عنوان بخشی از تهاجم شرق اوکراین آغاز شد. شهر ماریوپل در استان دونتسک اوکراین قرار دارد و جمهوری خود خوانده خلق دونتسک بر خاک آن ادعا دارد.

[2] - شهر بندری ماریوپل در جنوب شرقی  اوکراین و در کرانه ساحل شمالی دریای آزوف، در دهانه روده کالمیوس در منطقه پریازویا و در استان دونتسک واقع است، دومین شهر بزرگ این استان است. ماریوپل پیش از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲ که به ویرانی کامل آن انجامید، ۴۳۲ هزار نفر جمعیت داشت و دهمین شهر بزرگ اوکراین محسوب می‌شد. ماریوپل پیش از ویران شدن به‌دست نیروهای روسی در سال ۲۰۲۲، یک مرکز صنعتی بزرگ و همچنین یک مرکز دانشگاهی بود.

[3] - کوبانی (نام رسمی: عین‌العرب) که در بخش‌ کردنشین استان حلب در شمال سوریه و در دو کیلومتری مرز ترکیه قرار دارد، قبل از جنگ داخلی سوریه، این شهر با قریب به ۴۵٬۰۰۰ نفر جمعیت که اکثریت کردها هستند، و دارای اقلیت‌های عرب، ترکمن و ارمنی است. از سپتامبر ۲۰۱۴ تا ژانویه ۲۰۱۵، این شهر توسط دولت اسلامی عراق و شام (داعش) تحت محاصره بود. بسیاری از اماکن شهر ویران شد و بیشتر جمعیت به ترکیه گریختند. در سال ۲۰۱۵، پس از بازگشت بسیاری از ساکنان به شهر، بازسازی شهر آغاز شد.

[4] - نُبل یک منطقه شیعه‌نشین در بخشِ اعزاز سوریه ‌است که نزدیک به 50 هزار نفر جمعیت دارد، به مدتِ چهار سال در محاصره داعش بود. سرانجام، نیروی زمینیِ ارتش سوریه و متحدانش توانستند محاصره نظامیِ دو شهرکِ شیعیِ نُبل و الزهراء را در شمالِ غربیِ سوریه در هم بشکنند. دولت سوریه می‌گوید اهالی نبل در مدت 4 سال ارتباطشان با بیرون قطع شده بود.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 

نوروز که فرا می رسد، علاوه بر جلوه های متغیر طبیعت، بهار پیام های نوروزی نیز دیده می شود، که شرکت کنندگان در نوروزگان، در شان زمانه و حال خود، ابراز کرده، به دیگران عرضه می دارند، که شامل دغدغه ها، آروزها و... است، پیش از این، این کارت پستال ها، نامه ها و... بودند که حامل این احساسات نوروزی زیبا بودند، و آنرا جابجا می کردند، اما امروزه به برکت فضای زیبا و گسترده مجازی، زمینه ارتباط آسان و سریع و همه گیر انسان ها مهیا شده، تا زیبایی احساس انسانی در سریعترین شکل ممکن، و مستقیم رد و بدل گردند، در نوروز 1401، گذشته از پیام های تبریکی که به صورت عکس نوشته، و فیلم و کلیپ رد و بدل گردید، پیام های زیر را به صورت نوشتاری دریافت داشتم :

سلام و درود بر شما

خوش امدید به سال ۱۴۰۱

نــوروز بمـانیــد کـه ایّــام شمایید!

آغاز شمایید و سرانجام شمایید!

 آن صبـح نَخُستین بهـاری که ز شـادی

می آورد از چـلچـله پیـغام، شمایید!

آن‌دشت طراوت‌زده،آن جنگل‌ِهشیار

آن گُنبــد گـردننـده‌ی آرام شمایید!

خورشیـد گـر از بـام فلـک عشق فشاند،

خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!

نـوروز کهنســال کجـا غیـر شمـا بـود؟

اسطوره‌ی‌جمشیدوجم‌وجام شمایید!

عشق از نفسِ گرم شما تازه کُند جان

افسانه‌ی بهرام و گُل‌اندام شمایید!

هم آینه‌ی مهر و هم آتشکده‌ی عشق،

هم صاعقه‌ی خشم ِ بهنگام شمایید!

امروز اگر می‌چَمد ابلیس،غمی نیست

در فنّ کمیـن، حوصله‌ی دام شمایید!

گیرم‌که‌سحر‌رفته‌وشب‌دور ودرازاست،

در کوچه‌ی خاموش‌ِزمان، گام شمایید!

ایـّام ز دیـدار شمایند مُبــارک

نوروز بمانید که ایّام شمایید!

بهترین ها رو براتون آرزو دارم

هرروزتان نوروز

نوروزتان پیروز

دوستدار شما - الهه نخعی

بـنام خدای بهار آفرین

بهار آفرین را هزار آفرین

به جمشید و آیین پاکش درود

که نوروز از او مانده در یاد بود    

٠١/٠١/٠١

اولین روز "بهـار" و "قرن نو "

بر شمـا مبـارک

 

‌در رند ترین روز سال

از خدا میخوام  همیشه

اولین باشی در زندگیت

اولین در محبت

اولین در مهربانی

اولین در بخشش

اولین در گفتن سلام

و به هر آرزویی که داری برسی

صبح عیدتون بخیر و خوشی

 

 سلام عرض ادب و احترام خدمت هم گروهی های عزیز دوستان فرارسیدن نوروز ۲۵۸۱را خدمت شما تبریک و شادباش عرض میکنم  امیدوارم شادی،سلامتی،ثروت،مهمان  همیشگی خانه هایتان باشد  ارادتمند شما خوبان ایلانلو

 

درود دوستان

شادباش می گویم نوروز باستانی را

به همه دوستان و عزیزانم،

جان تان شاد.

گذر از یک سده به سده نو را

 در این جمع دوستانه ،

بر همگان شاد باش می گویم.

 سپاس ازخداوند براي بودن خوبانی

چون شمادر سال و قرنی که گذشت.

 وآرزو براي داشتن شما در سال آينده ...

بهاری باشید.

 

سـلـام بـر قـلـب هـایی

کـه جـز دوست داشتـن

چیزی نیاموخته اند.....

ســلـام بـر روح هـای

پـاکی کـه جـز سـادگی

قـالـب دیـگـری نـدارنـد

سلام بر نگاه هایی که صداقت

زیـنـتـشان است....

ســــلـام بـر مـهـر و تـواضـع آدمـی

کـه بـالاترین سـرمـایه اوسـت

تقدیم به دوستان ورزشکارم

 

به تقویم ها اعتمادی نیست

اگر تحولی در دل و زندگیتان روی داد

مبارک است

راز نو شدن را باید دانست

و گرنه بهار یک فصل تکراریست

گذشت عمر تبریک ندارد …

صافی دلها و نو شدن ها تبریک دارد …

امیدوارم رحمت بی دریغ پروردگار

همواره بر لحظه های زندگیتان جاری باشد.

نوروزتان مبارک

محمدامین دلیری

 

امیدوارم در سال جدید نوری از شادی زندگی تان را درخشان کند و عشق درون خانه تان جاری باشد     همگروهی های عزیز سال نو مبارک

 

عطر نفس های عاشقی

جوش  وخروش چمن

بشارت صبا

زایش دوباره زمین

پیچیده درکوی وبرزن

 عطرشکوفه های بهار

وصل عاشقانه گلها در

پیچ وخم شمشادها

نگاه سبز تورا میخواهد

دل شاد تورا صدا میزند

نوید میدهد کاتبا"

 بهار از راه رسید

عیدت مبارک رفیق

به بهانه این عید باستانی

شروع قرنی جدید

بهترین هارا دراین سال

برای شما وعزیزان تان

آرزومندم

جمال کاتبی (نیما)

 

فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو، کردار نو و تصمیم های نو برای آینده است. آینده ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشد. در سال نو، ۳۶۵ روز سلامتی، شادی، پیروزی، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندم

 

بنام یکتای یگانه

 پرودگارا

 در این  سال دفتر دلمان را به تو می سپاریم .

به کَرَمَت قلم عفو بکش بر گناهان و بدخلقی ها ، ناسازگاریها  و خط بزن غم هایمان را و برای مان دلی رسم کن به بزرگی دریاها .

با شروع بهار طبیعت ، تحولی عظیم بر سرنوشت مُلک و میهن مان مرحمت بفرما .

دل عزیزانم را چنان در جویبار رحمتت شستشو ده ، که وجودشان لبریز از عشق و محبت گردد. هرجا زخمی هست مرهم ، هرجا نا امیدی هست ، امید و هرجا نفرتی است به لطف خودت مهر و عطوفت جاری گردان.

مهربان پروردگارم ، سفره هفت سین هیچکس را بدون سین سلامتی قرار نده.

        با احترام    ابوالقاسم حسنی

 

همراه با صدای رد پای بهار،برایت آرامش و سلامتی و دلخوشی آرزومندم دوست ورزشکارم

عیدت مبارک

 

رفــیق... ۱ سال دیگه رو با هم گذروندیم با خوبی‌هاش و سختی‌هاش با پستی و بلندی‌هاش هر چی که بود گذشت و تو بودی که برام موندی ، آرزوی سلامتی زیاد، جیب پر از پول و پیشرفت روز به روز بیشتر دارم تا زمانی که بچسبی به سقف و طبقه آخر رویاهات، اگه کدورتی از من بوده بذار به حساب بی عقلیم دیگه ... خلاصه که دوست دارم با مرام، عیدت مبارک

 

سال نو همگی مبارک

خوشحالم در سال گذشته با شما دوستان آشنا شدم و امیدوارم در سال جدید همگی روزهای شاد و همراه با نور و شعف را پیش رو داشته باشید  آسیه افشار

 

باغ ز سرما بکاست شد ز خدا دادخواست

لطف خدا یار شد دولت یاران رسید

آرزوی سلامتی، آگاهی، شادی و سعادتمندی در سال و قرن جدید برای شما سروران عزیز، و خانواده بزرگ تندرستی با ورزش و خانواده محترمتان دارم خانواده رضایی

 

با عرض سلام وعزض ادب سال نو بر همه گروه  محترم مبارک باشه    انشالله سال خوب وبا برکتی برای همگی باشه

 

با عرض سلام و احترام

سال نو را خدمت همه عزیزان تبریک عرض مینماییم

سالی پر بار و موفقیت و شاد برای همه آرزومندیم

از طرف خانواده بهزادپور

 

سلام سال جدید را تبریک گفته بهترین ها را برایتان ارزو دارم

 

امیدوارم اول تندرست باشین و دوم لبی خندون داشته باشین و سوم یه تریلی طلا.

کوچیک همه شماها Amin Daliri

 

به نظر من بهترین تبریک سال نو رو ویکتور هوگو گفته:

اول از همه برايت آرزومندم كه عاشق شوی،و اگر هستی، كسی هم به تو عشق بورزد،و اگر اينگونه نيست، تنهایيت كوتاه باشد،

و پس از تنهایيت، نفرت از كسی نيابی.

آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد،بدانی چگونه به دور از نااميدی زندگی كنی.

برايت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،ازجمله دوستان بد و ناپايدار،برخی نادوست، و برخی دوستدار كه دست كم يكی در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد.

وچون زندگی بدين گونه است،

برايت آرزو مندم كه دشمن نيز داشته باشی، نه كم و نه زياد، درست به اندازه، تا گاهی باورهايت را مورد پرسش قرار دهد، كه دست كم يكی از آنها اعتراضش به حق باشد،

تا كه زياده به خود غره نشوی.

و نيز آرزومندم مفيد فايده باشی

نه خيلی غير ضروری،تا در لحظات سخت وقتی ديگر چيزی باقی نمانده است همين مفيد بودن كافی باشد تا تو را سر پا نگهدارد.

همچنين، برايت آرزومندم صبور باشی نه با كسانی كه اشتباهات كوچك ميكنند چون اين كار ساده ای است، بلكه با كسانی كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند

و با كاربرد درست صبوری ات برای ديگران نمونه شوی.

و اميدوارم اگر جوان هستی

خيلی به تعجيل، رسيده نشوی

و اگر رسيده ای، به جوان نمائی اصرار نوررزی و اگر پيری، تسليم نااميدی نشوی چرا كه هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاريم در ما جريان يابند.

اميدوارم حيوانی را نوازش كنی

به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز يك سهره گوش كنی وقتی كه آوای سحرگاهيش را سر می دهد.

چرا كه به اين طريق احساس زيبایی خواهی يافت، به رايگان.

اميدوارم كه دانه ای هم بر خاک بفشانی هرچند خرد بود باشد

و با روئيدنش همراه شوی

تا دريابی چقدر زندگی در يك درخت وجود دارد...

بعلاوه آرزومندم پول داشته باشی

زيرا در عمل به آن نيازمندی

و برای اينكه سالی يك بار

پولت را جلو رويت بگذاری و بگویی: اين مال من است.

فقط برای اينكه روشن كنی كدامتان ارباب ديگری است!

و در پايان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

واگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

كه اگر فردا خسته باشيد، يا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بياغازيد.

اگر همه ی اينها كه گفتم فراهم شد

ديگر چيزی ندارم برايت آرزو كنم.

 

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

پیشاپیش عید نوروز و سال جدید را به شما و خانواده    محترم تبریک عرض میکنم

 

 

یک قدم‌ مانده‌ تا‌ بهار

انتهای کوچه اسفند

بیایید برای هم دعا کنیم

دعا کنیم برای جاودانگی مهر مادر...

همیشه سبز ماندن نگاه پدر...

سلامتی همسر و خواهر و برادر و فرزند

برای دل دوستانمان دعای روشنی کنیم...

دعا کنیم برای قلب مهربان همسایه...

دعا کنیم برای تمام بیمارانی که چشم

به خدای مهربان دوخته اند.

دعا کنیم برای دلمان تا همیشه آبی بماند و لبریز از عشق به دیگران

یادمان نرود دنیا در گذر است جایی برای

شستشوی دلمان از تمام غصه ها و کدروت ها

پیدا کنیم...

امیدواریم نوروزی که پیش رو دارید....

آغاز روزهایی باشد که آرزو دارید

 

سالی پر از نشاط وخیر وبرکت واتفاقات خوب

براتون آرزو دارم.

 

آفرین چ زیبا و بِ جا برای تبریک از کلمه نوروز استفاده کرد....کلمه عید برای عَرب هاس مث عید غدیر عید فطر عید مبعث.....کلمه نوروز کلمه ای ایرانی ست و کوروش کبیر از واژه نوروز مبارک  برای تبریک ب ایرانیها ک از نسل آریاییها هستن استفاده میکرد

هر روزتون نوروز نوروزتون پیروز دوستان

 

یا مُقَلِب القلوب و الاَبصار

یا مُدَبِرالَیلَ و النَهار

یا مُحوَل الحَولِ و الاَحوال

حَولَ حالِنا الی اَحسنَ الحال

در شکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان و شادی

اندیشه ای پویا ، آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خداوند متعال آرزومندم

باسلام پیشاپیش سال نورا بر همه شما عزیزان  و خانواده محترمتان تبریک عرض مینمایم.

داستان عمو نوروز و ننه سرما را از کودکی از زبان پدر و مادرمان شنیده ایم هرساله ننه سرما ، باتلاش فراوان خانه تکانی می‌کرد ، باغچه ها را آماده می‌کرد ، کوچه را جارو می‌کرد و.....

و خسته و کوفته نزدیک تحویل سال در انتظار عمو نوروز بود تا با دیدن او سال متفاوتی را آغاز کند. اما هرساله هنگام تحویل سال که عمو نوروز به خانه می آمد، ننه سرما را در خوابی خسته می دید و بی آنکه با ننه سرما دیدار کند آنجا را ترک می‌کرد و باز می‌گشت.

وقتی ننه سرما بعد از تحویل سال بیدار میشد فقط عطر عمو نوروز را حس می‌کرد و جای او را خالی می دید.

بسیاری از ما افسوس می‌خوردیم که چرا عمو نوروز، ننه سرما را از خواب بیدار نکرد غافل از اینکه آنچه عمو نوروز از ننه سرما انتظار داشت خانه تکانی مرسوم نبود، خانه تکانی دل بود.

 برو تو خانه دل را فرو روب

مهیا کن مقام و عشق محبوب

چو تو بیرون روی او اندر آید

به تو، بی تو جمال خود نماید

هستیم آنچنانکه به پندار بوده ایم

یا آنچنان که به مرداب بوده ایم

چندین هزار آمدی و رفته ای

 و ما در انتظار تو در خواب بوده ایم

شاید نسیم حادثه کاری دگر کند

کان سان شویم که بیدار بوده ایم

حول الحالنا الی احسن الحال

 

سلام و درود

اوفات عالی بخیر و سلامتی و خبرهای خوب

دنیا محل گذر است و چشم برهم زدنی عمر گران سر می آید و فقط خاطرات بد و خوب در خاطره ها می ماند.

تا خیر و خوبی است بدی چرا؟

تا رزق و روزی است غصه چرا؟

تا عشق و دوستی است دوری چرا؟

تا درستی و راستی است پستی چرا؟

مهر و دوستی و عشق و مودت و همدلی و همراهی و محبت است که انسان را به درجات والا می رساند.

امیدوارم در سال و قرن جدید سری پرشور و دلی پرنور و اراده ای پرزور داشته باشید و در پناه حق عاقبت بخیر باشید.

قرن نو مبارک

سال نو مبارک

ارادتمند همه‌ی دوستان

 

سلام

فرا رسیدن سال و قرن نو خورشیدی بر شما و عزیزانتان مبارک باد.

ارزو می کنم بهار خوی قدرتمندان و زورمندان را هم معتدل کند انچنان که تن شریف انسانیت از گزند جنگ و فریب انان در امان مانده و جهان جای زیست شرافتمندانه برای همه انسان ها فقط به سبب انکه انسان هستند باشد.

تندرست و شادکام باشید.

ارادتمند غزالی

 

گر چه دورم تا که بینم مه جمالِ رویِ تو

دستِ مهرت را فشارم گل فشانم کویِ تو

بوسم آن مه رویِ نازت جان فدای خویِ تو

چشمه یِ جوشان مهری من فتادم جویِ تو

می فرستم با صبا من سینِ مهرم سوی تو

سعد باد عیدِ سعیدت سبز باش و جاودان

تا زِ سویِ سبزه زاران گیرم عطرِ بویِ تو

(مجید حسنی)

 

هرروزتان نوروز

نوروزت.ان پیروز

ازگذشته تاامروز

خجسته بادوفیروز

این عیدباستانی

برهمگان مبار‌ک

(شیدا)

 

شمس تبریزی بویورور؛

گونلر، سیزه مبارک اولماق اوچون گلیرلر!

مبارک سیز اوزونوزسونوز.

بوتون گونلریز مبارک

بایرام گؤزلليكدير، اوموددور، بركت‌دير،

بايرام يئني‌دن جانلانماق‌دير، حیاتا يئني باخيشدان باخماق‌دير.

بو گؤزل نوروز بايراميندا، طبيعتين چيچكلنمه‌سی ايله برابر، سيزين ياشامينيزين چيچكلنمه‌سينی آرزولاياراق، يئني ايلده قوجاق دولو شنلیک، ساغليق، خوشبختلیک و باشی اوجالیق آرزولاييرام ذاود فتحی تیلی

 

دوستان عزیزم،

سلام،

بنده که متحول شدم شما را نمی دانم، باور بفرمائید ما در حق ولایت ظلم کرده ایم

هرچه داریم از ولایت است!

ولايت گريز نباشيم!

همیشه پشتیبان ولایت باشیم و به ولایت پشت نکنیم!

همواره از ولایت به نيكي ياد كنيم!

همیشه دوستدار ولایت باشیم و آن را از یاد نبریم!

تمامي افسردگيها و گرفتاریهای ما ناشي از دور شدن از ولايت است!

به همين خاطر من در تعطيلات نوروز میرم ولایت  ،

شماها هم برید ولایتتون خیلی خوش می گذره...

درود

به آخرین روز سال  1400خوش آمدید امـروزتـون سرشـار از بهترینها الهی حـال دلتـون بـهاری باشـه وامروزتان مملو از عشق و پر از گلهای مـهربانی  و شکوفه لبخند بر روی لبهاتون هویدا باشه پیشاپیش عـیدتون مبارک

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی بامید تو

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّه ،أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

آنها که به خدا ایمان آورده و دلهاشان به یاد خدا آرام می‌گیرد، آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام‌بخش دلهاست.

سوره رعد آیه ۲۸

عید است ولی بدون او غم داریم

عاشق شده‌ایم و عشق را کم داریم..

ای کاش که این عید، ظهورش برسد

این گونه هزار عید با هم داریم..

اللّهُمّ عَجّلْ لِوَلیّکَ الفَرج

ای تغییر دهنده دلها و دیده ها

ای مدبر شب و روز

ای گرداننده سالها و حالت ها

بگردان حال مارا به بهترین حال

 خدایا

در این سال جدید قرار دلهای بیقرار ما باش فراوانی را در زندگی ما جاری کن

وجودمان را لبریز آرامش کن؛ ثروتمان را فزونی بخش قلبهایمان را سرشار از عشق کن

کلاممان را لبریز محبت و انسانیت ما را کامل کن

ایمان مارا زیاد گردان وما را از بندگان شاکر قرار ده نه شاکی

سد مشکلات را شکسته و محبت ها را فزونی ودلهای مارا ازآلودگی پاک فرما

سال نو بر شما دوستان مبارک

 

 

سلام.

نوروزتان هر روز.

شیرینی کامتان مدام.

دلتان کوک کوک.

الهی ؛

الهی که روزگار نو :

روزگار صحت تن باشد و

سلامت جان.

سفره هاتان پر برکت.

احوالتان نیکو.

خوشبختی هاتان مستدام.

در پناه خدا - سید مرتضی بزازیان

 

به نام پروردگار زیباییها

 فرارسیدن سال نو و فرخنده ی نوروز باستانی را تبريك گفته و سالی سرشار از تندرستی ، شادی و موفقيت  و خیرو برکت را برايتان آرزومندم . ضیاالدین شعاعی

         

 

با عرض سلام

باعث خوشحالی است که عرض شادباش و تبریک اینجانب زودتر از نسیم روح بخش نوروز خدمتتان  می رسد  . پيشاپيش فرارسیدن سال نو و فرخنده نوروز باستانی را تبريك گفته و سالی سرشار از تندرستي، شادی و موفقيت برايتان آرزومندم.

 

اميدوارم این سال برای شما و خانواده محترم؛  سال دوستی، فراوانی و بی نیازی، کوشش و آرامش توأم با سلامتی و دلخوشی باشد . الهی آمين     پیروز و سرافراز باشید. محمود  غوغایی        ۱۴۰۰/۱۲/۲۹   

 

پانزده دعا در آغاز قرن پانزدهم!

 خدایا! به مردمی که بعد از گذشت یک صد سال هم چنان در پیچ و خم قانون، آزادی و عدالت سرگردان اند؛ امید، صبوری و تلاش عنایت کن!

 پروردگارا! به مسئولین ما بیاموز که ایرانیت، اسلامیت و مدرنیت چنان در هم آمیخته اند که نمی توان یکی را به زیان دیگران مصادره کرد!

 خدایا! به ما یادآوری کن که تنها یک زمین برای زیستن داریم تا بتوانیم بر بحران های آب، ریزگردها و محیط زیست فائق آییم!

 پروردگارا! به مسئولینی که دل در گرو آباد کردن همزمان دنیا و آخرت ما دارند بیاموز که مردم گاهی نیازمند فرصتی هستند تا فقط زندگی کنند. این مجال را از ما دریغ ننمایند!

 خدایا! سختی روزگار چه بسا برخی را از لطف تو ناامید و حافظه شان را نسبت به یاد تو دچار نسیان سازد. یادآوری کن که زیستن بدون تو، ما را از پشتوانه ای مطمئن برای زیست اخلاقی محروم می سازد!

 پروردگارا! به ما که خود را تافته ای جدابافته از جهان، و قوم برگزیده عالم می پنداریم، تواضع بهره گیری از تجربیات سایر جهانیان عنایت کن!

 خدایا! به کسانی که تصور می کنند با یکدست کردن قدرت از طریق ناامید کردن مردم از مشارکت در انتخابات مختلف می توانند راحت تر حکومت کنند فرصتی برای مرور تجربیات پیش از خود عطا کن!

 پروردگارا! به مسئولین ما که با آرامش به  دنبال کشف الگویی بومی برای توسعه هستند بصیرتی عنایت کن تا درک کنند سایر کشورها چگونه با سرعت در حال حاشیه نشین کردن ما در میدان توسعه یافتگی هستند!

 خدایا! به دولت مردانی که به دنبال گفت و گو و توافق با جهان هستند بیاموز که تا نتوانیم با خودمان گفت و گو و تفاهم کنیم راه به جایی نمی بریم!

 پروردگارا! به ایرانیانی که فقط در یک صد سال گذشته تغییراتی در ابعاد سه نهضت و انقلاب را رقم زده اند، توانایی غلبه بر احساس بی قدرتی کنونی عطا کن!

 خدایا! به ما که در دو سال گذشته بی پناه در قبال تحریم ها و کرونا رها شده ایم، جسارت نومیدی از وعده های حاکمان و امیدواری به خویشتن را عنایت کن!

 پروردگارا! به کسانی که ما محرومان را به قناعت در مصرف حداقل ها توصیه می کنند و از نقش خود در مصائب ما چشم می پوشند فرصت خلوت با وجدان خود عنایت کن!

 خدایا! به روشنفکرانی که همواره در نقد حکومت از یکدیگر سبقت می جویند یادآوری کن که نقد جامعه را نیز جدی انگارند و بی هراس از طعن ها و لعن ها از سهم مردم برای تداوم نارسایی ها نیز سخن بگویند!

 پروردگارا! با گذشت بیش از یک سده از مشروطه خواهی ایرانیان، دوگانه های دنیا- آخرت/ دینی- سکولار/ سنت- تجدد/ حکومت - جامعه، همچنان برای ملت ما حل نشده باقی مانده اند. فرصتی عطا کن تا به تلفیقی میان آنها دست یابیم!

 خدایا! به سیاست مداران ما اصول، به روشنفکران ما واقع بینی، به روحانیان ما زمان شناسی، به مردان ما برابری جویی، به زنان ما تفاوت شناسی، و به مردم ما قدرت تغییر شرایط موجود را عطا کن!

مهران صولتی

 

به خدا توکل کن

 فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ

و آنگاه که بر کاری تصمیم گرفتی پس بر خدای اعتماد کن همانا خداوند آنان که بر او اعتماد کنند را دوست میدارد. سوره   آل عمران   از ایه ۱۵۹

عرض سلام و ارادت

 در ساعات پایانی سال برای عزیزان سفرکرده طلب مغفرت کنیم. برای تعجیل در فرج مولایمان دعا کنیم. عزت و سربلندی شیعیان امیرالمؤمنین را از خدا بخواهیم. شفای همه بیماران را طلب کنیم و حسن عاقبت، صحت جسم و جان و احسن الحال را برای همگان از درگاه حضرت باریتعالی مسئلت داریم و شکر گزار همه نعمت های الهی خاصه نعمت عظیم ولایت باشیم.

انشاالله سال خوبی را توام با موفقیت و سربلندی و زیر سایه امام عصر عج و بزرِگانی که َنعمت وجودشان بر سرمان مستدام است، پیش رو داشته باشیم عید تان مبارک

 

این روزها پیام های تبریک سال نو  زیاد گفته می شود. ولی متن زیر را اخیرا" در جایی دیدم و از تمثیل زیبایش لذت بردم و خواستم با شما عزیزان نیز به اشتراک بگذارم.

"قطار زندگی"

Hello !

Life is like a journey on a train...

with its stations...

with changes of routes...

and with accidents!

سلام !

زندگی مانند سفر كردن با قطار است ، به همراه ايستگاه ها ، تغيير مسيرها و حوادث !!!!!!

We board this train when we are born and our parents are the ones who get our ticket.

ما با تولدمان به اين قطار سوار مي شويم و والدينمان كسانی هستند كه بليت اين سفر را برايمان گرفته اند ....

We believe they will always travel on this train with us.

ما فكر مي كنيم كه آن ها هميشه همراه ما در اين قطار سفر خواهند كرد .....

However, at some station our parents will get off the train, leaving us alone on this journey.

اما در يك ايستگاه آنها از اين قطار پياده مي شوند و ما را در اين سفر تنها مي گذارند ...

As time goes by, other passengers will board the train, many of whom will be significant - our siblings, friends, children, and even the love of our life.

با گذشت زمان مسافران ديگري وارد قطار مي شوند كسانی با اهميت مانند : دوستان ، فرزندان و حتی عشق زندگی مان .....

Many will get off during the journey and leave a permanent vacuum in our lives.

بسياری از آن ها در طول مسير اين سفر ، ما را ترك خواهند كرد و جای خالي شان در زندگی ما بجا مي ماند .....

Many will go so unnoticed that we won't even know when they vacated their seats and got off the train !

بسياری هم آن چنان بی سر و صدا مي روند كه ما حتی متوجه ترك كردن صندلی و پياده شدنشان نمي شويم

This train ride will be full of joy, sorrow, fantasy, expectations, hellos, good-byes, and farewells.

سوار بر اين قطار پر از تجربه ی شادی ، غم ، رويا پردازی ، انتظارات ، سلام ها ، خداحافظی ها و آرزوهای خوب است .....

A good journey is helping, loving, having a good relationship with all co passengers...

and making sure that we give our best to make their journey comfortable.

يك سفر خوب همراه است با كمك كردن ، عشق ورزيدن ، داشتن رابطه خوب با بقيه همسفران و اين كه مطمئن بشويم تمام تلاشمان را بكنيم تا سفری راحت داشته باشند .....

The mystery of this fabulous journey is :

We do not know at which station we ourselves are going to get off.

راز اين سفر بسيار زيبا اين است كه :

ما نمي دانيم در كدامين ايستگاه قرار است پياده شويم.

So, we must live in the best way - adjust, forget, forgive and offer the best of what we have.

پس بايد به بهترين شكل زندگی كنيم ، سازگار باشيم ، فراموش كنيم ، ببخشيم و بهترين چيزی كه داريم را ارائه دهيم ....

It is important to do this because when the time comes for us to leave our seat... we should leave behind beautiful memories for those who will continue to travel on the train of life."

تمامی اين ها مهم خواهد بود چرا كه هنگامی كه زمان آن برسد كه ما مجبور به ترك صندلی خود بشويم ، می بايست برای آن ها كه سفرشان با قطار زندگی ادامه دارد خاطرات زيبايی از خود بجا بگذاريم .....

 

Thank you for being one of the important passengers on my train... don't know when my station will come... don't want to miss saying: "Thank you"

از شما متشكرم كه يكی از آن مسافران مهم قطار همراه من بوديد ،

من نمي دانم كه چه وقت به ايستگاه خواهيم رسيد ، برای همين نمي خواهم فرصت گفتن "متشكرم" را از دست بدهم ...

 

مسافرین محترم پرواز شماره 1401

جهت سوار شدن به هواپیما آماده بشوید

بار اضافه و خاطرات بد  را از سالهای قبل نمیتوانید با خود حمل کنید.

این پرواز ۱۲ ماه طول میکشد و بخاطر همین کمربندهای خود را خیلی محکم ببندید. شما شاهد پرواز برفراز شهرهای سلامتی، عشق، لذت، تعادل و صلح خواهید بود.

کاپیتان پروازخدای بزرگ پیشنهاد میکند که غذاهای زیر را از منو استفاده کنید:

کوکتل دوستی و صمیمیت

ساندویچ سلامتی

شیرینی برکت

یک کاسه اخبار خوش

سالاد موفقیت

کیک خوشحالی و در کنار همه اینها شادی و لبخند

به امید  داشتن یک پرواز زیبا برای شما و خانواده تان در پرواز 1401

سال نو پیشاپیش مبارک

 

سلام و شب بخیر                                     سال ۱۴۰۱ برشما و خانواده گرامی، مبارک باد                 امیدوارم سال جدیدی که پیش رو دارید متفاوت از سال های گذشته باشد و آرزومندم امسال سالی  باشد که همیشه آرزویش رو دارید

 

            یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ...

به نام خدای بهار آفرین

بهار آفرین را هزار آفرین

 اینک که دست تقدیر، آغوش گرم یاران و عزیزانمان را در آغاز سال نو از ما دریغ داشته، همگی در پناه خانه های خویش، پرشور و همنوا، نوروز باستانی را که نمادی از شادی و شکوه فرهنگ ایرانی  است، جشن گرفته و ایزد یکتا را به پاس نعمتهای بیکرانی که همواره بر ما ارزانی داشته است، سپاس می گوییم و سرود نیایش نیاکان خود را خالصانه و هم آواز زمزمه می کنیم :

« خداوندا این سرزمین و مردمانش را از بلاها وگرفتاریها حفظ بفرما »

 

امید است با بر آمدن بهار نو ، ذات مقدس مُحَوِّلَ الْأَحْوَال ، سراسر گیتی را با چراغ فروغ بخش اَحْسَنِ الْحَال روشن ساخته و ما نیز کینه ها را از دلها برگرفته و افقهای زندگی را با عشق و امید و‌ ایمان پرنور سازیم تا بتوانیم تبریک عید را بر دلها نشانیم.                         سال نو مبارک          هر روزتان نوروز            نوروزتان پیروز

ارادتمند شما  سید حسن موسوی

 

هفت سین براتون آماده کردم ، اونو تو سفره دلتون میذارم .

1- سایه خدا بر سرتون

2- سلامتی بر پیکرتون

3- سرسبزی در خانه تون

4- سخاوت خدا در مال تون

5-سرنوشت نیکو در عمرتون

6- سبد سنبل در دست تون

7-سیب خنده رو لباتون

 پیشاپیش سال نو مبارک

 

 

عیدنوروز سال نو_مبارک

یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ

ای‌دِگرگون‌کُنَندِه‌حالی‌بِه‌حالی‌دیگَر

حال‌ِمارابِه‌بِهتَرین‌حال‌ دگرگون کن

و انتهای این قصه‌ سرد و سفید

همیشه سبز خواهد بود.

 تشکر ازخداوند براي بودن خوبانی چون شمادر سالي كه رو به اتمام است .

 وآرزو براي داشتن شما فارغ از هرگونه گرفتاری وبیماری درسال آينده

 دعاهايم را بر تار خورشيد و عرش كبريايي به وديعه مي گذارم،

تا هماي سعادت بر زندگيتان لانه كند...

ازخداوندآرزو های خوبی را برايتان ميخواهم، كه جز در خاطر خدا، در باور هيچ كس نمي گنجد...

پيشاپيش سال نو بر شما مهربانان و خانواده های گرامیتان مبارك باد

هفت سین سال1401شمسی

سایه ی پدر و مادر بر سرتون

سلامتی در "جسم" و جانتون

سرسبزی مهمون خونه هاتون

سخاوت و مهر قرین دلهاتون

سرنوشت "زیبا" در تقدیرتون

سبد سبز سنبل توی نگاهتون

سیب سرخ لبخند برلب‌هاتون

شاد بودن‌یک سفر دائمی‌است نه یک مقصد معین

برای " شاد" بودن هیچ زمانی بهتر از " اکنون" و هیچ دلیلی برتر از بودن با خدا نیست

دنیا دنیا ارادت

 گیتی گیتی دوست داشتن آسمان آسمان التماس دعا

خادم قرآن و خاک کف پای تک تک اهالی قرآن  محبوبه شکری

 

توصیه معنوی در مورد پهن کردن سفره "هفت سین"

هنگام پهن کردن سفره هفت سین 40مرتبه بگوید

یاباسط

هنگام گذاشتن قرآن 100مرتبه بگوید  یاحکیم

و100 مرتبه بگوید یاعلیم

هنگام گذاشتن آینه 40مرتبه بگوید یامصور

هنگام گذاشتن شمع 100مرتبه بگوید یانور

هنگام گذاشتن شیرینی,بدون پوشش 100مرتبه بگوید یارحیم

و100مرتبه  یارحمن

 

 

هنگام گذاشتن تنگ آب یا تنگ ماهی 40 مرتبه بگوید یا حی

لای سوره  یس  365 تومان

یا 3650تومان پول گذاشته وبعد به نیت آقا امیرالمومنین

به فقرا صدقه دهد

ان شاالله که سالی پر از برکت و سلامتی ,همراه با معنویت داشته باشید

التماس دعا

هفت سوره قرآن با (سین) شروع میشود!

1.اسری

2.نور

3.حدید

4.حشر

5.صف

6.معارج

7.الاعلی

قبل از سال نو نام این سوره هارا تک تک روی کاغذ نوشته تا بزنید نام سوره پیدا نباشد و همه را لای قران صفحه ای که بسم الله دارد بگذارید.

از روز اول عید تا روز هفت فروردین یکی از کاغذها را بردارید بطوریکه نمیدانید چه سوره ای است و آن سوره را همان روز تا قبل از اذان مغرب با توجه به معانی و حضور قلب بخوانید میتوانید از کسی بخواهید بامعنی بخواند و شما گوش دهید بعد از سوره دعای فرج (اللهم کن لولیک الفرج...) را از ته قلب بخوانید.

 بسیار در موفقیت شما در طی سال کمک میکند.برکت در کسب و کار و زندگیتان می افتد. ازخطرات ایمن و دست دشمن از زندگی شما کوتاه میشود. و در سال۱۴۰۱ طعم خوشبختی را می چشید. ان شاءالله

خوش به حال آنکه روز عید برایش سوره نور بیفتد.

سلام خدمت خواهران‌خوبم

از دستور العمل فوق که در هنگام پهن کردن سفره هفت سین بیان شد در سال گذشته خیلی عزیزان نتیجه مطلوب گرفتند .لطفا به دوستان وآشنایان معرفی کنید تا ان شاءالله به لطف پروردگار اگر گره ومشکلی در زندگی دارند رفع گردد.

                                       التماس دعابرافرج مولا

در گروههای دیگر نیز انتشار دهید خیلی التماس دعا

 

عجب سالی در پیش داریم

پایانش جمعه

ونیمه شعبانش هم جمعه

عاشورایش عصرجمعه

 23رمضان شب قدرشب جمعه

آخرین روز رمضانش جمعه 

عیدغدیروکامل شدن دین روزجمعه

الهی:کاش اولین جمعه موعود هم

در این سال رقم بخورد

تا ارکان جمعه کامل شود

وبجای اللهم عجل لولیک الفرج

بااشک شوق درسجده شکر بگوییم

أللهم لک الحمدولک الشکر لفرج ولیک

ببین برای آمدنت چقدربهانه میچینم

عجیب تراینه که سال 1400 دوتا

نیمه شعبان داریم

یکی 9 فروردین 1400

یکی هم27اسفند1400روزجمعه

یعنی در یک سال دوبار به یمن

 قدوم مطهر ربیع الانام

امام زمان علیه السلام

جشن میگیریم

سالی که نکوست ازبهارش پیداست

هروقت عدد ۱ قبل از۴ قرار میگیرد

دل، هواخواه می شود

بیتاب می شود

۱۴معصوم ، معصوم چهاردهم

سال ۱۴۰۰

بارالها، آغاز قرن ۱۴ را آغاز تاریخ

حکومت مهدوی مقدر فرما

انشاالله سال ظهورصاحب الزمان باشد

 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج

التماس دعا

 

ای مدیر محترم عید آمد و نزدیک شد

عیدی ما را ندادی خود لباست شیک شد

عیدی ما گر دهی از تو حمایت میکنیم

جملگی ما از تو اعلام رضایت می کنیم

وای از آن روزی که گویند عیدی ما دیر شد

این مدیر با کل اعضای گروه درگیر شد

آن زمان ما جملگی چوب و تبرزین می کشیم

ما تو را از منسب و قدرت به پایین می کشیم

ای مدیر با این عمل تو آبروی خود نریز

عیدی مارا سریعتر در حساب ما بریز

 مدیر بهتون عیدی میده حتما

پیشاپیش سال نو مبارک

 

سلام

خیلی ممنون وسپاسگزارم

بنده هم فرارسیدن سال نو و بهار طبیعت وعید نوروز را خدمت شما دوست عزیز وخا نواده محترم تبریک وتهنیت عرض میکنم و بهترین ها را برای جنابعالی ارزومندم شاد و سلامت باشید

 

با سلام و احترام

به خدا که وصل شوی

آرامشی وجودت را فرا می گیرد

که نه به ‌راحتی می‌رنجی و نه به ‌آسانی می‌‌رنجانی .

آرامش،سهم دل‌هایی ست

که نگاهشان به سمت خداست

با عرض تبریک سال نو سلامتی و شادی. موفقیت. پیشرفت برایتان آرزومندم

ارادتمند شما    سيد جواد موسوي

 

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

بهروز و پیروز باشید

 

هیچ خوشبختی

 بزرگ تراز آرامش فکری...

وهیچ نعمتی

بزرگ تر از سلامتی نیست...

معبودا...

 پروردگارا...

خداوندا...

سلامتی و آرامش فکری را نصیب دوستان من عطا بفرما...

.پیشاپیش سال نو را به شما برادر عزيز وخانواده محترمتان تبریک وتهنیت عرض مینمایم.و موفقیت شما را برای زيبا زیستن در کنار همدیگر را از خداوند منان خواستارم.

شاد وپيروز باشيد

 

با عرض هزاران تبریک بر شما و خانواده ی گرامیتان سالی پر برکت، سرشار از لبخند، سلامتی، عشق، آرامش و موفقیت برایتان آرزومندم. پیروز و سرافراز باشید

دعايی زیبا از بابا طاهر :

ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر.........

گاهي دلگرمي يك دوست چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست.

جاودان باد سايه دوستانيكه شادي را علتند نه شريك،

و غم را شريكند نه دليل.

امیداورم ساعات  پایانی سال را به خیر وخوشی سپری کنید وبا دلی خوش به استقبال بهار بروید.

پیشاپیش نوروز مبارك

 

سال نوی همه همسایه های عزیز همایون باد

 

باعرض سلام

فرا رسیدن عید نوروز باستانی وآغاز

سال نو تبریک وتهنیت صمیمانه خود راتقدیم شما وخانواده محترمتان داشته ودرپرتو الطاف بیکران خداوندی

سلامتی وبهروزی طراوت وشادکامی عزت وکامیابی رابرای شما آرزومندم

ارادتمند محمد رحیم جعفریان

 

با سلام سال نو و نوروز باستانی ،وآمدن بهار فصل شکوفایی و زایش طبیعت و قدم گذاشتن به قرن جدید را خدمت شماوخانواده محترمتان تبریک میگویم و برای همه عزیزان سلامتی و موفقیت را آ رزومند م

 

خدایا همیشه سلامتی کامل و بهترین روحیه و شادترین لحظات در زندگی را به عزیزان ودوستانم وهمهء خانواده و بستگانشان عنایت فرما  پیشاپیش سال نومبارک

 

روح در رقص و شادی از خفتگی و تیرگی رها  میشود، جسم در رقص چالاک میشود، قلب با موسیقی سرزنده میشود، هستی را جشن بگیر و با رقص سپاسگزاری را بجا آور،، خداوند در قلب انسانهای شاد است،، لحظات را با غم و اندوه به بطالت مگذران، انگشت حسرت و اندوه بر دندان مگیر، زیستن درر قص است، زیستن در پایکوبی است، زیستن در نغمه‌سرایی است، زیستن در شادمانی‌ست، تمام طبیعت در رقص است، آغوش رقص بگشا تا زندگی تو را بغل کند، با جریان هستی و با گامهای سبک پیش برو تا زندگیت تماما ملکوتی شود.

پیشاپیش نوروز مبارک

 

سلام عزیزان

با فرارسیدن نوروز باستانی و آئین های ویژه نوروزی لازمست برای چینش آیین هفت سین  چند نکته بیان و رعایت شود

 

در رابطه با هفت عنصری که از آن به عنوان هفت سین یاد میشه هموطنان باید چند(۵) ویژگی  را درچینش ٧سین نوروزی مورد توجه قرار دهند :

نخست این که  نام این٧ عنصر باید"پارسی" باشد.

دوم آنکه باید این هفت عنصر با بند واژه (حرف) سین آغاز شود

سوم؛ این عناصر  دارای ریشه گیاهی باشند.

چهارمین ویژگی این عناصر هفتگانه باید خوردنی باشند

و آخرین نکته این که  هیچ یک از عناصر هفتگانه  ٧سین  ایرانی نباید ترکیبی باشند  به این معنا که ترکیبی از دو واژه نباشد مثل :سیب  زمینی !

با توجه به مطالبی که عنوان شد ما تنها هفت چیز را در کره خاکی داریم که این پنج ویژگی رو دارند که به عنوان هفت سین ایرانی از آن یاد میشود  آن هفت چیز عبارتند از :

سیب،   سیر،  سماغ،  سرکه،    سمنو،  سبزی (سبزه)،  سنجد

بر این پایه : 

سنبل ( نه خوراکی است نه پارسی ) بلکه تازی است.

سکه ( نه خوراکی است نه پارسی ) بلکه تازی است.

سماور ( نه خوراکی است نه پارسی ) روسی است.

 در بیست میلیون واژه های پارسی،

نمی توان واژه یا عنصرهشتمی را برای هفت سین های نوروزی پیدا کرد که دارای این  ویژگی ها باشد

 نکته پایانی و لازم  در رابطه با ٧سین ایرانی که هر یک از س های٧ سین، نماد یکی از سپنتاهای ( هفت اُبُر فرشته ) آئین زرتشت است.

سیر : نماد اهورا مزدا

سبزه : فرشته اردیبهشت نماد آبهای پاک است

سیب : فرشته سپندارمذ، فرشته زن ، نماد بارداری و پرستاری است

سنجد :  فرشته خورداد نماد دلبستگی

سرکه : فرشته امرداد نماد جاودانگی

سمنو :  فرشته شهریور نماد خواربار

سماغ : فرشته بهمن نماد باران

سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه

 " ق " نوشته شود

پاینده نام ایران و ایرانی

جاودان باد فرهنگ و تمدن ایران زمین

پیشاپیش نوروزتان پیروز

 

نام مبارک حضرت علی اصغر

به حروف ابجد: 1401

با نام علی اگر که لب باز شود

من مطمئنم در سخن اعجاز شود

این سال جدید، یا اباعبدالله...

با یاد علی اصغرت آغاز شود

عیدتون مبارک

 

ـ تبریک سال نو کمی متفاوت:

من در خویش، جوری هستم که حتی نمی توانم برایت زندگی ایی آرزو کنم که بی خزان و بی زمستان باشد.

نمی توانم بگویم سالی پر از فقط شادی و موفقیت داشته باشی.

نمی شود، بگویم برایت سالی. پر از ثروت و سلامت می خواهم!

من و تو می دانیم که زندگی بسیار زیبا، اما دشوار و شکننده  است! می دانیم قرار است همانطور که گاهی موفق شویم، جاهایی هم موفق نشویم، یا دست کم رسیدن به برخی خواسته ها و آرزوهای مان را مدتی به تعویق بیندازیم.

یاد گرفته ایم که بیماری هر از چند گاهی در ما، یا یکی از عزیزان و دوستان مان، میهمان می شود تا درسهای سخت انسان بودن را مرور کنیم.

 می دانیم که گاه با داشتن مال و گاه به نداشتنش، گرفتار می شویم.

 

می دانیم ازین بهار تا آن بهار، فاصله ای است؛ پر از ماجراهای تلخ و شیرینی که بسیاری از آنها خواست و انتخابِ ما نیستند، اما گریز ناپذیرند.

نمی خواهم بگویم تو را به خدا می سپارم و خیالت راحت باشد که خدا نمی گذارد هیچ اتفاق بدی برایت رخ دهد! چون می دانم که ناخواستنی ها، همانقدر فراوانند که سپردن های نارس و فهم ناشده ی ما!

دیگر آنقدر بزرگ شده ایم که بفهمیم در هفت سین، چیزهایی را می چینیم که هراسِ نبودن، کم شدن یا از دست دادنشان را داریم.

آنقدر تجربه داریم که درک می کنیم، مردم این بهانه های خوشرنگ و شاد را همچون فرصتی مهم تلقی می کنند؛ برای اینکه، خودشان را به آن راه بزنند؛ که انگار قرار است زندگی طبق آرزوها، شادباش ها، تبریکات، تهنیت ها و مبارک بادهای ما بچرخد! (و شاید این خود نمایش قدرت اُمید در انسان باشد، که به رویارویی هر احتمالی، با لبخند می رود!)

می دانی! می خواهم این بار برایت آرزویی کنم که تو را در تمام فُصولِ زندگی، در سرما و گرمایِ روزگار، در تمام بارانها، برف ها، طوفان ها، خشکسالی ها، شکست ها و موفقیت ها، شادی ها و غم ها، از دست دادن ها و به دست آوردن ها؛ در امان و قرار دارد!

آرزو می کنم، آنقدر به خودت رسیده باشی و برسی؛ آنقدر خدا در خودت داشته باشی و بیابی، و آنقدری در قلبت آگاهی و در ذهنت روشنایی باشد و بیاید که ؛

تمام زندگی را - هر طور که پیش رود -  مشتاقانه، اُمیدوارانه، سرافرازانه و عاشقانه، زند گی کنی!

تو نیز مرا همین آرزو کن.

باشد که سال بعد، همین حوالی، خوشنود از خود و آنچه گذشته، به یکدیگر لبخند بزنیم و همچنان چون بهار، مشتاق و سرافراز و عاشق زندگی باشیم..

با احترام بابای سامان ، مهدی کوشش

 

همچو صبحم یک نفس باقی است تا دیدار تو

چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع

آتش مهر تورا حافظ عجب در سر گرفت

آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع

با آرزوی سالی خوش برای شما دوست عزیز که به خواسته های دلت برسی در کنار خانواده

 

با سلام و احترام

این نوروز باستانی را به شما و خانواده محترم تبریک عرض می کنم آرزو می کنم سال جدید، سالی سرشار از شادی و موفقیت باشد.

                     ارادتمند  رادمنش

 

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

از باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

نوروز 1401مبارک

ارادتمند خانی

 

سال نو بهترین فرصت برای گرامی داشت تمام چیزهای خوبی است که در زندگی داریم

سپاسگزار داشته هایمان باشیم و تلاش کنیم بهترین ها را برای خود به ارمغان آوریم

سال نو بر شما و خانواده محترم مبارک باد

ارادتمند شما پيام محمدي

 

محرم صد شرف دارد به این عیدو نوروزی که ما داریم

 

بنام حضرت دوست که هرچه هست از اوست

 درود به همه شما دوستان، عزیزان، خوبان همراه.

دعای تحویل سال به زبان پارسی اصیل باستان:

گشت گرداگرد مهر تابناک،

ایران زمین.

روز نو آمد و شد شادی برون زنده کمین،

ای تو یزدان،

ای تو گرداننده ی مهر و سپهر،

برترین کن برایم این زمان و این زمین.

بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را،

از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را،

زبان سوسن از ساقی کرامت‌های مستان گفت،

شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را،

ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل،

چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را،

 "مولوی"

 

پروردگارا دراین روزهای پایانی سال ۱۴۰۰ و شروع سال۱۴۰۱

به خواب دوستان و عزیزانم آرامش،

به بیداریشان آسایش،

به زندگیشان نشاط،

به عشقشان ثبات،

به عهدو مهرشان وفا،

به عمرشان عزت،

به رزقشان برکت،

و به وجودشان صحت،

عطا بفرما.

الهی آمین

 

 

با سلام و امید آغاز میکنیم،

این پدیده بی همتای بهاران را

با دلی پر امید وسرشار از مهر

 ره می‌سپریم بسوی آینده ای روشن برای مام میهن و مردمان نازنینش  لبخند آوریم برلبان پر غصه زیان دیدگان از ستم روزگاران  وخوشبختی را برای همدیگر به ارمغان آوریم .

دراین خجسته بهار و نوروز باستانی همه ی  آرزوهای خوب را برای شما و خانواده  گرامی و همه کسانی که دوستشان دارید، خواستارم.

با امید رسیدن روزگار نو.

 

دو قدم مانده به خندیدن برگ

یک نفس مانده به ذوق گل سرخ

چشم در چشم بهاری دیگر

تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان

یک سبد عاطفه دارم

همه ارزانی تان

عید نوروز بر شما و خانواده محترمتان مبارک ریوندی

 

سلام ، دوست عزیز و مهربانم ، بهاران خجسته ، عیدتان مبارک باد .

امید دارم سالی پر از خیر و برکت و تندرستی پیش رو داشته باشین

 

هفت سین براتون آماده کردم ، اونو تو سفره دهلتون میذارم.

1- سایه خدا بر سرتون

2- سلامتی بر پیکرتون

3- سرسبزی در خانه تون

4- سخاوت خدا در مال تون

5-سرنوشت نیکو در عمرتون

6- سبد سنبل در دست تون

7-سیب خنده رو لباتون

آخرین هفته قرن خوبی داشته باشید

پیشاپیش سال نو مبارک

 

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

حلول قرن جدید، سال نو و بهار پر طراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می‌باشد

را تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت

را از درگاه خداوند متعال و سبحان برای شما و خانواده محترمتان مسئلت می‌نمایم

ارادتمند شما - حجت الله عبداللهی

 

سال نو مبارک نوروتان پر از مهر و شادی   رضا فتح علیان

 

صدمبارک به تو آن عید که فردا باشد

نـوروز نـوید وصـل دلـها بـاشـد

 عطر نرگس، رقص باد

نغمه شوق پرستوهاى شاد

خلوت گرم كبوترهای مست

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار

خوش بحال روزگار…

با آرزوی سالی سرشار از سلامتی و موفقیت

پیشاپیش سال نو برشما و خانواده محترم مبارک

 

بسم الله الرحمن الرحیم

‍برای سال جدیدمان آرزوی تحول دارم.....

آرزو می‌کنم که زندگی و کشورمان به سوی سبز شدن متحول شود،،،،،،

و حال دلمان به احسن‌ترین حال‌ها برسد .....

آرزو می‌کنم سلامت وتندرست بمانید .....

آرزو می‌کنم روزهای تلخ گذشته ، در گذشته‌ها جا بمانند و جز یاد و خاطره‌ای برای عبرت ، چیزی از آن‌ها باقی نمانَد ......

آرزو می‌کنم شادترین و بدون تشویش‌ترین روزها را پیش رو داشته باشید ،،،،،،

همراه با ساقه‌های سبز گیاه ، سبز شوید....

آرزو می‌کنم آدم‌های خوب‌تری شویم و کشورمان جای زیباتری شود برای زیستن.....

آرزو می‌کنم ببینمتان به زودی  ، وقتی که تلخی‌ها تمام شده‌اند ،،،،،،

و شما با لبخند و آرامشی عمیق، میان سبزترین کوچه‌های بهار، بدون دلواپسی، قدم می‌زنید ....

آرزو می‌کنم سال جدید سال ما باشد ، سال همه‌ی ما.....

 

دعايی زیبا از بابا طاهر :

ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر.........

گاهي دلگرمي يك دوست چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست.

جاودان باد سايه دوستانيكه شادي را علتند نه شريك،

و غم را شريكند نه دليل.

 

امیداورم ساعات  پایانی سال را به خیر وخوشی سپری کنید وبا دلی خوش به استقبال بهار بروید.

پیشاپیش نوروزتان مبارك

عیدتون مبارک و دلتون شاد

 

با سلام و ارادت

اين بهار نو ز بعد برگ ريز

هست برهان بر وجود رستخيز

سلامتي، سعادت و بهروزی شما را همراه با رويش دوباره بهار در جسم و جانتان، از دادار هستی آرزومندم.

با احترام

مجید مختارپور

هیچ انسانی آنقدر ثروتمند نیست که به شوق مهربانی دیگران دلش نلرزد و هیچ کس آنقدر فقیر نیست که نتواند نگاهی مهربان را به دیگران هدیه دهد.پس بیا مهربان باشیم. مثل دست های آب. مثل سکوت آسمان. اصلاً بیا اسم این روز ها را بگذاریم روزهای بی بهانه بخشیدن.

بیا قبل از اینکه دنبال خودمان در آینه بگردیم، به لبخند دیگران فکر کنیم.به قول سهراب: زندگی شاید آن لبخندی است که دریغش کردیم زندگی زمزمه پاک حیات است میان دو سکوت زندگی خاطره ی آمدن و رفتن ماست.به این که شوق تولد یک گل در باغچه ی حیاط کوچک عشق چقدر می تواند به زندگی معنا بخشد

سلام و درود بر دوستان و عزیزانم-صبح آخرین روز قرن بخیر و مهربانی و روزتون سرشار از عشق و آرامش

 

بنام خدا

با سلام

در آستانه نوروز و ورود به سال ۱۴۰۱ صمیمانه ترین تبریکات خود و خانواده را به حضور جنابعالی و خانواده محترم تقدیم و برایتان در لحظه لحظه های سال جدید و سال های بی شمار دیگر سلامتی، شادکامی و موفقیت از درگاه الهی مسئلت مینمایم.

با احترام و ارادت – موسوی

 

...اول بگم خیلی دوستت دارم

دوم اینکه یک خواهش کوچکی ازت دارم امیدوارم رد نکنی

 مواظب خودت باشی بخاطر اینکه برام خیلی مهم هستی

خداوند دعاهات را قبول کنه و روزهای پر برکت و خوشی داشته باشی

و آخریه هم عیدت پیشاپیش مبارک گلم

بفرستش برای هر کسی که برات عزیز باشه حتی اگر من باشم

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

گل های نو شگفته ایی که به مسلخ سرما رفتند

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 

گرچه تو گویی خداوند، طبیعت، و یا هر آنچه ما او را خالق و حاکم و بر این جهان می دانیم، انسان را از جمله دیگر مشترکین در این زمین زیبا، و سیاره آبی (در میان کهکشان و نور و سیاهی)، مستثنی نموده، و به حال خود رها کرده، تا ره به تامین منویات دل خود زند، اما دیگر مخلوقات را در یک نظم طبیعی و ثابت، نگاهبان، تنظیم و تکمیل کننده همدیگر نهاد، تا جهان را به سوی زیبایی، و تکراری خوشایند، و تامین کننده ادامه حیات پیش برند،

و از این روست که انگار، طبیعت بی توجه به آنچه در دنیای انسان ها، که از جنایت، ظلم، غارت، برده داری و حق کشی می گذرد، و یا آنچه آنان بر خود و دیگران روا می دارند، راه خیر و صلاح خود، و آنان که، بر این سیاره سبز میهمانند، را می روند، و در مداری ثابت اما زندگی بخش، سیر حیات بخش خود را ادامه می دهند،

اما روند زندگی انسانی که ویران کننده ی حیات خود و دیگران است، در حالی که او، خود را "اشرف مخلوقات!" تلقی می کند، حیات را بر زمین شخم می زند، و به پیش می تازد، تازشی که هزاران سال است، ادامه داشته و دارد، و از این مستبد، به آن دیگری، دست به دست می شویم، تا زمین تازشگاه انسان شرور بماند، و هیچگاه از مستبدین دیکتاتورِ ظالم و تمامیت خواه، خالی نباشد، و در غلبه آنان، شعله های جنگ و کشتار و جنایت، همچنان بر آسمان تنوره می زنند، و ناله انسان های گرفتار در این بلیه بی پایان، همیشه بلند است، و البته گوشی در میان هیاهوی این گسترانندگان جهل و سیاهی، بر این ناله ها نبوده، در آسمان سرخ از خون ما، خون ها نیز، دیگر از رنگ هشدار تهی شده اند، و خون و خونریزی در پس توجیهات، شرم برانگیز این جماعت سیاهی گستر، به راحتی جاری و ساری می ماند، و تئوری پردازان شان، این سیاهه ننگین را به مهر تایید، و توجیهات نکبت پراکن شان، بلند کرده، فریاد احسن احسن خود را، نثار خونخوارانی می کنند، که زمین فراخ را برای انسان، و تبلور انسانیت تنگ کرده اند.

اما اکنون که زمستان سرد، جای خود را به بهاری دلچسب می دهد، و طبیعت می رود تا گوشه هایی از بهشتی که انسان می تواند، در کنار دیگر موجودات، از آن بهره مند باشد را، نشان دهد، دنیایی نو، که انسان می تواند در میان سبزی با طراوت آن، در صلح و آرامش زندگی کند، و طبیعت معلم انسان خردمند! شود، تا حتی راه زیست انسانی را، در عمل به او نیز بیاموزد،

در روزگاری که ایسم ها، و ایدئولوژی های مختلف، و هر آنچه از آرمانگرایانی که خود را تنها مدعی، و تنها مدافع رهایی انسان می دانند، و یا می دانستند، که یا خود به استعمارگری مستبد و قهار تبدیل شده، و یا ناکارایی خود را نشان داده و می دهند، و زمینگیر شده اند، و توانایی مهار سرکشان و مستبدین از نوع انسان را، مثل همیشه ندارند، باز طبیعت روی خوش تغییر را نشان می دهد، و می خواهد بگوید که جهان انسانی نیز می تواند تغییری در خور انسان و انسانیت را به خود ببیند.

اما در دوره ایی که کمونیست های سابق روس، در اوکراین مشغول به تجاوز، کشتار و غارتند؛

بودایی های معتقد به عدم خشونت، و مدعیان ایجاد آرامش روح و جسم، در برمه و... نسل کشی می کنند؛

یا هندوهای اهل تسامح و تساهل و تکثر و... که اسب سرکش خودپرسی را در هند می تازانند و نژادپرستانه اقلیت های غیر خود را، در فشاری خرد کننده نگه داشته اند؛

یا آن حاکم مسلمان ام القرای اسلام، که یمن را سال هاست، صحنه کشتار، جنایت و تجاوز بی پایان خود قرار داده؛

و یا آن صاحبان تفکر مرتجع طالبانی، که در صحنه مبارزه با اشغال و کشتار، با شعار رهایی ملت افغانستان، از تجاوز بیگانه، و ظلم جنگ سالاران مجاهد سابق و...، پا به عرصه وجود نهادند، تا بعنوان نهاد روحانیت بر آمده از مدارس دینی، مهر و محبت و پرهیزگاری را نمایش عینی باشند، اما اکنون خود در نقش جنایت کارترین ها، صحنه های شرم آور دنائت می آفرینند، آنان که در یک موفقیت مشکوک، خود به یاغیان خونخواری تبدیل شده اند، که یک ملت را در این منطقه به بندهای پوسیده افکار مستبدانه خود کشیده، از زن و مرد آزاده مخالف خود، می کُشند و به بندهای محکم تجاوز، ظلم و غارت می کشند؛

یا آن مستبد سیاه پرچم مسلمان از یک سو، و دیگران از سوی دیگر، که ملت سوریه را سال هاست که در رنج و آوارگی بی پایان برده اند؛

یا زردپوستان نژادپرست قوم "هان" که روزگاری دیوارهای بلندی برای پس زدن تجاوز غیر به سوی خودِ متمدن شان می کشیدند، ولی اکنون خود، همان دیوارهای دوری از تجاوز و متجاوز را، در نوردیده، و ایغورها و... را در آن سوی این دیوار بلند، به خاطر "غیر" بودن، به هر پستی ایی که هوس کنند، دچار می نمایند، تا در سرزمین باستانی ابریشم های لطیف، چهره خشن تحمیل و یک دست شدن، را هویدا کرده، تمام تنوع را به نفع یکدستی ظالمانه خود، از بین ببرند؛

و یا بسیاری از دیکتاتوری های دیگر که، در لباس و ایده های جور واجور (از جمله تحت شعار نجات انسان) مرزهای محترم انسانیت را شکسته، و تمام شعارهای آزادیخواهانه، و رهایی بخش انسانی را به زیر چکمه های سنگین خود نهاده، از انسان های زیردست شان، مشتی برده های بله قربان گو، و در بند می خواهند، تا دل مستبدِ مبتلا به هوایِ نفسِ زیاده خواه و تمامیت طلبِ شان را به طرب آورند، و اگر جامعه آنان، و یا حتی کل دنیای دیگران غرق در غم، مصیبت، آوارگی و... شد و... مهم نیست.

در جولان بی امان وحوش انسانی، طبیعت، ما انسان ها را به حال خود رها کرده، و مسیر منطقی و تکراری خود را طی می کند، تا در یک تعادل مناسب، وظیفه زندگی بخشی اش را به نحو احسن ایفا کرده، راه و رسم زندگی را، به ما که خود را "اشرف مخلوقات" می شماریم نیز، بیاموزد، ما که در جنایت و حق کشی، در حق دیگران غرق شده ایم،

سال گذشته ملت افغانستان و خراسانیان اهل شادی و شعر، آزاد از اسارت خشک مغزان درس آموخته در مدارس و حوزه های علمیه خشونت پرور دینی و... نوروز باستانی خود را جشن گرفتند، اما امسال تحت زعامت این مدعیان خدا و قرآن، و به واقع تروریست ها و جانیان بی رحم، در فقر و قحطی و اسارت، شاهد ذوب شدن آنچه اند، که به مدد تمام ملل دنیا، و شجاعتِ مردانی همچون شهید احمد شاه مسعود، کسب کرده بودند، هستند، و اکنون در زیر یوغ دستان ناپاک جانیان خونریز، که خود را امیرالمومنین می نامند، جان و تن شان زخمی از دشنه ی خصم، در ظلم و گرسنگی غرقند.

سال گذشته ملت اوکراین این روزها، در تدارک جشن های آمدن بهار بودند، اما امروز اسیر تجاوز مستبدی سنگدل اند، و باید نگران غارت، تجاوز و کشتار چکمه پوشان مسلح کرملین نشینان باشند، که با تمام قوای متعارف و غیر متعارف خود، عهد شکسته و مرزهای محترم بین المللی را، زیر شنی تانک های سنگین خود ویران کرده، و رکوردهای جنایت و خشونت را جابجا می کنند، و لابد از پس فتح شهرهای شان، توسط قوای سرخ کرملین، بازماندگان، باید میراث دار زمینی سوخته، و ویرانی هایی بیشمار در صورت دفع تجاوز، و به گاه شکست، دست نشانده طولانی ترین دیکتاتوری های تاریخ جهان شوند.

در این هنگامه درد و رنج انسان، و زمین مملو از اسارت، ظلم و تجاوز دیو صفتان اهریمنی، که خشونت و ناحقی و تاریکی می آفرینند، و مرزهای استبداد، بردگی و اسارت انسان را گسترش می دهند، و پشت در پشت، گستره ظلم، در ابعاد سرزمینی، و نفوس انسانی اش را زیاد می کنند، نمی دانم چگونه نوروزگان را باید تبریک گفت؟!

اما نوروز را باید تبریک گفت، چرا که نوروز خود شروع روشنایی، و نشانه امید به رهایی است، باید بهار را قدر دانست، چرا که، کور سوهای نور، در هر جلوه اش، خفاش های مستبد گسترش دهنده تاریکی را، آزار می دهد، پس باید از خشنودی آنان کاست، و بر محنت شان افزود، درود بر نوروز، نو روزهای طبیعت زیبا، که امیدوارم روزی این روزهای خوش تغییر، به زندگی انسان ها هم سرایت کند، نوروزتان مبارک، هر روزتان نوروز باد،

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 

تا پیش از پیروزی انقلاب، که بسیاری از سنت های ایرانی و باستانی مورد تعرض و تغییر ناشی از این حرکت عمیق و انقلابی قرار نگرفته بودند، مراسم بزرگداشت چهارشنبه سوری [1] ، در یک مسیر بسیار عادی، مثل دیگر بزرگداشت های جاری و ساری در فرهنگ اصیل و باستانی ما ایرانیان، در حاشیه موسم آمدن بهار طبیعت، و بزرگداشت هنگامه طبیعی و فرهنگی نوروز باستانی، و روزهایی چند، در قبل، حین و بعد از آن، مورد توجه عموم بودند، و شب چهارشنبه (سه شنبه شب) آخر سال در یک مراسم آرام و امن، شادمانانه برگزار می گردید،

بدین صورت که، به هنگام غروب، موقعی که سیاهی شب محل زیست آرام و تاریک انسان ها را فرا می گرفت، این شعله های گرم و روشن آتش بود، که ایرانیان را گرد هم آورده، تا شادی را بین خود تقسیم کرده، نیایشی و مراسمی شاد داشته باشند، بدین صورت که خانواده ها به همراه همسایه ها، در یک وحدت و یکپارچگی زیبا، با همکاری هم، چند آتشی را در کوچه ها، با چوب هایی که با مقدارها و اندازه های متفاوت، و در شان قدرت جسمی و توان پریدن شرکت کنندگان، افروخته می شدند، در یک حالت امن و ایمن، و بدون استرس های نابجا، فراهم می کردند، و شعله که خوب گُرّ می گرفت، همه، زن و مرد، کوچک و بزرگ، در صف شده، از روی این آتش ها، که در یک ردیف صاف و تراز شده، با فاصله های چند متری، شعله ور بودند، می پریدند، و چنانچه آتشی بزرگتر از حد معمول و توان پریدن کسی بود، آن ور می داد، و از بعدی اش می پرید و...

و شادمانه این شب، بزرگ داشته، سپری می شد، اشعاری هم همخوانی می کردند، که "زردی من از تو، سرخی تو از من"، "غم برو، شادی بیا، محنت برو، روزی بیا"، "ای شب چهارشنبه، ای کلیه جار دنده، بده مراد بنده" و... و کارهای دیگری که الان دیگر فراموش کرده ام، مراسم معمول دیگر آن شب هم، مراسم کوزه شکنی بود، ظروف کوزه ایی که معمولا کوزه های آب (و یا دیگر ظروف سفالی نگهداری مواد غذایی را شامل می شدند)، که در طول فصول مختلف سال کار کرده، که اکنون شاید کهنه و یا غیر بهداشتی، محسوب می شدند، بر زمین کوبیده شده، و می شکستند، تا برای سال جدید، کوزه ایی نو، آب سرد و تازه ایی را برای خانواده ها، به ارمغان آورد، بعد از مراسم، با ریختن اسپند بر آتش باقی مانده، سعی می کردند چشم زخم را از خود و اهل محل دور کنند، و هنگامی که خانواده ها به خانه هایشان باز می گشتند، فالی گرفته، و هر یک در جمع، شاهد پیشگویی هایی از آینده ایی بودند، که در پیش دارند، به همراه اشعاری که از شانس هر فرد، متفاوت و برانگیزاننده ذهن و جانشان بود، و این همه، شادی و هیجان این شب را صد چندان می کرد.

 در میان انبوهه ایی از همسایگان، که از بزرگ و کوچک، بدون تکبر، و زدن نقاب ساخت شخصیت های کذایی و گاه ناچسب برای خود، مهربانانه در کنار هم، بی توجه به جنسیت، خود را مقید به حضور در این مراسم زیبا می دیدند، و شادمانی را بین هم تقسیم کرده، و با هم بودن دوباره را، در یک شادی جمعی، تمرین می کردند، مهمترین بخش این مراسم گرد آمدن به دور آتش، و پریدن از آن، و شادمانی کردن بود؛

اما افروختن این آتش که صلح و سلامت و شادمانی را به تمام، با خود داشت، بعد از آن دستکاری اجتماعی، که بعد از انقلاب، در اجرای سنن فرهنگی این مرز و بوم، صورت گرفت، اکنون به صورت زخمی وحشی، و دردآور تبدیل شده، که آمدن این شب خجسته، وحشت و ترس را بر دل همه، از مردم گرفته تا دستگاه های حاکمیتی ایجاد می کند؛

نیروهای امنیتی که کنترل شهر را از دست می دهند، آتش نشانی که باید در آماده باش، شاهد آتش سوزی ها و... و حوادث از این دست باشد، بخش بهداشت و درمان، که واحد اروژانس آن باید در آماده باش، و منتظر صدمه دیدگان این شب خطرناک باشد، که حوادثی از جمله قطع دست، یا کور شدن ها و... را درمان کنند و... و شهرهایی که مثل شب حمله، در جنگ خسارتبار هشت ساله با عراق، شاهد صداها و نورهای انفجاری می شوند، که دلهره و وحشت، رهآورد آن است، و...

و لذا همه و همه، این دعا را بر لب دارند که "خدا امشب را به خیر کند"و همواره به فرزندان و اهل خود توصیه دارند که "خیلی مراقب خودت باش" و این است که دلهره و نگرانی، موج می زند، فروشگاه زنجیره ایی محل ما که هر شب تا نزدیکی های نیمه شب باز است، و پذیرای خریداران، امروز سه شنبه، ساعت سه و نیم بعد از ظهر را، زمان تعطیلی خود قرار داد، تا هم کارکنان خود را از این خطر بالقوه دور کند، و آنان خود را تا قبل از شب، به خانه های خود باز گردند، و هم فروشگاه خود را از حوادث احتمالی دور نماید و...

همسایه ایی از من خواست که اگر امکان دارد فرزندش، اتومبیلش را به داخل مجتمع مسکونی منتقل کرده، و در پارکینگ اضافی ما،  بگذارند و... چرا که همه سعی دارند تا امشب خود و اموال خود را به سلامت عبور دهند، و لابد این دارایی عمده خانواده های ایرانی، در کوچه ها دچار حادثه نگردد، من خود نیز که عازم سفری برون شهری بودم، و سعی داشتم، تهران را تا پیش از فرا رسیدن این شب وهشتناک، ترک کنم، که مشکلی در حین عبور و مرور برای ما پیش نیاید، ولی برای ساعت ها در ترافیک قفل شهری، که ناشی از همین فرار دلهره آور به سوی خانه هاست، دچار مشکل شدم، و بعد از خروج از شهر نیز، سعی کردم در مسیر، از میان مناطق شهری و روستایی عبور نکنم، تا ترکش های این مراسم صلح آمیز و شادمانه، که اکنون تبدیل به مراسم وحشت شده و خیابان ها را به مرکز جنگ ترقه ها و بمب های دست ساز تبدیل کرده است، به ما اصابت نکنند.

اما حتی در عبور از روستاهای بخش کیلان (دماوند) نیز، این عبور در این شب وحشت را دچار خطر کرد، چرا که بمب های دستی پرتاب شده توسط چند نوجوان که آن را، یا به طرف همدیگر، و یا در حاشیه جدول کنار خیابان کوبیده، و صدای انفجاری بسیار ترس برانگیز ایجاد می کرد،  فضای نامناسبی را ایجاد، و انسان را مجبور به عبوری سریع تر کرده، تا طعمه هوس هیجان جوانی نگردیده، هر چند در همین منطقه نیز بسیاری از مردم فهیم آن، در حیاط منزل خود، آتش افروخته بودند، و چهارشنبه سوری شادی را برای خود و خانواده، و جمع گرد آمده در کنار آن، تدارک دیدند،

بهترین برخورد جمعی و عمومی با این شب زیبای باستانی را، در میان برخی از مردم شهر سمنان دیدم، که کیلومتر ها در خارج از شهر، در فاصله بین شهر تا شهرک صنعتی این شهر، در کنار جاده و خارج از محدوده عبور اتومبیل های جاده اصلی، حضور جمعی یافته، و گوله به گوله، آتش هایی بسیار، و به تعداد زیاد روشن کرده، و در جمع های مستقل و جمعی زیادی، شب را به آتشِ شادی حضور خود روشن کرده، گاهی آتش بازی ها، و آتش افشانی های آسمانی هم داشتند، که بر زیبایی کارشان در این طبیعت شبانه، می افزود و...،

در خود شهر سمنان هم، در خیابان هایی که ما از آن گذشتیم، و از جمله خیابان مجاهد و نستوه، سید محمود طالقانی، که ما در این خیابان مملو از بناهای تاریخی حضور یافتیم، موردی از ترقه زنی، و بمب زنی مشاهده نشد، و در چند مورد، زیبایی هایی هم حتی دیده شد، و تنی چند از مردم با فرهنگ این خیابان، بر پشت بام منزل خود، افشانه های آتش بازی پرتابی و استانداردی را به سوی آسمان شلیک کرده، که در آسمان منفجر شده، و نور و درخشش زیبایی را در رنگ های مختلف، ایجاد می کرد،

گذشته از این که این دوستان به توصیه و نصیحت هنرمند دلسوز، فرهیخته، مردمدار و فهیم کشورمان جناب پرویز پرستویی، [2] که کمپین عدم استفاده از ابزارهای جدید شادمانی، به نفع احیای رسوم سنتی در مراسم چهار شنبه سوری را، چند سالی است که تکرار و اعلام می کند، و مردم را به بازگشت به همان اصل مراسم افروختن آتش، و پریدن از آن و...، که شادمانی جمعی، و شادی صلح آمیز را به ارمغان می آورد، گوش فرا نداده بودند، اما کارشان کم خطرتر، و در مجموع شب شاد و زیبایی را برای خود و همسایه های خود ایجاد کردند.

در شهرهای دیگر مسیر از جمله گرمسار و مناطق اطراف آن نیز آتش هایی در خارج از شهر دیده می شد، که به اندازه انسجامی که از مردم فهیم سمنان، در این زمینه دیدم، نبود، امیدوارم در این شب شاد، بوته های تازه طبیعت، در این آتش های افروخته ما انسان ها، نسوخته، و از گزند موجبات شادمانی ما به دور مانده باشند، به نظر می رسد مسئولین شهر سمنان در این تمهید اندیشیده شده، و یا حرکت خودجوش مردمی، شب امن و شادی را برای اهل شهر خود فراهم کردند، که جای تقدیر دارد،

که این اندازه برنامه ریزی را در شهرها، و دیگر مناطقی که به صورت عبوری از آن گذشتیم، ندیدم، گرچه عبور ما از آن مناطق، در ساعاتی صورت گرفت که مقداری از شب گذشته بود، و شاید از شدت مراسم چهارشنبه سوری هم کاسته، و یا این مراسم خاتمه یافته بود، و یا به واسطه عبور از کمربندی ها، حتی الامکان وارد شهرها نشدیم، تا ببینیم مردم دیگر مناطق چه کردند، و چطور و چه مقدار شادمانی را، از خطر و مصرف مواد آتش زای وارداتی از خارج کشور، مثل ترقه ها، بمب ها و... دور کرده، و چه مقدار صلح و شادمانی را نصیب دیگران کرده، و یا ترس و دلهره و ناامنی فکری و اجتماعی را به مردم خود افزودند.

آنچه مسلم است بازگشت به شیوه های سنتی اجرای مراسم شب چهارشنبه سوری، و احیای اصل صلحجویانه، آرام، شادمانی برانگیز و افزوننده همبستگی و مشارکت اجتماعی سابق، که شادی و سرور را نصیب زن و مرد، و کوچک و بزرگ ما می کرد، و دوری از خشونت و ایجاد ترس و دلهره در این شب خجسته، می تواند، آرامش و امنیت و سلامت را به جامعه درهم ریخته فرهنگی ما، باز گرداند.    

[1] - چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که از غروب آخرین سه‌شنبه ماه اسفند، تا پس از نیمه ‌شب تا آخرین چهارشنبه سال، برگزار می‌شود و برافروختن و پریدن از روی آتش مشخصه اصلی آن است. این جشن، نخستین جشن از مجموعه جشن‌ها و مناسبت‌های نوروزی است که با برافروختن آتش و برخی رفتارهای نمادین دیگر، به‌صورت جمعی در فضای باز برگزار می‌شود.

[2] - پرویز پرستویی با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود با عنوان «كمپین تحریم چهارشنبه سوری» و درج تصویری از آتش نشانان در روز حادثه پلاسكو، که در اسفند ماه 1395 و بعد از حادثه مشکوک آتش سوزی در ساختمان تاریخی و بحث برانگیز پلاسکو صورت گرفت، نوشت: «از امسال آتش درست می كنیم از روی آن می پریم و شادی می كنیم.

از امسال قاشق زنی می كنیم و به هم شیرینی می دهیم.

از امسال جشن واقعی می گیریم. از امسال در آستانه سال نو خیابان ها را رنگارنگ می كنیم وبه هم عشق می ورزیم.

از امسال چهارشنبه سوری را ایرانی برگزار می كنیم.

از امسال به كودكانمان خواهیم آموخت كه چهارشنبه سوری جشن شادی است.

جشن سپاس از خدای یگانه است نه ترس و وحشت. چهارشنبه سوری جشن ماست.

تك تك ما حتی در برابر جشن های سرزمینمان مسئولیم چون بخشی از تاریخ و فرهنگ ماست.

چهارشنبه سوری امسال، این ملت ایران است كه در حال آماده باش خواهد بود، تا مراقبت كند از خلوت مردان آتش نشان با اندوه چهلمین روز در گذشت یاران عزیزشان.

باشد كه آنشب هیچ حادثه ای این فداكاران دلیر را، بخاطر نجات دیگران، از جمع خانواده شان و خانواده های داغدارشان، جدا نكند.

از دوستان جدید و قدیم تقاضا می كنم این مطلب را آنقدر به اشتراك بگذارید تا سراسر ایران بدانند كه راه و رسم چهارشنبه سوری كور شدن كودكان لرزیدن دل پیرمردها و پیر زنان، زهره ترك شدن مردم نیست.»

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 

گرچه ورزش پهلوانی، در بین ایرانیان همواره جریان داشته، و سابقه آن به زمان ایران باستان باز می گردد، و قهرمانان (افسانه ایی و واقعی) این مرز و بوم را، ورزشکاران خود ساخته ایی تشکیل می دادند که علاوه بر بازوان پر قدرت، از لحاظ روح و اخلاق انسانی نیز قوی پنجه و خودساخته بودند، و علاوه بر دشمنان متجاوز خارجی، همواره با دیو و ددان روزگار خود در بعد مادی و معنوی، که همان مظاهر شر در عالم هستی، و گستراننده تاریکی در آنند، درگیر بوده، و شکست های بزرگی را به آنان وارد کرده، تا ملک و ملت خود را در روند خیر که همانا گفتار، پندار و کردار نیک است، هدایت کنند، و خود و جامعه خود از شر، و تاریکی و دیوان منتشر کننده آن، رها نمایند، این مهمترین دغدغه اهل قدرت و تفکر در بین پهلوانان ایرانی بوده است، و از این روست که پهلوانان ما واجد اخلاق، و البته بازوانی زورمند بودند، که در دو بعد جسم و روان، سر آمد روزگار خود شدند.

گذشته از این سابقه تاریخی، ورزش مدرن در ایران، در دوره پهلوی اول آغاز، و در دوره پهلوی دوم اوج گرفت، و رشته ورزش در دروس دانشکده های تربیت معلم و مدرس قرار داده شد، ورزشگاه های بزرگ، و در شان یک ملت پیشرو، در این زمینه بنا نهاده شد، و انواع رشته های ورزشی بنیان گرفتند، و سابقه تاریخی این ملت هم به مدد آمده، و مردان خود ساخته ایی را که در کار خود متخصص، و در عین حال از اخلاق انسانی برخوردار بودند، تحویل جامعه ایران و جهان ورزش نمود، که هنوز می توان در کنار این انسان های خوب، و دلسوز به حال همنوع، خود را ایمن از هر گونه گزندی، بهره مند از لطف و احسان آنان دید،

و البته از این روست که دست آموزان آنان را نیز، در زمره پهلوانان با اخلاق، با مرام و مردمداری اند، که داستان های منش لطیف آنان در اوج قهرمانی و قدرت، زبانزد عام و خاص بوده، که نمونه بارز آن، جهانپهلوان غلامرضا تختی و... است، که از سرآمدان جامعه ورزشی، و از دغدغه مندان نسبت به سرنوشت کشور، و مردم خود بودند، و در کنار ورزش حرفه ایی، کمک به هموطنان خود برای گذار از سختی ها، در کارنامه آنان موج می زند.

وقتی با مولف محترم کتاب "اخلاق و حقوق ورزشی" [1]جناب دکتر عباس امینی صارمی، در روند ورزشی خود آشنا شدم، ممارست ایشان در حفظ سلامت خود، و اطرافیان را در مرام و مسلکش مشاهده کردم، و بعدها که کتاب اخیر التعالیف ایشان به دستم رسید، به خوبی دیدم که، هنوز مردان ورزش ایران، روح جوانمردی باستانی و تاریخی خود را حفظ کرده، و دغدغه مند جامعه ایی سالم، برخوردار و آگاه از حقوق، و واجد اخلاق درستند؛

و باز امیدوار شدم که جامعه ورزشی ما می تواند با داشتن چنین نیروهای دلسوز و آشنای با ظرایف دوره جوانی و...، همچنان نجات بخش، جامعه جوانان خود باشند، جامعه ایی که این روزها متاسفانه در معرض خطر ناامیدی است، و در روند احساس بی اثری در ایجاد تغییر در جامعه به سمت مطلوب، روی آوری به بلایای خانمان سوزی مثل دخانیات، الکل، مواد تخدیر کننده و... را به خود دیده، و هر روزه می توان قربانیان این امور اهریمنی را در جامعه مشاهده نمود، و افسوس خورد، که بخش ورزش این کشور، در اولویت های چندم، نزد تقسیم کنندگان بودجه کشور است، در حالی که این بخش اساسی و پایه ایی می تواند، آینده ساز جامعه، و کشوری سالم و نرمال باشد.

این کتاب علمی و کاربردی، که با هدف تهیه مواد درسی و دانشگاهی، جهت دانشجویان رشته خبر، و رسانه در بخش ورزش، به روش بین رشته ایی تالیف شده است، بر دو واژه اساسی حقوق و اخلاق تاکید، و به جایگاه آنها در ورزش [2] متمرکز است، در مطالعه این کتاب جملات زیر، برایم مهم و قابل توجه آمدند :

امروزه ورزش به عنوان شاخصی از توسعه انسانی – اجتماعی و نمادی از قدرت و همبستگی تلقی می گردد.

ورزش حرفه ایی به مدد اقبال عمومی، یک صنعت است که مبالغ هنگفتی در آن هزینه یا از آن عاید می گردد.

آرمان اصلی ورزش، تعالی روح و جسم است، که اخلاق در آن نقشی انکار ناپذیر دارد.

انسان دارای امیال خاصی است که او را بر بسط سلطه های مادی و معنوی وا می دارد، تا ستمگر شود.

تهدید بالقوه ایی که برای ورزش هست، زوال اخلاق و کمرنگ شدن کمالات انسانی است

ایرانیان باستان می کوشیدند تا کودکان خود را با اخلاق و منش انسانی و برنامه ی صحیح و منظم بپرورانند تا هیچگونه گزند جسمی و روحی به آنها نرسد، و همیشه نماد رشادت، شجاعت و مردانگی باشند.

ایرانیان قدرت را مقدس دانسته، و از صفات خداوند می شمردند، انسان های سالم را سرباز خداوند بر روی زمین می دانستند.

جهانیان، ایرانیان را مردمی راستگو و پاک دامن می دانستند.

پهلوان، واژه ای است که در کنار نام بسیاری از ایرانیان خودنمایی می کند، آنان علاوه بر جوانمردی در ورزش، رسیدگی به امور مردم و دستگیری از ناتوانان و نیازمندان، حمایت از بی پناهان، درماندگان و ایستادگی در برابر ظالمان را در دستور کار خود داشتند.

عیاران، شاطران، فتیان، زورگران و... از جمله ی پهلوانان بودند. عیاران ورزش را در خدمت انسانیت در آورده بودند. عجین کردن نیروی جسمی و قدرت بدنی با نیروی ایمان و صفات اخلاقی از وجوه قابل تامل همه ی این گروه هاست.

زورخانه مربوط به دوران ورود اسلام به ایران است و همه ی وسایل و تجهیزات زورخانه، نمادی برای میادین نبرد و ایستادگی در برابر ظالمان است.

حقوق ورزشی :

بر یک فعالیت ورزشی دو گونه قاعده ی آمره حاکم است یکی قواعد و مقررات خاص آن بازی ورزشی، و دیگری حقوق ورزشی که همان کاربرد قوانین و مقررات عام در ورزش است، که سه نوع رابطه را پوشش می دهد: رابطه ورزشکاران با هم در زمین ورزش، رابطه ورزشکاران و مربیان با اشخاص ثالث به ویژه تماشاگران، رابطه ورزشکاران و مربیان با موسسات و باشگاه های ورزشی.

حوادث ناشی از عملیات ورزشی مشروط بر این که سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط به آن ورزش و شرع نباشد، جرم محسوب نمی شود.

مرتکب باید ورزشکار باشد تا بتواند از معافیت یاد شده بهره مند گردد

در هیچ متن قانونی خسارت ناشی از عملیات ورزشی غیر قابل مطالبه برشمرده نشده است و قابل مطالبه خواهد بود. حتی اگر مقررات آن ورزش مورد رعایت قرار گرفته باشد.

مراجع قضایی ورزشی که زیر نظر قوه قضاییه نیستند عبارتند از :

کمیته های انضباطی        شورای عالی انضباطی     دادگاه عالی ورزش CAS  

دادگاه عالی حکمیت در ورزش (ICAS) مرجع عالی رتبه ی حقوقی برای رسیدگی و حل و فصل شکایات در ورزش جهان است.

هر اختلافی که مستقیم و یا غیر مستقیم به ورزش مربوط می شود، قابل ارجاع به دادگاه حکمیت ورزش است.

ترویج ورزش و اشاعه ی فرهنگ سالم سازی در جامعه بر عهده ی رسانه هاست.

نخستین مصوبه ی قانونی در کشور در زمینه ورزش، قانون ورزش اجباری در مدارس جدیده، مصوب 1306 است.

در اصل سوم قانون اساسی ج.ا.ایران، توسعه و ایجاد آموزش و پرورش و تربیت بدنی برای همه در کنار یکدیگر و رایگان، مورد تاکید قرار گرفته است.

[1] - کتاب اخلاق و حقوق ورزشی توسط جناب عباس امینی صارمی (عضو هیات علمی دانشکده تربیت بدنی دانشگاه خوارزمی)، علی مظهر (وکیل پایه یک دادگستری)  و فاطمه خاکسار (مدرس و کارشناس تربیت بدنی) تالیف شده، و توسط انتشارات شاپورخواست در نوبت اول چاپ، به سال 1392 منتشر گردید.

[2] - این کتاب در هشت فصل با زیرعنوان های متنوع به شرح ذیل نگاشته شده است : فصل اول اخلاقیات، فصل دوم حقوق، فصل سوم منابع حقوق، فصل چهارم حقوق ورزشی، فصل پنجم مسئولیت، فصل ششم رسیدگی به تخلفات و اختلافات در ورزش، فصل هفتم تشکیلات قضایی در ورزش، فصل هشتم شرح وظایف

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

شعر و موسیقی در فرهنگ و عرصه اجتماع شرق، به خصوص در حوزه تمدنی ایران، هند، مصر و... دارای پیشینه ایی دراز دامن است، به طوری که گفته می شود در دربار شاهان سلسله های ایران باستان، 365 دستگاه مختلف موسیقی وجود داشته است، که هر روز خنیاگران در دستگاهی خاص همانروز، با نوای دلنشین موسیقی متفاوتی، درباریان را تحت تاثیر نواختن های زیبای در حد بزرگان ایران، قرار می دادند، و خود صحنه پرداز روزی می شدند که به تناسب حال و احوال خود، و نواهای شان، شکل داده می شد؛

متاسفانه اکنون از این 365 دستگاه، به تعداد انگشتان دست (دشتی، شوشتری، شور، همایون و...) هم باقی نمانده، و در هجوم حوادث روزگار، که بر هنر و هنرمندان این مرز و بوم، و مردم تجاوز زده اش، رفته، دستخوش تطاول و غارت تاریخی قرار گرفته، و آنچه بر جای مانده، تنها بخش ناچیزی از آن عظمت بزرگ می باشد، که از قتل عام ها و ویرانی های گسترده، و قوانین مخالف خود، جان سالم به در برده اند، و ماندگار، و اکنون به یُمن قدم مبارک فن آوری های نو، حاصل از جهان علم جدید بشریت، ضبط و ثبت شده، و به همت نوای گرمِ حنجره های طلایی مردان و زنان این مرز و بوم، تداوم یافته اند، و امید می رود که این بازمانده ها، حداقل، جاودانی گردند.

این تنها دربار شاهان ایران باستان نبود که از نعمت موسیقی و نوای دل نشین خوانندگان و خنیاگران بهره مند بودند، بلکه مردم عادی این مرز و بوم نیز، با سازهای ساده خود، شور و حزن، یا شادی و وجد در زندگی خود و انسان های اطرافشان، ایجاد و یا جاری می ساختند، بعنوان مثال نوای تنیده شده، در مجرای نی چوپانی، رازگوی حال و روزگار او بود و...، که با انگیزه نیایشی با خالق طبیعت، وجدی از رشد و نمو گوسفندانش، طربی از حاصل و غنای طبیعت آن روز و آن لحظه، یا آواز حزنی از خشکسالی، و یا مرگ عزیزی و... در نفس های این مردم ساخته، و خلق می گردید.

موسیقی غذای روح انسان است، و می تواند حال و روز او را تغییر داده، به انسان انرژی دهد و...؛ نوای موسیقیایی که طبیعت معلم اصلی آن برای انسان هاست، قرین زندگی بشر از بدو پیدایش تاکنون بوده، و خواهد بود، و انسان ها در کنار صدای ملکوتی نواهای موسیقی، که در دستگاه ها، و یا از ابزارهای های تولید آن، و یا از تارهای حنجره خوانندگانی زبردست، خارج می شود، آرامش می گیرند، به وجد آمده، روحشان گاه سمت پرواز می گیرد، گاه بر زمین میخکوب شده مهد تماشای حال روز خود در شادی و غم می شود، و حتی گاهی توسط این نواها، به کسب حالات روحی و معنوی عمیق نایل می شوند، گاه نیز چون تیغی برآن در کف مجنونی، باعث جنایت می شوند و...

بسیاری از نواهای منحصر به فرد موسیقی، تا قبل از اختراع لوازم ثبت و ضبط صدا، با خروج و رهایی از حنجره ی مردان اهل نوا، در این فضای بیکران، از بین و می رفت؛ تا اینکه، چند دهه پیش، ابزار الکترونیکی ضبط صدا به وجود آمدند، و امروز بشر بارها و بارها می تواند، از لذت معنوی شنیدنِ یک قطعه موسیقی، که قابل تکرار است، بهره مند شوند، اما تا زمانی که این دستگاه های ضبط صدا، به این سرعت عجیب امروز رشد نکرده بود، و پیش از این که نوارهای کاست ضبط و پخش صدا، تولید شوند، این تنها صفحه های گرامافون بودند، که صداهای ماندگار موسیقی را ضبط می کردند، و مردم برای شنیدن تکرار یک قطعه موسیقی، همه به این دستگاه ها هم دسترسی نداشتند، از این رو تکرار و تقلید این نواها، حرفه برخی اهل ذوق و هنر موسیقی، در بین مردم شده بود، که این قطعات را در کوچه و خیابان ها، و یا هر جمعی که می یافتند، اجرا کنند ،و مردم را به روزگاران و لحظات لذت بخش شنیدن، دلالت دهند.

اینان را "تصنیف [1] خوان" می گفتند، که افرادی بودند که ذوق هنری اشان به اندازه ایی بود که یک قطعه شعر و یا موسیقی را که قبلا هنرمندی پر آوازه و چیره دست، آن را در خلال مراسمی، فیلمی، تئاتری و... اجرا کرده بود را، با همان ریتم و نظم تقلید، و دوباره اجرا کرده، و لحظات خوب شنیدن آنرا، برای مردم تکثیر و تکرار کنند، مَمّر درآمد این هنرمندان دوره گرد، فروش متن اشعاری بود، که خوانندگان بزرگ، آن را خوانده بودند، و مردمی آن را شنیده و عاشق آن شدند، و برخی که، این نواها را در کوچه ها و خیابان ها، از این تصنیف خوانان می شنیدند، ترغیب می شدند، تا صاحب متن شعرش شده، و خود نیز آن را در خلوت و جلوت زمزمه کنند.

تصنیف خوان ها رونوشت هایی از این اشعار را بدین گونه، با خط خود رو نویسی، و به مشتاقان می فروختند، و بدین ترتیب زیبایی موسیقی، باعث می شد که این متن و مقام موسیقی، سینه به سینه حفظ و تکرار شود، یک دلیل و راز ماندگاری مقامات موسیقی ایران، در همین تکرارها بود، که شمع وجود آنرا تصنیف خوان ها همواره روشن، و ماندگار و عمومی نگه می داشتند. و مردم نیز با شنیدن نوای آن در عزا و عروسی، و هر مجلس بزم و یا رزم، به تکرار این اشعار و مقامات موسیقی، خود اقدام می کردند.

این است که نوحه سرایان با همین روش، با مقامات و دستگاه های موسیقی و گوشه های آن آشنا شده، و خود متن های نوحه خود را مطابق با آن، تنظیم و نوحه سرایی می کردند؛ [2] مطربان با همان مقامات و دستگاه ها، مردم را شاد کرده، سخنرانان مدیحه یا روضه ایی را طبق آن تنظیم و بر منابر می خواندند، و تا قبل از این که نسل مداحان جدید، پا به عرصه وجود بگذارند، و این تنوع نواهای زیبا و سنتی را نابود کرده، و سبک خشن و جنگی خود را، بر مراسمات عزا و جشن غالب نمایند، مرثیه سرایان، نوحه خوانان و... با همین مقامات مختلف موسیقی، روح مردم را آرامش داده، و نوازش می کردند، و در مراسم شادِ این مردم هم، مطربان، شادمانی را از طریق زیبایی های موسیقی اصیل ایرانی، به مردم تزریق و تکثیر می نمودند، و یا حتی گدایان، با شعرخوانی، و دست یازیدن به مقامات موسیقی اصیل ایرانی، جلب توجه کرده، صدقات از مردم می ستاندند، سحرخوانان با خواندن اشعار، بر طبق ریتم این مقامات موسیقی، مردم را برای بیداری در سحرگاهان، جلب می کردند و...

به گفته یکی از آشنایان بدین دوران، تصنیف خوانی شغل دائم انسان های هنرمندی بود که صدای ارباب موسیقی زمان خود، هنرمندان بزرگی همچون ایرج [3] ، گلپا  [4] و... را در کوچه و خیابان، در حرکت، و در خلال برپایی بساط موسیقی، تکرار می کردند و اشعارش را در اوراقی باز نویسی، و به متقاضیان به وجد آمده از اجرای کوچه بازاری خود، می فروختند، کاری شبیه همین فال فروش ها، البته ممزوج با ترنم صدایی خوش، که کپی از اصل اجرای آن بود.

تمام این هنر، و چنین شغلی، اکنون از بین رفته است، و این روزها تنها جوانانی هنرمند را می توان دید، که چند ابزار موسیقی را برداشته، و در کنار خیابانی بساط کرده، و قطعه ایی را به مصداق کار تصنیف خوانان، در گذر عموم اجرا می کنند، و هنر و میزان هنرمندی خود را به رخ رهگذران می کشند، و مردم نیز به نسبت کرم خود، دست به جیب شده، و با بخشش مبلغی، در خور توان مالی اشان، به تشویق این هنرمندان می پردازند، شاید بتوان جایگزین تصنیف خوانان سابق را، چنین هنرمندانی در این روزها دانست، که مستوجب لطفند و اعطای مبلغی، که در این دوره مهجوریت هنر و هنرمند، هنر را حفظ می کنند، و به نسل های بعدی منتقل خواهند کرد.

[1] - تصنیف رایج‌ترین فرم در موسیقی سنتی ایرانی است که وزن متریک دارد. نام کامل این فرم احتمالاً "تصنیف صوت" بوده که به مرور زمان کوتاه شده‌است. اصطلاح تصنیف از حوالی سده ۸ تا ۹ قمری به کار رفته و در سده دهم قمری رواج یافته‌است. با این حال، برخی محققان موسیقی واژه تصنیف را به معنایی عام‌تر که شامل هر موسیقیِ موزون آوازی باشد، تعبیر می‌کنند و برای آن ریشه‌های کهن‌تری مانند گاتاهای زرتشت می‌جویند.

[2] - مرحوم حاج آقا علی حسینی پدر شهید بزرگوار سید محسن حسینی را من خود سال ها در این کسوت دیده و هنرش را سال به سال در سنین مختلف دنبال کرده ام، او در مراسم جشن های مذهبی و غیر مذهبی، از جمله جشن های نیمه شعبان، چنان چهچه ایی را در حنجره طلایی اش به جریان در می آورد، که همه را میخکوب هنر، و صدای دلنشین خود می کرد، و جاذبه کارش وقتی افزون می شد، که این صدای طلایی را، با اشعاری وزین، همراه کرده، جمع را به وجد آورده، و دل ها را در بلندای آسمان معنا به پرواز در می آورد، البته او متاسفانه با ترمزی محکم و غیر قابل اغماض همواره مواجهه بود، و آن این که نوای موسیقیایی اش، دل مرزداران حدود فقه را، که این حدود نیز به تشیخص هر کدام شان متفاوت و... است، به لرزه در می آورد، و در حالی که همانان نیز، خود مدهوش هنر این بزرگوار می شدند، اما متاسفانه ترمزش را در اجرای این موسیقی زیبا، که تنها از حنجره هایی طلایی او بود که می توانست خارج شود، را سخت می کشیدند، و هنرش در نطفه خفه می شد. آن مرحوم در نوحه سرایی ها، و مرثیه گویی ها نیز، به همین صورت می توانست، جولانی عجیب داشته، که باز همواره تحت کنترل اهل فقه، در پایان هر اجرایی، تذکرهای مکرر می گرفت، که "وارد مبحث فقهی مصداق غنا شده اید!" گرچه این هنرمند خودساخته، هیچگاه به مدرسه موسیقی نرفت، و این نوای دلنشین، و مقامات موسیقی را از سلسله مدیحه سرایان و نوحه خوانان اهل محل کسب، و پیش می برد، اما اگر بجای همنشینی اهل مذهب و به خصوص مرزداران حدود فقه، در مدار همنشنی اهل هنر، و موسیقی کشور قرار می گرفت، این توانایی عجیب می توانست، سازنده یکی از سنتی خوان های قهار، برای عرصه اهل هنر موسیقی کشور، در ردیف شاگردان استاد محمد رضا شجریان باشد، چرا که در همان زمان نیز هماوردی ها، و یا الگوبرداری هایی از خواننده هم سلک خود جناب سید جواد ذبیحی (زاده ۱۳۰۹ شمیران، درگذشت ۲۴ تیر ۱۳۵۹ تهران؛ مؤذن، مداح و نوحه و مناجات‌خوان و خواننده دعاهای شیعه در مراسم مذهبی اهل بیت و آوازهای اصیل ایرانی بود) داشت، که البته برای من مشخص نیست که ایشان از مرحوم استاد ذبیحی الگو می گرفت، یا این که او خود، در ردیف هنر مرحوم استاد ذبیحی می خواند و اجرا می کرد. چرا که حنجره ایی طلایی داشت، و ذوق موسیقیایی در وجودش همواره جوشان، و در غلیان بود، و اگر استرس مدامی را که در زیر چشم های تیزبین و کنترل اهل فقه، که همواره تحت نظرش می داشتند، او را آزار نمی داد، تا دچار خودسانسوری و خود کنترلی موسیقیایی نشود، و برای عدم خروج از مرزهای غنا، دچار استرس دائم و احتیاط های بی مورد، نمی شد، و محدودش نمی کردند، هنرش را می توانست به اوج برساند، چرا که بی معلم و مدرسه موسیقی، این چنین در مقامات و اجرای گوشه های موسیقی اصیل ایرانی، قهار گشته و جولان های عجیب و غریبی می داد، و به حتم اگر هنرش در زنجیر اهل فقه گرفتار نمی آمد، و بعکس معلم و راهنمای قابلی در زمینه هدایت موسیقیایی می داشت، اسب سرکش هنرش، به آسمان آواز ایران جستن می زد، حیف، به قول یک انسان نکته بین اهل هنر، که این توانایی را در ایشان کشف کرده بود : "حاج آقا علی صاحب و باعث مناسبی نداشت، اگر داشت، می توانست در زمره  افراد طراز اول اهل هنر آواز ایران قرار گیرد". روحشان شاد باد  

[3] - حسین خواجه‌ امیری (زاده ۱۱ دی ۱۳۱۱) که به صورت حرفه‌ای با نام ایرج شناخته می‌شود، خواننده موسیقی سنتی ایرانی است. به ایرج لقب «پهلوان آواز» را داده‌اند و در میان طرفدارانش با این لقب شناخته می‌شود. محمدرضا شجریان درباره وی گفته بود: «صدای ایرج در تاریخ آوازخوانی ما یک متر و معیار است و هر کس بخواهد در بالاترین حد حنجره صدایی را مثال بزند، می‌گوید صدا شبیه صدای ایرج است».

[4] - اکبر گلپایگانی (زاده ۱۰ بهمن ۱۳۱۲) معروف به گُلپا از خوانندگان سرشناس موسیقی اصیل ایرانی است

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

"در تقّلای عبادت، غافل از مقصد شدیم     از سفر واداشت ما را، توشه ی سنگین ما" [1]

توشه ایی نَبوَد بجز رُکع و سجودی در میان،    سجده ایی یا رُکعه ایی بر خاکِ سردِ کوی ما

ساقی ام، وایم نهاد، اندر میان سنگ و خاک،    سنگ و خاکی شد، همه، خود معبدِ والای ما

گرد این معبد هزاران سال، ما گردیده ایم،    گردش ایام بُرد، در خواب، بی پروا چو ما

مقصدی ما را، جز انسان شدن، در پیش بود؟!     مقصدِ بی مقصدان، گردید اینک، راه ما

توشه ایی باید، که آن، خود بال پروازم شود،      توشه ایی ناید به کار، جز بالِ پروازی ز ما

مقصدم شهر عبادت، معبدم خاک زمین       بی عبادت پر کشیدند اهلِ دل، از بام ما

سال ها مویه گرم بر بخت نا فرجام خویش،     نوحه گر در عرش نا دیدم، کُند بر حال ما

عرش و فرشُ، تخت و تاجِ نو سوارانِ زمین     بر تن نوحه گران تازان و، هم بر جان ما

دیده بردار از زمین، ای راکع و ساجد! به آن،    تا ببینی اهل پرواز از زمین، تا عرش ما

توشه ایی خواهی بدین راه بلند و پر فراز،       توشه را نِه بر مدارِ اِنس بودن، در جهان ظلم ما

به نظم در آمده در 16 اسفند 1400

 

 

      

                    

 

 

 

[1] - شعر از فاضل نظری، برگرفته از توئیتر، کانال شعر  
شعر فارسی افغانستان    @sheer_farsi_af

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 وقتی ناراحتی های از سر استیصال، بر راستگرایان غلبه می کند، خود و جایگاه شان در برابر این مردم معترض مظلوم را فراموش کرده، و از کوره به در می روند، عنان ادبیات گفتاری خود را از دست داده، و چهره ی واقعی، از ضمیر مخفی خود را بروز داده، نگاه هایی که در پستوی دل های زنگار گرفته و متکبرشان، نسبت به "دیگران" و "غیر" از خود، و رقبا دارند را، عیان کرده، نظراتی را که تا پیش از این، در هاله ایی از ماسک های مختلف (از جمله انقلابی بودن [1]، مذهبی بودن [2] ، شیعه بودن [3] ، ولایی بودن و...)، و یا در فرایندی از وام گرفتن، از مقاطع تاریخ اسلام، کلمات امامان شیعه، آیه های قرآنی و... آن را پیچیده و مخفی اش می داشتند، را روشن و آشکار بروز می دهند، حال آنکه تا پیش از این، اعمال و نیت های ناشایست شان را در مطابقت، و در پیروی از ارزش ها، اعلام می کردند، در حالی که به واقع بر خلاف تمامی اصول انقلابی، قانونی، اخلاقی، انسانی و دینی و...، روندی را به سوی انحصار قدرت، تهدید و تحدید آزادی های مردم و... و اینبار "آگاهی" آنان را، دنبال می کنند.

این دوستان وقتی از حال عادی خود خارج می شوند، از ضمیر واقعی شان، ستر عورت کرده، و آبروی آن عناوینی را که با خود در شعارها، یدک می کشند را (اگر چیزی باقی مانده باشد) می برند، در این هنگامه های خشم، که دیگر خود واقعی را نشان می دهند، از نامیدن مردمی که با آنان در امری مخالفت دارند، به هیچ نام و عاقبتی اِبا ندارند، از عتاب به مردم مخالف خود به عنوان "خس و خاشاک" [4] گرفته، تا "بزغاله و گوساله" [5] و اکنون "گرگ های مجازی" و یا "سگ های قلاده بلند غرب" و...

باعث تاسف، مجلسی که باید عرصه جولان انسانیت و مردم داری، و دفاع از مردم ایران و حقوق و حدود و آزادی هایشان باشد، تا مردان بزرگ علم، سیاست، اخلاق و پرهیزگاری، مجمعی از "عصاره های فضایل ملت" ، که از "میزان رای" آنان برخاسته اند، شکل گیرد، و حافظ حقوق، آزادی ها، آسایش، و امنیت فکری، ارتباطی، رفاهی و آینده ی آنان باشند، امروز این مجلس از نمایندگانی تشکیل شده، که مخالفین اقدامات خشن خود، علیه آزادی ها، و حقوق مردم ایران را، به "گرگ" و "سگ" های مجازی و قلاده به گردن این و آن تشبیه می کنند،

حال آنکه طبیعی است وقتی جنابان نمایندگان این چنینی، مشغول گذراندن قوانینی تحت نام مبارک "صیانت" هستند، که به واقع خیانتی بزرگ در پس این صیانت، در جهت مقابله با حق آزادی اطلاع داشتن و اطلاع رسانی، و آگاهی و آگاهی بخشی نهفته است و...، و آنان انتظار دارند همه ی ایرانیان که به آزادیخواهی شهره آفاقند، بنشینند، و نظاره گر، تصویب چنین قوانینی باشند، که شریان ها، و بستر های اساسی آگاهی مردم را قطع می کند، و آنان را به سمت یک حصر جمعی خانگی برده، و گرفتار بی اطلاعی و ناآگاهی خواهد نمود.

طرح صیانت از فضای مجازی [6] که بوی قطع اینترنت (به عنوان ابزار و بستر ارتباطات بشر کنونی)، و پلتفرم های فضای مجازی و... از آن برخاسته است، و بوی تهدید و تحدید ارتباطات مردم ایران با جهانیان از آن شدیدا استشمام می شود، مخالفت که هیچ، قیام حق طلبانه می طلبد، و اگر کسانی نسبت به آن معترض نشود، و بی تفاوت بنشینند، در صورت تحقق، باید شاهد مرگ تدریجی خود و یک ملت، و تبدیل آنان به ابزار دست سیاست بازانی باشد، که یک ملت را در ناآگاهی، به هر سو که بخواهند، خواهند کشید، بدون این که این ملت بفهمد، در کجا قرار دارد، و به کجا او را خواهند برد، و به کجا باید برود.

نماینده ایی که به دنبال قانونی کردن قطع ارتباطات مردم خود، با جهان و جهانیانی است، که امروز به واسطه در هم تنیدگی سرنوشت ها، عاقبت ها، زندگی جمعی، تاثیر متقابل و... "دهکده جهانی" اش می خوانند، نباید از فریاد معترضین به اقدامات محدود و تهدید کننده خود متعجب شده، و معترضین را ، سگ و گرگ قلاده بلند بنامد، بلکه باید به مردم خود تبریک بگوید، که واجد چنین انسان ها و نیروهای فرهیخته و آزاده و آزاد اندیشی است، که همچون شاخک هایی حساس، جامعه خود را از این روند نامیمون مطلع کرده، و به واکنش دعوت می کنند؛  

چنین دلسوزان اجتماعی که این نماینده مجلس شورای اسلامی آنان را سگ و گرگ، و قلاده به گردن شان می نامد، در هر جامعه ایی لازم و وجودشان ذیقیمت، و لایق تشویق و تکریم اند، که اولا می فهمند و متوجه اند که، امثال جناب مهرداد ویس کرمی [7] ها برای آنان چه عاقبت و مقصدی را در نظر دارند، و ثانیا از فرهیختگانند، که آینده را دیده اند، که در پس این صیانت ها! چه زندان بزرگی، برای ملت ایران، با چه دیوارهای بلندی، شکل خواهد گرفت، که یک ملت از بسترهای ارتباط طبیعی اش با جهان قطع، و یا کانالیزه می شود، و از دانستن ها محروم، و از گفتن ها سلب ابزار می گردد، و ثالثا اینان آزادگانی بزرگوارند، که را در تاسی به سرور آزادگان، این روح آزادمردی را در خود دارند، که فریاد بزنند، و از خروج از موازین قانونی، انسانی، وجدانی، انقلابی و... هشدار دهند.

بله آقایان و خانم های امثال مهرداد ویس کرمی ها، که از مفاهیم بلند انقلابی، مدعاهای اساسی شیعه گری و مذهبی بودن و وجدان بیدار آزاد، چنان دور شده اند، که به راحتی می توانند از مردم خود سلب آزادی های اساسی کرده، آنان را محدود، و در قالب نوعی سلطه رسانه ایی تک صدا، و انحصاری و انتخاب شده گرفتار نمایند، و از طریق نوشتن قانون، این تحدید و تهدید آزادی های اساسی را تحکیم، تقویت و قانونی کرده، و در همان حال انتظار دارند همه ایرانیان چون مردگانی بر قبور خود نشسته، بنشینند و نگاه کرده، و سکوت کنند، و یا لابد بگویند "به به! چه عالی!" ، ره به بیراهه می زنند؛

در زمانی که هنوز انقلابیون اصیل زنده اند و می توانند شهادت دهند که در ادبیات بنیانگذار ج.ا.ایران، یکی از کلمات کلیدی "آگاهی" و "آگاهی بخشی" بود، و او مرتب از "مردم آگاه" نام می برد و...، که این آگاهی جز بر بستر وجود رسانه های آزاد، همه گیر، وسیع، غیر وابسته،  غیر انحصاری، متنوع و... تحقق نخواهد یافت، و در قالب این نوع "صیانت ها!"، این عنصر آگاهی و آگاهی بخشی، و بستر های ارتباطی آن است که به مسلخ خواست های جریان تمامیت خواه برده شده، و قربانی خواست جناح های قدرت می شود، و آگاهی از دسترس مردم ایران خارج خواهد شد، جریان های فاسد را آسوده کرده، و از زیر چشم تیز بین آگاهان فضای رسانه ایی غیر وابسته به قدرت، خارکرده و ایرانیان را به یک مردم عقب مانده، و در حصر کامل تبدیل می کند.

لهذا، معترضین به این روند، سگ و گرگ نیستند، و قلاده ایی از قدرتمداری، بر گردن خود ندارند، آنان انسان های آزاده و انقلابی واقعی اند، که برای آزادی، و عدم اسارت و خارج کردن مردم خود از حصری بزرگ، فریاد اعتراض بلند کرده اند؛ آنان پیروان واقعی آزادمردان دنیای مبارزه آزادیخواهی در تاریخ بشریت هستند، که هزینه های، مبارزه ی خود را با شنیدن این توهین ها، و هجوم های نابخردانه از این دست، و سخت تر از آن و... می پردازند، تا بلکه از انحرافی بزرگ، در جامعه خود جلوگیری کنند، و حقی را به سمت "ولی نعمتانِ" رهبران این جامعه، یعنی مردم ایران، باز گردانند.

دست اندرکاران قانون نویسی که امروز با طرح های صیانت 1 و 2، تنوع بسترهای ارتباطی مردم ایران را هدف قرار داده، و آنرا تهدید و تحدید می کنند، باید بدانند که وقتی وسیله های ارتباطی یک ملت با دیگران را، قطع و از دسترس آنان دور کردید، او را به واقع به یک حصر خانگی بزرگ برده اید، و نباید چنین ظلمی را در اسامی زیبا پیچید، که آبرویی بزرگ، از ارزش ها و کلمات زیبایی مثل انقلابی بودن، و مقید به مفاهیم والای مذهب، که شما را پرهیزگار، و به خارج از دایره ظلم به غیر، می برد و... و شیعه بودن که بزرگترین و پر افتخارترین پرچمش، شعار آزادگی، عدم سکوت در مقابل ناحق، و ظلم ستیزی را نمایندگی می کند و... خواهد برد.

نام هایی چون آزادگی، مسئولیت پذیری اجتماعی، ایثار، فرهیختگی، آگاه بودن، فعال اجتماعی بودن، فدایی ملت بودن و... برآزنده مخالفین چنین وضعی است، نه سگ و گرگ نامیدن آنان؛ ورنه انسان های مرده در جامعه ایی که جناب مهرداد ویس کرمی ها، منتظر تحقق آنند، نه انقلابی، نه شیعه، نه مذهبی و نه پیرو هیچ ارزشی نیستند، که مردگانی اند که بر گورهای محصور خود، در قبرستانی محدود، و در پس دیوارهای بلند کشیده شده به دور خود، نشسته اند، و نظاره گر خاموش هر آنچه اند، که بر قبرستان شان می رود، در حالی که از خارج این قبرستان هم خبری ندارد، که آب های پاک کجا جاریند، و فاضلاب ها به کدام سو می روند و...

جناب مهرداد ویس کرمی!

باید بدانید که سگ ها و گرگ ها هم، هیچ کدام از اول قلاده به گردن [8] نبودند، وقتی قلاده به گردن شدند که انسانی زیاده خواه، تمامیت طلب و... آنان را ابتدا از جامعه آزاد و طبیعی اشان جدا کرد، ارتباط شان را با دنیای آزاد و طبیعی جاری اشان قطع نمود، سپس آنان را به قلاده به گردن هایی مطیع تبدیل کرد، که به جای زندگی پاک و طبیعی، در این دنیای آزاد، پاچه گیر، و مطیع منویات دل انسان هایی شوند، که افسارشان را در دست دارندو. و این سگ و گرگ ها در این خلا اندیشه، و ارتباط با دنیای اصیل خلقت خود، نادانسته از منظور و منویات دل صاحبان شان، به این و آن حمله می کنند، در حالی که نمی دانند، در دل کسی که افسار شان را به دست دارد، چه می گذرد، و از این پاچه گیری ها، به دنبال چیست.

جناب ویس کرمی!

قلاده به گردن که شدی، دیگر مهم نیست، افسارت دست غرب باشد، یا شرق، یا یک انسان بی مقدار قدرت طلبِ تمامیت خواهی و...، که به نمایندگی از یک "ایسم" و یا ایدئولوژیی خاص، و یا چارچوبی بسته شده، و غیر قابل تغییری و...، انسان ها را به بردگانی بی اطلاع، و انبوهه ها، و توده هایی فرمانبردار و... تبدیل می کند، تا در مسیر اهدافِ انسانی دیگر، از آنان سود جوید.

جناب ویس کرمی!

پس خیلی به گرگ ها و سگ هایی این چنینی هم، خرده مگیر، چرا که برای این شدن، کافی است شما را از وجدان، عقل، منطق، انسانیت و هر آنچه خداوند به تو داده است، که تو را به خود آگاه کند، خالی کنند، و این خالی کردن ها جز با قطع ارتباط تو با اصالت انسانی، و کاروان انسان ها، میسر نیست، شما بانی این قطع ارتباط نباش، خواستی باشی هم، مردانگی کن و این را به نام شهدا، انقلابیون، آزادگان، انسانیت، صیانت و... انجام مده، این به خیر دنیا و آخرت شما، و هرچه ذیل این نام ها، نزدیک تر است.

[1] - بدان معنی مثبتی که در اوایل انقلاب وجود داشت و انسان های خیرخواه، کمک کننده، تسهیل گر، دلسوز، پاک و... نسبت به جان، مال، ناموس و امور و حقوق مردم، انقلابی شناخته می شدند

[2] - به معنی پرهیزگاری، مهربانی، خیرخواهی، بری بودن از جاذبه های دنیایی، دوری از ظلم و ظالمین و زورگویان و...

[3] - به معنی مثبتی که معروف بود، که حس جهانشمول از نجات بشر دارند، آزادگی و آزاد بودن را ترجمان و دنبال کننده اند، استبداد ستیز و ظلم ستیزند، هر جا مظلومی ببینند بر رفع مظلومیت از او شتابانند، امر به معروف و نهی از منکر شان گردن گردنکشان را نشانه می رود، زورگویان را حریف، و مظلومان را یاورند و...

 [4] - خس و خاشاک واژه‌ای به معنای آشغال و کاه‌ریزه است، که پس از سخنرانی محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور سابق ایران در جشن پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ ایران به یک اصطلاح سیاسی در اشاره به معترضان به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری تبدیل شد. احمدی‌نژاد در این سخنرانی گفته بود: "در ایران در انتخابات ۴۰ میلیون نفر خودشون بازیگر اصلی و تعیین‌کننده اصلی بودند حالا ۴ تا «خس و خاشاک» در این گوشه‌ها یک کاری می‌کنند…"

[5] -9 دیماه 1388) احمد علم الهدی: "اين نظام به جان مردم بسته است و اصل محوري اين نظام ولايت فقيه است. اين مملكت زير چكمه 40 هزار مستشار آمريكايي بود. اين مملكت در دست نظام ستمشاهي بود و اين مردم با سينه‌ خشك به استقبال گلوله داغ رفتند، قطره قطره خون خود را داده‌اند تا ولايت فقيه را حاكم كردند. آن وقت يك مشت بزغاله گوساله بيايند در مقابل چشم مردم به اصل ولايت فقيه توهين كنند؟" نماينده مردم مشهد در مجلس خبرگان افزود: "بنابراين امروز بر حسب اعلام خدا در آيه 53 سوره مائده، حزب‌الله بر روي كره‌زمين كساني هستند كه رهبري اين ولي امر مسلمين را پذيرفته باشند."

[6] - که به واقع فضایی واقعی و بی سانسور از حقیقت مردم ایران است

[7] - مهرداد ویسکرمی (زاده ۱۳۵۰ در ویسیان) سیاستمدار اصولگرای ایرانی است. وی موفق شد در یازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی که در تاریخ ۲ اسفند ۱۳۹۸ برگزار شد، با کسب ۳۸ هزار و ۷۷ رای، از حوزه انتخابیه خرم‌آباد و چگنی از استان لرستان بعنوان نفر دوم انتخاب گردد و به مجلس راه یابد. اودر انتخابات دوره نهم و دهم انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کرد که از ورود به مجلس بازماند. در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۴۰۰ وی در تویتر فارسی مردم منتقد طرح صیانت را « سگ های قلاده بلند» و «گرگ» نامید.

[8] - جناب مهرداد ویس کرمی در توئیتی نوشت :  #فضای مجازی؛ به دلیل اهمیت، موضوعی حاکمیتی و محتاج قانونگذاری است. در کشورهای پیشرفته قانونمند است. چند وجهی، پیچیده و نیازمند مدیریت فراقوه ایی است. گرگ های مجازی و #سگهای_قلاده_بلند غربگرا از قانونمندی آن می ترسند. قانونمندی، به نفع کسب و کارهای سالم مجازی است.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

"حال همه ی ما خوب است، اما تو باور نکن" [1]؛ روزگار انسانیت و انسان این روزها، سیاهی هایی را می بیند که این لکه های سیاه بیماری سلطه، سلطه گری، استعمار، استبداد و..، در حال گسترشند، و هر روز ملتی را به طور یکپارچه، به مسلخ منویات دل مستبدی برده، در زندانی بزرگ، که دیکتاتوری بانی ساخت آن است، زندانی می کنند؛ زندان های که در اثر انقلاب ها، قیام های مردمی، پیشرفت فکری و عملی جامعه بشری و... نابود شده بود را ،دوباره بازسازی، نو و بزرگتر از قبل، به کارکرد، و روش سابق خود بر می گردانند، مرزهای دمکراسی، یعنی سرزمین هایی که مردمش از حق انتخاب، حق تعیین سرنوشت، آزادی و کرامت انسانی برخوردار شده اند، هر روز آب می روند و...؛ اما دنیا امروز اکراینی ها و... را در حال مبارزه برای حفظ کرامت و آزادی خود به چشم خود مشاهده می کند.

در حالی که این روزها هند زیر یوغ راستگرایان افراطی و مذهبی هندو افتاده است، تا آنان تفکر، فرهنگ، تصور و حتی خدای خود را بر یک ملت چند صد میلیونیِ متکثر و دمکرات و گریزان از خشونت، تحمیل کرده، و از "غیر" و اقلیت هایش، کشتار و غارت کنند، و کسی را جلودار، و شاکی آنان نباشد؛ دولت چین به عنوان نماینده نژاد "هان" [2] و تفکر چپ مارکسیسم، سوسیالیسم، خود را بر دیگر اقلیت ها، از جمله ایغورها و... غالب دیده و می تازند، و از هر آنچه بخواهند، بر این اقلیت ها روا می دارد، و کسی را متعرض بر آنان، حتی در بین مسلمانان که ایغورها از آنانند، و...، نمی توان دید، تا حداقل برای اسلام و مسلمانی هم که شده، ندای اعتراضی بلند کند. و اکنون در کنار راستگرایان افراطی، که در گوشه و کنار جهان، دنیایی خطرناک و مملو از نژاد پرسی و ملی گرایی مذهبی، نژادی و...، و در نتیجه خشونت را برای بشریت رقم می زنند،

در مسکو نیز، تزاری جدید، به نام ولادیمیر پوتین در کاخ مستبدین تاریخ ظلم، در کرملین، دهه هاست که بر تخت مادام العمر خود نشسته، و اکنون متکبرانه مرزهای محترم بین المللی را می شکند، و حال نوبت مردم اوکراین است، تا دوباره طعم سلطه گری و وابستگی به متجاوزین، و کشورگشایان حاکم بر کرملین را بچشند، آنانکه به تازگی از این بلیّه خانمان برانداز خلاص شده، و طعم آزادی از یوغ چکمه های استبداد سرخ را چشیده بودند، همان استبدادی که مخوف تر از استبداد مذهبی است، و بر هیچ اصل اخلاقی، بین المللی و دینی حتی پایبند نیست،

و اهالی اکراین که روزگاری چند، خود برای خود، دولتی را در روندی انتخاباتی تعیین می کردند، باید شاهد جولان تانک های روسی، در خیابان های شهرهای زیبای خود باشند، و لابد از این به بعد، دست نشاندگان کرملین بر آنان حکم برانند، و بدین ترتیب، آزادی، دمکراسی، حق تعیین سرنوشت و کرامت انسانی اشان، در زیر شِنی تانک های مستبد حاکم بر کرملین، و دستگاه های مخوف نظامی و امنیتی او له شود، و آرزوهای یک ملت، برای پیشرفت، استقلال، و برخورداری از آزادی و کرامت انسانی، بر بادی برخاسته از غرور و ظلم یک مستبد تمامیت خواه، به تاراج خزان خواهد رفت.

میکرب استبداد و تنوعی از انواع مستبدین سیاه، سرخ، زعفرانی و... در حال سرایت به کل جهانند، مرزها را شکسته به پیش می تازد، و در پناه همدیگر، سلطه خود را بر ملت های مظلوم و بی پناه، گسترش می دهند، در افغانستان مستبدین مذهبی، خود، فرهنگ و تفکر ظالمانه، ضد انسانی و منحرف شان را بر یک ملت باستانی، شاعر، عارف، حکیم و...، به تمامی تحمیل کرده اند، نظام های دمکرات جهان نیز نظاره گر صحنه هایی اند، که انسانیت و اخلاق و ارزش های بشری، به مسلخ دل های سیاه مستبدین برده می شود، و همه تماشاگر شده، نه منشور ملل متحد، نه منشور حقوق بشر، نه ارزش های بین المللی و... از گزند تصمیم های مستبدین افسار گسیخته در امان نیست، کشتار در فلسطین، یمن، سوریه، و اینک اوکراین و... لاینقطع ادامه دارد، و مستبدین در قلعه های ایمن، و تضمین شده، راحتند و اسب سرکش ظلم می تازند.

و متاسفانه ما هم که انقلابی آزادیبخش را در سال 1357 داشتیم، آنقدر در روندی نامیمون پیش رفته ایم، که دیگر حتی شعار نه شرقی و نه غربی که در جای جای بندها، و همچنین روح قانون اساسی [3] این کشور گنجانده شده را، از اثر انداخته ایم، و ما که مدعی آزادی، سعادت، کرامت انسانی بشر و... هستیم نیز، نمی توانیم در همان جهتی باشیم که باید، نه در کنار ایغورها، نه در کنار چچن ها، نه در کنار اوکراینی ها، و نه حتی از پارس زبانان و شیعیان همکیش خود در افغانستان و... می توانیم دفاع کنیم، و در مجموع (به غیر از مردم فلسطین، یمن و...) دفاعی در شان آزادیخواهی ایرانیان و انقلاب شان، از آزادی ملل جهان نداریم، حتی در کلام، کاش در بقیه موارد، سکوت می کردیم، و مثل بسیاری از دولت ها، که در دیگر مناطق دنیا، لااقل در کشاکش بروزِ و نمودِ بارزِ گسترش سلطه، و سلطه گری، و استبداد مستکبرین، بی طرفی اختیار کرده و می کنند، ما هم در سکوت می ماندیم، ولی متاسفانه بر خلافت تمام موازین انسانی، اخلاقی، انقلابی، دینی، ایرانی، بین المللی، قانونی و... به نظر می رسد، در موضع گیری [4] هم که شده، در کنار متجاوزِ متکبر و ظالمِ روس و... ایستاده ایم، و در راستای او سخن گفته، و موضع می گیریم! این جای تاسف و شرم دارد.

وقتی واکنش آقای ابراهیم رئیسی که بر کرسی ریاست جمهور ایرانیان تکیه زده است را، در خصوص حمله تجاوزکارانه روسیه، که با هدف توسعه سلطه به کشور اوکراین انجام شد، را دیدم [5] ، آه از نهادم بر آمد، و مو بر تنم سیخ شد، آنگاه که آقای رئیسی با مستبد مسکو، که روزی او را در مقام ریاست بر جمهور ایرانیان، به آن رسوایی روشن و آشکار، بدون حضور پرچم ایران، و اجرای پروتکل های مرسوم در دیدار مقامات در این سطح و... میزبانی کرد و...، تلفنی سخن گفت، که برآیند سخنش، تایید، و منطقی تصور کردن، حرکت مسکو تلقی گردید، اینجا بود که میزان انحراف ما از ارزش های انسانی، انقلابی، اسلامی، قانونی و... را دیدم، و تاسف خوردم، و بر خود در مقابل مردم اوکراین که این روزها زیر بمباران، و حمله شدید دشمن سلطه جویِ تا دندان مسلحی قرار دارند، شرمگین شدم؛ یاد روزگاری افتادم که در خلال جنگ خسارتبار هشت ساله با عراق، ما منتظر جمله ایی در محکومیت تجاوز صدامیان به کشورمان بودیم، و متاسفانه کسی موضعی نمی گرفت، و اکثرا به نفع دشمن ما موضع می گرفتند.

گویا رئیسِ جمهورِ ایرانیان، در جایگاه چنین مقام رفیعی، تصور نکرد که ما نیز همچون اوکراینی ها، با این غول متجاوز و متکبر هم مرز هستیم، و سناریو دهشتناکی که امروز بر سر اوکراینی ها آوار شده است، روزی می تواند بر سر هر همسایه ایی از جمله ما ایرانیان نیز، تکرار شود، و تاریخ تلخ تجاوزات گذشته، توسط این تزار جدید نو گردد، و ایرانیان نیز دوباره، به طعمه ی زیاده خواهی، و تجاوز و سلطه جویی روس ها تبدیل شوند، همانگونه که پیش از این، با مغز استخوان خود طعم تجاوز کرملین نشیانان را، نسل های گذشته ایرانیان چشیده اند، و زخم عمیق آن بر بدن ایران همچنان مانده است؛ و یک سر این اژدهای هفت سر، که اکنون در سمت غرب، اوکراین را می سوزاند، می تواند به سمت جنوب هم چرخش کرده، و ما ایرانیان، و دیگر ملل این منطقه را نیز، در شعله های تجاوز، خیانت و بد عهدی ایی که از روس ها سراغ داریم، بسوزاند.

و با وجود اینکه، در قانون اساسی این کشور، دوری از استبداد، سلطه جویی، و تبری از سلطه و سلطه گران مستبد داخلی و خارجی به روشنی ذکر شده است، بر این قانون اساسی، حتی در حد رئیس جمهور این کشور هم، وقعی نمی نهند، و این تجاوز آشکار و سلطه گری روسیه، بر ملل مظلوم و بی دفاع اطرافش را محکوم نمی کنند که هیچ، مواضعی در جهت آن نیز اتخاذ می شود، که این مقطع از تاریخ ما، مایه شرم تاریخی ایرانیان، در بین ملل آزادیخواه جهان خواهد شد.

درس تاریخی این تجاوز روس ها به اوکراین این است که، ملت ها نباید اجازه سلطه مستبدی (چه داخلی و چه خارجی) را بر خود بدهند، چرا که انگار این اجازه، حق استمرار برای مستبدین و سلطه گران ایجاد می کند، و حتی در صورت رهایی نیز، همواره فیل مستبدین، یاد هندوستان شان می کند، از این روست که مستبد کرملین، که روزگاری بر اوکراین آقایی می کرده است، این حق سیادت را برای خود، حتی بعد از استقلال اوکراین از شوروی سابق نیز قایل است، که اگر اوکراینی ها، راهی غیر از مسیری که او تعیین می کند، بروند، و یا انتخاب کنند، این چنین بر آنان، متجاوزانه و ظالمانه هجوم می برد، و متاسفانه مقامات ما هم، در حالی که مدعی استقلال هستند، بهانه های متجاوزی همچون پوتین را، تایید و تکرار می کنند، و بد به حال ما، که امروز مسئولانی داریم که خود را همگام و هم نفس با چنین خرس سنگدلی، قرار داده اند، که رهایی از چنگال او، حتی بعد از دهه ها، خلاصی، تلقی نمی گردد، و او بردگان آزاد شده از سلطه کاخ کرملین را نیز، همچنان برده می بیند، و با دیدن فروغ آزادیِ انتخاب در پیشانی آنان، آنچنان بر آنان خشم می گیرد که دنیا در قرن بیست و یکم، حیرت زده از این همه تجاوز، خیره سری، زیاده خواهی، سلطه جویی آشکار، قانون شکنی، دریدگی و... نظاره گر دوره بربریت جدید، و آغاز دوران برده داری نوین است.

[1] - برگرفته از دکلمه زیبای خسرو سینمای ایران، زنده یاد خسرو شکیبایی

حال همه‌ی ما خوب است       ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،        که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند     با اين همه عمری اگر باقی بود      طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم    که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و       نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!      تا يادم نرفته است بنويسم     حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود      می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است    اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی      ببين انعکاس تبسم رويا      شبيه شمايل شقايق نيست!      راستی خبرت بدهم     خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام       بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!       بی‌پرده بگويمت      چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد      فردا را به فال نيک خواهم گرفت    دارد همين لحظه         يک فوج کبوتر سپيد          از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد        باد بوی نامهای کسان من می‌دهد      يادت می‌آيد رفته بودی       خبر از آرامش آسمان بياوری!؟      نه ری‌را جان       نامه‌ام بايد کوتاه باشد         ساده باشد        بی حرفی از ابهام و آينه،         از نو برايت می‌نويسم       حال همه‌ی ما خوب است      اما تو باور نکن

[2] - مردم هان یک گروه قومیتی بومی چین هستند که بزرگترین گروه قومی کره زمین محسوب می‌شوند. هان‌ها حدود ۹۲٪ جمعیت چین و ۱۶٪ جمعیت کره زمین را تشکیل می‌دهند. تفاوت‌های زبانی، فرهنگی، اجتماعی و ژنتیکی قابل توجهی میان زیرگروه‌های قوم هان به چشم می‌خورد که حاصل ادغام قبایل و طوایف مختلف چینی در طول هزاران سال زندگی در کنار یک‌دیگر است.

[3] - اصل سوم :دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد: ... 5- طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب. 6- محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.  ... 16- تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان و حمایت بی‌دریغ از مستضعفان جهان. 

اصل یکصد و پنجاه و دوم:

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هر گونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت‌های سلطه‌گر و روابط صلح‌آمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است.

اصل یکصد و پنجاه و چهارم:

جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‌داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‌شناسد. بنا بر این در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزه حق‌طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند.

[4] - وزیر امور خارجه ایران ریشه بحران اوکراین را اقدامات تحریک‌آمیز ناتو دانست. حسین امیرعبداللهیان در توییتر نوشت: «بحران اوکراین ریشه در اقدامات تحریک‌آمیز ناتو دارد. ما توسل به جنگ را راه‌حل نمی‌دانیم. برقراری آتش‌بس و تمرکز بر راه‌حل سیاسی و دموکراتیک یک ضرورت است.» - به گزارش خبرگزاری فارس، «سعید خطیب‌‌‌زاده» سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در اظهاراتی ضمن ابراز تأسف از آغاز اقدامات نظامی و شدت گرفتن درگیری‌‌‌ها، گفت: جمهوری اسلامی ایران با نگرانی عمیق تحولات در اوکراین را پیگیری می‌کند. متاسفانه ادامه اقدامات تحریک‌آمیز ناتو با محوریت آمریکا منجر به وضعیتی شده است که منطقه اوراسیا در آستانه ورود به یک بحران فراگیر است. خطیب‌‌‌زاده عنوان کرد: جمهوری اسلامی ایران طرفین را به توقف درگیری‌‌‌ها و آتش‌بس برای مذاکره فوری به منظور حل و فصل سیاسی بحران دعوت کرده و ضرورت رعایت حقوق بین‌الملل و حقوق بشردوستانه در درگیری‌‌‌های نظامی را مجدانه یادآوری می‌کند. از سوی دیگر، سخنگوی دولت ایران نیز به تحولات اخیر در شرق اروپا و آغاز جنگ میان روسیه و اوکراین واکنش نشان داد. علی بهادری جهرمی در حساب کاربری خود در توییتر نوشت: «‌جنگ راه‌حل نیست، تکیه به آمریکا امنیت‌‌‌آور نیست.»  دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز دیگر مقامی بود که در توییتی با اشاره به سقوط بازارهای مالی و افزایش قیمت انرژی به دلیل ایجاد بحران در اوکراین، نوشت: بحران اوکراین می‌‌‌تواند عبرتی پندآموز باشد. علی شمخانی عصر پنج‌شنبه در توییتی درباره بحران اوکراین نوشت: ‌سقوط بازارهای مالی و افزایش قابل‌توجه قیمت انرژی به دلیل ایجاد بحران در شرقی‌‌‌ترین بخش از جغرافیای اروپا، نشان داد که بی‌‌‌ثباتی و ناامنی در همه اشکال آن در نیم کره شرقی جهان، آسیب‌‌‌های جدی را متوجه منافع غرب خواهد کرد. دبیر شورای عالی امنیت ملی روز جمعه و در دومین روز درگیری‌ها در اوکراین و بحران در این کشور در توییتی نوشت: هیچ چیز نفرت‌انگیزتر از جنگ نیست، اما وقتی غرب با روش‌های مختلف به دنبال ضربه به امنیت ملی کشورهاست، عملا مسوول مستقیم جنگ‌ها و بحران‌هایی است که با هدف ایستادگی در برابر راهبرد غرب شکل می‌گیرد.

[5] - ایسنا : رئیس‌جمهور روسیه در این گفت‌وگوی تلفنی (با ابراهیم رییسی)، وضعیت کنونی را «پاسخ مشروع به چندین دهه نقض معاهدات امنیتی و تلاش‌های غرب برای آسیب رساندن به امنیت روسیه» دانست. در این گفت‌وگو، سید ابراهیم رئیسی با بیان اینکه "گسترش ناتو به سمت شرق، تنش‌زا است"، تاکید کرد: گسترش ناتو تهدیدی جدی علیه ثبات و امنیت کشورهای مستقل در مناطق مختلف است. رئیس‌جمهور ابراز امیدواری کرد که آنچه اتفاق می‌افتد، به نفع ملت‌ها و منطقه تمام شود.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...