دشت پرچی کابل، هزاره ها، و ناقوس پیاپی مرگ و جنایت مسلمانان
مطلب ویژه
  •  

19 ارديبهشت 1400
Author :  
به کفش های خون آلوده ات قسم، آنگاه که در راه مدرسه جان دادی

تعارف ندارد مسلمانان! 

گروهی از ما مسلمانان دیروز، در 18 اردیبهشت ماه 1400 خورشیدی کابل را با خون دخترکان مظلوم هزاره غسل دادند، و ده ها دانش آموز مدرسه دخترانه "سید شهدا" که اکثرا از اقلیت هزاره های شیعه خراسان، و باشندگان در منطقه دشت پرچی (برچی) کابل اند، مورد حمله بمب های گروه های مسلمان مبارزی که برای کسب و توسعه قدرت در افغانستان مبارزه می کنند، قرار گرفته، و به صورت جمعی کشتار و نسل کشی شدند، این نیز لکه ننگ جدیدی بر دامن انسانیت و مسلمانی کسانی خواهد ماند که از طالبان و داعش حمایت می کنند؛ این صحنه ها فریادگر مظلومیت دخترکانی است که برای تحصیل علم به مدرسه رفتند، و با توجه به نگرش های اسلامی ناشی از فکر خانه نشین کردن زنان، در جامعه اسلامی، و همچنین نگرش های فاشیستی نژادپرستانه، مورد حمله بی رحمانه قرار گرفته، و جمعی به خاک و خون کشیده شدند. حمام خونی که در واکنش به آن تنها می توان گفت تف بر این ایدئولوژی و آیینی که اجازه می دهد، چنین کشتاری از نوجوانان دختری کرد که، تنها گناه شان، از نژاد هزاره و شیعه بودن، و به مدرسه رفتن می باشد.

امارت اسلامی ظلم طالبانی، با پایمردی یگانه مرد دره پنجشیر، در آخرین نقطه های پایانی موفقیتش متوقف شد، تا سرزمین آلوده شده به قتل، کشتار و جنایتِ درازدامن متجاوزین به حریم انسانیت، نتواند، آخرین حلقه را از زنجیر اسارت خود، بر حلقوم مردم مظلوم خراسان و افغانستان اندازد، تا این بنای ویران شده از تجاوز شوروی سابق، و خودخواهی مجاهدین را، با سلطه مزدورانی مجهز به دلارهای نفتی منطقه خلیج فارس، و دسیسه نظامیان خون آشام ریش بلند پاکستانی، ویران تر از قبل نمایند، و از پس آن استقامت بابک وار احمد شاه مسعود و یارانش بود، که از گوشه گوشه ی دنیا به کمک آمدند، و بساط این جرثومه های خونریز را از عرصه فرهنگ و انسانیت خیز خراسان و افغانستان پاک کردند، تا از سلطه ناپاک این خشک مغزان متکبر، جاهل و بیرحم انسان نما، نجات یابند، تا امارت اسلامی اشان به حلقه ایی از امارات های جنایت و بدوی گری در عصر علم و ارتباطات وارد نشود.

دوره حاکمیت طالبان بر افغانستان بروز یک صحنه برهنه از ظلم، کج فهمی، بی رحمی، جنایت، بدوی گری، کشتار، تسویه نژادی و... بود که جهان را به وجود چنین غده سرطانی در افکار خیزش های دینی از این دست آگاه کرد که در سایه درفش منقَّش به "شهادتین" چه تراژدی خونین و سفاک واری می توان بروز یابد؛ این بود که دنیا آمدند تا این لکه ننگ را از دامن بشریت پاک کنند، اما صد افسوس که پشتبانان این نهضت اسلامی که ریشه در یک تاریخ کج فهمی و دوری مسلمانان از انسانیت شکل گرفته است، مدافعان فراوان و سرمایه و سلاح قابل توجه داشت، اینان زیر فشار بمباران ها و سیاست بازی های غربی، و چشم پوشی آنان از سرچشمه های این آب آلوده به جهل، زنده نگه داشته شدند، و حتی در ایران نیز عده ایی آنان را "جنبش اصیل" نامیدند، در حالی که اصالت آنان تنها در یک تاریخ خونریزی و ظلم بود و هست، جنایت دیروز کابل پرده دیگری از وحشی گری و خروج یک مسلمان از مدار انسانیت را بر پرده رسوایی از کشتار کثیر دخترکان نوجوانی را به دید همگان کشید، که برای تحصیل علم روانه مدرسه شدند، و با زبان روزه، دیگر باز نگشتند، تا خوی غیر انسانی برخی از ما مسلمانان را به چشم تمام جهان کشیده، و نشان دهند، چقدر انسان در سلطه تفکر مذهبی خود، می تواند، درنده و در حیوانیت غرق شود.

کشتار بیرحمانه دختران دانش آموز در "دشت پرچی کابل" پرده از تزویر کسانی برداشت که به طالبان و جنبش های اسلامی از این دست، دفتر و امکانات می دهند، تا پایه های آنان را در منطقه ظلم خیز خاورمیانه محکم کنند، تا مثل غده ایی سرطانی، جامعه انسان های صلحجو و اهل عرفان و معرفت خراسان را به سوی زخم های پر چرک خون و خونریزی هدایت و ماندگار کنند.

 از زبان این دخترکان مظلوم یک شاعر هم تبار خراسانی گفت :

  کفن کن خسته و دلتنگ مادر

   مرا در زیر خاک و سنگ مادر

   بغل کن زیر چادر کابلم را

   ببر یک‌ جای دور از جنگ مادر

Click to enlarge image DkurbpDWsAEFbsO.jpg

در حالی که قرآن به قلم قسم می خورد، مسلمان دانش آموز را با قلمش در خون غسل می دهد

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (11)

This comment was minimized by the moderator on the site

بورسیه تحصیلی دانشگاه الزهرا ایران برای دانش‌آموزان مکتب سیدالشهدا کابل

دانشگاه الزهرا ایران از تصویب طرح اختصاص ۵۰ بورسیه برای تحصیل دختران افغان خبر داده است.

براساس این طرح ۵۰ بورسیه به دانش‌آموزان مدرسه سیدالشهدای کابل در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه رشته‌های دانشگاه الزهرا و ۵ بورسیه "مریم میرزاخانی" مخصوص تحصیل در رشته ریاضی این دانشگاه اختصاص یافته است.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه الزهرا، این طرح در پی انفجار خونین مکتب دخترانه سیدالشهدا و به منظور حمایت از تحصیل دختران افغان تصویب شده است.

در همین حال شهرداری کابل نیز دو روز قبل اعلام کرد که به منظور ارج‌گذاری به قربانیان این رویداد جاده‌ اتصالی منطقه "برچی تا کمپنی" واقع در نواحی پنجم و سیزدهم شهر را به نام" شهدای معارف" نام گذاری کرده است.

حدود یک ماه در اثر یک انفجار در نزدیکی مکتب سیدالشهدا در کابل دستکم ۱۰۰ نفر کشته و ۱۶۰ نفر دیگر زخمی شدند. اغلب قربانیان این رویداد دانش‌آموزان مکتب سیدالشهدا بودند.

This comment was minimized by the moderator on the site

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
دشت برچی
محله های کابل
مختصات: ۳۴٫۴۹۴۶۷°شمالی ۶۹٫۰۹۴۲۲°شرقیمختصات: ۳۴٫۴۹۴۶۷°شمالی ۶۹٫۰۹۴۲۲°شرقی
کشور افغانستان
ولایت ولایت کابل
شهر کابل
مساحت • کل ۴۶ کیلومتر مربع (۱۸ مایل مربع)
ابعاد
• درازا ۶٫۸ متر (۴٫۲ مایل)
• پهنا ۳٫۷ متر (۲٫۳ مایل)
دشتِ بَرچی به‌طور مختصر برچی یک منطقه مسکونی در قسمت جنوب غربی شهر کابل است.[۱] این بخش از کابل در پی مهاجرت‌های داخلی افغانستان به منطقه بزرگی با بیش از ۱ میلیون جمعیت تبدیل شده‌است.[۲] رشد جمعیت
دشت برچی یکی از مناطق کابل است بیشترین رشد جمعیت را در خود داشته‌است. جمعیت دشت برچی در سال ۲۰۰۲ نزدیک به ۲۰۰۰۰۰ نفر بود است، سازمان پزشکان بدون مرز جمعیت برچی را در حال حاضر بیش از ۱ میلیون ۲۰۰ هزار نفر تخمین می‌زند. دلیل رشد سریع جمعیت این منطقه بازگشت مهاجرین افغانستان از ایران و پاکستان و همچنین مهاجرت داخلی در افغانستان از روستاها به پایتخت است.
بیش از ۸۸%جمعیت این منطقه را هزاره ها تشکیل میدهد.منطقه غربی کابل در سالهای اخیر یکی از نا امن ترین مناطق کابل میباشد که پیشتر حملات که در مراکز آموزشی ،زیارتی مساجد،علیه،شهروندان کابل صورت گرفته گروه موسوم به داعش مسئولیت آن را به دوش گرفته،است.

This comment was minimized by the moderator on the site

ایران و افغانستان، چشم ایدئولوژی و قبیله

Posted: 14 May 2021 06:17 AM PDT

اسد بودا – امین بزرگیان

سخن گفتن از «پیوند ایران و افغانستان» موضوعى چالش برانگیز است. این نوشته مختصر، قصد ندارد به روشن ساختن معناى این موضوع بپردازد بلکه تنها تلاش است براى کاستن از برخى توهمات.

یک:
متونِ درسی ایران، نه تنها افغانستان، بلکه کل آسیای میانه و قفقاز را بخشی از خاکِ جدا شده ایران می دانند. مطابق این برداشتِ «هنر نزد ایرانیان است و بس»، هر آن چه در این منطقه وجود دارد از علم و دانش و حکمت گرفته تا موسیقی و خوشنویسی و حتى جادوگری، ریشه در ایرانِ کنونی دارد.

در آنسوى مرز ودر افغانستان نیز متون درسى، پاکستان و ایران و بخش هایى از هند را، بخشی از خاک از دست رفته امپراطوریِ افغانستان تلقی می کنند.

اگر از چشم انداز ناسیونالیستی به موضوع بنگریم هردو نگاه درست به نظر می رسند، درست به این دلیل که سراسر تاریخ گذشته سیاسی و فرهنگی را در جغرافیای سیاسیِ کنونی خلاصه می کند.

ز نظر آن ها نه تنها تاریخ باستان، بلکه تاریخ سیاسی عرب ها، ترک ها و مغول ها تهی از حقیقت، کاذب و فاقد هیچ اصالتى است. در واقع به آنها به عنوان امرى آویزان و عرَضی که به جوهر تاریخیِ اصیل ایرانی یا افغانی متصل اند، نگاه مى شود.

این نوع نگاه به گذشته که به لطف بودجه های دولتی، هم در افغانستان و هم در ایران، منابع سراپا تحقیقی و فاضلانه برای خود فراهم کرده است، مختص ناسیونالیسم ایرانی و افغانی نیست. ناسیونالیست های سراسر جهان، دولت-ملت خود را جوهر تاریخ آدمی می پندارند. در این وضعیت، هویت های ناهمگونی که در درون کشور وجود دارند، به نحوی باید از این جوهر ملی- ناسیونالیستی کسبِ حقیقت کنند.

مثلاً ترکِ تبریز، «آذری» است و با دیگر ترک های جهان فرق دارد، اما فارس در هرکجای عالم که وجود دارد ایرانی است، اگر هم حالا نیست قبلا ایرانی بوده است. درست که دین ما اسلام و حکمتِ ما حکمت اسلامی است، اما اسلام ما اسلامى افغانی یا ایرانی و حکمت ما «حکمتِ بلخی- ایران شهری» است.

در این تفکر اساساً به دلیل اتصال اسلام و حکمت به این جوهر ایرانی یا افغانی است که شهرتِ جهانی دارد. اگر هم چنانچه هویت هاى ناهمگون به دلیل تفاوت های فیزیکی مضاعف قابل پینه زدن در دل این هویت ملی نباشند، باید حذف و ادغام شوند؛ آنها یا «تورانی» اند، یا بازماندگان «اعرابِ سوسمارخور» و بقایای «مغولان وحشی خون خوار».

افکار منصف تر مى گویند که البته که ما هم کشتیم. ماهم انسان هایی را از پای در آوردیم، ولی کشتن و از پای درآودن ما مشروع است، حماسی است، جوهر ایرانی یا افغانی دارد. ما حق داریم سلاخی کنیم، بکشیم، زیر پای فیل خرد و خمیر و با شمشیر و خنجر قطعه قطعه کنیم، چارپاره کنیم. به هندوستان و تفلیس و ایروان حمله کنیم و کشت و کشتار راه بیندازیم.

ما صاحبِ این آب و خاک بودیم، هستیم و خواهیم بود. ما مردم نجیبیم و برخوردار از روح اهورایی و فره ایزدی. رسالت ما اهریمن زدایی از جهان است. این حق ماست که با متجاوزان با خشونت بی حد و مرز برخورد کنیم.

ما آریایی ها هم به این فلات مهاجرت کردیم، اما مهاجرتِ ما غیر از مهاجرت دیگران است و به حقِ آب و خاک منجر می گردد. مهاجرت ما با مهاجرت مردمانِ وحشی که نه فردوسی و سعدی و حافظ دارند، نه مولانا و بیهقی و سنایی، فرق دارد.

اگر ما نمی بودیم، در این سرزمین از انسانیت و تمدن خبری نبود. این ایده ها را نه تنها در اظهارات صریح روزمره، که چندى است در قالب تحقیقات علمى و دانشگاهى به خورد جهان واقعى داغان شده مان مى دهند. کارى که بیشتر به مکانیزم والایش زندگى و واقعیت اکنون به تاریخ مى ماند.

این نوع نگاه به تاریخ و اجتماع، اما دچار تناقض ها و شکاف های بسیار است. این جهان بینى، برای گم کردن و یا دستِ کم پنهان کردن این شکاف به غیریت سازی های بی پایان روی می آورد. منظور از غیریت در این جا خلق یک استثناست، برساختنِ یک تَرک در بدنه کل. مدام شنیده ایم که یک کل به نام ایران وجود داشت ولی به خاطر توطئه های استعماری، بخشی از این کل از دست رفت.

این سخن که افغانستان در قدیم بخشی از خاکِ ایران بوده است، در اغلبِ متون درسی ایران وجود دارد. در افغانستان نیز، عین این قضیه هست. در متون درسی و تاریخیِ افغانستان، بخارا و اصفهان و دهلی و پیشاور، جزء افغانستان قدیم شمرده می شوند.

بنابراین ایران و افغانستان معاصر، هر دو، با خلق تاریخ این همان و هم شکل از عصر کنونی تا عصر کوشانیان و ساسانیان و حتى دوران پارینه سنگی و نئوسنگی از یک سو، و خلق یک استثنا در درون این حوزه تاریخی و فرهنگی از سوی دیگر، برای خود هویت دست و پا کرده اند.

موضوع اصلى، میزان حقیقت موجود در این روایت ها نیست بلکه کاربردهاى سیاسى و دیگرى ساز آن است.

درست در تقاطع بین تاریخِ این همان و استثناست که می شود از «پیوند» بحث کرد. پیوند بیش از آن که بر پیش فرض اشتراکات، قابل بحث و تحلیل باشد، با عاملِ جداساز، قابل تحلیل است. در نبود عامل جداساز یا همان بخش کسر شده از کل، بحث پیوند میان این دو کشور بی معناست.

این عامل جداساز «مرزِ سیاسی» است. بنابراین وقتی عبارت “پیوندهاى میان افغانستان و ایران” را به کار می بریم، درواقع، خطوط مرزى را یادآورى مى کنیم.

اساساً خطوط مرزى اند که باعث مى شوند بحث پیوندهاى فرهنگى، سیاسى و اجتماعى افغانستان و ایران پیش کشیده شود. این بدان معنا نیست که این مرز را برداریم و یا چیزى مانند طرح وحدت منطقه ای «اَفغران( افغانستان- ایران)» یا «پاک افغران(پاکستان – ایران ـ افغانستان)» را پیش نهادکنیم. باید متوجه باشیم که اندیشیدن در عصر دولت-ملت مدرن در بطن خود مالامال از مرزها و مرزداران است و به نظر مى رسد راه فرارى از آن نیست.

یک خط مرزی، این دو کشور را به شکل حقوقى از هم جدا می کند. نه افغانستان بخشی از ایران است، نه ایران بخشی از افغانستان و نه تاریخ و تمدنِ گذشته این سرزمین را که ترکیبی از تمدن های زرتشتی- فارسی، هندی، بختیارى، یونانی، ترکی، عربی، مغولی و دیگر اقوام و فرهنگ های این حوزه تمدنی است را می شود «تمدن ایرانی- افغانی» خواند.

مهم درک خط مرزی فاصله ساز و شکافی است که در عین حالی که این دو کشور را از هم جدا می کند، آنها را به هم پیوند می زند.

این شکاف در اصل شکافى سیاسی – قانونی است. قانون، شهروندان افغانی را در ایران «اتباع خارجی» تعریف می کند و بر شناسنامه آن ها «مهر بیگانه» می زند. قانون در افغانستان، شهروندانِ ایرانی را «تبعه خارجه» یاد می کند و از آن ها مجوزِ اقامت در افغانستان می خواهد.

با آن که از نظر فرهنگی و زبانی شباهت میان مشهدى ها و هراتى ها بسیار بیش تر از شباهت بین فارسی زبان های مشهد با عرب های ایرانیِ جنوب است، ولی این قانون است که به واسطه مرز، افغانی بودن و ایرانی بودن را تعریف می کند و نه فرهنگ.

به عنوان نمونه می توان از مهاجرین افغانی یاد کرد که سال های زیادى در ایران زندگى کرده اند، در کنار دوستان ایرانی شان بوده، بایکدیگر هم صنف بوده اند، فوتبال بازی کرده اند، در یک کارخانه کار کرده اندو طعم رفاقت ها و تحقیرها را چشیده اند و این زندگى مشترک، بیش از گذشته سرنوشت آن ها را به یکدیگر پیوند زده است.

هیچ کدام از این اشتراکات اما نمی تواند «مهربیگانه» را از برگه اقامتِ مهاجران پاک کند. قدرت مرز سیاسی، این خط همزمان جداکننده و پیوند دهنده، پیچیده تر از اشترکات فرهنگی، تاریخی و حسی و عاطفی است.

دو:
دامنه هاى موضوع “پیوند”، طبعاً به حوزه سیاست و دولت نیز کشیده مى شود. حکومت انتخاباتی در هردو کشور با چالش و موانع ساختاری جدی روبه روست. چشم غیبی فقها و چشم کور قبیله بر همه چیز نظارت دارد.

با اینکه اسلام سیاسی در هردو کشور، یکی از موانع جدی شکل گیری حکومت مردمی است، اما موانع پیش روی دموکراسی در دو کشور هم شکل نیستند. جمهوری اسلامی ایرانی، مبتنی بر فقه شیعی است و مدام دموکراسی در آن به صخره ایدئولوژى حاکم برخورد مى کند.

نمی دانیم طراحان جمهوری اسلامی تا چه حد آگاهانه نظام را این گونه طراحی کرده اند، ولی به هرحال و در واقعیت، این دین سیاسى است که ضوابط و خط مشى هاى نوع حکومت مردم را تعیین و تکلیف را مشخص مى کند.

فقها و شبه فقها در تمامى مراحل انتخابات، تصمیم گیرنده اصلى و حد گذارند. آنها هستند که نقش اول را از تصویب قوانین تا انتخاب کاندیداها و تأیید نتایج بر عهده دارند. در این وضعیت، سیاست در ایران متضمن مجادله نیروهاى دموکراسى خواه با آنان و مبارزه با دین ایدئولوژیک سیاسى است.

مشکلات اجتماعی فراروی دموکراسی، به دلیل سطح بالاتر سواد، در ایران کمتر است و ایجاف شکاف هایى در ساختار سیاسی متصلب و کورکردن چشم ایدئولوژى، می تواند به یک حکومت مردمی واقعی منجر گردد، اما در افغانستان، به رغم عنوان جمهوری اسلامی افغانستان، از نظر قانونی مشکلى جدی در راه شکل گیری حکومت مردمی وجود ندارد.

قانون اساسی افغانستان، اگر نگوییم بهترین قانون منطقه است، به مراتب از قانون جمهوری اسلامیِ ایران مدرن تر است. در قانون اساسی افغانستان حق زنان و اقلیت ها و داشتن رسانه های خصوصی به گونه اى صریح و روشن به رسمیت شناخته شده است و رییس جمهور مقام اول اجرایى کشور و مسوول اصلى است.

اما این مشکلات اجتماعی و فرهنگی و به یک معنا چشم قبیله/ دید قبیله ای است که مانع حکومت مردمى شده است. این نشان مى دهد که قانون مدرن کفایت نمى کند. منظور از چشم قبیله، مکانیزم هایى است که سرورى سیاسى از طریق قدرت قومى تعیین مى گردد.

قومیّت در افغانستان، مهمترین شاخص سیاسى است. الگوی های رأی دهی و رأی گیری، قومی است. آیینه هرکسی قوم اوست، نه شایستگی های فردی. فردیت در قومیت گرایى غایب است و تنها فرد با استحاله در قومیت خود به عنوان یک کلِ منسجم و منطقی، جهان را درک می کند.

حتى قومیت گرایى این توان را دارد که”رنج” را نیز مونوپولى خود کند و همه را جز خود و وابستگانش اهریمن ببیند. این نوع قومیت گرایى هرچند دربرابر ناسیونالیسم ملى خود را سازمان دهى کرده اما در واقع نمایشى دیگر از تمامیت خواهى آن است.

در افغانستان، اینکه شما از چه قوم و قبیله اى هستید، نقش اول را در برخوردارى از امکانات موجود، به شما مى دهد. بیراه نیست که یکى از مهمترین مباحث درگرفته در همین انتخابات افغانستان، وعده هاى کاندیداها با محوریت قومیت هاست. در پى نام معاونین کاندیداها قومیت آنها نیز ذکر مى شود، کارى که در ایران چندان پر رنگ نیست.

اگر در ایران مانع سیاسى، چشم ایدئولوژى است که در برابر شکل گیرى حکومت مردمى مقاومت مى کند، در افغانستان، چشم قبیله همین نقش را بازى مى کند. قبیله گى خرده هویت سیاسى متصلّبى است که قدرت خود را – بر خلاف هویت ایدئولوژی سیاسى در ایران که از طریق تمرکز یافتن تقویت مى شود- از طریق توزیع و پراکندگى در کل جامعه بدست مى آورد.

خلاصه اینکه اگر مرجع مشروعیت انتخابات در ایران مذهب مسلط است، این کارکرد در افغانستان به عهده قوم مسلط است.

هم در ایران و هم در افغانستان، و در مقام عمل، انتخابات نسبت مستقیمى پیدا مى کند با مکانیزم هاى سرورى فقهى و قومى. شاید بتوان گفت بر خلاف ایران که مذهب سویه فارسى و ایرانى تبارى دارد، در افغانستان این قومیّت است که سویه مذهبى و اسلامى در خود پیدا کرده است.

در هر دو وضعیت، کنترل آرا چه از طریق نظام دینى و چه از طریق نظام قومى، محدود ساختنِ نیروهاى موجود در جامعه براى بهبود وضعیت است. در این میان براى نیروهاى دموکراسى خواه در افغانستان، مجادله اصلى، نزاع با خود مردم و عمیق ترین باورهاى آنهاست.

اگر در ایران مجادله و انتقاد از فرهنگ عمومى و مردمى کارى در محدوده هاى رشد جامعه مدنى است (فعالیت فرهنگى)، در افغانستان، این نزاع شاهراه حیاتى میدان سیاست است. فعال سیاسى در افغانستان، همان منتقدفرهنگى است و مرز بین این دو به سبب چشم قبیله تا حدود زیادى از میان برداشته شده است.

به هرحال، دو مرجع کلان سیاسى و اجتماعى به مهمترین موانع حکومت مردمى در ایران و افغانستان تبدیل شده اند. این دو مرجع پیش از دوران متأخر نیز وجود داشتند اما کارکرد امروزى شان در مواجهه با ایجاد دموکراسى به شرایط نوین مربوط است.

ولایت قومى و فقهى دو روایت از یک کلیّت کاذب است که توان هاى اجتماعى مردم را به سمت اَشکال مختلفى از تبعیّت و قیمومیّت حدگذارى مى کند. در ایران، طبیعى بودن این کلیّت به مرور و طى دو دهه اخیر شکسته شده و حاکم مجبور شده است که به سمت اِعمال ترکیبى از تبلیغات و زور براى بقا کشیده شود.

اما در افغانستان، این کلیّت، همچنان تا حدود زیادى طبیعى بودن خود را حفظ کرده و به همین میزان کار را براى فعالین دموکراسى خواه با وجود دولت نسبتاً دموکراتیک تر از ایران، دشوار کرده است.

هرگونه تلاش، شکست و دستاورد در برابر این کلیّتِ کاذب است که شکل جدیدى از پیوند میان افغانستان و ایران را مى سازد. هر آنچه که در دو سوى مرزها بدست بیاید و یا از دست برود بر دیگرى نیز اثر مى گذارد، زیراکه ما با یک فقدان مشترک مواجه هستیم. پیوند در شرایط جدید، به گونه اى تازه بازسازى شده است.

موضوع “پیوند” را باید از سویه هاى نادیده و سیاسى اش مورد توجه قرار داد. موضوع پیوند، نه فقط به سبب داشته هاى مشترک (زبان،ادبیات وغیره) که به سبب نداشته هاى مشترکمان باید بازخوانى شود.

نتایج انتخابات براى افغان ها در زدن ضربه به هیمنه چشم قبیله، دستاورد ایرانى ها در برابر چشم ایدئولوژى است. درحقیقت، توان هریک از ما منوط به توان دیگرى است و بر سرنوشت منطقه تاثیر دارد. باید واقع گرا بود اما باورهای ناسیونالیستی را نباید چندان جدی گرفت.

امیدها و ناامیدى هاى ما از رودخانه هیرمند، رودی که از استان هلمند افغانستان روان شده و به دریاچه هامون در استان سیستان و بلوچستان ایران می‌ریزد، مى گذرد و به دیگرى مى رسد.

تنها این شاعران ما نیستند که با وجود اینکه در دو سوى مرز خفته اند، شعرشان به گونه اى دسته جمعى و اشتراکى خوانده مى شود، بلکه سیاست نیز امرى به غایت اشتراکى است. محرومان به سبب وضعیت شان به یکدیگر پیوند مى خورند و امر اشتراکى را مى سازند.

هرچند مرز سیاسی، یک واقعیت است، اما این انترناسیونالیسم امید و ملال است که ما را به یکدیگر پیوند مى زند. چهارم آپریل روز افغانستان بود. حداقل هیچ نباشد، روزى بود که امید کمى چهره از پشت برقع گشود و با چشمان میشى اش به افغان ها، تک تک، نگاهى انداخت.

نکته اصلى اما اینجاست که دقیقاً در همین روز هاست که افغانستان براى ایرانیان نیز حتى سرنوشت ساز مى شود. چهارم آپریل، روز ایرانیان نیز بود زیراکه سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است. غم و شادى هراتى ها در ادامه غم و شادى مشهدى هاست. غم و شادى مرز نمى شناسد. سفارتخانه و مرزبان ندارد.

بخش عمده اى از فعالان جوان انتخابات افغانستان همان هایى اند که در نوجوانى شان هم خرداد هفتاد و شش را از سر گذرانده اند، و هم اردوگاه هاى پناهندگان افغان در تهران و مشهد را. آنها امتداد خیابان ها و اردوگاه هاى تهران و مشهد به کابل و بامیان اند.

به سبب سرشتِ کلیت کاذب، به همان میزان که رویدادهاى سال ۵٧ و ٧۶ و ٨٨ در خیابان ها و بر سر صندوق هاى انتخابات در ایران بر افغان ها اثرگذار بود، امروزِ کابل نیز براى ایرانى ها حیاتى است. تجربه این روزها یک رویداد اشتراکى است.

This comment was minimized by the moderator on the site

طالبان چه نوع شری است؟

اعتماد ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
جنایتی که در افغانستان رخ داد، در نوع خود بی‌نظیر بود. هر چند هنوز هیچ گروهی مسئولیت آن را به عهده نگرفته است. در مظلوم بودن این ملت همین بس که اگر چنین جنایتی علیه مردمی دیگر صورت می‌گرفت، واکنش‌های رسمی و تبلیغی فراوانی را شاهد بودیم. گویی که مرگ دختران و دانش‌آموزان افغانستانی به امری طبیعی و قابل انتظار تبدیل شده است و این بدتر از اصل جنایت رخ داده است، در واقع عادی تلقی شدن مرگ برای بخشی از مردم بویژه زنان و دختران، تأسف‌بارتر از اصل این مصیبت است.

اتفاقی که پس از این ماجرا در فضای عمومی رخ داد محکوم کردن هر گونه گفتگو با طالبان بود. گفته شد که طالبان تروریست است و نباید با آنها گفتگو کرد و برخی نیز جنایت اخیر را منسوب به آنان کردند. در این یادداشت می‌کوشم که این نگاه را نقد کنم. البته این به معنای آن نیست که هر گونه مذاکره‌ای که تا کنون صورت گرفته درست و قابل دفاع است. مطلقاً چنین نیست. زیرا از جزییات ماجرا اطلاعی ندارم.

به علاوه مذاکره به معنای تأیید طرف مقابل نیز نیست. اصولاً هدف مذاکره فراتر از تأیید و رد طرف مقابل است. هدف کاهش آلام مردم است. این مسأله‌ای بود که در کلمبیا نیز جنجالی شد. گروه تروریستی فارک ده‌ها سال با حکومت کلمبیا درگیر بود در نهایت در چارچوب یک توافق، سعی کردند با یکدیگر کنار بیایند. در تروریستی بودن گروه فارک بویژه در دهه‌های اخیر شکی نیست، ولی مسأله این است که ده‌ها هزار نفر از مردم کلمبیا قربانی این جنگ و ستیز میان فارک و حکومت شدند و باید برای آن راه‌حلی پیدا می‌شد.

از فارک بدتر گفتگو با رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی بود. اگر چه همه اینها با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند ولی منطق اصلی آنها این است که در گفتگو بیش از آنکه به سوابق گروه یا حکومت مقابل نگاه کنند، دنبال پیدا کردن راهی برای کاهش خشونت در حال و آینده هستند. در مذاکره دنبال مشروع‌سازی یا نامشروع‌سازی یکدیگر نیستند. اگر طرف مقابل به هر دلیلی قدرت دارد که می‌تواند چند دهه دوام بیاورد، همین کافی است که تن به مذاکره با آن داده شود. مشروط به اینکه معطوف به کاهش خشونت باشد.

در ارتجاعی بودن گروه طالبان شکی نیست. نه فقط طالبان که بقایای القاعده نیز همین هستند. اقدامات تروریستی آنان نیز بر کسی پوشیده نیست، ولی واقعیت داشتن آنها را نیز نمی‌توان انکار کرد. از زمان حمله ایالات متحده با آخرین تجهیزات و امکانات به افغانستان که کشورهای زیادی نیز آنان را حمایت می‌کردند، دو دهه گذشته است. اگر قرار بود که طالبان با قدرت نظامی نابود شود، به طور قطع در این بیست سال نابود شده بود.

بنابراین اگر می‌بینیم که ایالات متحده با آنان گفتگو می‌کند، فقط به معنای شکست راهبرد نظامی آنان در افغانستان است. اگر با حضور دو دهه‌ای آمریکا و هزینه‌های هزاران میلیاردی نتوانستند طالبان را ریشه‌کن کنند. طبعاً در غیاب این ارتش قدرتمند هم نخواهند توانست.

در این صورت چند راه باقی می‌ماند. یک، ادامه وضع موجود است، که به معنی وجود یک دولت مرکزی ضعیف و ناپایدار است که فقط به بخشی از خاک افغانستان حاکمیت دارد و حتی قادر نیست امنیت را در شهرهای اصلی برقرار کند. در این صورت افغانستان روز به روز مستهلک می‌شود.

راه دیگر جنگ تمام‌عیار علیه طالبان تا نابودی کامل آنان است، که بعید است نیروی مسطح افغانستان قادر به انجام چنین هدفی باشد. کاری که پس از بیست سال با حضور آمریکا و متحدانش نتوانستند انجام دهند.

راه سوم نیز رسیدن به حدی از تفاهم و ادغام همه نیروها در ملتی واحد است. البته این هدف آسان به دست نمی‌آید ولی هر چه باشد معقولانه‌تر از ادامه وضع موجود است. البته هیچ مذاکره‌ای نباید به ضعف نیروهای دولتی منجر شود. همه دولت‌ها و همسایگان باید کمک کنند که دولت مرکزی دست بالا را در مذاکرات داشته باشد.

باید پذیرفت که بازگشت پیروزمندانه طالبان و نیز ادامه وضع موجود برای همه کشورها زیان‌بار است و نه فقط برای مردم افغانستان. ولی این به معنای وارد شدن در یک بازی صفر و یک نیست. طالبان شرّی است که در یک فرآیند اجتماعی تاریخی نابود می‌شود و نه در یک فرآیند نظامی. http://t.me/abdiabbas /3201

This comment was minimized by the moderator on the site

شمار جانباختگان حمله مرگبار مدرسه‌ای در کابل به ۸۵ نفر رسید
از سوی دیگر دو روز پس از حمله مرگبار در نزدیکی یک مدرسه در کابل شمار جانباختگان آن حادثه به ۸۵ نفر رسید. شبکه سی‌ان‌ان به نقل از یک مقام افغان و شبکه آریانا نیوز به نقل از معاونت دوم افغانستان این آمار را تایید کرد.
اغلب قربانیان این حادثه دانش آموزانی بودند که بین ۱۱ تا ۱۵ سال سن داشتند. حمله مرگبار روز شنبه زمانی رخ داد که دانش‌آموزان دختر در حال ترک مدرسه بودند.
بنا به اعلام وزارت کشور افغانستان انفجارهای روز شنبه با منفجر شدن یک خودروی بمبگذاری شده در مقابل مدرسه «سیدالشهدا» آغاز شد. دو بمب دیگر هنگام فرار دانش آموزان وحشت زده که به دنبال نخستین انفجار در حال ترک محل بودند منفجر شد.
اجساد دانش آموزان جان باخته در مرگبارترین انفجار یک سال گذشته افغانستان به خاک سپرده شد
دولت افغانستان طالبان را مسئول این حمله در دشت‌برچی کابل معرفی کرده است طالبان با رد این ادعا، حمله روز شنبه را محکوم کرد و گفت که از ماه فوریه سال ۲۰۲۰ حمله‌ای را در کابل انجام نداده است.
محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان نیز در پیامی، روز سه‌شنبه ۱۱ مه (۲۱ اردیبهشت/ثور) را به دلیل حملات اخیر در کابل و لوگر که باعث کشته شدن ده‌ها غیرنظامی شد، عزای عمومی اعلام کرد. ۱۰ روز پیش ۲۶ نفر که اغلب دانشجو و غیرنظامی بودند در انفجار مرگبار شهر پل علم در ولایت لوگر کشته شدند.
آقای غنی انگشت اتهام را سوی طالبان گرفت و افزود: «این گروه وحشی‌ها، توانایی مقابله با نیروهای امنیتی را در میدان جنگ ندارد بنابراین به‌طور وحشیانه به ساختمان‌های عمومی و دختران دانش‌آموز حمله می‌کند.»

This comment was minimized by the moderator on the site

گاهی پدر شدیم و پسر را گریستیم
گاهی پسر شدیم و پدر را گریستیم

هر روز و شب، درست چهل سال می‌شود
ساعات تلخ پخش خبر را گریستیم

هر دم به خون خویش فتادیم و ساختیم
هی قبر تازه کوه و کمر را، گریستیم

مادر شدیم و از پس هر زخم انفجار
هی چشم‌های مانده به در را گریستیم

در خون نشست روسری دختران‌مان
رخساره‌گان قرص قمر را گریستیم

بعد از تو روزگار همانی که بود، ماند
هر سال ما قضا و قدر را گریستیم

بعد از تو نیز مثل خودت عاصی عزیز!
«شب را گریستیم، سحر را گریستیم»
#ضیا_قاسمی
#افغانستان

This comment was minimized by the moderator on the site

‏و یاد آور روزی که خداوند به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی قرار خواهم داد.»
فرشتگان گفتند: «پروردگارا آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟ ما تسبیح و حمد تو را بجا میاوریم و تو را تقدیس می‌کنیم»
و خداوند گفت «من چیزی می دانم که شما نمی دانید!»
پ.ن: خدای عزیز کمی بیشتر انتقاد پذیر باش و دوباره به پروژه شکست خورده‌ی خلقتت نگاه کن! واقعاً ارزش داشت؟
@yaser_arab57

This comment was minimized by the moderator on the site

از حادثه تلخ کشتار دختران دانش‌آموز در افغانستان تا رد صلاحیت سپنتا نیکنام چقدر راه است؟!

This comment was minimized by the moderator on the site

وزارت داخله/کشور افغانستان از افزایش شمار کشته و زخمی شدگان انفجار دیروز در نزدیکی مدرسه/ مکتب دخترانه سیدالشهدا در غرب شهر کابل خبرداد. طارق آرین، سخنگوی این وزارت گفت در این انفجار بیش از ۵۰ تن کشته و آمار زخمی‌ها نیز به بالاتر از ۱۰۰ نفر رسیده است.
آقای آرین گفت که بررسی‌ها نشان می‌دهد که این انفجار با استفاده از یک خودر بمب‌گذاری شده نوع تویوتا(کرولای) سرمه‌ای رنگ انجام شده است. بعد از انفجار خودرو و خارج شدن دانش آموزان از مدرسه، ۲ مین‌ کارگذاری شده نیز منفجر شده است.
او گفته که این آمار نهایی نیست و ممکن است که شمار قربانیان حمله افزایش یابد.

This comment was minimized by the moderator on the site

گرچه خیلی غم انگیز هست
ولی عزیزان پرپر شده خوبه بامردهای نامرد اشنا نمی شوید هر لحظه در یک حالی هستند

This comment was minimized by the moderator on the site

Sara Massoumi @SaraMassoumi · 35m White square button
بیشتر دانش‌آموزان جان باختۀ مکتب سیدالشهدا، از خانواده‌های نادار بودند و در یکی از محروم‌ترین بخش‌های کابل زند‌گی می‌کردند.
کامله، دانش‌آموز صنف ۷، گلثوم، دانش‌آموز صنف ۱۲ و ریحانه، دانش‌آموز صنف ۱۰، برای این‌که هزینۀ درس و تحصیل شان را فراهم کنند قالی می‌بافتند #دشت_برچی


Javad Zarif @JZarif · 16m
Iran government official
We're outraged by the barbaric massacre of innocent schoolgirls in Kabul.
By targeting children amid Ramadhan, #DAESH again exhibited its inhumanity and abject contempt for Islam and Muslims.
Sharing grief of families, we urge all to end fratricide and jointly eradicate #ISIS.


Raha Sizdah @Raha_Sizdah · 21h
امشب خانواده ها در به در، در بیمارستان های کابل به دنبال اسم فرزندانشان میان کشته شدگان میگردند #برچی


Mohammad Akhlaqi @M___Akhlaqi · 2h
«ما هیچ انتظاری نداریم؛ انتحاری شود کلی مان بمیریم» #دشت_برچی #سیدالشهدا


Maryam Shokrani @shokrani_maryam · 18h
روزهای سیاه و نگران کننده برای #افغانستان عزیز


محمدکاظم جعفری (اهل خاورمیانه) @mkjafari1 5h
خون سفیدپوست اروپایی از خون من و شمای افغان و عراقی و ایرانی و فرزندان #خاورمیانه خیلی خیلی رنگین‌تر است. این یادمون باشه #دشت_برچی #افغانستان_تسلیت #جهل_مقدس


Amir Sahbaee @AmirSahbaee · 18h
کتاب می‌خواستند
بمب برایشان آوردند... #دشت_برچی


فرشاداسماعيلي @esmailifarshad · 16h
"فردا از ماست اگر بگذارید!" #دشت_برچی



سمیرا عالم‌پناه @samiraalampanah · 20h
در این جغرافیا بلازده خاورمیانه چیزی جز مرگ و از دست دادن سراغ ما نمیاد #دشت_برچی



Maryam Sama @MaryamSamaa · 20h
جهان و ابرقدرتی که به تماشا نشسته اند این روزمره‌گی تلخ ما را. خلیلزاد هنوز هم قید میگذارد که اگر طالبان به صلح نه بگویند آنوقت از جمهوریت دفاع میکنند. تعریف ایشان از صلح چیست؟ امتیاز بیشتر به طالب؟ قوی تر کردن پاکستان؟ نادیده گرفتن حامی تروریسم؟


Sahraa Karimi/ صحرا كريمي @sahraakarimi · 10h
ملعون ها!
در لوگر شما قتل عام می کنید؛ در کابل شما تکه تکه می کنید؛ در غزنی شما آتش به پا می کنید! هر آبادانی و نشان زندگی را شما ویران می کنید! هزاران خانواده را شما مهاجر و بی خانمان می کنید!
حماقت محض است بخشیدنِ شما!
شما را باید به روشِ خودتان نیست و نابود کرد!


حاج فیدلFlag of Iran @haj_komeil · 4h
در همین نزدیکی، شیعه بودن جرم است #افغانستان_تسلیت


Mostafa Hazara @MostafaHazara · 1h
پیام طالبان تروریست در نخستین روز ماه رمضان این بود که جهاد در این ماه ثواب بیشتر دارد.
کشتار کودکان و دانش‌آموزان هم بخشی از ثواب آن‌ها بود. ترس‌شان اما احتمالن از واکنش امریکایی‌هاست.
این بازی کهنه شده است آقایان طالبان


Ali Folladwand | علی فولادوند @drfolladwand · 1h
الهه جمیلی از کودکانی که در اعتراض امروز بامیان شرکت نموده:
ما دانش‌آموزان مکتب هستیم. ما هنوز نمی‌فهمیم کی هستیم و برای چی می‌خواهند ما را بکشند؟ ما از جامعه[جهانی] و دولت می‌خواهیم که امنیت را برقرار کنند تا ما بتوانیم با آرامش درس بخوانیم.
#HazaraLivesMatter #HazaraStudents


Vahid.RahimianClapper board⁦Film projector⁩Camera @vahidrahimian · 7h
اونایی که برای همدردی با جورج فلوید شمع روشن کردن و عزاداری کردن نظری ندارن؟ #دشت_برچی



Fariba Qolizadeh @FaribaQolizadeh · 2h
our school must be secure
#hazaralivesmatter


Ali Folladwand | علی فولادوند @drfolladwand · 2h
اعتراض کودکان، دانش‌آموزان و شهروندان بامیان در واکنش به حمله وحشیانه تروریستی بالای دانش‌آموزان لیسه عالی سیدالشهدا در کابل و ادامه نسل‌کشی هزاره‌ها در افغانستان
#HazaraLivesMatter #HazaraStudents #hazaragenocide


Farzane Ebrahimzade @febrahimzade · 16h
عکس‌های دختران به خون خفته #دشت_برچی را می‌بینم و بغضم را رها می‌کنم جرمشان خواندن سواد است یا متولد شدن در سرزمینی که مرگ دسته‌جمعی عادی شده... اما نه این ها عزیز دل مادر و جان پدری بودند


Mostafa Hazara @MostafaHazara · 6h
ریحانه
۱۵ ساله
۱۴۰۰/۲/۱۸
تمام شد. تمام شد.
این را دوستش می‌گفت.
#دشت_برچی
مکتب سیدالشهدا



جینگلبرد نبیFallen leaf @7jingel1 · 6h
قلب ادم به درد میاد، این دخترا بچه های دانش آموز چه گناهی کردن، جای کی رو تنگ کردن؟


Anisa.Shaheed @AnisaShaheed1 · 22h
محروم ترین مردم این سرزمین در این منطقه زندگی میکنند. قتل عام کودکان در کجای انسانیت آمده، در کدام دین و مذهب نوشته شده که انسان ها را بکشید...
در کدام کتاب خداوند نوشته شده که قتل عام مردم جهاد است و شما را به بهشت می رساند
خانه ات تباه شود ظالم



باهار @BahaarH68 · 19h
هیچکس به شما هشدار نداده بود زنانی که پای دویدنشان را بریده اند دخترانی به دنیا می آورند که بال پرواز دارند؟ #دشت_برچی #ما_کتاب_میخواهیم



Davood Souri @DavoodSouri · 11h
زبون و بزدل، چون اسید‌پاش‌ها!



KarimAmini @KarimAmini1 · 21h
کجاستند جهانیانی که داد از عدالت میزنند و شعار جهان صلح آمیز و بدور از خون ریزی سر می‌دهند؟
چرا افغانستان و شهروندانش ۴۰ سال است که در خون می تپند؟ چرا؟
اگر انسانیت به راستی زنده است؛ تماشا نکنید!


banoojan @banoojan11 · 20h
جغرافیا میخواند
اینجا اما تاریک‌ترین نقطه جغرافیایی جهان‌‌، خاورمیانه‌ست. #دشت_برچی #جان‌_پدر_کجاستی #افغانستان_تسلیت


Ali Folladwand | علی فولادوند @drfolladwand · 18h
از اعلام «ماتم ملی» توسط اشرف‌غنی چه خبر؟
یا که ۵۳ کشته و ۱۵۱ زخمی هزاره ارزش اعلام #ماتم_ملی را ندارد؟ #HazaraLivesMatter #hazaragenocide


EhsanMohammadi احسان محمدی @ehsanm92 · 19h
دختری در کابل به گناه مدرسه رفتن کُشته می‌شود، دختری در سوئد (گرتا تونبرگ) در اعتراض به بی‌توجهی سیاستمداران به تغییرات اقلیمی ترک تحصیل می‌کند و مثل یک قهرمان در رسانه‌ها تحسین می‌شود.
زور شانس و جبر جغرافیا در زندگی آدم زیاد است. خیلی زیاد. #تسلیت_کابل



Fariba Qolizadeh @FaribaQolizadeh · 5h
دست از تسلیت گفتن برداریم. ی کاری انجام بدیم
فراموش نکنیم این مکتب نیاز به معلم داشت نیاز به کتاب داشت



Ehsan Soltani @ehsan_soltani · 19h
داعش و طالبان در یک چیز به شدت اتفاق نظر دارند: «هزاره‌کُشی»
انتحاری داعش به مدرسه این دانش‌آموزان هزاره که خواستار کتب درسی شده بودند حمله کرد، ۳۰نفر را کشت و دستکم ۵۰نفر را زخمی کرد.
مُشتی از خاک "بخارا" و گِل از "نیشابور
با هم آرید و به مخروبـه "کابل" بزنید
افغانستان تسلیت


Harun Najafizada @HNajafizada · May 8
۲۵ کشته و ۵۲ زخمی در انفجار امروز در پشت مکتب دخترانه در غرب کابل؛ کشتن دانش‌‌‌آموز جنایت بشری است.



Emily @EmilyAmraee · 18h
با قاتل دختر بچه‌ها نه باید مذاکره کرد و نه با رای دادن به رسمیتش شناخت. قاتل قابل مذاکره نیست. #دشت_برچی


گوهر بیگم @gowharbegom · 10h
چقدر درد ناک است
مادران بیچاره به دنبال فرزندان شان که برای درس رفته بودند
اکنون در جستجوی جسد شان در شفاخانه است
جغرافیایی پر از درد و غم #NotOurFuture



زهرا عبدی @ZahraAbdi1396 · 7h
حالم حالِ صبح نیشابور است به وقت حمله‌ی مغول.فرزندم را در تنور پنهان کرده‌ام، نه نان دارد و نه جان.لعنت بر این تاریخی که شما اربابان جنگ بر کتابِ جغرافیای این چهل دختر نوشتید.
حرامیان از پس و پرتگاه در پیش.حالم کوه چهل‌دختران است به وقتِ پریدنِ چهل کبوتر بی‌بال.#افغانستان_تسلیت



ســــعیدکــاکــاوندFlag of Iran @Saeidk222 · 14h
از کابل تا قدس
این جهل مقدس است که خون بیگناهان را بر زمین میریزد. #کابل_تسلیت



Javad Zarif @JZarif · 5h Iran government official
داغدار دخترکان معصوم و روزه‌داری هستیم که مظلومانه قربانی تکفیری‌های داعشی شدند؛ تکفیری‌هایی که نشان دادند با اسلام و انسانیت بیگانه‌اند‌.
زمان آن رسیده که تمامی آنهایی که دل در گرو اسلام و افغانستان دارند، به برادرکشی پایان‌داده و یک‌پارچه عرصه را بر داعشیان بی‌وطن تنگ کنند.



Chelsea Mannin @ChelseaMannin · 5h Replying to @hadimehrani1 @khamenei_ir
اتفاقي نمي افتد اگر بفرماييد كه اشتباه كردم و نسبت و صفت غلط به طالبان داده ام
هيچ عاقلي نه شما را معصوم و مقدس مي داند و نه انتظار عصمت و عدم اشتباه
لكن طوري نشود كه حب نفس بر حب دنيا پيشي بگيرد #جنبش_اصيل_منطقه



پیام برازجانیFlag of Iran @pborazjani · 5h
محمد(ص) آمد که‌ نشان دهد #جای_دختر_گور_نیست،حالا بعد از سال‌ها عده‌ای‌ جاهلیت متوحش را در #دشت_برچی تکرار کردند، انگار نه انگار که ۱۴۴۲سال از اسلام و نزول انا اعطیناک الکوثر گذشته و نشنیدند که فرمود ان شانئکَ هُوَ الابتر #جان_پدر_کجاستی


Flag of Iran Saba Azarpeik Waving black flagWaving black flagWaving black flagصباآذرپیک @sabaazarpeik · 21h
قتل‌عام دختر بچه‌های مدرسه‌ای در کابل را به اون نماینده مجلس انقلابی که با تیم طالبان عکس یادگاری می‌انداخت و حرف از صلح با برادر طالبان Red exclamation mark symbol می‌زد، تبریک بگیم یا تسلیت؟
شرم بر همه‌تان
تصاویر کابل آنقدر دلخراش است که قلبت فشرده می‌شود حداقل #تسلیت_کابل بهشون بگیم برای هم‌دردی



Mahnaz Afshar مهناز افشار @AfsharMahnaz · 6h
خاورمیانه مظلوم Black heart #افغانستان



Siamak Farid Airplane @siamakfarid · 14h
در حالی که اشک می ریزد بقایای کتابش را محکم نگه داشته است. #دشت_برچی #کابل



امیر سیدین @amirsydn · 20h
جنبش اصیل منطقه امروز جلوی مدرسه بمب گذاشت و حدود ۴۰ دانش‌آموز بی‌گناه رو کشت.



حاجي محمد داود @mohammaddaud01 · 18h
توخون هزاره را میریزی من پشتون برایش خون میدهم.
هزاره های ما همیش افتخار سرزمین وتاج سرمابوده اند درد تو درد من است هموطن.



Hossein Madadi @HosseinMadadiH · May 8
آغاز دوباره حملات سازمان یافته و نژادی علیه قومیت هزاره‌:
امروز و برای چندمین بار پیاپی در سال‌های اخیر محل تحصیل و تجمع دانش‌آموزان نوجوان #هزاره در کابل مورد حمله هدفمند تروریستی قرار گرفته.
متاسفانه این بار در منطقه چهل دختران #غرب_کابل ، مدرسه دخترانه سید‌الشهدا…

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

اشرف غنی در واشنگتن؛ با پیشروی‌های طالبان چه سرنوشتی د...
تکمیل خروج نیمی از نیروهای آمریکا همزمان با پیشروی طال...