طالبان خطری عظیم برای تمدن و فرهنگ ایران و ایرانیان  
  •  

06 تیر 1400
Author :  
یک گروه از طالبان

سرزمین تفتیده از آتش حجاز، خوی غارت، ظلم و جنایت را در رگ مردانی که از آب، غذا و حتی ادبیات این ملک نوشیده اند، تزریق خواهد کرد، چه رسد به آنانی که در مکتب شرارت آمیز خوی صحرایی آنان، درس دین، آیین و مرام آموخته اند. کسانی که در سایه افکار پوسیده خود، نیم از بشریت را لکه ننگ، و یا شایسته کنیزی دیده، آنان را زنده بگور می کنند، و یا بعنوان غنیمت جنگی، کنیز و برده می سازند؛ کسانی که روح مردانگی اشان را، در زور بازوان شان، جمع کرده، تا بر لبه تیغی تیز تمرکز دهند، که بر گردن انسانی فرود آورند، که به زعم آنان از رسوم، مرام، و تفکر مسلمانی اشان! عدول کرده است و... اینان را شایسته حاکمیت بر خراسانیان مشمارید.

امروز افغانستان باز طعمه گرگ هایی است که خون شان مملو از زهر مارهای خطرناک صحرای عربستان است، که در خشونت، سبک مغزی، دنائت و... روی وحوش در طبیعت را سپید کرده اند، آنان که، طالبان را "جنبش اصیل اسلامی" تلقی، و بر پای کوبی آنان بر سرزمین خراسان بزرگ، و مرکز فرهنگ، تمدن و ادب ایران بزرگ، سکوتِ به علامت رضایت اختیار کرده اند، باید بدانند، این طالبان، همانی جانوران وحشی اند، که شرح جنایات شان، در سرزمین زادگاه مولوی بلخی، ناصر خسرو قبادیانی، بیرونی و... تا پیش از آمدن، برادران داعشی اشان، در سوریه، عراق و...، زبانزد خاص و عام بود؛ هرگز نباید فراموش کرد که تا پیش از آمدن داعش، آنان یکه تاز جنایت، غارت، کشتار، ظلم و دنائت در بین مدعیان اسلام و مسلمانی بوده اند؛

امروز سرزمین خراسان بزرگ می رود تا باز طعمه گرگ ها شود، این سرزمین، آنگاه به زایشگاه علم و هنر ایران بزرگ تبدیل شد، که ایرانیان مستقر در سرزمین فعلی عراق، و ایران کنونی، زهر مهاجمان عرب اموی و عباسی تاخته بر سرزمین ایران را گرفتند، و خونی از تمدن و انسانیت در وجود مهاجمان دمیدند، و سپس آنان را، راهی ایالت باستانی خراسان ایران کردند، این است که مهاجمان مسلمان هر چه به شرق می روند، خوی استکباری و جنگی خود را که از رسوم و خلق و خوی وحشی عربی سرچشمه می گرفت، از دست می دهند، و به هند که می رسند، دیگر شمشیرهایش را غلاف می کند، و اینبار این خواجه معین الدین چشتی ها، میر سید علی همدانی ها، نظام الدین اولیاها و... هستند که آیین آنان را به مکتب سمحه و سهله مزین کرده، از ظلم و زور شمشیر تا حد بسیاری زدوده، به مکتبی انسان ساز تبدیلش می کنند.

 اما گرچه سرزمین خراسان بزرگ (افغانستان فعلی و...) که با این اسلامِ نرمخو شده، توسط کسانی که موج سخت خون و خونریزی را از مهاجمان اموی اولیه گرفتند، مسلمان شد، اما اکنون انگار اعراب بادیه، بدین اسلام خراسانیان راضی نشده، از جنوب و از راه پاکستان، اسلامی را به مرکز اصلی فرهنگ، ادب و تمدن ایران بزرگ، تزریق می کنند، که خوی خشونت، ظلم و دریدگی را از بادیه نشینان عرب عربستان گرفته اند، این موج دوم، مرکز فرهنگ ایران در خراسان بزرگ، را مورد هجوم قرار داد، تا بنیان بازمانده از فرهنگ و تمدن ایرانی را از این سرزمین بر کنند.

چه خام خیالانی خواهند بود، کسانی که تصور کنند، طالبان و اسلام طالبانی، به دنبال حاکم کردن انسانیت بر سرزمین های کفر زده! خراسان است، چنین خام مغزانی باید بدانند که طالبان خود، ظلم مضاعف و انحراف بزرگ محسوب می شوند، و امیران این امارت ظلم، ریشه انسانیت را خواهند سوخت. آنانی که در خیال خام خود، در این تصورند که طالبان به اسلام و ایران خدمت می کند، باید در این خیال باطل بمانند و بمیرند، چرا که آنان، چنان ظلمی را به بشریت و به خصوص خراسانیان تحمیل خواهند کرد، که ریشه اسلام را نیز از منطقه خراسان، بر خواهد کند، اما پیش از آن، عباسیان جدید، انتقام شکست امپراتوری خونریز و ظالم عباسی و خلافایش در بغداد را، از شکست دهندگان تاریخی آن، که از خراسان برخواسته بودند، خواهند گرفت.

اگر آنروز سرزمین عراق کنونی از ایرانیان چنان پاک شد، که در مرکز حاکمیت ساسانیان و تیسپون (مدائن) پایتختت آن (در میانرودان، قرار داشت)، امروز حتی قبیله ایی پارسی گوی دیده نمی شود، چرا که حمله اول امویان را ایرانیان مقیم عراق دفع کردند، و بهای سنگین مقاومت خود را نیز سخت پرداختند، و سپس این ایرانیان مقیم ایران کنونی بودند که توانستند، فرصتی یافته و زبان و فرهنگ و ادب خود را، به همت ابومسلم خراسانی ها، یعقوب لیس صفاری ها، سامانیان، اسماعیلیان و... حفظ کنند، و در نهایت این به برکت خراسانیان ساکن در خراسان بزرگ بود، این موفقیت ها کسب گردید، اما متاسفانه امروز همان خراسان، و خراسانیان با یک هجوم سخت از سوی عربستان، و بادیه نشینان خشن آن، در خطر جدیست.

آنان که در سرزمین ایران، دل به اسلام طالبانی بسته اند، باید بدانند، عربستانِ امروز با جُهّال عرب عهد جاهلی تفاوت چندانی در خوی غیر انسانی خود نکرده است، آنچه در یمن می گذرد، و گذشته است، نشان می دهد، آنان بدترین دین و مرام ها را حتی امروز هم دارند، ارکستر مذهب منحط آنان، چنان خارج از انسانیت، مروت، جوانمردی، اخلاق و... می نوازد، که حتی دل سنگ را هم آب می کند؛ دل بدین امر خوش کردن، که طالبان اسلام را منتشر خواهد کرد و...، خواب و خیالی خام بیش نیست.

باعث تاسف است، که ایران اکنون، در حال نظاره فتح خراسانی است که او را، بعد از حمله مغول وار امویان و عباسیان حفظ کرد، تا حاکمیت های سامانیان، اسماعیلیان، صفاریان و... به نجاتش برخیزند، امروز روزی نیست که خراسانیان را در مقابل مارهای افعی شده از دلارها و اندیشه منحط وهابی - عربستانی، تنها گذاشت، این شرم بر دامن ایران خواهد ماند، و بر دامن کسانی که طالبان را "جنبش اصیل اسلامی" می خوانند. 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (14)

This comment was minimized by the moderator on the site

حسن کاظمی‌قمی، سفیر اسبق ایران در عراق، در گفت‌وگوی ویدئویی با اعتمادآنلاین :

آنچه در افغانستان انجام می‌شود به دلیل تغییر دکترین سیاست خارجی آمریکاست
شما معتقدید بایدن تاثیری بر مذاکرات ایران و عربستان ندارد؟ چرا سعودی‌ها در زمان ترامپ حرفی از مذاکره نمی‌زدند؟
آمریکا در سیاست‌های منطقه‌ای خود تغییر راهبردی نداشته است. تغییر در دکترین عملیات و گفتمان و گفت‌وگوست. تغییر ادبیات گفتمان است. من در این رابطه چند نمونه را بیان می‌کنم. خارج از اینکه بنیان تنش و بحران در منطقه ما ربطی به یک حزب در آمریکا ندارد، این موارد را می‌گویم. داعش در زمان کدام حزب حاکم آمریکا در منطقه شکل گرفت؟ در زمان دموکرات ها. اوباما بود دیگر. خودشان هم می‌گویند که ما داعش را ساختیم. تجاوز عربستان به یمن در چه زمانی انجام شد؟ در زمان ترامپ بود؟ خیر، در زمان دموکرات‌ها بود. الان دموکرات‌ها به دنبال صلح در منطقه هستند؟ کجا این قرینه را نشان می‌دهد؟ یعنی الان مواضع دموکرات‌ها نسبت به جمهوری اسلامی تغییر کرده است؟ آنها تحریم‌ها را ادامه می‌دهند. اعمال فشار می‌کنند تا ما توافق جدیدی را بپذیریم. توافق جدید از دیدگاه آمریکا یعنی چه؟ یعنی به برجام عمل کنند؟ خیر. یعنی بگویند ما وارد برجام شدیم و آن وقت سیاست ماشه را اعمال کنند. الان خارج از توافق هستند و امکان آن را ندارند.
در مساله یمن آقای بایدن می‌گفت مسائل حقوق بشر در عربستان مهم است. مساله سلاح‌های تهاجمی، موضوع مهمی است، اما به عربستان سلاح می‌دهند. چه تغییری [در سیاست‌هایشان] حاصل شده است؟ تغییر در دکترین آمریکا در منطقه است. آن هم به جهت مشکلاتی است که با آنها مواجه شده است. الان نیروهایش در افغانستان آسیب می‌بینند و برهمین اساس هم تصمیم گرفته نیروهایش را به پایگاه‌های آمریکا در قطر، بحرین و کویت منتقل کند. بعد مترصد راه افتادن جنگ داخلی در افغانستان هستند تا با ناجی‌گری باز گردند. الان که آمریکا نیروهای نظامی‌اش را از افغانستان خارج کرده آیا کنترل هوایی افغانستان را هنوز در دست دارد؟ بله، دارد؛ یعنی خروج‌شان از افغانستان هم به شکل کامل نیست.

کاری که طالبان با شیوه نظامی انجام می‌دهد خواسته و ناخواسته بازی در زمین آمریکایی‌هاست
یعنی آمریکا خود مایل به قدرت گرفتن طالبان است...
نمی‌گویم مایل به قدرت گرفتن طالبان است. می‌گویم آنچه در افغانستان انجام می‌شود به دلیل تغییر دکترین سیاست خارجی آمریکاست. آمریکا می‌‌گوید دموکراسی و نظام سیاسی افغانستان را من برپا کرده‌ام و هر طور دلم بخواهد عمل می‌کنم. شما دیدید که رئیس‌جمهور افغانستان در سفر به واشینگتن چگونه تحقیر شد؟

آمریکا از طالبان حمایت می‌کند...
خیر، من موضوع دیگری را می‌گویم. سیاست آمریکا در افغانستان امروز، شدت گرفتن جنگ داخلی در این کشور است. طالبان هم به دنبال حکومت است. نه یک حکومت مشارکتی یا یک حکومت فراگیر. کاری که طالب با شیوه نظامی انجام می‌دهد خواسته و ناخواسته بازی در زمین آمریکایی‌هاست.

دولت فعلی افغانستان قانونی است و شیوه نظامی‌گری طالب هم مورد قبول ما نیست

سیاست ایران در این زمینه چیست؟
سیاست جمهوری اسلامی ایران از ابتدا کمک به صلح و ثبات و امنیت در افغانستان بوده است، برپایی یک نظام مردم‌سالار به دور از اشغالگری.

الان نظام مردم‌سالاری که می‌گویید با وجود طالبان به چه صورتی درآمده است؟

تضعیف شده است.

این نظام مردم‌سالار با حکومت طالبان تجلی پیدا می‌کند یا دولت قانونی افغانستان؟

معتقدم که دولت فعلی افغانستان قانونی است و شیوه نظامی‌گری طالب هم مورد قبول ما نیست. اصلاً راه‌حل مشکلات با گلوله و سلاح نیست. شیوه‌ای که طالب برای تصرف افغانستان در پیش گرفته است، شیوه نظامی و مورد نظر ایران نیست.

طالبان مگر همان گروهی نیست که دیپلمات‌های ما را در مزارشریف کشت؟ شیعیان هزاره را قتل‌عام می‌کند. این افراد در ایران چه می‌خواهند؟ چرا نماینده‌های مجلس، آنها را از این اتهامات مبری می‌کنند؟

قتل‌عام‌ها در کجاست؟

ایران طالبان را بخشی از واقعیت افغانستان امروز می‌داند

الان هزاره‌ها از ترس قتل‌عام طالبان به کوه‌ها پناه برده‌اند.

هزاره‌ها مردم کوه‌نشین هستند.

چرا برخی از سیاسیون کشور مدام بر این موضوع تاکید دارند که طالبان تغییر کرده است. مگر این قوم اصلاح‌پذیر است؟

اجازه دهید من برداشت خودم را از این موضوع بیان کنم. نگاه جمهوری اسلامی ایران این است که افغانستان متعلق به تمامی مردم این کشور است. خارج از رنگ، قومیت، مذهب و دین و خارج از سلایق سیاسی، افغانستان به تمامی مردم این کشور تعلق دارد.

بعد هم اینکه ایران اعتقاد به نظام سیاسی مردم‌سالار در این کشور دارد. برای برپایی این نظام هم کمک کرده‌ایم. حتی آمریکایی‌ها هم به نقش سازنده جمهوری اسلامی ایران در افغانستان اعتراف کردند، هر چند که پس از مدتی رئیس‌جمهور آمریکا در نطق خود، ما را در محور شرارت قرار داد.

الان افغانستان نظام سیاسی بی‌ثباتی دارد که معتقدم دلیل این بی‌ثباتی سیاسی، حضور آمریکاست. آمریکاست که اجازه نمی‌دهد دولت قوی در افغانستان شکل بگیرد. آمریکاست که اجازه نمی‌دهد یک ارتش و پلیس ملی و حرفه‌ای در این کشور شکل بگیرد، برای اینکه بتواند حضور و سیطره نظامی خود در افغانستان را کماکان حفظ کند. زمانی که می‌خواست طالبان را از بین ببرد به مجاهدینی که علیه ارتش سرخ شوروی ایستادگی کرده بودند گفت که شما قهرمانان ملی هستید، اما زمان تشکیل دولت به این افراد گفت که شما جنگ‌سالار هستید. آمریکا به این صورت رفتار کرد. در این میان، ایران همانطور که گفتم از حضور دولت قانونی در افغانستان حمایت می‌کند، اما طالب را هم بخشی از واقعیت افغانستان امروز می‌داند، اما نه همه افغانستان.

حضور طالبان در حاکمیت، برای افغانستان و ثبات و امنیت منطقه بهتر است

سوال من این است که آیا ایران باید با طالبان تعامل کند؟

این سوال خوبی است. اتفاقاً ما باید به این سوالات به راحتی پاسخ دهیم. ما باید با مردم به روشنی صحبت کنیم. من کارگزار نظام نیستم. من یک کارشناس هستم. اما اگر مردم ما حقایق را بدانند تحلیل و برداشت‌شان از صحنه بسیار دقیق‌تر خواهد بود. آیا ما باید با طالب تعامل کنیم؟ در این صورت، این همان طالبانی نیست که دیپلمات‌های ما در مزارشریف به دست آنها به شهادت رسید؟ خود طالبان می‌گویند فاجعه مزارشریف را ما انجام ندادیم. اما اینکه از درون طالبان و با هدایت بیرونی، جریانی این کار را انجام داده باشد، منتفی نیست. خودشان این را می‌گویند.

نکته بعد اینکه جمهوری اسلامی ایران در چارچوب نگاهی که نسبت به افغانستان دارد، طالبان را بخشی از واقعیت امروز افغانستان می‌داند، همانطور که دیگران را می‌داند؛ یعنی شما نمی‌توانید آنها را نادیده بگیرید و محو کنید.

حضور آنها در حاکمیت، برای افغانستان و ثبات و امنیت منطقه بهتر است. این واقعیت است. جمهوری اسلامی نه تنها در افغانستان حتی در عراق هم تعامل با همه گروه‌ها و جریانات را در دستور کار خود دارد.

با همه طیف‌ها و طرف‌هایی که در بازی منطقه و فضای سیاسی و امنیتی کشورهای منطقه نقش دارند در تعامل است؛ به طور مثال، در عراق مگر اکثریت مردم شیعیان نیستند، اما تاکید جمهوری اسلامی بر حاکمیتی مردم‌سالار و فراگیر است؛ یعنی فرض کنید اکثریت ۶۵ درصدی شیعیان عراق می‌تواند بدون حضور دیگران دولت مدنظر خود را تشکیل دهد، اما ثبات آن چقدر تضمین‌پذیر است؟ نادیده گرفتن دیگران تا چه اندازه امکان‌پذیر است؟ پس مصلحت این است که همه را تشویق به حضور در حاکمیت کنیم. در افغانستان هم همینطور است.

در افغانستان این اتفاق نمی‌افتد. برای اینکه طالبان قصد تصرف کلیه مناطق این کشور را دارد.

این نکته اختلافی است.

ایران به دنبال این است که به طالبان بگوید این مسیر غلط است و شما باید به سمت گفت‌وگوهای سازنده حرکت کنید

امنیت ملی ایران هم در خطر است.

به این موضوع هم می‌پردازم. بنابراین اصل تشکیل حکومت در افغانستان مدنظر ایران است که با حضور همه طیف‌ها و گروه‌ها ایجاد شود. اما طالب می‌خواهد با شیوه نظامی، حاکمیتی ایجاد کند با مشخصه اینکه ملی و فراگیر و مشارکتی نباشد؛ یعنی حکومتی قوم‌گرا را تشکیل دهد. آیا این به مصلحت است؟ خیر. چه بکنیم؟

در صورتی‌که جمهوری اسلامی ایران تعامل سازنده‌ای با این گروه داشته باشد می‌تواند آنها را متوجه این اقدام غیرصحیح و خطرآفرین کند.

آیا شیوه نظامی طالب با موفقیتی همراه است؟ من می‌گویم خیر. آیا در این شرایط مجاهدینی که در برابر ارتش سرخ جنگیدند یا دیگر گروه‌های حاضر در افغانستان، دست روی دست می‌گذارند یا به مقابله با طالب برمی‌خیزند؟ قطعاً مبارزه می‌کنند و این همان جنگ داخلی و همان روندی است که آمریکایی‌ها آن را دنبال می‌کنند. ولو طالب آن را نخواهد، اما این اتفاق می‌افتد. پس طالب با شیوه نظامی به حکومتی که می‌خواهد نمی‌رسد. طالب باید بپذیرد که افغانستان برای تمامی مردم این کشور است.

سیاست ما در این میان چیست؟

جمهوری اسلامی با درک این واقعیت می‌‌گوید باید با همه طرف‌های درگیر در افغانستان در تعامل بود. یکی از طرف‌ها طالبان است. آیا جمهوری اسلامی از رهگذر رفت‌و آمد با طالب به دنبال تقویت مشی طالب است؟ خیر.

به دنبال این است که بگوید این مسیر غلط است و شما باید به سمت گفت‌وگوهای سازنده حرکت کنید. به سمت راه‌حل سیاسی. مبتکر گفت‌وگوهای افغان، افغان یا بین‌الافغانی جمهوری اسلامی است، اما این تعامل و گفت‌وگو منتج به چه اثراتی شده است؟

باید نگاه واقع‌بینانه‌ای به این موضوع داشته باشیم. شاید امروز به شکلی، طالبان در نزدیک به ۵۰ درصد از مرزهای ما حضور دارد. معتقدم در این چند سال به طور نسبی شرایط خوبی بر مرزهای ۲ کشور حکمفرما بوده است. کشتار بین‌المذهبی هم در افغانستان کاهش پیدا کرده است، چون ما نباید نگاه غیرواقع‌بینانه به این موضوع داشته باشیم.

طالب با این شیوه به حکومت نخواهد رسید

[کاهش کشتار بین‌المذهبی] به جهت وجود طالبان است یا دولت قانونی افغانستان؟

طالب به این فهم رسیده است که با مذاهب دیگر برخوردی نداشته باشد، چون خط وهابیت و سلفی، شیعه را رافضی و خارج از دین می‌دانند. طالبان الان معتقد به این نیست. شاید افرادی تخلف کنند، اما من نمی‌خواهم جو غیرواقعی را به جامعه القا کنم. ببینید پس من اصل نظامی‌گری را رد کردم. بعد هم گفتم طالب با این شیوه به حکومت نخواهد رسید. سوم هم این شیوه می‌تواند منجر به درگیری‌های نظامی شود که آمریکا به دنبال آن است.

چرا ما نباید از دولت قانونی افغانستان حمایت کنیم؟ چرا با طالبان گفت‌وگو می‌کنیم.
ما با دولت قانونی افغانستان هم تعامل داریم. اگر شما بتوانید مذاکره‌ای را انجام دهید و با آن مذاکره، طالب را متقاعد کنید که به جای شیوه نظامی به راه‌حل سیاسی روی بیاورد، بهتر نیست؟

داعش امروز در تعارض با طالبان است

مگر طالبان تا حالا به راهنمایی‌های ایران توجه کرده است؟

من با چند کد به شما نشان دادم. گفتم امروزه درگیری‌های مذهبی از ناحیه طالب کمتر شده است. مرزهای ما نسبتاً وضعیت خوبی دارند. اینها همه نشانه اثربخشی گفت‌وگوهای ماست. بعد هم جمهوری اسلامی نه تنها در افغانستان، بلکه در تمامی کشورها بر اساس چارچوب و مبانی مدنظر خود، با تمامی طرف‌های حاضر در آن کشورها در تماس است.

جمهوری اسلامی در طرازی قرار دارد که همه مجموعه‌ها می‌توانند از این نوع رابطه به نفع خودشان استفاده کنند. برخلاف آمریکا که نشان داده است تنها به منافع خود می‌اندیشد، ما اینطور نیستیم. امروز [آمریکا] با طالبان مذاکره می‌کند و می‌گوید من نیروهایم را از افغانستان خارج می‌کنم، بلافاصله بعد از آن در کابل انفجاری به وقوع می‌پیوندد و ۲۰۰ نفر کشته می‌شوند. البته آن انفجار هم کار داعشی‌هایی بود که توسط همین آمریکا ساخته شده‌اند و یکی از دلایلی که می‌گویم طالبان با شیوه نظامی موفق به حکومت‌داری نمی‌شوند همین است، چرا که فقط طالب نیست. آمریکایی‌ها دنبال مسائل خودشان هستند. داعش امروز در تعارض با طالبان است. چه کشوری داعش را به وجود آورد؟ آمریکا. به چه دلیل؟ برای اینکه در منطقه ابزارهای متعددی داشته باشد؛ آمریکا در عین حال که با دولت کار می‌کند با اپوزیسیون هم همکاری دارد.

حجم اخباری که از پیشروی‌های طالبان منتشر می‌شود چون با فضای عملیات روانی در ارتباط است بیشتر از واقعیت موجود است

الان دیدگاهتان در مورد میزان پیشروی طالبان چیست؟

معتقدم طالب با راهبرد نظامی به حکومت مدنظرش نمی‌رسد و حرکت‌های آن، تنها موجب تشدید بحران و تشنج در افغانستان شده و این کشور را به سمت وقوع یک جنگ داخلی سوق می‌دهد. حجم اخباری که از پیشروی‌های طالبان منتشرمی شود چون با فضای عملیات روانی در ارتباط است بیشتر از واقعیت موجود است. مجدداً تاکید می‌کنم حرکت نظامی طالبان منجر به حکومت‌داری نمی‌شود و نتیجه آن جنگ داخلی است. این نتیجه سیاست‌های آمریکایی‌هاست.

This comment was minimized by the moderator on the site

اصالت تاریخی طالبان

طالبان برادران عقیدتی و فرهنگی و فکری سپاه صحابه هستند و اصالتی تکفیری، ناصبی، ضدشیعه، ضدزن، ضدمدرنیسم و ضد امام حسین(ع) دارند و در ستیز با زبان، شعر، ادب پارسی، سنت و فرهنگ و شعایر فرهنگی از مجسمه گرفته تا موزه و آرامگاه و جشن و نوروز و عاشورا هستند.

بهمنی قاجار

چندی پیش بود که یکی از نمایندگان مجلس ایران [احمد نادری] در توییتی از طالبان به عنوان جنبش اصیل منطقه یاد کرد، بله اتفاقا من هم با این توصیف از طالبان موافقم، طالبان جنبشی اصیل و ریشه‌دار است، ریشه طالبان به فرهنگ تحمل‌ناپذیری و تکفیر و شیعه‌ستیزی و ضدیت با مدرنیسم بر می‌گردد، مهم‌ترین جنبه طالبان که اتفاقا فرهنگ تکفیر و دیگرستیزی‌شان نیز از آن ریشه می‌گیرد، شیعه‌ستیزی است، فرهنگی که ریشه در دوران خلافت اموی و عباسی داشته و در حجاج بن یوسف ثقفی یا متوکل عباسی ظهور و بروز یافت.
فرهنگی که شیعه‌کشی می‌کند انواع و اقسام دیگرستیزی‌ها را نیز انجام می دهد، از زن‌ستیزی تا دشمنی با مدرنیسم و فرقه‌های مذهبی دیگر از قادیانی‌ها گرفته تا حتی سیک‌ها و هندوها.
ریشه فکری طالبان به‌طور مشخص به ابن‌تیمیه باز می‌گردد و حداقل ۷۰۰ سال سابقه نظریه‌پردازی دارد، طالبان از خلا پدید نیامده و از آسمان به زمین نیافتاده است، طالبان اتفاقا خاستگاه فکری منسجم و قدیمی و غیر‌قابل انعطافی دارد که قابل تغییر نیز نیست.
طالبان گروهی دیوبندی است، دیوبندیسم فرقه مذهبی است که نزدیک به ۳۰۰ سال پیش در شبه قاره هند ایجاد شد و هم اکنون صدها و بلکه هزاران مدرسه مذهبی در شبه قاره هند و به‌ویژه پاکستان دارد و گرایش عقیدتی مسلط در میان گروه‌های تندروی پاکستانی از جمعیت علمای اسلام، گروه حقانی، سپاه صحابه واز جمله طالبان است.
علمای مهم دیوبندی معتقدند شیعیان_کافرند، معاشرت با آنان از جمله ازدواج، استفاده از ذبیحه، شرکت در تشییع جنازه و استمداد و طلب کمک از آنان و دفن کردن اموات‌شان در قبرستان مسلمانان جایز نیست.
دو گروه عمده سیاسی دیوبندی تغذیه‌کننده نیروی انسانی جمعیت علمای اسلام و شبکه حقانی هستند، طالبان در مدارس این دو گروه شکل گرفتند، برخی از مهاجران افغانستانی که بر اثر اشغالگری شوروی در افغانستان به پاکستان پناه برده بودند، از دوران کودکی از خانواده و نزدیکانشان جدا شده و به مدارس مذهبی دیوبندی آورده می‌شدند، در این مدارس آنان هیچ چیزی از تاریخ و جغرافیا و فرهنگ و حتی تاریخ و تمدن اسلامی یاد نمی‌گیرند و صرفا قرائت سلفی و دیوبندی از قرآن به آنان آموزش داده می‌شود.
طالبان از کودکی از زنان جدا شده و فهمی از جنس زن و نیز مظاهر مدرنیسم ندارند. ویژگی مهم جمعیت علمای اسلام و فرقه حقانی، شیعه‌ستیز بودن آنان است که از تفکر دیوبندی‌شان ناشی می‌شود. گروهی دیگر که از بستر دیوبندیسم برخاسته است، سپاه صحابه است، سپاه صحابه افکار ضدشیعی برادران طالبانی خود را با صراحت بیش‌تری ابراز می‌کند، سپاه صحابه نیز هم چون داعش در آرزوی تجدید خلافت اسلامی است؛ همان چیزی که طالبان نیز با تشکیل امارت اسلامی و امیر‌المؤمنین خواندن رهبر اولش ملاعمر و انتخاب امیر برای سرزمین‌های اسلامی در خارج از افغانستان در پی آن بود.
سپاه صحابه نفوذ گسترده در میان طالبان داشته و نقش کلیدی در تصرف شمال افغانستان و به‌ویژه مزار شریف در دهه ۱۹۹۰ داشت. سخنان هتاکانه رهبر این جمعیت در باره حضرت امام حسین(ع)، نگرش این تفکر به شیعه و مقدسات آن را به‌روشنی نشان می‌دهد.
ضیاءالرحمن فاروقی رهبر سپاه صحابه گفته بود: اگر در کربلا بودم نخستین کسی بودم که به حسین و یارانش تیراندازی می‌کردم؛ چون آنان علیه سیدنایزید بن معاویه خلیفه_مسلمین قیام کرده و در میان مسلمین فتنه به‌پا کرده بودند.
طالبان برادران عقیدتی و فرهنگی و فکری سپاه صحابه و یاران رزم و بزم آنان هستند. بله آنان اصالت دارند، اصالتی تکفیری و ناصبی و ضدشیعه و ضدزن و ضدمدرنیسم و در ستیز با زبان و شعر و ادب پارسی.‌دشمن با سنت و فرهنگ و شعایر فرهنگی از مجسمه گرفته تا موزه و آرامگاه و جشن و نوروز و عاشورا.

This comment was minimized by the moderator on the site

طالبان در تخار: هر خانواده یک دختر را به نکاح افراد ما درآورد
سلام وطندار
۲۰۲۱۰۷۰۶_۱۱۰۷۰۰
شماری از باشنده‌گان تخار امروز در کابل در پیوند به تصرف ولسوالی‌های این ولایت از سوی طالبان و نگرانی‌های‌شان از وضعیت بد امنیتی، نشست اعتراضی برگزار کردند. آنان در این نشست تأکید می‌کنند که وضعیت امنیتی در تخار نابسامان و به شدت نگران‌کننده است.
به گفتۀ آنان، کمک‌هایی که از سوی دولت به نیروهای خیزش‌ مردمی شده، شفاف نبوده و در روند توزیع آن ده میلیون افغانی فساد صورت گرفته است.
باشنده‌گان تخار مقیم کابل تأکید می‌کنند، طالبان در ولسوالی‌های تصرف‌شدۀ این ولایت فیصله کرده‌ و از خانواده‌ها خواسته‌اند که یک دخترشان را به جنگ‌جویان این گروه به نکاح درآورند. طالبان هنوز در این باره چیزی نگفته‌اند.
در قطع‌نامۀ باشنده‌گان تخار آمده است که برای بهبود وضعیت امنیتی این ولایت باید افراد کاربلد در رأس نهادهای نظامی و غیرنظامی قرار گیرند. آنان از نهادهای جهانی خواسته‌اند که جلو نقض حقوق بشر در تخار را بگیرند و طالبان نیز به قوانین حقوق بشری تمکین کنند و از آزار مردم دست بردارند.
این نشست اعتراضی در حالی برگزار می‌شود که طالبان تمامی ولسوالی‌های تخار را از کنترل دولت بیرون کرده‌اند و مرکز این ولایت نیز در محاصرۀ این گروه قرار دارد.

This comment was minimized by the moderator on the site

دیده بان حقوق بشر: طالبان خانه‌های شهروندان افغانستان را به آتش کشیدند
نگارش از یورونیوز فارسی • به روز شده در: ۰۸/۰۷/۲۰۲۱ - ۱۱:۴۲
دیده بان حقوق بشر اعلام کرد که جنگجویان طالبان در ماه گذشته خانه‌های شهروندان افغانستانی ساکن در شمال این کشور را به آتش کشیدند.
در گزارش دیده بان حقوق بشر که روز چهارشنبه منتشر شده، آمده است که جنگجویان طالبان آشکارا خانه‌های شهروندان افغانستانی را به دلیل همکاری آن‌ها با دولت مرکزی مستقر در کابل، غارت کرده‌اند.
این گروه حقوق بشری اعلام کرد که «حملات تلافی جویانه» جنگجویان طالبان در ولسوالی های تحت کنترل آن‌ها انجام شده است.
پاتریشیا گروسمن، مدیر بخش آسیایی دیده بان حقوق بشر در بیانیه‌اش نوشت: «رهبری طالبان این قدرت را دارد تا جلوی سوءاستفاده‌های نیروهای خود را بگیرد اما آن‌ها نشان نداده‌اند برای انجام چنین کاری آماده باشند.»
سکوت گروه طالبان
سخنگوی گروه طالبان تا لحظه تنظیم این خبر به این ادعای دیده بان حقوق بشر پاسخی نداده است.
گروه طالبان ماه گذشته در حساب کاربری خود در توئیتر به فرماندهان نظامی اش برای حفاظت از اموال عمومی و رفتار خوب با مردم دستور داده بود.
پیشروی طالبان در ۷ ولایت و تصرف ۱۹ ولسوالی؛ ارتش: بخش‌های تصرف شده را پس می‌گیریم
طالبان در روزهای گذشته حمله های خود را بر مناطق شمالی افغانستان متمرکز کرده است. تلاش گروه طالبان برای تصرف مناطق مختلف افغانستان در حالی انجام می‌شود که نیروهای نظامی کشورهای عضو ناتو از جمله آمریکا پایگاه های نظامی خود را در این کشور ترک کرده‌اند.
بر اساس اخبار منتشر شده، نیروهای نظامی آمریکا روز جمعه پایگاه هوایی استراتژیک بگرام را تخلیه کرد که با انتقاد مقام های افغانستان همراه شد.
دیده‌بان حقوق بشر در گزارش خود به سخنان ساکنان آواره شهر باغ شیرکت در ولایت قندوز که حدود ۶۰۰ خانوار از آن فرار کرده‌اند، اشاره کرده است.
دیده بان حقوق بشر به نقل از ساکنان آواره این شهر نوشته است که جنگجویان طالبان از ۲۱ تا ۲۵ ژوئن به آنها دو ساعت فرصت داده بودند تا خانه‌هایشان را ترک کنند. آن‌ها به دیده بان حقوق بشر گفته‌اند که برخی افراد نیز توسط جنگجویان طالبان به دلیل همکاری با دولت کابل تهدید شده‌اند.
شهروندان آواره این شهر همچنین از کشته شدن دو غیر نظامی توسط جنگجویان طالبان خبر داده‌اند.

This comment was minimized by the moderator on the site

Daily Comment
The People We’re Leaving Behind in Afghanistan
Young Afghans defied the Taliban and signed on to reconstruction efforts, only to learn that U.S. and NATO forces would be abruptly withdrawn.
By Steve Coll
June 29, 2021
A generation of Afghans sought to build a revived society and forged careers that would have been unimaginable during the years of Taliban rule.Photograph by Haroon Sabawoon / Anadolu Agency / Getty

On September 3, 2019, Abdul Samad Amiri, the acting head of the Afghanistan Independent Human Rights Commission’s office in his home province of Ghor, posted a reflective message on Facebook. He was just shy of thirty. He had grown up amid “the trauma of more than 40 years’ civil war and feel wholeheartedly the affliction imposed on my people,” he wrote. Yet he was optimistic. “I can’t ignore or forget the dreams for Afghanistan’s future and her place as a part of this world. . . . Despite the difficulties, I owe my life to this land and will work for its betterment so long as I live.”
Later that day, while Amiri was travelling by car from Kabul to Ghor, Taliban militants kidnapped and then, two days later, murdered him—one more death among hundreds of assassinations targeting rights advocates, journalists, civil servants, and other unarmed, younger Afghans who had seized the opportunities created by the American-led invasion of their country, in 2001. Nine months after Amiri’s murder, Fatima Khalil, a commission employee who was twenty-four, and a driver, Ahmad Jawid Folad, forty-one, were killed when unknown assailants placed a bomb on the road, targeting their vehicle; the explosive detonated as they drove through Kabul.
“The loss of my colleagues really broke me in ways that I had never thought about before,” Shaharzad Akbar, the chairwoman of the commission, told me recently. Akbar, who is thirty-four, was appointed to her position about two years ago. “Dealing with the anxiety of all this, for all of us in the leadership team—we feel responsible, but there is very little we can do to keep people safe,” she said. Colleagues sleep in the office for weeks on end, and it is an all but full-time job to sift through and evaluate the threats.
As the Biden Administration withdraws the last American troops from Afghanistan, the Independent Human Rights Commission is one of the many civil institutions now left to confront a new era of insecurity and uncertainty. The commission was created by a provision of the Bonn Agreement of December, 2001, when, immediately following the Taliban’s overthrow, the United States, European allies, Iran, and Pakistan met with anti-Taliban Afghan leaders, exiles, and regional strongmen to work out an accord for an interim government. The Bonn conference selected Hamid Karzai to lead the new government; the creation of the commission was also a provision of the accord. Since the Taliban have mounted a comeback, starting in 2006, the commission has been a regular target of threats and violence.
Akbar is one of the Bonn generation of Afghans who did not join the war that spread as the Taliban seized control of rural areas and sent death squads into cities, but who sought to build a revived society, at once traditional and modernizing—a society that NATO aspired to enable through security and investment. She forged a career that would have been unimaginable during the years of Taliban rule. Her father, a leftist journalist, had edited several publications before leaving with his family for Pakistan, in 1999, to escape the civil war and the rising influence of the Taliban. He introduced his daughter to “prominent women and their lives, through books,” she said. It was “very important to him that I was aware of feminism.”
The family returned to Afghanistan in February, 2002. Akbar, who had honed her study of English in Pakistan, enrolled at Kabul University, and then was accepted as a transfer student to Smith College, where she studied anthropology and graduated cum laude. Later, she earned a master’s degree in international development at the University of Oxford.
She returned to Kabul during the first term of the Obama Administration, a time when the U.S. was investing heavily in its state-building ambitions, pouring hundreds of millions of dollars annually into agriculture, drug eradication, education, and other sectors. But Akbar and her friends—who were, she said, “very young and idealistic”—became disillusioned with the way that some of the groups involved were using the money. “I could see that a lot of these organizations were very detached from local realities,” she said. “I felt that Afghans should have a greater say.”
She was the kind of well-educated, next-generation Afghan that President Ashraf Ghani sought to lure into government after he was elected, in 2014. Akbar served on his National Security Council, working on the peace process, an initially fitful and fractured effort to develop talks between Taliban leaders and Afghans associated with the Kabul government. From the start, negotiators aligned with Kabul were divided over how far to go to accommodate the Taliban’s extremist views, particularly about the role of women. In 2019, Akbar participated in discussions with the Taliban in Doha, Qatar, concerning victims’ rights, human rights, women’s rights, and freedom of expression. “They had some prepared statements, and they didn’t want to go deeper,” she recalled. The international community “did the same,” offering gestural statements about protecting rights that elided hard questions about what accommodating the Taliban would require.
“If the Taliban are willing to engage, if they are willing to have deep discussions, if they are willing to negotiate—that hasn’t been determined yet,” Akbar told me, adding that, if they are, “there are areas of common ground.” The rights of children and war victims “are perhaps easier to talk about before we move to issues like freedom of expression and women’s rights.” Still, in Doha, “some of the discussion was premature,” she said. The Taliban “think they’ve won and they will have the last say, anyway.”
Soon after that round of talks, Ghani selected Akbar to chair the commission. It runs offices in fourteen provinces and enjoys a measure of freedom to criticize government policy. Over the years, however, its campaigning for human rights has been undermined by the impunity enjoyed by Afghan strongmen commanding militias and bodyguards who have abused civilians but have never faced justice. “The fact that the culture of impunity was not tackled for political reasons really discredited the whole agenda—the entire human-rights agenda,” Akbar said. “There are so many Afghans who were victims of war crimes who will never see justice.”
“I think there should be a reckoning among the international community, and among Afghans,” she said, “about what went wrong, and what went right.” She continued, “With the women’s rights agenda, I often wonder—yes, there’s a greater sense of empowerment, and there are better laws, but to what extent were our agendas responsive to people’s needs and priorities?”
In an age of renewed competition between dictatorships and democracies, self-reflective questioning about the integrity and the viability of the global human-rights regime—and how to strengthen it—could hardly be more urgent. Regarding Afghanistan, however, these are not questions in which the Biden Administration has shown much interest. Having made a risky and swift decision to withdraw all U.S. forces from the country this year, Joe Biden is understandably anxious to deflect responsibility for what may come next and to signal to Americans that it’s up to the Afghans now. “Afghans are going to have to decide their future, what they want,” the President said on June 25th, when Ghani was on a visit to Washington. Biden said that Afghanistan’s “senseless violence has to stop”—a distanced formulation that risked giving the impression that the Taliban’s attempt at armed revolution was not the main cause of that violence.
U.S. veterans of the war and members of Congress are pressuring the White House to do more to protect the tens of thousands of interpreters, drivers, and other support workers who directly aided the U.S. military and government after 2001, and who are now vulnerable to Taliban vengeance. Last week, the Biden Administration said that it is preparing a plan to move thousands of interpreters and military-support personnel outside the country while they wait for U.S. visa applications to be processed. Yet that plan will not protect the countless other Afghans who lashed their lives to the ideals and the hopes of the U.S.-led invasion. That includes the young urbanites of Akbar’s generation who defied the Taliban and signed on to a Sisyphean reconstruction effort in the midst of war, only to find, after years of violence and disappointment, that U.S. and NATO forces—which are, because of their uncontested airpower, the only forces that can reliably keep the Taliban out of the cities—would be abruptly withdrawn.
President Biden has now pledged a large package of security assistance and humanitarian aid to the Kabul government. But recent Taliban advances, spreading fear, and deteriorating security forecasts have touched off what looks like a downward spiral, in which vital noncombat American support on the ground, such as contractors who maintain Afghan aircraft, will pull out alongside U.S. soldiers. Last week in Washington, Ghani said that his job now is to “manage the consequences” of the U.S. withdrawal—a technocrat’s description of an existential struggle that seems, for now, to be running against him.
Akbar told me that she is not “anti-withdrawal; I’m all for it,” but that the way the Biden Administration announced its decision—linking it to the anniversary of September 11th, for example—showed “very little consideration about the impact on a very fragile peace process” and on the Afghan population. Her greatest fear is “all-out war,” such as that which engulfed the country during the nineteen-nineties, a conflict laced with mass killings, rape, and other atrocities.
“There’s little reflection on failures and America’s role in these failures,” Akbar said. “That’s frustrating to watch. We are being left with a huge mess. We are being told to deal with it mostly on our own. Of course, it’s our responsibility. It’s our country. But it’s not a mess we created on our own.”
________________________________________
New Yorker Favorites
• The day the dinosaurs died.
• What if you could do it all over?
• A suspense novelist leaves a trail of deceptions.
• The art of dying.
• Can reading make you happier?
• A simple guide to tote-bag etiquette.
• Sign up for our daily newsletter to receive the best stories from The New Yorker.

Steve Coll, a staff writer, is the dean of the Graduate School of Journalism at Columbia University. His latest book is “Directorate S: The C.I.A. and America’s Secret Wars in Afghanistan and Pakistan.”
More:AfghanistanTalibanKabulJoe BidenNATO

This comment was minimized by the moderator on the site

آمریکا پس از ۲۰ سال پایگاه هوایی بگرام افغانستان را ترک کرد
نگارش از Euronews • به روز شده در: ۰۲/۰۷/۲۰۲۱ - ۱۱:۵۵
دو مقام آمریکایی روز جمعه دو ژوئیه (۱۱ تیر) گفتند که پس از نزدیک به ۲۰ سال ارتش ایالات متحده پایگاه هوایی بگرام را که مرکز جنگ آمریکا با طالبان و نیروهای القاعده بود، ترک کرد.
این میدان هوایی به‌طور کامل به نیروهای امنیت ملی و دفاعی افغانستان تحویل داده شد. یک مقام آمریکایی نیز به خبرگزاری فرانسه گفت که تمام نیروهای آمریکا و ناتو پایگاه هوایی بگرام را ترک کرده‌اند. وی تاکید کرد که خروج تمام نیروهای خارجی حاضر در افغانستان قریب الوقوع است.
روح‌الله احمدزی سخنگوی وزارت دفاع افغانستان اطمینان داد که مقامات محلی «کاملا آماده» تحویل گرفتن این پایگاه هستند.
از سوی دیگر نیشانک موتوانی، کارشناس مسائل افغانستان که در استرالیا ساکن است به خبرگزاری فرانسه گفت: «خروج نیروهای خارجی از بگرام نماد این واقعیت است که افغانستان تنها است، رها شده است و مجبور به دفاع از خود در برابر هجوم طالبان است.»
وی اضافه کرد: «هنگام بازگشت آمریکایی‌ها و سایر نیروهای خارجی به خانه متوجه می‌شوند که آنچه که برای ساختنش به سختی جنگیده‌اند به خاکستر تبدیل می‌شود زیرا متوجه می‌شوند زنان و مردان افغان که همراه آن‌ها جنگیده‌اند، همه چیز را از دست می‌دهند.»
پیش بینی می‌شود که پنتاگون نزدیک به ۶۰۰ نیرو را در افغانستان نگه دارد تا از سفارت آمریکا در کابل محافظت کنند.
این «عقب‌نشینی» روشن‌ترین نشانه از خروج آخرین نفرات از نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان ماه‌ها قبل از ۱۱ سپتامبر است، تاریخی که جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا برای خروج تمام نیروهای آمریکایی در نظر گرفته است. ایالات متحده آمریکا در دهه ۱۹۵۰ پایگاه بگرام را با هدف مقابله با شوروی سابق ساخت.
بیشتر نیروهای ناتو نیز این هفته بی سروصدا افغانستان را ترک کردند.
طالبان: حقوق زنان افغانستان تنها با برقراری حکومت اصیل اسلامی محقق می‌شود
کنترل دروازه افغانستان به جهان؛ آیا ترکیه در تامین امنیت فرودگاه کابل قمار می‌کند؟
با این حال آمریکا با اشاره به نگرانی‌های امنیتی از گفتن زمان دقیق خروج آخرین سرباز آمریکایی از خاک افغانستان خودداری کرده است اما همزمان درباره حفاظت از فرودگاه بین‌المللی حامد کرزای کابل در حال مذاکره است. نیروهای ترکیه و آمریکایی در حال حاضر از فرودگاه محافظت می‌کنند.
فرودگاه بگرام در زمان اوج خود شاهد عبور و مرور بیش از ۱۰۰ هزار سرباز آمریکایی بوده است.
نظامیان خارجی در حالی مشغول ترک خاک افغانستان هستند که درگیری میان نیروهای دولتی در این کشور و شبه‌نظامیان طالبان طی هفته‌های گذشته به اوج خود رسیده است.
آمریکایی‌ها و نیروهای ناتو پس از حملات ۱۱ سپتامبر نیروهای القاعده در سال ۲۰۰۱ به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی نیویورک اقدام به مداخله در افغانستان کردند.

This comment was minimized by the moderator on the site

‎اعتراف تلخ استاد عطا: جنگ با دکتر نجیب اشتباه بود.
تازه فهمیده که وطن‌پرست واقعی مرحوم دکتر نجیب رئیس جمهور کمونیست بوده، اگر حکومت نجیب ادامه پیدا میکرد حالا این بدختی در کشور جریان نمیداشت. یادت گرامی باد قهرمان

This comment was minimized by the moderator on the site

حکایتی ازیک اسارت،وکابــــل شهرآدم‌های بی‌پناه وبـــی‌برق!
نوشته از : Chief editor 29 ژوئن 2021 دراجتماعی, استراتیژی امریکا, بین المللی, سیاسی ، امنیتی, شعر هنر و ادبیات
در بند طالبان افتادم چند روز پیش. مدتی است که آزاد شده‌ام. در راه بامیان جایی اطراف دره‌ی غوربند از کوه پایین شده‌بودند و من را – که مدرکی همراهم نبود و از لهجه‌ام شک بردند که شاید افغان نباشم – از موتر تا کردند و به کوه و از آن‌جا به قریه‌ی دورتری در ولایت پروان بردند که چند ساعت با جاده‌ی اصلی فاصله داشت. جزئیات آن‌چه در آن چهل و هشت ساعت گذشت را وقتی دیگر می‌نویسم؛ اما موقع مرگم نرسیده‌بود و هستی سرنوشت دیگری برایم می‌خواست. این‌ها بخشی از مشاهده‌های این تجربه‌ی عمیقاً ناخوشایند است.قصه‌ی اصلی‌‌ِ این روزهای جنگ‌جویانِ طالب سقوط ولسوالی‌هاست و هیچ اراده‌ای برای صلح ندارند. تفنگ‌‌ به‌یک‌دست و تلفن به‌دست‌ِدیگر پیگیر خبرهای جنگ بودند که از ماه رمضان به این سو چند ولسوالی سقوط کرده‌اند؛ مجاهدین امارت در کدام مناطق در حال پیشروی‌اند؛ و عقب‌نشینیِ نیروهای دولتی در کدام مناطق محتمل‌ است. هدف ایشان «فتح» کابل است. امروز و فردا سوی بامیان نمی‌روند چون «نیروهای دولتی هنوز قوت دارند»‌ و «اگر شکست بخوریم راهِ پس‌آمدن نیست» اما در راه هستند اگر شرایط تغییر نکند.فارسی‌زبان بودند و چهره‌شان به مردم شریفِ هزاره می‌مانست اما خود را «تُرک» می‌دانستند. از هزاره‌ها و شیعیان بد می‌بردند و تصور می‌کردند بیش از نیمی از مردم بامیان عیسوی شده‌اند در این سال‌ها با تبلیغ امریکایی‌ها. باور داشتند که در امارت اسلامی مسأله‌ی «قوم» مطرح نیست و مثالی که می‌آوردند از یک یا دو وزیر غیرپشتونِ طالبان در دهه‌ی هفتاد بود اما بدگمانی و ظنی که به مردم هزاره داشتند حتی در گپ‌های عادی‌ای که می‌زدند پیدا بود. یکی‌شان گفت اگر آزادت کردیم و بامیان ماندی «کشته خواهی شد.»تأکید داشتند که نان و سبک زندگی‌شان ساده و ابتدایی و غریبانه است. آدم‌هایی مصمم، خودحق‌پندار، جدی و نترس بودند. وقتی از کوه بالا می‌شدیم و مرمی‌های نیروهای دولتی روی سر ما بود هراسی از مرگ نداشتند؛ انگار که سرگرمِ یک بازیِ کودکانه‌اند. یکی از آرپی‌جی‌ها را به من داده‌بودند (!) تا برای ایشان از کوه بالا ببرم و خودشان چابک‌تر از صخره‌ها بالا شوند.
بعد از سه سال از قریه سوی جاده آمده‌بودند و اعتمادبه‌نفس‌ چشم‌گیری در گفتار و رفتارشان بود.جهان اکثریت ایشان – مثل جمعیت قابل توجهی از اهالی افغانستان – به دنیای اسلام و دنیای کفر تقسیم می‌شد؛ احتمالاً با این تفاوت مهم که کفار را شایسته‌ی مجازات می‌دانستند که «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم.» از یکی‌شان که درس‌خوانده‌ی شرعیات کابل بود شنیدم که کافر کسی‌ست که حقانیت رسول اکرم را باور ندارد؛ از جمله نصارا و یهود. هم او از چند استاد شرعیات دانشگاه کابل نام گرفت و از ایشان به احترام یاد کرد. گفت که حکومت مسئول ترورهای اخیر بوده‌است.کم‌سواد به معنای عام آن بودند اما همدیگر را مولوی‌صاحب و قاری‌صاحب صدا می‌کردند. یکی از مولوی‌صاحب‌ها را دیدم که نمی‌توانست جمله‌ای را به درستی از روی کاغذی بخواند. یکی از قاری‌صاحب‌ها شک داشت که واکسن فلج اطفال برنامه‌ای از سوی کافران است تا «جن» به جان مسلمانان برود و از «غیرت» ایشان در جهاد بکاهد. نواسه‌ی یکی دیگر از ایشان فلج شد‌ه‌بود اما باور داشت که «تدبیر» خداوند است و از بنده‌ی او کاری ساخته نیست. [سازمان جاسوسی امریکا از برنامه‌ی ریشه‌کن‌سازیِ فلج اطفال برای پیدا کردن بن‌لادن استفاده کرده‌بود.]می‌جنگیدند تا بعد از شکست امریکا، «چوچه‌های امریکا» را شکست دهند؛ همان‌ها که – به قول ایشان – افغانستان را «بی‌عزت» کرده‌اند و «فساد» و «عیاشی» و «زنک‌ بازی» قصه‌ی هر روزه‌ی ایشان است. از یکی‌شان شنیدم که با تحصیل و کار زنان مخالف نیست؛ به شرط آن‌که عزت زن حفظ شود بیرون از خانه. تصوری که از جهان داشتند اما متعلق به دوران دیگری بود: این که جنگی بین اسلام و عیسویت هست؛ مجاهدین امارت تنها مردمِ برگزیده پیش خداوندند؛ و «جنت» از آنِ ایشان است و نه دیگران.
عضویت افغانستان در سازمان ملل را ننگ می‌دانستند چون افغانستان را زیر بیرق امریکا خواهد برد.قریه‌ای که زندگی می‌کردند سرسبز و پرآب بود با درختان زردآلو و سیب و بادام و توت و میوه‌های دیگری که به واسطه‌ی اهالی قریه در بازار می‌فروختند. اطفالی که در قریه زندگی می‌کردند خواندنِ قرآن را نزد ایشان فرا می‌گرفتند و می‌خواستند در آینده «مجاهد» شوند مثل کلان‌ترها. یکی از نوجوان‌ها که هفده سال داشت هیچ وقت روی شهر را به چشم ندیده‌بود در زندگی. یکی از همین اطفال بود که وقتی از پشت میله‌های بندی‌خانه از او کمپل خواستم به خانه‌شان رفت و آورد. دست‌بند به دستم زده‌بودند آن‌جا. [پسان‌تر از آمر امنیت منطقه شنیدم که آن پسر هفده ساله چند اسیرِ وابسته به دولت را با مرمی کشته‌است.]این آدم‌هایی که من از نزدیک دیدم اگر احیاناً کابل یا بامیان را «فتح» کنند محال است بتوانند خود را با تغییراتِ اجتماعیِ این بیست سال وفق دهند. محال است. گویی که در زمان پیامبر اسلام زندگی می‌کردند یا خود را وارثان صحابه‌ی ایشان می‌دانستند. از یکی از ایشان که قلب رئوف‌تری داشت جایی شنیدم که «لا اکراه فی‌الدین» اما صدای او صدای اکثریتی نبود که سعادت جامعه را وابسته به اجرای شریعت می‌دانستند: با قطعِ دستِ دزد، سنگسارِ زناکننده، یا کشتنِ کافر. هیچ تغییری در این باورها نسبت به طالبانِ دهه‌ی هفتاد نیامده‌بود.حاکمیت ایشان حتماً نفاق و دورویی را بیشتر می‌کند بین شهروندان؛ و آدم‌فروشی را. در همان قریه دیدم آدمی را که معلوم بود در دعای خیری که می‌کند برای مجاهدین امارت، صادق نیست. دور از انتظار نیست اگر بعضی از باشندگان قریه هم بدِ بعضی دیگر را پیش مجاهدین ببرند برای تسویه حساب‌های شخصی.تهدید اصلی‌شان این بود که «تو را برای سال‌ها نگاه می‌کنیم تا با زندانیان دیگر مبادله شوی مثل آن‌چه به آزادی انس حقانی انجامید»
یا «پیسه‌ای برسد به ما از سفارت‌خانه‌ای که به آن وابسته‌ای.» شک داشتند که شاید ترجمان عسگرهای امریکایی بوده‌باشم؛ یا تابعیت کشوری جز ایران را داشته‌باشم؛ یا با نهادی غربی کار کرده‌‌باشم در کابل یا بامیان. تهدیدها که بالا می‌گرفت می‌گفتم مرا با مرمی بزنید تا آرام می‌شدند. دست آخر در چاشت روز دوم جرگه‌ی ده‌نفره‌ای شکل دادند که تصمیمی بگیرند. این‌ که در آن ساعت‌ها چه گذشت و چه‌ گفت‌وگوهایی بین ما رفت و چه‌طور رأی جرگه بر آزادی من قرار گرفت قصه‌ی دیگری‌ست. می‌توانم حدس بزنم کدام‌شان به نفعِ آزادیِ من استدلال کرده‌اند و کدام‌شان نه. در لحظه‌هایی که منتظر نتیجه‌‌ی جرگه بودم عهدی با وجدانم بستم. قولی دادم به هستی که اگر آزاد شوم پای‌بند به آن بمانم تا آخر عمر.جنگ‌جویانی که دیدم – به حیث انسان – حتماً‌ نوری هم داشتند در جان‌شان و لحظه‌هایی بود که مِهری در صورت ایشان پیدا می‌شد. مثل هر انسان دیگری عصبانی می‌شدند؛ شرم می‌کردند؛ یا شوق و کنجکاوی و تعجب می‌آمد به چشم‌شان. یادم نمی‌آید با همدیگر مزاق کرده‌باشند در مناسباتی که داشتند. من را یک شب به خانه‌شان نیز بردند و چای دادند. لت نشدم و رفتارشان نامحترمانه نبود بیشتر وقت‌ها. آن‌چه ایشان را غیرقابل‌پیش‌بینی و ترس‌ناک می‌کرد اما به چشم من جزم‌اندیشی بود و ناآگاهی از احوال جهان و انعطافی که نداشتند. گویی در جهان موازی دیگری زندگی می‌کردند.خبر آزادی را دانش‌آموخته‌ی شرعیات کابل داد. به بندی‌خانه آمد و گفت آزاد شده‌ای. باورم نمی‌آمد. چند ساعت بعد من را دستِ مالک/کدخدای قریه سپردند تا پیش جاده ببرد. مرد روشن‌دلی بود و به طرفهالعینی فهمید چه بر من گذشته‌‌است. گفتم بسیار ترسیده‌ام و نمی‌دانم خواب هستم یا بیدار. گفت می‌دانم با صدای گرمی که داشت. نیروهای دولتی پیش جاده منتظر بودند و من را از مالک قریه تحویل گرفتند و به دفتر ولسوال/فرماندار بردند. او هم انسان شریفی بود؛ وارسته و پرنور. چیزهایی پیش آمد در دفتر او اما که ظن بردم بعضی از کارمندانی که دارد شاید با طالبان در ارتباط باشند؛ کسانی که هم از دولت معاش می‌گیرند و هم با طالبان خط‌ و ربطی دارند برای روز مبادا. قصه‌ای که احتمالاً درباره‌ی خیلی‌ها صادق است در افغانستانِ امروز.با آن‌که چند روز گذشته‌است اما هنوز اضطرابی با من است. در روزی که زمان کِش آمده‌بود و خود را برای مرگ آماده کرده‌بودم، چیزهایی را از طالبان پنهان کردم و قصه‌هایی ساختم برای ایشان. احساس می‌کنم به چیز نازیبایی آلوده شده‌ام. چیزهایی را درباره‌ی خودم ناراست گفتم که زنده بمانم. ناراست‌بودن – ولو برای زنده ماندن – روح آدم را بیمار می‌کند. احساس می‌کنم روحم بیمار شده‌است از ناراستی. صورتم وا رفته و چشمانم گود افتاده انگار. مسأله‌ی بی‌معناییِ زندگی به شکل تازه‌ای از حفره‌های عمیقِ وجودی‌ام بیرون زده. آن یکی دو چیزی که پیش از این مهم به نظر می‌آمدند هم انگار رنگ باخته‌اند و اهمیتی ندارند دیگر.هستی یادم داد این را و می‌خواهم با شما شریک‌ کنم آن‌چه را یاد گرفته‌ام. واسطه‌ای بوده‌ام برای یادگیری و مطمئن‌ام که شما هم در موقعیت مشابه چنین می‌کنید: این که اگر روزی جایی در چنین وضعیتی قرار گرفتید و «تصمیم به زنده‌ماندن داشتید» خود را قوی و پرنیرو نشان دهید؛ ولو آن‌که قوت و نیروی زندگی در شما رو به خشکیدن باشد. و بر سر اصول مشخصی بایستید تا به شما قوت دهد در آن لحظه‌ها؛ ولو آن‌که دهان‌تان خشک شده‌باشد از بیم و هراس. اگر جانِ خود را به هستی ببخشید چیزی برای نگرانی نمی‌ماند. گریه‌هاتان را انباشت کنید و بگذارید برای وقت و آغوشی دیگر.رسیده‌ام کابل. شهر آدم‌های بی‌پناه؛ و بی‌برق. نوری گرفته‌ام این چند روز از رامین و آقامنگل و سحر. چه خوب که بودند ایشان زیر این آسمانِ آبی. تب کرده‌بودم برای چند روز و بدن‌دردی با من بود. می‌فهمم اما که کم‌کم وقتِ ترکِ افغانستان رسیده‌است. وقتِ خداحافظی با این جغرافیاست بعد از شش سال. آغوشِ این‌ سرزمین زیبا دیگر به رویم باز نیست.
منبع : http://telegram.me/AliAbdi88

This comment was minimized by the moderator on the site

در افغانستان چه میگذرد؟!

با روی کار آمدن دولت دموکرات در آمریکا، پیش بینی کرده بودم که آتش جنگ در منطقه شعله خواهد گرفت! اما ایجاد پروژه ای به این کثیفی را هرگز تصور نمیکردم! آمریکا در حال خروج از افغانستان است و میخواهد میراثی از جنگ داخلی و منطقه ای به جا بگذارد!

اما این جنگ داخلی، با جنگ داخلی ۲۰ سال گذشته متفاوت است! اینبار میخواهند جنگ مذهبی شیعه_سنی راه بیاندازند! و سپس آن را به تمام منطقه گسترش بدهند! طالبان درحال پیشروی در افغانستان است و شهرها یکی پس از دیگری بدون جنگ و با توافق با سران قبایل تحت سیطره طالبان قرار میگیرد

دولت غربگرای افغانستان نه علاقه ای به مقابله با طالبان دارد و نه توانی برای مقابله! پس با خام کردن برخی از سران شیعه، میخواهند بسیج_مردمی شیعیان افغانستان را تشکیل دهند و شیعیان را قربانی جنگی کنند که هیچ ارتباطی به آنها ندارد!

طالبان جنگ خاصی با شیعیان ندارد، اما پروژه تعریف شده جدید برای شدت دادن به جنگ داخلی افغانستان، تبدیل آن به یک جنگ مذهبی شیعی-سنی است تا به وسیله آن منطقه را به آتش بکشند! شیعیان حداکثر ۳۰٪ مردم افغانستان هستند و ورودشان به این جنگ، معادل نابودی آنهاست!

حتی بعید نیست که دولت دوتابعیتی های افغانستان، از آمریکا دستور گرفته باشند که عمدا وارد مقابله با طالبان نشوند تا بتوانند شیعیان را به داخل جنگ بکشند! یا حتی بعید نیست آمریکا طالبان را تسلیح کرده باشد تا ارتش توان مقابله با آنها را نداشته باشد تا جنگ مذهبی شکل گیرد!

هرچه هست، طالبان درحال پیشروی است و با سقوط شهرهای اصلی دولت، سران آن به کشورهای دیگر قرار خواهند کرد و حکومت طالبان شکل خواهد گرفت! اگر شیعیان خودشان را دشمن طالبان کنند، آینده آنها بسیار دشوار خواهد بود

بنابراین، بسیج مردمی شیعیان افغانستان نباید شکل بگیرد و نباید شیعیان خودشان را دشمن طالبان کنند شیعیان نباید خودشان را قربانی دولت ناتوان غربگرا کنند! حتی در صورت سقوط شهرهای شیعه به دست طالبان، سابقه برخورد طالب ها با ۶۷ شهر سقوط کرده نشان میدهد آنها کشتاری راه نمی اندازند!

شیعیان در این فتنه آمریکایی باید همچون بچه شتری باشند که نه شیری دارد که دوشیده شود، و نه پشتی که سواری دهد!

گِلام

This comment was minimized by the moderator on the site

مصطفی تاجزاده @mostafatajzade · h
روسیه از حضور طالبان و داعش و القاعده و فعالیت اغتشاش‌آفرین آنان برای گسترش نفوذ خود در منطقه استفاده می‌کند. استقبال تندروهای وطنی از بازگشت طالبان معنایی جز دنباله‌روی آنها از روسیه تا حد نادیده‌انگاشتن مصالح افغانستان و مردمش و ناامن‌کردن مرزهای شرقی ایران ندارد.



سعا @SAA_IRAN · 19h

این هم جالبه که دوستان انقلابی میگن این طالبان با همون آدمها اون طالبان قدیم نیست. ولی آمریکا که همه هیات دولت و رییس سازمان سیا و پنتاگونش عوض شده همون آمریکاست

This comment was minimized by the moderator on the site

مصطفی تاجزاده @mostafatajzade · 5h
بقای دولت کنونی افغانستان در مقایسه با دولت #طالبان به سود مردم آن کشور به‌ویژه زنان، جوانان، دانشگاهیان، شیعیان و فارس‌زبانان افغانستان است. با امنیت و منافع ملی ما نیز سازگارتر است. باوجود این تندروهای وطنی به استقبال حاکمیت طالبان رفته‌اند. چرا؟



Flag of IranAbdollah Ramezanzadeh @abdollahram · 20h
تلویزیون در حال دفاع از طالبان است،
نه ببخشید
در حال تطهیر طالبان
پ.ن: برنامه جهان آرا، شبکه افق


محمّد حسين كريمي پور @M_H_Karimipourn · 4h
بگمانم ‌آمریکا و اعراب با علاقه به امکان گشایشِ جبهه شرقی برای تشدیدِ مهار ایران می نگرند. کیفیتِ تولید راهبرد و توانِ حلِّ مساله در ج.ا.، در نازل ترین سطح سی سال اخیرست. و مسالهٔ #طالبان موردی به غایت پیچیده و دشوارست!



Hoda Ahmadi @hodaahmadi5 · 18h
یادمه یه زمانی وقتی گروه های فشار به ما حمله می کردند در جواب توحششون ما فقط شعار مرگ برطالبان می دادیم!



Ahmad Jalali Farahani @AjFarahani · Jun 26
روزنامه کیهان نوشته طالبان امروز با طالبانی که سر می برید تفاوتهایی کرده.
نمونه ای از این تفاوتها را می بینید. این فیلم همین امروز ضبط و پخش شده است و مربوط به اشغال یک روستا در افغانستان توسط #طالبان_وحشی است.



Khalifa @Khalifaevaz · 22h
الان از تشییع جنازه برادر همکارم که توسط طالبان کشته شده برگشتم. با یک گلوله کشته شده و سپس جنازش رو با چاقو تیکه پاره کردن. بعد شریعتمداری از زیر کولر گازی تو تهران میگه که طالبان امروز با طالبانی که سر میبرید تفاوت کرده.



مجتبی حسینی @mojtabahoseinee · 3h
صفاتی که #آیت‌الله‌_خامنه‌ای برای #طالبان به کار برده‌اند:

۱-قشون ظالم و سنگدل
۲-قوم متعصب و وحشی
۳-قوم بیگانه از تعالیم اسلام
۴-قشون مزدور
۵-خونخوار
۶-فتنه‌گر
۷-غافلان متحجر
۸-خاصم از خدا بی‌خبر

This comment was minimized by the moderator on the site

فکر نمیکنم دردستگاه حاکمه ایران؛ کسی طرفدار طالبان باشد! واگر منظورتان این باشد که پس چرا مثل سوریه وعراق، ایران به کمک دولت ضعیف ومستقر در افغانستان نمیرود؟ به نظر میرسد که در شرائط فعلی نه میتواند ونه مصلحت میباشد..........

This comment was minimized by the moderator on the site

غنی و عبدالله در واشنگتن؛ طالبان حلقه محاصره شهر پلخمری را تنگ‌تر کرد
نگارش از یورونیوز فارسی • به روز شده در: ۲۵/۰۶/۲۰۲۱ - ۱۲:۰۶
رسانه‌های افغانستان می‌گویند حلقه محاصره در اطراف شهر پلخمری از سوی نیروهای طالبان تنگ‌تر شده است.
طبق گزارش طلوع نیوز، در ادامه نبردهای بین نیروهای دولتی و طالبان دو شب پیش اداره حوزه دوم امنیتی شهر پلخمری به دست نیروهای طالبان افتاد.
طالبان از میانه ماه اردیبهشت (ثور) حملات شدیدی را علیه نیروهای دولتی در سرتاسر افغانستان آغاز کرده و ادعا می‌کنند اختیار دست‌کم ۸۷ ولسوالی از مجموع ۴۲۱ ولسوالی را در در دست دارد.
دولت افغانستان بسیاری از ادعاهای فتوحات طالبان را رد کرده و می‌گوید که تایید ادعای سقوط ولسوالی‌ها به صورت مستقل آسان نیست، به ویژه آن که مناطقی نیز مرتباً میان نیروهای ارتش و طالبان دست به دست می‌شوند.
نیروهای پلیس و کماندوها می‌گویند چهارشنبه شب چندین حمله گروهی طالبان برای ورود به پلخمری را عقب راندند.
در هفته گذشته هشت ولسوالی بغلان به دست طالبان افتاده است.
این اتفاق در حالی رخ داد که میچ مک‌کانل، رهبر اقلیت جمهوریخواه در مجلس سنای آمریکا روز پنجشنبه با اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان و هیات همراهش در واشنگتن دیدار کرد و گفت امیدوار است که دولت بایدن روند خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را به تاخیر بیاندازد.
وی معتقد است که طالبان با عقب‌نشینی آمریکا از افغانستان جسور شده‌اند و سال‌ها پیشرفت به خصوص برای حقوق زنان افغان را در راه گرفتن کابل زیر پا می‌گذارد.
اشرف غنی در واشنگتن؛ با پیشروی‌های طالبان چه سرنوشتی در انتظار افغانستان است؟
کنترل دروازه افغانستان به جهان؛ آیا ترکیه در تامین امنیت فرودگاه کابل قمار می‌کند؟
اشرف غنی و عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی همچنین با چاک شومر، رهبر اکثریت دموکرات‌ها در سنا دیدار کردند.
از سوی دیگر جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا نیز روز جمعه ۲۵ ژوئن (۴ تیر) با اشرف غنی و عبدالله عبدالله دیدار می‌کند تا در مورد آخرین تحولات افغانستان صحبت کنند چراکه نیروهای آمریکا پس از ۲۰ سال جنگ در حال خروج از این کشور هستند و نیروهای دولتی افغانستان برای دفع پیشروی‌های طالبان تلاش می‌کنند.
طبق گزارش رویترز، جلسه اتاق بیضی کاخ سفید برای اشرف غنی به اندازه هرگونه کمک جدید آمریکا ارزشمند باشد زیرا این امر به منزله تایید حمایت بایدن از رهبر افغانستان در بحبوحه مشکلات فراوان تلقی می‌شود.
در زمانی که روحیه‌ها بسیار متزلزل است و همه چیز در سراشیبی قرار دارد هر کاری که بتواند برای کمک به تقویت روحیه و تقویت دولت انجام شود، ارزشمند است.
رونالد نویمان
سفیر پیشین ایالات متحده آمریکا در کابل
رونالد نویمان، سفیر پیشین ایالات متحده آمریکا در کابل می‌گوید: «در زمانی که روحیه‌ها بسیار متزلزل است و همه چیز در سراشیبی قرار دارد هر کاری که بتواند برای کمک به تقویت روحیه و تقویت دولت انجام شود، ارزشمند است.»
وی اضافه می‌کند: «دعوت از غنی در اینجا [واشنگتن] یک نشانه کاملا قوی است که ما از او حمایت می‌کنیم.»
تکمیل خروج نیمی از نیروهای آمریکا همزمان با پیشروی طالبان در افغانستان
کارین ژان پیر، معاون سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید می‌گوید نخستین دیدار بایدن به‌عنوان رئیس جمهور با غنی و عبدالله «تعهد همیشگی ما نسبت به مردم افغانستان و نیروهای امنیتی نشان می‌دهد.»
بایدن از کنگره آمریکا خواسته است که ۳.۳ میلیارد دلار کمک امنیتی را برای افغانستان در سال آینده تصویب کند و قرار است ۳ میلیون دُز واکسن برای مقابله با بیماری کووید-۱۹ به کابل ارسال شود.
ژان پیر می‌گوید که بایدن از غنی و عبدالله «به‌عنوان یک جبهه متحد» یاد خواهد کرد و بر حمایت ایالات متحده از مذاکرات برای توافق صلح تاکید می‌کند.
از سوی دیگر مقامات آمریکایی به آسوشیتدپرس گفته‌اند که پیش بینی می‌شود حدود ۶۵۰ سرباز آمریکایی برای تامین امنیت دیپلمات‌ها پس از خروج نیروهای اصلی نظامی آمریکا در افغانستان تا دو هفته آینده بمانند. علاوه بر این چند صد نیروهای آمریکایی دیگر تا ماه سپتامبر در فرودگاه کابل باقی خواهند ماند تا به نیروهای ترکیه برای تامین امنیت کمک کنند.
آمریکا با آغاز روند خارج کردن نیروهایش از افغانستان در روز اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت/ثور) و پایان عملیات خروج در روز ۱۱ سپتامبر (۲۰ شهریور/سنبله) سال جاری، می‌خواهد پس از ۲۰ سال به طولانی‌ترین جنگ تاریخ خود پایان دهد.ن

This comment was minimized by the moderator on the site

اعلامیه سطح رهبری طا لبان مبنی بر تحولات آخر در کشور!

هموطنان ما آگاه هستند که درین اواخر به نصرت خداوند متعال و همکاری و پشتیبانی مردم؛ ساحات وسیع، ده ها ولسوالی‌، قرارگاه‌ها‌، پوسته‌ها و مراکز از سوی مجا هدین ا.ا از وجود دشمن تصفیه شده است.
در این شرایطی که پیشروی‌ها هنوز ادامه دارد، می‌خواهیم نکات ذیل را به هموطنان، مجا هدین و مردم عام توضیح نمائیم:
- این فتح و پیروزی بزرگ، کامیابی همه ملت مسلمان و مجا هد افغانستان است، ما به همه‌ی شان تبریک می‌گوئیم و آرزوی تحقق کامل اهداف مقدس جها دی را داریم.
- ا.ا تحولات اخیر را به خیر کشور و ملت می‌داند، که از اثر آن، عوامل جنگ از ولسوالی‌های زیادی برچیده شده و صلح و امنیت حاکم گردیده است. امید است که این سرآغاز برچیدن همه بدبختی‌ها از تمام کشور باشد.
- چنانکه مجا هدین ا.ا از اقوام، قبایل و مناطق مختلف کشور اند، در سطح کشور از هر قوم و قبیله و اقشار مختلف نمایندگی می‌کنند و به تمام هموطنان اطمینان می‌دهند که در برابر هیچکسی عمل تبعیض آمیز‌، انتقام‌جویانه، برتری‌طلبانه و خصمانه صورت نخواهد‌گرفت.
- به عساکر، پولیس، اربکی‌ها و دیگر کارمندان ایستاده در صف دشمن یکبار دیگر دعوت می‌دهیم که همچو صدها عساکر دیگر، آن‌ها هم به آغوش ا.ا با کمال اطمینان پناه آورده می‌توانند، ما ازان‌ها استقبال می‌نمائیم و با اطمینان به خانه‌های شان خواهد رسیدند.
- مقامات و عساکر پیشین که از مخالفت دست کشیده اند و مجا هدین به آن ها امنیت جان و مال داده اند، به زندگی آرام خود در مناطق مفتوحه دوام بدهند. آن‌ها نه به مناطق زیر کنترول دشمن بکوچند و نه هم دوباره راه مخالفت را اختیار کنند.
- به مجا هدین ا.ا توصیه شده است که با گرفتن ولسوالی‌ها، امنیت را در آن جا تامین کنند، و بر علاوه از تاسیسات دولتی؛ امنیت دکان‌ها، مارکیت‌ها، صرافی‌ها و دیگر مراکز تجارتی را تامین کنند، تا به اموال شخصی کسی زیان نرسد.
- اگر مدارس، مکاتب، کلینک‌ها و دیگر اماکن عام المنفعه در مناطق مفتوحه بر اثر جنگ‌ها مسدود شده باشد، باید فوری دوباره فعال شود و به کارهای خود دوام بدهد.
- به همه‌ی تجاران، دکانداران و مغازه‌داران اطمینان می‌دهیم که هیچکسی به اموال شان زیان رسانده نمی‌تواند، نخستین کاری که مجا هدین با رسیدن به یکجا انجام می‌دهند تامین امنیت است، تا جان، مال و آبروی مردم مصئون گردد.
- بنادر مرزی تجارتی که به دست مجا هدین ا.ا افتاده است، فعال نگه‌داشته می‌شود و تمام صادرات و واردات تجارتی کما فی السابق دوام می‌یابد و کارهای دفتری تجارتی بدون کدام مانعی به پیش می‌رود.
- به تمام کشورهای همسایه افغانستان اطمینان داده می‌شود که با رسیدن مجا هدین به مناطق مرزی، هیچ مشکلی به آن‌ها پیش نمی‌آید و روابط حسنه همچو گذشته حفظ خواهد شد و در بخش بنادر و رفت‌وآمد مانعی پیش نمی‌آید. همچنان خاک کشورهای همسایه نیز از طرف ما در امن می‌باشد. ان شاء الله
- با سلطه مجا هدین ا.ا بر مناطق کشور، حق کسی ضایع نمی‌شود، به زنان، مردان، اقلیت‌ها، رسانه‌ها و تمام اقشار جامعه یکبار دیگر اطمینان داده می‌شود که ا.ا، آن‌ها را به نگاه احترام می‌بیند، همه حقوق شرعی شان داده می‌شود و زمینه کار و خدمت مشروع برای شان فراهم خواهد شد.
- به مسئولین و مجا هدین ا.ا هدایت داده می‌شود که در برابر هیچکسی ظلم و تجاوز نکنند، اگر کسانی در صف دیده شدند که بر مردم ظلم می‌کردند، فوری باید خلع سلاح و به محاکم سپرده شوند.
- تمام والیان، ولسوالان و دیگر مسئولان امارتی، مسئولیت همه امور را در مناطق کاری خود دارند، اگر در کارهای شان تغافل صورت گرفت، یا مردم ناراض شدند، یا به مردم ملکی تلفات وارد شد و یا مشکلی دیگر پیش آمد، از مسئولین بازپرس خواهد شد.
- آنانی که هنوز هم در کشور به آتش جنگ و جدل دامن می‌زنند، به نام خیزش‌ های مردمی، اربکی‌ها و افراد غیر مسئول را مسلح می‌کنند و یا برای دوام قدرت نامشروع خود از مردم ملکی به عنوان خیزش استفاده سوء می‌کنند، باید بدانند که برخورد امارت اسلامی در برابر آن‌ها بسیاری جدی خواهد بود، آن‌ها از عفو محروم خواهد شدند،‌ بناءً باید از هر گونه حرکت خصمانه خودداری کنند، مردم نیز باید اولاد خود را به خدمت چنین حلقات جنگ‌طلب نگذارند و از پیوستن با آنان جلوگیری کنند.والسلام

امارت اسلامی افغانستان
۱۳/۱۱/۱۴۴۲هـ ق
۲/۴/۱۴۰۰هـ ش ــ 2021/6/23م

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

خیلی آرمان خواه شده اید ! اینجا هنوز (خودی) و(غیر خودی) دا
سایت یادداشت های بی مخاطب posted a comment in ایران را پرچمی باید به اندازه تمام ایرانیان
درود بر شما، پرچم همه ما در مقابل شهدا راه حفظ این آب و خ...