یادداشتی برای روز حافظ، شعر و موسیقی، حاملان درد ملت ها
  •  

21 مهر 1398
Author :  
آتشفشان دل چو فوران کند، سیل آتشش جهانی را خواهد سوخت

شعر و موسیقی دو بال پرواز دل دردآگین شرقی ماست، دلی که با درد اَجین است و قرین، و هرگاه زبان از گفتن درد باز می ماند و گلو از فشار ناگفتن آن حناق [1] می گیرد، این ساز "نی" است که با نوای خود "از جدایی ها حکایت می کند،" [2] و به بریدنش از نیزار به شکایت می نشیند، تا بلکه مولوی بلخی بتواند این نوا را بشنود و تفسیر و رمزگشایی کند و دل کمی خالی شود و ناگه در مستی خوش بینانه ای گرفتار آمده و در سرور این مستی بگوید "مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید" [3] ، مسیحا نفسی که قرن هاست نیامده و نسل ها به انتظارش چشم به راه ماندند و مردند و بی هیچ تکانی به خود، چشم به افق برای رسیدن منجی، از توان خود غافل شدند، و رهزنان بی هیچ دغدغه ایی هر چه داشتند بردند، و اکنون غارت زده در راه مانده اند، و باز این سازی است به نام "تار" ، که در کنار دست شان، به دادشان رسد، و زخمه هایی که بر تار زده شد، نوایی بیرون خواهد زد تا باز صدای این تار زبان ما شود، و فریادی نکشیم، و شکایت خود را رمزگذاری کرده و در نوای "نی" و "تاری" نهاده، و فریاد زنیم.

به قول امروزی ها این شعر و این نوا هم خود سوپاپی است تا فریادها کشیده نشود، و باز رمزگذاری شوند و ماندگار، و اگر مولانای بلخی دیگری از راه رسید که چه خوب، او از این نوا رمز برداری می کند، و همه آن را خواهند فهمید؛ و اگر مولانا نیز در ممیزی فتوای فقیهانه گرفتار آمد، و از دسترس خارج شد، که این نوا در حالی که در ما آشنا به نظر می رسد، دست به دست خواهد شد و همچون وِردی آشنا، تکرار می شود، تا عده ایی بشنوند و با خود بگویند انگار "جانا سخن از زبان ما می گویی".

این است که موسیقی شبه قاره هند، درد آن ملت را جار می زند، و شعر ایران، حامل دردهای ملتی است که منتظر "مسیحا نفس" مانده اند و سرود حافظ را هی به تکرار نشسته و بدین وعده و تکرارش خوشند.

[1] -  بیماری که در آن فرد به تورم در ناحیه گلو دچار می شود و گاه بقدری شدید که باعث خفگی او می شود

[2] - شعر مشهور مولوی بلخی، مولانای کبیر ایران که : بشنو از نی چون حکایت می کند         از جدایی ها شکایت می کند         کز نیستان تا مرا ببریده اند         از نفیرم مرد و زن نالیده اند...

[3] -  شعر حافظ شیرین سخن که : مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید.          که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید.           از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش.          زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید. و...

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (1)

This comment was minimized by the moderator on the site

بیستم مهر روز بزرگداشت حافظ
زاده سال ۷۲۷ ق شیراز – درگذشته سال ۷۹۲ ق شیراز شاعر غزلسرا

خواجه شمس‌الدین محمدبن بهاء‌الدین حافظ شیرازی، معروف به لسان‌الغیب، ترجمان‌الاسرار ، لسان‌العرفا و ناظم‌الاولیا شاعر بزرگ سده هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) بود.
او یکی از سخنوران نامی جهان است که بیشتر اشعارش غزل هستند و دیوان اشعارش به غزلیات حافظ معروف است.
گرایش حافظ به شیوه سخن‌ پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوه سخنش با او مشهور است. او از مهم‌ترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او به گونه‌ای به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه، مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. مطابق تقویم رسمی ایران این روز، روز بزرگداشت حافظ نامیده شده است.
نظر «گوته» آلمانی در مورد «حافظ»:
دکتر محمد بقایی‌ماکان به مناسبت روز بزرگداشت حافظ درباره جایگاه او در شعر و ادبیات ایران به خبرنگار مهر گفت: حافظ بی‌تردید یکی از درخشان‌ترین چهره‌های شعر ایران و جهان است و منزلت او در این زمینه چندان والاست که بزرگ‌ترین اندیشمندان و شاعران جهان او را مورد ستایش قرار داده‎اند. به عنوان نمونه می‏‌توان از ستایش گوته شاعر بزرگ آلمانی یاد کرد که تحت تأثیر زیبایی‌های کلامی و فکری خواجه شیراز گفته است: ای کاش من کوچک‌ترین شاگرد مکتب حافظ می‎بودم.
وی افزود: ارزش این گفته گوته زمانی می‏‌تواند به درستی فهم کرد که بدانیم متفکر پرآوازه‎ای مانند محمد اقبال‌لاهوری در قیاس افکار خود با گوته گفته است که من زمانی به محدودیت اندیشه خود پی بردم که با افکار گوته آشنا شدم. از همین روست که در خصوص دیدگاههای بزرگان ادبی و فلسفی جهان در مورد حافظ، کتاب‌هایی به زبان فارسی تألیف و ترجمه شده که نشان دهنده میزان تأثیر او بر چهره‏‌های بزرگ ادبیات جهانی است.
این کارشناس ادبی و فلسفی ادامه داد: چهره‏ های بزرگی که جملگی گفتار و افکار او را در قالب تشبیهاتی مانند جواهر درخشان و الماس تراش خورده یاد کرده‏‌اند که شیرینی و دلنشینی چهچه هزاردستان را دارد.
این محقق‌ و پژوهشگر حوزه زبان و ادبیات فارسی، درباره معنویت و اخلاق در منظر حافظ نیز اظهار داشت: خواجه شمس‌الدین محمد حافظ‌شیرازی که او را به درستی لسان‌الغیب نامیده‌اند، آیینه تمام نمای فرهنگ ایرانی در قالب افکار عرفانی است که خواننده خود را به صفای بطن، تعالی روح، دانایی و پیروی از آموزگاران، خردمندان و استحکام شخصیت انسانی و مانند اینها سوق می‏دهد.
بقایی یادآورشد: اگر در برخی ابیات او دیدگاههای خارج از الگوهای یاد شده ارائه می‎شود، در حقیقت بازگو کننده ارزشهای مطرح در جامعه اوست که در شعر وی تجلی می‏یابد، ولی در مجموع اشعار حافظ از منظر اخلاق فردی و جمعی مبتنی بر دو اصل معنویت و واقعیت‌های زندگی است.
وی افزود: بدین معنا که او نه آنچنان شیفته عالم بالا است که حقایق زندگی موجود را نادیده بگیرد و نه آنقدر پایبند جهان مادی است که از عالم بالا غافل شود. از این‌رو هدف نهایی شعر حافظ را می‎توان در آمیزه‌ای از عقلانیت و معنویت خلاصه کرد.
نویسنده"نیچه اقبال و مولوی" حافظ را یکی از چهره‏‌های همیشه ماندنی ادبیات جهان دانست و گفت: حافظ مانند سعدی برای زبان و ادبیات فارسی الگویی جاودان است و تنها شاعری است که سبب شده تعریف پدیده‌ای به نام شعرنو بی سرانجام بماند زیرا شعر او چه از نظر ساختاری و چه از لحاظ محتوایی، مصداق دقیق شعرنو به شمار می‏‌آید.
این مترجم و نویسنده در پایان اشاره کرد: از این‌جاست که پدیده‏‌ای با عنوان شعرنو فقط جنبه‌ه‏ای صوری یافته و حافظ بزرگترین دلیل است برای آنکه گفته شود شعر کالا نیست که کهنه و نو داشته باشد. ای بسا که بسیاری از اشعار دهه‏ های اخیر کهنه‌تر از اشعار نخستین دهه‌های شعر فارسی هستند ولی غزلهای ناب به قول گوته با عظمت و جبروت تمام فاتح روزگاران است.

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

ابراهیم در آتش! علیرضا کفایی به هر ترتیب و به هر تقدیر ...
اشرف غنی در واشنگتن؛ با پیشروی‌های طالبان چه سرنوشتی د...