مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
دمکراسی و سالاری مردم در حاکمیت بر خود، دستاوردی بزرگ از توسعه اندیشه آدمی و مبارزه انسان برای داشتن زندگی بهتر و کسب حق تعیین سرنوشت توسط تودهها، و راهی مهم برای پاسداشت از کرامت اوست، که این موهبت تاریخی آدمیت، در دهههای اخیر در معرض خطراتی بزرگ، از جمله از ناحیه سیطره راستگرایان بر ساختارهای نهاد قدرت قرار گرفته است، چراکه آنان با استفاده از ترفندهای گوناگون، خود را به نهاد قدرت رسانده، و طی فرایند سیاسی و ایدئولوژیک پیچیدهایی، و زیر نامهایی مردم فریب از جمله ملیگرایی، مذهب، مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه [1] و... حضور خود را در قدرت مستحکم و ماندگار میکنند، و مخالفان خود را یک به یک بی اثر و خنثی و از میدان بِه دَر کرده، و خود یکه تاز میدان تصمیم خواهند شد.
متاسفانه هجوم این خطر بزرگ برای جهان انسانی جدی است، و اینان کشور به کشور در حال پیشروی هستند، و جهان را به عرصه تاخت و تاز خود در آورده، و قدم به قدم، اهداف دیکتاتورمابانه و تمامیتخواهانه خود را محقق کرده، و آنرا به اولویت اول ملتها تبدیل میکنند، و روندی را در پیش گرفته، که ملتهای آزاد و صاحب رای، به سوی تبدیل شدن به رمهها و تودههایی انسانی حرکت کنند، تا صغیر پنداشته شده، و حق انتخاب و انتخابگری را با دسیسههای گوناگون از آنان بستانند، و حتی جانفشانی آنانها را، در مسیر اولویتهای راستگرایانه خود، و برای ماندن در قدرت هدایت، و آنرا به مهمترین اولویت ملتها تبدیل کنند،
سایت اینترنتی "اذهان سرکش" مقالهایی از خانم آروندیتی روی [2]، اندیشمند و نویسنده سرشناس هندی با عنوان "دمکراسی سوسک – غیر مسلح و خطرناک" [3] منتشر ساخت، که جمعبندی جامع و شنیدنی از شرایط رشد، و فراز و فرود ملت هند، زیر حاکمیت دولت راستگرای حزب BJP [4]، حاکم بر دولت مرکزی هند، به رهبری آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) را روایت میکند، که چگونه بر مراکز قدرتمند نهاد دمکراسی، چنبره زده و آنرا از کارکرد خود تهی کرده، قانون و نهاد قانون را بی اثر کرده، و شرایط اسارتباری را هر لحظه بر ملت خود تحمیل کرده و میکنند، اما این سرکشی بی پایان قدرت، اخیرا و در مقطعی در مقابل حرکت جوانان معترض سر تسلیم فرود آورد، این مقاله روایت چگونگی این تسلیم است؛
خشم نهفته ملتها به یکباره زبانه میکشد، همانگونه که در هند نیز چنین شد، حرکت اعتراضی بزرگی که با توهین یکی از مقامات عالی قضایی هند، به جوانان تحصیلکرده، اما بیکاری که شبکههای مجازی را به محل مبارزه برای پیگیری حقوق خود تبدیل کردهاند، آغاز شد، وقتی او آنانرا "سوسک" و "انگل اجتماع" نامید، که این توهین با واکنشهای گوناگونی از سوی اینان مواجه، و از جمله یک دانشجوی هندی مقیم بوستون امریکا به نام " آبهیجیت دیپکه [5] " آنرا به یک جریان فراگیر در شبکه مجازی، و سپس تحصن و اعتراض خیابانی تبدیل کرد، تا با استفاده از ظرفیتهای باقی مانده در قانون اساسی بتوانند، راستگرایان مغرور و متکبر حاکم را به زانو در آورند.
اما آنچه این اندیشمند و نویسنده هندی در این مقاله آورده است:
Jul 31, 2026
هواداران حزب مردم سوسک در حالی که برای راهپیمایی به سوی پارلمان هند و درخواست استعفای وزیر آموزش تلاش میکنند،
به موانع امنیتی فشار میآورند. منبع عکس Janta Newspix
آیا میتوان همهٔ مردم را همیشه فریب داد؟ آیا میتوان کشوری با جمعیت یکونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد (بی روح و جان) به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سوسکها بیرون خزیدهاند و جولان میدهند.
برای نخستین بار پس از سالها، هندی بودن حس فوقالعادهای دارد. درست زمانی که به نظر میرسید امید از دست رفته است، آنها از راه رسیدند؛ سوسکهای جوانی که سوار بر باران آمدند؛ زادگانِ پیوند نامقدس میان یک «قاضی» و یک «شوخی».
همه ما این ماجرا را میدانیم، اما برای ثبت در تاریخ، آن را بازگو میکنیم. در واکنش به اظهارنظری متکبرانه و تحقیرآمیز از سوی سوریا کانت [6]، قاضی ارشد هند، که برخی از جوانان بیکار هندی را «سوسک» خطاب کرده بود، آبهیجیت دیپکه - دانشجویی ساکن بوستون - در کانال اینستاگرام نوشت: «اگر همه سوسکها با هم متحد شوند، چه میشود؟» میلیونها نفر به این سخن واکنش نشان دادند و بدین ترتیب «حزب مردمِ سوسک» [7] متولد شد؛ حزبی که دیپکه رهبری آن را بر عهده گرفت. نخستین خواسته این جنبش اعتراضی، استعفای دهارمندرا پردهان [8]، وزیر آموزش بود؛ وزیری که با غرور و آسودگی بر مسند وزارتی فاسد و تباه تکیه زده است؛ وزارتی که در آن، برگهی سوالات آزمونهای سراسری بهطور مرتب لو میروند. روندی که بنا بر اعلام احزاب مخالف، از سال ۲۰۱۴ تاکنون حدود ۱۵۲ مورد از این نوع افشای سوالات رخ داده است. این نشت اطلاعات (در بستر فساد حاکم بر دستگاه دولت)، زندگی میلیونها جوانی را که طی سالها تلاش برای این آزمونها آماده شده بودند، ویران کرده است؛ جوانانی که برخی از والدینشان برای تأمین هزینه تحصیل فرزندان و پرداخت مبالغ شرکت در این آزمونها، ناچار به فروش زمین یا خانه خود شدهاند؛ نوعی اخاذی قانونی و نوظهور. اخیرا پس از افشای سوالات «آزمون ملی صلاحیت و ورود» [9] (و خارج شدن رقابت از مسیر خود) ۱۲ دانشآموزِ درمانده و ویرانشده (که علم و تلاششان اثری در پیروزی شان در این کنکور سراسری نداشت) ، دست به خودکشی زدند.
همزمان با تبدیل خشم "سوسکها" به یک سونامی در فضای مجازی بود که دیپکه در ۶ ژوئن از بوستون امریکا بازگشت و یکراست از فرودگاه به محل مشهور برگزاری اعتراضات در شهر دهلی، یعنی "جنتر منتر" [10] رفت. سونام وانگچوک [11]، فعال و اصلاح طلب آموزشی سرشناس اهل منطقه لداخ [12] نیز به او پیوست و اعتصاب غذای نامحدودی را آغاز کرد. شش دانشجوی دانشگاه - بهنامهای نها بورا، مانیش کومار، آمین آمیتوش، دانش علی، هریشیکش و دیپاک - که عضو «انجمن سراسری دانشجویان هند» [13] شاخه دانشجویی «حزب کمونیست هند (آزادیبخش)» [14] بودند، نیز اعلام کردند که اعتصاب غذا خواهند کرد و در جایگاهی در مجاورت محل اصلی اعتراض مستقر شدند. اعتراضات در شهرهای دیگر نیز آغاز شد. با وخیم شدن وضعیت جسمانی اعتصابکنندگان، «سوسکهای» جوانی که فضای اینترنت را به سیطره خود در آورده بودند، در جنتر منتر حضور فیزیکی پیدا کردند. «حزب مردم سوسک» اعلام کرد که در ۲۰ ژوئیه - روزی که قرار بود مجلس ملی هند (لوک سابها) برای آغاز نشست فصل بارانهای موسمی خود، بازگشایی شود - بهسوی ساختمان پارلمان راهپیمایی خواهند کرد. دو روز پیش از موعد مقرر برای راهپیمایی، پلیس سونام وانگچوک را از روی سکوی اعتراض پایین کشید و با خود برد و بازداشت کرد؛ او ابتدا در بیمارستانی دولتی و سپس، با اصرار همسرش، در بیمارستانی خصوصی تحت نظر قرار گرفت. او همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرد. صبح روز ۲۰ ژوئیه، یعنی روز راهپیمایی، دانشجویان عضو AISA به اعتصاب غذای خود پایان دادند.
اما سوسکها پایتخت را به طور ناگهانی تصرف کردند. آنها با قطار، اتوبوس، هواپیما، مترو آمدند و تعدادشان ساعت به ساعت افزایش مییافت. چند ساعت قبل از اینکه اولین پرتوهای خورشید آسمان موسمی دهلی را روشن کند، دهها هزار سوسک شروع به هجوم به جنتر منتر کردند. با طلوع آفتاب، مشخص بود که نسلی از جوانان ناامید و خشمگین که آینده خود را در مقابل چشمانشان نابود شده دیدهاند، قرار است آنچه را که نسلهای والدین و پدربزرگ و مادربزرگهایشان از دست داده بودند، بازپس بگیرند: عزت ما به عنوان یک ملت و یک کشور. حقوق ما به عنوان شهروندان یک دموکراسی.
معترضان با شجاعت و وقار محض خود، ترس فرسایندهای را که برای همه ما به طبیعت دوم تبدیل شده بود، دفع کردند. و طنز. در پایان روز، مشخص شد که اعتراض به چیزی بسیار بزرگتر از آنچه معترضان یا رهبرانشان مطالبه میکردند، تبدیل شده است. استعفای دهارمندرا پردهان اکنون تغییر کوچکی است. خطرات بسیار بزرگتر هستند. پوسیدگی در کل سیستم حکومتی، از بالا تا پایین، به وضوح قابل مشاهده است و مانند یک جسدِ در حال تجزیه، شروع به بوییدن کرده است. حتی کوچکترین سوسکها، که برخی بیش از هفت یا هشت سال سن نداشتند، توانستند این را به وضوح بیان کنند.
با وجود انتصاب سریع و تقریباً مخفیانهی رئیس پلیس جدید، چند روز قبل از راهپیمایی، و با وجود زمزمههای نگرانکننده در مورد مهارت وحشتناک وزیر کشورِ ترسناکِ دولت مرکزی ما، هم پلیس و هم وزارت کشور، مقیاس سونامیای که دهلی را در 20 جولای در بر گرفت، کاملاً اشتباه محاسبه کردند. آنها همه چیز را برای عقیم کردن این راهپیمایی و تجمع امتحان کردند. اتوبوسها و جادهها و ایستگاههای مترو را بستند. اما این اقدامات کمکی نکرد. آنها سعی کردند اینترنت را مختل کنند. اما سوسکهای جوان – این موجودات دست ساز اینترنت - به نحوی این تلاش را با سیلی از تولیدات عکس، ویدیو، متن و یا موارد مشابهی که معمولاً ماهیتی طنزآمیز داشتند [15] و توسط کاربران اینترنت بهسرعت کپی و منتشر میشدند، محتواهای رسانهایی که شما را همزمان به خنده و گریه میانداخت، خنثی کردند.
در دهلی، مثل اعتراضاتی از این نوع در تمام نقاط جهان، زنان جوانی دیده میشدند که بخشی از اعتراض بودند، خانمهایی که گفتند در میان این جمعیت بزرگ و معترض احساس امنیت میکنند - اگرچه برخی از آنها از دستمالی شدن توسط پلیس ضد شورش دهلی شکایت داشتند. ما شاهد بودیم که مسلمانان، هندوها، مسیحیان، سیکها، بوداییها و افرادی از هر کاست و طبقه اجتماعی گرد هم میآمدند، به یکدیگر یاری میرساندند و در برابر حملات پلیس ضد شورش، حامی و محافظ یکدیگر بودند. آنها بهجای نصیحت کردن یا ایراد سخنرانیهای پرطمطراق، آن «هندِ ممکن» و آن «هندِ زیبایِ رؤیاهایمان» را در عمل به ما نشان دادند و آنرا به تصویر کشیدند.
برای مقابله با این خطر، پلیس موانع فلزی زردرنگ خود را به هم جوش داد و تجهیزات آزمودهشدهاش را به میدان آورد: کامیونهای مملو از سنگ و خودروهایی که از پیش آسیب دیده بودند؛ به این امید که وانمود کنند جوانان به خشونت روی آوردهاند و پلیس در حال دفاع از خود است. آنها لشکری از اراذل و اوباش لباسشخصی را با باتوم و چماق به صحنه آوردند. نیروهای واکنش سریع [16] نیز برای آمادهسازی عملیات، اتیکتهای نام خود را از روی یونیفرمهایشان کندند.
شبکههای تلویزیونیِ وفادار به جریان اصلی (حامی رژیم) نیز صف کشیده و آماده بودند تا این دروغها را مخابره کنند. - برخی از آنها عجله کردند و شروع به گزارش وقایعی کردند که هنوز رخ نداده بود؛ چرا که اخبار در هند معمولاً نه درباره حال، بلکه درباره آینده است. - اما هیچکدام از این ترفندها کارساز نشد. پلیس و نیروهای واکنش سریع بیمحابا باتومهای خود را (بر تن و جان معترضین) فرود میآوردند، سر کودکان را میشکستند و استخوانهایشان را خرد میکردند. گاز اشکآور شلیک کردند. با این حال، جوانان همچنان به راهپیمایی ادامه دادند؛ مستقیم به سوی پارلمان، مستقیم به همانجایی که گفته بودند که خواهند رفت.
همزمان با پیشروی آنها، نیروهای امنیتی موضع گرفتند و تفنگهای کلاشنیکف خود را به سمت دانشجویان غیرمسلح نشانه رفتند. با این وجود، «سوسکها» همچنان پیش میرفتند. و در همین راهپیمایی معترضین، آن پوششِ مخملیِ فریبندهای را که مشت آهنین حکومت را پنهان میکرد، کنار زد و ماهیت واقعی رژیم کنونی را - همانگونه که هست و همیشه بوده - آشکار ساختند: یک مشت آهنین فاشیستی؛ ائتلافی از وحشیانی که هیچ درکی از تاریخ و تنوع و تکثر کشوری که بر آن حکم میرانند، ندارند. کسانی که تنها نفرتورزی را میشناسند و هیچ بویی از عشق یا اندیشه نبردهاند.
همزمان با نزدیک شدن راهپیمایان، نخستوزیرِ جسور و لافزن ما از محل حکمرانی خود بهسرعت به مکانی امن منتقل شد. از خروج نمایندگان مجلس از ساختمان نوساز و پرزرقوبرق مشهور به «سمویدهان سانساد» [17] (پارلمان) جلوگیری شد؛ ساختمانی که گویی تمام هدفش تضعیف روزانهی قانون اساسی کشور است. تا عصر، پلیس سکوی اصلی محل ایستادن رهبران اعتراض را درهم شکسته بود، اما تا شب، مردم دوباره آن را پس گرفتند. هنگامی که پلیس برای شبهنگام عقبنشینی کرد، «سوسکها» به خاطر کتک زدن کودکان، ایستاده برایشان کف زدند و تشویقشان کردند. و گفتند بهبه حضرت مودی! بهبه! (کارت عالیست!)
انتظار اینکه چنین رویدادِ اعتراضی به تغییرات سیاسی عمدهای منجر شود، سادهلوحانه است؛ اما نادیده گرفتن آن و تقلیلش به صرفِ یک هیجان زودگذر نیز کوتهفکری است. جای تعجب نیست که خبرگزاریها و شبکههای تلویزیونیِ پرهیاهو، مملو از شایعات، کنایهها و تئوریهای توطئه دربارهٔ تأمین مالی خارجی و دسیسههای سازمان سیا (CIA) شدهاند. من به عنوان یک "فرصت طلب" [18] - اصطلاح تحقیرآمیزی که مودی برای توصیف افرادی مثل من به کار میبرد - و با افتخار اعتراف میکنم که در آغازِ این ماجرا، من هم محتاط و بدبین بودم. نگران بودم که مبادا در حال حرکت به سوی تکرارِ ماجرای «آنا هزاره» [19] باشیم؛ همان جنبش مردمیِ بهاصطلاح ضدفساد در سال ۲۰۱۱ که فارغ از نیتهای اولیهاش، در نهایت (مسبب روی کار آمدن حزب BJP شد و) میراثدارِ سه دوره حاکمیتِ حزبی سیاسی شد که تمام نهادهای کشور را ویران کرد؛ حزبی که هیچ مرزی میان خود و دولت هند قائل نیست، نه برای کشور و نه برای شهروندانش احترامی قائل است، و با عملکردش ما را در سطح بینالمللی سرافکنده و هند را به زانو درآورده است.
اما وقتی خصومت رسانههای جریان اصلی وابسته به حاکمیت با «حزب مردمِ سوسک» را دیدم، تردیدهایم نسبت به آنها برطرف شد. این برای من نخستین و اطمینانبخشترین نشانه بود. بسیار خوشحال بودم که «آبهیجیت دیپکه» از جامعه دالیتهاست (پایین ترین طبقه از طبقات سنتی هندو) و حتی خوشحالتر از اینکه هیچکس بر این موضوع تمرکز نداشت. وقتی شنیدم که او میگوید: «اگر نامم خالد بود یا مسلمان بودم، تا الان در زندان بودم»، همهچیز برایم تغییر کرد. او شجاعت آن را داشت که ماهیت زشتِ سازوکار امورِ حاکمیتی در هند را برملا کند؛ واقعیتی که در آن همهچیز - از جمله و بهویژه قانون- بهطور یکسان شامل حال همه نمیشود. همهچیز کاملاً به دین، کاست، طبقه اجتماعی، قومیت و جنسیت فرد بستگی دارد [20]. این مشاهدهای عمیق بود که به شکلی ساده بیان شد. اینکه او چنین حرفی را علنی میزد - در حالی که حتی سیاستمداران اپوزیسیون هم از ترس «واکنش تند هندوها» بهجای واژه «مسلمان» تنها از عبارت «جامعه اقلیت» استفاده میکنند - مرا بر آن داشت تا بیدرنگ راهی جنتر منتر شوم.
همچنین میدانستم وقتی دیپکه نام «خالد» را به زبان میآورد، بهاحتمال زیاد منظورش «عمر خالد» بوده است؛ پژوهشگر دانشگاه جواهر لعل نهرو (JNU) که همراه با «شارجیل امام» (Sharjeel Imam) و بسیاری دیگر، اکنون نزدیک به شش سال است که بدون محاکمه در زندان به سر میبرد. جرم عمر چه بود؟ دعوت معترضان به پرهیز از خشونت در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۰ علیه «قانون اصلاح شهروندی» [21] ؛ آن هم در شرایطی که دهلی دستخوش موجی از آتشافروزی، قتل و به آتش کشیدن مساجد توسط اوباش خودسر هندو بود - اوباشی که تحت نظارتِ پلیسی عمل میکردند که یا بیتفاوت نظارهگر ماجرا بود و یا گاهی خود در آن مشارکت داشت. درخواستهای مکرر برای آزادی به قید وثیقه توسط قضاتی رد شده است که گویی شجاعتِ انجام دادن، یا حتی درک کردنِ آنچه درست است را از دست دادهاند.
کاریکاتوری نشان دهنده نقش پلیس هند در مقابله با جنایات گروه های خودسر هندوی افراطی،
که عموما اقلیت مسلمان را در اهداف خود دارند
همچنان که سوسکها رژه میرفتند و تعدادشان بیشتر میشد، ناگهان به خودم آمدم و فکر کردم: خدا را شکر که اکثر سوسکها مسلمان، سیک، مسیحی (از اقلیتها) یا ادیواسی [22] نیستند. اگر بودند، (توسط حکومت) با خاک یکسان میشدند، کشته میشدند، تیر میخوردند، زندانی میشدند. خدا را شکر که کشمیری [23] نیستند. اگر بودند ممکن است که اکنون کور شده باشند - اگرچه برخی از آنها سهم خود را از جراحات تیرهای ساچمهای دریافت کردند- . خدا را شکر که اکثرشان هندو هستند. این لحظه در هند چقدر غمانگیز است. با این حال، اوضاع میتواند در یک دقیقه تغییر کند. ما در وضعیتی هستیم که جریان حاکم آن را «وضعیت در حال گسترش» مینامد. گزارشهایی مبنی بر اعزام هزاران نیروی شبهنظامی از ایالتهای دیگر به دهلی دریافت میشود. ما نمیدانیم روزهای آینده چه چیزی را به همراه خواهد داشت.
این وضعیت ما را به کجا میرساند؟ برخلاف جنبش «آنا هزاره» که هفتهها در صدها شبکه تلویزیونیِ متعلق به شرکتهای بزرگ، تحت پوشش خبریِ هیجانزده و بیوقفه - ۲۴ ساعته - قرار داشت، «حزب مردم سوسک» تنها میتواند به خود، و اینترنت تکیه کند. برخلاف جنبش آنا که سازمان «راشتریا سوایامسِواک سانگ» [24] در آن نفوذ کرده و کنترلش را به دست گرفته بود - و حزب بیجیپی (BJP) به رهبری مودی نیز در کمین نشسته، و کاملاً آماده بود تا از آن هیجانِ تلویزیونی ساختگی بهرهبرداری انتخاباتی کند - «سوسکها» هیچ حزب مخالفِ سازمانیافتهای را در پشتصحنه خود ندارند که آماده باشد تا کار آنان را پیش ببرد. این خشم خودجوشی که شاهد آن هستیم فروکش خواهد کرد، مگر آنکه کار سیاسیِ واقعی آغاز شود؛ مگر آنکه بزرگسالان و احزاب مخالف، رقابتهای قدرتطلبانه و مشاجرات حقیرانه بین خود را به کناری بگذارند و همبستگی نشان دهند. دولت میداند که چنین چیزی بعید است. دولت همچنان بیتفاوت مانده، زیرا احساس میکند تنها کاری که باید انجام دهد، صبر کردن است. دولتها قدرتِ صبر کردن را دارند، اما مردم نه.
در حال حاضر، خیزش سوسکها یکی از چندین اعتراضی است که در سراسر هند در حال وقوع است. ادیواسیها در ایالت مادیاپرادش به پروژه اتصال رودخانه کن-بتوا اعتراض دارند. روستاییان در ایالت اوتارکند به قطع گسترده درختان جنگلی اعتراض دارند. مردم به بی توجهی به محیط زیست در جزایر بزرگ نیکوبار اعتراض دارند. ایالت مانیپور در حال جوشیدن است. مشاغل در حال ناپدید شدن هستند. قیمتها در حال افزایش است. خشم در حال افزایش است. و بازی "خدا"ی حزب بهاراتیا جاناتا-آر.اس.اس به همان شکلی که همیشه بوده است، در حال آشکار شدن است. یک فریب. یک تب طلا با هدایت گانگسترها. غارت دارایی معبد رام در آیودیا (بر ویرانههای مسجد بابری ساخته شد)، یک سناریوی بد بالیوودی را به ما نشان داده است که جلوی چشمان ما اجرا میشود: خداباوران شیکپوش و سیاستمداران فاسد، در این شهر هتل میسازند، املاک و مستقلات برای خود جمع میکنند، با خودروهای شاسیبلند رانندگی میکنند، با آویزان شدن به ایمان فقرا و بیخبران، همچنان فربه میشوند. شاخکهای فساد و دزدی در روز روشن تا بالاترین مقامات امتداد دارند.
آیا انرژی سوسکها میتواند ما را از این گودال بیرون بکشد؟ آسان نیست. نگاهی گذرا به نتیجه جنبشهای مردم محور در هند دلگرمکننده نیست. این دوره، تاریخ پر از جاهطلبیهای کوچک و رویاهای بر باد رفته است. در دهههای شصت و هفتاد میلادی، جنبشهای مختلف - از جمله شورش مسلحانه ناکسالیتها [25] - خواستار توزیع مجدد ثروت و زمین بین کشاورزان بودند. آنها سرکوب شدند. در دهههای هشتاد و نود میلادی، جنبشهای اجتماعی، که مشهورترین آنها جنبش نارمادا باچائو آندولان [26] و بعدها مائوئیستها در ایالتهای آندراپرادش، چتیسگر و جارکند بودند، که علیه آوارگی کشاورزان و قبایل بومی از زمینهایشان مبارزه کردند. به عبارت دیگر، آنها خواستار آن چیزی بودند که فقرا هنوز داشتند، تا از آنها گرفته نشود. آنها نیز سرکوب شدند. تا دهه 2000، آنها به سپاسگزاری از قانون ملی تضمین اشتغال روستایی (NREGA) [27] تقلیل یافته بودند. حق سه ماه اشتغال با حداقل دستمزد - مبلغی که معادل قیمت یک وعده غذایی خوب در یک رستوران گرانقیمت در یک شهر است. این حق نیز توسط این رژیم کنار گذاشته شده و با جیرههای غذایی در سطح بقا - کیسههای آذوقه با تصویر مودی بر روی آنها - جایگزین شده است که با تحقیر به سمت مردم پرتاب میشود، مانند صدقه به گدایان از ماشینهای در حال حرکت، در ازای قدردانی و رأی. با رکود اقتصادی، حتی این حق نیز در معرض خطر است.
متاسفانه در این روزها، در سال ۲۰۲۶، از آن سطح مبارزه، ما به مبارزه برای داشتنِ حقِ رأی، و حقِ شهروندیِ خود تنزل یافتهایم. قانون اصلاح شهروندی (CAA) همراه با ثبت ملی شهروندی (NRC) [28] نسخه جمهوری هندو [29] از قوانین نورنبرگ آلمان نازی در سال ۱۹۳۵ است، که طبق آن شهروندان آلمانی بسته به "مدارک میراثِ" خود توسط رایش سوم [30] شهروندی دریافت میکردند. - چند نفر در هند این مدارک را دارند؟- جنبش ضد CAA-NRC پس از اعتراضات گسترده که منجر به قتل معترضان و زندانی شدن فعالان شد، کمرنگ شد. اما این اعتراضات باعث شد دولت اجرای آن قوانین جدید را کُند نماید. اما اکنون، CAA-NRC، که بسیاری به درستی معتقد بودند که عمدتاً مسلمانان را هدف قرار داده است، بازگشته است و در لباس SIR (بازنگری ویژه و فشرده) [31] فهرستهای انتخاباتی پنهان شده است. به طور اتفاقی به ما اطلاع داده شده است که حتی گذرنامههای ما مدرک شهروندی نیستند. میلیونها نفر از فهرستهای انتخاباتی حذف میشوند. کل کشور به شدت به دنبال "مدارک میراث" است. ما نمیدانیم کجا ایستادهایم. آیا ما مشروع هستیم؟ نامشروع؟ آیا ما حقوقی داریم؟ کدام یک از ما جایمان در آن بازداشتگاههای عظیمی است که برای «شهروندان مشکوک (به خارجی بودن)» ساخته میشوند؟ آیا روزهایمان را صرف دویدن از این دادگاه به آن دادگاه خواهیم کرد؟ فاشیستها عاشق هرج و مرج و سردرگمی مردم هستند.
هراس و استیصال، ممکن است باعث شود امید بیش از حد به «خیزش سوسکها» ببندیم. برخی پیشتر آن را با جنبش جوانانی مقایسه کردهاند که به تغییر رژیم در بنگلادش، نپال و سریلانکا انجامید؛ اما هند کشوری بسیار پهناورتر از آن است که چنین رویدادی در آن امکانپذیر باشد. عدهای دیگر آن را با جنبش تحت رهبری «جایاپراکاش نارایان» مقایسه میکنند که در سال ۱۹۷۷ دولت ایندیرا گاندی را سرنگون کرد. این قیاسها راهگشا نیستند. «حزب مردم سوسک» هیچیک از آن موارد نیست؛ پدیدهای است منحصربهفرد و محصولی یگانه از زمانهی خود. این جنبش، تقابل جوانانی آسیبپذیر با حکومتی بیرحم و کینهتوز است که نشان داده هیچگونه رحمی نسبت به مخالفانش ندارد. بیتردید برنامهای برای انتقامجویی در کار است و کسانی که حکومت آنها را محرکان اصلی میداند، هدف این انتقامجویی قرار خواهند گرفت.
چگونه رژیمی که به وضوح به شدت نامحبوب میشود، آنقدر اعتماد به نفس دارد، که هیچ امتیازی به مردمی که به آن رأی دادهاند، ندهد؟ احتمالاً به این دلیل که احساس میکند موفق بازی کرده است. این رژیم، تشکیلات دخیل در امر انتخابات را به دستِ خود گرفته است. اکنون کمیسیون انتخابات در ترکیب خود نقص دارد و دیگر نمیتوان روی بیطرفی آن حساب کرد. دستگاههای مکانیزه شمارش آرا مدیریت شدهاند (قابلیت دستکاری دارند)، فهرستهای انتخاباتی [32] اکنون میلیونها نفر از افراد واقعی را از این لیستها حذف، و میلیونها نام خیالی را در بر میگیرند، بوروکراسی که بر انتخابات نظارت دارد، خود را کاملاً همدست با حاکمیت نشان داده است، میتوان به دادگاهها برای تأخیر یا چشمپوشی از تخلفات فاحش اعتماد کرد؟ پلیس هیچ ایدهای از بیطرفی در فرایند رای گیری ندارد، مطبوعات هر بار که فردی در قدرت، انگشت خود را به نشانه اعتراض به سوی آنان نشانه میگیرد، مقابل قدرت سر تعظیم فرود میآورند. مرزبندی حوزههای انتخابیه قرار است بهگونهای بازنگری شود که همواره به نفع حزب بیجیپی (BJP) تمام شود. حزب حاکم چه ترسی دارد؟ چرا باید به حرف کسی گوش دهد؟ این حزب، ثروتمندترین حزب سیاسی در روی کره زمین است و از حمایت ثروتمندترین صنعتگران جهان برخوردار است. [33] این حزب میتواند هر چیزی را بخرد؛ و هر کسی را. یا دستکم خودش چنین تصور میکند.
اما آیا این بازی میتواند تا ابد ادامه یابد؟ آیا میتوان همه مردم را همیشه فریب داد؟ آیا میتوان کشوری با جمعیت یکونیم میلیارد نفر را تا ابد همچون یک جسد به دنبال خود کشید؟ چنین چیزی ممکن نیست. سر و کلهی «سوسکها» پیدا شده است. کشاورزان بار دیگر راهپیمایی به سوی دهلی را آغاز کردهاند؛ این بار برای اعتراض به توافق تجاری هند و آمریکا - همان حکم مرگی که دولت هند با رویکردی بردوار، پذیرفته است آن را به نمایندگی از آنان امضا کند. - دروازههای شهر مسدود شدهاند، اما بعید است که این اقدام مانع پیشروی آنها شود. شاید بقیه ما بتوانیم از کشاورزان و سوسکهایمان بیاموزیم که چگونه کمی خطرناک باشیم. جوانان هدیهای به ما دادهاند؛ اکنون بر عهدهی همهی ماست - تکتک ما - که کاری کنیم تا اقدام آنها به ثمر بنشیند و اهمیت یابد.
وقتی نخستوزیری عملاً و فیزیکی میگریزد، دیری نمیگذرد که ناچار میشود از نظر سیاسی نیز بگریزد.
اما این رژیم به آسانی کنار نخواهد رفت. تحقیر شدن در خیابانهای پایتخت را برنمیتابد. احتمالاً شاهد خونریزی خواهیم بود. کاسه صبر جوانان لبریز شده است. چقدر طول میکشد تا فردی در آن جمعیتِ جوان و پرشور، کنترل خود را از دست بدهد و بهانهای به دست پلیس بدهد تا آتش بگشایند؟ آنها هر کاری از دستشان برآید میکنند تا ما را درهم بشکنند؛ ما نیز باید هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم تا جلوی آنها را بگیریم.

نخست وزیر هند در حال زاری برای حزب بزرگ BJP خود، در حالی که کمک کمک می کند
[1] - معتقدین به فلسفه "هندوتوا" (هندو بودن Hinduness) که بنیانگذار این اندیشه گروه RSS می باشد که از گروههای مادر، و از گروههای راستگرای افراطی مذهبی هندوست که به حفظ فرهنگ و مذهب هندو در برابر تهاجم فرهنگیِ دیگر فرهنگها و مذاهب وارداتی به هند اهتمام ویژه دارد و از اسلام، مسیحیت، یهود، پارسیان و... به عنوان مهاجم یاد می کند و حضور آنان در سرزمین هندوها را نوعی تهاجم فرهنگی میداند، که باید برچیده شود و مظاهر آن زدوده شود.
[2] - Arundhati Roy با نام کامل سوزانا آروندیتی روی متولد 1961 در شیلونگ مگالیا در هند، نویسنده، بازیگر و فعال سیاسی هندی، نخستین زن هندی است که برنده جایزه بین المللی بوکر (Booker) برای کتاب خود تحت عنوان "خدای اشیای کوچک" (The God of Small Things) شد که در سال 1997 مفتخر به این جایزه گردید، اما در داخل هند نویسنده به متزلزل ساختن اصول اخلاق عمومی متهم میشود. او در این اثر به تصویر روابط عاشقانه بین یک زن مسیحی و یک مرد هندوی مطرود می پردازد، او در سال 1999 سخنگوی خیزش معترضان محیط زیستی بود که در مورد پروژه سد "سرور" بخشی از طرح دره نارمادا مبارزه می کرد که این طرح تولید برق و احداث شبکه های آبیاری را فراهم می کرد، ولی سبب آواره شدن 300 هزار مردمی می شد که در این منطقه زندگی میکردند. او نویسنده کتابهای دیگری، از جمله رمان ماه برقی (1992)، از جمله در آنچه انی آن را به آنها داد (1988) نیز می باشد.
[3] - “Cockroach Democracy Unarmed and Dangerous”
[4] - بهاراتیا جاناتا پارتی یا حزب مردم هند که شاخه سیاسی RSS و دیگر گروه های هندوی افراطی از این دست است که مدت هاست حاکمیت را در دهلی بدست دارد. این حزب رقیب سیاسی حزب کنگره می باشد که به واقع مدافع قانون اساسی و دستاوردهای انقلاب آزادیبخش مردم هند می باشد که توسط رهبران بزرگ هند همچون مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو و... بنیانگذاشته است، و ارزشهایی همچون دمکراسی، برابری، سکولاریسم، تکثر و... را محافظت می کند.
[5] - Abhijeet Dipke رهبر «کوکروچ جانتا پارتی» (CJP؛ به معنای تحتاللفظی «حزب مردمی سوسک»)، که با نام «جنبش سوسک» نیز شناخته میشود، یک جنبش سیاسی-طنزآمیز هندی با محوریت جوانان است که در ۱۶ مه ۲۰۲۶ توسط «آبهیجیت دیپکه» — استراتژیست ارتباطات سیاسی و فعال اجتماعی — تأسیس شد. این حزب با بهرهگیری از نارضایتیهای گسترده سیاسی و اقتصادی در میان «نسل زد» (Generation Z)، موجی از اعتراضات را در دهلی و سایر شهرهای این کشور در ماههای پس از آن رقم زد.
[6] - Surya Kant سوریا کانت (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۶۲) حقوقدان هندی و پنجاهوسومین رئیس دیوان عالی هند است.
[7] - Cockroach Janta Party حزب سیاسی که به دنبال اعتراض جوانان شکل گرفت، و همچنان که این نهضت اعتراضی از طریق طنز شوخی حاکمیت راستگرایان متکبر هندو را به سخره گرفته است، به عنوان طنز نام حزب حاکم بهاراتیا جاناتا پارتی را مبنا قرار داد خود را "کاکروچ جاناتا پارتی" نام نهاد،
[8] - Dharmendra Pradhan وزیر آموزش
[9] - the National Eligibility cum Entrance Test (NEET) آزمون ورودی تمام شغل های دولتی در هند که رقابت برای موفقیت در آن در این کشور پر جمعیت بسیار بالاست و قدرتمندان با خرید سوالات این امتحان، سعی می کنند شانس فرزندان خود را برای موفقیت در این آزمون بالا ببرند و این باعث می شود که هدف شایسته گزینی این آزمون نابود شود و تمام زحمتی که خانواده ها و دانش آموزان در طول عمر برای موفقیت در آن می کشند به هدر برود، که این باعث خودکشی و... در جامعه جوان هند شده است.
[10] - Jantar Mantar محل رسمی برگزاری اعتراضات در شهر دهلی که از سوی دولت هند به این منظور در نظر گرفته شده است
[11] - Sonam Wangchuk از فعالان سیاسی اهل منطقه لداخ، منطقه بودایی نشین ایالت جامو و کشمیر هند
[12] - Ladakh
[13] - the All India Students Association (AISA)
[14] - Communist Party of India (Liberation)
[15] - memes
[16] - the Rapid Action Force (RAF) «نیروی واکنش سریع» (RAF) یک یگان تخصصی واکنش سریع وابسته به «نیروی پلیس ذخیره مرکزی» (CRPF) هند است که در اکتبر ۱۹۹۲ با هدف مقابله با شورشها و کنترل جمعیت تشکیل شد.
[17] - Samvidhan Sansad
[18] - Andolan jeevi اصطلاحی در زبان هندی، به معنی کسانیکه با دامن زدن به آشوب و جنجال امرار معاش میکنند.
[19] - Anna Hazare کیسان بابو رائو «آنا» هزاره (زادهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۳۷) فعال اجتماعی هندی است که رهبری جنبشهایی را برای ترویج توسعه روستایی، افزایش شفافیت دولتی، و همچنین رسیدگی به فساد در امور عمومی و مجازات عاملان آن بر عهده داشته است. او در سال ۱۹۹۲ نشان «پادما بوشان» — سومین نشان عالی غیرنظامی هند — را از دولت این کشور دریافت کرد.
[20] - فارغ از ظرفیتهای قانونی و شبه قانونی که دولت هند و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آن در دست دارد، تا اهداف سیاسی و... خود را تحت پوشش آن دنبال کند، و مخالفان را از پیش پای خود بردارد، گروههای فشار مذهبی و سازمانی نیز در این راستا فعالند، قانون Unlawful Activities Prevention Act که به مقامات امنیتی هند این توانایی را می دهد تا هر فردی را بدون طی تشریفات قانونی، دستگیر و تحت شکنجه و بازجویی قرار دهند، و برای مدتها در این وضع، در بازداشت نگه دارند، گروههای شبه نظامی، و میدانی هندوی افراطی وابسته به RSS نیز در سرکوب خیابانی، اجتماعی، قرهنگی، اقتصادی، مذهبی و... به کمک دستگاه سرکوب در دولت وابسته به گروه های هندویی افراطی آمده، و هر عمل ضد انسانی را در این راستا مرتکب می شوند، از کشتار مردم به دلیل امر به معروف و نهی از منکر گرفته، که نمونه بارز آن، برخورد با مسلمانان به دلیل خوردن گوشت گاو است، که از نظر هندوها امری کامل حرام تلقی می شود لذا رانندگان مسلمان را به خاطر حمل گوشت گاو و یا حتی گاو، دستگیر کرده و در حاشیه جاده ها خود راسا محاکمه، ضرب و شتم و به دار می آویزند، یا خانه مسلمانان را به دلایل واهی از جمله اعتراض، با بلدوزر ویران می کنند و این گروههای فشار، از هر گونه پیگرد قانونی نیز در امان هستند، و از پشت پرده توسط دستگاه رهبری کشور حمایت میشوند.
[21] - the Citizenship Amendment Act قانون اعطای شهروندی به مهاجران خارجی در هند که به غیر از مسلمانان، به باقی مهاجرین تعلق میگرفت و همین تبعیض باعث شد که مسلمانان هند سلسله اعتراضاتی را داشته باشند که این اعتراضات در سال 2020 منجر به کشتار آنان توسط دولت هندوی بی جی پی و لباس شخصی های متعلق به گروهای هندویی افراطی در خیابان های دهلی شد. هندوهای افراطی مسلمانان و دیگر مخالفین خود را با انگ Anti-National ضد ملی می نوازند و به خود این حق را می دهند که هر جرمی را علیه آنان مرتکب شوند.
[22] - Adivasis «آدیواسی» به گروههای قبیلهای گوناگونی در سراسر شبهقاره هند اطلاق میشود. واژه آدیواسی که در قرن بیستم ابداع شده و به معنای «ساکنان باستانی» است، امروزه به طور گستردهای به عنوان عنوانی خود-گزیده توسط بسیاری از جوامعی به کار میرود که رسماً در هند تحت عنوان «قبایل فهرستشده» (Scheduled Tribes) و در بنگلادش به عنوان «اقلیتهای قومی» شناخته میشوند. آنها تقریباً ۸٫۶ درصد از جمعیت هند (حدود ۱۰۴٫۲ میلیون نفر بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۱) و حدود ۱٫۱ درصد از جمعیت بنگلادش (تقریباً ۲ میلیون نفر بر اساس برآورد سال ۲۰۱۰) را تشکیل میدهند.
[23] - ایالتی مسلمان نشین که از زمان استقلال در سال 1947 درگیر اعتراضات خونین و جنگهای فاجعه بار بین هند و پاکستان است و در این بین ارزانترین چیز در کشمیر جان مردمی است که بین دو سنگ آسیاب هند و پاکستان، مسلمان و هندو و... در حال خرد شدن هستند.
[24][24] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS) گروه اصلی و سازمانی است که تجمعی از ملیگرایان مذهبی هندو را در خود دارد و آشکارا رهبران و بنیانگذاران این سازمان با الهام از نازی ها در آلمان، خواهان پاکسازی هند از مذاهب وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان و...) بوده و معتقدند هندی های گول خورده و پیوسته به این مذاهب نیز باید به فرهنگ و مذهب هندویی خود باز گردند وگرنه باید سرزمین پاک هندوها را ترک کنند و... شاخه سیاسی این گروهها، حزب BJP بعد از مانورهای مذهبی و سیاسی ناشی از ویرانی مساجد مسلمانان و از جمله مسجد بابری، حساسات و رای هندوها را با خود همراه کرده و اکنون حاکمیت دولت مرکزی و بسیاری از ایالتها را در هند در دست دارد. این سازمان سیاسی – مذهبی گروهی پایه دارای تندروهای مسلح هم بوده و شاخه روحانیت آن VHP بر معابد هندو و بخش روحانیت هندو تسلط دارد، بجرانگ دال جوانان شبه نظامی برای اقدامات خیابانی هستند که کار حملات به اقلیت ها و لباس شخصی ها را سازمان داده و اجرا می کنند، بخش های دیگر جامعه از جمله آموزش، فرهنگ، صنعت، اقتصاد و... نیز متولی خاص خود در زیر شاخه های این سازمان دارد، به طوری که RSS اکنون بزرگترین سازمان فاشیستی جهان با سابقه ایی بسیار طولانی نزدیک به صدسال فعالیت را در کارنامه خود دارد.
[25] - Naxalites ناکسالیسم ایدئولوژی کمونیستی «ناکسالیتها» یا «ناکسالها» است؛ گروهی متشکل از تشکلهای سیاسی و شورشی در هند که از گرایشها و ایدئولوژی سیاسی مائوییستی تأثیر پذیرفتهاند.
[26] - the Narmada Bachao Andolan
[27] - the National Rural Employment Guarantee Act
[28] - the National Register of Citizenship «فهرست ملی شهروندان» (NRC) قرار است شامل مشخصات تمام شهروندان هند باشد. ایجاد این فهرست بر اساس اصلاحیه سال ۲۰۰۳ در «قانون شهروندی مصوب ۱۹۵۵» الزامی شد. هدف از آن، ثبت اطلاعات تمام شهروندان قانونی هند است تا امکان شناسایی و اخراج مهاجران غیرقانونی فراهم شود. اجرای این طرح در ایالت «آسام» از سالهای ۲۰۱۳–۲۰۱۴ آغاز شده است. دولت هند برنامههایی را برای اجرای آن در سایر نقاط کشور در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد، اما این طرح هنوز اجرایی نشده است. در سال ۲۰۱۹، دولت «قانون اصلاحیه شهروندی مصوب ۲۰۱۹» (که با نامهای «CAA 2019» یا «CAA» نیز شناخته میشود) را تصویب کرد. این قانون وعده میداد که روند اعطای شهروندی برای مهاجرانی که متعلق به اقلیتهای مذهبیِ تحت آزار و اذیت (شامل هندوها، مسیحیان، بوداییها، پارسیان، سیکها و پیروان آیین جین) از کشورهای بنگلادش، پاکستان و افغانستان هستند، تسریع شود. این اقدام بهطور گسترده به عنوان راهکاری برای معافیت غیرمسلمانانی تلقی شد که ممکن بود معیارهای لازم برای گنجانده شدن در «فهرست ملی شهروندان» (NRC) را احراز نکنند؛ هرچند یهودیان و بهائیان نیز در این دسته قرار میگیرند.
[29] - the Hindu Rashtra جمهوری هندو که هند را نه بر اساس جمهوری سکولار فارغ از مذهب، بلکه هند را بر اساس مذهب هندو جمهوری می داند که جایی برای دیگران نخواهد بود، حال آنکه نزدیک به یک پنجم هند مسلمانند یعنی رقمی بالغ بر 300 میلیون از شمولیت خارج می شوند که این تنها بخش مسلمان آن است.
[30] - the Third Reich
[31] - Special Intensive Revision «بازنگری ویژه و فشرده» (SIR) اقدامی است از سوی کمیسیون انتخابات هند برای راستیآزمایی و اصلاح فهرستهای انتخاباتی از طریق سرشماری خانهبهخانه، استفاده از فرمهای از پیشتکمیلشده و بررسی اطلاعات پیشین رأیدهندگان انجام میشود. هدف از این طرح، تضمین دقت فهرستهای انتخاباتی در سراسر هند از طریق حذف نام افراد متوفی، کسانی که بهطور دائم نقلمکان کردهاند، موارد تکراری و افراد غیرشهروند است؛ و در عین حال، اطمینان حاصل میشود که شهروندان واجد شرایط از قلم نیفتند. فرایند سراسری SIR در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ توسط «گیانش کومار»، رئیس کمیسیون انتخابات، در «ویگیان باوان» دهلی نو اعلام شد.
[32] - در هند این مدارک هویتی نیست که به شما حق رای می دهد، بلکه حضور در لیست انتخاباتی است که به شما حق رای دادن و ابراز نظر خواهد داد.
[33] - مشهور است که حاکمیت حزب بی.جی.پی از سوی ثروتمندترین خاندانهای هند حمایت می شود و یک نوع بده و بستان پروژه و پول سیاه بین این دو در روند کار اقتصادی در هند جریان دارد، که بقای هر یک بسته به دیگری دارد، یکی پروژه می دهد و یکی هم جبران می کند و... مشهورترین ثروتمند هندی که با شخص مودی در ارتباط است آقای گوتام ادانی است که صاحب شرکت های زنجیره ایی ادانی در هند و خارج از کشور است.
دیگ مانور قدرت دمکراسی در پر جمعیتترین کشور جهان، به رغم سیلیهای فراوانی که از مخالفان خود خورده و میخورد، همچنان زنده و جوشان است. روح قوانین برابریخواه، دمکرات، سکولار و تکثرگرای هند، بازمانده از انقلاب 1947 که در قانون اساسی این کشور تضمین شد، همچنان میداندار و کارساز است، قانونی که بوی آزادی، برابری و اعطای حق تعیین سرنوشت به مردم هند و... از آن به هواست، که این مهم توسط انقلابیون آزادیبخشِ پاک نفسِ طرفدار اعتماد به مردم، و اعطای این نقش به آنان در حکمرانی، همچون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... چنان در قانون و نهادهای حاکمیتی این کشور جایگذاری و نهادینه شده است، که این قانون و این سیستم حکمرانی، حتی زیر سیطره درازدامن راستگرایان برهمنمسلک و رادیکال هندو نیز، هنوز همچنان پابرجاست و عرض اندام میکند.
گرچه راستگرایان ملیگرای مذهبی از طریق بازیگریهای ماهرانه و پر از خدعه سیاسی راهبرانِ حزب مردم هند (BJP) [i] دهههاست که برابری اجتماعی حاصل از منسوخ شدن نظام طبقاتی ظالمانه هندوئی را هدف گرفته، و بازسازی دوباره نظام طبقاتی هندو را هدف گرفتهاند، که حاصل آن رهبری و بالانشینی طبقه برهمنان (روحانیت هندو) خواهد بود، و دیگران را به انقیاد و به ذیل آنان در خواهد کشید،
برهمنیسم جدید تلاش دارد تا با فتح دو سوم کرسیهای پارلمانی در مجلس قانونگذاری هند (لوک سابها)، مقدمات رسیدن به حد نِصابِ توان تغییر در قانون اساسی را فراهم، و این قانونِ برآمده از روح انقلاب و زحمت و رحمت انقلابیونِ هند در حق مردمانشان را، مطابق با اهداف فاشیسم مذهبیِ گروههای هندویی طرفدار خود، تنظیم، تفسیر، بازسازی و دوباره نویسی کنند، تا با آرمان و اندیشهی رهبران رادیکالیسم هندو در گروهها فراگیری و مرموز پنهانکاری همچون RSS [ii] هماهنگ و همراه سازند،
و بدین سان، هندوستان با همه گونه گونی فرهنگی، زبانی، نژادی و... را به سوی پاگیری "جمهوری هندو" [iii]، مطابق با آرمانِ این رهبران، راهبری کنند، تا در کنار "جمهوری یهود" در اسراییل، و جمهوریهای اسلامی در منطقه، هند سکولار، دمکرات و تکثرگرا را نیز بر اساس مذهب هندو، به یک دولت - ملت بر اساسِ بالانشینی طبقه برهمنان، و با سالاری مذهب و فرهنگ هندویی شکل دهند، و رهنمون سازند.
در چنین اَبَر پروژهایی، دههها حضور در قدرت، و یا حاکمیت راستگرایان هندو باعث شد که، اینک علاوه بر دولت مرکزی، قدرت را در بسیاری از ایالتهای این کشور، سنگر به سنگر فتح، و از آن خود کرده، که این به ویژه در قلب هندوئیسم، در کمربند شمالی آن کشور (که خاستگاه هندوئیسم شناخته میشود Hindu Heartland)، بیشتر نمودار است، و راستگرایان هر روزه دامنه قدرت خود را گسترش داده، و احزاب ملی و منطقهایی رقیب و معترض به این روند را به عقب رانده، و میرانند، و خود جایگاه آنان را تصاحب کرده و میکنند،
که در آخرین آن، کسب سیطره بر ایالت مهم بنگال غربی بود، که آخرین حلقه در این زنجیره، در سمت شرقیِ این کمربند را تکمیل کرد، ایالتی که مدتها بود در ذیل سیاست و اهداف حزب کنگره ترینامول به رهبری خانم مامتا بانرجی باقی مانده بود، اما این نیز اخیرا از آنِ حزب BJP گردید و...،
در نتیجه این پیروزیهاست و...، که غرور و تکبر، بیقانونی، ظلم طبقاتی و سختگیری علیه اقلیتها به طرز کمنظیری در رهبران این کشور بروز کرده و شدت گرفت، به طوریکه این تکبر را در ادبیات و رفتار رهبران آن، در قبال تمام و یا بخشهایی از مردم این کشور آشکارا میتوان مشاهده کرد، که به دیده خفت به مردمِ تحت سیطره خود نگریسته، و با آنان بر همین مبنا رفتار میکنند، همان تجربهایی که ما در ایران نیز شاهدیم، که عدهایی از رهبران راستگرا، گسترهایی از ایرانیان را "گوساله و بزغاله"، "خس و خاشاک" ، "علفهای هرز" و... نامیدند و...
سوسکی که تمثال بی مثالِ مودی! را با تمام تکبر هندوئی اش به زیر کشید
نمونهایی از بروز این نوع نگاه متکبرانه به مردم (در آخرین مورد آن) را، در سخنان سوریا کانت [iv] ، رئیس دیوان عالی قضایی هند میتوان دید، که در پانزدهم می 2026، برخی فعالان و جوانان تحصیلکرده که در زمینه تحصیلی خود، شغلی نیافته، و لاجرم فعالیت در عرصه مبارزه و اعتراض در بستر پلتفرمهای شبکه مجازی و اجتماعی در این کشور را انتخاب کردهاند، و در این بستر کار میکنند را، "سوسک" [v] و "پارازیت (انگل)" های جامعه [vi] نامید،
که این گفتمان، واکنش گستردهایی در بین جوانان برانگیخت، از جمله آبجیت دیپک [vii] یک فعال جوان معترض به این نوع برخورد را بر آن داشت که آنرا به یک حرکت اعتراضی و یک جریان اجتماعی بزرگ تبدیل کرده، و در شبکه مجازی، به مقابله با آن برخیزد، و طنزگونه به این مقام هندی اشاره، و هشدار داد که «اگر همه سوسکها دور هم جمع شوند، چی؟» [viii]
و او و خیل میلیونی همراهانش، با این نوع پاسخها در فضای مجازی، حرکتی را پایه ریزی کردند، که دولت متکبر حاکم در دهلی را به عذرخواهی و تسلیم واداشت، او بعدها با برابری طنزگونهایی، نام حزب حاکم (بهاراتیا جاناتا پارتی BJP) را مبنا قرار داد، و حزب و حرکت خود را (کاکروچ جاناتا پارتی CJP) [ix] نامید، «حزبی سیاسی برای مردمی که نظام فراموش کرده است آنها را به حساب آورد»، "حزب مردمِ سوسک".
اینگونه ادبیات در گفتار رهبران دهلی، نشان از یکه تازی و زورگویی رادیکالهای ملیگرای هندو در عرصه حکمرانی دارد، که زیر شعارها و اهداف مذهبی و فرهنگی، ذائقه هندیان روادار، کثرتگرا، سکولار، آرام و دمکرات را هدف گرفته، و آنرا با تمامیتخواهی، نارواداری، دیکتاتوری فرهنگی، فاشیسم، خشونت و یکهتازی آشنا و آلوده کرده، درآمیخته، تا موفق شوند سرزمینها و مردمِ بیشتری، را در دامِ تله رادیکالیسم هندو انداخته، و فتح کنند،
گروهی که به طور منسجم، تشکیلاتی و گسترده در تمامی نسوج کشور فعالند و نفوذ کرده، و در قالب بزرگترین و قدیمیترین تشکیلات فاشیستی در جهان، تار و پود و بنیان اندیشه و میراث ماندگار انقلابِ شکوهمند، و عزت آفرینِ هند را که بر پایه دمکراسی، تکثر، رواداری، سکولاریسم و برابری همه، فارغ از دین، زبان، طبقه اجتماعی و...، قانون نویسی و بنا شده بود، را جَوَیده، و به نابودی میبرند.
این نشستگانِ در هنگامهی انقلاب آزادیبخش علیه استعمار بریتانیا، که اکنون دههها بعد از پیروزی، با شعارهای ملیگرایانه با محوریت مذهبِِ هندو، قدرت را از انقلابیون سابق و تشکیلات سکولارشان ربوده، و مدتهاست که بر سریر قدرت سوارند، و اندیشهی نسلِ رهبرانِِ موثری همچون مهاتماگاندی و جواهر لعل نهرو و... با حزب سیاسی و اهداف روشنشان را، به چالش کشیده و به کنار رینگ قدرت برده، و مشت باران کرده، و بُروز تفکر کشتارگر و ویرانساز هنگامه استقلال هند را، به دید جهانیان میکشند، که میلیونها هندی را به جرم نوع مذهبشان به کام مرگ و آوارگی کشیدند، و ویرانی و جنایت اتفاق افتاده در هنگامه استقلال هند را، به یک شاهد مثال ظلم و تعدی در فرهنگ سیاسی، و تنش فرهنگی - اجتماعیِ مذهبمحور در جهان تبدیل کردند، تفکری که اکنون ناخنهای تیز خود را، دوباره بر صورت اقلیتهای فرهنگی، مذهبی و زبانی هندوستان کشیده، آنان را هر روزه زخمی، نابود و یا محدودتر میسازد، و به حاشیه میرانند و...،
اما در میانه همین پیروزیهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعیِ رادیکالیسم هندو است که، به نظر میرسد نسل جوان هند (که البته پیش از این پیاده نظام چنین حرکتِ ملیگرایانه هندویی بودند، و بر بستر همین شبکه مجازی سوار شده، انقلابیون را با کمک شگردهای اعجاب برانگیزِ حزب BJP به حاشیه راندند، و شکست دادند)، اکنون راه خود را از این روند جدا کرده، و روند اعتراضی خود را به بود و باش چنین صحنه سیاسی- اجتماعی در هند را یادآور شده، و اندیشه و خواستهای خود را به میدان اعتراض کشیده، و آنرا به کرسی مینشانند.
کنارهم آمدن این جوانان، با مردمِ معترضِ دیگرِ به اندیشه و رفتار دولت قدرتمند نارندرا مودی [x]، این حاکمیت بلامنازع را به لرزه انداخته، و برای اولین بار، او را در اوج، مجبور میسازد، برای حفظ تعادل و پایداری خود، دست از حمایت از قدرتمندترین وزرای کابینه خود بردارد، و برای فرو نشاندن آتش اعتراض جوانانی که عمری نزدیک به مدت تکیه زدن او بر کرسی نخست وزیری دارند، برترین وزرای کابینه خود را، پای اهداف حزب، اندیشه و دولت خود قربانی کند.
اکنون جوانانی که نمایندگی خود و برآوردنِ خواستهایشان را در احزاب سنتی و قدرتمند هند همچون حزب کنگره، حزب مردم و احزاب منطقهایی نیافتند، با استفاده از بستر فضای مجازی، از آن به عنوان یک سکوی وحدتساز سود جستند، و تمام جدیت، سختی و تکبر رهبران راستگرای حزب حاکم را، با تولید محتوای طنز و شوخی و جدی شکستند، و به زانو درآوردند،
آنان از همان خطابی که سردمداران حاکمیت دهلی، آنان را نام نهادند، سود جستند، و خود را سوسک، بی مصرف و انگل نام نهاده، و با استفاده از ظرفیتهای دمکراسی 75 ساله هند، خود را "حزب مردمِ سوسک" نامیده، و میداندار اعتراض به وضع موجود شدند، و با حضور معترضانه و پر تعداد خود در خیابانهای دهلی و شهرهای دیگر هند، دولت قدرتمند و یکهتاز هند را مجبور به پذیرش خطاهای خود کردند.
دولتی که پیش از این، اعتراض قدرتمند کشاورزان، احزاب ملی و محلی و... را برنتافته بود، و آن اعتراضات را با بی اعتنایی متکبرانهایی به سخره گرفته، و مغلوب و بی اثر ساخته بود، اکنون در برابر نسل Z، و این جوانان بینام و نشان، و سوسک و بی مصرف پنداشته، و خطاب شده، زانوی شکست بر زمین زده است، و بدین ترتیب تکبر برهمنانه هندویی حاکمان دهلی، توسط این نسل، به تسلیم و عذرخواهی کشیده شد.

سوسکی در حال جویدن نماد سیاسی - مذهبی حزب حاکم BJP
[i] Bharatiya Janata Party حزب بهاراتیا جاناتا (BJP؛ به معنای تحتاللفظی «حزب مردم هند»)، یک حزب سیاسی ملیگرای هندو است که در کنار «کنگره ملی هند»، یکی از دو حزب سیاسی اصلی این کشور محسوب میشود و در طیف سیاسی، در جناح راست تا راست افراطی جای میگیرد. این حزب از سال ۲۰۱۴ و تحت رهبری نارندرا مودی، نخستوزیر کنونی، حزب حاکم هند بوده است. حزب بهاراتیا جاناتا پیرو ایدئولوژی «هندوتوا» (مرتبط با ملیگرایی فرهنگی) است و پیوندهای سازمانی با «راشتریا سوایامسواک سنگ» (RSS) — که یک سازمان داوطلبانه و شبهنظامی با گرایش هندوتواست — دارد. تا مارس ۲۰۲۶، این حزب از نظر میزان نمایندگی در پارلمان و همچنین مجالس قانونگذاری ایالتی، بزرگترین حزب سیاسی کشور به شمار میرود.
[ii] - Rashtriya Swayamsevak Sangh (RSS)
[iii] - Hindu Rashtra هدف «راشتريا سوایامسواک سنگ» (RSS) تأسیس یک دولت هندو («هندو راشترا») در هند است. که در چنین دولتی، بهجای برابریِ کنونیِ تضمینشده در قانون اساسی برای همه شهروندان فارغ از دینشان، هندوها از جایگاهی برتر نسبت به پیروان سایر ادیان - بهویژه مسلمانان که بزرگترین اقلیت مذهبی کشور را تشکیل میدهند - برخوردار خواهند بود.
[iv] – Kant Surya در جریان یک پرونده قضایی ضمن توبیخ وکیلِ خواهان، به دلیل رفتار غیرحرفهای، در خصوص ادبیات بهکاررفته در شبکههای اجتماعی و طرح دعاوی واهی علیه دستگاه قضایی، میان این افراد و کسانی که پس از بیکاری به شبکههای اجتماعی، رسانههای جمعی و کنشگری عمومی روی میآورند، تا به نهادهای دولتی حمله کنند، قیاسی انجام داد، و آنان را «سوسک» و «پارازیت» نامید. او گفت : « هماکنون انگلهای اجتماعی وجود دارند که به نظام حمله میکنند و شما میخواهید با آنها همدست شوید؟ جوانانی هستند که همچون سوسکاند؛ نه شغلی گیرشان میآید و نه جایگاهی در هیچ حرفهای دارند. برخی از آنها سر از رسانهها یا شبکههای اجتماعی درمیآورند، برخی دیگر فعال حوزه «حق دسترسی به اطلاعات» (RTI) یا انواع دیگر کنشگری میشوند و شروع به حمله به همه میکنند... و شما هم دادخواستهایی مبنی بر «اهانت به ساحت قانون» (یا بیاحترامی به مقام قضایی) ثبت میکنید.»
[v] - "cockroaches"
[vi] - “parasites of society”
[vii] - Abhijeet Dipke
[viii] - “What if all cockroaches came together?”
[ix] - The Cockroach Janta Party (CJP) Cockroach People's Party
[x] - Narendra Modi
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):
«انسان بدون آزادی و اختیار، تصویری تاریک از موجودیت، و انسانیتی خدشهدار خواهد بود، آزادی و اختیارِ گزینش، دو پدیده والاگهرند، و برازنده انسان، و نشات گرفته از حقیقتِ عالم والای انسانی او، به طوری که در دوره بردگیِ انسان، سخن از انسانیت گفتن گاه بیهوده خواهد بود، چرا که در عالم بردگان، انسانیت خواهد مُرد، و یا رنگ خواهد باخت، و این تنها با آزادی و اختیار است که انسانیت در زندگی شکوه و بزرگی خود را نشان خواهد داد.
بردگیِ تن و نیروی کار انسانها، ابتداییترین نوع بردگی رایج است، بردگانی اسیرترند که در پس دیوارِ ایدهها گرفتارند، زندانی با دیوارهایی بلندتر، که اسرایش انسانیت خود را خواهند باخت، و به رَمِگانی با هیکل انسان، و به قول مرحوم پدرم حیوانی در "غلاف انسان" تبدیل خواهند شد، چراکه تنبردگان تنشان بیشتر از روحشان خواهد فرسود، اما بردگان اندیشه، روح انسانیشان ذره به ذره نابود خواهد شد، و تنبردگی شاید به ارث نرسد، اما بردگی در اعتقاد و ایده احتمالِ به ارث رسیدنش هم بیشتر است، چراکه ورود به ایده و یا هر دینی، گاهی آسان و آزادانه است، اما خروج از آن، سخت و جانکاه، و گاه همراه با باختن جان، و تحمل رنج بسیار خواهد بود.
هندوئیسم همزاد با دین زرتشت، و این دو از یک ریشه، برادر و در بسیاری از اندیشه و ساختار برابرند، که هر دو در دو تمدن دیرپا و باشکوه همسایهی هم، یعنی ایران و هند متولد، و رشد یافتند، هجوم مسلمانان به امپراتوری ساسانی در ایران، دین و قلمرو آئین زرتشت را نابود کرد، تا جایی که اکنون به جزایری اندک و ناچیز محدود شدهاند، که اکثرا در سرزمین هند، و عدد کمتری در ایران و سپس از آن دو کمتر، در آغوش کشورهای غربی باقی ماندهاند، و زندگی خود را نیمبند ادامه میدهند.
ایرانیان زرتشتی با شکست نظامی در برابر سپاه برآمده از شبه جزیره عربی، در درازای یکهزاره و چهار سده گذشته، و به ویژه در زمان حاکمیت خلفای اسلامی، به دین اسلام در آمدند، و به جز جزایر کوچکی از آنان که همچنان زرتشتی باقی ماندهاند، و در مناطقی از جمله یزد، در ایران زندگی میکنند، باقی محو شدند.
اما هندوئیسم، با هجوم مستقیمِ سپاه اسلام رودررو نگردید، بلکه این اسلامی ایرانیزه شده بود، که بعدها حامل فرهنگ اسلامی به شبه قاره هند گردید، چند سده جهاد اسلامی برای مسلمان کردن ایرانیان، نیروی بسیاری از مهاجمان مسلمان را فرسود، و در این بین، ایرانیان زیردست، کم کم توانستند مسلمانان مهاجم را، تا حدودی در فرهنگ غنی خود، اصلاح و تا حد زیادی روادار نموده، لذا سلطه اسلام بر هندوستان، که بعد از سلطه بر ایران صورت گرفت، هرگز گَزَندگی سابق، و خوی تهاجم، کشتار، ویرانگری و... و به ویژه تغییر مذهبی که در ایران به دنبال داشت را، در پی نداشت،
از خشونت آن بسیار کاسته شد، و سپس به هندوستان رسید، از این جهت، فرهنگ هندو از نابودی نجات یافت، و ورود اسلام به هند، بسیار مسالمت آمیزتر بود، و باعث نشد تا شاهد یک ویرانی فرهنگی گسترده، آنچنان که بر فرهنگ و تمدن ایران رفت، در هند تکرار شود، و به عکس، چند سده حاکمیتهای اسلامِ ایرانیزه شده بر هند، در دوره بلند حاکمیت گورکانیان [1] و... باعث شکوفایی و آبادانی بسیار گردید، چرا که با رواداری خود، بقای فرهنگ هندو، و حتی حفظ و گسترش آن را تضمین کرد، ترجمه متون هندو، به زبان فارسی، باعث حفظ و انتقال فرهنگی آنان نیز گشت.
و هندیها این شانس را هم داشتند که متعاقب رنسانس در اروپا، سلطه غرب بر هند، در دو سده پیش از استقلال هند در سال 1947 آغاز شد، و به ویژه حرکت انقلاب آزادیبخش هند علیه این سلطه، باعث شد، برخی از تیزی و گزندگی فرهنگ هندوئیسم نیز توسط غربیها، و بعدها توسط انقلابیونی همچون گاندی، امبادکار (نویسنده قانون اساسی هند) و... اصلاح شود، که از جمله آن سستتر شدن رسوم ظالمانه و ضد انسانی نظام طبقاتی، فرهنگ های ظالمانهایی مثل ساتی [2] و... بود، که از مواردی بودند که در دوره حاکمیت اسلام، غرب و سپس آزادیخواهان در هند، اصلاح گردیدند و...،
اما نهضت بازگشت به فرهنگ هندوئیسم، که با نوعی فاشیسم ملیگرایانه فرهنگی و نژادی همراه است، و حتی بازیابی نظام طبقاتی را به نظر میرسد که مد نظر دارد، از سال 1925، توسط رهبران سازمان بزرگ و گسترده و شبه نظامی RSS [3] و... رسما آغاز، و پی گرفته شد، کسانی که اکنون یکصدسالگی خیزش راستگرایانه خود را جشن گرفتهاند، در حالی که حاکمیت این کشور را توسط شاخه سیاسی خود، یعنی حزب مردم هند (BJP) در دست دارند، مهمترین اهداف آنان حاکمیت مجدد فرهنگ و آئین هندو، از طریق غیرزدایی (اسلام زدایی، و مسیحیت زدایی و...) است که در هجوم خود به هند، فرهنگ و دین هندو را در معرض خطر قرار دادهاند،
هندوئیسم خود را در حال مواجهه با تهاجم فرهنگی اسلام و بودیسم شرقی، و مسیحیت غربی، و اصلاح طلبان داخلی همچون بودیسم میبیند، از این رو، مبارزه با مظاهر حضور این ادیان در خاک هندوها را شدید و رقیق، قانونی و غیرقانونی و... پی گرفته است، اوج مبارزه با اسلام در هند، در نبرد هند با پاکستان بر سر سرزمینهای مسلمان نشین شبه قاره، و مبارزه با بودیسم که به پاک کردن هند از حضور موثر بودائیان انجامید، و بودائیان را به عمق سرزمینهای شرق و جنوب شرق آسیا متواری کردند، و مبارزه با مسیحیت نیز، که هجوم خزنده خود را از طریق گروههای تبشیری در هند دنبال میکند، که به گسترش مسیحیت در بین جامعه ظلمزده (هندو در تقسیم طبقاتی آن) منجر شده، دنبال میشود،
خودخواهی ارباب معابد که خود را صاحب و راهنمای توده مردم، و نماینده ویژه خدایان در زمین میدانند، که در دین هندو، برهمنان (و یا همان موبدان) که کل خلقت انسانها را به سان بدن انسان میبینند، و انسانها را بر اساس حرفه آنان، به اعضای این بدن تقسیم میکنند، و از قضا خود را به مهمترین ارگان این تن انسانی، یعنی سر آن منتسب کرده، و در نظر گرفته و میدانند، و همان نقش را هم برای خود در بین دیگران قائلند.
اینان همچون دیگر ارباب معابد در دیگر ادیان، عدد پیروان آئین هندو را، نشانه عزت دینی خود تلقی کرده، خروج آنان را از این آئین، شکست خدای خود دانسته، و خود را مامور به حفظ عدد پیروان و افزایش آن میدانند، و طبقه روحانیت هندو، خود را به سان چوپانانی میبیینند که، رمههای بزرگ و پر تعدادشان، نشانه حقانیت، شکوه و ثروت آنان است، و بسیار مراقبند که از عدد رمه آنان کاسته نشود، و بلکه افزوده گردد.
از این رو آزادی و اختیار انسانها در پذیرش اعتقاد، ایده و ادیان دیگر را، قربانی هوای نفس خود کرده، به بهانه مبارزه با تهاجم فرهنگی رقیب، انسانهای تحت سلطه خود را به بردگی و اسارت برده، هرگونه تغییر فرهنگ و دین را منافی جایگاه و اهداف خود دیده، و به مبارزه با آن بر میخیزند،
در حالی که در ظهور ایدههای جدید، فرهنگ منحط آنان اصلاح میگردد، همچنانکه در دوره حاکمیت مسلمانان، هندِ متکثر و هزار فرقه، ثروتمندترین کشور دنیا بود، و در دوره استعمار و حاکمیت بریتانیا بر هند، گرچه این ثروت گرد آمده در زمان پارسیگویان مسلمان حاکم بر هند، به تاراج رفت، و فقیر و گرسنه، در سال 1947 وارد دوره آزادی شدند، اما صنعت و سیستم حکومتی جمهوری متکثر، سکولار و سوسیال بر جای ماند، که علاوه بر مبارزه با مظاهر ضد انسانی فرهنگ هندو، از جمله نظام طبقاتی و رسومی همچون ساتی و... اصلاحات رشک برانگیزی در این کشور صورت داد، به طوری که سیستم دمکراسی پارلمانی آنان امروز رشک برانگیز برای ملت های دچار دیکتاتوری در منطقه، و پیشرو بوده، هند را در مسیر پیشرفت و ترقی قرار داده است.
و حال کسانی پیدا شده اند که کوس بازگشت میزنند! و علائم بازسازی نظام طبقاتی، جور و ظلم بردگی اعتقادی و جبر دینی را با تعدی علیه حقوق دیگران دنبال میکنند، اماکن دینی دیگران را ویران، بر خرابههای آن معابد خود را دوباره میسازند، اقلیتها را از حقوق اولیه ساقط کرده، به شهروندان درجه دوم تبدیل کرده، تا در اثر فشار اجتماعی، بلکه آنان را به دین آبا و اجدادی خود، یعنی هندوئیسم باز گردانند، و باقی آنان که به هندوئیسم نَگِروند را، به جرم ناپاک بودن از دین ملی، از سرزمین مقدس هندوها بیرون کنند و...
از این نظر است که شعار مبارزه با تهاجم فرهنگی توسط این نوع فاشیسم مذهبی، نژادی و فرهنگی، تنها معنی بلند کردن دیوارهای اسارت مذهبی دارد، که حرکت انسانها را، در مسیر انتخاب آزادانه و اختیار خدادادی آنان سلب کرده، در دایره دین رسمی، حفظ مینماید.
مطلبی که ترجمه شده است، از سایت اورگانایزر، ارگان مطبوعاتی سازمان RSS در هند است، که گروهی مادر، از مجموعهایی بزرگ از ملیگرایان هندوست، که نوعی فاشیسم مذهبی، نژادی و فرهنگی را در هند دنبال میکنند.
لازم به ذکر است، برای یک ایرانی چنین نبردی در هند دو سر باخت خواهد بود، چرا که ضربه به هندوئیسم، ضربه به محتوای فکری و فرهنگی برادری دو قلو است، که قُل ایرانی آن پیش از این ذبح شده، و از بین رفته است، و نشانههای فرهنگ زرتشت را در قُل دیگر آن، یعنی هندوئیسم میتوان دید و مطالعه کرد؛ از سوی دیگر، هندوها با مسلمانان هند، به عنوان بزرگترین اقلیت مهاجم، در یک مبارزه فراگیر قرار دارند، نابودی مسلمانان هند نیز نابودی ایران و ایرانیت خواهد بود.
چرا که اسلام هند، سرریز ایران فرهنگی در هند است، و صدها سال، معماری، ادبیات، فرهنگ ایران، در زبان و منش مسلمانان هند موج میزند، و آنچه ایرانِ تحت سلطه اعراب نتوانست در خود حفظ کند، هندیهای مسلمان در صنایع دستی، فرهنگ معنوی و عرفانی، معماری و منش و رسوم زندگی خود حفظ کردهاند،
به عنوان نمونه، گروه عرفانی میرسید علی همدانی [4] که با ششصد مرید و همراه خود از همدان ایران، به مناطق کوهستانی کشمیر مهاجرت کردند، گروه بزرگی از مشاغل و حرفهها ایرانی را به هند بردند و رواج دادند، که اکنون نیز در هند زنده است و دنبال میشود، در حالیکه در سرزمین مادری، این حرفهها و صنایع، مرده و به خاک سپرده شده است، و اثری از آن در همدان نمیتوان دید، حال آنکه صنعت کاغذ فشرده، در کشمیر همچنان به عنوان میراث همدانی، و در اتارپرادش به عنوان ظروف فلزی خیامی زنده است و بالنده؛ و برای مردم هند ثروت و صادرات به ارمغان میآورد و...،
نقاشی مینیاتور، شعر و لغت و اندیشه فارسی، عرفان ایران در حد وسیعی توسط حکومتهای پارسیگوی گورکانی و... در هند پرورش یافت و همچنان باقیست، که گنجینهایی بی نظیر از ایران بزرگ فرهنگی و تمدنی است که هند در کالبد خود حفظ کرده است، بزرگترین جمعیت زرتشتیان ایرانی، که با هجوم خلفای اسلامی، از مناطق طبرستان و... به هند مهاجرت کردند، تا خود و دین و آئین خود را از خطر نجات دهند، امروز بزرگترین کُلونی جمعیتی هموطنان زرتشتی ما در جهان است، که در هند ادامه حیات دادهاند.
باعث شرم است که چنین وسعت جمعیتی از زرتشتیان، حتی در سرزمین آبا و اجدادی آنان، در فلات تمدنی ایران، دیده نمیشود، اما برادران هندوی ما، چنان وسعت عملی به این برادران نژادی (آریایی) و فرهنگی خود دادهاند که این ایرانیان، اکنون صاحب بزرگترین صنایع و تجارت هند میباشند، دستان با کفایت زرتشتیان ایرانی (که به پارسیان هند مشهورند) نسبت به تاسیس و اداره کمپانیهایی بزرگ تولید همچون تاتا، گودریج و... خود را نشان داده است، اینان موسس سیستم راه آهن، صنعت هسته ایی، سیستم دانشگاهی پیشرو و... در هند بوده، و از این نظر هند مدیون زرتشتیان است، همانگونه که زرتشتیان بقای خود را مدیون هند هستند.
اینگونه است که یک ایرانی آگاه به تاریخ خود، نه خواهان نابودی مسلمانانِ هند، و نه خواهان نابودی هندوها، و فرهنگ هندویی خواهد بود، چرا که هر دو از نژاد و فرهنگی با یک منشا، به ایران گره میخورند. اما چه میشود کرد، راستگرایان هندو در سازمان RSS و شاخه سیاسی آن حزب BJP برای حراست از فرهنگ هندویی، دست به خشونت و فشار علیه دیگران زدهاند، و به تحمیل و اجبار دینی و فرهنگی روی آورده اند.
و در دنیایی که ارباب معابد، عدد پیروان خود را، مبنا و پایهی حقانیت خود قرار دادهاند، و کمتر به وجه انسانسازی ایدهها توجه دارند، فشار خود را به کسانی که مکتب هندو را رها میکنند، افزایش داده، و سعی دارند به اسم مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب (مسیحیت) و شرق (اسلام، بودیسم و...) دیگر اقلیتها را سرکوب کنند، با این مقدمه تلخ و شیرین به ترجمه یک متن خبری کوتاه، از فعالیت راستگرایان هندو برای حفظ عدد جمعیتی خود، می پردازم.
اما باید توجه داشت که دین و آئینی که یک حکومت، با تمام نیروهای دولتی و شبه دولتی، با فشار و بسیج تدابیر حکومتی، و گروههای سیاسی فشار وابسته، عدد جمعیتی خود را حفظ کند، محرز است که با بحران استدلال وجودی، و ناکارامدی مفهومی مواجه است، که اینگونه حفظ و سرپا نگه داشته میشود،»
تهران - شنبه 24 آبانماه 1404 برابر با 15 نوامبر 2025
بازگشت به خانه: 115 تن از جامعه قبایلی [5] منطقه کبیردام ایالت چتیسگر به هندوئیسم بازگشتند[6]
خانم باوانا بوهرا (نماینده مجلس ایالتی، از حزب مردم هند) [7] عنوان داشت، این تلاشها باعث حفظ فرهنگ باستانی و اعتقادات مذهبی مردم ایالت خواهد شد.
Nov 12, 2025 (20 آبان 1404)

باوانا بوهرا و دیگران، در حال شستن پای بازگشت کنندگان به آئین هندو
منبع عکس: ANI
رایپور [8] : بیشتر از صد تن از مردم بخش پانداریا در کبیردام ایالت چتیسگر به هندوئیسم [9] تغییر دین دادند. بازگشت کنندگان در مراسم "بازگشت به خانه" [10] که در روز 11 نوامبر (2025) در روستای "نئور" برگزار شد، به سنت و اعتقاد اعقاب خود بازگشتند. تمام این 115 تن از جامعه قبایلی بودند که تحت برنامه "Sanskriti Gaurav Sammellan Evam Abhinandan Samaroh " به حقیقت یکتای [11] خود بازگشتند. آنان کسانی بودند که بازگشتی به آنچه داشتند، که از آن روی برگردانده بودند، و به مذاهب دیگر گرویده بودند. تمام این 41 خانوار، توسط نماینده مجلس ایالتی از حزب BJP، خانم باوانا بوهرا و دیگران با مراسم شستن پایشان، همراهی و خوش آمد گفته شدند، تا به دین اصیل و آبا و اجدادی خود باز گردند.
"کبیردام، چتیسگر: ۱۱۵ روستایی قبیلهای از مناطق جنگلی از مسیحیت به ساناتان دارما بازگشتند. باوانا بوهرا، نماینده مجلس از حزب بهاراتیا جاناتا، با شستن پاهایشان از آنها استقبال کرد؛ گفت برخی قبایل را از طریق کتابهای عهد جدید (انجیل) فریب میدهند، تا فرهنگ آنان را به بیراهه برند."
این مطلب را نماینده قانونگذاری از حزب BJP در شبکه X (ایکس و یا توئیتر سابق) [12] به اشتراک گذاشت که "فرهنگ قبیلگی، تمدن و هویت میراث ماست."
بوهرا نوشت : « 115 نفر از جامعه قبیلگی، در اثر برنامه "بازگشت به خانه" در منطقه ونانچال به راه راست هدایت شدند و به اعتقاد اصیل خود دوباره بازگردانده شدند، و به ریشههای فرهنگ خودشان دوباره متصل شدند.»
او اضافه کرد : «در این مراسم، پاهای آنان شسته شد، و خوش آمد گفته شدند، و اعضای خانوادههای قبیلگی در روستاهای Neur, Amania, Amlitola, Mahidabra, Khairahapara, Dafrapani, Damgarh, Sarapani و Birhuldih در این برنامهی "بازگشت به خانه" هدایت شدند.»
بوهرا اشاره داشت که اینگونه تلاشها برای حفظ فرهنگ و مذهب ایالت صورت میگیرد.
بوهرا همچنین از نخست وزیر (نارندرا) مودی و سروزیر ایالت چتیسگر (ویشنو دیو سای) به خاطر طرحهای رفاهی با هدف ارتقاء، خدمت و توسعه جوامع قبیلهای تقدیر کرد و اظهار داشت که این تلاشهای انجام شده توسط آنان، باعث کسب هویت جدید، برای جامعه قبیلگی در جهان شده است.
بیشتر در مورد برنامه "بازگشت به خانه" بخوانید : « 240 خانواده در چتیسگر به هندوئیسم گرویدند»
او اشاره داشت که تنها در منطه پانداریا بیشتر از 3000 نفر تحت برنامه نخست وزیر برای خانهدار کردن جویندگان مسکن [13]، صاحب خانه شدهاند. این رهبر حزب BJP عنوان داشت که "بیش از ۱۰۰ کیلومتر جاده آسفالته ساخته شده است و اعضای جامعه مذکور دیگر مجبور نیستند برای آوردن آب مسافت زیادی را طی کنند، زیرا آب آشامیدنی تمیز به همراه برق و دیگر مزایای رفاه دولتی به آنها تحویل داده میشود.»
او تاکید کرد که «این وظیفه ماست که از فرهنگ قبایلی خود محافظت کنیم که از آب، جنگل، و زمین محافظت میکند، و تلاشهای ما در این زمینه بدون وقفه ادامه خواهد یافت.»
لازم به ذکر است که بخشهایی از مناطق با اکثریت قبایلی، مدتهاست که تحت تأثیر فعالیتهای مرتبط با تغییر دین از طریق افرادی از جوامع قبیلهای قرار گرفتهاند، و عدهایی اغلب به خیابانها میآیند تا علیه فعالیتهای غیرقانونی تغییر دین اعتراض کنند [14] و خواستار حذف مزایای عضویت در جامعه قبیلهایی توسط کسانیاند که دین دیگری را پذیرفتهاند و هنوز از مزایایی که منحصراً برای این جامعه در نظر گرفته شده است، بهرهمند میشوند.[15]

یک مرد متعلق به اقلیت مسلمان هندی، در حال عبور از مقابل یک دیوار نگاره با محتوای رواداری مذهبی،
که نشان دهنده تنوع ادیان در هند است، و با نام آنان (هندوئیسم، جینیسم، بودیسم، سیکیسم، اسلام، مسیحیت)
و با حروف مشترکی از این ادیان، در یک وحدت، کلمه "هند" را ساختهاند
[1] - امپراتوری گورکانی یا گورکانیان هند که در ادبیات غرب با عنوان مغولان کبیر هند نیز شناخته میشود، یک امپراتوری ترکی-مغولی، مسلمان و با فرهنگ ترکی-ایرانی و فرهنگ هندوپارسی در دوران تاریخی عصر جدید اولیه در شبهقاره هند بود. این دولت که برای بیش از سه سده بر مناطق وسیعی در جنوب آسیا فرمان راند، در سال ۱۵۲۶ میلادی توسط بابر که از نوادگان امیر تیمور بود بنیان گذاشته شد. بابر، یکی از شاهزادگان تیموری، با پشتیبانی صفویان و عثمانی در جهت تضعیف سلطان دهلی، ابراهیم لودی، به جنوب آسیا لشکر کشید و در نبرد نخست پانیپت دولت دهلی را به سختی شکست داد و بر شمال هند مسلط شد. با این حال، ظهور گورکانیان بهعنوان یک قدرت منطقهای، حدوداً در سال ۱۶۰۰ میلادی و در دوران اکبر کبیر، نوهٔ بابر، روی داد. امپراتوری وسیع اکبر تا پایان حکومت اورنگزیب، آخرین پادشاه بزرگ گورکانی، پا بر جا ماند و پس از مرگ او در ۱۷۰۷ میلادی، زوال آنان آغاز شد. گورکانیان در سال ۱۷۳۹ میلادی به سختی از نادرشاه در نبرد کرنال شکست خوردند که این مسئله عملاً زمینهساز سقوط نهایی آنان شد و سرانجام رفته رفته تمام قلمروی گورکانیان توسط کمپانی هند شرقی تصرف گردید. پس از شورشهای سال ۱۸۵۷، امپراتوری بریتانیا رسماً دولت گورکانی را منحل کرد و حکومت شبهقاره به راج بریتانیا واگذار شد.
[2] - رسم ساتی یک آیین مذهبی در میان جوامع هندی بود که در آن، زنی که شوهرش را به تازگی از دست داده بود، در مراسم سوزاندن بدن شوهرش، خودش را آتش میزد و هر دو با هم در آتش سوزانده می شدند، یکی زنده و یکی مرده. در هند باستان این رسم اهمیت فرهنگی و دینی بسیاری داشت و نشانه وفاداری زن به شوهر تلقی میشد. هر چند بیشتر ساتیها به صورت داوطلبانه انجام میگرفت اما فشارهای خانوادگی و اجتماعی و اجبارها زن را به شرکت در این مراسم وا میداشت. رسم ساتی هم در بین زنان عادی و هم در بین زنان اشرافی رایج بود و یک فریضه دینی محسوب میشد. این سنت دینی از ۱۸۲۹م نادر و غیر قانونی اعلام شد
[3] - راشتریا سوایامسیوک سَنگْ به انگلیسی: Rashtriya Swayamsevak Sangh با سرواژهٔ آراساس به انگلیسی: RSS) «سازمان ملی داوطلبی» یا «سازمان ملی میهنپرستی») یک سازمان داوطلبی شبهنظامی، ملیگرای هندو و راستگرای هندی است که بهطور گسترده شاخهٔ عملیاتی حزب بهاراتیا جاناتا، حزب فعلی حاکم هند، شناخته میشود. آراساس رهبر شبکه بزرگی از سازمانها به نام «سنگه پریوار» است که در همه بخشهای جامعه هند حاضرند. با ۶ میلیون عضو بزرگترین سازمان غیردولتی در جهان است. این سازمان، حکم بسیج مردمی را دارد و از افراد داوطلب و میهنپرست تشکیل میشود که به باورهای پیش از حمله نادرشاه به هند که باعث ورود ادیان سامی به هندوستان شد، پایبند هستند. تحت فشارهای این گروه، مجلس هندوستان طرح جلوگیری از مهاجرت مسلمانان به هندوستان را اجراء کرد که از سال ۲۰۲۰ به بعد، هیچ مسلمانی نمیتواند به هندوستان مهاجرت کند
[4] - امیر سید علی بن شهاب (۲۲ اکتبر ۱۳۱۴ – ۱۸ ژانویه ۱۳۸۵) معروف به میر سید علی همدانی، قطب سلسله ذهبیه، عالم و شاعر ایرانی قرن هشتم و از مبلغان عمده اسلام در کشمیر هند و از بزرگان سلسله کبرویه بود. بیش از ۱۱۰ اثر به وی منسوب است. از وی به عنوان «امیر کبیر»، «شاه همدان» و «حضرت علی ثانی» نیز نام برده شده است. پدر وی حاکم همدان و از سادات حسینی بود. از او آثاری در علوم غریبه بهجای مانده است. وی را جد اعلای سید روحالله خمینی دانستهاند.
[5]- Tribal Community جامعه قبایلی از جمله جوامع عقب مانده جامعه هند است که در قانون به رسمیت شناخته شده، و قوانینی برای حمایت از این جامعه وضع شده است، یکی از این قوانین مراقبت از آنان در برابر تغییر مذهب است، که دستگاه قضایی هند روی تغییر دین این مردم بسیار حساس عمل کرده است، و سال گذشته دو کشیش مسیحی که روی ترویج مسیحیت در بین این جامعه فعال بودند را دستگیر و به زندان محکوم کرد، اما تغییر دین از اسلام، مسیحیت و... به آئین هندو خطی است که از سوی راستگرایان ملیگرا در حزب مردم هند (BJP) و سازمان ملیگرایان آر.اس.اس (RSS) و... دنبال می شود، تسلط راستگرایان بر ارکان قدرت در هند، مبانی قانون اساسی بازمانده از نهضت آزادیبخش مهاتما گاندی را سست کرده و کم کم آنرا از محتوا خارج می کند و حاکمیت هند در پی ترویج مبانی دینی هندوئیسم رفته و اقلیت ها را نابود و به سوی دین اکثریت باز می گرداند، و هندوئیسم به عنوان دین اکثریت مبنا می شود، یکی از ارزشهای اساسی قانون اساسی انقلابی و آزادیبخش هند، سکولاریسم و جدایی دین از دولت بود که با روی کار آمدن ملیگرایان هندو، اصل متکثر بودن جامعه، به محاق می رود و رسما ترویج و تحکیم دین هندو، به عنوان یک رویه در اولویت دست اندرکاران حاکمیت هند قرار میگیرد.
[6] - Ghar Wapsi: 115 people from tribal community revert to Sanatan fold in Kabirdham of Chhattisgarh.
[7] - خانم Bhawna Bohra نمانده حزب BJP در مجلس ایالتی @BhawnaBohrabjp
[8] - Raipur مرکز ایالت چتیسکر
[9] - Sanatan fold و یا Sanatan Dharma یک واژه سانسکریت است که میتوان آن را بعنوان "دین ماندگار" و یا "قانون مانا" ترجمه کرد که منظور همان آئین هندو است، که گفته می شود 15 هزار سال عمر دارد و قدیمی ترین نوشته های این فرهنگ مذهبی در کتاب های ودا و از جمله چهار کتاب ودای اصلی به جای مانده، که اشاره به روش، نژاد و نوعی زندگی خاص دارد، که در مسیر این فرهنگ، فرد به آزادی و بیداری دست مییابد (Moksha) و چرخه تناسخ رها می شود.
[10] - Ghar Wapsi (Returning Home) برنامهای برای تغییر مذهب به هندوئیسم (و تا حد کمتری، سیکیسم) از اسلام، مسیحیت و سایر ادیان در هند است که توسط هندوهای هندی انجام میشود. سازمانهایی مانند ویشوا هندو پریشاد (VHP) و راشتریا سوایمسواک سنگ (RSS) و همچنین در خارج از کشور مانند اندونزی. این اصطلاح به ایدئولوژی ملیگرایانه هندو برمیگردد که همه مردم هند از اجداد هندو هستند و از این رو، تغییر به هندوئیسم نوعی «بازگشت به خانه» به ریشههای اجدادی خود است این برنامه در سال ۲۰۱۴ به موضوع بحث عمومی تبدیل شد. یوگی آدیتیانات از حزب بهاراتیا جاناتا ادعا کرده است که این کمپین ادامه خواهد یافت مگر اینکه تغییر دین به ادیان دیگر در کشور به طور کلی ممنوع شود. ویشوا هندو پریشاد و راشتریا سوایمسواک سانگ چندین رویداد از این نوع را در ایالت های تلانگانا، آندرا پرادش، کرالا و گوا ترتیب دادند. و اینک در چتیسگر
[11] - Mool Dharma دین یکتا، یا حقیقت یکتا
[12] - pic.twitter.com/arOSk3vFQE — Treeni (@TheTreeni) November 11, 2025
[13] - Pradhan Mantri Awas Yojana
[14] - گروههای ملیگرای هندو به صورت سازمان یافته با مظاهر حضور ادیانی که از خارج از سرزمین هند، به داخل شبه قاره آمدهاند، مبارزه کرده و به حضور آنان اعتراض میکنند. با روی کار آمدن احزاب ملیگرا قوانینی در سطح ایالت ها برای غیر قانونی کردن تغییر دین تصویب کرده اند که هنوز در ابعاد ملی این قوانین به قدر کافی تصویب نشده است، از این لحاظ است که تغییر دین از هندوئیسم به دیگر ادیان را غیر قانونی اعلام میکنند، اما تغییر دین از دیگر ادیان به هندو کاملا قانونی و حتی ارزش تلقی میشود.
[15] - جامعه قبیلهای به عنوان یک جامعه عقب افتاده، در قانون اساسی هند، شامل مزایایی از جمله سهمیه کسب پست های اداری، دولتی و تحصیلی و... است که ملیگرایان، اعطای همین سهمیه را عامل فشار به کسانی قرار داده اند که از دین هندو خارج شده و به ادیان دیگر می گروند، و اعلام می کنند کسانی که دین خود را از آئین هندو تغییر دهند، این امتیازات اجتماعی را از دست خواهند داد، به واقع امتیازات اجتماعی که به واسطه عقب ماندگی این جامعه اعطا شده، به اهرم فشاری از سوی حکومت، برای منصرف کردن افراد از تغییر در دین تبدیل شده است.
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):
هجوم اسلام به سمت شرق که از آغاز پیدایش آن شروع شد، طی سه مرحله متفاوت صورت گرفت، که فاز اول آن ابتدا شامل تمدن ایران گردید، و مرحله دوم آن سپس تمدن هند را هدف گرفت، و سومین مرحله نیز، جنوب شرق آسیا را از خود متاثر نمود. مرحله اول را اعراب مسلمانِ مهاجم از شبه جزیره عربی کارگردانی و اجرا کردند، و دو مرحله دوم و سوم را ایرانیان مسلمان کارگردانی و اجرا نمودند و اسلام را به سمت شرق گسترش دادند؛ اکنون اثرات تفاوت مجری و کارگردان ها را در فرایند و نتایج این هجوم ها می توان به چشم خود دید، آنچه در تفاوت وضعیت، و عاقبت ادیان زرتشتی و هندو دیده می شود، که از قضا هر دو از یک نژاد و فرهنگ، یعنی بروندادی از تاریخ، فرهنگ و مهاجرت تاریخ ساز آریایی ها هستند.
اولین فاز هجوم اسلام به سمت شرق را در حمله مستقیم سپاهیان اعرابِ مسلمان به امپراتوری ساسانی شاهدیم، که به چیرگی چند سده ایی حاکمیت های عرب اموی (۴۱–۱۳۲ ه.ق) [1] و عباسی (۱۳۲ تا ۶۵۶ ه.ق) [2] بر سرزمین های ایرانِ بزرگ و تمدنی دیده ایم، اما خیزش ایرانیان علیه این سلطه مستقیم، در پسامد آن، به ویژه در پهنه ایالت خراسان باستان، باعث گردید که علاوه بر برچیده شدن حاکمیت مستقیم اعراب بر سرزمین ایران، گسترش اسلام به سوی هند نیز با تاخیر انجام گیرد، و از شدت ویرانگری آن کاسته شود، و با پا گرفتن حاکمیت های ایرانی مسلمان، گسترش اسلام به هند توسط ایرانیان پی گرفته شد.
اما واقعیت این است که ایرانیان در پیشانی این هجوم، و در خیز اول، خسارات جبران ناپذیری را متحمل شدند، که برآیند همه این ها، پاکسازی پهنه ایران از دین و فرهنگ ایران، تغییر حرف الفبا، ویرانی بیشتر اماکن مذهبی، تغییر و صدمات فرهنگی و... بود، به طوری که اکنون از یک امپراتوری بزرگ زرتشتی نشین، جمعیت زرتشتیان در ایران، تنها حدود 50 هزار نفر، و در کل جهان نیز این جمعیت به 200 هزار نفر محدود شده است، بدین ترتیب دین غالب در ایران، که پیش از این حمله، زرتشت بود، به اکثریت مسلمان تبدیل شد، و در بُعد معماری دینی نیز، آتشکده ها ویران، و مساجد جای آن را گرفتند، و در بُعد فرهنگی نیز وضعیتی کم و بیش همینگونه است.
خیز دوم گسترش اسلام به شرق، سرزمین های زیر نفوذ تمدن هند را در بر گرفت، که این فاز را عمدتا ایرانیان مسلمان کارگردانی و اجرا کردند، از این رو آنچه بر ایران تمدنی رفت، هرگز دامنگیر تمدن هند نشد، عمده هجوم های موثر اسلامی، به خارج از سرزمین های ایران در پهنه خاوری را، سلسله های مسلمان ایرانی کارگردانی و اجرا کردند که از جمله آنان می توان به آخرین شان یعنی سلسله گورکانیان (1526 تا 1857 م) [3] و... اشاره نمود، که پهنه حکمرانی خود را به تمام شبه قاره هند گسترش داد.
اما این لشکرکشی ها، هرگز اثرات، شدت و کشتار و غارتِ ابتدایی هجوم مستقیم اعراب مسلمان به پهنه تمدنی ایران را در پی نداشت، و از شدت به بردگی و کنیزی گرفتن ها، ویرانی ها، تغییر فرهنگ و الفبا و... به طرز بسیار شگفتی آفرینی کاسته شد، به طوری که در نتیجه چند دور حاکمیت کامل سلسله های اسلامی - ایرانی در هند، روح مدارای مذهبی ایرانیان باعث شد که اکنون اکثریت کشور هند را هندوها و ادیان مرتبط به آن تشکیل دهند، الفبا، فرهنگ و معماری آنان حفظ شد و...،
این است که می بینیم، در مقایسه با جمعیت زرتشتی ها در ایران و جهان، هند کاملا خود را متفاوت نشان می دهد، و اکنون یک میلیارد و دویست میلیون هندو در جهان زندگی می کنند، که از این مقدار چیزی در حدود یک میلیارد و صد و شش میلیون نفر آن در هند ساکنند، که در مقابلِ عدد دویست هزار نفری کل زرتشتی ها در جهان، و جمعیت ناچیز 50 هزار نفری آنان در ایران، نشان از تفاوتِ اثر و میزان خسارتی است که این دو هجوم متفاوت اسلامی در ایران و هند ایجاد کرد.
گرچه در طول این حملات برخی از معابد و مراکز مذهبی هندوها که واجد زیورآلات و... بودند، از گزند مهاجمین به دور نماند، اما تاریخ نشان می دهد، پارس زبانان و یا ایرانی تباران مسلمان حاکم شده بر هند، در پی حضور خود در این منطقه کمتر ویران کردند و بیشتر آباد، و حضورشان باعث ثبات و شکوفایی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هند هم شد، به طوریکه گفته می شود در پایان آخرین امپراتوری قدرتمند و شکوفای اسلامی یعنی گورکانیان، در قرن نوزدهم میلادی، که با چیرگی بریتانیایی ها به پایان رسید، مناطق هند و چین به تنهایی، 50% حجم کل اقتصاد جهان را در خود داشتند، بله، به اندازه نصف جهان، که این مقدار، در پایان سلطه بریتانیایی ها بر این منطقه، در سال 1947، یعنی بعد از نزدیک به 200 سال، به 18% کاهش یافت.
اقتصاد، فرهنگ، معماری، توسعه و شکوفایی که در دوره حاکمیت گورکانیان، که همزمان با حاکمیت صفویان در ایران، ایجاد کردند، باعث ساخت و سازهای بزرگی در هند شد، که بسیاری از بناهای تاریخی هندِ کنونی، به این دوران تعلق دارد، سراسر هند، پر از معماری ایرانی – اسلامی است که در این زمان شکل گرفتند، بخش بزرگی از توریسم تاریخی هند، هم اکنون برای بازدید از بناهای با اهمیتی همچون تاج محل، قلعه سرخ دهلی، مسجد جامع دهلی و... جذب می شوند.
این است که پاکسازی اماکن، فرهنگ و پیروان مذهب هندو در دوره حاکمیت مسلمانان فارس زبان، به هیچ وجه قابل مقایسه با پاکسازی از اماکن، فرهنگ و پیروان دین زرتشت در ایران توسط اعراب نبوده و نیست، چرا که در دور اول هجوم، موجودیت زرتشتیان و فرهنگ ایرانی آنان نابود شد و به باد فنا رفت، اما در دور دوم این هجوم، اکنون دین، فرهنگ و الفبا، اماکن و... هندو کاملا باقی، و تا حدودی دست نخورده و بلکه غنی شده است و...؛
اما با این حال اکنون راستگرایان ملیگرای هندو، به این حد از تاثیر هم راضی نبوده، امروز به مجد و عظمت بیش از پیشِ فرهنگ، زبان و اماکن مذهب هندویی می اندیشند، و قائل به پاکسازی تمام آنچه از آثار اسلام و مسلمانی در هند باقیست، می باشند، و مسلمانان و دیگر ادیان وارداتی از خارج از این منطقه را «غیر» در نظر گرفته، و به هر بهانه ایی، و در یک روند سیستماتیک و هدایت شده دنبال می کنند، دست اندازی به سازه های مذهبی مسلمانان را برای خود مباح، لازم و واجب دیده، و یک به یک مساجد آنان را به زور، صلح و جنگ، گاه به جرم این که بر ویرانه های معابد هندویی بنا شده اند و... هدف قرار داده ویران کرده، و یا در صدد جایگزینی اند، تا معابد خود را دوباره بر خرابه مساجد آنان بنا کنند.
نیروهای بسیج مردمی و کف خیابان راستگرای افراطی هندو موسوم به (Kar Sevaks)، که موتور محرک سیاسی خود را بر اساس تاکتیک فرهنگی – سیاسی ویرانی اماکن مذهبی مسلمانان نهاده اند، با ویران کردن مسجد بابری در شهر فیض آباد ایالت اتارپرداش هند، در 6 دسامبر 1992، حرکت سیاسی – فرهنگی خود را به اوج رساندند، و نتایج انتخاباتی آن را درو کردند، و قدرت را در هند در دست گرفتند، که با آغاز به کار معبد رام، که بر ویرانه های این مسجد در سال 2024 توسط نخست وزیر هند افتتاح شد، اینک مساجد دیگری نیز در لیست تخریب های بعدی قرار دارند.
مطالبی که می آید فرایند اقداماتی است که اینک برای ویرانی مسجد جامع شهر سمبهال با عمری نزدیک به پنج سده در جریان است را پوشش می دهد که توسط سیستم دولتی و گروه های فشار مردمی هندو دنبال می شود، و نشان می دهد وقتی مافیای حاکمیتی و گروه های فشار مردمی آن، در کنار هم می آیند، چقدر ظالمانه و ویرانگر علیه اتباع خود ظاهر می شوند.
این نوشته ترجمه مقاله ایی است که شامل اظهارات سروزیر ایالت اتارپرداش هند است (بزرگترین خاستگاه درگیری های فرقه ایی بین مسلمانان و هندوها در هند) که حاکمیت این ایالت را در دست حزب مردم هند (BJP) دارند، حزبی که به واقع شاخه سیاسی راستگرایان ملیگرای هندوست، و او خود از فعالین این مسیر، و از روحانیون هندو می باشد، که نشان دهنده اثرات ویرانگر کنارهم آمدن قدرت و مذهب است، که اساس یک اقلیت و هر آنچه آنان هدف قرار دهند را، در حالتی زورگویانه و ظالمانه در معرض خطر نابودی قرار داده و می دهد. زور، تهدید، ارعاب را در سخنان این روحانیِ سیاسمتدارِ مسئولِ هندو، حاکم بر این ایالت را، به خوبی می توان، در کلمات او حس کرد، کلماتی که از موضع قدرت، تکبر، چیرگی و...، اقلیتِ زیر حاکمیت خود را تهدید به محدودیت های بیش از پیش می کند.
یوگی آدیتیانات:
«آنرا ساختمان مسجد مورد اختلاف ننامید،
مسلمانان باید مسجد سمبهال را به هندوها تحویل دهند»
یازدهم ژانویه 2025
او همچنین از جامعه مسلمانان خواست که «اشتباهات خود» در رابطه با تخریب ادعایی معبد "هری هار" [5] در سمبهال [6] را در بیش از پنج قرن پیش، بپذیرند.
دهلی نو: یوگی آدیتیانات [7] سروزیر دولت ایالتی اتارپرادش گفته است که جامعه مسلمان باید «در محترمانه ترین شیوه» مکان شاهی مسجد جامع شهر سمبهال را که مربوط به دوره کورکانیان هند (مغولان هند) است را به هندوها واگذار کنند، شواهد معماری و نوشته های مقدس نشان می دهد که ساخت معبد هری هار به الهه کالکی مربوط است و ساخت آن به قبل از ساخت مسجد باز می گردد.
آدیتیانات با اشاره به مسجد جامع شاهی سمبهال که مدت 5 سده گذشته وجود داشته است، همچنین گفت که نباید به «هر ساختار مورد مناقشه» به عنوان مسجد اشاره کرد و آنرا مسجد نامید. او این سخنان را در کنفرانسی که توسط خانه رسانه ای «آج تاک» در کومب ملا [8] در پرایاگراج [9] در روز جمعه برگزار شد، عنوان نمود.

مسجد سمبهال در اتارپرادش (1789.م). نقاشی مداد و آبرنگ، 30 در 49 سانتیمتر. کتابخانه لندن، توماس دانیل
این اظهارات در شرایطی بیان شده است که دادگاه عالی از دسامبر 2024 به دادگاههای کشور دستور داد که هیچ گونه دعوای جدیدی را که ادعای سایر مکانهای مذهبی دارند را ثبت نکنند. دادگاه عالی که در حال رسیدگی به دادخواستهایی بود که "قانون مکانهای عبادت 1991" [10] را به چالش میکشید، همچنین دادگاهها را تا اطلاع ثانوی از صدور هر گونه دستور موقت مؤثر یا دستور نهایی، از جمله دستورالعملهای بررسی، در دعاوی معلق و منع کرد.
این دستور همچنین در مورد پرونده مسجد جامع شهر سمبهال هم اعمال شد، جایی که فعالان هندو تلاش کردند تا حقوق مذهبی عبادت را در مکان مسجد جامع شاهی سمبهال به دست آورند، و ادعا کردند که زمانی معبد هری هار در این مکان بوده است.
آدیتیانات در پاسخ به سؤالات مجری آج تک گفت: «هر بنای مورد مناقشه را نباید مسجد نامید. روزی که اسمش را مسجد نگذاریم، مردم هم از رفتن به آنجا منصرف می شوند. به هر حال، اگر بنای مسجدی پس از جریحه دار کردن ایمان کسی ساخته شود، خلاف اصول اسلام است. [11] هر نوع عبادت در چنین مکان هایی نیز مورد قبول خداوند نیست. اسلام هیچ نوع ساختاری را برای عبادت اجباری نکرده است، اما مذهب هندو (سناتانا دارما) این کار را می کند.»
بازسازی میراث نیاکان
سروزیر ایالت اتارپرداش گفت زمان آن فرا رسیده است که به یک "بهارات [12] جدید" فکر کنیم که بتواند به میراث خود افتخار کند. به نظر می رسد ادیتیاناک از برنامه فعالین هندو برای تصاحب مساجد تاریخی در تمام نقاط هند حمایت می کند. او می گوید : «وقتی ما از بازسازی میراثی سخن می گوییم که به نیاکان ما تعلق دارد، در این سخن ایراد و اشتباهی وجود ندارد.»
آدیتیانات با اشاره به مسجد سمبهال پیشنهاد کرد که اگر شواهد نشان میدهد که این بنا پس از تخریب معبدِ هری هار بر ویرانه های آن ساخته شده است، مسلمانان باید آن را بدون درگیر شدن در دادگاهها به هندوها تحویل دهند. «اگر شواهدی از ساختمان معبد هری هار در ساختمان مسجد وجود داشته باشد، اگر نشانه هایی از معتقدات هندویی در آن وجود دارد، و اگر سازمان باستانشناسی هند شواهدی در آنجا پیدا کند، من احساس میکنم که بدون نیاز به دخالت دادگاه، پیروان اسلام به پیروان سانتا دارما (هندوئیسم) به محترمانه ترین حالت بگویند که "این مال شماست، شما مراقب داشته های خود باشید و به دهمین آواتار حضرت هری ویشنو، تبریک و خوش آمدگویی با شکوه و با عظمت و بزرگی بگویند.»
او همچنین از جامعه مسلمانان خواست تا اشتباهات خود را بپذیرند، که معبد هری هار را در سمبهال ویران کردند و «اقدام به ایجاد موانع غیر ضروری در مسیر قرار دادن سمبل های (مسجمه الهه های) هندوئیسم در آن ننمایند.» که این باعث درگیری های فرقه ایی جدید در کل کشور خواهد شد.
این سخنان وی تنها چند ساعت پس از آن بیان شد که دادگاه عالی، اجرای «یادداشت» صادر شده توسط مقامات شهرداری سمبهال در مورد شروع عبادت و غسل در چاهی واقع در نزدیکی مسجد شاهی را متوقف کرد. دادگاه عالی همچنین به دنبال گزارش وضعیت این موضوع از دولت بود.
مراحل پرونده مسجد سمبهال تا 25 فوریه 2025
دادگاه عالی الله آباد اوایل روز چهارشنبه (8 ژانویه 2025) روند رسیدگی به پرونده دادگاه محاکمه در موضوع مسجد جامع سمبهال را تا 25 فوریه به تعویق انداخت.
قاضی رانجان آگاروال حکم منع تجدیدنظر مدنی را که توسط کمیته مدیریت این مسجدِ مربوط به عصر گورکانیان ارائه شده بود، علیه حکم دادگاه مدنی سمبهال در 19 نوامبر که خواستار بررسی سایت مرتبط با مسلمان توسط یک کمیسر شده بود، تصویب کرد.
قاضی ارشد بخش مدنی سمبهال در 19 نوامبر دستور بررسی فوری مسجد را پس از اطلاع از درخواست برخی از فعالان هندو صادر کرده بود. این فعالان ادعا کرده بودند که مکان مذهبی اسلامی که در زمان امپراتور بابر کورکانی ساخته شده بود، در اصل یک معبد برجسته هندو بوده که به الهه کالکی که آواتار خدای ویشنو است، تعلق دارد.
پس از انجام بررسی اولیه از مسجد، که ظرف چند ساعت پس از دستور دادگاه انجام شد، تیم بررسی به رهبری کمیسر رامش راگاو برای دور دوم عکاسی و فیلمبرداری صبح روز 24 نوامبر 2024 به مسجد رسیدند.
با این حال، آن روز اوضاع به خشونت کشیده شد. دستکم چهار مرد مسلمان در خشونتهایی که در کوچههای نزدیک مسجد جامع شاهی در جریان یک بررسی پرتنش از مسجد رخ داد، کشته شدند، و تنی چند نیز مجروح شدند، که بسیاری از مسلمانان محلی احساس میکردند که چنین بررسی هایی توجیهی ندارد. نزدیکان کشته شدگانِ این درگیری ها، پلیس را متهم به تیراندازی به سمت آنان کرده اند، اتهامی که توسط مقامات رد شده است. چندین پرسنل پلیس نیز زخمی شدند.
دولت اوتارپرادش به رهبری یوگی آدیتیانات در 28 نوامبر 2024 دستور داد تا تحقیقات قضایی توسط یک کمیسیون سه نفره به ریاست دیوندرا کومار آرورا، یک قاضی بازنشسته دادگاه عالی، برای بررسی خشونت ها انجام شود.
گزارش بررسی کمیسر وکلا از مسجد سمبهال، که در زمان امپراتور بابر گورکانی ساخته شده بود، در دادگاه محلی ارائه شد، این گزارش در یک بسته لاک و مهر شده نگهداری می شد.
فعالان هندو به رهبری هاری شانکار جین، وکیل ارشد، در دعوای خود ادعا کردند که مسجد جامع شاهی در شهر سمبهال، در جای معبدی با قدمت چند صد ساله هری هار ساخته شده است که به الهه کالکی اختصاص دارد و "به زور و غیرقانونی استفاده می شود" و توسط کمیته اداره این مسجد، این مکان اشغال شده است.
آنها گفتند که مسجد کنونی یک بنای تاریخی است، که زیر بند 3 (3) قانون حفاظت از آثار باستانی، مصوب سال 1904 محافظت شده است. آنها همچنین ادعا کردند که از "دسترسی" به مسجد که توسط آنها به عنوان "اموال موضوع" قانون فوق توصیف شده است، محروم شده اند. و هیچ اقدامی برای ورود عموم مردم به محوطه این سایت تاریخی طبق مفاد بند 18 قانون 1958 آثار باستانی و محوطهها و بقایای باستانی انجام نشده است. [13]

نقاشی از حمله پلیس هند به اقلیت مسلمان در داخل مساجد و اماکن مذهبی آنان
[1] - اُمَویان یا بنی اُمَیّه از دودمانهای تاریخی عربی و اسلامی بودند. این دودمان از قبیلهٔ قریش و از طایفهٔ بنیامیه بودند. جد آنان امیه بن عبدشمس برادرزادهٔ ناتنی هاشم، نیای پیامبر اسلام، است. این دودمان خلافت امویان (۴۱–۱۳۲ ه.ق / ۶۶۲–۷۵۰ میلادی) را تشکیل دادند. عثمان بن عفان سومین خلیفه از خلفای راشدین نیز از بنی امیه بود.
[2] - خلافت عباسی سومین خلافت در تاریخ اسلام بود. این خاندان را سلسلهای از نوادگان عموی محمد بن عبدالله، عباس بن عبدالمطلب (۵۶۶–۶۵۳)، که نام این سلسله برگرفته از اوست، بنیان نهادند. خلفای عباسی پس از سرنگون کردن خلافت اموی در جنگ سیاهجامگان در سال ۷۵۰ میلادی برابر با سال ۱۳۲ قمری، خلافت اسلامی خود را در بغداد، در عراق امروزی بنیاد نهادند و در اکثر دوران زمامداری، در همین شهر حکومت کردند.
[3] - گورکانیان هند که در ادبیات غرب با عنوان مغولان کبیر هند نیز شناخته میشود، یک امپراتوری ترکی-مغولی و مسلمان با فرهنگ ترکی-ایرانی در دوران تاریخی عصر جدید اولیه در شبهقاره هند بود این دولت که برای بیش از سه سده بر مناطق وسیعی در جنوب آسیا فرمان راند، در سال ۱۵۲۶ میلادی توسط بابر که از نوادگان امیر تیمور بود بنیان گذاشته شد. این امپراتوری با مرگ اورنگزیب در ۱۷۰۷ میلادی، زوال آغااز شد. گورکانیان در سال ۱۷۳۹ میلادی به سختی از نادرشاه در نبرد کرنال شکست خوردند که زمینهساز سقوط نهایی آنان شد و رفته رفته تمام قلمروی گورکانیان توسط کمپانی هند شرقی تصرف گردید. پس از شورشهای سال ۱۸۵۷، امپراتوری بریتانیا رسماً دولت گورکانی را منحل کرد و حکومت شبهقاره به راج بریتانیا واگذار شد.
[4] - https://thewire.in/communalism/dont-call-disputed-structures-mosques-muslims-should-hand-over-sambhal-masjid-to-hindus-adityanath
[5] - Hari Har
[6] - Sambhal شهری در نزدیکی شهر مرادآباد، در ایالت اتارپرادش هند، و در صد کیلومتری پایتخت، دهلی نو قرار دارد.
[7] - Yogi Adityanath روحانی هندو وابسته به حزب راستگرای هندویی افراطی مردم هند (BJP) سروزیر ایالت
[8] - Kumbh Mela بزرگترین مراسم مذهبی هندوها که هر 25 سال یک بار در شهر الله آباد یا آنچنان که آنرا تغییر نام داده پریاگراج تغییر داده اند صورت می گیرد
[9] - Prayagraj نامی جدید که بر شهر الله آباد، داده شده، هندوهای ملیگرا سعی دارند نام های متعلق به دوره اسلامی را از شهرهای و مناطق هند برداشته و به نام های باستانی آن باز می گرداند، در همین رابطه شهر الله آباد به پریاگراج، فیض آباد به آیودیا، احمدآباد به گاندی نگر، مدرس به چنای، بنارس به وارانسی و... تغییر یافته اند
[10] - The Places of Worship Act, 1991
[11] - اشاره سروزیر ایالت اوتارپرادش به اصل اسلامی عدم غصبی بودن زمین محل عبادت است، که باعث بطلان نماز می شود
[12] - Bharat هندوهای ملیگرا به جای نام هندوستان (India) که نامی است که ایرانیان بر این منطقه نهاده اند، از واژه بهارات استفاده می کنند که ریشه در نوشته های تاریخی آنان دارد.
[13] - این شگرد هندوهاست که ابتدا با کسب حق ورود به مساجد و قرا دادن مجسمه خدایان، پروسه تصرف را قدم به قدم پیش می برند، کاری که با مسجد چهارصد ساله بابری نیز کردند و سپس آن را کاملا ویران و اکنون معبد خدای رام را بر ویرانه های آن ساخته و توسط نخست وزیر ملیگرای هندو، آقای نارندرا مودی در سال 2024 طی تشریفات مذهبی و حکومتی، بر خلاف قوانین مشخص سکولار قانون اساسی هند، افتتاح کردند.
قانون اساسی سکولار، دمکرات، تکثرگرا و سوسیالیست هند، که بزرگترین دمکراسی مترقی در پرجمعیت ترین کشور جهان را، با یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر حول خود انسجام بخشیده، و در مسیر توسعه و پیشرفت هدایت می کند، حاصل مبارزه ی درازدامن، و پیروزی انقلابی شکوهمند به رهبری انسان هایی فرهیخته و الگو در جهان سیاست، تفکر و شیوه مبارزه، همچون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... است.
این قانون که بدست انقلابیون مبارز، علیه سلطه بریتانیا و همچنین نظامات ظالمانه طبقاتی هندویی و... به صورت سکولار و تکثرگرا تنظیم و سامان یافت، یک نظام فدرال - دمکراسی پارلمانی را از سال 1947 در هند رقم زد، که ضامن موفقیت یک ملت در مسیر حیات، و توسعه خود بوده است، اما این قانون اکنون در خطر استحاله و تغییر قرار دارد، چرا که با پیروزی احزاب و تشکل های راستگرا و ملیگرای افراطی هندو، ستون های آن یعنی سکولاریسم و تکثرگرایی و حتی وجه دمکراتیک آن، در معرض خطر جدی قرار گرفته است، و زنگ های خطر مدت هاست که در هند به صدا در آمده اند.
صحنه دار سیاست هند اکنون گروه هایی اند که تحت رهبری سازمان داوطلبان ملی موسوم به RSS و با مجریگری سیاسی حزب مردم هند (BJP)، برای سومین دوره قدرت را در هند، در دست گرفته اند، و آشکارا از تغییر قانون اساسی سخن می گویند، و شدیدا به دنبال کسب اکثریت لازمِ پارلمانی اند تا این قانون را مطابق با فرهنگ و سیاست های فرقه ایی و ملیگرای خود، و بر اساس فرهنگ باستانی هندو تغییر دهند.
از جمله انتقادات آنان به قانون اساسی انقلاب هند این است که چرا کشوری با اکثریت هندو، باید قانونی بر اساس اصل سکولاریسم و تکثرگرایی داشته باشد، چیزی که موجودیت فرهنگ هندو را در معرض خطر تهاجم فرهنگی «دیگران» قرار داده است. چنین رویکردی، اقلیت پر تعداد مسلمان (نزدیک به 20% جمعیت هند فعلی)، مسیحی و... هند را «اغیار» تعریف می کند، و اسلام و مسیحیت را ادیانی مهاجم و وارداتی به هند در نظر می گیرد، که هجومی وسیع را به جامعه و فرهنگ هندو تدارک دیده، و اجرا می کنند.
از این روست که مبارزه دامنه داری با این اقلیت های پر تعداد در هند آغاز و اعلام کرده اند، و دهه هاست که به آن ادامه می دهند، حملات فرقه ای که اساس سیاست انتخاباتی افراط گرایان هندو، و موتور محرک انسجام اجتماعی و تجمع بانک رای آنان را، بر اساس تحریک احساسات مذهبی مردم هند تشکیل می دهد، و به مسلمانان و مسیحیان در هند در چند دهه گذشته، به طور وسیع، خونین و خسارتبار ادامه دار بوده، و وضع بسیار ناگواری را برای این اقلیت ها رقم زده، و نقض فاحش حقوق بشر را به نمایش در آورده، و نوعی تروریسم مورد حمایت دولت را در دست اندازی به حقوق افراد، جایگاه، اموال و اماکنِ متعلق به اقلیت ها در هند رقم زده است، بسان دیگر حاکمیت های موجود در جهان که سیاست های ضد اقلیت در پیش گرفته اند، و درد و رنج انسان را بر اساس نپذیرفتن تکثر فکری و مذهبی، و آزادی عقیده، برای دیگران به ارمغان می آورند.
اما در انتخابات سراسری سال 2024، حزب سکولار - دمکرات و تکثرگرای کنگره ملی هند (NIC) بعد از مدت ها مورد اقبال بیشتری از سوی مردم هند قرار گرفت، و نسبت به انتخابات های اسفبار گذشته، کرسی های بیشتری را در مجلس هند بدست آورد، و راه تغییرات قانون اساسی را برای حزب BJP اگر نگوییم غیر ممکن، لااقل سخت کرد؛ از جمله نتایج این انتخابات، ورود خانم پریانکا گاندی [1] به عنوان نماینده ای از حوزه ایالت کرالا بود، که برای اولین بار به پارلمان این کشور راه یافت.

خانم پریانکا گاندی در حال سخنرانی در لوک سابها
او در نخستین نطق نمایندگی خود را در 13 دسامبر 2024، که در صحن مجلس ملی هند (لوک سابها) ایراد کرد، رقیب سیاسی – انتخاباتی اش، حزب BJP را در مورد رویکردهایش به قانون اساسی زیر سوال برد و مورد شماتت قرار داد. پریانکا گاندی مراسمِ هفتاد و پنجمین سالگرد اعمال این قانون در سیستم حاکمیتی هند را که در پارلمان این کشور گرامی داشته می شد را غنیمت دانسته، و به بنیادگرایان راستگرای هندو، و کادر حاکمیتی دولت (حزب BJP) تاخت و هشدار داد که آنان باید بدانند که قانون مبنای کشور برای دولت مرکزی، قانون اساسی هند باید باشد، و نه اجرای «اساسنامه گروه راستگرایان ملیگرای هندویی RSS» که طرفداران آن، در گروه های «سنگ پرویوار» تجمع یافته اند. [2]
چرا که قانون اساسی سپری برای پاسداشت ارائه داده است، تا هندوستان مدل «وحدت در عین کثرت» خود را بدست آورد و خود را حفظ کند، مدلی که اکنون مورد تعدی کسانی قرار گرفته است که تخم بدگمانی و ترس را در جامعه می کارند. خانم گاندی ادامه داد: «قانون اساسی ما سپر حفاظت است، سپر عدالت است،» و این قانون به مردم هند قدرت داد تا صدای خود را علیه دولت حاکم بر خود بلند کنند و «بسیاری از دولت ها توسط مردم هند، به دلیل تندخویی شان، سرنگون شده اند. این قدرتِ قانون اساسی هند بود.»
خانم گاندی افزود که تمجید و استنادی که از سوی دولت حزب BJP از قانون اساسی در امسال دیده می شود، نتیجه نمایش انتخاباتی ضعیف حزب حاکم BJP در انتخابات اخیر است، مردم هند جایگاه خود را در جهت گیری های رای خود، به حزب حاکم نشان دادند، حزبی که قانون اساسی را در هر مرحله از حکومت خود نقض کرده است، و این جهت گیری رای مردم بود که آنان را به توجه به قانون اساسی باز گرداند، که امروز از آن سخن گویند چرا که "اگر نتایج ضعیف انتخاباتی کسب شده حزب مردم در مجلس نبود، آنها تغییر قانون اساسی را اکنون آغاز می کردند. [3] حقیقت این که سخن حزب BJP در مورد قانون اساسی، ناشی از نتایج ضعیف آنان در انتخابات است که متوجه اشان کرد که مردم از قانون اساسی محافظت می کنند و آن را زنده نگه میدارند.»
خانم گاندی با تاکید بر استراتژی سیاسی - انتخاباتی حزب BJP که همواره مجموعه ای از حوادث خشونت آمیز فرقه ایی را تدارک می بیند و رقم می زند، تا بین آحاد مردم هند شکاف اندازد، و از نتایج انتخاباتی این شکاف و حالت دو قطبی سود جوید، خطاب به نمایندگان حزب BJP در مجلس هند ادامه داد، شما درست می گویید، «تمام مسئولیت گذشته بر عهده جواهر لعل نهرو است، اما چرا در مورد وضعیت حال کشور صحبت نمیکنید... چرا قوانین بخش کشاورزی به نفع افراد قدرتمند تنظیم شده است... چرا پروژه ساخت همه فرودگاهها، جادهها، کارهای راهآهن تنها به یک نفر داده میشود. و دولت هند به نفع اَدانی (Adani) [4] کار می کند… مردم باید بر این باور برسند که قانون اساسی از آنها حفاظت می کند، اما اکنون مردم این اعتماد را از دست داده اند.» پریانکا گاندی پرسید که چرا زنان باید 10 سال دیگر صبر کنند تا از مزایای قانون قدرتمند سازی زنان [5] بهره مند شوند. «چرا اکنون نمی توان این قانون را اجرا کرد؟ چرا الان آن را اجرا نمی کنید؟»
خانم گاندی از نقش جواهر لعل نهرو در ملت سازی و پرکردن قابلیت های تولیدی هند با تأسیس شرکت های بخش خصوصی ( PSUها) [6] ، پالایشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی مانند IIT ها و IIM ها و... گفت، و به خفقان موجود در ذیل حاکمیت حزب BJP اشاره داشت که «ترس محسوسی در جامعه وجود دارد و روزنامه نگاران، اساتید، کشاورزان، فعالان، مورد حمله قرار می گیرند... گاهی اوقات، این I-T ، ED است که به آنها حمله می کند... معلمی در ایالت اوتار پرادش (تحت حاکمیت حزب BJP) به عنوان عنصر ضد ملی معرفی می کنند.» و در توضیح ترس هایی که حاکمیت حزب BJP بدان مبتلاست، این چنین ادامه داد که «وقتی کل اپوزیسیون خواستار برگزاری سرشماری در کشور مبتنی بر تعیین آمار نفوس طبقات اجتماعی (کاست) شدند، [7] حزب BJP (در عملی عوام فریبانه و با تکیه بر اعتقادات مذهبی مردم) درباره «گاو» و «ماگالسوترا» صحبت کردند.»
و این شرایط را ناشی از ترس حاکمیت ارزیابی کرد، خانم گاندی ماهیتِ ترس را به گونهای دانست که کسانی که ترس را در کشور منتشر میکنند، خود همیشه خوفناکند، «ماهیت ترس چنین است. حتی کسانی که ترس را القا می کنند نیز حتی میترسند مناظره کنند، در مجلس جواب بدهند... در 15 روز گذشته که من در مجلس هستم، نخست وزیر (نارندرا مودی) بیش از 10 دقیقه در جلسات مجلس شرکت نکرد. شواهد تاریخی ما نشان میدهد که ترسوها برای مدت طولانی بر هند حکومت نکردهاند. قانون اساسی تضمین میکند که ترسوها در قدرت باقی نمانند.» پریانکا گاندی اولین سخنان پارلمانی خود را با این جمله به پایان برد که : «تنها حقیقت پیروز است»
سخنرانی پر شور و موثر و بجای خانم پریانکا گاندی، مانور پارلمانی قوی از سوی وی به نمایش گذاشت که یادآور نطق های رهبرانی همچون ایندرا گاندی در پارلمان بوده است، و این سخنرانی واکنش های زیاد را در سطح رهبران ارشد حزب BJP بر انگیخت، از جمله در مقابل راجنات سینگ از رهبران و از اعضای ارشد کابینه حزب BJP، حملات تبلیغاتی را به حزب کنگره تدارک دید، و با اشاره به اعلام قانون شرایط اضطراری در زمان حاکمیت حزب کنگره به رهبری خانم ایندرا گاندی، این حزب را مورد سرزنش قرار داد که در زمان حاکمیت خود، روح قانون اساسی را مورد تعدی قرار داده است، او تغییرات قانون اساسی در زمان دولت حزب مردم و حاکمیت نارندرا مودی را در راستای ترقی جامعه زنان، گروه های مردمی به حاشیه رانده شده، و فقرا دانست. او قانون اساسی را نماینده ارزش های تمدنی هند دانست و عنوان داشت که :
«برخی قانون اساسی ما را استعماری می دانند، و برخی می گویند این قانون عاریه ای است. برخی ادعا می کنند که این قانون هدیه یک حزب (کنگره) به کشور است. واقعیت این است که قانون اساسی ما بیانگر ارزش های تمدنی ماست. میراث مبارزه آزادیبخش ما را به همراه دارد. قانون اساسی ما، یک شخص متعلق به یک خانواده فقیر را قادر می سازد که نخست وزیر و یا رئیس جمهور هند شود. این ظرفیت بعد از استقلال نادیده گرفته شد، اما دولت ما متعهد به آن است. ما قید و بندهای استعماری را شکسته ایم و قوانین جزایی جدیدی آورده ایم.»
وی افزود که فقرا در طول حاکمیت نارندرا مودی صاحب "خانه، درمان رایگان، جیره رایگان، آب لوله کشی و توالت" شدند. او همچنین در مورد چگونگی تلاش دولت برای "توسعه تحت رهبری زنان" سخن گفت. سینگ تأکید کرد که احترام به قانون اساسی تنها به معنای صحبت در مورد مفاد «حقوق» نیست، بلکه «وظایف و مسئولیتها» هم هست، و گفت : ارزشهای تمدنی هند به BJP تبلیغ ایده ی وظایف را آموزش داده است.
او ضمن دفاع از اقدامات فرقه ایی حزب، و دولت حزب راستگرای هندوی BJP عنوان داشت که : «در نسخه اصلی قانون اساسی ما، در قسمت سوم، جایی که حقوق اساسی مورد بحث قرار گرفته است، تصویری از خداوندِ رام، سیتا و لکشمن وجود دارد. نقاشی هایی از غار اِجانتا و نیلوفر آبی نیز به تصویر کشیده شده است. که دومی بیرون آمدن از قرنها بردگی را به تصویر میکشد...».
راجنات سینگ که خود از رهبران تحرکات فرقه ایی در ایالت اتارپرادش و ویرانی مسجد بابری و ساخت معبد رام به جای آن بوده است که به پاس خدمات خود در این راستا، به مقامات بالای حزبی دست یافته است، به نقش مهمی که جواهر لعل نهرو (نخست وزیر و از رهبران انقلاب هند) و دیگر رهبران حزب کنگره در تدوین قانون اساسی هند داشتند اذعان کرد، ولی تاکید کرد که افرادی هم بودند که نقش مهمی را از خارج از مجلس مؤسسان در این زمینه ایفا کردند. افرادی که عضو مجلس مؤسسان نبودند اما میراث آنها بخشی از قانون اساسی شده است. باید به یاد داشته باشیم که پاندیت مالاویا (Pandit [Madan Mohan] Malawiya)، سردار پاتل (Sardar Patel)، باگات سینگ (Bhagat Singh) و ویر سوارکار (Veer Savarkar) نیز به اخلاق قانون اساسی کمک کرده اند.
راجنات سینگ در ادامه به نظرات دکتر سیاما پراساد موکرجی [8] اشاره کرد که «معتقد بود که قانون اساسی باید نتیجه اخلاق و اجماع جمعی باشد. در سال 1944، قانون اساسی ایالات هندوستان حاوی نظرات بسیاری از رهبران بود. او گفت که دولت باید از آزادی مذهبی برخوردار باشد. همچنین به هر شهروند این حق را بدهد که از فرهنگ خود محافظت کند. دولت قرار بود سکولار باشد. این ها را کسانی میگفتند که کنگره آنها را فرقه ایی مینامید.»
و سپس ادامه داد که «دکتر موکرجی از این سند بسیار الهام گرفته است. او یک مرکز قوی می خواست و از قانون اساسی دموکراتیک حمایت می کرد. اما چنین جزئیاتی هرگز ذکر نشده است... یک طرف (حزب کنگره) تلاش کرد قانون اساسی را ربوده و تصاحب کند... همه این موارد پنهان شده است. قانون اساسی ما هدیه یک حزب نیست، بلکه متعلق به مردم هند است.»
راجنات سینگ سپس به دیگر نقاط ضعف عملکرد حزب کنگره اشاره کرد و داستان قاضی سابق دیوان عالی کشور، اچ.آر.خانا را یادآور شد که چگونه قضاوت مخالف او در پرونده ADM Jabalpur vs Shivkant Shukla به قیمت از دست دادن منصب قاضی عالی هند او تمام شد، در حالی که در تلاش برای حمله به «گرایشات استبدادی» دولتهای کنگره در گذشته بود. سینگ گفت «او حاضر نبود حق زندگی کسی را به دولت واگذار کند و دادگاه را تغییر دهد. او باید برای آن بهایی می پرداخت (از دست دادن مقام).»
راجنات سینگ ادامه داد که «من می بینم که بسیاری از رهبران اپوزیسیون با یک نسخه از قانون اساسی در جیب خود حرکت می کنند. آنها این را از کودکی یاد گرفته اند. آنها شاهد بوده اند که قانون اساسی در طول نسل ها در خانواده خود در جیب نگه داشته شده است.» این رهبر ارشد BJP ادامه داد که : «اما BJP قانون اساسی را بر پیشانی خود می گذارد.»
در حرکتی دیگر، در راستای حملات حزب BJP به حزب کنگره، آمیت شاه وزیر کشور حزب BJP، در یک اظهارات عجیب و تمسخر آمیز که در 17 دسامبر 2024 در خلال جلسه قانون اساسی که در مجلس سنا هند (راجیا سابها) جریان داشت، در حمله ی دیگری به رهبران حزب کنگره در این مجلس، که نام معمار قانون اساسی هند، دکتر بهیم رائو امبادکار [9] را در نطق خود مرتب بیان می داشتند، عنوان نمود که :
« اکنون این شعار مد شده است که بگوییم امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار. اگر بجای این نام، چند بار نام خدا را برده بودی، جایی در بهشت داشتی. شعار امبدکار، امبدکار کمکی نمی کند. بهتر است حمد و ثنای خدا را بخوانی، شاید به بهشت برسی.» این سخنان وزیر کشور هند، موجی از اعتراضات را در پی داشت.
آرویند کجریوال [10] نماینده ملی حزب Aam Aadmi (AAP) در خصوص این سخنان آمیت شاه عنوان داشت که : «امبادکار روح ملت هند است و کمتر از یک الهه نیست. ما نمیتوانیم بگوییم که آیا کسی پس از مرگ، به بهشت می رود یا خیر، اما اینجا روی زمین، میلیونها نفر از مردم محروم از کرامت و حقوق خود، مدیون دکتر امبدکار هستند که قانون اساسی را به آنها هدیه داده است. اظهارات آمیت شاه احساسات میلیون ها هندی را به شدت جریحه دار کرده است. من شخصاً دکتر امبدکار را معبود خود میدانم، و سعی میکنم راهی را که او نشان داده است طی کنم. دکتر آمبدکار صدای ستمدیدگان و سنگ بنای دموکراسی هند است. توهین آمیت شاه به او توهین به هر دالیت (طبقه نجس ها)، هر شهروند محروم، و هر معتقد به برابری است. ما اجازه نخواهیم داد که این اتفاق بیفتد.»
.png)
کاریکتاتوری که امبادکار را نشان می دهد که ساختمان پارلمان هند را داخل جعبه قانون اساسی هند می گذارند
[1] - Priyanka Gandhi فرزند خانم سونیا گاندی (رهبر حزب کنگره ملی هند) و راجیو گاندی (نخست وزیر فقید هند که توسط تامیل ها ترور شد) است، پریانکا نوه خانم ایندرا گاندی (نخست وزیر فقید هند است که توسط سیک ها ترور شد)، و خواهر راهول گاندی (رهبر اپوزیسیون دولت هند در پارلمان این کشور)، وابسته به حزب کنگره ملی هند می باشد.
[2] - Constitution Not Sangh's Legislation گروه سنگ پریوار مجموعه ایی از احزاب، سازمان ها و گروه های سیاسی، فرهنگی و مذهبی را شامل می شود که شاخه سیاسی آنها حزب مردم هند (BJP) می باشد، گروه RSS سازمان اصلی و ایدئولوگ این مجموعه است که گروه ها دیگری از جمله شیوسنا و بجرانگ دال و... شاخه های خشونت طلب و مسلح آن می باشند، گروه VHP شاخه روحانیت هندویی و گرداننده معابد را تشکیل می دهند، تفکر و ایدئولوژی آنها هندتوا (Hindutva) است که بازیابی و استقرار دوباره فرهنگ مذهبی هندو را در جامعه متکثر هند هدف گرفته است. این گروه دشمن خود را در اقلیت های مذهبی وارداتی به هند تعریف می کنند و اماکن آنان را ویران می کند و.... رقیب سیاسی این گروه حزب کنگره ملی هند است که به رهبری مهاتما گاندی انقلاب هند را رهبری و به سرانجام رساندند، اما امروز نهرو – گاندی زدایی از سیاست و قانون اساسی، که متکی بر مدارا و تکثرگرایی و سکولاریسم است، را دنبال می کنند،
[3] - این گفته دقیقی از سوی این عضو ارشد رهبری حزب کنگره می باشد، چرا که اگر حزب BJP می توانست آنچه را که در انتخابات امسال در نظر داشت را بدست آورد (400 کرسی از 543 کرسی لوک سابها)، یکی از برنامه های اعلام شده آنها، اصلاح قانون اساسی سکولار، تکثرگرای هند بود که در آن حقوق اقلیت ها به خوبی در نظر گرفته شده است، و این حزب مخالف حق برابر اقلیت ها در هند است، چرا که آنان را بازماندگان از مهاجمان به هند می داند، که باید به فرهنگ و دین هندو باز گردند، از جمله اقدامات آنان در دوره گذشته حاکمیت حزب مردم، الغای بند 370 قانون اساسی بود که در قانون اساسی به ایالت مسلمان نشین جامو و کشمیر حقوق خاصی را بنا بر توافق بین مسلمانان این ایالت و دولت هند در زمان استقلال برای باقی ماندن آنان در شاکله این کشور اعطا کرده بود، اما اکنون این حقوق از آنان بازپس گرفته شد. حزب BJP به دنبال تحمیل قانونی یکسان به همه هندی ها فارغ از دین و مذهب آنان است، چیزی که در قانون فعلی به اقلیت ها به طور خاص اعطا شده است که اقلیت های دینی بر اساس قوانین شرعی خود حقوق خصوصی خود را دارند، مثل ثبت ازدواج و...
[4] - گوتام ادانی یکی از ثروتمندترین صنعتگران و سرمایه داران هند، متحد حزب BJP است که رابطه دوستانه ایی با نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی دارد، و این روابط تا حدی پیش رفته است که او را به سان ایلان ماسک برای ترامپ می بینند، که در نقش یک ثروتمند امریکایی در پیروزی دونالد ترامپ در امریکا نقش بازی کرد، و در فردای پیروزی او نقش مهمی خواهد داشت، شباهت های قابل توجهی در نحوه برخورداری آدانی و ماسک از نفوذ در سیستمی که در آن فعالیت می کنند وجود دارد. اما طرح ترامپ برای استفاده از ایلان ماسک و تقویت متقابل آنها کاملاً آشکار و شفاف است. ترامپ آشکارا از حمایت ثروتمندترین میلیاردر آمریکایی برخوردار است اما نارندرا مودی به صراحت چنین چیزی نمی گوید، اما اقدامات دولت او گویای جایگاه ویژه ای است که گروه تجاری آدانی در طرح امور دولت، به ویژه دیپلماسی اقتصادی آن در سطح جهانی دارد. دونالد ترامپ تاکنون نشانه هایی را ارائه کرده است که ماسک سفیر جهانی او در زمان انجام معاملات تجاری/سرمایه گذاری مهم با شرکای بزرگ اقتصادی در سطح جهان باشد. برای کشورهای شریک، این می تواند اثری دو طرفه داشته باشد. نارندرا مودی قبلاً آدانی را به عنوان محوری برای گسترش دیپلماسی اقتصادی خود در سرتاسر جهان - البته با موفقیت متفاوت - ساخته است، چه در بنگلادش، سریلانکا، آفریقا، میانمار، اسرائیل، اروپا، آمریکا یا اخیراً چین، جایی که آدانی یک منبع عرضه زنجیره ای تجهیزات انرژی خورشیدی باز کرده است. ادانی همچنین یک بسته سرمایه گذاری ده میلیارد دلاری در امریکا را اعلام کرد که با سد دادگاه منطقه ایی در امریکا مواجه شد، که شرکت ادانی را متهم به فساد اقتصادی کرده است. با این حال، آدانی منصرف نشده است و گفته است که با این پرونده مبارزه خواهد کرد و قوی تر ظاهر خواهد شد. کسی که در حال حاضر شاهد چنین چیزی است که می توان آن را به عنوان حمایت بی قید و شرط از آدانی از سوی حزب حاکم توصیف کرد، که کمپینی در داخل و خارج از پارلمان هند ایجاد کرده است که نشان می دهد توطئه خارجی علیه این گروه تجاری، در واقع تلاشی بزرگتر برای ضربه زدن به حاکمیت هند است! بنابراین BJP عملاً اعلام کرده است که آدانی نماینده هند است و سؤالاتی را در مورد اینکه آیا دولت ایالات متحده به همراه جورج سوروس به سازمان های رسانه ای جهانی کمک مالی می کند تا به رشد هند آسیب برساند که عمدتاً توسط گروه آدانی تقویت شده است، سؤالاتی را مطرح کرده است. از رهبر عالی خود محافظت کنید، این خود یک توهم در سطوح مختلف را نشان می دهد. حزب حاکم هرگز اجازه نداده است که حقایق مانع روایت غیرباورانه آنها شود. ترامپ به هیچ وجه پنهان نمی کند که ماسک در ایجاد و تثبیت حضور ایالات متحده در فناوری های حیاتی در سطح جهانی نقش خواهد داشت. ترامپ آشکارا و صریحاً ماسک را به عنوان فردی که نقشی کلیدی در سیاست او «اول آمریکا» ایفا خواهد کرد، مطرح میکند.
[5] - Naari Shakti Vandan Adhiniyam
[6] - شرکتهای بخش عمومی (PSU Public Sector Undertakings) در هند، نهادهای دولتی هستند که حداقل 51 درصد از سهام آنها تحت مالکیت دولت هند یا دولتهای ایالتی است.
[7] - برگزاری آمارگیری ملی بر اساس نفوس طبقات اجتماعی از سوی حزب کنگره هند، چند هدف را دنبال می کند که به صورت شعار انتخاباتی در سال 2024 از سوی این حزب مطرح شد، یکی از اهداف این شعار نشان دادن آمار بسیار کم جمعیت طبقات بالای هندو است که آقایی خود را در قالب طرح های ایدئولوژیک حزب BJP و RSS و احیای فرهنگ هندویی دنبال می کنند، تفکر هندوتوا قائل به احیای نظام فرهنگی طبقاتی باستانی هندوست که در صورت تحقق، تضمین کننده حاکمیت طبقه برهمنان (روحانیت هندو) و... بر دیگر طبقات جامعه هند است، و بدین ترتیب عمده مردم هند که در طبقات پایین قرار می گیرند، اتوماتیک تحت سیطره آنان قرار می گیرند، قانون اساسی زمان استقلال این سیادت و این فرهنگ را نابود کرد و غیر قانونی اعلام نمود، اما در حال احیای دوباره است.
[8] - Syama Prasad Mookerji از وزرای دولت جواهر لعل نهرو بود، که به علت اعتقادات هندویی افراطی و فرقه ایی از این دولت کناره گیری کرد و پایه های حزبی هندویی را که اکنون همان BJP از آن نشات گرفته است را نهاد.
[9] - امبادکار شخصیت فرهیخته و آگاهی است که قانون اساسی هند سکولار و تکثرگرا را بعد از پیروزی انقلاب هند طراحی و تنظیم کرد، او به پایین ترین طبقه اجتماعی هندوها یعنی دالیت ها تعلق دارد که این طبقه پرجمعیت از سوی طبقات بالای هندو، نجس انگاشته می شوند، و مورد ظلم و تعدی بسیاری اند. فقه هندویی طبقات بالا را از ارتباط با دالیت ها منع می کند، و آنرا مستوجب توبه و اقداماتی می داند، که بعد از ارتباط به پاکی دوباره آنها منجر شود.
[10] - Arvind Kejriwal از رهبران حزب عام آدمی، از احزاب سکولار هند است که اخیرا تاسیس و موفقیت های زیادی در پهنه سیاسی هند داشته است.


