کمبوملا، غسل و حج هندوها در شهر الله آباد برای رستگاری

27 دی 1397
Author :  
غسلی که قرار است شما را به رستگاری نایل نماید

همه دنبال راحت ترین راه برای رسیدن به رستگاری و پاکی اند، و هندوها هم این روزها شهر "الله آباد" را مقصد خود قرار داده اند، تا به صورت میلیونی آمده و بیایند، تا وقوفی در این منطقه ی مقدس کرده و با غسلی در آب مقدس رود گنگ و یامونا خود را از گناه هان شان پاک کنند، و به رستگاری برسند، و رنج مداوم خلاص شوند، ولی آیا به واقع گناهان با غسلی در آب مقدس و وقوفی در مکان مقدس پاک خواهد شد؟!!

نگاهی کلی که به ادیان و مسلک های مذهبی جهان می افکنی، نوعی اشتراک رویه، احکام، مناسک و... را می توان در آنان مشاهده کرد، به عنوان مثال از نظر فقهی گفته می شود بین دین اسلام و یهود اشتراکات بسیار زیادی وجود دارد؛ در داستان پیام آوران از ناحیه خداوند و همچنین داستان خلقت، همپوشی زیادی بین داستان اسلام و یهود موجود است.

رویه ها در انجام سفرهای زیارتی برای حضور در مقدس ترین مکان ها هم بین ادیان اشتراکات زیادی هست، و گاه فکر می کنی که از روی هم کپی برداری کرده اند. حتی در نگاه به مرگ نیز بسیار اشتراک داریم، همانطور که من مسلمان آرزو دارم در یکی از اماکن مذهبی بمیرم و یا دفن شوم، هندوی معتقد هم، کناره های رود مقدس گنگ (Ganga) [1] که از مقدس ترین مکان ها برای اوست، انتخابش برای مکان مرگ است و دوست دارد همانجا بمیرد و بدنش همانجا به آب مقدس سپرده شود.

تجمع های میلیونی مذهبی در جهان زیاد نیست، ولی تجمع ما مسلمانان در مکه، مدینه، کربلا، نمونه های دیگری، بلکه بزرگتر در بین ادیان دیگر از جمله هندو ها دارد. آرد کُمبو ملا (कुम्भ मेला Ardh Kumbh Mela) یک سفر زیارتی میلیونی است که پیروان مذهب هندو هر شش سال یک بار در محلی به نام پریاگ (Prayg) [2] در محل اتصال سه رود مهم مذهبی هندوها یعنی، ساراسواتی (Saraswati) [3] و یامونا (Yamuna) [4] که در محلی به نام سنگام (Sangam) به رود گنگ می پیوندند، و برای هندوان از مقدس ترین مکان هاست، انجام می شود،

این مکان در نزدیکی شهر الله آباد (Allahabad) هند قرار دارد که بعد از قرن ها این شهر را که نامی اسلامی داشت، سال گذشته میلادی توسط دولت ملی گرای حزب BJP [5] تغییر نام داده شد و آن را اکنون پریاگراج (Praygraj) می نامند. [6]

آرد کمبوملا سال 2019 تجمع میلیونی هندوها خواهد بود که از تاریخ 25 دیماه تا 13 اسفند (January 15 to March 4) ادامه خواهد یافت. با توجه به پورانا کمبو ملا (Purna Kumbh Mela) که هر 12 سال یک بار انجام می شود، در میانه آن، هر شش سال یک بار "آرد کمبو ملا" در پریاگراج و هریدوار (Haridwar) انجام می گردد، و در نهایت هر 144 سال یک بار (بعد از هر 12 بار برگزاری پورانا کمبو ملا) هم تجمع مذهبی هندوها به نام ماها کمبو ملا (Maha Kumbh Mela) در این نقطه برگزار خواهد شد.

 گرچه از این سفر زیارتی که هندوها از تمام نقاط مختلف کشور هند و جهان برای حضور و عبادت می آیند، در کتب "وداها" که از قدیمی ترین متن های مذهبی هندوهاست، نامی برده نشده ولی اولین متنی که در آن از چنین تجمعی ذکری به میان آمده است مربوط به سال 643 میلادی [7] است که توسط یکی از مانک های (روحانیون) بودایی چین، به نام هسوان تسانگ (Hsuan Tsang) اشاره شده است. گفته می شود که جناب بودا (بنیانگذار بودایسم) نیز در سال 450 قبل از میلاد [8] از پریاگ گذر کرده است.

داستان اصلی این تجمع مذهبی عظیم که گفته می شود بزرگترین تجمع مذهبی جهان تلقی می گردد، بر می گردد به داستان نبرد خدایان و موجودات مقدس و مورد احترام در دین هندو، که برای دریافت آب جاودانگی (attaining immortality) تلاش و نبرد داشتند، و در خلال این نبرد بین خدایان و دیوان برای تصاحب آن، قسمتی از این آب جاودانگی و یا همان امریت (Amrit) در پریاگ، اوجین (Ujjain) [9] ، ناسیک (Nashik-Triyambakeshwar) [10]، هریدوار [11] چکید، و آنان معتقدند رودهای جاری در این مناطق حاصل چکیدن همین عصاره جاودانگی است. اما به اعتقاد هندوها تجمع در الله آباد از همه ی سه مکان دیگر، بهتر، موثرتر و مورد تاکید اهل مذهب می باشد. آب جاودانگی که در این مکان ریخت، روایت است که از دست ویشنو (Vishnu) خدای نگهدارنده و حفظ کننده جهان چکیده است، به همین دلیل الله آباد مهمترین مکان در بین این چهار مکان است.

لذا از مهمترین اعمال در هنگام حضور در سنگام که محل کنونی اتصال دو رود مقدس یامونا و گنگ است، که در خلال این اجتماع مذهبی انجام می گیرد، زیرا هندوان معتقدند که با غسل در آب رود گنگ می توان خود را از گناهان پاک کرد، بعضی از آنان بر این اعتقادند که مرگ هر هندویی که در این منطقه صورت گیرد، باعث خلاصی او از رنج و عذاب، خواهد شد، که در تفکر هندویی همان چرخه آمدن و رفتن به این دنیا و یا همان تناسخ است، که با این مرگ شما از این رنج بی پایان رها خواهی شد و به سعادت (موکشا Moksha) و رستگاری ابدی دست خواهی یافت.

و اینجاست که با خود می اندیشی اگر حواس انسان نباشد و عقل خدادادی خود را به کناری بگذارد، مذهب شما را به چه هَپروت و خُماری خواهد برد، که یک انسان گنهکار با مردن در یک مکان خاص و یا سپردن بدنش به خاک مقدس، سعادت را تصاحب خواهد کرد!! این در حالی است که قاعدتا انسان با انسان شدن است که می باید و باید به سعادت و رستگاری برسد، و این که می گویند با یک غسل و یا مردن در یک مکان خاص، شما به سعادت خواهید رسید، جای سوال جدی دارد. اما گذشته از اعتقاد ما، اگر به اعتقاد هندوها توجه کنیم تا آنجا که من فهمیدم و در عمل هم در بین مومنین به دین هندو دیدم، آنان برای مردن به شهر بنارس (وارانسی) و یا همین الله آباد می آیند تا دروازه ورود آنان به بهشت و یا به قول خودشان سعادت ابدی (یا همان موکشا) شود، و  بدین لحاظ الله آباد شهر خلاصی ارواح مومنین به دین هندو از درد و رنجی است که در آن گرفتار آمده اند.

این روزها دولت مستقر در دهلی (مرکزی) و ایالتی (اتارپرادش که الله آباد در آن قرار دارد) وابسته به گروه های سیاسی هندوی افراطی از جمله RSS  و VHP و... است و لذا از هم اکنون بهره برداری های سیاسی از این اجتماع بزرگ مذهبی نیز شروع شده است و گروه هایی به کوتاهی دولت تحت ریاست حزب هندویی BJP در ساخت معبد رام بر خرابه های مسجد بابری [12] تاکید و اعتراض دارند، و بسیاری از احزاب و گروه های سیاسی خود را به این اجتماع مذهبی منتسب می کنند تا بهره برداری سیاسی خود را در جلب رای و نظر مردم هند برای رسیدن به قدرت و یا ماندن در آن آغاز کرده اند، در قاموس سیاست هم تنها همین دو هدف سرلوحه سیاسیون است و این بهترین فرصت است تا بر احساسات این میلیون ها انسان سوار شوند و خود را تحکیم نمایند.

اما فارغ از این که این حج هندوها، که ریشه در اسطورهای باستانی و بازگو کننده داستان هنگامه خلقت جهان در فرهنگ هندو را در خود دارد، از نظر ما درست است و یا نیست، تصور کنید دریایی از انسان ها که به عشق رسیدن به سعادت و پاک شدن از گناهان و حضور در فضای معنوی و مذهبی، خود را از اقصی نقاط کشور و جهان به کناره های رود مقدس گنگ می رسانند تا در محلی محدود و کوچک به نام سنگام گردهم آیند، و در ساعات سرد صبحگاهان زمستانی، تن خود را در آب مقدس گنگ، ساراسواتی و یامونا غرق کرده و غسل نمایند، و از این آب مقدس بچشند و آتش مقدس بر آن بیفروزند و تا قبل از طلوع خورشید خود را از گناهان سابق خود پاک کنند، و بی هیچ گناه و آلودگی، سبکبال راهی مناطق خود شوند و از آب مقدس گنگ به تبرک بردارند و به سوغات برای اهل خود و چشم به راهان به این تبرک با خود ببرند و زندگی خود و دیگران را با آن بیمه کنند و....

نمی توان تصور کرد که چطور میلیون ها انسان در مکانی بسیار محدود با صلح و آرامش، خود را در این غسل بزرگ جمعی و اما کاملا انفرادی سهیم می کنند و بی تحملی را به کناری نهاده و در کنار هم زیستن صلح جویانه را فرا می گیرند. آنها در آب فرو می روند تا آن آب گناهان و آلودگی های آنان را پاک کند در حالی که این تنها خود انسان است که می تواند تصمیم بگیرد خود را از گناهان پاک کند، و هیچ آبی جنایت کشتن انسان های دیگر به جرم حمل گوشت گاو و یا گاو زنده که تو آن را مقدس می شمری و او نه، تضییع حقوق دیگر انسان ها به جرم این که دین تو را ندارند و چون تو فکر نمی کنند و... را پاک نخواهد کرد.

اما انسان غرق شده در دنیایی از انسان ها، لابد خود و تمام اعمال زشت گذشته اش را نیز فراموش خواهد کرد، و این فراموشی شامل مسایل و مشکلاتی خواهد شد، که در آن غرق است، و چون دیگران، انسان شرکت کننده در چنین مراسمی در ولوله ایی عظیم انسانی، از خود جدا می شود، و به جمعی می پیوندد که خود آن جمع همه با هزاران مسایل مختلف درگیرند، و در اینجا آمده اند تا با خدای خود در میان بگذارند و ذکر مکرر نام خدای خود (با گفتن مکرر و بی پایان سیتا – رام، سیتا - رام و...) می خواهند ضمن در میان گذاشتن مشکلات خود، از آبی مقدس شفا بگیرند و پاک شوند که از دست ویشنو خدای نگهدارنده و حفظ کنند چکیده است.

این انسان ها به دنبال آزادی هستند، آزادی از گناهان، آزادی از خود، آزادی از خودخواهی، آزادی از کثافاتی که تن و جان شان را آلوده خود کرده است. اما آنان در مقدس ترین مکان های خود، محدودیتی برای حضور اغیار نگذاشته و ندارند و مثل ما مسلمانان اغیار را نجس نمی دانند، و لذا همه می توانند، در مقدس ترین مکان های آنان، حضور یافته و این لحظات را با آنان شریک شده و درک کنند. در آستانه شهرهای وارانسی و یا الله آباد تابلوی نمی بینی که ورود غیر هندوان ممنوع. اما با روند افراط گرایی که در بین هندوها در حال رشد است، با شدت گرفتن ملی گرایی مذهبی، پیش بینی می شود این تابلو نیز نصب خواهد شد، و آینده تیره و تاری در انتظار این ملت اهل تحمل هم پیش بینی می شود، و اگر جمود مذهبی و تعطیلی عقل و روح مدارا همچنان ادامه یابد، آنان نیز در سراشیبی سقوط قرار خواهند گرفت، مگر این که از افراط به عدم خشونت، از تک قرائتی به تکثرگرایی و تحمل و تسامح و تساهل که فرهنگ هندوست، باز گردند، در غیر این صورت خونین ترین صحنه ها را در جامعه زیبا و متکثر و هزار رنگ هند هم شاهدخواهیم بود، اگر هندو های افراطی از خالص سازی جامعه هند از ادیان و فرهنگ های غیر هندو دست برندارند، خونین تر از آنچه در سوریه در جریان است را باید در هند دید، همانگونه که در جریان استقلال این کشور از انگلستان، بزرگترین جنایات را در نسل کشی غیر همدینان در خلال سال پیروزی انقلاب هند، این جامعه و مردم مظلوم تجربه کرده اند که خواندن آن هم موی بر تن انسانِ واجد عاطفه انسانی بلند می کند.

هرچند آنان نیز مثل دیگر مردم جهان نسبت به مسلمانان مساله دارند و به نوعی مسلمانان را نسبت به خود، کشورشان، فرهنگ شان، دین شان، عقاید شان و... مهاجم و تجاوزگر می بینند، و حساب ما مسلمانان را با بقیه مردم جهان نسبتا متفاوت، و نسبت به ما تهاجم بیشتری دارند، اما به نظرم اگر از ما احساس امنیت کنند، اصلا ناراحت نمی شوند که جنابان محمد، عیسی، موسی و... را هم یکی از اولیا و یا تناسخ روح یکی از خدایان مهم خود در روح آنان تلقی و آنها را هم در بین میلیون ها خدای خود جای دهند و به آنان نیز احترامی در حد خدایان مهم خود رام، ویشنو و... بگذارند، این خاصیت دین هندوست که یک درویش مسلمان را امروز احترامی بی حد و حصر می گذارد و امروزه هندوها به زیارت هزاران هزار معبدی می رود که به نام سای بابا در کل هند ساخته شده است، و یکی از شلوغ ترین دستگاه ها و مکان های مذهبی گرفتن حاجت نزد هندوان است.

 

[1] - بزرگ‌ ترین رودخانه در شبه ‌قاره هند و دارای ۲۵۰۶ کیلومتر طول که از ایالت اوتارانچال پرادش در شمال کشور هندوستان و در کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرد و در نهایت به خلیج بنگال می ریزد، و حدود 450 میلیون نفر زیست کنندگان در حاشیه آن فاضلاب خود را به این آب های پاک یخچال های هیمالیا می ریزند و لذا متاسفانه از آلوده ترین رودهای جهان است، و جای تاسف است که وقتی پای مذهب و اعتقاد مذهبی که پیش می آید انسان عقل خود را در بیرون خانه مذهب گذاشته و در آن وارد می شود، و همین اعتقاد مذهبی میلیون ها مردم مظلوم معتقد به دین هندو را به چشیدن و غسل کردن و تبرک گرفتن از آب آلوده قانع کرده و آنان با اعتقاد به شفا و تقدس آن، به کاری وادار می کند که در حالت عادی هیچ انسان عاقلی نمی کند.

[2] - پریاگراج نام جدید شهر "الله آباد" هند است که از اکتبر 2018 بدین نام رسما نامیده شد و در واقع دومین شهر با قدمت بسیار تاریخی در بین شهرهای هند می باشد ،که در شمال ایالت اتارپرادش به مرکزیت لکنهو قرار دارد.. شش سال پیش آخرین کمبوملا در این شهر در سال 2013 انجام گرفت، شهر الله آباد به لحاظ مذهبی و تحصیلات و مراکز دانشگاهی و مراکز دولتی، مرکزیت خاصی دارد، از جمله ی آن دادگاه عالی الله آباد شهرت بسیار دارد.

[3] - رودی در تاریخ باستان که در متون مقدس هند آمده است، که اکنون خشک شده و به جای آن رود یامونا جاری است، و هندوها معتقدند رود ساراسواتی به صورتی که دیده نمی شود در این محل به این آب های مقدس می پیوندد.

[4] - یامونا نام یکی از خدایان هندوست که مقسم و یا تقسیم کننده بهشت و جهنم است.

[5] -  حزب مردم هند (भारतीय जनता पार्टी [भाजपा])، در زبان اردو (بهارتیهَ جنَتا پارٹی) یا به اختصار بی‌جِی‌پی BJP  حزبی سیاسی ملی‌گرا با گرایش های افراطی هندویی در هند است، موتور محرک و بانک رای آنها از حمله به اقلیت های مذهبی از جمله مسلمانان و مسیحیان و... که ادیان غیر هندو تلقی می شوند تدارک داده می شود، و دیدگاه راست اصولگرایانه دارند و معتقدند که هند سرزمین هندوهاست و باید احکام و مناسک هندو در اولویت فرهنگی کشور قرار گیرد.

[6] - در این تغییر نام مکان ها درد و مشکلی نهفته است، که نشانگر خودخواهی های و سقوط اخلاق در ما انسان هاست، هرکس بر کرسی قدرت نشست، در مستی آن، بی توجه به مالک معنوی نام های موجود، و حق معنوی که بر گذاشتن نام ها برای آنان که اولین بار آن را نام نهادند، قدرت خود را به رخ کشیده و اولین کاری که در راس قدرت قرار گرفت تغییر نام هاست. حال آنکه هر کس کامپیوتر را اختراع کرد این حق معنوی اوست که نامش را خود انتخاب کند، و نه این که بعد از صد سال از انتخاب این نام، یکی از راه برسد، و از قدرت موجود خود سو استفاده کند و آنرا به رخ موجودین بکشاند، و یک نام دلخواه را بر کامپیوتر بنهد. سازندگان و السابقون در هر پدیده ایی مُحِق ترین افراد برای نام گذاری بر ساخته های خود هستند. وقتی این اصل رعایت نمی شود امروز تو قدرت داری و این نام را بر میداری و نام دیگری می گذاری، فردا از آن تو نیست و از آن دیگری خواهد بود که از راه می رسد، و بر نامی که تو گذاشتی خط بطلان خواهد کشید، و نام دلخواهش را بر آن خواهند نهاد، و بشر باید به این مرحله از رشد برسد، که حقوق معنوی نام گذاردن ها را رعایت کند. وقتی یک شهردار تمام عمر شهرداری خود را صرف ساخت یک اتوبان می کند، حق نامگذاری با اوست و این نیست که شهردار بعدی برسد و حق معنوی شهردار سابق را ضایع کند و یک تابلو را بردارد و تابلوی دیگری بر آن بگذارد. به تو چه ربطی دارد که نام اتوبان نیاوران را به صیاد تغییر دهی، این دور از اخلاق است که نام اتوبان نیایش را که سازنده اش این نام بر آن گذاشته را به هاشمی رفسنجانی تغییر دهی و... تو هم بساز و هر نامی که می خواهی بر آن بگذار، و این حق توست، ولی حق نامگذاری اتوبان نیایش و یا نیاوران با سازنده آن است. این دور از انسانیت و ادبِ حکمرانی است. در هند هم به همین صورت است "الله آباد" را پریاگراج، "احمد آباد" را گاندی نگر، "فیض آباد" را به آیودیا و... تغییر دادند، و می دهند و چه اعتراضی می توان کرد، وقتی مبنای نامگذاری ها قدرت می شود، و هرکه قدرتش بچربد همان می کند که می خواهد، و این دور باطل انگار تا انسان و جهان است باقی خواهد ماند، تا بشر روزی به اخلاقی برسد، که بر اساس آن حقوق معنوی و اخلاقی انسانی را مبنای عمل خود کند، وگرنه حق و ناحق کردن نه اسلام می شناسد نه هندو، نه یهود و یا مسیح و... همه وقتی اخلاق را به کناری نهادند چون درندگان به فتوای دل خود عمل خواهند کرد.

[7] - 1376 سال پیش یعنی 8 سال پیش از بعثت پیامبر اسلام وقتی پیامبر ما 32 ساله بودند.

[8] - 1019 سال قبل از تولد پیامبر اسلام

[9] - در ساحل رود شیپرا (Shipra)

[10] - در ساحل رود گوداواری (Godavari)

[11] - در ساحل رود گنگ (Ganga)

[12] - در دهه نود میلادی هزاران هندو معتقد و تهییج شده بوسیله گروه های روحانیون و سیاست زده ی هندو، با حمله به ساختمان مسجد تاریخی بابری در منطقه آیودیا نزدیک شهر فیض آباد در ایالت اتارپرادش هند، آن را ویران کرده و خواهان ساخت معبد خدای رام به جای آن هستند، و از آن زمان تاکنون این کیس در سیستم قضایی هند منتظر حکم نهایی و در حال بررسی است، و هندوهای افراطی معتقدند با توجه به این که اکنون حکومت دست خود هندوها (چه در ایالت و چه در مرکز) است، پس نباید مانعی در ساخت این معبد باشد، و باید سریع این امتیاز به هندو هایی که باعث روی کار آمدن حزب BJP  شده اند، داده شود و معبد رام ساخته شود، ولی تاکنون سیستم قضایی هند استقلال خود را از سیستم سیاسی، حفظ کرده و رای خود را در دادن این حق به آنان صادر نکرده است، و این یک نمره مثبت به سیستم مستقل قضایی هند تلقی می شود که زیر فشار اکثریت که راهپیمایی های چند صد هزارنفری برای ساخت این معبد بر پا می کنند، به ضرر اقلیت تاکنون رای نداده و دهه هاست که مقاومت می کند، و این نعمت سکولاریسم است که به مدد اقلیت مسلمانان هند آمده، و تا اینجا حکم به ظلم داده نشده است، خدا می داند تا کی می توانند مقاومت کنند، ولی تا همین الان هم که زیر فشار افکار عمومی تهییج شده هندوهای افراطی کوتاه نیامده اند، خود موید سیستم مناسب حاکمیتی در هند است، که عنوان بزرگترین دمکراسی جهان را با نزدیک به یک و نیم میلیارد جمعیت یدک می کشد و به حق هم در بعضی از کیس ها موفق هستند که از جمله آن چرخش قدرت و قدرتمندان است که با رای مردم، با همه ی کم و کاستی هایش هر 4 یا 5 سال صورت می گیرد، و این درس بزرگی برای کسانی است که می خواهند مشق مردم سالاری و حکومت قانون و احترام به رای ملت را کنند، هند درس های زیادی برای آموختن به بشریت دارد و به رغم کاستی هایش، در احترام به اقلیت ها، تنوع و تکثر، دوری از دیکتاتوری، حکومت فردی، رعایت حقوق اقلیت ها و.... در منطقه جنوب آسیا مثال زدنی است، هر چند راه درازی برای پیمودن دارند ولی آنچه مهم است در مسیر دمکراسی، سکولاریسم، حکومت قانون، رای مردم و.... قرار دارند و این در مسیر بودن بسیار مهم و راهبردی است که اگر در مسیر باشی یک وجب حرکت هم خود پیروزی است، و اگر نباشی کیلومتر ها هم که بروی انحراف خواهد بود.

Click to enlarge image 02_Sadhus_03_02_Al_1351434g.jpg

سیک ها در کمبوملا 2013 الله آباد

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (1)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
This comment was minimized by the moderator on the site

استادی در واکنش به این پست این شعر مولوی بزرگ را برایم فرستادند که به داستان آب اشاره دارد :

آب چون پیگار کرد و شد نجس

تا چنان شد که آب را رد کرد حس

حق ببردش باز در بحر صواب

تا به شستش از کرم آن آب آب

سال دیگر آمد او دامن‌کشان

هی کجا بودی به دریای خوشان

من نجس زینجا شدم پاک آمدم

بستدم خلعت سوی خاک آمدم

هین بیایید ای پلیدان سوی من

که گرفت از خوی یزدان خوی من

در پذیرم جملهٔ زشتیت را

چون ملک پاکی دهم عفریت را

چون شوم آلوده باز آنجا روم

سوی اصل اصل پاکیها روم

دلق چرکین بر کنم آنجا ز سر

خلعت پاکم دهد بار دگر

کار او اینست و کار من همین

عالم‌آرایست رب العالمین

گر نبودی این پلیدیهای ما

کی بدی این بارنامه آب را

کیسه‌های زر بدزدید از کسی

می‌رود هر سو که هین کو مفلسی

یا بریزد بر گیاه رسته‌ای

یا بشوید روی رو ناشسته‌ای

یا بگیرد بر سر او حمال‌وار

کشتی بی‌دست و پا را در بحار

صد هزاران دارو اندر وی نهان

زانک هر دارو بروید زو چنان

جان هر دری دل هر دانه‌ای

می‌رود در جو چو داروخانه‌ای

زو یتیمان زمین را پرورش

بستگان خشک را از وی روش

چون نماند مایه‌اش تیره شود

هم‌چو ما اندر زمین خیره شود

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر