چرا باید دین حق بیشتری به شما بدهد؟

22 اسفند 1397
Author :  
تمام انسان ها آزاد و با حقوق و مقصد برابرآفریده شده اند

"چرا باید دین حق بیشتری به شما بدهد؟!" بله سوال و بحث بر سر حق و حقوق برابر اعضای یک جامعه است،  و این که چرا معتقدین مذاهب، بیش از حق برابر خود با دیگران، از امکانات جامعه اشان، طلب می کنند، و خود، دستگاه و سازمان هایشان را مُحِق می دانند که بیش از دیگران، از امکانات جامعه اشان برخوردار شوند. این سوال تامل برانگیز را "بن ویتس" عضو پارلمان بلژیک از مسلمانان و یهودیان این کشور پرسید و آنان را در فرهنگ زندگی جمعی بلژیک، به چالش کشید. فارغ از اینکه مصداق درخواست مسلمانان و یهودیان آن ملک چیست، چقدر منطقی است، و از نظر ما حق با کدام است، و پاسخ این قانونگذار بلژیکی به آنها چیست، این پرسش، معتقدین به ادیان و مرام ها را در کل به چالش می کشد، که "اعتقاد خاص شما، به برخورداری خاص شما از امکانات جامعه نباید منجر شود"؛

گویا بحث بر سر همان اصل کلی و طلایی جوامع متمدن و مدعی عدالت و برابریست که "همه در برابر قانون برابرند" ، که از قضا در قانون اساسی ما نیز بدین اصل مترقی و جهانشمول اشاره شده است. ولی انگار جامعه طبقاتی ما انسان ها، هنوز به این مرحله از رشد نرسیده که همه خود را در برابر قانون مساوی ببینند، و هر قشری، از اقشار متفاوت جوامع مختلف برای خود حق و جایگاهی جداگانه و بیشتر از دیگران، طلب نکند؛

نابرابری و فراموشی عدالت، واقعیت جوامع کنونی انسانی ماست، این نابرابری تا چندی پیش در امریکای مدرن به حدی بود که شهروندان امریکایی بنا به رنگ پوست سیاه و یا سفید خود، در برخورداری تفاوت داشتند؛ اما در بعضی کشورها دین و اعتقاد خاص، مبنای برتری طلبی است، مثلا هندوهای افراطی که اکنون در هند حاکمیت را در دست دارند، معتقدند چون آنان هندو و معتقد به دین تولد یافته در سرزمین هند هستند، پس آنان از حق بیشتری در مقابل شهروندان معتقد به ادیان وارداتی (اسلام، مسیحیت و...) به هند برخوردارند، و اگرچه یکی از بنیان های محکم نهضت آزادیبخش آقای مهاتما گاندی، ستون اساسی سکولاریسم، و در نتیجه برابری همه در برخورداری از امکانات کشور هند بود، و این رهبر بزرگ و الگوی جهانی، تمام سعی خود را کرد تا این برابری در برخورداری را، فارغ از نژاد، طبقه، دین و... بر جامعه هند حاکم کند، ولی عده ایی قصد ندارند زیر بار این عدالت اجتماعی رفته و اکنون که نزدیک به 8 دهه از پیروزی انقلاب هند می گذرد، این قشر از معتقدین به دین هندو که در اعتقاد خود افراطی اند، این اعتقاد را برای خود حق آور دانسته، و معتقدند که هند برای هندوهاست، و معتقدین به دیگر ادیان در درجه دوم قرار دارند.

صرب ها نژاد را مبنای برتری خود بر دیگر نژادها می دانند، و گاه مومنین معتقد به ادیان (اسلام، یهود، مسیحیت و...) خود را بر بندگان خداوند، غیر اهل ایمان به دین خود برتری داده، و برای خود حق خاص و یا ترتیبات متمایز و بالاتری در برخورداری از امکانات جامعه قایلند؛ در بعضی جوامع اهل علم، علم خاص خود را مبنای برتری طلبی دانسته و حقوق و مراتب بیشتری برای خود طلب می کنند، در بعضی از سیستم های ایدئولوژیکی مثل چپ ها، وابستگی و برتری حزبی مبنای زیاده طلبی آنهاست و... خلاصه در هر جامعه ایی، اقشاری هستند که خود را از دیگران متمایز و واجد حقوق و مرتبه خاص دانسته، به دنبال تبصره زدن هایی اند، تا برتری و زیاده طلبی خود را قانونی کرده، و خود را با زور شامل مزایا و برخورداری های خاصی در مقابل دیگران کنند.

کاش روزی فرا برسد که فهم انسانی بشریت آنقدر اوج گیرد، و به حدی از فهم مقتضیات"فرهنگ زندگی جمعی" دست یابد، که خود را در برابر دیگر احاد جامعه برتر ندانسته، و بپذیرد که در برابر قانون و برخورداری ها، از دیگران متمایز نیست. آنگاه فارغ از هر چیز، انسانیت یگانه وجه امتیاز ترفیع انسان ها باشد؛ و از آنجا که برای سنجش انسانیت، ملاک قابل اتکایی در دست بشر کنونی نیست، همه فارغ از نوع اعتقاد، دین، نژاد، رنگ و... در برخورداری، خود را مساوی دیگران دیده، و خواهان تحمیل برخورداری بیش از حد از امکانات عمومی نشوند؛ چرا که امکانات عمومی متعلق به تک تک افراد یک جامعه است و حق الناسی است، که افرادی نباید با تکیه به نوع اعتقادشان، این حق را به خود بدهند که به حق دیگران دست درازی کنند، تا مورد چنین سوالی که زیاده خواهی معتقدین را مورد چالش قرار می دهد و آنان را متهم به عدم اعتقاد به برابری و عدالت می کند، قرار نگیرند.     

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (1)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
This comment was minimized by the moderator on the site

اگر انسان، انسان باشد و روابطش با جهان روابطی انسانی، آنگاه می‌توان عشق را فقط با عشق، اعتماد را با اعتماد و ... رد و بدل كرد. اگر بخواهيم از هنر لذت ببريم، بايد هنرمندانه پرورش يافته باشيم؛ اگر می‌خواهيم بر ديگران تأثير بگذاريم، بايد به‌راستی قادر به برانگيختن و تشويق ديگران باشيم. هركدام از روابط ما با انسان و طبيعت بايد جلوه‌ی ويژه‌ای باشد منطبق با ابژه‌ی اراده و زندگی فردی واقعی‌مان. اگر يك‌طرفه عشق می‌ورزی، يعنی عشقت به‌عنوان عشق ناتوان از برانگيختن عشق متقابل است، اگر با تجلی زنده‌ی خود به‌عنوان انسانی عاشق، محبوب ديگري نمی‌شوی، آنگاه عشقت ناتوان است و اين عين بدبختی است.

دست نوشته‌های اقتصادی و فلسفی 1844|کارل مارکس|ترجمه:حسن مرتضوی

چهاردهم مارس،برابر است با درگذشت کارل مارکس،انقلابی‌ترین فیلسوف تاریخ بشریت

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر