بر تعهد سیاست و سیاستمدار دل مبند، کشمیر هند نمونه ایی دیگر

20 مرداد 1398
Author :  
چون مذهب و سیاست در هم آمیزند رنگی حاصل خواهد شد که نه سیاست است و نه مذهب

چون پای سیاست و سیاستمداران بر عهد و تعهدی باز شد، بر قول و قرار شان دل مبند، زیرا که اگر در مسیر قدرت گیری باشند به خدعه دستاویزند، و چون به قدرت دست یافتند، اسیر زیاده خواهی و کبر و غرور خود خواهند شد.

 و در بازار سیاست برای کسب، حفظ و توسعه قدرت خود به هر وسیله ایی برای رسیدن به هدف، دست خواهند زد و در این راه چنانچه استفاده از وسیله ایی را به مصلحت قدرت خود بیابند، درنگ نخواهند کرد و آنرا مجاز دانسته، و در سودجویی از آن سستی از آنان نخواهی دید، لذا در مسیر قدرت شان اگر شکستن قول و تعهدی ضرورت یابد تعلل نخواهند کرد، و این مصلحت قدرت است که روش رسیدن به آن را تعیین خواهد کرد، نه مذهب و اخلاق و انسانیت و دیگر ارزش های حاکم بر اجتماع بشری؛

از قدیم هم عوام ما می گفتند که "سیاست پدر و مادر نمی شناسد"، و این بدان معنی بود که سیاستمدار حتی عزیزترین کسانش را هم فدای قدرت خواهند کرد، چون دین و اخلاق در سلک سیاستمداران وسیله ایی برای کسب قدرت، و یا گاهی چیزی برای قربانی کردن، برای آن است.

 نمونه بارز آن، سیاستمداران امروز امریکای تحت حاکمیت ترامپ می باشد، که قراردادهای بین المللی را یکی پس از دیگری ملغی نموده و زیرپا می گذارند. قرارداد بین المللی مثل برجام را که بعد مدت ها تلاش چند جانبه به دست آمد، و کاری هم ندارد به این که این الغاء ایران و ایرانی را در شرایط تحریم و جنگ گرفتار خواهند کرد.

 در بعد داخلی نیز نمونه های بد عهدی را می توان بسیار دید، از تعطیلی و یا به کناری نهادن بعضی اصول قانون اساسی و تنازل برخی و برجسته کردن بعضی دیگر گرفته، تا آنجا که کسانی تنور انتخابات را داغ می خواهند، و وقتی به رای مردم، برای داغ کردن این تنور نیاز دارند، گشایش ها می کنند، و قول ها داده می شود، ولی وقتی کارشان که گذشت، و مردم با رای خود مهر تایید را بر سیستم رای گیری دو مرحله ایی آنان زدند، از مردم فراموش کرده و راه تحقق وعده های منتخبین را کاملا سد کردند، تا صورت تحقق به خود نگیرد، و نشان دهند که سیاست و سیاستمدار در همه جهان یکسان است، امریکایی، هندی، ایرانی، روسی، انگلیسی و... فرقی ندارند، و همه تیکه ایی از یک کرباسند، و وقتی سیاست و سیاستمدار به هدف خود رسید، دیگر لزومی به وفای به عهد، و آنچه بر آن پای نهاده و بالا آمده نمی بیند.

و اما نمونه هندی این بد عهدی را در این روزها می توان در حال و روز کشمیر و کشمیری ها دید، آنان اینک اسیر همین بد عهدی استبداد ناسیونالیسم مذهبی هندو شده اند، و در شرایط بسیار بدی زیر حاکمیت چکمه ی نظامیان هندی، در محاصره، شرایط ویژه نظامی، سانسور، بایکوت شدید خبری و...، بدون هیچگونه ارتباط اینترنتی و تلفنی، دوران تثبیت شدن در یک دوره خروج از تعهد توسط دولت هند، تحمیل شده توسط حاکمیت هندویی دهلی نو قرار گرفته اند، و نوع بد عهدی سیاست و سیاستمدار هندی را هم می توان در اینجا دید.

وقتی ناسیونالیسم مذهبی در هند، در قالب هندویسم افراطی افق قدرت گیری سیاسی خود را نشان داد،  طلیعه های ظلم مذهبی همچون دیگر حاکمیت های مذهبی و غیر سکولار از این نوع، بر غیر هندوان نیز سایه شوم خود را افکند،

 به خصوص اقلیت بیش از 200 میلیونی مسلمانان و بعد از آنها مسیحیان و... هند که اینک در زیر سلطه نمایندگان اکثریت، و کسانی اند که سیاست آنان با سوار شدن بر امواج اخلاص دینی مردم هندو، برای کسب حداکثر قدرت و ثروت برای اربابان معابد، و کسانی تبدیل شد که مذهب را وسیله و سکویی برای کسب ثروت و قدرت می خواستند، تا بر تحمیق توده ها سوار شده، از رای آنان به نام خدای رام، و به واقع در خدمت اهداف سیاسی- مذهبی خود، سود جویند و با تکیه بر روند و جایگاه دمکراسی، سکولاریسم حاکم در هند که تضمین کننده آزادی، و برابری قانونی فارغ از نوع نگرش مذهبی، برای همه و... و برابری طبقاتی بود را به محاق برده و به اهداف سیاسی، مذهبی و جناحی خود دست یابند.

این که گویند استعمار خارجی، و استبداد داخلی دو روی یک سکه برای بدبخت کردن ملت هایند، اینجاست که روشن می شود، و اکنون هندی از چاله استعمار خارجی خارج شده و به چاه استبداد اکثریت در داخل افتادند و درد و رنج برای این یک ششم مردم جهان تمامی ندارد؛ چنین سیاست و سیاستمدارانی با تسلط بر مردمی که عنان به دست کسانی داده اند، تا امور شان را به سمت خیر و سعادت پیش برند، و حال آنان در یک فرایند فریب و خدعه، این عنان دهی را به عنان گیری، عنان طلبی و... تبدیل و برای به سلطه کشیدن خود همان مردم، به خدمت گرفته و سلطه جویی استبداد مذهبی اکثریت بر اقلیت را عینیت بخشیده، هر آنچه را بخواهند در جایگاه نمایندگی مردم، بر همان مردم روا می دارند، [1] و امروز منویات دل روحانیت هندو در گروه ها افراطی هندویی RSS، [2] VHP [3] و... در عمل سیاسی نمایندگان این گروه مذهبی در حزب سیاسی BJP [4] به نام خدای رام [5] و با وسیله قرار دادن سیستم دمکراسی حاکم بر هند، بر مردم هند تحمیل می شود.

استعمار انگلیس بعد از گرفتار آمدن در چنبره یک قیام همه جانبه و مردمی و موقعی که نه راه پس داشت و نه راه پیش و مجبور به قبول شکست شد، چون روزهای آخر کار خود را در مستعمره هند در میانه های دهه 1940مشاهده کرد، همزمان نطفه های ناسیونالیسم مذهبی را در هند چنان قدرتمند یافت، که با خود گفت حتی اگر هند را هم ترک کند، باز کسانی هستند که از مبارزین علیه استعمار انگلیس همچون گاندی و نهرو و مردم مبارز هند، تقاص پس بستاند و نوع سیاست انقلابیون و آزادیی که توسط انقلابیون اولیه به دست آمده بود را به حاشیه برده و ناکار نمایند، و این نسل مبارز و آزادی خواه را از اریکه قدرت، پس پیروزی انقلاب شان پایین کشیده و به حاشیه برند،

لذا می بینیم که این ارزیابی انگلیسی ها درست بود و مهاتما گاندی بزرگ و رهبر این نهضت ضد استعماری در فاصله چند ماه از پیروزی انقلابش، توسط همین تندروهای مذهبی به جرم دفاع از اقلیت مظلوم هند در مقابل اکثریت زور گو، ترور شد، و نطفه شوم ناسیونالیسم مذهبی در قالب احزاب و تشکل های مذهبی که تشکیلات خود را در تمام رگ های اجتماع هندو دوانده بودند، راه تروریست ترور کننده گاندی را پیگیری و ادامه دادند،

 تلاش های چنین گروه هایی در دهه 1980-1990 در پناه حزب سیاسی BJP به ثمر نشست و قدم به قدم، سنگر به سنگر پست های سیاسی و حاکمیتی هند را از آن خود کردند و خاندان نهرو-گاندی را از قدرت و حاکمیت کشور بیرون رانده و ادامه دهندگان راه تروریست ترور کننده گاندی، امروز هندی را که بر پایه تفکر نفی خشونت، دمکراسی، کثرت گرایی (پلورالیسم)، سکولاریسم بود را در قبضه ناسیونالیسم راست افراطی هندو قرار داده و به دنبال یکدست سازی جامعه متکثر فرهنگی، اجتماعی و مذهبی هند هستند، و در جامعه ایی که قرار بود پس از انقلاب همه آزاد باشند، محدودیت برای اقلیت ها و... هر روز شدت می گیرد، و میراث انقلاب و رهبران انقلاب هند، یکی پس از دیگری در معرض خطر و الغاء قرار دارد.

 و اینک با اکثریت پارلمانی که این جناح زیاده خواه و قدرت طلب در انتخابات اخیر کسب کرده اند، می توانند هر کاری را که بخواهند بکنند، و می کنند، لذاست که امروز مردم هند برای خوردن و تجارت گوشت گاو (نهی از منکر مبتنی بر فقه هندویی) توسط این گروه های هندویی از درخت ها آویزان شده و به دار مجازات نمایندگان خدای رام بر زمین، زده می شوند و...

اما این ناسیونالیسم مذهبی در این امر نیز متوقف نشده و میراث های باقی مانده از زمان انقلاب آزادی بخش و استقلال طلب، و سیاست های گاندی – نهرویی (رهبران دوره مبارزه با استعمار انگلیس) را یکی پس از دیگری به نفع اعتقادات خشک و بی منطق مذهبی - سیاسی و اولویت های از خود در آورده قدرت های پشت پرده هندویسم افراطی می زدایند؛

بعد از استقلال هند از استعمار انگلیس به سال 1947، کشمکش بین هند و پاکستان بر سر کشمیر، نهایتا به ترسیم خط کنترل مرزی بین هند و پاکستان در کشمیر (LOC)، و اعطای نوعی خودمختاری قانونی به ایالت مسلمان نشین کشمیر در خلال ماده 370 قانون اساسی هند منجر شد، و طی چند روز گذشته ناسیونالیسم هندو در اولین حرکت خود بعد از پیروزی بزرگ در انتخابات چند ماه گذشته در سال 2019 ، این میراث و تعهدی که از مذاکرات بین نهرو (رهبر حزب کنگره هند و نخست وزیر فقید هند) و رهبران کشمیر بدست آمده بود و در قانون اساسی هند نیز گنجانده بودند را ملغی کرد؛  و متعاقب این لغو سربازان خود را به کشمیر گسیل داشت، و با تسخیر این منطقه توسط نظامیان، اکنون کشمیری ها در محاصره نظامیان هندی دوران خفقان تن دادن به این شرایط جدید را طی می کنند.

آری اینجاست که باید گفت اگر روزی کسی را وکیل خود قرار دادی، حتما باید توجه کرد که این وکیل نتواند بر موکل خود آنچنان غلبه کند که دیگر نتوان او را از وکالت به زیر کشید، و این وکیل به حاکم بلامنازع و غیر پاسخگو به اخلاق، دین، مردم تبدیل نشود. قدرت و صاحبان قدرت باید به مهمیز پاسخگویی کشیده و به اخلاق، قانون، و البته مردم پاسخگو باشند، تا اگر از مدار خود خارج شدند بتوان آنان را به زیر کشید، و وکیل به جایگاه حاکم بر موکل خود دست نیابد، چرا که کرسی قدرت فساد آور ترین کرسی هاست، و پیلتنان خدایی و اخلاق را به جانوران درنده و بی تعهد تبدیل خواهد کرد، روحانیون هندو که از شدت اعتقاد به عدم خشونت، گاه زیر پای خود را هم چک می کنند تا مورچه ایی را هم هنگام راه رفتن بی جان نکنند، اما همین انسان های مذهبی وقتی به قدرت دست می یابند، کامیون دار و شاگردش را متوقف کرده و به جرم حمل گاو پیاده کرده و همانجا بی هیچ محکمه و محاکمه ایی به دار می زنند، تو گویی خدای رام آنان را برای جنایت در حق انسان آفریده است.

Click to enlarge image 1.PNG

چون سیاست و مذهب در هم آمیزند رنگ دیگری رقم خواهد خورد که نه مذهب است و نه سیاست

[1] - این در حالی است که هدف دمکراسی و حکومت های مبتنی بر دمکراسی برآوردن خواست مردمی است که از آنان نمایندگی می کنند، به قول آبراهام لینکلن از روسای جمهور مشهور امریکا، دمکراسی حاکمیت مردم، توسط مردم و حکمرانی برای مردم است. 

[2] - گروه داوطلبان ملی و که یک گروه اساسی در بین هندوهای افراطی است که مادر گروه های دیگر نیز به نوعی شناخته می شود.

[3] - گروهی متشکل از روحانیون هندی که اهداف هندویسم افراطی از جمله ساخت معبد رام بر مسجد بابری و از این قبیل آرمان های هندویی را دنبال می کند.

[4] - حزب حاکم کنونی هند که شاخه سیاسی احزاب و تشکل های هندویی افراطی را نمایندگی می کند و شاخه انتخاباتی و سیاسی آنان است. نخست وزیر هند اکنون به پشتوانه آرای این حزب در پارلمان حاکمیت هند را در ید قدرت هندویسم افراطی کشیده است.

[5] - از خدایان مهم هندو، که این روزها ساخت معبد او بر خرابه های مسجد بابری به یک وسیله سیاسی در دست هندویسم افراطی برای جلب آرای اکثریت هندو در هند به نفع منافع سیاسی حزبی جناح هندویسم رادیکال شده که با مخلوط کردن سیاست در مذهب، به کسب آرای مردم همت دارد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
سید مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (2)

  1. مصطفوی

کشمیر در رنج

Posted: 20 Sep 2019 12:33 AM PDT

کلمه – موسی محمودی

چند هفته است که زندگی بر مردم کشمیر تحت کنترل هند بسیار سخت تر از گذشته شده است. ناریندرا مودی نخست وزیر هند اخیرا تغییرات مهمی در وضعیت حقوقی و جایگاه این ایالت در ساختارسیاسی هند ایجاد نمود. این امر نارضایتی تاریخی وریشه دار مردم این منطقه را تشدید کرده و خشم گسترده ای را به دنبال داشته است. البته در طول هفتاد سال پس از پایان استعمار انگلیس این منطقه همیشه سایه جنگ و خشونت را بالای سر خود داشته است. دوجنگ گسترده و یک جنگ محدود در این دوره خسارات و تلفات سنگینی به مردم منطقه تحمیل کرده است. علیرغم این سابقه تلخ اکنون یک تحول تازه مردم منطقه را با نگرانی بیشتری مواجه کرده است. با فرمان نخست وزیر هند امتیازات ویژه ای که منطقه کشمیر تحت کنترل هند داشت لغوشد ووضعیتی برابر با دیگر ایالات هند پیدا کرد. همچنین از نظر تقسیمات کشوری جایگاه ایالتی آن تنزل یافت و به دو فرمانداری تبدیل شد.

قضیه کشمیر ابعاد سیاسی پیچیده ای دارد و در این نوشته کوتاه فارغ از دیگر ابعاد بطور اجمال فقط به تحول مورد بحث پرداخته خواهد شد.

پیش از این بر اساس ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند، کشمیر امتیازات ویژه ای داشت. قانون این اختیار را به مجلس این ایالت میداد که به استثناء امور دفاعی و سیاست خارجی در سایر زمینه ها در جهت تشخیص خود تصمیم بگیرد. البته هفت ایالت شرقی هند هم امتیازاتی دارند که در ماده ۳۷۱ قانون اساسی به آن پرداخته شده ولی بنا بر اظهار دولتمردان هندی این امتیازات در حد کشمیر نیست. هرچند که در طول هفت دهه گذشته هر از چندگاهی این امتیازات مورد اعتراض برخی ازایالتهای دیگر قرار گرفته است که بطور عمده ریشه در نگاههای تندروانه گروههای هندو داشته است.

در میان سایر مسایل ناشی از این امتیازات یک مطلب حساسیت ویژه ای داشته است. این مطلب که مجلس جامو وکشمیر با مصوبات و ترتیبات حقوقی مانع از اجرای سیاست دولت مرکزی در جهت تغییر ترکیب جمعیتی در کشمیر میشد. سیاستی که برای چندین دهه با قوت و ضعف بر روی میز دولتهای مختلف هند بوده است تا از این طریق به غلبه جمعیتی مسلمانان در این منطقه پایان داده شود و اداره امور ازدسترس اشخاص و احزاب مسلمان دور شود. به بیان دیگر در نگاه دولت مرکزی به ویژه در میان احزاب هندوگرا هویت اسلامی مردم این منطقه آنها را به پاکستان پیوند میدهد که از شب استقلال در ۱۴ آگوست ۱۹۴۷همیشه به عنوان تهدید جدی در ترتیبات امنیتی و نظامی و سیاسی محسوب شده است.

در فعالیت های مختلف سیاسی به ویژه در مقطع تبلیغات انتخاباتی همیشه گروه های هندوگرا بر لغو امتیازات ایالت جامو و کشمیر درکنار مالکیت مسجد بابری و ساختن معبد رام تاکید می کردند و می کنند تا از این طریق با تحریک احساسات وتمسک به روشهای پوپولیستی آرای بیشتری را به سوی خود جلب کنند. در حالیکه جریان های سیاسی غیر هندوگرا نظیر حزب کنگره بر ضرورت توجه به تکثر گرایی واهمیت آن در جامعه متکثر هند تا حدودی تاکید داشته اند و خواستار احترام به اقلیت ها بوده اند.

اما انگیزه دولت هندوگرای بی جی پی در هند در تصمیم اخیر محدود به امر مهم تغییر جمعیتی نمی شود.انگیزه وعامل مهم دیگری که اهمیت آن کمتر از عامل مذکور نیست وجود دارد که در اتخاذ این تصمیم به ویژه زمان اتخاذ تصمیم موثر بوده است. عامل دوم نگرانی دولت هند از تحولات سیاسی در صحنه افغانستان است. بررسی ها نشان میدهد حفظ توازن منطقه ای از پایه های اصلی بنای هفتادساله سیاست خارجی هند است.رابطه نزدیک و دوستانه دهلی و کابل در طول هفت دهه گذشته همیشه باعث دلگرمی هند در منازعات با پاکستان بوده و اهمیت راهبردی ویژه ای در سیاست های منطقه ای دهلی داشته است.

ظهور طالبان با گرایش های افراطی به ظاهر اسلامی در دهه هفتاد خورشیدی مایه نگرانی و اضطراب سیاست مداران هندی شد که نگرانی هنوز به قوت خود باقی است.به ویژه آنکه ارتباطات نزدیک عقیدتی و سیاسی این گروه با دولت و ارتش پاکستان در طول این سالها این نگرانی را مضاعف ساخته است.آنها بر این باور هستند که قدرت گرفتن طالبان در افغانستان جریانات معارض مسلمان در جامو و کشمیر را به پیروزی خودشان امیدوار میسازد.لذا میل به حرکتهای مسلحانه را در میان جوانان افزایش میدهد.این تصور که جوانان کشمیری در پایگاههای نظامی_عقیدتی طالبان آموزش ببینند یک کابوس وحشتناک است که میتواند کنترل اوضاع را نه تنها در کشمیر که در تمام هند با داشتن دویست میلیون مسلمان به خطر بیندازد.

مهم ترین تحول که در طول یکی دوسال اخیر در حوزه افغانستان اتفاق افتاده به طور مشخص مشروعیت تدریجی گروه طالبان است .آنها پیش از این یعنی از زمان حمله به برجهای دوقلو درنیویورک توسط القاعده در سپتامبر۲۰۰۱به عنوان تروریست شناخته میشدند.اما اوضاع تغییر کرده است. در این راستا جدی ترین اتفاق آغاز و ادامه مذاکرات طالبان و دولت امریکا بوده است. دولت هند این تحول را از ابتدای آن به دقت دنبال نموده است. هرچند که در اظهارآشکار نگرانی احتیاط بخرج داده ولی در پشت درهای بسته از ابراز نگرانی خودداری نکرده است.در طول مذاکرات دوحه نماینده امریکا زلمای خلیل زاد دولت هند را در جریان پیشرفت کار قرار میداد.باید به این نکته مهم توجه کرد که توافق امریکا و طالبان قطعی دانسته میشد که دولت هند تصمیم خود درباره جامو وکشمیر را اعلان کرد.هند نگران از آینده کشمیرخواست تا به این ترتیب قدمی بلند در جهت هدف پیش گفته بردارد و بعدها کمترگرفتار فشارتوامان پاکستان و افغانستان شود. افغانستانی که در اداره آن طالبان نقش جدی داشته باشد گمان نمیرود دوست منطقه ای هندباشد. البته از لطایف عالم سیاست این است که تصمیم ناگهانی رئیس جمهور امریکا بر توقف مذاکرات با طالبان در دوحه همه را غافلگیر کرد. تا زمان نوشتن این مطلب هنوز علت واقعی این تصمیم از سوی ترامپ،یعنی کسی که او رابه تصمیم های نامتعارف می شناسیم معلوم نشده است.

به هر حال لغو امتیازات جامو وکشمیر با اقدامات دیگری در جهت تغییر بافت جمعیتی آن منطقه توسط دولت هند در آینده دنبال خواهدشد مگر آنکه تحولی پیش بینی نشده رخ بدهد که از محاسبه سیاسی بیرون مانده باشد.

اما نکته آخراینکه مردم منطقه و خارج از منطقه کشور هند را با ادبیات ضد خشونت مهاتما گاندی تصویر می کنند.اخبار دستگیری و زندان کردن فعالان سیاسی از جمله سروزیران سابق و ضرب و شتم مردم و همچنین حضور ده ها و شاید صدها هزار نیروی نظامی و امنیتی در چند هفته گذشته فراوان بوده است. سوال این است که این امر چه نسبتی با آموزه های بزرگ مرد صلح و دوستی مهاتما گاندی دارد؟

  پیوست ها
 
  1. مصطفوی

جنایت در جامو و کشمیر؛ چرا سکوت؟

Posted: 18 Sep 2019 01:10 AM PDT

کلمه – گروه بین‌الملل:

کشمیر شمالی‌ترین منطقه شبه قاره است و از نظر جغرافیایی رشته‌های کوه‌های عظیم هیمالیا و قراقرم در آن قرار دارند. بیشتر مردم جهان، کشمیر را به زیبایی‌های فراوان طبیعی آن می شناسند، همچینین این منطقه زیبا در بخش گلگت بلتستان خود میزبان ۴ قله بالای هشت هزار متر جهان –مجموع این قله ها ۱۴ قله است- می‌باشد که بلندترین آن قله کی تو است که با ۸ هزار و ۶۱۱ متر ارتفاع دومین کوه بلند جهان به حساب می‌آید.

این منطقه استراتژیک با کشورهای هند، پاکستان، چین، افغانستان و ازبکستان و تاجیکستان همجوار است. کشمیر پنج منطقه مهم دارد: «دره کشمیر، جامو، لداخ، گلگیت بلتستان و کشمیر آزاد» از این مناطق سه بخش اول در کنترل هند است، دو بخش بعدی در کنترل پاکستان و منطقه ای که اقصای چین نام دارد نیز در جریان یک جنگ توسط پکن از کنترل دهلی نو خارج شده است.

جمعیت کشمیر را تا حدود ۱۵ میلیون نفر تخمین می زنند که بیشترین تعداد آنها در کشمیر تحت کنترل (اشغال) هند زندگی می‌کنند. مسلمانان اکثریت مردم منطقه کشمیر اشغالی را تشکیل می دهند و جمعیت آنها را حدود ۷۰ درصد کل ساکنان کشمیر می دانند. از این تعداد حدود ۲۵ درصد شیعه هستند و مابقی ساکنان کشمیر را اهل سنت با گرایشات صوفیانه تشکیل می دهند. البته ساکنان کشمیر آزاد و گلگیت بلتستان در خاک پاکستان تقریبا ۱۰۰ درصد مسلمان هستند.

اسلام در کشمیر توسط صوفیان مسلمان ایرانی تبلیغ شد و به عمق باور مردم راه یافت. میرسید علی همدانی که در جریان حمله تیمور مجبور به هجرت شد نقش بسیار موثری در این راه داشته است. نقل است که بازرگانان مسلمان نیز تاثیرات فراونی در باور و عقیده مردم داشته‌اند.
عرفای ایرانی علاوه بر اسلام زبان فارسی را نیز در منطقه کشمیر رواج دادند و هنوز هم بسیار دیده می شود که سنگ بناهای تاریخی منطقه به زبان فارسی نوشته شده باشند.

قدرت در کشمیر سالها در دست مسلمانان بود ولی پس از آنها سیک مذهبان و سپس با ورود بریتانیا به منطقه عملا هندو مذهب ها و در راس آنها «گلاب سینک» قدرت را در کشمیر به دست گرفت.

کشمیر به لحاظ جغرافیایی و منابع آبی موقعیتی فوق‌العاده برای هم هند و هم پاکستان دارد. بخشی از کشمیر در خاک هند و بخش دیگر در خاک پاکستان است ولی هر دو کشور ادعای مالکیت بر کل کشمیر را دارند و همین موضوع یکی از علل اصلی مناقشه دیرینه میان دهلی نو و اسلام آباد از زمان استقلال پاکستان از هند در سال ۱۹۴۷ است. روزی که شبه‌قاره هندوستان به دو مملکت هند و پاکستان تقسیم شد، اصل بر این بود که هرکجا اکثریت مردمش با مسلمانان باشد، جزء پاکستان و هرکجا با هندوها باشد جزء هند شود.

در کشمیر هم اکثریت قاطعِ مردمان آن یعنی در حدود ۹۰ فیصد، مسلمانان بودند. اما قاضی انگلیسی بنام «رید کلایف» در مورد کشمیر این قاعده را رعایت نکرد تا تضاد و درگیری دائمی در سرزمین هایی که روزی مستعمره هند بود همواره باقی بماند. اتفاقی دیگر هم در تاریخ کشمیر قابل توجه است. بریتانیا بر اساس «عهدنامه امریتسر» (Amritsar) که در سال ۱۸۴۶ میلادی منعقد شد، کشمیر را به یکی از مهاراجه هندی بنام «گلاب سینک» فروخت. گلاب سینک متعهد شد منافع امپراتوری بریتانیا را حفظ کند و با این تعهد در قبال پرداخت ۷۵۰۰۰۰۰ روپیه، صاحب کشمیر شد. فروش سرزمینی به یک مهاراجه قراردادی غیرانسانی و ننگین محسوب می شود. گلاب سینک بعدها با حزب کنگره هند به توافق رسیدند که منطقه کشمیر به هند ملحق شود اما پاکستان این تصمیم را نپذیرفت. به این ترتیب مردم کشمیر نتوانستند در این مناقشات در تعیین سرنوشت خود دخالت داشته باشند.

آتش فاجعه اخیر پس از تصمیم هندوستان در آغاز ماه آگوست برای لغو وضعیت نیمه خودمختاری ایالت جامو و کشمیر شعله ور شد. با این تصمیم هندوستان، کشمیر که اکثریت جمعیت آن مسلمان هستند، به هندوستان با اکثریت جمعیت هندو مذهب می پیوندد.
به گفته قریشی، وزیر خارجه پاکستان پس از این تصمیم هندوستان بیش از ۶ هزار تن در جامو و کشمیر بازداشت شده اند. او در این سخنرانی تأکید کرد: »هندوستان این مناطق را به بزرگترین زندان جهان مبدل کرده است.« قریشی افزود: «هشت میلیون انسان در این مناطق به سیاهچال افگنده شده اند.»

براساس اظهارات قریشی دسترسی به ضروریات روزمره با موانع مواجه گردیده است و ادویه طبی نیز به شدت کمیاب شده و کم کم مردم از دسترسی به ادویه محروم می شوند.

وزیر خارجه پاکستان از هندوستان خواسته است تا به یک کمیسیون تحقیق سازمان ملل برای بررسی وضعیت مردم محل مجوز ورود بدهد تا بازرسان بتوانند احتمال شکنجه و خشونت علیه مردم را بررسی نمایند.

او گفته است: «با آنکه می خواهم از استفاده از عبارت «قتل عام» خودداری کنم؛ اما ناگزیر هستم که این عبارت را به زبان بیاورم.» ‌به گفته قریشی زندگی اهالی کشمیر و طرز زندگی آنان با تهدید جدی مواجه می باشد.

قریشی در سخنان خود قتل عام رواندا را یادآور شد، رویدادی که در نتیجه آن درسال ۱۹۹۴ تا یک میلیون انسان کشته شدند. همچنان از جنایات جنگی علیه صرب ها حین جنگ بوسنیا در سال ۱۹۹۵ و کشتار هزاران تن در آن زمان یاد کرد.
هندوستان و پاکستان از ۱۹۴۷ پس از اعلام استقلال پاکستان از هند به این سو بر سر اراضی کشمیر ادعای مالکیت دارند. ادعایی که تا اکنون به دو جنگ خونین میان دو کشور انجامیده است.

جدای از بررسی دلایل مبارزات گروه های استقلال طلبی چون حزب المجاهدین، شیوه برخورد دولت و پلیس هند با اعتراضات و مطالبات مردمی، غیر قابل دفاع و غیر انسانی است. مردم مسلمانی که اجازه استفاده از ابزارهای مدنی برای اعتراض به آنها داده نمی شود و ده ها سال است از تبعیض و بی عدالتی رنج می برند. مسلمانان کشمیر در میان ادعاها و جنگ های هند و پاکستان بر سر مالکیت سرزمین مادریشان رنجی مضاعف را تحمل کرده و می کنند.
جریانات و حوادث امروز کشمیر را نمی توان جدای از تاریخ دردناک مردم کشمیر تحلیل کرد. این جامعه میلیونی از مسلمین، تا کنون خشونت های زیادی را متحمل شده اند. برای مثال کشتار ۲۸۰ معترض کشمیری در گاوکادال در جریان حمله نیروهای شبه نظامی و پلیس مرکزی، کشته شدن ۲۳ تظاهرات‌کننده و زخمی شدن ۴۷ نفر دیگر در یورش نیروهای هندی در تنگپورا و زکورا، تعرض نیروهای ارتش به ده‌ها نفر از زنان روستای کونان پشپورای کشمیر در۲۳ فوریه ۱۹۹۱ که دیده‌بان حقوق بشر هم آن را تایید کرده است. حمله نیروهای نظامی به مردم شهر سوپور در ۶ جنوری ۱۹۹۳ که ۵۵ کشته به جا گذاشت، قتل عام «بیجبهارا» با ۴۰ کشته و ۱۵۰ زخمی در تیراندازی نظامیان به صفوف تظاهرات‌کنندگان، حمله نظامیان به بزرگترین تظاهرات مردمی کشمیر در سال ۲۰۰۸ که به کشته شدن ۴۰ نفر منجر شد، این تظاهرات در اعتراض به نقض حقوق مسلمانان از سوی دولت هند برگزار شده بود.

تظاهرات و درگیری‌ها در کشمیر

سازمان عفو بین الملل اخیراً در پی کشف گورهای دسته‌جمعی در کشمیر که متعلق به قربانیان حملات نظامیان است، دولت دهلی را به انجام تحقیقات سریع فرا خوانده بود. بر اساس گزارش جمعیت موسوم به «پدران و مادران افراد ربوده» شده که مرکز آن در سرینگر است، گورهای دسته‌جمعی مربوط به ۲۰۰۶ به بعد است، ارتش هند ادعا کرده بود که افراد دفن شده در این گورها، افراد مسلح و جنگجویان خارجی بوده‌اند که کشته شدن آنها قانونی بوده است در حالی که شهادت‌های ساکنان ۱۸ روستا در کشمیر براین مسئله تاکید می‌کند که بیشتر قربانیان دفن شده، مردم عادی این منطقه بوده‌اند. همچنین بر اساس گزارش منابع کشمیری، از سال ۱۹۸۹ تا کنون، حدود هشت هزار نفر در کشمیر تحت سیطره هند در جریان درگیری های مردم با پلیس هند، ناپدید شده‌اند. سال ۲۰۰۶ گزارشی از سوی پلیس محلی منتشر شد که به مرگ ۳۳۱ نفر از بازداشت‌شدگان در دوران بازداشت اذعان شده بود. قتل خارج از چارچوب قانون و ربودن و شکنجه غیرنظامیان به مثابه نقض آشکار قوانین بین المللی و حقوق بشری است.

معترضان کشمیری معتقدند که دولت دهلی نو نمی خواهد به نیازهای اساسی مردم این منطقه و تلاش آنان برای آزادی و عدالت پاسخ دهد و چشم بر واقعیت های جامعه کشمیر تحت کنترل این کشور بسته و صرفا می کوشد از طریق نظامی، سیاست های خود را در این منطقه اعمال کند. از دیدگاه رهبران کشمیر تحت کنترل هند، اتخاذ این سیاست ها باعث شده است تا خشم و نفرت مردم این منطقه از هند هر روز افزایش یابد و آنان به هر بهانه ای، اعتراض های خود را علنی می کنند. دولت هند نیز در جریان درگیری های اخیر، برای سرپوش گذاشتن بر اعتراض های مردم و مطلع نشدن جهانیان از آن، اینترنت و تلفن منطقه را قطع کرد و با ممنوع کردن انتشار روزنامه در کشمیر تحت کنترل هند محدودیت های شدیدی را بر فضای رسانه ای این منطقه اعمال کرده است. ادامه حالت فوق العاده در کشمیر تحت کنترل هند و اختیارات ویژه نیروهای امنیتی مستقر در کشمیر باعث شده است، آنان بدون هرگونه نظارتی دست به جنایت در کشمیر تحت کنترل هند بزنند. تجاوز به عنف و قتل جوانان و زنان، از جمله مواردی است که گروه های کشمیری همواره نیروهای هندی را متهم به ارتکاب آن می کنند. نهادهای حقوق بشری در گزارش‌های خود از حملات نظامیان به مردم کشمیر، بازداشت، شکنجه و اعدام آنها خبر داده‌اند.

«سیکمانی سینگ» خبرنگار مجله هندی «Illustrated weekly of India »در گزارش تکان‌دهنده‌ای با عنوان «حافظان یا درندگان؟» دربارۀ رفتارها و عملکرد ارتش هند در کشمیر آورده بود: «نیروهای ارتش که دولت هند، آنها را به بهانۀ عادی‌سازی اوضاع و حفظ قانون و نظم و محافظت از مردم در برابر تروریسم به کشمیر اعزام می‌کنند، در حقیقت قاتلان، متجاوزان به عنف و غارتگران اموال مردم … هستند، زیرا آنها غیرنظامیان بیگناه را به محض این‌که به آنها اتهام می‌زنند و مشکوک می‌شوند، مورد شکنجه قرار می‌دهند، این نظامیان اعزامی به کشمیر مافوق قانون هستند و هیچ کس آنها را بازخواست نمی‌کند و قانون آنها را از تحقیر مردم(کشمیر) و ریختن خون بیگناهان منع نمی‌کنند. دیدن انسانی در یونیفورم نظامی در کشمیر امروز یعنی شعله‌ور شدن آتش خشم مردم کشمیر اعم از مردم شهری یا روستایی است، زیرا نگرانی آنها از رفتار وحشیانه نظامیان با آنها و زنانشان افزایش یافته است، شهرها و روستاهای کشمیر همگی شاهد حوادث هتک حرمت نوامیس به حدی است که نمی‌توان آن را در جهان متمدن امروز تصور کرد، دولت هند، تعرض نظامیانش به نوامیس مردم کشمیر را یک مسئله داخلی در ماموریت رسمی ارتش هند قلمداد می‌کند و حتی شاید آن را یک اقدام مهم برای سرکوب مسلمانان کشمیری و تحقیر آنها به دست نظامیان هندی و شیوه مفید برای ایجاد رعب و وحشت در مرد مسلمان کشمیر می‌داند. ساهی بابا دبیرکل جمعیت مردمی هند که با هدف اطمینان یافتن از نقض گسترده حقوق بشر و تروریسم دولتی علیه غیرنظامیان بیگناه به کشمیر رفته بود، در گزارشی آورده است:« از دیدن تروریسم دولتی نظامیان هندی و جنایات وحشیانه آنها علیه غیرنظامیان بیگناه در کشمیر احساس شرم می‌کنم .»

کشمیر در گذر تاریخ

انگلیسی ها برای گسترش قدرت خود در شبه قاره به کمک مردم محلی نیاز داشتند ولی نمی توانستند روی مسلمانان حساب کنند، سیک مذهب ها نیز قدرت را به دست داشتند و تکلیفشان مشخص بود به همین دلیل عملا آنها فقط روی هندو مذهب ها حساب باز کردند. در سال ۱۸۴۶ وقتی انگلیسی ها با کمک دوگراهای هندو مذهب، سیک مذهبان را شکست دادند در معاهده‌ای که به نام «معاهده آمریتسر» شهرت دارد کشمیر را به مبلغ ۷ و نیم میلیون روپیه به گلاب سینک فروختند.

به این ترتیب کشمیر به عنوان ایالتی شاهزاده نشین از هند بریتانیایی عملا به هندو مذهبان واگذار شد. در اصل ششصد هزار کشمیری که اکثر آنها مسلمان بودند هریک به مبلغ ۱۲ و نیم روپیه! تقدیم هندوها شدند. هنوز هم بسیاری از کارشناسان شروع نزاع های کنونی را در این معاهده ننگین جستجو می کنند.

برخی بندهای این معاهده عبارتند از:
• دولت بریتانیا کشمیر را برای همیشه به گلاب سینک داده است.
• حکومت دوگراها باید سالی یک راس اسب، ۲۰ راس بز نر و ماده و ۳ شال کشمیری به انگلیس هدیه دهد.
• انگلیس در مقابل هر گونه تهدید خارجی از دوگراها حمایت خواهد کرد.

در دوره دوگراها قیام های مردمی بسیاری رخ داد ولی توسط حکومت محلی و انگلیسی ها سرکوب شد تا اینکه هم زمان با استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷ قرار بر این شد که در هر منطقه مسلمانان بیشتری سکونت دارند با خواست مردم به پاکستان ملحق شود و هر جا غیر مسلمانان بیشتری ساکن هستند بخشی از خاک هند باقی بماند، با این روش تکلیف کشمیر نیز تقریبا روشن بود.

حاکمان هندو مذهب کشمیر کاملا مخالف پیوستن به پاکستان بودند ولی رای مردم با آنها تفاوت عمده ای داشت. قیام اولیه مردم در این دوره توسط حکام محلی سرکوب شد و همین باعث که مسلمانان کشمیری از دیگران نیز درخواست کمک کنند بلافاصله مردم مسلمان پاکستان به کمک کشمیری ها آمدند تا آنها را کمک کنند، مهاراجه که خود را مقابل مسلمانان ناتوان می دید بدون در نظر گرفتن رای مردم بلافاصله الحاق به هند را پذیرفت و در ۲۷ اکتوبر سال ۱۹۴۷( دو ماه بعد از استقلال پاکستان) پیوستن به هند را رسمی کرد!

چند روز پس از این اقدام عجیب «جواهر لعل نهرو» نخست وزیر وقت هند اعلام کرد: «این تنها یک تصمیم موقتی است و آینده کشمیر توسط مردم آن مشخص می شود، این تعهدی است که ما نه فقط به مردم کشمیر بلکه به کل جهان می دهیم» نکته جالب اینکه هنوز فایل صوتی سخنرانی نهرو موجود است.
پس از این اتفاق حکومت کشمیر به یکی از وابستگان دولت هند به نام «شیخ عبدالله» سپرده می شود تا اینکه در سال ۱۹۵۴ به منظور تضمین حفظ تناسب جمعیت کشمیر( برای همه پرسی احتمالی) با دستور رئیس جمهور هند قوانین تصویب می شود که از اختلاط جمعیت کشمیر با دیگر نقاط هند جلوگیری به عمل آید.

طبق این قوانین مردم دیگر نقاط هند حق خرید املاک و اشتغال در کشمیر را ندارند و مجلس ایالتی کشمیر حق اعطای تابعیت این منطقه را خواهد داشت. به این ترتیب ترکیب جمعیت اصیل کشمیری همیشه ثابت می ماند.

از آن زمان تاکنون و به دلیل برگزار نشدن همه پرسی جنگ‌های مختلفی بین هند و پاکستان در گرفته با این حال دولت هند حاضر به انجام همه پرسی نشده است.
همچنین نظامیان هندی که اینک حدود ۷۰۰ هزار نفر از آنها در منطقه مستقر هستند طی این مدت هر فعالیتی که در آن رنگ آزادی خواهی دیده می شود را نیز به شدت سرکوب می کنند به طوری که تعداد شهدای کشمیری طی ۳۰ سال اخیر به مرز ۱۰۰ هزار نفر رسیده است.

تعداد افرادی که در این مدت مفقود الاثر شدند نیز بالغ بر ده هزار نفر است که رد برخی از آنها را در گورهای دسته جمعی به دست آورده اند، در کشمیر زنانی که نمی دانند بیوه شده اند یا باید چشم انتظار بازگشت شوهرانشان باشند فراوان هستند.

کور کردن معترضین با استفاده از تفنگ های ساچمه ای یکی دیگر از سخت ترین اقداماتی است که نظامیان هندی به سادگی آن را به انجام می رسانند.
طی روزهای اخیر حزب بی جی پی که قدرت را در هند به دست دارد و بارها تصاحب همیشگی کشمیر را یکی از شعارهای انتخاباتی خود اعلام کرده بود دو قانون فوق را ملغی کرده است. به این معنا که هندو مذهبان دیگر مناطق هند می توانند به کشمیر بیایند، صاحب شغل شوند و مسکن خریداری کنند! اقامت دائم داشته باشند و حتی در رای گیری ها نیز شرکت کنند.

  پیوست ها
 
There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر