مقدمه (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

تفکر راستگرای اقتدار طلب، به خصوص از نوع مذهبی آن، یک روزه جامعه دمکرات خود را به یک دیکتاتوری بسته و متمرکز تبدیل نمی کند، بلکه قدم به قدم جامعه را در این مسیر هدایت کرده، مشتاقان و پاسداران چنین جامعه ی دیکتاتور مسلکی، ابتدا نمایندگان وجدان بیدار، و اهل تفکر جامعه خود را با استفاده از ظرفیت های قانونی و انقلابی و غیر قانونی و شبه قانونی سرکوب، و به سکوت می کشانند، و با تحت فشار مداوم و سخت قرار دادن نخبگان، آنان به وادی بی‌ حسی و بی ‌تفاوتی برده، آنان را بی اثر می کند، چرا که راهبران سیستم های خفقان زده دیکتاتوری معتقدند وقتی نمایندگان وجدان بیدار جامعه (دانشجویان، مخالفین سیاسی و...) را به حاشیه سکوت رانده، و بی ‌اثر کرد، [1] آنگاه این جامعه را می‌ تواند، به راحتی از یک جامعه دمکرات و آزاد، به یک جامعه دیکتاتور طلب، استحاله و تبدیل کند، بی‌ آنکه با واکنش تندی از سوی مردم، و معترضین پر شماری این جامعه مواجه شود؛

 البته جامعه انقلابیون و آزادیخواهان نیز در بسترسازی این مسیر خطرناک، گاه مقصرند، [2] چرا که آنان با باز کردن روزنه هایی در بین سطور قانونی، به هنگام تدوین و ترسیم مسیرهای قانونی، بعد از پیروزی، که با بهانه هایی از جمله لحاظ مصلحت و..، صورت می پذیرد، روزنه هایی را برای سو استفاده معتقدان به نظام دیکتاتوری فراهم می کنند، که آنان بعدها با سو استفاده از این سوراخ ها و خلا های قانونی، کم کم جامعه ی آزادی را که در یک روند دمکراتیک تحویل گرفته شده را، به یک جامعه بسته و دیکتاتوری تبدیل ‌و استحاله کنند، بی‌ آنکه نیاز به انجام کودتا و یا انقلابی خونین توسط دیکتاتوری طلبان باشد، و مجبور به پرداخت هزینه ‌های گزاف فعالیت های سرکوب جمعی، کودتا و انقلاب وسیع سیاسی، قضایی، نظامی و… شوند، استحاله گران انقلاب ها، بدین روش، طی یک فرایند دمکراتیک قدرت را در دست گرفته، آن را تبدیل به ضد خود [3] ، یعنی نظام دیکتاتوری، بدل می نمایند.

در کنار کشورها و جوامع دیگری که گوشه گوشه این جهان دچار این بلیه خانمان برانداز شدند و دچار حاکمیت خسارتبار راستگرایان شده اند، هند نیز اکنون مطرح است، چرا که بعنوان یک کشور سکولار (قائل به جدایی دین از دولت)، تکثرگرا (پلورال)، دمکرات و...، با قبضه قدرت در دست راستگرایان افراطی مذهبی هندو، می‌رود تا هر روز پایه‌های آزادی فکری، رسانه ایی، سیاسی و… آنان ویران، و این جامعه آزاد و دمکرات، به سوی محدودیت‌های فکری و عملی سوق داده شود؛ [4] 

در این مسیر مشاهده می شود که حتی واژه‌های نهفته در متن قانون این کشور هم مظلومند، چرا که به طرز مبتذلی، توسط جریان قدرت مورد سو استفاده ‌واقع شده، [5] تا رقیب را با استفاده از آن، از میدان مبارزه به در کرده، و بدین ترتیب واژه‌های زیبای قانونی نیز، بعد از سو استفاده توسط راستگرایان قدرت طلب، دیگر باید به دور ریخته شوند، چرا که بار معنی مثبت آن تغییر یافته، و به واقع زیبایی خود را از دست داده، و به لحاظ معنا و مصداق، نابود شده اند،

فتنه واژه ایی از این دست است، که برای کسانی استفاده می شود که قصد تخریب بنای خیری را دارند، اما راستگرایان افراطی که خود بیشترین لیاقت را برای داشتن چنین لقبی را دارا می باشند، چرا که در هر نقطه ایی وارد شوند جز ویرانی، اسارت و بدبختی برای اهل آن، چیزی به ارمغان نخواهند آورد، و در حالی که آنان خود فتنه اعظم اند، اما راستگرایان این واژه را در خصوص مخالفین خود، مورد سو استفاده قرار داده [6] و فتنه را به مظلومانی بار می کنند که بر این وضع معترض می شوند. راستگرایان برای سرکوب مخالفین خود اعم از اقلیت های دینی، سیاسیون مخالف، و مبارزین آزادیخواه و قانون طلب، تمام زوایای قوانین موجود را مطالعه کرده، تا حفره ایی بیابند و از آن سو استفاده کنند، و از هر روزنه ایی، حتی قوانین دوره استعمار و استبداد، وارد می شوند و آن را مبنای شبه قانونی، اقدامات غیر قانونی خود، در سرکوب مخالفین [7] قرار می دهند. [8]

اینک با ترجمه مقاله ایی در این خصوص، به روند موضوع در هند می پردازیم

دولت مرکزی، دادگاه عالی را از قصد خود برای تجدید نظر در قانون فتنه آگاه کرد  [9]

در یک پروسه قضایی، دولت هند عنوان داشت که این تصمیم در مسیر سیاست نخست وزیر، آقای نارندرا مودی برای پاکسازی "بازمانده های دوره استعمار" [10] (بریتانیا) در 75 مین سالگرد  استقلال هند صورت می گیرد.

گراف میزان استفاده از قانون فتنه در دوره حاکمیت حزب BJP

دهلی نو : دولت مرکزی هند به دادگاه عالی اطلاع داده است که بند 124A در قانون هند را که به عنوان قانون فتنه [11] است، مورد باز بینی قرار خواهد داد.

در یک پروسه قضایی، دولت عنوان داشت که این تصمیم در مسیر سیاست نخست وزیر، آقای نارندرا مودی برای پاکسازی "بازمانده های دوره استعمار"  (بریتانیا) در 75 مین سالگرد استقلال صورت می گیرد. دولت بر این نظر است که این قانون را مورد بازبینی قرار دهد، لذا تاییدیه از دادگاه عالی خواسته است که به این موضوع در حال حاضر ورود نکند.

"دولت هند کاملا به نقطه نظرات مختلف موجود در پیرامون موضوع فتنه آگاه است [12] ، همچنین نگرانی هایی که در خصوص آزادی های شهروندان، و موارد حقوق بشر را مد نظر دارد، در عین حال به موضوعاتی همچون وحدت و وفاداری به کشور هم در این ملت بزرگ متعهد است، همچنان که تصمیم دارد بند A124 قانون سراسری هند را مورد بازنگری و بررسی دوباره، قبل نشست متخصصین قرار دهد."    بخشی از متن ارایه شده در برابر دادگاه توسط دولت.

دادگاه بعد از دریافت درخواست ها و سوالاتی که در پیرامون اعتبار قانون مشهور به فتنه وجود داد، که بر سو استفاده از این قانون در کشور توسط پلیس این کشور حکایت داشت [13] هفته گذشته، دولت مرکزی از دادگاه درخواست داشت تا پاسخ نهایی خود را در این زمینه اعلام دارد. [14]

مجموعه این درخواست ها و سوال ها به وسیله سرلشکر بازنشسته ومبتکر [15] ، نویسندگان نشریه "راهنمای هند" [16] ، وزیر سابق دولت مرکزی آقای آرون شوری [17] ، ماهوا مویترا از اعضای پارلمان هند وابسته به حزب کنگره ترینامول [18] ، آنیل چامدیا [19] روزنامه نگار، پاتریشیا موخیم [20] ، آنورادها بهاسین [21] ، اتحادیه مردمی آزادی های عمومی [22] ،  اتحادیه روزنامه نگاران آسام [23] نوشته شده است.

در پیرامون نگرانی از سو استفاده گسترده از ماده قانون فتنه، دادگاه عالی در ماه جولای سال گذشته از دولت مرکزی سوال کرد که چرا نسبت به لغو این قانون اقدام نمی کند، قانونی که دولت بریتانیا از آن برای به سکوت کشاندن مردان مبارز و آزادیخواهی مثل مهاتما گاندی استفاده می کرد، تا حرکت آزادیخواهی آنان را به شکست بکشاند.

بر حسب موافقت با درخواست آنچه توسط نویسندگان نشریه "راهنمای هند" و سرلشکر بازنشسته اس.جی ومبتکر پیرامون به چالش کشیدن قانون 124A (فتنه) در قانون سراسری هند نگاشته شد، دادگاه عالی عنوان داشته است که مهمترین نگرانی آنها "سو استفاده از این قانون" و افزایش تعداد موارد منتسب به آن است.

غیر قابل وثیقه و کفالت بودن متهمین منتسب به این قانون، هر گونه سخن و ابراز نظری را که منجر به معطوف شدن توجه به این قانون شود، تفسیر به مخالفت با دولت می شود، و منجر به تنبیه قضایی با بیشترین شدت، یعنی حبس ابد می گردد، هر گونه سخنی و بیانی که توجه را به این قانون معطوف دارد، تنفر و تلاش برای مخالفت با حاکمیت تفسیر می شود. 

این در حالی است که بیانیه صادره توسط دادگاه پیرامون درخواست لغو آن در ماه جولای سال گذشته، به وسیله دادگاه ارشد، که اشاره دارد به اتهام سو استفاده از این قانون، و سوال کرده است که آیا بعد از 75 سال که از استقلال، و از دوره حاکمیت استعمار بریتانیا می گذرد، آیا هنوز به این قانون نیاز است.

سوال دادگاه این بود که : "به رغم موارد فوق، که خود نگرانی است. این قانون مربوط به دوره استعمار بریتانیا است. که سرکوب حرکات آزادیخواهانه توسط استعمارگران برای آنان ضروری بوده است. همان قانونی که توسط بریتانیایی ها برای به سکوت کشاندند مهاتما گاندی، تیلک [25] و... استفاده می شد، آیا ضرورت دارد که بعد از 75 سال که از استقلال هند می گذرد هنوز این قانون ساری و جاری باشد."

منبع : https://thewire.in/law/explainer-how-the-sedition-law-has-been-used-in-the-modi-era و  https://thewire.in/law/union-government-tells-supreme-court-it-will-reconsider-sedition-law

 

[1] - آمار وزارت کشور هند (MHA) و بخش ثبت آرشیو جرایم ملی (NCRB) نشان می دهد که بین سال های 2014 (به قدرت رسیدن راستگرایان هندو که خود را مدافع برداشتن این قانون نشان می دهد) تا  2019 و 2020 ، آمار استفاده از قانون فتنه افزایش نشان می دهد، از بین 10938 هندی که تا سال 2010 بر طبق این قانون دستگیر شدند، 65% در زمانی دستگیر شدند که دولت راستگرای هندو حزب BJP در قدرت قرار داشته است. که از جمله قربانیان این قانون سیاسیون مخالف، دانشجویان، روزنامه نگاران، نویسندگان و اساتید دانشگاه ها و بخش آکادمیک می باشند. و جرایم آنان نیز برداشتن پوستر و پلاکارد، فعالیت و پست های آنها در شبکه های اجتماعی، شعار دادن و ارتباطات شخصی بوده است.

[2] - این قانون در سال 1837 توسط بریتانیایی های حاکم بر مستعمره هند معرفی، و بیست سال بعد در سال 1860 وارد قوانین جاری آنان شد، و این درست سه سال بعد از قیام بزرگ 1857 مردم هند علیه استعمار بریتانیایی ها بود، و در سال 1870 به عنوان ماده 124A به مورد اجرا در آمد. اما بعد از استقلال و پیروزی انقلاب هند در سال 1947، واژه "فتنه" از قانون اساسی جدید انقلابیون که در سال 1948 تدوین گردید، برداشته شد؛ و آزادی بیان کامل، تحت این قانون اساسی جدید، به شهروندان هندی اعطا گردید، اما ماده قانونی 124A همچنان در قوانین جاری کشور ماند. بعدها جواهر لعل نهرو (از رهبران ارشد انقلاب هند) تحت عنوان محدودیت های منطقی (reasonable restrictions) این ماده را باز تعریف کرد، و در دوره دولت خانم ایندرا گاندی! ماده 124A دوباره بازیابی شد و پلیس مجاز گردید بدون حکم قضایی، سوژه های خود را که در بین آنان فعالین سیاسی نیز بودند با استفاده قانون مذکور، دستگیر کند، اینجا می توان اشتباهات رهبران انقلابی سابق را دید که چطور راه برای سو استفاده دیکتاتورها، هموار می کنند. 

[3] - این در حالی است که قوانین دیگری از این دست در راستای سرکوب مخالفین حاکمیت موجود هستند، که می توان به قانون "جلوگیری از فعالیت های غیر قانونی" (UAPA)، و "قانون جلوگیری از خسارت به اموال عمومی" (PDPPA) و... اشاره کرد، که تنها در سال 2019 تعداد 1226 مورد تحت قانون سخت گیرانه UAPA دستگیر شدند که دست پلیس در عدم انجام تشریفات قانونی تحت این قانون بسیار باز است که این خود 33% افزایش را از سال 2016 نشان می دهد، بی اساس بودن اتهامات به قربانیان این قانون به قدری بوده است که 9% دستگیری ها تحت قانون فتنه، و 11% دستگیری ها تحت UAPA به علت عدم وجود اسناد، رد شدند و تنها 9% موارد، تحت UAPA و 17% موارد مربوط به فتنه به حکم منجر شدند.

[4] - فتنه در ماده  124A به هر گونه تلاش، سخن، نوشته و نمایندگی ملموس اطلاق می شود که در خلال آن حاکمیت را مورد تنفر و بیزاری قرار دهد و اعلام نارضایتی نماید، و مجازات آن نیز از سه سال تا حبس ابد می تواند افزایش یابد. که این مجازات از عدم وفاداری تا دشمنی با حاکمیت تعریف و تعیین می شود.

[5] - از بین 405 نفر دستگیر شدگان در ده سال گذشته تحت عنوان قانون فتنه، 95% آنان بعد از سال 2014 دستگیر شدند که دولت راستگرای افراطی مذهبی هندو حزب BJP در قدرت قرار گرفت، که از بین آنان 149 نفر متهم به انتقاد و یا حملات لفظی علیه دولت نارندارا مودی (نخست وزیر وابسته به حزب BJP)، و یا حاکمیت یکی از روحانیون افراطی هندو در ایالت اوتارپرداش، به نام یوگی آدیتیانات (Yogi Adityanath) که به عنوان سروزیر در حاکمیت قرار دارد، سخن گفته اند. آمار نشان می دهد از سال 2014 به بعد هر سال 28% به آمار این دستگیری ها افزوده شده است که جو اختناق را می تواند نشان دهد که هر سخن علیه حاکمیت حزب راستگرای هندو، و مسئولین آن، به زندان منتهی گشته است.

[6] - از میان 5 ایالتی که بیشترین دستگیری ها تحت این قانون انجام گرفته 4 ایالت تحت حاکمیت حزب راستگرای افراطی هند BJP بودند (بیهار، کارناتاکا، جارکند، اوتارپرادش) که 77% از 115 مورد دستگیری هایی تحت قانون فتنه انجام شد، تنها در ایالت اتارپرادش صورت گرفته که تحت سروزیری یک روحانی افراطی هندو به نام یوگی آدیتیانات از حزب BJP حکمرانی می شود، و تامیل نادو تنها ایالتی غیر حاکمیتی توسط هندوهای افراطی است که در بین این 5 ایالت، با 139 مورد از سال 2010 صورت گرفت که 80% اتهام دستگیر شدگان مربوط به مسایل سیاسی نبود، بلکه به اعتراضات به پروژه برق هسته ایی در این ایالت و مخالفت ها با آن مربوط است.

[7] - فعالین حقوق بشری، و سازمان های مدافع حقوق عمومی که خود از قربانیان این نوع قوانین هستند نسبت به الغای قانون 124A درخواست هایی داشته اند و آن را مربوط به پیش از انقلاب هند و خفقان دوره استعمار بریتانیا دانسته اند، که نباید بعد از انقلاب، چنین برخوردهایی با منتقدین، جایی در نظام دمکراتیک کشور داشته باشد. در سال 2018 کمیسیون قانون، متنی را منتشر کرد که درخواست برای بازبینی این قانون در آن مطرح کرد، و اینکه کشورهایی مانند نیوزیلند، استرالیا، اندونزی، کره جنوبی و... نیز قربانیان این قانون انگلیسی اند، که در مقابله با حرکات آزادیخواهانه در مستعمراتش بکار گرفته شد، 

[8] - این در حالی است که قوانین دیگری از این دست، مثل قانون فتنه، در راستای سرکوب مخالفین حاکمیت هستند که می توان به قانون "جلوگیری از فعالیت های غیر قانونی" (UAPA)، و "قانون جلوگیری از خسارت به اموال عمومی" (PDPPA) و... اشاره کرد، که تنها در سال 2019 تعداد 1226 مورد تحت قانون سخت گیرانه UAPA دستگیر شدند که دست پلیس در عدم انجام تشریفات قانونی تحت این قانون بسیار باز است که این خود 33% افزایش را از سال 2016 نشان می دهد، بی اساس بودن این نوع اتهامات به قدری بوده است که 9% دستگیری ها تحت قانون فتنه، و 11% دستگیری ها تحت UAPA به علت عدم وجود اسناد رد شدند و تنها 9% موارد تحت UAPA و 17% موارد مربوط به فتنه به حکم منجر شدند.

[9] -  Union Government Tells Supreme Court it Will Reconsider Sedition Law

[10] - shed colonial baggage

[11] - sedition اغتشاش، شورش، آشوب، طغیان

[12] - آمار ثبت شده در کیس فتنه در زمان دولت حزب حاکم BJP به ترتیب در سال 2014 با 47 مورد، 2015 با 30 مورد، 2016 با 35 مورد ، 2017 با 51 مورد، 2018 با 70 مورد، 2019 با 93 مورد می باشد، که بیشتر کسانی که در این سال تحت این قانون مورد پیگرد قرار گفته اند افراد بین سنین 18 تا 30 بودند، که از بین این 93 نفر 55 نفر در این سنین بودند که یک زن نیز در بین آنان است. بین سال های 2016 تا 2019 آمار دستگیری ها تا 160% افزایش نشان می دهد.

[13] - در میان پرونده های ثبت شده در موضوع قانون فتنه در ایالت اتارپرداش که به واقع یکی از مراکز مذهبی عمده هندوئیسم افراطی و هندویسم سیاسی است، 28 مورد در خصوص اعتراض اقلیت مسلمان در تبعیض به اعطای اقامت به مهاجرین کشورهای همسایه مقیم در هند (anti-CAA)، و 22 پرونده نیز به اعتراض دالیت ها در تبعیض در خصوص پرونده تجاوز و قتل یک دختر دالیت (جامعه نجس هند) توسط طبقات بالای جامعه هندو در نظام قضایی و پلیس می باشد (Hathras gang rape case) که پرونده وی به طور ظالمانه ایی به حاشیه برده شد، تا حق به حق دار نرسد و پرونده زیر مطالعه قضایی کافی قرار نگیرد، و 18 پرونده نیز به مخالفت با حاکمیت سران حزب BJP از جمله نارندرا مودی و یا یوگی آدیتیانات است، که هر دو از افراط گرایان مشهور مذهبی و مسئول در کوشر می باشند.

[14] - قانون فتنه توسط دولت بریتانیا در هند ایجاد شد و به عنوان ابزاری در دست دولت استعماری بود تا علیه هر انتقاد تندی علیه خود به آن دست آویزد و استفاده کند و با منتقدین و مبارزین در راه آزادی برخورد نماید. در میان رهبران آزادیخواه هندی که طبق این قانون مورد برخورد قرار گرفتند، مهمترین قربانیان مهاتما گاندی رهبر انقلاب هند و همچنین و بال گنگادهار تیلک از مبارزین مشهور علیه بریتانیایی ها می توان اشاره نمود. مهاتما گاندی در این خصوص اشاره داشته است که "در میان بخش های سیاسی قوانین هند که طراحی شده بود تا به سرکوب آزادی شهروندان هندی اقدام کند، این قانون شاه بیت بود". لذاست که دادگاه عالی هند نیز، خود راسا وجود چنین قانونی را مورد سوال قرار داده است و از دولت خواست تا آن را مورد بازبینی قرار دهد.

[15] - S.G.Vombatkere

[16] - Guild of India

[17] - Arun Shourie

[18] - Trinamool Congress MP Mahua Moitra

[19] - Anil Chamadia

[20] - Patricia Mukhim

[21] - Anuradha Bhasin

[22] - People’s Union for Civil Liberties (PUCL)

[23] - the Journalist Union of Assam

[25] - Bal Gangadhar Tilak

 

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

هند دهه هاست با فراز و فرودهایی زیادی، درگیر پدیده مخوف و دهشتناک ملیگرایی مذهبی افراط گرایان هندو است، که اقلیت ها را به عنوان "دیگران" در جامعه خود تعریف کرده (حال آنکه تنها در بُعد مذهبی، اقلیت مسلمانان نزدیک به یک پنجم جمعیت بیش از یک میلیارد نفری هند را تشکیل می دهند، دیگر جوامع مذهبی به کنار)، و تمام آنچه در توان دارند، را در محدود سازی اقلیت ها روا می دارند، اخیرا نیز آشکار و رسمی، سخن از کشتار نژادی و پاکسازی قومی آنان است، حزب BJP و یا "بهارتیا جاناتا پارتی" که خود شاخه سیاسی گروه مادر، یعنی RSS تلقی می شوند، و قدرت را به صورت یکپارچه در دهلی نو، از آن خود کرده است، تحت رهبری و زعامت آقای نارندرا مودی، که اکنون چند سالی است، در مقام نخست وزیری هند قرار دارد، فشارهایی را قانونی و غیر قانونی علیه هرگونه مخالف و یا معترض به این شرایط و روند موجود اعمال می نمایند.

و هند سکولار، دمکرات و کثرتگرا، به سمت یک دیکتاتوری مذهبی تک قرائتی هندویی که ایده های آن را ایدئولوگ های گروه RSS تعیین می کنند، در حرکت است، که این ایده مخوف تا کنون پایه های قانون اساسی انقلابی آن کشور را سست کرده، و می رود تا عرصه را بر تنوع فرهنگی، مذهبی و فکری هندیان تنگ کند، و ارزش های سکولار، کثرت گرا و دمکرات بزرگترین دمکراسی جهان را استحاله و دگرگون نماید.

جنبش هندوتوا یا ملیگرایی هندویی که گروه RSS آن را راهبری می کند، می رود تا از طریق انقلاب در انقلاب، دستاوردهای قیام استقلال طلبانه و آزادیخواهانه و ضدخشونت مهاتما گاندی (رهبر انقلاب هند علیه سلطه بریتانیا) و همکارانش در حزب کنگره، و نتایج درخشان آن کار جمعی مردم هند در آن حرکت بزرگ را گام به گام استحاله کرده، و یک نوع بازگشت به شرایط طبقاتی ظالمانه که در دوره باستان، در هند ساری و جاری بود را دوباره تجربه کنیم، که در طی آن طبقات منحل شده اجتماعی، که به واسطه ممنوعیت های زمان حاکمیت بریتانیا و به دنبال آن قوانین ناشی از انقلاب 1947 هند بدست آمد، و در قانون اساسی و عمومی هند، به عنوان اصول سکولار، دمکرات و کثرت گرایی و... لغو امتیازات طبقاتی و... شدند را به شیوه ایی خزنده و تدریجی به جایگاه های ظالمانه خود، با حقوق مندرج در فرهنگ باستانی هندویی، احیا و باز گرداند. مهمترین طبقه ایی که در این فرایند احیا می شود، طبقه روحانیون هندو یا جامعه برهمنان است، که اکنون در گروه های مختلف زیر گروه این تفکر، دست برتر را دارند، و در واقع صحنه گردان اصلی این حرکت هستند، این روند معترضینی دارد که یکی از آنان جامعه طنز پرداز هند است که در این مقاله به قلم پرفسور شمس الاسلام، به شباهت های برخورد با طنزپردازان بین حاکمیت هندوهای افراطی، و نازی های هیتلری در آلمان پرداخته می شود:

 

آیا هند مسیری را طی می کند که نازی ها در آلمان پیمودند؟

حکام و طبقه سردمداران هندی مدهوش از شراب قدرت، همچون دیگر هم قطاران جهانی اشان، شقاوتبار در منکوب و سرکوب هر اپوزیسیونی، که مقابل شان قرار گیرد عمل می کنند.

نویسنده : پورفسور شمس الاسلام [1] پنجم مارس 2021

 

چیزی را نشنو، چیزی را نبین و چیزی را نگو

(به او) دروغ گفته، در معرض خطر قرار گرفته، غارت شده، فریب داده شده

به سمت مسیرهای کوچه باغ، و در کوچه های تاریکی هدایت کن

چیزی را نشنو، چیزی را نبین و چیزی را نگو

(بخشی از یک قطعه موسیقی در سال 1982، اجرا توسط گروه موسیقی Discharge) [2]

حکام و طبقه سردمداران هندی مدهوش از شراب قدرت، همچون دیگر هم قطاران جهانی اشان، شقاوتبار و ظالمانه در منکوب و سرکوب هر اپوزیسیون و مخالفی، که مقابل اعمال غیر مجازشان قرار گیرند، عمل می کنند. این نه تنها خصوصیت حرکت های انبوهه هاست، اما در اینجا حتی بیان ادبیات مخالفت، و به شیوه کمدی هم شامل برخورد آنان می شود.

 بر حسب مطالب مندرج در کتاب "دایره المعارف بریتانیکا" هجو و طنز گویی یک شکل از هنر است : "عمدتا در شکل ادبی و دراماتیک است، که انسان ها یا افراد کنهکار، احمق، دارای نقطه ضعف، و مورد سو استفاده واقع شده ها، و به صورت جمعی و فردی با استفاده از روش های ریشخند، مسخره کردن، ادا و اصول در آوردن، طعنه زدن، مضحکه، کاریکاتور کشیدن، و دیگر روش ها مورد سرزنش قرار می گیرند، در این هنر به دنبال تحریک به سمت یک تغییر اجتماعی با استفاده از این پتانسیل هستند".

در بعضی مواقع نیز طنز قالب هنر اجرا به خود می گیرد، در آن از افراد شریر، احمق، مورد سو استفاده واقع شده، و افراد دارای نقطه ضعف، استفاده می شود، تا بدین وسیله گروه ها، شرکت ها، دولت های مدنظر توسط طنز پرداز به تمسخر گرفته شوند، و به سمت ایجاد جوامع قدرتمند، حرکت گردد. تاریخ مدرن هند شاهد محنت ها و سرکوب کمدین ها و طنزپردازان به صورت عادی و ساری و جاری بوده است، مدارک آن به صورت گسترده ایی در اسناد باقی مانده از دوره حاکمیت بریتانیایی ها در هند (قبل از 1947) به جای مانده است.

در اسناد باقی مانده از زمان حکمرانی حکام خارجی حاکم بر هند، که در مرکز اسناد ملی هند [3] در دهلی نگهداری می شود، یک بخش مجزا وجود دارد که از آن به عنوان "ادبیات تبعیدی" [4] نام گذاری شده است، که شامل صدها کتاب، مقاله، جوک، شعر، نمایشنامه است که در دوره حکام بیگانه حاکم بر هند، ممنوع اعلام شده بودند. منابعی از متون ادبی ممنوع شده که نشان می دهد، 138 متن به زبان هندی، و 68 مورد به زبان اردو، به صورت مجزا توسط این حاکمیت ها ممنوع اعلام شدند. با نظرداشت متون نوع شعر، 264 اثر به زبان هندی، و 58 مورد به زبان اردو، این متون به تبعید و در نتیجه به حاشیه فرستاده، و انتشار ممنوع اعلام گردیدند.

در این مرکز همچنین مواردی از ادبیات تبعیدی که به زبان انگلیسی و دیگر زبان های محلی هندی نگاشته شده اند نیز، نگهداری می شود. قابل گفتن است که حکام بریتانیایی مرکز اسناد منطقه ایی نیز تاسیس کرده بودند، که شامل تعداد بسیاری از متون ادبی ممنوع شده در دیگر زبان های مختلف رایج در هند است. 

غمگینانه این که، هند استقلال یافته (بعد از غلبه بر حکام بریتانیایی) نیز، شاهد ادامه ایپدمی عدم تحمل ادبیات و کارهای هنری از این نوع بوده، که ممنوع شدند، و نویسندگان و هنرمندان آن یا در زندان هستند و یا مجبور به مهاجرت به دیگر کشورها گردیدند.

آزار و اذیت به چنین افراد و اقشاری از جامعه هند، با روی کار آمدن دولت آر.اس.اس – بی جی پی (هندوهای افراطی) به رهبری آقای نارندرا مودی (نخست وزیر هند) در سال 2014، شدت و گسترش یافت، غیر طبیعی و تعجب آور نیست که آقای مودی شخصی با مشخصه مشهور تنفر از دمکراسی (مردم سالاری) بروز کرده است، چرا که او بعنوان یک شخصیت بارز ملیگرای هندو [5] ، تحت نفوذ و درس آموخته مکتب ایدئولوژیک، رهبر شاخص و مبرز RSS آقای ام.اس. گولوالکار [6] هستند. چنین تنفری از دمکراسی و مردم سالاری ناشی از عقایدی است که جناب گولوالکار در خلال سخنرانی خود در جمع 1350 نفر از کادرهای رده بالای گروه آر.اس.اس در مرکز ریاست گروه RSS در رامش باغ [7] در سال 1940 بیان داشت :  

"آر.اس.اس ملهم از یک پرچم، یک رهبر، یک ایدئولوژی، و روشن کننده چراغ تفکر هندوتوا [8] ، در اقصی نقاط این سرزمین بزرگ است". [9]

با چنین رویکرد و تفکری است که حاکمیت شش ساله اخیر نارندرا مودی بر دولت مرکزی، برای هنرمندان اهل طنز و کمدین های هند یک دوره دردناک و رنج زا بوده است. طنز نویس های بلند آوازه ایی همچون کونال کارما [10]، منور فاروقی [11] ، تانمای بات [12] ، اگریما جوشا [13] ، کیکو شاردا [14] و کاپیل شارما [15]  که طنزهای را در مورد (شخصیت، رفتار و سیاست های) نارندرا مودی، آمیت شاه [16] ، فساد و اختلاس، ریا و سالوس مابی عناصر مذهبی هندو، سکوت و بی عملی دستگاه قضا، به خصوص دادگاه عالی هند در مقابل حملات خشن و تجاوز (دولت افراط گرای هندو و...) به بندهای مدافع وجه دمکرات – سکولار و کثرت گرا در قانون اساسی هند، حقوق بشر، دستگیری های گسترده با سو استفاده از قوانین ضد ترور، به اشتراک گذاشتند، و در مقابل با درجه بالایی از خشونت علیه خود مواجه شده، و می شوند، و تعدادی از آنها دستگیر شدند؛ حتی برخی از این هنرمندان توسط عناصر غیر مسئول (لباس شخصی های) وابسته به رهبران مذهبی و حاکم هندو، به صورت گروهی و فردی شکنجه شدند، و زنان هنرمندی هم هستند که توسط عناصر متعصب وابسته به تفکر هندوتوا، حتی به تجاوز جنسی، و ضرب و شتم فیزیکی تهدید شدند.

این عجیب و بغرنج نخواهد بود که زعامت و نخست وزیری آقای نارندرا مودی، به نوع حکمرانی هیتلر در آلمان منتسب می شود، که در رابطه با اهل هنر طنز هر دو این چنین برخورد کرده و می کنند.

 

کمدین ها و اهل طنز ممنوع شده در حکومت نازی ها در آلمان

کمدی و طنز در هر شکلی که رهبری و رژیم نازی را هدف بگیرد، مشمول ریسک بزرگی شده، و نتایج جدی را متوجه اهل هنر کرده، و حتی به مرگ و اعدام طنزگویان منجر می شد. در آرشیو سازمان مخوف اطلاعات و امنیت نازی ها [17] و هیتلر جوک های سیاسی ثبت شده است که توسط آلمان ها ساخته و منتشر می شد. برخی از این طنزهای سیاسی ارزش دانستن را دارند :

"چه تفاوتی بین خورشید و هیتلر هست؟ خورشید از شرق طلوع می کند، اما هیتلر در شرق می رود (در شرق سقوط می کند)".

"چه تفاوتی بین هند و آلمان هست؟ در هند یک شخص (مهاتما گاندی) به جای همه ی مردم گرسنگی می کشد، در آلمان همه مردم برای یک شخص (هیتلر) گرسنگی می کشند".

زارا لندر (یک خواننده مورد اقبال در حکومت نازی ها در آلمان) هر روز به مراکزی احضار می شد، چرا؟ چون او مرتب می خواند که "می دانم روزی یک معجزه رخ خواهد داد".

بذله های زیر که در مورد هیتلر گفتند، فردی از شهر فرانکفورت را به دو سال زندان در سال 1943 فرستاد، چرا که گفته بود :

"او کسی بود که مثل روس ها حکومت می کرد

موهایش را به شیوه فرانسوی ها مرتب می شد

سیبیل هایش را در مد انگلیسی ها قرار می داد

و خودش در آلمان متولد نشده بود

او قصابی، به شیوه رومیان را به ما می آموخت

از همسران ما درخواست به دنیا آوردن بچه های زیادی می کرد

اما خودش نمی توانست حتی یک فرزند بیاورد

او رهبر آلمان بود".

یک کشیش کاتولیک به نام پدر جوزف مولر، در ماه جولای 1944 به خاطر به زبان آوردن داستان زیر به مرگ محکوم و اعدام گردید :

"سرباز مجروحی در بستر مرگ درخواست کرد که برای آخرین بار می خواهد کسانی را ببیند که زندگی اش را به اینجا ختم کردند. پرستاران عکس پدر آلمان (هیتلر) را در سمت راست او قرار دادند. سپس عکس اچ.وی گورینگ (فرمانده نیروهای نظامی هیتلر) را در سمت چپ او قرار دادند، آن حال، سرباز گفت که اکنون مثل عیسیِ مصلوب بین دو مجرم خواهم مرد". [18]

خانم پاپسه پانو [19] ، بازیگر سرشناس که در مقابل سرکوب اهل طنز به واکنش برخواسته بود در یک توئیت در 4 فوریه 2021 نوشت :

"اگر یک توئیت وحدت شما را به جغ جغ می اندازد، یک جوک اعتقاد شما را سست می کند، یا اجرای یک هنرمند، اعتقادات مذهبی شما را به لرزه می اندازد، پس این شما هستید که باید روی ضعف سیستم ارزشی خود کار کنید و آن را تقویت کنید، نه اینکه برعکس، خود معلم تبلیغ دیگران شوید".

به دنبال این توئیت، زمان زیادی نگذشت تا "به او درسی بیاموزند". و در تاریخ سوم ماه مارس سال 2021 محل زندگی و دفترش به وسیله افسران سازمان های اطلاعاتی دستگاه اداری مودی مورد هجوم و بازرسی قرار گرفت، و این عملیات تا 24 ساعت ادامه یافت. او تنها فرد نبود که با چنین هجومی مواجه شد، بلکه محل زندگی و دفتر کار دو کارگردان معتبر و مشهور دیگر به نام های انورانگ کشیاپ [20] و ویکاس بال [21] نیز به همین شیوه زیر ضربه سازمان های اطلاعاتی رژیم مودی قرار گرفتند. جرم هر دوی آنان بیانی مخالفت با اقدامات ضد مردمی پلیس دولت آقای مودی بود.

با این حجم داستان هایی که از سرکوب نازیوار اهل طنز و هنر، دولت آقای مودی از خود بر جای می گذارد، زمان دوری نخواهد گذشت که هند به معلم و مدرس جهانی سرکوب تبدیل شود!

 

[1] - این مقاله توسط پرفسور  Shamsul Islam از اساتید دانشگاه دهلی در تاریخ 5 مارس 2021 منتشر گردید که اصل این مقاله را در آدرس  https://gaurilankeshnews.com/is-india-following-the-path-of-nazi-germany/ می توان یافت

[2] - بندهای این موسیقی اشاره هایی دارد به شیوه و متد برخورد با قربانیان گروه های هندوتوا در هنگام افتادن این طعمه ها به چنگ، که گفته می شود موقع تنبیه آنان صدای ضجه آنها را نشنو، با آنها هنگام تنبیه همنوا نشو، او را به مکان های خلوت ببر و ...  که بالاترین حد خشونت، حتی در مورد کودکان را تجویز می کند و به آنان آموزش می دهد :                                                                      Hear nothing

See nothing

Say nothing

Lied to,

Threatened

Cheated and deceive

Led up garden paths and into blind alleys

Hear nothing see nothing say nothing

در قسمت دیگری از این موسیقی خوانده می شود که :     چیزی نشنو، چیزی نبین و چیزی نگو     -  خواب آشفته و خشن ادامه یابد     - آخرین حد حمام خون    -   اعتراض، و مشاهده اعتراض قربانی -  من در این ثبت نام نمی کنم -  نوشیده از شراب قدرت    - در همین حال  -  یک جهنم روی زمین   -   گریه هایی برای کمک     -    احتمال نابودی زندگی   -  سوال :  حتی بچه ها؟   - پاسخ :  و بچه ها  هم   -  سرخی خون روان   -  آزادی بیان برای افراد گنگ و لال  -  پایان    

[3] - the National Archives of India [NAI]

[4] - Proscribed literature

[5] - Hindu nationalist

[6] - MS Golwalkar رهبر و بنیانگذار گروه آر.اس.اس که در دهه 1930 زمانی که مردم هند در حال مبارزه با بریتانیایی ها بودند و استقلال هند را دنبال می کردند او ایدئولوژی هندوتوا یا همان ملیگرایی هندو را بنیان نهاد.

[7] - Resham Bagh

[8] - Hindutva تفکری که معتقد است هند به مذهب هندو شناخته شده و تعلق دارد و اینجا سرزمین هندوهاست و باید همه هندو باشند، ادیان وارداتی از جمله اسلام، مسیحیت، پارسیان، یهودیان و.... باید یا به هندوها بازگردند و یا این سرزمین را ترک کنند و...

[9] - [MS Golwalkar, Shri Guruji Samagar Darshan (collected works of Golwalkar in Hindi), vol. 1, Bhartiya Vichar Sadhna, Nagpur, p. 11.]

[10] - Kunal Kamra

[11] - Munawar Faruqui

[12] - Tanmay Bhat

[13] - Agrima Joshua

[14] - Kiku Sharda

[15] - Kapil Sharma

[16] - Amit Shah نفر دوم در دولت حزب بی جی پی به نخست وزیری آقای نارندرا مودی

[17] - SD (Sicherheitsdienst des Reichsführers-SS),

[18] - [Haste, Cate, Nazi Women: Hitler’s seduction of a nation, Channel 4 Books, London, 2003, pp. 207-8.] اشاره ایی است به حادثه شام آخر که عیسی بین دو تن از حواریون خود، که او را به دشمنانش لو داده بودند، نشست و آخرین شام خود را خورد و دستگیر و اعدام شد

[19] - Taapsee Pannu,

[20] - Anurag Kashyap

[21] - Vikas Bahl

 ایران و هند که تا قبل از 1326 (1947) همسایه دیوار به دیوار بودند، به فاصله نزدیک به سی سال، پیروزی انقلاب های خود را جشن گرفتند، هندی ها در سال 1326، که علاوه بر خلاصی از سلطه بریتانیایی ها بر کشورشان، حاکمیت ملی خود را در بعد داخلی هم کسب کرده و زین پس نه طبقه، و نه فرد خاصی حکمرانی این کشور را در تیول خود نداشت، و دو مجلس عوام (لوک سابها) و خواص (راجیا سابها) که هر 4 سال یک بار توسط رای مستقیم مردم تجدید ساختار، و تصمیم گیرها، می شوند، حاکمیت هند را هفت دهه است که به صورت چرخشی در دست دارند، و دولت را حزب پیروز در پارلمان هند تشکیل می دهد، لذا حاصل انقلاب هند، کسب استقلال و حاکمیت ملی، در دست نمایندگان مردم بود، که با هر انتخاباتی، مردم این توان را دارند که همه حاکمان خود را تعویض، یا ابقا نمایند.

مهاتما گاندی رهبر انقلاب هند

 ایرانیان نیز در همسایگی هند، به سال 1357 بر سیستم حاکمیت فردی، سلسله شاهان موروثی پهلوی تفوق یافتند، و بعد از آخرین قیام دمکراسی و جمهوری خواهانه خود، که در عصر مشروطیّت، و حاکمیت سلسله قاجار، به وقوع پیوسته بود، دوباره خواهان اعاده حاکمیت ایرانیان بر سرنوشت شان از طریق انتخابات، و حاکمیتی از نوع جمهوری، متکی به آرای مستقیم مردم شدند، لذا قیام مردم ایران جمهوری خواهانه، و قیام مردم هند استقلال طلبانه بود، و آنان در نتیجه این قیام هم استقلال و هم جمهوریت را کسب کردند.

هر دو انقلاب، واجد دو رهبر کاریزماتیک بسیار مهم بودند، که مطالعه تفاوت ها، و همپوشانی بین رفتار و منش این دو، در موفقیت مردم ما، و دیگر ملل مبارز، برای آزادی از استبداد داخلی و سلطه خارجی در جهان، موثر و مفید خواهد بود، آنچه مسلم است اینکه امروز، کمتر آزادیخواهی در جهان را می توان یافت که به نوعی در افکار و عمل رهبران انقلاب های دیگر جهان، غور و بررسی نکرده، و حرکات آنان را در الگوگیری برای کسب موفقیت، مد نظر قرار نداده باشد،

لذا وقتی از انقلاب، آزادیخواهی و جمهوریخواهی سخن به میان می آید، همواره رهبرانی همچون مهاتما گاندی [1]، نلسون ماندلا [2] ، پاتریس لومومبا [3] ، چه گورا [4] ، روح الله خمینی و... مد نظر ناظران قرار می گیرند، و در رد یا قبول راهبرد و تاکتیک مبارزاتی و نوع تفکرشان نسبت به مردم خود و حاکمیت بعد از پیروزی، مثال های مورد بررسی و نقد قرار می گیرد.

در سالگرد پیروزی هر انقلابی، در کنار جشن ها، باید به ارزیابی و بررسی دست آوردها، و از کف داده ها نیز پرداخت، از این رو در این نوشته مختصر که در آستانه 22 بهمن ماه، سالروز پیروزی انقلاب 57، و در انتهای این قرن خورشیدی، به رشته نگارش در می آید، به مقایسه رهبران انقلاب ایران و هند خواهد پرداخت، و در حدود آشنایی، نسبت به اتفاق و انفکاک آنان خواهم نوشت؛

یقینا این نوشته و دیگر نظرات از این نوع، خالی از نقص و قوت نخواهند بود، اما برایند جمعی اینگونه اظهار نظرها، روشن کننده راه آینده، و نوری است بر تاریک و روشن های گذشته انقلابی ایران و هند، که تابانده خواهد شد، و سعی می شود به تفاوت ها و تناسب ها در انقلاب هند، و انقلاب ایران، توسط رهبرانی همچون مهاتما گاندی (رهبر انقلاب هند) و روح الله خمینی (رهبر انقلاب ایران) پرداخته شود،

که این دو، در یک نقطه مهم، کم و بیش اشتراک نظر و به نسبت به یک نحو عمل کردند، و آن انتخاب نوع مبارزه مدنی، در زمان مبارزه برای کسب پیروزی بر رقیب بود، که این نوع مبارزه در مقابل مبارزات مسلحانه و خشونت آمیز، قرار می گیرد؛ گذشته از این که در خلال مبارزات این دو، گاهی هواداران آنان دست به سلاح برده و یا تروری و خشونتی را مرتکب شده اند، اما این رهبران برابر گواه تاریخ مبارزه، سعی کردند که از خشونت و خشنونت پیشگان دوری جسته و مهمترین قسمت بدنه گروه مبارزه خود را از حرکات انقلابی (به معنی اقدامات افسار گسیخته، خشن، و آتش به اختیار)، باز دارند، لذا حرکات مبارزاتی آنان بیشتر در حول مبارزات مدنی، و اعتراضات مسالمت جویانه، شکل غالب را به خود می گیرد،

این است که در خلال این دو انقلاب، بر خلاف انقلابات افسارگیسخته چپی و کمونیستی، که غرق در حرکات انقلابی، مسلحانه و خشن در جهان جریان یافته و تاریخی از کشتار را در پس خود نهاده است، و ده ها میلیون کشته از خود بر جای گذاشت، و عموما نیز حرکت چپ، از قضا به دیکتاتوری های مخوف نیز منجر شده است، اما این دو انقلاب در دوره مبارزه، کمترین دست یازیدن به خشونت، ترور و سلاح گرم را در فرهنگ مبارزاتی، و سخن رهبران آن به خود دید.

اما تفاوت ها،

این دو رهبر در دوره مبارزه، واجد تفاوت هایی نیز بوده اند، که این تفاوت در نتیجه انقلاب آنان نیز به صورت بارز انعکاس یافت، و در میزان موفقیت آنان بروز جدی از خود نشان داد، از آن جمله می توان در شیوه سازماندهی و رهبری مبارزات این تفاوت را نگریست، که مهاتما گاندی از همان نخستین آغاز حرکات مبارزاتی خود، با پیوستن به حزب کنگره ملی هند [5] حرکت خود را هماهنگ با دیگر رهبران دخیل در روند مبارزه سراسری این حزب، در خلال یک حرکت منسجم و حزبی شکل داده، که این خود باعث شد، تا گاندی همواره در کش و قوس مبارزات آشکار خود با دشمنِ ملت خود، با تکیه بر مواجهه سیاسی، تبلیغاتی و مشی مبارزه حزبی، اهداف خود را بصورت روشن، مشخص و آشکار دنبال کرده، و همه از دوست و دشمن می دانستند که او و حزبش به دنبال چی هستند، و در این راه با چه کسانی همراه، و از چه مشی و روندی برخوردار و یا به دور است،

اساسنامه حزبی آنان در این مبارزه روشن و مشخص، و روش مبارزاتی آنان در تئوری و عمل، اعلام شده بود، از این رو طی چندین دهه مبارزه با حاکمیت خارجی بریتانیایی ها، که هند را برای مدتی طولانی مستعمره خود کرده بودند، روندی از تمرین دمکراسی، تحمل و رواداری درون حزبی و داخلی بین مبارزین، و انقیاد بر خواست و تصمیم جمعی و... در بین رهبران مبارز نیز، همگام با نبرد سیاسی با دشمن، مستمرا ادامه یافت، از این رو وقتی پیروزی انقلاب شان در سال 1326 (1947) محقق شد، بدون کمترین تردید، قانون اساسی روشنی بر اساس شیوه، اهداف، و منش دوران مبارزه، تدوین و برای مردم و حاکمان جدید، لازم الاجرا گردید،

این بود که در زمان تدوین قانون اساسی جدید هند، بعد از پیروزی که در واقع پیاده کردن شعارهای دوره مبارزه و تبدیل آن به قانون بود، کسی تردیدی در لزوم اعطای حق حاکمیت به مردم هند (پایه های دمکراتیک این قانون)، رسمیت یافتن حق تنوع فکری، مذهبی و ایدئولوژیکی و دوری از تحمیل عقیده به دیگران (سکولاریسم)، رسمیت یافتن تنوع اجتماعی، فرهنگی و...(پلورالیسم و یا تکثر گرایی)، لزوم اعطای اختیار به شوراهای محلی، و حق دخالت مستقیم مردم در اداره جامعه خود، و اقتصادِ مردم محور، و دوری از سرمایه داری (سوسیالیسم) و بسیاری از ارزش های ناب دیگر، که ارکان این قانون بود، مشاهده نشد، و با کمترین مقاومت ها چنین ارزش هایی در قانون و عمل جاری گردید.

و حزب کنگره به عنوان یک حزب پیشرو و مترقی، این روند را به پیروزی رساند، و آن را در قانون اساسی هند، در بعد از پیروزی گنجاند، تضمین کرد و خود به اجرای آن همت کامل نمود، و اکنون هفت دهه بعد از پیروزی انقلاب هند، گرچه با پیروزی فاشسیست های ملیگرای هندویی [6] ، مدت هاست که در تحت تفکر هندوتوا [7] ، که توسط حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) [8] ، به نمایندگی از جامعه تندرو مذهبی – سیاسی هند، می روند تا بنیاد قانون اساسی مذکور را از تفکر مذکور (گاندی – نهرو) در نوع قوانین، و شیوه حکمرانی هند، سست و تهی نمایند، ولی هنوز همان قانون برقرار است، و گرچه حزب مذکور سعی در تهی کردن آن از محتوا در بخش های اساسی همچون سکولاریسم و تکثرگرایی، حول شعار حفظ و صیانت از فرهنگ و مذهب هندو، و احیای فرهنگ هندو را دارند، اما در بخش دمکراتیک و حتی سوسیالیسم آن قانون، هنوز دستکاری های عمده ایی صورت نگرفته است،

حزب BJP که خواهان بازگشت به هندویسم است، به نوعی ناگفته، به سمت احیای جامعه طبقاتی هندو پیش می رود، که در صورت تحقق چنین هدفی، به صورت طبیعی، جامعه برهمنان (یا همان طبقه روحانیت هندو) بر قله سیاست و حکمرانی هند، دوباره خواهند نشست، ولی به نظر نمی رسد که حرکت ملیگرایی هندو، به حاکمیت فردی منجر گردد، و در موفق ترین حالتش، هندی ها دچار حاکمیت طبقاتی خواهند شد.

نارندرا مودی نخست وزیر هند وابسته به حزب BJP

اما رهبری انقلاب ایران، در روند مبارزاتی خود هیچگاه به سوی حرکت منسجم حزبی، رویکردی موثر و مشخص نداشت، و به کار حزبی تن نداده، و مبارزه خود را بر طبقاتی از جامعه، که عمدتا روحانیت بودند، متمرکز کرد، که باقی مردم به عنوان توده های مستضعف و عقب نگهداشته شده، همراه، و در پیروی از روحانیت، کار خیزش را دنبال می کردند، لذاست که به رغم، ذکر آزادی داشتن تشکل ها و احزاب، و قوانینی که تضمین کننده حرکت حزبی، و سندیکایی و گروه های مختلف جامعه، در روند اداره و شکل دهی مسیر حرکت کشور بود، مبارزه منظم حزبی در ایران شکل نگرفت،

و این وجه که در انقلاب هند، هدایت جامعه را کاملا به عهده داشت، و امروز نیز پاسدار قانون، و رعایت آن در جامعه هندی است، و احزاب با گرفتن اذن، از طریق آرای مستقیم مردم، این نمایندگی را برای صیانت از قانون اساسی و حقوق مردم، همواره هر چهارسال یک بار، تجدید و تعقیب می نمایند، ولی در جامعه ایران، احزاب نه در منش رهبری آن جایگاهی داشتند، و نه قوانین موضوعه در این خصوص شکل جدی تحقق به خود گرفت، لذا کار حزبی و منظم و شناسنامه دار احزاب در ایران، نه شکل گرفت و نه عملی شد، و کار حزبی جایگاهی نداشته و ندارد و...، در کل مقتضیات کار حزبی که بزرگترین رکن جاری شدن نمایندگی مردم، در نظام های سیاسی مدرن است، هرگز جایگاه در خور خود را در ایران نیافته، از این رو حرکات سیاسی ایرانیان عقیم، ناتمام و دارای حرکات سینوسی نا منظم و بی بهره بوده و به انحراف می رود.

از این روست، که کار اساسی حزبی و سیاسی، در ایران، در ضعیف ترین حالت ممکن، توسط گروه های بی شناسنامه ایی که در آستانه هر انتخاباتی، نمایندگی طبقات قدرت را در پس پرده به عهده می گیرند، آرای مردم را به سوی خود جلب می کنند، در حالی که این گروه ها، ابزاری برای حرکت قانونی، و قدرتی واقعی برای تحقق شعارها و حتی وعده هایی که در طول دوره زودگذر تبلیغات انتخاباتی می دهند را نیز نداشته، و به دنبال پیروزی نیز، هاج و واج در صدد کسب رضایت قدرت اصلی در کشورند، تا برای اجرایی شدن شعارها و وعده های خود از میان موانع بزرگ راهی بیابند، و عملا حرکت آنان از ابتدا عقیم است، و آنان حتی اگر بخواهند حقوق مردم را دنبال و کسب کنند نیز، قادر به متوقف کردن روندی، و یا ایجاد روند، و یا ایجاد ساختاری جدید نبوده، و چنین پتانسیلی را نداشته و ندارند.

این است که صاحبان آرای مردم، در هر انتخاباتی به ضایع ترین وضع ممکن، مفتضح شده، و بعد از سال ها دست و پنجه نرم کردن برای رسیدن به حقوق قانونی خود، که در قانون اساسی ج.ا.ایران تصریح شده است، از عرصه خدمت حذف، و تمام شخصیت شان نابود می شود، سرنوشت نامساعد و ناپسند نخست وزیران، و ریاست جمهورهای مختلف ایران در این چهار دهه، خود گواه روشنی بر این امر نامطلوب است.

دیگر تفاوت بین رهبر انقلاب هند و ایران را، در تعلق به طبقات اجتماعی می توان اشاره کرد، در این زمینه مهاتما گاندی خود را از فرایند جاری طبقاتی در کشور خود، که ریشه در هزاران سال تفکر طبقاتی هندویی داشت، بیرون کشیده، به عنوان یک شخصی عادی و تحصیلکرده، از جامعه هند، که با اتکا به هوش و ذکاوت و قدرت خانوادگی خود، مدارج علمی را در دانشگاه های بزرگ عصر خویش، طی کرده بود، به عنوان یک حقوقدان، از علم خود برای کسب و احیای حقوق مردم خود سود جسته، و راه های مبارزه مدنی را از مبارزان افریقای جنوبی، و حتی روند حزبی جاری در خود انگلستان و... مطالعه، کسب و گزینش نموده، و در جامعه خود، و روند مبارزاتی هندی ها علیه سلطه بریتانیا، سود جسته و آنرا عملی ساخت،

و به واقع در کیس تربیت مهاتما گاندی، باید اعتراف کرد که دانشگاه های بریتانیا، نیرویی را تربیت کردند، که بساط سلطه آنان را از جنوب آسیا برچید، و امروز بریتانیایی نیز، به قدرت نرم، و درستی حرکت این رهبر تربیت شده در دامن سیستم دانشگاهی خود معترف بوده، و آنان نیز لاجرم بر این پتانسیل و عمل ارج نهاده، و مجسمه این مرد مبارزه با استعمار، حتی توسط خود بریتانیایی ها، که دشمنان او و حرکتش محسوب می شوند، ساخته و در نزدیک ترین مناطق به ساختار حاکمیتی بریتانیا نصب، و رونمایی می شود، این همان تحمیل گاندی و تفکرش بر سلطه گران است، که این چنین خود را حتی بر دشمنانش نیز تحمیل کرده، آنان را به کرنش در مقابل انصاف و منطق مبارزاتی خود، مجبور می کند،

این همان قدرت نرمی است که سلاحی جز سادگی، صداقت، دوری از خشونت، خیرخواهی برای بشر (دوست و دشمن و از جمله ملت خود)، مبارزه مدنی و... ندارد، چرا که در مبارزه منصفانه این رهبر شرقی علیه دشمن، بویی از خواست های شخصی و طبقاتی، و حتی انتقام از دشمن استشمام نمی شود، سراسر حرکت مبارزاتی گاندی خیر عمومی مد نظر است، که او قصد رهایی آنان را دارد، لذا او در حالی که رهبری مبارزه را عهده دار است، خود را از نظام طبقاتی، و تفکر طبقاتی خارج ساخته، از این روست که، گرچه او رهبر قیام هندی هاست، اما برای آزادیخواهان جهانی نیز الگویی از، از خود گذشتگی برای خیر جمعی، در نظر گرفته می شود.

در مقابل، در روند مبارزاتی رهبری انقلاب ایران، تکیه بیش از حد به طبقه روحانیت، بارز است، از این روست که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بعد از پیروزی نیز، با تاسی از این نوع نگرش، بر محور حاکمیت روحانیت، ریخته، و بنای ج.ا.ایران بر حاکمیت بلامنازع آنان نهاده می شود، و حقوق و حق حاکمیت توده مردم و دیگر ارکان مبارزه، در ذیل حقوق اساسی طبقه روحانیت، تعریف و تدوین و اجرا می گردد، از این روست که دوری رهبری انقلاب ایران از حرکت حزبی و با برنامه و اساسنامه مشخص، در دوره مبارزه، نوعی حاکمیت طبقاتی را خواسته و یا ناخواسته احیا نمود، که ده ها قرن قبل، معدوم و منسوخ شده بود،

چرا که با هجوم اعراب و حاکمیت اسلام بر ایران در نزدیک 1400 سال قبل، دوگانه حاکمیت طبقه مغان (روحانیت زرتشتی) و شاهان سلسله های مختلف باستانی حاکم بر ایران، منسوخ شده بود، و دیگر ایرانیان برای سده ها، با پدیده حاکمیت دوگانه طبقه پادشاهی – طبقه برهمنان (رهبران مذهبی) مواجه نبودند، گرچه خلفای عرب و دست نشاندگان آنان، پادشاهی های مقتدر و گسترده باستان ایران را احیا کردند، و امپراتوری های عظیم و موروثی ظالمی را برای قرن ها بر منطقه تحمیل کردند، اما در این دوره، حاکمیت طبقه روحانیون، به نحوی که قبلا بود، احیا نگردید، چیزی که اکنون و بعد از پیروزی انقلاب، این وجه که طبقه ایی از جامعه ایرانی را برجسته، و بر صدر می نشاند، صورت واقع به خود گرفت، و قانون اساسی انقلاب، این وجه منسوخ را دوباره احیا و عملی کرد.

از این رو، به رغم شعارها و اهدافی که از احیای این روش، در نوع حاکمیت ایران بعد از انقلاب مطرح می شود، که همانا "مجد و عظمت اسلام و مسلمین" بعنوان قصد و غرض صاحبان چنین اندیشه ایی باز گو می گردد، اما بر آیند چنین روشی در رهبری جامعه ایران، به حاکمیت طبقه روحانیت، بر دیگر طبقات و اقشار کشور، انجامید و درست یا نادرست، صورت عملی به خود گرفت.

در نتیجه ی نوع و کیفیت وابستگی رهبران انقلاب ایران و هند به طبقات خاص، چنین می شود که گاندی بعد از پیروزی در انقلاب خود، تنها چند ماه بعد از کسب موفقیت، به واسطه دفاع از یک اقلیت مذهبی (مسلمانان) و... توسط گروه افراطی هندو که از طرفداران حاکمیت طبقاتی این مذهب بودند، و او را مخل حرکت خود می دیدند، ترور می شود، ولی رهبری انقلاب ایران گرچه خود از منتقدین پرو پا قرص طبقه روحانیت بود، [9] و حکایت خروش او علیه آنان در سخنانش موج می زند، اما برآیند عملی قیامش، خواسته یا ناخواسته، به حاکمیت یک اقلیت بر اکثریت، در نوع طبقاتی آن منجر شد،

"دوست ندارم خانه ام را دیوارها از هر سو احاطه و پنجره هایم بسته باشند، دوست دارم نسیم فرهنگ تمام سرزمین ها به سوی خانه ام، در آزادانه ترین شکل ممکن بوزد، اما از این که پاهایم از کاری توسط دیگری محروم شوند، گریزانم. ذهن مذهب در یک زندان نیست. اتاقی است برای پذیرایی از مخلوق های جدید خداوند، اما  آن خود گواه و دلیلی است در مقابل وقاحت غرور نژادی، غرور مذهبی و غرور رنگ پوست". مهاتما گاندی.

به همین دلیل است که به نظر می رسد قبل از هر قیامی، رهبران آزادیخواه و انقلابی، در بین ملل جهان، باید خود را از وابستگی های طبقاتی مبرا کنند، تا برآیند قیام شان، به حاکمیت انحصاری طبقات منجر نگردد، و قدرت به صورت سیال، و غیر انحصاری، بر اساس رای مردم، ناشی از شایسته سالاری ها و...، در بین اقشار و افراد جامعه، دست به دست شده، و انحصارها شکسته شود و...،

این همان تجربه ایی است که طبقه کارگر و... را در نظام های کمونیستی و سوسیالیستی، به دیکتاتورهایی تبدیل می کند، که تمام مردم خود را به انقیاد مرام و طبقه ایی (کارگر، کشاورز و...) می کشند، که بر آن، در بین مردم این کشورهای اجماع کافی وجود ندارد، و در نتیجه راه و حق انتخاب، و حق تعیین سرنوشت، و در نتیجه برخورداری از کرامت انسانی نیز، به نفع عده ایی از مردم، تحت حاکمیت این گونه طبقات، از دیگر مردم جامعه سلب گشته، و در راه تثبیت این امر، مجبور به کشتارهای بزرگ می شوند و...، از این روست که گفته می شود، چپی ها (کمونیست ها و...) صد میلیون نفر را طی انقلاب های خود، و بعد از پیروزی قتل عام کردند، تا حاکمیت کمونیستی یا سوسیالیستی خود را تثبیت، گسترده و بلامنازع نمایند.

تفاوت دیگر گاندی و امام خمینی، در روند بعد از پیروزی انقلاب است، مهاتما گاندی با پیروزی انقلاب خود، همچنان در همان ساختار حزب کنگره به نقش آفرینی گذشته خود ادامه داد، و در عین حال به عنوان یک رهبر، با کاریزمای موثر، خود را از مناصب قدرت دور نگه داشت، و همان وجه هدایتی، رهبری و راهنمایی را به سان قبل از پیروزی، ادامه داد، و از قضا نیز، شهید همین نوع عملکرد نیز گردید،

او با کشتار اقلیت ها بعد از پیروزی انقلاب خود، توسط همرزمان دوره مبارزه اش، که اینک مسلمانان داخل هند را، به واسطه و در تلافی جدایی پاکستان و بنگلادش از هند، کشتار می کردند، فاصله گرفت و مخالفت آشکار نمود، و برای نجات آنان در اعتراض به این روند کشتار و غارت، دست به روزه سیاسی زد، و سعی کرد نقش هدایتی و انذار کننده اش را حفظ و ادامه دهد، و نقش اپوزیسیون گرفت و در روند همین مبارزه نیز، به دست مخالفین خود ترور شد،

اما امام خمینی به رغم راه و روشی که پیش از او توسط گاندی در پیش گرفته شده بود، خواسته و یا ناخواسته مستقیما وارد سیستم حکمداری و روند قدرت در کشور بعد از پیروزی شد، و به بخشی از پازل قدرت، در بین انقلابیون جدید، که اینک در روند کسب و توسعه قدرت قرار گرفته بودند، تبدیل گردید، و کم کم او نیز به عنوان بخشی از قدرت، دیگر نتوانست نقش اپوزیسیون را بازی کرده، و از اشتباهات دور بماند، لذا در اشتباهات حرکت حاکمان جدید که، در روند کسب، حفظ و گسترش قدرت فعال شده بودند، و حذف رقبا، و برداشتن موانع آن، به کاری عادی برای شان تبدیل شده بود، شریک گردید، و نقش هدایتی بایسته و لازم از ایشان سلب، و در سایه توجیه این اقدامات، که گاه اجتناب پذیر هم بود، گم شد، و متاسفانه در برخورد با اقلیت ها، خود به یک طرف دعوا تبدیل شد و...، و دیگر چون گاندی نتوانست مدافع اقلیت ها، در بین اکثریت انقلابی دیروز، و حاکم امروز، باشد، در این زمینه می توان به کسانی اشاره کرد که خواهان الغای حجاب اجباری، و یا قانون قصاص و... بودند، که با آنان برخورد شد، و در این زمینه فلش اتهام این برخورد، مستقیم به سمت رهبری انقلاب ایران رفت و...

و لذا چنانچه بر اساس همان فرمایش منتسب به ایشان، که بعد از پیروزی، به قم (مرکز روحانیت ایران) خواهند رفت، و به کار حرفه ایی سابق خود، مطابق با نقش اصلی روحانیت در جامعه، که همان نقش هدایتی و تبلیغی است، ادامه می دهند را، اجرا می کردند، امروزه چهره بسیار بهتری از خود بر جای می گذاشت، و در روند الگوسازی جهانی، برای آزادی و آزادیخواهی، جایگاه بسیار بهتری را برای خود، انقلاب و طبقه روحانیت ایران، به یادگار می گذاشت.

این است که چنانچه آقای خمینی نیز مثل جناب گاندی در روند قدرت گیری بعد از پیروزی، در کنار، و جدای از قدرت، و طبقه حاکم می ایستاد، و به بخشی از قدرت و طبقه حاکم تبدیل نمی شدند، در جایگاه هدایت و راهنمایی، همچنان ملجا محسوب می شدند، می توانستند جایگاه دین و روحانیت را از صدمه حفظ نموده، و اقلیت ها نیز پناهگاهی یافته و کمتر صدمه می دیدند، و قیام های مسلحانه و غیر مسلحانه بعدی، که سال ها بعد از پیروزی انقلاب ادامه یافت، تا حدود زیادی کنترل می شد، و ایشان با فارغ کردن خود از قدرت، دیگر تعهدی به صاحبان و مدعیان قدرت نداشت، و نقش کنترلی بیشتری می توانست بر حرکت آنان داشته باشد و...،

انقلاب 57 مثل تمام انقلاب های دنیا، واجد دو مقطع مهمِ روند قبل از پیروزی، و آنچه بعد از پیروزی گذشت و می گذرد را در خود دارد، و می توان به مطالعه آن دو مقطع نشست، و به آسیب شناسی نقاط ضعف و تضعیف آن پرداخته، و نقاط قوت را شناخت و تقویت کرد، از باب مثال یکی از وجوه تفاوت دوره مبارزه و دوره بعد از پیروزی، از لحاظ شمولیت تمام نیروها در روند کار انقلاب می باشد، که تفاوت معناداری را می توان در این زمینه، در این دو مقطع مشاهده کرد.

در دوره قبل از پیروزی انقلاب 57، می توان چنان تسامح، تساهل و تحملی را در بین رهبران و دست اندرکاران این انقلاب دید، که نیروهای مبارز با تمام تفاوت دیدگاه ها و اهداف، در کنار هم بودند، و شمولیت و تنوع کم نظیری را در بین نیروهای مخالف و انقلابی، می توان دید، لذا یک پیوستار بزرگ و خم نرمال، از مردم ایران در روند آن شریکند، و حتی فردی مثل سید حسین نصر که خود در دفاتر سیستم پادشاهی کار می کند، در کنار مرتضی مطهری، علی شریعتی و.... کاملا جا افتاده، همدیگر را همراهی، و به قدر لزوم همدیگر را تحمل می کنند،

به غیر از آن، از کمونیست های فارغ از مذهب، تا مذهبیون دو آتشه بازار، که روزگاری تیم های ترور آنان اندیشمندان و سیاستمداران دگر اندیش (همچون حسنعلی منصور، احمد کسروی و...) را در جامعه سیاسی و فکری ایران هدف ترور خود قرار می دادند را، در کنار پزشکان، مهندسین، اساتید دانشگاه ها، بی سوادها، و قشر فرهیخته کشور، همه و همه در این مبارزه کم و یا زیاد با هم، و نسبتا متوازن، در حرکت دیده می شوند، و در این اواخر مبارزه، که به آخر سال 1357 نزدیک می شویم، تنوع حضور مردمی، به نظامیان هم حتی سرایت می کند، و به چنان اوجی می رسد که، این حرکت جمعی و واجد شمولیت، انگار تمام ملت را با خود همراه می بیند، و انسان تعجب می کند که انگار این حرکت، هیچ مخالفی نداشته است.

اما از لحظه پاک شدن صورت مساله، و برچیده شدن سیستم پادشاهی پهلوی ها، انگار این پیروزی آتش اختلاف را بر انگیخت، و جدایی ها، درگیری ها، عدم تحمل ها، و... و یک انشقاق همه گیری، آن حرکت منسجم را در هم کوبید، و جامعه بعد از پیروزی، درگیر ترور، قهر، حذف و... گردید، و بدنبال آن روند خالص سازی ها، شدت گرفت و این خالص سازی های و تسویه های خونین از همرزمان دوره مبارزه، ابتدا بر واژه های دوگانه انقلابی و طاغوتی، انقلابی و ضد انقلاب، خط امامی و غیر خط امامی، خودی و غیر خودی، و انقلابی و فتنه، ارزشی و غیر ارزشی، با بصیرت و بی بصیرت، ولایی و ضد ولایت فقیه و... ادامه یافته است. و این روند خالص سازی های مخرب، همچنان غربالگری می کند و به پیش می تازد، و بسیاری را از قطار انقلاب و سپس کشور پیاده می کند، از این رو سیل مهاجرت از کشور بنیانکن ادامه دارد.

اما چرا ما بدین جا رسیدیم، ده ها دلیل می توان بر آن اقامه کرد، در این نوشته مختصری بر موضوع رهبری و مشخصات آن، در مقایسه رهبران انقلاب ایران و هند پرداخته شد، اما بشر در اوج گیجی و ندانستن ها، باید بار دیگر به طبیعت بازگردد، و درس زندگی از آن بیاموزد، طبیعت آموزگاری بزرگ برای اهل حکمت و تدبیر است، که غور در روند آن، برای در راه ماندگان دوران راهگشاست،

طبیعت به ما آموخته است که آب باید خود مسیرش را به سمت دریا بیابد، بستن سد برای انحراف آب ها، به سمتی که ما می خواهیم، آب هایی زیادی را، برای مدت ها معطل خواهد ساخت، تا بلکه روزی این آب در مسیر دلخواه اهل قدرت، کانالیزه گردد، این را نه خدا می خواهد، و نه خلق بدان راضی است، که اگر خدا می خواست، این خاصیت یافتن راه را، به آب نمی آموخت، این سنت خوب و پسندیده رفتن و یافتن ها را، خداوند در قاموس طبیعت که انسان عضو کوچکی از آن است، گذاشته، و ما باید آزادی عمل را به رسمیت شناخته از این درس بزرگ، الهام گرفته سد حرکت جامعه نشویم.

پس انسان ها را باید رها کرد و آزادی داد، تا خود راه خود را به سمت حقیقت (که اهل مذهب آن حقیقت را خدا می دانند و...)، بیابند، و این که ما تصمیم بگیریم عده ایی را  به راهی ببریم، که نیاز به بستن سدهایی بلند است، به سرانجامی شاید هرگز نینجامد، و اگر هم بینجامد، در این بین نسل ها فنا خواهند شد، و چنین حق الناسی را چه کسی جوابگوست، خدا نیز به نظر نمی رسد که چنین حقی به انسانی و یا طبقه اجتماعی داده باشد، که برای نسل ها تصمیم بگیرد، و عمل کند، چرا که فرصت زیستن برای هر نسلی، در این مزرعه بزرگ، تنها یک بار بیشتر نیست، و این حق زیست، و انتخاب آزادانه را، نباید از بشر گرفت.

در این روزهای خاطره انگیز، درودهای خود را به روان تمام مبارزین راه آزادی نثار می کنیم، که در این راه خطیر از جان و مال خود گذشتند، تا آزادی و حق تعیین سرنوشت، در مسیر کسب کرامت انسانی، نصیب دیگرانی شود که دوره مبارزه را زنده طی می کنند، تا شاهد آزادی، عزت و کرامت مردم خود باشند.

 

[1] - مهانداس کارامچاند گاندی (Mohandas Karamchand Gandhi) زاده ۲ اکتبر ۱۸۶۹ (۱۰ مهر ۱۲۴۸ خورشیدی)  درگذشته ژانویه ۱۹۴۸ (۹ بهمن ۱۳۲۶ خورشیدی) رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. او در طول زندگی‌اش استفاده از هر نوع ترور و خشونت را برای رسیدن به مقاصد رد می‌کرد. فلسفه بی‌خشونتی گاندی که خود نام "ساتیاگراها" (در زبان سانسکریت به‌معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت و تحت‌اللفظی: محکم گرفتن حقیقت) روی بسیاری از جنبش‌های مقاومت بدون خشونت در سراسر جهان تا به امروز تأثیر گذاشته ‌است.

[2] - نِلسون رولیهلاهلا ماندِلا (زاده ۱۸ ژوئیه ۱۹۱۸ – درگذشته ۵ دسامبر ۲۰۱۳) نخستین رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی است که در انتخابات دموکراتیک عمومی برگزیده شد. وی از فعالان برجسته مخالف آپارتاید و تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی و رهبر کنگره ملی آفریقا بود. همواره پایبند به عدم توسل به خشونت بود. ماندلا در طول ۲۷ سال زندان، که بیشتر آن را در یک سلول در جزیره روبن سپری کرد. ماندلا پس از آزادی از زندان در سال ۱۹۹۰، سیاست صلح‌طلبی را در پیش گرفت، و این امر منجر به تسهیل انتقال آفریقای جنوبی به سمت دموکراسی‌ای شد که نماینده تمامی قشرها مردم باشد. وی قبل از کار به عنوان وکیل در ژوهانسبورگ، در دانشگاه فورت هار و دانشگاه ویتواترزند تحصیل کرد.

[3] - پاتریس امری لومومبا (زاده ۲ ژوئیه ۱۹۲۵ – درگذشته ۱۷ ژانویه ۱۹۶۱) سیاست‌مدار و اولین نخست‌وزیر کشور جمهوری دموکراتیک کنگو، و رهبر استقلال این کشور از استعمار بلژیک است. لومومبا با مبارزه‌هایی که از جوانی آغاز کرد، راه را برای استقلال زئیر از بلژیک فراهم کرد، و دست بلژیکی‌ها را از منابع و بانک‌های کنگو کوتاه ساخت؛ ولی پس از مدتی (ده هفته حکومت به عنوان نخست‌وزیر) بر اثر توطئه سازمان اطلاعاتی آمریکا سیا و استعمارگر سابق کنگو، کشور بلژیک، در طی توطئه‌ای توسط رئیس‌جمهور وقت کنگو عزل و متواری گشت و سرانجام دستگیر و قطعه قطعه و پیکرش در اسید سولفوریک انداختند و بقایای پیکرشان را هم سوزاندند.

[4] - ارنستو «چه» گِوارا پزشک، چریک، دیپلمات، نظریه‌پرداز جنگی و انقلابی مارکسیست زاده آرژانتین و یکی از شخصیت‌های اصلی انقلاب کوبا بود. چهره و ظاهر او به‌طور فراگیر به عنوان یکی از نمادهای پادفرهنگ انقلابی و یک نشان حماسی جهانی شناخته‌شده در فرهنگ عامه تبدیل شده‌است. او با مشاهده فقر، گرسنگی و بیماری، روحیه مبارزه گرفت و تمایل رو به فزون او برای نقش‌آفرینی در مبارزه برای سرنگونی آنچه استثمار کاپیتالیستی آمریکای لاتین، توسط ایالات متحده آمریکا می‌دانست، او را ترغیب کرد تا با اصلاحات اجتماعی گواتمالا همراه شود، پس از آن در مکزیکو سیتی با رائول و فیدل کاسترو دیدار کرد و به این جنبش با هدف سرنگونی باتیستا، دیکتاتور کوبا که تحت حمایت ایالات متحده بود، عازم کوبا شد. گوارا بسیار زود میان انقلابیون به چهره‌ای برجسته تبدیل شد و به درجه فرمانده دوم ترفیع یافت. او در دو سال مبارزات چریکی علیه باتیستا که منجر به انقلاب کوبا شد، نقشی کلیدی ایفا کرد. پس از انقلاب، گوارا در دولت جدید عهده‌دار نقش‌های کلیدی متعددی شد؛ از این مناصب می‌توان به بررسی درخواست‌های تجدید نظر و تیرباران افرادی که از سوی دادگاه‌های انقلابی به «جنایت جنگی» محکوم شده بودند، رهبری اصلاحات ارضی کوبا به عنوان وزیر صنایع و نیز رهبری نهضت سوادآموزی موفق کوبا، فعالیت به عنوان رئیس بانک ملی و مدیر آموزشی قوای مسلح کوبا و انجام سفرهای بین‌المللی به عنوان نماینده سوسیالیسم کوبا اشاره کرد.

[5] - India National Congress کنگره ملی هند (حزب کنگره INC) بزرگترین حزب سیاسی هند که در سال ۱۸۸۵ تأسیس شد و با ۱۵ میلیون نفر عضو و بیش از هفتاد میلیون هوادار رهبری جنبش استقلال خواهی هند را علیه بریتانیایی‌ها بر عهده داشت. بعد از استقلال هند در سال ۱۹۴۷ این حزب کنگره توانست با رهبری خانواده نهرو و گاندی به حزبی ملی و سرشناس تبدیل شود. در پانزدهمین مجلس ملی هند (لوک‌سابا) که شروع آن از سال ۲۰۰۹ بوده، اکثریتی ۲۰۶ عضوی از بیش از ۵۴۳ عضو مجلس از اعضای این حزب بوده‌اند. این حزب در حال حاضر ریاست جبهه متحد ترقی خواه را بر عهده دارد. حزب کنگره تنها حزبی است که در سه انتخابات هند طی سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۴ و ۲۰۰۹ بیش از از صد میلیون رأی آورده‌است. رهبر حزب سونیا گاندی (بیوه مرحوم راجیو گاندی) است. شاخه جوانان حزب با نام کنگره جوانان هند معروف است. در انتخابات مجلس ۲۰۰۴ حزب ۱۰۳ ۴۰۵ ۲۷۲ رأی (۲۶٫۷٪، ۱۴۵ کرسی) دریافت کرد.

[6] - ملیگرایان مذهبی هندو که خواهان مجد و عظمت هندویسم و هندوها بودند در دوره مبارزه چندان تلاشی در جهت مبارزه با استعمار بریتانیا نکردند و نیروی های محافظه کاری بودند که درحفظ وضع موجود کوشیدند اما بعد از پیروزی در خلال جدایی پاکستان و بنگلادش از هند کشتارهای ده ها هزار نفری کردند و بعد از پیروزی نیز مبارزه با اقلیت ها را برای پاکسازی جامعه هندو از حرام ها و جاری نمودن شریعت و قوانین مذهبی پی گرفتند و با ویرانی مساجد و نشانه های اسلام و مسیحیت و... سعی در سوار شدن بر احساسات مذهبی هندوان دارند تا قدرت را از آن خود کرده روند خالص سازی جامعه هند را پیش برند و نوعی بازگشت به مذهب که در خلال آن اقلیت ها از بین خواهند رفت را دنبال می کنند. مهمترین حرکت ضد مسلمانان آنان کشتار و ویرانی مسجد بابری بود که به جای آن معبد خدای رام را در حال ساخت دارند، روحانیت هندو از این طریق وارد سیاست شده و منافع طبقاتی خود را دنبال می کند.

[7] - این نوع دکترین در دهه 1930 پیش از پیروزی انقلاب هند، توسط سردمداران گروه بسیج مردمی هند RSS (راشتریا سویاک سنگ) یا سنگ پریوار شکل گرفت که خواهان احیا فرهنگ و شریعت هندویی است و هند را سرزمین هندوها می داند که باید از ناپاکی ها (مذاهب وارداتی) که در نتیجه تجاوز به این سرزمین گسترش یافته است پاک کنند آنان اسلام و مسیحیت و... را ادیان وارداتی و تحمیلی می دانند که باید از جامعه هندی پاکسازی شوند. و مردم هند به دین هندو باز گردند.

[8] - حزب بی جی پی که در واقع شاخه سیاسی گروه های مذهبی مختلف هندوست مدت هاست که با استفاده از پتانسیل دمکراتیک قانون اساسی هند موفق به جلب آرای مردم شده و اکنون به تنهایی در بسیاری از ایالت ها و دولت مرکزی را در دست دارد و رقیب دیرینه خود حزب کنگره را در ضعیف ترین حالت ممکن بعد از پیروزی انقلاب هند قرار داده است. آنها احساسات تحریک شده مذهبی مردم هند را علیه اقلیت ها تبدیل به رای کرده و در کسب و گسترش قدرت خود سود می جویند، اینجا مذهب هندویسم به وسیله ایی برای کسب قدرت روحانیون و طبقات بالای نظام طبقاتی باستانی هند تبدیل شده است.

[9] - "مبادا یک وقت اعمالی صادر بشود از این طایفه... [آنگاه] اشخاص مغرض گفته اند و می گویند که «ما از زیر بار دیکتاتوری رضاخان بیرون آمدیم و زیر بار دیکتاتوری آخوندها واقع شدیم». آخوند دیکتاتور نیست و دیکتاتور آخوند نیست." (صحیفه امام، ج 8، ص 258)

 

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

احساسات کور مذهبی روز به روز در جامعه شرقی برجسته تر و نقش مذهب در چنین جوامعی بیش از پیش می شود، و این خطری است که جامعه شرقی را در کل و اقلیت ها و یا هر فرد و گروه بخت برگشته ایی را تهدید می کند که توسط رهبران دینی به عنوان دشمن و یا حریف، در چنین جوامعی معرفی شود، چنین فرد و یا جامعه کوچک و یا بزرگی، زآن پس، با  امواج این احساسات کور و مخرب مذهبی، مواجه و به طرز ظالمانه ایی شکنجه و نابود می شود،

لذاست که سازمان ملل متحد طی فرایندهای حفاظت از ارزش های حقوق بشری، باید در راستای حفاظت از اقلیت ها وارد میدان شده، و از آنان در برابر این ظلم حفاظت کند، و آزادگان جهان نیز در مقابل ظلم به اقلیت ها در کشورهای مختلف حساس بوده و منعکس کننده این ظلم شوند، تا شاید از شدت آن کاسته شود، وگرنه دستگاه های امنیت، و قضایی کشورهای فرو رفته در چنین منجلاب ایدئولوژی های تندرو مذهبی و...، توان حرکت مثبت نداشته، و بلکه خود نیز ابزار قدرت برای نابودی اهداف تعیین شده توسط قدرت می شوند.

بعد از جنگ جهانی دوم، با اقدام نابخردانه انگلستان برای طرح ریزی و کمک به برپایی جمهوری یهود، در خاک فلسطین، که در سال 1948 یک حاکمیت و کشور مستقل بر اساس مذهب یهود شکل گرفت، و یکسال پیش از آن، بریتانیایی ها، در یک اقدام مشکوک دیگر، به هنگام اعطای استقلال به شبه قاره هند، دولت دیگری را به نام پاکستان را، در خلال استقلال هند، بر اساس یک جمهوری اسلامی، در دوره مدرن، در منطقه جنوب آسیا شکل دادند، که با این اقدامات خود، جنگ های دامنه دار بسیار بزرگی را باعث شدند، و هم غرب آسیا، و هم جنوب آسیا را با بحرانی بی پایان، از کشتار، جنایت، آوارگی و جنگ های مذهبی بی پایان و آخر الزمانی مواجه کردند، که خروج از آن یا محال و یا بسیار دیرپا خواهد بود.

با این حرکات، در آستانه تغییرات بزرگ در جهان، بریتانیایی ها ایده شکل گیری کشورها و سرزمین های دیگری بر اساس حاکمیت ادیان دیگر را هم قوت دادند، تا آنان نیز با تاسی از این حرکت، خواهان سرزمین های خاص خود و مذهب خود شوند، از این رو ملیگرایی مذهبی در کشورهای زیادی راه اندازی شد، که ملیگرایی مذهبی هندو نیز از آن جمله است، که پایه های آن در دهه 1930، به طرز سوال برانگیزی در گرماگرم مبارزات مردم هند، علیه سلطه بریتانیا بر شبه قاره هند، بنیان گذاشته شد، و بعدها به دنبال شکل گیری پاکستان، جنبش ملیگرای هندو نیز قوت گرفت، و اکنون در خلال ضعف داخلی حزب سکولار، دمکرات و تکثرگرای کنگره هند که اساس آن در خلال نبرد استقلال مردم هند شکل گرفت، و آن را رهبری کرد، اکنون قدرت در هند، قدم به قدم به ملیگرایان هندو محول شده، و ثمره خشت های بنیان نهاده شده در آن روزها، اکنون به بار نشسته است، و گروه های هندوتوا [1] خود را آماده عملیات نظامی علیه 200 میلیون مسلمان، و دیگر اقلیت ها ، برای بازگرداندن آنان به مذهب هندو، یا کشتار، و یا اجبار آنان به مهاجرت از هند می کنند، و برای پاکسازی هند از اغیار به شیوه ی مغول ها، خشونت را به حد اعلا می رسانند، و این جنایتی در حق جهانیان بود که اکثریت علیه اقلیت بر اساس مذهب، شورانده شده، تخم اختلاف و نفاقی کاشته شد، که سال هاست ظلم و جنایت از آن می تراود.

گرچه این حقیقت را نباید از نظر دور داشت که مسیحیت و اسلام در هند در حال رشد است، و به لحاظ جمعیتی به دلایل مختلف هندو خود را مقهور جمعیت در حال رشد آنان می بینند، و هندوها از این امر به خوف و هراس افتاده اند، و به نوعی رشد افراط گرایی مذهبی هندو، به واقع واکنشی بدین امر و عوامل دیگر از جمله تروریسم و جدایی طلبی ها و... است، که این مساله را وجه سیاسی داده و جریانات سیاسی هندو و مسلمان با سو استفاده از احساسات مذهبی مردم، بر این امواج سوار شده، و قدرت خود را در این راه افزایش می دهند،

تنفر افکنی بین اقشار مختلف جامعه هند، چه بین مسلمانان که حاصل آن جدایی طلبی و تروریسم است، و چه هندو ها که حاصل آن کشتار، جنایت، ظلم، تروریسم و ایجاد محدودیت برای جوامع اقلیت می باشد، در این فرایند قابل جستجو و بررسی است، در دست گیری رهبری جوامع اسلامی توسط تندروها، مزید بر علت شده و بر آتش این کوران خانمان بر انداز می افزاید.

ترجمه مقاله ایی که می آید به روندی اشاره دارد که جامعه هندو نیز در حال دچار شدن به همان بلیه ایی است که جوامع اسلامی در آن می سوزد و این گزارش به این روند اشاره دارد.

رهبران هندوتوا در نشست پارلمان مذهبی در رایپور، برای تحقق جمهوری هندو فراخوان برگرفتن سلاح دادند

طی همان فرایند هدفگیری جوامع اقلیت در هند، رهبران هندوتوا در نشست چتیسگر [2]، سخنان مطرح شده در نشست هریدوار را دوباره مطرح کردند؛

توضیح عکس : دو سخنران کلیدی در نشست چتیسگر کالیچاران مهاراج [3] و سادیو ویبهاناند گیری [4]

نویسنده این گزارش : تاروشی آشوانی [5]

دهلی نو : بعد از فراخوان نسل کشی اقلیت ها که در نشست پارلمان مذهبی برگزار شده در تاریخ های 17 تا 19 دسامبر در هریدوار صورت گرفت، حدود بیست تن از رهبران هندوتوا مجددا نشستی دو روزه در شهر رایپور ایالت چتیسگر، در تاریخ های 25 و 26 دسامبر برای اعلام ضرورت اهالی مذهب هندو [6] برای آغاز آمادگی برای تحقق جمهوری هندو [7] برگزار کردند.

  برخی از رهبران هندوتوا، از شرکت کنندگان این پارلمان مذهبی خواستند، که اگر به دنبال تبدیل هند به یک جمهوری هندو هستند، مسلح شوند، یکی از این رهبران که چنین فراخوانی را داد، کالیچاران از ایالت مهاراشترا بود، که از مهاتما گاندی (رهبر انقلاب رهایی بخش ضد استعمار بریتانیایی)، به عنوان یک خائن نام برد و از (هندوی افراطی و تروریست) قاتل او، ناتورام گادس تجلیل کرد، در ویدئوهایی که در شبکه های مجازی منتشر شده است، کالیچاران گاندی را متهم به نابودی ملت هند کرد.

بعدا، در عصر 26 دسامبر، در یک گزارش اطلاعات اولیه وقوع جرم [8]  (FIR)، صادر شده در ذیل قانون "جلوگیری از گسترش دشمنی بین جوامع مختلف و اظهار و انجام منافی عفت عمومی" [9]، توسط پرامود دیوبی [10] از رهبران حزب کنگره که در این نشست حضور داشته، در اداره پلیس ثبت شد، کالیچاران در روز پنج شنبه (9 دیماه 1400) توسط پلیس ایالتی دستگیر گردید.

پارلمان مذهبی چتیسگر، توسط یک سازمان مردم نهاد به نام نلکنتس سوا سامیتی [11] و دودهادهاری متس [12] سازمان داده شد. این نشست همچنین حضور پرامود دیوبی از رهبران ایالتی حزب کنگره هند، و بریجیموهان اگروال [13] و ویشنو دئو سای [14] را در خود داشت. نلکندس تریپاتی [15] از سازمان مردم نهاد نلکندس سوا سامیتی، کمیته سازمان دهنده این نشست مذهبی را با شرکت رهبران برجسته حزب BJP و کنگره سازمان داد.

نقطه مرکزی موضوعیت این نشست، ایجاد جمهوری هندو بود. تریپاتی عنوان داشت که :  "در راستای این امر که هر شخصی از آزادی بیان، در ابراز نظرات خود در نشست این پارلمان برخوردار است، لذا هر سخنرانی نظرات خود را آزادانه بیان داشت. اما من با آنچه در خصوص مهاتما گاندی گفته شد موافق نیستم".

جامعه مسیحی هم در این نشست مورد حمله قرار گرفتند.

 بریجموهان اگروال وزیر سابق در دولت ایالتی چتیسگر از حزب BJP در مصاحبه ایی با رسانه وایر، به کرات انزجار خود را از حمله جاری به هندویسم، که از دید رسانه ها به دور مانده است، که طی آن جامعه قبایلی به زور مجبور به قبول مسیحیت می شوند، بیان داشت. آقای اگروال که در این نشست نیز شرکت کرده بود، عنوان داشت که تعدادی از افراد متعلق به جامعه قبایلی ایالت چتیسگر، فریب خورده، و تحت عناوین ارایه خدمات بهداشتی و آموزشی، به مسیحیت تغییر مذهب داده شده اند. او اعلام داشت که در ایالت های ادیسا، جارکند، میسیونرهای مسیحی، از موقعیت زندگی در فقر این قبایل سو استفاده کرده اند. در حالی که آقای آگروال از به کار بردن خشونت در این رابطه حمایت نمی کند، و مشکلی با برپایی جشن کریسمس ندارد، اما او هنوز بر این باور است که مسیحیان باید کریسمس را به طرزی جشن بگیرند که "موجب رنجش دیگران نشود"، و پیشنهاد کرد که جشن ها باید در مکان های مذهبی انجام پذیرد.

آگروال در توجیه مطالب مطرح شده در این نشست مذهبی عنوان داشت "حمله ایی به مذهب هندو در حال انجام است، و هر شخصی از خدایان هندو سو استفاده کرده و می رود، این مواضع (تند عنوان شده در پارلمان هندو) واکنشی به این هجوم است". و بر این امر متوقف نشده، و در دفاع از تعطیلی مراسم کریسمس در هند عنوان داشت "هندویسم در معرض حمله قرار گرفته است، تغییر مذهب هندوها در حال انجام است، به همین دلیل است که چنین اعتراضی به برگزاری مراسم کریسمس صورت گرفته است".

در واکنشی به مطالب مطرح شده پیرامون خشونت علیه مسیحیان در خلال این نشست، آرون پانلال [16]، رییس شورای مسیحیان چتیسگر به رسانه وایر عنوان داشت، که یک ساختار منظم در خشونت های اعمال شده علیه مسیحیان از سال 2018 می توان مشاهده کرد. پانلال بیان داشت که "مطلب تعجب برانگیزی وجود ندارد. سال گذشته 40 خانواده مسیحی از خانه های خود در منطقه سوکما [17] در جنوب بستار [18] اخراج شدند، و اکنون در زمین های اطراف نگه داشته می شوند، و با شمشیر و نیزه در محاصره و مراقبتند. پس حملات تنها تندتر شده است، این روزها حق تشییع و تدفین جنازه های مان هم قابل مذاکره است".  پانلال ادامه داد "آنها می خواهند تنفر علیه مسیحیان را گسترش دهند، همچنان که این را در حق مسلمانان نیز انجام داده اند، حتی در نشست رایپور هم، آنها علیه مسیحیان راهپیمایی کردند که آنها هم باید بروند".

جرم های ناشی از تنفر علیه مسیحیان در چستیگر در حال افزایش است، مردم محلی بر این اعتقادند که هر دو حزب عمده کشور یعنی احزاب کنگره هند و BJP تلاش می کنند بر احساسات مذهبی سوار شده و از این تفرقه سیاسی سود برند. بر همین اساس است که حضور رهبران حزب کنگره در چنین نشست هایی بر نگرانی ها می افزاید.

دیگر سخنران این نشست سادیو ویبهاناند گیری که در این اجلاس عنوان داشت که پارلمان مذهبی باید برای پایان "جهاد عشق" [19] تحرک داشته باشند، جهاد عشق تئوری مناقشه برانگیزی است که توسط گروه های افراطی راستگرای هندو علیه مسلمانان عنوان می شود. برغم این ادعای اثبات نشده، ویبهاناند گیری عنوان داشت که "مسلمانان زنان هندو را ربوده و به آنان تجاوز می کنند". سادیو افزود که اگر یک دختر هندو با یک مسلمان ملاقات کرد، تمام جوانان هندو باید از او "حفاظت" کنند.

سلیم رضوی، رییس سابق کمیته وقف در ایالت چتیسگر، به مخالفت با این سخنان برخواست و عنوان داشت موضوعاتی مثل تجاوز و تعرض به زنان نباید جنبه فرقه گرایی به خود گیرد.

همزمان که چندین روحانی هندو در نشست پارلمان مذهبی چستیگر، تبلیغات ضد مسیحیت در رایپور را عنوان می داشتند، یک روحانی برجسته هندو به هنگام توهین به مهاتما گاندی (رهبر انقلاب هند)، مجلس را به اعتراض ترک کرد؛ وقتی کالیچاران با چنان ادبیاتی از مهاتما گاندی یاد کرد، ماهانت رام سوندر داس [20]، که از اعضای سابق حزب کنگره در پارلمان ایالت چتیسگر، و رییس سازمان "گو سوا ایوگ چتیسگر" [21] است، صحنه سخنرانی را به اعتراض ترک می نماید. یکی از اعضای اصلی این نشست بعدا عنوان داشت که او خود را از این نشست کنار کشیده است.

داس که از برگزار کنندگان این نشست بود، ضمن کناره گیری از پارلمان مذهبی مذکور، مواضع تندی علیه کالیچاران اتخاذ کرد، و حتی دیگر حاضرین را مورد خطاب قرار داد، وقتی از مهاتما گاندی به عنوان "حرامی" در این نشست، توسط کالیچاران یاد شد.

پانلال که به دیدار آقای داس بعد از این نشست رفته بود، عنوان داشت، "ماهانت رام سوندر داس، حمایت جامعه مسیحی چتیسگر را به نفع خود در این نشست جلب کرد. ما به مردان بیشتری برای دفاع از مسیحیان موقعی که مورد حمله (تندروها) واقع می شوند، نیاز داریم". پانلال همچنین اعلام کرد که جریان سازی در چتیسگر توسط حزب BJP در حال انجام است که همه قبایل هندو هستند. او اضافه کرد که "آنها مدام این نظریه باطل را عنوان می دارند که همه قبایل هندو هستند، و همه بهیل ها [22] و گونداها [23] هندو هستند. این یک تبلیغ نادرست بیش نیست".

جان دایال [24] رییس سابق اتحادیه کاتولیک های سراسر هند [25] عمیقا از فراخوان برای نسل کشی اقلیت ها نگران و ناراحت شده است. دایال عنوان داشت مهمترین نگرانی که وجود دارد این است که چنین نشست هایی با چنین سخنان تبلیغاتی و بی اساس، چگونه می تواند بدون هیچ نگرانی از نتایج آن در نزد قانون، برای طرح کنندگان این حرف ها، برگزار شود. دستگاه های ایالتی، پلیس و همچنین سیستم قضایی و ضد جرم، نسبت به بیان کنندگان چنین حرف هایی مطیع بوده و مخالفتی با بیان کنندگان این نظرات ابراز نمی دارند.

بعد از نشست هریدوار، اشخاص مختلف زیادی برای دستگیری عنوان کنندگان چنین سخنان مجرمانه ایی، که از رهبران شبه نظامیان هندوتوا هستند، و علنا از نسل کشی دیگران می گویند، موضع گیری کردند، در حالی که تعداد کمی از رهبران مذکور توسط قانون متهم شدند، و در مورد عده زیادی که رهبران کلیدی این جریان اقدامی نشد. دایال عنوان داشت "جامعه کوچک مسیحی در حال به قهقرا رفتن است، در ذیل خشونت خشک مغزهای فسیل شده افراط گرایان سنگ پریوار [26] ، کلیساها مورد حمله و خشونت هستند، این است موقعیت مسیحیان، که معمولا خشونت علیه کودکان شان، زنان و مردان شان که عمیقا در حال عبادت هستند اعمال می شود".

 او ادامه داد، حتی اگر این دیوانه ها که برای کشتار نژادی و جمعی مسیحیان فراخوان می دهند، یک درصد از جامعه یک میلیارد نفری هندو را تشکیل دهند، تنها باز صد میلیون آدم را می بینی که تشنه خون جامعه اقلیت کوچک من هستند (و باقی هندوها این چنین نیستند)".

موقعی که رسانه وایر با آجای کمار یادو [27] رییس پلیس رایپور مصاحبه کرد، او گفت که پرونده ایی علیه کالیچاران همان روزی که این گزارش شکایت به پلیس رسید، به ثبت رسیده است ، "این گزارش اولیه جرم او را برای سخنان نابود کننده علیه اقلیت پاسخگو می داند". یادو ادامه داد که شکایت های دیگری علیه رهبران دیگرکه در این نشست، سخنان اینچنینی گفته باشند دریافت نکرده است، لذا این تنها کالیچاران است که با چنین شکایتی روبروست.

منبع : https://thewire.in/communalism/raipur-dharma-sansad-call-for-violence-hindu-rashtra-christian-muslim

 

[1] - Hindutva (Hinduness) هندوبودن، اصالت هندویی، دیدگاه سیاسی – مذهبی که در دهه 1930 بر اساس ملیگرایی مذهبی هندو توسط آقای هدگوار یکی از رهبران افراطی مذهبی هندو پیش از پیروزی انقلاب هند (در سال 1947) طرح شد که بر خالص سازی و صیانت از فرهنگ و نژاد و سرزمین هندوها تاکید دارد، به همین دلیل ادیان و نژادهای واردادتی به هند را دشمن و بیگانه و خطرناک تلقی و مورد هدف قرار می دهند.

[2] - Chhattisgarh

[3] - Sadhvi Vibhanand Giri

[4] - Kalachakra Maharaj

[5] - Tarushi Aswani

[6] - Sanatani Hindus هندوها خود را به این نام می خوانند

[7] - Hindu Rashtra

[8] - First information report

[9] - promoting enmity between communities and obscene act

[10] - Pramod Dubey

[11] - Neelkanth Seva Samiti

[12] - Doodhadhari Math

[13] - Brijmohan Agrawal

[14] - Vishnu Deo Sai

[15] - Neelkanth Tripathi

[16] - Arun Pannalal

[17] - Sukma

[18] - Bastar

[19] - love jihad و یا جهاد عشق عنوانی است که از سوی هندوها افراطی علیه مسلمانان بیان می شود، که طی این جهاد، جوانان مسلمان متهم می شوند که از طریق ازدواج با دختران هندو آنها را به کیش اسلام در می آورند تا جمعیت هندوها را کاهش دهند.

[20] - Mahant Ram Sundar Das

[21] - Chhattisgarh Gau Seva Ayog

[22] - Bhil

[23] - Gonda

[24] - John Dayal

[25] - All India Catholic Union

[26] - Sangh extremist به مجموعه ایی از گروه های مختلف سیاسی واجد فرهنگ و فلسفه هندوتوا گفته می شود که در شاخه های مختلف سیاسی، مذهبی، شبه نظامی، فرهنگی و... فعالند و مجموعا گروه های Sangh Privar  را تشکیل می دهند. هندوهای افراطی

[27] - Ajay Kumar Yadav

مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :

چنانچه اهل منطق زندگی اجتماعی در جمع متکثر و متنوع بشری بوده باشیم، قبول خواهیم کرد که ظلم از نابخشودنی ترین اعمال انسان در حق غیر است، و یکی از ظالمانه ترین اعمال، تحمیل عقاید و اعتقادات خود، به دیگران است، اگر به دین اسلام هم اعتقادی داشته باشیم، قرآن مملو از آیاتی است که در پیرامون ظلم و ظالمین و جایگاه آنان در نزد خالق یکتا و آینده دهشتبارشان سخن گفته است، ظلم اکثریت بر اقلیت، ظلم اقلیت بر اکثریت، ظلم فرد بر جمع و... تبلور یکی از نکوهیده ترین وجوه بروز اعمال اجتماعی انسان طاغی، یعنی ظلم است.

این که یک عده احساس تکلیف می کنند که، آنچه خود آنرا حق و حقیقت یافته، و بدان ایمان آورده اند را تمام حق و حقیقت پنداشته، و آن را به جامعه و دیگران به هر نحو ممکن تحمیل کنند، این خود از وجوه بارز ظلم و تجاوز به حقوق دیگران محسوب می شود، و این خصوصیت ظالمانه مرز نمی شناسد، و تاریخ اجتماعی بشر نشان می دهد که تمام ادیان و ایدئولوژی ها بدین ظلم، کم و بیش گرفتارند، چنین انسانی وقتی عزادار است، همه را عزادار می خواهد، وقتی شاد است همه را شاد می خواهد، به گاه عبادت همه را پشت خود ردیف شده، رو به خدایی می طلبد که خود بدان معتقد است و می پرستد و... و غیر آن را به هیچ عنوان نمی پذیرد و با آن به مخالفت و جنگ و جهاد بر می خیزد، حتی غیر خود را لایق نسل کشی هم می بیند.

انقلاب سراسری صدها میلیون هندی علیه استعمار دیرپای بریتانیا بر شرق، در سال 1947 به پیروزی رسید، و نتایج تلاش یک ملت به ثمر نشست، و مردم متمدن، و صاحب فلسفه و منطق فرهنگی خاص هند، که اساس فلسفه زندگی و تفکر اجتماعی آنان بر مدارا، تسامح و تساهل، تحمل غیر، میانه روی و... بنیان نهاده شده بود، این اصل و اساسِ خصلتِ جمعی آنان در قانون اساسی این کشور، بعد از استقلال نیز بروزی قوی یافت، و سیستم حاکمیت هند را جمهوری دمکراتیک، سکولار، تکثرگرا، سوسیالیست و... انتخاب کردند، که بر پایه رای مستقیم مردم هند، در نظام پارلمانی تنظیم شد، لذا چرخش قدرت در این کشور دهه هاست که به نحوی آسان و بدون خشونت و زور، بارها و بارها انجام گرفته است.

اما دهه ها بعد از آن موفقیت انقلابی و شکوهمند، که از نتایج زیبای آن، تک تک مردم هند را بدون در نظر گرفتن، مذهب، فرهنگ، زبان و... شان در برابر قانون مساوی، و با حقوق برابر در نظر گرفته بود، به سوی دگرگونی قرار برد، چرا که عده ایی که اساس سیاست خود را بر ملیگرایی مذهبی، و راستگرایی افراطی هندویسم قرار داده اند، با جلب نظر عده ایی از مردم هند، بر این نوع ملی گرایی مخوف مذهبی، حاکمیت هند را در دست گرفته، و اساس دمکراسی، سکولاریسم و پلورالیسم هندی را در حال جویدن و سست کردن هستند،

و بیش از دو دهه است که حزب مردم (بهارتیا جاناتا پارتی) BJP که در واقع به جای حزب مردم، حزب روحانیت و طبقات بالای جامعه سنتی و باستانی هند هستند، به نمایندگی سیاسی از این تفکر، قدرت را در دست گرفته، به تقویت روز افزون نیرو و ایدئولوژی راستگرایی هندویی و متعصب که گرد فلسفه ملیگرایی مذهبی هندوتوا [1] جمع شده اند، مشغول است، و در این میان دشمن فرضی سازی آنان، اقلیت های هند (از جمله مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان، سیک ها و...) تعیین شدند که مدت هاست که همواره آنانرا به هر نحو ممکن مورد هدف خود قرار داده، و علاوه بر کشتارهای عجیب و غریب از آنان، به محدودیت های دیگر، علیه اقلیت ها هر دم اضافه می کنند، و تمام این اعمال نیز به نام خدایان، و مذهب هندو (از جمله خدای رام و...) و در راستای مقاصد مذهبی، و به واقع سیاسی انجام می گیرد، که تضمین کننده قدرت اهل مذهب، و طبقه روحانیون هندو می باشد،

مقاله ایی که ترجمه آن می آید، به مصادیق و روند این واقعیت تلخ اشاره دارد، اما باید توجه داشت که گرچه در جامعه هندو و هندوستان، اقلیت مسلمان طعمه این جنایت و ظلمند، اما در همان حال جامعه مسلمان نیز از این ظلم مبرا نبوده، و برخی از اقلیت های حاضر در جامعه اسلامی، به همین طریق و روش ها تحت ظلم قرار دارند، که نمونه های آن در کشورهای مختلف اسلامی، متفاوت است، و به واقع به نظر می رسد که در دنیای امروز، مذهب به وسیله سرکوب و کشتار و جنایت، و ادامه سلطه طبقات خاص بر خلق الله تبدیل شده است.

 

رهبران هندوتوا در نشست هریدوار هندوها را به نسل کشی مسلمانان فرا خواندند

تحلیل وایر -  فرقه گرایی مذهبی  سیاست  22 دسامبر 2021

برغم درخواست آشکار برای اعمال خشونت علیه دیگر شهروندان هندی، توسط این رهبران، که تعداد زیادی از آنان به حزب BJP وابسته اند، پلیس با وجود قوانین واضح در این خصوص، برای برخورد با چنین پدیده ایی، تا کنون نتوانسته است، تا پرونده ایی علیه این رهبران تنظیم و یا ثبت، و دستگیرشان نماید.

 

از چپ سوامی پرابوداناند گیری [2] ، سادیو آناندپورنا آکا پوجا شاکون پاندی [3] و سوامی آناندسوارپ [4]

 

از 17 تا 19 دسامبر جمع بزرگی از رهبران اصلی مذهبی، فعالین راستگرا، شبه نظامیان اصولگرا و رهبران سازمان های هندوتوا در شهر هریدوار، برای شرکت در نشست پارلمان مذهبی [5] حضور یافتند، و در طی سه روز، این نشست شاهد بروز سخنان تنفر پراکن، جهت خیزش خشونتبار (علیه اقلیت مسلمان)، و سخنان ضد مسلمانان و برانگیزاننده احساسات بر ضد مسلمانان بود.

 این نشست با شرکت رهبران حزب حاکم BJP  آشوانی اوپادیا [6] که قبلا در رابطه با نشست دیگری که با کمک او سازمان داده شد، و در آن سخنانی در جهت خیزش خشونتبار علیه مسلمانان، مطرح، و او نیز در همین رابطه دستگیر شده بود، و همچنین رهبر شاخه زنان حزب BJP [7] اودیتا تیاگی [8]،  به این نشست جنبه سیاسی داد، و نشان داد که این نشست (و مطالب مطروحه در آن) مورد حمایت حزب حاکم بر پارلمان و دولت هند نیز می باشد.

دهلی نو : پارلمان مذهبی برگزار شده در هریدوار [9] در ایالت اتارکند، در تاریخ های 17 تا 19 دسامبر شاهد گردهمایی تنوعی از رهبران واجد تفکر اکوسیستم هندوتوا بود که پشت تریبون قرار گرفتند و جملات جدیدی برای برانگیختن احساسات تنفر برانگیز در کشور را بروز دادند.

"ما باید آمادگی سازی کنیم"، این بخشی از سخنان سوامی پرابوداناند گیری، رئیس هندو پاکشا سنا [10] ، که یک سازمان راستگرای هندو و مذهبی با مرکزیت ایالت اتارکند است، می باشد. "و من به شما خواهم گفت چه آمادگی سازی هایی مد نظر است، این را برای خود روشن ساخته ام، که راه حل همین است، و اگر شما این راه حل را دنبال کنید، پس از آن، راه ها به سوی شما باز خواهد شد ... در میانمار، هندوها تار و مار شدند. سیاستمداران، دولت و پلیس تنها ایستادند و تماشا کردند. آنها شروع به کشتار آنها، با قطع کردن گردن های آنها کردند، و به این اکتفا نکردند، و شروع کردند به کشتار آنان در خیابان ها و از گوشت بدن آنها خوردند. مردم تماشا کردند، ما باید برویم و بمیریم، ما نباید به زندگی خود ادامه دهیم.

این شرایط کنونی ماست. شما اینها را در مرزهای دهلی هم دیده اید، آنها هندوها را کشتند و به دار آویختند. زمان دیگری نیست، وظیفه کنونی این است که نه تنها برای مرگ آماده شوید، بلکه آمادگی بگیرید تا بکشید، راه دیگری وجود ندارد. این است که مثل همانکه در میانمار اتفاق افتاد، پلیس اینجاست، سیاستمداران اینجایند، ارتش و هر هندویی باید سلاح به دست گیرد، و ما باید خط حرکت در مسیر پاکسازی [11] را در پیش بگیریم. هیچ راه حل دیگری به غیر از این وجود ندارد."

این بیانات که فراخوانی است برای پاکسازی نژادی و نسل کشی اقلیت مسلمان در هند، و موقعی خصوصا زنگ های خطر را به صدا در می آورد که به وسیله پرابوداناندی بیان می شود که در ارتباط با حزب حاکم BJP در هند است و این مطلب از دهان او عنوان می شود. در دو مناسبت، پرابوداناند عکس هایی از خود منتشر کرد که با سروزیر ایالت آقای یوگی آدیتیانات [12] نشسته است.

از راست سوامی پرابوداناند گیری با یوگی آدیتیانات (سروزیر ایالت اتارپرادش)

منبع عکس فیسبوک

اولین عکس مربوط به ژانویه 2018 می باشد و دومی نزدیک به یکسال قبل در اگوست 2020 که از آن تاریخ تا کنون، به صورت ادامه دار، این عکس بالای صفحه فیسبوک ایشان می باشد.

آدیتیانات تنها رهبر حزب BJP نیست که پرابوداناند در ارتباط است. در 14 سپتامبر 2020، او با نارش شارما [13] ، از رهبر سابق حزب BJP از شهر هردیوار نیز عکس گرفت، این رهبر سابق حزب حاکم، یکسال بعد به حزب عام آدمی [14] پیوست. او همچنین در 12 اگوست 2021 عکسی منتشر کرد که با وزیر آموزش عالی دولت ایالتی اتارکند، و عضو حزب BJP جناب دان سینگ راوات [15] با هم هستند. در ماه جون 2021 هم او با سروزیر سابق ایالت اتارکند و عضو حزب BJP آقای تیریت سینگ راوات همعکس شده است، در حالی که، یک شمیشر به او اعطا می شود.

سوامی پرابوداناند گیری یک شمشیر به سروزیر سابق ایالت اتارکند،

تیریت سینگ راوات اعطا می کند،

عکس از فیس بوک

سخن پراکنی و تنفر پراکنی علیه مسلمانان توسط پرابوداناند یک واقعه جدید نیست، در سال 2017 نیز او یک گزارشی به تعداد زیاد منتشر کرد که در آن از هندوها خواست که هر یک 8 فرزند "در راستای حراست، محافظت حفظ هندتوا و جامعه" بیاروند. او در سخنرانی خود در شاملی [16] در سال 2018 نیز عنوان داشت، این تنها مسلمانان هستند که به زنان هندو تجاوز می کنند، و از ضربات "جهاد عشق" [17] گفت که در کنار دیگر سخنان ضد مسلمانان او، می توان از این موارد یاد کرد.

او همچنین سخن از قتل عام مسلمانان گفت، که در یک ویدئو با یاتی نارسینگاناند ساراسواتی [18] که در ماه جون 2018 منتشر شد، در این ویدئو می گوید : "در مابقی دنیا، اگر حداقل انسانیت رو می خواهیم، نیاز داریم که دنیای خود را از جهادی ها پاک کنیم. این بیماری باید درمان شود، مدیریت جهادی ها در روی زمین. چند روز قبل فردی گفت که در اسلام، متجاوزترین هایی که به دنیا می آیند، جهادی متولد می شوند، من گفته ام این برای موقعی بود، اکنون در هر خانه مسلمانی یک جهادی و یک تروریست هست ... جامعه هندو نیاز دارد تا به پا خیزد، و درمانی برای مساله جهادی ها پیدا کند، در غیر این صورت این جهادی ها هستند که هندوها را درمان خواهند کرد، و جایی برای زندگی هندوها نخواهد بود، ... یکی چیز روشن است، اگر او در محل من وارد شد و من این را فهمیدم، او آنجا را ترک نخواهد کرد. چهارده سال بین جهادی ها زندگی کردم، به این ضعیفی هم نیستم ... آنها نگرانی ندارند که آیا نراسینگاناند یا من کشته شویم، شما باید به شادی زندگی کنی. سپاهی از همدلی خواهد بود، در سراسر کشور شما توده هایی را خواهید دید. روشن است که کسی ما را متوقف نخواهد کرد".  

او تا کار را بدانجا رساند که بگوید که تمام جهادی ها باید به مکتب هندو بازگشته و عذرخواهی کنند.

از چپ یاتی نارسینگاناند و سوامی پرابوداناند گیری.

در همین پارلمان مذهبی چند جانبه در هریدوار، خانم سادیوی آناناپورنا آکا پوجا شاکون پاندی [19] ، یکی از مقامات عالی روحانی نیرانجانی آخارا [20] و دبیرکل سازمان هندو مهاسابها [21] هم همچنین از نیروها خواست و آنان را تهییج به نسل کشی مسلمانان کرد.

بدون هرگونه پوشیدگی او فراخوان مستقیمی برای کشتار جمعی اقلیت مسلمان داد. "هیچ چیزی بدون سلاح ممکن نمی شود. اگر شما می خواهید جمعیت آنان را پاک کنید، بکُشید آنانرا. آماده کشتار، و آماده رفتن به زندان باشید. حتی اگر صد نفر از ما آماده کشتار 20 لک (هر لک در واحد شمارش هند مساوی صد هزار می باشد) از آنها (اقلیت مسلمانان) باشد، آن موقع ما پیروزمندانه به زندان خواهیم رفت ... مثل ناتورام (گادس) [22] ، من حاضرم که در این راه بدنام بشوم، اما من سلاح به دست خواهم گرفت و از هندوتوایم، در برابر هر اهریمنی که تهدیدی برای مذهبم باشد دفاع می کنم".

در یک مصاحبه با یک کانال یوتیوپ به نام "ویشالویوز" که در حاشیه پارلمان مذهب در هردیوار ضبط شده است او گفت :  "امروز زمانی است که نیاز است خانم ها هم شمشیر در یک دست، و وردک در دست دیگر (کار جهاد علیه مسلمانان و کار خانه به طور همزمان) داشته باشند. من از مادرانمان می خواهم که ضعف فرزندان خود نباشند، بلکه به جای آن، قدرت آنان باشند. به آنها بگویید اگر بی دینی در جایی اتفاق می افتد، من با شما خواهم آمد، تا ریشه کنش کنیم. موردهای زیادی نیست، اما تعداد کمی مشکل هم که در این روزها وجود دارد، با ما در تماس باشید، ما با شما خواهیم بود".

وقتی از او در خصوص واکنش نکوهشی نخست وزیر ناراندرا مودی که در سال 2019 به تایید تروریست قاتل مهاتما گاندی توسط سادیو پراگیا از او پرسیدند، این مقام مذهبی هندو عنوان داشت، مودی باید به خاطر این دیدگاه خود، که به واسطه قانون اساسی سکولار (هند) عنوان شده، نادیده گرفته شود، و ادامه داد "مودی و دیگرانی که شبیه مودی هستند" درگذشته به توضیح اینکه گادس و گاندی چه بوده اند، تشریح و تبیین کرده اند.

 

از چپ به راست پوجا شکون پاندی، سادیو پریاگا و یاتی نارسینگاناند

پاندی یکی از رهبران مهم هندو مهاسابها می باشد، و اغلب سرتیتر سخنان ضد مسلمان به او تعلق دارد. فقط همین اخیرا، تیتر سازی هایی علیه مودی بعد این که نخست وزیر اعلام کرد که دولت سه قانون اخیر التصویب در خصوص کشاورزان را ملغی اعلام کرده، که بعد از یک سال اعتراض به وسیله کشاورزان، در مرزهای دهلی، این الغا صورت پذیرفت، خانم پاندی تصویر مودی (نخست وزیر) را از دفتر علیگره سازمان هندو مهاسابها برداشت و پایین کشید (چراکه به نفع کشاورزان تصمیم گرفت).

در آوریل 2020، پرونده مجرمانه ایی علیه پاندی به دلیل گسترش دشمنی بین گروه های مختلف در پیرامون زمینه های مذهبی، و صدور بیانیه که منجر به انحراف افکار عمومی بعد از انتشار یک ویدئو، برای فریب آنان از طریق اظهارات بر علیه اعضای "جماعت تبلیغی" [23] داشت، و فضای جامعه را ویروسی می کرد. بعدا، در همین رابطه دستگیر شد.

در ماه مارس 2021، بعد از این که یک پسر از اقلیت مسلمان به وسیله شرینگی یادو  از فعالین هندوتوا مورد ضرب و شتم قرار گرفت، چرا که وارد یک معبد در داسنا [24] شده بود، پوجا شوگان از دیگر معابد خواسته بود که مثل معبد داسنا، مرز زمینی خود را روشن کنند، و از ورود مسلمانان به این محوطه جلوگیری نمایند.

در ماه می سال 2019، پوجا شوکان چاقوهایی را بین دختران اقلیت در جشن تولد سوارکار [25] توزیع کرد. در ژانویه 2019 به طرف تندیس مهاتما گاندی شلیک کرد و شعارهایی در حمایت از گادس (تروریست قاتل او) سر داد. او بعدها تصویر مهاتما را نیز به آتش کشید. در حالی که حزب BJP روابطش را با پاندی پوجا شوگان منکر شد، پاندی به صورت منظم با رهبران حزب BJP از جمله عضو پارلمان از این حزب خانم سادیو پراگیا [26] و سروزیر ایالت مادیاپرداش شیواراج سینگ چوهان [27] در ارتباط است.

به رغم اظهارات و درخواست های آشکار وی برای کشتار مسلمانان هنوز پلیس ایالت اتارپرداش به رغم قوانین موجود، اقدام قانونی علیه این روحانی هندو انجام نداده است (این به خاطر نفوذ دولت ایالتی در پلیس و تنظیم رفتار پلیس با خواست سیاسیون است).

پوجا شوکان پاندی، رهبر مهاسابها، در حال شلیک به یک تصویر از مهاتما گاندی.

سومین رهبر مذهبی از این نوع، سوامی آناندزواروپ [28] است که سخنان تنفر افکن و تحریک آمیز وی به وسیله رسانه وایر قبلا مستند سازی شده است، همچنین وی در این اجلاس سخنانی در راستای کشتار نژادی داشت. او عنوان داشت "تصمیم این پارلمان مذهبی، می تواند سخن خدا باشد و دولت باید به آن گوش فرا خواهد دهد. اگر اینطور نباشد، آنگاه ما به یک جنگ خواهیم پرداخت که از قیام سال 1857 [29] هولناک تر خواهد بود".

سپس او اقدام به توضیحات شخصی در خصوص این که چگونه هندوها باید با فروشندگان مسلمان در خیابان ها برخورد کنند، روی آورده و عنوان می دارد : "خیابانی که من در آن زندگی می کنم، هر صبح به یک مُلا (کلمه ایی برای ترور شخصیت مسلمانان) با یک نان بزرگ رو کرده و می گویم این روزها آنها یک نان زعفرانی نگه داشته اند. این هریدوار است، پایتخت (مذهبی). اینجا کسی نیست که از مسلمانان چیزی بخرد، و به این ترتیب او را از محله بیرون می ندازیم".

سوامی آناندرواروپ پیش از این نیز حمایت خود برای کمپین آجندرا آجای [30] علیه آنچه "جهاد زمین" [31] در اتارکند اعلام شده است، اعلام نموده بود. پیش از این نیز او درخواست داشت که غیر هندوان باید از آمدن به اتارکند ممنوع شوند. "اگر ورود غیر هندوان به اتارکند ممنوع نشود، روحانیت هندو به خیابان ها خواهم آورد". این فعال راستگرای تندرو این درخواست را در خلال یک ویدئو در فیس بوک بیان داشت.

او عنوان داشت که : "مسلمانان هیاهو به راه می اندازند و جنجال به پا می کند و گوشتخواری را در جامعه ترویج می کنند، گوشت و گوشت گاو را به رودخانه مقدس گنگ می ریزند و آن را نجس و بیمار می کنند. اگر ما تذکر ندهیم، اتارکند هم کشمیر خواهد شد. حداقل یک ایالت باید باشد که فقط مختص هندوها باشد. اگر عنوانی مناسب و هم خط آیودیا [32] لایق جنگیدن باشد این همان اتارکند است، و هندوها آن را برای خود خواهند برد".

وقتی خبرنگار رسانه وایر از آناندزسواروپ نظرش را در رابطه با طرح عضو مجلس اتارکند، آقای اجندرا آجای مبنی بر ممنوع کردن ورود غیر هندوها برای ورود به اتارکند، و جهاد زمین، پرسید، او در پاسخ گفت:  "من با او کاملا موافق هستم، دو دلیل هم برای این وجود دارد، اول اینکه این موضوع خود مساله امنیت ملی مرتبط است، چرا که ما یک ایالت مرزی هستیم، و باید ورود غیر به این ایالت برای امنیت مرزی ممنوع گردد. دوم این که اتارکند یک مکان مقدس برای هندوهاست، چرا ما نباید بتوانیم یک مکان مقدس خاص هندوها داشته باشیم؟"

سخنان سوامی آناندزسواروپ در ژانویه 2021، در خلال یک سخنرانی در جمع "شورای هندو" [33] در میروت [34] تیتر ساز شد، وقتی او دلایل منطقی این کمپین را با واژه های روشن بیان داشت : "مدعای من این است که اگر شما (مسلمانان) می خواهید در ارتباط با ما باشید، ابتدا باید تلاوت قرآن و خواندن نماز را متوقف کنید". او این سخنان را در خلال بیان یک راه حل برای هندوها عنوان داشت. "شما باید تصمیم بگیرید که از مسلمانان چیزی نخرید، اگر شما آنان را در وجوه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نابود کنید، آنها شروع به تغییر مذهب از اسلام به هندویسم خواهند کرد" [35] 

منبع این مقاله : The wire  می باشد

[1]Hindutva (Hinduness) هندوبودن، اصالت هندویی، دیدگاه سیاسی – مذهبی که در دهه 1930 بر اساس ملیگرایی مذهبی هندو توسط آقای هدگوار یکی از رهبران افراطی مذهبی هندو پیش از پیروزی انقلاب هند (در سال 1947) طرح شد که بر خالص سازی و صیانت از فرهنگ و نژاد و سرزمین هندوها تاکید دارد، به همین دلیل ادیان و نژادهای واردادتی به هند را دشمن و بیگانه و خطرناک تلقی و مورد هدف قرار می دهند.

[2] - Swami Prabodhanand Giri

[3] - Sadhvi Annapurna aka Pooja Shakun Pandey

[4] - Swami Anandswaroop

[5] - Dharma Sansad دارما سانساد Religious Parliament

[6] - Ashwini Upadhyay

[7] - BJP Mahila Morcha

[8] - Udita Tyagi

[9] - Haridwar از شهرهای مهم مذهبی هندو، در ایالت اتارکند هند می باشد که هر ساله شاهد حضور زائرین هندوست که برای درک معنویت حضور در اماکن مهم مذهبی هندو، راهی این شهر می شوند، و مشرف به غسل در کرانه های زایش رود مقدس گنگ، و رودی می شوند که از نظر هندوها آبش مقدس و تبرک است، و انجام اعمال مذهبی در آنجا واجد ثواب دینی و مذهبی، و موثر در زندگی این دنیایی و... می باشد.

[10] - Hindu Raksha Sena

[11] - cleanliness drive (safai abhiyan)

[12] - Yogi Adityanath

[13] - Naresh Sharma

[14] - the Aam Aadmi Party حزب جدیدی که در کنار احزاب مهم دوگانه کنگره و بی جی پی این روزها در هند توانسته است آرای مردم را به خود جذب کند، این حزب روی اصلاحات اجتماعی و طرفداری از خواست های مردمی سرمایه گذاری کرده است.

[15] - Shri Dhan Singh Rawat

[16] - Shamli بخش شاملی از ایالت اتارپرداش است که در سال 2011 از شهر مظفرنگر جدا شد و به منطقه کنترل پایتخت هند، دهلی پیوست

[17] - love jihad و یا جهاد عشق عنوانی است که از سوی هندوها افراطی علیه مسلمانان بیان می شود، که طی این جهاد، جوانان مسلمان متهم می شوند که از طریق ازدواج با دختران هندو آنها را به کیش اسلام در می آورند تا جمعیت هندوها را کاهش دهند.

[18] - Yati Narsinghanand Saraswati

[19] - Sadhvi Annapurna aka Pooja Shakun Pandey

[20] - the Niranjana Akhara

[21] - the Hindu Mahasabha

[22] - Nathuram Godse هنوز چند ماهی از پیروزی انقلاب هند در سال 1947 نگذشته بود که مهاتما گاندی رهبر این انقلاب زیبا با مفاهیم و روش عدم خشونتبارش، توسط یک هندوی متعصب دو آتشه به نام ناتورام گادس، در یک مراسم دعا ترور و با تیرهای شلیک شده از یک تپانچه کشته شد، این ترور بیشتر به خاطر مواضع گاندی در دفاع از اقلیت ها صورت می گرفت که در آن هنگامه کشتار اقلیت ها در آن روزها بعد از انقلاب، با روزه اعتراضی و حرکات مدنی مخالفت خود را رسما و علنا ابراز می کرد. ناتورام گادس به دنبال این جنایت اعدام نشد، و فقط به زندان محکوم شد.

[23] - جماعت تبلیغی به گروهی از روحانیون مسلمان گفته می شود که برای تبلیغ در ماه هایی خاص، عازم مناطق مختلف هند می شوند. این ها گروه های سازمان یافته ایی هستند که هر ساله به روش خاص خود عمل می کنند.

[24] - Dasna

[25] - Savarkar از رهبران گروه RSS

[26] - Sadhvi Pragya ایشان از روحانیون مذهبی هندوست که در فعالیت های تروریستی متهم و تحت تعقیب قضایی بودند، که با روی کار آمدن حزب BJP از این پرونده مبرا شد و وارد پارلمان هند گردید و اکنون یکی از اعضای لوک سابها مجلس ملی هند است

[27] - Shivraj Singh Chauhan

[28] - Swami Anandswaroop

[29] - این قیام عظیم در زمان حاکمیت بریتانیا بر هند صورت گرفت و آن زمانی بود که سربازان هندی احساس کردند که مقدسات مذهبی آنان توسط بریتانیایی ها مورد خدشه و بی احترامی واقع شده، و لذا دست به شورش عظیمی علیه بریتانیا زدند، که این قیام ادامه یافت تا به اخراج بریتانیا از هند انجامید.

[30] - Ajendra Ajay

[31] - land jihad اصطلاحی که از سال 2021 توسط دولت تحت حاکمیت ایالت اتارکند هند بر سر زبان ها افتاد، که در این جهاد اقلیت مسلمان متهم می شوند که در اماکنی که برای هندوها خیلی مقدس است، اقدام به خرید زمین می کنند و...، و در واقع هندوهای افراطی خواهان کنترل خرید و فروش زمین بر پایه اعتقادات مذهبی فروشنده و خریدار هستند.

[32] - آیودیا مکانی مذهبی است که مسجد بابری را هندوها در آن منطقه ویران کردند و به جای آن معبد رام را ساختند. کشتار عظیمی در این رابطه صورت گرفت و یکی از دلایل موفقیت حزب BJP در انتخابات سوار شدن بر موج احساسات مذهبی هندوها در این رابطه بود که پیروزی آنان را تضمین و اکنون حکومتی یکدست در هند، برای خود تشکیل داده اند.

[33] - Hindu Panchayat

[34]-  Meerut

[35] - یکی از اهداف مهم جنبش هندوتوا بازگشت جامعه به اصل فرهنگی خود یعنی هندویسم است لذا آنان ادیان وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان، سیک ها و...) به جامعه هند را ناخالص کننده و ناپاک کننده جامعه هندو می دانند و برای بازگشت هندوهای به این آیین ها گرویده، تلاش دارند، و لذا اقلیت ها، و مذهب شان را بیگانه تلقی کرده و به صورت سیستماتیک مورد تهدید و فشار قرار می دهند.

صفحه4 از5

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در خاطرات یک اسیر، آنچه در چنگ دش...
زیباییِ ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ پایان جنگ و نفرت‌ها بود! رحیم قمیشی قبل از اینکه به تکریت ۱۱ و اردوگاه مفقو...
- یک نظر اضافه کرد در سنگِ سختِ روزگار و پیشانی، آقا...
تغییر رژیم در داخل کشور دونالد ترامپ خواهان تغییر رژیم در ایران بود. در عوض، جنگ ممکن است تحولات سیا...