رفراندوم و حق انتخاب، انقلاب آزادیبخش و انسان محق و مکلف
  •  

11 ارديبهشت 1402
Author :  

وقتی ذهن شهروندان را خالی از "تحلیل" تصور، و آنانرا مستحق حق انتخاب (اعطای حق شرکت در "رفراندوم[1]) و تعیین سرنوشت ندانیم، [2] این یعنی شهروندان را تنها مُکلَّف دانسته، و آنان را مُحِّق نمی دانیم، حال آنکه خداوند با بخشیدن عقل و تفکر به انسان، او را از دیگر حیوانات، جدا و متمایز کرد، و از اینجا بود که بدو "کرامت" و "حق انتخاب" اعطا کرد، و بدنبال آن، از چنین انسانی انتظار اخلاقمداری، انسان زیستن، و دوری از حیوانیت (زورگویی، قتل و...) و... را داشت.

 فلسفه وجود معاد، اینجا بود که معنا یافت، ورنه برای انسان فاقد حق انتخاب، بهشت و جهنم چه معنایی خواهد داشت؟! برای انسانی که قدرت تحلیل ندارد، و باید گوش به صدا و یا چماق چوپانان خود داشته، که از راهی برود و یا نرود، چیزی را بُخورد و یا از آن امتناع کند، کاری را انجام دهد و یا نکند و...، معاد بی معناست، بهشت و جهنم تنها لایق چوپانانِ حاکم بر چنین انسانی است که اهل تحلیل، و لایق داشتن "حق انتخاب" هستند، نه انسانی که رمه وار در جلوی چوپانانِ اهل تحلیل خود، به هر جهت که خواستند، هدایت می شود.

 این انسان مُحّق برای انتخاب است که مُکَلَف به تکلیف، و به دنبالش لایق عزت و کرامت انسانی می شود، و در دو قطبی انسان واجد/فاقد تحلیل، در این نظریه، تنها انسان های اهل تحلیل هستند که لایق اعطای حق انتخاب، عزت و کرامت انسانی اند، باقی آنان، از حدود و حقوق انسانی خارج، و مُحِق به داشتن امکانات و شخصیت انسانی نخواهند بود.

چنین تفکری را پیش از این در اندیشه جناب محمد تقی مصباح یزدی به صورت روشن دیدیم، که با گرفتن حق انتخاب از ایرانیان، در نگاه و نظریه خود نسبت به انسان و حاکمیت بر او، به انکار وجود "تکثر"، و حق انتخاب مردم، و دادن این حق به حُکام فقیه آنان و...، نظریه پردازی کرد، و بر خلاف اصول مُصّرَح، و روح قانون اساسی، تصویب شده بعد انقلاب 57 (12 فروردین 1358)، ایرانیان را به انسان هایی تنها مُکَلف تبدیل کرد، و حقوق شهروندی و قانونی را از آنان سَلب، و به طبقه فُقَها (به نیابت از خدا) تفویض نمود، و به نظر می رسد، امروز طبق همین نظریه، مردم از حق شرکت در رفراندوم، حق انتخاب، حق عزل مسئولین خود، حق تعیین سرنوشت و... محروم می شوند. این را همان بروز و ادامه تفکر جناب محمد تقی مصباح یزدی و امثالهم باید دانست که بعد از مرگش، هنوز خود را زنده و بالنده، در مسیر دهی به انقلاب و انقلابیون جدید، نشان می دهد، و انسانِ مُحِق را، به انسانی مُکَلَف به اطاعت و پیروی تبدیل می کند.

به عقیده بسیاری از آگاهان، متاسفانه انقلاب 57 بسیار زود به پیروزی رسید، بدون این که انقلابیون حاضر در آن چهره و تفکر واقعی خود را نشان دهند، و نسبتِ تفکر آنان به "ولی نعمتان" شان (یعنی مردم) روشن شود، و سره از ناسره جدا نشده، مردم و انقلابیون وارد دوره پیروزی شدند، و بدین سبب چهره ها و تفکرشان مستور ماند، و به همین دلیل بود که با قدرت گیری برخی از نحله های فکری، در بین انقلابیون، که به مفاهیم اساسی "انقلاب" از جمله "آزادی" ، "حق انتخاب" ، "حق تعیین سرنوشت" ، حق "عزل حُکام" و... بی اعتقاد بودند، در حالیکه حتی این مفاهیم در جملات بنیانگذار این انقلاب هم موج می زد، آن مفاهیم را بعد از پیروزی به حاشیه برده، و از حیّز انتفاع و سود و ثمر دهی خارج نمودند.

بعد از پیروزی انقلاب، به مرور دو تفکر متفاوت در بین انقلابیون مقابل هم قرار گرفتند:

الف) تفکری که قائل به "آزادی" ، "حق انتخاب" و حق "تعیین سرنوشت" و "حق عزل حکام" برای مردم ایران بود، و همه را، از مردم عادی گرفته تا رهبری انقلاب، شهروند ایران تلقی کرده، و آنانرا در برابر قانون یکسان می دید، و به نوعی شهروندان را ابتدا مُحِق و البته "ولی نعمت" مسئولین می دید، و سپس آنان را مُکَلف به تکالیفی می کرد،

ب) تفکر دیگر و دومی هم بود که مفهوم "آزادی" و قابلیت انسان برای حاکمیت بر خود را، منکر شده، و حاکمیت را ابتدا از سوی مردم به سمت خداوند سوق داده، و البته در غیبت عینی خدا بر زمین، حاکمیت را در مرحله بعدی به پیامبران، و نهایتا به ائمه منتسب به او، می رساند، و باز چون پیامبران از سوی خداوند ختم نبوت خورده اند، و وجودشان از دنیا رخت بر بسته بود، و ائمه آنان نیز که در دوره غیبت قرار داشتند، حاکمیت انسان را به نمایندگی از این غائبین بر زمین، تنها مختص طبقه "فُقَها" می دانست، و باقی مردم را تنها مُکَلَف به اطاعت و پیروی بی چون و چرا از آنان می دید و...،

چنین تفکری بود که در فلسفه فکری و بیان نظرات آیت الله مصباح یزدی به طور روشن تر و صادقانه تری نسبت به سایر معتقدین به این تفکر، بروز یافت، که "آزادی"، "تکثر"، "حق انتخاب"، "حق تعیین سرنوشت" و بسیاری از حقوق دیگر مردم را در ساختار تفکری خود، منکر شده، و کم کم در تفسیر قانون اساسی، و تصویب قوانین عادی، این دیدگاه نظری را وارد شئون کشورداری (نظارت استصوابی شورای نگهبان، حاکمیت شوراهای منصوب مختلف و...) کرده و آنرا اعمال کردند،

ادامه همین تفسیر از "تفکر انقلابی" و تفسیر به رای از قانون اساسی ناشی از آن انقلاب، هماکنون مردم را از رفراندوم و "حق انتخاب" و مهمتر از آن، "حق عزل مسئولین خود" و... محروم می کند.

تسری چنین نگاهی به محاکم قضایی، مراکز تقنینی و ارکان اجرایی کشور، باعث به حاشیه برده شدن مردم ایران، و انحراف از ارزش هایی همچون "آزادی"، "کرامت انسانی"، اعطای "حقوق شهروندی" و "حق اعتراض" و نهایتا مهمترین حق شهروندی، یعنی "حق تعیین سرنوشت" و... می شود، که باید بعد از هر انقلاب آزادیبخشی به عنوان محورهای اصلی حرکت انقلابی مد نظر، و به مردم اعطا شود.

[1] - هَمه‌پُرسی یا رِفِراندوم Referendum   رأی‌گیری مستقیم از همه اعضای تشکیل دهنده یک سازمان یا جامعه است؛ برای رد یا تصویب سیاستی که رهبران یا نمایندگان پیشنهاد کرده‌اند. هدف همه‌پرسی پرهیز از قانون‌گذاری به زیان اکثریّت جامعه ‌است. در نظام‌های نمایندگی و پارلمانی جدید از همه‌پرسی تنها برای تصویب قانون اساسی یا تغییر اساسی در حکومت بهره می‌گیرند؛

[2] - در دیدار آخر فروردین 1402 رهبری با دانشجویان، پیرامون مساله برگزاری رفراندوم از سوی دانشجویان عنوان شد که "اگر از همان ابتدا در همه مسائلی که پیش می‌آمد، رفراندوم برگزار می‌کردید، حالا دیگر حساسیت در این مسئله وجود نداشت." چنین تحلیلی از سوی رهبری اینگونه پاسخ گفته شد که : "حرف مردم را باید گوش بدهند. حرف مردم کجا است؟ خب مردم در همه‌ی مسائل که حرف ندارند، [ضمناً] یک حرف ندارند؛ باید فکر کنند، مطالعه کنند. حرف مردم سازوکاری دارد. حرف مردم همین است که الان وجود دارد؛ یعنی یک نفر را به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب می‌کنند؛ این حرف مردم است. یک عده‌ای را به عنوان نماینده‌ی مجلس انتخاب می‌کنند؛ این حرف مردم است.‌ حرف مردم را این‌جوری می‌شود فهمید دیگر." ... "کجای دنیا این کار را می‌کنند؟ مگر مسائل گوناگون کشور قابل رفراندوم است؟ مگر همه‌ی مردمی که در رفراندوم باید شرکت کنند و شرکت می‌کنند، امکان تحلیل آن مسئله را دارند؟ چطور می‌شود رفراندوم کرد، در مسائلی که تبلیغات می‌شود کرد، از همه طرف حرف می‌شود زد؟ اصلا یک کشور را شش ماه درگیر بحث و جدل و گفتگو و دو قطبی ‌سازی می‌کنند برای اینکه یک مسئله‌ای رفراندوم بشود. در همه‌ی مسائل رفراندوم بکنیم؟!"

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (29)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

فروش بهشت!
سخنگوی دولت بار دیگر بحث بهشت بردن مردم را وسط کشیده است.
قاعدتاً کسی می‌تواند کس دیگر را به بهشت ببرد که از طرف خدا ضمانتی برای بهشت رفتن خودش و مأموریتی از جانب او برای بهشت بردن زورکی دیگران داشته باشد.
این افرادی که چند سالی است اصرار دارند با سلب اختیار خلقَ‌الله آنان را به بهشت ببرند، نمی‌شود به ما هم بگویند خدا کِی ضمانتی برای بهشت رفتن خودشان به آنها داده و در کجا مأموریت بهشتی کردن زورکی بندگانش را به آنها محول کرده است؟
کسانی که خود را برای بهشت بردن مردم صالح می‌دانند، در واقع مدعی مالکیت بهشت هستند. بنابراین، اگر به زودی مانند اربابان کلیسای کاتولیک در قرون میانه، اقدام به فروش بهشت و صدور سند برای غرفه‌های مختلف آن کردند، متعجب نشوید!
احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad

This comment was minimized by the moderator on the site

رفراندوم شفاهی!

حسین ثنایی نژاد

آقایان! انتظار می‌رفت وقتی رهبری گفت نیازی به رفراندوم نیست، شما هم همان را تکرار می‌کردید و می‌نشستید مثل آقای حداد محکم می‌گفتید: "بله هیچ کشوری در همه مسائلش رفراندوم برگزار نمی‌کند."

بعد هرچه مردم می‌گفتند که بابا! ما نمی‌گوییم در همه مسائل! در چند مسئله خیلی مهم! اصلا فقط در یک مسئله! ولی شما همچنان ادامه می‌دادید که هیچ کشوری هر سال رفراندوم برگزار نمی‌کند! و وقتی می‌گفتند چرا اتفاقا حداقل یک کشور مثل سوئیس هست که گاهی در یک سال سه بار هم رفراندوم برگزار می‌کند، شما می‌گفتید بیخود می‌کنند سوئیسی‌های کارنابلد!
نمی‌آمدید بگویید ما هم سالی حداقل سه بار در کشور رفراندوم برگزار می‌کنیم، بیست و دو بهمن و روز قدس!

زیرا با این ادعا که سالی سه بار رفراندوم برگزار می‌کنید، عملا مخالف سخن ایشان سخن گفته‌اید.
در واقع چنین ادعایی بدین معنی است که رفراندوم منطقی است و ضروری و ما هم این کار را انجام می‌دهیم، اما به صورت شفاهی!

حالا اما اگر مدعی هستید سالی سه بار رفراندوم برگزار می‌کنید، زحمت بکشید برای اینکه دهان هرچه ایرادگیر هست را ببندید، یکی از رفراندوم‌هایتان را کتبی برگزار کنید. اصلا موضوع همان روز را هم به رفراندوم کتبی بگذارید. مثلا بپرسید آیا مردم با برگزاری روز قدس موافق هستند؟!

برای شما که هر سال سه تا رفراندوم برگزار می‌کنید یکی در روز قدس و دیگری در روز ۲۲ بهمن، این کار نباید سخت باشد!


تحلیل_زمانه
@TahlilZamane

پس لرزه‌های رفراندوم روحانی: او را محاکمه کنید!

خبرگزاری «رسا» نزدیک به حوزه علمیه قم می‌گوید طرح بحث رفراندوم «احمقانه» است و حسن روحانی باید محاکمه شود!

This comment was minimized by the moderator on the site

ذکر رفراندوم با تسبیح روحانی! (https://www.didarnews.ir/fa/news/148657/%D8%B0%DA%A9%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AD-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C)

اسفندیار_عبداللهی (فعال سیاسی، روزنامه نگار)

این نوشتار از یک عضو جبهه پایداری یا موتلفه اسلامی نیست، از کسی است که در سال‌های ۹۲ و ۹۶، به هر دلیل! از حسن روحانی (یکی از گزینه های آیت‌الله جنتی) در بالاترین سطح ستادی، حمایت کرد.

حسن روحانی در مقاطع مختلف، بیان کرد که از ظرفیت اصل 59 قانون اساسی استفاده شود. به این بهانه و همچنین اظهارات اخیر رهبری، نکاتی را یادآور می‌شوم:

1.واقعیت این است که صداقت آیت‌الله خامنه‌ای در این گونه موارد از امثال حسن روحانی بار‌ها بیشتر است و شاید اگر رهبری در یک مرحله دیگر بخواهد منظور خود را صریح‌تر بیان کند، شاید برداشت‌های متفاوت از سخنان ایشان، سرنوشت دیگری پیدا کند، ایشان بیش هر یک از هم‌ترازان حی خود، اهمیت اصول قانون اساسی را می‌داند و حتی از روی مصلحت و حفظ حرمت جایگاه قانونی خودشان هم شده، منظورشان نمی‌تواند نفی و رد اصول قانون اساسی باشد.

البته حتما نقد جدی بر بعض بیانات و مواضع ایشان همچنان پا بر جاست و از جمله نقدی که بر همین آخرین سخنرانی ایشان وارد است، اما به این معنا نیست که الزاما، چون حسن روحانی سخنان جامعه محوری بر زبان رانده، پس محبوب‌تر و صادق‌تر است. لذا بنای این نگارش، تشکیک در نیت جناب حسن روحانی است.

۲. کدام رفراندوم؟ آنچه از رفراندوم به صورت عام و مفهومی می‌شناسیم، می‌تواند بسیار گسترده‌تر از آن چیزی باشد که در اصول قانون اساسی و از جمله در اصل ۵۹ آمده است. روشن است آن رفراندومی که جناب روحانی سال‌هاست مانند قضیه کاسبی حصر، تسبیح‌وار با آن ذکر می‌گوید، اشاره روبنایی و تبلیغاتی و نیمه پوپولیستی به اصل ۵۹ قانون اساسی است.

شاید اشتباه کنم و به قضاوت کردن روحانی نزدیک شده باشم و به نیت‌خوانی -که آن را افیون تحلیل می‌دانم- متهم شوم، اما با شناختی که طی این سال‌ها از رییس جمهور بی جریان! یا بهتر است بگویم «نماینده جریان رکود» حاصل شده است، با احتیاط عرض می‌کنم جناب ایشان نه اراده‌ای برای بیان این ادعا و مطالبه دارند و نه اعتقادی.

او هر از چندگاهی وسط سخنانش، تنه‌ای و تلنگری هم به مطالبات عمیق و ساختاری جامعه می‌زند و اندکی اذهان آزادی‌خواهانه بخشی از جامعه را قلقلک می‌دهد وگرنه در کدام مقطع محکم پشت این مطالبه را گرفته است و تا کجا پیش رفته است، جز اینکه با احتیاط و به صورت درٍگوشی با میکروفن‌اش راز نیاز کرده باشد؟

مگر نه اینکه خود ایشان دومین مقام اجرایی کشور و رییس جمهور ایران بوده است؟ کدام اصرار، پایمردی و پیگیری در مقوله رفع حصر یا مطالبه رفراندوم حتی در تراز اصل ۵۹ را از او شاهد بوده‌ایم؟ پس به طور کلی نباید سخنان انتخاباتی و گعده‌ای جناب روحانی را جدی گرفت.

۳. لُب کلام را مهندس میرحسین موسوی بر زبان راند و در راهکار‌های سه گانه خود، با برداشت و درکی که از شرایط عمومی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی ایران دارد، مانیفست کلی خود را بر روی دایره گذاشته است.

۴. می‌توان گفت، در خصوص استفاده از رفراندوم فقط شکلاً و نه صادقانه، پیشنهاد حسن روحانی، به موضع سید محمد خاتمی (مصرح در بیانیه) نزدیک است. تفاوت، اما در این است که، چون وسط بازهای سیاست ایران، در یک همه‌پرسی واقعی، از مردم «نه» بزرگی دریافت می‌کنند، باید نسبت به اظهارات آنها احتیاط کرد و نباید دوبار از یک سوراخ گزیده شویم.

به انتخابات مجلس دوازدهم نزدیک می‌شویم، باید دید چه سیگنال‌هایی از هسته مرکزی قدرت به بیرون مخابره می‌شود و اینکه دود سفید از مقر قدرت مشاهده خواهد شد؟!

با تجربه و شناختی که از این بازار شام داریم، باید گفت، امیدی به بهبود نیست و اگر درب بر پاشنه سال‌های ۹۸ و ۱۴۰۰ بچرخد، باید منتظر خروش جامعه به هر بهانه جدیددیگری بود، خیزشی شدیدتر و ویرانگرتر از آبان ۹۸ و جنبش مهسا....

توضیح: به دلیل ظرفیت تلگرام، یادداشت جاری کوتاه و خلاصه شده است، اصل یادداشت را در دیدارنیوز بخوانید

https://t.me/sfandiar_abdolahi

This comment was minimized by the moderator on the site

همه ‎پرسی و جایگاه آن در امر تصمیم‌سازی و تقنین در جوامع مردم‌سالار!

مصطفی قهرمانی

منبع: انصاف‌نیوز

بنابه به گزارش انصاف نیوز حسن روحانی «همه‌پرسی» را بر «انتخابات» مقدم می‌داند! همه‌پرسی و انتخابات دو رویکرد کلان تعبیه شده در قانون اساسی و نمادهای بارز جمهوریت نظام می‌باشند. معرفی همه‌پرسی به عنوان راه‌حل عبور از بحران توسط شیخ دیپلمات حسن روحانی تحت شرایط کنونی امّا بسیار تعجب‌برانگیز و ثقیل‌الفهم است.

«شورای میانه‌روها» و حسن روحانی امّا باید با شعار راهبردی «ممکن ساختن انتخابات حداکثری ۱۴۰۲» به مثابه کف مطالبات خود کارزار انتخابی را آغاز کنند. آن‌وقت این حاکمیت و قوۀ عاقلۀ آن است که باید به این گام مصلحانه و بافراست نیروی مخالفِ هنوز وفادار به چهارچوب حقوقی نظام با اقدامات مقتضی پاسخ دهد. با مشارکت حداکثری در انتخابات پیش رو عبور از بحران موجود یقیناً ممکن خواهد بود.

«همه‌پرسی» یا رفراندوم امّا یک ابزار حقوقی کلان تصمیم‌سازی و قانون‌گذاری «دمکراسی مستقیم» در جوامع مردم‌سالار برای موقعیت‌های نادر در شرایط ناملتهب و جهت پاسح‌گویی به پرسش‌های ملموس و مرتبط با زندگی روزمرۀ آنان می‌باشد، و نه آن‌طور که توسط حسن روحانی پیشنهاد گردیده است در رابطه با مسایل و معضلات در سیاست داخلی، سیاست خارجی و اقتصاد، حوزه‌هایی تخصصی که شهروندان عادی بدون کمک احزاب و کارشناسان توان پاسخ‌گویی به جهت‌گیری‌های کلان در این حوزه‌ها را به‌هیچ‌وجه دارا نمی‌باشند. آماده ساختن جامعه جهت پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها اما به شرایط آرام و ناملتهب و یک جامعه مدنی فعال و احزاب سیاسی کارآمد نیاز دارد.

این که اصل ۵۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‌پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد، را پیش‌بینی‌ و در نظرگرفته است مترتب به مراتب و مشروط به شرایطی است که جامعه ما در حال حاضر متأسفانه از آن بسیار دور است.

نحوه استفاده بهینه از این ابزار را در کشور سوئیس که از قرن ۱۳ میلادی سنت مشارکت و دمکراسی مستقیم از طریق همه‌پرسی را در تمامی سطوح محلی، استانی و ملی بکار می‌گیرد می‌توان مطالعه کرد. به عنوان مثال در سال ۱۹۷۱ حق رأی عمومی برای زنان از همین طریق در این کشور فدراتیو برقرار گردید.
عدم استفاده بهینه چه به لحاظ زمانی و چه از نقطه‌نظر حوزه کاربرد از ابزار حقوقی «همه‌پرسی» و یا حتی سوء استفاده از آن به‌عنوان یک «گرز تبلیغاتی و یک شمشیر داموکلس» جهت مجاب کردن حاکمیت و نیروهای تمامیت‌خواه تشکیل‌دهنده آن امّا یک خطای تاکتیکی محض و غیرقابل‌توجیه است. در شرایطی که امکان شکل‌گیری و تحقق این مطالبه وجود ندارد نام‌بردن از آن به عنوان یک شعار انتخاباتی یعنی پذیرش پیشاپیش یک شکست محتوم و سوزاندن یک کارت بازی دیگر است.

امّا آنچه را که در شرایط کنونی می‌توان حتماً توصیه و تأئید کرد تقدم «انتخابات» بر «همه‌پرسی» است. انجام انتخابات سالم و قانونی بالاترین هنر سیاست و مدیران ارشد و رهبران سیاسی در جوامع شهروندی است. ناتوانی سیاست و سیاسیون را نمی‌توان با ابزار «همه‌پرسی» ترمیم و یا جایگزین کرد. همه‌پرسی به‌عنوان یک راهکار و ابزار قانون‌گذاری و دمکراسی مستقیم در عرض سیاست معمول و غیرمستقیم از طریق انتخابات نیست بلکه در طول آن و مکمل آن است.

فراموش نکنیم در نخستین تجربه ایرانیان با مقوله همه‌پرسی در انقلاب ایران نيز ابتدا تغییر بود و بعد تأئید و توشیح مردم به وسیله مشارکت در رفراندوم!

با تهدید رژیم گذشته به انجام تغییر و براندازی حکومت از طریق رفراندوم این تغییر یقیناً میسر نمی‌گردید. هیچ حکومتی یقیناً اجازه برگزاری یک همچون کارزاری را برای خلع‌ید از خود از طریق برگزاری همه‌پرسی را نخواهد داد. در انقلاب ایران تعین و تجسم اراده ملی تحت رهبری آیت‌الله خمینی و دیگر هادیان و کنش‌گران ارشد سیاسی بود که تغییر را ممکن گردانید. همه‌پرسی در ۱۲فروردین ۱۳۵۸ تنها به تصمیمی مشروعیت حقوقی بخشید که پیش از آن بارها در تظاهرات میلیونی مردم اعلان و تائید شده بود.

متن کامل را از طریق لینک زیر مشاهده نمایید

http://www.ensafnews.com/413293

This comment was minimized by the moderator on the site

پناهیان: الآن مردم ما تا حدی هوشیاری دارند؛ مثلاً کسی بگوید «رفراندوم!» مردم می‌گویند «این حرف‌ها به تو نمی‌آید»

پ.نوشت
اين همه ترس از رفراندوم برای چیست؟

مگر نمیگید مردم انقلابشان را دوست دارند و به مسؤلان اعتماد دارند این گوی و اين ميدان!

آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است

رفراندوم پیشکش

یک نظر سنجی یک مجوز تجمع صادر کنید تا دشمنانتان را سیه روی کنید!!!!!

نمی دانم چرا اینقدر به رفراندوم آلرژی دارند حسن روحانی هم خوب پاشنه آشیل اینها را فهمیده هر از چندی اين را پیشنهاد می دهد حضرات بجای اینکه راه حلی بدهند مردم را قانع کنند عصبانی می شوند شروع به دادو بیداد می کنند
بقول مولوی

کس به زیر دم خر خاری نهد
خر نداند دفع آن بر می‌جهد

بر جهد وان خار محکم‌تر زند
عاقلی باید که خاری برکند

????@iranema1944

This comment was minimized by the moderator on the site

نسل دهه هشتاد تبعیض را نمی‌پذیرد/ شاید برگزاری رفراندوم بتواند کمکی به بهتر شدن اوضاع کند

پروانه سلحشوری، نماینده سابق مجلس:

جوانان دهه هشتادی، نسل سر به زیر و اطاعت‌جویی مثل دهه شصتی‌ها نیستند. حالا شاید دهه شصتی‌ها توسط پدر و مادرهایشان وابستگی‌هایی به انقلاب داشتند، اما دهه هشتادی‌ها تغییر کرده‌اند و مثل آنها نیستند.

می‌گوییم ایران در حال شبیه شدن به کره شمالی است، ولی نه، واقعاً کره شمالی هم مثل ما نیست. کره شمالی حداقل در نوع پوشش و زندگی مردم تا این حد دخالت ندارد و آن‌ها دیگر بحثی به نام حجاب را ندارند.

مشکل کشور ما، مشکلی ساختاری است و با عوض شدن افراد تغییری نخواهد کرد. اگر حاکمیت تن به تغییرات ساختاری مثل رفراندوم دهد، شاید اوضاع بهتر شود. با برگزاری رفراندوم می‌شود تا حدی امیدوار بود که بتوان تغییرات ایجاد کرد، وگرنه به باور من، کار دیگری نمی‌توان کرد. الان اقتصاد در آستانه فروپاشی است و رابطه دولت و ملت تقریباً قطع است و از طرفی، اوضاع اجتماعی هم همین‌طور است./رویداد۲۴

پژواک لرستان انعکاس صدای مردم

???? @pejvaklorestan

This comment was minimized by the moderator on the site

خودمان زمامدار امت را انتخاب می‌کنیم

"ما خودمان زمامدار امت را در عصر غیبت امام زمان انتخاب می‌کنیم. ما برای ادارۀ امور اجتماعی خود کسی را انتخاب می‌کنیم و سمت زمامداری را ما به او می‌دهیم. این عهد الهی نیست... این ما هستیم که زمامدار را در هر درجه‌ای که باشد، انتخاب می‌کنیم، از کسانی که مسئولیت‌های محلی را برعهده دارند تا کسانی که می‌خواهند مسئولیت امت اسلام را برعهده بگیرند. این‌ها دارندگان عهد خدا نیستند، این‌ها دارندگان عهد ما هستند. بین ما و آن‌ها یک نوع رابطه از طریق خود ما برقرار شده‌است. قرار نیست عهد خدا به این‌ها برسد."

سیاست بهشتی، ص ۹۰
موسسه مطالعات اسلامی و علوم انسانی اندیشه بهشتی

@AndisheBeheshti

This comment was minimized by the moderator on the site

اصول "والی" و "قطب‌جد" در قانون اساسی؟

اکبر اعلمی
در قرآن چهار حرف وجود دارد که نوشته می‌شود ولی خوانده نمی‌شود و یا بجای آن، حرف دیگری خوانده می‌شود، تو گویی که چنین حروفی اساسا وجود ندارند.
این حروف عبارتند از: (واو- الف- لام- ی) که برای سهولت در یادگیری به این حروف، والی گفته می‌شود. مانند حرف "و" در (صَلوةَ)، حرف "ا" در (آمنوا)، حرف "ل" در (الصمد) و حرف "ی" در (عیسی)

در قانون اساسی ج.ا.ایران هم اصولی وجود دارد که نوشته می‌شود اما خوانده و اجرا نمی‌شوند و یا بگونه دیگری خوانده می‌شوند، مانند:
کرامت و ارزش والای انسان(صل۲)؛
نفی هرگونه ستمگری، ستمکشی و سلطه‌گری و سلطه‌کشی، تامین قسط و عدل(اصل۳)؛
رجل سیاسی(اصل۱۱۵)؛
آموزش و پرورش رایگان(صول۳ و ۳۰)؛
محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی(اصل۳)؛
تامین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی(اصل۳)؛
مشارکت عامه در تعیین سرنوشتش(اصل۳)؛
رفع تبعیضات ناروا(اصل۳)؛
ایجاد نظام اداری صحیح(اصل۳)؛
ایجاد امنیت قضایی عادلانه و تساوی عموم در برابر قانون(اصل۳)؛
اداره امور کشور با اتکاء به آرای عمومی(اصل۶)؛
حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود(اصل۵۶)؛
حقوق مساوی همه اقوام(اصول۱۵ و ۱۹)؛
آزادی بیان، مطبوعات، احزاب و گروهها و تشکیل اجتماعات و راه‌پیمایی‌ها(اصول۲۴، ۲۶ ۲۷، ۲۹ و ۱۷۵)؛
ریشه‌کن کردن فقر و محروميت(اصل۳)؛
مصادره ثروت‌های نامشروع(اصل۴۹)؛
حق انتخاب شدن و انتخاب کردن آزاد(اصول۶ و ۶۲)؛
همه‌پرسی(اصل ۵۹)؛
جرم سیاسی(اصل۱۶۸)؛
قانون از کجا آورده‌ای(اصل۴۹)؛
تامین مسکن متناسب با نیاز برای هر فرد و خانواده ایرانی و ایجاد اشتغال برای همه افراد در شرایط مساوی، توسط حکومت(اصول ۳۱ و ۲۸)؛
یکسان بودن در برابر قانون(اصل۱۰۷)

همچنین حروف دیگری نیز هستند که به آنها «حروف قلقله» می‌گویند و عبارتند از: (ق - ط - ب - ج- د) و برای فراگیری آسان با عنوان اختصاری «قُطب جَد» شهرت دارد.
این حروف برخلاف سایر حروف که هنگام تلفظ، صفت استفال و پستی و دور شدن ریشه زبان از کام دارند، دارای صفت قلقله و استعلا بوده و در حالت سکون نسبت به حروف دیگر چیرگی و برتری دارند و صدای آنها بصورت کاملا آشکار و آزاد از مخرجش ادا می‌شود.
در قانون اساسی ما هم اصولی وجود دارند که مربوط به وظایف و اختیارات حکومت است و در حین تلفظ برخلاف اصول مربوط به ملت که دارای صفت استفال و پست است، صدایشان دارای قلقله و استعلا بوده و در حالت سکون و غیرسکون کاملا رسا و آشکار شنیده می‌شود.

ضمنا اصول دیگری هم هستند که در قانون اساسی نوشته نمی‌شوند اما با صدای رسا و گاهی بجای اصول دیگر خوانده می‌شود، مانند؛ «شورای عالی انقلاب فرهنگی»، «حکم حکومتی»، «شورای عالی فضای مجازی»، «هیات عالی حل اختلاف و تنظیم قوای سه‌گانه»، «هیات عالی نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام» و «شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا»

باتوجه به تعداد زیاد اصول یاد شده فقط مانده‌ایم که برای سهولت یادگیری آنها را چگونه باختصار بخوانیم!؟

@yaser_arab57

This comment was minimized by the moderator on the site

اشتهای سیری ناپذیر!

همان زمانی که از دوران پسا آیت‌الله خمینی،
شاگردان و یاران آقای مصباح یزدی در تنگه‌های‌ مهم حاکمیت دخالت و ورود داده شدند و تا زمانی که به صراحت و علنی از آیت‌الله مصباح به عنوان جایگزین مطهری نام برده و تئوریسین نظام شمرده شد، این نگرانی وجود داشت که چگونه می‌توان میان نظرات مطهری مثلا در کتاب "پیرامون جمهوری اسلامی" با نظرات مصباح همگونی برقرار کرد و رابطه آلترناتیوی مشخص کرد؟!
برخی ممکن است پابوسی معروف را موثر بدانند؛ اما فقط این نیست و تا تطبیق اندیشه رهبر پسا خمینی با نظرات آقای مصباح نباشد نمی‌توان چک سفید امضا در دست وی و موسسه تحت اختیار او داد.
وقتی گروه گروه سرداران، افسران و درجه‌داران سپاه به موسسه امام خمینی آقای مصباح می‌آمدند تا ایدئولوژیک شوند! گویا آغاز ماجرای ورود طیف آقای مصباح در مصادر انتصابی بود اما با حضور احمدی نژاد در پاستور، آغوش نهادهای انتخابی به سوی این تفکر و مدیرانش گشوده‌تر و میخ کوبیدتر شد.
اما امروزه وضعیت قابل مقایسه با سال‌های قبل نیست این سفره آماده پس از انقلاب در حوزه‌های مختلف رسانه، سیاست داخلی و خارجی، تقنین، امنیتی و فرهنگی در تسخیر جبهه پایداری است و سرعت نفوذ آن روز افزون شده و با تز انقلابی جوان و دولت انقلابی روز به روز ضعف را در سراسر شبکه مدیریتی تزریق می‌کند و چنان آش آن شور شده که صدای اصولگرایان نیز در آمده است. این جماعت، در مجلس، ناکارآمدی خود در گشایش‌های اقتصادی را، با طرح‌هایی در باب حجاب و گیسوان بانوان وطن تلافی می‌کنند!
در یک نگاه دم دستی فقط به حوزه رسانه، شبکه افق سیما برایشان کافی نبود و افزایش نفوذ به دیگر شبکه‌ها رشد سریع داشت و دارد و به همین موازات، مانند دیگر حوزه‌های اقتصادی و سیاسی، زیر ضربه قرار دادن دیگر مراکز فرهنگی نیم بند غیر همسو نیز در دستور کار است.
چنانکه حسین جلالی مسئول سابق دفتر آقای مصباح و نماینده فعلی مجلس، اخیرا طی نطقی، مراکزی در قم مانند مجمع محققین و مدرسین، موسسه مفتاح الکرامه، فهیم، و مهدی نصیری،... و هم چنین مرجعیت آیت‌الله سیدجواد علوی بروجردی و سایت شفقنا متعلق به بیت آیت‌الله سیستانی و جماران متعلق به بیت آیت‌الله خمینی را متهم کرده که در حال توطئه علیه اسلام و نظام هستند!
ساده اندیشی است که ندانیم جماعت جبهه پایداری این چنین بی‌محابا در حذف رقبا و جایگزین کردن ضعفا در مصادر، چه بلائی بر سر این ملک و مملکت خواهند آورد.
این طبیعت انحصار‌طلبی و اشتهای سیری ناپذیری است که قدرت عریان در پی دارد اما پشتوانه این گشاده دستی در نفوذ این جماعت در تمام مصادر، چه مکانیزمی است؟!
شاید در میان تمامی عناصر دخیل در این گشاده دستی، انتشار این دست توصیفات آقای مصباح حائز اهمیت باشد که جلالی در تلویزیون گفته:
"آیت‌الله مصباح به صراحت می‌فرمودند، پس از ائمه معصومین، فردی به جامعیت آیت‌الله خامنه‌ای ندیدم."

@lotfi_mojtaba

This comment was minimized by the moderator on the site

آیت‌الله منتظری:

«مردم همان‌گونه که پایه‌گذار این نظام بودند و به آن رأی دادند، اصلاح ساختار سیاسی و قانونی آن نیز حق آنان می‎باشد، و هیچ قدرتی حق ندارد این حق مشروع را از آنان سلب نماید.»

(دیدگاهها ، جلد ۱، ص ۳۳۴)
۱۷ دی ماه ۱۳۷۹

This comment was minimized by the moderator on the site

شهید مطهری : اگر می‌خواهید جامعه‌ای رشید داشته باشید بگذارید تا مردم آزادانه انتخاب کنند ولو اینکه اشتباه انتخاب کنند.

This comment was minimized by the moderator on the site

تفاوت انتخابات با رفراندوم

صحبت کوتاه امروز رهبری درباره رفراندوم به قدری بحث‌برانگیز است که گمان می‌کنم به زودی در صدد توضیح آن برآیند، حالا یا مستقیم توسط خودشان و یا توسط افرادی که در این باره توجیه شده‌اند.

اما از خیل مباحث حقوقی و سیاسی و فلسفی و فکت‌های تاریخی که می‌توان در این باره گفت، به یک نکته کوچک اما مهم می‌پردازم.

اگر در این یکی دو دقیقه سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، کلمه رفراندوم را برداریم و جای آن انتخابات بگذاریم، خللی در منطق بحث ایجاد نمی‌شود.. ما بیش از چهل سال است که نه هر شش ماه که تقریبن هر سال انتخابات داریم. با این حساب کشور معطل انتخاب مردمی می‌شود که بسیاری‌شان تحلیل دقیقی هم ندارند. پس چرا انتخابات رد نمی‌شود ولی رفراندوم رد می‌شود؟

ابهام و پرسش مهمی که پاسخ روشن می‌طلبد همین جاست.

رفراندوم، رای‌گیری برای حل مسائل مشخص است و انتخابات، رای‌گیری برای انتخاب افراد.
گویی جابجایی افراد بر اساس رای مردم تا جایی که منجر به تغییر هماهنگ نشده سیاست‌ها نباشد، ایرادی ندارد. به بیان دیگر انتخابات، راهی برای انتخاب مجریان سیاست‌های از پیش تعیین شده است و نه انتخاب از بین برنامه‌ها و سیاست‌هایی که می‌توانند تفاوت بنیادین داشته باشند.
اما رفراندوم چون وارد محتوا می‌شود، ایراد دارد!

البته انتخابات خوب هم انتخاباتی است که بتواند منویات اکثریت رای‌دهندگان را از طریق کسانی که رای آورده‌اند به پیش ببرد ولی وقتی با ابزار شورای نگهبان این معنا از انتخابات به شدت مخدوش شده است، رفراندوم تنها راه قانونی و مدنی جهت باز کردن راهی برای مردم است که صریحا نظرشان را درباره "مسائل" مهمی که سرنوشت‌شان را رقم زده بیان کنند به جای انتخاب "افراد" که سرنوشت سیاسی خودشان هم دست شورای نگهبان است.

#هبوط_ناتمام
#حسین_نورانی‌نژاد
✅ @hosseinnoorani

This comment was minimized by the moderator on the site

آقای روحانی! با شما بودند، پاسخ بدهید!

✍️مهدی نصیری

به نظر می رسد اظهارات دیروز رهبری در دیدار با دانشجویان در مورد رد رفراندم پاسخ به سخنان سه هفته پیش آقای روحانی بود که گفته بود:
« راه حل مشکلات پیچیده کشور فقط اصل ۵۹ قانون اساسی است. اگر یک مساله پیچیده هست، دائم به هم می‌پیچیم، این به آن می‌گوید، او به این می‌گوید، این از آن انتقاد می‌کند، او از این انتقاد می‌کند، راه حلی جز اصل ۵۹ قانون اساسی وجود ندارد. مگر ما به ۱۲ فروردین افتخار نمی‌کنیم؟ مگر ما به قانون اساسی افتخار نمی‌کنیم؟ قانون اساسی با چه تثبیت و نهایی شد؟ با رفراندوم، با رای مردم.»

به نظرم لازم است آقای روحانی وارد گفتگو با رهبری شده و به اظهارات ایشان جواب بدهد. و البته اکتفای به این موضوع نکرده و در باره دیگر موضوعات نیز حرف بزند. از جمله برجام که چگونه جریانهایی مانع به ثمر رسیدن آن شدند و میلیاردها دلار به کشور خسارت زدند و اکنون با حقارت به دنبال همان برجام هستند اما آمریکا و غرب در موضعی برتر به آنها اعتنا نمیکنند.

همچنین جا دارد در باره روابط پایدار با عربستان که در زمره برنامه های همه دولتهای پیشین بوده، با رهبری حرف بزند و توضیح دهد که چگونه توسط شاخه نظامی سیاست خارجی جمهوری اسلامی با آن مخالفت شد و چه خسارتهای جانی و مالی که بر ایران و منطقه و یمن تحمیل نشد، اما در دولت جدید وقتی در شرایط استیصال سیاسی و اقتصادی قرار گرفتند با اولتیماتوم و اتمام حجت دولت چین، دست دوستی به سوی عربستان دراز کردند.

لازم است آقای روحانی در این باره هم با رهبری سخن بگوید که مشکلات اقتصادی کشور راه حل سیاسی بخصوص تغییر در سیاست خارجی دارد و تا وقتی ایران به جامعه بین المللی و نرمها و قواعد آن برنگردد و دست از ماجراجویی منطقه ای برندارد و در سودای ابرقدرت منطقه ای شدن با وجود اقتصادی ضعیف و فقدان انسجام ملی و تعطیلی مردم سالاری باشد، رشد تولید و مهار تورم شعاری بیش نیست.
سکوت آقای روحانی و دولتمردان سابق در قبال حکمرانی ضعیف و غیرمردمی کنونی که آینده ایران را با خطراتی بسیار اساسی مواجه کرده، هیچ توجیه شرعی وعرفی ندارد. نسل امروز و آینده، محافظه کاری بسیاری از نخبگان روحانی و دانشگاهی را در برابر وضعیت کنونی کشور که البته محصول سالها حکمرانی شعاری و بدون قاعده بوده، نخواهد بخشید.

هم آیت الله خمینی، هم آیت الله خامنه ای و هم دکتر روحانی در سخنرانی های قبل از انقلاب برای ارائه تصویری دموکراتیک از حکومت دینی و جلب مردم، به این واقعه تاریخی استناد کرده اند که روزی خلیفه دوم در مسجد خطاب به مردم گفت: اگر روزی من پایم را کج گذاشتم، شما چه خواهید کرد؟ عربی از میان برخاست و گفت: جناب خلیفه! با این شمشیر کج راستت خواهیم کرد و خلیفه از این همه حریت در میان مسلمین ابراز خرسندی کرد.
پیامبر ص هم فرمود: اگر در جامعه اسلامی، بدعتها و حرامهایی به نام دین ظاهر شود اما عالمان دینی در برابر آن روشنگری نکنند، لعنت خدا بر آنها باد.

با این وجود سکوت بسیاری از روحانیون و مقامات سابق در برابر این همه جفا به مردم و ایران و دین خدا به نام حکومت دینی چه توجیهی دارد؟ ترس از زندان و حصر و شکنجه و ....؟ آیا آقای روحانی از تهدیدی که باری از سوی جمعی از انقلابیون شد و به مرگ در استخر حواله داده شد، نگران است؟ خب گیریم که این تهدیدها عملی شود، آیا ترس از مال و موقعیت و جان در شرایطی که خطری اساسی متوجه کیان کشور و دین باشد، به ویژه برای روحانیت دلیل موجهی برای سکوت است؟!

آقای روحانی! مشهورست که آیت الله خمینی ابتداء در پاریس از حکومت اسلامی صحبت میکرده و این شما و شهیدان بهشتی و مطهری بودید که به ایشان متذکر شدید که دنیای امروز چنین حکومتی را بر نمی تابد و باید در ساختاری جمهوری و مبتنی بر انتخابات و رفراندوم حکومت کرد و این پیشنهاد مورد قبول آقای خمینی واقع میشود.حال آیا الان شاهد نیستید که آخرین میخها بر تابوت مردم سالاری در حال کوبیده شدن است و سخنان دیروز رهبری فصل الختام جمهوریت بود؟

آقای روحانی و دیگر روحانیون محترم! سکوت را بشکنید و با رهبری وارد گفتگو شوید. این قدر محافظه کاری زیبنده انسانهای دیندار و آزاده نیست. شما روحانیون با طرح شعار «هیهات منا الذله» امام حسین ع قرنها کسب وجاهت و آبرو از مردم کردید و امروز که حکومت به دست روحانیت افتاده سزاوار نیست در برابر بدعتها و مظالم و ام المفاسد که استبداد است سکوت کنید. باید متوجه باشید که اگر روحانیت امروز جانب مردم را نگیرد، این خطر وجود دارد که طومار محبوبیت و تاثیرش برای همیشه درهم پیچیده شود.

بالاترین خطرِ با مردم همراه شدن، مرگ است اما مگر خون روحانیون از خون صدها دختر و پسر رعنایی که در جنبش زن، زندگی، آزادی بر زمین ریخته شد، رنگین تر است؟!
@nasiri1342238

This comment was minimized by the moderator on the site

مناقشهٔ رفراندوم

برگزاری رفراندوم در دموکراسی‌های نهادینه‌شده بر سر مسائلی که نظر دقیق اکثریت مردم از راه‌های دیگر قابل احراز نیست، امری معمول است.
در واقع مراجعه به آراء عمومی به طور مستقیم یا همان برگزاری همه‌پرسی برای تصمیم‌گیری در بارهٔ مسائل مهم یا حساس، مبتنی بر نظریه‌ای است که طبق آن هر تصمیم و قانونی، مشروعیتش را از رأی و رضایت اکثریت مردم به دست می‌آورد.
در کشور ما اما اصل این نظریه مورد مناقشهٔ حکومت است و بعد از گذشت 44 سال از عمر جمهوری اسلامی هنوز جایگاه آراء مردم در مشروعیت بخشی به قوانین همچنان مبهم مانده و این موضوع بنیادی مورد رد یا قبول صریح کلیت نظام قرار نگرفته است.
برغم این، نهادهای حاکم مدعی‌اند که تمام سیاست‌ها و قوانین جاری از حمایت اکثریت مردم برخوردار است، اما حاضر به راستی‌آزمایی این ادعا نیستند.
در واقع مراجعهٔ مستقیم به آراء عمومی و برگزاری رفراندوم ‌شفاف‌ترین و قطعی‌ترین شیوه و ابزار راستی‌آزمایی ادعای فوق و احراز نظر اکثریت مردم در بارهٔ یک موضوع است.
با این حساب، بحث رفراندوم در کشور ما نه در قالب بحثی حقوقی برای نوعی قانونگذاری بلکه به صورت وسیله‌ای برای به چالش کشیدن ادعای حکومت در مورد پشتیانی اکثریت مردم از سیاست‌ها، قوانین و شیوهٔ حکمرانی‌اش در آمده است.
به هر حال، حرف منتقدان و مخالفان سیاست‌های جاری کشور این است که مثلاً وقتی حکومت مدعی است که اکثریت مردم از حجاب اجباری حمایت می‌کنند اما شواهد عینی و نظرسنجی‌ها خلاف این را نشان می‌دهند، چه راهی بهتر از مراجعه به آراء عمومی تا نتیجهٔ آن فیصله‌بخش این منازعه شود.
قاعدتاً وقتی در چنین موضوعاتی با رافراندوم مخالفت می‌شود، ادعای حمایت اکثریت مردم از چنین قوانینی هم بی‌بنیان و دلیل می‌شود.

#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad

This comment was minimized by the moderator on the site

همه پرسی
بیست و نه فروردین امسال، مقام رهبری در دیدار با دانشجویان، مطالب برخی از آنان را شنید و پاسخ هایی هم به آنها ارائه نمود. بهتر این است که این برنامه به صورت گفت و شنود مستقیم با خبرنگاران انجام شود. گفتگوی اقشار مختلف مردم، بویژه خبرنگاران و نمایندگان رسانه های گروهی، که به نوعی واسطه ی حاکمیت و مردم تلقی می شوند و در دنیای امروز نقش بسیار مهمی در روشن کردن افکار عمومی دارند، نباید به صورت یک خط قرمز و به اصطلاح امروز "تابو" پذیرفته شود. گفت و شنود مستقیم مردم با رهبران، شیوه ی معصومین(ع) بوده است. القاء یک طرفه ی مطالب، حتی در مورد خداوند متعال هم پذیرفته نیست:
فرشتگان الهی، که مأمور عذاب قوم حضرت لوط(ع) بودند، نزد ابراهیم(ع) آمدند. ابراهیم(ع) ابتدا از آنان ترسید. اما بعد که به او بشارت فرزندی را دادند و ترسش بر طرف شد، در باره ی قوم حضرت لوط(ع) با خدا مجادله کرد:
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَىٰ يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ؛ هنگامی که ترس ابراهیم فرو نشست، و بشارت به او رسید، درباره قوم لوط با ما مجادله می‌کرد...
ایشان در پاسخ به یکی از دانشجویان اظهار داشتند:
"برخلاف آنچه بیان شد که «باید از روز اول درباره مسائل مختلف رفراندوم برگزار می‌کردیم تا حساست به وجود نیاید»، مسائل مختلف کشور قابل رفراندوم نیست؛ زیرا هر رفراندوم شش ماه همه کشور را درگیر می‌کند. ضمن اینکه در کجای دنیا برای همه مسائل رفراندوم برگزار می‌کنند؟"
این بیان چند اشکال مهم دارد و قابل پذیرش نیست:
1 - با نص قانون اساسی ناسازگار است. طبق اصل پنجاه و نه قانون اساسی:
در مسائل بسیار مهم اقتصادی, سیاسی, اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرا مردم صورت گیرد. در خواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.
تمامی آحاد ملت، اعم از رهبر و دیگران، باید ملتزم به قانون اساسی باشند، چرا که قانون اساسی میثاقی است بین حاکم و مردم. در آیه ی پنج سوره ی مائده می خوانیم:
يأيهَا الَّذينَ ءَامَنوا أَوفوا بِالعُقودِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، به پیمان ها وفا کنید.
و نیز در روایت آمده است:
المُؤمِنُونَ عِندَ شُرُوطِهِم؛ مومنین باید ملتزم به قرار های خود باشند.
بنابراین حتی اگر خود رسول الله(ص) هم حاکم باشد و چنین میثاقی با مردم بسته باشد، باید به آن وفا کند.
2 – "هر رفراندمی شش ماه کشور را درگیر خود می کند". این بیان از کسی که بر جزئیات امور کشور و محرمانه ترین اطلاعات آن اشراف دارد، عجیب است. بیش از هفت ماه است کشور درگیر یک مسئله است. "مجازات افراد بی حجاب" اول گفته باشم. معتقدم حجاب حکم شرعی، واجب و بر همه ی مکلفین رعایت آن لازم و عدم رعایت آن گناه است. بحث لزوم یا وجوب آن نیست؛ بلکه بحث، ورود حکومت و مجازات زنان بی حجاب است. بله؛ نیازی به بیان نیست که در این هفت ماه بر کشور چه گذشته است. صد ها نفر جان خود را از دست داده اند. چه از موافقین و چه از مخالفین، مهم نیست. صد ها نفر از جوانان این کشور فدای این بحث شده اند. چه کینه ها و نفرت هایی بین گروه های مختلف مردم ایجاد شده است. چه بهانه هایی به دست دشمنان خارجی داده شده است. دشمنانی که در پی فرصت برای انتقام از انقلابند. هنوز هم آینده ی این اختلاف معلوم نیست. آیا چنین درگیری به نفع کشور است، یا شش ماه بحث مطبوعات و مجامع دینی، سیاسی، اجتماعی، علمی، دانشگاهی و فرهنگی و سپس مراجعه به صندوق آراء و حل مشکل؟ بسیار بعید است کسی جوابی غیر از رجحان رفراندم به این سؤال بدهد.
3 – "مگر همه ی مردمی که در رفراندم باید شرکت کنند و شرکت می کنند امکان تحلیل آن مسئله را دارند"
این بخش از بیانات، در سایت رهبری حذف شده است. این نشانه ی مثبتی است؛ چرا که بیان چنین مطلبی ایراد اساسی دارد.
مردم حاکم بر سرنوشت خود هستند. چه مردمی که تحلیل داشته باشند یا نداشته باشند. به قول مرحوم امام خمینی در دیدار با اعضای خبرگان قانون اساسی:
"شما آن مسیری را که ملت گفته بروید، ولو به ضرر خودشان باشد، خوب باشد؛ ملت می خواهد این کار را بکند."
علاوه بر این که اگر مردم بخواهند کاری بکنند، کسی حق و مشروعیت عمل بر خلاف خواسته ی آنها را ندارد، تجربه نشان داده است که میانگین خطای مردم از میانگین خطای حاکمان کمتر بوده است. چنانچه امام علی(ع) فرموده است:
و الْزَموا السَّوادَ الأعْظَمَ ، فإنَّ يَدَ اللّه ِ مَع الجَماعةِ؛ با اكثريت جامعه همراه شويد ؛ زيرا دست خدا با جماعت است .
ملت به خواسته ی خود خواهد رسید، چه بخواهیم چه نخواهیم، مقاومت در برابر رفراندم و تشخیص خواست مردم، فقط باعث افزایش هزینه و تلفات می شود.

https://www.instagram.com/alireza_feiz_meshkini/
https://t.me/fazemeshkini
http://eitaa.com/Alirezafeiz

This comment was minimized by the moderator on the site

مبنای رفراندوم، کشف حقیقت نیست بلکه اِعمال حق سرنوشت است!

مهدی نصیری

شاید اغلب افراد دلیل اعتبار رأی اکثریت و جمهوریت را این بدانند که همیشه یا معمولا اکثریت بهتر از اقلیت می فهمد اما بر مبنای دیدگاهی مستند به عقل و قران و سنت و سیره حکومتی نبوی و علوی، دلیل مساله به این برمی گردد که از جانب خداوند به انسانها، آزادی در تعیین حق سرنوشتشان در امر پذیرش یا عدم پذیرش دین و نیز انتخاب نوع حکومت و شیوه حکمرانی و نیز سبک زندگی اعطاء شده است. البته باید اضافه کرد که دین، انسان را در برابر انتخابهایش مسئول دانسته و در صورتی که حقیقتی را بفهمد و از سرلجباری در پذیرش آن حقیقت مقاومت کند، در برابر خداوند در روز رستاخیز(و نه در برابر فرد یا قدرتی در دنیا) مورد سئوال خواهد بود. این نکته نیز واضحست که تضییع حقوق و آزادی دیگران خط قرمز استفاده از این آزادی خدادادی است و این مورد وفاق دین با لیبرالیسم است که باید در روندی دموکراتیک این محدودیتها تبدیل به قانون شود.
خب، وقتی مبنای اعتبار رفراندم را اصل تعیین حق سرنوشت دانستیم و نه کشف حقیقت، در این صورت حتی اگر در مورد یا مواردی اکثریت در فهم حقیقت دچار اشتباه شود، به این اعتبار، آسیبی نمیرساند و کسی نمیتواند این حق را از او سلب کند. البته شاید بتوان از این امر دفاع کرد که در یک جمع بندی، فهم اکثریت نسبت به امور حکمرانی اغلب از فهم یک حاکم مستبد و یا اقلیتی قدرت طلب، به حقیقت نزدیکتر است به خصوص در روزگار کنونی که سطح آگاهی جوامع نسبت به گذشته افزایش داشته است، و به همین دلیل حکومت دموکراسی را بر حکومت استبدادی ترجیح بدهیم اما با این وجود، ارجاع اعتبار رأی اکثریت به اصل تعیین حق سرنوشت، هم در تئوری و هم درعمل از پشتوانه استدلالی محکمتری برخوردارست.
یکی از مزایای ارجاع اعتبار رای اکثریت به اصل تعیین حق سرنوشت اینست که حتی با فرض حضور امام معصوم نیز ضرورت رفراندوم به قوت خود باقی است، چرا که مهمترین دلیل این اعتبار، اصل عقلی و شرعی آزادی و اختیار انسان و حرمت اکراه و تحمیل دین و عقیده است و این آزادی، مشروط به عدم حضور پیامبر یا امام معصوم نیست، و به بیان دیگر پیامبران و امامان هم مجاز به تحمیل دین و نوع حکومت و احکام شرع بر جوامع خود نبوده اند و وظیفه ای جز بلاغ و رساندن دعوت و پیام الهی به مردم نداشته اند.
پیامبر ص از روز اول بعثت تمام تصمیمات جمعی اش را بر اساس اخذ توافق و حمایت جمع (بیعت) انجام می داد و نه بر اساس تصمیم فردی. تعداد قراردادهایی که پیامبر با گروهها و اقوام مختلف منعقد کرد بیش از تعداد جنگهایی بود که یا جنبه دفاعی داشت و یا جنبه آزادیبخشی (با درخواست اکثریتی تحت استبداد اقلیت). او از جانب خداوند به مشورت با مردم برای اخذ تصمیات حکومتی مکلف شده بود(آل عمران/١٥٩). امام علی ع بعد از رحلت پیامبر وقتی اقبال مردم را مساعد ندید، کمترین تلاشی برای بدست گرفتن قدرت نکرد و وقتی هم بعد از قتل عثمان اقبالی بسیار فراگیر برای حاکمیت او فراهم شد، نهایت تلاش خود را برای این که از زیر بار حکومت شانه خالی کند، به کار برد. علی ع به مردمی که برای بیعت هجوم آورده بودند و نزدیک بود او را زیر دست و پای خود له کنند، التماس می کرد که «من نیازی به خلافت و رهبری شما ندارم، پس هر کس را انتخاب کنید، من به آن راضی خواهم بود.» (کامل ابن اثیر، ج ٣، ص ١٩١)
بله بر اساس اعتقادات شیعه، امام علی به عنوان جانشین شایسته پیامبر در روز غدیر به مردم معرفی شد اما این معرفی مانند معرفی اصل اسلام بر اساس تحمیل نبود بلکه مشروط به پذیرش اکثریت مردم بود. امام می گوید: «ما را حقی است که اگر مردم دادند بستانیم و اگر اقبال نکردند ترک شتران سوار شویم و برانیم هر چند شبروی به درازا بیانجامد.» (نهج البلاغه ص ٤٧٢) یعنی هرگز بر سر کسب قدرت و خلافت دست به نزاع و جنگ نمیزنم و خود را بر مردم تحمیل نمیکنم.
وقتی حضرت تصمیم به قبول پیشنهاد و رفراندوم مردم گرفت، در اجتماع مردم حاضر شد و گفت: «ای مردم! آشکارا و با اجازه شما سخن میگویم. این امر خلافت برای شماست و هیچ کس حق خلافت بدون فرمان شما ندارد. ... و من بدون اجازه شما حتی نمی توانم درهمی از بیت المال شما بردارم.» (کامل ابن اثیرج ٣ ص ١٩٣)
بنا بر این بنیاد جمهوریت بر حق خدادادی آزادی انتخاب و تعیین سرنوشت است که خداوند میخواهد در بستری آزاد انسانها به رشد برسند و ارتکاب اشتباه در این میدان و لو آن که بارها اتفاق افتد مانع سلب حق تعیین سرنوشت از انسان و جامعه نمی شود. همچنین اعمال این حق، محدود به هیچ حد و امری نیست و اکثریت حق دارد در باره پذیرش یا عدم پذیرش یک حکومت و نیز تک تک قوانین و تصمیمات آن حکومت به نحو مستقیم و یا غیر مستقیم با وکالت دادن به جمع و نهادی خاص مانند پارلمانهای ملی، رای و نظر بدهد.
@nasiri1342238

This comment was minimized by the moderator on the site

أسئلة و أجوبة

همه دیدیم و خواندیم آنچه مقام رهبری در خصوص پیشنهاد رفراندوم در ایران گفتند و نقدهایی که بر آن نگاشته شد. اما به نظر می‌رسد جملات ایشان بیشتر استفهامی است تا خبری. لذا نگارنده با نقل دقیق هر قسمت، سعی می‌کند پاسخی منطقی به این پرسش‌ها بدهد.

س) کجای دنیا این کار را می‌کنند؟
ج) جسارتاً در بسیاری از نقاط عالم این کار معمول و رایج است. در اروپا و آسیا و آفریقا و آمریکا و استرالیا. از سوئیس گرفته تا شیلی. از فرانسه تا کلمبیا. در کشورهایی که دموکراسی یا دیکتاتوری در آن حاکم است. منحصر به عصر حاضر هم نیست. عرب و عجم در گذشته‌های دور نیز سوابق همه‌پرسی دارند. در سیرۀ نبوی و شیوۀ علوی هم می‌توان مصادیق آن را ذکر کرد. گاهی اوقات هم در حدّ آرزو باقی می‌ماند. سران کشورهای مسلمان بارها لزوم رفراندوم در موضوعاتی را مطرح کرده‌اند؛ اردوغان برای حق حجاب، عمران‌خان برای کشمیر و جناب عالی برای فلسطین. اما متاسفانه این موارد محقق نشد.
اگر شمار رفراندوم‌های ثبت و ضبط شده یا تحقق یافته تا همین امروز را گردآوری کنند بی‌شک عدد آن چهاررقمی خواهد بود. پیشنهاد می‌کنم صاحب‌همّتی دایرة المعارف همه‌پرسی را گردآوری و منتشر کند. به قول علما فواید کثیره دارد.

س) مگر مسائل گوناگون کشور قابل رفراندوم است؟
ج) بله، تقریباً همۀ مسائلی که به نحوی با منافع و مضارّ عمومی مرتبط و در عین حال محل اختلاف است قابل رفراندوم است اما قابلیت، دیگر است و ضرورت و اولویت، دیگر. چه بسا مسائلی قابل همه‌پرسی باشد اما ضرورت و اولویت نداشته باشد. در موارد معدودی هم که به حقوق اشخاص ارتباط می‌یابد رفراندوم چارۀ کار نیست زیرا بیم آن می‌رود که حقوق اقلیت به واسطۀ اکثریت پایمال شود. مثلا همین بحث حجاب اگر به درستی طرح نشود اسباب ندامت خواهد شد؛ برای باحجاب یا بی‌حجاب. فرقی هم ندارد. هم از این رو اندیشمندان مسأله را تحت عنوان حجاب اختیاری منطبق با شرع و عرف و قانون مطرح ساختند تا موجب دوقطبی یا توجیه‌گر مجازات و سلب حقوق عده‌ای نشود. در عوض به‌جاست نخبگان و هنرمندان در نسبتِ پوشش و هویت محلی و ملی برای باحجاب و بی‌حجاب و زن و مرد تلاش کنند. همچنانکه در حفظ عناصری چون زبان، موسیقی و معماری ایرانی جهد می‌کنند. و چنانکه پیشتر نوشتم این دغدغۀ بعضی از رجال سیاسی ما در قرن اخیر است. از سخنان شما هم شاهد آوردم. به هرحال غالب رفراندوم‌ها در مسائلی برگزار می‌شود که نفع و ضرری متوجه تمامی مردم یک کشور است و البته بر سر آن اتفاق و اتحاد نیست.

س) مگر همۀ مردمی که در رفراندوم باید شرکت کنند و شرکت می‌کنند امکان تحلیل آن مسأله را دارند؟
ج) پرسش بسیار دقیقی است. فرمودید امکان تحلیل و نه توان تحلیل. درست هم همین است. بسیاری از مردم امکان تحلیل ندارند چون اطلاعات کافی ندارند. اساساً در ایران تفاوت اشخاص صاحب‌نفوذ و تصمیم‌گیرنده با عامۀ مردم در دسترسی به اطلاعات خاص است و نه علم و تخصص ویژه. بنا بر این اگر به مردم اطلاعات کافی داده شود آنان نیز به تحلیل درست (یا گیرم نادرست) دست پیدا می‌کنند. علمِ بیشتر البته به تحلیلِ دقیق‌تر کمک می‌کند اما بسیاری از حوزه‌های مطالعاتی همچون مطالعۀ صرف و نحو و رمان و زندگی شهدا لزوماً بر علم کسی نمی‌افزاید.

س) این چه حرفی است؟
ج) حرف بسیار پسندیده‌ای است. آسایش دو گیتی تفسیر همین یک حرف یعنی رفراندوم یا همه‌پرسی است. کلمةً طیبة کشجرة طیبة، اصلها ثابت و فرعها فی السماء.

س) چطور می‌شود رفراندوم کرد در مسائلی که تبلیغات می‌شود کرد، حرف می‌شود زد از همه طرف؟
ج) یعنی توقع دارید در رفراندوم فقط یک طرف تبلیغات کند و حرف بزند؟ بعضی دوستان و دشمنان عرب به این شیوه یعنی تبلیغات یکطرفه علاقه‌مند بودند اما این روش چندان مناسب نیست و مایۀ آبروریزی است. معمول این است که از جوانب مختلف موضوع سنجیده شود. و این ممکن نیست مگر اینکه از همه طرف در باب آن حرف بزنند و تبلیغات کنند.

س) اصلاً یک کشور را برای یک مسأله شش‌ماه درگیر بحث و جدل و گفتگو و دوقطبی‌سازی می‌کنند برای اینکه یک مسأله‌ای رفراندوم بشود.
ج) این جملۀ اخیر البته پرسشی نیست و خبری است. اما اشکال کار معلوم نیست کجاست؟ شش ماه بحث و گفتگو؟ چه بهتر از این؟ کاش همیشه بحث و گفتگو در کشور برای نیل به گشایش و نتیجه در کار باشد. در همین ماجرای حجاب و گشت ارشاد شش ماه ضرب و شتم و قتل و نابینا و محبوس ساختن دختران و پسران مملکت بهتر بود یا بحث و گفتگو؟ البته می‌پذیریم که "دوقطبی‌سازی" غیر از بحث و گفتگوست اما مسأله اینجاست که این اتفاق مذموم و جاهلانه غالباً از سوی نظام رخ می‌دهد نه از جانب مردم.

س) در همۀ مسائل رفراندوم کنیم؟
ج) خیر. هیچ دیوانه‌ای چنین حکمی نمی‌کند. بیکار که نیستیم. عجالةً همین مواردی که آقای روحانی گفتند به علاوۀ یک دو مسألۀ عمدۀ دیگر کفایت می‌کند.

https://t.me/rezamousavitabari

This comment was minimized by the moderator on the site

تاریخ رفراندوم
دکتر علی میرزامحمدی(جامعه شناس)

استفاده از رفراندوم (همه پرسی) به صورت روشی برای تعیین خواست مردم به واسطه ایدئولوژی «حق حاکمیت مردم» که در دوره انقلاب فرانسه نفوذ و سیطره شگرفی داشت مشروعیت یافته است.
رفراندوم در ابتدای امر برای تصویب قانون اساسی مکتوب به کار گرفته شد. رای دهندگان ایالت ماساچوست در سال 1778 قانون اساسی خود را که از طریق هیئت قانونگذاری پیشنهاد شده بود رد کردند. قوانین اساسی ایالت های ماساچوست(1780) و نیوهمپشایر( ۱۸۷۳ ) نخستین قوانین اساسی بودند که از طریق رفراندوم مورد تصویب رای دهندگان قرار گرفته‌اند.

در سال ۱۸۳۱ در بلوک (کانتون) سن گالن سوئیس، رفراندوم برای قوانین عادی نیز به کار گرفته شده است. از این پس، سایر کانتون های سوئیس، ۲۱ ایالت کشور آمریکا و تعدادی از سایر کشورها، شیوه رفراندوم را برای قانون‌گذاری در پیش گرفتند.

قبل از اواسط قرن هفدهم، رفراندوم نخست در کانتون‌های سوئیس، در مورد اقداماتی که در خارج از تالارهای مجالس قانونگذاری پیشنهاد می‌شد به کار بسته شد. ماده‌هایی برای دست درازی در قوانین اساسی همه کانتون‌های سوئیس (به جزء سه کانتون) و موارد مشابهی در قوانین اساسی ۱۹ ایالت از ایالات متحده آمریکا و در قوانین اساسی چند کشور دیگر و اساسنامه بسیاری از شهرداری‌ها گنجانده شده است.

استفاده از همه پرسی به صورت یک رفراندوم درباره «تغییر در حق حاکمیت» موضوعی بود که ویلسون رئیس جمهور آمریکا در کنفرانس ۱۹۱۹ اختیار کرد و قاطعانه ابراز داشت که «در هیچ جا، چنین حقی وجود ندارد که بتوان مردم را چنان که گویی اسباب و اثاثیه‌اند از یک حق حاکمیت به حاکمیت دیگری سوق داد». ویلسون در پیشنهاد 14 ماده‌ای خود این اصل را گنجاند که «در تعیین تمام مسائل مربوط به حق حاکمیت، منافع جمعیت‌های مربوطه می‌باید به همان اندازه وزن داشته باشد که ادعاهای عادلانه حکومتی که در مورد آنها باید اخذ تصمیم به عمل آید».

معاهدات کنفرانس 1919، نه فقره رفراندوم عمومی در اروپا را پیش بینی کرده بود که در نتیجه آن تغییراتی در حق حاکمیت حاصل شد.

استفاده از رفراندوم حربه برخی حکومت های توتالیتر و فاشیستی نیز بوده است. هیتلر در ۱۲ نوامبر ۱۹۳۳ به منظور نشان دادن حمایت مردم از کنارگیری آلمان از «کنفرانس خلع سلاح جامعه ملل» به هم پرسی دست زد.

همچنین ناپلئون در سه مورد از رفراندوم نمایشی برای ثبیت قدرت خویش بهره گرفته است: در سال ۱۸۰۰ از مردم خواسته شد که در مورد تصویب قانون اساسی جدید اعلام پشتیبانی کنند؛ در سال ۱۸۰۲ در مورد اعطای لقب «کنسول مادام العمر» به ناپلئون و در سال ۱۸۰۴ در مورد تایید اعطای لقب« امپراتور فرانسه» به ناپلئون از رفراندوم استفاده شده است.

رفراندوم بیشتر یک سنت فرانسوی محسوب می‌شود. در فرانسه دموکراتیک تا پایان سال ۱۹۴۶ دست کم سه فقره رفراندوم درباره امور مربوط به اصلاح مفاد قانون اساسی صورت گرفته بود. در دهه های بعد نیز سنت فرانسوی توسل به رفراندوم ادامه یافت؛ از جمله رفراندومی که ژنرال دوگل در ژانویه ۱۹۶۱ درباره آینده الجزایر انجام داد.

همه پرسی در ناحیه سار در سال ۱۹۳۵ که بسیاری آن را موفق ترین مورد شمرده‌اند، از سوی جامعه ملل صورت گرفت. انجام سایر موارد به عهده کمیسیون های بین المللی نهاده شد. از پایان جنگ جهانی دوم به بعد دو بار در سطح بین‌المللی همه پرسی صورت گرفت؛ همه پرسی در ناحیه سار در سال ۱۹۵۵ در چارچوب« اتحادیه اروپایی غربی» و همه پرسی در توگولند از سوی دولت انگلیس و به موجب مفاد قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل.

*در تدوین این یادداشت از منبع زیر استفاده شده است:
گولد، جولیوس و ویلیام ل کولب ( 1384)، فرهنگ علوم اجتماعی( ترجمه گروه مترجمان به کوشش محمد جواد زاهدی)، تهران: انتشارات مازیار

This comment was minimized by the moderator on the site

کجای دنیا...؟

حضرت آقا سئوال فرمودن كجای دنيا برای هرچيزی رفراندوم برگزار می كنند؟

و حال سئوالات ما مردم :

كجای دنيا به اخرت ملت كار دارند؟

كجای دنيا بخاطر حجاب مغازه و پاساژ پملپ می كنند؟

كجای دنيا بخاطر سطل اشغال آتش زدن حكم حبس و مرگ می دهند؟

كجای دنيا برای فروش خودرو ملت را سركيسه می كنند؟

كجای دنيا ميريزن با كماندو ديش ماهواره جمع می كنند؟

كجای دنيا ميريزن توی مهمونی ملت رو دستگير می كنند؟

كجای دنيا اسيدپاش را رها و دختران را بجرم بی حجابی دستگير می كنند؟

كجای دنيا به مدارس حملات شيميايی می كنند؟

كجای دنيا توی شبكه رسمی مملكت برنامه در مورد جن و جنيان پخش می كنند؟

كجای دنيا دانشگاه را نمازخانه می كنند؟

كجای دنيا منتقدان را بصورت زنجيره ای بقتل ميرسانند؟

كجای دنيا ماشين پليس از روی مردم رد ميشود و با ساچمه به چشم ملت شليك می كنند؟

كجای دنيا ميريزن توی سفارتها و آتش ميزنند و گروگانگيری می كنند؟

کجای دنیا دیگران را ثروتمند و مردم خودشان را فقیر می‌کنند؟

کجای دنیا به مردم بی حجاب سایر ممالک کمک می کنند و زنان کشور خودشان را با دوربین شناسایی و دستگیر می کنند.؟

کجای دنیا خودروی مستعمل را به شش برابر قیمت خودروی سال به مردم می فروشند؟

در کجای دنیا:
در کجای دنیا تورم بالای ۷۰ در صدی ایجاد می شود ودولتمردانش ککشان نمی گزد

در کجای دنیا ارزش پول ملی دهها برابر کاهش می یابد ومسولینش خم به ابر‌و نمی اورند

در کجای دنیا هواپیماهای کشور بیگانه از خاکش بدون مجوز مجلس استفاده می کنند و مسولین نظامیش می گویند مجلس کیلویی چند؟

در کجای دنیا ریاست نیروی انتظامیش از اراذل واوباش برای سر کوب مردمش استفاده می کند و افتخار هم می کند

در کجای دنیا هواپیمای مسافر بری خودش را با موشک می زند وپاسخ گو نیست

در کجای دنیابدون مجوز مجلس ونظر ملتش سرمایه هاش را در هر کجای دنیا به نام عمق استرتژیک به تاراج می دهد

در کجای دنیا علی رغم ۷۰ درصد تورم سالیانه حقوق کارکنانش را ۲۰ درصد افزایش می دهد

در کجای دنیا صنعت ریلی و هواپیمایی وخودرو سازی وصدها سازمان دولتی ضرر دهی دارد باز هم اصرار بر ادامه کار باهزینه جیب ملت دارد

در کجای دنیا سی واندی سال یک نفر تمام تصمیمات را می گیرد ولی در یک مورد پاسخ گو نیست

در کجای دنیا هزاران میلیارد اختلاس ودزدی می شود ولی مسولینش در بند چند تار موی دخترانشان هستند؟

اگر در جایی از دنیا این موارد را دیدید ما را خبر کنید تا ما هم نه تنها در جای جای دنیا بلکه در ایران خودمان رفرندامهای بر گزارشده را نشانتان دهیم.

نویسنده: ناشناس
https://t.me/nasiri1342238/2863

This comment was minimized by the moderator on the site

چه چیزی را باید به رفراندم گذاشت و چه چیزی را نه؟!


این روزها دوباره موضوع همه‌پرسی و رفراندم به موضوع داغ روز تبدیل شده است.
سؤالی مهم‌تر از این که «رفراندم لازم است یا نه؟» این است که «چه چیزی را باید به رفراندم گذاشت و چه چیزی را نه؟»

وب‌سایت تحلیلی زیتون (https://www.zeitoons.com/)در یادداشتی بر مبنای یکی از گفتارهای جناب مصطفی ملکیان، به این پرسش پاسخ گفته است.
در این یادداشت می‌خوانیم:

[...] ‏مطالبه رفراندوم به معنای عام آن از دوره اصلاحات آغاز شد؛ وقتی که ساخت صُلب قدرت، در مواقف بسیاری مانع از تحقق خواست مردم برای تغییر و اصلاح شد؛ خواست‌هایی که به خصوص در دوقطبی‌های انتخابات خرداد ۷۶، اسفند ۷۷ (نخستین انتخابات شوراهای شهر و روستا) و بهمن ۷۸ (انتخابات مجلس ششم) به‌رغم خواست و تلاش و مهندسی‌های ساخت قدرت، خود را نشان داده و «مستند» شده بودند.

[...] ارتش سایبری و منبری مأمور شد تا با اجرای نمایش‌هایی بر قلب معنای رفراندوم ادامه دهد؛ با لودگی‌هایی در حد «بیایید رفراندوم برگزار کنیم که عید فطر جمعه باشد یا شنبه»!

‏منشاء این فریبکاری و لودگی کجاست و چگونه می‌توان آن را بی‌اثر کرد؟

‏مصطفی ملکیان در گفتاری زیر عنوان «مبانی نظری اصلاح‌طلبی» که در کتاب «تقدیر ما، تدبیر ما» (نشر نگاه معاصر) منتشر شده، با این پیش‌فرض که حکومت «مردم‌سالار» و وضع قوانین و مبنای تعیین سرنوشت جامعه، «حقیقت‌طلبی» و «عدالت‌خواهی» باشد، تصمیم‌گیری در مورد هر پدیده و سیاست‌گذاری برای تغییر اجتماعی را بر مبنای باورهای سه‌گانه گروه‌بندی کرده است.

‏او کل باورها را به سه دسته تقسیم کرده است:

‏۱) باورهای سابژکتیو (درونی، ذهنی)
‏۲) باورهای آبژکتیو (واقعی، ملموس، قابل مشاهده) بالقوه
‏۳) باورهای آبژکتیو (واقعی، ملموس، قابل مشاهده) بالفعل

‏وی معتقد است غیر از آنچه مربوط به باور در موضوعات آبژکتیو (عینی و قابل مشاهده) بالفعل ‌و‌ قابل تحقیق باشد، باید به خواست مردم رجوع شود.

‏بر این مبنا مسئله‌ای مثل تعیین روز عید فطر که باید مستدل به مشاهده هلال ماه باشد، یک امر آبژکتیو بالفعل قابل‌تحقیق است یا رد و قبول سمی بودن و نبودن قارچ مبتنی بر استدلال‌های خدشه‌ناپذیری برای همگان است که اساساً قابل همه‌پرسی و ارجاع به رأی اکثریت نیستند چرا که رجوع یا ارجاع به آرای اکثریت در مسائل آبژکتیو بالفعل قابل تحقیق، خلاف «حق‌طلبی» است.

‏در سایر سیاستگذاری‌های مبتنی بر باورهای آبژکتیو بالقوه و سابژکتیو (ذهنی)، «عدالت‌طلبی» حکم می‌کند ذی‌نفعان یعنی کسانی که قرار است تحت تاثیر تصمیم‌گیری مبتنی بر یک آری یا نه، مسیر زندگی و سرنوشت‌شان تعیین شود، خود حتماً حق انتخاب داشته باشند و نظرشان مورد پرسش قرار بگیرد.

‏ملکیان تاکید می‌کند نوع بشر در مورد آرای مبتنی بر باورهای سابژکتیو (ذهنی) یا آبژکتیو «بالقوه» قابل تحقیق، معیاری بر تشخیص درست حق از ناحق ندارد و در چنین وضعی به لحاظ معرفت‌شناسی در وضع واحدی قرار ندارد؛ چون هیچ یک دلیلی ندارند که با اتکای به آن، دیگری را از میدان به در کنند.
‏وی معتقد است: «غیر از علوم تجربی طبیعی و به میزان کمتری علوم تجربی انسانی در بقیه موارد ما با عقاید آبژکتیو بالقوه یا عقاید سابژکتیو سروکار داریم» و سپس تاکید می‌کند: «نمی‌توانیم‌ قبول کنیم نظامی متشکل از سلسله‌ای از باورهای آبژکتیو بالقوه قابل تحقیق یا سابژکتیو بخواهد سمت و سوی تغییر اجتماعی را تعیین کند.»

‏بر این پایه آنچنان که سنجش منافع و مضار «مذاکره مستقیم با آمریکا و برقرار رابطه دیپلماتیک با آن کشور» به مثابه یک سیاستگذاری مبتنی بر باور آبژکیتو بالفعل ِ قابل تحقیق، بی‌نیاز از رفراندوم است (اینکه نظام مخاصمه بی‌انتها با آمریکا را به رکنی از ارکان هویت خود تبدیل و بروز منافع این دشمنی را به آینده‌ای موهوم موکول کرده است، نافی این نیست که کارشناسان و عقلا بتوانند به طور منطقی سود و زیان این رکن هویتی نظام را در زندگی همه مردم احصا کنند و به اعتبار تجربه تاریخی چهل سال گذشته، بر سنگینی وزنه زیان آن صحه بگذارند) و در مقابل اعمال قانون «حجاب اجباری» که مبتنی بر باوری سابژکتیو و ذهنی و تعبدی (و آن هم با قرائتی خاص از مذهبی خاص) است، ناگزیر از همه‌پرسی است و نیازمند نظر همه ذی‌نفعان. [...]


متن کامل یادداشت «مرزهای رفراندم» را اینجا (https://www.zeitoons.com/110624) بخوانید.

@mmoeeni1

This comment was minimized by the moderator on the site

بیانیه‌ی مجمع مدرّسین و محققین حوزه علمیّه قم در باره همه پرسی و رفراندوم*

بسم الله الرحمن الرحیم
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ»( نساء، ۱۳۵)
«ای اهل ایمان، عدالت را برپا دارید و برای خدا گواهی دهید هرچند بر ضرر خودتان باشد»

پیشنهاد رفراندوم یا همه‌پرسی از سوی برخی از نیروهای دل‌سوز، اصیل و با سابقه انقلاب برای خروج از وضعیت بحرانی و نابسامان کنونی کشور با واکنش منفی از سوی مقامات رسمی روبرو شد.

همه‌پرسی یکی از راه‌های تحقق اصل جمهوریت و حاکمیت ملی است، که در راستای نظرخواهی از مردم و جلب مشارکت آنان در حل مشکلات پیچیده اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در اصل ۵۹ قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است.
با توجه به نارضایتی و بی‌اعتمادی گسترده از وضعیت حکمرانی، بی‌تردید همه‌پرسی درباره مشکلات اصلی و مهم در حوزه سیاست خارجی و داخلی افزون بر ترمیم شکاف دولت و ملت می‌تواند راهی برای برون رفت از آن‌ها باشد.

مقامات رسمی به جای استقبال از این پیشنهاد به طرح ایرادهایی پرداختند که نه تنها با قانون اساسی بلکه با باور به حاکمیت ملی ناسازگار به نظر می‌رسد.
این واکنش دیدگاه سطح عالی سیاست‌گذاری نظام در بی‌توجهی به خواست مردم و رجوع به آرای عمومی، که در عمل مبنای واقعی تصمیم‌ گیری‌ها بوده است، را به شکل شفاف و رسمی بیان کرد و دلایل آن را در نیز در معرض داوری عموم قرار داد.
تردید در توانایی مردم و این سخن که مردم امکان تحلیل ندارند با یافته‌های عقلایی، تجربی و عرفی ناسازگار است. چنین تردیدی می‌تواند اصل مشروعیت نظام را زیر سوال ببرد، زیرا مردم جایگاه اصلی در پیروزی انقلاب، تعیین و استقرار این نظام داشته‌اند. امام خمینی «ره» نیز بر این اساس همواره با احترام و تجلیل از فهم و قدرت تحلیل مردم یاد و با تصمیم‌گیری اقلیت به جای آنان مخالفت می‌کرد.
تجربه اعمال حاکمیت در سالیان گذشته نشان می‌دهد که از دیدگاه مسئولان تنها نقش حمایتی مردم اصالت داشته و از ایشان برای تأیید سیاست‌های رسمی بهره برده و از این جهت به آنان افتخار کرده‌اند.
مقامات و سخنرانان رسمی در مواقعی که تصمیم آنان مورد تأیید قرار گیرد، حتی اقشار کم سواد را دارای قدرت تحلیل دانسته‌اند، اما وقتی پای اعتراض مردم به سیاست‌های حاکمیت پیش آمده است، به آنان توجه نشده یا سرکوب شده‌اند.

فرض و ادعای این که مردم از توانایی لازم در تحلیل مسائل کلان کشور برخوردار نیستند، نهادها و کسانی را زیر سوال می‌برد که مسئولیت رشد و پرورش آگاهی‌های سیاسی مردم را عهده‌دار بوده‌اند. از آنان انتظار می‌رود با اعتراف به قصور یا تقصیر خویش در پدید آمدن این وضعیت، پاسخ دهند که چرا از آزادی بیان مردم و نخبگان، حتی رؤسای جمهور قبلی جلوگیری و آزادی اطلاع‌رسانی را محدود کرده‌اند و همه نهادهای ارتباطاتی، مساجد، منابع و مداحی‌ها را تحت سیطره تفکر خود قرار داده و رسانه‌هایی که از سرمایه عمومی تامین می‌شوند را به ترویج و دفاع از دیدگاه رسمی موظف کرده‌اند.

بیگانگی و جدایی حکومت و مردم از چالش‌های تاریخی دولت در ایران بوده و حل این چالش و کاهش فاصله آن‌ها از اهداف بنیادین انقلاب و جمهوری اسلامی بود و در این راستا همه‌پرسی در قانون اساسی به رسمیت شناخته شد.
مجمع مدرسین و محققین با تاکید بر این اصل و هم‌سو با همه کسانی که مردم را ولی نعمت و صاحبان اصلی انقلاب می‌دانند، هرگونه سخنی که بیان‌گر بی‌اعتمادی به ایشان باشد را عامل تقویت این چالش و پیچیده‌تر شدن اوضاع بحرانی کشور می‌داند.
افزون بر این در راستای حل مشکلات پیچیده کنونی، گفتگو و نظرخواهی مستقیم از مردم را در چارچوب همه‌پرسی و برگزاری انتخابات آزاد و دیگر شیوه‌های موثر پیشنهاد می‌کند.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ۱۴۰۲/۲/۹
@nasiri1342238

This comment was minimized by the moderator on the site

رفراندوم بهانه است،مسئله چیز دیگریست!

(ایران پسا ۱۴۰۱)
یادداشت بیست و هفتم

مسئله ما در ایران انقطاع حاصل شده بین جهان جدید و الزاماتش با جهان قدیم و اقتضائاتش می باشد.

نسلی پرورش یافته در زیست جهان جدید که قاطبه جمعیت ایران را شکل می دهند ایستاده در برابر نسلی متعلق به ۵ الی ۱۰دهه گذشته.نسلی جدید که مهمترین شاخصه هویتی او از یک منظر بحث«پذیرش و تکثر» است.

تکثر هم براستی که یکی از شاه کلیدهای حل وضعیت بغرنج کنونی و تاریخی ایران است.

تکثر در قاموس اندیشه می شود«بین الاذهانیت»،می شود«خرد جمعی»و ضدیت پیدا می کند با«تصلب و استبداد».

استبداد فکر و رأی ریشه در تاریخ شاهنشاهی این ملک و بوم دارد(یکنفر بجای یک ملت). استبدادی که تنها بسنده به شاکله نهاد قدرت نبوده و در ساحت نهاداجتماعی و نهادخانواده نیز در قامت مردسالاری و پدرسالاری مذموم بروز و ظهور یافته است(پدر بجای همسر و فرزندان).

البته استبداد گاهی در مقام زن نیز بروزهایی داشته است.اما زنانی که در مقام جنس «زن» بوده اند و در مقام جنسیت «مرد».پس باز اساسا این نکته بیراه نیست که ما استبداد را مفهومی ممزوج با «نرینه گی مرضی»فهم نماییم.

ایران در بعد تاریخ همواره در آتش استبداد رأی سوخته و خاکستر شده و باز جوانه زده اما چون مسئله خویش را در ساحت صحیح فهم نکرده این فرآیند مجدد و دائم تکرار گردیده است!

از آنجایی که قائل به آن هستم ما برخوردار از دو مسیر مجزا در نظام آفرینش در قالب شرق و غرب نیستیم و مسیر کلی یک مسیر بیشتر نیست.و تنها گاهی غرب با شرق همقدم گردیده(۵قرن ابتدایی اسلام) و گاهی شرق با غرب(پس از رنسانس تا کنون).

معتقدم غرب در یک تصمیم درست اما با شیوه ای غلط در دهه های ابتدایی و میانی قرن ۲۰ میلادی آخرین ضربات را به پیکره مردسالاری تاریخی تولید کننده استبداد وارد آورد و زمین بازی را برای همیشه تغییر داد.هرچند وسیله مورد استفاده برای این هدف هزینه های گزافی در پی داشت.و البته غرب هوشمند ناظر به اصالت خود انتقادی تاریخی زاده شده از عصر روشنگری، مدرنیته و پست مدرن دائما در پی بازسازی این هزینه ها برآمده است.

بجاست که خواستگاه معرفتی این دگردیسی را از رنسانس تا نهضت روشنگری و شروع اندیشه مدرن و پست مدرن جستجو کنیم.و قرن ۲۰ را بعنوان آخرین گام بشمار آوریم.

حال آنچه در جامعه ایران امروز محل بحث است و هربار با یک اسم و یک شکل از جامعه سربر می آورد، همین داستان غم انگیز خاتمه بخشی به «استبداد رأی مردسالارانه»موجود است.

جامعه و نخبگان مصلح و روشن اندیش یکبار با«دانشگاه و نهاد علم»یکبار با«نخبگان سیاسی»یکبار با«انتخابات»یکبار با«عدم مشارکت»یکبار با«اعتراضات»و برای آخرین بار:
با«رفراندوم» بدنبال حل مسئله «استبداد رأی» می باشند.

نکته حائز توجه اینجاست که نهاد قدرت نرسالارانه موجود به جهت پاسداری از یادگار تاریخی خویش یعنی «استبداد رأی» تمامی تلاشهای جامعه و نخبگان در پاراگراف قبل را سرکوب نموده است.

در پایان بنظر می رسد ایران آینده ناظر به زوال طبیعی نسل متعلق به دهه های گذشته و البته فزونی نسل جدید و حتی چه بسا ناظر به انباشته شدن مسائل ایران در زمان حیات باقی مانده نسل گذشته شاهد تغییر و زایمان فرزندی جدید خواهد بود.

https://t.me/seyyedhashemfirouzi

This comment was minimized by the moderator on the site

اگر رفراندوم برگزار نشود!

آنچه من برداشت می کنم این است که اگر شرایط برای مراجعه به آراء ملت در چند موضوع اساسی و حیاتی به هر شکلی اعم از رفراندوم و یا حتی رفرم خودساخته حاکمیت فراهم نشود،آنچه ما در انتهای امسال شاهدش هستیم تبدیل شدن عدم شرکت در انتخابات مجلس به رفراندوم ملیست!

حالا البته تا آن موقع زمان زیادی در پیش است و کشور هر لحظه می تواند آبستن تحولاتی شگرف شود.

و اگر کار به تبدیل انتخابات به رفراندوم آری و خیر به وضعیت موجود کشیده شود شاکله نظام سیاسی حاکم خیلی نرم و بی صدا دچار فرونشست خواهد شد!

ادامه مسیر کشور با یک وضعیت حداقلی آنهم در نسبت با موقعیت ژئوپولتیک ایران و انبوه مسائل موجود دیگر ممکن نیست.

https://t.me/seyyedhashemfirouzi

This comment was minimized by the moderator on the site

رفراندم و قوه تحلیل عمومی، از سال 58 تا 1402

سلمان کدیور

چگونه نظامی که خودش زاییده یک رفراندوم است، می تواند هم اکنون خود را بی نیاز از آن بداند، آن هم با این تحلیل که همه مردم توانایی تحلیل و ادراک موضوعات را ندارند؟

نظام جمهوری اسلامی در سال 58 طی یک رفراندوم وقتی تاسیس شد که طبق آمارهای رسمی، میزان باسوادی مردم 47 درصد بوده است. یعنی نصف بیشتر جمعیت ایران بی سواد بودند و از این مقدار، 65 درصد در روستاها زندگی می کردند، حال بعد از گذشت 44 سال و رشد نرخ باسوادی کشور به بیش از 90 درصد، رشد دانشگاه ها و مراکز علمی و رشد تکنولوژی و اینترنت و... چگونه می توان آن ملت را در سال 58 در رفراندوم دارای قوه تحلیل و تمیز دانست اما مردم سال 1402 را فاقد آن تلقی کرد؟

از سوی دیگر رهبر انقلاب و دیگر مسئولین نظام، طی سالها، یکی از مهمترین دستاوردها جمهوری اسلامی را افزایش بلوغ سیاسی و رشد قوه تحلیل عامه ملت نسبت به گذشته داشته اند.

از جمله در بیانیه #گام_دوم، ذیل تشریح دستاوردهای چهل ساله جمهوری اسلامی، پیرامون ارتقاء شگفت‌آور بینش سیاسی آحاد مردم به صراحت گفته شده :

"(انقلاب اسلامی) بینش سیاسی آحاد مردم و نگاه آنان به مسائل بین‌المللی را به گونه‌ی شگفت‌آوری ارتقاء داد. تحلیل سیاسی و فهم مسائل بین‌المللی در موضوعاتی همچون جنایات غرب بخصوص آمریکا، مسئله‌ی فلسطین و ظلم تاریخی به ملّت آن، مسئله‌ی جنگ‌افروزی‌ها و رذالتها و دخالتهای قدرتهای قلدر در امور ملّتها و امثال آن را از انحصار طبقه‌ی محدود و عزلت‌‌گزیده‌ای به نام روشنفکر، بیرون آورد؛ این‌گونه، روشنفکری میان عموم مردم در همه‌ی کشور و همه‌ی ساحتهای زندگی جاری شد و مسائلی از این دست حتّی برای نوجوانان و نونهالان، روشن و قابل فهم گشت."

یا جای دیگر می گویند :
انقلاب ما را تبدیل کرد به یک ملت آگاه و سیاسی. امروز نوجوانهای ما هم در دورترین نقاط کشور تحلیل سیاسی میکنند، حوادث سیاسی را درک میکنند، روی هر مسئله‌ای تحلیل میگذارند.
۱۴بهمن۱۳۹۰

@Falaakhon

This comment was minimized by the moderator on the site

اروپا و مسئله ای بنام رفراندوم

در سوئیس گاهی در سال چند رفراندم برگزار می شود مثل همین سال۲۰۲۰ که چند همه پرسی انجام شد. در آنجا برای بالابردن قیمت شیر یا وضعیت مسکن یا بعضی قوانین موردی نیز همه پرسی برگزار می کنند زیرا غالبا معدل فهم اکثریت بالاتر از اقلیت است.
از سال ۱۹۹۰ تاکنون ۱۳۰ رفراندوم در سوئیس برگزار شده. در ایتالیا از ۱۹۹۰ تاکنون ۶۰ رفراندوم برگزار شده است.
در ایرلند در همین دوره زمانی، مردم در ۳۰ رفراندوم شرکت کرده اند.
در بریتانیا، اسپانیا و فرانسه هم در سی سال گذشته ۳ رفراندوم و در دانمارک ۲ همه پرسی برگزار شده است.
فارغ از اینکه آقای خمینی هم می گفت اگر اکثریت اشتباه هم بکنند رأی شان متّبع است، اساسا آنچه به حقوق خود مردم مربوط می شود را باید خودشان تصمیم بگیرند و کسی حق ندارد قیّم شود.
البته ایران سوئیس نیست اما این انتظار نابجایی نیست که طبق اصل۶ و ۵۹ قانون اساسی کنونی و حق حاکمیت ملی، برای مسایل«بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی» رفراندم برگزار شود.

کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi

This comment was minimized by the moderator on the site

آمریکای جنوبی و مسئله ای بنام رفراندوم

از زمان وقوع انقلاب اسلامی در ایران تا به امروز، ملت اکوادور در ۱۲ رفراندوم به ۶۵ سوال دربارۀ «مسائل گوناگون کشورشان» پاسخ داده‌اند که دو موردش، رفراندوم قانون اساسی بوده است.

سرهنگ هوگو چاوز پس تشکیل دولت انقلابی در ونزوئلا، در طول چهارده سال حکومتش، ۵ رفراندوم ملی برگزار کرد و نظر مردم را دربارۀ «مسائل گوناگون کشورشان» جویا شد.

ژنرال آگوستو پینوشه در طول ۱۷ سال حکومتش در شیلی، ۳ رفراندوم ملی برگزار کرد که در آخرینش، ۵۴ درصد مردم شیلی با ادامه حکومتش مخالفت کردند. دیکتاتور شیلی در کمتر از دو سال بعد از آن، از قدرت کناره‌گیری کرد.

طی ۳۴ سال گذشته، یعنی از سال ۱۹۸۹ که رفراندوم به عنوان یک مرجع تصمیم‌گیری در قانون اساسی اروگوئه گنجانده شد، تا امروز ۲۳ رفراندوم ملی در این کشور برگزار شده و مردم دربارۀ «مسائل گوناگون کشورشان» همچون اصلاحات قوانین، خصوصی‌سازی، قانون کار، بازنشستگی، سقط جنین و ... نظر داده‌اند.

✅ @AmirTafreshi

This comment was minimized by the moderator on the site

انقلاب اسلامی و مسئله ای بنام رفراندوم

نفی کلی امر رفراندوم بمعنای بازگشت به آرای عمومی و خرد جمهور در موضوعات کلان و مهم متاسفانه ماهیت و اساس نظام جمهوری اسلامی که خود مبتنی بر رفراندوم و مشارکت حداکثری آحاد جامعه بوقوع پیوست را در هاله ای از ابهام قرار می دهد!

در ۱۲ام فروردین ماه سال۱۳۵۸ ملت در رفراندوم تغییر حکومت به یک مفهوم کلی و بی اطلاع از ابعاد و جزئیات مختلف آن رأی دادند.حتی قانون اساسی بعنوان ستون فقرات و رکن اصلی جمهوری اسلامی پس از قضیه رفراندوم عمومی نسج پیدا نمود.اما آنچه محترم و مقدس پنداشته شد،آرا و خواست عمومی جامعه بود.

نظرات متعدد به یادگار مانده از امام خمینی نیز اصل اساسی احترام به خواست و رای مردم را بما گوشزد می کند.

این موضع متعلق به گذشته رهبری در مورد پذیرش مقوله رفراندوم برای اسرائیل نیز رسماً در تضاد با موضع امروز ایشان در مورد نفی کلی امر رفراندوم است.
و معنایی ندارد جز:

ایستادن رهبری در مقابل رهبری...

«۲۰ خرداد ۹۷،آیت الله خامنه ای در دیدار با دانشگاهیان گفت:

"دموکراسی و مراجعه به آرا عمومی یک شیوه مدرن و پیشرفته است که همه دنیا قبول دارند"و گفت پیشنهاد ج.ا به عنوان یک حکومت منطقی این است که"برای تعیین نوع حکومت کشور فلسطین به افکار عمومی مردم فلسطین مراجعه کنید و یک رفراندوم راه بیندازید" و در نهایت از جامعه جهانی پرسید:"آیا این نظر بدی است؟"»

اکنون که شکاف و گسلهای امرعرفی و امررسمی،امراجتماعی و امرسیاسی،اقتصاد عمومی و اقتصاد خصولتی اینگونه شگرف و بعضاً خسارت بار شده است.
حقیقتا یکی از بهترین راه های برون رفت مراجعه به آرای عمومیست.

https://t.me/seyyedhashemfirouzi

This comment was minimized by the moderator on the site

رهبر باید عذرخواهی کند

رحیم قمیشی

این چکیده بیانیه شجاعانه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها (https://t.me/anjomanemodaresin/10225)ست؛
آنچه رهبری در مورد بی‌اعتبار بودن رأی اکثریت مردم در رفراندوم، بدلیل ناآشنایی آنها با مسائل پیچیده گفتند، وهن قانون اساسی، وهن کشورداری با اتکا به مردم و وهن جمهوریت نظام است.

این اقدام اساتید دانشگاه محترمانه‌ترین اقدام و دلسوزانه‌ترین روشی است که افراد معتقد برای آینده کشور می‌توانستند انجام بدهند.

کدام سخن دلسوزانه‌تر است؟
آنها که با هر جمله‌ای به مدح و ثنا و اظهار چاکری و نوکری می‌پردازند، یا آنها که با صدق و صفا و صمیمیت بلند می‌گویند، آقا! اشتباه کردید، هر چه زودتر تصحیحش کنید.

آنها که ادعا می‌کنند از نردبان مردم بالا رفته‌اند حق ندارند آن نردبان را لگد کنند.
مردم می‌فهمند.
دانشجوها و جوانان بیشتر.
اساتید دانشگاه و اندیشمندان بیشترتر.
اگر بسیاری چیزی نمی‌گویند می‌ترسند.
و نمی‌دانند ترس مساوی مرگ است.
آنها متاسفانه مرگ‌شان را انتخاب کرده‌اند!

من به وجود چنین اساتید دانشگاهی، به وجود چنین تشکل‌های صریح و آگاه و شجاعی در سرزمینم، به خودم افتخار می‌کنم.
تشکل‌های ترسویی که هنوز فکر می‌کنند مبادا چیزی بگویند برایشان بد شود.
مبادا چیزی بگویند دستگیر شوند.
مباد حرفی بزنند موقعیت‌شان به خطر بیفتد.
چطور بگویند که دردسری برایشان نشود!
آنها مُرده‌اند. خودشان نمی‌دانند!
هر توجیه بچگانه‌ای هم داشته باشند.

یا من هم رفراندوم را کار رسانه‌های خارجی و بدخواهان می‌دانم!
شجاع باشم و بگویم آن جمله درست بوده.
یا به نظرم اشتباه بوده. مردم حق دارند راه را تعیین کنند، ولو غلط (از نظر آنها).
راه سومی در کار نیست.

یا باید ساکت بمانیم و بر شناسنامه خود، با دست خویش مهر مرگ از ترس بزنیم.
یا باید زندگی کنیم و نترسیم از گفتن سخن حق.
انتخاب با خودمان است.
مرگ یا زندگی.

من که به جِد معتقدم "رهبر باید اعلام کند اشتباه کرده و عذرخواهی کند."
باید بگوید من هم انسانم و اشتباه هم می‌کنم.
باید قبول کند هرگز تشخیص او مهمتر و باارزش‌تر از تشخیص اکثریت مردم نیست.
چه در مورد پوشش اجباری خانم‌ها
چه درباره تعامل سازنده با جهان
چه در مورد کنوانسیون‌های مالی مبارزه با پولشویی
چه در مورد نوع حکومت
چه در مورد قانون اساسی
و چه در مورد ادامه حاکمیت ولایت فقیه

او باید عذرخواهی کند
و بگوید؛
من در اداره کشور، مطیع خواست مردم هستم
و گر نه
مگر فرعون چه می‌گفت...
اَنَا رِبکُم

نه!
ما خداپرستیم
نه انسان پرست
ما آزاده‌ایم
نه برده و مطیع
ما بزرگیم
نه اینهمه حقیر...

@ghoneishi3

This comment was minimized by the moderator on the site

نگاه تحلیلگران: "خواست "آزادی" مقدم بر خواست "رفراندم" است"

حمیدرضا عابدیان، از همراهان "راهبرد"، در یادداشت ارسالی خود نوشت:

موضع اخیر آیت‌الله خامنه‌ای درباره رفراندم دستمایه مباحث فراوانی در فضای مجازی شده است که به‌خودی‌خود مبارک و قابل‌اعتناست. دست‌کم مقام‌رهبری روشن کرده‌اند که چرا علیرغم قانون اساسی از برگزاری همه‌پرسی امتناع می‌شود.

چنانکه فهمیده می‌شود، از نظر ایشان ناتوانی توده‌های مردم - و نه نخبگان - در تجزیه و تحلیل مسائل ممکن است نتیجه رفراندم را به‌گونه‌ای رقم بزند که منافع ملی را به خطر بیاندازد. بنابراین، دغدغه رهبری نه اصل رفراندم که "نتیجه" احتمالی آن است.

اگر این دریافت درستی باشد، اجازه بدهید بگویم که علیرغم نظر بسیاری از کاربران، نویسنده نیز با موضع ایشان موافق است.

البته، تردیدی نیست که رجوع به آرای عمومی برای برون‌رفت از بحران‌ها نزد اهل خرد یک راه اندیشیده و مسموعی است که مدافعان بسیاری هم دارد؛ اما طبیعی است که اگر قرار باشد نتیجه همه‌پرسی به حل بحران‌ها بیانجامد و نه آنکه بر ابعاد آن بیفزاید، افکار عمومی می ‌بایست پیش‌تر برای مشارکت در یک چنین رفراندمی مهیا و آماده شده باشد.

اینجاست که محل نزاع روشن می شود. اگر اراده‌ای برای کسب‌نظر واقعی مردم وجود دارد، آنچه که از ریسک همه‌پرسی می‌کاهد، "آزادی" است.

در یک جامعه آزاد با چرخش آزادنه اخبار و اطلاعات و در یک جامعه‌ای که شهروندان به سطح قابل‌قبولی از اطلاعات دسترسی داشته باشند، در جامعه‌ای که اصناف و احزاب و اتحادیه‌ها وفق قانون با محدودیت فعالیت مواجه نبوده و در دانشگاه‌ها و اندیشکده‌ها میزهای گفت‌وگو در منظر افکارعمومی بر پا شده باشد و در یک جامعه‌ای که اصحاب رسانه و اهل‌نظر و ایضا هنر، با فراغ‌بال دست‌اندرکار افزایش آگاهی عمومی باشند و در یک جامعه‌ای که رسانه از میدان ضیق انحصار بیرون شده باشد، قطعا نتیجه رفراندم نمی‌تواند زاویه‌ای با خط تکامل و توسعه مدنی و اجتماعی میهن داشته باشد.

با این اوصاف، ناتوانی عمومی از تجزیه و تحلیل مسائل بیش از آنکه ذاتی توده‌ها باشد؛ عارضه‌ای است که از فقدان آزادی نشات گرفته و برعهده حکومت است و اگر یک نگرانی واقعی درباره آن وجود داشته باشد، راهکار رفع آن و کاستن از خطرات احتمالی‌اش، توانمند‌سازی جامعه مدنی از طریق تن دادن به فضای باز سیاسی، تدوین برنامه‌های مناسب و حمایت از روندهایی است که منجر به بهبود کیفیت زیست عمومی می‌شود.

این سخن به طریق اولی با آن بخش از اپوزیسیون که مرتبا بر طبل رفراندم می‌کوبد نیز گفتنی است. در وضعیت موجود، آنها چگونه توصیه می‌کنند چنین مردمی به پای صندوق‌های رای بیایند و چیزی را انتخاب کنند که از چندوچون آن اطلاعی ندارند و تنها با پروپاگاندای مدیا آن را فهم کرده‌اند؟

تلخ است و احتمالا به مذاق برخی خوش نمی‌آید؛ اما باید هوشیار بود که پیش از طی شدن یک دوره مناسب از زیست عمومی در یک فضای باز سیاسی که ذیل آن به اندازه کافی در مورد ایران، گذشته و آینده آن و نیز جریانات سیاسی متکثری که دارد، گفت‌وگو شده باشد، کشاندن مردم به پای صندوق‌های رای یک خطای راهبردی است که پیشتر تجربه شده و هیچ معنا ندارد که یکبار دیگر آن را تجربه کنیم.

با این مقدمه مختصر، تاکید می‌شود که یک نیروی سیاسی مسئول، پیش از رفراندم می‌باید با همه توان خود از خواست برخورداری از آزادی‌های اساسی و حقوق سیاسی دفاع کند و به سهم خود در جهت افزایش آگاهی عمومی قدم بردارد که خواست آزادی مقدم بر خواست رفراندم است.

@javadrooh

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در  کم هزینه ترین پایان، بر ضعیف ...
سینای لاریجانی یک یادداشت در نه پست- قسمت پنجم حتماً که سه سال زمان کمی است برای داوری منصفانه‌ی یک ...
- یک نظز اضافه کرد در  کم هزینه ترین پایان، بر ضعیف ...
سینای لاریجانی یک یادداشت در نه پست- قسمت چهارم من اگر چه در این ایام چند متنی در تبلیغ پزشکیان نوشت...