به گاه تهاجم خارجی، بی‌توجه به اختلافات داخلی، شایسته است ایرانی بود، ایرانی اندیشید، و رفتار کرد
مطلب ویژه
  •  

05 اسفند 1404
Author :  
ایران را ایرانیان باید بر دوش خود گذاشته و از خطر برهانند

« در کوله پشتی سربازان خارجی آزادی نیست »

داریوش اقبالی  

این روزها نفس در سینه‌ رزم‌آورانی که دل در گرو ایستادگی رو در رو، مقابل سپاه متجاوز به خاک و داشته‌های ایران دارد، حبس شده است، رزمندگانی که مقابل سپاه سنگین زیر فرمانِ فرمانروای امریکا، خواهند ایستاد، او که فشار خود را بر ایران نهاده‌، تا ایران و ایرانیان را از توان هسته‌ای، توان دفاع موشکی و هرآنچه از این دست، محروم کند؛

من در جنگ خسارتبار هشت ساله گذشته دیدم که چنین مدافعان وطنی، زانوان خود را محکم به زمین سنگرهای خود می‌بستند، تا متجاوز را از زیاده‌خواهی تجاوزکارانه‌اش، در نظر داشتن به خاک و داشته‌های وطن، پشیمان سازند، چنین ایرانیانی گوش‌هایشان را از پچ پچ و نجوای پشت سر خود برداشته‌ بودند، و نمی‌شنیدند که امثال شیخ علی تهرانی‌ها [1] چه می‌گوید و...، تا دل و گوش به هیچ صدایی نداشته باشند، اِلا رصدِ صدای آمد و شد، سربازان خارجی، که در پشت مرزهای این کشور، و مقابل ملتِ تنها و زخم خورده (از داخل و خارج)، خیمه زده‌اند، تا سایه‌ی شومِ جنگی نابرابر را، بر آسمان ایران نگه دارند، و ایرانیان را مجبور به تن دادن به خفت تسلیم، در برابر خواست‌های زیاده‌خواهانه خود، در خلع سلاح ایران از دفاع و دانش کنند.

این در حالی‌ست که در چنین هنگامه‌های خطرناکی، هستند سلمان‌های فارسی از ‌ما، که به خود تردید راه نمی‌دهند، تا در آنچه آنرا حق می‌دانند، در چنین رویارویی‌هایی کمی تامل کنند، و در سمت مقابل مردم و سرزمین خود نایستند، و راه‌های نفوذ به برج و بارو، و خندق‌ها و شیوه‌های دفاع مدافعان ایران را، به مهاجم خارجی نشان ندهند و...،

یا مسعودهای رجوی‌مان، که به خود تردید نمی‌کنند، که چرا باید آدرس سایت‌های مخفی توان هسته‌ایی کشور خود را، به خارجی‌ها بفروشند؟ تا او را در ویرانی این زیرساخت‌های دانش و فن آوری، متعلق به ایران و ایرانیان، رهنمون سازند، به این بهانه که با حاکمیت ایران مخالفند. و یا آن هموطن دیگر ایرانی‌ام که ناوگان پرتغالی‌ها را تا گوشه گوشه‌ی تهی‌رفتگی‌ها، و بنادر ایران، در کنارهای دریای عمان از چابهار تا جزایر هرمز، بحرین، قشم و... هدایت کرد، تا صد و هفده سال چیرگی متجاوز بر خاک و مردم ایران را محقق کند، تا امامقلی‌خان‌هایی [2] از بین این مردم، بعدها برخیزند، و بیایند و با چه سختی و مکافاتی، سرزمین ایران را از وجود متجاوزین چیرگی یافته به خاک میهن، پاک کنند و...

 چنین ایرانیانی را هماکنون هم، در کنار امریکایی‌ها، اسراییلی‌ها و... می‌توان دید، که آنان را در تجاوز به این مردم، و آب و خاک راهنما و همکارند، و پای متجاوز را به خاک کشور خود باز کرده، و تاریک روشنِ اهداف مهاجمان را، در گوشه گوشه این خاک، برای اصابت بمب‌های سهمگین او، روشن می‌کنند، تا این بمب‌ها بیشترین ویرانی و کشتار را به هنگام اصابت، در اهداف خود به بار آورند! چیزی که سرمایه و داشته ایرانیان است تا حاکمیت‌های آنان.

برای مَنِ ایرانی، وقتی موضوع تجاوز خارجی به خاک، و داشته‌های وطنم که پیش می‌آید، چه فرق می‌کند، حاکم این شهر کدام دادگر و یا بیداگری‌ست، که بر کرسی قدرت این مُلک تکیه زده است. برای من، در این لحظه مهم این است که نبرد با طرف مهاجم خارجی را، کدام ایرانی (خوب یا بد، دادگر یا بیدادگر، درستکردار یا بدکردار و...)، فرماندهی خواهد کرد، در این لحظه نه تیره و تبارش برای من باید مهم باشد، نه با پرونده رفتارش کارم هست، او می‌تواند خسرو پرویز پادشاه ساسانی باشد، که طبق نظام طبقاتی ظالمانه‌اش، حق دانش آموختن و... را از تمام فرزندان من، و دیگر هم میهنانم ستانده، و دانش را ظلمانه به انحصار طبقه روحانیت زرتشتی درآورده است،

و یا آن حاکم قاتل مصلحین اجتماعی این شهر، که مانی و مزدک و... را از ما ایرانیان گرفت، تا خیزش‌های اصلاحی ما را در نطفه خفه کند، تا تغییر و تحولی در وضع‌مان به وجود نیاید. به گاه حمله اغیار به خاک وطن، وقت بحث در پیرامون این اختلافات نیست، که مثلا سید علی خامنه‌ای‌، در دوره زمامداری خود، فرایند اصلاح، اصلاحات و اصلاح طلبی را بر زمین زد، و انسداد را جایگزین آن نمود، تا کسی نماند که پیگیر آزادی و حق انتخاب این مردم باشد، و انتخابات را بعد از یک انقلاب آزادیبخش و سراسری، چنان دو مرحله‌ایی کرد، که اول این اعضای شورای نگهبان باشند، که از بین متقاضیان خدمت، و کاندیداهای شرکت در انتخاب‌ها، انتخاب می‌کنند، و سپس باقی ایرانیان مجبورند از بین منتخبین آن شورا، بین بد و بدتر سرگیجه بزنند، و انتخابی از سر کراهت و ناچاری داشته باشند، که این نوع انتخاب و انتخابات تغییری در وضع شان نمی‌تواند به وجود آورد، و اینچنین است که دیگر میزان رای ملت نیست، و میزان خواست اعضای شورای نگهبان است که باشد و که نباشد، و چه کسی سکاندار خدمت شود!

و حاصل چنین فرایندی امروز، خطراتی است که ایران و ایرانیان را محاصره کرده است، این همه فسادِ مافیایی، فقر، بیکاری، باندبازی، مهاجرت‌های گسترده، ورشکستگی‌ها، ویرانی اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و فرهنگی، اعتراض و کشتار، و شکافی ژرف بین حاکمیت و مردم، و در نتیجه طمع خارجی به تمام داشته‌های ایران و ایرانیان و... را شاهدیم.

 اما امروز و در این لحظات دیگر جای این سخن‌ها نیست، پیگیری چنین حقوقی، برداشتن چنین موانعی از جلوی پای ایرانیان، و قضاوت میان ما و چنین فرمانروایانی را باید به بعد از دفع تجاوز خارجی سپرد، اگر از این آوردگاه زنده و سالم درآمدیم، آنگاه است که می‌توان دوباره یقه این نوع اندیشه را گرفت، و برای کسب حق تعیین سرنوشت، و آزادی تلاش کرد،

کاری که بیش از 160 سال است این مردم در برابر حاکمان قجری، پهلوی‌ها، و معتقدین به نظام ولایت مطلقه فقیه انجام داده، و اندیشه فرمانروایی آنان را در نبود کرامت انسانیِ خود، به چالش کشیده، و حق‌خواهی کرده، و می‌کنند، و خیابان‌های این شهر در دوشاب خونِ حق خواهان مطالبه گران حقوق شهروندی غرق است، و همواره در این یک سده و نیم گذشته،سنگفرش خیابان‌ها به خون آزادزنان و آزادمردان ما غسل داده شد.

ایرانیان باید به دلایل و موجبات پیروزی متجاوزان به این خاک نگاه کنند، و عبرت بگیرند، که نگاه به پرونده این فتوحات، برای ایرانیان درس آموز و راهنما خواهد بود. مثلا تاریخ حمله اعراب شبه جزیره عربستان، و فتح جهان و البته فرایند چیرگی آنان بر امپراتوری‌های بزرگ ایران و روم، برای ما که در معرض تجاوزیم، درس آموز است، روش‌شان، نوع اندیشه و رفتار‌شان، تمایزی که بین جنگ داخلی، با نبرد خارجی قائل بودند، قابل تامل و اندیشه است، تا آنجا که امام اول شیعیان، علی بن ابی طالب در کنار خلفای پیش از خود، تمام قد، در نبردهای کشورگشایی سپاه این خلفا، در برابر ایران و روم ایستادند، و با مشورت دادن و... آنان را در این مسیر راهنما و مشاوری امین و صادق بودند، هر چند در همان حال، از بنیان اختلاف مبنایی خود با این خلفا هرگز کوتاه نیامدند، چنانکه بارها، به موقع، در برابر هم قرار گرفتند، و جنگیدند، کشتند و کشته شدند.

نمونه دیگرش امام چهارم شیعیان است، که در حالیکه از غم کشتار خانواده، پدر، برادران، عموها، عموزاده‌ها، یاران، آشنایان و... خود توسط یزید بن معاویه شدیدا غمگین بودند، اما در همان حال در حق سربازان مرزدار همین فرمانروایِ قاتل پدرش، بی‌پرده، و بلند و روشن، در مدینه و مکه دعا می‌کرد، همچنانکه این دعاهای او را در کتاب "صحیفه سجادیه" ثبت شده، و اکنون در دسترس، و گواه بر این ادعاست و...

این یکی از رموز پیشرفت و عظمت حاکمیتی بود و شد، که برای هزار سال، بر تمام سرزمین‌های ایران و روم، حاکم شدند، و زبان عربی خود را از شبه جزیره عربستان برآوردند، و تا اسپانیا گستراندند، و آئین خود را بر تمام ملل تحت سیطره خود، فرمانروایی دادند و...

بی شک امروز، در زمانه‌ایی که ملی‌گرایی ایرانی، در شعار و هدف معترضان به وضع موجود، موج می‌زند، این گذشته تاریخی باید مد نظرِ ایرانیان باشد و آید، که باز از خود نام‌هایی همچون سلمان فارسی، مسعود رجوی و... را، در همراهی با متجاوزین به خاک و ملت خود بر جای نگذارند، که در آینده، ایرانیان دیگری وقتی به تاریخ و رفتار آنان در این روزها نگاه کنند، همان احساسی را داشته باشند، که ما به این قبیل آدم‌ها امروزِ روز داریم.

 گیرم که سلمان در اندیشه و رفتار و آئین خود چنین و چنان، و محبوب دل پیامبر اسلام بود، و یا رجوی در مبارزات آزادیخواهانه و بی امان و تشکیلاتی خود، چنین و چنان، و استخوان خرد کرده باشد، اما در ایستادن در کنار متجاوز بعثی، به خاک و ملت خود، هرگز پسندیده رفتار نکرد، و تاریخ ایران و ایرانیان از آن راهبرد او هرگز به نیکی یاد نخواهند کرد.

چقدر دردناک است، وقتی این روزها می‌بینم، چنین اندیشه‌ی ایران غرق‌کنی، باز می‌رود تا رونق گرفته، و شاهد ایرانیانی باشیم که چنان از ایرانیت و ملیت خود زدوده شده‌اند، که در لحاجت و دشمنی با نظام حاکم بر خود، حتی ایرانی بودن، و ایرانی اندیشیدن، و ایرانی رفتارکردن را نیز، به فراموشی سپرده‌اند، و اختلافات داخلی بین ایرانیان، به دو قطبی‌های دهشتناکی رسیده، که برای نبودِ حاکمان فعلی، حتی خاک، داشته‌ها، منافع، و امنیت ملی ایران را هم، به راحتی می‌توانند قربانی هدفِ خود کنند، در این روزها سخنانی از چنین هموطنانی شنیده می‌شود که تا مغز استخوان انسان را می‌سوزاند.

مثالی بگویم، تا به ژرفای فاجعه رسیده، و آنرا حس کرد؛، شاهد مجادله‌ایی در خیابان، بین دو هموطن بودم، یکی مدافع حمله امریکا، و دیگری مخالف آن، طرف مخالف حمله امریکا/اسراییل به ایران استدلال می‌کرد، که : «از این دونالد ترامپ بعد نیست که برای تحقق شعار "امریکا را دوباره به بزرگی باز گردانیم" (خیزش MAGA)، و تامین مالی طرح‌های داخلی آن در امریکا، بعد از حمله به ایران این فرصت را غنیمت شمرده، جزایر سه گانه ما را تسخیر و به اماراتی‌ها بفروشد، و آذربایجان را به جمهوری آذربایجان واگذار کند، خوزستان را به دیگرانی از این دست و...،»

واکنش طرفِ موافقِ این حمله، سوزناک‌ترین بخش این مجادله بود، که استدلال می‌کرد که: «اگر بُکُند، مگر چه می‌شود؟! بحرین را محمدرضا شاه پهلوی به حاکم این جزیره واگذار کرد؛ آیا مردم بحرین اکنون خوشبخت‌ترند یا مردم ایران؟! اگر مردم بحرین زیر حاکمیت ایران می‌ماندند، امروز همچون مردم جزیره قشم و... در بدبختی غوطه نمی‌خوردند؟! مردم جمهوری آذربایجان با جدایی از ایران خوشبخت‌ترند، یا مردم تبریز، ارومیه و...؛ اگر اینها به ترکیه و یا آذربایجان ملحق می‌شدند، خوشبخت‌تر نخواهند بود؟! به نظر شما اگر اهالی جزیره ابوموسی زیر حاکمیت شیخ محمد، حاکم امارات باشند خوشبخت‌ترند یا الان که جزو ایرانند؟ شما چرا اینقدر ناسیونالیست هستید؟ و به خوشی مردم فکر نمی‌کنید؟! و...»

این همان اندیشه ایی است که در صورت فرصت یافتن، می‌تواند در نقش سلمان فارسی در فتح ایران، سپاه خلفا را راهنمایی کرده، و یا همان کاری که فرزندان ما، در سازمان مجاهدین خلق ایران، در کنار سپاه رژیم بعث، در حمله به ایران، به عهده گرفتند را انجام دهد، و یا آن هموطن ایرانی دیگرم که برای منافع شخصی خود، جنوب ایران را به پرتغالی‌ها سپرد، یا هموطنان دیگرم در حزب توده که در صورت پیروزی، برآیند کارشان، تشکیل جمهوری‌هایی همچون جمهوری سوسیالیستی گیلان به رهبری میرزا کوچک جنگلی، جمهوری مهاباد به رهبری قاضی محمد در کردستان، و یا تاسیس جمهوری آذربایجان به رهبری فرقه دمکرات و پیشه وری و... خواهد بود.

تهران - سه شنبه 5 اسفندماه 1404 برابر با  24 فوریه 2026

کاریکاتور یک رسانه امریکایی

تاکید بر حقوق کشورها و ایالت‌ها

مقابله یک شهروند با زیاده خواهی سپاهیان ترامپ و حزب جمهوریخواه

[1] - علی تهرانی (۱۳۰۵ – 1401 ) با نام اصلی علی مرادخانی ارنگه، روحانی، نویسنده و خطیب ایرانی بود او نماینده استان خراسان در مجلس خبرگان قانون اساسی و از شاگردان سید حسین طباطبایی بروجردی و سید روح‌الله خمینی بود که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به مبارزه با حکومت پهلوی پرداخت و در این راه بارها به زندان افتاد و تبعید شد. او دارای درجه اجتهاد بود  تهرانی پس از انقلاب و در ادامه زندگی سیاسی خود و پس از تحمل ماه‌ها زندان در مشهد، در نیمهٔ دوم فروردین ۱۳۶۳ در شرایطی خاص موفق شد از حصر خانگی خارج شود. سپس مخفیانه به عراق گریخت و در آن‌جا سال‌های طولانی در رادیو و تلویزیون فارسی‌زبان بغداد، به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و زمامداران آن پرداخت. او در سال ۱۳۷۴ به ایران بازگشت و به ۲۰ سال زندان محکوم شد ولی در سال ۱۳۸۴ آزاد شد. او شوهر خواهر سید علی خامنه‌ای است. 

[2] - امام‌قلی خان، یکی از فرماندهان نظامی و سرداران گرجی زمان صفویان بود که پس از پدرش الله‌وردی خان به فرمانروایی ایالت فارس امپراتوری صفوی رسید. پدر او اولین سپه‌سالار ایران از خاندان گرجی اوندیلادزه بود. از مهم‌ترین اقدامات نظامی امام‌قلی خان فتح هرمز و پایان دادن به تسلط ۱۱۷ سالهٔ پرتغالی‌ها در خلیج‌فارس است.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (7)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران:

"درخواست بعضی معترضان برای کمک خارجی، رویکردی خطرناک است. آمریکا دنبال آزادی ایران نیست، سرنوشتی مثل عراق، افغانستان لیبی و سوریه را برای ایران می‌خواهد. آمریکا و اسرائیل به دنبال فروپاشی ایران هستند"



Mohsen Milani @milanimohsen · 19h
توافق هسته‌ای، پایان ماجرا نخواهد بود؛ جنگ‌طلبان با استفاده از زبان جنگجویانه سعی خواهند کرد ایران را بیشتر دو قطبی کنند و آن را به سوی بی‌ثباتی و حتی جنگ داخلی سوق ‌دهند. دربارهٔ جنگ داخلی سوریه نوشته‌ام که چگونه چنین روندی آغاز و به‌سرعت گسترش می‌یابد.

This comment was minimized by the moderator on the site

همان‌گونه که پیش‌تر گفته‌ام و باز هم با صراحت می‌گویم! جنگ نخواهد شد. تدبیر بر تهدید غلبه می‌کند و توافق شکل خواهد گرفت. اما سخن من فراتر از این دوگانه جنگ و صلح است.
جمهوری اسلامی؛ این را برای خویش نمی‌گویم، از من گذشته است. سخن من برای ایران است، برای وحدت ملی است، برای فردای فرزندان این خاک است. اگر قرار است پس از توافق، فصلی نو گشوده شود، آن فصل باید فصل اصلاح باشد نه فقط فصل تنفس.
دست از خیره‌سری‌ها بردارید و به جای تصلب، تدبر پیشه کنید؛ به جای تعصب، تعقل. اصلاحات سیاسی را بی‌درنگ آغاز کنید؛ نه در شعار که در ساختار، نه در وعده که در عمل. دست رانت و فساد را کوتاه کنید که عدالت با تعارف برپا نمی‌شود. زنجیر تبعیض را بگسلید که اعتماد با بخشنامه بازنمی‌گردد.
نظارت استصوابی را کنار بگذارید تا انتخاب، معنا پیدا کند و جمهوریت، جان بگیرد. مردم را به «خودی» و «غیرخودی» تقسیم نکنید که این خط‌کشی‌ها سرمایه اجتماعی را می‌سوزاند و شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند. بگذارید مردم همه مردم باشند؛ نه دسته‌بندی‌شده، نه درجه‌بندی‌شده.
اگر می‌خواهید نظام بماند، باید «نظام» باشید نه صرفاً «حکومت»؛ باید بر رضایت تکیه کنید نه بر الزام، بر مشارکت بنا کنید نه بر محدودیت. جمهوریت را تقویت کنید تا مشروعیت تقویت شود؛ عدالت را اجرا کنید تا اقتدار تثبیت شود.
پس از توافق، کشور نیازمند آشتی درون‌زا است؛ آشتی حاکمیت با مردم، ساختار با شایستگی، قدرت با پاسخگویی. این فرصت را به تهدید تبدیل نکنید. تاریخ، لحظه‌های طلایی را دوبار هدیه نمی‌دهد.
والسلام علی من اتبع الحق
شهاب الدین فروغی
پنجشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴

This comment was minimized by the moderator on the site

نه به جنگ
پویش ملی دانشگاهیان ایرانی داخل و خارج از کشور

به نام خداوند جان و خرد
«پویش ملی نه به جنگ» فراخوانی است از سوی جمعی از دانشگاهیان ایرانی در واکنش به حوادث خونبار دی‌ماه سال جاری و نیز خطر فزاینده تحمیل جنگی ویرانگر علیه ایران.

۱. ما با اندوهی عمیق نسبت به جان‌باختن هم‌وطنان، تأکید می‌کنیم که روشن‌شدن حقیقت این رخداد از طریق تشکیل کمیته‌ای علمی، بی‌طرف و مورد وثوق افکار عمومی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. در عین توجه به نقش عوامل جنگ‌افروز خارجی، قصور و تقصیر حاکمیت در پیشگیری و مدیریت این فاجعه نیز نمی‌تواند نادیده گرفته شود.

۲. در شرایطی که کشور با تهدید جدی جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل روبه‌روست، هشدار می‌دهیم که هرگونه درگیری نظامی، فارغ از توجیه آغاز آن، پیامدی جز کشتار بی‌گناهان، تخریب گسترده زیرساخت‌ها، آسیب‌های سنگین زیست‌محیطی، بی‌ثباتی منطقه‌ای و تضعیف صلح و امنیت جهانی نخواهد داشت.

۳. تجربه‌های تاریخی و پژوهش‌های معتبر نشان داده‌اند که حتی مداخلاتی که با وعده بهبود اوضاع آغاز می‌شوند، اغلب به پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر و ویرانگر می‌انجامند و نخستین قربانی آنها نیز بنیان‌های درونی دموکراسی و آزادی‌خواهی است.

۴. از حاکمیت می‌خواهیم با درک اهمیت بنیان‌های واقعی قدرت ملی، که بر رضایت و حمایت مردم استوار است، دیپلماسی ضدجنگ را به‌طور فعال تقویت کرده و زمینه همدلی ملی را فراهم آورد. از همه ایرانیان، فارغ از تمایزات قومی، مذهبی و سیاسی، دعوت می‌کنیم گفتمان «نه به جنگ» را به مطالبه‌ای فراگیر و برتر تبدیل کنند و هر یک کنشگری مسئول در مسیر صلح باشند.

۵. ما دانشگاهیان داخل و خارج کشور، که توسعه متوازن و رفاه پایدار را در چارچوب فرایندهای دموکراتیک آرمان مشترک خود می‌دانیم، از خردورزان و نهادهای علمی جهان می‌خواهیم برای جلوگیری از شعله‌ورشدن جنگ تلاش کنند. همچنین از اندیشمندان و مسئولان کشورهای منطقه می‌خواهیم با تقویت ابتکارات دیپلماتیک و مواضع مسئولانه، نگرانی‌های مشروع نسبت به پیامدهای جنگ را به اقداماتی مؤثر تبدیل کنند.

۶. در سطح بین‌المللی، از دبیرکل و اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد، و نیز سیاستمداران و نمایندگان مسئول در آمریکا که با جنگ‌طلبی مخالف‌اند، می‌خواهیم به وظایف قانونی و اخلاقی خود در جلوگیری از جنگ و پایبندی به موازین حقوق بین‌الملل عمل کنند.

امید ما آن است که با رفع خطر جنگ، سرمایه اجتماعی حاصل از این همدلی ملی در خدمت اصلاحات ساختاری، به‌رسمیت‌شناختن حق حاکمیت ملت و حرکت مسالمت‌آمیز ایران به سوی توسعه، رفاه و ثبات پایدار قرار گیرد.

جمعی از دانشگاهیان داخل و خارج از کشور
اسفند ۱۴۰۴

This comment was minimized by the moderator on the site

رضا نصری خطاب به آن عده ایرانیان خارج از کشور: با وطن‌مان چه می‌کنید؟

کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل خطاب به آن عده ایرانیان خارج از کشور:
واقعاً باور کرده‌اید ناو و ناوشکن آورده‌اند تا بعد از جنگ کلید تهران را به دست‌تان بدهند و محترمانه کنار بروند؟

حاضرید مسئولیت عواقب جنگی را که خواسته یا ناخواسته تسهیل‌گر آن شده‌اید برعهده بگیرید؟

اگر فردا با تضعیف قدرت مرکزی، ایران به جولانگاه گروه‌های تروریستی تکفیری بدل شود، پاسخگو خواهید بود؟

مدعی هستید خیر مردم را می‌خواهید! اما راستی کجا بودید وقتی دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای خارج شد و یک‌شبه اقتصاد کشور را با «فشار حداکثری» در مسیر فروپاشی قرار داد؟

اختلاف سیاسی حق شماست. اعتراض حق شماست. تلاش برای آرمان‌هایتان حق شماست. اما هم‌صدا شدن با جریانی که ایرانی ضعیف، چندپاره و وابسته می‌خواهد، حق شما نیست.

بازی با سرنوشت یک تمدن است. ما مردم ایران از این تمدن دفاع خواهیم کرد. شما خود ببینید در کدام سمت تاریخ می‌خواهید بایستید.

This comment was minimized by the moderator on the site

باسلام : امام علی (ع) مخالف حمله اعراب به ایران بود وحتی اجازه نداد حتی یکنفر از فرزندانش درحمله به ایران شرکت کنند . تنها مشورتی که محتملا با عمرداشته اینکه : از پیامبر شنیده بود که عمر بدست ایرانیان کشته می شود لذا به او پیشنهاد می کنید به جبهه جنگ ایران نرود ؟!! همین

This comment was minimized by the moderator on the site

یهودیِ لیبرالِ آمریکایی: آمریکا به چه حقی به ایران حمله می‌کند؟ اگر ایران به آمریکا حمله کند چه خواهیم گفت؟ آمریکا سوژه حقوقی و اخلاقی ای نیست که محق باشد درباره ایران قضاوت کند، چه رسد به حمله نظامی به ایران

پیتر بینارت، استاد دانشگاه سیتی کالج نیویورک و روزنامه نگار و مفسیر سیاسی آمریکایی

بنابراین، دونالد ترامپ این ارتش عظیم نظامی را به نزدیکی ایران منتقل کرده و گزارش‌های زیادی وجود دارد که هر روز ممکن است ایالات متحده حمله نظامی به ایران را آغاز کند. وقتی من بحث درباره این موضوع در ایالات متحده را می‌بینم، خیلی ناامید می‌شوم چون حتی کسانی که مخالف حمله ترامپ به ایران هستند، به نظرم سؤالات اساسی‌ترین را مطرح نمی‌کنند. آنها می‌گویند: «خب، چطور می‌دانیم این کار برای سرنگونی رژیم کار می‌کند یا برنامه هسته‌ای ایران را حذف می‌کند؟» یا «چرا کنگره رأی‌گیری نکرده؟» یا «چرا ترامپ این را به مردم آمریکا توضیح نداده؟» یا «چرا روی مسائل داخلی تمرکز نمی‌کند؟» همه اینها نکات مشروع هستند، اما به نظرم نکته اساسی‌تر را از دست می‌دهند: ایالات متحده به چه حقی به کشوری حمله می‌کند که به وضوح هیچ تهدیدی برای ایالات متحده ندارد؟

استثنایی‌بودن آمریکایی آن‌قدر در فرهنگ سیاسی اصلی آمریکا عمیق است که تقریباً هیچ‌وقت از آمریکایی‌ها خواسته نمی‌شود چیزها را برعکس تصور کنند و ایده حمله ایران یا چین به ایالات متحده را در ذهن بیاورند، درست؟ لنز را برعکس کنیم. این تصور که ایالات متحده به نحوی حق دارد کارهایی با کشورهای دیگر انجام دهد که حتی در میلیون سال هم فکر نمی‌کردیم برای ما مجاز باشد، کاملاً در گفتمان آمریکایی جا افتاده است. اما فکر می‌کنم ارزش دارد این آزمایش فکری را انجام دهیم، درست؟ به توجیهات حمله آمریکا به ایران فکر کنید. یکی از آنها این است که ایران برنامه هسته‌ای دارد، درست؟ سلاح هسته‌ای ندارد، اما ظاهراً نوعی برنامه هسته‌ای دارد که ممکن است روزی برای ساخت سلاح هسته‌ای استفاده شود. اما ایران خیلی بهتر از ایالات متحده به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) پایبند بوده است. ایران واقعاً معاهده هسته‌ای اوباما را امضا کرد که فراتر از تعهدات NPT بود. NPT اساساً می‌گوید کشورهایی که سلاح هسته‌ای ندارند نمی‌توانند داشته باشند، اما مهم‌تر اینکه کشورهای دارای سلاح هسته‌ای باید به سمت خلع سلاح حرکت کنند. ترامپ دقیقاً برعکس عمل کرده: معاهدات باقی‌مانده کنترل تسلیحات هسته‌ای را کنار گذاشته، به مدرن‌سازی و ساخت سلاح‌های هسته‌ای بیشتر روی آورده. پس اگر ادعا این است که حق دارید به کشورهایی حمله کنید چون به تعهدات NPT پایبند نیستند، می‌توان استدلال کرد که کشورهای دیگر توجیه بهتری برای حمله به ایالات متحده دارند تا ایالات متحده برای حمله به ایران.

ادعای دوم این است که ایران تهدیدی برای همسایگانش است. درست است که ایران از گروه‌هایی مثل حوثی‌ها، حزب‌الله و گروه‌های عراقی حمایت کرده که اقدامات خشونت‌آمیزی علیه اسرائیل یا نیروهای آمریکایی انجام داده‌اند. اما سطح تهاجمی که ایران نسبت به همسایگانش داشته، در مقایسه با درجه تهاجمی که ایالات متحده نسبت به همسایگانش داشته، کاملاً کم‌رنگ است. ایالات متحده همین حالا رهبر یک کشور خارجی را در ونزوئلا ربود. ترامپ تهدید کرده که نیروی نظامی برای تصرف گرینلند استفاده کند، تهدید به فشار اقتصادی برای تصرف کانادا کرده. اسرائیل هم خیلی بیشتر از ایران در خارج از مرزهایش بمب ریخته و نیرو مستقر کرده. اما اگر ادعا این است که حق دارید به ایران حمله کنید چون تهدیدی برای همسایگانش است، خب، از مردم ونزوئلا، کلمبیا، مکزیک یا حتی کانادا بپرسید که ایالات متحده چقدر تهدید برای همسایگانش است – تهدید خیلی بزرگ‌تری از ایران.

ادعای سوم برای استفاده از نیروی نظامی علیه ایران این است که ایران مردم خودش را سرکوب می‌کند. خب، اگر فکر می‌کنید ترامپ واقعاً نگران مردم ایران است، باید ده سال زیر سنگ خوابیده باشید. ایده کاملاً پوچ است. حتی در ونزوئلا ترامپ هیچ علاقه‌ای به حمایت از دموکراسی واقعی نشان نداده؛ فقط می‌خواهد دیکتاتورهایی که اجازه دهند او و دوستانش نفت بیشتری بگیرند. پس هیچ دلیلی وجود ندارد که باور کنیم هدف ایالات متحده در ایران تولید حکومتی بهتر و عادلانه‌تر برای مردم ایران باشد. اما دوباره، اگر استدلال این است که حق دارید به کشوری حمله کنید که تهدیدی برای ایالات متحده نیست چون با مردم خودش بد رفتار می‌کند، خب، ایالات متحده تحت ترامپ نسبت به ایران کمتر سرکوب‌گر است – داخلی‌اش خیلی سرکوب‌گر است، اما نه به اندازه ایران. اگر به نقض حقوق بشر ایالات متحده در جهان نگاه کنیم، مثل حذف USAID که منجر به مرگ میلیون‌ها نفر می‌شود، یا سهم آمریکا در تغییرات اقلیمی که بزرگ‌ترین منتشرکننده است و از تلاش‌ها برای کاهش انتشارات خودداری کرده، و این هم منجر به مرگ‌های عظیم خواهد شد. دوباره، اگر ادعا این است که حق دارید به کشورها حمله کنید چون نقض حقوق بشر جدی دارند، خب، به همان منطق، کشورها ممکن است بگویند حق دارند به ایالات متحده حمله کنند. البته حق ندارند به ایالات متحده حمله کنند و حتی مطرح کردن این بحث در آمریکا مردم را به فکر ایده پوچ می‌اندازد. اما استثنایی‌بودن آمریکایی است که مانع می‌شود ما بپذیریم که حمله ایالات متحده به ایران از نظر اخلاقی به همان اندازه پوچ است که حمله کشوری دیگر به ایالات متحده.

ما هنوز کارهای زیادی در ایالات متحده داریم تا این میراث را غلبه کنیم که ایالات متحده به نحوی در سطح اخلاقی یا قانونی متفاوتی از دیگر کشورها قرار دارد. اگر این هرگز درست بوده، حالا دیگر قطعاً نیست. تقریباً هیچ‌کس در جهان ایالات متحده را این‌طور نمی‌بیند. آمریکایی‌ها باید از دیدن آمریکا این‌طور دست بردارند. تنها وقتی این کار را کنیم، می‌توانیم مشکل اساسی این نوع جدید امپریالیسم که ترامپ تمرین می‌کند را حل کنیم – امپریالیسمی که بر این ایده استوار است که ایالات متحده می‌تواند خودش را بالاتر از قوانین و هنجارهای اخلاقی که دیگر کشورها را مقید می‌کند، قرار دهد. ایالات متحده هیچ حقی برای این کار ندارد. و به نظرم این اساسی‌ترین چیزی است که در این حمله وحشتناک قریب‌الوقوع به ایران اشتباه است.

پیتر_بینارت آمریکا ایران استثنایی_بودن_آمریکایی جنگ_ایران امپریالیسم

https://t.me/ganji_akbar

This comment was minimized by the moderator on the site

و برای مردمش!
احمد زیدآبادی
ترامپ سرانجام مقداری صراحت و صداقت به خرج داد و در مورد برنامه‌اش برای رویارویی با ایران نوشت: "ترجیح من دستیابی به توافق است ولی اگر توافق نکنیم، آن روز برای این کشور و متأسفانه برای مردمش روز بسیار بدی خواهد بود، زیرا آن‌ها مردمی بزرگ و شگفت‌انگیز هستند و چنین چیزی هرگز نباید برایشان اتفاق می‌افتاد!"
با این حساب، ترامپ شخصاً به ادعای کسانی که مدعی‌اند حملهٔ آمریکا فقط به نظام و مقام‌های آن آسیب می‌رساند و برای مردم ایران نه فقط بد نمی‌شود که اسباب رهایی آنان را نیز فراهم می‌کند، مهر باطل زد!
البته این مدعیان به این سادگی از ادعای خود عقب نمی‌نشینند و احتمالاً خواهند گفت، ترامپ با این حرفش دست به "عملیات فریب" زده و برخی دیگر هم چون مریدان شورمند آن مرادی که مدعی بودند کفش‌هایش جلوی پایش جفت می‌شود، خواهند گفت، خودش غلط کرده و چیز خورده که این مطلب را تکذیب کرده ما به چشم خودمان دیده‌ایم که کفش جلوی پایش جفت می‌شود!

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...