انتخابات، حرکت از کثرت به وحدت، فرار از خشونت
  •  

04 فروردين 1400
Author :  

نوروز امسال، نوروزی انتخاباتی است، انتخابات در پیام های نوروزی حضور داشت، اما سرد و بی رمق به چشم می خورد، بعضی کاندیداهای احتمالی، برغم شیوع بیماری مرگبار کرونا، قرنطینه های سخت را سست کرده، سفرها و حضورهای انتخاباتی اعلام نشده خود را از چند ماه گذشته آغاز کرده، به هر بهانه ایی، بجا و نابجا، خود را در رسانه ها مطرح، و گاه حتی با حرکات جنجالی، به دوربین رسانه ها خود را تحمیل می کنند و... حملات و پاتک هایی علیه هم دارند، و این نشانه هاییست، از اینکه باز انتخابات در راه است، و قلب جمهوریتِ قانون اساسی، دوباره به تپش افتاده، و مثل همیشه نگران، تا به نظاره عملکرد سکانداران انقلاب بنشیند، تا میزان وفاداری آنان را به امانتِ قانون، پست های اشغال شده اشان، دمکراسی و حقوقی که "ولی نعمت های" آنان یعنی مردم به پاس دو خیزش عمده، تاریخی و آزادیخواهانه خود، یعنی انقلاب مشروطیت و انقلاب 57 کسب کرده اند، بسنجد.

و بدین ترتیب آنان صحنه و فرصتی دیگر دارند تا نشان دهند، با چه درجه اهمیتی به مردم ایران می نگرند و برایشان شان قایلند، تا همین میزانسنج درستی مسیری باشد که توسط آنان طی می شود؛ زیرا اراده و عمل آنان به همین اصل اساسی است که نشان خواهد داد، چقدر در مسیری اند، که باید باشند، امری که در انتخابات مجلس شورای اسلامی، نمره مناسبی دریافت نکرد، و نمایندگانی در یک انتخابات سرد، در سایه خانه نشینی بسیاری از مردم، و عدم حضور موثر آنان در پای صندوق های رای، با آرای کسب درصد کمی از رای مردم، راهی مجلس شدند که شان مجلس و پارلمان را بیش از پیش پایین کشیدند. 

سید رضا میرزاده عشقی [1] از معماران و فعالان حفظ قوانین مشروطیت و آزادی ها و حقوق مدنی ایرانیان، بعد از مشروطه، پیرامون یکی از ارکان حق تعیین سرنوشت مردم، یعنی مجلس قانونگذاری،  معتقد بود [2] : "پارلمان در تعریف فنی، نه شاهراه ترقی است و نه اکسیر کسب حرمت و عزت، بلکه وسیله ایی برای رسیدن از کثرت به وحدت، و ابزاری برای مسجل کردن حفظ چنین وحدتی، و جلوگیری از منازعات خشن بین اقشار و طبقات است".

در دوره ایی قرار داریم که خیزش های اعتراضی مردم، در حال افزایش است و آخرین آن در آبان 1398 اوج گرفت، و متاسفانه به خشونت و استفاده از سلاح گرم، برای مهار آن هم کشیده شد، این حوادث نشان داد که مردم در دستگاه های حاکمیتی نماینده شایسته ایی برای پیگیری خواست، حقوق و امور خود نمی یابند، که خود شخصا به میدان آمده و دست به کار می شوند، انتخابات درست و استاندارد و به دور از دخل و تصرف های جناحی و سیاسی کاری ها، می تواند، از منازعات خشن و خون آلود از این دست پیشگیری نماید، و نقش بازدارنده ایی، در به وجود آمدن چنین صحنه های دهشتباری از خشونت لخت، داشته باشد، چنانچه مردم نمایندگان واقعی، و واجد عصاره های حداکثری از فضایل خود، در صحنه قانونگذاری و عمل کشور، داشته باشند. کثرت نظرات موجود در کشور و تنش ناشی از مبارزات آنان برای غلبه دیدگاه، در خلال انتخابات، به وحدتی موثر تبدیل شده، و منازعات را کاهش داده، راه پیشرفت و افزایش امنیت کشور باز خواهد کرد.

اما متاسفانه همچون انتخابات گذشته مجلس، این روزها زمزمه ها و پیش بینی هایی از تکرار رد صلاحیت طیف گسترده ایی از فعالان سیاسی حاضر، برای حضور در نقش کاندیدای مردم، در انتخابات ریاست جمهوری خرداد 1400 هم شنیده می شود، و بعضی بی پروا سخن از ریاست نظامیان بر جمهور مردم ایران سر می دهند، روند نامیمونی که در صورت بروز، به واقع اعلام رسمی و آشکار شکست انقلاب توسط سیاستگذاران آن خواهد بود، چراکه هجوم نظامیان برای تسخیر پست های سیاسی، اجرایی، اقتصادی، فرهنگی، دیپلماتیک و... عملا در شرایط عادی، با کودتا صورت عملی به خود می گیرد، که در خلال بروز کودتا، دیگرِ نیروهای متخصص کشور، به نیروهای تحت امر و فرمان نظامیان تبدیل می گردند، حال آنکه عناصر نظامی خود به صورت طبیعی و صحیح، به عنوان عناصر گوش به فرمان قدرت فائقه کشور، تربیت و سازماندهی می شوند، تا مدیریت زور را در شرایط بحران های شدید و غیر قابل کنترل، جنگ و یا نا امنی های گسترده تحمیل نمایند، که این خصوصیت خاص شرایط بحران، جنگ و در اکثر موارد، تمامیت خواهی های کودتاگران است، نه شرایط کشور داری قانونمند، و سیاست مدون و پیشرو طبیعی.

برغم اهمیت، جایگاه و احترامی که برای نظامیان قائلم، و در هر کشوری مردم برای سربازان وطن خود قائل می شوند، چنین وضعی، در صورت بروز، سطح منازعات خشن را افزایش بیش از پیش خواهد داد، و نقش انتخابات که باید کثرت نظرات موجود در جامعه را به یک وحدت در خلال انتخاب نماینده مردم، تبدیل کند، چنین انتحار سیاسی و سپردن سکان کشور به نظامیان، این روند را دچار مخاطره جدی کرده، و عملا انتخابات نقشی که باید داشته باشد، را از دست داده، جامعه را در بحران جدید، بزرگتر و عمیق تری فرو خواهد برد. و جامعه ایی که می خواهد خود را از بحران نجات دهد، تشدید بحران هرگز به صلاح آن نبوده، بلکه باید به روش هایی روی آورد که حاصل، درمان بیماری های آن باشد، نه اینکه بحران را با روی آوری به بحرانی جدید، پاسخ گوید، دادن نقشی بیشتر از این که هست، به نظامیان، و آشکار کردن بیشتر نقش آنان در سکانداری و راهبری کشور، بحران زایی و تشدید بیماری خواهد بود؛ از این رو بازگشت به اصول دمکراسی، قانون، و دادن بهای بیشتر، به رای و نظر مردم، و فراهم کردن شرایط حضور موثر و تعیین کننده آنان در پای صندوق های رای، از طریق دادن حق انتخاب به آنان برای انتخاب نمایندگان واقعی خود، با دادن اختیار و پتانسیل اصلاح و تغییر به این نمایندگان، اکسیر نجات بخش ایران از بحران های فعلی خواهد بود، ورنه به تشدید بحران، و تعمیق شکاف ها منجر شده، و خسارت را صد چندان خواهد نمود.

اینکه عده ایی مصداق سیاستگذاری های رهبری در طرح واژه های، همچون دولت جوان و انقلابی و یا دولت قوی را، در قامت ریاست نظامیان بر جمهور کشور می بینند، اشتباه راهبردی و جهت گیری به سمت خطای فاحش و خطر آفرین است، که به نابودی اساس انقلاب، قانون و نظم و امنیت کشور منجر خواهد شد، و در درازمدت، میان مدت و حتی ممکن است در کوتاه مدت، خطرات جبران ناپذیری را متوجه ایران نماید، و سطح حضور موثر مردم را بیش از پیش در امور خود کاهش داده، و خاصیت انتخابات که رسیدن از کثرت و اختلاف، به وحدت است را، مخدوش، و به شدتِ درگیری های خشن در جامعه خواهد افزود، و به تعمیق شکاف بین مردم و حاکمیت منجر شده، که این یعنی به خطر افتادن امنیت، که اساس، و آخرین میخ های نگهدارنده یک جامعه است، خواهد بود.

 باید آرزو کرد، در شرایط خطیر کنونی ایران، سیاستگذاران چنانچه بر این نظرند، تا دیر نشده، در تصمیم خود تجدید نظر کرده، بیش از این اساس برپایی ایران، یعنی امنیت آن را، به خطر نینداخته، برای دفع بحران ها، به نقش دهی بیشتر به مردم روی آورند، تا تجربه روش آزموده شده، و پر از خطای تجمیع بیش از پیش قدرت، و تحکیم قدرت در دست هسته سخت، و سپردن سکان کشور به دست نظامیان؛   

[1] - سید محمد رضا کردستانی با تخلص میرزاده عشقی (زاده ۱۲۷۳ – درگذشته ۱۳۰۳) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریه قرن بیستم بود که در دوره نخست‌ وزیری رضاشاه، به دستور رئیس اداره تأمینات نظمیه (شهربانی) وقت، ترور شد. وی از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عناصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی در توده مردم بهره گرفت. او را خالق اولین اپرای ایرانی می‌دانند.

... 12 تیرماه 1303 بعد از ترور او در منزلش، میرزاده عشقی را به بیمارستان شهربانی بردند. در تختخوابی افتاده و لحافی رویش کشیده شده بود. رنگش به کلی پریده‌ بود و عرق مرگ بر صورتش نشسته‌ بود. تنش سرد شده و از سرما به خود می‌پیچید. به دلیل درد ناله می‌کرد، و داد می‌زد که یا مرا از اینجا بیرون ببرید یا یک گلوله دیگر به من بزنید و آسوده‌ام کنید. گلولهٔ سربی از طرف چپ زیر قلبش گیر کرده‌ بود. خون زیادی می‌آمد. بعد از چهار ساعت درد و شکنجه، عشقی چشم از جهان بر بست. پیراهن خونینش را روی جنازه‌اش گذاشته و تابوت را به مسجد سپهسالار بردند. صبح روز بعد تمام تهران عزادار بود. دانشمندان، دانش آموزان، کاسب کارها وا هالی محل طوق و علم بلند کرده و جنازهٔ شاعر جوان را در حالی که پیراهن خونین او روی تابوت بود برداشته و حرکت کردند. هر کس جنازه را می‌دید می‌گریست و می‌گفت: تهران چنین سوگواری را یک بار دیگر نخواهد دید.
این شعر معروف بر کنار سنگ قبر وی در قبرستان تاریخی ابن بابویه شهر ری، حک شده ‌است:

خاکم به سر، ز غصه به سر خاک اگر کنم خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟
من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک          وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
معشوق عشقی ای وطن ای مهد عشق پاک ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم

شعر "چه معامله باید کرد؟" و "مستزاد مجلس چهارم"، در توصیف نمایندگان دوره چهارم مجلس شورای ملی از تندترین و معروف‌ترین اشعار عشقی است:  قسمتی از مستزاد مجلس چهارم

این مجلس چارم به خدا ننگِ بشر بود دیدی چه خبر بود؟!
هر کار که کردند، ضرر رویِ ضرر بود دیدی چه خبر بود؟!
این مجلسِ چارم، خودمانیم، ثمر داشت؟ والله ضرر داشت
صد شکر که عمرش چو زمانه به گذر بود       دیدی چه خبر بود؟!
دیگ وکلا جوش زد و کف شد و سر رفت  باد همه در رفت
ده مژده که عمر وکلا عمر سفر بود دیدی چه خبر بود!
دیگر نکند هو نزند جفته مدرس در ساحت مجلس
بگذشت دگر مدتی ار محشر خر بود دیدی چه خبر بود!
دیگر نزند با قر و قنبیله معلق یعقوب جعلق
یعقوب خر بارکش این دو نفر بود دیدی چه خبر بود؟
سرمایه بدبختی ایران دو قوام است این سکه بنام است
یک ملتی از این دو نفر خون بجگر بود دیدی چه خبر بود!

[2] - در روزنامه شفق سرخ به تاریخ 4 خرداد 1301 خورشیدی

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (17)

This comment was minimized by the moderator on the site

سونامی خاموش سیاست
9/2/1400
Posted: 28 Apr 2021 05:08 AM PDT
عباس عبدی
به نظرم ارزش این را دارد که در باره نکته اصلی این یادداشت تأمل شود. خطابم هم به مجموعه دست‌اندرکاران ارشد حکومت، هم به اصول‌گرایان و نیز به دوستان اصلاح‌طلب است که هر کدام به نحوی دارای نقش ویژه‌ای در سیاست جاری کشور هستند. بنده چندی پیش این متن را توییت کردم:
”‏فیلمی از پیشرفت امواج سونامی دیدم. مردم بدون آگاهی از میزان شدت و خطر سونامی، از یک بلندی شاهد نابودی شهرشان بودند. وقتی امواج نزدیک شد، یک‌باره متوجه اندازه خطر واقعی آن شده و فرار کردند. ولی دیر بود.
ابعاد امواج ‎انتخابات بزودی بر همه روشن می‌شود. همه از سونامی سیاسی بپرهیزیم.“
به نظرم رسید آنچه که مورد نظرم بود از سوی خوانندگان دریافت نشد، احتمالاً نیازمند توضیح بیش‌تری است. در اینجا می‌کوشم تا این مضمون را شرح می‌دهم.

مهم‌ترین وجه انتخابات در ایران چیست؟ کنشگران حاضر در میدان هر کدام دنبال حمایت از یک نامزد معین و نزدیک به خود هستند و گمان دارند که نتیجه اصلی انتخابات این است که کدام فرد پیروز و راهی پاستور شود. در حالی که چنین نیست. بیایید مسابقات جام جهانی فوتبال را مرور کنیم. آیا مهم‌ترین نتیجه آن قهرمان شدن فلان تیم است؟ قطعاً خیر. قهرمان شدن یک تیم، محصول فرعی و البته لازم برای وجود ورزش فوتبال است. ورزشی که به عنوان یک پدیده مهم برای تأمین نیازهای اوقات فراغت و دیگر نیازهای بشر امروز شناخته شده است. اساساً چه اهمیتی دارد که برزیل قهرمان شود یا آلمان؟ حالا اگر به جای ۵ بار برزیل، فرانسه ۵ بار پیروز می‌شد، چه اهمیتی می‌داشت؟ ولی تصویر دنیایی بدون فوتبال که تأمین‌کننده نیازهای خاصی از بشر امروز است، قدری سخت است.

انتخابات در کشورهای توسعه‌یافته نیز همین گونه است. کارکرد و برون‌داد واقعی آن نوعی گردش نخبگانی براساس داوری مردم و رسیدن به تفاهم و تعادل و ثبات سیاسی و تن دادن مسالمت آمیز به تغییرات است. در واقع نتیجه چهار سال مبارزه سیاسی، در پایان هر چهار سال در قالب رقابت انتخاباتی خود را نشان می‌دهد و کارکرد اصلی انتخابات بازتاب دادن جابجایی‌های اجتماعی و سیاسی، و برجسته کردن مطالبات واقعی جامعه است که در هر مورد خود را به شکل انتخاب یک فرد نشان می‌دهد. حتی ممکن است فرد پیروز که از جناح خاصی است، در نهایت به دلیل فرآیند انتخاباتی تغییر نگرش و رفتار دهد. کوره انتخابات و رقابت سیاسی او را ذوب می‌کند و ماده جدیدی با عیاری دیگر از او می‌سازد.

با این مقدمه باید پرسید که کارکرد و کار ویژه اصلی انتخابات در ایران چیست؟ به یک معنا همان کار ویژه انتخابات در جوامع توسعه‌یافته باید باشد، ولی به عللی این امر محقق نمی‌شود. شش ماه پیش دور از تصور بود که ترامپ با زبان خوش کاخ سفید را ترک کند، ولی در نهایت چنین شد. نتیجه رقابت و حتی ستیز سختِ چهار ساله جناح‌های سیاسی در ایالات متحده در انتخابات اخیر به اوج خود رسید و در نهایت رأی مردم آتش آن را خاموش کرد.

بنابراین کارکرد اصلی انتخابات، آمدن و رفتن این و آن نیست، بلکه خاموش کردن آتش اختلافات است، مثل حوضچه آرامش در زیر سدها است که آب سرریز شده از سد که قدرت ویرانگری فراوانی دارد وارد این حوضچه می‌شود و انرژی تخریبی آن مستهلک می‌گردد. حالا اگر این حوضچه آرامش در سیاست وجود نداشته باشد، با متراکم شدن آب پشت سد و پر شدن مخزن آن و رسیدن به شب انتخابات این آب سرریز می‌شود و زیر سد را تخریب می‌کند و ممکن است موجب تخریب کل سد شود.

هر چه میزان ورودی آب (تنش‌های سیاسی) به پشت سد سیاست (جامعه) بیش‌تر باشد، و سد به مرحله سرریز (روز انتخابات) می‌رسد و هر چه توان و اندازه حوضچه آرامش (واقعی بودن انتخابات) کمتر باشد، میزان سرریز بیش‌تر و قدرت تخریبی آن افزون‌تر خواهد شد.

امروز در عرصه سیاست ایران چه تنش‌هایی وجود دارد؟ تنش‌ها و نارضایتی‌های میان مردم و حکومت، درون حکومت، میان احزاب سیاسی و نهادهای مدنی و حتی درون احزاب و گروه‌ها، همگی رو به بالا و شدید است. این تنش‌ها روزمره است. بعضاً حل می‌شود و اگر حل نشود تشدید می‌شود. این امر بستگی به انعطاف‌پذیری ساختار سیاسی دارد. هر چه ساختار منعطف‌تر باشد، اجازه نمی‌دهد که تنش‌ها اوج گیرد.

در ساختار منعطف، تنش‌ها رصد می‌شوند و پیش از سرریز شدن آنها را از دریچه‌های اطمینان یا همان سوپاپ اطمینان خارج می‌کنند. در سدها، برای جلوگیری از سرریزی‌های خطرناک، اطلاعات آب‌های ورودی را لحظه به لحظه جمع‌آوری می‌کنند و پیش از سرریز شدن خروجی کنترل شده آب را زیاد می‌کنند.

در نظام‌های سیاسی توسعه‌یافته نیز همین کار را می‌کنند. ولی در نظامی که منعطف نباشد، یا این شیوه‌ها، مرسوم و در دسترس نیست یا داده‌های آن دستکاری می‌شود و مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

متأسفانه باید گفت که کارکرد انتخابات در ایران در اغلب موارد نه حل مناقشات و تنش‌ها، بلکه تشدید آنها است. البته این نمی‌تواند شرط کافی برای رویگردانی از انتخابات باشد. زیرا اگر راهی برای کاهش تنش‌ها باشد نیز در نهایت از همین مسیر می‌گذرد، ولی نکته اینجاست که اگر در طول سال‌های منتهی به انتخابات، تنش‌ها زیاد و زیادتر شده، و هیچ اقدامی برای حل یا تخلیه آنها انجام نشده باشد، به طور طبیعی، احتمال بیش‌تری وجود دارد که انتخابات را وارد مرحله غیر کارکردی کند و به جای آنکه منشاء خیر گردد باعث شر شود.

طی ۸ یا حداقل در ۴ سال گذشته تمام مولفه‌های تنش‌زا افزایش یافته است. اتفاقات ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸، زدن هواپیمای اوکراینی، وضعیت بشدت متشنج سهامداران بورس، تورم‌های بالا، بیماری کوید-۱۹، تحریم و تنش در روابط خارجی، انفجارها و ترورها، تنش منطقه‌ای با عربستان و اسراییل، انتخابات مجلس که به کلی از حداقل شاخص‌های قابل فهم دور بود، تنش‌های درون ساختاری، اختلافات تند درونی اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان و حتی نیروهای منتقد و برانداز، فقدان اعتماد به عملکرد عمومی قدرت و…

مجموعه این شکاف‌ها و تنش‌ها خود را در جریان انتخابات اخیر نشان خواهد داد. جالب اینکه انتخاباتی که هنوز شکل نگرفته و هر چه جلوتر می‌رود مجموعه این تنش‌ها با سرعت بیش‌تری وارد این سد انتخاباتی می‌شوند. نمونه‌اش انتشار نوار آقای ظریف است. در جامعه‌ای که همه چیز غیر شفاف باشد این کارها زیان‌بار می‌شود.

این ساده‌انگاری است که هر کس گمان کند می‌تواند مسیری را انتخاب و جلو برود و این مسیر نیز قابل کنترل است. خطابم به همه عوامل موثر است. راه افتادن یا راه انداختن یک جریان، ساده‌ترین بخش ماجرا است. هدایت و کنترل آن و اجازه ندادن به خروج از مدار مورد قبول، مسأله اصلی است. از این رو شاید لازم باشد که هیچ کس در بی‌توجهی به قدرت تخریبی این سونامی یا سرریز شدن این سد بلند، بی‌تفاوت نباشد و جانب احتیاط را رعایت کند

This comment was minimized by the moderator on the site

کاندیداتوری سید حسن خمینی و توصیه رهبری

Posted: 16 Apr 2021 12:56 AM PDT

امیررضا برزگر

تقریبا چند هفته ای بود که در محافل سیاسی و رسانه ای نام حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی به عنوان یکی از کاندیداهای احتمالی انتخابات ۱۴۰۰ ، موجی از نظرات مردم و سیاسیون را در پی داشت ، از کسانی که این کاندیداتوری را فرصتی برای ایجاد دوقطبی و گرم کردن تنور انتخابات می دانستند تا کسانی که کاندیداتوری سیدحسن خمینی را جایگاهی میدانستند که در شان خاندان امام (ره) نیست و حتی بعضی نام آشنایان! پا را فراتر گذاشتند و آن را فتنه ی ۱۴۰۰ می خوانند ، تا اینکه سید یاسر خمینی برادر سیدحسن آقا بالاخره از تصمیم قاطعانه ایشان برای عدم حضور در انتخابات خبرداد و عنوان کرد که در دیدارهای هفتگی با رهبر انقلاب ، ایشان حضور سیدحسن آقا را برای انتخابات صلاح نداستند و از ایشان خواستند که با توجه به شرایط فعلی در انتخابات حضور پیدا نکند.

دقایقی بعد از این خبر موجی از تحلیل های گوناگون در فضای رسانه ای شکل گرفت ، که مهم ترین آن ها تاثیرگذاری رهبری بر انتخابات بود و بسیاری این تاثیرگذاری رهبری را دخالت ایشان در روند انتخابات می دانستند و از آن نتیجه می گرفتند که رهبر به همین شکل در مسائل جاری کشور هم دخالت می کند و باید بین حوزه ی اختیارات و مسئولیت های قوه ی مجریه مرزبندی تعیین کرد ، تا جایی که مهدی نصیری سردبیر سابق روزنامه کیهان و فعال رسانه ای در توییت خود به صراحت این موضوع را عنوان می کند.

این تحلیل ها اما در اردوگاه اصولگرایان و انقلابیون دوگانه و تناقضی به وجود آورد که پاسخ به آن ها خالی از لطف نیست.

۱_گروهی از اصولگرایان با طرح این سناریو که عدم صلاحیت جناب خمینی به دلیل نداشتن سوابق کافی در مدیریت اجرائی قطعی بود ، این صلاحدید رهبری را توجیهی برای حفظ شان خاندان امام راحل دانستند ، حال باید از این دوستان پرسید که چرا مقام رهبری برای حفظ شان نظامیان عدم مجوز ورود آن ها به سیاست را گوشزد نمی کنند تا به اعتبار نظامیان لطمه نخورد و شان آن ها حفظ شود ؟ آیا حفظ شان ارگان های نظامی ما در این برهه های حساس که دشمن سعی دارد با استفاده از حفره های امنیتی به مراکز هسته ای ما ضربه بزند کم تر از خاندان امام است که مقام رهبری نسبت به آن واکنشی نشان نمی دهد؟

۲_گروهی دیگر از انقلابیون سعی دارند سخن مقام رهبری را در حد یک توصیه تقلیل دهند که مطلق نیست و می توان آن را نادیده گرفت و رد کرد ، برای مثال جناب آقای ایمانی در جوابیه ای که به توییت جناب نصیری مرقوم فرمودند عنوان داشتند که مقام رهبری نفیا یا اثباتا با کسی سخن نگفته و ن به کسی گفته بیا و ن گفته نیا!

در این مسئله باید در معنی واژه ها تامل کرد و اینکه از زبان چه کسی رانده شده است.

همه ی ما میدانیم در عالم معانی واژگان فرق است میان صلاحدید و توصیه و قطعیت در یک امر اما وقتی این واژه ها از زبان اشخاص رانده می شوند اوضاع فرق میکند ، جناب آقای ایمانی قطعا بهتر از هرکس دیگر میداند در نزد افکار عمومی و حتی سیاسیون عدم صلاحدید رهبری چه معنایی دارد ؟ در نزد افکار عمومی صلاحدید رهبری نسبت به یک موضوع یعنی امر ایشان به یک مسئله و وقتی این مسئله رسانه ای هم می شود دیگر بار قطعیت بیش تری پیدا میکند که اگر برخلاف این باشد ، همین دوستان انقلابی ، شخصی که صلاحدید مقام رهبری را نادیده گرفته در اولین ایستگاه از قطار انقلاب پیاده اش میکنند و آن را مخالف امر ولی میدانند و هزاران هزار فشار رسانه ای را بر سرش آوار میکنند!

ثانیا رهبر انقلاب در انتخابات ۹۶ نه به صورت درگوشی ، بلکه صریحا و از پشت بلندگو جناب آقای احمدی نژاد را از حضور در انتخابات منع کردند که اتفاقاتی ک بعد از انتخابات افتاد نمونه ی بارزی از ادعاهای اینجانب است

۳_بسیاری این نظر رهبری را حاصل از یک مشورت میدانند که با امر ونهی متفاوت است و عمل به آن را به اختیار شخص مشورت گیرنده میگذارند!!

ابتدا اینکه در توضیحات سید یاسر خمینی خبری تحت عنوان مشورت برادرش با رهبر انقلاب ذکر نشده که رسانه ها این صلاحدید را حاصل یک مشورت میدانند ، بلکه این صحبت ها حاصل دیداری بوده که طبق روال همیشگی بین رهبر انقلاب و جناب آقای خمینی در جریان بوده و ممکن است از آنجایی که از چند روز قبل اقبال رسانه ای نسبت به ورود جناب آقای خمینی افزایش پیدا کرده بود ، ایشان با این توصیه از طرف رهبر انقلاب روبرو شده است

۴_گروهی دیگر از اصولگرایان در توجیه این رفتار ، پا را فراتر گذاشتند و عنوان کردند از آنجایی که رهبر انقلاب فرزندان خود را از حضور در سیاست منع میکند و رابطه ی بین رهبر انقلاب و سیدحسن خمینی هم رابطه ی پدر پسری است ، این رابطه ایجاب کرد تا به ایشان چنین توصیه ای داشته باشند

گویی این عده از دوستان انتخابات مجلس خبرگان را یادشان رفته که سیدحسن خمینی در آن ثبت نام کرد و با عدم صلاحیت از طرف شورای نگهبان روبه رو شد.

سوال اینجاست که آیا رابطه ی رهبر انقلاب و سیدحسن خمینی در سال ۹۴ شکل دیگری داشته که رهبر انقلاب در آن برهه ایشان را از حضور منع نکرده ؟ یا رد صلاحیت یادگار یادگار امام راحل در سال ۹۴ و در مجلس خبرگان ، ضربه به اعتبار خاندان امام نبود که امروز به یک باره نگران این اعتبار شدید؟

۵_درست است که امام توصیه ای را به نوادگان خود داشتند و آن ها را از حضور در سیاست منع کردند اما ایشان ن تنها همین توصیه ها را با شدت بیش تر و صریح تر نسبت به نظامیان داشتند ، بلکه این عدم دخالت نظامیان در سیاست به صورت صریح در متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم آمده و حجت را بر آنان تمام کرده، اما با این وجود رهبر انقلاب نسبت به صف آرایی نظامیان در انتخابات و دخالت های آنان در سیاست در برهه های مختلف ، هیچ واکنشی نشان نمی دهند و از کنار آن میگذرند

امروز افکار عمومی از خود می پرسند چطور می شود ورود یادگار یادگار امام در انتخابات به عنوان یک نیروی موثر ، مخرب و برخلاف مصلحت باشد اما حضور نظامیانی که با ورود خود نیروهای مسلح را دچار انشقاق کردند و به اعتبار نظامیان لطمه زدند مشکلی نداشته باشد؟

چطور می شود انقلابیون برای سعید محمدی که دوسال سابقه ی اجرایی در قرار گاه خاتم ! دارد و با اعلام حضورش در انتخابات ، در مواضع مدیران سپاه اختلاف ایجاد کرده و شائبه های تخلفش افکار عمومی را پر کرده گردان های سایبری خود را فعال میکنند و از او حمایت میکنند اما سیدحسن خمینی با سرمایه ی اجتماعی فراوان و برنامه ای که به واسطه ی جریان اصلاحات دارد ، حضورش در انتخابات به مصلحت نیست

کاری نکنیم برای مردم این شائبه به وجود بیاید که نظام ، مدل انتخابات مجلس ۹۸ ، زیر زبانش مزه کرده و می خواهد آن را دوباره در ۱۴۰۰ پیاده کند

اگر واقعا نظام در پی افزایش مشارکت در انتخابات است ، باید زمینه را برای حضور همه ی گرایش های سیاسی که در درون جامعه نماینده ای دارند ایجاد کند

سیدحسن خمینی هم به عنوان کسی که مواضع اصلاح طلبانه اش در این سال ها مورد توجه افکار عمومی قرار میگرفت و مورد اجماع نیروهای سیاسی اصلاح طلب بود، می توانست نماینده بخش مهمی از افراد جامعه که به این جریان اعتقاد دارند ، باشد و به مشارکت در انتخابات کمک کند اما متاسفانه این فرصت هم از دست رفت!

در کره ی شمالی هر ۴ سال یک بار انتخابات برگزار می شود با یک نامزد و یک شرکت کننده که آن هم رهبر کره ی شمالی است که به خود رای میدهد و همه کاره ی کشور می شود!

درست است که خیلی از عناصر حکمرانی ما در این سال ها به درست یا غلط با کره ی شمالی مقایسه می شود ! اما امیدوارم روزی نرسد که افکار عمومی انتخابات های ما را از حیث غیر رقابتی بودن با کره ی شمالی مقایسه کند!

This comment was minimized by the moderator on the site

زنگ خطر برای مردمی ترین نهاد انتخاباتی کشور | کاهش محسوس ثبت نام کنندگان در شوراها | سهم زنان، فقط ۱۲ درصد

Posted: 15 Apr 2021 09:00 AM PDT

انتخابات شوراها با پایان ثبت‌نام داوطلبان کاندیداتوری که از روز ۲۰اسفند آغاز شده بود، کلید خورد اما نکته عجیب در این دوره افت محسوس ثبت نام کنندگان بود.

امسال ثبت‌نام نامزدهای “انتخابات” شوراهای شهر و روستا آنلاین هم انجام میشد؛ با این حال میزان ثبت‌نام نامزدها نسبت به دور قبل کاهش محسوسی داشت.
میزان کاهش آنقدر زیاد بود که مقامات و رسانه‌هایشان درباره آن هشدار میدادند، اما نهایتا به شکل عجیبی میزان ثبت‌نام در روز آخر به میزان «مطلوب» رسید!

تعداد نامزد انتخابات شورای شهر تا قبل آخرین روز، ۲۵ هزارنفر بود اما نهایتا اعلام شد که ۵۲ هزارنفر ثبت‌نام کردند؛
همچنین تعداد نامزد انتخابات شوراهای روستا تا قبل آخرین روز، ۱۴۴ هزار نفر بود اما نهایتا اعلام شد که ۲۴۰هزار نفر ثبت‌نام کردند؛
یعنی در روز آخر، تعداد نامزدها دو برابر شد!

منبع: همشهری آنلاین

This comment was minimized by the moderator on the site

شورای نگهبان که باید نگهبان آزادی انتخابات باشد عملا آزادی انتخاب را از مردم گرفت و مردم مجبورند به کسانی رأی دهند که در وهله اول مورد نظر آقایان باشند

Posted: 15 Apr 2021 08:57 AM PDT

بخشی از بیانات آیت الله منتظری در دیدار با اعضاء نشریه (نامه) – ۲۳ فروردین ۸۷

آنچه مایه تأسف است اینکه آیت الله العظمی خمینی (ره) وعده هایی دادند ما هم به تبع ایشان همان ها را مطرح کردیم، مردم هم به خیال اجرای آنها در صحنه آمدند، انقلاب کردند و هزینه های سنگینی هم دادند، اما آن وعده ها عملا محقق نشد.
خیلی ها برای من ایمیل می‎زنند و بنده را شریک آن وعده ها می‎دانند و اینکه وعده ها محقق نشد مرا مقصر و شریک می‎دانند.
درست هم می‎گویند ما به مردم قول دادیم که آزادی باشد، استبداد نباشد و به مردم و نظرات آنها بها داده شود ولی نشد؛ البته من در حد خود وظیفه ام را انجام دادم ولی کسی به نصایح و خیرخواهی ها توجه نکرد.
حالا هم نظرات من سانسور می‎شود.
بعضی افراد که به بیت من رفت و آمد کرده اند به آنها گفته شده چرا بیت فلانی رفته اید؟

متأسفانه آنچه می‎خواستیم نشد و همین شورای نگهبان که باید نگهبان آزادی انتخابات باشد عملا آزادی انتخاب را از مردم گرفت و مردم مجبورند به کسانی رأی دهند که در وهله اول مورد نظر آقایان باشند.
حال آن که مردم فاقد عقل و شعور نیستند.
آنها حاضر نیستند به افراد فاسد و وطن فروش رأی دهند و آنها نیازی به قیم ندارند.
شورای نگهبان برخی از کسانی را که علاقه مند، خدمتگذار و متخصص بودند و سالیان سال در پست های حساس کشور خدمت کردند با انگ عدم التزام به اسلام فاقد صلاحیت اعلام کردند.
من به آقایان بارها عرض کرده ام این گناه و خلاف شرع بین است.
شما کسانی را که در خط اسلام هستند متهم به بی دینی می‎کنید و این کار شما با موازین اسلام سازگار نیست.
حتی پس از انتخاب فردی توسط مردم و رأی آوردن برای اینکه فرد مورد نظر خودشان به مجلس رود رأی ها جابجا می‎شود چنانچه چند سال قبل آرای همین آقای دکتر رجایی با دیگری جابجا شد تا آن فرد به مجلس برود !
من آن روز خیلی غصه خوردم که آنچه امام و ما به مردم قول دادیم این نبود.

سفارش من به شماها این است که نا امید نشوید، ما نیامده ایم تا حکومت کنیم، خدا از ما انجام وظیفه خواسته است ما به قدر توان و قدرتمان انجام وظیفه می‎کنیم و خدا هم می‎داند بیش از این قدرت نداریم.
من بارها برای دوستان گفته ام سوره کوچکی مثل “والعصر” را زیاد بخوانید و در مضامین آن دقت کنید و آن را دستورالعمل زندگی قرار دهید.
در این سوره خدا افرادی را که عمل صالح انجام می‎دهند و تواصی به صبر و حق می‎کنند از کسانی می‎داند که در عمرشان دچار خسران و زیان نشده اند.
و جای دیگر اجر صابران را بدون حساب می‎داند.

درباره برخوردهایی که با مخالفان می‎شود خاطره ای از آیت الله خمینی نقل کنم
که روزی خدمت ایشان رسیدم، سؤال کردم آقا ! کسی در زندان است و می‎گوید: من به مسعود رجوی علاقه دارم چون با ایشان رفاقت داریم، از آخوندها هم بدم می‎آید، از آقای خمینی هم خوشم نمی آید؛ اما دیگر از سیاست خسته شده ام می‎خواهم مثلا بروم دنبال کشاورزی و ما هم می‎دانیم راست می‎گوید؛ آیا این شخص را باید باز هم در زندان نگه داشت ؟!
ایشان فرمودند: نه !
چرا نگه داریم اگر کسی مرا قبول ندارد نداشته باشد مگر من خدا و یا پیغمبرم !
این نظر ایشان بود؛ اما الان آقایان نظر دیگری دارند.
درباره برخورد با زندانیان ما سعی کردیم وظایف مان را در دفاع از حقوق آنها انجام دهیم.
آقای محمدی گیلانی (قاضی القضات وقت زندان اوین) از اینکه من در قم دادگاه عالی برای رسیدگی به پرونده ها تشکیل داده بودم در اوایل راضی نبودند، ولی بعدا گفتند شما کار خوبی کردید، چون که از اعدام ۶۰۰۰ نفر بی گناه جلوگیری شد و آنها آزاد شدند و مشکلی هم ایجاد نشد.

برخوردهایی که با برخی از دانشجویان با عقاید غیراسلامی می‎شود و شما هم به آن اشاره کردید، یادم هست آیت الله خمینی در پاریس گفتند حتی کمونیست ها هم در نظام آینده ما آزادند که اظهارنظر کنند.
نگرانی و ناراحتی من این است که تمام خلاف کاری ها به نام اسلام انجام می‎شود؛ به مردم اهانت می‎شود به اسم اسلام؛ افراد به بی دینی متهم می‎شوند به اسم اسلام؛ افراد خدمت گذار و متدین بایکوت می‎شوند به اسم اسلام.
زمان سابق و رژیم گذشته هر کاری می‎شد پای اسلام وسط نمی آمد ولی حالا همه خلاف کاری ها پای اسلام گذاشته می‎شود.

من با اینکه آفتاب لب بامم اما در عین حال کارم چندین برابر گذشته شده است. ولی در حد توان خودم، وظایف را انجام می‎دهم؛ و هم گذشته و هم حال هیچ قصدی جز خیر و اصلاح نداشته و ندارم.

دیدگاه‌ها جلد سوم صفحه ۲۶۹

منبع: کانال فقیه دور اندیش

This comment was minimized by the moderator on the site

در ستایش یک «زن»؛ رای نمی‌دهم، پس هستم

Posted: 15 Apr 2021 08:55 AM PDT

طاها پارسا

پرده اول؛

روزگاری سعید حجاریان، برای آن‌که تنوع اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان را نشان دهد، نوشت که حزب مشارکت «بین‌العباسین» است؛ یعنی از عباس عبدی تا عباس دوزدوزانی را می‌توان در آن یافت.

سال‌ها گذشته است و اصلاح‌طلبان هنوز متنوع‌اند. حالا درست در همان روزی که حسن خمینی، خواه با تشری از بیت و یا غمزه‌ای از مولایش، علی‌رغم میل ‌باطنی، بنده‌وار به حکم ولایت سرمی‌نهد؛ فائزه هاشمی، در میان ده‌ها هزار نفر، ساعت‌ها سرافرازی می‌کند و دفاع از باورش «خدا را هم بنده نیست».

سقفِ اعتراض و سیاست‌ورزی حسن خمینی، علنی کردنِ حکمِ مولاست آن‌هم به کمکِ «اخوی» و کفِ اعتراض فائزه اعتراض به بی‌سیاستی برادر بزرگتراست که «حالا علی مانده است و حوضش».

وقتی رأی دادن، اثری معنادار بر جای نگذارد، «رأی‌ندادن» نشانه‌ی بودگی و زیستن بامعناست. این لب استدلال فائزه هاشمی است برای تحریم انتخابات۱۴۰۰. هیچ‌کدام از منتقدان او و طرف‌داران رأی‌دادن تا کنون نتوانسته‌اند–یا من ندیده‌ام– با این استدلال در بیفتند. تنها به حواشی آن چنگ می‌کشند و پهلوان‌پنبه‌ای از آن‌را بر زمین می‌زنند.

مسئله فائزه رای دادن یا ندادن است و ‌منتقدان آن را به پیروزی و انتخاب میان بد و بدتر تحریف می‌کنند.

«فائزه» با رأی‌ندادن می‌خواهد زندگی‌کند و چگونه زنده بودن را برای فرزندش مشق کند. منتقدانش می‌گویند «خط»ات خوب نیست.

فائزه یک‌بار زندگی می‌کند و یک‌‌روز می‌میرد. و منتقدانش روزی هزار بار می‌میرند و زنده می‌شوند.

سال‌ها باش و بدین عیش بناز / تو و مردار تو و عمر دراز

پرده دوم

سال ۹۶، چهار نفر را برای رای‌دادن به حوزه‌ی انتخاباتی رساندم. رأی همسرم را با دستان دخترم در صندوق رأی انداختیم. همان روز برای آن‌ها حکایتکردم که از قضا سال ۷۶ هم چهار نفر را برای رأی دادن به حوزه‌ی انتخاباتی رسانده‌‌ام. اما خودم نه در ریاست‌جمهوری ۷۶ ، نه در ریاست‌جمهوری ۹۶ و نهدر هیچکدام از انتخابات ریاست‌جمهوری رأی ندادم. استدلالم روشن است: در انتخاباتی رأی خواهم داد که بتوانم کاندیدا هم بشوم. دقیق‌تر بگویم: درانتخاباتی شرکت‌ خواهم کرد که من نیز بتوانم شرایط کاندیداتوری را احراز کنم نه این‌که از بدو تولد با نداشتنِ حقِ ریاست‌جمهوری به‌دنیا بیایم. رأی نمی‌دهم اما دیگران را هم می‌رسانم (گاه ترغیب هم می‌کنم) که رأی بدهند. هیچ تناقضی هم وجود ندارد! «آدمیزادمو آزاده»، مانند سعیدی سیرجانی مانند فائزه هاشمی.

پرده سوم

سخنان فائزه هاشمی در کلاب‌هاوس با استقبال و البته انتقادهایی روبه‌رو شده است. از نقدهایی که از سوی تعدادی از اصلاح‌طلبان و از منظر اصلاح‌طلبی یا منافع ملی به خانم هاشمی شده است، به یک مورد مشهور، تحریم‌ها، می‌پردازم تا نشان دهم حق با فائزه است و منتقدان دچار خطای منطقی و تحلیلی شده‌اند.

محل نزاع علتِ اصلی و راهکار برداشتن «تحریم‌ها»یی است که از سوی نهادهای بین‌المللی و کشورهای دیگر و غالبا آمریکا علیه ایران اعمال می شود. بر مبنای این تحریم‌ها، شرکت‌هایی که با ایران در برخی از زمینه‌ها به مبادلات تجاری و مالی بپردازند، جریمه خواهند شد و یا دسترسی خود را به بازار‌های کشورهای عامل تحریم از دست خواهند داد. نخستین تحریم علیه ایران پس از تسخیر سفارت آمریکا اعمال شد و از آن زمان تاکنون این نوع مجازات به موازات اعمال رفتارها و سیاست‌های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی روز به روز گسترش یافته‌، به‌نحوی که با ریاست‌جمهوری ترامپ عملا جز در موارد خاصی هم‌چون صنایع غذایی و دارویی، امکان دسترسی و مبادله ایران با بازارهای جهانی غیرممکن یا بسیار دشوار شد. این تحریم‌ها مشکلات عدیده‌ای در زندگی روزمره ایرانیان داخل و خارج کشور ایجاد کرده‌ و یکی از علت‌های اصلی بحران اقتصادی در ایران قلمداد می‌شوند.

فائزه هاشمی، در سخنان خود در کلاب‌هاوس گفت که با اصل این تحریم‌ها مخالف است و آن‌ها را اسباب رنج مردم ایران می‌داند. او علت اصلی این تحریم‌ها را سیاست‌های جمهوری اسلامی دانست و معتقد بود که اگر سیاست‌های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی اصلاح شوند، تحریم‌ها برچیده می شوند و رنج مردم کمتر می شود. فائزه همچنین گفت که عموم مردم ایران نیز همین باور را دارند و به عنوان شاهدِ سخن، شعار تجمع‌های چند سال اخیر را یادآوری کرد که مردم می‌گویند«دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌گن آمریکاست».

منتقدان فائزه هاشمی، اما، این سخنان را نشان از حمایت صریح یا تلویحی او از تحریم‌ها قلمداد می‌کنند. آن‌ها می‌گویند که مطابق نظرسنجی‌های معتبر، مردم هم با تحریم‌ها مخالف‌اند و این تحلیل سبب می شود که کسانی چون ترامپ که به قانون‌گریزی و پیمان‌شکنی مشهور است، تبرئه شوند. منتقدان هم‌چنین مشکلات عملی بر سر راه نقل و انتقالات بانکی را حتی مانعی بر سر راه واردات دارو و غذا می‌دانند و معتقدند کمبود دارو و برخی مواد غذایی نیز ناشی از «تحریم‌های ظالمانه» است.

برای کمک به شناخت ساختار استدلال هر دو طرف از یک تمثیل کمک می‌گیرم. بیماری را در نظر بگیرید که به خاطر یک یا چند بیماری، آشکارا در حال درد کشیدن است و در صورت تداوم بیماری جان خود را از دست خواهد داد. دو پزشک بر بالین بیمار حاضر شده‌اند. پزشک اول معتقد است که بیمار دارای مشکلات عدیده‌ای است اما رنج اصلی او از بیماری مغزی است و برای شروع درمان باید ابتدا مغز را جراحی و درمان کرد. این پزشک می‌گوید بدون درمان مغزی سایر بیماری‌ها درمان چندانی نخواهند یافت و بیمار از دست خواهد رفت. پزشک دوم نیز معتقد است بیمار دارای مشکلات عدیده است اما مشکل اصلی در لوزالمعده است و درمان او باید از سیستم گوارشی آغاز شود. پزشک می‌گوید بدون درمان سیستم گوارشی، بیمار امکان جذب مواد غذایی و دارویی را نخواهد داشت و لذا روز به روز ضعیف‌تر و از دست خواهد رفت. پزشک اول در دفاع از تجویز خود می‌گوید مشکلات مغزی بیمار را دچار اختلال روانی و افسردگی کرده، لذا داروها را درست مصرف نمی‌کند؛ پرهیز غذایی ندارد؛ مرتب به سیستم گوارشی صدمه می‌زند؛ تجویزهای قبلی را ناتمام رها کرده و حالا حتی حاضر به پذیرش و اجرای تجویزهای پزشکان نیست. با این وضعیت داروهایی برای درمان سیستم گوارشی را نمی‌توان به او خوراند، زورمان هم به او نمی‌رسد، لذا علت اصلی مشکلات مغزی است و از آن‌جا باید آغاز کرد. اما پزشک دوم، که هنوز امیدوار است که بتواند داروهای گوارشی را به بیمار بخوراند، (به‌جای آن‌که استدلال همکارش را بپذیرد و سپس از این امیدواری سخن بگوید تا با هم بیمار را کمک کنند) همکارش را متهم می‌کند که بیماری گوارشی را انکار کرده و شناختی نسبت به رنج بیمار ندارد.

به فائزه و منتقدان اصلاح‌طلبش برگردیم. فائزه تاکید دارد که مردم دارند رنج می‌کشند (بیمار رنج می‌کشد) برای کاهش رنج (مداوای بیمار) سیاست‌های جمهوری اسلامی(مغز) باید جراحی و درمان شود. منتقدان می‌گویند شما اثر تحریم‌ها (مشکلات گوارشی) را در رنج مردم نادیده می‌گیرید لذا موافق تحریم‌ها هستید.
فائزه در جواب می‌گوید من اثر تحریم‌ها را انکار نمی‌کنم. از آن‌ها هم دفاع نمی‌کنم. اما برای کاهش رنج مردم (بیمار) سراغ ترامپ (لوزالمعده) نمی‌روم و به اصلاح‌ سیاست‌ها (جراحی مغز) و کاهش مشکلات می‌اندیشم و وقت و انرژی و توانم را این‌جا می‌گذارم.
منتقدان اما می‌گویند: فائزه موافق تحریم‌هاست، مطابق نظرسنجی‌ها مردم مخالف آمریکا هستند. تحریم‌ها در زندگی مردم اثر دارند. داروها را نمی‌شود به خاطر تحریم تهیه کرد. این آمریکاست که ایران را تحریم کرده است و…

منبع: زیتون

This comment was minimized by the moderator on the site

در حاکمیت ” امریه ” و تعطیلی امر سیاسی
Posted: 15 Apr 2021 08:35 AM PDT
میراصغر موسوی
هر که زخم های رفیق خود را فراموش کند باز هم فریب می خورد. ببین! از آن زخم کهنه خونابه جاری است…

من اصلا مایل نیستم به امور سیاسی واکنش نشان دهم و تحلیل و تفسیر و یا یادداشت سیاسی بنویسم. از نظر من” امر سیاسی ” به طور کامل در ایران تعطیل شده و ” امریه ” جای همه چیز نشسته است. به همین دلیل به اصطلاح، واکنش سیاسی وقتی جدی و معطوف به عمل و اصلاح شری و انجام خیری باشد، عاقبت به شر می شود. ضمن این که هیچ گشایشی صورت نمی گیرد، سختی هایی همراه خود می آورد. خوش یمن ترین سرنوشت برای فعالیت، کار و امر سیاسی در این وضعیت، چیزی است از همان جنس و نوع که برای استقبال از نتیجه انتخابات ریاست جمهوریِ سال ۱۳۸۸ طراحی و تدارک دیده بودند. آن روزها، آن ماه ها و همه آن لحظه ها در یادها مانده است. کسانی که رای شان را ربودند و جمجمه شان را ترکاندند، از یاد نمی روند. در یادها مانده است: با این که برای گرامی داشت قَدم ِ” جنبش سبز ” گربه را دم حجله کشتند، اما بلافاصله با اتکا به فتوای شرعی همه را در درون حجله ذبح کردند.

من با اذعان بر این دریافت – که انتخابات به هر شکل قابل تصوری در عصر دولت اسلامی پایان پافته است-، در سال ۱۳۸۸ در دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری به رغم این که می دانستم در هیچ صورتی میرحسین را نخواهند پذیرفت و با رای ما او رییس جمهور نمی شود، شرکت کردم و به او که به اعتقاد من از همه نظر مورد تایید و قابل اعتماد است، رای دادم. این رای که به صندوق انداختم، با غم و اندوه و احساس خشم همراه بود. می دانستم، این رای یک سند مفت و بادآورده است که به دست جماعتی می افتد که برای قلع و قمع کردن و به صلابه کشیدن خیلی ها دنبال سند می گشتند. اعتقاد من بر این بود: پرونده انتخابات با همان اندک روزنه ها حتی، با توجه به تجربه مجلس ششم کاملا بسته شده است.

تجربه ” مجلس ششم ” دولت اسلامی را به سمتی سوق داد که حتی با معیارهای پیشین خود تن به انتخابات ندهد. فهم این مسئله نیاز به پیش بینی و حتی تحلیل از وضعیت موجود نداشت. همه چیز روشن بود: رهبر ایران نگران وضعیت پیش آمده بودند و اوضاع جاری را خطرناک می دانستند و از همین بابت تاکید کرده بودند: من تا زنده ام اجازه نمی دهم چنین چیزی تکرار شود. مقدمات و ابزار قانونی این کار با سرعت انجام آماده شد. دست هیئت های نظارت را کاملا باز گذاشتند و ضمن گسترش تشکیلات آن و تشکیلات شورای نگهبان امکانات و بودجه کلان به شورای نگهبان تزریق شد. مجلس هفتم اولین آزمون در دور جدید بود که البته نتیجه به دست آمده از تشکیل آن برای خود حاکمیت رضایت بخش نشد. مجلس هفتم برای نظام کاملا بهداشتی بود و وسواس بیش از حد افراد آن ( مثلا نمایندگان ) که حتی در نمایش های صوری نیز نمی توانستند، نقش نماینده منتقد و دلسوز به حال کشور را اجرا کنند، باعث ناخشنودی تصمیم گیران شد. از این پس بود که رهبری امر کرده بودند: در مجالس بعدی حتما یک اقلیت که تعدادش برای تشکیل یک فراکسیون کفاف کند، حضور داشته باشد. این اقلیت ناچیز از آن زمان در همه مجالس حضور دارد.

بعد از تشکیل مجلس هفتم انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم نیز با همان سازوکار و هدف تعیین شده برگذار شد و با این که نتیجه آن توسط آقایان مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی مورد تردید و مناقشه قرار گرفت، با تایید دولت آقای خاتمی خاتمه پیدا کرد. این انتخابات نقطه پایان بر روند گذشته بود و کسانی کنار گذاشته شدند که بخشی، تکه ای و پاره ای از نظام بودند. به همین دلیل می توان گفت این که در شیپور دمیده شد، مثلا سوت پایان بود که آغازِ تازه ای را که استقرار بنیادهای استراتژی دور دوم بود را نشان می داد.

تعطیلی انتخابات البته خیلی پیش از این زمان اراده شده بود، اما هنوز سمت و سوی روشن و قاطع نداشت. تجربه انتخابات مجلس چهارم که آقای هاشمی رفسنجانی آن را رقم زد برای رقبا و مخالفانش کارساز افتاد. چند سال قبل در یادداشتی : ” کی و چرا انتخابات در ایران تعطیل شد؟”، به بعضی از این موارد اشاره کردم. اما اکنون معتقدم نیاز به چنان شرح و توضیحی و حتی ارایه مستندات نیست. تعطیلی انتخابات به صورت نطفه در دل این ساختار سیاسی وجود داشت که بعد از بازبینی قانون اساسی از موقعیت نطفگی رها شد و دوران جنینی اش را نیز خیلی زود سپری کرد. به باور من دلیل اصلی این شتاب نتیجه انتخابات دوم خرداد سال هفتاد و شش و بعد از آن، مجلس ششم بود. این مجلس که از اولین روزکاری زیر ضرب بود و اجازه نیافت در حوزه تقننه کاری انجام دهد، اما به عنوان اراده سیاسیِ رای دهندگانش نهاد اقتدار را به وحشت انداخت. از پی این تجربه، تمامیت خواهان آخرین روزنه ها را هم بستند…

بیست و پنجم فروردین ماه هزاروچهارصد

This comment was minimized by the moderator on the site

نتیجه سردی انتخابات تسریع در فروپاشی اجتماعی است
Posted: 03 Apr 2021 10:27 AM PDT
عباس آخوندی
بزرگترین خطای روحانی این بود که از سال ٩۶به سمت قدرت سخت رفت
اگر روند سال ٩٢ ادامه پیدا می کرد الان قحطی تمام ایران را گرفته بود
دولت نظامی به مفهوم این نیست که باید حتما رئیس جمهورش نظامی باشد؛ از نظر من دولت نهم ۱۰۰ درصد نظامی بود و رئیس جمهورش هم نظامی نبود، دولت دهم ۱۰۰ درصد نظامی بود و رئیس جمهورش نظامی نبود.
اصلا به قدرت سخت اعتقاد ندارم و می‌گویم اداره ایران بر اساس قدرت نرم است. اگر رئیس جمهور نظامی به مفهوم سمبل قدرت سخت است، صد در صد مخالف هستم، چرا با آن موافق باشم؟ ولی می‌خواهم بگویم کسانی که می‌آیند و از رئیس جمهور نظامی بحث می‌کنند لزوما به نمایندگی از ستاد رسمی نظامی‌ها نیست.
قدرت ناشی از اقلیت جز تندروی هیچ راه‌کاری ندارد. قدرت برآمده از اکثریت دنبال حل و فصل مسائلشان می‌رود که به پشتوانه اجتماعی معتقد و متکی است. در نهایت با اقلیت جامعه بازار مس‌گری می‌شود و همه‌اش داد و فریاد می‌شود. همه به سندان می‌کوبند تا کسی نتواند بررسی کند و بفهمد. لذا، فروپاشی اجتماعی به شدت تشدید می‌شود.
نتیجه این سردی انتخابات در تسریع در فروپاشی اجتماعی است. بنابراین، نقطه‌ای که می‌تواند این روند را تغییر دهد فقط و فقط انتخابات است. به نظر من سیاست‌مداران و روشنفکران ایران خیلی مسئولیت مهمی دارند. من دل‌زدگی‌ها را می‌فهمم، دل‌سردی‌ها را می‌فهمم، این همه گرفتاری در جامعه را می‌فهمم ولی می‌گویم اینها آخر کار چگونه می‌خواهد اصلاح شود؟ فرض کنید در انتخابات شرکت نکردند چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد؟ فرض کنید دولتی شبیه به مجلس موجود که کلا آسایش روانی و ذهنی مردم ایران را سلب کرده است بیاید بعدش چه خواهد شد؟ دولت ملی را چه کسی تشکیل می دهد؟ ملت تشکیل می‌دهند. دولت ملی را دولت تشکیل نمی‌دهد در واقع ملت تشکیل می‌دهند.
من ناراحتی از دولت آقای روحانی را می‌فهمم. ولی، آن طرف هم حواسمان باشد ما ذیل فصل ۷ منشور سازمان ملل بودیم. سایه جنگ روی سر این مملکت بود. یعنی ما سال ۹۲ را یادمان نرود. اگر روند سال ۹۲ ادامه پیدا کرده بود، الان قحطی تمام ایران را گرفته بود.
دولت قرار نبود سمت قدرت سخت برود، قرار بود در حوزه قدرت نرم کار کند. در سال ۹۶ بلافاصله به سمت منطق قدرت سخت رفت و منطق خودش را از دست داد. این بزرگ‌ترین خطای استراتژیک آقای روحانی بود. و الان هم خودش و هم دولت و هم مردم و هم گروه‌های سیاسی که از او پشتیبانی کردند دارند تاوان این اشتباه را می دهند. ولی در سال ۹۲ داستان کاملا متفاوت است.
اگر سال ۹۲ آن اتفاق رخ نداده بود می توانید تصور کنید که ایران در چه وضعیت وحشتناکی از لحاظ امنیت بود؟ بنابراین رای ملت خیلی مهم است. در ۹۲ هم یک عده‌ای می‌گفتند رها کنید. شما می‌بینید که نتیجه انتخابات کاملا متزلزل بود. و آقای روحانی پنجاه ممیز نیم درصد رای آورد. این نشان می‌دهد که آن وقت هم همین فضای دو دلی و تردید بود. الان ممکن است کمی بدتر باشد ولی همانطور که آن زمان ایران از یک مهلکه نجات پیدا کرد الان در ۱۴۰۰ هم باز باید سیاست‌مداران در این اندیشه باشند که چگونه ایران را از یک مهلکه نجات دهند. بزرگ‌ترین مهلکه موجود همین بی‌اعتمادی به جریان انتخابات است. این یک مهلکه بسیار بزرگی برای ملت ایران است. من حس عمومی را می‌فهمم.

This comment was minimized by the moderator on the site

سپاه؛ از هزار و سیصد و اندی تا ۱۴۰۰
Posted: 30 Mar 2021 07:50 AM PDT
یلدا امیری

نطفه‌ای که از سال‌ها پیش در درون حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بسته شد، با حمایت مستقیم آیت‌الله خامنه‌ای کودکی و نوجوانی را پشت سر نهاده و در ماه های اخیر و با نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری علنی‌تر از همیشه در قامت جوانی با قدرت بی حد و حصر در حال خودنمایی است.

سپاه پاسداران، سازمانی نظامی بود که در نخستین روزهای پس از انقلاب ایران تشکیل شد. آیت‌الله خمینی در ۲ اردیبهشت سال ۱۳۵۸ طی دستوری به شورای انقلاب اسلامی رسما تاسیس این نهاد را اعلام کرد. از همان ابتدا سپاه نهادی نظامی و بازوی مسلح برای پاسداری از «نظام جمهوری اسلامی» معرفی شد و حتی نام ایران در آرم این نیروی نظامی تشکیل شده در مرزهای جغرافیایی ایران، وجود ندارد.

آیت الله خمینی با دخالت نیروهای نظامی در اموری غیر از مسائل نظامی مخالف بود و دخالت‌های گاه و بیگاه نظامیان در سیاست را نهی می‌کرد اما پس از پایان جنگ ایران و عراق و در واقع پس از مرگ او و آغاز رهبری علی خامنه‌ای سپاه ابتدا به سرعت وارد فعالیت‌های سیاسی و بعدها اقتصادی شد، تا آنجا که به نهادی بزرگ و موازی دولت تبدیل شد و آن را «دولت در سایه» نامیدند، دولتی که امروز قدرت و نفوذی فراتر از دولت رسمی در ایران دارد.

نخستین تقابل علنی دولت در سایه با دولت سید محمد خاتمی بود. سپاه با استفاده از نیروی نظامی جلوی افتتاح فرودگاه امام را با مشارکت شرکت تاو در روز افتتاح آن در سال ۸۳ گرفت. احمد خرم، وزیر وقت راه و ترابری، در جلسه استیضاح خود اعلام کرد که سپاه پاسداران با مستقر کردن سه لنکروز مسلح در باند فرودگاه مانع فرود اولین پرواز خارجی شده و یک میگ ۲۹ نیز به این هواپیما اخطار داده بود.

مخوف‌ترین اقدامات این دولت در سایه در داخل ایران به جز کار اطلاعاتی، محوریت و عاملیت در سرکوب خونین اعتراضات سال های ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ بود.

حزب «آقا»

سپاه را می‌توان حزب آیت‌الله خامنه‌ای دانست او با برجسته کردن و دادن اختیارات تام به این نهاد، در طی این سال‌ها نیروهایی که رویکردی تعاملی در سیاست داخلی و خارجی داشتند را به حاشیه راند حال با اعلام کاندیداتوری تعداد زیادی از فرماندهان سپاهی در انتخابات ریاست جمهور ۱۴۰۰ به نظر می‌رسد پروسه انتقال قدرت اجرایی به دولت در سایه هم آغاز شده است.

رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۸ در دیدار با مجمع عالی فرماندهان سپاه گفت که من از شما صد درصد راضی‌ام. او خطاب به فرماندهان سپاه، با اشاره به مسائلی چون سیاست بین‌المللی، امور فرهنگی، امور اقتصادی و سازندگی، امور اجتماعی و دیگر عرصه‌های فعالیت در ایران، گفت که به این میزان حضور آنها قانع نیست، از آن‌ها خواست تا حضور و نفوذ خود را بیش از گذشته گسترش دهند و به ده و یا حتی صد برابر وضعیت فعلی برسانند.

اما سپاه در سال ۱۳۹۹ همانگونه که رهبر جمهوری اسلامی توصیه کرده بود در تمامی عرصه‌ها فعالیت داشته از امور «علمی» گرفته تا اقتصاد و سیاست، فعالیت‌هایی که بسیاری از آنها امنیت ملی را به خطر انداخته، به شکست منجرشده یا به مضحکه در میان مردم تبدیل شده است.

از ضد عفونی پیاده‌روها تا دستگاه کرونایاب

رهبر جمهوری اسلامی روز ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ از کرونا به عنوان یک «حمله بیولوژیک» نام برد و با صدور فرمانی خواستار اقدامات نیروهای مسلح برای مقابله با این بیماری و همچنین آمادگی آنها برای «دفاع بیولوژیک» شد. او حتی در سخنرانی نوروزی ۳ فروردین آمریکا را متهم به ساخت ویروس کرد و گفت که یک بخش از این ویروس مخصوص ایران تولید شده است.

سپاه پاسداران به دنبال این فرمان خامنه ای «رزمایش دفاع بیولوژیک» را از همان روزهای نخست فروردین در شهرهای مختلف ایران آغاز کردند و میلیون‌ها لیتر مواد ضد عفونی را با پمپ های قوی به سطح خیابان ها، پیاده روها، خودروها و در و دیوار معابر پاشید. سازمان جهانی بهداشت به فاصله اندکی اعلام کرد پاشیدن مواد ضدعفونی در محیط‌های مختلف مانند کلینیک‌ها، مغازه‌ها، دفاتر، فضای باز و خانه را صحیح نمی‌داند. خیابان‌ها و پیاده‌روها محل ذخیره ویروس نیستند. در عین حال که بعید است مواد ضدعفونی کننده بر سطوحی که صاف نیستند مدت طولانی اثر کنند.

«مستعان ۱۱۰» یا همان «دستگاه کشف ویروس کرونا در شعاع صد متری و تنها در پنج ثانیه» که توسط سپاه ساخته شده بود روز ۲۷ فروردین رونمایی شد و با تبلیغات فراوان در صدا و سیما به نمایش گذاشته شد. دستگاهی که هزینه ساخت آن هشتصد میلیون تومان اعلام شد اما پس از آن دیگر کسی خبری از این اختراع سپاه نشنید.

حسین سلامی فرمانده کل سپاه در در این مورد گفت: « دستگاه نیاز به گرفتن خون ندارد و قابلیت تشخیص سطوح و انسان های الوده را دارد و آزمایش آن در بیمارستان‌های مختلف صورت گرفته و تا ۸۰ درصد عملکرد آن مثبت بوده است. این دستگاه یک پدیده علمی و فناوری نوظهور و منحصر به فردی است که پس از شیوع ویروس کرونا در کشور توسط بخشی از بسیجیان دانشمند و با اخلاص توسعه پیدا کرده است»

اما فعالیت‌های سپاه در فروردین ۱۳۹۹ تنها محدود به دخالت‌های بیمورد و غلط در حوزه سلامت نبود. ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد که روز ۲۷ فروردین یازده قایق نیروی دریایی سپاه چند بار به ناو لوئیس بی پولر، ناوشکن پال همیلتون و چند ناوچه دیگر نزدیک شده‌اند و با انجام مانورهای خطرناک با سرعت زیاد از جلو و عقب کشتی‌های آمریکایی رد شده‌اند. بر اساس این اطلاعیه قایق‌های سپاه بعد از یک ساعت به تماس رادیویی آنها پاسخ داده و از کشتی‌ها دور شده‌اند.

این اقدام نمایشی سپاه به تنشی سیاسی تبدیل شد. ارتش آمریکا اقدام قایق‌های سپاه را تحریک‌آمیز خواند و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه وقت این کشور گفت ایالات متحده در حال بررسی نحوه پاسخ گویی به حادثه اخیر در خلیج فارس است. البته نیروی دریایی سپاه پاسداران روایت آمریکا را «هالیوودی» خوانده و هشدار داد که نیروهای سپاه هرگونه خطای محاسباتی آنان را قاطعانه پاسخ خواهند داد.

از پرتاب ماهواره تا تولید خودرو

بالا بردن تنش‌ها میان جمهوری اسلامی و دیگر کشورها، از کشورهای همسایه گرفته تا غرب به وظیفه‌ای برای سپاه تبدیل شده است، سپاه تنش‌آفرینی می‌کند غرب و خصوصا آمریکا هشدار می‌دهند و تهدید می‌کند و آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی‌های خود تهدیدها را دشمنی و ناچیز می‌خواند.

رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران روز ۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ اعلام کردند که ماهواره نور به عنوان نخستین ماهواره نظامی جمهوری اسلامی از ماهواره بر ۲ مرحله ای قاصد از کویر مرکزی ایران توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موفقیت پرتاب و در مدار ۴۲۵ کیلومتری زمین قرار گرفته است.

این اقدام درست در زمانی صورت گرفت که تنش‌های بسیاری میان جمهوری اسلامی و غرب به خصوص آمریکا وجود داشت. وزارت خارجه آمریکا و پنتاگون اعلام کردند که ایران پرتاب این ماهواره‌ها را به عنوان پوششی برای پیشبرد برنامه توسعه موشک‌های بالستیک استفاده می‌کند و ناقض قطعنامه شورای امنیت در مورد برنامه هسته ای ایران است. دو کشور اروپایی آلمان و فرانسه نیز اقدام ایران را محکوم کرده و نسبت به آن ابراز نگرانی کردند و برنامه موشکی ایران را نگران کننده خواندند.

مشخصا پرتاب این ماهواره نظامی برخلاف سیاست های رسمی دولت حسن روحانی بود. دولت اصرار داشت که فعالیت‌های فضایی ایران غیر نظامی است و با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت مغایرتی ندارد. اما سپاه پاسداران با این اقدام عملا دولت را دور زد.

البته جی ریموند، رییس فرماندهی فضایی آمریکا٬ گفت که آنچه ایران به عنوان نخستین ماهواره نظامی خود در فضا معرفی می‌کند در واقع یک وب‌کم معلق است و تهدیدی به شمار نمی‌رود. او در توییتر نوشت: «ایران مدعی است که این ماهواره توانایی گرفتن تصاویر را دارد اما در واقع این یک دوربین فیلمبرداری است که توانایی جمع آوری و مخابره اطلاعات را ندارد.» اما مشخص نیست سپاه برای فرستادن یک دوربین به فضا چقدر هزینه صرف کرده است.

آیت‌الله خامنه‌ای روز ۱۷ اردیبهشت گفت: «آن ذهن و فکری که می‌تواند ماهواره را تولید کند، می‌تواند خودرو با مصرف پنج لیتر بنزین در یکصد کیلومتر هم تولید کند».

همین سخنان بهانه‌ای شد که سپاه وارد صنعت خودرو سازی شود. امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه روز ۲۰ خرداد از تشکیل یک کمیته مشترک بین سپاه و وزارت صنعت برای ورود این نهاد نظامی به حوزه خودرو خبر داد. او هدف از این کار را انتقال تجربیات و اطلاعات سپاه در حوزه تحقیقات به خودروسازان اعلام کرد. حسین مدرس خیابانی، سرپرست وزارت صنعت، هم گفت از فناوری‌ها و امکانات در حوزه موشکی که مرتبط با صنایع خودرو است، استفاده می‌کنیم.

اگر چه مجلس شورای اسلامی روز ۳۰ اردیبهشت در گزارش تحقیق و تفحص خود از دو شرکت خودروسازی «ایران خودرو» و «سایپا» اعلام کرد که دخالت نهادهای امنیتی در این شرکت‌ها باعث افزایش فساد و زیان‌دهی آنها شده است اما مشخص نیست چرا با وجود هشدار مجلس درباره فعالیت نهادهای امنیتی در صنعت خودروسازی، اکنون نهادهای نظامی وارد این حوزه شده‌اند.

سپاه پاسداران می‌گوید تنها در دوران تحریم می‌خواهد به صنعت ۱۵ میلیارد دلاری خودروسازی کمک کند. اما سپاه تا کنون به حوزه ای وارد نشده که پس از آن خارج شده باشد، آن هم صنعت پر سودی چون تولید خودرو، به نظر می رسد این دولت است که باید به تدریج از این صنعت خارج شود.

انتصاب سردار سرکوب از اول تابستان

سال ۱۳۹۹ بدترین سال در اقتصاد ایران بود، هیولای تورم پا بر گلوی مردم نهاد و هرروز بیش از پیش فشار خود را افزایش داد. طبیعتا اولین هراس جمهوری اسلامی در چنین شرایطی احتمال وقوع اعتراضات بوده و هست اعتراضاتی که واکنش حکومت در مقابل آن نه اقناع مردم بلکه سرکوب محض است و البته متولی اصلی سرکوب در کشور نهادی جز سپاه پاسداران نیست.

سردار حسین نجات که سابقه‌ای طولانی در سرکوب معترضان ایرانی از تیر ۷۸ گرفته تا ۸۸ دارد، روز اول تیر ۱۳۹۹ به عنوان جانشین قرارگاه ثارالله، امنیتی‌ترین بخش سپاه منصوب شد. قرارگاه ثارالله مهم‌ترین بخش سپاه پاسداران است و ماموریت دفاع از مراکز و نهادهای حساس در تهران و مدیریت امنیت پایتخت و دیگر شهرهای استان تهران در برابر شورش مردم و اعتراضات فراگیر ضدحکومتی یا تهدید نظامی علیه حکومت بر عهده این قرارگاه است.

وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و تمامی وزارت‌خانه‌های دولت هم در شرایط بحران تحت کنترل عملیاتی این قرارگاه قرار می‌گیرند. گفته می‌شود که در جریان اعتراض‌های خرداد ۱۳۸۸ به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، قرارگاه ثارالله در کنترل و مهار اعتراض‌ها نقش اصلی را برعهده داشته است. به نظر می رسد برآورد جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۹ وقوع اعتراضاتی به بزرگی ۱۳۸۸ بوده که فردی چون سردار نجات را در قرارگاه ثار الله منصوب کرده است.

محمدحسین زیبایی‌نژاد با نام مستعار حسین نجات که در فاصله سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۹ فرمانده سپاه حفاظت ولی‌امر، در سرکوب مردم در اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ نقش داشت و پس از اعتراضات ترفیع گرفت. بخشی از سابقه نجات هم در کتاب «جمهوری اسلامی ایران: از بازرگان تا روحانی» صفحه ۲۶۲ نوشته فریدون قاسمی آمده است: «در جریان حمله به کوی دانشگاه کسانی مانند سردار حسین نجات فرمانده سپاه ولی امر به همراه سردار محمد رضا نقدی، سردار محمد باقر ذوالقدر و دیگران طرح سرکوب دانشجویان و حتی عزل سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت را ریخته بودند.»

تنها یک روز پس از انتصاب نجات، در روز ۲ تیر ۱۳۹۹، علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه اعلام کرد که تا پایان امسال حضور در آب‌های دوردست و ایجاد پایگاه دائمی در اقیانوس هند در دستور کار سپاه قرار گرفته است. او اعلام کرد این برنامه با دستور آیت‌الله علی خامنه‌ای و با هدف تحقق ظرفیت‌های نیروی دریایی اجرا می‌شود. اگر چه او هدف از این اقدام را مقابله با مزاحمت از سوی دزدان دریایی و بعضی از شناورهای بیگانه برای ماهی‌گیران و لنج‌داران ایرانی در آبهای دریای عمان و در دهانه اقیانوس هند اعلام کرد، اما اقداماتی از این دست را تنها می‌توان ادامه تلاش جمهوری اسلامی در راستای گسترش نفوذ منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دانست. همانگونه که آیت‌الله خامنه‌ای نیز درباره تعقیب دشمنان خارج از محدوده‌های فعلی سخن گفته بود. موضوعی که حساسیت‌های جهانی بسیاری به دنبال دارد.

تنگسیری ۱۶ تیر ماه نیز در مصاحبه‌ با صبح صادق، نشریه رسمی سپاه از وجود شهرهای زیرزمینی شناوری و موشکی ساحل به دریا، در خلیج فارس خبر داد. فرمانده نیروی دریایی سپاه در سخنانی تحریک آمیز خطاب به آمریکا گفت ایران ورود و خروج ناوها را در همه خلیج فارس و دریای عمان زیر نظر دارند: «ما کابوس شما هستیم.»

رزمایش ماکتی و «به باد دادن کرک و پشم آمریکایی‌ها»

نیروی دریایی و نیروی هوافضای سپاه روز ۷ مرداد ۱۳۹۹ رزمایش «پیامبر اعظم ۱۴» را در آب‌های خلیج فارس و غرب تنگه هرمز آغاز کردند. در روز اول این مانور ماکت یک ناو هواپیمابر آمریکایی هدف شلیک موشک قرار گرفت. این مانور هم‌زمان با اوج تنش میان ایران و آمریکا و تلاش‌های ایالات متحده برای تمدید تحریم‌های تسلیحاتی ایران انجام شد. ربکا رباریچ، سخنگوی ناوگان پنجم ایالات متحده با اشاره به هدف گرفتن ماکت یک ناو آمریکایی در این رزمایش گفت که مانورهای تهاجمی ایران با هدف ایجاد رعب و وحشت و نمایش قلدرمابی انجام می‌شود.

در روز دوم این مانور سپاه پاسداران اعلام کرد در جریان یک رزمایش نظامی، دو موشک‌ بالستیک را با موفقیت از اعماق زمین به صورت کاملا استتار شده شلیک و آزمایش کرده است. خبرگزاری صدا و سیما تصاویر شلیک این موشک‌ها را منتشر کرد. این در حالی است که ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا، سنتکام، از آزمایش موشک‌های بالستیک در خلیج فارس به‌شدت انتقاد کرد. بیل اربن سخنگوی سنتکام پرتاب موشک‌های ایرانی در جریان این رزمایش را در منطقه‌ای که محل تردد متراکم کشتی‌هاست، غیرمسئولانه عنوان کرد.

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران مدعی شد که نکته قابل توجه رزمایش پیامبر اعظم ۱۴، رصد منطقه عمومی رزمایش با استفاده از تصاویر ارسالی توسط ماهواره نور بود که حاکی از فعالیت مستمر و مداوم این ماهواره در حدود یکصدمین روز از پرتاب و قرار گرفتن آن در مدار زمین است.

در این میان، تیر و مرداد ۱۳۹۹ روزهای سختی برای یکی از ضعیف‌ترین اقشار جامعه ایران یعنی کولبران بود. وبسایت هه‌نگاو، که اخبار حقوق بشر کردستان را منتشر می کند، در گزارشی نوشت که در اوایل تیر تا اوایل مرداد دست‌کم ٢٠ کولبر و کاسبکار در مرزهای کردستان کشتە و زخمی شدەاند کە ٨٠ درصد این موارد با شلیک مستقیم نیروهای سپاه پاسداران و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی رخ داده است. کاربران ایرانی هشتگ #کولبر_نکشید را به هشتگ اول ایران در توئیتر تبدیل کردند. اما سپاه که مدعی ایجاد آبادانی در ایران است به جای حل معضلات شغلی در این مناطق به انهدام ماکت های آمریکایی و کشتن کولبرها مشغول است.

سپاه در راستای اقدامات منطقه ای خود روز ۲۲ شهریور، در بیانیه‌ای عادی‌سازی روابط بحرین و اسرائیل را محکوم کرده و به بحرین هشدار داد که به خاطر این اقدام پاسخ‌های درخور را دریافت خواهد کرد و تهدید کرده است که بحرین منتظر انتقام سخت کسانی که مجاهدان قدس نامیده، باشد.

محمد یزدی، فرمانده سپاه تهران ۲۵ شهریور ماه از اقدام دیگری در جهت کنترل مردم خبر داد، او از تشکیل تیم‌های ضربت با استفاده از ظرفیت بسیج در محله‌های مختلف تهران خبر داد. یزدی گفت که تیم‌های ضربت قرار است مبارزه با «اراذل و اوباش» را در دستور کار قرار دهند، اما بسیاری سخنان یزدی را «اسم رمز سرکوب» نامیدند. برخی کاربران در فضای مجازی هدف از تشکیل این گروه ضربت را سرکوب معترضان دانسته و نوشتند که برخورد با اراذل و اوباش بهانه است.

حسین سلامی، فرمانده کل سپاه روز ۲۹ شهریور و ماه‌ها پس از ترور قاسم سلیمانی در سخنانی خطاب به رئیس جمهور آمریکا گفت که وعده انتقام ما از شهادت سردار سلیمانی قطعی، جدی و کاملا واقعی است. او افزود «اگر تار مویی از سر یک ایرانی کم شود، کرک و پشم شما را به باد می‌دهیم. این تهدیدها جدی است و ما جنگ لفظی نمی‌کنیم و همه چیز را به میدان عمل واگذار می‌کنیم.»

ترور با کمک هوش مصنوعی

«محسن فخری‌زاده مهابادی»، چهره ارشد در برنامه هسته‌ای ایران که بسیاری او را مردی مرموز نامیده‌اند، روز ۷ آذر در منطقه آبسرد دماوند در نزدیکی تهران ترور شد. آنچه در میان قابل توجه بود روایت های متعدد و متناقضی بود که عموما توسط سرداران سپاه در مورد مرگ او بیان شد. یکی از عجیب ترین روایت ها توسط علی فدوی، جانشین فرمانده سپاه پاسداران بیان شد او گفت که در ترور محسن فخری‌زاده، برای تشخیص او از میان همراهانش از فناوری هوش مصنوعی استفاده شده و هیچ مهاجمی در محل حادثه نبوده و همه چیز به صورت خودکار انجام شده است.

سپاه پاسداران روز ۱۷ دی ۱۳۹۹ در سالگرد ساقط کردن هواپیمای اوکراینی با شلیک دو موشک از این اقدام خود سلب مسئولیت کرد و با انتشار بیانیه‌ای مسئولیت هدف قراردادن این هواپیما را بر عهده آمریکا دانست و اعلام کرد این اتفاق تلخ در پی ماجراجویی‌های ضدانسانی و اقدامات تروریستی امریکا در منطقه به وقوع پیوست.

این در حالی است که خانواده های قربانیان این حادثه تلخ جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران را مسئول این اتفاق می‌دانند و بیش از یک سال است منتظر برگزاری دادگاه عادلانه برای رسیدگی به پرونده شلیک دو موشک سپاه به هواپیمای مسافری هستند.

چهارشنبه ۲۴ دی ماه، سخنگوی کمیسیون امور داخلی مجلس شورای اسلامی گفت که مجلس در حال بررسی طرحی است که بر مبنای آن سازمان اطلاعات سپاه به مراجع استعلامی نامزدهای شورای شهر اضافه می‌شود. انتخابات شوراهای شهر و روستا تنها انتخابات ایران است که بدون نظارت استصوابی شورای نگهبان برگزار می شود و حالا با این طرح سپاه سنگر جدیدی در سیاست ایران به نام خود فتح خواهد کرد.

سپاه ۲۶ دی ماه رزمایش دیگری با عنوان «پیامبر اعظم» برگزار کرد و اعلام کرد که در اولین مرحله اقدام به تست و شلیک انبوه نسل جدید موشک‌های بالستیک زمین به زمین کرده است. در این رزمایش که در منطقه عمومی کویر مرکزی ایران برگزار شد، بر اساس گزارش خبرگزاری فارس، موشک‌هایی که به سرجنگی جداشونده و قابلیت هدایت در خارج از جو و نیز قدرت اخلال و عبور از سپر موشکی دشمن مجهز بودند، آزمایش و شلیک شده‌اند. این رزمایش در حالی انجام ‌شد که بحث درباره آینده برنامه موشکی ایران، یک موضوع مورد توجه در حاشیه آینده روابط بین دولت بایدن و جمهوری اسلامی ایران بوده است.

همکاری اطلاعاتی با روسیه و شهر موشکی

حسین طائب، رئیس سازمان اطلاعات سپاه روز ۲۲ بهمن اعلام کرد که دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای تأمین امنیت داخلی و منطقه‌ای همکاری خوبی با سرویس‌های همراه منطقه‌ای و بین‌المللی دارد. او علاوه بر این هشدار داد که نیروهای امنیتی ایران برای مقابله با آنچه او شبکه‌ها و عناصر نفوذی خوانده است شدت عمل به خرج می‌دهند. او مشخص نکرده که جمهوری اسلامی با کدام کشورها همکاری اطلاعاتی دارد. اما ۷ بهمن ماه در سفر محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه، جمهوری اسلامی و روسیه توافقنامه همکاری در زمینه امنیت اطلاعات امضا کردند.

در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۲۲ بهمن امسال و همزمان با اظهارات مقامات آمریکایی در مورد تلاش برای محدود کردن برنامه‌های موشکی جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران موشک‌های بالستیک ذوالفقار بصیر، دزفول و قیام خود را به نمایش گذاشت. اقدامی در راستای قدرت نمایی در مقابل غرب و افزایش تنش ها.

غلامحسین غیب‌پرور جانشین‌ فرمانده‌ کل سپاه در قرارگاه مرکزی امنیتی امام علی روز ۲۸ بهمن با نقل قولی از آیت الله خامنه ای مبنی بر اینکه من امنیت را از سپاه می‌خواهم گفت که در حال حاضر سپاه جدی‌تر از گذشته به مسائل مختلف امنیتی ورود کرده است، چرا که دشمن از هر روزنه‌ای برای به هم ریختن اوضاع داخلی کشور استفاده می‌کند. اینگونه با چراغ سبز رهبر جمهوری اسلامی حوزه دخالت سپاه در مسائل امنیتی بیش از پیش افزایش یافت.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی روز ۲۴ اسفند تصاویری از پایگاه جدید سپاه منتشر کرد که مجهز به موشک‌های کروز و بالستیک و تجهیزات جنگ الکترونیک بود. در این گزارش این پایگاه شهر موشکی توصیف شد. علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه گفت: «با ورود این تجهیزات به سازمان نیروی دریایی سپاه و جنگال قادر خواهیم بود سیگنال‌هایی از دشمن حتی سیگنال‌های خاموش و ارتباطات داخلی دشمن را دریافت کنیم».

جمهوری اسلامی می گوید که برنامه موشکی را برای دفاع از ایران دنبال می کند اما قدرت‌های غربی و تعداد زیادی از کشورهای منطقه برنامه‌های موشکی و هسته‌ای ایران را مکمل یکدیگر می‌دانند و معتقدند که مغایر قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت است چرا که جمهوری اسلامی ایران تنها حکومت فاقد سلاح هسته‌ای است که موشک‌هایی با برد دو هزار کیلومتر ساخته است.

اما مهمترین اقدام سپاه را در سال ۱۳۹۹ می توان معرفی نامزد های انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ دانست. تا همین جای کار نیز محمد باقر قالیباف که سابقه ای طولانی در سپاه دارد ریاست قوه مقننه کشور را در دست گرفته است ظاهرا دولت سایه قصد دارد از سایه خارج شود و پس از خرداد ۱۴۰۰ رسما تصدی امور را در جمهوری اسلامی در دست بگیرد. اینگونه مساله دوگانگی حاکمیت در ایران برطرف خواهد شد اما رفع این دوگانگی می تواند تبعات بسیاری برای ایران و مردم این کشور دارد، اگر دولت های غیرنظامی تا کنون اندک تلاشی برای استقلال دولت از نظامیان می کردند دولت نظامی همسو با همقطارانش پیش خواهد رفت. دولت احمدی نژاد و خسارات هایی که به ایران وارد کرد تنها مورد حمایت و در همکاری با نظامیان بود. اما اکنون باید منتظر رئیس جمهوری بود که بخش عمده زندگی خود را در پادگان ها سپری کرده و یکی از مهمترین کلید واژه هایش «بله قربان» است؛ این همان چیزی است که آیت‌الله خامنه ای می‌خواهد.

منبع: زیتون

This comment was minimized by the moderator on the site

عیسی شریفی دلیل روشنِ زیان حضور نظامیان در سیاست است
امتداد- محمد پوریا بهشتی
سردار عیسی شریفی در حالی که از سپاه برای شهرداری مامور شده بود و (همچنان سپاهی به حساب می آمد) برای فسادی سازمان یافته در شرکتی با عنوان هلدینگ یاس به ۲۰ سال زندان محکوم شده است. هواداران قالیباف با توجه به موارد زیر سعی کردند قالیباف را تبرئه کنند. اما روند پرونده عیسی شریفی نشان می‌دهد نظامیان وقتی وارد سیاست میشود نه تنها پاسخگو نیستند، بلکه فساد آنها نیز به جای علنی شدن در پیشگاه مردم، به دادگاه‌های غیرعلنی برده میشود تا مردم از آن مطلع نشوند. همین دلیل روشنی است برای اینکه نباید نظامیان در سیاست حضور داشته باشند.

اما دلایل جریان قالیباف عبارتند از:
اول: مخفی ماندن محتوای جلسه که هیچ کس از مفاد آن آگاه نشده است.
دوم: برگزاری جلسه در دادگاه نظامی و بیان این مساله که محکومیت عیسی شریفی به خاطر فسادش در سپاه بوده نه شهرداری تهران که قالیباف بخواهد پاسخگوی او باشد.
این درحالی است که اولا: جریان قالیباف از اساس همان زمان که عیسی شریفی از کشور گریخت (و بازگردانده شد) وجود پرونده فساد برای او را تکذیب کرده و اتهامات او را «پروژه تخریب» ‌نامیدند. آنها امروز شرم می‌کنند؟ در این مساله روزنامه های صبح نو و سایت فردا که خود را سخنگوی جریان قالیباف می دانند، پیشتاز بودند.

دوم: حکم ۲۰ سال حبس و رد مال ۵۰۰ میلیاردی که برای عیسی شریفی صادر شد، تنها بخشی از پرونده اوست،‌ نه همه آن. اما تیم قالیباف سعی می‌کند با فریب مردم بگوید: فساد او ربطی به شهرداری تهران نداشته است. این ادعای حتی بدتر از ادعای احمدی‌نژاد در مورد فساد محمدرضا رحیمی است. اصولگرایان (و خصوصا قالیبافی‌ها) به خاطر به کارگیری محمدرضا رحیمی به احمدی‌نژاد انتقاد می کردند که چرا با وجود فساد از او استفاده کرده است.

احمدی نژاد پاسخ می‌داد: فساد او ربطی به دوران حضورش در دولت ندارد. حالا پاسخ قالیبافی‌ها حتی از پاسخ احمدی‌نژاد هم مضحک‌تر است. عیسی شریفی وقتی همزمان در شهرداری و سپاه مشغول نبوده. اما با این حال وقتی او در یک نهاد نظامی (که علی القاعده برایش مقدس هم هست) فساد می‌کند، چطور انتظار دارید مردم باور کنند که در شهرداری پاکدست بوده؟ وقتی او به لباسی که مقدس می‌پندارد خیانت می‌کند. از خون شهدای جنگ ۸ ساله ایران شرم نمی‌کند و به آن دست درازی می‌کند، آیا به اموال مردم در شهرداری رحم کرده است؟

آنها به خوبی می‌دانند که بخش مهمی از فساد شریفی که به شهرداری بر می گردد (همانطور که میرلوحی گفت) اساسا هنوز باز نشده است. برای همین هم خود قالیباف جرات نمی‌کند شخصا یک کلمه در مورد عیسی شریفی موضع‌گیری کند.

سوم: اساسا پیش بینی میشود شکایت‌های شهرداری و شورای شهر هم به جایی نرسد و قوه قضائیه حاضر نشود برای عیسی شریفی و اتهاماتش در شهرداری تهران دادگاه تشکیل دهد. آنها می‌دانند اگر دادگاه تشکیل دهند باید ژست‌های مبارزه با فسادشان را عملی کرده و دادگاه را علنی کنند. با علنی شدن این فساد هم حیثیتی برای سردار جهادی باقی نخواهد ماند. لذا مانند سایر دادگاه‌ها (از جمله فساد حسن رعیت و پرونده فساد سیداحمد هاشمی شاهرودی) برگزار دادگاه را به روی خود نمی‌آورند و منتظر می‌مانند تا مردم فراموش کنند.

چهارم: عیسی شریفی نشان داد که آنها نهادهای عمومی را در خدمت نظامیان می‌خواهند. هنوز روشن نیست پولهایی که عیسی شریفی و شرکایش (خصوصا محسن سجادی نیا) باید پس بدهند، چگونه میان شهرداری و سپاه دست به دست شد؟ در صورت روشن شدن این موضوع مردم میتوانند ببینند چطور نهادهای عمومی در خدمت اهداف خاص قرار می گیرند.

پنجم: وجود پرونده عیسی شریفی اثبات می‌کند که نظامیان وقتی در سیاست وارد میشوند همچنان پیوندهای عمیقشان با نهاد نظامی از هم نمی‌پاشد. لذا وقتی خطایی هم انجام می‌دهند به بهانه نظامی بودن مساله پشت درهای بسته می ماند. مضافا اینکه نظام تمایلی ندارد تا چهره نظامیان (سپاهیان) تخریب شود. حتی اگر این نظامیان به خون شهدا هم خیانت کرده باشند. لذا به هر ترتیب هم که شده باشد موضوع بدون پاسخگویی فیصله می‌یابد.

ششم: اساسا سئوال ما این است که محمود سیف و عیسی شریفی به کدام بخش از سپاه تعلق داشتند؟ پولهای قرارگاه خاتم، شهرداری به کدام بخش قرار بود منتقل شود؟ چرا جریان قالیباف اسمی از آن واحد سپاه نمی برد؟ آیا منظورشان سپاه قدس است؟ اگر دقت کنید حامیان قالیباف به اینجا که میرسند حرف در دهانشان می ماسد. آنها جرات ندارند بگویند وقتی فساد شریفی به شهرداری مربوط نیست دقیقا به کدام بخش سپاه مربوط میشود؟

متن کامل در لینک زیر: http://emtedad.news/?p=1864 امتداد

This comment was minimized by the moderator on the site

بیانیه یک کاندیدا
رحیم قمیشی
"مردم سختی کشیده ایران عزیزم!
من آمده‌ام و به شما قول می‌دهم جز در چارچوب قانون اساسی و خواست اکثریت شما مردم، برنامه‌هایم را تنظیم نکنم.
مردم شریف کشور پر افتخارم!
من آمده‌ام تا جلوی هر بی‌قانونی را از طرف هر کسی باشد، بگیرم و تا سر حد جانم در این خصوص بایستم.
مردم خوب سرزمینم!
من آمده‌ام تا شما را عزتمند کنم و نشان دهم رأی و خواست و اراده شماست که کشور را می‌سازد، نه هیچ اراده و دستور و حکم دیگری، و به شرافتم قسم می‌خورم لحظه‌ای از منافع شما عقب ننشینم.
مردم صبور و دوست داشتنی وطنم!
من آمده‌ام و قول می‌دهم با مذاکرات سازنده و عزتمندانه با همه دولت‌های جهان، از حقوق شما دفاع کنم، من با آمریکا با شجاعت مذاکره می‌کنم، من معاهدات متوقف شده را با احترام و کرامت احیا می‌کنم، من اجازه باز شدن سفارت آمریکا را بدون شک می‌دهم، همینطور عربستان و هر کشور دیگری را و با تمام وجود در برابر هر تهدیدی که به مناطق دیپلماتیک و بر حق کشورها وارد شود می‌ایستم.
مردم!
من متعهد می‌شوم هر هفته یک بار، به طور زنده، صادقانه، و بدون مخفی‌کاری و ملاحظه‌کاری به شما گزارش بدهم و بگویم چه چیزی مانع کارهای مثبتم است، من با اتکا به رأی و حضور شما تمام موانع را برطرف خواهم کرد.
مردم با هوش و دلسوز کشورم!
من قسم می‌خورم تا زمانی که یک فقیر در کشور خودمان باشد، تا زمانی که یک معلول نیازمند داشته باشیم، تا زمانی که یک روستایی بدون آب، بهداشت یا اموزش و امنیت داشته باشیم، اجازه ندهم یک ریال از منابع کشورم به سایر کشورها و گروه‌های خارجی سرازیر شود.
من قسم می‌خورم مطابق قانون، همه قومیت‌ها را ارج بگذارم، همه مذاهب و عقاید را حرمت بگذارم و از توانایی همه دلسوزان کشور برای آبادانی آن استفاده کنم. من همه نظامی‌ها را از مداخله در امور اقتصادی و فرهنگی و سیاسی باز دارم ولو به قیمت جانم تمام شود. ارتش، سپاه، بسیج، نیروی انتظامی تنها در چارچوب مقررات نظامی خود باید انجام وظیفه کنند و هیچکدام حق ندارند خود را بالاتر از منتخبین مردم بدانند.

مردم عزیز و وفادارم!
من قول می‌دهم تمام مساعی خود را به کار بگیرم تا همه ایرانیان عزیز از هر جای دنیا بخواهند بتوانند به کشور برگردند، و برای سرافرازی ایران سرمایه‌گذاری کنند، تلاش کنند، و از مواهب کشورشان لذت ببرند، جوانان را ترتیبی خواهم داد، صنعت، کشاورزی، گردشگری، درمان، آموزش، و علم در کشور ارتقا یابد.

مردم!
من واکسن کرونا را به وفور وارد خواهم کرد، سازنده‌اش هر کشوری باشد، تنها به شرط آنکه کارشناسان درمانی کشور آن را تأیید کنند. من زیر بار هیچ دستور غیرکارشناسی از هیچ ناحیه‌ای، نمی‌روم.

مردم وفادار و بزرگ کشورم!
من با اتکا به رأی و حمایت شما، نه تنها حصرهای غیرقانونی را خاتمه خواهم داد، زندانیان عقیدتی را آزاد خواهم کرد، اینترنت نامحدود و بدون فیلتر را برای شما تسهیل کرده، مطبوعات را آزاد خواهم گذاشت تا هر فسادی در دولتم و یا هر ارگانی را افشا نمایند، جایزه تعیین خواهم کرد تا برای افشای فساد مالی به افشاگر پاداش خوبی داده شود.

مردم!
من آمده‌ام تا آنچه شما می‌خواهید ولو با عقاید و علاقه‌های من در تضاد باشد اجرا شود، من زمینه‌های برگزاری رفراندوم را که حق شماست فراهم می‌کنم، من نمی‌گذارم احدی در کارهایم دخالت کند به هر بهانه‌ای، و چنانچه دخالت غیرقانونی صورت بگیرد بلافاصله به شما گزارش بدهم...

مردم... اما!
یک شرط مهم دارد؛
برای سختی‌های راه آماده باشید. این اهداف بدن تحمل سختی و مرارت به‌دست نمی‌آیند.
قول دهید پس از رأی دادن به من صحنه را ترک نکنید. در مقابله با خلاف‌ها، پشتیبان من و دولت‌تان باشید، نگذارید خودم یک قدم خلاف بردارم، نگذارید قول‌هایم را فراموش کنم. نگذارید منافع شخصی و‌خودخواهی بر من غلبه کند و در صورت لزوم با شمشیر قانون و بدون ترس کجی‌هایم را راست کنید.

مردم!
من با شما پیمان می‌بندم تا آخر با شما باشم.
من جانم را در این راه می‌دهم، حصر را می‌پذیرم، هزاران مثل من در این کشور هست، مهم آنست که شما بخواهید، بایستید و خود را، حقوق‌تان را و قدرت‌تان را باور کنید.

دست در دست هم بدهید و منتخب واقعی خود را تعیبن کنید.
من پای این وعده‌هایم را امضا می‌کنم و چنانچه تا یک سال نتوانم آنها را انجام دهم، پس از دادن گزارش با افتخار استعفایم را تقدیم شما می‌کنم.

امضا
کاندیدای ریاست جمهوری..."
اگر چنین کاندیدایی اجازه حضور پیدا کند، چرا من انتخابات را تحریم کنم!؟
با افتخار در ان شرکت می‌کنم و به او رأی می‌دهم.
اما اگر بخواهید مرا بین چند کاندیدای سفارشی و ترسو و تابع مخیر کنید،‌ مسلما عزتم اجازه نمی‌دهد، رأی با ارزشم را تقدیم آنها کنم.
با احترام
یک شهروند این کشور ستمدیده @ghomeishi3

This comment was minimized by the moderator on the site

لطفا بدون تعصب و حب و بغض،مطلب زیر را مطالعه کنید و به ذهن بسپارید:

یک نفر از همراهان آقای سید محمد خاتمی که در سال ۱۹۹۹ به سنگاپور رفته بود تعریف میکنه:
بعد از دیدار با رییس جمهور سنگاپور، از ایشون خواستیم اگه امکان داره جلسه ای با آقای لی کو آن یو ،‌ داشته باشیم،
آقای آن یو،‌ بازنشسته شده بود و هر از گاهی به عنوان مشاور در کاخ ریاست جمهوری حضور پیدا می کرد.
جلسه هماهنگ شد و ما به دیدن ایشان رفتیم.
بعد از سلام و احوالپرسی، آقای خاتمی گفت: نمیخواهیم وقت شما رو زیاد بگیریم، فقط یک سوال!!!.
به نظر شما ایران میتونه مثل سنگاپور رشد کنه و به چنین موفقیت عظیمی برسه؟!
آقای آن یو، یه کم فکر کرد و گفت: نه!!،‌ متاسفم.
آن فرد گفت: همه ما جا خوردیم و اصلا فکر نمیکردیم چینن جواب تند و به دور از دیپلماسی را از آقای آن یو بشنویم!.
برای همین رییس جمهور و تیمی که همراهشون بودیم در سکوت و شرم غرق شدیم!!.
آقای آن یو، بعد توضیحاتی میده که تمام حرف اصلی نوشته من این چند خط توضیحات ایشونه!!.
به نظرم این توضیح برای تمام کشورهای جهان سوم میتونه مثل یه نقشه گنچ باشه!!، البته به شرطی که به دنبال گنج باشیم!!!
آقای آن یو گفت:
۳ دلیل اصلی داره که شما نمیتونید مثل سنگاپور بشید!!!

۱. ایدئولوژی:
شما ایدئولوژی خاصی دارید و معتقدید، زندگی اصلی بعد از مرگ شروع میشه.
برای همین این دنیا و زندگی دنیوی را به اندازه کافی جدی نمیگیرید!! و دلتون را به جهان بعد از مرگ خوش کردید!!.
خوب معلومه کسی که این جهان را جدی نگیره برای مدیریت و سرآمدی در این جهان هم به اندازه کافی تلاش نمیکنه!
ولی ما اعتقاد داریم ، همین دنیا تنها چیزیه که داریم و به همین جهت تمام تلاشمون را میکنیم تا بهترین دنیا را برای خودمون بسازیم!!.

۲. رویکرد :
شما رویکرد متفاوتی نسبت به مسأله ها و مشکلات دارید!!.
وقتی ما با یک مشکل مواجه میشویم، مشورت میکنیم. اگر امکان حل اون مشکل و مسأله به نفع ما باشه،‌ پیش میریم و تمام تلاشمون را میکنیم. ولی اگه متوجه بشیم و تو مشاوره ها هم به این نتیجه برسیم که طرف مقابلمون برنده میشه،‌ دیگه مبارزه نمیکنیم!! و میریم با طرف مقابلمون مشکلمون رو با مسالمت حل میکنیم! و وقتمون را بیشتر از این صرف جنگیدن با کسی که در نهایت برنده خواهد بود، نمیکنیم!!.
ولی وقتی شما با یک مسأله مواجه میشوید، مثل ما مشورت میکنید. اگر به شما گفته بشه که در این مسأله شما برنده نخواهید شد و برنده نهایی طرف مقابل شماست ، به جای اینکه بروید و با طرفتون مشکل را با مسالمت حل کنید، با زور و پول و اعتقاد و نسل در نسل به مبارزه با اون طرف می روید!! و برای همین همیشه تعداد مشکلاتتون بیشتر از تعداد راه حل هاتونه!!!
آقای آن یو گفته بود: نسلی که برای خودش و نسلهای بعد از خودش به جای راه حل، مشکلات قدیمی را به ارث بذاره نمی تواند مثل سنگاپور رشد کنه!!!

۳. تصمیم گیری سیاسی و اقتصادی کشور در دست نظامیان:
آقای‌ آن یو در توضیح سومین دلیل عدم رشد کشورهای جهان سوم گفته:
نظامی ها بر اساس یک خط فکری خاص و بدون انعطاف حرکت میکنن. این روش برای جنگ و پاسداری از حریم کشور مناسبه، اما در تصمیم گیری ها ی سیاسی و اقتصادی نیازمند خطوط فکری متفاوت و انعطاف پذیری بسیار زیادیم.
هیچ کشوری را پیدا نمیکنید که سیاست و اقتصاد در دست نظامیان اون کشور باشه،‌ و اون کشور رشد قابل توجهی داشته باشه!!

This comment was minimized by the moderator on the site

مشکل جمهوری اسلامی ساختاری است ،با رفع تحریم و تغییر رئیس‌جمهور كشور اصلاح نخواهد شد
دکترجلال پورالعجل
اگر رئیس جمهور نه یک بار که صد بار هم تغییر کند، اگر تمامی نمایندگان مجلس شورای  اسلامی و خبرگان رهبری کنار گذاشته شوند و نمایندگان جدید انتخاب و جایگزین آنها شوند باز هم شرایط کشور اصلاح نخواهد شد. دلیل این مدعا برگزاری دوازده دوره انتخابات ریاست جمهوری، ده دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و پنج دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری است. اگر قرار بود با تغییر رئیس جمهور و نمایندگان مجلسین پیشرفتی در جهت توسعه و آبادانی کشور حاصل شود، امروز ایران باید در زمره کشورهای توسعه یافته خاورمیانه بلکه آسیا می بود. 

هر چه جلوتر می رویم توسعه و آبادانی کم‌رنگتر، فساد و بی قانونی پر رنگتر، و ناامیدی و سرخوردگی مردم شدیدتر می شود و در عرصه بین المللی هم روز به روز منزوی تر می شویم. این یعنی اینکه یک فاجعه در کشور در حال وقوع است. اما ریشه و منشأ این فاجعه کجاست؟

کلیه منتخبین ملت اعم از رئیس جمهور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری جملگی بازیگران فیلمنامه ای هستند که از پیش نگاشته شده است و اینها صرفاً در مقطعی به صحنه آمده و نقش آفرینی می کنند ولیکن هرگز تأثیری در روند کلی فیلمنامه ندارند زیرا این تراژدی از قبل تدوین شده است. ساختار این فیلمنامه یا به عبارتی "قانون اساسی" به گونه ای طراحی شده که اولاً منتخبین ملت صرفاً نقش بازیگر را دارند نه تصمیم گیر و تصمیم ساز و ثانیاً بازیگران از بین افرادی انتخاب می شوند که تابع محض باشند در غیر این صورت در همان مرحله گزینش اولیه رد صلاحیت شده و هرگز به مرحله رقابتهای انتخاباتی راه نمی یابند. طبیعی است در چنین ساختار معیوبی، افراد صاحب ایده و نوگرا و متجدد که خواستار تغییر قانون اساسی و تحول در ساختار سیاسی کشور هستند عملاً به گردونه رقابتهای انتخاباتی راه داده نمی شوند.

مرجعی که وظیفه خطیر گزینش و انتخاب اولیه بازیگران عرصه سیاسی و تصمیم گیری کشور را بر عهده دارد شورای نگهبان است... این شورا برای داوطلبان معیارهایی را در نظر گرفته که در ذیل ماده 28 انتخابات به آنها اشاره شده است. بنابراین داوطلبان باید قبل از نامزد شدن خود را با این ضوابط تطبیق داده و ملتزم نمایند. این ضوابط به گونه ای طراحی و تدوین شده اند که اساساً داوطلبین را غربال و یک دست می کند به نحوی که آنها باید همانگونه بیاندشند و عمل کنند که حاکمیت انتظار دارد و این یعنی تعطیلی اندیشه، تفکر، خلاقیت، نوآوری، تغییر و اصلاح. اگر خروجی این فرایند غیر از این بود تاکنون با این همه انتخابات، باید کشور متحول شده بود و به اوج شکوفایی و بالندگی رسیده بود.

قانون اساسی هر کشور بسان نقشه راه است که سایر قوانین و مقررات از آن نشأت می گیرند. هرگز یک قانون اساسی معیوب و ساختار سیاسی بیمارگونه نمی تواند ملت را به سعادت و خوشبختی رهنمون سازد. تا زمانی که کشور بر اساس تراژدی قانون اساسی به شکل کنونی اداره می شود و تا زمانی که بازیگران صحنه سیاسی کشور از بین افراد صاحب اندیشه، نوگرا و متجدد انتخاب نشوند آبی از انتخابات نمایشی و منتخبین گزینشی ملت گرم نخواهد شد. 

اگر قرار است تحولی در کشور حادث شود که منجر به تجدید حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شود و ایران را به جایگاه واقعی و شایسته خویش در منطقه و جهان بازگرداند، هیچ چاره ای نیست جز اینکه این ساختار از نو بازسازی و اصلاح شود و با برگزاری "همه پرسی" به تایید مردم برسد.

This comment was minimized by the moderator on the site

فرخی یزدی در نشریه توفان نوشت :
گرچه به هم ریختگی های کشور ایران و شرایط بد ایرانیان در پایان دوره قاجار، شرایط را برای حاکمیت نظامیان مهیا کرده بود، و رضاخان میرپنج شرایط را برای مداخله مناسب دیده و دست به کار شد و با لشکر قزوین وارد تهران شد و حاکمیت را به عهده گرفت ، اما کسانی هم بودند که نسبت به روی کار آمدن یک حکومت با حاکمیت فردی و خودرای و نظامی احساس خطر کرده و از جمله فرخی یزدی شاعر و روزنامه نگار مبارز دوره مشروطه، در آغاز دوره حکومت نظامیان در ابتدای سده 14خورشیدی مراتب نگرانی خود را از چنین نوع حاکمیتی در روزنامه توفان اعلام داشت و در مقاله ایی در نشریه توفان نوشته بود که : "روی کار آمدن دولتی اقتدار گرا با نفس حکومت مشروطه جمع نمی شود.
ما دایره کثرت و قلت هستیم ما آینه عزت و ذلت هستیم
تو در طلب حکومت مقتدری ما طالب اقتدار ملت هستیم"

This comment was minimized by the moderator on the site

حضرت آقا ! به میدان بیایید و با جمع کردن بساط مضحک انتخابات ، مدیریت کشور را به عهده بگیرید :*
حسین پورمصطفی
محضر حضرت آقای خامنه ای روحی له الفدا
بنده مدتهاست سرگردان و حیران این نکته مانده ام ، حکمتش چیست که ملت شریف ایران با این وضع و اوضاع ، باید همچنان بوی کباب را بشنود و در حسرت کباب باقی بماند؟!
چرا این ملت باید قریب سی سال زعامت جنابعالی ، گاه و بیگاه ، رمز و راز نجات خود از این وضعیت اسفناک اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی ، وعده آینده مشعشع را از زبان عالی ترین و مقتدرترین مقام سیاسی – مذهبی کشور بشنود ، اما هرگز و هرگز نتواند شاهد اجرایی شدن این رموز و سعادت خویش باشد که هیچ ، تازه سال به سال ، دریغ از پارسال؟!
ملت تا کی باید درحسرت عزت و رونق و جهش تولید و اشتغال زایی و همت مضاعف و…. این آخری «دولت جوان حزب الهی» ، و دستاوردهای نجات بخش و سعادت آفرین آن بماند؟
شمایی که پرطمطراق و دشمن شکن ، اعلام می فرمایید وضعیت وخیم گریبانگیر ملت ، نه بر اثر جنگ ۴۰ ساله گرم و سرد با امریکا و اروپا و اسرائیل و دول مرتجع و خائن عرب و…. ، که ناشی از بی کفایتی و مدیریت غربگرایانه آن دولت و این مجلس و حتی حلول جریان انحرافی در پیکره دولت ارزشی امام زمان بوده ، و کوچکترین مسوولیتی هم متوجه حضرتعالی و خیل عظیم قوا و نیروها و سازمان های تحت امر مستقیم شما نبوده و نیست ، چرا برای یک بار پا به میدان نمی گذارید و رموز نجات بخش سه دهه گذشته خود برای حل مشکلات و سعادتمند نمودن ملت را به منصه ظهور و اجرا نمی رسانید و ملت را از مدیریت جهادی و ارزشی ناب و بی واسطه خود بهره مند نمی کنید؟!
آخرحسرت و انتظار تا کی ؟!
وقتی رهبر و مدیری کاردان و مجرب مانند شما ، با مخزن الاسراری از رموز نجات بخش ملت و کل الاجمعین اختیارات بدون حد و حصر و مطلقه و فراگیر در این کشور هست ، دیگر چه نیاز به هاشمی های بی بصیرت و خاتمی های غربگرا و احمدی نژادهای منحرف حسن روحانی های بی کفایت؟!!!
آیا با گذشت سی سال از زعامت جنابعالی ، دیگرزمان آن نرسیده که خط پایانی بر خیل روسای جمهور ناتوان و مدیران خائن ، لیبرال ، واداده ، انحرافی و بی کفایت ، و البته مجلسیان ناپاک و ضعیف و…. بکشید و با خروج از جایگاه موعظه و مطالبه ، در عمل به همگان بیاموزید که اقتصاد مقاومتی و مدیریت جهادی یعنی چه و اثبات بفرمایید که راهکارهای دل انگیز جنابعالی چگونه در میدان عمل « و نه در شعار» ، موجب سعادت ملت میشود؟
آیا زمان آن نیست که این شبهه از دل مومنین و مومنات بزدایید که نکند خدایی ناکرده، نعوذا بالله ، نعوذا بالله خطا و نقصی در نگرش و منش حضرتعالی و یا احیانا ضعف و خللی در نظام تحت امر جنابعالی نبوده و نیست ، و هر آنچه نکبت و بدبختی گریبانگیر ملک و ملت است ، نتیجه عمل روسای جمهور و نمایندگان مجلس و مدیران غرب زده و بی کفایت بوده ؟
آیا ملت حق ندارند پس از چهل سال تحمل مدیریت غربگرایانه و لیبرالی و امریکایی(آن هم در قلب نظام ام القرای جهان اسلام!!!) ، یک بار که شده مزه مدیریت ناب ولایی و انقلابی و ارزشی مدنظر جنابعالی که هرگز تحقق نیافته را از دست شخص حضرتعالی بچشد و دیگرهیج رئیس جمهور علیل و مجلس ذلیلی نتواند موجب محروم شدن ملت از موهبات مدیریت ناب انقلابی حضرتعالی شود؟!
آیا زمان آن نرسیده به همه نخبگان وامانده این کشور بیاموزید که چگونه میشود دیپلمات نبود و انقلابی ماند و انقلاب را به کشورهای خاورمیانه صادر کرد و همزمان ملت را بر مرکب ثبات و آرامش نشاند و به ساحل سعادت رساند؟
آیا زمان آن نیست تا برهمگان عیان شود چگونه دوستی چین و روسیه ما را بس ،
و چطور می توان دائما بر دهان امریکا و اسرائیل و دول اروپایی و سایردول متحد آمریکا و دول مرتجع و رو به سقوط کشورهای اسلامی- عربی مشت کوبید و نه تنها از تبعات آن آسیب ندید بلکه کشور را در مسیر توسعه و سعادت ملت به پیش راند؟
آقاجان!
مجلس شورای اسلامی از این چاکرتر؟ مجلس خبرگان از این رامتر و کهتر ؟ شورای نگهبان از این گوش به فرمان تر ؟! مجمع تشخیص مصلحتی از این خانه زادتر ؟
گذاشته اید برای کی ؟!
دولت جهادی و انقلابی را تشکیل بدهید و بیرون بیاورید آن ید بیضا را از آستین و حل کنید مشکلات جان سوز این ملت مظلوم و حیران مانده را.
ایا این ظلم بر ملت نیست که باز هم سپاه و شورای نگهبان و ما ملت ساده لوح، رییس جمهور و مجلسیانی بر مسند بنشانیم «حتی نظر کرده امام زمان و معجزه هزاره سوم و انقلابی ناب» ، اما بعد از هشت سال معلوم شود که همه شان لیبرال و التقاطی و انحرافی بوده اند و باعث و بانی تمام مشکلات. چرا که نتوانسته اند رموز نجات بخش مدیریت جهادی مدنظر جنابعالی رادرک و اجرا کنند؟

This comment was minimized by the moderator on the site

آقای رئیس دیوان محاسبات! سرتان به حساب و کتاب رئیس مجلس هست؟
محمد مهاجری
حضور رئیس محترم دیوان محاسبات، جناب آقای بذرپاش
بااطلاع می گویم مدتی است در یکی از ساختمانهای مقابل مجلس شورای اسلامی در خیابان مجاهدین اسلام، حدود ۲۰۰ نفر نیروی جدید به کارگیری شده اند که ظاهرا حقوق آنها از بودجه مجلس پرداخت می شود. برخی شایعات می گوید این عده هیچ کاری جز اینکه برای یکی از مقامات ارشد مجلس، کار انتخاباتی انجام دهند، ندارند.
به علاوه آقای علی زاکانی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، علاوه برآنکه حدود ۳۵۰ نیروی جدید(بدون اخذ مجوز قانونی) به ۲۵۰ نیروی قبلی این مرکز اضافه کرده، مغازه ای هم وابسته به همین مرکز در قم احداث کرده که حدود ۶۰ نفر در آن ححقوق بگیر به کار گرفته شده.
علاوه بر اینها از زمان رئیس شدن آقای قالیباف، تعداد زیادی نیرو به مجلس هلی برن! شده و جایگزین نیروهای قبلی گردیده‌اند حال آنکه نیروهای قدیمی مستخدم رسمی بوده و بعضا بدون اینکه کاری انجام دهند، حقوق می‌گیرند. به عبارت دیگر رئیس محترم مجلس نه با اتوبوس بلکه با قطار،آدم وارد مجلس کرده‌اند.
از جنابعالی که قاعدتا باید سرتان به حساب باشد انتظار دارد ضمن محاسبه مبلغی که به بیت المال خسارت واردشده، عوامل مقصر را به افکار عمومی معرفی فرمایید. لابد خاطرتان هست که رفیق سابق تان آقای احمدی نژاد هم به همین روش صدها نیرو به استخدام ریاست جمهوری در آورد که وظیقه خیلی از آنها این بود که هنگام سفرهای استانی، دنبال ماشین رئیس جمهور بدوند.
از مجلسیان محترم با آنکه شعار پرطمطراق شفافیت داده‌اند، قطعا و مسلما و حتما آبی گرم نمی‌شود و اعداد و ارقام مربوط به نفله شدن بیت‌المال را بازگو نخواهند کرد. شما چطور؟

This comment was minimized by the moderator on the site

ali mojtahedzadeh @alimojtahedzad3 · Mar 24
عجيب است که از منظر برخی سخن عدم شرکت در #انتخابات سخنی دشمن پسند است اما بوجود آوردن شرايطی که منجر به عدم‌مشارکت در انتخابات و‌محروم کردن ميليونها نفر از حق انتخاب شود عملی است در راستای قرب الهی و خدمت به نظام!!!!! #انتخابات_۱۴۰۰


مصطفی تاجزاده @mostafatajzade · 9h
رهبر در ضرورت انتخاب درست توسط مردم شرایط گوناگونی را برای کاندیداها برشمرد اما در ضرورت اعتقاد نامزدهای ریاست جمهوری به: #حقوق و آزادی‌های اساسی شهروندان؛ حاکمیت #قانون؛ #تعامل با جهانیان؛ ترویج #گفتگو و #مدارا؛ و اولویت #توسعه بر نظامی‌گری کلامی نگفت.


محسن رضایی @ir_rezaee · 2h
جوانان موتور محرک شکوفایی کشورند. دولت آینده باید ترکیبی از جوانان ۳۰ ساله تا باتجربه های ۶۰ ساله باشد.

mohammad mohajeri @Mohmohajeri · 15h
گلویم را پاره میکنم تا به جوانی که حاضر به شرکت در #انتخابات نیست،حالی کنم که اگر رای ندهی #رئیس_جمهور و دولتی روی کار میآیدمثل #مجلس_یازدهم.
می گویداینها را به من نگو.به کسانی بگو که درانتخابات مجلس،آدم حسابیها را #ردصلاحیت کردند واحتمالا در #انتخابات۱۴۰۰ هم همین کار را می کنند


Abdolreza Davari 2 @DavariAbdolreza · 6h
وقتی نمیتوانید یک نظام سیاسی را اصلاح کنید، بطور اولی نمیتوانید همان نظام را براندازید. پس بهتر آن است که با وضع موجود بسازید. #بدیهیات


علی نظری @nazary43 · 7h
این همه هیاهوی کاندیداتوری نظامیان در انتخابات۱۴۰۰ فقط منحصر به یک جریان است!
چرایک امیر ارتش ادعای کاندیداتوری درانتخابات را ندارد؟
در۸سال جنگ تحمیلی ارتش دوشادوش سپاه جنگید.اما هیچکدام از امرای ارتش نمیگویند چون۸ سال جنگیده ایم اکنون بایدرییس جمهورشویم!
چراارتشی ها ادعاندارند؟


ali mojtahedzadeh @alimojtahedzad3 · 11h
تفاوت #اصلاح_طلبان و #اصولگرايان در حمايت از #روحانی و #احمدي_نژاد اين بود که گروه اول قبول دارندتوسط روحانی اغوا شده و روحانی عهد شکنی کرداما اصولگرايان محترم هنوز اعتقاد دارند احمدی نژاد اصولگرا نبود ودر خصوص اقداماتش قبول مسئوليت نميکنند


عماد بهاور Flag of Iran @emad_bahavar · 11h
مصداق واقعی تشویق به عدم شرکت در انتخابات با اشراف بر روانشناسی مردم معترض!
همان‌که بازجوها می‌گفتند: کاری می‌کنیم دیگر رای آن ۴۰ درصد مردم مخالف به سبد رای اصلاح‌طلبان اضافه نشود؛ یعنی جلوگیری از شکل‌گیری مکانیسم #رای_اعتراضی که پس از ۷۶ برهم زننده #مهندسی_انتخابات بود ...
سید احمد خاتمی : هر رای که به صندوق رای ریخته می شود، رای به نظام است

This comment was minimized by the moderator on the site

رئیس جمهور و اختیاراتی که ندارد!
Posted: 23 Mar 2021 09:28 AM PDT
علی نظری
۲۸ خرداد ۱۴۰۰ سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سراسر ایران برگزار می‌گردد.
در این نوشتار سعی دارم به آسیب شناسی دامنه اختیارات و میزان پاسخگویی رئیس جمهور به مردم بپردازم، که رای دهندگان بدانند در قبال رایی که به منتخب خود می‌دهند چه انتظاراتی از رئیس جمهور دوره سیزدهم داشته باشند؟
مروری بر اختیارات ریاست جمهوری در ۱۱ نهاد، سازمان و دستگاه‌های موثر و پرقدرت کشور خواهیم داشت و به دامنه اختیارات منتخب ملت پی خواهیم برد:
۱ – صدا و سیما سالیانه چند هزار میلیارد تومان از دولت بودجه می‌گیرد، اما رئیس جمهور عالی‌ترین مقام دولت هیچ اختیار قانونی برای نظارت در کار صدا و سیما و بازخواست از این دستگاه ندارد!
۲ – نیروی انتظامی نهاد متولی نظم عمومی کشور است که طبق قانون اساسی عزل و نصب فرمانده‌اش در اختیار رییس جمهور نیست!
۳ – شورای عالی امنیت ملی، برترین نهاد امنیتی کشور است که رئیس جمهور رئیس این نهاد می‌باشد، اما اعضایش توسط وی تعیین نمی‌شود!
رئیس جمهور عملا فقط حق اداره جلسات آن را دارد و یک رای مانند سایر اعضا دارد، و حق وتوی هیچ مصوبه‌ای را ندارد!
۴ – شورای نگهبان عالی‌ترین مرجع نظارتی انتخابات ریاست جمهوری، خبرگان و مجلس شورای اسلامی، هیچ گاه در خصوص رد صلاحیت‌ها به رئیس جمهور (نماد حاکمیت ملی) پاسخگو نیست!
در حالی که عالی‌ترین مقام کشور که مستقیما توسط مردم انتخاب می‌شود شخص رئیس جمهور است، اما در خصوص انتخابات، هیچیک از ۱۲ عضو شورای نگهبان طبق قانون اساسی قائل به پاسخگویی به رئیس جمهور نیستند!
۵ – نیروهای نظامی کشور طبق قانون اساسی زیر نظر رئیس جمهور نیستند و عملا رئیس جمهور نمی‌تواند از آنان سوال نماید! زیرا طبق قانون اساسی عزل و نصب آنان در اختیار فرمانده کل قواست!
۶ – شورای عالی انقلاب فرهنگی نهاد تصمیم‌گیر در خصوص مسائل کلان فرهنگی و آموزش عالی کشور است، رئیس این شورا اگرچه رئیس جمهور می‌باشد، اما اعضایش توسط رهبری تعیین می‌گردد!
رئیس جمهور و وزرای علوم و بهداشت مانند سایر اعضا هرکدام فقط یک رای دارند. رئیس جمهور در این شورا اگرچه ریاست را برعهده دارد، اما اگر مصوبه‌ای برخلاف نظرش تصویب شود چاره‌ای جز ابلاغ آن ندارد!
۷ – شورای عالی فضای مجازی که باز هم رئیس جمهور ریاست آن را در ظاهر امر به عهده دارد، اما در تعیین اعضای این شورا هیچ‌کاره است!
در خصوص موضوع قطع اینترنت، این شورا در صورت مخالفت رئیس جمهور باز هم می‌تواند مصوبه ارائه دهد و آقای رئیس جمهور عملا تماشاگری بیش نخواهد بود!
۸ – شورای عالی هماهنگی سران سه قوه که ریاست آن به عهده رئیس جمهور است، عملا رئیس جمهور یک رای دارد و در اقلیت است!
نمونه بارز آن، جلسه افزایش قیمت بنزین در سال ۹۸ بود که آقای روحانی از رشد ۳۰۰ درصدی قیمت بنزین طبق گفته خودش، روز جمعه اطلاع پیدا کرد!
۹ – در مجمع تشخیص مصلحت نظام که عهده‌دار تعیین سیاست‌های کلی نظام و مرجع نهایی حل اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان می‌باشد، رئیس این مجمع فراتر از رئیس جمهور کشور است! عملا رئیس جمهور ایران با میلیون‌ها رای مردم، زیر دست رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در جلسات این نهاد می‌نشیند!
۱۰ – نهادهای قدرتمند اقتصادی کشور مانند بنیاد مستضعفان، ستاد فرمان اجرایی امام، آستان قدس و… که مجموعا توان اقتصادی مساوی با دولت دارند، عملا در ید اختیار رئیس جمهور قرار ندارند!
۱۱ – روزنامه‌های یومیه مانند کیهان و اطلاعات که از بیت‌المال و پول مردم اداره می‌شوند، اگر متعرض به دولت شوند، رئیس جمهور توان عتاب به مدیران مسئول این روزنامه‌ها را ندارد!
۱۲ – رئیس جمهور برای تحقق وعده‌های انتخاباتی نیاز به مدیران هماهنگ دارد. باید در انتخاب وزرا آزادی مطلق داشته باشد. هیچ دستگاهی حق ندارد به رئیس جمهور منتخب مردم، وزیر ناهماهنگ تحمیل نماید!
در حالی که قدرت رئیس جمهور از رای مردم نشات می‌گیرد، اما متاسفانه در کشور ما رئیس جمهور به لحاظ بافت قانون اساسی در موارد بسیاری عاجز از اجرای اراده مردم در امور اجرایی کشور است!
رئیس جمهور، مظهر اراده ملت است اما طبق قانون اساسی موجود عملا بیش از پانزده درصد قدرت اجرایی کشور را در اختیار ندارد!
ذات دموکراسی اقتضا می کند که منتخب مردم برای تحقق اراده ملت اقتدار صددرصدی داشته باشد.
بنابراین راهکار صحیح برای اقتدار بخشیدن به رای مردم، اصلاح قانون اساسی است.

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

انفجار انتحاری در مسجد شیعیان در قندهار بیش از ۸۰ کشته ...
جمشید سماواتیان درگذشت جمشید سماواتیان نقاش پیشکسوت ...