تیغ حذف و سانسور، اینبار بر نام بنیانگذار ج.ا.ایران

24 بهمن 1399
Author :  

گویند "انقلاب ها فرزندان شان را می بلعند." [1] ، اما گویا پا را از این هم فراتر گذاشته، در دگرگونی ها، استحاله ها و رویگرانی های بعدی، انقلاب ها بنیانگذاران و میراث شان را هم می بلعند. امسال در روز پیروزی انقلاب، که متعلق به بنیانگذاران انقلاب و دست اندرکاران آن انقلاب بزرگ و وسیع است، نسل نو برنشسته بر کرسی تصمیم و تنظیم در "شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی" در قطعنامه پایانی جشن های این روزها، در راهپیمایی 22 بهمن، نامی از بنیانگذار این انقلاب به میان نیاوردند، و گویا محک زنی می کنند، تا او و میراثش و بازماندگانش را، به کل از صفحه کشور و انقلاب حذف کنند، چرا که رگه های طلایی از آزادیخواهی، استبداد ستیزی، حاکمیت مردم، حق تعیین سرنوشت و... و مفاهیم اساسی از این دست در تفکر، سخن و عمل امام خمینی پیش و بعد از انقلاب وجود دارد که مخل برنامه های جناح اصولگرا برای تکمیل پازل قدرت طلبی و تمامیت خواهی اوست.

این در حالیست که این انقلاب را ایشان رهبری کرد، و این روزها کامل به او و مبارزین همراهش در آن انقلاب تعلق دارد، و جالب اینکه رگ های غیرت اهل "انقلاب" که خود را به رغم پایان انقلاب "انقلابی" و عین انقلاب هم می دانند، به نشانه اعتراض بلند نشد. تو گویی تصویر، شعار، نام، ایده، همراهان و... آن بنیانگذار نیز با مرگش، حتی از صفحه عکس ها، بنرها، قطعنامه های و... متعلق به انقلابش هم در حال پاک شدن است، و برغم اینکه شاه بیت بنرهایی که در سطح شهرها نصب شده است مزین به جمله "من انقلابی ام" [2] می باشد، اما گویا این انقلابی بودن، حکایتگر انقلابی است که در انقلاب 57 به مرور صورت گرفته است، و آثار خود را دارد به مرور نشان می دهد.

روند حذف بنیانگذار انقلاب اسلامی و یاران و تفکرش، از آنجا آغاز شد که بعد از رحلت ایشان، سیلی خورده ها، کسانی که با تفکر ایشان زاویه داشتند و... به صحنه آورده شده و به مرور نقش گرفته، و هر چه گذشت نقش آنان پررنگ تر شد، بودجه های آموزش و تربیت کشور به سوی موسسات تربیتی آموزشی آنان سرازیر، و اکنون بعد از سی سال، ثمره آن حرکت خود را نشان می دهد، لگوی سایت بعضی مراکز ها تک عکسی  و یا بی عکس شده است، و این روند رو به افزایش است. درس آموختگان و بصیرت جویان دست آموز آنان، نام بنیانگذار ج.ا.ایران را از قطعنامه روز متعلق به امام خمینی و یارانش را حذف می کنند، یاران نزدیک و بزرگ خاندانش رد صلاحیت و در کنار قبر پدرشان مورد هجمه و تمسخر شدید قرار می دهند، تشکیلات عظیم نیروهای در کنار امام در زمان حضورش را، تحت رمز "فتنه" از صحنه کشور اخراج می کنند، و شعارهای آن انقلاب و بنیانگذار ارزش خود را از دست می دهد، و به ضد ارزش تبدیل می شود، مفاهیم تغییر ماهیت می دهند، [3]و سکان هدایت ایدئولوژیک حرکت بنیانگذار به کسانی سپرده می شود که کمترین همراهی عملی و فکری با بنیانگذار ج.ا.ایران داشتند.

و می رود تا کار به جایی برسد که در راهپیمایی امسال به جای مرگ بر اسراییل و امریکا که از تریبونِ تریبونداران این جریان گفته می شود، درس آموزان کلاس های بصیرت افزایی آنان، شعار مرگ بر روحانی (رئیس جمهور ایران)، بالاترین مقام رسمی ج.ا.ایران و سخنران این مراسم رسمی را، سر می دهند، که به رغم تمام سرمایه گذاری اصولگرایان، با رای مستقیم، و پر شمار این مردم روی کار آمد، اما او و تمام اقداماتش به تمسخر و حمله مداوم صدا و سیما، ائمه جمعه و جماعت، کنگره های بزرگداشت شهدا و... بود و امروز پامنبری های آقایان، رسما و در مراسم 22 بهمن، مرگ را به این گزینه مردم حواله می دهند، و فحش و ناسزا به جناح مقابل اصولگرایان را، به فحش و ناسزا با امریکا و اسراییل برابر، و عادی شود و...

 این همان استحاله خزنده انقلاب و شعارهایش می باشد، که معترضین بدین وضع هم، "فتنه" می شوند، و آزادیخواهانش می شوند "لیبرال" که لایق هرگونه فحش و ناسزا و تمسخرند، و فریادهایی که چرا در حال در غلتیدن به دامن شرق هستیم و "استقلال" ایران و "قانون اساسی" اش به محاق رفته، و دادن پایگاه هوایی نوژه به نظامیان روس، بدون اذن مجلس ملی را، هیچ پاسخی نیست و... و با بی اعتنایی از کنارش می گذرند، و امروز مظلوم ترین نوشته در این کشور، قانون اساسی است، که ثمره خون هزاران شهید و مجاهدت های صد ساله از مشروطیت تاکنون باید باشد، که مردم و نمایندگان شان در راس امور باشند، و عصاره فضایل ملت بر کرسی قانون گذاری قرار گیرند، و گویا همه این ها برعکس شده است.

و اگر امام خود باز گردند، شاید مثل پور سینا خواهد دید و گفت "به قومی مبتلا شدیم که فکر می کنند خدا جز آنها کسی دیگر را هدایت نکرده." چراکه در تمامیت خواهی و بی توجهی به دیگر کسانی که در این انقلاب و کشور سهیمند، بسیار پیش رفته، و راهی را می روند که خود تشخیص می دهند، خود را عین قانون، و قانون را کلام خود می دانند، و خود را محور و مقیاس حق دانسته و دیگران را "فتنه" و "انحراف" می خوانند.

[1] - جمله ایی منتسب به آقای ابراهیم فرانتس فانون،  اندیشمند فرانسوی، زاده ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۵ – درگذشته ۶ دسامبر ۱۹۶۱، فیلسوف، مقاله‌نویس، روانپزشک و انقلابی بود. متفکر برجسته قرن بیستم که به خاطر استعمارزدایی و روان ‌آسیب‌ شناسی استعمار کارهایش الهام‌بخش جنبش آزادی‌خواهی ضداستعماری برای بیشتر از چهار دهه بوده ‌است.

[2] - "من انقلابی ام" جمله ایی از رهبر انقلاب که شاه بیت زیر تصاویر و بنرهای بزرگ ایشان و... در سطح شهرهاست که این روزها نصب می شود، متن جمله کامل ایشان بدین شرح است "من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام، به همین علت صریح، صادقانه و قاطعانه حرف می زنم، پیشنهاد مذاکره وقتی معنا دارد که طرف حسن نیت خود را نشان دهد."

[3] - اگر متن سخنرانی امام خمینی در 12 بهمن 1357 بر مزار شهدای انقلاب در بهشت زهرا، یا سخنان ایشان در خلال مبارزات و خصوصا قبل از عزیمت به کشور در نوفل لوشاتو فرانسه را این روزها بخوانیم خواهیم دید که چقدر از آن ایده ها، فاصله گرفته ایم، وقتی می گفت "میزان رای ملت است" و یا از خلع ید گذشتگان برای تصمیم گیری برای امروزی ها می گفت و...؛ امروز برغم وجود پتانسیل رفراندم در قانون اساسی، ایدئولوگ هایی جناح اصولگرا که خود را این روزها مساوی انقلاب می دانند، داشتن ایده و فکر اصولگرایی خود را عین بصیرت، و تفکر خود را انقلابی محض نشان می دهند، بر این واژه همیشه روی ترش کرده، و بر پیشنهاد دهندگانش می تازند. به طوریکه آقای رحیم پور ازغدی برگزاری رفراندوم را از نظر دمکراسی و اسلام، غیر منطقی و ممکن اعلام می کند، و می گوید "هیچ کشور در مبنای دمکراسی و... تن به رفراندوم توسط خودش نمی دهد و... سوال می شه هر سی سال، هر چهل سال یک رفراندوم بشود، جواب این است که، در هیچ نظام سیاسی در دنیا این کار نیست، سوال این است که اگر 40 سال قبل یک سیستمی انتخاب شده است، اصلا توسط همه مردم، چهل سال بعد چی؟ جواب، یا بر اساس مبانی دمکراسی حرف می زنیم، یا بر اساس مبانی دینی اسلامی داریم حرف می زنیم، بر اساس دمکراسی غربی، هیچ کشور غربی و شرقی در جهان، سیستم و رژیم خود را به رفراندوم نگذاشته حتی بار اول، هیچ حکومتی قانون اساسی اش را به رفراندوم نگذاشته حتی برای بار اول، فقط امام بوده که سیستم و قانون اساسی را به رای گذاشته، آن هم بعد از انقلاب، این تنها امام بود که گفت نماینده های شما بیایند قانون اساسی را بنویسند، و بعد هم به این قانون اساسی باید بیایید رای بدهید، اگر بر مبنای دمکراسی در دنیا می گویید (رفراندوم برگزار کنیم)، که هیچ رژیم غربی این کار را نکرده، همه با جنگ، شبه انقلاب و... آمده اند، و قانون خود را به رفراندوم هم نگذاشتند، پس از نظر دمکراسی، و قوانین دمکراتیک، این سوال بی معناست، چون هیچ رژیمی خودش را به رای نگذاشته است، غیر از ج.ا.ایران؛ اما اگر بر مبانی اسلامی بخواهیم، در مبانی اسلامی اصلا زمان قید نیست (که هر چند وقت یک بار رفراندوم گذاشت)، لازم نیست 40 سال بگذرد تا رفراندوم کرد، اگر رژیمی نامشروع بود، تلاش کنید تا بکشیدش پایین. اگر همان اول فاسد شد، همان اول وظیفه دارید که قیام کنید، و لازم نیست 40 سال صبر کرد."  منبع  @Afsaran.ir  

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (14)

This comment was minimized by the moderator on the site

《کوفیان مدرن》
زمانهٔ عجیبی است! امام گذشته را عاشقند امّا امام حاضر را نه!
می‌دانید چرا؟
چون امام گذشته را هرگونه که بخواهند تفسیر می‌کنند، امّا امام زمان را باید اطاعت کنند و فرمان ببرند.
شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی

This comment was minimized by the moderator on the site

حجت‌الاسلام محمدرضا نوراللهیان، در خصوص میزان تحققِ آرمان‌های انقلاب اسلامی گفت: ابتدا به چند نکته اشاره می کنم و بعد پاسخ سوال شما را البته نه به صورت صریح بلکه کلی پاسخ خواهم داد. اول اینکه من به خاطر دارم شب ۲۲ بهمن، زمانی که ما رادیو بی بی سی را باز کردیم، خبرنگار گاردین اعلام کرد “در ایران پیامبر پیروز شد”، آنها مگر اعتقادی به پیامبر داشتند؟ خیر؛ بلکه با توجه به کلام الله اکبر و پیام معنویت یک مرد بزرگ، فقیه متنفذ و به تمام معنا کاریزماتیک، الهی، انسانی و خدایی، چنین جمله‌ای گفتند. از عصر بیست و یکم بهمن که حکومت نظامی اعلام شد امام گفتند ما در اسلام حکومت نظامی نداریم، مردم به خیابان‌ها ریختند و انقلاب پیروز شد.

او ادامه داد: دوم اینکه همه مردم ایران یک نکته را بدانند که در آیه شریفه قرآن در سوره حج آمده است “لتکبروا الله على ما هداکم” یعنی اگر هدایتی اتفاق افتاده است، تکبیر بگویید. من نمی توانم بپذیرم که این انقلاب به رهبری حضرت امام تأثیرات ژرف و مثبت بر عموم جامعه ایرانی، جامعه مسلمین و به خصوص جوامع شیعی نگذاشته است، بلکه معتقدم وقوع این انقلاب در اواخر قرن بیستم معادلات جهانی را به هم زد و نگرش جدیدی ایجاد کرد.

استقلال دستاورد کمی برای یک ملت نیست
نوراللهیان افزود: نباید از این مسئله غافل شویم که این انقلاب چه تأثیر ژرفی بر جامعه ما گذاشت. در آن زمان این انگلیس و بدتر از آن آمریکا بود که برای ما تصمیم می‌گرفت. اینکه چه کسی بیاید و چه کسی برود دست ما نبود، این بود تمام عزت کشور ما! این ها را نباید فراموش کنیم. ما امروز خودمان تصمیم می‌گیریم و استقلال چیز کمی برای یک ملت نیست.

رئیس پیشین سازمان حوزه‌ها و مدارس علمیه خارج از کشور گفت: می خواهم بگویم که در ایران چنین پدیده‌ای اتفاق افتاد. نکته این است که اهداف این انقلاب مشخص بود اما راه رسیدن به آن اهداف مشخص نبود. نه امام و نه ما که پیروانِ آن مرد آسمانی بوده و هستیم نمی دانستیم گام بعدی چگونه محقق می شود و اداره انقلابِ پیروز چگونه است و اگر شکست بخوریم چه می شود. در آن زمان فقط و فقط به فکر این بودیم که براندازی اتفاق بیفتد و اتفاقا خیلی هم درست مدیریت و رهبری شد.

رهبری به طور مستقل دست امام بود و آیات عظام منتظری و طالقانی و بزرگانی چون شهید مطهری و شهید بهشتی و مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسجانی، هر کدام در سطوحی ایفای نقش می کردند.

روایتی از شب بزرگ تاریخ
او ادامه داد: می‌خواهم بگویم این انقلاب صد در صد و با بهترین مدیریت به اهدافش رسید، چون هدف انقلاب براندازی بود، هدف انقلاب اداره و سازندگی نبود. اصلا انقلاب به معنای دگرگونی و تحول است و انقلابیون می خواستند ریشه‌های شاهنشاهی در کشور بخشکد و این اتفاق هم افتاد. همه دنیا و خبرگزاری‌های جهان، آن شب را “شب بزرگ تاریخ” نامیدند و از آن به عنوان شب عظیمی یاد کردند.

نوراللهیان اظهار داشت: انقلاب پیروز شد اما بعد از انقلاب چه باید می‌کردیم؟ می‌بایست اهدافی را که رهبری انقلاب گام به گام مطرح می‌کردند، فرمولیزه کرده و مسائل را آنالیز و به قانون تبدیل کنیم و همچنین برای اجرا، مجریان درستی پیدا کنیم اما هیچ کدام از این ها نبود. اگر سوالتان معطوف به اداره کشور بعد از انقلاب است باید بگویم که انقلاب شکست خورد.

خاطره ای از شهید بهشتی
مشاور میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: سه یا چهار روز بعد از اینکه امام به ایران آمدند من خدمت ایشان در خیابان ایران رسیدم، در آن جلسه امام بازرگان را تعیین کردند. آقای هاشمی رفسنجانی بعد از آیت الله شهید بهشتی و آیت الله منتظری نزدیک ترین یاران امام بودند. بنده تمام این ایام در دفتر کار آقای خامنه‌ای بودم و قبل از آن هم ده سال در دوره‌های مختلف با ایشان بودم. خود آقای خامنه‌ای قدر خود را می‌دانستند. او در ادامه گفت: حتی یادم می‌آید که دوازده بهمن زمانی که امام می خواستند به ایران بیایند، طبق دستوری که رهبران انقلاب داده بودند به سمت بهشت زهرا حرکت کردیم. در آن زمان من با آقای خامنه‌ای بودم و هر دو در کنار شهید بهشتی بودیم. یک گروه خبرنگار بین المللی هم آمده بودند تا اخبار آن روز را پوشش دهند. شهید بهشتی به هر خبرنگاری به زبان خودشان پاسخ می گفت؛ یک خبرنگار انگلیسی سوال می پرسید و شهید بهشتی انگلیسی جواب می داد؛ یکی دیگر آلمانی می‌پرسید و آلمانی جواب می گرفت و همینطور به خبرنگار عرب به زبان عربی پاسخ می گفتند. یادم می ‌آید آقای خامنه‌ای دست من را گرفتند و گفتند آقای نوراللهی! برویم، الآن دور دور آقای بهشتی است و کسی به ما نگاه نمی‌کند. بعد از مدتی هم بهشتی و مطهری شهید شدند و طالقانی فوت کرد و بزرگان رده اول که از اعضای شورای انقلاب بودند یا برکنار شدند و یا به دست گروه‌های مختلف شهید.

جریان انقلاب به هدفش که براندازی بود رسید اما برنامه‌ای برای اداره کشور نداشت
نوراللهیان افزود: به هر کدام از این بزرگان می‌گفتیم گام بعدی چیست، می‌گفتند منتظر امام هستیم . امام یک تنه که نمی توانستند کشور را اداره کنند. اتفاقا زمانی که از نجف برگشتم و دیدار با امام به ایران آمدم به آقای خامنه‌ای گفتم، امامی که من در نجف دیدم با آن قدرت کاریزماتیکی که دارند می توانند این فضای شیطانی حکومت شاه را بشکنند و حتی همزمان که با شاه درگیرند، می توانند با آمریکایی‌ها هم مبارزه کنند، اما اداره کشور را چه کار باید کرد؟ ایشان جواب حکیمانه ای دادند و گفتند تشکلی در کنار امام باید باشد که در خصوص مسائل مختلف جمع بندی نهایی را انجام و به امام تحویل دهد. بعد گفتند همین کارتر برای اینکه بتواند کشور ابر قدرت آمریکا را اداره کند مشاور امنیتی، اقتصادی، کارگری و …. دارد. هر کدام از این مشاوران هم برای خودشان دستگاهی دارند و ما هم باید چنین کنیم. خب این حرفِ حکیمانه ای بود اما ما چنین چیزی نداشتیم.

او تأکید کرد: انقلاب در براندازی نظام شاهنشاهی صددرصد به اهدافش رسید اما در اداره کشور به نظر من پانزده تا بیست درصد به اهدافش رسیده است که البته به دلیل دعواهای جریان‌های داخلی، همین اندازه هم میسر نمی‌شود.

بابک زهرائی و احسان طبری می توانستند در تلویزیون حتی بر علیه خدا صحبت کنند
نوراللهیان در پاسخ به این سوال که آیا بعد از انقلاب به آرمان‌هایی چون آزادی و جمهوریت رسیده ایم، گفت: در برهه‌ای که امام مدیریت می کردند واقعا آزادی وجود داشت. ببینید بابک زهرائی و احسان طبری می توانستند در تلویزیون حتی بر علیه خدا صحبت می‌کردند و بسیاری از گروه‌های دیگر می‌آمدند و حرف می زدند. درسال ۵۸ تمام دانشگاه تهران بلوک بندی شده بود؛ یک جا حزب توده و جای دیگر سازمان مجاهدین انقلاب بود و گروه‌های دیگری که فعالیت می کردند. او در ادامه گفت: در همان زمان گروهی از جوان های انقلاب از دانشگاه تهران خدمت امام (ره) رسیدند و گفتند ما در دانشگاه به دست جریان‌های چپ اذیت می‌شویم. گفتند این گروه‌ها اعلامیه پخش می‌کنند، بر علیه شما صحبت می کنند و ما را کتک می زنند. امام گفتند یعنی چه پیش من آمدید و این حرف ها را می‌زنید، می گویید ما را می زنند و شما آمدید شکایت آنها را می کنید؟ خب شما هم آنها را بزنید و از خودتان دفاع کنید. بگذارید آنها بیایند و از شما پیش من شکایت کنند. بعد امام برای آن دانشجوها مثالی زدند، همه این ها در صحیفه امام آمده است.

انقلاب برنامه‌ای برای اداره کشور نداشت
نوراللهیان افزود: امام تعریف کردند که در شهرشان خانی بود که هر جنایتی می کرد، از بی احترامی به نوامیس گرفته تا کتک زدن و کشتنِ افراد. روزی اخوی امام، ایشان را به تهران و پارلمان و نزد آقای مدرس می فرستند تا شکایت از این خان را به گوش آقای مدرس برسانند. امام می روند و قضیه را به مدرس می‌گویند و آنطور که در صحیفه نوشته شده است، مدرس می‌گوید شما هم بروید و بزنیدش. مدرس به امام گفتند وقتی کسی چنین جنایت هایی می‌کند، وظیفه شما این است که بایستید و از خودتان دفاع کنید.

این مدرس دانشگاه تأکید کرد: می‌خواهم بگویم که انقلاب برنامه‌ای برای اداره کشور نداشت. هر کسی غیر از این حرفی دارد بنده آماده گفت و گو با او هستم. این تنها حرف من نیست. امام مشاور امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، دیپلماتیک، آموزشی و اجتماعی نداشتند اما رقیبشان، کارتر، که از امام شکست خورد و امکان نفوذش بر ایران را از دست داد، همه این ها را داشت.

آب و برق مردم را ارزان کردیم؟
او تصریح کرد: پاسخم به شما این است که اگر منظورتان از انقلاب و هدف انقلاب شکست شاه و دوران تاریکی بود که او برایمان درست کرد، بله، صد در صد پیروز شدیم. در کتاب “رضاه شاه” آقای زیبا کلام، خواندم که ریل راه‌آهن را شاه برای ما درست کرد. خیر! این ریل از زمان ناصرالدین شاه بود. اگر رضاشاه آنها را سرکوب نمی‌کرد، همان کار را ادامه می دادند و ریل را به تهران و مشهد هم می رساندند. متاسفانه ما تاریخ را از آدم های بی اطلاع و مغرض می شنویم. خاندان پهلوی اینگونه بودند و امام این خاندان را سرنگون کردند. برنامه برای سرنگونی داشتند و درست هم پیش بردند اما برای اجرا برنامه‌ای نداشتیم.

مشاور میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: نه شهید بهشتی نه شهید مطهری و نه آیات عظمی منتظری و طالقانی، هیچ کدام برنامه‌ای نداشتند، لذا انقلاب در مدیریت شکست خورده است. هر که غیر از این بگوید، روی واقعیت سرپوش گذاشته است. وگرنه از این لحاظ انقلاب شکست خورد. او ادامه داد: آیا ما توانستیم شرایط ازدواج را برای جوانانمان آسان کنیم؟ آیا دسترسی به مسکن را سهل کردیم؟ آب و برق مردم را ارزان کردیم؟ ما چه کار کردیم؟

مردم ایران سیاسی هستند
نوراللهیان افزود: ببینید مردم ما مثل مردم آمریکا نیستند. من در آمریکا بوده‌ام. معروف است که مردم آنجا به مسائل سیاسی کاری ندارند و اگر مسئله نان و اقتصادشان حل شود، برایشان فرقی ندارد چه کسی روی کار باشد. بایدن بیاید یا ترامپ؛ در انتخابات آمریکا هم دیدیم که با اختلاف کمی بایدن پیروز شد، این نشان می دهد که نیمی از مردم آمریکا به یک فرد پلید و دارای هزار نوع نقص در اداره مملکتشان، رای داده اند. اما مردم ایران سیاسی هستند. او گفت: ما در همت بلند مردم ایران و درک بلند مردم و پایداری و ایستادگی برای آرمان‌ها و اهدافی که امام تعیین کرده بودند، مردان و زنان بی نظیری داشتیم. مردی از دیار انبیاء آمد و فریاد انقلاب و مبارزه با ستم و کژی‌ها داد و جامعه تا به امروز پشت سر او ایستاده است. انقلاب از این نظر پیروز شد اما در اجرا، شکست هشتاد درصدی خورده است.

اینکه دختران ما کلیه‌ خود را می‌فروشند، یعنی انقلاب پیروز شده است؟!
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه ما بعد از انقلاب برنامه‌ای نداشتیم گفت: اینکه ما به قیمتِ تحریم حتی دارو، انرژی هسته‌ای داریم، اینکه دختران ما کلیه‌ خود را می‌فروشند، یعنی انقلاب پیروز شده است؟! در شب سالگرد پیروزی انقلاب امسال، یک ازدواج به دلیل شرایط بدِ مالیِ خانواده دختری در مشهد به هم خورد، این ها اهدافی است که می خواستیم به آن برسیم؟! این ها یعنی انقلاب به اهداف خود رسید؟!

او اظهار داشت: فکر می کنم در تحققِ بیش از ۷۵ درصد از اهداف انقلاب، کشتی انقلاب و یاران انقلاب، به گل نشستند. نوراللهیان ادامه داد: در قطع روابط ۴۲ ساله با مصر ما زیان کردیم. مصر دولتی است که خود به خود ضد وهابیت است. آنها شافعی مذهبانی، فاطمی هستند. ما با این کشور چندین سال قطع رابطه کردیم. چون برای امام مشاور دیپلماتیک نداشتیم. این تصمیم امام که با مصر قطع رابطه کنیم و سفیر مصر را هم از ایران اخراج کنیم، در آن زمان تصمیم درست و انقلابی بود. یک ماه باید اینگونه می ماند و بعد روابط کم کم به سطح کاردار می رسید. این ها اصولی دارد و برنامه، کشورهای دنیا با هم جنگ و دعوا می‌کنند اما سفارت خانه را نمی بندند و روابط را قطع نمی کنند. مصر از یاران اصلی ما در پیکار با وهابیت بن سلمان و فهد و ملک فیصل و ملک خالد بود. پس ما در اینجا هم شکست خوردیم. او گفت: ۱۶ سال رئیس دیپلماسی ما آقایی بود که متخصصِ بیماری های اطفال بودند و الآن هم تخصصشان همین است. ما آقای ولایتی را سکان‌دارِ وزارت خارجه کشوری کردیم که عظیم ترین انقلاب قرن را انجام داد.

رئیس پیشین سازمان حوزه‌ها و مدارس علمیه خارج از کشور اظهار داشت: ما در اداره کشور چنان بد عمل کردیم که خوف این می‌رود مردم هر روز دست از این همه حرمت نگه داشتن و مدارا و وفاداری بردارند. اگر خدایی نکرده انقلاب گرسنگان و جنبش پابرهنگان در هرکشوری اتفاق بیفتد هیچ کس نمی‌تواند جلوی سرنگون شدنِ آن را بگیرد. نه رهبر انقلاب فعلی نه تیم همراه کابینه دولت و نه ارتش و سپاه و نه هیچ نیروی کارآمد تاثیرگذاری نمی‌تواند جلوی آن بایستد.

درِ جام جم را باید سیمان گرفت
نوراللهیان با انتقاد از صداوسیما گفت: درِ جام جم را باید سیمان گرفت تا فقط خودشان در آنجا باشند و برای خودشان برنامه اجرا کنند. همین چند شب پیش آقای حسین صفارهرندی که دکتر حسین هم به او می گویند، که چون از اقوام صفارهرندی است فکر می کند صاحب این انقلاب است در این رسانه صحبت کرد و گفت همه یاران انقلاب بد هستند و فقط جریانِ راستِ کم هوادار خوبند! خب شما که خودتان در هر انتخاباتی تنها ۱۸ تا ۲۱ درصد رأی می‌آورید، آن هم با تمام قوا و مایه گذاشتن از رهبری.

او افروزد: وقتی در دوم خرداد کاندیدای مورد علاقه عده ای تنها ۷ میلیون رأی می‌آورد و کاندیدای جریان دیگر که مورد تمایل برخی ها نیست ۲۱ میلیون رأی می‌آورد، یعنی رسانه، اسلحه، زندان، ممیزی، روزنامه، پول و … را به دست یک عده کوتوله داده‌ایم.

کوتوله ها نمی دانند با بیست درصد به مجلس راه یافتن یعنی چه؟
این استاد دانشگاه گفت: کوتوله ها دنیایی که در آن هستیم را نمی شناسند و نمی دانند کجا زندگی می کنیم، نمی دانند با بیست درصد به مجلس راه یافتن یعنی چه؟ آقای صفارهرندی که قالیباف را نمی‌شناسد، قالیباف شاگرد من بوده است. من برای اینها درس ولایت فقیه می گذاشتم. ما پارلمان را دادیم دست آقای قالیباف. آن وقت قالیباف می رود روسیه و آن اتفاق می‌افتد. پوتین هم حق دارد با قالیباف ملاقات نکند، او هم می داند اینها با زور و ضرب آیت‌الله جنتی آن بالا نشسته‌اند، جایی که افرادی مثل هاشمی رفسنجانی نشسته بودند.

محمدرضا نوراللهیان در پایان گفت: اهداف انقلاب اینها بود؟! اهداف انقلاب این بوده که جای شهید بهشتی را جوانکی این‌چنینی بگیرد؟! قالیباف برای اینکه عقب نماند می‌رود روسیه و آبروی ایران را می‌برد، آن یکی، رئیسی، هم می رود عراق و دوربین‌ها همه در اطرافش هستند. اینها با هم رقابت دارند. خود پوتین با حضرت آقا روابط خوبی دارند، آن وقت قالیباف می‌رود و گند می‌زند. انقلاب اینگونه به پیروزی رسیده است؟!

This comment was minimized by the moderator on the site

آه از این شامگاه بی‌تکبیر
Posted: 12 Feb 2021 03:02 AM PST
اردشیرمنصوری
(به یاد همۀ شورآفرینان آن بهمن: ۵۷)
یاد آن روزهای خوب به‌خیر
آه از آن خواب‌های بی‌تعبیر
حیف از بهمنی چنین بی‌شور
آه از این شامگاه بی‌تکبیر
ساعت ۹ است، شامگاه ۲۱ بهمن. ۱۳۹۹. فردا یوم‌الله بود، به شکرانه باید آن نام متعالی طنین می‌انداخت. اما در این نُهِ شب از بام‌ها نوایی برنمی‌خیزد تا آن نام متعالی از گلوها طنین‌انداز گردد! چه حال افتاده است حلقوم‌ها را از پس چهار دهه؟ کجا رفته‌اند آن فریادها. چه‌ها باید رخ می‌داد که نداد؟ و چه‌ها نمی‌بایست اما شد؟
از مقتضیات جمهوریت درگذریم؛ از آزادی‌، دموکراسی، برابری! از امور ایجابیِ متناسب با عدالت اسلامی درگذریم؛ از مقتضیات حکومت عدل علوی! اما چه فهرستی می‌توان ساخت از آنچه نه با فهم درست از نصّ اسلامی باید رخ می‌داد و نه به اقتضای جمهوریت؛ اما در «جمهوریِ اسلامی» رخ داد و شد این که شد:
فهرستی از آنچه هست و قرار نبود باشد:
۱- محرومیت بسیار کسان، (نه فقط بهائیان، مارکسیست‌ها، دگراندیشان مسلمان، بلکه حتی برخی فرزندانِ انقلاب) از ورود به جایگاه‌هایی همچون نمایندگی مجلس و شوراها، به دلیل ناهمسویی با جریان سیاسی غالب، و مصادرۀ جایگاه قانون‌گذاری ملی، با برچسب «مجلس انقلابی» (اینک نه حذف فرخ نگهدار، یا سحابی و بازرگان، بلکه حتی مطهری و محمود صادقی)؛
۲- ممنوعیت مطلق کاندیداتوری زنان برای کسب مناصب عالی (ریاست جمهوری/ قضاوت)؛
۳- حجاب اجباری، حتی برای غیرمؤمنات؛
۴- کراهت و ممنوعیت سوارکاری (دوچرخه‌سواری) بانوان؛
۵- ممنوعیت خروج بانوان متأهل از مرز کشور، بدون اجازۀ همسر؛
۶- انحصاری شدن جایگاه وعظ دینی در عبادتگاه‌ها و خلأ حضور روحانی غیرحکومتی و مورد وثوق مردم در مساجد؛
۷- ممنوعیتِ نمایشِ ساز موسیقی در رسانۀ همگانی (صدای ساز مباح، اما سیمایش ممنوع)؛
۸- ممنوعیت چاپ کتاب، به دلیل شمول بر واژگان خاص، از جمله اعضایی از بدن؛
۹- محرومیت متعلمان از معلمان و استادان خبره، در مراکز علمی، به دلیل عدم تأیید استادان به‌وسیلۀ مراجع حکومتی؛
۱۰- محرومیت از آزادی بیان و بحث علمی در مراکز آموزشی و پژوهشی؛
۱۱- جرم‌انگاریِ استفاده از آنتن ماهواره‌ای در خانۀ شخصی- توسل پاسبانان حکومتی به دروغ (مأمور آب خواندن خود) برای ورود به خانۀ مردم و روز روشن به سرقت بردن دیش و متعلقات آن، بدون تشریفات قانونی؛
۱۲- محرومیت از استفادۀ بی‌دردسر از شبکه‌های اجتماعی، حتی در یک گوشی شخصی؛
۱۳- محرومیت از تجمع برای اعتراض به حقوق ضایع شده (تحصن‌های سیاسی و حتی صنفی)؛
۱۴- جرم‌انگاریِ افشای برخی فسادها در عرصه‌های مختلف: سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی زیست‌محیطی، و حصر و حبس افشاکنندگان و معترضان، با برچسب جاسوسی و بدون محاکمۀ علنی؛
۱۵- محرومیت از دادخواهی، هنگام که متعدیان حقوق اساسی از وابستگان به جریان سیاسی غالب‌اند (ماجرای کوی دانشگاه، قتل‌های زنجیره‌ای، کهریزکِ اعتراض‌های ۱۳۸۸، اسیدپاشی به زنان، ماجرای ترور سعید حجاریان، مرگ‌های مشکوک در بازداشتگاه و زندان: زهرا کاظمی، کاووس سیدامامی، حتی همسر سعید امامی…)
۱۶- بلاتکلیفی بسیاری اموال و املاک مصادره‌ای در کوران انقلاب از پسِ چهار دهه؛
۱۷- بلاتکلیفی وضعیت اعدام‌های شتابزده، در کوران انقلاب و پس از آن؛
۱۸- حتی محرومیت مردم از دارو (واکسنِ) مورد تأیید مراجع علمی بین‌المللی به دلایل سیاسی؛
۱۹ – و حتی خط قرمز در انتخاب نام برای اشخاص، خیابان‌ها، مؤسسه‌ها؛
۲۰- با هزار تأسف این فهرست قابل افزودن است.
یادآوری: اینها که فهرست شد، نه با معاییر آن نصّ مقدس قابل توجیه است و نه با مفاد این منشور ملی که «قانون اساسی» نام دارد. با آن که ممکن است آن متون از نقد و ایراد مبری نباشند، اما با مقداری اجتناب از کج‌سلیقگی در فهم و تفسیر مناسب، می‌توانست در دایرۀ قسمت اوضاع چنین نباشد.
آه از این شامگاه بی‌تکبیر!
شامگاه ۲۱ بهمن ۱۳۹۹

This comment was minimized by the moderator on the site

بیانیه حزب اتحاد ملت به مناسبت ۲۲ بهمن: رسم وفاداری به آرمان‌های انقلاب
Posted: 12 Feb 2021 03:06 AM PST
حزب اتحاد ملت به مناسبت چهل و دومین سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی بیانیه‌ای صادر کرد. در این بیانیه آمده است:
در آستانه‌ی چهل و دومین سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی، احساس دوگانه‌ای نسبت به این مناسبت در اذهان بسیاری از مردم ایران و به خصوص دلبستگان به نظام و انقلاب وجود دارد. یک سوی آن، حس غرور و افتخار از یادآوری آن حماسه ماندگار است و این که اراده‌ی قاطع مردم برای شکست یک نظام استبدادیِ تا بن دندان مسلح به زر و زور و حمایت خارجی به پیروزی رسید. سوی دیگر اما، ناراحتی و نگرانی نسبت به فاصله‌ی بسیار جدی با آن چیزی است که از نظام برآمده از انقلاب، انتظار می‌رفت.
انقلاب اسلامی، با وعده‌ی تاسیس جمهوری اسلامی به پیروزی رسید. اما واقعیت آن است که آن اندازه که سویه‌ی سلبی انقلاب روشن بود و می‌دانست که چه نمی‌خواهد، وجه ایجابی و «آن چه می‌خواهد» روشن و شفاف نبود. چیزی از عمر پیروزی انقلاب نگذشته بود که خشونت‌ها و ترورها و بلافاصله، وقوع جنگی تحمیلی و طولانی، تمام توجهات را به سوی خود جلب کرد و مانع از حاکمیت قانون و شاخصه‌های یک زندگی آرام و باثبات برای شهروندان و آزادی و عدالت و دموکراسی در سطحی قابل انتظار شد. پس از جنگ نیز که مدتی به بازسازی آسیب‌های مادی ناشی از آن گذشت، در جنبشی مدنی که بعدا اصلاحات نام گرفت و شعار اصلی آن «ایران برای همه ایرانیان» بود، وجه مغفول نظام در مورد آنچه بایسته است، با رویکرد تحقق حق حاکمیت ملی که در کشوری چون ایران،‌ پیوندی ناگسستنی با امنیت، کرامت و معیشت مردم دارد، مد نظر بسیاری از نیروهای اصیل انقلاب قرار گرفت. اما متاسفانه به نام انقلابی‌گری، برخی نیروهایی که کم‌ترین نسبت با انقلاب سال ۵۷ داشتند، مانع از پیشبرد اهداف اصلاحی و تکامل‌بخش آن نهضت ضد استبدادی و عدالت‌جو شدند.
حزب اتحاد ملت ایران اسلامی، با تبریک فرا رسیدن سال‌روز پیروزی انقلاب و اعلام نگرانی عمیق خود از فاصله ایجاد شده بین حاکمیت و ملت و اعتقاد به ضرورت اصلاحات بنیادینِ حقیقی و حقوقی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و با اعلام همبستگی خود با شعار محوری «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، به همه شهیدان و سابقون انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و دفاع از میهن و کرامت تک تک شهروندان ایران عزیز ادای احترام می‌کند و از همه مقامات موثر در حاکمیت می‌خواهد با مرور آنچه در انقلاب شکوهمند اسلامی برای زندگی بهتر به مردم وعده داده شد، تغییر رویه جدی در رعایت حق حاکمیت ملی و یکایک شهروندان ایرانی را در پیش گیرند و با شیوه‌هایی چون انتخابات آزاد، حاکمیت قانون، حفظ کرامت انسان، رعایت حقوق شهروندی، نفی اشرافی‌گری، شکستن حلقه‌های بسته و خودمانی قدرت، مقابله با باندبازی و تبعیض‌های قومی و جنسیتی و نسلی و مذهبی و مقابله‌ی واقعی و غیر تبلیغاتی با فساد، رسم وفاداری به آرمان‌های انقلاب اسلامی را به جا آورند.

This comment was minimized by the moderator on the site

قائم‌مقام شورای هماهنگی تبلیغات: ادعای کذب حذف نام امام(ره) از قطعنامه پایانی ۲۲ بهمن با اهداف خاصی مطرح می‌شود
در بیانیه پایانی آمده بود «بنیانگذار نستوه و مبارز این انقلاب، به درستی آن را سرآغاز برچیده‌شدن دستگاه ستمگری طاغوت و جلوه‌ای از نهضت پر عظمت رسول‌الله(ص) نامیدند». آیا کسی پیدا می‌شود که نداند منظور از بنیانگذار انقلاب، وجود مبارک حضرت امام خمینی(ره) است؟
ادعاهای آقایان خنده‌دار است و کسی نمی‌تواند آن را باور کند. می‎گویند تصاویر حضرت امام در راهپیمایی کم‌رنگ بوده، اما حداقل ۵۰۰ هزار قطعه پوستر از امام در بین مردم توزیع شده است.
۲۵ نهاد کشور این شورا را تشکیل می‌دهد،‌ از جمله چند وزارت‌خانه‌ و صداوسیما و سایر ارگان‌ها. با این وجود، آقایان چطور به خودشان اجازه می‌دهند که بگویند جمعی در شورای هماهنگی جمع شده‌اند که به امام(ره) کم توجه‌ هستند؟ به مسائل جناحی وارد نمی‌شویم امّا باج هم نخواهیم داد.
@Farsna - Link

This comment was minimized by the moderator on the site

«حمله به رئیس‌جمهور»
یادداشتی از علی‌رضا علوی‌تبار منتشر شده در وب‌سایت مشق_نو
مدتی است که در فضای رسانه‌ای، شاهد حملات تند و تؤام با توهین به رئیس‌جمهور (آقای روحانی) هستیم. شک نداریم که نقد رئیس‌جمهور و اعتراض به دیدگاه‌ها و عملکرد ایشان، حق نیروهای سیاسی و فکری است. من هم بارها از این حق استفاده کرده‌ام. اما، جریانی که به‌طور سازمان‌یافته تهاجم به ایشان را آغاز کرده (یعنی جریان راست تندرو)، آن‌قدر عجله دارد که به پیامدهای اقدامات خود نمی‌اندیشد. لازم است، به آن‌ها هشدار داد که لزوماً به اهدافی که از اقدامات خود دنبال می‌کنید، نخواهید رسید. گاهی وقت‌ها بد نیست بلندمدت فکر کنید! چند نکته را یادآوری می‌کنم تا شاید، کمکی به آینده‌اندیشی هیجان‌زدگان تصرف قدرت بنماید.
یکم) هر مسئولی به اندازه اختیاری که برای تصمیم‌گیری دارد، باید پاسخگو باشد. اگر از وضع موجود ناراضی هستید، افراد و نهادها را به ترتیب میزان اختیاری که در تصمیم‌گیری دارند، فهرست کنید و از آن‌ها پاسخ طلب کنید. رئیس‌جمهوری که در تنظیم روابط خارجی، چه در سطح منطقه و چه در سطح قدرت‌های بزرگ، اختیاری ندارد، در تنظیم بودجه سالانه دارای اختیاری نیست و اخیراً حتی در تعیین نوع واکسن کرونای وارداتی هم نمی‌تواند تصمیم بگیرد! تا چه حد می‌تواند پاسخگوی مشکلات کشور باشد؟ البته بقیه جامعه متوجه هستند که شما به رئیس‌جمهور حمله می‌کنید تا به دیگر مسئولان انتقاد و حمله نشود، و خدای ناکرده تمرکز کار از میان برود!
دوم) آقایان «تشنه خدمت»! اگر شعار «مرگ بر» را رواج بدهید و از اتهام‌های اخلاقی بهره بگیرید، بعداً اگر همین‌ها برای سایر مسئولان هم به‌کار رفت، عصبانی و ناراحت نشوید. فردا تعجب نکنید اگر در یک تجمع، مردم «مرگ بر» را برای مسئول دیگری به کار بردند و از منقلی بودن او سخن گفتند. فراموش نکنید که جامعه خشمگین آماده گفتن شعارهای تند علیه همه چیزهایی است که شما فکرش را هم نمی‌کنید!
سوم) در دوران دولت مهرورزی! افراد مختلفی به دلیل توهین به رئیس‌جمهور وقت، محکوم به تحمل ضربات شلاق شدند. هنوز این اقدامات فراموش نشده است. جامعه شاهد است که امروز ده‌ها برابر توهین‌آمیزتر برخورد می‌شود ولی خبری از واکنش نیست. آیا انتظار دارید کسی به انصاف و بی‌طرفی قوای امنیتی و قضایی در چنین شرایطی اعتماد نماید؟
چهارم) بیش از این نیروهای نظامی و شبه‌نظامی را وارد درگیری‌های سیاسی نکنید. نمی‌دانم واقعاً متوجه معنای حمله صریح و روشن نیروهای نظامی و شبه‌نظامی به مسئولان اجرایی کشور نمی‌شوید؟ در جاهای دیگر دنیا معنای این اتفاق زمینه‌سازی برای به‌دست گرفتن مستقیم قدرت توسط نظامیان است. آیا در اینجا هم باید همین معنا را از آن درک کرد؟ یا اینکه کار از دست‌شان در رفته و هر کس، هر کاری دلش‌ خواست می‌کند؟
پنجم) بر خلاف آنچه فکر می‌کنید، این اقدامات به ضرر رئیس‌جمهور فعلی نیست. این اقدامات به مردم نشان می‌دهد که همان جریان‌هایی که روابط خارجی ما را به وضعیت «جنگ سرد» تبدیل کرده‌اند، از اقدامات دولت فعلی ناراضی‌اند. نتیجه منطقی این است که لابد دولت تلاش می‌کند تا روابط کشور را از حالت جنگ سرد به روابط عادی تبدیل کند که این‌ها با آن مخالف‌اند.
با توجه به توافق عمومی که در مورد ضرورت عادی‌سازی روابط با جهان و پرداختن به مشکلات داخلی در شرایط عادی وجود دارد، ترویج این مسئله به افزایش محبوبیت دولت می‌انجامد. شما اگر می‌خواهید فرد یا جریانی را بی‌اعتبار کنید، به او حمله نکنید بلکه از او دفاع کنید! جریانی که متوجه نفرتی که در جامعه نسبت به او وجود دارد نمی‌شود، آینده‌ای نخواهد داشت. در مجموع گاهی قبل از طراحی اقدامات و دادن شعار به پیامدهایش هم فکر کنید!
باز هم تکرار می‌کنم، نقد رئیس‌جمهور و خط‌مشی‌های دولت‌اش حق همه است. البته، پذیرش حاکمیت مردم معنایی جز این ندارد که مردم حق دارند حکومت را نصب، نقد و عزل کنند. این نه فقط برای قوه مجربه که برای کل حکومت درست است. حاکمیت از آن مردم است.
پایان
#علیرضاعلوی‌تبار #حسنروحانی #نقد_قدرت
نشانی تلگرام «مشق نو»:
http://t.me/mashghenowofficial
نشانی وب‌سایت «مشق نو»:
http://mashghenow.com

This comment was minimized by the moderator on the site

رسم تو عصیانگری، کار تو ویرانگری….
Posted: 12 Feb 2021 08:57 AM PST
علیرضا کفایی
آنچه را از ساختار شکنی و حذف بنیانگذار در قطعنامه و بداخلاقی و بدزبانی و بد گویی و مرگ خواهی! در پاسداشت انقلاب شاهد بودیم به یکباره روی نداد بلکه ادامه روند تخریبی و تفکر خشونتگرایانه و تمسخر و طعنه، بیان و ادبیات غیراخلاقی و فاصله گرفتن از اهداف و آرمانهایی بود که سالهاست بر مراقبت و اصلاح امور هشدار داده میشود اما گوش شنوایی نیست و یا نمی خواهند سامانی حاصل آید.
عادت کرده اند ناهمواریها و ناملایمات و هر مشکلی پیش آید فی الفور از فتنه و نفوذ بگویند و به آمریکا ربط دهند، فریاد مرگ بر آمریکا سر دهند، چهل سال است که این فریاد بلند و بلندتر میشود، پرچم میسوزانند و در خیال خود مبارزه می کنند، حقیقت آن است که کردار و گفتار پرخاشجو و نائره جنگ و خشونت بپا کردن نه تنها با آرمانهای اخلاقی و مسلمانی سازگار نیست که ربطی به آمریکا هم ندارد بلکه این شیطان بزرگ! درون محفلی خاص است که جمهوریت و اسلامیت را بر نمی تابند و چون قدرت و حمایت قدرت و نیز در پرتو آن ثروت مردم را به جیب زده اند و سالهاست اختلاس و غارت بیت المال نمایان وعادی شده به هر شکلی که میلشان باشد عمل می کنند، بی محابا حمله ور میشوند، از در و دیوار بالا می روند، به آتش می کشند، سنگ پرانی می کنند، هفت تیر می کشند….. خشونت قاعده کار اینان شده، کجای این زمختی و پستی و پلیدی به آمریکا مربوط است؟
آیا در نظام جمهوری اسلامی با این حرکات و رفتار و تریبونهای رسمی و رسانه ملی و با آن همه اهانتها و خط و نشان کشیدنها و تبلیغ خاص برای گروهی خاص که در تحجر و سنگدلی و اوج خشونت و بی ادبی و بی تربیتی بسر می برند می توان مدعی اسلامیت شد؟ کدام اسلام؟ کدام انقلاب؟ شرم و حیا و انسانیت و شرافت و آزادگی کجا رفته؟
چنانچه این روند ادامه یابد (اگر دیر نشده باشد!) هزینه اصلاحات بیش از انقلاب خواهد بود، ساختار معیوب، قانونی که یکجانبه تفسیر شود و مفسران خاص داشته باشد، حذف یاران امام و دوستان و دلسوزان انقلاب و در بهمن ۴۲ سال بعد حذف خود امام چه توضیح و توجیهی دارد؟ فلذاست که مردم از اصلاحات نومید شده و مسیر بسوی انقلاب حرکت! می کند.
آنچنان سوخته این خاکِ بلاکش که دگر
انتظار مددی از کرم باران نیست
در شعار مرگ خواهی برای رئیس جمهور عیان است که هیچ خودسری در کار نیست، برنامه ریزی شده و هدایت شده عمل کرده اند، غائله مشهد و مرگ بر روحانی بسوی مرگ بر روحانیت و مرگ برهمه پیش رفت؛ مرگ گفتن این روزها هم به روحانی ختم نمی شود، دایره بزرگتر و افراد بیشتری را در بر می گیرد، شاهد نوعی آنارشیسم افسار گسیخته هستیم که عده ای و گروههایی تندرو با تحریک اراذل و شورشگران امید بسته اند تا هر آنچه و هر آن کس را به زعم خود غیرخودی می دانند سرکوب و چهره خوفناک از نظام نشان دهند، لاابالی گری در فکر و عمل پیشه کرده اند و از دین کارکردی ویرانگر به نمایش می گذارند، کسی هم حریف آنها نیست!!
شعار و سروده های ابتدای انقلاب که هر ساله تکرار می شد یکی هم این بود که آمریکا دلیل هر مشکلی بود ” آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو”
سرود زیبایی است اما امروز به این گروههای فشار سازمان یافته! که سر دارند و خودسر نیستند بیشتر میخورد تا آمریکا که رسم اینان عصیانگری و ویرانگری است…… بخوانید:
ای ز شرار ستم شعله به عالم زده
امن و امان جهان یکسره بر هم زده
بر سر هر خرمنی
در دل هر گلشنی آتش بیداد تو صاعقه ی غم زده
ثروت انبوه تو خون دل توده‌هاست
کین تو بر سینه‌ ها دشنه ماتم زده
دزد جهان‌خواره‌ای دیو ستم‌ پاره‌ای عقرب جرّاره‌ای روبه مکاره‌ ای
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم‌ کاره نیست عامل هر فتنه‌ ای صلح و صفا در تو نیست
در همه گیتی به پاست نائره جنگ تو گوش جهان خسته از طبل بدآهنگ تو
مظهر شیطان تویی دشمن انسان تویی ای همه اهریمنی سرحد فرهنگ تو
رسم تو عصیانگری کار تو ویرانگری تیره شده عالم از حیله و نیرنگ تو
دشمن هر ملتی موجب هر ذلتی سایه ی هر وحشتی فتنه هر امتی

This comment was minimized by the moderator on the site

سقوط هیمنه رهبری در ۲۲ بهمن ۹۹
Posted: 12 Feb 2021 09:07 AM PST
ابراهیم حنیف
در راه پیمایی موتوری ۲۲بهمن امسال شاهد سقوط همه ارزش های باصطلاح انقلابی بودیم.
عده ای که با وعده یک کیک و نوشابه در آخر راه پیمایی، به وجد آمده و شرف و حیثیت خود را به بهای آن فروخته بودند، شعار مرگ بر روحانی سر می دادند که رهبری آن نیز با فردی بود که از طرف سازمان تبلیغات اسلامی در پشت بلند گوقرار داشت و آنان را تحریک می کرد.
شک نکنید که اگر همین ها شعار مرگ بر رئیسی سر داده بودند، بلافاصله دستگیر و به جرم مخالفت با ” عدالت ” و اقدام علیه امنیت ملی، دستگیر و به شکنجه خانه های بی مثال اطلاعات سپاه منتقل می شدند.
وای و صد وای اگر خدای ناکرده کرده، شعارشان مرگ بر خامنه ای می بود. قطعا و در جا و بدون محاکمه، پاسخ شان گلوله بود.
سوال ما از رهبری این است که چرا چنین شد؟
اینان با چراغ سبز چه کسانی چنین گستاخ شده بودند که آسوده خاطر و ایمن از هر گونه بازخواستی، در روز ۲۲ بهمن که ظاهرا روز همبستگی ملی باید می بود، به رییس دولت منتخب مردم اهانت می کنند؟
رهبری باید بداند و شک نکند که در آینده، جناب شان با وعده یک چلوکباب کوبیده، از این شعار در امان نخواهند بود.
سوال می کنیم جنابعالی بعنوان رهبر جمهوری اسلامی در برابر این وقاحت و اهانت چه کردید؟
چنانچه همین شعار نسبت به آقای رئیسی یا حتی خود شما گفته می شد، آیا بازهم سکوت می کردید؟
آیا فکر نمی کنید از این پس مردم، ۲۲ بهمن را نه یک روز ملی، بلکه بهانه ای از طرف قدرت های سیاسی برای تسویه حساب های جناحی و فقط و فقط به قدرت رسیدن های انتخاباتی تلقی کنند؟
ما شک نمی کنیم، جنابعالی هم شک نکنید که ۲۲ بهمن امسال، روز سقوط هیمنه و ابهت رهبری بود که عوارض و نمودش، بزودی بروز خواهد کرد.
جنابعالی دو را در پیش دارید:
یا با دستور بازخواست شدید و فوری از برنامه ریزان چنین فضاحت بار آمده و شناسایی دستور دهندگان و عاملان به آن، نشان دهید که بشدت با این کار مخالفید.
یا منتظر عواقب اجتناب ناپذیر ان باشید. زیرا وقتی قبح یک عمل در باره دومین شخص کشور شکسته شود، درباره دیگران نیز ممکن الوقوع خواهد بود.

This comment was minimized by the moderator on the site

انقلابیِ عوضی
محمّد حسین کریمی پور
۲۲ بهمن سر سه راه ضرابخانه به تماشای مردم مسلح، مشغول بودم. ناگهان تیر اندازی شد. رگبار پشت رگبار! بعدها شنیدم کسی یک افسر ساواک را در خودرویی شناسایی کرده. ایست داده و سرنشینان هم دست به سلاح برده بودند. تا خانه مان چند دقیقه راه بود. با تمام چالاکیِ نوجوانی، دویدم. تیراندازی بریده بریده ادامه داشت. جوان بلند قد مسلحی با پیشانی زخمی بداخل کوچه دوید. در خانه ما را زد و‌ پدر پناهش داد. می گفت در انگلیس دانشجو بوده و برای کمک به انقلاب به ایران برگشته. تفنگ و چند خشاب و‌ بیسیم دستی داشت. خوش تیپ و‌مودب بود. حس خوبی داشت. یک انقلابی حرفه ای مسلح در خانه ما پناه گرفته بود! زخمش را بستیم. چیزکی خورد، تشکر کرد و رفت.
چند دقیقه بعد، هم محلی های انقلابی در زدند. مشخصات فردی را دادند که دنبالش بودند. خودِ جوان کذا بود. در یک چشم بهم زدن، سابقه چریکی ما تا سطح فراری دادن یک افسر ساواک تنزل کرد.
گویا در آن روزها تنها ما نبودیم که گول انقلابیِ قلابی را خوردیم. آنچه نسخهٔ سعادت دنیا و عقبی پنداشتیم، اوراقی آشفته از کار درآمد. و آنها که هادیان الهیِ امت انگاشتیم، کاروان ملت تا برهوت کشاندند. مهمان صاحب خانه شد و مالک، مملوک و مِلک بی سامان! حال این ماییم و اره ای که در عمق پهلو فرو رفته. بِکشی، بِدَرد. وانهی، عفونت بِکُشد.
خود کرده را تدبیر نیست! https://t.me/M_H_Karimipour

This comment was minimized by the moderator on the site

چهل‌ودومین سالگرد ازدواج ناموفق ۲۲بهمن۵۷
Posted: 10 Feb 2021 07:44 AM PST
صادق زیباکلام
چهل‌و‌دومین سالگرد انقلاب هم آمد و رفت؛ بدون آن‌که سخنی از چرایی انقلاب بمیان آید. سال‌ها می‌شود، و درست‌تر گفته باشیم، از همان سال‌های نخستِ انقلاب، مسئولین، کلامی پیرامون اهداف و آرمان‌های انقلاب نمی‌گویند. درعوض، سخنرانی‌های‌شان پیرامون «استکبارستیزی»، «دشمنی با آمریکا»، «نابودی اسرائیل»، «ایستادگی ملّت مسلمان و سازش‌ناپذیر ایران در برابر نظام سلطه» و ادبیاتی از این‌دست، که هیچ سنخیتی با اهداف و آرمان‌های انقلاب ندارند. چرا چنین شد؟ چرا «استکبارستیزی»، «نظامی‌گری»، «دشمنی با غرب»، و «کرنش در برابر شرق»؛ جای آرمان‌های انقلاب، همچون «انتخابات آزاد»، «نبود زندانی سیاسی»، «استقلال قوۀ قضائیه»، «آزادی بیان» و… را گرفتند؟
تا آن‌جا که می‌دانم، نه در داخل یا خارج از کشور، هیچ مطالعه‌ای صورت نگرفته، که چرا این بلا بر سر انقلاب آمد؟ البته از نظر حاکمیت، طرح چنین پرسشی، ماهیتاً نادرست است؛ چراکه بزعم آنان، ظرف ۴۲سال گذشته، هیچ انحرافی از اهداف و آرمان‌های انقلاب صورت نگرفته، و انقلاب، مصمم و استوار در جهت تحقق آن اهداف، گام برداشته. اما می‌دانیم که این‌گونه نیست. نشان‌دادنِ این‌که آن‌چه که نظام می‌گوید جزء آرمان‌های انقلاب نبوده، چندان دشوار نیست. نگاهی به سخنرانی‌ها و اعلامیه‌های رهبر انقلاب، از جمله ۱۲۷ مصاحبۀ ایشان با رسانه‌های بین‌المللی در پاریس، قطع‌نامه‌های راهپیمایی‌های تاریخیِ دوران انقلاب، صدها سخنرانیِ شخصیت‌های مخالف رژیم شاه اعم از مذهبی و غیرمذهبی در دوران انقلاب، جای هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد، که آیا انقلاب، برای تحقق اهداف و آرمان‌های دمکراتیک بود، یا غرب‌ستیزی و دشمنی با آمریکا؟
جایگزینی استکبارستیزی بجای آزادی‌خواهی، دو پی‌آمد ناگوار برای انقلاب اسلامی ببار آورده. نخست؛ بوجود آمدن حجم گسترده‌ای از تئوری‌های توطئه پیرامون انقلاب. خلاصۀ همۀ آن‌ها هم آن است که انقلاب، در حقیقت، یک برنامه و زدوبندی بود میان انقلابیون و لندن – واشنگتن، بمنظور سرنگونی محمدرضا پهلوی، و بروی کار آوردن روحانیون در ایران. بمنظور جلوگیری از پیشرفت‌های ایران از یک‌سو، و انتقام غربی‌ها از شاه بواسطۀ بالابردن بهاء نفت. با کمال تأسف، می‌بایستی اذعان داشت که بسیاری از ایرانیان تحصیل‌کرده، حتی شماری از چهره‌های آکادمیک خارج از کشور هم، در تنور چنین توهماتی می‌دمند.
پی‌آمد دوم، اسفبارتر است. پشت‌کردنِ گستردۀ نسل‌های بعد از انقلاب، بهمراه بسیاری از اقشار و لایه‌های تحصیل‌کرده به آن.

This comment was minimized by the moderator on the site

"توهین به روحانی"، حذف خمینی و "خلیفه‌کشی" در مراسم ۲۲ بهمن
سنت برگزاری مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن در سال‌های پس از پیروزی جمهوری اسلامی بر دو محور استوار بود: نمایش وحدت مردم و قدرت حکومت. حاشیه‌های پررنگ‌تر از متن در مراسم سال جاری حکایت از تشتت، چنددستگی و زوال قدرت داشت. ویروس کرونا بر برگزاری مراسم راهپیمایی سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی سایه افکند و در غیاب تجمعات سازمان‌یافته سالیان گذشته، موتورسواران را راهی خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ کشور نمود. حال‌وهوای راهپیمایی سال جاری چنان بود که واکنش‌های بسیاری را در پی داشت. افزون بر آنکه قطعنامه پایانی این راهپیمایی نیز بیان صریح همان شعارهایی بود که موتورسواران در خیابان‌ها سر داده بودند. سه پدیده متفاوت و از قرار معلوم مرتبط با هم، سرنوشت مراسم راهپیمایی سال جاری سالروز "انقلاب اسلامی" را رقم زدند: "هتاکی" و اهانت به حسن روحانی، حذف نام خمینی، بنیادگذار جمهوری اسلامی، از قطعنامه پایانی و تجمع "غیرقانونی" هواداران محمود احمدی‌نژاد. همین سه پدیده واکنش‌های بسیاری را برانگیخت؛ واکنش‌هایی که زبان و لحن تندشان در تناسب با کلامی بود که در خیابان‌ها و در قطعنامه جلوه یافته بود.
"هتاکی به روحانی"
شعار "مرگ بر روحانی" یکی از شعارهای اصلی موتورسواران بود. رویکرد شرکت کنندگان در مراسم ۲۲ بهمن نسبت به دولت روحانی بازتاب آن چیزی بود که در قطعنامه پایانی نیز به صراحت بیان شده است. از شعار "مرگ بر روحانی" به عنوان "توهین"، "ناسزا" و "هتاکی" به رئیس جمهور ایران یاد شده است. این نخستین بار نیست که چنین شعاری در تجمعات اعتراضی علیه دولت روحانی به گوش می‌رسد. آنچه خشم طرفداران روحانی و دولت او را برانگیخته، زمان و گستردگی طرح آن است. علیرضا معزی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر روحانی از "تسلسل هتاکی" علیه روحانی سخن گفته است. این مقام دولتی در پست توییتری خود نوشته است: «این تسلسل هتاکی‌‌ها، از تریبون‌ها و تلویزیون تا موتورسواران راهپیمایی ۲۲ بهمن، اتفاقی و خودسرانه به نظر نمی‌رسد.» معزی به "تذکرات روشن، علنی و چندباره" خامنه‌ای در ارتباط با پرهیز از هتاکی اشاره کرده و تکرار چنین اقداماتی را "سرپیچی و سرکشی" خوانده است.
"تهی‌شدن نظام از جمهوریت"
حمله به حسن روحانی را برخی از معترضان به مراسم ۲۲ بهمن سال جاری را "خلیفه‌کشی" خوانده‌اند. اقدامی که به باور آن‌ها می‌تواند برای کل جمهوری اسلامی پیامدهای سنگین داشته باشد. معاون ارتباطات حسن روحانی آن را اقدامی در راستای "تهی‌شدن نظام از جمهوریت" خوانده است. او در پست توییتری خود مخالفان روحانی را "آمریکاستیزان سابق" خوانده و مدعی شده که آن‌ها نه تنها ترامپ را "تطهیر" کرده‌اند، بلکه ناسزاها را "منحصرا" برای روحانی کنار گذاشته‌اند. معزی تصویر مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن سال جاری را "تصویر زشت و شرم‌آور" خوانده و آن را هشدار بزرگی دانسته است. نوشته است این اقدام «انتقام از صندوق، نه فقط انتقام از یک فرد یا جریان، که انتقام از آینده است.»
حسام‌الدین آشنا، مشاور روحانی نیز به پیامدهای چنین اقداماتی اشاره کرده و از آن به عنوان "آتش‌بازی" با "عواقب دردناک" یاد کرده است. او در پست توییتری خود نوشته است: «هشدار: تجربه نشان داده است از راه‌اندازی جریانات خودجوش! و شعارهای سازمان‌یافته علیه دولت تا سوءاستفاده دشمنان و شکل‌گیری اغتشاش علیه نظام راهی نیست.»
عباس آخوندی، وزیر پیشین راه‌ و شهرسازی شعار علیه روحانی را جلوه‌ای از پدیده "چنددولتی" در ایران دانسته و از آن به عنوان "خلیفه‌کشی" یاد کرده و نسبت به باب شدن این سنت مأنوس تاریخی هشدار داده است. غلامرضا بنی اسدی نیز هشدار داده است که رسم "خلیفه‌کشی" با روحانی تمام نخواهد شد. او به کسانی که اقدام به چنین کاری کرده‌اند هشدار داده است که آن‌ها نیز "باید خود زنبیل بگذارند در صف که به زودی نوبت خودشان هم خواهد رسید". عباس عبدی نیز در پست توییتری خود نسبت به شعار "مرگ بر روحانی" واکنش نشان داده و گفته است که اگر توهین جرم است، پس مجازات دارد. در بند شش قطعنامه پایانی راه‌پیمایی ۲۲ بهمن از "وحدت کلمه و همدلی حول محور ولایت" سخن رفته و ضمن هشدار به "جریان‌ها و نحله‌های داخلی" از عزم راسخ در "ساختن دولت اسلامی" سخن رفته است. به باور تنظیم کنندگان قطعنامه پایانی ۲۲ بهمن این دولت اسلامی باید "مومن، کاردان، انقلابی، اهل جهاد و پرتوان" باشد.
حذف نام خمینی از قطعنامه
جواد امام، یکی از فعالان اصلاح‌طلب، برگزاری کل مراسم دهه فجر را مورد توجه قرار داده و نوشته است: «عجب دهه فجری!؟» او نوشته است که این دهه فجر در گام نخست روز ۱۲ بهمن با حذف "بیت امام" و قطع پخش سخنرانی حسن خمینی در جلسه هیئت دولت در آرامگاه خمینی شروع شد. "راه پیمایان" در گام دوم نام خمینی را هم در قطعنامه پایانی حذف کردند. برخی دیگر از منتقدان مراسم ۲۲ بهمن سال جاری حذف کنندگان نام خمینی و "مرگ خواهان" روحانی را گروهی واحد و مرتبط با یکدیگر دانسته و مدعی شده‌اند که کنار هم قرار گرفتن این دو پدیده تصادفی نبوده است.
نه تنها در جریان تظاهرات تصویرهای خمینی کمتر از سالیان پیش دیده می‌شد، بلکه حذف نام او در قطعنامه پایانی نیز از جمله حاشیه‌های مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن سال جاری بود.
سایت جماران در یادداشتی به قلم حمید طباطبایی نسبت به حذف نام خمینی از قطعنامه پایانی واکنش نشان داده است. در این یادداشت آمده است که سه بار نام خامنه‌ای "با عنوان و اسم و القاب" آمده است و نام قاسم سلیمانی، محسن فخری‌زاده و حتی نام ابومهدی مهندس (یکی از فرماندهان حشد الشعبی) در قطعنامه مطرح شده، ولی اسمی از خمینی نیامده است. این سایت در ادامه گزارش خود می‌نویسد: «آیا در رفتاری چنین، شامه‌های تیز، بوی "نفوذ" را حس نمی‌کنند؟» از مسئولان تنظیم قطعنامه پرسیده شده است که در صورت سهوی بودن، «چه کسی این بیانیه را نوشته است و از چه میزان فهم و شعور برخوردار» بوده است و «اگر عمدی بوده چه برخوردی با او می‌شود؟»
موسسه تنظیم و نشر آثار خمینی با انتشار بیانیه‌ای نسبت به حذف نام خمینی در قطعنامه پایانی اعتراض کرده و آن را خطایی خوانده است که "حتی در صورت سهو، قابل اغماض" نیست. این موسسه خواستار توضیح مسئولان در این رابطه شده است. جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته همواره با برپایی تظاهرات و مراسم سالروز انقلاب اسلامی و برگزاری دهه فجر بر آن بوده که وحدت و پشتیبانی مردم از حکومت و در عین حال قدرت سیاسی حاکمان را به نمایش بگذارد. مراسم ۲۲ بهمن سال جاری برخلاف این سنت، تصویر متفاوتی را به نمایش گذاشت.

This comment was minimized by the moderator on the site

پایگاه خبری جماران @jamarannews · Feb 11
رسم امام رفت، دنبال اسم امام هستید؟!
محمد مهاجری در کانال تلگرامی خود نوشت:
امروز دیدم در فضای مجازی، معترض شده اند به اینکه چرا در قطعنامه مراسم ۲۲ بهمن، نام امام(ره) از قلم افتاده است. در نوشته های اعتراضی این پرسش مطرح بود که آیا چنین اشتباهی سهوی بوده؟ الان تقریبا ۱۲ساعت از زمان قرائت قطعنامه راهپیمایی می گذرد و توضیحی در باره حذف نام امام داده نشده. بنابراین ظن سهوی بودن کاملا از بین رفته. حتی اگر فردا هم اطلاعیه بدهند بی ارزش است چون حتما "به فرموده" خواهد بود.



بهروز عزیزی @journalist23640 · Oct 31, 2020
شاهکار دوستان #انقلابی برای حذف نام خیابان #نوفل_لوشاتو چیز عجیبی نیست
وقتی کرسی روایت گری انقلاب در اختیار امثال رائفی پور، پناهیان و حسن عباسی باشد و سهم یاران اصیل امام (ره) #حصر و ممنوع التصویری انتظار چیزی جز تحریف را نمی توان داشت


سیمرغ @seemorgh_anka · 10h
شماها که نام امام خمینی را از قطعنامه حذف می کنید با چه رویی راجع به امام صحبت می کنید



سعید حجاریان @Saeedhajjarian · 12h
واژه #خودسر تعارف است، همه متصل‌اند! یک روز #ترور، یک روز #آتش‌زدن، یک روز #شعار. ۲۲بهمن۹۹


محمّد حسين كريمي پور @M_H_Karimipour · 1h
تعقیب قضائی؟ برادرانِ اوباشِ اصفهان عین خیالشان نیست! سرنوشتِ همقطارانشان از اسیدپاشی تا حمله به سفارت انگلیس و عربستان، آیینه عبرتِ آنهاست! مملکت حساب کتاب دارد!


حسین دهباشى @majazestan · 5h
مرگ بر منتخبِ ملت گفتن ‐گرچه قبیح است‐ ولی می‌شود آن‌را از منظرِ "چیزی که عوض دارد، گله ندارد" هم دید!
روزگاری که همین آ.روحانی و همه آن‌ها که در پایان ریاست ذلیل شدند، علنا مشوق تهمت و توهین به اولین ر.جمهور ج.ا بوده و عاقبت او را به زیر کشیدند، باید حواس‌شان به "چوبِ خدا" بود!


Pedram Soltani @PedramSoltani1 · 13h
دیدید که حاضر نشدند مرگ بر آمریکا و اسرائیل بگویند و جایش مرگ را برای رییس‌جمهور مملکت خواستند؟
رسیدیم به جایی که «دشمنی در خانه» از «دشمنی با بیگانه» پیشی گرفت.
این دهل صدایش چند وقت دیگر درمی‌آید.


سجاد عابدی @Sajjad_Abedii · 18h
جناب مقتدایی نماینده پایدارچی اصفهان گفته‌اند:
ماجرای شعار #مرگ بر روحانی در ا#اصفهان #شوخی بوده!
باشه اشکالی نداره از امروز هرگروهی هرجا معترض بودند همین طور با همه مسئولان کشور شوخی کنند
فقط بدون سر شوخی و خودتون باز کردین...


M.Hossein Khoshvaght @MKhoshvaght · 19h
پایان تمام #رییس_جمهور های #ایران با تحقیر و ناسزاگویی و اتهام‌‌ و تحدید همراه بوده است؛جز دو مورد،اولی که در میانه دوره خود #شهید شد و دومی که پیش از پایان، به #رهبری برگزیده شد.علت یا علل واقعی چنین پدیده عجیبی چیست؟! #جدی #روحانی #خاتمی #احمدی_نژاد #هاشمی_رفسنجانی #بنی_صدر


رضا بهزادیان نژاد @RezaBehzadian · 10h
شاید یادتون نیاد ولی یک زمانی برای توهین به احمدی نژاد حکم شلاق میدادند.



غزلFlag of Iran @ghazal_1382 · 18h
حالا که سر #شوخی رو باز کردین
مرگ بر دیکتاتور


نجفی تهرانی @najafi_tehrani · 23h
آقای خامنه ای بی ادبی در جامعه را به گردن فضای مجازی انداخت، اما آیا در این بی ادبی سازمان یافته و بی سابقه بسیجیانِ اقلیتِ ولایتمدار و ارزشی در روز ۲۲ بهمن هم فضای مجازی مقصر است؟! سپر حمایتی بعضی از نهادهای نظامی از انقلابی ها باعث مصونیت و دهن کجی علنی آنها به قوانین شده است.



آرش رمضانی @arashramezani68 · 12h
فحش‌هاتونو بدین که چار روز دیگه دوباره مقام رییس‌جمهور به مقدسات اضافه می‌شه.



Selahvarzi/حسین سلاح ورزی @HSelahvarzi · 11h
این دوستان موتور سوار که شعار میدن مرگ بر روحانی شخص خاصی مد نظرشونه یا کل صنف رو در نظر دارن؟



®رضا هونجانی @RezaHingani · 19h
این راهپیمایی وحدت‌شکن بود تا دشمن‌شکن.
همین‌هایی که شعار مرگ بر روحانی دادند رو پیدا کنید و خوب تحقیق کنید از بین‌شان اسیدپاش‌های اصفهان هم در خواهد آمد.



Ehsan Soltani @ehsan_soltani · Feb 10
شما یادتان نیست.
همین ۱۰ سال پیش ملت را برای توهین به احمدی‌نژاد شلاق می‌زدند.
امین نیایی‌فر، در ۲۲سالگی در سال۹۰ به اتهام «توهین به رئیس‌جمهور»۳۰ ضربه شلاق خورد.
پیمان عارف به اتهام توهین به احمدی‌نژاد ۷۰ ضربه شلاق!
حالا سوار بر موتورهای سپاه، دسته‌جمعی می‌گویند «مرگ بر روحانی»!


پایگاه خبری جماران @jamarannews · 16h
حسین مرعشی: توهین به رییس جمهوری خودسرانه نبود.
هتاکان مراسم سالگرد ۲۲ بهمن پشتیبانی سازمانی دارند/ ایرنا

This comment was minimized by the moderator on the site

تاریخ لحظه‌های خاص و عجیب زیاد به خود دیده. یکی از آن‌ها در کلیسای سنت‌مری پاریس رخ داده. مهرماه سال ۱۳۵۶ بود که این کلیسا میزبان حرکتی اعتراضی علیه حکومت شاه ایران شد؛ رویدادی که حالا به «نماز سرخ» شهرت یافته. اتحادی بین روحانیون و مارکسیست‌های ایرانی در کلیسای مسیحی در فرانسه، و خلق یک تصویر عجیب. تصویری تاریخی از یک هفته اعتصاب غذای اعضای حزب‌های اسلامی و مارکسیستی در کنار هم.
اعتراضی که در ایران و جهان بازتاب بسیاری داشت و یکی از مهم‌ترین بانیان آن محمد منتظری بود؛ پسر ارشد آیت‌الله منتظری که چندباری در مخالفت با رژیم پهلوی به زندان افتاده و حالا موفق شده بود در فرانسه با ایجاد یک اتحاد کوچک میان جریان‌های اسلامی و چپ مارکسیستی، صدای مخالفت با شاه را از درون یک کلیسای کوچک به گوش جهان برساند.
صادق طباطبایی، سخنگوی دولت مهدی بازرگان که در این اعتصاب غذا شرکت داشت، در خاطرات خود نوشته که قبل از آن، اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان در واتیکان، برای اعمال محدودیت‌های دولت عراق برای امام‌خمینی، دست به اعتراض زده بودند. امام در تبعید به سر می‌برد و عراق راه‌های ارتباطی او را بسته بود. به گفته طباطبایی، اعتصاب غذا در واتیکان، بازتاب خوبی داشت و آن‌ها به فکر ادامه آن در کشور دیگری بودند که فهمیدند محمد منتظری در تدارک یک اعتراض در پاریس برای آزادی زندان سیاسی از ایران است. پس متحد شدند. اتحادی شگفت‌انگیز بین اعضای جامعه روحانیت مبارز و انجمن‌های دانشجویی مارکسیستی در صلح و احترام.
این اعتصاب غذا در غروب اول اکتبر ۱۹۷۷ میلادی یعنی ۹ مهر ۱۳۵۶ آغاز شد و کم‌کم به خبر مهمی تبدیل شد. سه روز از این اعتصاب غذا می‌گذشت که خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارشی از آن منتشر کرد و تصاویر افراد نقابدار معترض و شعارهای تند آن‌ها علیه شاه ایران، به تیتر اخبار رسید. یکی از عجیب‌ترین صحنه‌های این گزارش تلویزیونی، نماز خواندن چپ‌های مارکسیست پشت سر روحانیون بود که به همین دلیل هم حالا به نماز سرخ شهرت یافته. روی دیوار کلیسا تصاویری از مبارزان علیه شاه دیده می‌شود؛ تصاویری از روحانیون برجسته و چهره‌های نامدار جریان‌های چپ. تمام شرکت کنندگان چهره‌های خود را با نقاب‌های سرخی پوشانده‌اند تا توسط ماموران ساواک شناسایی نشوند. شاه در آن زمان در او ج قدرت خود بود و نمی‌دانست چیزی به پایان کارش نمانده.
اعتراض در کلیسای سنت‌مری یک هفته طول کشید و چند ماه بعد از آن هم امام به فرانسه مهاجرت کرد تا حدود یک‌سال بعدش انقلاب اسلامی پیروز شود. حالا بیش از ۴ دهه از آن روزها می‌گذرد و پیدا شدن دوباره این گزارش ویدئویی و انتشار آن در توییتر، ما را به یاد اتحادی می‌اندازد که در نهایت موفق شد شاه را از ایران فراری دهد. اتحادی در دوران بازسازی ایران پس از انقلاب دوامی نداشت.

This comment was minimized by the moderator on the site

درس‌های مرگ بر روحانی؛ گوش شنوایی هست؟
محمدحسین مهرزاد: برای آنهایی که حمله به وزرای خاتمی در نماز جمعه را در خاطر دارند دود موتورگازی‌ها جوانان تازه به انقلاب رسیده چیز عجیبی نیست.
تغییرات هورمونی و نیاز به تخلیه هیجان وقتی با مصونیت قضایی همراه باشد یک روز انگشت وزیر را می‌شکند روز دیگر فائزه هاشمی را به باد استهزا می‌گیرد و از هاشمی رفسنجانی تا خاتمی کسی بی‌نصیب از هتاکی‌شان نمی‌شود.
جوانانی که نه جنگ دیده‌اند نه انقلاب و لابد آرمانشان را کسی مثل رائفی پور و حسن عباسی ترسیم کرده است. این ها و بزرگترهایشان تداوم همان مسیری هستند که از هیئت‌های مذهبی با موتورهایشان در خیابان ویراژ می‌دادند و حیدر حیدر گفتنشان دل مردم را خالی می‌کرد.
همان جوان‌هایی که روزی از هیئت حاج منصور ارضی سهمیه چماقشان را از صندوق عقب تاکسی سفید رنگ بر می‌داشتند تا به قول خودشان بروند کوی را جمع کنند!
جماعتی که هرچه گذشت میدان بیشتری دید و از کتک زدن دانشجوها رسید به ضرب و شتم مهدی کروبی و فحاشی به هاشمی رفسنجانی حالا به رییس جمهور رسیده و رسما در راهپیمایی روز ۲۲ بهمن فریاد مرگ بر روحانی سر می‌دهد.
البته در این ماجرا درس‌های بزرگی برای همه اضلاع سیاست نهفته است. آنکس که به حامیانش پشت کرد تا مسائلش را جای دیگری حل و فصل کند از این ماجرا یک درس می‌گیرد و آن کسانی که افسار هتاکی به بزرگان کشور را رها کردند اگر گوششان بشنود پس این فریادهای مرگ بر روحانی چیزهای دیگری هم خواهند شنید.

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

Kamyar Keshavarzian shared his first post. · 1tSpooSns4hormrsed · تاجیک های چین...
سردار سلامی، چرا روزنامه جوان از یادگار امام کینه دارد...
در مقالات جوملا پنج شنبه, 04 مارس 2021 11:17