دولت دونالد ترامپ در دور اول خود چنان شرایطی ایجاد کرد که به رغم رسم معمول، و حاکمیت دو دوره‌ایی دولت‌ها در امریکا، در انتخابات بعدی صحنه را به رقیب باخت، و دولت جمهوریخواهان یک‌دوره‌ایی شد، و مردم امریکا با روی آوردن به کاندیدای حزب دمکرات، تومار دولت ترامپ را در هم پیچیدند، و فرصت دوباره‌ایی به او ندادند تا کار خود را دنبال کند، رسوایی تن ندادن به قوانین امریکا، در قبول شکست، و عدم تحویل مسالمت آمیز قدرت نیز، خدشه انکار ناپذیری به وجهه ترامپ و حزب جمهوریخواه وارد آورد و همه چیز آماده بود تا ترامپیسم، به تاریخ بپیوندد.

اما با این همه باز ترامپیسم فرصت بروز دوباره یافت، و دولت حزب دمکرات، اگرچه حمایت نسبی داخلی و جهانی را در پس خود داشت، باز در یک بی تعادلی، در اثر بازنشسته شدن چهره کاریزمای انتخاباتی همچون جو بایدن (به علت کهولت سن)، برای رقابت انتخاباتی برابر با ترامپ، اینبار این دمکرات‌ها بودند که انتخابات را، به رهبری خانم کملا هریس، دورگه‌ی سیاهی که در تله راستگرایی و ملیگراییِ سفیدپوستِ ترامپیست‌ها گرفتار آمد، باختند.

جولان خونین، سخت و بی‌رحمانه‌ایی که راستگرایان افراطی جهانی، مثل بنیامین نتانیاهو در غزه، و ولادیمیر پوتین در اوکراین به راه انداخته بودند، و در کنار آن روی کار آمدن دولت راستگرا، یکدست، خالی از مردان کارآزموده، نابخرد، خودخواه و... ابراهیم رئیسی در ایران، به کمک این دو آمد، و با ناکار کردن فرایند مذاکرات بازگشت امریکا به قرارداد برجام، شرایطی را دامن زدند، که دولت دمکرات‌ها بعنوان معمار برجام، از برداشت میوه‌های این قرارداد محروم شد و...، و این شرایط دامن دولت جو بایدن، و ادامه دهنده راه او، کملا هریس را گرفت، و همه اینها به کمک ترامپیست‌ها آمد، تا امروز شاهد جولان دوباره راستگرایی ترامپی در جهان، و حمله مستقیم امریکایی-اسراییلی به زیرساخت‌های هسته‌ایی خود باشیم.

 چراکه راستگرایان تمامیت‌خواهی چون اینان، مسیر عمل و رفتار خود را در فرایندی قرار دادند که دولت جو بایدن را ناکارآمد، خرفت و ناتوان از واکنش به موقع و قوی نشان داد، و در کنار آن، تلاش‌ها برای حل مشکلات جهانی را خنثی و عقیم کردند، و این فرصت را به رقیب انتخاباتی کملا هریس دادند که از این خلا سو استفاده کرده، و با وعده‌ی حل سریع چالش‌های بزرگ جهانی (همچون غزه، اوکراین، ایران و...) در فردای دستیابی به قدرت، امریکایی‌ها را تشویق کند تا فرصت دوباره‌ایی به ترامپ دهند، تا شانس موفقیت خود را بیازماید، و در ناباوری دنیای تشنه‌ی تعادل ، این بی تعادلی بود که با شعار تعادل، پیروز انتخابات امریکا شد [1]، و در حالی که پیش بینی آرای دو رقیب دمکرات و جمهوریخواه بسیار نزدیک و در حدودهای 50-50 بود، ترامپ یک برد بزرگ را رقم زد، و بدین سان، او سکاندار حل مسایل امریکا و جهان، با شعارهای ملیگرایانه امریکایی گردید.

اما ترامپ بعد از پیروزی و در همان ساعات اولیه (20 ژانویه 2025) سکانداری، دنیا را با فرمان‌های پرشمار خود به رگبار بست و شوکه کرد، و همه را از دوست و دشمن نواخت، از افزایش تعرفه تجارت گرفته، تا خروج از پیمان‌های بین المللی، قطع کمک‌های مالی و نظامی به جهان، تا تضعیف نهادهای مسئول جهانی، همچون سازمان ملل و... و در چنین فضایی، ترامپ بعنوان یک شخصیت خودشیفته، حل معضلات جهانی را که پیش از این احساس می‌کرد می‌تواند در سه روزه اول ورود به کاخ سفید حل کند را، در سرلوحه کار خود قرار داد.

اما در میان بهت و حیرت جهانی، بجای حل این معضلات، ترامپ عملا در خدمت و حمایت از کسانی (به غیر از راستگرایان ایرانی) قرارگرفت، که در به قدرت رسیدن او نقش اساسی داشتند، و از قضا خود همان مشکل جهانی [2] بودند، که باید آنرا حل می‌کرد. ترامپ با قرار گرفتن در کاخ سفید، ابتدا پشت بنیامین نتانیاهو قرار گرفت که حرکت جنایتکارانه، افراط‌گرایانه و هنجارشکن او، ابتدا دولت بایدن را در لجنزار خاورمیانه غرق، و با نگاه داشتن امریکایِ بایدن در این باتلاق، تا آخرین روزهای این دولت، و عقیم کردن تمام تلاش‌های صلح طلبانه بایدن، اروپا و اعراب، آن دولت را ناتوان و ناکارآمد نشان داد، و سیستم دمکرات، و نیروهای میانه‌رو اسراییل را عقیم، خلع سلاح و در سردرگمی نگه داشت، و تمام صلح، انسانیت و قانون را به دارِ خواست‌های افراط‌گرایان صهیونیست، آویخت،

اما ترامپ که به شکرانه اقدامات راستگرایان جنایتکاری چون نتانیاهو، و معتقدان به اندیشه آپارتاید، و برتری صهیونیست‌ها بر دیگران، که در دولت او گرد آمده‌اند، به قدرت رسید، بلافاصله در طرح‌های جنگ‌طلبانه، تجاوزکارانه و گسترش وسعت جنایات اسراییل، همیار و همکار گردید، و تمام وعده‌های صلح طلبانه خود را، فعلا به فراموشی سپرد، و یا پشت گوش انداخت، در حالی که وعده حل تراژدی خاورمیانه را داده بود، از حل آن پا واپس کشید و خودداری کرد، و در این جنگ با نتانیاهو همکاسه نیز گردید، و این فاجعه را از جنگ‌های نیابتی، به سمت جنگ مستقیم بین کشورها (با ایران، سوریه، یمن، لبنان و...) نیز برد، و کاری کردند که مردم غزه در بدترین شرایط ممکن، هم خود و هم سرزمین خود را در خطر بزرگ می‌بینند، و دنیا در اعتراضی روشن، این لکه ننگ ساخته و پرداخته غرب، بر دامن سیاست بین الملل را، به نظاره نشسته است.

دومین فردی که در پیروزی ترامپ بر رقیب انتخاباتی‌اش، بسیار موثر عمل کرد، ولادیمیر پوتین رهبر بلامنازع و دیکتاتور مادام العمر روس بود، کسی که در دور اول پیروزی او نیز (2016)، متهم به دستکاری در انتخابات امریکا به نفع ترامپ شد. [3] و اینبار در عملکرد خود در خلال ادامه تجاوز آشکار به اوکراین، دنیای غرب را در باتلاق جنگی درون اروپایی گرفتار، و طوری نگه داشت، کشتار و تهدید کرد، و ویرانیِ چنان عجیبی را رقم زد، که روح جنایتکار غربی در نبردهای پر تلفات را، بار دیگر بعد از جنگ‌های خونین جهانی اول و دوم، مقابل چشم جهانیان قرار داد، و خاطره آن کشتارها را در اذهان همه دنیا زنده کرد، شدت کشتار به حدی است که در مقابل جنگ‌های منطقه شرق، که مثلا در غزه توسط اسراییل در دو سال گذشته جریان دارد، 70 هزار نفر را، طی نزدیک به دو سال، توسط اسراییل سلاخی شدند، و به کام مرگ فرو برده شدند، اما در جبهه‌ی اوکراین (بنا به اعلام ترامپ) هفته‌ایی نزدیک به هفت هزار نفر، از دو طرف سلاخی می‌شوند، یعنی در ده هفته (دو ماه و نیم) گذشته، برابر با دو سالِ جنگ غزه، از زنان، کودکان، نظامیان دو کشور کشتار شده و سلاخی شدند.

با اینحال کاری که ترامپ قول داده بود در هفته اول حضور خود در کاخ سفید حل و فصل کند، اکنون بعد از هفت ماه، می‌رود تا با اعطای جایزه‌ به متجاوزی چون ولادیمیر پوتین، به پایان برسد، پوتینی که در پیروزی ترامپ در هر دو دوره انتخاباتی‌اش نقش داشت، و در ناکار کردن دولت بایدن نیز موثر بود، و بادبان کشتی حرکت خود را به نفع پوپولیست‌های متوهمی چون ترامپ جهت داد، اصلا معلوم نیست روس‌ها چه گزک و یا اهرم فشاری از ترامپ در دست دارند که، او را موم خود کرده‌اند، و ترامپ همیشه مقابل پوتین سر خم می‌کند؟! 

از این رو، ترامپ در جریان ایجاد صلح بین روسیه و اوکراین، رویه نامیمونی را پایه گذاری و پی گرفته است، او در ابتدای حضور خود، در کاخ سفید ولودیمیر زلنسکی، رهبر کشوری که در ابتدای روی کارآمدنش، با تجاوز روسیه به کشورش روبرو شد، و تا کنون مردانه ایستاده و جنگیده است را، به کاخ سفید فراخواند، و در برابر دیدگان جهانیان، به این رهبر آزاده تاخت، و اکنون نیز سخن از گرفتن سرزمین او، و دادن آن به متجاوز روس می‌گوید، رویه‌سازی خطرناک جهانی، که بناست در پس تجاوزِ متجاوزینِ قدرتمند به ضُعفا، متجاوزین را برای تن دادن به ترک تجاوز، مورد تشویق نیز قرار داده، تا بلکه به تجاوز خود پایان دهند!

بله ترامپ بعد از خلع سلاح، و یا به حاشیه راندن سازمان ملل و بازوهای مختلف آن، در انجام ماموریت‌های جهانی حفظ صلح، تنبیه متجاوز و...، خود سردمدار صلح جهانی شد، و اینگونه از سرزمین دیگران، به متجاوزین جایزه می‌دهد. دو نکته بسیار دردآور، که در پس ملاقات دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین بیرون زد، اول نوع صلحی که برونداد عملکرد آشتی‌جویانه ترامپ را نشان می‌دهد، که در غزه با واگذاری سرزمین فلسطین به ساخت گردشگاه‌هایی ساحلی جلوه کرد، که از سوی او پیشنهاد شد، تا این مردم مقاوم، به دیگر کشورها آواره شوند، و در مورد مشابه آن اوکراین نیز، قلب هر انسان آزاده‌ایی را در نتیجه شکل‌گیری دنیای راستگرایان پوپولیست به درد می‌آورد، آنگاه که ترامپ گفت: « به زلنسکی توصیه می‌کنم با پوتین توافق کند؛ روسیه قدرت بسیار بزرگی است. » [4]

ترامپ با کسی در آلاسکا ملاقات و توافق کرد که در سوی دیگر ماجرا، همچنان در پس این ملاقات نیز، سخن از گرفتن سرزمین‌های بیشتری می‌گوید، که در خلال جنگ، وجب به وجب آنرا، مبارزین قهرمان اوکراینی حفظ، و یا از تسخیر متجاوزین روس خارج کردند [5]   

ترامپ برای تاریخ سازی و ماندگار کردن نام خود آمده است، و لذا در حرکت ضد جنگ، و ساخت شخصیت جهانی خود، و دریافت جایزه صلح نوبل، در رقابت با رقیب امریکایی خود، باراک حسین اوباما، حاضر است سرزمین دیگران را ‌نیز ببخشد، شرایط مردمان مورد تجاوز قرار گرفته در فلسطین و اوکراین را بهانه کرده، و همانان را، به پای راستگرایان جنایتکاری مثل پوتین و نتانیاهو که جاده صاف کن رسیدن او به قدرت بودند، قربانی ‌کند.

در فرهنگ ترامپیسم، جایی برای سازمان ملل، قوانین بین المللی و هنجار‌های آن، سازوکارها و معاهدات جهانی وجود ندارد، و همه به پای منافع شخصی، حزبی و ملی قربانی می‌شوند (همچون دیگر راستگرایان، در کشورهای دیگر جهان). نه حکم دادگاه بین المللی برای جنایتکاری مثل نتانیاهو اثری دارد، تا از او دوری کند، و نه جنایتکار متجاوزی مثل پوتین در سفر به امریکا با مانعی مواجه می‌شود، و تمام تحریم‌های بین المللی زیر پای طرح‌های پوپولیستی ترامپ بی اثر، و قربانی می‌شوند.

شاهرود - یکشنبه 26 مرداد 1404 برابر با 17 آگوست 2025

دنیایی پر از هرج و مرج در دستان ترامپ، تا دنیا را به بازی خود بگیرد

[1] - انتخابات آمریکا (2024)/ نتیجه عملی چه خواهد شد؟ "محمد طبیبیان"، اقتصاددان لیبرال، در یادداشتی نوشت: نتیجه انتخابات امریکا تقریبا معلوم است و ترامپ برنده انتخابات. نتیجه عملی چه خواهد بود؟ یکم، افزایش تنش و شکاف در افکار عمومی امریکا. پیگیری سیاست‌های قلدرمآبانه. افزایش درجه آنتروپی در داخل جامعه آمریکا. دوم، همراهی با دیکتاتورهائی مانند پوتین و رهبر کره شمالی کیم جونگ اون، رهبر  مجارستان ویکتور اوربان، رهبر هند نارندرا مودی و مانند این‌ها. احتمال قوی نقشه قدرت سیاسی در جهان به زیان دموکراسی و به نفع نظام‌های توتالیتر تغییر خواهد کرد و شاهد جشن و پای‌کوبی و بلکه لگدکوبی این نوع شخصیت‌ها خواهیم بود. سوم، در فلسطین طرفدار گسترش سرزمین‌های تحت اشغال اسراییل و بزرگ شدن جغرافیایی اسرائیل است. از جمله نهایی شدن جایگاه اورشلیم به عنوان پایتخت اسراییل ادغام بلندی‌های جولان و احتمالا تخلیه نوار غزه و پیوند آن به اسراییل. چهارم، در مورد جمهوری اسلامی اگر دو هدف را عملی ببیند به حکومت کاری ندارد. یکی جمع شدن برنامه هسته‌ای و دیگر محدود شدن برنامه موشکی به برد در حد اطراف مرزها. پنجم، در مرتبه قبل که رئیس جمهور شد در سمیناری که در مورد برنامه‌های ترامپ صحبت می‌شد و هرکسی نظری مطرح می‌کرد نظر این فدوی این بود که او از طریق تحریم و اقدامات مختلف می‌خواهد مردم ایران را زجرکُش کند. البته سعی خودش را کرد. این بار نیز به نظر نمی‌رسد برنامه دیگری داشته باشد. در این مورد، آخر الزمانی‌های داخلی با او یک هماهنگی نانوشته دارند و مثل گذشته که شرایط داخلی را برای توجیه کردن اعمال شدن تحریم فراهم کردند همین برنامه را ادامه می‌دهند. یعنی بهانه و دلیل کافی برای اعمال تحریم بیشتر را فراهم خواهند کرد. لیکن بازی با کارت رژیم اشغال‌گر برایشان بسیار گران تمام خواهد شد. باید راه‌های جدیدی بیابند. ششم، دوست عزیز همسایه شمالی نیز درجه باج‌خواهی را بالا خواهد برد و در مقابل آن برخی کمک‌های امنیتی داخلی برای رفقا فراهم خواهد ساخت. کشور به طرف شرق استعماری خواهد لغزید. امیدوارم این اوهام همه اشتباه دربیاید.

[2] - مته فردریکسن (نخست‌وزیر دانمارک): «نتانیاهو خودش یک مشکل است و به یک مشکل تبدیل شده است.»  نخست وزیر دانمارک، قصد دارد در چارچوب ریاست دوره‌ای کشورش بر اتحادیه اروپا، فشارها بر اسرائیل را به‌دلیل جنگ غزه افزایش دهد، روز شنبه ۱۶ اوت (۲۵ مرداد 1404) در گفت‌وگو با روزنامه یولاندس-پستن تصریح کرد: «نتانیاهو اکنون خودش یک مشکل است» و افزود که دولت اسرائیل «بیش از اندازه» پیش رفته است.

[3] - ترامپ از این اتهام خلاصی ندارد و حتی در حین خبر دیدار با پوتین در آلاسکا نیز سعی کرد تا خود را از اتهام همدستی با دشمن، برای قرار گرفتن در قدرت برهاند، 10 مرداد 1404 اعلام کرد تمامی افرادی که در ترویج ادعا‌های نادرست درباره دخالت روسیه در انتخابات ریاست‌ جمهوری ۲۰۱۶ نقش داشتند، باید «بهای سنگینی» بپردازند.

[4] - ترامپ بعد از ملاقات با ولادیمیر پوتین در آلاسکای امریکا: با روسیه بر سر تبادل زمین‌ها مذاکره کردیم/ به زلنسکی توصیه میکنم با پوتین توافق کند؛ روسیه قدرت بسیار بزرگی است! «امروز دیدار بسیار خوبی با پوتین داشتیم پیشرفت زیادی در مذاکره با پوتین حاصل شد اما به توافق نرسیدیم. رسیدن به توافق درباره اوکراین اکنون در دست زلنسکی و کشورهای اروپایی است. من خواستار توقف مرگ مردم هستم. هر هفته هزاران سرباز اوکراینی و روسی کشته می‌شوند. اگر بتوانیم این جنگ را متوقف کنیم بسیار خوب خواهد بود. از اظهارات پوتین درباره اینکه اگر من رئیس جمهور بودم این جنگ آغاز نمی‌شد بسیار خوشحال شدم. ما امروز جلسه بسیار خوبی داشتیم و فکر می‌کنم نکات زیادی از طرف اوکراین مورد مذاکره قرار گرفت. تا جایی که به من مربوط می‌شود، تا زمانی که توافقی حاصل نشود، هیچ توافقی وجود ندارد، اما ما پیشرفت زیادی داشتیم. ما تقریباً ۳ ساعت با هم بودیم و این نشست بسیار مفصل بود. نکات زیادی را مورد توافق قرار دادیم. اکنون، واقعاً به رئیس جمهور زلنسکی بستگی دارد که این کار را انجام دهد و اگر آنها مایل باشند، من در جلسه بعدی خواهم بود. یک یا دو بند مهم وجود دارد که باید بر سر آن‌ها توافق شود و می‌توان به نتیجه رسید. ما درباره ناتو، تدابیر امنیتی و تبادل زمین‌ها مذاکره کردیم. نصیحت من به زلنسکی این است که یک توافق را نهایی کند؛ ما بسیار به توافق نزدیک هستیم و اوکراین باید آن را بپذیرد یا ممکن است آن را رد کند. من دلیل آن (شروع جنگ) را می‌دانم و آن، بی کفایتی بایدن بود. اکنون در دولت من بسیاری از مسائل خوب پیش می‌رود. علت اول آن، نجات جان انسان‌ها است و پس از آن دیگر مسائل قرار دارد. جنگ بسیار بد است و اگر بتوانیم از آن‌ها دوری کنیم، باید از آن دوری کرد. این نشست عالی بود. به آن نمره ۱۰ از ۱۰ می‌دهم. از این منظر که توانستیم با یکدیگر به خوبی کنار بیاییم بسیار خوب بود. هنگامی که ۲ قدرت هسته‌ای با یکدیگر کنار می‌آیند بسیار مهم است. در دولت اولم از بازسازی توانمندی هسته‌ای آمریکا بیزار بودم، اما مجبور به انجام آن بودیم.»

[5] - پوتین پایان جنگ را مشروط به خروج اوکراین از دونتسک کرد! روزنامه فایننشال تایمز روز شنبه به نقل از منابعی ادعا کرد که پوتین، خروج اوکراین از منطقه شرقی دونتسک را به عنوان شرط پایان جنگ مطرح کرده است. و در ازای تسلط بر منطقه دونتسک و لوهانسک، از پیشروی در خط مقدم در مناطق جنوبی خرسون و زاپوریژیا را متوقف خواهد کرد و حملات جدیدی برای تصرف سرزمین‌های بیشتر انجام نخواهد داد. ترامپ این پیام را در تماسی تلفنی امروز شنبه به ولودیمیر زلنسکی، و رهبران اروپایی ابلاغ کرد و طی آن از آنها خواست که تلاش‌ها برای تضمین یک آتش‌بس از سوی مسکو را متوقف کنند. این اقدام، کنترل کامل منطقه‌ای را که بیش از یک دهه روسیه بخشی از آن را تصرف کرده و نیروهایش از ماه نوامبر به سرعت در آنجا پیشروی می‌کنند را به مسکو واگذار می‌کند. پوتین «حل ریشه‌های» این درگیری را جلوگیری از گسترش ناتو به سمت شرق دانست، که از آن دست نکشیده است. نیرو‌های روسیه حدود ۷۰ درصد از منطقه دونتسک را تحت کنترل دارند، اما غربی‌ترین زنجیره شهر‌های آن همچنان تحت کنترل اوکراین است. همه بخش غربی لوهانسک به جز بخش کوچکی از آن تحت اشغال نیرو‌های روسیه است. افرادی که با طرز فکر زلنسکی آشنایند، گفتند که او با واگذاری دونتسک موافقت نخواهد کرد، اما حاضر است در واشنگتن، جایی که انتظار می‌رود روز دوشنبه با ترامپ دیدار کنند، در مورد برخی قلمرو‌ها با او گفتگو کند.

 

این روزها جمهوری اسلامی، کشور و ملت ایران خواسته و یا ناخواسته، پنجه در پنجه کسانی‌اند که سابقه بسیار بدی در رفتار با دیگران دارند، و هرگز با رقبا و دشمنان خود در دنیا رفتار درستی نداشته و ندارند، و با تکیه بر پشتوانه بین المللی محکمی که برخوردارند، بی پروا دست به هر اقدام غیرقانونی زده‌ و می‌زنند و..،

این حس نسبت به اسراییلی‌ها را، در رفتار ساکنان تهران، که پریروز به دنبال درخواست مقامات جنگی اسراییل، مجبور به خروج گسترده از این شهر شدند، می‌شد حس کرد. به طوریکه تمام مسیرهای خروجی پایتخت قفل شده بود، و اتوبان‌ها به دلان‌های خروج تبدیل شدند، و مردم این شهر ساعت‌ها تلاش کردند تا بتوانند از این شهرِ زیر بمباران شدید خارج شوند.

این مردم اگرچه خطر را فوری نمی‌دیدند، و با آرامش و متانت از شهر خارج شدند، ولی این عملیات نشان داد که برغم ادعای مقامات اسراییلی که ما با مردم کاری نداریم، اما مردم تهران این را ادعا را باور نکردند، چراکه طی دو سال گذشته، برخورد خشن و کشتار اسراییلی‌ها در فلسطین، لبنان و... را دیدند و...،

روند خانه به دوش شدن مردم ایران، انسان را یاد آوارگی فلسطینی‌های غزه و لبنانی‌ها می‌انداخت، که از شمال به جنوب، از جنوب به شمال، و از غرب به شرق، در دو سال گذشته، و بعد از حمله هفت اکتبر 2023، در آمد و شد دائم و آوارگی، گرسنگی، و تشنگی سر کردند و...

 و یا اقدامات وحشتناک آژانس یهود در انتقال و جایگزاری یهودیان در فلسطین، و تثبیت مهاجرین در خاک فلسطین را در ادبیات نویسندگان عرب و... در این دوره می‌توان خواند، که چگونه این مردم را آواره، بدون خانه و کاشانه، و بی سرزمین و... کردند، آنچه بر مردم غزه و کرانه باختری رود اردن این روزها می‌رود تایید کننده همین روند تاریخی است که در طول 76 سال تشکیل اسراییل و پیش از آن رقم خورده است.

نمونه‌های روشن دیگری از این دست را در پرونده هسته‌ایی شدن همسایگان اسراییل می‌توان دید که اسراییلی‌ها برای داشتن دست برتر هسته‌ایی و بی رقیب در منطقه، از هیچ اقدامی، از جمله ترور دانشمندان، و بمباران زیرساخت‌های هسته‌ایی دیگران و... در بزنگاه‌های تاریخی، خودداری نکردند، حملات خطرناک و پر ریسک اسراییل به زیرساخت‌های هسته ایی عراق، سوریه و اکنون ایران، موید چنین رویکرد خطرناکی است، که تمام استانداردهای بین المللی را زیر پا نهاده، و به ساختارهای حساس هسته‌ای دیگران حمله می‌کنند، و بی توجه به خطر نشت مواد هسته ای که مردم ایران و محیط زیست آن را برای سال‌ها تهدید خواهد کرد، اما آنان برای حفظ برتری خود، رحمی به حال مردم ایران و محیط زیست آن ندارند.

ناگفته نماند برغم این که مردم خاورمیانه هیچ نقش برجسته‌ایی در روند زندگی خود ندارند و از حق تعیین سرنوشت و انتخاب آینده خود، همواره محروم بوده اند، اسراییلی‌ها برای خود در اسراییل یک سیستم دمکراسی کارا و رشک برانگیز تشکیل داده‌اند، که در تراز دمکراسی‌های برتر جهانی، و حتی بهتر از مدعیان دمکراسی جهان عمل کرده‌اند، که نمونه‌اش در منطقه ما و یا حتی جهان وجود ندارد،

ملت اسراییل از چنان آزادی و دمکراسی برخوردارند که در دوسال گذشته، نتانیاهو به عنوان نخست وزیر و همه کاره کشور، در حالی که سربازانش در جبهه های متعدد در حال جنگ بودند، و او آنان را فرماندهی میکرد، همزمان درگیر پرونده فساد خود در قوه قضائیه اسراییل بود، با تک تک خانواده‌های اسراییلی که اسیری نزد حماس داشتند، درگیر بود که هر روزه راهپیمایی و اعتراض داشتند، با اپوزیسیون قدرتمند سیاسی خود که مزاحم کارش بودند، درگیر بود، و البته به قول خودش با هفت جبهه (محور مقاومت) که حلقه‌ای از آتش به دور او تنیده بودند، در حال مقابله بود، و اما دمکراسی اسراییل و سازوکارهای آنرا تعطیل نکرد و...

بروز و کارایی این دمکراسی در این لحظات سخت جنگ، که بسیاری را به شرایط اضطراری سوق می‌دهد، خود یک موهبت بزرگ برای جامعه سیاسی، حزبی و مترقی اسراییل است که نصیب این مردم، در این زمانه شده است، و نشان می‌دهد اسراییلی‌ها در این امر بسیار پیشرو، و یک سر و گردن که چه عرض کنم، یک دنیا از ملت‌های دیگر خاورمیانه جلوترند.

نگاهی به کشورهای اطراف اسراییل، نشان از موقعیت اسراییل در این زمینه است، که در سعودی نظام پادشاهی قبیله‌ایی، در اردن نیز همچنین، سوریه نظام حاکمیت استبداد مخوف بعثی داشت، که اکنون رفته است و حاکمیت تروریست‌های اسلامگرا جایگزین آنان است، که اگرچه خوشبینی‌هایی هست، اما بازگشت آنان به تنظیمات کارخانه دور از انتظار نیست، در بین همسایگان اسراییل این تنها لبنان است که آبرویی از این لحاظ داشته و از سیستم دمکراسی کارا برخوردار است و...

اما برغم این که اسراییلی‌ها از نعمت‌های فراوانی برخوردارند، لیکن هرگز اجازه نداده‌اند که همسایگان‌شان از هیچکدام از این مواهب برخوردار باشند، آنان همه دنیا را در خدمت خود و اهداف شان می‌خواهند، تمکین نکنند، از هیچ عملی فروگذار نبوده و نیستند، در حالی که گفته می‌شود اسراییل 200 کلاهک بمب اتمی دارد، اما ایران، سوریه، عراق، مصر، سعودی و... حق داشتن فن آوری غنی سازی اورانیوم را هم نباید داشته باشند!

اینجا خاورمیانه است، سرزمینی آلوده و مخوف که، ملت‌ها، توسعه و پیشرفت، عدالت، قوانین بین المللی، ارزش‌ها، اخلاق سیاسی و... در برابر برتری اسراییل بر همسایگانش، قربانی می‌شود.

 پای سیاست که به میان می آید، از در دیگر تمام ارزش‌ها گریزان می‌شوند، سیاستمداران بیشرم‌ترین آدم‌های روی زمین هستند، که برای رسیدن به هدف، ارزشمندترین داشته های شخصی و... را قربانی می‌کنند، حتی به پدر و مادر خود هم رحم ندارند، چه رسد به دیگرانی که چشم به آدم بودن آنان دارند.

#نه_به_جنگ 

#نه_به_ویرانی     

#نه_به_آپارتاید   

#نه_به_زورگویی   

#نه_به_دیکتاتوری   

#نه_به_ویرانی_ایران

#دمکراسی

#حق_تعیین_سرنوشت 

#StopWarOnIran

#نه_به_کشتار

#نه_به_ترور

شکست بُغضی در گلو، صورت اشک آلود شد

خونِدل شیرازه از هم می‌دَرد، زین دردها

شب چه طولانی‌ست و دریا را نباشد ساحلی،

ساحل از چشمم بیرون شد، دریغ از ساحلی

فلسطینیان این روزها هزینه حماقت و کوته نظری (شاید هم خیانت) طراحان عملیات «توفان الاقصی» [1]، جنایت پیشه‌گی، سفاکی، بیرحمی و... صهیونیسم بین الملل، و پایان انسانیت، اخلاق و...، در جهان آدمیت را می‌پردازند.

از هفت اکتبر 2023 که جنایتِ حمامِ خونِ کشتاری بزرگ از بنی اسراییل، دامنِ بنی اسماعیل را آلود، فرزندان یعقوب بیش از 50 حمامِ خون، چون آن را، در غزه، کرانه باختری رود اردن، لبنان، یمن، سوریه رقم زده و می‌زنند، و کسی را جلودار این سفاکانِ عصرِ بی‌قانونی و بیرحمی مدرن نیست، و هنوز بر این کشتار و ویرانی پایانی دیده نمی‌شود، و به عکس آنان را به آخرین سلاح‌ها تجهیز می‌کنند تا مزد جنایت بگیرند و بر کشتار و جنایت خود، جری‌تر شوند، و هر حرکت پایان بخشی بر این غوغای زورگویانه، توسط امریکا و... وتو می‌شود، تا ثابت کند که مرغ امریکا در این موضوع یک پا بیشتر ندارد.

غرب و شرق بر جنایتِ این جنایت‌پیشگانِ نژادپرست صهیونیست، یکپارچه به نظاره نشسته‌اند، تا آفرینندگانِ هولوکاست غزه، صفحه به صفحه بر تاریخ جنایات ضدبشری، اوراق جدید بیرفزایند، و غرب برای این که موجودیت اسراییل، پایه در تفکر دیرین آنان در ادبیات جنگ‌های صلیبی با مسلمانان و پیش از آن دارد، و سیاستمداران آنان از دوره باستان تا کنون در پی اورشیلمِ از خود دانسته، سرباز صلیبی و نذورات فرستاده‌اند و...، و شرق و روسیه نیز از این جهت که، بسیاری از صهیونیست‌های گردآمده در اسراییلِ کنونی، از اتباع روسیه و کشورهای اقماری او هستند، بر این جنایت مشترکا سکوت کرده و رضایت داده‌اند،

اینجا دنیا، دنیای منافع است، و انسانیت و آدمیت در آن جایی ندارد، و همه، شعارهای انسانی، اخلاقی و قانونی خود را بر زمین نهاده، و نه از حقوق بشر یادشان می‌آید، و نه از آزادی و ارزش‌های انسانی.

در موضوع اسراییل غرب و شرق اینگونه به اشتراک منافع و تفاهم رسیده‌اند، و از این روست که حرکت درخوری برای پایانِ بر این قتلگاهِ انسانیت و روح بشریت از هیچکدام از آنان نمی‌بینیم، البته آش آنقدر شور شده است که گاه از سر شرم، فریادی بر سر جنایتکارترین دولت، و نخست وزیر در تاریخ 75 ساله اسراییل، یعنی نتانیاهو می‌کشند، اما چه سود، همه می‌دانند، این فریادها را گوشی برای شنیدن نه در اسراییل است و نه در امریکا، رسم جنایت پیشه‌گی در این سامان تازه سر از خاکستر دوران بر آورده و میخواهد تاریخ سازی کند.

اما همه‌ی آنان (در اروپا، امریکا، روسیه و چین) انگار خود را بدهکار این جنایت‌پیشه‌گانِ بیرحم و بی‌شفقت و نژادپرست می‌بینند و می‌دانند، و تو گویی همه در این جهانِ جنایت و کشتار، توافق کرده‌اند که بر سر این نازدانه تمدن مسیحیت (غرب و شرق)، نباید فریادی با فرکانس و دسی‌بل بالاتر از حد مجاز کشید،

و این جنایتکار افسارگسیخته، از چنان مصونیتی در جنایت و کشتار در نظام جهانی برخوردار است، که تمام قوانین و نُرم‌های جهانی را می‌تواند به مضحکه و تمسخر گرفته و...، و هرچه ظلمش افزون شود، نه خدایی در آسمان دیده می‌شود که دستی بر آورده، و از آنان که «بر جهانیان فضیلت شان داد»، داد ستاند، و نه انسانی در زمین می‌توان یافت، که دردِ انسانیت و آدمیت داشته، این جنایتکاران را جلودار باشد، و بر کردار خالی از آدمیت و انسانیت آنان پایان بخشد.

چرا که در امریکا «لابی قدرتمند یهود» دمار از روزگار کسانی که صدای‌شان را بر سر این جنایتکاران، از حدی افزون کنند، در خواهد آورد، و خداوند هم که حسابش در چنین جنایات گسترده‌ایی به صورت تاریخی روشن است، و او نیز نشان داده که همیشه به گاه طغیان جنایتکاران، فقط در کمینگاهِ [2] خود به کمین نشسته، انتظار و صبر راهبردی خود را دنبال می‌کند!

و این انسانیت، اخلاق، قانون و... است که در پای این لکه ننگ در تاریخ بشریت، قربانی می‌شود، و به درستی فرموده‌اند که «ز منجنیق فلک سنگ فتنه می‌بارد» و فتنه گری افسار گسیخته، به نام خدای موسی، «عیال الله» را بی حد و اندازه کشتار می‌کند.

 

Click to enlarge image Dar.png

گوسفندانی که به نظاره گیوتین بردن‌ها نشسته اند، خود در صف گیوتین شدن اند

[1] - در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حماس و چند گروه شبه‌نظامی فلسطینی دیگر، حملات مسلحانه هماهنگ‌شده‌ای را از نوار غزه به غلاف غزه در جنوب اسرائیل آغاز کردند که نخستین تهاجم به خاک اسرائیل از زمان جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل بود. حماس و دیگر گروه‌های فلسطینی، این حملات را عملیات طوفان الاقصی (یا سیل الاقصی؛ عربیعملیة طوفان الأقصی) نامیدند، در حالی که در اسرائیل به آن شنبه سیاه (یا کشتار تورات سیمچات) می‌گویند، و در سطح بین‌المللی با عنوان حمله ۷ اکتبر شناخته می‌شود این حملات آغازگر جنگ غزه بود.

[2] - آیه 14 سوره فجر «به درستی که خداوند تو به کمینگاه نشسته است» (إِن‌َّ رَبَّک‌َ لَبِالمِرصادِ‌) کلمه "مرصاد" ‌آن‌ مکانی‌ ‌است‌ ‌که‌ کسی‌ ‌در‌ انتظار چیزی‌ ‌باشد‌. ‌به‌ عبارت‌ دیگر: مرصاد ‌به‌ معنای‌ کمینگاه‌ می‌باشد. و معنی‌ کمینگاه‌ کمال‌ مراقبت‌ و دقت‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌به‌ حساب‌ شخصی‌،‌ یا شی‌ مورد نظر رسیدگی‌ شود. و یک‌ لحظه‌ ‌از‌ ‌آن‌ غفلت‌ نشود.

صفحه2 از5

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در نسل Z و فریاد برابری خواهی در ...
Blue bug ۹ اوت Kafkasbluebug گفتگوی تاریخی عجیبی میان «هیندوتوا» (Hindutva) و صهیونیسم وجود دارد که ...
- یک نظر اضافه کرد در «نام من فلسطین است و من زنده خ...
حقیقت اهمیت دارد ۱۹ اگوست @politicsusa46 تاریخ، فرانچسکا پائولا آلبانیز را به عنوان کسی به یاد خواهد...