اشتباهات محاسباتی، و حرف‌های نسنجیده ایی که برای ایران هزینه ساخت
  •  

25 خرداد 1404
Author :  

نیروی هوایی قدرتمند و بی رقیب اسراییل در منطقه خاورمیانه، در حال شخم زدن و ویرانی و نابودی داشته‌های پرقیمت مردم ایران است، [1] سوزش این درد را به کجا باید برد، کدام پناهگاه در نظام بین الملل، و یا توان داخلی می‌توان یافت، تا بدان تکیه کرد و...، و تنها باید گفت که «چون نیک نظر کرد پَرِ خویش در آن دید، گُفتا زِ کِه نالیم، از ماست که بر ماست» (ناصر خسرو قبادیانی).

اشتباه محاسباتی عده‌ای در این کشور، که شعارهای عوام فریبانه خود در تریبون‌های عمومی، و در مقابل طرفداران پرشورشان را، خود نیز باور کردند، و توهم قدرتی به آنان دست داد، و در بازوان خود توانی شگرف احساس کردند، که آنانرا بر آن داشت که توان نظامی یک کشور تحریم شده، از جنگ و ویرانی 8 ساله گذشته، که دهه‌ها محاصره اقتصادی، نظامی و...، توانش را فرسوده‌، و درگیر جنگ‌های پرشمارش کرده‌ را، در حد قدرت‌های بلامنازع بزرگ نظامی منطقه دیده، پنجه در پنجه اسراییل انداختند، 

کشوری که تمام قدرت‌های نظامی، اقتصادی و علمی جهان (غرب و شرق) پشت او صف کشیده‌اند، تا نگذارند بر تن این نازپرورده‌شان، خَشی اُفتد، چون خود را به قومِ یهود بدهکار می‌دیدند، و می‌بینند، و دنیا را نیز بدهکار یهود دیده و... و از این روست که دنیای قدرتمندان جهانی، از سال 1948 (بنیانگذاری اسراییل) تاکنون، نشان داده است که تصمیم قطعی دارد، تا یهود را بر سرزمین و مردم فلسطین، به هر قیمتی، و با هر هزینه‌ایی، حاکم و پایدار نماید، و تمام رسوایی این تصمیم خود را، و اشتباهات صهیونیست‌ها در این مسیر، و در این سرزمین را به جان خریده و...، و بنام کشورها، و ملت‌های خود فاکتور زده‌اند، و دامن تمدن غرب را به این لکه ننگ، که به سان پرونده سال‌ها برده برداری آنان از کشورها و ملت های دیگر و... است، به جان خریده‌اند؛

تا آنجا که در آخرین فقره از این دست، بعد از رسوایی جنایات دوساله اخیر اسراییل در غزه، که دنیا، مجامع بین المللی، و حتی مردم امریکا را هم تکان داد، آخرین رئیس جمهور امریکا، دونالد ترامپ، رسما خواست کار نیمه تمامِ نسل کشی اسراییل در غزه را تمام کند، و طرحی داد تا فلسطینیان بازمانده از جنایات و نسل کشی اسراییل در غزه را، در هرجای دنیا که میسر است، جای دهد، تا بلکه سرزمین اسراییل را یکدست در اختیار یهود قرار دهد، و این را نیز به پرونده همراهی امریکا با جنایت صهیونیست‌ها در طول تاریخ وجود این رژیم بیفزاید و...

همه اینها در جلوی چشم ما، جهانیان و مسئولین کشور رخ داد، اما نابخردی کرده، فرزانگی بر زمین نهاده، پنجه در پنجه خواست دنیای قدرتمندان جهانی انداختیم، و کاری کردیم که اکنون حتی اگر فلسطینیان که ایران این همه برای آنان هزینه پرداخته‌اند و... نیز بخواهند هم، نتوانند به دفاع از ما برخیزند، چه رسد به کشورها و ملت‌های دیگر دنیا، که منافع ملی خود را بر هر مفهوم حق و باطلی ترجیح می‌دهند!

رویارویی دیپلماتیک ایران و اسراییل در جلسه دیشب شورای امنیت سازمان ملل، که به دنبال درخواست نماینده ایران، جناب امیر ایروانی، بعد از تجاوز مستقیم اسراییل به خاک کشورمان، تشکیل شد را که مشاهده کنیم، خواهیم دید که نماینده اسراییل در این جلسه چقدر روی حرف‌ها، و اعمال نسنجیده‌ایی تکیه کرد، که از سوی مسئولین کشور ما زده شدند، و به عنوان توجیهی بر تجاوز اسراییل به کشورمان مورد سو استفاده قرار گرفت، و تجاوز آشکار نظامی خود را با استناد به آن گفتار و اعمال توجیه کرد [2] ، و به اعتراض به حق نماینده کشورمان، با استناد به همین حرف‌های تبلیغاتی پاسخ گفت.

از جمله به رسم دیگر مقامات اسراییل (و مظلوم نمایی‌های که صهیونیست‌ها در این امر متخصص جهانی هستند)، عکس تابلوی روزشمار نابودی اسراییل در تهران را بالا گرفت و به حاضرین در این جلسه نشان داد، که این سندی است که ایران برای نابودی ما برنامه‌ریزی طولانی دارد، و ما طبیعتا حق داریم که از این امر پیشگیری کنیم! و «حمله پیشگیرانه» را برای خود مجاز و مشروع دانست.

و البته بر این منطق اسراییلی، چگونه می‌توان خرده گرفت، در حالیکه که پیش از این، خود آنرا منطق و عملی مشروع و موجهه در نظام بین الملل تایید کرده‌ایم، همچنانکه رهبری انقلاب در دیدار با ولادیمیر پوتین، تجاوز آنان به اوکراین را با همین منطق توجیه‌پذیر دیده، و برای طرف روس خود، در این دیدار برشمردند [3]

امروز اسراییل با همین منطق، تجاوز خود به ایران و ایرانیان را توجیه می‌کند، و آنرا یک اقدام لازم پیشگیرانه تلقی، و دفاع مشروع اعلام و می‌نمایاند! منطقی که اگر در جهان شایع شود، و به یک روال و رویه تبدیل گردد، در نظام بین الملل سنگ روی سنگ باقی نخواهد ماند.

 24 خرداد 1404

#نه_به_جنگ 

#نه_به_ویرانی     

#نه_به_آپارتاید   

#نه_به_زورگویی   

#نه_به_دیکتاتوری   

#نه_به_ویرانی_ایران

#دمکراسی

#حق_تعیین_سرنوشت 

#StopWarOnIran

#نه_به_کشتار

#نه_به_ترور

[1] - بلایی که اسراییل سر داشته های سوریه، بعد از سقوط بشار اسد آورد، و هرچه از آن رژیم وابسته به روسیه، برای مردم مظلوم سوریه مانده بود را نابود کرد

[2] - دنی دانون (نماینده دائم رژیم صهیونیستی در سازمان ملل)  تجاوز این رژیم به ایران را پاسخی به سال‌ها اظهارات ضداسرائیلی مقام‌های کشور توصیف کرد و با نمایش تصویری از تابلوی «روزشمار نابودی اسرائیل» که جمهوری اسلامی در تهران و شهرهای دیگر نصب کرده،‌ گفت: «این تهدیدات تقریباً به‌طور روزانه مطرح شده‌اند. دیگر هرگز این تهدیدها را نادیده نخواهیم گرفت. اقدام اسرائیل برای جلوگیری از نابودی خود انجام شده است. این نه‌تنها لحظه‌ای تعیین‌کننده برای اسرائیل است، بلکه لحظه‌ای تعیین‌کننده برای نظم امنیتی جهانی و اعتبار نظام بین‌الملل به شمار می‌رود. نابودی برنامه هسته‌ای ایران، حذف طراحان ترور و تجاوز، و از کار انداختن توان رژیم برای اجرای وعده‌های علنی‌ خود برای نابودی کشور اسرائیل بود. نمی‌توانیم صبر کنیم تا ایران به توان اتمی برسند، هرگز اجازه نخواهیم داد در این موقعیت قرار بگیریم.»

[3] - آیت الله خامنه‌ای در دیدار 30 تیر 1401 خود با ولادیمیر پوتین، در خصوص حمله روسیه به اوکراین که از اسفند سال 1400 آغاز شده بود گفتند که: «جنگ یک مقوله خشن و سخت است و جمهوری اسلامی از این که مردم عادی دچار آن شوند، به هیچ‌وجه خرسند نمی‌شود. اما در قضیه اوکراین، چنان‌چه شما ابتکار عمل را به دست نمی‌گرفتید، طرف مقابل با ابتکار خود، موجب وقوع جنگ می‌شد.»

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات (6)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

روحانی: اشتباه تصمیم‌سازان این بود که حمله آمریکا و اسرائیل به کشور را غیرمحتمل می‌دانستند

دوستانی صاحب‌نظر بودند که می‌گفتند امکان ندارد که اسرائیل به ما حمله کند. بعد هم دلایلی می‌آوردند و می‌گفتند اگر اسرائیل به ما حمله کند می‌داند که ظرف چند روز منهدم و نابود می‌شود. آمریکا هم به ما حمله نخواهد کرد به دلیل اینکه اگر به ما حمله کند، می‌داند ظرف چند روز یا چند هفته بعد صد هزار آمریکایی در منطقه که در پایگاه‌های مختلف هستند از بین خواهند رفت و باید ده‌ها هزار جنازه حمل کند. بنابراین به ما حمله نمی‌کنند.

من می‌دانم آن عزیزان افراد قابل اعتمادی بودند و بر مبنای تفکر و محاسبه‌ای این تصمیم‌سازی‌ها را می‌کردند و به مسئولین بالاتر گزارش می‌دادند، ولی من هیچ‌وقت قانع نبودم از مطالب آن‌ها و همیشه تصریح می‌کردم به آن‌ها که حرف شما درست نیست و ما باید خودمان را تقویت کنیم و به این محاسبات غیردقیق نباید خوشبین باشیم و راحت و بدون دغدغه در کناری بنشینیم و بگوییم کشور ما کاملاً در امن و امان است و هیچ مشکلی برای ما پیش نخواهد آمد.

This comment was minimized by the moderator on the site

محسن سازگارا به یورونیوز: کشتی ایران مثل کشتی تایتانیک آرام‌آرام دارد غرق می‌شود
تهران
تاریخ انتشار ۰۹/۱۲/۲۰۲۵
محسن سازگارا، تحلیل‌گر سیاسی در گفت‌وگو با یورنیوز درباره سیاست جمهوری اسلامی ایران در تعامل با جهان غرب برای تداوم بخشیدن به بقای خودش گفت: «سیاست اصلی جمهوری اسلامی در قبال آمریکا و اروپای غربی، همین بلاتکلیفی و دفع‌الوقت کنونی است.»
او گفت که علی خامنه‌ای، رهبر ایران «مرد تصمیمات بزرگ نیست و این بلاتکلیفی، کشتی مملکت را مثل کشتی تایتانیک دارد غرق می‌کند.»

شبکه خبری «المانیتور» اخیرا به نقل از دیپلمات‌های اروپایی نوشت که اسرائیل در سال ۲۰۲۶ به احتمال زیاد حتی بدون چراغ سبز دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به ایران حمله خواهد کرد زیرا بیم آن می‌رود که تهران به‌رغم خسارات سنگین حملات ماه ژوئن آمریکا و اسرائیل مجددا مصر به پیگیری جاه‌طلبی‌های هسته‌ای و توسعه برنامه موشکی خود باشد.

یک رسانه اسرائیلی نیز خبر داد که نماینده ارشد ارتش اسرائیل در جریان جلسه غیرعلنی کمیته‌ امور خارجی و دفاعی پارلمان اسرائيل «کنست» به قانون‌گذاران هشدار داده است که ایران با گذشت شش ماه از جنگ ۱۲ روزه، تولید گسترده موشک‌های بالستیک خود را از سر گرفته است. این مقام ارتش اسرائیل تاکید کرد که اقدامات ایران برای بازسازی توان موشکی با سرعت بالایی در حال انجام است.

در داخل ایران نیز انتظار روشن‌شدن دوباره آتش جنگ، در بین مردم عادی، نخبگان و حتی مقامات حکومتی، آشکارا احساس می‌شود. در اواسط شهریور ماه سال جاری نیز علی خامنه‌ای وضعیت کنونی کشور را «نه جنگ، نه صلح» توصیف کرد و گفت: «روحیه کار و تلاش را غلبه بدهیم بر حالت نه جنگ، نه صلح که دشمن می‌خواهد بر ما تحمیل کند. یعنی یکی از ضررها و خطرهای کشور همین حالت نه جنگ، نه صلح است.»

از سوی دیگر، برخی از تحلیلگران سیاسی و اقتصادی در ایران هشدار داده‌اند که در صورت تداوم فشارهای اقتصادی فعلی بر مردم ایران، احتمال تکرار اعتراضاتی نظیر آنچه که در آبان ۹۸ رخ داد، قابل توجه است.

احتمال سقوط جمهوری اسلامی از طریق جنگ و یا به علت کاهش چشمگیر مشروعیت و کارآمدی این نظام، که اولی محصول عملکرد تهران و دومی تا حد زیادی محصول فشارهای جهان غرب است، تلویحا و تصریحا در سخنان نخبگان و مردم عادی ایران و البته تحلیلگران خارجی مکررا به گوش می‌رسد.

در ایران تقریبا همه بر این رأی‌اند که وضع موجود باید تغییر کند اما درباره چگونگی تغییر وضع موجود، موافقان و مخالفان حکومت اختلاف نظر اساسی دارند. اما از آنجا که ستیزۀ جمهوری اسلامی با غرب یکی از علل اساسی وضع موجود ایران است، نحوۀ تعامل با جهان غرب مسئله‌ای مهم در سیاست خارجی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

اینکه جمهوری اسلامی ایران برای عبور از فشارهای اقتصادی و از بین بردن خطر حملۀ مجدد اسرائیل، و در مجموع برای افزایش کارآمدی و شانس بقای خودش، چه سیاستی را در مواجهه با جهان غرب در پیش می‌گیرد، سؤالی است که یورونیوز در گفت‌وگو با محسن سازگارا، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران، مطرح کرده است.

آقای سازگارا در پاسخ به این سؤال به یورونیوز گفت: «در واقع پاسخ این سؤال را باید آقای خامنه‌ای بدهد؛ برای اینکه نظام جمهوری اسلامی، اسم واقعی‌اش نظام ولایت فقیه است و همه چیز در این نظام به یک نفر به نام ولی فقیه ختم می‌شود؛ و آقای خامنه‌ای، ولی فقیه دوم، کسی است که در تمام جزئیات هم دخالت کرده و همه چیز به او ختم می‌شود؛ بنابراین مفهوما و مصداقا جان و ستون و روح و نگهدارنده و همه‌ چیز نظام جمهوری اسلامی، شخص آقای خامنه‌ای است. فردی مثل من حداکثر به عنوان ناظر بیرونی می‌تواند بگوید چه اتفاقی دارد می‌افتد یا ممکن است بیفتد. چند نکته را دربارۀ آقای خامنه‌ای می‌توان گفت: نکتۀ اولاینکه، ۳۷ سال رهبری خامنه‌ای نشان داده است که او مرد تصمیمات بزرگ نیست. نمی‌تواند تصمیمات مهم بگیرد و اگر هم بگیرد، به هیچ وجه حاضر نیست تبعات آن را بپذیرد. شجاعت پذیرش نتایج تصمیمات خودش را ندارد و آن‌ها را گردن این و آن می‌اندازد و پشت این و آن پنهان می‌شود؛ در حالی که همۀ سرنخ‌ها به او ختم می‌شود. بنابراین الان که کشور به جایی رسیده که احتیاج به تصمیمات بزرگ دارد، خامنه‌ای مردد است و نمی‌تواند مثلا مثل انور سادات در مصر تصمیم بگیرد؛ که یک‌شبه فرمان سیاست خارجی کشورش را چرخاند؛ و یا رهبران ویتنام و جاهای دیگر. بنابراین از خامنه‌ای نمی‌توان انتظار تصمیمات اساسی داشت.»

جمهوری اسلامی تبدیل شده به کنسرسیوم باندهای مافیایی
آقای سازگارا افزود: «نکته دوم این است که گل بود به سبزه نیز آراسته شد! این آدم مردد، متزلزل و به نوعی ترسو در مدیریت، که وحشت دارد از پذیرش تبعات تصمیماتش، کشور را به شیوه‌ای اداره کرده که نظام جمهوری اسلامی با ولی فقیه در رأس خودش، تبدیل به یک کنسرسیوم باندهای مافیایی شده و در واقع یک کلپتوکراسی (حکومت دزدسالار) است. این باندهای مافیایی هم منافع متضادی دارند و منفعت بخش بزرگی از آن‌ها در حفظ همین وضعیت موجود است. بنابراین این باندها هم به خامنه‌ای فشار می‌آورند و نمی‌گذارند او تصمیم بگیرد.»

او در ادامه گفت: «خامنه‌ای کشور را با ابلاغ سیاست «نگاه به شرق»، هر چه بیشتر برده به دامن روسیه و چین. بخصوص روسیه. و دست روس‌ها در ادارۀ کشور ایران باز است. روس‌ها در بیت رهبری، در دستگاه اطلاعاتی، در سپاه، در پروژه‌های مملکت، دست‌های پیدا و پنهانی دارند. این نفوذ اجازه نمی‌دهد خامنه‌ای تصمیمی اساسی برای عبور از وضع موجود بگیرد؛ چراکه سیاست روس‌ها در مورد جمهوری اسلامی این است که در همین وضع نگهش دارند. یعنی همواره از غرب فاصله‌ای داشته باشد تا رابطۀ ایران با اروپای غربی و آمریکا هیچ وقت عادی نشود و از طرف دیگر کار به «جنگ بزرگ» هم نکشد؛ زیرا اگر ایران به سبک عراق و افغانستان دچار جنگ شود، فاتحین می‌توانند ایران را تسخیر کنند و برای حکومت بعدی ایران تعیین تکلیف کنند. روس‌ها می‌خواهند جمهوری اسلامی موجود ضعیف و علیلی باشد که به شیشۀ این و آن در منطقه سنگ هم می‌زند ولی نهایتا کارتی باشد که با آن بتوانند با اسرائیل و کشورهای عربی و اروپای غربی و آمریکا معامله کنند. بنابراین نکتۀ سوم در واقع مسئلۀ حضور روس‌ها در لابه‌لای تصمیم‌گیری‌های نظام جمهوری اسلامی است و نیز وابستگی‌ای که شخص آقای خامنه‌ای و نظام او به سیاست روسیه پیدا کرده.»

سیاست دفع‌الوقت ممکن است شیرازۀ کشور را از هم بپاشاند
به گفته وی: «اگر موارد فوق را کنار هم بگذاریم، به نظر می‌رسد از آنجا که آقای خامنه‌ای نمی‌تواند تصمیم بگیرد و ضمنا در لابیرنت توطئه و قدرت و ثروت اسیر است، سیاست اصلی جمهوری اسلامی در قبال آمریکا و اروپای غربی، همین بلاتکلیفی و دفع‌الوقت کنونی است. کج دار و مریز دارد پیش می‌رود و تصورش این است که بالاخره دورۀ ترامپ هم تمام می‌شود و تاریخ ورق خواهد خورد. اگرچه این تصور ممکن است اشتباه از آب درآید و در میانۀ راه، حادثه‌ای مثل جنگ ۱۲روزه اتفاق بیفتد. اگرچه جمهوری اسلامی محتاط است که دیگر اقدامی مثل عملیات ۷ اکتبر رخ ندهد؛ چون جمهوری اسلامی آتش آن عملیات را روشن کرد و اسرائیل را از «جنگ در سایه» آورد به «جنگ در آفتاب» و در آن جنگ۱۲روزه شکست اطلاعاتی و نظامی خورد. تبعات این شکست هم تازه دارد خودش را در ابعاد مختلف نشان می‌دهد.

بنابراین جمهوری اسلامی از این به بعد سعی می‌کند جنگ با اسرائیل را برگرداند به همان وضعیت جنگ در سایه، و کار را به همین نحو تا آخر دورۀ ترامپ پیش ببرد تا بعد از آن، کاری مثل برجام انجام دهند تا قدری پای آمریکا را از روی گلوی اقتصاد ایران بردارند. چیزی در همین حدود.

ما از این حکومت و شخص آقای خامنه‌ای، چیز دیگری نمی‌بینیم که بتوان بر اساس آن قضاوت کرد که می‌خواهند یک کار اساسی انجام دهند و مشکلات کشور را حل کنند. در هر صورت این وضعیت بلاتکلیفی، یعنی نه جنگ نه صلح، نه رفع تحریم، نه درمان اقتصاد ایران و روزمرگی در ادارۀ کشور، فاجعه خلق کرده و کشتی مملکت را مثل کشتی تایتانیک آرام‌آرام دارد غرق می‌کند.

ایران نمی‌تواند با این سیاست دفع‌الوقت و بدون تصمیم اساسی حرکت‌کردن، ادامه دهد. به جایی رسیده‌ایم که بهای این بی‌تصمیمی‌ها، احتمالا با چرخش‌های بزرگ سیاسی پرداخت خواهد شد و این چرخش‌های بزرگ از دل مردم درمی‌آید؛ و اتفاقاتی خواهد افتاد که اساسا ممکن است شیرازۀ کشور را از هم بپاشاند.»

This comment was minimized by the moderator on the site

وقتی از جمال عبدالناصر سؤال کردند چرا به جنگ با اسرائیل ادامه ندادی گفت، بی خود خودتان را گول نزنید برای شکست اسرائیل اول باید آمریکا را شکست داد، آیا قدرت آن را دارید؟ بی خود سعی نکنید که در اثر جنگ بی حاصل، مردم کشورم زیر تحریم، گرانی و فقرکمر خم کنند...

This comment was minimized by the moderator on the site

ناو  هواپیمابر آمریکاتاثیر درجنگ  عراق 26-117
مصیبت فاو
برای ارتشیان که آکادمیک دیده بودند دستی درمطالعات وطرح وعملیات واطلاعات داشتند، تعجب انگیز بود که این چه گونه مدیریت جنگی  است که پس از شهادت سرلشگر فلاحی درجبهه ها مستقر گردیده که
ستاد ارتش هیچ کاره حتی سرهنگ سهرابی رییس ستاد ارتش  جرات نداشت برود بگوید عملیات بدر قتلگاه است
فرمانده جنگ رفسنجانی ازخودمسیولیت رادور کردپس پرده چه بودایااوهم چنین جراتی نداشت؟
درسال هفتم و هشتم جنگ باان همه بحران،این چه تفکری بودوباچه براوردی بودکه میخواستند افسران ارشد باتجربه را ازارتش حذف وبیرون کنند که اگر دراین کارخطرناک موفق میشدند عراق تاکرمانشاه واهواز پیش می آمد باسروان وستوان دوره عالی رسته ای ندیده چطور میخواستند این ریسک خطرناک  پرابهام و مخرب وویران کننده  رااجراکنند
درست دران اوج جنگ که مردم زیربمب وموشک دست وپا میزدند،
درعقبه جنگ تندروان که جرات حضوردرجبهه رانداشتند به بهانه حجاب اجباری، زن و فرزندان مردم را بخاطر یک دستمال سروچهارتارموی یاپوشیدن شلوارلی کتک می‌زددند و باگارد موکت بری بزنان ودختران حمله ازناحیه پا وران مجروح میکردند
طبیعیست هنگامیکه آن تعداد افسر لایق رابدون بررسی درسال 57 تیرباران کردندو16000نفرمتخصص راظرف کمتراز یکسال پاکسازی ، نتیجه این شد
میگویند سال اول جنگ ارتش نتوانست جلو پیشروی ارتش عراق را بگیرد درحالیکه طرح درست ارتش موجب شدمادرسال اول 200نفر اسیر بدهیم سال آخرجنگ 21000نفرپس معلوم است ارتش با همان زخمی که درسال57و58 بآوزده بودند،بازباقیمانده آن ارتش، طبق مکانیزم جنگ را طبق ذات خود مدیریت کرد که فقط 200نفراسیرشدندودرمقابل، درعرض شش روز مانع پیشروی عراق شده ومتوقفش کردیعنی ناکام نمودهدف عراق اهواز وابادان بوداین آمار بیش از21000نفرفقط مربوط به آخر جنگ است که مدیریت باارتش نبودسکان دردست روحانیون بودوسپاه مجری وطراح جنگ  وحدت نبود موازی کاری واختلاف پشت نیروهارا شکسته بود تجهیزات نبود هواپیما نبودنیروهوایی 65هواپیما داشت
ازچه کس باید پرسید که  چرابصورت مبهم جبهه را بشمال کشاندند واین فاجعه دودش بچشم میهن رفت وشعله ازاین عمل مبهم بلند شد
ازکی بایدپرسید که دربدترین شرایط جنگ طبق چه محاسبه ای در25فروردین 67باقایق تندرومین درمسیر ناو سامویل بی رابرتز آمریکا قرارداد وامریکاراکه بناوهایش حساس بود برای بار دوم توسط ایرانیها تحریک شد وبااولتیماتوم امریکابود،که عراق ازفرصت سود جست وبفاو حمله کرد آیا این عمل که سبب شد همزمان دچار تنش سیاسی شده وپس ازان عراق فاورا بگیردوامریکا روز بعددردریا بما حمله وسیع کندوازان پس دورتکهای ما به دورشکستها تبدیل شود مشکوک نیست

طبیعیست که مدیریت وقتی چنین باشد ناتوان ترین دشمن بکشور ضربه میزند

گرچه هرکس درگوشه ای قلمی بدست گرفته وارتش را نشانه اما جنگ حساب کتاب دارد درکشور ما حساب وکتاب ازدست رفته بود هرکس ساز خودرا میزد تقصیر کسی نبود برنامه نبود 8سال جنگ شبانه روزی تجهیزاتی برای کشور نمانده بود نفر باگوشت وپوست واستخوان باید بجنگ توپ وتانک وشیمیایی برود
غذای کالری دارهم نخورد

امار هست که محصلین درجبهه شهیدشدند از آنها  که داستان حسین فهمیده وکتاب (دا)رابصورت رمان بزرگ کردند، کودکان رابه جبهه کشاندند به فرماندهان میدانی ربط ندارد چون جنگ عقیدتی بوددرجنگ عقیدتی هدف وسیله را توجیه میکند معیار واستاندارد وکلاسیک دراین جنگ مطرح نیست کسی هم پاسخگو نیست
ادامه دارد
محمدهادی پریازانی بازنشسته ارتش بازمانده و ایثار گر جمگ

This comment was minimized by the moderator on the site

ورود به پروژه هسته‌ای مخارج قابل توجهی بر ما تحمیل کرده است که با پول آن می‌شد لوکومتیو توسعه کشور را به حرکت در آورد

سعید حجاریان، تئوریسین اصلاح طلب:

به گمان من آنچه در جنگ اخیر برجسته شد میهن‌پرستی بود نه ملی‌گرایی. یعنی ما با «همبستگیِ میهن‌پرستانه» مواجه بودیم.

ملت-دولت یک پازل بزرگ است که در آن به‌واسطه نقش محوری دولت، هر موجودیتی باید سر جای خود قرار بگیرد و چنانچه این پازل به‌درستی چیده نشود، می‌تواند یک سرزمین را به خطر بیندازد. پس، دولت وظیفه دارد در میان‌مدت با احصاء این شکاف‌ها، درصدد پر کردن‌شان برآید و آشتی ملیِ پایدار برقرار کند و در یک کلام دل مردم را به‌دست بیاورد.

اگر دولت از روی ترس خارجی به گشایش فضا روی بیاورد، به محض آن‌که خیال‌اش از خارج آسوده شد همه روزنه‌ها و درزها را خواهد بست. تا زمانی‌که جامعه مدنی قدرت نگیرد، و احزاب و رسانه‌ها قوی نشوند، میانه‌ای به‌وجود نخواهد آمد و اقدامات گشایش‌بخش رنگ‌وبوی رانتی و مافیایی می‌گیرند.

کار ضدجاسوسی تخصصی است و هنوز برای من روشن نیست چرا آن را میان دو نهاد اطلاعاتی تقسیم کرده‌اند.

درباره افغانستانی‌ها من گمان دارم همان‌طور که ممکن است چند نفر افغانستانی به‌دلیل فقر و فاقه در دام سرویس‌های اطلاعاتی افتاده باشند، شاید به همان اندازه اتباع ایران نیز در همین تله‌ها هم گرفتار شده باشند. وقتی کشوری به‌لحاظ اقتصادی قوی نباشد، درآمد پایین و تورم بالا باشد، انواع واکنش‌ها پدید می‌آید؛ اعم از تن‌فروشی، عضوفروشی، موادفروشی، تکدی‌گری و جاسوسی. در زمان دولت قبل، دروازه‌های شرقی کشور بیهوده باز شد و حجم انبوهی مهاجر بدون ضابطه مشخص به ایران آمدند.

ملت ایران نه تروریست هستند نه آدم‌کش. دلیلی ندارد با اعلام و تصریح حاکمیت یا منتسبان به آن برای کشور و مردم این سرزمین دردسر درست کنیم. زمانی آیت‌الله خامنه‌ای در زمینه سیاست داخلی گفت نگذارید جای ظالم و مظلوم عوض شود. حالا اسرائیل و پروپاگاندای رسانه‌ای‌اش دارد کاری می‌کند که جای نجیب (یعنی ایران) و نانجیب (یعنی اسرائیل) عوض شود؛ لذا باید به آتش به اختیارها گفت نگذارید جای نجیب و نانجیب عوض شود. شما همین الان هم توجه کنید نتانیاهو علاوه بر رتوریک‌های مربوط به تهدید وجودی، می‌گوید مردم غزه ظالم هستند و اسرائیلی‌ها مظلوم! وقتی آن‌ها غزه را با این حجم از تلفات و خسارت، ظالم معرفی می‌کنند حتماً می‌توانند ایران را نانجیب و بزرگ‌ترین تهدید وجودی جلوه دهند.

الان، به‌راحتی به افراد برچسب نفوذی می‌زنند و این کار خطرناکی است. واقعیت این است که نفوذی به‌وقت‌اش ساکت است، و به‌وقت‌اش حرف خود را می‌زند. یعنی باید عمق میدان را دقیق دید و غرق در لحظه نشد.

خیلی از امکانات و دستاوردها اکنون از بین رفته‌اند. مشخصاً زمانی ما «محور مقاومت» درست کرده بودیم و الان بیم آن می‌رود دشمن دور ما «محور شرارت» درست کند!

ورود به پروژه هسته‌ای و ماندن در آن خرج زیادی برای کشورها دارد و تاکنون مخارج قابل‌توجهی بر ما تحمیل شده است که با پول آن می‌شد لوکومتیو توسعه را کاملاً به حرکت درآورد. اما آنچه فعلاً دست ما را گرفته است ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم است که از ترس جاسوس‌ها و… باید آن را پنهان نگه داریم. این راه از ابتدای‌اش پرخطر بود و روس‌ها به ایران تذکر دادند وارد این وادی نشوید اما توجهی نشد.

حالا بیایید فرض کنیم از همان ابتدا ما رفته بودیم سراغ بمب؛ مگر کره شمالی که بمب دارد، شعار محو کشوری را سر می‌دهد؟ گاهی آزمایشی می‌کند و باقی اوقات ساکت است. ولی به‌لحاظ توسعه کاملاً عقب‌مانده است. از آن گذشته، همان که کره شمالی را مجهز به این سلاح کرد، یعنی چین، افسار آن را به دست دارد و دشوار است کره شمالی بی‌اجازه چین به همسایه جنوبی‌اش یا ژاپن حمله کند.

This comment was minimized by the moderator on the site

سخنان سردار عزیز جعفری فرمانده سابق سپاه در آبان 1403 نشان می‌دهد نه تنها دستگاه دیپلماسی که بخشی از دستگاه نظامی ما دچار توهم و خوش‌بینی و خطای محاسباتی شد.

سرلشگر جعفری (فرمانده سابق سپاه):
«یه چیزایی بعضیا می‌گن آدمم خیلی تعجب می‌کنه!!، اسرائیل چه غلطی درباره ایران می‌تونه بکنه!
می‌گن اسرائیل کار حزب‌الله رو که تموم کرد میاد سراغ ایران! آخه این چه حرفیه!
لبنان و دمشق پدافند ندارند، اسرائیل کاری که اونجا کرد اینجا هرگز نمی‌تونه، اصلا توانشو نداره! متاسفانه بعضیا این تحلیلات رو می‌گن و رو مردم اثر منفی می‌ذارن»

وقتی سردار سلامی در انتهای شب به آقای جبلی (صداوسیما) گفته است. اسرائیل امشب به ما حمله خواهد کرد، بسیاری افراد بهت زده این سوال را مطرح کردند که خوب چرا اینها کاری نکردند؟

بخش مهمی از پاسخ در همین نگاه و تحلیل امثال سردار جعفری است

بخش دیگر پاسخ را باید در عدم تمرکز یک نهاد نظامی روی کار نظامی جستجو کرد.
به هرحال وقتی یک نهاد نظامی توان خود را با تعریفی موسع از پاسداری انقلاب می‌گذارد روی سیاست، انتخابات، رسانه، حجاب، اقتصاد، سینما، قرارگاه کنترل قیمت مرغ! و.. به کار اصلی‌اش لطمه بزند

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در ایران چگونه و توسط چه کسانی بس...
️ «وقتی لجاجت هزینه‌ساز میشود؛ فرصت مذاکره با ترامپ برای همیشه از دست رفت» «دیگر مذاکرات با ایران پ...
- یک نظر اضافه کرد در با این دست فرمان آمریکای ترامپ...
دونالد ترامپ یادداشت ریاستی‌ای را امضا کرد که بر اساس آن، آمریکا موظف می‌شود از ۶۶ سازمان بین‌المللی...