ایران گروگان انتخابات امریکا

27 مهر 1399
Author :  
نبرد انتخابات داخلی امریکا و تاثیر پذیری ما

در این دنیای تو در تو و به هم پیوسته، که ملت ها و دولت ها رگ به رگ و مویرگ به مویرگ، به هم پیوسته، و از همدیگر تاثیر مثبت و منفی می گیرند، ما طوری سخن از استقلال (انفکاک از دنیا) و تک روی در میان کشور های اطراف خود می کنیم که انگار در این جهان، تافته جدا بافته ایم، تقریبا با تمام همسایگان خود کم و یا بیش دچار مسایل و انباشت مشکل شده ایم، در ساختارهای منطقه ایی (همچون مجمع کشورهای عضو گروه شانگهای و...)، جایگاه شایسته و در خور ایران نداریم، با قدرت های درجه اول و دوم و سوم جهانی نیز شرایط روابط مان مناسب نیست، و این تنها معاهده های جهانی مثل برجام است که باعث شده، تا آنان کامل در کنار آقای ترامپ در کوران فشار حداکثری قرار نگیرند و حداقل کلامی هم که شده، گاهی با ما همنوایی کنند و...

در چنین شرایطی وقتی رییس جمهور! از راهبرد امام دوم شیعیان، و اینکه چگونه ایشان در تمکین به خواست مردمش به روش صلح دست یازیده، سخن می کند، [1] یک عده که تا پیش از این او را به سرنوشت خفه شدن در استخر فرح تهدید کرده بودند، اینک به اعدامش توصیه کرده و هر گونه حمله و توهینی را متوجه ایشان می کنند، [2] حال آنکه حمله کنندگان انگار خود را به بی اطلاعی می زنند که در اثر سیاست گذاری ها و حرکت کشور، و البته سیاست و حرکت رقیب، امروز دیگر سخن گفتن از تحریم، خطاست، بلکه کشور و این مردم مظلوم در "محاصره فلج کننده اقتصادی" گرفتار آمده اند، و شرایط کشور بسیار ناگوار است، پس چرا در چنین شرایطی حتی سخن از صلح هم بهایی سنگین از سوی جنگ طلبان و استمرار جویان داخلی در پی دارد، در حالی که اینجا همه چشم به انتخابات آتی امریکا دوخته اند، که مردم امریکا به کدام یک از نامزدهای دوگانه خود رای خواهند داد.

اما سوالی که وجود دارد این که آمدن کدامیک از آندو به کاخ سفید به نفع ایران است، آیا ترامپِ اهل معامله، که امریکا را در 4 سال گذشته ی ریاست جمهوری اش، با هر حیلتی که بود از جنگ با ایران و... باز داشت، بهتر است، یا بایدن که اگر بیاید ممکن است به برجام باز گردد؟ اما کارشناسان بر این عقیده اند که بین آمدن ترامپ و بایدن، تنها 10 و در خوشبینانه ترین حالت، تا 15 درصد برای ایران تفاوت وجود دارد، چرا که برای رفتن به میز مذاکره با امریکایی ها و معامله و بده و بستان، ایران چیزهای زیادی برای تبادل ندارد، و بسیاری از آنچه داشت، در مقایسه با اول ریاست جمهوری ترامپ، که متقاضی مذاکره بی قید و شرط با ایران بود، از دست رفت، و به نوعی فرصت سوزی شد، و برگ های زیادی را از انتفاع خارج کرد.

فراری بودن از مذاکرات مستمر و مفید، و فرصت سوزی های طولانی، و به قولی سیاست نه جنگ و نه مذاکره، در مقطع فعلی، و از تسخیر فاجعه بار سفارت امریکا در تهران، قطع طولانی خسارت بار روابط با امریکا و عدم عادی سازی روابط با آنان، و عدم مذاکرات مستمر و موثر طی بیش از چهار دهه، و تابو سازی از روابط عادی و عرفی با این کشورِ بسیار موثر جهانی، کارت های بسیاری را از ایران بی اثر کرد، و حال امروز در فردای انتخابات امریکا، تنها راه موفقیت مذاکرات ما با پیروز این انتخابات، و بن بست شکنی، تغییر سیاست ایران خواهد بود، حال آنکه در طول بیش از سه سال گذشته، و در کل در طول دوره 40 ساله انقلاب، برگ های دیگری داشتیم که می توانستیم با آن بازی کنیم، و نکردیم، و یا کردیم و اراده جدی برای حل این معضل روابط خارجی ایران وجود نداشت، و حال امروز باید تن به خیلی از مسایل داد.   

نُرم شکنیِ عرف جاریِ بده و بستان های مستمر بین المللی، شنای خلاف جهت رودخانه و... و از این دست خاص بودن ها، انگار خسارت پایان ناپذیر خود را همچنان به ما تحمیل می کند.

با توجه به شاخص های واقعی و خالی از خود بزرگ بینی و یا کم بینی حضور ایران در عرضه های مختلف بین الملل، و با توجه به اینکه این روزها در بود و یا نبود ما، امور روند خود را طی می کند، و مثلا مذاکرات صلح اعراب و اسراییل که از جمله موثرترین شاخصه جهت گیری های ما در سیاست خارجی است، و این که کار رقبای ما پیش می رود و...، در جنگ قره باغ رقبای منطقه ایی بدون نظر داشت ما، کار خود را می کنند و... آیا این شک برانگیز نیست که ترامپ که در زمان او امریکا یک تنه خود یک کشور و بقیه دنیا کشوری دیگر شده اند، در هر فرصتی در مبارزات انتخاباتی خود یک یادی هم از ایران می کند؟!! چه تناسبی بین قدرت و جایگاه ایران و امریکاست که اینقدر به یاد ما افتاده اند؟!! آیا ترامپ می خواهد ما را دست بیندازد،؟! یا این که می خواهد زمینه های تبلیغاتی را ایجاد کند که ایران تضعیف شده را، به طعمه ی بازی همیاران منطقه ایی اش تبدیل نماید؟!! تا هر بازی تحقیر آمیزی را بر سر ایران بیاورند؟! باید فکر کرد؛ شرایط بسیار حساس و شکننده است، نیاز به همفکری تمام ایراندوستان دارد، که باید فارغ از خواست ها و جهت گیری های سیاسی و داخلی خود (ایرانیان)، این کلاف سردرگم را شناخت، و تصمیمی ملی گرفت، نه تصمیمی جناحی و از روی منافع حقیر جناح های سیاسی موجود در عرصه حاکمیت کشور. 

[1] -  رییس جمهور در جلسه هیات دولت گفتند : "امام حسن (ع) امام صلح و پیوند بود، ایشان امامی بود که با ایجاد وحدت برای حفظ اساس اسلام، گام برداشت. وقتی برخی از اصحاب امام حسن (ع) آمدند با زبان معترضانه که چرا صلح کردید، چرا پیمان را امضا کردید، حضرت فرمودند، جامعه اسلامی که فقط شما ۱۰ نفر نیستید، شما ۲۰ نفری که این جا نزد من آمدید که فقط دنیای اسلام نیستید. من در مسجد رفتم برای مردم سخنرانی کردم و دیدم اکثریت قاطع جامعه صلح می‌خواهند و وقتی که مردم این را می‌خواهند، صلح را انتخاب می‌کنم. این راه امام مجتبی(ع) است. امام مجتبی به ما می‌آموزد که مرد جنگ باشیم به روز جنگ و مرد صلح باشیم به روز صلح. اگر در روز صلح، جنگیدیم و در روز جنگ، صلح کردیم، هر دو خطا و اشتباه است. به‌موقع باید بایستیم و بجنگیم و به‌موقع باید صلح کنیم"

[2] - رییس کمیسیون سیاست خارجی مجلس آقای مجتبی ذوالنوری در توئیتر نوشت : "جناب روحانی اگر برای توجیه مذاکره با دشمن، علت صلح امام حسن با معاویه را خواست اکثر مردم از امام ذکر میکنید! امروز اکثریت قاطع ملت ایران به کمتر از عزل و مجازات شما راضی نمی شوند؛ با منطق شما، رهبر انقلاب باید دستور دهند هزار بار شما را اعدام کنند تا دل مردم عزیز راضی شود. 16 اکتبر 2020" ، امام جمعه مشهد، آقای علم الهدی نیز  حمله خود را متوجه رییس جمهور کرده و گفته است که صلح امام حسن با معاویه نتیجه خواست اکثریت مردم نبود، بلکه خواص و آدم‌های سازگار با دشمن به امام دوم شیعیان خیانت کردند. روزنامه رسالت وابسته به موتلفه نیز در ۲۴ مهرماه، خطاب به روحانی نوشت که رئيس ‌جمهور نه سیاست می‌داند و نه دین می‌فهمد. حال انکه پیش از این آقای خامنه ایی نیز به این صلح در اردیبهشت ماه 1399اشاره داشته و در توئیتر خود نوشتند : "من معتقدم امام حسن مجتبى شجاع‌ترین چهره‌ى تاریخ اسلام است. او حاضر شد خود را و نام خود را در میان دوستان نزدیکش، فداى مصلحت واقعى کند و تن به صلح دهد براى اینکه دیدبانى اسلام و حفاظت از قرآن و هدایت نسلهاى آینده‌ى تاریخ را در موقع خود انجام دهد."

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (40)

This comment was minimized by the moderator on the site

شاخ به شاخ با كدخدا!
سجادبهزادي
ارديبهشت ۱۳۹۲ بود كه روحانی در جمع دانشجویان دانشگاه شریف گفت" آمریکا کدخدا است با آمریکا ببندیم راحت‌تریم". روحاني مصصم بود كه بدون واسطه با كدخدا صحبت كند؛ زيرا كه در اين سالها هر كجا كه كدخدا راضي نبود ديگر قدرت ها وكشورهاي جهان نيز براي ما كاري نكردند.
نمونه بارز آن راه اندازي کانال مالی برای پشتیبانی تجارت با ایران موسوم به «اینستکس" بود كه توسط انگلستان، فرانسه و آلمان بعنوان سه کشور قدرتمند اروپايي راه اندازي شد؛اما چون كدخدا راضي نبود پس از چند سال تقريبا اين كانال هيچ دستاوردي براي ايران نداشت.
رئيس جمهور در همان اردي بهشت ۱۳۹۲ مذاكره مستقيم با كدخدا را به اين دليل مهم تر مي دانست كه از نگاه وي "بسیاری از اروپایی ها آقا اجازه می خواهند اما آمریکایی ها به قول معروف کدخدا هستند پس اگر با کدخدا ببندیم راحت تر هستیم تا اینکه به سراغ یک مقام پایین تر برویم."
وقتي به قول رئيس جمهور "با كدخدا نمي بندي" ظلم بر شما مضاعف مي شود و ديگران هم كاري برايت نمي كنند.مصداق بارز ديگر آن فروش بنزين ايران توسط آمريكاست.آمریکا ده‌ها میلیون دلار بنزین ایران را فروخت و سخنگوی وزارت دادگستری ایالات متحده اعلام کرد "فروش بیش از یک میلیون بشکه سوخت مصادره‌ای ایران به پایان رسیده و عواید آن به بنیاد قربانیان تروریسم در آمریکا خواهد رسید و یک نفتکش دیگر که هفته گذشته توقیف‌ شده و حامل نفت ایران است نيز در راه رسیدن به بنادر آمریکاست."
ما به خاطر توافق "برجام" ديگر تحت تحريم هاي سازمان ملل قرار نداريم اما چون كدخدا ازاين توافق راضي نيست كاري به سازمان ملل و دهها كشور عضو ندارد و به تنهايي ما را تحريم مي كند. تحريم پشت تحريم. بنزين ما كه براي كشور ما حكم يك كالاي استراتژيك و مرتبط با امنيت ملي دارد به سادگي توسط كدخدا مصادره مي شود و كشورهاي جهان اين دزدي دريايي را تماشا مي كنند.
اگردر جهان قدرت كافي نداشته باشي كدخدا به شما زور مي گويد وشما نيز بايد هزينه هاي زيادي براي اين زورگويي پرداخت كنيد.بر اساس انتشار برخي آمارهاي غير رسمي،ايران بعد از گروگان گيري كاركنان سفارت امريكا تا قبل از توافق نامه برجام، حداقل يك تريليون دلار زيان و ضرر مالي كرده است.
اكنون نيز كار به جايي رسيده است كه حتي حق رای ایران در سازمان ملل را نيز تعليق مي كنند. چند روز پيش بود كه به دنبال بدهی ۱۶ میلیون دلاری ایران در پرداخت حق عضویت در سازمان ملل ، دبیر کل سازمان ملل در نامه ای اعلام کرد "ایران به همراه ۹ کشور دیگركه غالبا كشورهاي فقير آفريقايي هستند حق رای در مجمع عمومی ملل متحد نخواهند داشت." نكته تلخ قصه اينجاست كه ايران مي خواهد بدهي خود راپرداخت كند اما به دليل تحريم هاي كدخدا نمي تواند منابع مالي خود را جابجا كند.
حالا ما دوباره مي خواهيم به برجام برگرديم وبا كدخدا مذاكره كنيم.دوباره برجام و نقطه سر خط. براي همه روشن است كه آمريكا ميز مذاكره را ترك كرد و ابتدا بايد او گام هاي برگشت به برجام را تسهيل كند وبه تعهداتش ذيل برجام عمل كند؛اما زور دست كدخداست. قصه كاملا برعكس شده است و وزير امور خارجه آمريكا از ايران خواسته است «اگر نسبت به حفظ برجام جدی است، فعالیت‌هاي خود را متوقف کند و بدون فوت وقت به تعهداتش ذیل برجام بازگردد.»
حال و روز ما و کدخدا شده است مثال آن ضرب المثلي كه مي گويد " بچرخ تا بچرخيم". ما شاخ به شاخ كدخدا كرديم و كدخدا هم در موارد زيادي كه برخی مصداق هاي آن در اين يادداشت آمده است به ما زور مي گويد؛ باید تدبیری اندیشید تا از زورگویی های کدخدا کاسته شود. جامعه ایران در وضعیت نابسامانی گرفتار است و با مشکلات فراوانی دست به گریبان شده است.

This comment was minimized by the moderator on the site

تئوری دوعدم +۱
Posted: 31 Jan 2021 05:19 AM PST
محمدعلی مشفق
بدون تردید تداوم تئوری عدم مذاکره و عدم جنگ و البته فاصله نگرفتن از این دو عدم و گام نگذاشتن در مسیر صلح و تعامل سارنده با دنیا امری است که سبب گردیده تا ساختن کشور و آبادانی ایران به فراموشی سپرده شود.

مهمتر اینکه برای جلوگیری و کاهش مکرروبی وقفه تحریم های امریکا حاکمیت تدبیری بازدارنده اتخاذ نکرده و کماکان با اصرار بر تداوم نظریه فوق، اقدامی جهت فیصله ندادن منازعه چهل ساله با امریکا به عمل نیاورده است. آن هم بدون توجه به خواست ملت و عدم استسفار از آنان که مستقیما باید تبعات تحریم ها را به جان بخرد و زبانشان هم هماره درکام باشد و سخنی هم به انتقاد نگشایند. لذا تردیدی نیست که عدم مذاکره و تداوم آن و تدبیر نکردن راهی برای برداشتن رنج و آلام مردم، در حقیقت استقبال از تحریم و تحمیل شرایط اسفبار فعلی بر ملت و کشور بوده و هست.

لذا باید بجای تئوری عدم جنگ و عدم مذاکره، تئوری عدم جنگ، اصالت دادن به مذاکره و عدم تحریم، جایگزین نظریه فوق گردد تا سالانه حداقل معادل ۲۰میلیارد دلار از ثروت کشور به جیب دور زنندگان تحریم و کاسبان تحریم و دلال ها و موافقان تحریم ها و مخالفان برجام نگردد.

بالاخره بزعم راقم این سطور، ایران در زمانه ما با دو مشکل اساسی و بنیادی روبروست. یکی عدم مذاکره با ملت و شهروندان و نخبگان خود، و دیگری عدم مذاکره و گفت و گو با دنیا مواجه بوده و هست و حاکمیت از مذاکره چنان تابویی ساخته اند که هرکس دم از مذاکره و صلح بزند متهم به همراهی با آمریکا و غرب، و هر کس از عدم مذاکره و موشک پرانی در مقابل دشمنان سخن بگوید از او به مثابه کنشی انقلابی و ارزشی و جهادی یاد می کنند.

در حالی که مذاکره کردن با دشمنان به منظور دفاع از منافع ملت نه تنها یک اصل است بلکه یک وظیفه ملی و میهنی است. بنابراین کسانی که نظریه پرداز عدم مذاکره و اصرار ورزیدن بر این تئوری ویرانگر هستند باید در مقابل فرو افتادن ایران به رده کشورهای فقیر و فقیرشدن ملت و کشور و هبوط ۶۰میلیون نفر به دریافت یارانه و انباشت و تلنبار شدن تحریم های پی درپی برگرده ملت، باید جوابگو باشند. اگر در زمان شاه آمریکا از طریق رژیم کودتایی و دست نشانده خود بر ایران و منابع نفت و… تسلط داشت. امروز متاسفانه آمریکا با تحریم هایش، به نوعی اقتصاد و پیشرفت ایران را هدف گرفته و به گروگان گرفته است.

به گونه ای که تصمیمات اقتصادی و حتی صدور دارو و انتقال میلیاردها دلار پول ایران در بانک های خارج از کشور، در وزارت خزانه داری آمریکا گرفته می شود و تحریم ها در واقع ریسمانی است که به گردن ملت ایران انداخته شده و امریکا هرجا که خاطرخواه اوست می کشد.

شگفتا که حاکمیت با پیروی از تئوری عدم مذاکره و عدم جنگ، برای رفع تحریم ها هم که شده، تدبیر و اقدامی بازدارنده اتخاذ نکرده است و همواره در مواجه با تحریم های پی درپی و رفع آن، با اصرار بر عدم مذاکره به نظاره ای تراژدیک نشسته است. لذا سبب گردیده که خسارت های صدها میلیارد دلاری به اقتصاد ایران و ایرانی تحمیل گردد و ایران عزیز در معرض فروپاشی قرار گیرد طراحان و حامیان نه مذاکره و نه جنگ و تندروهای دور زننده تحریم ها و کاسبان تحریم و بی وطن باید به ملت و تاریخ پاسخگو باشند نه اینکه بدان افتخار کنند و تصور کنتد که کاری انقلابی و کارستان کرده و یا می کنند.

منبع: صبح ما

This comment was minimized by the moderator on the site

آقای روحانی! این مسیر از پاستور نمی‌گذرد!
احمد زیدآبادی
من نمی‌دانم خداوند زمین ساختمان پاستور و آسمان آن را از چه آفریده است که هر کس مدتی ساکن و مستأجر آن می‌شود همان مقدار استعداد و واقع بینی قبلی‌اش را نیز از دست می‌دهد و نگاهش به واقعیات تیره و تاریک می‌شود!
نمی‌دانم چه اتفاقی باید در این کشور بیفتد تا ساکنان پاستور به این نتیجه برسند که راه تنش‌زدایی احتمالی با آمریکا از این ساختمان عبور نمی‌کند.از زمان مرحوم هاشمی تا کنون، هر رئیس جمهوری که در صدد برآمده است تا به زعم خود گرۀ رابطه با آمریکا را بگشاید، پس از یک دور هیجان کاذب در جامعه، عملاً از پس کار بر نیامده و بر سرخوردگی اجتماعی افزوده است.
با اینکه این تجربه چون چراغی بر ایوان تاریک سیاست ایران می‌درخشد، حسن روحانی گفته است:
"هدف ما این است که ایران در تعامل با جهان باشد و فشار تحریم را از دوش مردم برداریم و تحریم ظالمانه لغو شود. هر جایی، هر فرصتی برای این کار باشد ما اقدامات خود را انجام می‌دهیم و هیچ‌ کس حق فرصت‌سوزی ندارد".
از این سخنان چنین برمی‌آید که او می‌خواهد از فرصت پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا برای تشنج‌زدایی درروابط ایران و آمریکا سود جوید.
البته پیروزی بایدن را می‌توان فرصتی برای تشنج‌زدایی در روابط تهران - واشنگتن فرض کرد مشروط بر اینکه ارکان اصلی قدرت در ایران نیز آن را به صورت فرصت ببینند و الّا اگر این ماجرا فقط به چشم آقای روحانی و یاران او در پاستور به عنوان فرصت دیده شود، نه فقط فرصت نیست، بلکه سرابی است که بر بغرنجی و خامت اوضاع خواهد افزود.
تجربۀ سالیان دراز نشان داده است که هر نوع تعامل با آمریکا از حدود اختیارات و توان رؤسای جمهور خارج است و اینکه بگویند در این میسر "به نظرات رهبری هم توجه خواهد شد" چیزی از این معادله را تغییر نمی‌دهد.
واقعیت این است که تنها نهاد رهبری در ایران توان و قدرت تصمیم‌گیری نهایی در مورد این معضل را دارد. بنابراین اگر رهبری مخالف رفع تنش در روابط دو کشور باشد، به طور قطع از رئیس جمهور کاری در این جهت جز مغشوش کردن اوضاع برنمی‌آید واگر هم موافق باشد، استلزام منطقی آن تشکیل هیئتی به عنوان نمایندۀ تام‌الاختیار مجموعۀ نظام سیاسی و اعلام آن به صورت رسمی و علنی است تا هم جامعه نسبت به پایداری نتیجۀ آن امیدوار باشد و هم نیروهای درون نظام امکان کارشکنی در مسیر آن را نداشته باشند.
طبعاً رئیس جمهور می‌تواند نظر خاص خود را در این مورد با افکار عمومی و نهادهای تصمیم‌گیر صریحاً در میان بگذارد اما پیش انداختن خود برای امری که قدرت و توان آن را ندارد، فرصت‌سوزی هر فرصت بالقوه‌ای است که در این زمینه ممکن است ظهور کند.
بنابراین، اگر از آقای روحانی در مقام ریاست جمهوری کاری ساخته است به جای آنکه فضای هیجانی کاذبی در سطح جامعه برانگیزد و غوغای بی‌حاصل دوباره‌ای به پا کند، بهتر است وقت خود و دولتش را صرف مهار و کنترل شیوع بی‌سابقۀ ویروس کرونا در کشور کند تا مردم رنج کشیدۀ این سرزمین دسته دسته عزیزان خود را غریبانه تحویل گورستان ندهند!

This comment was minimized by the moderator on the site

حسن روحانی: برای لغو تحریم‌ها نباید فرصت‌سوزی کرد
حسن روحانی در تازه‌ترین سخنرانی خود با اشاره به انتخابات اخیر آمریکا گفت که هر جا ببینیم فرصت شرایط برای لغو تحریم آماده است، از این فرصت استفاده خواهیم کرد.
حسن روحانی رئیس جمهور ایران در جلسه هیات دولت گفت "هدف ما این است که ایران در تعامل با جهان باشد و فشار تحریم را از دوش مردم برداریم و تحریم ظالمانه لغو شود. هر جایی، هر فرصتی برای این کار باشد ما اقدامات خود را انجام می‌دهیم و هیچ‌ کس حق ندارد فرصت‌سوزی ندارد". او اضافه کرد که "از هر‌ فرصتی‌ که به نفع منافع ملی مردم و رفع تحریم باشد استفاده خواهیم کرد؛ این مسئله حزبی و جناحی نیست؛ البته هر گامی که بخواهیم برداریم به رهنمودهای رهبری توجه خواهیم کرد".

This comment was minimized by the moderator on the site

پیام شماری از رهبران سیاسی کشورها به جو بایدن
نیکولاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلاگفت کشورش "همیشه آماده گفتگو و تفاهم با مردم و دولت ایالات متحده خواهد بود".
جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا، همسایه شمالی آمریکا، هم پیروزی جو بایدن و کامالا هریس را تبریک گفته و به همکاری با آنها ابراز امیدواری کرده است.
نارندرا مودی، نخست وزیر هند انتخاب آقای بایدن را "یک پیروزی چشمگیر" خواند و به کامالا هریس، که نیمی هندی است ، تبریک گفت.
آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان گفت که "اگر بخواهیم با چالش‌های مهم زمانه خود مقابله کنیم، دوستی دو کشور ضروری است".
الكساندر لوكاشنكو، رئیس جمهوری بلاروس که انتخاب دوباره‎اش با اعتراض‌ گسترده‌ای مبنی بر تقلب در انتخابات همراه شده است، نتیجه انتخابات آمریكا را "مسخره‌کردن دموكراسی" خواند.
اسحاق جهانگیری، معاون رئیس جمهوری ایراناما دیروز ابراز امیدواری کرد که "سیاست های مخرب آمریکا" با پیروزی جو بایدن تغییر کند. پیشتر اما آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران گفته بود "در آمریکا رییس‌جمهوری که اکنون بر سر کار است و قرار است انتخابات را برگزار کند می گوید این، متقلبانه ترین انتخابات آمریکا است". آقای خامنه‌ای این وضع را "نمونه‌ای از چهره کریه لیبرال دموکراسی" خوانده بود.

This comment was minimized by the moderator on the site

علم‌الهدی (امام جمعه مشهد) :«این برجام که یک کلاه ‌برداری به ‌تمام ‌معنا از مردم ما و یک سو استفاده جانور صفتانه از حسن نیت مسوولان ما بود، در زمانی انجام شد که دموکرات‌ها سر کار بودند.» آقای امام جمعه! کاسبان_تحریم و جنگ حق دارند از باخت ترامپ عهدشکن و قاتل سردار سلیمانی نگران شوند؛ شما چرا؟
مصطفی تاجزاده

This comment was minimized by the moderator on the site

مراحل سه‌گانه‌ی برنامه احتمالی بایدن برای ایران در صورت پیروزی در انتخابات
مرحله اول :
کاهش تنش‌ها و توافق محدود اولیه، شامل کاهش تحریم‌های بشردوستانه و پایان ممنوعیت سفر مقامات ایران، از جمله محمدجواد ظریف، به آمریکا، توافق منطقه‌ای بر پایه اصل «آرامش در برابر آرامش» و بازگشت دوجانبه به برجام طی یک فرآیند ۳۰ الی ۶۰ روزه یا ترتیبات هسته‌ای جایگزین آن.
مرحله دوم :
رایزنی با کنگره، ۱+۵، ‌اسرائیل و دولت‌های خلیج فارس ، که همزمان با مرحله‌ی اول آغاز می‌شود و در حالت ایده‌آل تا تابستان سال ۲۰۲۱ به نتیجه خواهد رسید.
مرحله سوم:
طراحی دو مسیر موازی برای مذاکرات جامع بلندمدت، که از پاییز سال ۲۰۲۱ آغاز خواهد شد. منظور از دو مسیر موازی آن است که از یک طرف، توافق جدید هسته‌ای با تمدید زمان بندهای «غروب آفتاب»، و بازرسی‌ها و دسترسی‌های شدیدتر مدنظر قرار خواهد گرفت، و از طرف دیگر، مذاکرات در مورد تحولات منطقه‌ای و برنامه موشکی آغاز می‌شود. به منظور ترغیب ایران، تلاش می‌شود این مذاکرات همزمان با این کشور، در سطح منطقه نیز پیگیری شود. در مسیرِ غیرهسته‌ای، تمام بازیگران کلیدی منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای، نظیر روسیه، چین، و اروپا، مشارکت خواهند کرد؛ در مسیر هسته‌ای نیز بر مشارکت گروه ۱+۵ و ایران تأکید خواهد شد.
منبع : برنامه مدون همکاری دوباره با ایران
نویسندگان: ایالن گلدنبرگ، الیسا کاتاالنو ایورس و کالی توماس
مرکز امنیت آمریکا نوین
ترجمه : هادی خسروشاهین

This comment was minimized by the moderator on the site

بایدن و ما
رحیم قمیشی
تنها برداشت من وقتی می‌شنوم "چه بایدن رئیس جمهور آمریکا شود چه ترامپ، به حال ما فرقی نمی‌کند" این است که قایق ما مقصدی ندارد و باد موافق برای ما بی‌معناست!!
در زمان‌های نه چندان دور، قدرت هر کشوری داشتن "سرزمین" بزرگ بود.
چند دهه بعد داشتن جمعیت بیشتر. تا همین پنجاه سال پیش، برخورداری از اقتصاد قوی‌تر، و شاید سی سال پیشتر، "تکنولوژی" منبع مهم اقتدار هر کشور بود.
اما امروز دیگر اینها نیستند!
یعنی منابع اصلی و مهم قدرت آنها نیستند.
تحولات سریع جهانی را باید درک کرد.
امروز اقتدار یک کشور معنوی یا معنایی شده‌اند، یعنی مثل قدیم نمی‌توان با مساحت، نفرات یا پول و اسلحه و یا حتی کارخانه‌ها و حتی دانشگاه‌ها قدرت یک کشور را سنجید.
اگر چه بسیاری از سیاستمداران ما با تفکراتی کهنه همچنان منابع قدرت را موارد بالا می‌دانند و در سیاستگذاری‌ها همچنان بر طبل جمعیت و سلاح و حوزه نفوذ جغرافیایی می‌کوبند.
بگذریم که گاه گمراه کننده‌تر، اتکا به سایر کشورهای قوی، همچون چین و روسیه را برای حفظ اقتدار وارد معادلاتشان می‌کنند. بگذریم.
در مبانی جدید علم سیاست منابع قدرت تغییر کرده‌اند؛
میزان پیوستگی حاکمیت و مردم
میزان رضایتمندی مردم از زندگی‌شان
احساس تعلق مردم به سرزمین‌شان و مشارکت آنها در تعیین سرنوشت‌شان
سطح و عمق آگاهی مردم
و توان تطبیق سریع با شرایط متغیر جهانی
امروز این‌ها پایه‌های واقعی قدرت یک کشور یا جامعه انسانی شمرده می‌شوند.
و البته اقتصاد، تکنولوژی، سلاح، جمعیت، سرزمین و پول، تا زمانی که در خدمت مولفه‌های معنایی ذکر شده باشند، قطعا مؤثرند و در غیر اینصورت هیچ تاثیری در اقتدار کشور نخواهند داشت.
اما این‌ها چه ارتباطی با انتخابات آمریکا داشت؟
برای کشوری ضعیف و بی‌برنامه هر تحولی در جهان تنها مضراتش دیده می‌شوند و خطراتش، اما کشورهای مقتدر و با برنامه، از هر فرصت جدیدی به منافع آن می‌اندیشند.
مگر می‌شود آمدن بایدن به سرِ کار، منافع مهمی برای ما نداشته باشد؟
مگر ممکن است با باقی ماندن ترامپ بر مسندش نتوانیم برنامه‌هایی برای بهره‌برداری از آن بریزیم؟
کشوری مقتدر و توانا در هر حال موفق است و از شرایط جدید بهترین استفاده را می‌کند.
کشوری که نتواند برای شرایط جدید برنامه داشته باشد، محکوم به عقب‌ماندگی است. محکوم به ضعیف شدن. محکوم به تکرار است...
آنچه در بالا گفتم الفبای کلاس‌های علم سیاست است که متوجه شده‌ام بسیاری از مقامات ما متاسفانه آنها را نمی‌دانند.
حال که احتمال بالا آمدن دمکرات‌ها و بایدن قوت گرفته، بهترین فرصت‌ها در اختیار ایران است. چهار سال طلایی.
کم کردن سطح اختلافات عمیقی که بی‌جهت دامنه‌دارتر شده و زیر بنای اقتصاد کشور ما را بشدت لطمه زده است.
تقویت برجام و استفاده از فرصت‌های آن برای سرمایه‌گذاری کشورها در ایران.
کاستن از قدرت‌یابی عربستان که با اتکا به جمهوری‌خواهان آمریکا، منطقه را تحت تاثیر قرار داده بود.
و نهایتا بستن پرونده‌های سوریه، یمن و عراق در دوره جدید و کاستن از هزینه‌هایی که می‌توان و ضروری است آن را صرف امور مهم داخلی کرد.
باز بر‌می‌گردم به سخن اولیه؛
قایق جمهوری اسلامی ایران باید مقصدش معین باشد، (مقصد واقعی نه کمک به همه مظلومان جهان!) جهت باد را ببیند، بادبانش را با محاسبات دقیق برافرازد و با توکل به خدا از ان نیروی باد بهترین بهره را ببرد.
اینکه بگوییم؛
برای ما مهم نیست باد کدام جهت است.
برای ما مهم نیست بایدن می‌آید یا ترامپ.
برای ما مهم نیست مردم چه می‌خواهند...
بی توجهی به مولفه‌های جدید اقتدار در جهان جدید و علم جدید سیاست است.
تکرار این سیاست‌های غلط یعنی پیشروی به سوی مرگ تدریجی
مردم امروز از ما زندگی می‌خواهند
انطباق با شرایط جدید جهانی می‌خواهند
پیشرفت و توسعه و زندگی شرافتمندانه
ریشه‌کنی فقر و مشکلات را می‌خواهند
و اینها ممکن نمی‌شود جز با استفاده واقعی از دانشمندان هر رشته
و اینکه بدانیم در جهان جدید هرگز یک نفر به تنهایی قادر به گرفتن تصمیم برای یک جمعیت بزرگ یا یک کشور نیست.
اگر گوش شنوایی باشد

This comment was minimized by the moderator on the site

وزیر اسرائیلی: بازگشت بایدن به برجام می تواند باعث جنگ ایران و اسرائیل شود
وزیر همکاری‌های منطقه‌ای اسرائیل چهارشنبه شب گفت، مواضع جو بایدن در مورد توافق هسته ای ایران (برجام) می تواند به جنگ بین اسرائیل و ایران منجر شود.
زاخی هانگبی گفت: "بایدن مدت هاست که علناً گفته است به توافق هسته ای با ایران باز خواهد گشت. من این را چیزی می دانم که در نهایت منجر به رویارویی اسرائیل و ایران خواهد شد." هانگبی گفت که او درباره بیشتر مسائل از جمله شهرک سازی ها نگران تاثیر پیروزی احتمالی بایدن نیست، اما ایران یک استثناء آشکار است.
وزیر همکاری‌های منطقه‌ای اسرائیل در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی اسرائیل گفت که او، بنیامین نتانیاهو و بیشتر اسرائیلی ها، توافق هسته ای با ایران را که در سال 2015 توسط دولت اوباما امضا شد، اقدامی اشتباه می دانند. وی اظهار داشت: "اگر بایدن همچنان این سیاست را ادامه دهد، در نهایت یک تقابل خشونت آمیز بین اسرائیل و ایران در خواهد گرفت."
@IRANYARAN

This comment was minimized by the moderator on the site

پورمحمدی: شکست ترامپ از امدادهای الهی است
دبیر عالی جامعه روحانیت مبارز: انتخابات آمریکا، فروپاشی سیاسی و حیثیتی را برای بزرگ‌ترین دشمن ما رقم زد. از اینکه دشمنان ما با تحقیر صحنه را ترک می‌کنند خوشحالیم و این را از امدادهای الهی می‌دانیم

حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران پنجشنبه ۱۵ آبان در سخنانی در واکنش به انتخابات در آمریکا و پیشی گرفتن جو بایدن در برآوردهای انتخاباتی در سخنانی گفت: در این سه سال روزهای سختی بر دولت و ملت ایران وارد شد که نظیر آن را در تاریخ کشورمان سراغ ندارم. روحانی گفت: همیشه تحریم وجود داشته است ولی جنگ اقتصادی آن هم در شرایط کرونا این گونه نبوده است. آن آقایی که در کاخ سفید بود ، در دوران کرونا بی‌رحمانه تحریم و جنگ را تشدید کرد. آنها به هیچ اصول انسانی ، حقوق بشری و قوانین بین المللی پایبند نبودند ولی مطمئنم این ملت ماست که در نهایت پیروز می‌شود. او بار دیگر با تاکید بر اینکه "دولت دست هر کسی باشد مهم نیست" گفت: دولت آنها در برابر ملت ما تسلیم می‌شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

کار جمهوری اسلامی با بایدن سخت‌تر از ترامپ است!
حضور جو بایدن در کاخ سفید تقریباً قطعی به نظر می‌رسد و بسیار بعید است که اعتراض دونالد ترامپ به روند شمارش آراء به جایی برسد. ترامپ دیر یا زود مجبور است نتیجۀ انتخابات را بپذیرد و به غائله خاتمه دهد.
ورود بایدن به کاخ سفید اما چه تأثیری بر ایران خواهد داشت؟ بسیاری از تحلیل‌گران بر این نظرند که با حضور بایدن در کاخ سفید، کار جمهوری اسلامی با آمریکا آسانتر می‌شود اما از نگاه من، به دو دلیل ماجرا دقیقاً معکوس است!
به نظرم اگر جمهوری اسلامی نخواهد در اسرع وقت با دولت جدید آمریکا وارد مذاکره و سپس مصالحه شود و در صدد تقابل با آن برآید، بدون شک سر شاخ شدنش با بایدن، بسیار سخت‌تر از منازعه با ترامپ خواهد بود.
ترامپ در عرصۀ بین‌المللی رهبری خودشیفته و تکرو بود و به دلیل رفتار و مواضعش، مورد انتقاد و بلکه نفرت بسیاری از محافل لیبرال و چپ در جهان قرار داشت. از این رو، رد درخواست او برای مذاکره از سوی ایران، کم و بیش با همدلی این محافل و بی‌تفاوتی بسیاری از کشورها همراه بود. پاسخ رد به بایدن اما بی‌نهایت سخت و دشوار است چرا که او احتمالاً از طریق رایزنی با متحدان آمریکا و اعضای شورای امنیت سازمان ملل، پیشنهاد مشخصی را به ایران ارائه خواهد کرد که پاسخ منفی به آن، می‌تواند سبب انزوای شدید در میان کشورها و برانگیختن خشم محافل لیبرال و چپ در سطح جهان و تحریک بیشتر افکار عمومی در داخل شود و راه هرگونه فشاری را علیه جمهوری اسلامی هموارتر کند.
دلیل دوم اما به رویکرد بایدن به مسئلۀ فلسطین باز می‌گردد. در واقع ترامپ با یک طرح صلح ناعادلانه و غیر قابل دفاع، کوشید تا کشورهای عرب را به عادی‌سازی روابط‌‌شان با اسرائیل متقاعد کند. این عادی‌سازی به دلیل نامنصفانه بودن معاملۀ قرن ترامپ، هم خشم فلسطینی‌ها را برانگیخت و هم سبب سرافکندگی پیدا و پنهانِ رهبران عرب پیشتاز برای عادی‌سازی رابطه، در افکار عمومی منطقه شد. بایدن اما می‌تواند با فاصله گرفتن از جنبه‌های مخربتر طرح ترامپ، هم خشم فلسطینی‌ها را فرو نشاند و آنها را به پای میز مذاکره با اسرائیل بکشاند و هم عادی‌سازی روابط را از امری شرمگینانه به موضوعی نه لزوماً افتخارآمیز اما دست کم به ماجرایی عادی و طبیعی تبدیل کند به طوری که اغلب کشورهای عرب و مسلمان با خیالی آسوده به این روند بپیوندند!
طبعاً در آن صورت، مقابلۀ جمهوری اسلامی با عادی‌سازی روابط کشورهای عرب و اسرائیل بسیار سخت‌تر و پرهزینه‌تر از امروز خواهد بود.
با این حساب، پیروزی بایدن برای هر که مفید باشد، برای جمهوری اسلامی با سیاست های کنونی آن، جز مشقت فزاینده چیزی ندارد.
احمد_زیدآبادی

This comment was minimized by the moderator on the site

طنزهای شبکه های مجازی در مورد انتخابات امریکا :
مصاحبه با جوان 15 سالۀ ایرانی در بارۀ انتخابات آمریکا!!
س: به نظر شما کی برندۀ انتخابات می‌شه؟
ج: اگه بایدن بتونه با همین فاصله نوادا را ببره آرای الکترالش به 270 تا می‌رسه و دیگه کار تمومه!
س: چطور مگه؟
ج: چون میشیگان و وینکانسین رو الان دیگه می‌شه به حساب او گذاشت و حتی نیازی هم به رأی پنسیلوانیا نداره!
س: رأی پنسیلوانیا فکر می‌کنی به ترامپ برسه؟
ج: نه لزوماً! چون کانتی‌هایی که هنوز رأیشون به طور کامل شمرده نشده و همینطور رأی‌های پستی، نزدیک شصت درصدش به بایدن می‌رسه و این اگه نتیجۀ نهایی را هم تغییر نده خیلی به هم نزدیک می‌کنه!
س: به نظرت ترامپ دیگه شانسی نداره؟
ج: می‌شه گفت نه! مگه معجزه بهش کمک کنه! او اگه کارولینای شمالی و جرجیا و حتی پنسیلوانیا را هم به راحتی ببره، باز به رأی نوادا نیاز داره و رأی آلاسکا هم کمکی بهش نمی‌کنه!
س: چی تو این انتخابات موجب تعجب تو شد؟
ج: راستش رأی فلوریدا برای من خیلی تعجب‌انگیزشد چون طبق نظرسنجی‌ها، بایدن اونجا حدود 12 درصد از ترامپ جلو بود اما با اختلاف 4 درصد به او باخت! عجیب بود که اسپانیایی‌تبارها به ترامپ رأ ی دادن البته شاید به دلیل سیاست او نسبت به کوبا و ونزوئلا و نیکاراگوئه خیلی هم عجیب نبود!
س: دیگه چی؟
ج: آریزونا هم به نظرم به ترامپ خیانت کرد! اگه اونجا به بایدن رأی نداده بودند ترامپ به دردسر نمی‌افتاد!
س: راستی تو تا حالا بیرجند رفتی؟
ج: نه! خیلی اهل مسافرت نیستم!
س: می‌دونی کجاست؟
ج: اسمش را که حتماً شنیدم! به گوشم آشناست! ببینم! تو لرستان نیست؟
س: نه اون بروجرده!
ج: خب راستش من هیچوقت جغرافیم خوب نبوده! تو راه مشهد به شمال نیست؟
س: نه اون بجنورده!
ج: چه اسمایی گذاشتن رو شهرا! همه شبیه همن! کی می‌تونه این همه اسم را حفظ کنه و از هم تشخیص بده؟
#احمد_زیدآبادی

"این چه وضح رای شمردنه؟ از ایران کمک می گرفتید، سال 88 این موقع ها ما کتک مون رو هم خورده بودیم".

"با توجه به پیگیری سنگین انتخابات آمریکا توسط ایرانیان و وابستگی شدید ما به نتیجه آن ...زین پس ایران به ایالت ۵۱ ام آمریکا تبدیل و نام آن به ایالت آویزونا تغییر یافت".

"نمیدونم این مسئولینی که دائم میگن نتیجه انتخابات آمریکا برای ما هیچ فرقی نمیکنه، چرا شب تا صبح بیدارن و دو بعد از نصف شب پیام میدن؟
بعضیا که تا دیروز بروجرد و بروجن و بجنورد رو قاطی می کردن حالا چنان از ویسکانسن و نبراسکا و پنسیلوانیا حرف می زنند انگار صد ساله گوسفنداشون تو مراتع ایالات آمریکا می چریدن و ما خبر نداشتیم."

زیر عکس ملانیا همسر ترامپ در حال شله زرد پختن نذری "آخرین تلاشهای ملانیا برای پیروزی در انتخابات"

"خار... های گاو چرون گرفتین خوابیدن، پاشید ... کشا رای ها رو بشمرید، ۸۵ میلیون نفر اینجا از دیشب تا الان نخوابیدن"

"خبر فوری ... ترامپ شکست را پذیرفت و به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد."

"صرف نظر از نتیجه انتخابات امریکا، مهم حضور مردم امریکا پای صندوق رای هست، که مشت محکمی تو دهن خودشون (امریکای جنایتکار) زدن"

This comment was minimized by the moderator on the site

استقبال ایرانیان از انتخابات آمریکا، آن رویِ سکه ناامیدی و سرخوردگی از وضعیت اجتماعی خودشان است| ۱۱ آبان ۹۹
شاید اگر مریخی این روزها به ایران می‌‌آمد و شور و هیجان و استقبال ایرانیان از انتخابات آمریکا را میدید، تصور میکرد سفینه‌اش او را بجای ایران در کارولینای شمالی پیاده کرده. باورش نمیشد که بسیاری از ایرانیان حتی از خود آمریکایی ها هم بیشتر چشم به نتایج انتخابات آمریکا دوخته‌اند.
مریخی ما البته شاید متوجه نشود که شور و اشتیاق ایرانی‌ها نسبت به انتخابات آمریکا، آن روی سکه به بن رسیدن و غایت ناامیدی از شرایط و وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه خودشان است. از انتخاب‌های نظام خودشان که آبی گرم نشد و هیچ تغییر و تحولی بوجود نیامد. شاید در نتیجه انتخابات سرزمین دیگری اون سر دنیا، نور امیدی در تونل سیاه وضعیتی که در آن قرار گرفته اند پدیدار شود.
توئیتر صادق زیباکلام

This comment was minimized by the moderator on the site

ایران و انتخابات امریکا
عباس آخوندی
بی‌گمان انتخابات امریکا به عنوان یک قدرت بزرگ بر سرنوشت صحنه سیاسی جهان موثر است. به ویژه انتخابات 2020 که خطر بازگشت به مرکانتالیسمِ دوران استعمار را دربردارد. نکته‌ای که در ایران به آن کمتر توجه می‌شود، پدیده‌ای به نام ترامپ است. این پدیده تنها اولویت دادن به امریکا در سیاست‌گذاری ملی نیست بلکه تلاش در جهت تغییر رویکرد حاکم بر نظم جهانی به نفع روش‌های کاربست مستقیم زور و گرایش به سمت جنگ تجاری با سایر قدرت‌ها و ملت‌ها در سیاست بین‌المللی و یا به عبارتی مرکانتالیسم نو است. با شکست ترامپ این اندیشه از صحنه‌ی سیاست امریکا زدوده نخواهد شد، هرچند مانع‌های بزرگی پیشِ پای آن قرار خواهد گرفت. بنابراین، انتخابات امریکا زورآزمایی بین بازگشت به مرکانتالیسم خشونت‌بار دوره استعمار و گرایش به سمت آزادی نسبی مبادله در جهان است. هرچند امریکای دموکرات در مواردی در بزنگاه‌ها چشم خود را بر این آزادی بسته است. به هر روی، در کوتاه مدت به سبب تفاوت روش کاربست زور توسط هر یک از این دو نامزد و هم‌چنین گرایش جانبداری هر یک از این دو به آزادی مبادله در جهان تاثیر مستقمیمی بر صحنه سیاست جهانی خواهد داشت. هم‌چنان‌که هم‌اکنون اعلام نتایج مقدماتی انتخابات بر بازارهای سهام در جهان و ایران و ارزش پول‌های ملی داشته‌است. با در نظر داشتن این واقعیت در صحنه سیاست جهان، مستقل از رای‌آوری هریک از این دو نامزد ما باید سیاستی مستقل و مبتنی بر تامین منافع و امنیت ملی ایران داشته‌باشیم.
به یادآوریم که دو جنگ جهانی اول و دوم نتیجه کاربست همین سیاست از سوی قدرت‌های بزرگ جهان که تصور می‌کردند به‌تنهایی باید و یا می‌توانند منابع ثروت جهان را در اختیار داشته باشند، بود. و شکل‌گیری جامعه ملل (League of Nations) و بعدها تاسیس سازمان ملل را موجب شد که تا حدی امنیت جهانی را هرچند به نفع قدرتهای بزرگ تامین کرد. به هر روی، جهان آبستن حوادث بزرگی است که بسیاری از ابعاد آن برای ما روشن نیست. ولی، می‌توانیم مطمئن باشیم که مداخله‌های بزرگی در منطقه ما؛ چه در حوزه‌ی تمدنی ایران و چه در جنوب خلیج فارس و شمال افریقا رخ خواهد داد.
در این صحنه‌ی واقعی سیاست جهانی، همراه داشتن افکار عمومی ملت‌ها کم‌ارزش نیست. ما باید بر سیاست گفت‌وگو، حل صلح‌آمیز مناقشه‌ها و آزادی مبادله در جهان پافشاری کنیم و خودمان را در میان چرخ‌دنده‌های این ماشینی که به راه افتاده است نیندازیم. از این‌رو، داشتن سیاستی مستقل و مبتنی بر حقوق بین‌الملل، همکاری‌های حداکثری منطقه‌ای وهم‌چنین همکاری حداکثری با سایر قدرت‌های بزرگ جهان بر مبنای حفظ منافع ملی ایران راهکار است.
سه سیاست:
1- همکاری حداکثری با سایر قدرت‌ها اعم از قدرت‌های جهانی و یا منطقه‌ای و یا دستِ‌کم رفع خصومت با بسیاری از آنها شامل اتحادیه اروپا، چین و روسیه و همسایگان است.
2- رفع مانع‌های مبادله‌های مالی بین‌المللی و مشخصا الحاق به کنوانسیون‌های اف‌ای‌تی‌اف
3- حرکت به سمت آزادی مبادله‌های تجاری در جهان راهکار است.

This comment was minimized by the moderator on the site

ما و بایدن
Posted: 31 Oct 2020 03:16 AM PDT
سعید حجاریان
تصور کنیم بعد از انتخابات ۱۳ آبان و اعلام شدن نتایج و پایان دعواهای مرسوم، جو بایدن به‌جای دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب شود. این موضوع در ایران انعکاس زیادی خواهد داشت از جمله در روزنامه کیهان و سرمقاله آن. من در این یادداشت خود را به‌جای سرمقاله‌نویس این روزنامه می‌گذارم و سعی می‌کنم از زاویه دید وی به این انتخاب بنگرم. طبعا به‌دلیل اینکه نگارنده جایی در روزنامه کیهان ندارد، متن حاضر در جایی غیر از ستون کیهان منتشر می‌شود! مطلب مزبور چیزی شبیه متن زیر خواهد بود.
انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده در هر دوره، مع‌الاسف، بخشی از تحلیل‌ها و جهت‌گیری‌های سیاسی-اقتصادی کشور را به خود مشغول کرده است در حالیکه دولتمردان و سیاست‌مداران ایران التفات ندارند که مسئله مسئله‌ها برای جمهوری اسلامی ایران، کشور آمریکاست و نه رئیس کاخ سفید. از این رو، باید به این جماعت یادآور شد که بایدن و ترامپ از شروع رقابت‌های انتخاباتی برای ما تفاوتی نداشتند. در واقع، چه این می‌آمد و چه آن دیگری ابقاء می‌شد، سیاست نظام جمهوری اسلامی تغییری نمی‌کرد.
از این گذشته، نباید به دوگانه صوری دموکرات-جمهوری‌خواه رسمیت بخشید چرا که تجربه نشان داده است، دموکرات‌ها اساساً خطرناک‌ترند و نقش اوباما در آغاز تحریم‌ها مؤید این دیدگاه است. مضاف بر این، هر فردی که اندکی سیاست بین‌الملل و مناسبات آمریکا را درک کند درمی‌یابد که ترامپ حتی برای ما گزینه مناسب‌تری بود زیرا وی همواره به‌دنبال جنجال‌ بود اما اکنون بایدن ادعا کرده است می‌خواهد به برجام بازگردد و این خود، آغاز مصائب کشور در طلیعه گام دوم انقلاب است.
باری، ممکن است در این دوره جدید کشور دوباره به دام مذاکره بیفتد اما این‌بار جمهوری اسلامی ایران باید شرط‌های‌ خود را به آمریکا تفهیم کند و سپس وارد مذاکره شود.
چنانکه می‌دانیم پیش‌تر مایک پومپئو از شروط ۱۲گانه آمریکا سخن گفته بود. موضوعی که مذاکره را از محتوا خالی می‌کرد و صرفاً باعث می‌شد آمریکا منویات خود را به ما دیکته کند. اما، اکنون آن مسیر با بن‌بست مواجه شده و دوران اولدروم بلدروم‌ها به پایان رسیده است و نوبت ماست که برای بایدن شرط بگذاریم و بگوییم برای بازگشت به مذاکرات و معاهده برجام چه تکالیفی را بر عهده دارد. شروط ۷گانه ایران به شرح زیر است:
یکم) دولت آمریکا موظف است تمامی ضررهایی را که از قِبل عدم فروش نفت در چهارساله ترامپ به ایران وارد شده است، بدواً و در کوتاه‌ترین زمان پرداخت کند.
دوم) دولت آمریکا موظف است عدم‌النفع و ضررهای تمامی شرکت‌هایی که طی این مدت به‌دلیل تحریم‌ها و بازگشت آن‌ها ورشکسته شده‌اند یا بازار خود را از دست داده‌اند، پرداخت کند. همچنین باید ضرر و زیان کارگران تعدیل و یا اخراج شده این بنگاه‌ها را برعهده بگیرد.
سوم) آمریکا موظف به پرداخت آنی تمامی غرامت‌های ناشی از فوت افراد بی‌گناهی است که در اثر تحریم‌ دارو از قبیل داروهای بیماری‌های خاص، انسولین و همچنین فقدان لوازم تست کرونا از بین رفته‌اند.
چهارم) شهادت ناجوانمردانه سردار قاسم سلیمانی به‌عهده دستگاه نظامی آمریکاست. بنابراین این کشور باید آمرین و عاملین این جنایت و در رأس آن‌ها دونالد ترامپ را برای محاکمه به ایران مسترد دارد.
پنجم) آمریکا موظف است تمامی دارایی‌هایی بلوکه شده ایران را که در هر جای دنیا به‌دلیل تحریم راکد مانده‌اند، آزاد کند و علاوه بر این بهره و خسارت تأخیر تأدیه آن را بپردازد.
ششم) آمریکا می‌بایست ظرف مدتی کوتاه، تمامی نیروهای خود را از اطراف ایران اعم از عراق و افغانستان و… خارج کند و در یک کلام، خاورمیانه را ترک کند.
هفتم) آمریکا می‌بایست تحریم‌های اعمال شده بر متحدین منطقه‌ای ایران اعم از حزب‌الله، انصارالله و… را لغو نماید و از این پس در بازیگری منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران ایجاد اختلال نکند.
چنانکه در سطرهای فوق خواندیم، شروط ۷ گانه ایران صریح و به‌صورت عملیاتی پیش روی آقای بایدن است و این بار دولت آمریکاست که باید گامی به سوی حل مسئله بردارد. اما سخنی کوتاه با دست‌اندرکان سیاست خارجی و اصحاب مذاکره و توافق! مادام که شرط‌های ۷گانه ایران اجرا نشده است، هیچ فرد حقیقی یا حقوقی اعم از رئیس‌جمهور و وزیر خارجه حق برقراری ارتباط با هیچ مقام آمریکایی را ندارد چرا که تجربه نشان داده است، رئیس‌جمهور دموکرات در آمریکا دستکش مخملینی است بر دست چدنی این کشور!
در این میان ممکن است آقای بایدن صرفاً به بخشی از شروط فوق تن دهد در چنین وضعیتی و تا زمانی که حتی یکی از شروط فوق پذیرفته نشده باشند، راهبرد سیاست خارجی ما مطابق فرموده رهبر انقلاب «نه جنگ، نه مذاکره» خواهد بود.

This comment was minimized by the moderator on the site

گروگان‌گیری در سفارت آمریکا
انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول که آن را بلعید
آبان 58 رسانه‌های جهان در تسخیرِ خبرهای تهران بود. ادوارد سعید شرق‌شناس و استاد دانشگاه کلمبیای آمریکا می‌نویسد ماه‌های طولانی بخش اصلی اخبار رسانه‌های آمریکایی درباره‌ی گروگان‌گیری بود. کانال تلویزیونی اِی.بی.سی آخر شب‌ها برنامه‌ی ویژه‌‌ای به نام «آمریکایِ گروگان» پخش می‌کرد. والتر کرانکیت در شبكه‌ی سی.بی.اس هرشب تعداد روزهایی که گروگان‌ها در اسارت بودند را یادآوری می‌کرد؛ مثلا «روز دویست‌و‌هفتادم». برنامه‌های سه‌دقیقه‌ای درباره‌ی تاریخ اسلام، مرور پرونده‌ی پزشکی شاه و... برنامه‌هایی بود که به مخاطب آمریکایی اطلاعاتی درباره‌ی دین و فرهنگ اسلامی می‌داد که: «چیزی بیش از یک برداشت ناقص و نادرست نبود. در این برنامه‌ها مردم ایران همواره به‌صورت افرادی مبارز، خطرناک و ضدآمریکایی مطرح می‌شدند.»(غرب و اسلام، ص160 تا 162)
حدود یک سال قبل، مردم ایران با حضورشان در خیابان‌ها انقلاب عجیبی را رقم زدند. یرواند آبراهامیان، تحلیل‌گر ایرانی مقیم آمریکا، می نویسد که شرق‌شناسان «جمعیت‌های خاورمیانه‌ای را همواره اسلام‌گراهایی ستیزه‌جو، متعصبانی دیوانه، مجانینی بَدوی، بیگانه‌هراس‌هایی بددل و بنیادگراهایی خشمگین تصویر می‌کنند که راهبَرشان، اگر عقده‌ی روانیِ طلب خودکشی از طریق شهادت نباشد، عقده‌ی آدم‌کشی است.» او از انقلاب ایران نمونه‌هایی ذکر می‌کند که این ذهنیت را تغییر می‌دهد؛ «تظاهرکنندگان در تهران حرکت می‌کردند، به شیشه‌ی بانک‌ها سنگ می‌زدند، اما نزدیک بیمارستان‌ها صدای‌شان را پایین می‌آوردند تا باعث اذیت بیماران نشوند... مغازه‌دارها شیرینی و آب پخش می‌کردند. گل‌فروش‌ها میخک می‌دادند تا تظاهرکننده‌ها بتوانند آن‌ها را به سربازان بدهند.» مردم به بانک صادرات سنگ می‌زدند اما دست به پول‌های نقد توی شعبه نمی‌زدند. او با اشاره به خشونت‌های محدود از سوی مردم می‌نویسد: «با در نظر گرفتن همه‌ی جوانب، در انقلاب ایران تمایل جمعیت به رفتارهای آرام و مسالمت‌آمیز بود.» انقلاب ایران در حال ایجاد تحولی در زمینه‌ی حضور مردم بود که در آن خبری که از اوباشی‌گریِ شدید كه به خاورمیانه نسبت داده می‌شد نبود. آنتونی پارسونز، سفیر وقت انگلستان در ایران، معتقد بود: «خبر از هیچ غارت و چپاول کورکورانه‌ای نبود، کار اوباش نبود. شاهکار شگفت‌انگیزِ سازماندهی، زمان‌بندی و نظم بود... من هیچ‌وقت مردم ایران را به اندازه‌ی چند ماه گذشته تحسین نکرده‌ام.» (مردم در سیاست ایران، ص83 تا 119)
این ویژگی‌ها در بسیاری از رسانه‌های جهان نیز بازتاب داشت و توجه متفکران را به خود جلب کرد. در روزهای انقلاب رسانه‌های آمریکایی علاقه‌ی چندانی به نشان دادن چهره‌ای متعادل از رهبر و مردم ایران نداشتند و به تعبیر ادوارد سعید: «تصویر آیت‌الله خمینی وسایل ارتباط جمعی را قبضه کرده بود؛ البته چیز زیادی از وی بیان نمی‌کردند الا این‌که وی سخت‌دل و لجوج، قدرتمند و عمیقا از دست آمریکا عصبانی است.»
آن‌ها مصداق چندانی برای درست‌نشان‌دادن قضاوت‌شان نداشتند که به ناگاه گروگان‌گیری در سفارت آمریکا به کمک‌شان آمد. طولانی شدن این بحران فرصت کافی برای شکل دادن افکار عمومی درباره‌ی انقلاب را به رسانه‌ها داد و ذهنیت جدید، ذهنیت مثبت پدید‌آمده از انقلاب را بلعید. ایرانی‌ها بدون قدرت رسانه‌ای حتی نتوانستند سابقه‌ی دخالت‌های آمریکا در ایران را رسانه‌ای کنند. ادوارد سعید می‌نویسد: «اظهارنظرهای پرسروصدا راجع به نیروهای آمریكایی با بزرگ‌نمایی‌ سمفونیکِ ماجرای گروگان‌گیری و بازگشت پیروزمندانه‌ی آن‌ها همراه گردید. قربانیان این حادثه مستقیما به‌صورت قهرمان‌ها و نمادهای آزادی درآمدند... گروگان‌گیرها هم به‌صورت عده‌ای حیواناتِ پست‌تر از انسان تصویر شدند.»(غرب و اسلام، ص 47 و 24)
همراه‌كردن افکار عمومی از مهم‌ترین مولفه‌های قدرت است. بدون قدرت رسانه‌ای برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی، باید از طولانی‌شدن کشمکش‌ها نگران باشید. انقلابی‌ها قصد رویارویی با دولت آمریکا را داشتند اما قدرت رسانه‌‌ها آن‌ها را در مقابل ملت آمریکا و دنيا قرار داد و افکار عمومی علیه ایران شد.
نکته‌ی‌ آخر این‌که جدا از تاثیر يا عدم تاثیر گروگان‌گیری در آغاز جنگ با عراق، می‌توان بررسی کرد آیا این موضوع بر بی‌تفاوتی یا همراهی افکار عمومی با حمله به ایران تاثیر داشت یا خیر. وقتی به‌عنوان یك مجرم در افكار عمومی جهان معرفی شوید سخت است كه كسی دلش برای مظلومیت شما بسوزد. سال‌هاست رسانه‌های رسمیِ كشور سرشار از تحلیل نقاط قوت تسخیر سفارت آمریکاست؛ اما نیازمند نگاه‌های نقادانه به این مساله و بسیاری از مسایل دیگر هستیم. به تعبیر یکی از سیاست‌مداران نمی‌شود تیر انداخت و بعد دورِ جایی را که تیر اصابت کرده دایره کشید و فریاد برآورد: خورد به هدف و بعد جشن پیروزی گرفت.

This comment was minimized by the moderator on the site

ادامه فقر و فلاکت یا «چارچوب مدیریت خشونت»
Posted: 29 Oct 2020 10:36 AM PDT
محمد فاضلی
انقلابیون سال پنجاه و هفت که شعار «استقلال» سر می‌دادند فکر نمی‌کردند روزی چشم‌شان به ذهن و دست مردم آمریکا دوخته شود؛ از شعارها که بگذریم همه بدون استثنا چشم به انتخابات آمریکا دوخته‌اند. مردم هم می‌پرسند «چه می‌شود؟»
من معتقدم نتیجه انتخابات آمریکا متغیر تعیین‌کننده اصلی در درازمدت نیست. پیروزی جو بایدن در کوتاه‌مدت شرایط روانی ریزش قیمت دلار را فراهم می‌کند و نوعی فضای تنفس ایجاد می‌شود. بایدن و ترامپ فرق دارند و فکر می‌کنم بایدن گزینه بهتر است، اما همه چیز در نهایت به داخل بستگی دارد.
درگیری با آمریکا قطعا بر توسعه‌نیافتگی و بروز مشکلات و بحران اثرگذار بوده، هست و باید از این وضعیت خارج شد؛ شعارها را نباید جدی گرفت، سیاست‌مدار در همه جهان بخشی از کارش شعار دادن است اما بالاخره مذاکره هم می‌شود. اما ده‌ها کشور دنیا هستند که با آمریکا درگیر نیستند و رابطه هم دارند اما توسعه‌نیافته و در فقر و فلاکت دست و پا می‌زنند.
رابطه مناسب سازنده با جهان «شرط ضروری» توسعه است، اما شرط کافی نیست. تجربه برجام هم نشان می‌دهد حل مناقشه با آمریکا زمان‌بر است، فشردن یک دکمه نیست. حل این مناقشه چهل ساله، بعید است در کمتر از یک دهه امکان‌پذیر باشد. کاهش تنش با آمریکا برای کاستن از فشار بر مردم و اقتصادی که زیر بار در حال له شدن است، ضرورت دارد، اما برای تکلیف مسائلی نظیر چند مورد زیر که می‌شود آن‌ها را به بیست سی مورد هم رساند، در سیاست داخلی تعیین می‌شود.
️ یک. تعیین تکلیف نسبت ساختار واقعی قدرت با مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی.
️ دو. نسبت میان مردم و صاحبان ابزار خشونت (نظامیان و …)
️ سه. پیشران‌های توزیع رانت و فساد (منهای فساد متأثر از تحریم)
️ چهار. نسبت مداخله ناکارآمد و بی‌کیفیت همه ارکان حکومت در اقتصاد و در نتیجه فقر و بیکاری و …
️ پنج. کیفیت سیاست‌گذاری اقتصادی، اجتماعی، محط‌زیستی و به‌طور کلی کیفیت نازل سیاست‌گذاری عمومی
️ شش. ناکارآمدی، کم‌توجهی و بحران در حکمرانی و سیاست‌گذاری و استفاده از منابع طبیعی و محیط‌زیستی
️ هفت. حکمرانی مبتنی بر نظام اداری و بوروکراتیک فرسوده، جزیره‌ای، سنگین، پرهزینه، ناکارآمد و فاسد
️ هشت. سرنوشت رسانه و گردش آزاد اطلاعات.
حرکت در مسیر اصلاحات منجر به بهبودهای اساسی در این موارد، تحت تأثیر مستقیم و تعیین‌کننده مذاکره با آمریکا (بالاخص در کوتاه‌مدت) یا حل مناقشه با آمریکا در درازمدت قرار نمی‌گیرد. مسأله مهم‌تر از این است.
مسأله مردم و حکومت‌ها در همه جهان و در تاریخ، رسیدن به توافق با «حکومت به‌مثابه سازمان اعمال خشونت سازمان‌یافته» است. حکومت تنها سازمانی است که قدرت اعمال خشونت دارد و حق اعمال خشونت (قضایی، نظامی، امنیتی، بوروکراتیک) را هم برای خودش قائل است و حاضر به شریک شدن این سازمان و حق با دیگران نیست.
مردم و حکومت رابطه‌شان را چگونه چارچوب‌بندی کنند که حکومت خشونت را خودسرانه و خلاف منافع مردم و صرفاً برای تحقق منافع افراد، گروه‌، گروه‌های خاص به‌کار نبرد؛ و مردم نیز با پایبندی به آن چارچوب، ضمن پیشبرد منافع شخصی مشروع، کارکردهای حکومت – حفظ امنیت و … – را مختل نکنند.
هیچ حل مسأله، سیاست درست، اصلاح یا پیشرفت مؤثری بدون شکل‌گیری توافق بر سر سازمان دادن چارچوب و شیوه اعمال خشونت که زندگی را در چارچوب مشخصی پیش‌بینی‌پذیر سازد، امکان‌پذیر نیست. کاهش تنش با آمریکا دغدغه امنیتی حکومت را کم می‌کند اما راه‌حل تعیین‌کننده برای تدوین چارچوب «مدیریت خشونت حکومت» نیست.
وضع فعلی اکثریت مردم – حداقل شصت درصد – را به فقری کشانده که مجلس می‌خواهد ماهی صد‌وبیست هزار تومان به آن‌ها کوپن بدهد، پس تأمین‌کننده منافع مردم نیست. کشور با تداوم این وضع به فقر و فلاکتی می‌رسد که قدرت حکومت در نظام بین‌المللی کاهش یافته و موجودیتش را به خطر می‌افتد و در بعد داخلی، حکومت کردن بر یک مشت جمعیت فقیر، درمانده و در کمین انتقام گرفتن را نصیب حکومت می‌کند.
آن‌چه باید به روشنی درباره آن سخن گفت، رسیدن به توافقی میان مردم و حکومت برای سامان دادن به چارچوب مدیریت خشونت است، که در آن چارچوب، مردم برای دنبال کردن منافع مشروع‌شان با اعمال قدرت خودسرانه خشونت مواجه نشوند؛ و حکومت نیز از مسیر ممکن شدن اصلاحات منجر به افزایش قدرت ملی، از آن نفع ببرد.
ترامپ یا بایدن در این چارچوب، مسأله فرعی است. رسیدن به چنین چارچوبی، ظرفیت مذاکره با آمریکا را هم افزایش می‌دهد. زمان دقیق‌تر خواندن متون «مطالعات گذار» (Transition studies) شاید همین الان باشد.

This comment was minimized by the moderator on the site

این استقلال نیست که عطسه ترامپ ارزش پول ما را تعیین کند
دکتر اسفندیار خدایی
استقلال این نیست که ترامپ با یک پیام توییتری، اقتصاد و معیشت و درآمد مردم ما را در تنگنا بگذارد و فقر و فساد و فحشا برای ما به ارمغان بیاورد و ناموس و شرفمان را به بازیچه گیرد. رئیس‌جمهور آمریکا کدام کشور جهان را می‌تواند به این راحتی، آماج تحریم و تهدید و توهین قرار دهد و هیچ هزینه و عوارضی هم برایش نداشته باشد.
استقلال این نیست که بیش از چهل میلیارد دلار ما در بانکهای کشورهای دوست و بعضاً هم‌پیمان ما نظیر چین و عراق و هند و ترکیه و... بلوکه باشد اما به دلیل تحریمهای بانکی آمریکا قادر به استفاده از آنها برای درمان زخمهای ملت نباشیم؛ آن هم در این روزهای تنگ کرونایی و تحریمها.
استقلال این نیست که انتخابات 2020 آمریکا برای مردم ما سرنوشت‌سازتر از انتخابات 1400 خودمان باشد. استقلال این نیست که ملت ما با حسرت به دست رای‌دهندگان آمریکایی چشم بدوزند که کدام نسخه را برای سفره و زندگی ما می‌پیچند. اما همین انتخابات برای مردم آمریکا چنان بی‌اهمیت است که نیمی از آنها حتی پای صندوق رای نمی‌آیند. امروز سرنوشت کدام کشور دنیا، بیش از ما، به انتخابات آمریکا وابسته است؟
استقلال این نیست که فرزندانمان در آرزوی ترک کشور و حضور در کارخانه‌ها و دانشگاههای آمریکا و اروپا لحظه‌شماری کنند. اما هیچ آمریکایی، اروپایی یا حتی آفریقایی برای زندگی و کار در کشور ما تمایلی نداشته باشند. مگر سرزمین ما چه از بلاد کفر کم دارد؟
استقلال این نیست که برای امرار معاشمان به کشورهایی همچون عراق و کویت و ترکیه و چین و روسیه و حتی کشورهای آفریقایی باج بدهیم تا شاید بخشی از پول نفت خودمان را دریافت کنیم.
استقلال این نیست که برای دور زدن تحریمها، همانند قاچاقچیان و دزدان دریایی در سیاهی شب، بار نفت کشتی‌هایمان را جابجا کنیم و یا پول هنگفتی بدهیم تا مخفیانه پرچم قشنگ کشورمان را برداریم تا پرچم برخی کشورها بر فراز کشتی ایرانی قرار گیرد و در نهایت بدون نظارت قانونی، بخشی از پول نفت به حساب افراد خاصی واریز شود، بلکه زمینه فساد این افراد و غارت سرمایه ملی مملکت فراهم شود.
ما کجای کار اشتباه کردیم که به این روز افتادیم؟ آیا برای استقلالمان کم هزینه پرداختیم؟ آیا کم شهید و جانباز دادیم؟ آیا مردم ما در فداکاری و شجاعت و تحمل سختیها، تحریمها و جنگها کوتاهی کردند و پشت به دشمن کردند؟ پس اشکال کار کجاست؟ حال اگر بیشتر هزینه دهیم، آیا افق روشنی در این مسیر دیده می‌شود یا پرتگاه‌هایی مهیب‌تری در انتظار ماست؟
با افتخار، شعار مرگ سر می‌دهیم و پرچم می‌سوزانیم و برای نابودی دشمنانمان کرنومتر می‌سازیم و نابودسازی آمریکای مستکبر را رسالت خود می‌دانیم، اما در اقتصاد به بن‌بست خورده‌ایم و برنامه‌ای برای محیط زیست و خشکسالی نداریم و رئیس سازمان محیط زیست کشورمان از تخلیه استانهای مرکزیمان و مهاجرت چهل میلیون ایرانی به خارج کشور در اثر بی‌آبی در آینده نزدیک خبر می‌دهد.
آیا وقت آن نرسیده که درباره مسیرمان شک کنیم که مبادا این ره که به نیت کعبه می‌رویم به ترکستان است. نکند راه ما از نظر اخلاقی و دینی و انسانی هم درست نباشد. نکند در این مسیر، خدا هم با ما نباشد که خلق خدا اینگونه از ما رویگردان شده‌اند و در دنیا محبوبیتی نداریم.
استقلال این نیست که ما هنوز یک دلار به اقتصاد آمریکا آسیب نزده‌ایم، اما هزاران میلیارد دلار خسارت دیده‌ایم؛ بلکه باعث فروش میلیاردها دلار اسلحه آمریکایی و تقویت ارتش آمریکا شده‌ایم؛ اما بلایی نیست که آمریکائیها بر سر ما نیاورده باشد. چرا نمی‌توانیم گلیم خود را از اب بکشیم. چرا نمی‌توانیم همانند چین و قطر و ترکیه و سنگاپور و امارات، سرمایه‌ها را از آمریکا و اروپا به سرزمینمان جذب کنیم و ضربات واقعی و نه شعاری، به اقتصاد آمریکا وارد کنیم؟
دیگر کشورها برای حفظ استقلال خود چه کرده‌اند که ما نکردیم؟ چرا از تجربه دیگران درس نمی‌گیریم. ما پیروان امت پیامبری هستیم که میگوید علم را بجویید حتی اگر در چین باشد. نظریه‌پردازان اصولگرای ما باور کنند انکار مسائل فوق، مشکلی را حل نمیکند و ریشه مشکلات در دولت روحانی، احمدی‌نژاد، خاتمی و هاشمی و اشتباه مردم در رای روز انتخاباتِ استصوابی کشورمان نیست.
ادامه این مسیر به نابودی استقلال و تسلیم شدن می‌انجامد، ما باید هوشمندانه مبارزه کنیم. از تجرییاتِ تاریخی خود و سایر کشورها استفاده کنیم. سیاست یعنی بیشتر ضربه بزنیم و کمتر ضربه بخوریم. استقلال و شرف و ناموس ما سالهاست که عرصه تاخت و تاز است. موشکهای آمریکایی سالهاست که اقتصاد ما را شخم می‌زنند و گلوله‌ها بر سینه جوانان ما می‌نشینند. باید از تغییر نترسیم، باید در راهبردمان تجدید نظر اساسی کنیم. ایران تشنه شهامت و تدبیر سیاستمداران است.
http://t.me/EsfandiarKhodaee

This comment was minimized by the moderator on the site

زنده باد برجام نيمه جان
غلامرضا مصدق
جنگ طلبان امریکائی ، اسرائیل ، اعراب مرتجع خلیج فارس و مخالفان داخلی برجام از همان زمان انعقاد نطفه این توافق اگر چه با اهداف متفاوت ولي در یک هماهنگی نانوشته شمشیرهای خود را علیه آن تیز کردند . ناخرسندی و ضدیت بی حد و حصر مخالفان برجام با نشستن ترامپ بر صندلی ریاست جمهوری آمریکا و خروج اين كشور از توافق به ثمر نشست و آنها را به پیروزی نهایی بسیار نزدیک کرد، اما با ادامه پايبندی عاقلانه ايران به برجام ، مرگ آن رقم نخورد و نيمه جان به حيات خود تا به امروز ادامه داده و با همين حال نزار همچنان در حال تامين منافع حیاتی ايران است .
با اينكه آمريكا با اتكا به قدرت عظيم اقتصادی خود با اعمال تحریم‌های یک جانبه عملاً ایران را از مزایای اقتصادی برجام محروم کرد ، اما با پایبندی سیاسی همه دنیا حتی متحدان سنتی آمریکا به استثنای اسرائیل و اعراب مرتجع خلیج فارس به برجام ، آمريكا در انزوائی قرار گرفته كه در تاريخ آن نظير ندارد . در يك ماه گذشته برجام نيمه جان دو شكست سنگين و تاریخی را به تنها ابرقدرت دنيا تحمیل كرد . اول ناكام شدن آمريكا در راي گيري شوراي امنيت براي تمديد تحريم تسليحاتي ايران كه فقط يك كشور کوچک با او همراه شد و دومی درخواست برای فعال كردن ماشه بازگشت تحریم های شورای امنیت که اینبار حتی آن کشور کوچک هم با او همراهی نکرد . برجام ستيزان وطنی از شكستهای سياسي آمريكا در سازمان ملل به هيجان مي آيند ، اما از كنار اين موضوع كه ابزار ايران براي شكستهای آمريكا چي بود زیر سبیلی رد ميشوند .
مخالفان برجام که عمده مشکلات فعلی کشور را حاصل برجام میدانند یا توجه ندارند یا خود را به ندانستن می زنند که در فقدان برجام همه فشارهای فعلی تام و تمام وجود داشت اما خبری از تنفس سال‌های ۹۴ تا ۹۷ که موجب بهبود وضعیت اقتصادی شد نبود ، سایه شوم شش قطعنامه شورای امنیت همچون شمشیر داموکلس بر سر ما باقی می ماند ، ایران همچنان به عنوان تهدید جهانی ذیل بند ۷ منشور سازمان ملل قرار داشت ( تا بحال هیچ کشوری بدون حمله نظامی از بند ۷ رها نشده )و مهمتر از همه آمریکا مجبور به اعمال تحریم‌های یک جانبه نمی شد . آمریکا در فقدان برجام میتوانست با اتکا بر شش قطعنامه و بند ۷ بی آنکه هزینه دلخوری و دوری از متحدان خود را پرداخت کند با همکاری آنها حتی با کمک چین و روسیه که به همه آن قطعنامه ها رای مثبت داده بودند همین فشار حداکثری را بر ایران وارد کند . در یک ماه آینده در صورت پیروزی بایدن و بازگشت آمریکا به برجام ایران به پیروزی دست خواهد یافت که در تاریخ معاصر کشور نظیر نخواهد داشت .
مخالفان سرسخت برجام اگر صادقانه به این سوال ساده بدون حاشیه رفتن و آسمان و ریسمان به هم بافتن جواب بدهند ، ارزش برجام حتی در این وضعیت نیمه جان بیش از پیش آشکار میشود.
چرا بعد از گذشت قریب به سه سال از خروج یکجانبه آمریکا از این توافق و با وجود اینکه به دلیل خلف وعده آمریکا ، ایران برای خروج از آن در موضع اخلاقی و قانونی به مراتب بهتری قرار دارد ، ولی همچنان با وجود محروم شدن از مزایای اقتصادی برجام از آن خارج نمی‌شود ؟
دفاع از برجام به هیچ وجه به معنای بی نقص بودن آن و ندیدن سختی ها و مشکلات عدیده مردم در این شرایط دشوار نیست ، این نوشته فقط تاکیدی بر ارزش برجام است که در فقدان آن مشکلات بیشتر هم میشد .

This comment was minimized by the moderator on the site

شهیدمطهری:
امام حسن متصدی خلافت بود. خلافت پست است و قبول مسئولیت جان و مال و ناموس و ایمان و فرهنگ جامعه. یك مقام كاندیدا برای خلافت (و حتی منصوص) می تواند در شرایط نامساعد از قبول این پست امتناع ورزد، آنچنان كه علی بعد از پیغمبر برای خلافت قیام نكرد و خود را به كشتن نداد و بعد از قتل عثمان صریحاً فرمود: دعونی و التمسوا غیری... امام حسن متصدی خلافت بود و مسئول جان و مال و ناموس مردم از اقصی بلاد شرق تا غرب و شمال و جنوب اسلامی. مسئول آن كه در یمن زندگی می كرد نیز بود. ادامه‌ی مقاومت در برابر معاویه یعنی جان صدها هزار سرباز و مردم عادی و غیرنظامی را در مقابل هجوم‌ها و شبیخون‌های معاویه به خطر انداختن، آنچنان كه قبلاً بسر بن ارطاة را به یمن و سفیان غامدی را به انبار فرستاد. پس نهایت مقاومت امام حسن كشته شدن خودش نبود، بلكه تحلیل رفتن تدریجی یك دولت و فنای تدریجی سربازانش و [در] مخاطره قرار گرفتن جان و مال و ناموس مردم غیرنظامی بود. اما امام حسین یك معترض و یك ثائر و آمر به معروف و ناهی از منكر بود در مقابل متصدیان و مسئولان امر. او فقط مسئول جان [خود] و فرزندان و اصحاب بیعت كننده‌ی خودش بود و به همین دلیل در شب عاشورا مسئولیت فرزندان و یاران را نیز از خود برداشت كه آنها به حساب او كشته نشوند، ولی آنها آمادگی خود را منهای بیعت اعلام كردند. اساساً معنی ندارد كه یك فرد به نیابت دیگران انقلاب كند، و این تفاوت عظیم موقف امام حسن و موقف امام حسین است. امام حسن در موقف یك مقام مسئولِ حفظ جان و مال مردم است و امام حسین در موقف یك مقام منتقد و معترض كه قیام و مقاومتش برای دیگران هیچ گونه خطر ناخواسته ایجاد نمی‌كند. /مجموعه آثار، جلد۹، ص۳۲۰
شهید مطهری هم اگر زنده بود، الان سیبل حمله کیهان، پایداری ها، انقلابیون خون خوانده و... بود، علیه او مطلب می نوشتند، تابلو از محل درسش پایین می کشیدند

There are no comments posted here yet
بارگذاری بیشتر ...

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

Kamyar Keshavarzian shared his first post. · 1tSpooSns4hormrsed · تاجیک های چین...
سردار سلامی، چرا روزنامه جوان از یادگار امام کینه دارد...
در مقالات جوملا پنج شنبه, 04 مارس 2021 11:17