دمکراسی نردبان قدرت گیری ترامپ، که او پایه هایش را سست کرد

01 بهمن 1399
Author :  
ترامپ با حرکت خود علیه دمکراسی، خود را نابود کرد

خطرناک ترین رییس جمهور برای بقای امریکا، تا این لحظه ترامپ خواهد بود، چرا که بنیان استقرار 50 کشور نسبتا مهم که در شاخص های اقتصادی، صنعتی و کشاورزی هر کدام می توانند با کشورهای مهم جهان برابری کنند، و امروزه در قالب ایالت های مختلف گرد هم آمده، و "فدرال دمکراسی" تاثیر گذار جهانی، یعنی "ایالات متحده امریکا" (USA) [1] را ساخته اند، را با خطر فروپاشی مواجه نمود، او "دمکراسی امریکا" را به خطر انداخت، سیستم سیاسی که با نخ و سوزن خود (حاکمیت رای ملت)، تکه های پازل متعدد و جمعیت متکثر امریکا را به هم دوخته و در کنار هم نگه داشته است.

چارچوب شکل گیری و ایستادن این کشور بزرگ در آن سوی اتلانتیک به صورت متحد، دمکراسی است که به نسبت جمعیت، ملت های مهاجر ساکن هر ایالت امریکا را در کنار هم متحد نگه داشته، تا بر جهان آقایی و رهبری کنند، آقایی امریکا بر جهان آنگاه بر ما ایرانیان نیز تفهیم شد، که امریکا از قرارداد بین المللی برجام خارج شد، و در آن حال، گرچه باقی جهان در کنار ما و با برجام مانند، ولی این خروج، حضور همه آنها را در کنار ما بی اثر کرد.

اما دوره ریاست جمهوری و زمامداری آقای ترامپ بر کاخ سفید این درس، و در واقع حسن را هم داشت، که او در سیاست خود از "جنگ" احتراز کرد، و بدین لحاظ باید از ترامپ تقدیر نمود، او مبارزه با رقبا را به بُعد اقتصادی و سیاسی کشید، و دنیا را خلع السلاح منطق مبارزه اقتصادی و سیاسی خود کرد، به طوری که رقبایش، دو دوزه ی سیاست و قدرتش شده، مستعاصل، تنها منتظر و ساعت شمار رفتنش شدند، و زیر فشار سیاست هایش قادر به هیچ گونه عکس العملی نبوده و فقط خدا خدا کردند که ملت امریکا با رای خود، آنان را از خطر ترامپ نجات دهند.

نقطه قوت دیگر ترامپ، رسیدگی او به وضع داخلی کشورش بود، او روابط و ثروت ناشی از روابط خارجی خود را به سمت قدرت گیری مردم امریکا هزینه کرد، و با توجه به حجم رسانه ایی که علیه او در داخل و خارج از امریکا وجود داشت، توانست رای بسیار بالایی را  به رغم حملات بی امان رسانه ایی که علیه او و سیاست هایش می شد، کسب نماید و با فاصله بسیار کمی (به لحاظ تعداد آرای مردمی) شکست را پذیرا شود.

و اگر اشتباه راهبردی او در حمله هوادارانش به نماد دمکراسی امریکا (پارلمان امریکا) نبود، امید برای بازگشت دوباره او به قدرت، و روی کار آمدنش، در دور آینده ریاست جمهوری کم نبود و اکنون هم نیست، چرا که رقیب دمکرات او با یک جهان حمایت رسانه ایی و... توانست بر ترامپ پیروز شود.

متاسفانه قدرتمداران، یادشان می رود که با چه نردبانی به اوج قدرت دست یافته اند، و با حضور در قدرت، به خراب کردن نردبانی می اندیشند، که خود ناچیزشان از طریق همان نردبان به این اوج دست یافته اند. رهبرانی که با حضور و نردبان خواست مردم به قدرت می رسند و به این نردبان خیانت کرده و در مدت حضور خود در قدرت به ویرانی اش می اندیشند، تا خود را در آن ماندگار کنند. کسانی که در دل خود و حتی آشکارا بیان می دارند که حضورشان در قدرت معجزه است، ولی چون بر سریر قدرت قرار می گیرند، قدرت را حق مسلم خود و اهل خود می دانند، آنان بزرگترین خیانت را در حق خود و ملت خود مرتکب می شوند، نردبان دمکراسی، راه ورود تجارت پیشه ایی مثل ترامپ در قدرت بود، و او بر این نردبان نامهربانی کرد.

این نردبان دمکراسی است که اجازه می دهد تا مهاجرانی همچون کملا هریس [2] به معاون ریاست جمهوری امریکا برسد، در حالی که او یک هندی - جامائیکایی رنگین پوست است، یا باراک حسین اوباما [3] که یک کنیایی مسلمان زاده مهاجر سیاه پوست می باشد که به ریاست جمهوری می رسند، و حتی خود ترامپ که باز یک خارجی مهاجر است که در تجارت رشد کرده و بالا آمده و اکنون سکوی قدرتمندترین مرد جهان را تسخیر کرده است.

Click to enlarge image Top of world.PNG

او به اوج قدرت جهانی دست یافت ولی حرمت نردبانی که بر این اوج رفته بود را نگه نداشت

[1] -  United States of America  

[2] - زاده ۲۰ اکتبر ۱۹۶۴ اولین معاون رئیس‌جمهورِ زن و ‌سیاه‌پوست و آسیایی آمریکایی به ‌شمار می‌رود. هریس از سال ۲۰۱۷ به عنوان سناتور تازه‌ کار ایالات متحده آمریکا از ایالت کالیفرنیا تا ۲۰۲۰ و از اعضای حزب دموکرات است، دومین زن سیاه‌پوست و نخستین جنوب آسیایی آمریکایی است که به سنا راه یافت. مادرش شیامالا گوپالان زیست‌شناس بود که در سال ۱۹۵۸ در ۱۹ سالگی از هند به آمریکا آمد و به عنوان دانشجوی تحصیلات تکمیلی تغذیه و غدد درون‌ریز و متابولیسم در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی شروع به تحصیل کرد؛ او در سال ۱۹۶۴ PhD خود را دریافت کرد. پدرش دانلد جی. هریس، استاد بازنشسته اقتصاد در دانشگاه استنفورد، که اهل جاماییکای بود که در سال ۱۹۶۱ برای تحصیل وارد یوسی برکلی شد و در سال ۱۹۶۶ PhD اقتصاد گرفت.

[3] -  زاده ۴ اوت ۱۹۶۱ عضو حزب دموکرات، وکیل، سناتور ایالت ایلینوی و برنده جایزه صلح نوبل. وی از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ به مدت دو دوره ۴ ساله چهل و چهارمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا بود. فرزند یک مهاجر کنیایی سیاه‌پوست و یک زن سفیدپوست از اهالی ویچیتا در ایالت کانزاس است. پدر بزرگ پدری باراک اوباما در جریان مبارزات استقلال‌طلبانهٔ کنیا از بریتانیا، جزو چندین ‌هزار کنیایی بود که روانه بازداشتگاه های حکومت دست ‌نشانده بریتانیا شد. اگرچه پدر و پدرخوانده او هر دو مسلمان بودند، اما او یک مسیحی بار آمده و در ۴سالگی که در اندونزی زندگی می‌کرد، به جای شرکت در مدرسه «مکتب مذهبی مسلمانان» به مدارس کاتولیک یا سکولار رفته‌است.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (10)

This comment was minimized by the moderator on the site

واکنش بایدن به شکست استیضاح ترامپ: دموکراسی شکننده است و به مراقبت نیاز دارد Access to the commentsنظرها
نگارش از یورونیوز فارسی • به روز شده در: ۱۴/۰۲/۲۰۲۱ - ۰۹:۴۸
جو بایدن، رئيس جمهوری آمریکا در بیانیه‌ای پس از شکست استیضاح دونالد ترامپ در مجلس سنا تصریح کرد حتی سناتورهایی که با محکومیت ترامپ مخالفت کردند، بر این نظرند که «او در تخلف شرم آور از وظیفه در حمله به ساختمان کنگره گناهکار است.» آقای بایدن شامگاه روز شنبه ۱۳ فوریه به وقت آمریکا در بیانیه خود تاکید کرد که دموکراسی شکننده است و باید همیشه از آن دفاع کرد. او در ادامه اظهارداشت: «این فصل غم انگیز در تاریخ ما، به ما یادآوری کرده است که دموکراسی شکننده است. باید همیشه از آن دفاع کرد. ما باید همیشه هوشیار باشیم. خشونت و افراط گرایی در آمریکا جایی ندارد. و هر یک از ما وظیفه و مسئولیتی دارد که باید به آن پایبند باشد. این مسئولیت برای یک رهبر سنگین‌تر است و باید از حقیقت دفاع کند و دروغ‌ها را شکست دهد.»
مجلس سنای آمریکا شب گذشته پس از بررسی استدلال‌های موافقان و مخالفان دومین استیضاح دونالد ترامپ با ۵۷ رای مثبت در مقابل ۴۳ رای مخالف، با استیضاح رئيس جمهوری پیشین ایالات متحده مخالفت کرد. این در حالی بود که ۷ سناتور جمهوری‌خواه ترامپ را گناهکار تشخیص دادند ولی برای پیروزی این استیضاح باید دو سوم سناتورها یعنی ۶۷ نفر به آن رای مثبت می‌دادند
آقای بایدن که پیش از برگزاری جلسه استیضاح ترامپ در این خصوص اظهار نظر چندانی نکرده و روز جمعه پیش از برگزاری این جلسه گفته بود مشتاق است ببیند دوستان جمهوری‌خواه در جلسه استیضاح چه رویکردی اتخاذ خواهند کرد. چهل و ششمین رئیس جمهوری آمریکا در بخش دیگری از بیانیه خود تاکید کرد: «حتی کسی مانند رهبر اقلیت مجلس سنا، میچ مک کانل که به استیضاح رای منفی داد قبول دارد که ترامپ در «تخلف شرم‌آور از وظیفه خود» مقصر است و از نظر اخلافی در تحریک خشونت‌های رخ داده پایتخت مسئول است.»

آقای ترامپ هم پس از اعلام این رای در بیانیه‌ای ضمن ابراز خرسندی از شکست استیضاح و همچنین انتقاد از حزب دموکرات، خطاب به هوادارانش گفت: «جنبش وطن‌پرستانه و زیبای آمریکا را دوباره با شکوه می‌کنیم. مسیر تازه شروع شده است. در ماه‌های آینده چیزهای زیادی برای به اشتراک گذاشتن با شما دارم. ما کارهای بسیار زیادی در پیش داریم و به زودی با دیدگاهی در خصوص آینده روشن، بدون محدودیت و درخشان برای ایالات متحده آمریکا ظهور خواهیم کرد.»

دومین طرح استیضاح دونالد ترامپ، یک هفته پس از حمله هواداران او به ساختمان کنگره در مجلس نمایندگان این کشور در دستور کار گرفت و به تصویب رسید.

This comment was minimized by the moderator on the site

کیف اتمی ترامپ و قدرت برگ رای
Posted: 26 Jan 2021 10:25 PM PST
مرتضی چراغی
در تاریخ بیستم ژانویه جهان شاهد کنار رفتن یک نفر و به قدرت رسیدن نفر دیگر بود. شاهد تبدیل شدن یک نفر از قدرتمندترین مرد جهان به یک شهروند معمولی و بلعکس. و این معجزه دموکراسی درعصر معاصر است. بزرگترین دستاوردی که به مثابه فضیلتی شگرف در عصر معاصر به منصه ظهور رسیده است حالیکه میدانیم تاریخ، در پروسه ای لبالب از وحشت، چیزی نبوده مگر برافتادن و آمدن حکام. اما حالا و به مدد جانفشانی آزادمردان و آزادی خواهی روشنگران، قدرتمندترین مرد جهان هم حتی به مدد کیف کلاهک های هسته ای حریف یک برگه رای نمی شود و نمی تواند حتی یک دقیقه بیشتر از حق قانونی خود بر مسند قدرت تکیه بزند. نمی تواند زیرا دیگر عصر تمامیت خواهی به پایان رسیده و هرکسی بخواهد به قامت خودکامه درآمده و به آن نزدیک شود به انزوای مطلق کشانده خواهد شد همانطور که قرآن می فرماید، “قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی الْحَیاهِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ” و این شروع افولش خواهد بود همانطور که وعده داده شده. دموکراسی فضیلت عصر فعلی ست و لازمه آن نصب، نقد و عزل حاکم است. سیستم خودترمیمی که چونان ماشینی پیشرفته هرلحظه در جهت رفع عیوب و بهتر شدن خودش در حرکت است که مردم همیشه بهترین انتخاب گرانند. بله در حکمرانی مدرن فضیلتی برتر از دموکراسی نیست. وقتی سیستمی سیاسی حتی منظومه شمسی را مسخر کند بدون رضایت عامه فاقد ارزش میشود که دموکراسی بسان کیمیاییست که هرچیز را به طلا بدل میکند.

This comment was minimized by the moderator on the site

مکالمۀ تلفنی جواد و جو!
Posted: 26 Jan 2021 01:32 AM PST
احمد زیدآبادی
فرض کنید محمد جواد ظریف به جو بایدن در کاخ سفید زنگ زده و مکالمۀ زیر بین آنها شکل گرفته است:
جواد: جو! این تحریم‌ها را چرا لغو نمی‌کنی؟
جو: اول بگذار عرق ما خشک بشه!
جواد: الان یه هفته است وارد کاخ سفید شدی هنوز عرقت خشک نشده؟
جو: نه، این عرق شماست که اینقدر زود خشک می‌شه عرق ما برای خشک شدن حداقل چند ماهی طول می‌کشه!
جواد: اینجوری که تو می‌گی داستان می‌افته به بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران!
جو:خب بیفته، مگه چطور می‌شه؟
جواد: در آن صورت ممکنه پاستور افتاده باشه دست تندروها!
جو: افتاده باشه، مگه چی می‌شه؟
جواد: اونوقت شما با شرایط سخت‌تری روبرو می‌شید!
جو: دقیقاً چه شرایط سخت‌تری؟
جواد: می‌دونی که اونها آمریکا ستیزند و علاقه‌ای به توافق با شما ندارند!
جو: یعنی شما میانه‌روها آمریکا نستیزید! و می‌خواین با ما توافق کنین؟
جواد: نه. ما هم با آمریکا مشکل اساسی داریم اما می‌کوشیم تحریم‌های ظالمانه را علیه کشورمان لغو کنیم!
جو: یعنی چون می‌کوشین تحریم‌ها را علیه کشورتان لغو کنین، میانه‌رو هستین؟
جواد: در واقع بعله! ولی تندروها نمی‌خوان این اتفاق بیفته!
جو: خب این چه آسیبی به ما می‌زنه؟ اگر تندروی اینه که می‌خوان تحریم‌ها ادامه داشته باشه تا روز قیامت تندرو بمونن!
جواد: بعد سرنوشت مردم ایران این وسط چی می‌شه؟
جو: این پرسشی است که حکومت شما باید پاسخش را بده نه من!
جواد: ببین! بحث از مسیر خودش منحرف شد…
جو: خب شما برش گردونین به مسیر درست…
جواد: ببین! تندروها ممکنه کلاً از برجام خارج بشن!
جو: این تازه می‌شه مثل شرایطی که برجام نبود! مگه قبل از برجام چه کار کردن؟
جواد: بله. اون موقع با شما وارد مذاکره شدن، اما این بار ممکنه نشن!
جو: اگه نشن چه اتفاقی می‌افته؟
جواد: غنی‌سازی را با تمام قوا از سر می‌گیرن!
جو: این غنی‌سازی را با تمام قوا از سر می‌گیرن که چی بشه؟
جواد: هیچی! همینجوری! چون ما به دنبال ساخت بمب که نیستیم!
جو: خب اگه همینجوری ست و بمبی در کار نیست ادامه بدن!
جواد: ولی ممکنه تو منطقه هم براتون دردسر ایجاد بشه!
جو: مگه الان نمی‌شه؟
جواد: ممکنه بیشتر بشه!
جو: یعنی اگه ما الان تحریم‌ها را لغو کنیم؛ سیاست شما در منطقه تغییر می‌کنه؟
جواد: این چیزی نیست که من بتونم در باره‌اش صحبت کنم!
جو: پس در بارۀ چی می‌تونی صحبت کنی؟
جواد: من بیشتر در رابطۀ بین ایران با چین و روسیه ابتکار عمل داشته‌ام. در مورد سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی نقشی ندارم!
جو: مخالف این سیاست هستی؟
جواد: نه، به هیچوجه! من به عنوان وزیر خارجۀ جمهوری اسلامی موظفم در مجامع خارجی از تمام سیاست‌های نظام دفاع کنم!
جو: یعنی از سیاست تندروها دفاع کنی؟
جواد: نه آنها تندرو نیستند! برادران ما هستند که در جبهه‌ای دیگر اهداف نظام را دنبال می‌کنند!
جو: پس این داستان تندرو – میانه‌رو که تا حالا می‌گفتی چی شد؟
جواد: اون مربوط به خود ماست نه شما!
جو: پس تمام این مکالمه برای چیه؟
جواد: برای اینکه تحریم‌ها را زودتر لغو کنی!
جو: و اگر نکنیم؟
جواد: با تندروها طرف خواهید شد!
جو: متوجه شدم! به نظرم بهتره شما اول برید تکلیف خودتان را در داخل کشورتان روشن کنید بعد بیایید برای لغو تحریم‌ها صحبت کنیم! من که نفهمیدم در کشور شما کی چه کاره است! بیش از هر چیز نفهمیدم خودت اصلاً چه کاره‌ای و راجع به چه حرف می‌زنی!

This comment was minimized by the moderator on the site

سخنرانی بایدن: چیرگی دموکراسی

آقای بایدن که مسن ترین رئیس جمهور آمریکاست در سخنرانی بعد از سوگند بار دیگر چنانکه در ماه های اخیر بارها گفته از لزوم عبور از تبدیل اختلافات سیاسی به جنگ و نفرت و بازگشت به اتحاد سخن گفت. او گفت: "امروز روز آمریکاست. امروز روز دموکراسی است. روزی برای تاریخ و امیدواری." "با عبور از بوته آزمایش قرون، آمریکا محک خورده و با چالش ها روبرو شده. امروز ما نه پیروزی یک نامزد بلکه یک آرمان، آرمان دمکراسی را جشن می گیریم." او گفت: "ما بار دیگر آموختیم که دموکراسی ارزشمند است. دمکراسی شکننده است و در این لحظه، دوستان من، دمکراسی چیره شده است." او با اشاره به خشونت های روز ششم ژانویه گفت که اکنون آمریکایی ها به عنوان یک ملت "برای انتقال صلح آمیز قدرت چنانکه برای بیش از دو قرن کرده جمع می شوند." آقای بایدن در این سخنرانی اصلا به نام دونالد ترامپ اشاره نکرد. آقای بایدن گفت: "من از روسای جمهور سابق از هر دو حزب که امروز اینجا حاضر شده اند تشکر می کنم. او گفت که همچنین به جیمی کارتر رئیس جمهور سابق که ۹۶ سال دارد و نتوانست در این مراسم شرکت کند تلفنی صحبت کرده و از خدمات طولانی او به کشور قدردانی کرده است. رئیس جمهور آمریکا در مورد چالش های دولتش از جمله همه گیری، تغییر اقلیم و ظهور "برتری جویی سفیدپوستی" گفت که با همه این موانع "روبرو خواهیم شد و آنها را شکست خواهیم داد." آقای بایدن گفت: "شکاف هایی که ما را جدا می کند عمیق و واقعی هستند - اما تازگی ندارند. این نبردی دایمی است و پیروزی هرگز تضمین نشده است." او با اشاره به لحظاتی مانند جنگ داخلی آمریکا گفت "فرشتگان درون ما همیشه چیره شده اند. تاریخ، ایمان و عقلانیت راه اتحاد را نشان می دهند."
او تاکید کرد که آمریکا باید به عنوان "ایالات متحده" با این لحظه روبرو شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

هادی مهرانی @hadimehrani1 17h
آمریکا یک احمدی نژاد به دنیا بدهکار بود که بدهیش رو صاف کرد ، ترامپ رفت ، اما تنها حُسن دولتمردان و مردم آمریکا این بود که اجازه ندادن یک نفر چهار سال دیگه کشورشون رو نابود کنه ، ولی حاکمیت ما فقط بخاطر لجاجت ۸سال اجازه نابودی کشور رو دادن ، و اونی که درست می‌گفت رو در #حصر کردن!

عباس عبدی @abb_abdi 16h
بخشی از اصول‌گرایان تندرو تا ظهر امروز، به معجزه و ماندن ترامپ در کاخ سفید امید داشتند. این شیفتگی به قاتل سردار عجیبه. این فاجعه برای جهان رخ نداد. ولی ما از ترامپیست‌های وطنی در امان نیستیم. امیدوارم در سیاست خود تجدید نظر کنند و تقاص این شکست را از مردم مظلوم ایران نگیرند.

mehdi mahmoudian @MahmoudianMe 12h
بایدن در اولین ساعات کاری خود دستور بازگشت به توافق نامه پاریس راصادر می‌کند. بازگشت به برجام هم می‌توانست یکی دیگراز دستوراتش باشد. اماهمانطور که فرمانده سپاه فرمودند:"ما اصلا به برجام نیاز نداریم"
اگرسخنگوی سپاه کله سحر تکذیب و شکایت نمی‌کنندبگویند این "ما"دقیقا چه کسانی هستند؟


نجفی تهرانی @najafi_tehrani 14h
ترامپ رفت، بایدن آمد و آمریکا به تنظیمات کارخانه بازگشت، سران اروپا خوشحال و دوباره با آمریکا متحد شدند، کار برای ج.ا در روابط با امریکا و اروپا سخت تر خواهد شد آنها بر فشارشان خواهند افزود و ج.ا مجبور به دادن امتیازات بیشتری خواهد شد، اصولگرایان برای #نرمش_قهرمانانه۲ آماده شوند.

Farnaz Ghazizadeh @BBCFarnaz 15h
دموکراسی به دست آوردن قدرت با رای مردم نیست، واگذاری قدرت با رای مردمه. اونجاست که فرق یه دموکراسی و دیکتاتوری معلوم می‌شه.

سيّدعطاءالله مهاجرانى @MohajeraniSayed • 9h
مى گويند، اين نامه را ترامپ براى بايدن روى ميز كارش گذاشته و رفته است!
(جو تو می دونی که من بردم)

ری توئیت کردم و نوشتم :
سیستمی که تک تک شکایات انتخاباتی را رسیدگی بی طرفانه می کند، یکی از افتخارات آخرین سخنرانی هم انتصاب قضات متعدد توسط شما بود، دولت مستقر و فرمانده کل قوا هم که بودی، کاش دلایل پیروزی ات را بر می شمردی، این هم از عجایب است، این را باید کسانی بنویسند که دست شان به جایی بند نیست.

sadeghZibakalam @sadeghZibakalam • 11hترامپ درحالی رفت که با تمام وجود میخواست بماند.آدم بدشانسی بود چون درآمریکا بقدرت رسید و زورش بقانون نمیرسید.اگر بجای آمریکا در یک کشور غیر دمکراتیک بقدرت رسیده بود ببهانه خدمت به مردم و کشور و اینکه اکثریت مردم طرفدارش هستند، میتوانست با سرکوب مخالفین همچنان در قدرت باقی بماند.
ری توئیت کردم و نوشتم :
واقعا در هر کجای دنیا چنین فردی با چنین خود شیفتگی به قدرت رسیده بود، رد امانت نمی کرد و خود را صاحب آن اعلام می کرد و می گفت به غیر از ما کسی را لیاقت چنین صندلی نیست! تازه ما هم نباشیم ایوانکا هست. باید به دمکراسی تبریک گفت که این ظرفیت را دارد که قدرتمداران را هم به زیر بکشد

This comment was minimized by the moderator on the site

ایرانی که ترامپ بر جای گذاشت

Posted: 20 Jan 2021 04:51 AM PST

گفت‌وگو با مهدی نوربخش

مهسا محمدی

دونالد ترامپ، چهل و پنجمین رییس‌جمهور ایالات متحده، ظهر امروز، ۲۰ ژانویه، کار خود را به عنوان رییس‌جمهور این کشور پایان می‌دهد.

یک دوره‌ای شدن دوره ریاست‌جمهوری‌‌اش بر این رییس‌جمهور جنجالی بسیار سنگین آمده و از این رو قصد دارد نارضایتی‌اش را با عدم شرکت در مراسم تحلیف جو بایدن، رییس‌جمهور دمکرات منتخب دوره چهل ششم نشان دهد.

به نظر می‌رسد رفتن دونالد ترامپ، با توجه به پایگاه رای ۷۵ میلیون نفری‌اش در ایالات متحده، با نارضایتی و ناامیدی تعداد زیادی از آمریکاییان همراه خواهد بود، همان کسانی که برای نشان دادن اعتراضشان به نتیجه انتخابات، روز ۶ ژانویه ساختمان کنگره آمریکا را هم در نوردیدند، اما در نهایت کاری از پیش نبردند.

اما این رییس‌جمهور پرحاشیه و رفتن و ماندن او به جز در داخل ایالات متحده، در کشورهای دیگر هم ذهن سیاست‌مداران و افکار عمومی را به خود مشغول کرده بود.

تصمیمات این سیاستمدار تاجرپیشه طی ۴ سال اخیر تاثیرات عمیق و وسیعی بر زندگی مردم ایران بر جای گذاشت و از این بابت بود که در روزهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، ایران بعد از کوبا و ایرلند، سومین کشور دنبال کننده اخبار این انتخابات بود و روز اول با پیش افتادن ترامپ قیمت ارز در ایران افزایش یافت و در ادامه با بالا آمدن بایدن دلار تا مرز ۲۲ هزار تومان پایین آمده بود.

خروج ایالات متحده و یا به عبارت بهتر دونالد ترامپ از معاهده برجام، هم جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار داد و هم در ادامه مردم ایران را در داخل و خارج کشور با مشکلات عدیده‌ای روبرو کرد. فرمان اجرایی ترامپ درباره ممنوعیت سفر از کشورهای اسلامی هم سنگی دیگر پیش پای صدها هزار مهاجر ایرانی در ایالات متحده انداخت. ترور قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی در عراق هم از دیگر اقدامات ایالات متحده به رهبری دونالد ترامپ بود که تنش نظامی را میان دو کشور به بالاترین سطح رساند. در تمام سال‌های بعد از خروج از برجام تا روز آخر ریاست جمهوری ترامپ، سیاست موسوم به «فشار حداکثری» از طریق اعمال تحریم‌ بر نهادها و افراد مرتبط با جمهوری اسلامی و ایران در راس سیاست‌های دونالد ترامپ قرار داشت.

ترامپ با ایران و جمهوری اسلامی چه کرد؟

اگر نگوییم بی‌سابقه اما قطعا این کم سابقه است که رییس‌جمهور کشوری در یک قاره دیگر تا این اندازه موجب بیم و امید مردمانی در سوی دیگر دنیا باشد. «ترامپ»، نه تنها محل اختلاف و شکاف میان شهروندان ایالات متحده بلکه یکی از عوامل صف‌آرایی بسیاری از ایرانیان در مقابل یکدیگر شد.

او با موضع‌گیری‌های شدید و اظهارات گاه عجیب‌ و اقدامات غیرمنتظره‌اش نماینده گروهی از مردم ایران شد که خواهان فشار حداکثری بر ایران برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی بودند و همین عده که حتی فائزه هاشمی، فرزند یکی از بنیانگذاران جمهوری اسلامی هم با آنان هم رای است، معتقدند که اگر ترامپ بر سر قدرت می‌‌ماند برای ایران بهتر بود. در مقابل عده‌ای نیز از در مخالفت با تحریم و به تبع آن ترامپ برآمده و او را مسئول اصلی وضعیت نابسامان اقتصادی ایران می‌دانند.

دونالد ترامپ که از زمان به قدرت رسیدن‌اش در ژانویه ۲۰۱۷ مدام به برجام می‌تاخت و آن را معاهده‌ای «افتضاح» می‌خواند، در نهایت در ماه می ۲۰۱۸ کشورش را از برنامه جامع اقدام مشترک خارج کرد. خروجی که می‌توان گفت این تعهد را عملا به پایان رساند. ایران و ۴ کشور اروپایی باقیمانده در معاهده هر چند تا مدتها بر طبل باقی ماندن بر تعهدات و زنده نگاه داشتن برجام کوبیدند، اما عملا این معاهده را از دست دادند.

هنوز تحریم‌ها از راه نرسیده بود که ترس از تحریم شرکت‌های خارجی تازه از راه رسیده را از ایران تاراند و ۵۰ شرکت خارجی که با سر گرفتن معاهده برجام به ایران اقبال نشان داده بودند فرار را بر قرار ترجیح دادند.

بدنبال آن ایالات متحده در روز ۵ نوامبر ۲۰۱۸ ( ۱۴ آبان ۱۳۹۷) آغاز رسمی دور جدید تحریم‌هایش را علیه جمهوری اسلامی و ایران اعلام کرد. تحریم‌ها در این مرحله در زمینه‌های «انرژی، بانکی، حمل و نقل و صنایع کشتی سازی» بود.

بعد از این اعلام رسمی، دیگر موج تحریم‌ها بود که ایران را نشانه می‌گرفت و سایر کشورها نیز از ترس درافتادن با قدرت اول اقتصادی دنیا در انتخاب میان ایران و ایالات متحده تردید به خود راه نمی‌دادند و حاضر نبودند پی جریمه‌های سنگین قطع رابطه با ایالات متحده را برای حفظ رابطه اقتصادی با ایران به تن خود بمالند.

کار از نفت و پتروشیمی تا بانک‌ها و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی قضایی و نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی و همه حوزه‌های ریز و درشت دیگر کشید.

یک فرمان اجرایی غیرمنتظره

هر چند خروج ایالات متحده از برجام و تنش‌ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی پس از آن میان دو کشور مهمترین و مخرب‌ترین اثر ترامپ بر ایران بود اما این آثار به همین جا محدود نماند.

در روز ۳ مهر ۱۳۹۶ ( ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷) و پیش از خروج از برجام، دونالد ترامپ دستور داد که محدودیت سفر به آمریکا برای شهروندان هفت کشور از جمله ایران گسترش یابد. او گفت که ایران از نظر آمریکا «حامی تروریسم» است و از این رو ورود ایرانی‌ها، چه به عنوان مهاجر و چه غیر آن به آمریکا ممنوع شد.

این فرمان البته استثنائاتی داشت مانند کسانی ویزای تحصیلی داشتند یا شامل برنامه‌های مبادله (مثلا مبادله دانشگاهی) بودند یا کسانی که علاوه بر تابعیت ایران، تابعیت کشور دیگری را هم داشتند، دارندگان گرین‌کارت و مواردی از این دست.

این فرمان ناگهانی به سرگردانی تعداد زیادی از خانواده‌های ایرانی در فرودگاه‌ها، تجمعات خودجوش و طرح شکایت‌های شخصی و بردن دعاوی به دادگاه‌های ایالتی منجر شد که در بعضی از موارد هم به نفع ایرانیان رای صادر شد، اما فرمان به هر روی تا به امروز پا برجا ماند.

آخرین اقدام شاخص ترامپ که ایران و ایالات متحده را تا پای جنگ نیز پیش برد، ترور فرمانده سپاه قدس ایران در فرودگاه بغداد توسط نیروهای نظامی آمریکایی بود. بدنبال آن ایران وعده انتقام سختی داد و به پایگاه آمریکایی الاسد در عراق حمله کرد، حمله‌ای که تلفاتی در بر داشت.

در این میان تنش‌های گاه و بیگاه نیروهای نظامی ایران و ایالات متحده در خلیج فارس و موشک‌پرانی‌های میان نیروهای نیابتی‌شان از سوریه و عراق تا یمن همواره در جریان بود و در این چهار سال دوره‌ای که بتوان آن را آرام و بدون تنش توصیف کرد، یافت نمی‌شود.

حالا بایدن از راه رسیده. وعده داده در ساعات اولیه پس از مراسم تحلیف‌اش فرمان اجراییِ لغو ده‌ها فرمان اجرایی ترامپ را صادر کند. از جمله فرمان لغو سفر کشورهای مسلمان. او پیش از این هم وعده بازگشت به برجام و مذاکره با جمهوری اسلامی بر سر برنامه‌ هسته‌ای‌اش را داده بود، البته به شرط‌ها و شروط‌ها.

ایران مجبور به مذاکره است

از مهدی نوربخش٬ استاد سیاست بین‌الملل درباره این مقطع زمانی مشخص، رفتن ترامپ و آمدن بایدن پرسیدیم و اینکه آیا اساسا چرخش بزرگ و قابل توجهی در سیاست های ایالات متحده نسبت به ایران در چشم انداز هست یا نه. او در خصوص احتمال بازگشت دولت آینده آمریکا به برجام به «زیتون» گفت:« این امر به راحتی محقق نخواهد شد؛ چرا که تمامی تیم مذاکراتی دولت اوباما از جمله کری٬ سالیوان٬ شرون و همه کسانی که از آن مذاکرات حمایت می‌کردند٬ آن‌را تنها به عنوان یک قدم از این مسیر می‌دیدند. مذاکراتی که راهگشای مذاکرات بعدی با جمهوری اسلامی خواهد بود. همچنین بسیاری از افراد در نهادهای تصمیم ساز آمریکا معتقدند «فشارهای حداکثری» ترامپ می‌تواند به عنوان امتیازی برای مذاکرات آینده به کار گرفته شود.» از همین رو به گفته مهدی نوربخش، دولت بایدن برخلاف آنچه جمهوری اسلامی امیدوار است به سرعت تحریم‌ها را رفع نخواهد کرد و به برجام باز نخواهد گشت.

این تحلیل‌گر سیاسی می‌گوید: « تعداد کثیری از تحریم‌های وضع شده علیه ایران تحت عنوان «مبارزه با تروریسم» تعریف شده‌اند و بایدن نمی‌تواند به صورت ابتدا به ساکن چنین تحریم‌هایی را رفع کند.»

به عقیده نوربخش آمریکا در خاورمیانه به دنبال تامین امنیت «عبور آزاد کشتی‌ها در خلیج فارس تنگه هرمز»٬ «جلوگیری تبدیل خاورمیانه به انبار اسلحه»٬ «مقابله با تروریسم» و «ایجاد ثبات و رقابت با چین و روسیه» است.

او می گوید: «با توجه به این واقعیت جمهوری اسلامی ناچار از تن دادن به مذاکره با آمریکاست چون تا زمانی که در منطقه ثبات ایجاد نشود٬ آمریکا در خاورمیانه باقی می‌ماند٬ اسلحه می‌فروشد و به تعداد نیروهای نظامی‌اش اضافه می‌کند.»

نوربخش در ادامه به نقش اسرائیل در این میان اشاره کرده و می‌گوید که «جای پای اسرائیل بعد از برقراری ارتباط با برخی از کشورهای عربی محکم‌تر شده است و حتی بحرین اعلام کرده که قصد دارد یک پایگاه نظامی در اختیار اسرائیل بگذارد. بنابر این اگر جمهوری اسلامی تن به مذاکره با آمریکا ندهد و تبدیل به بخشی از طرح امنیتی خاورمیانه نشود٬ روز به روز وضعیت منطقه امنیتی‌تر و حضور آمریکا و اسرائیل در آن پررنگ‌تر خواهد شد.»

او تاکید می‌کند: «نباید فراموش شود که بایدن از حامیان بهبود رابطه کشورهای عربی منطقه با اسرائیل نیز هست. در حقیقت خطری که جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند این موضوع است که جز نیروهای همراستا با جمهوری اسلامی در منطقه٬ هیچ کشور دیگری در دنیا نیست که از بهبود رابطه اعراب و اسرائیل حمایت نکند.»

این استاد دانشگاه هریس‌برگ پنسیلوانیای امریکا می‌گوید که تلاش‌های ترامپ برای کشاندن مجدد جمهوری اسلامی به میز مذاکرات شکست خورد چون که او تمایل به مذاکرات دوجانبه با ایران داشت. در دور قبلی مذاکرات هسته‌ای اما اوباما و کشورهای اروپایی وارد یک مذاکره چند جانبه با جمهوری اسلامی شدند. « ترامپ شکست خورد چرا که اروپا نیز راضی به مذاکره دوجانبه جمهوری اسلامی و آمریکا نبود.»

به گفته مهدی نوربخش اما جمهوری اسلامی چاره‌ای جز تن دادن به مذاکرت مجدد ندارد؛ «مذاکراتی در خصوص انرژی هسته‌ای٬ نیروی موشکی و حضور منطقه‌ای.»

او می‌گوید که فشار حداکثری از سوی دولت ترامپ به منظور تغییر رژیم طراحی شده بود چرا که از منظر دولت ترامپ جمهوری اسلامی یا تن به مذاکره می‌داد یا به دلیل مشکلات اقتصادی دچار فروپاشی می‌شد. این طرح با شکست مواجه شد اما امتیاز مناسبی را در اختیار دولت آینده آمریکا قرار داد.

درباره سایر اقدامات احتمالی بایدن، نوربخش می‌افزاید: «بایدن وعده داده که یکی از شش کار اول او بعد از اجرای مراسم سوگند و آغاز رسمی دولت جدید٬ لغو کردن ممنوعیت سفر از کشورهای عمدتا مسلمان به آمریکاست. کمپین بایدن بهتر از هر کمپین انتخاباتی دیگری در تاریخ آمریکا با جمعیت مسلمان این کشور ارتباط برقرار کرد. در آمریکا حدود هفت میلیون مسلمان زندگی می‌کنند که ۸۵ درصد این جمعیت به بایدن رای دادن و لغو این ممنوعیت در حقیقت پاسخی است که حمایت مسلمانان آمریکا از رییس جمهوری جدید این کشور.»

درباره ترور قاسم سلیمانی اما او می‌گوید که اختلاف عقیده ای وجود نداشت و « اگرچه ترور قاسم سلیمانی به دستور دونالد ترامپ رخ داد٬ اما جو بایدن نیز از آن حمایت کرد.»

از سوی دیگر نوربخش معتقد است که آمریکا با رهبری بایدن مشکلاتش را با چین نیز حل خواهد کرد٬ هرچند چین در دوران ریاست جمهوری ترامپ نیز نخواست یا نتوانست کمک خاصی به جمهوری اسلامی بکند. جمهوری اسلامی تا زمانی که نتوانسته مشکلاتش را با آمریکا و پس از آن نهادهای بین‌المللی حل کند٬ حتی نمی‌تواند از کمک‌های هم پیمانانش استفاده کند. او می گوید :« همانطور که دیده‌اید دیگر خبری از توافق قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین نیز به گوش نمی‌رسد چون این کشور نیز حتی قصد ندارد با جمهوری اسلامی که تحت تحریم‌های گوناگون آمریکا و نهادهای بین المللی قرار دارد وارد معامله‌های جدی شود.»

با توجه به آنچه که گفته شد به نظر می رسد آینده همچنان به شدت مبهم و غیرقابل پیش‌بینی است. به نظر نمی‌رسد حالا ایران و جمهوری اسلامی هم در همان جایی ایستاده باشند که قبل از خروج از برجام بودند. هر چند ممکن است با لغو فرمان اجرایی ممنوعیت سفر، گروهی از مهاجران ایرانی به مرور به روال پیشین بازگردند اما نارضایتی مردم در داخل ایران بر اثر دیکتاتوری، فساد و فشارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به طرز معنی‌داری افزایش پیدا کرده است. از سوی دیگر مجموعه حاکمیت نیز به سوی تندروترین نیروهای خود متمایل شده و بر طبل خروج تمام و کمال از برجام می‌کوبد و عملا این کار را با مصوبه «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها»ی مجلس «انقلابی» کلید زده است. روز گذشته هم وزارت امور خارجی ایران در اطلاعیه‌ای از تحریم ۱۱ مقام فعلی یا سابق دولت آمریکا خبر داد. گفته شد که این تحریم‌ها «در اجرای قانون مقابله با نقض حقوق بشر و اقدامات ماجراجویانه و تروریستی آمریکا در منطقه» اجرا شده و شامل افرادی مانند دونالد ترامپ، مایک پومپئو و نه مقام آمریکایی دیگر می‌شود. حال باید دید در این شرایط یکسر مبهم و تنش‌آلود آیا می‌توان به تعادلی هر چند ناپایدار دست یافت.

منبع: زیتون

This comment was minimized by the moderator on the site

دونالد ترامپ حزب سیاسی «میهن‌پرست» را تشکیل می‌دهد
نگارش از یورونیوز فارسی • به روز شده در: ۲۰/۰۱/۲۰۲۱ - ۰۹:۲۰
دونالد ترامپ، رئيس جمهوری ایالات متحده قصد دارد حزب سیاسی تازه‌ای به‌نام «میهن‌پرست» تشکیل دهد.
نشریهٔ وال‌استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه نوشت که آقای ترامپ هفتهٔ گذشته با شماری از متحدان و همسنگران خود دربارهٔ تشکیل حزب سیاسی گفتگو و اعلام کرده است در راستای شعار سیاسی‌اش یعنی «نخست آمریکا» مایل است حزب تازه را «حزب میهن‌پرست» بنامد.
این خبر در حالی اعلام می‌شود که شماری از جمهوریخواهان از نقش دونالد ترامپ در تحریک مهاجمانی که در ششم ژانویه به ساختمان کنگرهٔ آمریکا یورش بردند به‌شدت انتقاد کرده‌اند. اما آنچه سبب می‌شود جمهوریخواهان بیش از دموکرات‌ها از خبر تشکیل حزب «میهن‌پرست» نگران باشند، آن است که آرائی که به صندوق حزب احتمالی دونالد ترامپ ریخته خواهد شد، به قیمت لاغر شدن بدنهٔ رأی‌دهندهٔ جمهوریخواهان تمام خواهد شد. از سوی دیگر کارشناسان می‌گویند با حضور دو حزب کهنه‌کار و قدرتمند در عرصهٔ سیاست آمریکا تشکیل حزب سیاسی تازه برای رئیس جمهوری که با کناره‌گیری از قدرت بیش‌ازپیش به‌انزوا می‌رود، کار آسانی نیست.
گرچه تشکیل احزاب سیاسی تازه در ایالات متحده بی‌سابقه نیست اما این احزاب ثالث، باتوجه به آراء ناچیزشان، هیچگاه نتوانسته‌اند نقش تأثیرگذاری در سیاست این کشور داشته باشند.

This comment was minimized by the moderator on the site

پیام خداحافظی ترامپ همزمان با ورود بایدن به واشنگتن
۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۹ ژانویه ۲۰۲۱، ۲۲:۲۷ GMT
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در آخرین روز کاری خود پیام خداحافظی منتشر کرده است و در آن برای دولت جدید آرزوی موفقیت کرد.
او که از شبکه های اجتماعی محروم شده، در پیام ویدیویی که از حساب کاربری دولت در شبکه های اجتماعی منتشر شد، گفت: "ما همان کاری را کردیم که برای انجامش آمده بودیم- و خیلی کارهای بیشتر".
دونالد ترامپ در آخرین روز کاری خود در کاخ سفید از آمریکایی‌ها خواست تا برای دولت جدید دعا کنند اما از جو بایدن نامی نبرد.
آقای ترامپ هرگز به شکست اذعان نکرده و پیروزی جو بایدن را تبریک نگفته است.
جو بایدن قرار است امروز چهارشنبه به عنوان رئیس جمهور آمریکا سوگند یاد کند.
دونالد ترامپ در ادامه صحبت‌های خود در این ویدیو به روی کار آمدن دولتی تازه در روز ۲۰ ژانویه اذعان کرد اما گفت: "می‌خواهم بدانید که جنبشی که ما راه انداختیم تازه در نقطه آغاز است."
آقای ترامپ گفت "من به استقبال نبردهای سخت، شدیدترین جنگ ها، سخت‌ترین انتخاب ها رفتم - چون برای این انتخاب شده بودم."
او اخطار داد که "بزرگترین خطری" که کشور اکنون با آن روبروست "از میان رفتن اعتماد به عظمت ملی است."
چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا اقدامات دولتش از "رو در رو شدن با چین آنطور که قبلا هرگز نشده بود" تا "یک رشته معاملات صلح تاریخی در خاورمیانه" را برشمرد.
او افزود: "من به خصوص افتخار می کنم بعد از چند دهه اولین رئیس جمهور بودم که هیچ جنگ تازه‌ای را شروع نکرده است."
آقای ترامپ همچنین گفت: "ما خلافت داعش را نیست و نابود کردیم و به زندگی فلاکت بار بنیانگذار و رهبر آن البغدادی پایان دادیم. ما در برابر رژیم سرکوبگر ایران ایستادیم و تروریست ارشد جهان، قصاب ایرانی، قاسم سلیمانی را کشتیم."
او در اشاره به شورش روز ششم ژانویه در کنگره گفت: "همه آمریکایی ها از این یورش به کنگره وحشتزده شدند... این هرگز قابل تحمل نیست."
مجلس نمایندگان آمریکا چهاشنبه هفته پیش آقای ترامپ را در ارتباط با یورش ششم ژانویه به کنگره به اتهام "تشویق به شورش" استیضاح کرد.
دونالد ترامپ اولین رئیس جمهور در تاریخ این کشور است که دو بار استیضاح می‌شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

پیام خداحافظی ترامپ همزمان با ورود بایدن به واشنگتن
۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۹ ژانویه ۲۰۲۱، ۲۲:۲۷ GMT

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در آخرین روز کاری خود پیام خداحافظی منتشر کرده است و در آن برای دولت جدید آرزوی موفقیت کرد.
او که از شبکه های اجتماعی محروم شده، در پیام ویدیویی که از حساب کاربری دولت در شبکه های اجتماعی منتشر شد، گفت: "ما همان کاری را کردیم که برای انجامش آمده بودیم- و خیلی کارهای بیشتر".
دونالد ترامپ در آخرین روز کاری خود در کاخ سفید از آمریکایی‌ها خواست تا برای دولت جدید دعا کنند اما از جو بایدن نامی نبرد.
آقای ترامپ هرگز به شکست اذعان نکرده و پیروزی جو بایدن را تبریک نگفته است.
جو بایدن قرار است امروز چهارشنبه به عنوان رئیس جمهور آمریکا سوگند یاد کند.
دونالد ترامپ در ادامه صحبت‌های خود در این ویدیو به روی کار آمدن دولتی تازه در روز ۲۰ ژانویه اذعان کرد اما گفت: "می‌خواهم بدانید که جنبشی که ما راه انداختیم تازه در نقطه آغاز است."
آقای ترامپ گفت "من به استقبال نبردهای سخت، شدیدترین جنگ ها، سخت‌ترین انتخاب ها رفتم - چون برای این انتخاب شده بودم."
او اخطار داد که "بزرگترین خطری" که کشور اکنون با آن روبروست "از میان رفتن اعتماد به عظمت ملی است."
چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا اقدامات دولتش از "رو در رو شدن با چین آنطور که قبلا هرگز نشده بود" تا "یک رشته معاملات صلح تاریخی در خاورمیانه" را برشمرد.
او افزود: "من به خصوص افتخار می کنم بعد از چند دهه اولین رئیس جمهور بودم که هیچ جنگ تازه‌ای را شروع نکرده است."
آقای ترامپ همچنین گفت: "ما خلافت داعش را نیست و نابود کردیم و به زندگی فلاکت بار بنیانگذار و رهبر آن البغدادی پایان دادیم. ما در برابر رژیم سرکوبگر ایران ایستادیم و تروریست ارشد جهان، قصاب ایرانی، قاسم سلیمانی را کشتیم."
او در اشاره به شورش روز ششم ژانویه در کنگره گفت: "همه آمریکایی ها از این یورش به کنگره وحشتزده شدند... این هرگز قابل تحمل نیست."
مجلس نمایندگان آمریکا چهاشنبه هفته پیش آقای ترامپ را در ارتباط با یورش ششم ژانویه به کنگره به اتهام "تشویق به شورش" استیضاح کرد.
دونالد ترامپ اولین رئیس جمهور در تاریخ این کشور است که دو بار استیضاح می‌شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

دیروز در محفلی دوستانه پیری استخوان خرد کرده در صنعت ایران، از اخلاق جناب مهندس مهندس مهدی بازرگان می گفت، و بازرگان یکی از بهترین افراد در تاریخ سیاسی معاصر ما ارزیابی می کرد، و در عین حال که می گفت چه فایده که در دنیای سیاست آدم های خوب جایی ندارند، او را در مقایسه با امیرکبیر می دانست که در خیر خواهی در حق مردم ایران شایسته بود. و من این وصف را در حق این مرد بزرگ از افراد زیادی شنیده ام، که او را اسوه تقوا و پاکی و سلامت نفس می دانستند و می دانند، مقاله ایی که می آید در مورد دیدگاه های مرحوم بازرگان در مورد دمکراسی است که اخیرا به رشته تحریر در آمده است، و بی مناسبت با پست من در مورد ترامپ نیست که او نزدیک بود دمکراسی امریکا را به استبداد امریکایی تبدیل کند :
شب تاریک استبداد و صبح روشن دموکراسی
Posted: 19 Jan 2021 09:56 AM PST
سیدعلی محمودی
تجدیدعهد با آراء مهدی بازرگان در بیست و ششمین سالگرد در گذشت او
نه استبداد قبایی است که بتوان به راحتی آن را از تن درآورد، و نه دموکراسی شِنِلی است که بتوان به سادگی آن را به دوش افکند. نیل به فرهنگ، رفتار و مناسبات دموکراتیک، کاری است به غایت دشوار و پرزحمت.
پرسش بنیادین این است که در اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی بازرگان، دموکراسی چه جایگاه و چه ویژگی‌هایی دارد؟ به‌نظر بازرگان، «حکومت دموکراسی، یعنی حکومت مردم بر مردم، بهترین شکل حکومت و شاید تنها صورت قابل قبول آن است. این طرز حکومت است که بهتر می‌تواند ضامن استقلال مملکت و موجب اصلاح و سعادت و ترقی ملت باشد.» بازرگان بحث دموکراسی را با توصیف و تحلیل استبداد و خودکامگی آغاز می‌کند. او پیکره و ساختار حکومت استبدادی را یکپارچه و دارای روابط اندام‌وار می‌بیند که صدر و ذیل آن با یکدیگر مرتبط‌ ‌اند. به باور او، «استبداد در مقام سلطنت، در تمام مراحل، استبداد می‌آورد.­­ یعنی این فرض یا تصورنیز قابل قبول نیست که بتوان به پادشاهِ با رافت ولیاقتی اجازه داد خودِ او فاعل مایشاء خودکامه باشد و امیدوار بود که در مراتب پایین‌تر از خود و در امور و شئون دولت و ملت، اصول مشاوره و آزادی به معنای دموکراسی را برقرار سازد.» بازرگان می‌اندیشید که استبداد در تصمیم گیری خلاصه نمی‌شود، بلکه امور اجرایی را نیز در قوه مجریه دربر می‌گیرد:« وقتی پادشاهی اجازه نداد مشاورین و نمایندگان، از طرف ملت در تصمیم‌ها و اعمال او وارد شوند و انتقاد و ایراد بنمایند، در امور اجرایی هم یقینا نمی‌تواند اجازه انتقاد و ایراد به مامورین منصوب خود بدهد؛ زیرا که امور جزئی بالاخره منتهی به کلی‌ها و بالایی‌ها می‌شود، و تمام امور و شئون اداری، وابسته یکدیگراند.»
حکومت استبدادی، قانون گریز و قانون ستیز است، و کار حاکمان خودکامه به ظاهرسازی و ریاکاری می‌کشد. بازرگان می‌پرسد:« چطور ممکن است شاه مستبد یا دیکتاتور مقتدر، راضی شود که مامورین خاص منتخب او، مورد بازخواست دیگران واقع شوند و نظریات و اعمال آنها از آنچه بر طبق دستور و تصمیم خود او بوده است منحرف گردد؟ مگر آنکه برای دلخوشی و استفاده‌های تبلیغاتی، اجازه اظهار نظر و انتقادهای محدودی داده شود؛ ولی آنها که کار دست‌شان است، اعتنایی به این نظریات و انتقادها ننمایند و ترتیب اثری به آنها داده نشود یا مجمع‌های مشورتی پرعنوانِ تشریفات‌دار، صرفا برای ظاهر سازی و تایید طلبی و فریبندگی باشد. بنابراین وقتی مقام سلطنت و مملکت داری، استبدادی و دیکتاتوری شد، این حالت به همه قسمت‌ها سرایت خواهد کرد و یک دستگاه استبدادی نمی‌تواند در تمام مراحل و مراتبِ خود و در روابط کلیه مامورین و شاغلین و مسئولین با مردم، غیر از رویه استبدادی و فاعل مایشائی داشته باشد.»
بازرگان در بحث دموکراسی، بیش و پیش از همه، به آزادی به مثابه حق بنیادین بشر تاکید می‌گذارد. به نظر او، «بزرگ‌ترین خطری که امروز ملت‌های عقب مانده دنیا را احاطه کرده است، همین عدم آزادی و عدم شخصیت است. روزی که مردم بدانند مصدر عمل و اثری نیستند و جلوی آزادی و نظر آنها سد شده است، دیوانه هستند اگر دنبال زحمت و کمال بروند! نان درآوردن و روزگار به خوشی گذراندن، هدف می‌شود.»
بازرگان به‌درستی این اندیشه را مطرح می‌کند که بدون آزادی، ادعای دموکراسی­خواهی و تاسیس حکومت مردم بر مردم، سودای خامی بیش نیست. او می‌نویسد: «فکر حکومت مردم بر مردم از اینجا ناشی می شود که مردم را آزاد از بندگی و اسارت و اطاعت از دیگری دانسته و لایق اداره کردن خود می شناسد.» بازرگان پس از تبیین آزادی، به بنیان دوم دموکراسی می‌پردازد که برابری است. دموکراسی برپا می‌شود تا تبعیض‌های گونه‌گون در میان مردم از میان برود و یا کاهش یابد. در نگاه بازرگان، «]دموکراسی[ همان مکتب و مسلک و سیاستی ]است[ که ما بین طبقات مردم کشور تساوی قائل است. اگر به‌لحاظ بهره‌مندی و فعلیت نباشد، لااقل به‌لحاظ حق بهره‌مندی و بالقوه (پتانسیل) می‌خواهد که تمام افراد هم سطح و یکنواخت باشند و مزایا و مواهب در اختیار کس قرار گرفته و عوام و خواص همراه و هم‌شان یکدیگر شوند. دموکراسی است که نه تنها دعوی مساوات می‌نماید، بلکه عدالت اجتماعی را می‌خواهد و حقوق افراد را مساوی و واجب الرعایه می‌شناسد.»
در فقره بالا، بازرگان به دقت برابریِ مورد نظر خود را از مفهوم برابری در سپهر اندیشه‌های مارکسیستی تفکیک می‌کند. بنیان برابری در دموکراسی، نیل به عدالت اجتماعی بر مدار رعایت حقوق افراد است. حق برابری، شهروندان را از امکان بالقوۀ هم‌سطحی در جامعه برخوردار می‌سازد تا بتوانند «مزایا و مواهب» را در اختیار بگیرند. برابریِ دموکراتیک به معنی تساوی ریاضی در همه موارد نیست، بلکه در پی آن است که توده مردم و نخبگان و یا به تعبیر بازرگان، عوام و خواص، «همراه و هم‌شان یکدیگر شوند.» دموکراسی، امکانات و زمینه‌های لازم را برای شهروندان آماده می‌کند تا برابری در جامعه پدید آید و تبعیض از میان مردم دور شود.
بازرگان به‌عنوان جانبدار اصلیِ دموکراسی بر مدار حقوق بشر در ایران، دموکراسی مورد نظر خود را از دموکراسی‌های «خَلقی» جدا می‌کند. در اندیشه بازرگان، «آن مسلک‌هایی که با ظاهر فریبندۀ دموکراسی خلق، تحت انضباط شدید حزبی و به بهانه ضرورت اطاعت کورکورانه اجتماعی، از افراد سلب آزادی و شخصیت می‌نمایند و همچنین آن دولت‌هایی که به‌طور رسمی یا عملی، حکومت فردی یا دیکتاتوری را اجرا می‌نمایند، بزرگ‌ترین خیانت و جنایت را در حق افراد ملت خود مرتکب می‌شوند؛ خیانت و جنایتی که برخلاف خواسته طبیعت (و صاحب طبیعت ]خداوند[) و مانع نجات و سعادت بشریت است.» پیداست که «دموکراسی خلق» با کرامت انسان، آزادی و همچنین طبیعت انسان، سازگاری ندارد و ردایی است که حکومت مطلق فردی به دوش می‌افکند تا مردم را با ظاهر چشم نواز اما فریبنده آن، به اسارت و خودکامگی بکشاند. دموکراسی مورد پذیرش بازرگان، با دموکراسی خلقی در تناقض و تقابل قرار دارد.
بنیان سوم دموکراسیِ مختار بازرگان، «تعادل مابین فرد و اجتماع» است. در دموکراسی مبتنی بر حقوق بشر، ازسویی فرد، هویت اجتماعی و تاریخی خویش را حفظ می‌کند و به فضای انتزاعی فردیتِ افراطی پرتاب نمی‌شود؛ از سوی دیگر، فردیت و تشخص فردی خود را نگاه می‌دارد تا شاهد انحلال «خود» (self)در جامعه نباشد. بازرگان بحث خود را با دفاع از فردیت انسان آغاز می‌کند و در این‌باره می‌نویسد: «البته در حکومت‌های دموکراسی واقعی، این اندازه مقام فرد پست نیست و یک نوع تعادل مابین فرد و اجتماع وجود داشته، اجتماع برای فرد در حکم آینه بزرگی است که ضمن هزاران تصویر و حرکت، نقشی از خود نیز در آن می‌بیند. با اجتماع مانوس است و همین که برای خود در آنچه حق و نظر و اثر می‌شناسد، هم جامعه را دوست دارد و احترام می‌گذارد و هم خود را محترم و مسول می‌شناسد.» بازرگان بدین سان می‌کوشد میان لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی تلائم و تعادل برقرار سازد. او در «دموکراسیِ واقعیِ» مورد قبول خود، هم فردیت انسان را مورد تاکید قرار می‌دهد (که برگرفته از لیبرال دموکراسی است)، و هم بر جامعه پذیری انسان مُهر تایید می‌گذارد (که سوسیال دموکراسی، جانبدار آن است).
ایجاد تعادل میان فرد و اجتماع – که بازرگان با هوشمندی و دقت به آن می‌پردازد-، یادآور گفت‌وگوها و بحث‌های عمیق و جدی میان لیبرال‌ها و جماعت‌گرایان در واپسین دهه‌های سده بیستم میلادی است که در فرجام کار، به تعدیل لیبرال دموکراسی انجامید و جان راولز(۲۰۰۲-۱۹۲۱)، بزرگ‌ترین فیلسوف سیاسی این سدۀ پرکشاکش را به بازنگریِ دیدگاه‌های خود در نظریه‌ای درباره عدالت وادار ساخت. راولز پس از بیست سال از انتشار نظریه‌ای درباره عدالت، بازاندیشی‌های خود را – که به فاصله گرفتن از لیبرالیسم افراطی انجامید – در رسالۀ لیبرالیسم سیاسی بازتاب داد.
بازرگان، دستیابی به حکومت دموکراسی را کاری دشوار و طاقت سوز و فرایندی تدریجی و گام به گام می‌داند. او به درستی از پیچیدگی و سختی کار آگاهی دارد. ایمانوئل کانت(۱۸۰۴-۱۷۲۴) در سده هجدهم نوشته بود که در میان نظام‌های حکومتی گوناگون، تحقق و نهادینه کردن دموکراسی از همه دشوارتراست. بازرگان در این‌باره می‌نویسد: « مراتب کمال و ادراکات عالی به آسانی و فوری حاصل نشده است. مثلا چقدر بشر توسری‌ها خورده، ظلم‌ها چشیده، عصیان‌ها و انقلاب‌ها کرده و قربانی‌ها داده تا به مفهوم و به ارزش آزادی یا حقوق انسانی رسیده است؟ چه تربیت‌ها و چه تصفیه‌ها در طی قرون متمادی و نسل‌های متوالی باید پیش آمده باشد که یک پاستور و یا یک نوبل و سایر دوست‌داران واقعی بشریت درست شده باشد؟ فقط اشخاص بی اطلاع و بی تجربه هستند که تصور می‌کنند دموکراسی یا سوسیالیسم کالاهای وارداتی بوده، می‌توان مانند لباس تازه به تن کرد و برای درک و دفاع و تمتع از آنها، احتیاج به زحمت و تربیت و رشد طولانیِ قبلی نیست.» دیدگاه بازرگان آن است که تحقق دمکراسی و دانش و تربیت مردم، ارتباطی مستقیم با یکدیگر دارند. آنان که به فرهنگ، نظم و حکومت دموکراسی دست یافته‌اند، به سادگی به ساحل نجات نرسیده‌اند تا ما نیز به سادگی، آنان را «سبکباران ساحل‌ها» بخوانیم. آنان با انگیزه، سخت کوشی، بردباری و آگاهی، «شب تاریک و بیم موج و گردابِ» هایلِ استبداد و خودکامگی را از سر گذرانده‌اند و در کورۀ گدازان حوادث و خطرها آبدیده شده‌اند. به باور من، بازرگان حق دارد کسانی را که به دموکراسی به مثابه کالای وارداتی می‌نگرند که می‌توان آن را به سادگی از فرنگ یا ینگه دنیا وارد کرد، «بی اطلاع و بی تجربه» بنامد. نه استبداد قبایی است که بتوان به راحتی آن را از تن درآورد، و نه دموکراسی شِنِلی است که بتوان به سادگی آن را به دوش افکند. نیل به فرهنگ، رفتار و مناسبات دموکراتیک، کاری است به غایت دشوار و پرزحمت که فقط می‌توان راه آن را با امید، تلاش و فداکاری گشود.
دانستیم که در ارزیابی بازرگان، دموکراسی به مثابه «بهترین شکل حکومت» دارای سه بنیانِ آزادی، برابری و تعادل میان فرد و اجتماع است. آزادی به مثابه محور دموکراسی بازرگان، همراه با فردگرایی در عین جماعت گرایی، یاآورد فلسفه سیاسی لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی است. در نگاه بازرگان، دموکراسی فرایندی دراز مدت و گام به گام است، پدیده‌ای درون‌زا است نه وارداتی، و با تلاش‌های بسیار، فداکاری‌ها و صبر و بردباری، فراچنگ می‌آید.
منبع: نسیم بیداری

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

Kamyar Keshavarzian shared his first post. · 1tSpooSns4hormrsed · تاجیک های چین...
سردار سلامی، چرا روزنامه جوان از یادگار امام کینه دارد...
در مقالات جوملا پنج شنبه, 04 مارس 2021 11:17