جایزه دونالد ترامپ به دیکتاتورها، در ابتدا و انتهای زمامداریش

18 دی 1399
Author :  
مجلس امریکا در محاصره طرفداران ترامپ - ایجاد خلل در اعلام نتایج انتخابات

پوپولیسم (اهل شعار و عوام فریبی) برای خود حق کودتا علیه مردمی قایل است، که روزگاری به او رای داده اند، تا در قدرت حضور یابد، این است که بر رای دیگرِ آنان، بر نمی تابد و حتا کودتا (از نوع خزنده و یا خونین) را نیز در این راه، از نظر دور نمی دارد. وقتی پوپولیست ها سوار بر آرایی که به لطایف الحیل به چنگ آوردند، راهی سرای قدرت می شوند، برای خروج از کرسی قدرت، هرگز خود را نه لایق، و نه آماده می بینند، چرا که خود را بهترین و لایق ترین حکمران، و روش خود را، بهترین و حکیمانه ترین حکمرانی، و رقیب را، دشمن کشور دیده، و لذا از چرخش عادی قدرت سخت گریزان، و در صورت توان، از آن جلوگیری می کنند.

در نظر این خود شیفته ها، ماندن آنان در کرسی قدرت، واجب، مادام العمر، و تمام خیر و صلاح است و لاغیر، لذا حتا یارانی که روزگاری پله رسیدن شان به قدرت شدند، را به فراموشی سپرده، و یا قربانی می کنند؛ راه همواری که برای رسیدن به کرسی قدرت داشته اند، را ویران و از یاد برده، سعی می کنند، شاهراه های چرخش قدرت را چنان پر سنگلاخ، پر پیچ و خم کنند، و سخت و دست نایافتنی کنند که کسی را یارای عبور از این دست اندازها نباشد، تا از راه صافی که خود آنها در رسیدن به قدرت، عبور کرده اند، چیزی باقی نماند، و آن راه را، یک بار مصرف تلقی کرده، که دیگر وجود خارجی نخواهد داشت.

صحنه ی حمله حامیان ترامپ به نماد های دمکراسی در امریکا (مجلس نمایندگان) نشان داد که، حتا قانونمندترین کشورها، بهترین دمکراسی ها، دیرپا ترین سیستم ها و... هم در معرض خطر راستگرایان پوپولیست قرار دارد، و جناب ترامپ قصد قبول شکست، و ترک کرسی قدرت، که از نشانه های بلوغ یک رهبر سیاسی است، را ندارد، حتی اگر قرن ها حاصل دمکراسی را، به ویرانی برده، و امریکا و دمکراسی را به مضحکه جهانیان، و البته دشمنان دمکراسی و نقش مردم، و صندوق رای، در چرخش قدرت تبدیل نماید.

این رییس جمهور استثنا در تاریخ دمکراسی امریکا، حتی راستگرایان جمهوریخواه خود را نیز شرمنده اعمالش کرد، چنانچه در ساعتی بعد از سخن دونالد ترامپِ جمهوریخواه، که آنانی را که به نفع او به خیابان آمدند، تا مانع اعلام نتایج انتخابات شوند را بعنوان "خاص" یاد کرد و اعلام نمود که "دوستتان دارم"، اما سناتور مک‌ کانل (رهبر اکثریت جمهوری‌خواه در سنای امریکا، که حزب پشتیبان ترامپ است)، از آنان و اعمال شان، برائت جست و آنان را "اوباش و اراذل" خواند، و به رغم این رییس جمهور منتسب به حزب خود، به آنها هشدار داد که "جلوی بی‌قانونی سر خم نمی‌کنیم"

این روز برای ترامپ، حزب جمهوریخواه امریکا، یاران و همراهان سیاسی ترامپ و پشتیبانان او، به عنوان روز سیاه و سرشکستگی خواهد بود، چراکه آقای ترامپ بعد از این همه بررسی قانونی که در مورد ادعاهایش شد، و سیستم امریکا با وسواس تمام ادعای تقلب او را یک به یک مورد وارسی و بررسی قانونی قرار داد، و بی اعتباری آنرا، به اثبات رساند، و باز او این چنین عمل نمود، اعتبارشان را برای مدت ها، از دست دادند.

و متاسفانه آقای ترامپ، همانطور که در اولین روزهای پیروزی اش با عزیمت به ریاض، و رقص شمشیر با بدنام ترین ایدئولوژی، ساختار حکومتی و رهبران دنیا، یعنی عربستان، به آنان کارت پیروزی و حمایت داد، متاسفانه امروز و در آخرین روزهای حکومت خود نیز خوراک تبلیغاتی برای دیکتاتوری های جهانی، و گروه های ضد حقوق مردم، مهیا ساخت، که بگویند "این هم امریکا، مرکز لیبرالیسم و آزادی و...؛" و تا مدت ها دمکراسی، دمکراسی خواهی، آزادی و حق تعیین سرنوشت ملت ها و... محور حمله و تمسخر دشمنان نقش ملت ها در گردش قدرت خواهد بود.

این هم هدیه آخری جناب ترامپ به دیکتاتورها، البته امیدوارم آخری باشد! و خطاها به همین ختم شود.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (6)

This comment was minimized by the moderator on the site

مشکل از برجام نیست؛ مشکل از نگاه ما به رابطه با جهان است
عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت:
بایدن و رویکرد او به برجام یک فرصت است و نه بیشتر. از سوی دیگر از زمان روی کار آمدن ترامپ بارها و به‌طور مکرر می‌گفتم و می‌نوشتم که گفت‌وگو درباره برجام با ترامپ بی‌معنی است.
گرچه از اصل گفت‌وگو دفاع می‌کنم، ولی ترامپ دنبال نمایش است و از همه مهم‌تر اینکه ریشه‌ای‌ترین قاعده اخلاقی که وفای به عهد است را نقض کرد. بدون اینکه اتفاقی که متضمن یا توجیه‌گر نقض عهد شود رخ داده باشد و با چنین فردی نمی‌توان گفت‌وگو کرد.
اتفاقا چهار سال حضور او در کاخ سفید، نشان داد که جز چند کشور گوش به فرمان که دستورات او را اجرا کردند، مثل عربستان، بحرین و امارات، با هیچ کشور دیگری نتوانست وارد یک گفت‌وگوی دیپلماتیک شود، چون اساسا به چنین چیزی باور نداشت، همچنان که در سیاست داخلی نیز درنهایت وارد هیچ گفت‌وگویی نشد و تنها در برابر زور و قدرت طرف مقابل عقب نشست و تا آنجا که توانست خرابکاری نیز کرد.
این را نوشتم تا مواضع قبلی خود را برای عده‌ای افراد یادآوری کنم. هر چند آنان بی‌نیاز از این یادآوری هستند. آنانی که سنگ سردار سلیمانی را به سینه می‌زنند و زیر عکس ایشان می‌نشینند و در عین حال طرفدار پروپا قرص ترامپ قاتل سردار بودند و برای انتخاب مجدد او نذر کرده بودند و هیچ خجالتی هم از آن عکس نمی‌کشیدند.
 گرچه اطلاعات دقیق ندارم. حتی به لحاظ تحلیلی هم سخت است که قاطعانه اظهارنظر کرد، ولی اجمالا گمان کنم که امریکا به برجام برمی‌گردد، شاید زود شاید هم قدری طولانی‌تر. ولی در هر حال حتی اگر برگردد دیر یا زود دوباره با مشکل مواجه خواهیم شد. این را نیز پیش‌تر بارها متذکر شده‌ام که برجام قالبی بود برای حل مسائل دیگر منطقه‌ای. اگر برجام بد است که هیچ، بهتر است آن را لغو و باطل کنند، ولی اگر خوب و قابل دفاع است، چرا آن را به دیگر موضوعات منطقه‌ای تعمیم نمی‌دهیم؟ اتفاقا برجام سخت‌ترین موضوع برای توافق بوده و موارد دیگر به نسبت راحت‌تر هستند.
هنگامی که از تصمیم به گفت‌وگو و توافق در مسائل دیگر منطقه‌ای سخن می‌گوییم نه به معنای کوتاه آمدن است و نه به معنای سلطه‌طلبی است. هر توافقی مبتنی بر موازنه قوا است. مگر قطعنامه ۵۹۸ جز این بود که ناشی از موازنه قوای طرفین بود؟ توافق به معنای حداکثر کردن بهره‌مندی‌ها است. اگر ادامه تنش‌ها به نفع ما است خوب ایرادی ندارد این راه را ادامه دهیم.
اگر دنبال افزایش قدرت و سپس رسیدن به توافق هستیم، باز هم ایرادی ندارد این کار را انجام دهیم. در غیر این صورت در چارچوب قدرت موجود باید توافق کرد. ولی فراموش نکنیم که درستی دو حالت اول را باید ثابت کرد و نشان داد که با ادامه وضع موجود قوی می‌شویم نه ضعیف .
نکته مهم‌تر اینکه اگر دولت بایدن گامی به پیش بگذارد و در عین حال سایر اختلافات در مسیر حل یا مدیریت شدن حرکت نکند، دیر یا زود دچار بحران در روابط خواهیم شد. مساله فقط ایالات متحده نیست. فراموش نکنیم که ترامپ در خصومت با ایران تنها ماند، زیرا مساله ما فقط ایالات متحده نبود. خطری که نباید به آن تن داد تقابل با نظام بین‌المللی است، مشابه آنچه در دوره احمدی‌نژاد رخ داد و قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران صادر شد. این حرفی است که در همان زمان ابتدای آمدن ترامپ هم نوشتم و معتقد بودم اگر به جای ترامپ، کلینتون هم می‌آمد، باز هم به مشکل برمی‌خوردیم و چه بسا از طریق سازوکار ماشه برجام را دچار سکته می‌کردند و اکنون هم گمان می‌کنم همین وضع می‌تواند رخ دهد.
مشکل فقط ایالات متحده نیست، گرچه دراین قالب بازنمایی می‌شود.  مشکل نگاه ما به نظام بین‌المللی با وضعیت موجود است. نظام موجود هم مورد حمایت چین است و هم روسیه و اروپا و هند و… و امریکا. بازی این کشورها برای حفظ منافع ملی خودشان نیز در چارچوب این نظام است. اگر می‌گوییم که باید در این چارچوب کار کرد، به معنای تسلیم نیست، همچنان که دیگرانی هستند که تسلیم نمی‌شوند. به معنای پذیرش کلیت اصول حاکم بر آن است. شورای امنیت و نهادهای مهم سازمان ملل، کنوانسیون‌های اصلی بین‌المللی.
اگر نمی‌پذیریم، خیلی صریح بگوییم و دیگر دنبال احیای برجام هم نباشیم. برجام فقط در چارچوب این پذیرش معنادار است اگر این را متوجه نبودید، مشکل از توافق‌کنندگان است و نه از ذات برجام.

This comment was minimized by the moderator on the site

«مسئله‌‌ساز»؛ به بهانه‌ی قطع همکاری توییتر با ترامپ
Posted: 14 Jan 2021 08:22 AM PST
طاها پارسا
۱. «رسانه خودِ پیام است». کتاب تأثیرگذار و پیامبرانه‌ی مک‌لوهان، «درک رسانه: امتداد انسان»، با این جمله آغاز می‌شود. پیامی که یادآور آغاز «عهد جدید» است: «در آغاز خدا بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا بود». امتدادِ پیش‌گویی مک‌لوهان بعدها در سه‌گانه‌ی کاستلز ، «عصر اطلاعات، جامعه‌ی شبکه‌ای»، با قوت و عمق بیشتری دیده شد. پژ‌وهش‌های کاستلز از زیر و رو شدن دنیا و یک روند معکوس سخن گفت: از تاثیرگذاری فرهنگ بر طبیعت و از غلبه‌ی سرعت جریانِ رسانه بر خود رسانه. و حالا ما در عهدِ جدید، در رسانه‌های اجتماعی، شاهد عینی شدن این نظریه‌های پیامبرانه هستیم.
۲. رسانه خودِ پیام است؛ به زبان ساده یعنی محتوا مهم نیست، جریان مهم است. مک لوهان اعتقاد دارد که رسانه‌ها وسیله‌ای برای بسط و گسترش بدن هستند. به عنوان مثال اتومبیل، راه رفتن را امتداد می‌دهد و روزنامه، نطق را گسترش می‌دهد. به باور مک‌لوهان، رسانه نحوه‌ی ارتباط با دنیا و نگرش به آن را تغییر می‌دهد. در حقیقت، نگاه ما به پیام رسانه و محتوای آن، توجه ما را به خود آن از بین می‌برد. در نگاه مک‌لوهان به رسانه، محتوای آن تأثیر بسزایی ندارد و مهم‌ترین پیام رسانه، تأثیر آن در دیدگاه ما به زندگی است.
و کاستلز بر این می‌افزاید که در جامعه‌ای شبکه‌ای، بنیادهای مادی جامعه، یعنی زمان و مکان در حال دگرگونی است. به اعتقادِ کاستلز خشونتی که توسط شبکه‌های ارتباطی در سطح گسترده پخش می شود، به رسانه‌ای برای «فرهنگ ترس» تبدیل می‌شود.
۳. جداکردنِ آن‌چه در رسانه‌ی اجتماعی رخ می‌دهد کار آسانی نیست چنان‌چه مرزیابی میان رسانه‌ی اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی و اجتماعِ رسانه‌ها ناممکن شده است. وقتی ترامپ در توییتر می‌نویسید، معلوم نیست که این توییتر است که ترامپ را و جهان‌بینی و سیاستِ ترامپ را امتداد می‌دهد یا این ترامپ است که توییتر را گسترش می‌دهد و بر محتوای آن می‌افزاید! یا نه هر سه جوال درست است ! یعنی این جریان سریع آگاهی است که بر نویسنده، محتوا و رسانه غلبه می‌کند و خود ابزار/ رسانه‌ای اصلی برای تغییر جهان است.
۴. این سه مقدمه‌ی فشرده‌، کم‌وبیش در مطالعات رسانه و علوم ارتباطات پذیرفته شده‌اند.‌ حالا کیست که با مرور آن‌ها خیلی ساده حکم کند که این ترامپ بود که خشونت را گسترش داد و آزادی بیان را در توییتر محدود کرد و یا این توییتر بود که آزادی نوشتن را از ترامپ گرفت؟ چه‌ کسی می‌تواند چند دقیقه بعد در ۲۸۰ کاراکتر مقصر را شناسایی کند و بگوید محتوا محدود شد یا رسانه یا جریان‌؟
۵. تعبیر دقیق را مرکل، صدراعظمِ دانشمندِ آلمان، به‌کار گرفت: مواجهه‌ی توییتر با ترامپ «مسئله‌ساز Problematisch » است. سخنگوی‌ دولت مرکل در توضیح آن، حق آزادی بیان را حقی اساسی خواند که در صورت تداخل یا تلاقی با حقوق دیگر باید از سوی قانون‌گذار و در چارچوب قانون محدود شود. عملی غیر قانونی انجام نشده اما «مسئله‌»‌ای ساخته شده و حالا باید برای حل «آن» آستین‌ها را بالا زد.
۶. توییتر یک شرکت خصوصی است که پلاتفرم خود را با یک قرارداد معین در اختیار کاربر قرار می‌دهد. توییتر در این قرارداد منافع شرکتش را لحاظ کرده و کدام شرکت خصوصی است که چنین نکند. کاربر توییتر هر لحظه که اراده کند و منافعش ایجاب کند می‌تواند توییتر را ترک کند و توییتر هم هم‌چنین. این قرارداد، این بده-بستان، این تامین منافع واین تولید محتوا و نشر محتوا، به محدودسازی آزادی بیان در معنای کلان ارتباطی ندارد. اما سخن کامل‌تر همان است که مرکل گفت. از برداشت‌های سنتی از رسانه و آزادی بیان و قدرت، باید فاصله گرفت؛ منطق شبکه و رسانه‌های اجتماعی از علوم دیگر پیشی گرفته‌اند و باید برای حل مسائل حقوقی، روان‌شناختی، اجتماعی و… که ایجاد می‌کنند دنبال آن‌ها دوید.

غول‌های فناوری چگونه صدای ترامپ و هوادارانش را خاموش می‌کنند
جو تایدی
خبرنگار حوزه سایبری، بی‌بی‌سی
از زمان حمله طرفداران ترامپ به ساختمان کنگره آمریکا در هفته گذشته، حساب‌های او در برخی از بزرگ‌ترین پلتفرم‌های اجتماعی از جمله توییتر، فیس‌بوک، اینستاگرام، اسنپ‌چت و توییچ مسدود شده‌اند.
یوتیوب هم برخی از ویدئوهای آقای ترامپ را حذف و اعلام کرده این عملا آخرین فرصتی است که در اختیار شبکه او قرار می‌دهد.

This comment was minimized by the moderator on the site

درباره استیضاح ترامپ و آینده او

Posted: 14 Jan 2021 09:07 AM PST

مهدی نوربخش

دونالد ترامپ روز چهارشنبه ۱۳ژانویه در مجلس نمایندگان آمریکا، بعد از اینکه مایک پنس حاضر به برکناری او از سمت خود با تکیه بر متمم ۲۵ قانون اساسی این کشور نشد، استیضاح شد. نهایتا قانون بعنوان یک تکیه‌گاه در دمکراسی ناکامل آمریکا اجازه نداد تا رییس‌جمهوری قانون‌شکن که در مقابل نهادها و نرم‌های دمکراتیک چالش ایجاد کرده بود، به کار خود ادامه دهد.

سند و یا ماده استیضاح (Article of Impeachment) او برای ساعت‌ها بر روی میزی در ساختمان کنگره آمریکا باز بود و بیش از دویست خبرنگار از سراسر دنیا منتظر امضای این سند توسط رییس‌مجلس نمایندگان آمریکا، نانسی پلوسی، بودند. ترامپ دوست می‌داشت که همیشه وقتی مصوبات و یا فرمانی را امضا می‌کند، سند آن را با امضای خود به خبرنگاران نشان دهد که این سنتی است و این‌بار پای سند استیضاح او امضای نانسی پلوسی، سخنگوی ۸۰ساله مقتدر مجلس آمریکا و یک زن دموکرات، به چشم می‌خورد.

ترامپ دو بار استیضاح شده و دیدن امضای یک زن پای سند استیضاح برای کسی که همیشه به چشم یک مردسالار متعصب با مغزی بیمار به زنان نگاه می‌کرده است، شاید دردآورترین لحظه زندگی او بعد از شکست انتخاباتی در این کشور بوده باشد. ترامپ اولین رییس‌جمهور در تاریخ آمریکاست یک‌دوره‌ای شده و در این یک دوره، دوبار استیضاح شده است.

استیضاح چهارشنبه در مجلس نمایندگان با رای ۲۳۲ به ۱۹۷ به تصویب رسید. همه دمکرات‌ها در مچلس نمایندگان آمریکا همراه با ده جمهوریخواه به استیضاح ترامپ رای دادند و ۱۹۷ نماینده جمهوریخواه مجلس حمله به کنگره را توسط حامیان ترامپ سخت محکوم کردند؛ اما استدلال می‌کردند که استیضاح او در حال حاضر در این کشور ایجاد تفرقه بیشتری خواهد کرد.

روز چهارشنبه گذشته بعد از حمله به کنگره آمریکا، مجددا مجلس و سنا در ساعت هشت شب به‌کار خود برگشته بود تا آرای الکترال بایدن را تایید کند. در مجلس آمریکا ۱۳۹ رای از طرف جمهوریخواهان در مخالفت این تایید اعلام شده بود. در سنای آمریکا، فقط شش سناتور جمهوریخواه حامی عدم تایید رای‌های الکترال بایدن شدند.

لیز چنی، از سران حزب جمهوریخواه، علیه ترامپ نطق کرد
در مجلس آمریکا، لیز چینی (دختر معاون رییس‌جمهور جورج بوش، دیک چینی)، یکی از موافقین سرسخت استیضاح ترامپ بود. صحبت تاریخی او که در رده سوم رهبری در حزب جمهوریخواه در مجلس آمریکاست، یکی از قوی‌ترین نطق‌ها در دفاع از قانون و نهادهای دمکراتیک و همچنین انتخابات آزاد بود. در بین جمهوریخواهان، شاید تابه‌حال کسی به‌اندازه او در یک نطق، منتقد ترامپ نبوده است.

برای بسیاری رای حامیان ترامپ در مجلس آمریکا برای عدم تایید آرای الکترال بایدن، خصوصا بعد از حمله به ساختمان کنگره، سوالات زیادی ایجاد کرده است. سند استیضاح ترامپ او را به اغتشاش، شورش و طغیان (Sedition) علیه قانون اساسی آمریکا و مقابله با انتخابات آزاد و انتقال و گردش مسالمت‌آمیز قدرت محکوم می‌کند.

در حال حاضر اوضاع پایتخت آمریکا سخت و امنیتی به‌نظر می‌رسد. در شرایط فعلی ۶۶۰۰سرباز از گارد ملی آمریکا از ساختمان‌های دولتی، کنگره و محوطه کاخ‌سفید حفاظت می‌کنند. این تعداد در روز تحلیف رییس‌جمهوری بایدن به ۱۵هزار نفر خواهد رسید. در گزارش‌های ویژه آمده بود که مایک پنس از ارتش و نیروهای نظامی این کشور خواسته که از ترامپ فرمانی را اجرا نکنند. تابه‌حال، تعداد زیادی در نیروی پلیس پایتخت استعفا داده‌اند و تعداد زیادتری مورد تحقیق و بازرسی قرار گرفته‌اند.

در سنای آمریکا، بسیاری بر این عقیده‌اند که دو سناتور، کروز و کولی، که تا پیش از حمله به کنگره با ترامپ همکاری کرده‌اند، باید اخراج شوند. تحقیقات مفصلی در واشینگتن برروی این حمله در دست کار نیروهای امنیتی آمریکا قرار گرفته تا عمق و ریشه این اغتشاشات ارزیابی و آنهایی که در ایجاد آن دخیل بوده‌اند، شناسایی شوند.

در آمریکا، مجلس این کشور رییس‌جمهور را استیضاح می‌کند؛ اما سنای آمریکا با پیگرد قانونی و ثبوت اتهام، میزان تنبیه را برای او مشخص می‌کند. دو فرضیه در حال حاضر در صحنه سیاست آمریکا مطرح شده است. اول: با نطق لیز چینی و حمایتی که میچ مک کانل، رییس‌جمهوریخواه سنا، از استیضاح ترامپ کرده و با فشاری که در حال حاضر در جامعه سیاسی آمریکا برای استیضاح او ایجاد شده است، سنا دادگاهی برای ترامپ تدارک می‌بیند تا او را محکوم کند.

فرض دوم این است که سنای آمریکا بعد از مراسم تحلیف جو بایدن دست به چنین کاری می‌زند. در هر دو صورت، این دادگاه در سنا می‌تواند ترامپ را مجرم بشناسد و بسیاری از امتیازات یک رییس‌جمهور بازنشسته را برای او لغو و باطل کند.

ترامپ روزی در یک کشور دموکراتیک در یک انتخابات آزاد رییس‌جمهور شد. در طول چهار سال، آرام‌آرام به آراء اکثریت مردم، نرم‌های قانونی و دموکراتیک پشت کرد. بخشی از مردم را در مقابل بخش دیگری در جامعه آمریکا قرار داد تا حکومت کند. او بر بخشی در جامعه آمریکا تکیه کرد که بیشتر با احساساتی دینی، نژادی، طبقاتی و… به صحنه سیاست آمده و شهروند مطلع نبوده و نشدند.

ترامپ خود را ماورای قانون و نرم‌های دمکراتیک می‌دانست و برای این بخش جامعه آمریکا که حامی او بودند هم مهم نبود که او قانون‌شکنی کند و نرم‌های دمکراتیک را زیر پا گذارد. نهایتا تکبر، قدرت‌طلبی، نرم‌شکنی‌های قانونی، اقتدارگرایی و فسادی که پیرامون خود ایجاد کرده بود، به عمر سیاسی‌اش پایان داد.

همه اقتدارگرایان و خودکامگان تاریخ هم همینگونه بر بخشی از جامعه تکیه می‌کنند و مردم را تقسیم می‌کنند؛ اما نهایتا بخش دیگری در جامعه با تکیه بر ایمان به تغییر و بهروزی جامعه در مقابل آنها قیام می‌کنند. هیچ خودکامه‌ای در طول تاریخ بدون طرفدار نبوده است؛ اما نهایتا خودکامگی با سد اکثریت در جامعه روبه‌رو می‌شود و همه‌چیز را از دست می‌دهد. ترامپ در این قمار قدرت همه چیز را باخت.

او در حالی قدرت را ترک می‌کند که شرمنده، شکسته، بی‌اعتبار و سرافکنده است. او بعد از خروج از کاخ‌سفید، حتی امتیازات یک شهروند عادی این کشور را هم نخواهد داشت.

آنچه در یک نظرسنجی در آمریکا اکنون مشخص شده، این است که ۴۵درصد جمهوریخواهان حمله به ساختمان کنگره توسط حامیان ترامپ را عملی درست دانسته و ۴۳درصد آن را محکوم می‌کنند. این به‌معنی این است که حداقل حدود ۴۰میلیون آمریکایی، بایدن را رییس‌جمهور مشروع آمریکا نمی‌دانند.

آنچه مشخص است این است که ترامپ بعنوان یک رهبر پوپولیست راست افراطی به صحنه سیاست این کشور ضربات بزرگی زده و همزمان حزب جمهوریخواه این کشور را نیز دچار فروپاشی کرده است. بسیاری فکر می‌کنند که بایدن غیر از مشکلات و چالش‌های آمریکا در صحنه اقتصاد، بیماری کرونا و سیاست‌خارجی، باید کوشش کند تا مردم این کشور را متحد کند.

آنچه اکنون مشخص است، این است که بعد از تصاحب دو کرسی برای سنا در ایالت جورجیا، دموکرات‌ها هم دولت و هم کنگره را کنترل می‌کنند. با این قدرت، مسئولیت بزرگی بر شانه آنها گذاشته شده تا مردم این کشور را مجددا بر سر اصولی متحد سازند.

This comment was minimized by the moderator on the site

حیرت‌انگیز!
اعتماد ۲۰ دی ۱۳۹۹ - عباس عبدی
رویدادهای ایالات متحده را فقط می‌توان در قالب کلمه حیرت‌انگیز و غیر منتظره توصیف کرد. چرا؟ به این علت ساده که اگر چند سال پیش از کسی که با مسایل آمریکا و سیاست آشنا است پرسیده می‌شد، آیا ممکن است روزی فردی چون ترامپ به کاخ سفید حاکم شود و سپس در برابر نتایج انتخابات بایستد و در پایان هم، کار را به اغتشاش و اوباشگری بکشاند؟
بعید می‌دانم که کسی برای وقوع چنین رخدادی احتمال حتی اندکی را می‌داد، حتی در سال ۲۰۱۶ نیز شانس اندکی برای پیروزی ترامپ قابل بودند و کم‌کم به این واقعیت رسیدند. با وجود این که، رفتارهای نامتعارف او را برای ۴ سال تجربه کردند، باز هم کمتر کسی گمان می‌کرد که پایان کار به اینجا برسد.
این نشان از ظرفیت‌های عجیب درون هر جامعه‌ای است که به دلیل غلبه تفکرات متعارف و کلیشه‌ای ما، این واقعیات را تا پیش از رویداد، نمی‌توانیم ببینیم.
گر چه اتفاقات چهارشنبه ۶ ژانویه حیرت‌انگیز بود، ولی نحوه مقابله نظام سیاسی ایالات متحده با ماجرا نیز در نوع خود جالب بود. این برخورد نشان‌دهنده اعتماد به نفس نظام سیاسی است. هنگامی که تظاهرکنندگان حتی به کنگره کشور هم وارد می‌شوند، در مقابله با آن، به نسبت خویشتن‌داری خود را حفظ می‌کنند، و تا کنون نیز در برابر مواضع غیر قانونی ترامپ بردبارانه برخورد کرده‌اند.
نکته بدیع ماجرا این است که، پیشاپیش گفته می‌شد، ترامپ با انتصاب سه نفر از قضات دیوان عالی آمریکا توانسته سوگیری آنان را در هرگونه شکایت احتمالی به صورت قاطعی ۶ بر ۳ به نفع جمهوری‌خواهان تغییر دهد، ولی در عمل هیچ آبی از این تنور برای او گرم نشد.
اتفاق مهم‌تر اینکه در نهایت معاون اول ترامپ نیز راهی مخالف او را برگزید و امروز ترامپ تنهاتر از همیشه شده است. خودش مانده و احتمالاً خانواده‌اش. اگر زنش از او طلاق نگیرد.! شاید او را در آینده محاکمه کنند، نمی‌دانیم چه خواهد شد، ولی در کش و قوس دعوا، فعلاً کاری علیه او نکرده‌اند، چون شاید این کار، به او حقانیتی می‌داد که شایسته آن نیست.
رویدادهای آمریکا به طور قطع این کشور را در برابر جهان و بویژه چین و تا حدی روسیه تضعیف خواهد کرد، ولی یک نکته مثبت و برجسته آن وجود این حقیقت است که اگر نهادهای اجتماعی و سیاسی و رسمی قدرتمند و مستقل باشند هیچ کس نمی‌تواند جامعه را از مدار قانون خارج کند.
نهاد رسانه و نهاد قضایی و نهاد نیروهای مسلح و نهاد پولی و بانک مرکزی، چهار نهاد اصلی هستند که کمابیش باید استقلال نسبی خود را حفظ کنند. نگاه کنید که پمپئو به عنوان وزیر امور خارجه چگونه به مزدور گوش به فرمان ترامپ تبدیل شده بود و تا هنگامی که خورشید ترامپ به طور کامل غروب نکرد، به خود اجازه نداد که چیزی خلاف منویات او بگوید.
در مقابل فرماندهان نظامی، مدیران رسانه‌ای، قضات و رییس بانک مرکزی و حتی نهادی مثل سازمان غذا و داروی آمریکا(FDA) و... همگی استقلال نسبی خود را در برابر زیاده خواهی‌های او حفظ کردند و تن به خواست‌های نامشروع او‌ ندادند.
و بالاخره وجود یک بخش خصوصی قدرتمند این زمینه را فراهم می‌کند که اگر کسی تحت امر او است و به هر دلیلی با عقاید ترامپ موافق نبود به راحتی استعفا دهد و زندگی خود را در دریای بیکران اقتصاد غیردولتی تأمین کند و به حضور در دولتی که مدیر گوش به فرمان می‌خواهد، نیازی نداشته باشد.
ترامپ نتوانست رسانه‌ها را ابزار کند. نتوانست قضات را گوش به فرمان کند، نتوانست بانک مرکزی را مطیع اوامر خود کند، نتوانست نیروی نظامی را در خدمت خود بگیرد و بالاخره نتوانست همه اطرافیان خود را مزدور و گوش به فرمان نماید. چون همه اینها تا حدی واجد استقلال بودند.
این همان بخش از حقیقتی بود که کمتر کسی باور می‌کرد، آمریکا با چنین چالشی مواجه شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

اصل ۱۱۱ ما و متمم اصل ۲۵ آنها
Posted: 09 Jan 2021 09:10 AM PST
کلمه – سیدکاظم قمی
مطالعه تطبیقی نظام‌های سیاسی حاکم بر جوامع بشری در طول تاریخ نشان از وجود شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارد که پژوهش‌ درباره آنها، مأموریت حوزه مهمی از دانش سیاست را تشکیل می‌دهد. تفاوت‌های موجود میان نظام‌های سیاسی، می‌تواند ناشی از عوامل گوناگونی همچون مقتضیات زمان و مکان، ایدئولوژی سیاسی حاکم بر آن (سوسیالیسم، لیبرالیسم، فاشیسم، و …)، قوانین و کارگزاران هر یک باشد، اما شباهت‌ها نشان از قانونمندی‌هایی است که بر همه انواع حکومتداری حاکم است. در حالی که مطالعه تفاوت‌ها به شکل‌گیری مجموعه علل تفاوت‌ساز منجر می‌شود، بررسی شباهت‌ها به قواعدی منتهی می‌شود که به‌عنوان اصول جهانشمول مورد توجه کارشناسان علم سیاست قرار می‌گیرد. این قواعد جهانشمول دست‌مایه دانشمندان حقوق عمومی قرار می‌گیرد و در تدوین یا اصلاح قوانین اساسی کشورها ‌بکار گرفته می‌شود.
تمهیداتی که برای مقابله با وضعیت‌های خاصی که در حیات سیاسی یک کشور اثرگذارند، مانند جنگ یا بلایای طبیعی، و نیز وضعیت‌های خاصی که برای حکمرانان پیش می‌آید، که می‌توان آنها را بلایای انسانی نام نهاد، از نوع همین قواعد عام و جهانشمول هستند.
جنگ برای همه کشورها، چه در موقعیت حمله‌کننده باشند و چه در مقام دفاع، وضعیت مشابهی را پیش می‌آورد که قوانین اساسی حاکم بر آن کشورها، به‌رغم تفاوت‌هایی که ممکن است در زمینه‌های دیگر با یکدیگر داشته باشند، باید تکلیف فرایندهای تصمیم‌گیری صاحبان قدرت در آن شرایط را معین کند. بروز و ظهور ناتوانی‌های جسمی یا بیماری‌های روحی صاحب‌منصبان که مخل روند حکمرانی شود نیز از این قبیل است و قوانین اساسی باید پیش‌بینی‌های لازم را در صورت بروز نشانه‌های آن در حاکمان بکنند تا شیرازه کشور از هم نپاشد.
اصل ۱۱۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌گوید:
هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد‌ونهم گردد، یا معلوم شود آغاز فاقد بعضی شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص امر به‌عهده خبرگان مذکور در اصل یکصدوهشتم می‌باشد.
در قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، رئیس‌جمهور بالاترین مقام سیاسی و رهبر کشور محسوب می‌شود. متمم اصل ۲۵ به معاون رئیس‌جمهور اجازه می‌دهد که در صورت ناتوانی رئیس‌جمهور از انجام وظایفش – مثلا ناتوانی به خاطر مشکلات جسمی یا روحی – جای وی را بگیرد. به رئیس‌جمهور فرصت داده خواهد شد که به صورت کتبی به این اقدامات واکنش نشان دهد، و اگر با آن‌ها مخالفت کند، تصمیم نهایی به عهده کنگره خواهد بود. برکناری رئیس‌جمهور تنها با رأی دو سوم نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان ممکن است، و شخص معاون تا زمان حل و فصل اختلافات به‌عنوان رئیس‌جمهور عمل خواهد کرد.
اینک گردش روزگار کار را به‌جایی رسانده است که در هر دو کشور، زمان استفاده از این دو سازوکار شبیه به هم فرا رسیده است.
فکر نمی‌کنم هیچ صاحبنظری باشد که در این که دونالد ترامپ از همان آغاز نیز صلاحیت مدیریت نظام سیاسی آمریکا را نداشت شکی داشته باشد و اگر هم تاکنون تردیدی وجود داشته، مواضع شگفت‌آور و مشمئزکننده وی از زمان آشکار شدن شکستش در انتخابات اخیر، آن تردیدها را از بین برده است. انتخاب رهبری جمهوری اسلامی در شرایط ناشفاف سال ۱۳۶۸ نیز هر چه بود، کارنامه وی نشان از آن دارد که رهبری از آغاز هم فاقد توانایی لازم برای انجام این وظیفه بوده است، چنانچه خود نیز به نداشتن شرط اول مذکور در اصل یکصدونهم یعنی فقاهت معترف بود، که در سایه بازی‌های سیاسی روز ناشنیده گرفته شد و قرار شد عده‌ای از فقها به کمکش بشتابند تا این ضعف را هم مرتفع سازند. اما اگر در میان فقها و سیاستمداران در طی بیش از سه دهه حکمرانی ناموفق وی در توانایی او برای رهبری اختلاف نظر بوده، نطق روز جمعه ۱۹ دیماه و دستور مؤکدش مبنی بر ممنوعیت ورود واکسن از اروپا و آمریکا و استدلال‌های سراپا غیرعلمی و غیرعقلانی‌اش برای صدور چنین حکمی، باید موضوع را روشن کرده باشد.
کنگره آمریکا با توجه به خسارت‌های پدید آمده از رفتار غیرعقلانی و مشکل‌آفرین رئیس جمهوری که آخرین روزهایش در قدرت را سپری می‌‌کند، در حال رایزنی برای استفاده یا عدم استفاده از متمم اصل ۲۵ قانون اساسی آمریکاست. آیا زمان آن نرسیده که مجلس خبرگان رهبری نیز در خصوص استفاده از اختیاراتش در اصل ۱۱۱ وارد شور شود و برای رهبری که آخرین ماه‌های حکومتش را سپری می‌کند تصمیمی بگیرد؟

This comment was minimized by the moderator on the site

یورش هواداران ترامپ به کنگره آمریکا؛ یک مأمور پلیس هم جان باخت
نگارش از یورونیوز فارسی • به روز شده در: ۰۸/۰۱/۲۰۲۱ - ۰۸:۳۶
در پی مرگ یک مأمور پلیس در جریان اشغال ساختمان کنگره آمریکا در واشنگتن در روز چهارشنبه، شمار جان‌باختگان این رویداد به ۵ نفر رسید.
پلیس کنگره آمریکا اعلام کرد این مأمور که برایان سیکنیک نام داشت در «درگیری فیزیکی» با هواداران ترامپ در روز چهارشنبه مجروح شده بود و در ساعت ۹ و نیم شامگاه پنجشنبه به وقت واشنگتن بر اثر شدت جراحات، در بیمارستان درگذشت.
رویارویی پلیس با حامیان ترامپ
کنگره آمریکارویارویی پلیس با حامیان ترامپ
پلیس واشنگتن پیش از این گفته بود که چهار غیرنظامی در حمله روز چهارشنبه به ساختمان کنگره جان باخته‌اند که یکی به دلیل تیراندازی پلیس در داخل کنگره و سه نفر دیگر به دلایل «فوریت پزشکی» درگذشته‌اند.
دونالد ترامپ، در آخرین پیام ویدئوی خود یورش به ساختمان کنگره را محکوم کرد. وی که پیش‌تر از حامیان خود خواسته بود در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در واشنگتن تجمع و تظاهرات کنند، در روز حادثه و بدنبال تجمع هوادارانش در کنگره گفت که آنها را «دوست دارد» و از حامیانش خواست به آرامی محل را ترک کنند.
آقای ترامپ در آخرین پیام ویدئوی خود در حالی از انتقال «آرام، قانونمند و روان قدرت» سخن گفت که شکایت‌های متعددش از روند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در دادگاه‌های فدرال و دیوان عالی آمریکا ره به جایی نبرده است.
جو بایدن، نامزد دموکرات‌ها و رئیس جمهوری منتخب ایالات متحده که به زودی سوگند یاد خواهد کرد در انتخابات روز ۳ نوامبر (۱۳ آبان) توانست با پیروزی در اکثر ایالت‌های سرنوشت ساز و با ۳۰۶ رای در برابر ۲۳۲ رای دونالد ترامپ را در کالج الکترال شکست دهد.

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

Kamyar Keshavarzian shared his first post. · 1tSpooSns4hormrsed · تاجیک های چین...
سردار سلامی، چرا روزنامه جوان از یادگار امام کینه دارد...
در مقالات جوملا پنج شنبه, 04 مارس 2021 11:17