باز مذاکره، اما اینبار تنها با امریکا، و نه با جهان! و برای بازداشتن این کشور مهاجم از حمله؛ کاری که با نادیده گرفتن این بازیگر بزرگ و بیمانندِ جهانی، ایران را برای سال‌ها گرفتار، و به مخاطره انداختند، و بدنبال آن، دست به دامن کسانی شدند که در برابر امریکا عدد قابلی نبوده و نیستند. روزگاری با حضور اهل تجربه، اندیشه، عقل و تدبیر در صحنه کشور، ایران طرف سخن جهانیان بود، تا سازوکاری بیابند که ایران را به روند جهانی باز گردانند، و به کشوری عادی، در بین بازیگران گوناگون آن، دگرگون سازند، نه کشوری که جهان از سوی او احساس تهدید و خطر کند؛

و "برجام" پیامد مذاکره‌ایی از این دست، با نمایندگان جهان بود، از غرب تا شرق، سخت و توانفرسا، اما با موفقیت توسط فرزندان این مردم انجام شد؛ و نتایج این آوردگاه دیپلماسی بزرگ، مورد اقبال همه قرار گرفت، قلب صلح دوستان دنیا را شاد کرد، جنگ خواهان را از جنگ افروزی ناامید نمود، چراکه همه به توافق رسیدند که ج.ا.ایران در کلوپ‌ جهانی بماند، و به جهانیان در روند ساخت این دنیا کمک کند.

توافق برجام، پیروزی میانه‌روی بر تندروی (چه در داخل، و چه در خارج) بود، پیروزی دیپلماسی بر جنگ و... اما برجام نتوانست روند پیشروی تندروها در داخل را کُند و یا محدود نماید، چرا که بر آوردن آن در مراکز قدرت، یک تصمیم از پیش گرفته شده بود، و پروژه چند دهه‌ایی مبارزه با میانه‌روها و میانه‌روی در داخل ایران، به اینان سپرده شده بود، و این نبرد همچنان در جریان بود. برهم خوردن تعادل جناح‌های میانه‌رو در خارج از ایران (امریکا، اروپا و آسیا)، جهان را نیز، به سان ایران، دچار راستگرایان کرد، کسانیکه برآیند وجودشان در قدرت، خسارت محض برای جهان و آدمیان، و برهم زننده حقوق شهروندی، عدالت، صلح، انسانیت، اخلاق، هنجارها، ساختارها، مصلحت جهانی و فرمانروایی قانون است.

در ایران احمدی نژادیسم، نخستین وزنه‌ سنگینی بود، که برای برهم زدن تعادل میانه‌روی ایران و ایرانیان به میدان آورده شد، و او و دولت خسارتبارش را، برغم اعتراضات بزرگ و بیمانند "جنبش سبز"، به مردم ایران تحمیل کردند، تا به وسیله چنین عنصر مشکوک و ناپایداری، میانه‌روی را در کشور، به نابودی برند، و با او و دولتِ همراهش، پروژه یکدست‌سازی را در کشور به نفع راستگرایان پیش برند، اما چیزی که حاصل شد، فساد فراگیری بود که کشور را فرا گرفت، و در هم ریختگی که سامان کشور را به هم پیچید و...

او که پایه رفتار و عقیده خود را بر اندیشه‌ایی دیکتاتورپرور، ضدانسانی، خفقان‌سازِ و ویرانگر بسیار خطرناکی (برای ایران و جهان) نهاد، که مبتنی بر تئوری تکصدایی، مهدویتِ خاص، و ولایت فقیه مبتنی بر پایه اندیشه مصباحیسم گذاشته بود، تا ایران و ایرانیان را به دام تندروی ویرانگری انداخته، که تمام روزنه‌هایی که به نفع مردم در ساختار و قانون بود را، ببندند، صلح را به مسخرگی گرفته، جنگ را تئوریزه، و همواره تا ظهور منجی خود جاری و با دوام سازند، قانون را ذیل افراد و ساختارها قرار دهند، دمکراسی را به نمایشی مضحک و زینت المُلوک تبدیل کنند، همبودگاه متکثر ایران را، به جایی یکدست، یکصدا، گوش به فرمان، بله قربانگو، با نظامی تکحزبی، متمرکز و... دگرگون سازند. 

و همین کادرهای معتقد به این اندیشه‌، که طی سه دهه گذشته، با این دولت، و پیش از او، به طور بیسابقه‌ایی در ارکان کشور نفوذ داده شدند، برجام را حتی بعد از پیروزی، و به بار نشستن، در حالی که امید به ساختِ ایرانی آباد و آینده‌ایی روشن‌تر را برای ایرانیان زنده کرده بود، و کشور پر و بال گرفته، تا جهشی به سمت رفاه، امنیت، توسعه، ثبات، پیشرفت و... به راه اندازد، اما اسیر یک تاکتیک خبیثانه و نابخردانه کرده، برجام را بی اثر کردند،

به این صورت که، با رمز حذف امریکا از فرایند پسابرجام، و دوری آن قدرت مهم بین المللی از آثار قرارداد برجام، ممنوعیت ورود امریکایی‌ها به صنعت و انرژی ایران را بهانه کرده، و با این راهبرد، میخ نابودی بر تابوت این دیپلماسی موفق، و البته بر بدن تنش‌زده ایران کوبیدند، و بدنبال آن نیز، از شانس این بدسگالانِ بدخواهِ ایران، ترامپیسم هم از راه رسید، و به کمک فرصت‌سوزان داخلیِ از این دست آمد، و او نیز با خروج یکطرفه از قرارداد برجام، کار تندروهای داخلی را تکمیل کرد، تا برجامی بیفرجام رقم خورده، تلاش صلح طلبان بی اثر گردد.

دلسوزان کشور، و آنان که برایش زحمت کشیده و نابودی‌اش را بر نمی‌تافتند، از پای ننشستند، و دوباره برای احیای برجام، و وارد کردن این موثرترین عنصر دخیل در فرایند جهانی و از جمله قرارداد برجام، یعنی امریکا، مذاکرات را از نو آغاز کردند، فرصت پیروزی و رهبری جو بایدن در مقام ریاست جمهوری امریکا، دوباره شرایط را برای باز گرداندن آب رفته به جوی، فراهم کرد، اما با روی کار آمدن دولت سفارشی و یکدست سازِ ابراهیم رئیسی، امضای این توافق آماده به امضا، به دولت تازه کار و بی تجربه او واگذار شد! تا در این دولت ناکام، ناکارآمد، متوهم و خسارتبار پیگیری و امضا شود!

دولتی که متاسفانه، خود ادامه احمدی نژادیسم بود، و این نابخردان، فرصت را از کشور گرفتند، و آنقدر امضای توافق جدید را کش دادند، تا دوره ریاست جو بایدن نیز با شکست پایان یابد، و دوباره باز به ترامپ برسند، که همیار آنان در کُشتن صلحِ ناشی از این توافق بود؛ راهبران این روند ویرانگر، گویا می‌دانستند که با آمدن ترامپ شرایط کشور وارد دوره سختی خواهد شد، و دانسته کار را به این مسیر وقت کشی و فرصت سوزی کشیدند تا شیرازه کشور و جهان از همه نظر از هم بپاشد، و در بلبشوی این درهم ریختگی، خون‌ها جاری شود، ظلم‌ها شود، زندگی ها متلاشی گردد، سامان ها بر هم ریزد و... و به زعم آنان راه برای ظهور امام موعودشان، در شرایط فقر، فلاکت، بی سامانی، خونریزی و... در ایران و منطقه، و بلکه جهان، فراهم آید! این همان اندیشه ناپاک انجمن حجتیه است که در مصباحیسم، احمدی نژادیسم، جبهه پایداری و از این دست تندروهای راستگرا دنبال می‌شود، بالا گرفتن ظلم و ویرانی در بین بشر، برای فراهم شدن شرایط ظهور منجی!

اکنون کاشته‌های آن دست‌های خبیث را، ایران و ایرانیان، و هر که با اینان همراه بوده و هستند، در داخل و خارج، درو می‌کنند، آنانکه فرصت ریاست جمهوری مسعود پزشکیان را نیز به نابودی کشیدند، و با عوارضِ عملیات مشکوک و تله‌وار هفت اکتبر 2023 خود، به پیشواز دولت او رفتند، تا شرایط ناکامی پزشکیان را نیز فراهم نمایند، تا این آخرین حرکت مردم ایران برای اصلاح امور نیز، ابتر و ناکام بماند، و همین هم شد، اسماعیل هنیئه (رهبر حماس)، که به عنوان میهمان ویژه مراسم آغاز به کار این رئیس جمهور در ایران حاضر شده بود، در یک عملیات مشکوک، در قلب مراکز امنیتی کشورمان ترور شد، تا آغاز به کار این رئیس جمهوری که از صلح و گفتگو با غرب سخن می‌گفت، و حامل امیدِ رای دهندگان به خود برای راه گشایی بود، و برای بازسازی ویرانه احمدی نژادیسم و دولتِ فرصت سوز و ویرانگر رئیسی آمده بود نیز، با ترور و ناامنی و رسوایی خوش آمد گفته شود، و اینگونه بود که این فرصت نیز از ایرانیان در پیچ و خم این حوادث دلخراش و رسوا سلب گردید، و شعارها و قول‌های انتخاباتی او نیز به هیچ انگاشته، و بر زمین ماند، تا جوانه‌های امید به تغییر در دل ایرانیان بمیرند، که اصلاحی در این کشور نخواهد بود و نخواهد شد، و هیچ قولی از سوی منتخبین این مردم، به هدف اجابت نخواهد رسید!

اما خود کرده را تدبیر نیست، اکنون همان‌ها، که دنیا را برای ظهور امام زمان خود بر هم می‌ریزند، مجبورند با عنصر راستگرای افراطی، فاشیست، قانون و هنجار شکنی و... به نام دونالد ترامپ مذاکره کرده، حقوق ایران و ایرانیان را حفظ نمایند، و خود را از حمله او در امان دارند، تا در پیشگاه تاریخ، بیش از این رسوا نباشند، و در این میان، از این مردم به ستوه آمده‌ نیز، سخنانی از سر خشم و لجبازی، در واکنش به چنین نابخردی‌هایی به زبان می‌آید، که درد را تا انتهای مویرگ‌های انسان‌ِ وطن پرست و صلح جو می‌دواند، البته این واکنش مردمی قابل درک است، چرا که با کسانی در داخل کشور خود مواجهند که به هیچ صراط مستقیمی تن نمی‌دهند، و از پرداخت حقوق آنان، همواره طفره رفته، و خودداری می‌کنند، و این مردم را به روزی نشانده‌اند که گروهی از آنان، منجی و امام زمان خود را، همان دونالد ترامپ ببینند! ترامپ نجات بخش؟!

نباید هم تعجب کرد، از بس این مردم با کسانی مواجه شدند، که از این کوه سرازیر شدند، و به عنوان منجی از این مردم رای گرفتند، تا نماینده نجاتبخش آنان در این سیطره مافیایی، و از این شرایط، و کج کرداری‌ها باشند، و البته هر بار نتوانستند پنجه در پنجه تشکیلات تنیده و عنکبوتی قدرت در اندازند، و به زودی در دام آن گرفتار شده، خوار و ذلیل و بلکه گاه رسوا، کرسی‌های خدمت را ترک کردند. در چنین شرایطی است که اکنون کسانی را می‌ببینیم، که حتی دونالد ترامپ، که برای منافع امریکا، و نه حتی برای منافع جهان و غرب، وارد میدان شده است را، منجی خود می‌بینند، و از او تقاضای دادخواهی می‌کنند و...!

از این فرایند دردناک و قصه تاسفبار شرایط مردم، کشور و انقلاب که عبور کنیم، باید گفت اگر تندروهای (داخلی و خارجی) بر باد دهنده حاصل کارِ اهلِ اندیشه، صلح و دلسوز به امر ایران، اجازه دهند، و کشور دوباره در حین مذاکره با امریکایی‌ها، همچون آنچه در جنگ 12 روزه اتفاق افتاد، دچار حمله و بمباران نشود، قرار است جمعه (17 بهمن 1404، 6 فوریه 2026)، وزیر خارجه کشورمان، با نماینده ویژه رئیس جمهور امریکا (استیو ویتکاف) مذاکره کند، پیش مذاکرات رسانه‌ایی شده‌ی سران و دست اندرکاران دو کشور، از سه موضوع مذاکراتی و مناقشه برانگیز بین در این مذاکرات خبر می‌دهند، توان موشکی، توان هسته‌ای و دیگری مشکل روابط ایران و اسراییل.

چنانچه تصمیم‌ساز چنین مذاکره‌ایی بودم، هرگز به نماینده ایران در این مذاکرات، اختیار گفتگو روی پرونده توان هسته‌ای و موشکی را نمی‌دادم، از آن سو، دست او را در بحث روابط ایران و اسراییل، بعنوان یک موضوع ایدئولوژیک که موجب تفرقه و شکاف ژرفی بین ایرانیان شده است را، باز می‌گذاشتم، تا روی آن بلغزد، و مانور دهد و توافق کند؛

موضوعی چنان اختلافی و تفرقه افکن در بین ایرانیان که، کار را به جایی رسانده که همین الان ایرانیان زیادی پرچم اسراییل را در اجتماعات اعتراضی خود برافراشته، و در شعارهای خود مدت‌هاست که روی آن مانور می‌روند، و به این حجم سرمایه‌گذاری روی دشمنی با اسراییل و غرب معترضند، و در همان حال ایرانیان دیگری نیز در این سو، این پرچم را به نشانه اعتراض به بود و باشش، به آتش کشیده، و زیر پای می‌نهند و..،

و این پرونده مناقشه برانگیز در بین ایرانیان، می‌تواند موضوعی قابل مذاکره با نماینده امریکا بوده، و جناب دکتر عباس عراقچی، پیرامون آن با امریکایی‌ها به توافق برسد، و توانِ ملیِ موشکی و هسته‌ای کشور را حفظ نماید. موضوعی که انتظار می‌رود با حل نسبی آن، ریشه بسیاری از دشمنی‌ها، گرفتاری‌ها، جنگ‌ها، ناامنی‌ها و موانع توسعه ایران برداشته شود، و حساسیت‌ از کشورمان کاهش یابد، و راه کشور به سوی پیشرفت و ثبات باز شود.

تهران - پنج شنبه 16 بهمن ماه 1404 برابر با  5 فوریه 2026

کاریکاتور نشریه امریکایی پیرامون همآوردی‌های جاری بین ایران و امریکا

و سرنوشت پرنده صلح جهانی در میان این فشارها که له شده است

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در انقلاب، هرجُ و مرج و انقلابی گ...
اشغال سفارت؛ پرونده‌ی محبوب سیاستمداران آمریکایی مبارزه‌ی احمدی نژادی؛ پرونده‌ی محبوب سیاستمداران صه...
اولتیماتوم‌ ترامپی: غرب یا ویرانی موضوع هسته ای ایران و یا دمکراتیک سازی جمهوری اسلامی از سوی ترامپ،...