دولتی که زیر گلوله باران توپخانه خودی و میدان داری سخت جهانی کار کرد
  •  

10 مرداد 1400
Author :  
حق داشتی بخروشی، اما متانت و صبرت را حتی دشمن و رقبای سرسخت شما، باید از تو بیاموزند

اگر مدالی از صلح طلبی، صبر و شکیبایی، متانت، شجاعت، مدیریت، سیاست، آینده نگری، مردم دوستی و... می داشتم، قطعا در این روزهای پایانی ماموریت 8 ساله دکتر حسن روحانی، به او دولتش در مجموع، با همه کاستی هایی که داشتند، به پاس این همه رنجی که از داخلی و خارجی متحمل شدند، اعطا می کردم، چرا که او وارث یک ویرانی بزرگ، و درهم ریختگی بی همانندی در تاریخ دولت های بعد از انقلاب بود، که حاصل مدیریت یله و رهایی گردید، که نهادهای نظارتی و برنامه ریز را تعطیل کرد، و یا برایش تعطیل کردند، تا هر آنچه می خواهد، در هشت سال ریاست بر کشور، برغم آن همه مخالفت بزرگان و اوتاد دلسوز به حال مردم، انقلاب و کشور انجام دهد، و همه آنچه خواستند، در دوره او بر ما تحمیل شد؛ دولت "معجزه هزاره سوم" که سرمایه های داخلی و بین المللی ایران را بر باد فنا داد.

و پس از آن ویرانی بزرگ بود، که روحانی با یک اقبال عظیم مردمی، از سوی مردم انتخاب و جایگزین ترکتازی های محمود گردید، و آمده بود، تا کشور را به مدار درست رشد و توسعه خود بازگرداند، و انصافا هم هر آنچه در چنته خود او، تجربه دولت های قدر قدرت و موفق بعد از انقلاب، بود را به کار گرفت، و زیر بارانی از فحش ها، ناسزاها، دشمنی ها، نارفیقی ها، نامردمی ها، نافرمانی ها، ناهماهنگی ها، خرابکاری ها، چوب لای چرخگذاری ها، تنش زایی ها، خیزهای بلند و تنش زای خارجی برداشتن ها و... دولت او به پیش رفت و خود را نباخت، در حالیکه بوق و کرنای تمام تریبون های رسمی لاینقطع بر علیه او دولتش بلند بود، و بر سر این دولت و سیاست هایش، وزرایش و... می بارید، اما او در میان این همه هیاهو و گردخاک، مقابل جهانیان به مذاکره نشست، و هم کشور ویران شده را اداره کرد، و هم با قدرت تمام، مقابل دنیا گفتگو کرد و نتیجه هم گرفت، اما او هرچه موفقیت بدست آورد به جای مدال افتخار، مدال ننگ و خیانت به پیشانی اش نشاندند و...

و او بی اعتنا به این نافهمی ها و بدسرشتی ها، بنای صلح طلبی ایرانیان را نمایندگی کرد و با اکسیر حقی که بر لب و ذهنش داشت، اجماع یکپارچه جهانی علیه ایران را، به گشایش در روابط جهانی مبدل کرد، و وقتی رییس جمهور ترامپ از برجام خارج شد نیز، او را با انزوای تاریخی در بین جهانیان مواجه نمود، و اگر نگوییم باعث آن انزوا، نتایج مذاکرات دولت روحانی و برجام موفقیت آمیز او بود، باید گفت بخش عمده ایی از آن، حاصل و مدیون درایت روحانی و تیم ایشان در این حرکت بزرگ بود، که زیر فشار مثلث شوم رقبای اسراییلی، عرب و از همه جانسوزتر دلواپسان داخلی، که تمام تریبون های رسمی، و نهادهای انتصابی را در اختیار داشتند، به سرانجام رساند،

برجام یکی از قرارداد های اساسی ایران با جهان است، شاید در تاریخ ایران نظیر نداشته باشد، که ما در مقابل کل جهان ایستاده، مذاکره کرده و این مقدار از حق خود را ستانده باشیم، آن هم در زمانی که، در اثر بی تدبیری داخلی و اجماع جهانی، ایران را در مقابل کل جهان قرار داده بودند، و داشتند زیر فشار له می کردند، و حرکت برجام توانست ورق را برگرداند، و جهان را مقابل کلیدی ترین محور تحریم های بی پایان ایران، یعنی امریکا قرار دهد، و جالب اینکه، دلواپسان و مخالفان سرسخت برجام، که تحت شعار امریکا ستیزی با این حرکت صلح آمیز مردم ایران مخالفت می کردند (به دروغ)، چشم به این واقعیت ها بستند، و دهان به ستایش برجام هرگز نگشودند، و هیچگاه از لعن و ناسزا، به روحانی و تیمش و برجام دست نکشیدند، حتی آن موقعی که ترامپ در تنهایی، با همه در حال مذاکره بود، تا آنان را با خود، علیه ما همراه کند، ولی نتوانست و...، و هرگز به این موفقیت ها در تریبون های ملی این کشور، از جمله صدا و سیما اشاره ایی نکردند، و چشم بر همه خوبی های برجام بستند، از آتش زدنش گفتند و از محاکمه روحانی و... و بر امضا کنندگانش تا آخر ناسزا و نفرین گفتند.

به حتم تجربه گرانسگ مذاکرات برجام، برگ زرینی از توانایی فرزندان این مردم، و مدیریت با تبحر مسولین ایران، و به خصوص دولت روحانی بود، که زیر رگباری از سنگ های بزرگ و کوچک که از سوی خودی، رقیب و دشمن می بارید، به ثمر نشست، و اگر ناهماهنگی داخلی، و بدشانسی حاکمیت ترامپ و... نبود، می رفت کشور را به ریل سعادت و بازگشت به شرایط نرمال هدایت کند، اما افسوس که دست های خیانتکار، و فرصت طلب داخلی، رقابت های خارجی، و هزینه های گزاف پرداخت شده از سوی رقبا و... کار خود را کرد، و میوه برجام آنچنان که در ظرفیت حقیقی اش، در بر داشت شامل ملت ایران نشد،

گرچه ایران را از ذیل بند هفت منشور ملل متحد، که اجازه می داد هر لحظه، هر کشوری، به نمایندگی از ملل متحد، ایران را آماج حمله نظامی و ویرانگر خود کند، خارج گردید، میلیاردها دلار سرمایه های بلوکه شده کشور، به ایران بازگشت، رونق اقتصادی و هجوم سرمایه گذاران خارجی و... همه و همه نوید بخش روزهای خوش این ملت و کشور بودند، ولی انگار اراده ایی قاهر و توانا، هرگز به دنبال آبادی و رفاه و آسودگی این ملت نبوده و نیست، و بقای خود را در بحران و... می بیند، لذا این مافیای شوم، چنین فرصتی را، به صورت رسوا از کشور و ملت دریغ کردند، و همنوا با رقبای خارجی، ما را به دوران سخت، بازگشت دادند، و تف و لعنی که باید نثار این دست های ناپاک می گردید را، این روزها نثار کسی می شود که زیر چنین شرایط دم بالا نیاورد، و صبورانه هرآنچه از تدبیر و امکان که در دست داشت را، برای بی اثر کردن چنین سمی که به بدن جامعه تزریق می شد، به کار برد، تا به قول خودش حداقل قحطی دچار مردمش نشود،

ده ها سال بعد، وقتی تاریخ این روزهای ننگین بازخوانی و فاش شود، آنوقت آیندگان خواهند دید و فهمید، چه کسانی و برای چه اهداف و منافعی، تیشه به ریشه ملت و کشور خود زدند.

آقای روحانی! خسته نباشید، تاریخ، شجاعت و تدبیر شما را گواهی خواهد داد، هرچند کسانی بخواهند نام تو و دولت توانمند تو را که در شرایطی بسیار سخت کار کرد را، زیر خاکستری از ناسزاها و حرف های ظالمانه مخفی کنند، اما صبر و درایت شما، مدال آور است، و با نشستن گرد و خاک های تاخت و تاز کنندگان میدان تبلیغات کشور، که از همان روز نخست آمدنت، نمی دانم چرا لاینقطع و لجوجانه بر سیاه کردن چهره ات، کارت، دولتت و...، بر طبل های بزرگ و توخالی خود کوبیدند، چهره واقعی صحنه داران این تبلیغات مسموم هویدا خواهد شد، آنگاه هر چند خسارات ها جبران نخواهد شد، اما چهره هاشان رسوا خواهد گردید، که خوب را بد، و بد را خوب بزک می کنند، و به خورد ملت خود می دهند.

آقای رییس جمهور! بنشین و بنویس، آنچه بر تو و مردمت، در این بکش بکش های سیاسی مافیای قدرت رفت، بنویس، آنچه را که محمد مصدق ننوشت، و امروز ملت ایران باید تاریخ خود را از اسناد وزارت خارجه انگلیس بخوانند، که مثلا امثال آنهایی که ما اتوبان ها، مدارس، اماکن و... را به نامشان کردیم، چطور دست در دست کودتاچیان و داخلی و خارجی کودتای 28 مرداد، دولت مردمی او را ساقط کردند؛ و ما بعد از رسوایی آنها، هنوز هم نمی توانیم، نام های بزرگی که به گزاف خود ساخته ایم را، برداریم، در حالی که می دانیم، این نام های بزرگ، که بودند، و با کشور، ملت و دولت این مردم چه کردند.

تجربه گرانسگ دولت شما، می تواند یکی از مفاد درسی سیاستمداران بزرگ جهانی باشد، که تدبیر، متانت و صبر یک سیاسمتدار کارکشته، چگونه می تواند، باعث شود تا بار کجی که، از بد حادثه، سکاندارش شده، و هرکه از راه می رسد، بدآن تنه ایی به قصد سرنگونی اش می زند را، به منزل مقصود رساند، شما سکاندار موفق این کشتی توفان زده بودید،با همه کم و کاستی هایتان، شما نماینده خوبی برای ما بودید، رای من حلالت باد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (13)

This comment was minimized by the moderator on the site

‍ از ام القرا تا ام القوا !

مهدی نصیری

سخنان منتشر شده سردار حاجی زاده در دیدار با آقای روحانی، رئیس جمهور سابق، از سوی روزنامه کیهان که حاوی نوعی خط و نشان کشیدن و اشتلم دادن به آقای روحانی از موضع قدرت بود، بیانگر آن است که سپاه خود را در جایگاه ام القوا می بیند.

تعبیر ام القوا ذهن را به تعبیر مشابه آن یعنی ام القرا منتقل می کند که داعیه دار آن پس از انقلاب بوده ایم اما با این تفاوت که هر چند ادعای ام القرایی جهان اسلام، شدیدا آمیخته به خیال و وهم بوده اما ام القوایی سپاه در دو سه دهه اخیر در حدی بالا جنبه ای واقعی داشته است.

با وجود آن که امام خمینی نیروهای نظامی را از دخالت در سیاست، مؤکدا بر حذر داشته بود اما سپاه با تفسیری موسّع از عنوان پاسداری، خویش را در جایگاه متصدی و صاحب نظام و انقلاب نشانده و با ورود به عرصه های گوناگون فرهنگی، رسانه ای، اقتصادی، اطلاعاتی و امنیتی، سهمی عظیم را در امر سیاست و حکمرانی برای خویش رقم زده است.
از همین رو در کمتر جایی است که پای قدرت و ثروت در میان باشد اما از حضور آشکار و علنی سپاه در آن ردّی و نقشی نباشد.

یکی از مهمترین نقش‌ها را سپاه در دو انتخابات اخیر مجلس و ریاست جمهوری با همکاری و همدستی شورای نگهبان ایفا کرد که زمینه ساز یک حاکمیت یکدست انقلابی شد و اکنون همگی در حال نظاره دستاوردهای شگفت! آن در عرصه های گوناگون اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاست خارجی هستیم.

در هر صورت در جمهوری اسلامي شاهد یک حاکمیت آشکار و پنهان نظامی و بناپارتیستی - که گاهی هم از آن با عنوان حاکمیت میدان یاد می شود - هستیم که دیگر نهادهای فرهنگی، رسانه ای، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و قضایی که وابسته به سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه هستند و حتی نهاد مستقلی مانند حوزه های علمیه باید خود را برای اطاعت و تمکین در برابر این ام القوا به صف کنند و الا با قوه ای قاهر و انقلابی مواجه هستند و همه نیک می دانند که نباید چنین قدرتی را نادیده و یا دست کم بگیرند.

محتوای جلسه ای که فرماندهان سپاه با رئیس جمهور روحانی داشته اند و سردار حاجی زاده راوی بخشی از محتوای آن شده، ظاهرا چیزی جز ایفای نقش تعریف شده این نهاد فائق و غالب برای کنترل رئیس سابق قوه مجریه نبوده است. 25 دیماه 1400

This comment was minimized by the moderator on the site

قدرت اخطار

وقتی بخشی از سخنرانی سرلشکر رحیم صفوی فرمانده وقت کل سپاه در دهه هفتاد افشا و به مطبوعات کشید شاید بزرگترین شوک پس از پیروزی انقلاب اسلامی حتی به مراتب بزرگتر از خبر پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به جامعه وارد شد تهدید مردم به مجازات سخت توسط سرلشکر رحیم صفوی فرمانده وقت کل سپاه با عباراتی بسیار خشونت آمیز که زبانها را میبریم ، قلمها را می شکنیم و گَردنها را میزنیم حیرت انگیز بود که به تندی توسط مردم هم پاسخگویی و تا مدتها سرلشکر ناچار از توجیه و حتی تکذیب بود.
اینکه امثال سرلشکر رحیم صفوی در عمل هم توبه و به دامان مردم بازگشته باشند یا همچنان در صدد کنترل و هدایت مردم بیاندیشند باید به تصمیمات و عملکرد سه دهه گذشته یک یکشان توجه و تامل کرد اما رفتار مذکور در همان سالها توسط جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و عملیاتی که در انتشار نامه سرگشاده خطاب به رئیس جمهور منتخب کشور حجت الاسلام سید محمد خاتمی بازتولید شد متبلور شد اینکه رحیم صفوی به فرماندهان مذکور امر کرده باشد یا فرماندهان صفوی را به چنان باور خشونت آمیزی رساندند نمی دانم اما فرماندهان ارشد عملیاتی امنیتی - نظامی به صراحت و روشنی ضمن هشدار به رئیس جمهور وقت تاکید کردند در صورت لزوم ساکت نبوده و برای تغییر شرایط سیاسی - اجتماعی وارد صحنه خواهند شد تهدیدی که در ادبیات سیاسی جهان هیچ معنا و مفهومی جز اعلام آمادگی برای در اختیار گرفتن قدرت نداشته و ندارد.
سرتیپ امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوا و فضای سپاه که به اظهارات بسیار تند غالباً خشن علیه مقامات سیاسی و مذهبی علی الخصوص مرحوم آیت الله هاشمی ، حجت الاسلام سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین و برخی دیگر از چهره ها و تهدید برخی مستمر برخی کشورها به قدرت موشکی سپاه شناخته میشود در آخرین اظهارت مصادف با فرمان سرنگونی هواپیمای مسافری در حال بلند شدن از فرودگاه بین المللی امام خمینی تهران بود بدون آنکه دیگر لزومی به پاسخگویی ببیند از خاطره تهدید نظامیان علیه حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور وقت می گوید.
براساس اظهارات سرتیپ حاجی زاده برخی فرماندهان سپاه حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور وقت را دقیقاً مشابه برخورد با حجت الاسلام سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین به مقابله و برخورد حذفی تهدید کردند به معنای بسیار ساده و صریح تیغ مورد نظر سرلشکر رحیم صفوی فرمانده وقت کل سپاه در اواخر دهه هفتاد همچنان با اعلام رسمی و آشکار بر گردن روسای جمهور منتخب مردم قرار دارد.
شاید برای پرهیز از تکرار مکرر ادبیات مذکور در برخورد با مردم و روسای جمهور یا برخی مقامات باشد که به فرمایش سرتیپ غلامرضا سلیمانی رئیمس سازمان بسیج مستضعفین به صرافت چینش گسترده همکاران در مسند وزارتخانه تا استانداران و بسیاری دیگر حتی در سطح هشت میلیون نفر افتادند چنانکه در برنامه سازی تلویزیون چند سالی است چینش عوامل تولید تا چینش شرکت کننده و تماشاچی مسابقه هم پیشرفته است.
اینکه برخی فرماندهان نظامی از منع و هشدارهای تند امام خمینی مبنی بر دوری از قدرت سیاسی تا اجرایی به امروز رسیدند که استقرار در تمامی سطوح مدیریتی حوزه سیاسی ، مالی ، اقتصادی ، فرهنگی و .... را ضروری می دانند حتماً نیازمند بررسی و تامل جدی است باید بدانند که شاید بتوان با در اختیار گیری تمام سطوح مدیریت اجتماعی - سیاسی کشور خود را مسلط بر امور و مقدورات جامعه دانست اما باید باور کنند که کنارهگیری ملت به هیچ میرساند.
اینکه امام خمینی پس از تشکیل حکومت اسلامی و طی مدت قرار گرفتن در مسند کلیدی ولی فقیه بارها از جملاتی شبیه به "من با هیچکس عقد اخوت نبستم" و "تایید من تا زمانی است که در صراط مستقیم حرکت کنید" و ... در تعیین افراد منتخب یا معتمد در مناصب امور استفاده فرمودند که بعنوان الگوی رفتاری از سوی مقام معظم رهبری هم طی بیش از سه دهه ولایت بر امور مکرر شنیده شده است حتماً با تاسی از فرازی در فرمان امام علی علیه السلام به مالک اشتر رضوان الله علیه است که همه بدانند مردم ایران علی رغم بزرگواری و نجابت فوق العاده اما با هیچ کس عقد اخوت نبسته است. ۲۲دی1400 https://t.me/Khabar_Naghde

This comment was minimized by the moderator on the site

تاریخ را فراموش نکنیم، تاریخ عبرت است
رئیس جمهور روحانی هم رفت و به تاریخ پیوست.
اما چرا کلید او هیچ قفل و گرهی از مشکلات این مملکت نگشود؟؟

احمد پورمندی

چرا وعده های دولت روحانی محقق نشد ؟

جوابش را در اين ۵ پرده كه از احمد پورمندی میتوان ديد:
نمای نزدیک از رییس جمهور و رهبری در پنج پرده...!

پرده ی اول:
رئیس جمهور در اجتماع مردمی در حین یکی از سفرهای استانی:
دیپلماسی عرصه مذاکره، ارتباط و احترام متقابل کشورهاست، ما آماده ایم که در این عرصه سیاست خارجی را متحول نمائیم.

رهبر انقلاب در جمع جمعی از طلاب حوزه علمیه (دو روز بعد):
اینکه عده ای میگویند دیپلماسی عرصه ارتباط و احترام متقابل است سخنی ست که یا از سر نافهمی و نداشتن شعور انقلابی ست و یا خیانت و وطن فروشی ست. در تاریخ جمهوری اسلامی ایران اینطور نبوده و انشاءالله نباید اینطور باشد.

پرده ی دوم:
رئیس جمهور در جمع مدیران برخی موسسات سرمایه گذاری خصوصی و بانکها:
ما باید بدانیم که اقتصاد با شعار درست نمیشود، باید در این عرصه گامهای عملی و واقع گرایانه در جهت جذب سرمایه گذاری های خارجی برداشته شود. باید امنیت برای آن سرمایه گذار خارجی درکشورمان فراهم شود که بیاید و سرمایه گذاری کند.

رهبر انقلاب در جمع پرشور بسیجیان:
بنده این روزها زیاد میشنوم که بعضی آقایان صحبت از سرمایه گذاری خارجی میکنند، چراغ سبز میدهند به دشمن برای نفوذ که بیائید اینجا امن است...این حرفها حرفهای درستی نیست، ملت ایران دندان طمع سرمایه گذار خارجی را در دهانش خرد خواهند نمود.

پرده ی سوم:
رئیس جمهور در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد رودهن:
فضاءکشور باید به سمت دوستی و تفاهم و گذشت برود، اگر یک زمانی یک اتفاق تلخی در کشورمان افتاده است امروز باید مسائل را حل کرد، با گذشت با بزرگواری با...

رهبر انقلاب در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق :
من به شماعرض میکنم اینها که در تریبون های رسمی صحبت از گذشت و بخشش میکنند، اگر به این رویه ادامه دهند خود به زودی نیازمند گذشت و بخشش مردم مسلمان ایران خواهند شد.

پرده ی چهارم:
رئیس جمهور در جمع استانداران:
ما نمیدانیم که با این برادران که برای خودشان اسکله دارند و کرور کرور جنس قاچاق وارد کشور میکنند چه بایدبکنیم...بعد همین ها میآیند و بعنوان مدعی در رسانه هایشان علیه دولت مینویسند و میگویند این رونق اقتصادی پس چه شد؟...شما دست از قاچاق بردارید، رونق هم به امید خدا به اقتصاد ایران میآید.

رهبر انقلاب دو ساعت بعد در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:
سپاه خالص ترین، دلسوزترین و لایقترین نیروی نظام و اسلام است... حالا یک عده ای پیدا شده اند که میگویند سپاه نباید در امور اقتصادی دخالت کند..

پرده ی پنجم :
رئیس جمهوری: باید در فضاء داخل کشور نیز مثل عرصه بین المللی کاری کنیم که همدلی و اعتماد و دوستی تحکیم شود.
برجام۲، برجام۳، برجام۴

رهبر انقلاب (ساعتی بعد):
این حرفهایی که اینسو و آنسو گفته میشود در مورد برجام دو و سه و چهار خواست آمریکا و ایادی داخلی اش است و تبلیغ چنین چیزهایی قطعاً از روی نادانی ست.
و بدین منوال 8 سال بر 8 سال های قبل گذشت @SepehrAzadi

This comment was minimized by the moderator on the site

بیش از این عبرت آیندگان نشوید!

شما دچار یک بد فهمی مزمن از حکمرانی هستید

مهدی نصیری
پریروز ویدئوئی از سوی معاونت رسانه ای دفتر رهبری در باره روابط ایران با غرب با عنوان "عبرت آیندگان" منتشر شد که ملاحظاتی در باره آن ضروری است:

مذاکرات ایران با آمریکا و غرب بر سر مسائل هسته ای نه در زمان دولت آقای روحانی - که غربگرا و سازشکار خوانده می شود - بلکه در زمان دولت آقای احمدی نژاد با دستور رهبری و نماینده ویژه ایشان آقای سعید جلیلی آغاز شد. اگر مذاکره با غرب قبیح است و همیشه منجر به ضرر و زیان ما بوده، چرا اساسا چنین مذاکره ای با دستور رهبری کلید خورد و چرا سیاست تنش و آتش بازی با آمریکا در منطقه با قوت و قدرت بیشتری ادامه پیدا نکرد؟

اگر مذاکرات برجامی موفق نبوده و متن توافق دچار نقصان و اشکال و حاوی اعتماد به غرب و آمریکا بوده است، چرا این متن از سوی دستگاه رهبری و دیگر نهادهای بالادستی که به تصریح رهبری سیاستگذار اصلی هستند و دولت فقط مجری است، اصلاح نشد و بلکه با دستور دفتر رهبری به آقای لاریجانی رییس مجلس وقت، طی ۲۰ دقیقه به تصویب مجلس رسید و بلافاصله شورای نگهبان نیز آن را تایید کرد؟
همچنین پس از نهایی شدن و امضای برجام، رهبری در پیامی خطاب به آقای روحانی نوشت:

" جناب آقای دکتر روحانی
ریاست محترم جمهوری

خرسندی خود را از اینکه مقاومت ملت بزرگ ایران در برابر تحریم‌های ظالمانه و تلاش دانشمندان هسته‌ ای در پیشبرد این صنعت مهم و کوشش خستگی‌ناپذیر مذاکره‌کنندگان، سرانجام طرف‌های مقابل را که برخی از آنان به دشمنی با ملت ایران شهره‌اند، وادار به عقب‌نشینی و رفع بخشی از آن تحریم‌های زورگویانه کرد، ابراز می‌دارم و از جنابعالی و هیئت مذاکره و شخص وزیر محترم و همه‌ دست‌اندرکاران تشکر می‌کنم."

3 چرا جشن انقلابی و با شکوه! آتش زدن برجام که خسارت محض و محصول اعتماد دولت روحانی به غرب بوده و رهبری نیز وعده آن را در صورت نقض و بی اعتبار کردن آن توسط آمریکا داده بودند، برگزار نمی شود و همچنان سیاستِ با دست پس زدن و با پا کشیدن برجام از سوی نظام دنبال می شود؟
چرا دولت انقلابی جدید وعده نقد کردن چک برجام را می دهد؟ چه منفعتی برای نظام در این نوع برخورد دو گانه با برجام وجود دارد؟!

4 گفته می شود اعتماد به غرب خطاست. خب آیا اعتماد به شرق و روس و چین درست است؟ اگر روسها و چینی ها دوست قابل اعتماد ایرانند، چرا اساسا در شورای امنیت در سال ۱۳۸۹ به قطعنامه خطرناک ضد ایرانی که حاوی بدترین تحریمها علیه ایران بود، رای دادند و آن را وتو نکردند تا چنین مخمصه سیاسی داخلی و خارجی را برای ایران رقم نزنند؟ آیا همین نشانه این نیست که اساسا روابط خارجی نباید مبتنی بر اعتماد باشد بلکه باید مبتنی بر تامین منافع ملی بر اساس قدرت چانه زنی و توان اقتصادی، فرهنگی، نظامی، دیپلماسی و مهمتر از همه پشتوانه مردمی باشد؟
مگر آقای پوتین متحد ما در سوریه دست اسراییلی ها را برای حملات متعدد نظامی علیه مواضع و پایگاههای ما و به شهادت رساندن نیروهای ایرانی مستقر در سوریه بازنگذاشت و نتانیاهو را بر مقامات غرب ستیز ما بویژه نیروهای انقلابی میدان ترجیح نداد؟!

5. بیش از چهل سال است سیاست خارجی ما مبتنی بر ستیزه گری و بعضا آتش بازی با غرب و آمریکا بوده است. اکنون در یک بازنگری، پرسش این است که این سیاست چه نتیجه ای برای دین و دنیای مردم و جامعه ایران داشته است؟ چرا ایران انقلابی و قهرمان مبارزه با غرب اکنون اسیر بحرانهای کمرشکن در همه ابعاد اجتماعی و فرهنگی و بدتر از همه فقر و فلاکت اقتصادی است؟ چرا میلیونها ایرانی اکنون در غرب زندگی می کنند و میلیونها دیگر حسرت کوچ‌ به آنجا را دارند و از ام القرای انقلابی گری و غرب ستیزی گریزانند؟

6 آیا همه کشورهای دیگر دنیا - به جز ایران و کره شمالی - که با آمریکا و غرب ارتباط دارند از جمله دوستان شرقی مورد اعتماد ما، چین و روسیه، از این روابط خسارت دیده اند و توسط غربیها چپاول و غارت شده اند و در تعاملات خود پیوسته امتیاز داده اند و نفعی از ابن روابط نداشته اند؟ مگر امروز چین در عین حفظ استقلال سیاسی خود، قدرتمندترین رقیب اقتصادی آمریکا در جهان نشده و آیا این دو کشور بیشترین روابط اقتصادی و مالی را با هم ندارند؟

آقایان جمهوری اسلامی! احتمال نمی دهید دچار یک بدفهمی مزمن و عمیق از حکمرانی و روابط بین الملل هستید و آنچه از فقه و حدیث و فلسفه و ... در حوزه های علمیه خوانده اید، برای اداره کشور کافی نبوده و اگر میخواهید بیش از این "عبرت آیندگان" نشوید، باید از کارشناسان سیاست و روابط بین الملل از جمله سیاستمداران کشورهای چین و روسیه، بیاموزید و کشور را از این وضعیت بغرنج و فرساینده جسم و روح مردم نجات دهید؟

This comment was minimized by the moderator on the site

به خودمان ۹۰ برابر طرف مقابل فرصت می دهیم

فؤاد صادقی:
کلیپی که بعنوان گفتگوی رهبری و هاشمی پخش شد مجموعا ۲۷۶ ثانیه بود که سهم هاشمی از این گفتگو سه ثانیه بود
یعنی ما به خودمان ۹۰ برابر طرف مقابل فرصت می دهیم و این را عین عدالت می دانیم.این فرصت هم برای تایید حرف خودمان است و اگر او بخواهد توضیح تکمیلی دهد فرصت سلب می شود
این آیینه تمام نمای نظام رفتار جمهوری اسلامی آنهم نه با مخالف و حریف خود بلکه با رییس مجمع تشخیص مصلحت است
آنوقت این نظام گله دارد در مجامع جهانی چرا رقبا و دشمنانش با او به عدالت رفتار نمی کنند!

This comment was minimized by the moderator on the site

دستاورد غرب ستیزی جمهوری اسلامی چه بوده است؟

مهدی نصیری

پریروز ویدئوئی از سوی معاونت رسانه ای دفتر رهبری در باره روابط ایران با غرب با عنوان "عبرت آیندگان" منتشر شد (ویدئوی بالا) که ملاحظاتی در باره آن ضروری است:

۱. مذاکرات ایران با آمریکا و غرب بر سر مسائل هسته ای نه در زمان دولت آقای روحانی - که غربگرا و سازشکار خوانده می شود - بلکه در زمان دولت آقای احمدی نژاد با دستور رهبری و نماینده ویژه ایشان آقای سعید جلیلی آغاز شد. اگر مذاکره با غرب قبیح است و همیشه منجر به ضرر و زیان ما بوده، چرا اساسا چنین مذاکره ای با دستور رهبری کلید خورد و چرا سیاست تنش و آتش بازی با آمریکا در منطقه با قوت و قدرت بیشتری ادامه پیدا نکرد؟

۲. اگر مذاکرات برجامی موفق نبوده و متن توافق دچار نقصان و اشکال و حاوی اعتماد به غرب و آمریکا بوده است، چرا این متن از سوی دستگاه رهبری و دیگر نهادهای بالادستی که به تصریح رهبری سیاستگذار اصلی هستند و دولت فقط مجری است، اصلاح نشد و بلکه با دستور دفتر رهبری به آقای لاریجانی رییس مجلس وقت، طی ۲۰ دقیقه به تصویب مجلس رسید و بلافاصله شورای نگهبان نیز آن را تایید کرد؟
همچنین پس از نهایی شدن و امضای برجام، رهبری در پیامی خطاب به آقای روحانی نوشت:

" جناب آقای دکتر روحانی
ریاست محترم جمهوری
خرسندی خود را از اینکه مقاومت ملت بزرگ ایران در برابر تحریم‌های ظالمانه و تلاش دانشمندان هسته‌ ای در پیشبرد این صنعت مهم و کوشش خستگی‌ناپذیر مذاکره‌کنندگان، سرانجام طرف‌های مقابل را که برخی از آنان به دشمنی با ملت ایران شهره‌اند، وادار به عقب‌نشینی و رفع بخشی از آن تحریم‌های زورگویانه کرد، ابراز می‌دارم و از جنابعالی و هیئت مذاکره و شخص وزیر محترم و همه‌ دست‌اندرکاران تشکر می‌کنم."

٣. چرا جشن انقلابی و با شکوه! آتش زدن برجام که خسارت محض و محصول اعتماد دولت روحانی به غرب بوده و رهبری نیز وعده آن را در صورت نقض و بی اعتبار کردن آن توسط آمریکا داده بودند، برگزار نمی شود و همچنان سیاستِ با دست پس زدن و با پا کشیدن برجام از سوی نظام دنبال می شود؟
چرا دولت انقلابی جدید وعده نقد کردن چک برجام را می دهد؟ چه منفعتی برای نظام در این نوع برخورد دو گانه با برجام وجود دارد؟!

۴. گفته می شود اعتماد به غرب خطاست. خب آیا اعتماد به شرق و روس و چین درست است؟ اگر روسها و چینی ها دوست قابل اعتماد ایرانند، چرا اساسا در شورای امنیت در سال ۱۳۸۹ به قطعنامه خطرناک ضد ایرانی که حاوی بدترین تحریمها علیه ایران بود، رای دادند و آن را وتو نکردند تا چنین مخمصه سیاسی داخلی و خارجی را برای ایران رقم نزنند؟ آیا همین نشانه این نیست که اساسا روابط خارجی نباید مبتنی بر اعتماد باشد بلکه باید مبتنی بر تامین منافع ملی بر اساس قدرت چانه زنی و توان اقتصادی، فرهنگی، نظامی، دیپلماسی و مهمتر از همه پشتوانه مردمی باشد؟
مگر آقای پوتین متحد ما در سوریه دست اسراییلی ها را برای حملات متعدد نظامی علیه مواضع و پایگاههای ما و به شهادت رساندن نیروهای ایرانی مستقر در سوریه بازنگذاشت و نتانیاهو را بر مقامات غرب ستیز ما بویژه نیروهای انقلابی میدان ترجیح نداد؟!

۵. بیش از چهل سال است سیاست خارجی ما مبتنی بر ستیزه گری و بعضا آتش بازی با غرب و آمریکا بوده است. اکنون در یک بازنگری، پرسش این است که این سیاست چه نتیجه ای برای دین و دنیای مردم و جامعه ایران داشته است؟ چرا ایران انقلابی و قهرمان مبارزه با غرب اکنون اسیر بحرانهای کمرشکن در همه ابعاد اجتماعی و فرهنگی و بدتر از همه فقر و فلاکت اقتصادی است؟ چرا میلیونها ایرانی اکنون در غرب زندگی می کنند و میلیونها دیگر حسرت کوچ‌ به آنجا را دارند و از ام القرای انقلابی گری و غرب ستیزی گریزانند؟

۶. آیا همه کشورهای دیگر دنیا - به جز ایران و کره شمالی - که با آمریکا و غرب ارتباط دارند از جمله دوستان شرقی مورد اعتماد ما، چین و روسیه، از این روابط خسارت دیده اند و توسط غربیها چپاول و غارت شده اند و در تعاملات خود پیوسته امتیاز داده اند و نفعی از ابن روابط نداشته اند؟ مگر امروز چین در عین حفظ استقلال سیاسی خود، قدرتمندترین رقیب اقتصادی آمریکا در جهان نشده و آیا این دو کشور بیشترین روابط اقتصادی و مالی را با هم ندارند؟

آقایان جمهوری اسلامی! احتمال نمی دهید دچار یک بدفهمی مزمن و عمیق از حکمرانی و روابط بین الملل هستید و آنچه از فقه و حدیث و فلسفه و ... در حوزه های علمیه خوانده اید، برای اداره کشور کافی نبوده و اگر میخواهید بیش از این "عبرت آیندگان" نشوید، باید از کارشناسان سیاست و روابط بین الملل از جمله سیاستمداران کشورهای چین و روسیه، بیاموزید و کشور را از این وضعیت بغرنج و فرساینده جسم و روح مردم نجات دهید؟
@nasiri42

This comment was minimized by the moderator on the site

واکنش فائزه هاشمی به سخنان خامنه ای: اعتماد به نفس ندارند، پدرم را تخریب می‌کنند

به تازگی یک فایل صوتی به «ایران‌وایر» رسیده که در آن «فائزه هاشمی»، فعال سیاسی و دختر «اکبر هاشمی رفسنجانی» درباره ویدیویی که در وب‌سایت رسمی «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی منتشر شده، اظهار نظر کرده است.
این ویدیو درباره اختلاف نظر رهبر جمهوری اسلامی با هاشمی رفسنجانی در زمینه مذاکره با امریکا است و علی خامنه‌ای چندبار در آن تاکید می‌کند که هاشمی رفسنجانی در جلسه شورای عالی امنیت ملی گفته در رابطه با استدلال‌هایی که او برای عادی نشدن رابطه با امریکا دارد، جوابی نداشته است.

فائزه هاشمی در فایل صوتی عنوان می‌کند که این ویدیو در جهت تخریب چهره پدرش ساخته شده و انتشار آن از سوی وب‌سایت رهبر جمهوری اسلامی، عجیب و غریب، ناجوانمردانه و نشان‌دهنده عدم اعتماد به نفس است.
او به صراحت نظرات علی خامنه‌ای درباره مذاکره با امریکا را زیر سوال می‌برد و می‌گوید این اظهارنظرها ناشی از ناآگاهی درباره شرایط مذاکره‌اند.

*

روز یک‌شنبه دهم مرداد ۱۴۰۰، ویدیویی با عنوان «نماهنگ عبرت آیندگان» در وب‌سایت رسمی علی خامنه‌ای برای اولین بار به اشتراک گذاشته شد.
در این ویدیو که از بریده‌هایی از جلسه رهبر با اعضای تشخیص مصلحت نظام در سال ۱۳۹۱و همین‌طور قسمت‌هایی ازسخنرانی‌های قبلی علی خامنه‌ای و تصاویری از مذاکرات ایران با دولت‌های غربی ساخته شده است، هاشمی به عنوان حامی مذاکره معرفی می‌شود که خامنه‌ای توانسته بود با استدلال‌هایش، او را برای عدم مذاکره و عدم اعتماد به دولت‌های غربی قانع کند.

خامنه‌ای در این فیلم ادعا می‌کند که اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه شورای عالی امنیت ملی گفته است رهبر جمهوری اسلامی درباره دلیل عادی نشدن روابط با امریکا استدلال‌هایی دارد که او جوابی برایش ندارد.

حالا فائزه هاشمی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی می‌گوید انتشار این فیلم در وب‌سایت رهبر جمهوری اسلامی برایش عجیب و غریب بوده است و آن را در جهت تخریب چهره پدرش می‌داند: «پدر من پنج سال است دیگر نیست. نمی‌دانم از چه می‌ترسید که این‌طور ناجوانمردانه دست به تخریب می‌زنید. یعنی شما از مرده آقای هاشمی هم می‌ترسید؟ اگر واقعیت‌ها را می‌گفتند، مهم نبود. اما این‌ها که گفتند، به دور از اخلاق، انسانیت و اصول اسلامی است. برای چه؟ برای رسیدن به قدرت بیشتر؟ دیکتاتوری بیشتر؟ البته این تخریب یک دلیل دیگر هم می‌تواند داشته باشد و آن نداشتن اعتماد به نفس است؛ یعنی علی‌رغم این که قدرت کامل را دارند، خودشان هم خودشان را باور ندارند و برای همین دیگران را تخریب می‌کنند. در واقع می‌خواهند اعتماد به نفس به دست آورند و سر و صداهای اطراف خودشان را کاهش دهند. اما این راه‌ها جواب نمی‌دهد.»

او با اشاره به این که این فیلم در وب‌سایت رسمی خامنه‌ای منتشر شده است، می‌گوید: «متاسفانه تصمیم درباره انتشار این مستند در سطح بالا گرفته شده است. اگر از جانب بچه‌ها کارهای انقلابی، سطح پایین و یا تخریب تاریخی صورت بگیرد، می‌شود پذیرفت اما وقتی می‌بینیم این فیلم از آن سایت درآمده، یعنی نظر بالاتری رویش بوده یا حداقل تا زمانی که خلافش ثابت نشود و علیه فیلم چیزی گفته نشود، چنین تصوری وجود دارد. سوال من این است چه طور اجازه داده‌اند این فیلم یک طرفه و دروغ ساخته شود؟»

او توضیح می‌دهد که ویدیوی منتشر شده بیش از این که فیلم مستند باشد، یک کلیپ جانب‌دارانه است: «مستند تعریفی دارد. باید تاریخ را درست نقل کنی و حرف‌های موافق و مخالف طرفین بحث را داشته باشی و قضاوت را به مردم بسپاری. اما در این مستند، صدای رسای آقای خامنه‌ای را داشتیم و صدای بابا اصلا شنیده نمی‌شد. من اگر بی‌بی‌سی یا ایران اینترنشنال زیرنویس نگذاشته بودند، اصلا متوجه حرف‌های او نمی‌شدم. بعد آقای خامنه‌ای سه دقیقه حرف می‌زد. صحبت بابا یک ثانیه بود.»

ساعاتی پس از انتشار ویدیوی نماهنگ عبرت آیندگان، دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی فیلمی از مصاحبه او درباره اختلاف نظر هاشمی و خامنه‌ای درباره مذاکره با امریکا منتشر کرد. در این فیلم هاشمی رفسنجانی می‌گوید: «خیلی بحث کردیم. یکی دو ساعت بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. معمولا وقتی با ایشان اختلاف داشته باشم، نهایتا نظر ایشان را برای خودم حجت می‌دانم. چون ایشان رهبر هستند و حق اظهار نظر قاطع دارند. گفتم نمی‌توانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مساله ما و خدا است. بالاخره در روز قیامت از من و شما می‌پرسند چرا این‌ همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد. اگر این‌ها را برعهده می‌گیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند بله، جواب خدا با من باشد.»

فائزه هاشمی می‌گوید: «پدرم به عنوان یک سیاست‌مدار، روابط با دنیا را ضرورت کشورداری و حکم‌رانی می‌دانست اما الان متاسفانه اهمیت نمی‌دهند و کشور دچار سوء مدیریت شده و هیچ کس فکر نمی‌کند با این سیاست تهاجمی، به چه هدفی رسیده‌ایم که آن را ادامه می‌دهیم.»

او به محتوای ویدیوی منتشر شده در وب‌سایت علی خامنه‌ای هم نقد دارد: «محتوای این مستند هم قابل بحث است. آقای خامنه‌ای روی دو نکته خیلی تاکید دارند؛ یکی اعتماد نکردن به غرب و دیگری این که آن‌ها سر ما کلاه گذاشته‌اند.»

علی خامنه‌ای در این فیلم تاکید می‌کند که به غرب اعتماد ندارد. او این موضوع را در آخرین دیدار با اعضای هیات دولت «حسن روحانی» نیز مطرح کرد و با بیان این که تجربه دولت روحانی در مذاکره با غرب عبرت آموز است، گفت: «در این دولت معلوم شد که اعتماد به غرب جواب نمی‌دهد.»

فائره هاشمی می‌گوید: «هر دانشجوی کلاس اول علوم سیاسی یا دانشجوی فوق لیسانس و دکترای روابط بین‌الملل می‌داند که در روابط خارجی اصلا اعتماد جایی ندارد. چون اگر ما واقع گرایانه به موضوعات نگاه کنیم، در سیاست خارجی حرف اول را قدرت و حرف دوم را منافع می‌زند که البته این دو در هم تنیده‌اند. اعتماد جایی ندارد، یعنی همه کشورها دارند تلاش می‌کنند منافع بیشتری را کسب کنند. چون منابع در دنیا محدود است، کشورها به طور طبیعی در تعارض قرار می‌گیرند. کسی دنبال اعتماد نیست. با یک مذاکره خوب و معقول در چارچوب اصول بین‌الملل، چیزهایی را که حق خودت می‌دانی، مطالبه می‌کنی. در مذاکره اصلا بحث اعتماد مطرح نیست و تعجب می‌کنم چرا آقای خامنه‌ای مدام بحث را طرف این موضوع می‌برد که به غرب نمی‌شود اعتماد کرد. ما باید خودمان دیپلماسی فعال و حرفه‌ای داشته باشیم. قرار نیست اعتماد کنیم. در مذاکره شما دو تا چیز می‌دهی و دو تا چیز می‌گیری. مذاکره چه در داخل و چه در خارج از کشور نمی‌شود یک طرفه باشد. در مذاکره، هر طرفی که دیپلماسی فعال‌تر و هوشمندی بیشتری داشته باشد، طبیعتا می‌تواند امتیازات بیشتری بگیرد. اما این که مذاکره را هم به عنوان کلاه سر گذاشتن و... ببینیم و فکر کنیم وقتی به مذاکره می‌رویم، باید تمام منافع ما تامین شود و تمام شروط ما اجرا شود، ناآگاهی نسبت به شرایط مذاکره است. اگر اختلافی وجود نداشت که مذاکره نیاز نبود. مذاکره باید بر اساس منافع طرفین باشد که برد برد باشد. ما نمی‌توانیم دنبال مذاکره برد باخت باشیم چون کشوری تن نمی‌دهد که طرف بازنده باشد.»

اشاره فائزه هاشمی به حرف‌های خامنه‌ای در آخرین دیدار با اعضای دولت روحانی است. او در این دیدار، تقصیر به نتیجه نرسیدن مذاکرات وین را به گردن امریکا انداخت و گفت ایالات متحده حاضر نشده‌ است تضمین دهد که از توافق جدید خارج نمی‌شود.

چندی پیش، «وال استریت ژورنال» گزارش داد که ایران در مذاکرات احیای «برجام» در وین می‌خواهد بندی در توافق گنجانده شود که خروج احتمالی امریکا از توافق را مشروط به تایید سازمان ملل متحد کند و در واقع، تضمین دهد که از توافق خارج نمی‌شود. دادن این تضمین از دیدگاه خود مقامات جمهوری اسلامی نیز چندان ممکن نیست. چرا که توافق اتمی، توافق بین دولت‌ها است، نه قانون تصویب شده در مجالس.

فائزه هاشمی درباره صحبت‌های علی خامنه‌ای در ویدیوی اخیر درباره این که غربی‌ها کلاه بر سر جمهوری اسلامی می‌گذارند، می‌گوید: «من این حرف را قبول ندارم اما می‌گویم خب شاید کلاه سر ما گذاشته‌اند اما چرا این طرف قضیه را نمی‌بینیم که خودمان مفت و مجانی کشورمان را برای روسیه، چین، عراق، فلسطین، لبنان، یمن و سوریه حراج کرده‌ایم و همگی آن‌ها به ما پشت کرده‌اند؟ همان‌طور که آقای ظریف هم گفتند، ما اصلا متحدی نداریم. چین که روابطش با ما فاجعه است و خاک ما، ماهی‌ها و برق ما را چین می‌برد یا همان قرارداد ۲۵ ساله که خودش جای بحث مفصل دارد. هنوز اطلاع رسانی لازم را درباره‌اش نکرده‌اند چون می‌دانند چه گندی زده‌اند و چه طور کشور را حراج کرده‌اند. ما می‌رویم روسیه را با التماس راضی می‌کنیم برای کمک به سوریه، بعد بشار اسد از پوتین تشکر می‌کند. ایران این‌جا دیگر جایگاهی ندارد. این همه در سوریه خرج می‌کنیم، قراردادها را به دیگران می‌دهند یا حماس در قضیه سوریه طرف عربستان را می‌گیرد.عراق در تحریم‌های امریکا می‌گوید من باید منافعم را ببینم و طبیعتا روابطم را با ایران و امریکا تنظیم کنم؛ یعنی طرف ما قرار نمی‌گیرد. چین و روسیه هم دارند صدای امریکا را برای تحریم‌ها گوش می‌دهند. در ظاهر و به خاطر قدرت نمایی در شورای امنیت، طرف ایران را گرفته‌اند و با امریکا کل کل می‌کنند اما تحریم‌های امریکا را در روابط با ایران در نظر می‌گیرند. واقعیت این است که شما در تاریخ روابط، فیلم‌ها، گفت‌وگوها و خاطرات مقامات ارشد کشورها می‌بینید که پیچیدگی و حیله‌گری شرق را غرب ندارد؛ یعنی در مقایسه، غرب نسبت به شرق بسیار ساده‌تر، صادق‌تر و غیر پیچیده‌تر است. اما ما خودمان را انداخته‌ایم در دامان شرق و مدام داریم باج می‌دهیم که با غرب رابطه نداشته باشیم. بعد می‌گویند سر ما را کلاه گذاشته‌اند. پس کلاه‌هایی که دیگران سر ما گذاشته‌اند، چه می‌شود؟ ضربه‌هایی که به ما از شرق خورده، خیلی بیشتر از ضربه‌هایی است که توسط غرب زده شده است. این یعنی ما داریم همه چیز را یک طرفه می‌بینیم؛ آن‌قدر یک طرفه که طالبان را هم تطهیر و از آن‌ها طرف‌داری می‌کنیم. حالا به چه منظوری، من نمی‌دانم. اما اگر همه می‌توانند تغییر کنند، چرا امریکا نمی‌تواند تغییر کند؟»
ایران وایر

This comment was minimized by the moderator on the site

جمع‌بندی کارنامۀ روحانی

کار شیخ حسن روحانی در مقام ریاست جمهوری به پایان رسید. بررسی کارنامۀ دقیق او اگر هم فایده‌ای داشته باشد، در این شرایط ملال‌انگیز است.
با این حال، جمع‌بندی من از عملکرد او این است:
"می‌خواست اما نتوانست چون نمی‌شد!"
اینکه "می‌خواست" نقطه قوت او بود، اینکه "نتوانست" همه‌اش تقصیر او نبود، تقصیر اصلی او این بود که ندانست "نمی‌شود" و هنگامی هم که دانست "نمی‌شود" حقیقت را پنهان کرد و به تقلای بیهوده افتاد و بسیاری از مردم را به خشم آورد.
روحانی راه صاف و همواری پیش رو نداشت، چنانچه خلف او ندارد. پس به تدریج موقعیتش در افکار عمومی بهبود خواهد یافت.
احمد_زیدآبادی

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام خدمت آقای مصطفوی.آرزو داشتم جوانمردی پیدا شود وپاسخ این همه هتاکی،فحاشی وحملات ناجوانمردانه ای که در طول این هشت سال ،به گونه ای رگباری برسر آقای روحانی ودولتش می بارید ،بدهد. داشتم ناامید می شدم که دوستی دفاعیه زیبای شمارا برایم ارسال کرد.کورسوی امیدی در دلم جوانه زد.ضمن تشکر فراوان از شما خواهش می کنم در دفاعیات بعدی -که امیدوار به تداوم آن هستم-عوامل دیگری که ناخواسته به دولت ایشان تحمیل شد را نیز ذکر بفرمایید.حوادثی مانند سیل،زلزله،آتش سوزی ودست آخر کرونا.بینهایت سپاسگزارم

This comment was minimized by the moderator on the site

درود بر شما دوست خوبم، که حتی اسم شما را هم نمی دانم، مظلومیت این دولت مرا دست به قلم کرد، چرا که ایستادن کنار مظلوم، یکی از آموزه های جوانمردی در آیین ایرانیان است، متاسفانه در اثر دوری از متون اصلی حکمت و اخلاق، بسیاری از ما فراموش کرده است که باید قدردان زحماتی بود که کشیده می شود، گاه یادمان می رود که در چه نقطه ایی بودیم، در جهان آرمانی خود، بی توجه به شرایط، می ایستیم و... ابراز ناراحتی می کنیم.
روحانی در میان این همه دشمن داخلی، که در سرنگونی و عدم موفقیتش، از هیچ سخنی دریغ نکردند، و نمی کنند، حتی الان هم خواستار محاکمه اش هستند و... ماند و کار کرد، در هیچ کنگره شهدایی شرکت نکردم، الا این که سخنران آن مجلس انگار آمده بود تا از بدی های این دولت بگوید، انگار کنگره شهدا را برای فحش دادن به دولت و وزرای روحانی تشیکل داده بودند، هیچ خطبه ایی را نشنیدم الا این که از دولت و وزرای روحانی بد گفتند و بر سیاست هایش تاختند، هیچ برنامه رادیویی که به مسایل ملت پرداخت را نشنیدم که کارشناس آن، علت مشکلات را مدیریت این دولت اعلام نکند و...
یک روحانی بود، و یک دنیا حمله از داخل به او، و او بی اعتنا به این همه دشمنی، کار کرد، واقعه صبر می خواهد، که همه تو را به بدی بخوانند و کار کنی، این حجم از شکیبایی را من در مسولی در ج.ا.ایران ندیدم، تنها شهید بهشتی بود که او را هم به مظلومیت می شناسند، اما او به زودی شهید شد و خلاصف اما روحانی هشت سال ماند و کشید،
روحانی اصلاح طلبان نبود، او از اصولگرایان بود، و اصلاح طلبان بر اثر نداشتن کاندیدا حول او گرد امدند، اما اصولگرایان چون او را از اصلاح طلبان دانستند، و از خود ندیدندف هرچه ظلم که بود در حق او کردند، تمام شعارهای انتخاباتی اش را سعی کردند به سنگ بخورد، از هرچه گفت، بر عکسش را محقق کردند و... او تریبونی نداشت که از خود دفاع کند، حتی ادمین های کانال های تلگرامی اش را هم گرفتند و....
اما با این حال او انگار نه انگار که با این همه دشمنی مواجه است، به ماموریتش رسید و سعی کرد شعارهایش را جامعه عمل بپوشاند. این کم نیست، مدال شکیبایی برازنده اوست، مدال سیاست برازنده اوست چرا که برجام شاهکار او در جهان است، او شجاعت این را داشت که در میان گرگ ها رقص مرگ کند، و سیاست خود را پیش برد، با این همه توهین و جسارت که در حق او در همه جا شد متانت خود را از دست نداد و کار کرد،
روحانی طعنه ها را به جان خرید، تهدیدها را نادیده گرفت، او را به سرنوشتی که بر هاشمی رفسنجانی رفت، تهدید کردند و... مداحان و صاحبان تریبون هر آنچه لایق خوشان بود را نثارش کردند، او را دزد و غارتگر خواندند و... و سعی کردند رسوایش کنند، اما او بی هیچ مدافعی، شکوه نکرد و باز کار کرد. او مردم دوست ترین بود زیر بزرگترین اتهامات از جمله عامل غرب و... را وقتی گرفت که آینده ایرانیان را درگرو صلح با جهان دید، و در این زمینه تلاش کرد،
مدیرانش و خودش را به هر تهمتی نواختند و باز کار کرد، از کار دست نکشید، استعفا نداد و خانه نشین نگردید، اگر کسی پیدا شود، متن حملات و دشمنی هایی که به این دولت و مدیرانش از تریبون های رسمی شد را جمع کند، مثنوی هفتاد من و در ده ها جلد خواهد شد، که یکی از مجلدات این حملات را اگر بر سر هر انسانی بزنند مغزش متلاشی خواهد شد،
کینه ایی از او داشتند در حد پدر کشتگی و... بود و روحانی هر چه می کرد از حجم کینه آنان نکاست و..... روحانی را سیبل کردند و هر چه تیر کینه که داشتند بر او زدند، او حتی بجای هاشمی رفسنجانی هم سیبل شد، و در نبود او بسیاری انتقام هاشمی رفسنجانی را هم از روحانی گرفتند و.... کینه ورزی ها و له له همه در مسابقه برای حمله بر او را در این هشت سال همه دیدند و... و این حملات توسط کوچک و بزرگ شان، تا اخرین جلسات با او ادامه داشت، و این دولت مظلومانه آنان زیر این همه هجوم تحمل کرد و تا روز آخر کار کردند،
کافی است به حجم حملاتی که زاکانی در پوشش مناظرات انتخاباتی به او و دولتش کرد را نگاه کنیم، این حجم از کینه و دشمنی قابل تصور نیست، کافی است روزنامه کیهان را در این هشت سال دید، کافی است برنامه بیست و سی تلویزیون را دید و...
انگشت به دهان می شوی که رییس جمهور انگار دشمن ایران بود که این چنین بی وقفه بر او تاختند.
اما کمی که بگذرد و خاک های این تبلیغات که بنشیند، و به قول آن دوستم "آنگاه که بوزد باد مهرگان، خواهیم دید که مرد و نامرد کیست".
روحانی مثل همه ما انسان خاصی نیست، اما او بزرگی خود را در این هشت سال در میان این همه دشمنی به اثبات رساند

This comment was minimized by the moderator on the site

روحانی هم به باشگاه روسای جمهور مطرود و مغضوب نظام پیوست!

مهدی نصیری

از اختصاصات ساختار و کارکرد سیاسی نظام جمهوری اسلامی این بوده است که همه روسای جمهور و دولت، اکنون در زمره مطرودان و مغضوبان نهادهای بالادست نظام قرار گرفته اند که آخرین آنها دکتر روحانی است که چند روز دیگر ‌کار دولتش به پایان می رسد.

عجیب این است که همه این روسای جمهور با آرای بعضا بالای مردم انتخاب شدند اما این مزیت هیچ نقشی در این که آنان را به ورطه طرد و غضب نکشاند، نداشته است.

اقلیتی که بر خلاف همه موازین عقلی و دینی برای نظام شأن قدسی و ملکوتی قائل هستند، مساله را این گونه تحلیل می کنند که این روسای جمهور نتوانستند منویات الهی و عالی و انقلابی نظام را درک و اجرا کنند و مردم هم در انتخابهای خود فاقد بصیرت لازم بودند و به خطا رفتند. اما واضح است که مساله ربطی به این توهمات نداشته و حکایت از نقصی ساختاری و گفتمانی در شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی دارد.

البته این نقص از این جهت که نظام توانسته در تمام این سالها ناکارآمدیها و بحرانها را عمدتا متوجه نهاد انتخابی ریاست جمهوری و مردم کند و خود را منزه از آنها جلوه دهد، یک دستاورد مهم بوده است اما به بهای تحمیل عقب ماندگیها و خسارتها و آسیبهای فراوان بر مردم و کشور.

با هیچ منطقی نمی توان حساب قوه مجریه و دولت را که در بسیاری از وظایف خود مانند سیاست خارجی، مسلوب الاختیار است، از کلیت نظام جدا کرد و توفیقات کارکردی آن را به حساب نظام گذاشت و کاستی ها و شکستهایش را به حساب دولت و رییس جمهور، و نظام را معصوم و مبرا از اوضاع بحرانی کشور دانست.
منطق عقلی و عرفی و حقوقی می گوید: "من له الغنم فعلیه الغرم"، یعنی آن که غنیمتها و دستاوردها به نامش ثبت می شود، خسارتها و شکستها هم به نام او ثبت می گردد.

اگر واقعا دولتها در تمام چهل سال اخیر، مسیر غلط و غیر انقلابی و غربگرا را رفته اند، چرا با نظارت و حساب کشی نهادهای نظارتی و قضایی نظام، نقد و اصلاح و یا مجازات نشدند؟ آیا مگر صلاحیت همه این روسای جمهور توسط شورای نگهبان احراز نشده بود؟
در ارتباط با دولت آقای روحانی، مجلس انقلابی در ماههای اول شکل گیری در صدد استیضاح آن بر آمد اما چرا با آن مخالفت شد؟!

این چه مکانیسمی از حکمرانی است که دولتها همگی با حمایت نظام عمرشان به پایان رسید اما در عین حال به همه آنها نمره مردودی داده شد؟!

اکنون پرسش این است آیا رییس جمهور جدید نیز باید ۴ یا ۸ سال دیگر در انتظار چنین سرنوشتی باشد؟ اما به نظرم سئوال مهمتر این است که آیا کشور و مردم همچنان ظرفیت تحمل و تاب آوری این مدل عجیب و شگفت آور از حکمرانی را که روز به روز بر حجم آسیبها و بحرانهای ایران می افزاید، دارند؟!

This comment was minimized by the moderator on the site

روایت (ایندیپندنت فارسی) از دیدار پایانی دولت یازدهم با مقام معظم رهبری است

خداحافظی آیت الله خامنه‌ای با روحانی: تحقیر در ۱۳ دقیقه

روز چهارشنبه ۶ مرداد، طبق قاعده پایان کار دولت‌ها، حسن روحانی و اعضای دولتش به دیدار آیت الله علی خامنه‌ای رفتند. رهبری ایران اما تنها ۱۷ دقیقه با رئیس‌جمهور و دولتی که برای دیدار خداحافظی آمده بودند، صحبت کرد. بیش از ۴ دقیقه از این ۱۷ دقیقه در مورد واقعه غدیر خم و قطعی بودن حدوث آن صحبت کرد و در ۱۳ دقیقه‌ای که به موضوع اصلی جلسه پرداخت حتی یک عبارت تشویق‌آمیز کوچک هم بر زبان نراند. در آخر هم گفت که او دیگر وقت ندارد و باید جلسه ختم شود.

در تصاویری که وبسایت دفتر آیت الله علی خامنه‌ای از این دیدار منتشر کرده است چندین تصویر وجود دارد که نشان می‌دهد او در زمانی که حسن روحانی خلاصه‌ای از عملکرد دولتش را برای او تشریح می‌کرد، چندین بار ساعتش را از جیب بیرون آورده و به آن خیره شده است. علامتی روشن و تحقیرآمیز به حسن روحانی تا حرفش را کوتاه کند.

اما این مقدمه‌ای بود بر تحقیر اصلی که در ۱۳ دقیقه صحبتش در مورد عملکرد دولت دهم و یازدهم بر زبان آورد. تمرکز سخنان آیت الله خامنه‌ای در این صحبت کوتاه روی دو مساله بود. اولین موضوع اینکه برای او مهم بوده که دولت انقلابی عمل کند، که لابد نکرده‌اند: « من آن روز هم به جناب آقای روحانی گفتم که مبنای کارها بایستی پیشبرد اهداف انقلاب باشد. ما یک کشور انقلابی هستیم، ما انقلاب کرده‌ایم، این مردم انقلاب کرده‌اند، جان داده‌اند، تلاش کرده‌اند، سالهای سال زحمت کشیده‌اند، با این همه خطر مواجه شده‌اند و برخورد کرده‌اند و ایستادگی کرده‌اند برای خاطر اهداف انقلاب و مبانی انقلاب؛ باید برای این اهداف کار کرد؛ تلاش و هدف بایستی این باشد و با آن اهداف تطبیق بکند.»

آیت الله خامنه‌ای احتمالا در اینجا به دیدار خصوصی خودش با روحانی اشاره می‌کند. مشخص نیست محتوای این دیدار حول چه محوری بوده است ولی آنچه از سخنان رهبری ایران برمی‌آید آن است که بحث بر سر این بوده که موضوعی را که به نفع کشور است حل کنند ولی او اصرار داشته که مبانی انقلاب مهم‌تر است. در هفته‌های گذشته روحانی و دیگر اعضای دولتش بارها تاکید کرده‌اند که توافق برای احیای برجام و رفع تحریم‌ها به دست آمده ولی دست و پای آن‌ها را برای برداشتن گام آخر بسته‌اند. ممکن است همین موضوع محل جدال آیت الله خامنه‌ای با روحانی بوده است.

شاید به همین دلیل دومین موضوعی که آیت الله خامنه‌ای در این دیدار به روحانی و دولتش گفت این بود که به غرب امید بستید و اعتماد کردید و نتیجه‌اش شد ناکارآمدی و شکست‌های متعددتان: «کارکرد دولتهای یازدهم و دوازدهم این‌ جوری است. هر جا شما موضوعات را به توافق با غرب و به مذاکره‌ی با غرب و با آمریکا و مانند اینها موکول کردید، آنجا ماندید و نتوانستید پیش بروید.»

آیت الله خامنه‌ای البته اشاره نکرد که تصمیم به مذاکره با آمریکا و دیدارهای پنهانی در عمان که نهایتا به برجام انجامید یک سال پیش از آغاز دولت روحانی و با دستور و نظارت مستقیم خودش آغاز شده بود و دوقلوی ظریف و روحانی تنها راهی را رفتند که او سنگ بنایش را گذاشته بود.

او حتی به یک مورد کوچک برای تمجید دولت هم اشاره نکرد. درباره کارگزاران دولت هم صحبت تشویق‌آمیزی به کار نبرد و به صراحت به آن‌ها گفت اگر کاری کرده‌اید و زحمتی کشیده‌اید منتظر «تشویق بنده» نباشید و خدا به شما اجر خواهد داد.

مقایسه این دیدار با جلسه خداحافظی دولت احمدی‌نژاد و خاتمی نوع نگاه رهبر جمهوری اسلامی را به دولت روحانی نشان می‌دهد. احمدی‌نژاد هم در پایان دولتش رابطه چندان حسنه‌ای با آیت الله خامنه‌ای نداشت. اما در روز ۲۳ تیر‌ماه ۱۳۹۲ در دیدار پایانی دولت احمدی‌نژاد که بیش از ۵ ساعت به طول انجامید، آیت الله خامنه‌ای به همه اعضای دولت وقت داد که گزارش عملکرد بدهند. او حتی گفت که خودش «با اصرار» از احمدی‌نزاد خواسته تا وزرا هم گزارش بدهند تا مشخص شود که این دولت چقدر زحمت کشیده و کار کرده است.

او به این هم بسنده نکرد و در صحبت‌هایش بارها گفت که اقدامات بزرگی دولت انجام داده و باید گزارش ۸ سال عملکرد احمدی‌نژاد در رسانه‌های به صورت ویژه منعکس شود تا مردم بدانند چه خدمات بزرگی صورت گرفته است.

دیدار پایانی دولت احمدی‌نژاد و آیت الله خامنه‌ای در ماه رمضان برگزار شد و در پایانش یک ضیافت افطار و میهمانی خصوصی هم برقرار بود. البته قابل پیش‌بینی بود که به دلیل پروتکل‌های سختگیرانه‌ای که دفتر آیت الله علی خامنه‌ای در دو سال گذشته برای مصون ماندن وی از کرونا رعایت می‌کند، امکان ضیافت و میهمانی وجود ندارد ولی مدت زمانی که برای این ملاقات درنظر گرفته شده بود حتی از دیدار اعضای کنگره شهدای استان یزد که روز ۲۵ اسفند ۹۹ برگزار شد هم کوتاه‌تر بود.

حملات رسانه‌های وابسته به آیت الله علی خامنه‌ای به او در ۸ سال گذشته هیچ گاه متوقف نشد. او با اینکه به مدت ۱۶ سال نماینده علی آیت الله خامنه‌ای و دبیر شورای عالی امنیت ملی بود وقتی با حمایت اصلاح‌طلبان به ریاست‌جمهوری رسید، مغضوب رهبر جمهوری اسلامی شد.

آیت الله خامنه‌ای در سال‌های گذشته بارها او را به صورت غیرمستقیم ملامت کرده است. توافق برجام با نظر آیت الله علی خامنه‌ای حاصل شد ولی همین تصمیم حاکمیتی در دوره اجرا و بعد توقف اجرای برجام به چماقی بدل شد که وقت و بی‌وقت بر سر روحانی و تیمش کوبیده ‌شد. بعد از خروج آمریکا و در اوج اجرای سیاست فشار حداکثری، آیت الله خامنه‌ای پای خود را از مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم بیرون کشید و روحانی را سپر خود کرد. او و رسانه های وابسته به دفترش بارها به تلویح و در برخی موارد به تصریح گفتند که روحانی قدرت و توان اداره دولت را ندارد.
۶
در خرداد ۱۳۹۸ در دیدار گروهی از دانشجویان بسیجی با علی آیت الله خامنه‌ای، انتقادهای بسیار شدیدی به دولت روحانی مطرح شد. آیت الله خامنه‌ای در این دیدار همه نقدها به حسن روحانی و دولتش را تایید کرد. مسئولیت برجام را نپذیرفت و از همه مهم‌تر به آن‌ها گفت «زمینه را برای روی کار آوردن یک دولت جوان و حزب‌اللهی آماده کنید، بنده معتقدم که بسیاری از این نگرانی‌های شما و دغدغه‌های شما و غصّه‌های شما پایان خواهد پذیرفت؛ این غصّه‌ها هم البتّه فقط مخصوص شماها نیست.»

پس از این دیدار حملات به روحانی بیشتر هم شد. آیت الله خامنه‌ای بارها بر عبارت «انتخاب درست» تاکید کرد و بحران‌های متعدد جمهوری اسلامی را ناشی از انتخاب نادرست مردم دانست. به صورت مشخص آیت الله خامنه‌ای بارها با این تلویح نزدیک به تصریح گفته که مردم نتیجه انتخاب نادرستشان را می‌بینند. اشاره‌ای روشن به حسن روحانی و دولتی که هنوز بر سر کار است.

او رقبای شکست‌خورده از روحانی را در حد روسای دو قوه دیگر برکشید. آن‌ها را شریک تصمیم‌گیری‌های کلان قوه مجریه کرد. در حالی که در اکثر دیدارها و سخنرانی‌هایش زبانش به تندی علیه دولت می‌چرخید، دو رئیس قوه دیگر را عزیز می‌شمرد و از آن‌ها تعریف می‌کرد.

آیت الله خامنه‌ای در آخرین سخنرانی تلویزیونی‌اش پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ و در زمانی که مشخص شده بود مردم در انتخابات شرکت نمی‌کنند، عدم مشارکت مردم در انتخابات را به گردن روحانی انداخت و گفت اطلاع دارد که مردم به دلیل نارضایتی درباره مسئله‌ معیشت، مسکن و اشتغال که از وظایف دولت بوده و انجام نشده گلایه دارند.

این سطح از تحقیر و تخریب رئیس‌جمهور مستقر از سوی آیت الله علی خامنه‌ای برای هیچ کدام از روسای جمهور رخ نداده است. هاشمی و خاتمی و احمدی‌نژاد روسای جمهوری بودند که بعد از پایان کارشان و نه در زمانی که هنوز رئیس‌جمهور بودند، هدف حملات لفظی مستقیم و غیرمستقیم آیت الله خامنه‌ای قرار گرفتند. هاشمی رفسنجانی آنقدر قدرت داشت که آیت الله خامنه‌ای حتی در روز رای‌گیری انتخابات ۱۳۷۶ گفت که هیچ کس برای او هاشمی نمی‌شود. حتی خاتمی که آیت الله خامنه‌ای مطلقا با وی رابطه حسنه ای نداشت آنقدر جایگاه داشت که آیت الله خامنه‌ای در زمان استقرارش بر صندلی ریاست‌جمهوری او را تحقیر نکند. محمود احمدی‌نژاد هم تا بر سرکار بود دست‌کم از سوی علی آیت الله خامنه‌ای تحقیر نشد.

شخص دوم نظام جمهوری اسلامی در ۸ سال گذشته در حالی پاستور را به مقصد خانه مصادره‌ایش در ولنجک ترک می‌کند که رکورددار تحقیر و ملامت از سوی آیت الله خامنه‌ای است.

This comment was minimized by the moderator on the site

عالی بود اما کافی نبود
با اجازه شما من با اضافه کردن نکاتی مانند حوادث طبیعی سیل و زلزله و خشکسالی بی سابقه تا تک رقمی شدن نرخ تورم را به متن اضافه و بازنشر میکتم

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

یاد آن رادمرد بزرگ بخیر امروز ۳۰ دیماه، سالروز وفات مر...
تابلو "نه شرقی نه غربی" دیگر بی مصرف است آن را بفرستید بر...