مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب):

برای ما ایرانیان که بارها مهاجمانی با پرچمدارانی در پیشانی سپاهیانی گران، غرق در سلاح، از شرق به غرب، از غرب به شرق، از شمال به جنوب، و یا از جنوب به شمال، از روی اجساد ما گذشتند، و ما را زیر پای خود له کردند، و از ما برای سده‌ها ویرانه‌ای پر پهنا در زمین نبرد بر جای گذاشتند و...، برافراشتن هر پرچمی، هراس انگیز، اضطراب‌آور است، و زنگ‌های خطر را در گوش‌مان به صدا در می‌آورد.

چراکه هربار این پرچم‌ها را یا بر منارهایی از اجساد، یا سرهای بریده ما، و یا بر بلنداهایی برافراشتند، که از دسترسِ ما چنان به دور بود، که برای سده‌ها مجبور بودیم، آنرا چون خاری در چشم‌های صدمه دیده خود تحمل کنیم، و صدای خشنِ شلاق گونه ووُل خوردنش را میان باد و توفان‌های داغ و مسمومِ سلطه، اجبار، تحمیل، غارت، چپاول، تجاوز، زورگویی و... بشنویم، و از طنین دردناکش، در پائیزِ سرد و خشک زندگی خود زجر بکشیم، صدایی که ارباب زر، زور و تزویر را هر چه بیشتر بر ظلم و تعدیِ خود، حریص‌تر می‌کرد، و برای ما پیامی جز آمادگی برای دادن خون، مال و جان‌هایی بیشتر، یا تن دادن به عَمَلِگی ساخت و ساز بلنداهایی بلندتر، نداشت.

از این روست که برافراشتن چنین پرچم‌هایی، برای خاک نشینان این خاک بلازده، همواره ترسناک و دلهوره آور بوده است، چرا که برافراشته شدنش، نشان از پیروزی، غلبه، قوت قلب، غرور بیشتر ایدئولوک‌های سیطره و سلطه بود، و برای ما معنایی جز دمیدن در شیپورِ جنگ‌های جدید، خاک نشینی، و برخاک افتادن‌ها، آوارگی و ویرانی، و غارت و چپاولی بیشتر از قبل نداشت.

از این روست که برافراشتن پرچم، در دنیای ایدئولوژی‌زده ما خوف انگیز است، دنیایی که گاه مذهب و ایدئولوژی در نقش پرچمدار مردمانی در جهان ظهور می‌کنند، که بیشخواهی افراد و طبقاتی را در پس ماموریت‌هایی از سوی خداوندی آسمانی دنبال می‌کنند، تا خونریزی و ظلم و بیدادِ خود را مشروع نشان داده، فسادش در زمین را توجیه، و به پای خدایی بنویسند، که برای دفاع از خود و خلایق گرفتار آمده‌اش در این بیداد، وعده داده است منجیانی اعزام کند، که برای برخی از ما زمینیان بعد از چند هزاره، هزاران نسل از ما، چشم به افقِ آمدن‌شان سپید گردید، و همچنان در کنار دیگرانی از این دست، منتظر آمدن منجی مانده‌ایم، و این انتظار دیگر همچون ژنی ثابت قدم، در تن ما زمینیان، از نسلی به نسل دیگر، منتقل می‌شود، و ما را دیوانه‌وار مدهوش دوران بعد از ظهور، ندبه‌گرِ ظهور کرده است و... که شاید در پسِ فردایی بیاید، و جهان را پر از داد کند، وز بیداد پاک نماید.

به ویژه در بین پیروان آئین هندو، یهود، مسلمان، مسیحی و... که بر یک رقابت نانوشته تاریخی، هزاره‌هاست که پای می‌فشارند، تا چنین برافراشتنی را بر گوشه گوشه‌ی جهان محقق نمایند، چراکه هر یک خود را حق مطلق، شایسته وسعتی جهانی، و خدایی بر زمین می‌دانند، و از این رو در فرایند کارهای سیاسی رهبران‌شان، مشق آمادگی نبرد، ایجاد شور در بین جنگجویان، برای نبردی شورانگیز همواره بوده است، که بر اجساد این و آن، پیروزی و سیطره خود را جشن باید گرفت؛

بردن رهبران سیاسی میهمان به زیارت «دیوار ندبه» در بیت المقدس/اورشلیم، برای کسانی که از اسراییل دیدار می‌کنند، یا حاضر شدن نارندرا مودی نخست وزیر هند، در مراسم افتتاح ساختمان معبد خدای رام در سال 2023، که بر ویرانه‌ی مسجد 460 ساله ظهیرالدّین محمّد بابر (۱۴۸۳ – ۱۵۳۰ میلادی/ ۸۸۸ – ۹۳۷ ه‍.ق) در شهر فیض آباد (آیودیا) ایالت اوتارپردادش ساخته شد، و اینک حضور او در مراسم برافراشتن پرچم بزرگ و زعفرانی این معبد در چهارم آذرماه (25 نوامبر 2025) گذشته، اوج حضور مذهب در حکومت بود،

تا آنجا که نخست وزیر یک کشور با قانون اساسی سکولار، پلورال (تکثرگرا) و دمکرات، که پای بر اصول سکولاریسم، آزادی مذهبی، و برابری شهروندانش را بر اساس قانون اساسی ناشی از انقلاب آزادیبخش هند تضمین کرده است، اما به عکس در کار مذهب هندو آنقدر غرق می‌شوند که حتی در برافراشتن پرچم معبدی پر از حرف و حدیث نیز، در حد بالاترین مقام رسمی، شخصا در کنار سروزیرِ برهمن (روحانی هندو) بزرگترین و پر جمعیت ترین ایالت خود، و همقدم با رئیس بزرگترین تشکیلات راستگرای افراطی، خواهان مجد و عظمت مکتب هندو شده، از التیام دردهای افراطگرایان، بعد از 500 سال که از برقراری و سپس ویرانی این مسجد می‌گذرد، گفته و از غلبه و پیروزی فرهنگ هندو دم می‌زند، و پیام خیزش جهانی برای عظمت هندوئیسم را می‌دهد!

اما از این مرد سیاست باید پرسید، مگر تطور تاریخی ویران کردن معبدی از یک مذهب، و ساختن معبدی بر ویرانه‌های آن، از مذهبی دیگر را پایانی هست؟! کاری که در این دنیای بخت برگشته ما، تمامی نخواهد داشت، به قول آن فرزانه پارسیگوی ایالت خراسان باستانی‌ام، نتیجه‌ایی ندارد جز این که بگویند: "گفتا که، «کِرا کُشتی تا کُشته شدی زار؟ تا باز کِه او را بُکشد آنکه تو را کُشت!»" [1] مگر در این تفکر که جان آدمیان به ارزانی قربانی بر پی معابد، این چنین ارزان است، مَگر معبد کُشی را پایانی است؟!

و یا آن هموطن‌ِ متهور و تریبون‌دار ما، که دلی پرشور برای تاختن و تازیدن دارد، اما حتی الفبای تاختن را نیز نمی‌داند، و بی محابا لاف سخن تازیدن تا دل ثروت و قدرت این و آن می‌زند، و از آرزوهایی که معمولا باید در پس پرده، و یا در گوشه‌ی دل‌های تمامیتخواه و توسعه طلب خود نگهدارند، جار می‌زند، و در نتیجه به تحریک دیگران مشغول است، و نتیجه عملِ چنین لاف‌زنانی این است که امروز دنیا (اروپا، امریکا و...)، با همه اختلافات خود با هم، در احساس خطر از چنین تفکراتی در کشورمان، وحدت یافته، و در کنار اسراییل، ایران و ایرانیان را نقطه‌ایی کثیف می‌ببینند، [2] که توسط ناپاکی همچون بنیامین نتانیاهو، باید از صفحه روزگار پاک شود!

 و این آرمان‌داران بیخرد، چنان از منویات دل خود، با همه‌ی جزئیاتش، در ملا عام سخن می‌گویند، و از آمادگی خود برای برافراشتن چنین پرچم‌هایی، بر فراز کاخ‌های دیگران (کاخ سفید مقر رهبری امریکا)، و یا تبدیل آن به حسینیه می‌گویند، [3]  که گویا می‌خواهند همه دنیا را بر علیه ایران و ایرانیان بشوارنند، چرا که همه را به هماوردی در میدانی فرا می‌خوانند، که حتی آمادگی دفاع از خود را نیز، به اندازه کافی در آن ندارند، و آدم شک می‌کند که این بیخردان در این هماورد طلبی‌ها، و رقابت‌جویی‌های مذهبی، به دنبال چه هستند، که این چنین رجزخوان شده اند؟! آیا به نابودی خود و اطرافیان‌شان نظر دارند، یا به نابودی دیگران می‌اندیشند؟! آیا اینان از جواسیس دشمن‌ند، که بهانه برای جنگ و نبرد او می‌تراشند، و یا به لو دادن طرح‌های بلندمدتِ خود و همفکران خود، اینچنین بی‌موقع، حریف را به آمادگی فرا می‌خوانند؟!

دنیای اهداف این برافراشته کنندگان پرچم‌های مخوف و خونین، تن انسانیت را می‌لرزاند، و آدمی را به اندیشه وا می‌دارد، که آرمان‌های خونین و خطرناک آنان برای رونق معابد، و توسعه قدرت خود، چطور صلح و آرامش بشر را به خطر انداخته، در حالی که به قول شیخ بهایی در این معابد « جمعی به تو (خداوند) مشغولُ و تو غایب ز میانه»، [4] حال آنکه روزی آدمی باید دست از کندن چاه‌ و چاله‌های عمیق از مسیر زیست انسانی بردارد، و به دیگران اجازه دهد، در فضایی بهتر، با ذهنی آسوده و فارغ از چنین جنگ‌های بی حاصلی، راه درست زندگی کردن را بیابد، در چنین بستری، زندگی بسازد، نه اینکه همواره با مرگ و نابودی و ویرانی دست به گریبان باشد.

چه کسی بهتر از نارندرا مودی (نخست وزیر هند)، می‌داند، که چگونه اقلیت مسلمانِ شهر کوچک فیض آباد (آیودیا)، و بعدها کل جامعه اقلیت بزرگ مسلمان هند، اسیر و گرفتار خدعه و نیرنگ سیاسی راستگرایان همکار او در حزب BJP شدند، تا راستگرایان افراطی هندو، موج سیاسی‌ایی به پا کنند، و بر این موج سوار شده، در پناه شعار احیای آئین هندو در هند، و افروختن آتشِ ملیگرایی مذهبی، در دلِ توده‌های پاکدل هندو، زمینه ساز کسب قدرت سیاسی برای خود شوند،

و البته هم موفق شدند تا سوار بر این موج خدعه و نیرنگ، قدرت را در قبضه خود گرفته، و اکنون سوار بر اسب چموش قدرت، بر بدن انسانیت بتازند، پرچم‌های مخوفِ مردم فریب را، برافراشته ساخته، مناره‌ها، بلنداها و کنگره‌ها را به تسخیر در آورند، و در زمین فتنه خیز مذهب، تغارِ کسبِ قدرت سیاسی خود را بِقاچند، کاری که هم دنیای سیاست، و هم مذهب را به خدعه و نیرنگ خواهد آلود، و به تمام نابود خواهد کرد، و این رنسانس فرهنگی که نخست وزیر هند از آن سخن می‌گوید، به واقع در پس این تزویر، اتفاق خواهد افتاد تا هند نیز بار دیگر از وجوه ستمگری مذهب، دوری جسته، آن را از این بلیه بِزُداید.

سیاستمدار کهنه‌کاری همچون نارندرا مودی فراموش می‌کند که او نخست وزیر و رهبری برای هندی‌هاست، از هندو، مسلمان گرفته تا همه شهروندان دیگر در زیر حاکمیت او، که هر چند ممکن است در دین و آئین با او گونه گون باشند، اما در انسانیت یکی خواهند بود، و ویران کردن مسجدی (1992)، و ساختن معبدی بر جای آن (2023)، و برافراشتن پرچمی با این همه تشریفات (2025)، بر کنگره آن، به واقع انگشت در زخم دیگران کردن است، و تخم کینه‌ای را خواهد کاشت که بعدها شاید هزاران خون را در پی داشته باشد.

همانگونه که ظهیرالدین بابر گورکانی هم وقتی مسجدی را میان خیل معابد هندو بنا می‌نهاد، که چون انگشتی در زخم آنان بود، و باید می‌دانست که تخم عداوتی می‌کارد که 460 سال بعد، بهای آن را دیگرانی خواهند پرداخت، که هیچ نقشی در ساخت و ساز این معبد و مسجد نداشتند، و این چرخه‌ایی از خون و دشمنی است که هر از چند سده، حمامی از خون، برکه‌هایی از جنایت و غارت و چپاول جان‌ها در پی خواهد داشت.

حال ببینیم در مراسم برافراشتن پرچم بر کنگره‌ی معبد رام، توسط این بالاترین مقامات رسمی و اجرایی هند، چه گفته شد، گزارش زیر را ارگان رسمی سازمان RSS (راستگرایان افراطی هندو) از این واقعه سیاسی – مذهبی تهیه، و در سایت خود "ارگانایزر" منتشر کرده است:

 تهران - 6 آذرماه 1404 برابر با 27 نوامبر 2025

برافراشتن پرچم آیودیا : سخنان مهم نخست وزیر مودی هنگام سخنرانی در مورد رنسانس فرهنگی و شکوه تمدن هند  [5]

پس از برگزاری مراسم برافراشتن پرچم بر فراز معبد زادگاه حضرت خدای رام در آیودیا، نخست وزیر نارندرا مودی پیام رنسانس فرهنگی و احیای شکوه تمدن باستانی هند را انعکاس داد. در اینجا بخش‌های محوری سخنان نخست وزیر برای جهانیان جهت ارتباط با میراث مذهبی و بزرگداشت آن آمده است!

نخست وزیر هند نارندرا مودی در حال سخنرانی 

در مراسم برافراشتن پرچم معبد رام

25 نوامبر 2025 (4 آذر 1404) ایالت اتارپرادش هند

آیودیا : سرزمین مقدس بهارات (هند) امروز 25 نوامبر شاهد لحظه‌ای تاریخی در تاریخ تمدن خود است، زیرا پرچم زعفرانی رنگ [6] در سرزمین مقدس زادگاه خدای رام، آیودیا، برافراشته می‌شود. این رویداد، احیای شکوه تمدنی و فرهنگ هند را نشان می‌دهد. در طول این رویداد تاریخی، پیام نخست وزیر نارندرا مودی نمادی از بیداری فرهنگی است. نخست وزیر درباره عظمت میراث دینی صحبت کرد. در اینجا بخش‌هایی از سخنان مهم نخست وزیر خطاب به جهانیان از سرزمین مقدس آیودیا آمده است.

 

رنگ زعفرانی، (ذکر) "اوم" (ॐ) و تصویر درخت آبنوس کوهی [7]، شکوه حاکمیت رام را مجسم می‌کند

«این پرچم مقدس فقط یک پرچم نیست. این پرچم تجدید حیات تمدن هند است. رنگ زعفرانی، نشان سوریاوانش [8] ، کلمه «اوم» و درخت کوویدارا، نماد ملت خدای رام هستند این پرچم یک تصمیم، یک موفقیت، داستانی از مبارزه برای آفرینش، شکلی فیزیکی از مبارزه صدها ساله است. برای هزاران قرن آینده، این پرچم فریادگر ارزش‌های خدای رام خواهد بود. حقیقت دارما [9] است [10] . نباید هیچ تبعیض یا دردی وجود داشته باشد و صلح و شادی برقرار است. نباید فقری وجود داشته باشد و هیچ‌کس درمانده باشد».

نماد تمدن هند

«امروز، نتیجه چند سده عبادت است، که شعله مقدس آن به مدت ۵۰۰ سال بدون تزلزل در ایمان یا فداکاری‌اش روشن ماند. انرژی الهی حضرت خدای رام اکنون به شکل این پرچم مقدس در معبد بزرگ محفوظ است. این پرچم صرفاً یک نماد نیست، بلکه نمایانگر تجدید حیات تمدن هند است. امروز، آیودیا شاهد یک لحظه تاریخی از بیداری فرهنگی است. ملت هند و جهان غرق در ارادت به خدای رام هستند. قلب هر پیرو خدای رام سرشار از رضایت عمیق، سپاسگزاری عظیم و شادی الهی است، زیرا زخم‌های چند صد ساله در حال التیام هستند.»

معابد ساپت منعکس کننده آرمان‌های خدای رام است

«من از همه شهروندان می‌خواهم که هنگام بازدید از معبد رام، از ایوان‌های ساپت [11] نیز دیدن کنند. این ایوان‌ها ارزش‌های ایمان، دوستی، وظیفه و هماهنگی اجتماعی را تقویت می‌کنند.»

آرمان‌های خدای رام به غلبه بر تأثیر مکالی [12] کمک می‌کند

«تا سال ۲۰۴۷، زمانی که صدمین سالگرد استقلال هند را جشن می‌گیریم، باید یک هند توسعه‌یافته را تضمین کنیم. چند روز پیش گفتم که در ۱۰ سال آینده، هدف ما رهایی هند از ذهنیت بردگی است. متأسفانه، تأثیر آنچه مکالی تصور کرده بود، حتی گسترده‌تر شد. ما به استقلال رسیدیم اما نتوانستیم خود را از احساس حقارت رها کنیم. ما کم‌کم به این باور رسیدیم که هر چیزی که منشأ خارجی داشته باشد برتر است و هر چه مال خودمان باشد پست‌تر.»

دموکراسی در دی‌ان‌ای هند است؛ خدای رام رونق اقتصادی را به آیودیا آورد.

«گفته می‌شد که قانون اساسی ما از قوانین اساسی خارجی الهام گرفته شده است، اما حقیقت این است که هند مادر دموکراسی است. دموکراسی در DNA ماست. از زمان قرار گرفتن تجسم خدای رام در معبد (pran pratishtha)، نزدیک به 450 میلیون نفر از پیروان معبد رام از آیودیا بازدید کرده‌اند. [13] این سرزمین مقدس شاهد ورود 450 میلیون نفر بوده است که تحول اقتصادی قابل توجهی را برای آیودیا به ارمغان آورده است.»

 

معبد رام، ساخته شده بر ویرانه های مسجد بابری 

در شهر فیض آباد (آیودیا) در ایالت اوتارپرداش هند

 

[1] - آنچنان که فرزانه خراسان، ناصر خسرو قبادیانی سرودند که :   «چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت     نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت              این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند      انگور نه از بهر نبید است به چرخشت        عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده       حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت     گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟      تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت!»     انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس          تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت»

[2] - «فردریش مرتس» صدراعظم آلمان در حاشیه نشست «گروه هفت» در کانادا با شبکه تلویزیونی ZDF آلمان به نقش مُخرب رژیم صهیونیستی در خاورمیانه اذعان کرد و گفت: «این کار کثیفی است که اسرائیل برای همه ما انجام می‌دهد.»

[3] - دکتر حسن عباسی (زادهٔ ۱۳۴۵ ازنا) سخنران و نظریه‌پرداز توطئه ایرانی است. (مدیر اندیشکده یقین) : «ما باید کاخ سفید را به حسینیه بدل کنیم دوم بر سر زنان شأن حجاب می‌کنیم سوم کلیات دین اسلام را می‌بایست بپذیرند، چهارم قانون همجنس بازی را باید ملغی کنند، پنجم سیستم فساد را باید جمع کنند، شش اینکه امسال فرانسه تصویب کرد که محارم حتی بتوانند با هم ازدواج کنند به شرط اینکه بیش از ۱۵ سال داشته باشند باید ملغی شود زیرا جمهوری اسلامی ایران این انحطاط اخلاقی و فساد را بر نمی‌تابد.»

[4] - تا کی به تمنای وصال تو یگانه       اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه      خواهد به سر آید، شب هجران تو یا نه؟        ای تیر غمت را دل عشاق نشانه     جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه        رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد          دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد          در میکده رهبانم و در صومعه عابد         گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد            یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه          روزی که برفتند حریفان پی هر کار          زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار          من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار          حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار           او خانه همی‌جوید و من صاحب خانه            هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو          هرجا که روم پرتو کاشانه تویی تو              در میکده و دیر که جانانه تویی تو        مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو           مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه            بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید      پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید        عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید        یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید        دیوانه نیم من که روم خانه به خانه       عاقل به قوانین خرد راه تو پوید        دیوانه برون از همه آیین تو جوید         تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید       هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید     بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه      بیچاره بهائی که دلش زار غم توست       هرچند که عاصی است ز خیل خدم توست         امید وی از عاطفت دم به دم توست      تقصیر «خیالی» به امید کرم توست          یعنی که گنه را به از این نیست بهانه

[5] -  Ayodhya Dhwajarohan: Top quotes of PM Modi as he gives message on cultural renaissance & civilizational glory of Bharat

[6] – روزنامه هندو: «معبد آیودیا رام: نخست وزیر مودی پرچم زعفرانی را به نشانه اتمام ساخت و ساز برافراشت، نخست وزیر نارندرا مودی روز سه شنبه پرچم زعفرانی - دارما داوج - را در معبد رام در آیودیا به نشانه اتمام ساخت معبد رام برافراشت. آقای مودی پرچم زعفرانی مثلثی قائم الزاویه، به ارتفاع 10 فوت و طول 20 فوت، که تصویر خورشید تابان نماد شجاعت خدای رام، یک "اوم" (ذکر مقدس هندوها) و درخت کوویدارا را بر خود داشت، برافراشت. راشتریا سوایامسیواک سانگ (RSS)، سارسانگچالک (رئیس) موهان باگوات و یوگی آدیتانت، سروزیر اوتار پرادش نیز در این مراسم حضور داشتند.»

[7] - درخت کوویدارا (Kovidara) یک گونه گلدار مهم است که در سراسر شبه قاره هند و چندین بخش از آسیای جنوب شرقی یافت می‌شود. این درخت با نام‌هایی مانند آبنوس کوهی و درخت ارکیده شناخته می‌شود. اهمیت اکولوژیکی، فرهنگی، دارویی و گیاه‌شناسی آن، آن را به یک گونه گیاهی مهم تبدیل کرده است.

[8] - نام سوریاوانشی، که ریشه عمیقی در تاریخ و اساطیر هند دارد، به معنای واقعی کلمه به "نسل خورشید" یا "متعلق به سلسله خورشیدی" ترجمه می‌شود. این نام از کلمات سانسکریت "سوریا" (خورشید) و "وانشا" (سلسله یا دودمان) گرفته شده است. در سنت هندو، دودمان سوریاوانشی یکی از دو سلسله سلطنتی اصلی است که ریشه آن به سوریا، خدای خورشید، برمی‌گردد. این دودمان از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا اعتقاد بر این است که بسیاری از حاکمان افسانه‌ای و صالح، از جمله خدای رام، یکی از خدایان مهم در هندوئیسم، از آن برخاسته‌اند.

[9] - آئین، باید و نبایدهای اخلاق فردی، نظم و سنتی که زندگی این جهانی را ممکن می‌سازد، شامل وظایف، حقوق، قوانین، ارتباطات و... زندگی درست

[10] - Truth is Dharma

[11] - معابد ساپت (Sapt Mandapam) نمایانگر راهنمایان، مریدان و همراهان محترمی هستند که نقش‌های محوری در زندگی خدای رام ایفا کردند، اصحاب آن حضرتند.

[12] -  Thomas Babington Macaulay (1800–1859) مکالی‌گرایی به سیاست معرفی سیستم آموزشی انگلیسی به مستعمرات بریتانیا اشاره دارد. این اصطلاح از نام سیاستمدار بریتانیایی توماس بابینگتون مکالی (۱۸۰۰-۱۸۵۹) گرفته شده است، که در شورای فرماندار کل خدمت می‌کرد و نقش مهمی در تبدیل زبان انگلیسی به زبان آموزش عالی در هند داشت. پروفسور کاپیل کاپور (دانشگاه جواهر لعل نهرو) در سخنرانی خود در سمینار ملی «استعمارزدایی از آموزش زبان انگلیسی» در سال 2001، تأکید کرد که آموزش زبان انگلیسی رایج در هند امروز، تمایل به «به حاشیه راندن یادگیری موروثی» و ریشه‌کن کردن دانشگاهیان از «شیوه‌های فکری سنتی هندی» داشته و در آنها «روحیه خودکم‌بینی» را القا کرده است. بسیاری از ملی‌گرایان هندی از مکالی‌گرایی انتقاد کرده‌اند و ادعا می‌کنند که این مکتب، سنت‌های هندی را در بخش‌هایی مانند امور مالی ریشه‌کن کرده و آنها را با یک سیستم خارجی جایگزین کرده است که کاملاً برای هند نامناسب است. علاوه بر این، آنها ادعا می‌کنند که مکالی‌گرایی باعث شده است که سیستم‌های فکری خارجی بر سیستم‌های فکری هندی، به ویژه سیستم‌های فکری هندو، اولویت پیدا کنند.

[13] - گزارش های منتشر شده توسط مقامات وابسته به حکومت حزب BJP بیانگر آن است که معبد رام در سال 2023 تا قبل از تکمیل شدن 57 میلیون نفر بازدیدکننده داشته است، این آمار در سال 2024 به 160 میلیون بازدید کننده افزایش یافته است، و در ششماهه نخست سال 2025 نیز 230 میلیون نفر از آن بازدید کردند. که این حجم توریست در این شهر کوچک، یک و نیم درصد از GSDP هزار میلیارد دلاری ایالت اوتارپرادش را به خود اختصاص داده است.

 

مقدمه مترجم (سایت یادداشت‌های بی مخاطب):

راستگرایان و ایدئولوژی راستگرایی این روزها در صحنه جهانی (آسیایی، اروپایی، افریقایی و امریکایی) جولان می‌دهد و ویرانگری‌های بسیار دارد، ایده‌ایی که انسان را از انسانیت خود تهی کرده، آنان را به خودی و غیرخودی، حق و باطل، شهروند و بیگانه، مقیم و مهاجر و... تعریف، و در نهایت کل آنان را به ابزاری برای تحقق اهداف خود تبدیل، و یا بردگانی در مسیر هدف عالی خود دیده و شمرده، و به پیش رانده و همراه می‌سازد.

برای یک راستگرای هندو، اصل و اساس، مجد و عظمت سرزمین و آئین هندوست، که اهمیت دارد، و او بدان توجه دارد، وقتی به او بگویند برای مجد و عظمت این آئین مثلا باید 200 میلیون مسلمان هند و... را قربانی کرد، تا تغییر دین دهند، خدای خود را فراموش کنند، آئین و کتاب خود را رها کنند و...، می‌گوید، اینان روزی هندو بوده‌اند، و در اثر تجاوز بیگانگان بر ما تحمیل شدند، پس مهم نیست که چه برای‌شان پیش می‌آید! یا اینان دوباره به آئین هندویی و فرهنگ باستانی خود باز می‌گردند! یا به عنوان اغیارِ متجاوز باید سرزمین هندوها را ترک کنند و...، هند پاکستان هندوهاست!

برای یک راستگرای یهودی صهیونیست، و یا مدافع آنان دونالد ترامپ، از حزب جمهوریخواه امریکا مهم نیست که چه بر سر یک ملت که از بیش هزار و چهارصد سال قبل، به هر ترتیبی مقیم فلسطین شده‌اند، خواهد آمد، اگر آرمان یهود به پایتختی اورشلیم تحقق یابد، برای او کافی است، و این همان وعده الهی خواهد بود که خدا در تورات به آنان داده است! دیگران نه برای او مهمند، و نه مساله، این است که آنان برای تنبیه 50 هزار نیروی حماس، بیش از دو میلیون و اندی فلسطینی را در غزه دو سال است که آواره و گرسنه به این و سو آن سو می‌کشند، تنبیه کرده، هفتاد هزار نفر از آنان را، از کودک، زن، پیر و جوان، به انتقام نیم روز حمله حماس به اسراییل، و کشتن هزار و دویست اسراییلی در حمله 7 اکتبر 2023 کشتند، هزاران نفر را معلول و مجروح کردند، هزاران تن بمب بر سر آنان فرو ریختند، و آنان را تشنگی و رنج نگاه داشتند و... می‌دهند، او برای رسیدن به سرزمین مقدس موعود خود در تورات، از هیچ جنایتی فروگذار نبوده، و ابایی از ارتکاب به آن ندارد.

 یا آن راستگرای شیعه [1] که او را جانشین آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، در بین امثال جبهه پایداری مطرح می‌کنند، وقتی از کشتار 42 هزار نفر در غزه توسط اسراییل می‌گویند، بیدرنگ ابراز می‌دارد که برای این هدف خود، که آزاد سازی قدس از دست صهیونیست هاست، راضی است نیمی از مردم کره زمین قربانی شوند، او در راه رسیدن به اهداف مقدس خود، نه از کشتن ابایی دارد و نه از کشته شدن چهار میلیارد انسان (نیمی از مردم کره زمین)، تنها در ذهن خود کشتار و ریختن نیمی از مردم جهان بر زمین را که مثل برگ‌های پائیز ریخته اند را تصور کن و در نظر بگیر، خواهی دید اینان چه هزینه‌هایی از جیب انسان و انسانیت برای اهداف خود حاضرند پرداخت کنند و..،

و در این میان، این انسان و انسانیت است که زیر پای اهداف ایدئولوژیک راستگرایان له و نابود است، تو گویی خداوند انسان را سرباز اهداف راستگرایان آفرید، تا کشته شوند و بِکُشد، تا آنان به اهداف مقدس و غیر مقدس خود دست یابند.

راستگرایان که به عنوان پدیده‌ایی بلاگونه بر جانمایه زندگی و حقوق مدنی انسان‌ها، حق تعیین سرنوشت آنان، و آزادی او می‌تازند، اکثرا از مدافعان نوعی دیکتاتوری، و نظامی با این نوع پایه فکری‌اند. آنان به توده انسان‌ها به عنوان گله‌هایی از حیوانات می‌نگرند، که نخبگانی با ژن، طبقه، ایدئولوژی خاص، باید آنان را چوپانی کرده، و بر مقدرات آنان حاکم بوده و باشند، و آنان را به سوی هدفی تعریف شده رهنمون کنند و...، و به طور کلی آنان انسان را صغیر، و از موالی خود می‌بینند.

جناح عمده‌ایی در حاکمیت انتصابی کشورمان [2] و احزابی همچون حزب موتلفه اسلامی، جبهه پایداری و...، دولت حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو، یا حزب حاکم مردم (بی.جی.پی) به رهبری نارندرا مودی در هند، حاکمیت شبه تزاری روسیه کنونی به رهبری ولادیمیر پوتین در اروپا، دولت فاشیست دونالد ترامپ با پایه حزب جمهوریخواه در امریکا و... نمونه‌هایی از این راستگرایی مخربند که پایه‌های آزادی، کرامت و حقوق انسانی، زندگی آنان، ساختار تمدن بشری را در جامعه داخلی خود، و در بُعد وسیع‌تر در محیط بین الملل سست و متزلزل کرده، قصد تحمیل هژمون خود بر جامعه‌ایی نحیف به لحاظ حضور و تاثیر مردم، در صحنه اجتماع خود و جامعه جهانی داشته، و بر این ایده خود پای فشرده‌اند، و در راه هدف خود، از ظلم و کشتار و...، و گاه کشته شدن ابایی ندارند.

در هند نیز تخم راستگرایی مخرب و ویرانگر کاشته شد، هند با یک تمدن دیرپا و شرقی، به رغم تجربه انقلابی آزادیبخش به رهبری آزادمردانی همچون مهاتما گاندی و...، و ادامه دهندگانِ این بنای زیبای انقلابی، یعنی همفکران و جانشینان او، همچون جواهر لعل نهرو، بهیم رائو امبادکار و...، و دنباله روهای آنان در حزب کنگره هند، در معرض این راستگرایی جنایت پیشه بوده و هست، تخم راستگرایی در آن جامعه رها شده از استعمار خارجی، و شخصیت یافته ذیل جمهوری دمکراتیک و سکولار پارلمانی بعد از پیروزی، ریشه دواند، و بیشک یکی از بنیان‌های راستگرایی در هند سازمان RSS ، و یا اتحادیه ملی داوطلبان است، که امسال یکصدمین سالگرد تاسیس خود از سال 1925 را جشن گرفت، مقاله‌ایی که ترجمه آن می‌آید، نگاهی به پیروزی و شکست‌های این سازمان دارد، که اکنون حکومت را در هند، به واسطه شاخه سیاسی خود، یعنی حزب BJP در دست دارند :

بر ساحل شنی دریا نوشته "درود بر بهیم "

مجسمه دکتر بهیم رائو امبدکار، نویسنده و طراح قانون اساسی مترقی هند

او از طبقه نجس ها بود که در نهضت گاندی قدر یافت و به این جایگاه دست یافت

RSS در صدسالگی: سه شکست مهم، چهارمی که در حال رقم خوردن است [3]

نویسنده: هریش خاره [4]

اتحادیه ملی داوطلبان (RSS) [5] یکصدمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد و همانطور که انتظار می‌رود، انبوهی از گفتار تجلیل گونه - از نخست وزیر نارندرا مودی گرفته تا به پایین، و نویسندگان اجاره‌ای مختلف - در ستایش این سازمان شنیده شده است. طوریکه به نظر می‌رسد نوعی همه‌گیری RSS گونه بودن [6] وجود دارد. همانطور که پیش‌بینی می‌شد، ما زیر تحسین‌ها در مورد استثنایی و بی‌نظیر بودن فرضی این سازمان - از خودگذشتگی منحصر به فرد آن، آرمان‌گرایی بی‌عیب و نقص آن، عشق خارق‌العاده آن به سرزمین مادری، تعهد بی‌نظیر آن به شکوه و تجدید حیات ملی و بسیاری موارد دیگر - مدفون شده‌ایم.

درست است که به صرف این حقیقت که یک سازمان صد سال از عمر خود را سپری کرده است، به خودی خود به فرصتی مشروع برای نوعی بزرگداشت تبدیل می‌شود. در مورد  RSS، این مناسبت به طور اغراق‌آمیزی به عنوان جشن پیروزی برگزار می‌شود. بنابراین، صحبت در مورد شکست سازمان سنگ [7]، به ویژه سه شکست بزرگی که به این سازمان و شعارهای ایدئولوژیک آن وارد شد، مهم است؛ و همچنین لازم است در مورد شکست چهارم که در فرایند شکل‌گیری است نیز صحبت شود.

اولین شکست راهبردی که سازمان RSS از آن رنجور است، توسل مهاتما گاندی به نوعی ملیگرایی اخلاقی [8]  بود که در جامعه هند عرضه نمود. چیزی که کی.بی. هدگوار [9] (پایه گذار RSS) و جانشین او، ام.اس. گولوالکار [10] از آن برخوردار نبودند، تا موجب به تحرک در آوردن حتی بخش کوچکی از جمعیت «هندو» هند شوند، و آنان را به خردِ نهفته در استدلال خود برانگیزانند. گاندی قبلاً ذهن هندی‌ها را با ایده‌ها و تکنیک‌های خود آشنا کرده بود و جنگجویان ناگپور (کادرهای سازمان RSS) [11] در هیچ مقطعی نتوانستند گاندی را از تخیل جمعی ما بیرون کنند. و این در ناامیدی آنان بود، که به ناتورام گادسه [12] نقش یک تروریست محول کردند و یک تپانچه به او دادند. در واقع، 30 ژانویه 1948 (روز ترور گاندی) چشمگیرترین شکست برای ادعاهای RSS بود. و گاندی به یک قدیس ملی تبدیل شد.

در طول چهار دهه بعدی، بعد از ترور گاندی، سازمان RSS و «ناسیونالیسم فرهنگی» آن، شکست‌های پی در پی را در فضای «ناسیونالیسم سکولار» [13] که توسط جواهر لعل نهرو (جانشین گاندی) و ایندیرا گاندی (جانشین نهرو) تدوین و تئوریزه شده بود، را تجربه کردند. این یک شکست راهبردی پیش‌بینی شده بود. مفاهیم و ایده‌های سران ناگپور (RSS) به سادگی نمی‌توانستند در برابر شور و نشاط شادی‌آوری که نهرو توانست در کشور برای ساختن یک ملت جدید بر اساس شرایط و رویاهای ما ایجاد کند، پیشرفتی داشته باشند. متولیان متکبر «جامعه هندو» [14] نمی‌فهمیدند که فرقه‌گرایی [15] دینی و فرهنگی آنها در مغایریت با مغز و پایه تمدنی ما برای فراگیری (همه شمولی) و سازگاری است.

نهرو ملت هند را به تفکر مترقی دعوت کرد و به صورت خستگی‌ناپذیری اجتماع قدیمی ما را ترغیب کرد تا خود را با ایده‌ها و نوآوری‌های مدرن موتلف و هماهنگ کند. اما RSS به گذشته‌ای دور بازگشت داد و اشاره می‌کرد. نهرو از مشروعیت مقدسی برخوردار بود که از مبارزه آزادی‌خواهانه علیه استعمار بریتانیا به او و حزب کنگره‌اش رسیده بود. اما RSS هیچگاه از چنین احترام معادلی برخوردار نبود، چه برسد به نشانه‌ای از مشروعیت، RSS به جز نوعی شعار تفرقه‌انگیز چیزی نداشت. نهرو جامعه سیاسی تازه شکل گرفته را با ایده هند ممزوج ساخت، و به طرز درخشانی انرژی‌های فرهنگی و عاطفی جامعه را برای ایجاد یک دولت هندی پایدار و قوی هدایت کرد. در مقابل، تمام چیزی که RSS ارائه می‌داد، ملاقات با شعارهای پیش از طوفان، با دعوت ضمنی به نبرد، یعنی خشونت، بود.

تنها چیزی که هواداران RSS را به حرکت در می‌آورد، تولد کشور (مسلمان) پاکستان از دل هند، و وجود تعداد زیادی از شهروندان مسلمان در هند بود. در سال ۱۹۷۱، ایندیرا گاندی با تشکیل بنگلادش از دل پاکستان، به مرثیه اصلی RSS  پایان داد. جنگ ۱۹۷۱ به همان اندازه که برای ایده‌ی هدگوارها و گلوالکارها یک شکست استراتژیک بود، برای پاکستانِ محمد علی جناح نیز یک شکست استراتژیک بود.

باید تأکید کرد که با وجود تمام ایدئولوژی و آرمان‌گرایی خودپسندانه، و با وجود تمام «کادر»های [16] متعددش، حتی یک بار هم به نظر نرسید که RSS در میان اکثریت جامعه طرفدار پیدا کند. ایدئولوژی «هندی بودن» [17] آن در تضاد با واقعیت‌های تلخ یک نهاد اجتماعی هندوی چند صد ساله دیگر - نظام طبقاتی [18] تغییرناپذیر - بود.

برای دهه‌ها، سازمانRSS  یک سازمان حاشیه‌ای در جامعه هند باقی ماند و در ویژگی‌های خاص خود غرق بود. کادر آن در مواقع بروز خشونت‌های فرقه‌ای، در چند درگیری خیابانی پیروز شدند؛ اما سازمان سنگ هرگز نتوانست در مواجهه با یک جمع مصمم در کشور، در نبردی پیروز شود. و با وجود تمام شیفتگی‌اش به تجهیزات نظامی (یک سازمان شبه نظامی است)، هرگز یک بار هم به در صدد مقابله با دولت هند نبوده است.

سومین شکست RSS به دست یکی از کادرهای ارشد خود آن - آتال بیهاری واجپایی [19] - رخ داد که به گزینه مصالحه، هم برای مهاجمان جهانی‌سازی مستقر در واشنگتن، و هم برای مدیران و صاحبان شرکت‌های بزرگ مستقر در بمبئی تبدیل شده بود. هر دو این لابی‌ها می‌خواستند به عدم قطعیت و بی‌ثباتی سال‌های حکومت جبهه متحد [20] پایان دهند.

این کار واجپایی به یک عمل انجام ‌شده برای RSS تبدیل شد که سازمان سنگ می‌توانست به ادعای خود مبنی بر اینکه یک صدای ملیگرایی سازش‌ناپذیر است، وفادار بماند یا اینکه به یک سازمان راهبر تشویق‌کننده برای حزب BJP تبدیل شود، و هرچند با اکراه، خود را با سیاست رژیم واجپایی، وفق دهد. که گروه ناگپور نقش دوم را انتخاب کرد و به سرعت به یک حزب تبدیل شد و بخشی از تمام سازش‌ها و امتیازاتی که BJP مجبور بود برای کسب و چشیدن قدرت ملی (به داخل و خارج) بدهد.RSS  بی‌سروصدا تسلیم شد؛ اما این یک خوش اقبالی برای RSS بود که، جنگ کارگیل [21] اتفاق افتاد (پاس گل پاکستانی‌ها به راستگریان RSS)، و فرصتی را برای ناگپور فراهم کرد تا میهن پرستی و ملیگرایی خود را دوباره به تأیید برساند.

رهبری RSS با مهارت‌ و زیرکی‌های واجپایی در سیاست واقع‌گرایانه همخوانی نداشت و اما بی‌هیچ اعتراضی تسلیم اقدام نخست‌وزیر مبنی بر تبعید گووینداچاریا [22] ، رهبر ارشد RSS شد. در واقع، رژیم واجپایی هرگز به کمیسرهای RSS  فرصت نداد. و از آنجا که RSS به محاسبات انتخاباتی واجپایی و ادوانی تن داد، طرح هندوتوا [23] به عنوان یک عمل فریبنده و مصلحتی بی‌ارزش شد. ناگپور همچنان از حاشیه‌نشینی خود در رژیم واجپایی راضی بود. و در طول ده سال حاکمیت دولت ائتلافی  UPA، این سازمان مجبور شد با احتیاط عمل کند.

سپس دوران «جمهوری هندو» [24] در سال ۲۰۱۴ آغاز شد. روسای  RSS، جدا از برخورداری از اندک حمایتی، خود را در جایگاه دوم کیش شخصیت (نارندرا) مودی یافتند، چرا که مجبور بودند فساد شایع ذاتی در سرمایه‌داری سازمان‌یافته‌ی رفاقتی را که به آهنگ امضای رژیم مودی تبدیل شده است، ستایش کنند. [25] اکنون یک پوچی معنوی و اخلاقی، متولیان خودخوانده‌ی رنسانس ملی ما را تهدید می‌کند. در صدمین سالگرد خود، سازمان سنگ خود را در دام پروژه‌ی مودی می‌بیند و به اشتباه معتقد است که این گرفتاری یک دستاورد بزرگ و مایه‌ی رضایت است. واضح است که موهان باگوات [26] و همکارانش با میل و رغبت در حال قدم گذاشتن به چیزی هستند که قرار است چهارمین شکست بزرگ RSS باشد.

تهران - 29 مهرماه 1404 برابر با 21 اکتبر 2025

 گروهی از کادرهای سازمان RSS 

شبه نظامیانی که درس های ملیگرایی را نزد راستگرایان هندو آموخته اند

از این رو از ارتکاب هیچ جنایتی علیه اقلیت های مورد هدف خود در هند فروگذار نیستند

[1] - آیت الله محمد مهدی میرباقری : « خدا یک طرح بزرگ برای مردم جهان دارد و آن عبارت از جنگ میان کافران و مؤمنان است که از آغاز خلقت تا پایان جهان ادامه دارد. برای رسیدن به مقصد قرب الهی حتی اگر نصف مردم جهان کشته شوند، می‌ارزد؛ لذا کشته شدن ۴۲ هزار نفر از مردم غزه در قبال آن مقصد بزرگ اهمیت ندارد»

[2] - مثلا مرحوم ناصر تقوایی (1320-1404) نویسنده و کارگردان مطرح سینمای ایران، که در دو حاکمیت پهلویی و ج.ا.ایران در بخش فرهنگ کشور و فیلم سازی فعال بوده است، عملکرد راستگرایانه و ایده آنرا در دو حکومت ج.ا.ایران و پهلوی چنان دنباله هم می‌دید که معتقد بود : «جمهوری اسلامی دنباله سلطنت است.» تا آنجا که در مقایسه عملکرد این دو در بحث فرهنگ و فیلم سازی بیان داشت : « به نظر من رژیم‌های سیاسی در ایران همه مکمل همدیگر هستند. یعنی رژیم بعدی کاری را تمام کرد که فکر می‌کنم رژیم پهلوی نتوانسته بود تمام کند، اون جلوی فیلمی را می‌گرفت و در حالی که این رژیم اصلا اجازه نمی‌دهد که فیلمی تولید بشود در این زمینه.»  https://t.me/sh_n_halloo/61551

[3] - RSS at 100: Three Grand Defeats and a Fourth in the Making

[4] - Harish Khare سردبیر سابق روزنامه تریبون هند

[5] - The Rashtriya Swayamsevak Sangh یا راشتریا سوایام سیواک سنگ همان آر.اس.اس یا همان اتحادیه ملی داوطلبان. یک سازمان شبه‌نظامی داوطلب راست‌گرای هندی بر مبنای فلسفه هندوتوا است. این سازمان، پیشگام و رهبر مجموعه‌ای بزرگ از سازمان‌های هندوتوا به نام سنگ پریوار (خانواده سنگ) است که در تمام جنبه‌های جامعه هند حضور پیدا کرده است و شامل حزب بهاراتیا جاناتا (BJP)، حزب سیاسی حاکم تحت رهبری نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، می‌شود. موهان باگوات در حال حاضر به عنوان سارسانگ ​​چالاک (به معنای "رئیس") RSS و داتاتریا هوساباله به عنوان سرکاریاوا (به معنای "دبیر کل") فعالیت می‌کنند.

[6] - RSS-ness آر.اس.اسی بودن

[7] - گروه RSS با ده ها گروه زیر مجموعه بعنوان سنگ پریوار یا خانواده سنگ مشهورند.

[8] - moral nationalism مهمترین سلاح گروه راستگرای RSS توسل به ملیگرایی فرهنگی و مذهبی است که گاندی با توسل به ملیگرایی اخلاقی ناشی از فرهنگ هند، تا حدود زیادی راستگرایان مذکور را از ملیگرایی خلع سلاح کرد.

[9] - K.B. Hedgewar بنیانگذار سازمان RSS است که این سازمان را در سال 1925 در ایالت مهارشترای هند تاسیس کرد.

[10] - M.S. Golwalkar جانشین هدگوار بود و در توسعه و تئوریزه کردن این سازمان موثر بود

[11] - Nagpur warriors جنگجویان ناگپور، اشاره به کادرها و سران سازمان RSS دارد که ناگپور به عنوان زادگاه و مقر این سازمان بزرگ و وسیع محسوب میشود، از این رو آنان را با زادگاه گروه شان مورد خطاب قرار می‌دهند.

[12] - Nathuram Godse تروریست وابسته به گروه RSS بود که در سی ام ژانویه سال 1948 ، درست چند ماه بعد از پیروزی انقلاب آزایبخش گاندی علیه استعمار بریتانیا و حاکم کردن جمهوری تکثرگرا، سکولار، سوسیال و... هند، با چند گلوله او به شهادت رسید.

[13] - secular nationalism درست عکس ملیگرایان RSS که مذهب هندو را اساس نظریه ملیگرایی خود قرار داده اند، گاندی و همکاران او در نبرد آزادیبخش هند، در حزب کنگره، تکثر مذهبی، نژادی، فرهنگی هندیان را در نظر گرفته و آن را سکولار اعلام کردند و بقای تمام حاضرین در این کشور را تضمین کردند.

[14] - Hindu samaj جامعه هندو،

[15] - sectarianism یا همان فرقه‌گرایی یا درگیری‌های مذهبی و فرقه ایی به یک راهبرد و روش برای هندوهای ملیگرا افراطی در گروه های وابسته به RSS تبدیل شده است تا محدودیت علیه رقبای خود را تشدید کرده و سیاست های ملیگرایی خود را پیش برند.

[16] - swayamsevaks به کادرها و اعضای RSS سوایام سواک یا خدمتگذاران ملی‌ گفته میشود.

[17] - Bharatiyata یا همان «هندی بودن» در مقابل بیگانگان، به لحاظ سرزمین و فرهنگ، و مذهب است که اساس ایدئولوژی RSS است Bharatiya نامیست که ملیگرایانی از نوع RSS از آن به جای واژه هندوستان استفاده می‌کنند، که نوعی بازگشت به فرهنگ قدیم و تمدن باستان هند مد نظر است، هند بر وزن سند، نامی است که ایرانیان باستان بر این همسایه تمدنی خود نهادند، و بعدها این نام به نام رسمی هند مبدل، انتخاب و در مجامع بین المللی اعلام شد، ولی ملیگرایان هندو بر این باورند که نام اصلی هند، بهاراتیا هست نه هند، چرا که هند به منطقه رود سند محدود می‌شود که اکنون در خاک پاکستان قرار دارد.

[18] - caste system سیستم طبقه بندی اجتماعی که برهمنان و یا روحانیون هندو در راس آن قرار می گیرند، و آخرین آنها انسان های خارج از طبقه قرار میگیرند که نجس ها هستند، اینان که دالیت نام دارند، اکثریت جامعه هندو را تشکیل می دهند که مورد ظلم و تعدی بوده و از حقوق یک انسان برخوردار نیستند.

[19] - Atal Bihari Vajpayee نخست وزیر حزب بی جی پی

[20] - جبهه متحد حاکمیت های ائتلافی بود که بعد از ایندراگاندی حزب کنگره، و بعدها BJP به علت نداشت کرسی های لازم در پارلمان هند دچار شدند، و تن به ائتلاف با مخالفان خود دادند، مثل وضعیت کنونی ریاست جمهوری پزشکیان که مجلس دست مخالفان است و باید در این وضعیت کار کند، که بسیار دشوار و چالش برانگیز و ضد شعارهای خود مجبور می شود عمل کند.

[21] - Kargil conflict جنگ کارگیل بین هند و پاکستان رخ داد و آن زمانی بود که سربازان پاکستانی بخشی از بلندهای منطقه کارگیل که در کوران سرمای زمستان خالی شده، و در بهار دوباره پر میشود، را پیش از آمدن سربازان هندی، در فصل گرما به تسخیر خود در آوردند و هند مجبور شد برای کسب دوباره این بلندی‌ها تن به یک نبرد دهد، که موفقیت آمیز بود و هندی ها مواضع خود را پس گرفتند و غرور ملی هند را باز گرداندند

[22] -  Kodipakam Neelameghacharya Govindacharya  متولد 1943، او که پیش از این با نام راشتریا سوایامسواک سنگ پراچاراک شناخته می‌شد، فعال محیط زیست، فعال اجتماعی، فعال سیاسی و متفکر بود. او با حزب بهاراتیا جاناتا مرتبط بود، اما اکنون به همان اندازه که منتقد کنگره ملی هند است، منتقد سرسخت حزب BJP نیز می‌باشد. در سال ۱۹۸۸ به عضویت حزب BJP درآمد و برای مدتی تا سال ۲۰۰۰ به عنوان دبیرکل آن خدمت کرد. او به اصرار نخست وزیر واجپایی مجبور به ترک BJP شد، زیرا گفته بود که ادوانی حرف آخر را می‌زند در حالی که نخست وزیر فقط یک نقاب بیش نیست. او اصرار داشت که این بیانیه به اشتباه به او نسبت داده شده است. اما واجپایی که تحت تأثیر این شفاف‌سازی قرار نگرفته بود، معتقد بود که چه نقل قول معتبر باشد چه نباشد، به وجهه حزب آسیب وارد شده است

[23] - Hindutva یا هندو بودن، فلسفه و فرهنگ مد نظر گروه های راستگرایی همچون آر.اس.اس است که معتقدند هند سرزمین هندوهاست، و مذاهب غیر هندی، بیگانه و متجاوز و تهاجم فرهنگی محسوب شده، و پیروان آن مذاهب باید به مذهب هندو باز گردند.

[24] - سال 2014 با پیروزی حزب BJP موفق به تشکیل دولت شد و از ائتلاف های گسترده دور شد، اینکه می توانستند از جمهوری هندو سخن گویند. Hindu raj جمهوری هندو، جمهوری اسلامی، جمهوری یهود و... بر مبنای مذهب، یک نظام جمهوری را با نیم نگاهی به دخالت دادن مومنان در امور خود، به وجود آمده است، که بنیان‌های مذهبی هر کدام، این اجازه را به حاکمان نمی دهد تا جمهوری واقعی داشته باشند، بلکه پوسته ایی از نظام جمهوری با تاکید بر مبانی دینی شکل می دهند.

[25] - دولت مودی چه در زمان حاکمیت بر ایالت کجرات، و چه اکنون که دولت ملی و مرکزی را در اختیار دارد همواره با سرمایه داران بزرگ از در دوستی و رفاقت در آمده و این رفاقت در قدرت گیری او بسیار موثر بود از این رو منافع مردم به پای این ترجیح قربانی شد، در این رویه بین ارتباط ترامپ و صاحبان سرمایه و مودی و صاحبان سرمایه در هند می توان همپوشی و روند یکسان دید. این در حالی است که نظام هند یک پایه سوسیالیسم دارد، که ثروت را بین مردم تقسیم می کند، و BJP به رهبری واجپایی و اکنون مودی به رغم این ظرفیت قانون اساسی هند، آن را به سمت سرمایه داری برده است و نظام سرمایه داری غربی غلبه یافته است.

[26] - Mohan Bhagwat متولد 1950، ششمین و رهبر فعلی سازمان RSS می باشد او از سال 2009 تا کنون در این سمت قرار دارد.

پیشگفتار برگرداننده (تارنمای یادداشت های بی مخاطب) :

چشم‌های نگرانی که به برونداد انتخابات امریکا خیره شده بودند، بالاخره با نتایج آن روبرو شدند، و آقای دونالد ترامپ از صندق‌های رایِ حاصل از دمکراسی به نسبت قدرتمند امریکا، در یک هماوردی نزدیک، پیروز بیرون جهید، همچون غول چراغی که، می‌تواند ویرانگر، و یا سازنده باشد، خود را نمایاند، سازندگی و یا ویرانگری‌اش نیز بسته به شیوه رویارویی با این غول بیرون جهیده دارد، غولی که با آمدنش، لرزه بر اندام دوست، دشمن و بیطرف انداخته، و می اندازد، و همه از خود خواهند پرسید که چه خواهد شد؟

ترامپ را آدمی هنجارشکن، کمتر پیش بینی شونده، و بیشتر عملگرا می‌دانم، البته اهل بده و بستان، که این ویژگی آخرش، از خوبی‌های اوست، چراکه در داد و ستد واقعگرایی و عملگرایی کارساز است، و سوداگران را اهل تصمیم‌های سخت می‌کند، و همین باعث رشد و تحرک تجاری خواهد شد، و در مجموع بازار را از ایستایی‌های خسته کننده ایی که در آن گرفتار آمده است، نجات خواهد داد، بر روح مردابی جهان، بادهای اکسیژن‌آور خواهد وزاند، هرچند نیزارهای خشکیده، در برخی از زمین‌های در انزوا مانده‌ی این مرداب، در معرض خطر بیشتری قرار خواهند گرفت، و با جرقه ایی ممکن است که در آتشی بدون کنترل قرار گیرند و دوام و بقای‌شان با خطری جدی مواجه شود.

از جمله‌ی چالش‌هایی که در داد و ستد با چنین بازیگرانی هست اینکه، بازی در زمین آنان، بسیار سخت و هراس‌انگیز است، چرا که کارت‌هایی را روی میز خواهند گذاشت، که وسوسه بُرد آن، هر بازیگری را به تصمیم‌های سخت وا خواهد داشت، و به جوشش خواهد انداخت، دشمنی‌ها را گاه به دوستی، و دوستی‌ها را گاه به دشمنی‌های مایوس کننده و خسارتبار تبدیل می‌کند، و شکست و پیروزی در این بازی، بروندای‌هایی باورنکردنی را در پی خواهند داشت.

خروج در میانه‌ی بازی، با چنین اهلِ قماری، نتایجی بسیار هول‌انگیزتر از ادامه بازی، در پی خواهد داشت، و خروج یکطرفه، به باختی بزرگتر، از باختِ در زمین بازیگری خواهد انجامید. همه (دوست، دشمن، بیطرف) مجبور به بازی در زمینِ چنین بازیگرانی‌اند، و تا رسیدن به نتیجه و دریافت نتایج آن، باید ادامه داد، و می‌توان گفت آینده دهشتبار است، چه بردی بزرگ، یا باختی بزرگ در انتظارت باشد. اما این خود فرصتی برای ملت‌هایی خواهد بود، که دارای رهبرانی دست به عصا هستند، که از توانایی اتخاذ تصمیم‌های بزرگ ناتوانند، و ملت‌های زیر دست خود را در گردابِ محافظه‌کاری‌هایِ سرگردان کننده و دراز خود گرفتار کرده‌اند، و ترس و هراس از تغییر و تحول، ملت‌های آنان را گرفتارِ عدم تحرک و مرگ تدریجی می‌کند.

ترامپ یک کار دیگری هم کرد، که درد ایرانیان را تازه کرد، ایرانیانی که سهم بزرگی از دریای قزوین را، پیش از این به روسیه زیاده‌خواه و متجاوز باختند، در جنوب و در حوزه "دریای پارس" نیز با همسایگانی رودرو هستند که، از ضعف و انزوای ایران در پهنه بین الملل، در بیش از چهاردهه گذشته سود جستند، و تلاش دارند تا نام دریای پارس را به خلیج ع-ر-ب-ی تغییر دهند. ترامپ درست چنین بلایی را بر سر کشور مکزیک آورد، و طی حکم حکومتی، و البته عوام فریبانه، "خلیج مکزیک" را به "خلیج امریکا" تغییر نام داد، حرکتی سیاسی، که دشمنی را در دل مکزیکی‌ها کاشت و می‌کارد، و دیگرانی خواهند آمد و از این کاشته او، محصول دشمنی با امریکا درو خواهند کرد، و ترامپ با این حرکت، ایرانیان را با مکزیکی‌ها همدرد کرد، و ایران و مکزیک، زین پس بر درد مشترکی در دنیای بیرحمِ و متکی بر قدرت مالی، خواهند نالید.

ترامپ قاعدتا یکی راستگرای محافظه کار است، اما بر خلاف راستگرایان معمولِ دنیا، که وحشت حضورشان در قدرت، از بندهای بردگی است که با آمدن‌شان، بر پای آدم‌ها محکم می‌شود، تا در یک توقف ملال‌آور آدم را گرفتار تفکر واپسگرای خود نمایند، و زنجیرهای ایستایی را بر دست و پای او محکم کنند، اما دنیا با آمدن ترامپ کاملا اینگونه هست و البته نیست! و گاه نسیم‌های تغییر بعکس، حرکت و توسعه در جهان نیز با آمدن او نوید وزیدن داده‌اند، تو گویی دنیا در یک شرایط محافظه‌کاری گرفتار شده بود، که با آمدنِ ترامپِ راستگرا، تحرک و پویایی را به پهنه زندگی آدمیان تزریق خواهد کرد.

در میان کارهای ناشایست او، زیاده‌خواهی ترامپ، برای اعلام جزیره گرینلند، به عنوان بخشی از خاک امریکاست، که برای اروپای زخم خورده و مورد تجاوز قرار گرفته از سمت خاوران، گازانبر تجاوز از سمت باختر را نیز به شرایط درام اروپاییان افزود. تا زین پس علاوه بر تیغ زدن در برابر تجاوز آشکار روسیه به اوکراین، از سمت خاوران، از چشم‌های هوسناک حرامیان امریکایی نیز، که به مرزهای باختری‌اش در دانمارک، چشم طمع دارند نیز، نگران باشد.

تمام این صحنه‌ایی که ترامپ در بازی اروپایی خود به جریان انداخته است، چشم جهانیان را نگران کرده است، چرا که تا به حال دگراندیشانی که از ظلم در کشورهای جهان سومی خود، جان به لب می‌شدند، سرزمین‌های آزادی را در اروپا می‌یافتند تا در آن پناه برند، زنده بمانند و به کُنشگری ادامه دهند، اما اکنون آزادیخواهان و تحول‌خواهان جهانی، پهنه پناهگاهی خود را تنگتر خواهند دید، و با اروپایی چنین گرفتار در گازانبر روسی – امریکایی مواجه خواهند دید، که دیگر نمی‌تواند، پذیرای دیگران باشد که زندگی و آزادی خود را، در مهاجرت می جویند.

البته این نیز خود شاید خیری را در پی داشته باشد، که آزادیخواهان و تحولخواهان در سرزمین‌های خود بمانند و بار مخاطره و رنج را با مردمان خود، در کشورهای خود به دوش کشند، و تغییر را به ناچار در سختی کار در وطنِ خود دنبال و حاصل کنند.

با این همه، هنوز بسیار زود است که برونداد آمدن دونالد ترامپ را پیروزی یا شکست برای آدمیان تعبیر کرد، باید دید که در پهنه رفتار و نتایج چگونه خواهد بود.

نوشتاری که می آید، نگاه یک متفکر هندی، به پیروزی دونالد ترامپ، شخصیت او، جامعه امریکایی و... است، و در آخر نیز به مقاسیه دونالد ترامپ با نارندرا مودی که او خود یک راستگرای هندوست، و در بالاترین کرسی حاکمیت هند قرار گرفته، پرداخته است.

 

ساخت حس تصویری از مردی که می‌خواهد امریکایی شکوهمند بسازد [1]

پراتا اس. گوش [2]

اول فوریه 2025 (13 بهمن 1403)

برای کسانی که با تاریخ امریکا آشنا هستند، ترامپ نماینده هسته مرکزی ساختار شخصیت آدم امریکایی برتری‌جو است.

ترامپ از دید ترامپ

تصویری از دونالد ترامپ که در یک قطعه تبلیغاتی

که در توئیتر او (@realDonaldTrump) منتشر شد

 

اجازه دهید نوشتار خود را با نتیجه‌گیری آن آغاز کنم. در شعارهای دونالد ترامپ مانند «اول آمریکا» [3] یا بیایم «آمریکا را دوباره باشکوه بسازیم» [4] بدون در نظر گرفتن شمار بالای کاربردش، چیز جدیدی وجود ندارد. هر خوانشی از تاریخ آمریکا از زمان جنگ جهانی اول (1914-1919)، زمانی که آمریکا برای اولین بار خود را از یک ملت بدهکار [5] به یک کشور اعتباردهنده[6]  تبدیل کرد، نشان می‌دهد تمام روسای جمهور آمریکا از آن زمان تاکنون، از این اهداف حمایت، و آنرا دنبال کرده‌اند. گستاخی ترامپ فقط نشان دهنده بروز آن در زمانی است که ما در آن زندگی می‌کنیم.

به تغییرات الگوی جمع‌آوری، انتشار و بهره‌برداری از اخبار ما در این عصر نگاه کنید. همه چیز باید سریع، مستقیم و اغلب ترسناک باشد. در غیر این صورت چه کسی می‌توانست چند سال پیش تصور کند که چنین مفاهیمی مانند «اخبار جعلی» یا «پسا حقیقت» این همه پولسازی کنند؟ اگر تحلیلگران سیاسی دونالد ترامپ را فاقد هیجان‌انگیزی می‌شمارند، به این دلیل است که او به طرز وقیحانه‌ای شفاف است. او جای کمی برای شکوفایی نبوغ تفسیری اهل تحلیل باقی می‌گذارد. ترامپ هم در سخنرانی‌های مبارزات انتخاباتی‌اش و هم بعداً در سخنرانی مراسم تحلیف‌ش، تمام چارچوب سیاست‌های خود را برای چهار سال آینده، از جمله چارچوب‌هایی را که اکثر روسای جمهور دیگر، فرصت بیان آن را برای فرصت مناسب حفظ می‌کنند، آشکار کرد. وقتیکه ترامپ بدون هیچگونه احساس شرمندگی، آقای ایلان ریو ماسک، مدیرعامل شرکت تسلا موتور، جوان چند میلیاردر خود را به عنوان حامی مالی کمپین انتخاباتی و مشاور اقتصادی‌اش معرفی کرد، این پیام برای رهبران جهان روشن بود که ترامپ چه تصمیمی دارد.

امریکائیسم [7]

بنابراین برای کسانی که با تاریخ امریکا آشنایند، ترامپ نماینده هسته مرکزی ساختار شخصیت آدم امریکایی برتری‌جو است. که با توسعه طلبی سرزمینی، آقایی سفیدها و اظهار قدرت وقیحانه برای حفظ احساس آمریکایی "برترین" [8] بودن، شناخته می‌شود. این اختصاص به سرمایه‌داری آمریکا دارد که ریشه در خواسته‌ی گسترش آمریکا به سمت غرب دارد، که شاخه‌ای از آن به اصطلاح «آمریکائیسم» نامیده می‌شود. اما ترامپ یک گام فراتر رفت. او با احترامی که به حزب محافظه‌کار مسیحی خود دارد، مخالف سقط جنین، حقوق دگرباشان جنسی و غیره است. تصمیم او برای توقف سیستم دریافت شهروندی از طریق تولد در خاک امریکا، ممکن است بعنوان بخشی از این بسته شخصیتی او تلقی شود.

در راستای اینکه این نوشتار آموزنده شود، نگاه به دومین دوره ریاست‌جمهوری استفان گروئر کلیولند (1893-1897) [9] ممکن است آموزنده باشد، به این دلیل ساده که او تنها رئیس‌جمهور دیگر قبل از ترامپ است که دو بار رئیس‌جمهور شدن با فاصله‌ای از ترامپ را داشت. چهار سال در این بین، مانند ترامپ که در سال 2016 رای را به دست آورد، در 2020 آن را از دست داد، و سپس دوباره در سال 2024 پیروز شد، کلیولند نیز رای 1884 را برد، آن را در سال 1888 از دست داد و سپس در سال 1892 آن را دوباره بدست آورد. و برنده شد.

کلیولند و ترامپ هر دو بودجه هنگفتی از شرکت های‌بزرگ دریافت داشتند. اگر کلیولند از حمایت بانکداران و دامداران درجه یک برخوردار بود، ترامپ از ماسک و دیگران حمایت می‌گیرد. همچنین، برای تقویت پایگاه توده‌ای خود، کلیولند خود را با آرمان ملیگرایان کوبایی در برابر ارباب استعمارگرشان اسپانیا معرفی کرده بود (این امر در نهایت به جنگ اسپانیا و آمریکا در سال 1898 منجر شد که به حکومت استعماری اسپانیا در قاره آمریکا پایان داد). ترامپ نیز با درخواست برای الحاق کانادا به ایالات متحده آمریکا به عنوان پنجاه و یکمین ایالت آن، با درخواست کنترل کانال پاناما، و با اعلام اینکه گرینلند خودگردان را از پادشاهی دانمارک خریداری خواهد کرد، تلاش کرد به ناسیونالیسم آمریکایی دامن بزند.

جنگ و کمونیسم

در فضای محدود این نوشتار نمی‌توان کل تاریخ آمریکا را فشرده و بیان کرد. اما با رجوع به برخی از نقاط عطف در تاریخ آمریکا می‌توان نشان داد که آمریکا هر زمان که تهدیدی برای برترین بودن خود در جهان احساس کرده است، هیچ مانعی برای برداشتن هیچ قدمی اعم از اخلاقی یا غیراخلاقی در برابر خود ندیده است. بنابراین، آمریکا برای حفاظت از منافع شرکتی خود، همه چیز را زیر سپهر آسمان و در زیر نور خورشید انجام خواهد داد. برای آن، حتی اگر تعهدش به دموکراسی در داخل یا خارج از کشور به خطر بیفتد، می گوید، بگذارید اینطور باشد. اولین نشانه آن را در طول جنگ جهانی اول، قبلاً به آن اشاره کردیم، مشهود بود. هنگامی که جنگ جهانی اول در میانه خود بود، انقلاب بلشویکی در روسیه در سال 1917 رخ داد. این انقلاب طبقه حاکم آمریکا را به لرزه درآورد. معروف به "ترس سرخ"، این اولین بیان ترس در سطح سیاسی بود که به آمریکایی‌ها در کل گفت که آمریکایی‌گرایی آنها در خطر یک ویروس بیگانه به نام کمونیسم است. خروج روسیه بلشویکی از جنگ نیز، نگرانی آمریکا را کاهش نداد، زیرا هر چه باشد ترس ایالات متحده سرزمینی نبود، بلکه ایدئولوژیک بود. دو گروه از ارتش ایالات متحده متشکل از 12000 نفر به عنوان بخشی از مداخله متفقین در روسیه، به روسیه اعزام شدند. آنها حتی پس از پایان جنگ در سال 1919 هم در آنجا ماندند. وزارت امور خارجه به کنگره گفت: «همه این عملیات برای خنثی کردن اثرات انقلاب بلشویکی در روسیه بود.»

بعدها، استقرار یک رژیم کمونیستی در چین در سال 1949، آمریکایی ها را بسیار بیشتر ترساند، زیرا در آن زمان جنگ سرد داغ شده بود. به زودی به مک کارتیسم [10] معروف شد که تا به امروز سیاه‌ترین فصلِ تاریخ دموکراسی آمریکا محسوب می‌شود. یک حکومت وحشت واقعی حاکم شد که در آن هر آمریکایی که حتی به طور مبهم این جنون ضد کمونیستی را زیر سوال می‌برد، به عنوان ضد آمریکایی و در نتیجه خائن شناخته می شد (آیا در هند امروزی چنین زنگ خطر کوچکی در ذهن شما به صدا در می آید؟). [11]

 مدت‌ها پس از فرونشست گرد و خاک مک کارتیسم، لوئیس جی. هال [12] ، نویسنده برجسته و عضو سابق ستاد برنامه‌ریزی سیاست وزارت امور خارجه، در مجله نیویورک تایمز در 6 ژوئن 1971 نوشت: «در میان ما کسانی بودند که می‌دانستند شرایط تاریخی، جغرافیایی و راهبردی در درازمدت چیزی جز درگیری بین مائو و مسکو ایجاد نخواهد کرد. آنها مرعوب سکوت هراس انگیز زمان شدند، یا اگر می‌خواستند بنا به حرفه خود، نظرشان را به زبان بیاورند، شهرتشان با اتهام خیانت از بین می‌رفت.» تنها 20 سال پس از مک کارتیسم بود، که رئیس جمهور ریچارد نیکسون، در سال 1972 در پکن، در حال دست دادن با مائوتسه تونگ (رهبر چین) بود.

اول امریکا

از آن زمان تاکنون، سیاست آمریکا از این سو به سر دیگر تغییر جهت داده است، اگرچه ارزش‌های پایه‌ایی نظام سرمایه‌داری آن، در جنگ ویتنام، تراژدی یازده سپتامبر، جنگ‌های غرب آسیا و غیره درگیر شد، اما باقی مانده است. با نظرداشتی به شیوه مدیریت آمریکا بر این بحران‌ها، ترامپ چندان هم استثنایی به نظر نمی‌رسد. «اول آمریکا» به طور گسترده نوشته شد، که در هسته آن تفکر دو حزبی (دموکرات-جمهوریخواه) سفیدپوست آمریکایی است. تفاوت اندگی داشت و فرقی نمی‌کرد که حکومت حزب جمهوری‌خواه باشد یا دموکرات یا رئیس‌جمهوری غیرسفیدپوست مانند باراک اوباما.

ترامپ این موضوع را به عنوان یک موضوع برجسته مطرح کرد که هجوم کنترل نشده لاتین تبارها و سرخپوستان، نه تنها بازارهای شغلی آمریکا را شکار می‌کند، بلکه آنها برتری نخبگان سنتی این کشور را نیز به چالش می‌کشند که مظهر تسلط پروتستان آنگلوساکسون سفید (WASP) [13] آن است. بدون اینکه به صراحت گفته شود، این پیام به بخش بزرگی از سفیدپوستان آمریکایی فرستاده شد که آنها نباید روندهای اخیر را نادیده بگیرند، زمانی که در یک دهه، یک مرد سیاهپوست رئیس جمهور شد (باراک اوباما)، و یک زن نیمه سیاه - نیمه هندی (کملا هریس) حتی جرأت کرده بود که ریاست جمهوری را به دست آورد. به این منظور است که در مورد تهدیدات ترامپ مبنی بر توقف سیستم کسب شهروندی توسط تولد در خاک آمریکا، محدود کردن تعداد فزاینده مهاجران غیرمجاز از برخی کشورهای آمریکای جنوبی و هند سخنی بگوییم.

بدون این که به نظر ناهنجار به نظر برسد، باید توجه داشت که دو رهبر برجسته هند، یعنی نخست وزیر نارندرا مودی و وزیر کشور، آمیت شاه، که علیه مهاجرت غیرمجاز بنگلادشی‌ها به هند (هیچ اطلاعاتی در مورد تعداد آنها در دسترس نیست) بیشتر ساکتند. هرگز نگرانی خود را نسبت به ارسال راکت‌های سازمان یافته‌ی پر از مهاجرین، که در ایالت خود آنها در گجرات شکوفا می‌شوند، تا هندی‌ها (بیشتر گجراتی‌ها) را از طریق کلاهبرداری به آمریکا قاچاق کنند، ابراز نکرده‌اند. پیش از این خواستگاه این راکت‌ها ایالت پنجاب هند بود. ایالتی که می‌تواند فیلم "دانکی" (2023) [14] با بازی شاهرخ خان (هنرپیشه مشهور) را تولید کند، نمی‌تواند نسبت به این تجارت غیرقانونی پر رونق خود را نادان نشان دهد. 

در ارتباط با روادید H-1B که به ظاهر برای بسیاری از هندی‌هایی که در آمریکا تحصیل و کار می‌کنند ناراحت‌کننده‌تر است، می‌توان تصور کرد که گرد و غبار آن در زمان مناسب فرو نشیند، زیرا نوع مشاغل این هندی‌ها، به‌ویژه در پهنه علم، فن‌آوری مهندسی و ریاضیات (STEM) آنهایی نیستند که فرصت‌های شغلی جویندگان کار آمریکایی را، که ترامپ خوب از آن آگاه است، تهدید کنند. راه حل این موضوع، دیپلماسی سرد دوجانبه است، نه دیپلماسی شخصی و بیش از حد تبلیغاتی در اجلاس سران. این در حالی است که در سطوح عمومی استدلال می‌شود که آمریکا کشوری از آن مهاجران است و از این رو تجارت درهای خود را به روی تازه واردان نمی‌بندد.

در پایان می‌توان اعتراف کرد که در حین نوشتن این نوشتار، افکار من اغلب توسط نارندرا مودی منحرف می‌شد. جدا از شعار «اینبار، دولت ترامپ» [15] و «سلام مودی» [16] او که هرگز طبق هنجارهای بین المللی نباید اتفاق می‌افتاد، شباهت‌های عجیب و غریب زیادی بین این دو رهبر وجود دارد. شعار «بیاییم امریکا را دوباره با شکوه بسازیم» (MAGA) آقای ترامپ و شعار «کشف هند جدید» [17] و یا «اکسیر عصر هند جدید» سر داده شده توسط دولت مودی کاملاً یکسان هستند. همچنین، همانطور که ظهور مودی منجر به دو قطبی شدن اجتماعی و سیاسی در هند شد، ظهور ترامپ نیز منجر به شکاف‌های مشابهی در جامعه آمریکا شد که حمله به ساختمان کنگره در 6 ژانویه 2021 به وضوح نشان داد. بنابراین، جای تعجب نیست که ترامپ به یکی از عزیزان جناح راست هند (BJP و RSS و...) تبدیل شود. حتی برخی از هندی ها آیین برپایی آتش مقدس را برای پیروزی ترامپ برپا کردند و برای پیروزی‌اش دعا کنند.

با کمال مهربانی، به زبان ساده تر باید گفت که، نارندرا مودی برای مراسم تحلیف ترامپ دعوت نشد. اگر این اتفاق می‌افتاد، رسانه‌های هندی دیوانه می‌شدند که در مورد جشن مودی-ترامپ بیش از حد گزارش‌های اغراق آمیز بدهند. اما آنچه واقعاً مورد نیاز است، یک رابطه سودمند دوجانبه هند و ایالات متحده، بدون بازی نمایشی است.

Click to enlarge image Europe.png

کاریکاتور نشریه امریکایی در واکنش به درخواست ترامپ برای پیوستن گرینلند به امریکا و واکنش اروپاییان

[1] - نوشتاری با عنوان Making Sense of the MAGA Man  منتشر شده در https://thewire.in/world/donald-trump-america-maga

[2] -  Partha S. Ghosh  استاد بازنشسته دپارتمان مطالعات جنوب آسیا در دانشگاه جواهر لعل نهرو JNU دهلی است.

[3] - America First شعار انتخاباتی ترامپ

[4] - Make America Great Again (MAGA) شعار دیگر انتخاباتی ترامپ

[5] - Debtor

[6] - Creditor 

[7] - Americanism

[8] - Numero Uno این یک اصطلاح اسپانیایی است که در انگلیسی هم استفاده می‌شود بمعنای: درجه یک یا همان number one (نامبروان) خودمان است.

[9] - Stephen Grover Cleveland

[10] - McCarthyism دوره ایی از اختناق در امریکا

[11] - که در هند نیز با روی کار آمدن هندوئیسم افراطی، و راستگرایان معتقد به فلسفه هندوتوا (Indianism یا همان هندئیسم) وابسته به BJP و گروه مادر آنها یعنی RSS که هرگونه مخالفت با خود و اندیشه خود را، مخالفت با ملیت هندی و هند تعبیر و تفسیر می‌کنند و لایق مجازات بایسته می‌دانند.

[12] - Louis J. Halle

[13] - White Anglo-Saxon Protestant

[14] - Dunki

[15] - امتیاز انتخاباتی که در سال 2016 نارندرا مودی در سفر به امریکا به دوتالد ترامپ داد و در جمع 50 هزار نفری هندی‌تبارهای مقیم امریکا در یک نشست مشترک، این شعار را دادند که «اینبار نوبت دولت ترامپ» است. "Abki baar Trump Sarkar"

[16] - « Howdy Modi»

[17] - شعار Amrit Kaal در هفتاد و پنجمین سالگرد استقلال هند، توسط نارندرا مودی نخست وزیر هند، و از رهبران حزب BJP بیان گردید.

قانون اساسی سکولار، دمکرات، تکثرگرا و سوسیالیست هند، که بزرگترین دمکراسی مترقی در پرجمعیت ترین کشور جهان را، با یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر حول خود انسجام بخشیده، و در مسیر توسعه و پیشرفت هدایت می کند، حاصل مبارزه ی درازدامن، و پیروزی انقلابی شکوهمند به رهبری انسان هایی فرهیخته و الگو در جهان سیاست، تفکر و شیوه مبارزه، همچون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... است.

این قانون که بدست انقلابیون مبارز، علیه سلطه بریتانیا و همچنین نظامات ظالمانه طبقاتی هندویی و... به صورت سکولار و تکثرگرا تنظیم و سامان یافت، یک نظام فدرال - دمکراسی پارلمانی را از سال 1947 در هند رقم زد، که ضامن موفقیت یک ملت در مسیر حیات، و توسعه خود بوده است، اما این قانون اکنون در خطر استحاله و تغییر قرار دارد، چرا که با پیروزی احزاب و تشکل های راستگرا و ملیگرای افراطی هندو، ستون های آن یعنی سکولاریسم و تکثرگرایی و حتی وجه دمکراتیک آن، در معرض خطر جدی قرار گرفته است، و زنگ های خطر مدت هاست که در هند به صدا در آمده اند.

صحنه دار سیاست هند اکنون گروه هایی اند که تحت رهبری سازمان داوطلبان ملی موسوم به RSS و با مجریگری سیاسی حزب مردم هند (BJP)، برای سومین دوره قدرت را در هند، در دست گرفته اند، و آشکارا از تغییر قانون اساسی سخن می گویند، و شدیدا به دنبال کسب اکثریت لازمِ پارلمانی اند تا این قانون را مطابق با فرهنگ و سیاست های فرقه ایی و ملیگرای خود، و بر اساس فرهنگ باستانی هندو تغییر دهند.

از جمله انتقادات آنان به قانون اساسی انقلاب هند این است که چرا کشوری با اکثریت هندو، باید قانونی بر اساس اصل سکولاریسم و تکثرگرایی داشته باشد، چیزی که موجودیت فرهنگ هندو را در معرض خطر تهاجم فرهنگی «دیگران» قرار داده است. چنین رویکردی، اقلیت پر تعداد مسلمان (نزدیک به 20% جمعیت هند فعلی)، مسیحی و... هند را «اغیار» تعریف می کند، و اسلام و مسیحیت را ادیانی مهاجم و وارداتی به هند در نظر می گیرد، که هجومی وسیع را به جامعه و فرهنگ هندو تدارک دیده، و اجرا می کنند.

از این روست که مبارزه دامنه داری با این اقلیت های پر تعداد در هند آغاز و اعلام کرده اند، و دهه هاست که به آن ادامه می دهند، حملات فرقه ای که اساس سیاست انتخاباتی افراط گرایان هندو، و موتور محرک انسجام اجتماعی و تجمع بانک رای آنان را، بر اساس تحریک احساسات مذهبی مردم هند تشکیل می دهد، و به مسلمانان و مسیحیان در هند در چند دهه گذشته، به طور وسیع، خونین و خسارتبار ادامه دار بوده، و وضع بسیار ناگواری را برای این اقلیت ها رقم زده، و نقض فاحش حقوق بشر را به نمایش در آورده، و نوعی تروریسم مورد حمایت دولت را در دست اندازی به حقوق افراد، جایگاه، اموال و اماکنِ متعلق به اقلیت ها در هند رقم زده است، بسان دیگر حاکمیت های موجود در جهان که سیاست های  ضد اقلیت در پیش گرفته اند، و درد و رنج انسان را بر اساس نپذیرفتن تکثر فکری و مذهبی، و آزادی عقیده، برای دیگران به ارمغان می آورند.

اما در انتخابات سراسری سال 2024، حزب سکولار - دمکرات و تکثرگرای کنگره ملی هند (NIC) بعد از مدت ها مورد اقبال بیشتری از سوی مردم هند قرار گرفت، و نسبت به انتخابات های اسفبار گذشته، کرسی های بیشتری را در مجلس هند بدست آورد، و راه تغییرات قانون اساسی را برای حزب BJP اگر نگوییم غیر ممکن، لااقل سخت کرد؛ از جمله نتایج این انتخابات، ورود خانم پریانکا گاندی [1] به عنوان نماینده ای از حوزه ایالت کرالا بود، که برای اولین بار به پارلمان این کشور راه یافت.

خانم پریانکا گاندی در حال سخنرانی در لوک سابها

او در نخستین نطق نمایندگی خود را در 13 دسامبر 2024، که در صحن مجلس ملی هند (لوک سابها) ایراد کرد، رقیب سیاسی – انتخاباتی اش، حزب BJP  را در مورد رویکردهایش به قانون اساسی زیر سوال برد و مورد شماتت قرار داد. پریانکا گاندی مراسمِ هفتاد و پنجمین سالگرد اعمال این قانون در سیستم حاکمیتی هند را که در پارلمان این کشور گرامی داشته می شد را غنیمت دانسته، و به بنیادگرایان راستگرای هندو، و کادر حاکمیتی دولت (حزب BJP) تاخت و هشدار داد که آنان باید بدانند که قانون مبنای کشور برای دولت مرکزی، قانون اساسی هند باید باشد، و نه اجرای «اساسنامه گروه راستگرایان ملیگرای هندویی RSS» که طرفداران آن، در گروه های «سنگ پرویوار» تجمع یافته اند. [2] 

چرا که قانون اساسی سپری برای پاسداشت ارائه داده است، تا هندوستان مدل «وحدت در عین کثرت» خود را بدست آورد و خود را حفظ کند، مدلی که اکنون مورد تعدی کسانی قرار گرفته است که تخم بدگمانی و ترس را در جامعه می کارند. خانم گاندی ادامه داد: «قانون اساسی ما سپر حفاظت است، سپر عدالت است،» و این قانون به مردم هند قدرت داد تا صدای خود را علیه دولت حاکم بر خود بلند کنند و «بسیاری از دولت ها توسط مردم هند، به دلیل تندخویی شان، سرنگون شده اند. این قدرتِ قانون اساسی هند بود.»

خانم گاندی افزود که تمجید و استنادی که از سوی دولت حزب BJP از قانون اساسی در امسال دیده می شود، نتیجه نمایش انتخاباتی ضعیف حزب حاکم BJP در انتخابات اخیر است، مردم هند جایگاه خود را در جهت گیری های رای خود، به حزب حاکم نشان دادند، حزبی که قانون اساسی را در هر مرحله از حکومت خود نقض کرده است، و این  جهت گیری رای مردم بود که آنان را به توجه به قانون اساسی باز گرداند، که امروز از آن سخن گویند چرا که "اگر نتایج ضعیف انتخاباتی کسب شده حزب مردم در مجلس نبود، آنها تغییر قانون اساسی را اکنون آغاز می کردند. [3] حقیقت این که سخن حزب BJP در مورد قانون اساسی، ناشی از نتایج ضعیف آنان در انتخابات است که متوجه اشان کرد که مردم از قانون اساسی محافظت می کنند و آن را زنده نگه می‌دارند.»

خانم گاندی با تاکید بر استراتژی سیاسی - انتخاباتی حزب BJP که همواره مجموعه ای از حوادث خشونت آمیز فرقه ایی را تدارک می بیند و رقم می زند، تا بین آحاد مردم هند شکاف اندازد، و از نتایج انتخاباتی این شکاف و حالت دو قطبی سود جوید، خطاب به نمایندگان حزب BJP در مجلس هند ادامه داد، شما درست می گویید، «تمام مسئولیت گذشته بر عهده جواهر لعل نهرو است، اما چرا در مورد وضعیت حال کشور صحبت نمی‌کنید... چرا قوانین بخش کشاورزی به نفع افراد قدرتمند تنظیم شده است... چرا پروژه ساخت همه فرودگاه‌ها، جاده‌ها، کارهای راه‌آهن تنها به یک نفر داده می‌شود. و دولت هند به نفع اَدانی (Adani) [4] کار می کند… مردم باید بر این باور برسند که قانون اساسی از آنها حفاظت می کند، اما اکنون مردم این اعتماد را از دست داده اند.» پریانکا گاندی پرسید که چرا زنان باید 10 سال دیگر صبر کنند تا از مزایای قانون قدرتمند سازی زنان [5] بهره مند شوند. «چرا اکنون نمی توان این قانون را اجرا کرد؟ چرا الان آن را اجرا نمی کنید؟»

خانم گاندی از نقش جواهر لعل نهرو در ملت سازی و پرکردن قابلیت های تولیدی هند با تأسیس شرکت های بخش خصوصی ( PSUها) [6] ، پالایشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی مانند IIT ها و IIM ها و... گفت، و به خفقان موجود در ذیل حاکمیت حزب BJP اشاره داشت که «ترس محسوسی در جامعه وجود دارد و روزنامه نگاران، اساتید، کشاورزان، فعالان، مورد حمله قرار می گیرند... گاهی اوقات، این I-T ، ED است که به آنها حمله می کند... معلمی در ایالت اوتار پرادش (تحت حاکمیت حزب BJP) به عنوان عنصر ضد ملی معرفی می کنند.» و در توضیح ترس هایی که حاکمیت حزب BJP بدان مبتلاست، این چنین ادامه داد که «وقتی کل اپوزیسیون خواستار برگزاری سرشماری در کشور مبتنی بر تعیین آمار نفوس طبقات اجتماعی (کاست) شدند، [7] حزب BJP (در عملی عوام فریبانه و با تکیه بر اعتقادات مذهبی مردم) درباره «گاو» و «ماگالسوترا» صحبت کردند.»

و این شرایط را ناشی از ترس حاکمیت ارزیابی کرد، خانم گاندی ماهیتِ ترس را به گونه‌ای دانست که کسانی که ترس را در کشور منتشر می‌کنند، خود همیشه خوفناکند، «ماهیت ترس چنین است. حتی کسانی که ترس را القا می کنند نیز حتی می‌ترسند مناظره کنند، در مجلس جواب بدهند... در 15 روز گذشته که من در مجلس هستم، نخست وزیر (نارندرا مودی) بیش از 10 دقیقه در جلسات مجلس شرکت نکرد. شواهد تاریخی ما نشان می‌دهد که ترسوها برای مدت طولانی بر هند حکومت نکرده‌اند. قانون اساسی تضمین می‌کند که ترسوها در قدرت باقی نمانند.» پریانکا گاندی اولین سخنان پارلمانی خود را با این جمله به پایان برد که : «تنها حقیقت پیروز است»

سخنرانی پر شور و موثر و بجای خانم پریانکا گاندی، مانور پارلمانی قوی از سوی وی به نمایش گذاشت که یادآور نطق های رهبرانی همچون ایندرا گاندی در پارلمان بوده است، و این سخنرانی واکنش های زیاد را در سطح رهبران ارشد حزب BJP بر انگیخت، از جمله در مقابل راجنات سینگ از رهبران و از اعضای ارشد کابینه حزب BJP، حملات تبلیغاتی را به حزب کنگره تدارک دید، و با اشاره به اعلام قانون شرایط اضطراری در زمان حاکمیت حزب کنگره به رهبری خانم ایندرا گاندی، این حزب را مورد سرزنش قرار داد که در زمان حاکمیت خود، روح قانون اساسی را مورد تعدی قرار داده است، او تغییرات قانون اساسی در زمان دولت حزب مردم و حاکمیت نارندرا مودی را در راستای ترقی جامعه زنان، گروه های مردمی به حاشیه رانده شده، و فقرا دانست. او قانون اساسی را نماینده ارزش های تمدنی هند دانست و عنوان داشت که :

«برخی قانون اساسی ما را استعماری می دانند، و برخی می گویند این قانون عاریه ای است. برخی ادعا می کنند که این قانون هدیه یک حزب (کنگره) به کشور است. واقعیت این است که قانون اساسی ما بیانگر ارزش های تمدنی ماست. میراث مبارزه آزادیبخش ما را به همراه دارد. قانون اساسی ما، یک شخص متعلق به یک خانواده فقیر را قادر می سازد که نخست وزیر و یا رئیس جمهور هند شود. این ظرفیت بعد از استقلال نادیده گرفته شد، اما دولت ما متعهد به آن است. ما قید و بندهای استعماری را شکسته ایم و قوانین جزایی جدیدی آورده ایم.»

وی افزود که فقرا در طول حاکمیت نارندرا مودی صاحب "خانه، درمان رایگان، جیره رایگان، آب لوله کشی و توالت" شدند. او همچنین در مورد چگونگی تلاش دولت برای "توسعه تحت رهبری زنان" سخن گفت. سینگ تأکید کرد که احترام به قانون اساسی تنها به معنای صحبت در مورد مفاد «حقوق» نیست، بلکه «وظایف و مسئولیت‌ها» هم هست، و گفت : ارزش‌های تمدنی هند به BJP تبلیغ ایده ی وظایف را آموزش داده است.

او ضمن دفاع از اقدامات فرقه ایی حزب، و دولت حزب راستگرای هندوی BJP  عنوان داشت که : «در نسخه اصلی قانون اساسی ما، در قسمت سوم، جایی که حقوق اساسی مورد بحث قرار گرفته است، تصویری از خداوندِ رام، سیتا و لکشمن وجود دارد. نقاشی هایی از غار اِجانتا و نیلوفر آبی نیز به تصویر کشیده شده است. که دومی بیرون آمدن از قرن‌ها بردگی را به تصویر می‌کشد...».

راجنات سینگ که خود از رهبران تحرکات فرقه ایی در ایالت اتارپرادش و ویرانی مسجد بابری و ساخت معبد رام به جای آن بوده است که به پاس خدمات خود در این راستا، به مقامات بالای حزبی دست یافته است، به نقش مهمی که جواهر لعل نهرو (نخست وزیر و از رهبران انقلاب هند) و دیگر رهبران حزب کنگره در تدوین قانون اساسی هند داشتند اذعان کرد، ولی تاکید کرد که افرادی هم بودند که نقش مهمی را از خارج از مجلس مؤسسان در این زمینه ایفا کردند. افرادی که عضو مجلس مؤسسان نبودند اما میراث آنها بخشی از قانون اساسی شده است. باید به یاد داشته باشیم که پاندیت مالاویا (Pandit [Madan Mohan] Malawiya)، سردار پاتل (Sardar Patel)، باگات سینگ (Bhagat Singh) و ویر سوارکار (Veer Savarkar) نیز به اخلاق قانون اساسی کمک کرده اند.

راجنات سینگ در ادامه به نظرات دکتر سیاما پراساد موکرجی [8] اشاره کرد که «معتقد بود که قانون اساسی باید نتیجه اخلاق و اجماع جمعی باشد. در سال 1944، قانون اساسی ایالات هندوستان حاوی نظرات بسیاری از رهبران بود. او گفت که دولت باید از آزادی مذهبی برخوردار باشد. همچنین به هر شهروند این حق را بدهد که از فرهنگ خود محافظت کند. دولت قرار بود سکولار باشد. این ها را کسانی می‌گفتند که کنگره آنها را فرقه ایی می‌نامید.»

و سپس ادامه داد که «دکتر موکرجی از این سند بسیار الهام گرفته است. او یک مرکز قوی می خواست و از قانون اساسی دموکراتیک حمایت می کرد. اما چنین جزئیاتی هرگز ذکر نشده است... یک طرف (حزب کنگره) تلاش کرد قانون اساسی را ربوده و تصاحب کند... همه این موارد پنهان شده است. قانون اساسی ما هدیه یک حزب نیست، بلکه متعلق به مردم هند است.»

راجنات سینگ سپس به دیگر نقاط ضعف عملکرد حزب کنگره اشاره کرد و داستان قاضی سابق دیوان عالی کشور، اچ‌.آر.خانا را یادآور شد که چگونه قضاوت مخالف او در پرونده ADM Jabalpur vs Shivkant Shukla به قیمت از دست دادن منصب قاضی عالی هند او تمام شد، در حالی که در تلاش برای حمله به «گرایشات استبدادی» دولت‌های کنگره در گذشته بود. سینگ گفت «او حاضر نبود حق زندگی کسی را به دولت واگذار کند و دادگاه را تغییر دهد. او باید برای آن بهایی می پرداخت (از دست دادن مقام).»

راجنات سینگ ادامه داد که «من می بینم که بسیاری از رهبران اپوزیسیون با یک نسخه از قانون اساسی در جیب خود حرکت می کنند. آنها این را از کودکی یاد گرفته اند. آنها شاهد بوده اند که قانون اساسی در طول نسل ها در خانواده خود در جیب نگه داشته شده است.» این رهبر ارشد BJP ادامه داد که : «اما BJP قانون اساسی را بر پیشانی خود می گذارد.»

در حرکتی دیگر، در راستای حملات حزب BJP به حزب کنگره، آمیت شاه وزیر کشور حزب BJP، در یک اظهارات عجیب و تمسخر آمیز که در 17 دسامبر 2024 در خلال جلسه قانون اساسی که در مجلس سنا هند (راجیا سابها) جریان داشت، در حمله ی دیگری به رهبران حزب کنگره در این مجلس، که نام معمار قانون اساسی هند، دکتر بهیم رائو امبادکار [9] را در نطق خود مرتب بیان می داشتند، عنوان نمود که :

« اکنون این شعار مد شده است که بگوییم امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار. اگر بجای این نام، چند بار نام خدا را برده بودی، جایی در بهشت ​​داشتی. شعار امبدکار، امبدکار کمکی نمی کند. بهتر است حمد و ثنای خدا را بخوانی، شاید به بهشت ​​برسی.» این سخنان وزیر کشور هند، موجی از اعتراضات را در پی داشت.

آرویند کجریوال [10] نماینده ملی حزب Aam Aadmi (AAP) در خصوص این سخنان آمیت شاه عنوان داشت که : «امبادکار روح ملت هند است و کمتر از یک الهه نیست. ما نمی‌توانیم بگوییم که آیا کسی پس از مرگ، به بهشت ​​می‌ رود یا خیر، اما اینجا روی زمین، میلیون‌ها نفر از مردم محروم از کرامت و حقوق خود، مدیون دکتر امبدکار هستند که قانون اساسی را به آنها هدیه داده است. اظهارات آمیت شاه احساسات میلیون ها هندی را به شدت جریحه دار کرده است. من شخصاً دکتر امبدکار را معبود خود می‌دانم، و سعی می‌کنم راهی را که او نشان داده است طی کنم. دکتر آمبدکار صدای ستمدیدگان و سنگ بنای دموکراسی هند است. توهین آمیت شاه به او توهین به هر دالیت (طبقه نجس ها)، هر شهروند محروم، و هر معتقد به برابری است. ما اجازه نخواهیم داد که این اتفاق بیفتد.»

 

 

کاریکتاتوری که امبادکار را نشان می دهد که ساختمان پارلمان هند را داخل جعبه قانون اساسی هند می گذارند

[1] - Priyanka Gandhi فرزند خانم سونیا گاندی (رهبر حزب کنگره ملی هند) و راجیو گاندی (نخست وزیر فقید هند که توسط تامیل ها ترور شد) است، پریانکا نوه خانم ایندرا گاندی (نخست وزیر فقید هند است که توسط سیک ها ترور شد)، و خواهر راهول گاندی (رهبر اپوزیسیون دولت هند در پارلمان این کشور)، وابسته به حزب کنگره ملی هند می باشد.

[2] - Constitution Not Sangh's Legislation گروه سنگ پریوار مجموعه ایی از احزاب، سازمان ها و گروه های سیاسی، فرهنگی و مذهبی را شامل می شود که شاخه سیاسی آنها حزب مردم هند (BJP)  می باشد، گروه RSS سازمان اصلی و ایدئولوگ این مجموعه است که گروه ها دیگری از جمله شیوسنا و بجرانگ دال و... شاخه های خشونت طلب و مسلح آن می باشند، گروه VHP شاخه روحانیت هندویی و گرداننده معابد را تشکیل می دهند، تفکر و ایدئولوژی آنها هندتوا (Hindutva) است که بازیابی و استقرار دوباره فرهنگ مذهبی هندو را در جامعه متکثر هند هدف گرفته است. این گروه دشمن خود را در اقلیت های مذهبی وارداتی به هند تعریف می کنند و اماکن آنان را ویران می کند و.... رقیب سیاسی این گروه حزب کنگره ملی هند است که به رهبری مهاتما گاندی انقلاب هند را رهبری و به سرانجام رساندند، اما امروز نهرو – گاندی زدایی از سیاست و قانون اساسی، که متکی بر مدارا و تکثرگرایی و سکولاریسم است، را دنبال می کنند،

[3] - این گفته دقیقی از سوی این عضو ارشد رهبری حزب کنگره می باشد، چرا که اگر حزب BJP می توانست آنچه را که در انتخابات امسال در نظر داشت را بدست آورد (400 کرسی از 543 کرسی لوک سابها)، یکی از برنامه های اعلام شده آنها، اصلاح قانون اساسی سکولار، تکثرگرای هند بود که در آن حقوق اقلیت ها به خوبی در نظر گرفته شده است، و این حزب مخالف حق برابر اقلیت ها در هند است، چرا که آنان را بازماندگان از مهاجمان به هند می داند، که باید به فرهنگ و دین هندو باز گردند، از جمله اقدامات آنان در دوره گذشته حاکمیت حزب مردم، الغای بند 370 قانون اساسی بود که در قانون اساسی به ایالت مسلمان نشین جامو و کشمیر حقوق خاصی را بنا بر توافق بین مسلمانان این ایالت و دولت هند در زمان استقلال برای باقی ماندن آنان در شاکله این کشور اعطا کرده بود، اما اکنون این حقوق از آنان بازپس گرفته شد. حزب BJP به دنبال تحمیل قانونی یکسان به همه هندی ها فارغ از دین و مذهب آنان است، چیزی که در قانون فعلی به اقلیت ها به طور خاص اعطا شده است که اقلیت های دینی بر اساس قوانین شرعی خود حقوق خصوصی خود را دارند، مثل ثبت ازدواج و...

[4] - گوتام ادانی یکی از ثروتمندترین صنعتگران و سرمایه داران هند، متحد حزب BJP است که رابطه دوستانه ایی با نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی دارد، و این روابط تا حدی پیش رفته است که او را به سان ایلان ماسک برای ترامپ می بینند، که در نقش یک ثروتمند امریکایی در پیروزی دونالد ترامپ در امریکا نقش بازی کرد، و در فردای پیروزی او نقش مهمی خواهد داشت، شباهت های قابل توجهی در نحوه برخورداری آدانی و ماسک از نفوذ در سیستمی که در آن فعالیت می کنند وجود دارد. اما طرح ترامپ برای استفاده از ایلان ماسک و تقویت متقابل آنها کاملاً آشکار و شفاف است. ترامپ آشکارا از حمایت ثروتمندترین میلیاردر آمریکایی برخوردار است اما نارندرا مودی به صراحت چنین چیزی نمی گوید، اما اقدامات دولت او گویای جایگاه ویژه ای است که گروه تجاری آدانی در طرح امور دولت، به ویژه دیپلماسی اقتصادی آن در سطح جهانی دارد. دونالد ترامپ تاکنون نشانه هایی را ارائه کرده است که ماسک سفیر جهانی او در زمان انجام معاملات تجاری/سرمایه گذاری مهم با شرکای بزرگ اقتصادی در سطح جهان باشد. برای کشورهای شریک، این می تواند اثری دو طرفه داشته باشد. نارندرا مودی قبلاً آدانی را به عنوان محوری برای گسترش دیپلماسی اقتصادی خود در سرتاسر جهان - البته با موفقیت متفاوت - ساخته است، چه در بنگلادش، سریلانکا، آفریقا، میانمار، اسرائیل، اروپا، آمریکا یا اخیراً چین، جایی که آدانی یک منبع عرضه زنجیره ای تجهیزات انرژی خورشیدی باز کرده است. ادانی همچنین یک بسته سرمایه گذاری ده میلیارد دلاری در امریکا را اعلام کرد که با سد دادگاه منطقه ایی در امریکا مواجه شد، که شرکت ادانی را متهم به فساد اقتصادی کرده است. با این حال، آدانی منصرف نشده است و گفته است که با این پرونده مبارزه خواهد کرد و قوی تر ظاهر خواهد شد. کسی که در حال حاضر شاهد چنین چیزی است که می توان آن را به عنوان حمایت بی قید و شرط از آدانی از سوی حزب حاکم توصیف کرد، که کمپینی در داخل و خارج از پارلمان هند ایجاد کرده است که نشان می دهد توطئه خارجی علیه این گروه تجاری، در واقع تلاشی بزرگتر برای ضربه زدن به حاکمیت هند است! بنابراین BJP عملاً اعلام کرده است که آدانی نماینده هند است و سؤالاتی را در مورد اینکه آیا دولت ایالات متحده به همراه جورج سوروس به سازمان های رسانه ای جهانی کمک مالی می کند تا به رشد هند آسیب برساند که عمدتاً توسط گروه آدانی تقویت شده است، سؤالاتی را مطرح کرده است. از رهبر عالی خود محافظت کنید، این خود یک توهم در سطوح مختلف را نشان می دهد. حزب حاکم هرگز اجازه نداده است که حقایق مانع روایت غیرباورانه آنها شود. ترامپ به هیچ وجه پنهان نمی کند که ماسک در ایجاد و تثبیت حضور ایالات متحده در فناوری های حیاتی در سطح جهانی نقش خواهد داشت. ترامپ آشکارا و صریحاً ماسک را به عنوان فردی که نقشی کلیدی در سیاست او «اول آمریکا» ایفا خواهد کرد، مطرح می‌کند.

[5] - Naari Shakti Vandan Adhiniyam

[6] - شرکت‌های بخش عمومی (PSU Public Sector Undertakings) در هند، نهادهای دولتی هستند که حداقل 51 درصد از سهام آنها تحت مالکیت دولت هند یا دولت‌های ایالتی است.

[7] - برگزاری آمارگیری ملی بر اساس نفوس طبقات اجتماعی از سوی حزب کنگره هند، چند هدف را دنبال می کند که به صورت شعار انتخاباتی در سال 2024 از سوی این حزب مطرح شد، یکی از اهداف این شعار نشان دادن آمار بسیار کم جمعیت طبقات بالای هندو است که آقایی خود را در قالب طرح های ایدئولوژیک حزب BJP و RSS و احیای فرهنگ هندویی دنبال می کنند، تفکر هندوتوا قائل به احیای نظام فرهنگی طبقاتی باستانی هندوست که در صورت تحقق، تضمین کننده حاکمیت طبقه برهمنان (روحانیت هندو) و... بر دیگر طبقات جامعه هند است، و بدین ترتیب عمده مردم هند که در طبقات پایین قرار می گیرند، اتوماتیک تحت سیطره آنان قرار می گیرند، قانون اساسی زمان استقلال این سیادت و این فرهنگ را نابود کرد و غیر قانونی اعلام نمود، اما در حال احیای دوباره است.

[8] - Syama Prasad Mookerji از وزرای دولت جواهر لعل نهرو بود، که به علت اعتقادات هندویی افراطی و فرقه ایی از این دولت کناره گیری کرد و پایه های حزبی هندویی را که اکنون همان BJP از آن نشات گرفته است را نهاد.

[9] - امبادکار شخصیت فرهیخته و آگاهی است که قانون اساسی هند سکولار و تکثرگرا را بعد از پیروزی انقلاب هند طراحی و تنظیم کرد، او به پایین ترین طبقه اجتماعی هندوها یعنی دالیت ها تعلق دارد که این طبقه پرجمعیت از سوی طبقات بالای هندو، نجس انگاشته می شوند، و مورد ظلم و تعدی بسیاری اند. فقه هندویی طبقات بالا را از ارتباط با دالیت ها منع می کند، و آنرا مستوجب توبه و اقداماتی می داند، که بعد از ارتباط به پاکی دوباره آنها منجر شود.

[10] - Arvind Kejriwal از رهبران حزب عام آدمی، از احزاب سکولار هند است که اخیرا تاسیس و موفقیت های زیادی در پهنه سیاسی هند داشته است.

راستگرایان مذهبی [1] به سان مصیبتی مخمورگر برای جوامع بشری اند، آنان بشریت را از تعالی و رشد باز می دارند، چرا که گاه در نقش حافظان وضع موجود، و در اکثر مواقع بشریت را به سوی واپسگرایی سوق می دهند، بعنوان مثال ایرانیان در نبرد بدست آوردن حق تعیین سرنوشت، سه انقلاب بزرگ را از نهضت پیشگام و مهم مشروطه، تا نهضت ملی شدن صنعت نفت و سپس انقلاب بزرگ1357 تجربه کردند، و این راستگرایان بودند که ایرانیان را بعد از پیروزی، همواره به شرایط پیش از انقلاب، و نهضت خونین خود، و بلکه مخوف تر از آن سوق دادند،

البته چپگرایان که نام "مترقی" را همواره با خود یدک می کشند نیز، از آنها کم نمی آورند (که اینجا محل بحث عملکرد آنان نیست، پس از آن عبور می کنم)، و دنیا همواره گرفتار مردم فریبیِ راستگرایان، و به قول خودشان اصولگرایان بوده و هست، و گویا رهایی از آنها تاکنون وجود نداشته و ندارد، تنها راه کشف شده برای رهایی انسان، که توسط تجربه جمعی جامعه ی انسانی کشف و میسور گشته است، تا از این دایره بسته مد نظر راستگرایان، انسان خلاص شود، تفکر و شرایطی است که در دوره برقراری سیستم دمکراسی [2] واقعیِ مبتنی بر رای عموم مردم نهفته، و جاری می شود، که رای دهندگان در یک انتخابات آزاد، و با شرکت نمایندگان واقعی مردم، با یک رای می توانند فردی را بر کرسی قدرتِ حاکمیت خود بنشانند، و از آن مهمتر، و اساسی تر، اینکه، بتوانند با یک رای دیگر، او را از صندلی قدرت به زیر کِشند، ور نه در غیر این صورت، سابقه دیکتاتوری در جامعه ی بشری طولانی، نهادینه، و به نام های مختلف ادامه داشته، و خواهد داشت.

آنچه روشن است بواقع حکومت و حاکمیت یک ضرورت دنیای مدرن و برای ایجاد سهولت و رفاه در زندگی و در اجتماع بشری است، و حاکمیتی که پس از استقرار، آزادی، کرامت، عزت و رفاه بشر را لگدمال کند، و مردم را به خدمتِ تفکر و سیستم خود کشیده، برده قدرت فائقه شان سازد، نقض غرض است، و این مصیبت تنها در بستر وجود اصولی شکل می گیرد که عده ایی به آن معتقد می شوند و آنرا فصل الخطاب تلقی کرده، و حکومت را کم کم بر پایه آن شکل می دهند، و بدین وسیله قدم به قدم حکومتی را که باید در خدمت مردم و در راه حفظ کرامت و اخلاق آنان موجودیت یابد را به عکس به بلای جان جامعه تبدیل می کنند، به جای پاسداری از حقوق مردم، به عکس مردم را به پاسداران اصول و سیستم خود تبدیل، و در این راه اعمالی را مرتکب می شوند که شمارش و توصیف آن، مو را بر تن هر انسانِ منصفی سیخ می کند، و عرق شرم را بر پیشانی انسانیت و اخلاق می نشاند.

راستگرایان مذهبی نوعی از این نحله فکری اند که برای قرار گرفتن در قدرت، گاهی به رای مردم نیازمند می شوند، لذا خود را به هر دری می زنند تا این امر میسر شود، آنان از جمله خود را به خداوند خالق هستی متصل کرده، و رایِ به خود را، رای به خدا جلوه می دهند، تا بدینوسیله با سو استفاده از ظرفیت خدا در اذهان مردم، رای آنان را به نام خدا، در کیسه خود بِرُبایند، و در توبره قدرت، و اهل آن در جناح خود بریزند، و چون بر کرسی قدرت قرار گرفتند، همه چیز، از جمله وظایف حکمرانی خود را فراموش کرده و راه و نظر خود را در پیش می گیرند، و "ولی نعمتان" خود را "رعیت" دیده، و کرامت و عزت شان را فراموش، و لگدمال می کنند؛ اینان خدا و خلق را طعمه و قربانی قدرت طلبی، و استمرار قدرت شان می بینند، و می خواهند.

در این مسیر آنان حتی اگر قصاب انسانکشی باشند، که در راه سلطه خود دست هایی تا مرفق در خون انسان ها آلوده داشته باشند، خود را خدایی جلوه داده و می بینند، و آبروی خدای مورد ادعای خود را، خرج بی آبرویی های فکری، عملی و تشکیلاتی خود می کنند، خدایی که دیرینه ترین مفهوم ذهنی برای بشر، از هزاره ها قبل، با بشر همراه بوده، و هنوز هم سلطه ذهنی قالبی بر تفکر بشر دارد.

حزب مردم هند (بی جی پی BJP یا همان بهاراتا جاناتا پارتی) [3] از جمله احزاب راستگرای مذهبی و بسیار فعال در جهان است، که بانک رای خود را از میان اهل اعتقادات مذهبی، در میان معتقدین به دین و مرام و مکتبِ هندویی می جوید، و پشت خدایان بیشمار هندو، به خصوص مشهورترین و عام ترین آنان، یعنی جناب رام (Ram) سنگر گرفته و نان سیاست و قدرت خود را در تنور داغ اعتقادات مذهبی معتقدین به آن خدای افسانه ایی هندوها می پزد.

هند به تازگی از انتخابات سراسری برای تعیین 543 عضو مجلس عوام خود (موسوم به لوک سابها) [4] فارغ گردید، مجلس هیجدهم هند که دولت از آن بیرون می آید، و اداره کشور را برای 5 سال آینده به عهده خواهد گرفت؛ و این حزب که پیروزی های خود را از دهه 1990 میلادی تا کنون، مرهون پیگیری تخریب مساجد اقلیت مسلمان [5] ، و ساخت معبد رام بر ویرانه های یکی از این مساجد، یعنی مسجد 400 ساله موسوم به "بابری مسجد"، در شهر فیض آباد، یا همان آیودیا می باشد، و با ویرانی این مسجد در آن سال هایِ خونین، بر موج احساسات ملی گرایانه مذهبی مردم سوار شد و کرسی های خود را در این مجلس اضافه کرده، و نهایتا در سال گذشته، معبد مذکور را که بعنوان محل تولد خدای رام تبلیغ می شود را، بر ویرانه های مسجد بابری ساخته، و آنرا پیش از پایان کاملِ ساخت و ساز، به فوریت توسط نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی افتتاح کردند، تا میوه های این افتتاح زود هنگام را در انتخابات آتی مجلس هیجدهم، در سه ماهه بعد جمع آوری کنند؛

در حالی که به لحاظ مذهبی و سیاسی، یعنی قانون اساسی هند و عرف مذهبی این کشور، نخست وزیر به عنوان عالیترین مقام انتخابی در کشور سکولار - دمکرات هند نباید در امور مذهبی اینچنین وارد شود، اما او که به نیابت از تمام احزاب و تشکل های سیاسی و مذهبی هندویی راستگرای افراطی همچون RSS ، VHP و ... قانون اساسی و آداب مذهبی معابد در کشور هند را نادیده گرفته، و در نقش یک سیاستمدار عالیرتبه، و در قالب یک مرد مذهب و در مقام یک روحانی هندو این معبد را چند ماه قبل از انتخابات در 22 ژانویه 2024 افتتاح کرد، و انتظار داشت، وقتی با ژستی مملو از خضوع و اخلاص، و البته پیروزمندانه و متکبر، سینی پر از هدایا و گل خود را پیشکش مجسمه خدای رام در این معبد تازه ساز، که بر خون های بیشماری بنا شده است، می کند، این حضور پیروزمندانه ناشی از غلبه بر اقلیت مغلوب، نظر مومنان هندو را به او و حزبش جلب، آرای آنان را در انتخابات آتی، روانه کیسه او و موتلفینش نماید، و او را در مقابل رقیب سکولار - دمکرات و دیرینه اش، یعنی حزب کنگره (INC) [6] و موتلفین آن در ائتلاف INDIA کمک کند، اما تمام پوپولیسم و عوام فریبی او و همکارانش گرچه باعث پیروزی آنان گردید، اما به واقع دکمه روند نزول آنان را کلید زد، [7]

آنان در این حرکت آخر، به هر وسیله ایی دست یازیدند تا نظر و رای مردم را به خود جلب کنند، و مردم هند را در راستای شعارهای ملیگرایی مذهبی و فرهنگی هندویی خود به حرکت در آورند، از تغییر در بندهایی از قانون اساسی که به نفع اقلیت های غیر هندو بود، گرفته، تا اعمال نفوذ در نهاد قضاوت، برای کسب مجوز قانونی دادگاه هند، برای ساخت معبد بر ویرانه های یک مسجد از آنِ اقلیت، که در پیش چشم جهانیان ویران و با اعمال زورگویی آشکار، بر آن معبد ساختند.

در آخرین حرکت، پوپولیست های راستگرای مذهبی، برای کسب محبوبیت در بین مردم معتقد هند، ادعای الوهیت بود که آنرا از زبان نارندرا مودی جاری کردند، و او نیز مثل بسیاری از رهبران پوپولیست مذهبی جهان، ادعای ارتباط با خدا را بارها و بارها به اشکال مختلف تکرار کرد، و خود را فرستاده و نظر کرده خالق متعال نامید، و این مرد اهل سیاست و مذهب که در زمان سروزیری خود در ایالت گجرات به "قصاب گجرات" مشهور بود، چرا که دست او در خون بیش از دو هزار تن از اقلیت بیگناه مسلمان که در این ایالت در سال 2002 توسط هندوهای افراطی سلاخی شدند، آلوده بود، با چنین پیشنه ی غیر انسانی، آنقدر در نقش معنوی که از سوی جامعه سیاسی - مذهبی خود به عهده گرفته بود، فرو رفت که در تبلیغات انتخاباتی اخیر در 14 ماه می 2024 در حوزه انتخابیه شهر بنارس (وارانسی) [8] در ایالت اوتارپرادش، در مصاحبه ایی با خبر ساعت 18 شبکه تلویزیونی گنگا [9] وقتی قصد داشت فرم کاندیداتوری خود برای انتخابات مجلس لوک سابها در این حوزه را ارایه دهد، در اوج تکبر سیاسی – مذهبی و توهم ناشی از این تکبر، مدعی وجود انرژی خاص و ویژه الهی [10] در خود شد، و خود را فرستاده خدا برای انجام ماموریت خاص اعلام، و با شدت بیشتری از قبل، از نردبان نسبت دادن الوهیت به خود بالا رفت و از خلقت خدایی خود گفت :

"در زمان حیات مادرم، به تولد بیولوژیکی خود معتقد بودم. اما پس از مرگ او، با تأمل در جمله ی تجربیات زندگی ام، متقاعد شدم که خدا مرا فرستاده است. این انرژی موجود در من نمی تواند از بدن بیولوژیکی من نشات گرفته باشد، بلکه از طرف خداوند است که به من عطا شده است. من معتقدم خدا برای هدفی، این توانایی ها، الهامات و نیت های خوب را به من داده است... البته من چیزی جز یک ابزار نزد خداوند نیستم. به همین دلیل است که هر وقت کاری انجام می‌دهم، معتقدم این خداست که مرا راهنمایی می‌کند. این پاسخی به سوال اهالی رسانه است که بارها از من پرسیده اند، چرا شما خسته نمی شوید؟!" [11]   

اما با تمام این اقدامات راستگرایان هندو، به رهبری نارندرا مودی، که مکتب صلح جویانه و روادار هندوئیسم را در خدمت سیاست های خشن و تهاجمی خود علیه دیگران گرفته اند، بعد از این همه اقدامات عوام فریبانه، ضد مردمی، ضد اقلیت، ضد دمکراسی، ضد قانون اساسیِ دمکرات و سکولار هند و... این حزب در این انتخابات در مقایسه با انتخابات قبل، 64 کرسی از دست داده است، یکی از این کرسی های مهم و سمبلیک که حزب BJP در این انتخابات از دست داد، کرسی شهر فیض آباد یا همان آیودیا است؛ شهری که مسجد بابری در آن ویران، و به جایش معبد رام را میان تبلیغات جهانی بر ویرانه هایش ساخته و افتتاح کردند،

در واکنش به این نتیجه ی انتخاباتی، یک سیاستمدار هندی این عاقبت را برای حزب BJP، سیلی خدای رام به نارندرا مودی تحلیل کرد، رهبر حزب راشتریا جاناتا دال [12] آقای تجاشیوی یادو [13] عنوان داشت :  "من از روز اول می گفتم که سیاست نفرت برانگیزی (علیه اقلیت) توسط حزب BJP گسترش داده می شود. نخست وزیر نارندرا مودی از الفاظ مسموم و سمی علیه مسلمانان استفاده کرد، و امروز حضرت رام به او درسی مهم داده است." و در شهر رام، و آیودیا متحمل این شکست انتخاباتی شد.

[1] - اعتقاد به نابرابری افراد در برخورداری از ثروت‌ها و همچنین اعتقاد به نابرابری افراد در مشارکت در امور مملکت‌داری و قدرت و حقوق اجتماعی، از جمله نظریات گروه‌های راست‌گرا به‌شمار می‌رود. دکتر محمد مسجد جامعی در خصوص رشد راستگرایان مذهبی در جهان عنوان داشته است : "راست‌گرایی دینی در واقع نوعی ناسیونالیسم دینی و بحث هویتی است. راست‌گرایی دینی در حال حاضر در سطح جهان بسیار قوی است. جهان در حال حاضر فوق‌العاده و به صورت غیر قابل توصیفی به لحاظ دینی و سیاسی، راست‌گرا شده است. در حال حاضر راست‌گرایی دینی مربوط به هندوها، حتی بودایی‌ها که معمولاً گرایش‌های بنیادگرایانه ندارند، در بین مسیحیان مفصل است و در میان یهودیان نیز بسیار مفصل است. در میان همه ادیان‌، شاهد نوعی راست‌گرایی هستیم. در بسیاری از موارد، راست‌گرایی یک زمینه ایدئولوژیک دارد اما این زمینه مخصوصاً در دوران کنونی، بهانه است و در نهایت، دلواپسی آن، دین نیست بلکه سیاست است. راست‌گرایان در حال حاضر غیر خودشان را عمیقاً منفعل یا ساکت می‌کنند و بعضاً تحت تأثیر قرار می‌دهند. به دلیل آن‌که راست‌گرایی یک مکتب منفعل و روشن‌فکرانه نیست بلکه مکتبی است که عملاً حضور فعال دارد و عملاً بسیار جسور است و در مقابل طرف مقابلش می‌ایستد و او را منفعل می‌کند."

[2] - استیون رادلت به ما بشارت می‌دهد که دموکراسی به رغم همه کمبودها و نقایصش، امروزه تبدیل به هنجار شده و بدون وجود آن هیچ توسعه اقتصادی و اجتماعی‌ای ممکن نیست و هیچ راه میانبری وجود ندارد. رادلت می‌گوید که دوران دیکتاتورهای مصلح و غیرمصلح گذشته و حالا فقط حرکت به سوی دموکراسی است که می‌تواند توسعه و رفاه به همراه بیاورد. هر چه حرکت به سمت دموکراسی بیشتر باشد رفاه و ثروت جامعه بیشتر خواهد شد و دیکتاتوری چیزی جز فقر و تباهی به همراه نخواهد آورد (https://t.me/mohandesmirhosseinmousavi). برگرفته از کتاب "موج عظیم" نوشته استیون رادلت ترجمه‌ی بیژن اشتری

[3]- the Bharatiya Janata Party (BJP)

[4] - هندوستان دارای دو پارلمان است. لوک‌سابا (مجلس عوام) ۵۴۵ نماینده دارد، که ۵۳۰ نفر با رای مستقیم شهروندان و ۱۳ نفر از ۷ فرمانداری کل انتخاب و به مجلس عوام راه پیدا می‌کنند. ۲ نفر را نیز رئیس‌جمهور از میان بریتانیایی‌های هندی‌تبار برمی‌گزیند. معرفی و رسمیت نخست‌وزیر از طریق حزب حاکم یا ائتلاف احزاب در مجلس عوام (لوک‌سابا) صورت می‌پذیرد

[5] - هندوهای افراطی معتقدند مسلمانان آن را بر ویرانه های معابد آنان در هنگام سلطه بر هند بنا نهاده اند،

[6] - حزب کنگره هند در سه انتخابات گذشته عملکری به این شرح داشته است، در انتخابات مجلس هند در سال 2014 با 44 کرسی و مجموع 19.31% آرا، انتخابات سال 2019 با 52 کرسی و مجموع 19.46% آرای کلی، و در انتخابات ماه گذشته 2024 نیز با 99 کرسی و 21.19% کل آرا توان تشکیلاتی خود را بهبود بخشید.

[7] - حزب BJP با شعار کسب 400 کرسی مجلس هند و حمله به قانون اساسی سکولار – دمکرات – سوسیال هند پا به عرصه انتخابات اخیر گذشت، در عین پیروزی و تشکیل دولت، اما به واقع شکست بزرگی را متحمل گردید، عملکرد این حزب در سه انتخابات گذشته به این صورت بوده است، در انتخابات مجلس هند در سال 2014 حزب BJP با 282 کرسی و 31% آرای کلی، پیروزی خود را جشن گرفت، انتخابات مجلس هند در سال 2019 با 303 کرسی و مجموع 37.3% آرای کل نتایج خود را بهبود بخشید، در انتخابات سال 2024 مجلس هند این حزب با نزول 63 کرسی نسبت به انتخابات سابق با 240 کرسی و مجموع 36.5% آرا، گرچه تفوق خود را همچنان حفظ کرد، ولی به رغم این پیروزی شکست بزرگی را متحمل گردید.

[8] - the Varanasi Lok Sabha constituency

[9] - News18, on the Ganga

[10] - the special ‘divine’ energy

[11] - “When my mother was alive, I used to believe that I was born biologically. After she passed away, upon reflecting on all my experiences, I was convinced that God has sent me. This energy could not be from my biological body, but was bestowed upon me by God. I believe God has given me abilities, inspiration, and good intentions for a purpose… I am nothing but an instrument. That’s why, whenever I do anything, I believe god is guiding me.)” [Emphasis added]. This was an answer to a question which the same journalist had asked five years ago, “Aap thakte kyun nahi hain? (Why don’t you get tired”?)”

  https://thewire.in/politics/modi-claims-on-divine-origins-from-not-born-biologically-to-earn-punya-from-good-deeds-i-do  

[12] - Rashtriya Janata Dal (RJD)

[13] - Tejashwi Yadav

صفحه1 از3

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در بازگشت به خانه؟! یا اسارت در د...
‍ جهل‌ مقدس... برگرفته از کتاب نفیس «جهل‌مقدس» ۴۲۵ سال پيش در ۱۷ فوريه ســـال ۱۶۰۰ ميلادی "جوردانو ...
۱۵۵ نماینده مجلس، در نامه‌ای به محسنی‌اژه‌ای، در باره حجاب، قوه قضاییه را به بی‌عملی متهم کردند نام...