SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс
ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha

مدارا ، عدم خشونت، گاندی را مهاتما کرد

گاندی بعد از 3500 سال، روح و فلسفه زندگی اجداد مهاجر آریایی اش را که نه برای تجاوز و توسعه طلبی، که برای مهیا کردن زندگی، تن به مهاجرتی بزرگ دادند، را کشف و برای ساختن دوباره زندگی، به عمل در آورد، و برای ملتش تبدیل به "مهاتما" و یا همان "روح بزرگ و متعالی" گردید، چرا که او همچون خدایش که خدای تمام بشر است، همه را دوست می داشت، این در حالی بود که رهروان کاروان مبارزه گاندی، هر کدام نامی بر خداوند گذاشته و شمایی از آن ترسیم کرده و با همان صورتواره ایی که از او درک کرده بودند، خود را مرتبط و مقید نموده و راه زندگی از او می جستند، اما گاندی با هیچ کدام از این خدایان و رهروانش عقد اخوت نبسته بود و همه را جلوه ایی از حقیقت دانسته و به رسمیت شناخته، محترم می شمرد، و انسان ها را با خدا و اعتقادشان تفکیک نمی کرد و بلکه با انسانیت شان وحدت می داد، و همه ی انسان ها را فارغ از خدایشان، اعتقاد و فلسفه ی زندگی اشان دوست می داشت،

 

این روح بزرگ حتی یکصد هزار انگلیسی اشغالگر کشورش را که ملتش را برای نزدیک به دو قرن زیر سلطه تمامیت خواهانه خود گرفته بودند، و در امپراتوری آنان خورشید هم بیست و چهار ساعته در آسمان اسیر و گرفتار بود و جایی برای غروب نمی یافت، و او و ملتش اینک به مبارزه با چنین استعمار و استبدادی برخواسته بودند، را هم دوست داشت و نمی خواست در روند مبارزاتش حتی خونی از دماغ این انسان های متجاوز نیز جاری شود، لذاست که روش مبارزه بدون خشونت و مقاومت مدنی را در پیش گرفت تا رقیب را مجبور به پذیرش خواست ملت خود کند.

او در حالی که رهبر ملت هند در روند استقلال طلبی اشان بود و در دل آنان جای داشت، اما نه خواست اکثریت هندو، او را از حقوق اقلیت مسلمان بازداشت، و نه اقلیت در هیاهوی خواست های ناروای اکثریت، از دیدرس این رهبر تیزبین که دیدش به وسعت بشریت بود، خارج شدند، و نه اکثریت را به لحاظ هیاهوی بیشتری که داشتند، مقتدای عمل و مصلحت مبارزه خود قرار داد، بلکه او انسانیت، نرمخویی، عدم خشونت، مهر، آرامش، تامل و مدارا را سرلوحه مبارزه و زندگی خود قرار داد؛ و در پایان راه زندگی این دنیایی اش، در حالی که تازه چند ماهی بود که ملتش را به صبح پیروزی راهبری کرده بود، سینه اش را گلوله های آتشین همسنگری شکافت که به نام خدای هندوان می خواست اندیشه هندویی را بر ملت متکثر و متنوع هند تحمیل کند،

آری در حالی که هند و هندیان مهاتما را چون جان دوست می داشتند، جریان تمامیت خواه، و ملیگرای هندویی، این فرزند سرزمین بهار را به جرم تحت حمایت قرار دادن اقلیت مسلمان هند، و پیگیری حقوق آنان، سینه شکافت، زیرا به زعم هندوهای دوآتشه و به اصطلاح انقلابی چون او، اقلیت مسلمان باید به جرم جدایی پاکستان از هند، خانه و سرزمین خود را به خاطر هندو نبودن و چون هندوان فکر نکردن، ترک می کردند و به پاکستان می رفتند،

آری سینه مهاتما شکافته شد تا در سن 79 سالگی هند و ملتش را در کشاکش نبردهای خودخواهانه اقلیتی و اکثریتی، رها کند تا هم هند و هم جهانی را در داغ مبدع تفکر و عمل بدون خشونت بگذارد. بله گاندی در حالی که مسلمان نبود برای مسلمانان مرد، در حالی که فقیر نبود برای حقوق آنان مبارزه کرد، در حالی که مذهب هندو داشت در به کرسی نشاندن هندوان تلاشی نکرد، او به رای و نظر حق طلبانه و انسانی هر کسی، حتی دشمن خود احترام می گذاشت و برایش اجازه بقا در ایمان و عمل خود قایل بود و او به انسان به واسطه این که انسان است احترام و حق قایل بود و توجهی به دین و مرامش برای برخورداری از حقوق نمی کرد، شاید او این پیام را از "پیر خرقان" ما گرفت که عصاره مدارا بود و می گفت "هر که در این سرای درآمد آب و نانش دهید و از ایمانش مپرسید که آنکه را در نزد باریتعالی به جان ارزد، در نزد ابوالحسن به آب و نانی می ارزد"، نمی دانم شاید گاندی سری به شیراز هم زده بود و در محفل انسانیت سعدی درس انسانیت گرفته بود که می گفت "بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار، تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی" و...

ولی نه، او هرگز پای به سرزمین برادران آریایی اش در ایران نگذاشت، ولی پیشقراولان فرهنگ ایرانی همچون خواجه معین الدین چشتی، خواجه نظام الدین اولیا، میر سید علی همدانی و بزرگانی از این دست سال ها قبل سفره حکمت و فلسفه پارس را بر قند پارسی سوار و به بنگاله برده بودند، و اینک فرزندان سرزمین بهار را نیز از حکمت و تحمل و مدارای خود سیراب کرده بودند، و لذا گاندی به ایران نیامده، پیام بزرگان پارس را خوب در دسترس داشت و خوب آنرا درک کرد و در جریان مبارزاتش ساری و جاری کرد و با تفکر و عمل "دیگر خواهانه" و تحمل و مدارا و دوری از خشونت خود و انقلابش را جاودانه کرد.  

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت انسان است که تبلور ان در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، در همین راستا است که خواستم با داشتن وبلاکی من هم به خیل استقاده کنندگان از این سیستم پیوسته و از ان بهره مند شوم.