حماس هم در بن بست، به خاطر فلسطین و مردمش، تن به صلح تحمیلی داد
  •  

12 مهر 1404
Author :  

ایده پردازان و برنامه نویسانِ هجومِ 7 اکتبر 2023، و آنانکه حمله توفان الاقصی را به انجام رساندند، بواقع بازیگران دامی بزرگ بودند، که شالوده‌ریزِ پس پرده‌ی این دام، توسط آنان، این دام را بر سر راه محور موسوم به «مقاومت»، منطقه و بازیگران بزرگ اسلامی و غیر مسلمان (روسیه و...) نهاد، امروز پس از دو سال، بعد از آن هجوم هولناک، که در چند ساعت بیش از هزار کشته، و صدها اسیر و مجروح را روی دست اسراییلی‌ها نهاد، باعث گردید تا در ادامه آن، تروریسم خشن دولتی اسراییل، دو سال بربریت و ظلم را بر تمامی مردم فلسطین در غزه و کرانه باختری رود اردن روا دارد، و ده‌ها هزار نفر از آنان را کشته، مجروح، و به اسارت بَرَد، و تمام مردم غزه را آواره و اسیر جمعی، و محاصره‌ایی خود کند، و سرنوشت ملت‌های بسیاری را از عملکرد خود متاثر نماید، امروز رزمندگان و ایده‌پردازان بسیاری که در آن عملیات دست داشتند، یا کشته شدند، و یا مجروح، با دردهایشان دست به گریبانند، و یا اسیرند، و این بازماندگان از آن نبرد خونینند، که تن به صلحی تحمیلی داده‌اند، که دشمنان آنان، دام گذاران اصلی 7 اکتبر، نشستند و مفادش را نوشتند، و آنان را در منگنه، مجبور به پذیرش این ابتکارعمل کردند [1]

چنین سرنوشتی، پیشِ روی تمام کسانی است که دچار خطای محاسباتی می‌شوند، کسانی که قدرت بازوان خود را بالاتر از هر حریف دیده، بی محابا چاقوی خود را در شکم دشمن فرو می‌کنند، و نمی‌دانند که در صحنه جنگ، این قدرت است که حرف اول و آخر را خواهد زد، و یا شاید هم می‌دانند، اما اسیر در ایده‌های ماورایی خود، خود را مامور به انجام وظیفه، فارغ از بازتاب و پی آمد آن دانسته، به امید امداد خداوندی و...، به دلِ خطر و جنگ‌های هولناک می‌زنند، و ریسکهای بزرگ کشتار و ویرانی را می‌پذیرند و برایشان مهم نیست که چه پیش خواهد آمد.

گویند «دیوانه‌ایی، سنگی را در چاه افکند، و هزار عاقل باید، تا ظرایف به کار گیرند، و چنین سنگی را از چاه برکِشند»، برایند این حمله، رسوایی اسراییل در افکار عمومی جهانی بود و...، بله درست است دنیا به ماهیت جنایتکار آن پی برد، و صهیونیست‌ها آبرویی برای «دولت یهود» در این نبرد دو ساله باقی نگذاشتند، تا امروز رقم خورد، اما در کنار این موفقیتِ مردم آزادیخواه فلسطین، روی کار آمدن دولت راستگرای دونالد ترامپ در امریکا، شکستی برای تمام جهانیان و مفاهیمی پرمعنا همچون ساختار و قوانین بین الملل، محیط زیست، حقوق بشر و... بود، و این بیشک، یکی از نتایج حمله اکتبر 2023 است.

یکی از دلایل روی کار آمدن چهره خشن و زورگوی دولت ترامپ، حرکت مهره شطرنجی به نام بنیامین نتانیاهو در صحنه خاورمیانه بود، که در شکست دمکرات‌ها در امریکا، نقش بارزی بازی کرد، و انتقام عدم همراهی کامل آنان با جنایت خود را، از دمکرات‌ها گرفت، حمله 7 اکتبر، یکی از دلایلی بود که این چنین راستگرایان امریکایی و اسراییلی، اکنون چون تیر و تخته، به هم چفت و جور شده‌اند، و این روزها دل می‌دهند، و قلوه می‌گیرند، و کل خاورمیانه را به ذلت کشیده‌اند.

این حمله هفت اکتبر بود که به راستگرایان جنایتکار دخیل در دولت یهود، قدرت، و دست برتر در مانورِ جنایتبارشان داد، تا در نهادینه کردن زورگویی و جنایت در خاورمیانه وسعت عمل و دست برتر یابند، و آنرا به امری روتین و همه روزه در این منطقه مبدل ساخته، و این بلایی بود که طراحان عملیات 7 اکتبر بر سر منطقه و مردم آن آوردند، و بسیاری را زیر تیغ بردند، که از جمله‌ی آنان، ایران و ایرانیان هستند، که حمله حماس به اسراییل باعث گردید که، علاوه بر این که راستگرایان در ایران قدرت و وسعت عمل یافتند، و به آرزوی دیرینه خود، برای وارد کردن کشور در یک جنگ مستقیم دیگر با دیگران دست یافتند، و نبرد رو در رویی را با اسراییل، در تغار ملت ایران قاچیدند.

42 سال پیش، ایران واجد عاقلانی در سیستم حکمرانی بود، که تلاش کردن تا پیش از فرا رسیدن زمانِ مرگ بنیانگذار ج.ا.ایران، ایران را از شرِ جنگ 8 ساله‌ی خسارتباری که با رژیم بعث عراق در جریان بود، برهانند، و امروز باز ایران درگیر یک جنگ مستقیمِ دیگر گردیده است، و آن عُقلا دیگر زیر خروارها خاک خفته‌اند، و این تندروی و رادیکالیسم است که میداندار سرنوشت ایران شده است.

جنگ 12 روزه بهای سنگینی بود که ایرانیان پس از حمله 7 اکتبر پرداختند، و این جنگ نیز در کارنامه نبردهای ایرانیان وارد شد، افتخار و یا شرم، خسارت جبران ناپذیری را به ما تحمیل کرد، و از جمله روابط مثبت بین ایرانیان و یهودیان را که، سخن از هزاره‌ها، و قرن‌ها دوستی و رفاقت و یاری در آن بود، به طعم نبرد و کشتار و ویرانیِ جنگی آلود.

بار دیگر امریکا وارد نبرد با ایران شد، و نیم روز جنگ دریایی خود با ایرانیان، در جنگ هشت ساله را، اینبار در بمباران سایت‌های هسته‌ایی ایران، تکرار کرد، و در پرونده رویارویی غیر لازم ایران و امریکا، اینبار، بمب‌های سنگین بود، که در پاسخ به شعارهای بی معنی مثل «مرگ بر امریکا» رها شد، تا ایرانیان شرمگینِ از تکرار چنین تجاوزی، شاهد سخنان سخیف رئیس جمهور امریکا باشند که هر هفته یک بار، و به هر مناسبت و یا نامناسبتی افتخار این تجاوز را تکرار می‌کند، و آن را به رخ ما کشیده، و خواهد کشید، و تخم کینه را بین دو ملت ایران و امریکا کاشته، آبیاری، و بارور خواهد کرد.

با همه اشتباهاتی که حماس و... کرد، و چنین شرایطی را برای منطقه و مردم خود رقم زد، اما از این شانس و اقبال برخوردار بود، که جهان اسلام، جهان عرب، آزادیخواهان جهان و... با آنان به عنوان یک ملت در معرض نابودی، همساز، همدرد و همراه بودند، و در این وسعت از جهان سیاست، برای رهایی آنان از این ظلم آشکار تلاش کردند، و گرچه کینه توزی صهیونیسم، در انتقام و نسل کشی از دشمنان خود، باعث گردید این ظلم بر میلیون‌ها فلسطینی، برای دو سال ادامه یابد، اما این یک امر روشن است که دنیا برای نجات فلسطینیان به تکاپو افتاد، حرکت کرد، تلاش داشت، و بالاخره قدرت مقاومت مردم فلسطین، و پیگیری جهانی، این مقدار از صلح را برای این مردم به ارمغان آورد.

اما کسانی در این جهان هستند که هرگز از شبکه حامیانی بدین وسعت برخوردار نیستند، که اگر در چنین مخمصه‌ایی گرفتار آمدند، به کمک آنان بیایند، و به نجات‌ِشان اقدام کنند، نمونه بارز این وضعیت، ملت ایران است، جنگ دوازده روزه، و حمله امریکا به سایت‌های قانونی و زیر نظر پادمان‌های سازمان ملل، در صنعت هسته‌ایی ما، نشان داد که ایران از یک تنهایی عجیب در جهان و منطقه رنج می‌برد، و چنانچه در چنین مخمصه‌ایی گرفتار آید، هرگز در حد مردم فلسطین، از حامیانی با این شبکه گسترده جهانی و منطقه‌ایی برخوردار نخواهد بود،

ایرانیان (همچون فلسطینیان) هرگز حامیانی چون ج.ا.ایران نداشته و ندارند، کشوری که تمام ظرفیت و موجودیت خود، توان نظامی، اقتصادی، سیاسی و... خود را در خدمت موضوع فلسطین گرفت، و خرج فلسطین کرد، و با صدها موشک به دفاع از آنان برخاست و... ایرانیان تنهای تنها، باید به زانوان و بازوان خود در چنین رویارویی تکیه کنند و... و گلیم خود را از میان خون، ویرانی و جراحت برکِشند، همانگونه که در خلال جنگ خسارتبار هشت ساله آن را آزمودند، و لمس کردند.

ایرانیان کسانی‌اند که به اعتراف بیشتر افراد دخیل در جنگِ خسارتبار هشت ساله با رژیم بعث، غرب و شرق، اروپا و اعراب، و حتی آزادیخواهان جهان (کسانی همچون فلسطینیان [2] و...) در برابر آنان، و در کنار متجاوز بعثی علیه آنان جنگیدند.

در این جنگ 12 روزه نیز، غرب که حسابش روشن است، تمام قد در کنار اسراییل ایستاد، و برخی کشورهای عربی نیز در سرنگونی موشک‌ها و پهپادهای مقابله‌ایی ایران، شلیک شده به سوی اسراییل، مشارکت کردند و از آن رژیم حتی حمایت نظامی کردند، و کشورهایی همچون ترکیه نیز در کنار اسراییل، کمر خط پشتیبانی ایران در سوریه را با یک فرصت طلبی خباثت بار شکستند و...،

می‌ماند شرق، که به اطمینان قلبی می‌توانم مدعی شوم که، روسیه در کنار اسراییل با حضور ایران در سوریه برای سال‌ها جنگید، البته تاریخ روشن خواهد کرد که این همراهی به چه میزانی بود، و در جنگ 12 روزه این همکاری تا به کجا پیش رفت، آنان در بهترین حالت مشکوک به کمک موثر، به اسراییل هستند، چرا که معتقدند نیمی از از مردم اسراییل، مردم روس یا اروپای شرقی هستند، و به گفته برخی کارشناسان، در خنثی سازی قدرت پدافند هوایی ما در برابر حمله غرب و اسراییل، به تاسیسات هسته ایی، از پدافند هوایی قدرتمند اس 300 آنان هیچ نیامد، و این کاملا مشکوک و مظنون به همکاری روس هاست، که در نتیجه آن، فضای دفاع هوایی ما در اختیار دشمن قرار گرفت، و در اعتراض به این امر، رهبر روسیه، جناب پوتین اظهار داشتند، ما در دفاع، با ایران قراردادی نداشتیم! [3] و این رهبر بلوک شرق، به هنگام بیان چنین مطلبی، هرگز از خود شرمی بروز نداد، در حالی که اروپا به علت همراهی ایران با روسیه، در جنگ اوکراین، این همه هزینه متوجه کشورمان کرد، و این کار زیادی نبود که روس‌ها نیز در کنار ایران، از ایران متقابلا مقابل غرب دفاع کنند؟!  

این است که اگر مسئولین کشورمان عقل به خرج دهند، نخواهند گذاشت که کشور وارد میدان جنگی دیگر شود، به ویژه جنگی با چنان وسعتی از رویارویی، که قدرت‌های برتر و بزرگی همچون امریکا، اروپا و بلکه اسراییل را در خود داشته باشد؛

حتی جنگ با اسراییل نیز برای ایران خسارت محض است، چراکه تاریخ نشان داده که در نبرد با اسراییل، شما هرگز با اسراییل به تنهایی مواجه نخواهی بود، در چنان جنگی، شما تمام روابط تاریخی و حسنه خود با دیگران را هم خواهی باخت، آلمان نمونه بارز آن است، در این جنگ حتی با آلمانِ دوست ایران نیز خواهی جنگید، آلمانی که خود را بدهکار به اسراییلی‌ها می‌داند، و روابط تاریخی با ایران را به فراموشی سپرده، و در اثر جنایت خود در جریان هولوکاست، و کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم، مجبور است تمام موازین اخلاق اروپایی، تعادل و میانه‌روی اروپایی، حقوق بشر مدعای اروپای متمدن و... را به فراموشی سپرده، و به کمک این نازدانه تمدن غرب شتافته، تا بخشی از بدهی خود به یهودیان را، از جیب ملت‌های دیگر (فلسطین، ایران و...) به یهود بپردازد، حتی اگر این دولت یهود دشنه‌ایی در بدن دیگران باشد، و برای قرن‌ها، آنان را آزار دهد.

در چنان صحنه‌ی جنایتی، تو آرزو خواهی کرد، که کاش یک فلسطینی بودی، که جانت برای بسیاری از مردم دنیا، مورد احترام، و حتی لایق مبارزه و حرکت بود، نه یک ایرانی که در زیر بمب و گلوله، در بهترین حالت به نظاره کشتار و ویرانی‌اش خواهند نشست، و در میانه کار، فرصت طلبانه، جنگ‌هایت را به درازا خواهند کشاند، تا از برگ تو در جهان سیاست و اقتصاد، و بده و بستان‌های جهانی خود، بهره برده، دبی، دبی شود؛ قطر، دوحه امروزی شود، که بر ثروت گاز کشورمان نشسته، و روی سبیل جنابِ ترامپ نقاره می‌زند، و ترکیه، ترکیه ثروتمند امروز شود، که ثروت و جایگاهش، گاه حاصل معامله بر سر بسیاری ملت‌ها و کشورهاست، که در اطرافش گرفتار جنگ شدند.

جنگ 12 روزه، و پیش از آن جنگ هشت ساله خسارتبار با رژیم بعث عراق نشان داد، کسی برای جان ما ایرانیان، و آبادانی ایران، به غیر از خود ما، دل نخواهد سوزاند، نگذاریم که طبق خواست راستگرایان تندرو داخلی، مثل جبهه پایداری و...، و امثال نتانیاهو و... در خارج از این مرز بوم، دوباره ایران در دام جنگ دیگری گرفتار آید.

تهران - شنبه 12 مهرماه 1404 برابر با 4 اکتبر 2025

#نه_به_جنگ

#نه_به_ویرانی

#نه_به_جنگ‌طلبان

 

بوسه اسیری آزاد شده از دست صدام بر خاک وطن، بعد از رهایی از

اسارت بعد از صلح با عراق، شکرگزاری برای رهایی

[1] - عبدالعاطی (وزیر خارجۀ مصر) گفته است: «روشن است که حماس باید سلاح خود را کنار بگذارد و نباید به اسرائیل بهانه‌ای داده شود تا حمله خود به غزه را ادامه دهد. بیایید هیچ بهانه به هیچ طرفی ندهیم تا از حماس برای توجیه این کشتارهای روزانه دیوانه‌وار علیه غیرنظامیان، استفاده کند. آنچه رخ می‌دهد بسیار فراتر از هفتم اکتبر است. این دیگر انتقام نیست؛ این پاک‌سازی قومی و نسل‌کشی مداوم است، بنابر این، دیگر کافی است. میان ما به‌عنوان عرب‌ها و مسلمانان، و حتی در میان خود اعضای حماس، توافق کامل وجود دارد. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند که هیچ نقشی در آینده ندارند و این یک واقعیت است."

[2] - وجود صدها اسیر فلسطینی در بین اسرایی که در جنگ گرفتیم، گواه همراهی فلسطینیان در کنار رژیم بعث علیه ایران است.

[3] - ولادیمیر پوتین در تاریخ 20 ژوئن 2025 به عنوان رئیس‌جمهور روسیه در گفت‌وگویی با سردبیران ارشد خبرگزاری‌هایی شرکت کرد که در آن به موضوع جنگ اسرائیل و ایران پرداخته شد. او در زمینه کمک به دفاع ضدهوایی ایران گفت : «ما یک‌بار به دوستان ایرانی خود پیشنهاد دادیم که در حوزه سامانه‌های پدافند هوایی همکاری کنیم اما شرکای ما در آن زمان علاقه زیادی نشان ندادند و همین. پیشنهاد ما ایجاد یک سامانه کامل بود، نه تحویل جداگانه تجهیزات؛ یک سامانه. در نهایت فقط یک‌ بار این موضوع را بررسی کردیم، اما طرف ایرانی علاقه‌مندی زیادی نشان نداد و موضوع متوقف شد. اما درباره تحویل‌های موردی، بله، البته، ما در گذشته این تحویل‌ها را انجام داده‌ایم. این مسئله هیچ ارتباطی با بحران امروز ندارد. این همان چیزی است که همکاری عادی در حوزه فنی-نظامی نامیده می‌شود و در چارچوب قوانین بین‌المللی صورت گرفته است.» رئیس‌جمهور روسیه درباره معاهده راهبردی با ایران گفت در این توافق « هیچ ماده‌ای مربوط به حوزه دفاعی وجود ندارد» و دیگر اینکه «دوستان ایرانی ما حتی چنین درخواستی از ما نکرده‌اند. بنابراین عملاً چیزی برای بحث وجود ندارد.» متن معاهده راهبردی ایران و روسیه که امسال در هر دو کشور اجرایی شد، منتشر شده است. در این معاهده همکاری در زمینه‌های نظامی و امنیتی آمده است اما بندهای دفاعی ندارد و مقام‌های دو طرف هم بر این موضوع تاکید کرده‌اند. آندری رودنکو، معاون وزیر خارجه روسیه گفت که در صورت درگرفتن جنگ ایران با آمریکا، مسکو کمک نظامی به ایران نخواهد کرد. به گزارش خبرگزاری دولتی تاس، آقای رودنکو در روز هشتم آوریل (۱۹ فروردین) امسال که این معاهده در مجلس سفلای روسیه (دوما) تصویب شد به نمایندگان گفت: «در چنین شرایطی، روسیه ملزم به ارائه کمک نظامی نیست.»

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (37)

Rated 5 out of 5 based on 1 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

سناتور آمریکایی: باید به کشور کوچک اسرائیل، بگوییم؛ ممنون، ممنون، ممنون!

تد_کروز، سناتور جمهوری‌خواه آمریکایی در شب «بزرگداشت اسرائیل» گفت:

«ایالات متحده هر سال حدود ۳ میلیارد دلار کمک نظامی به اسرائیل ارائه می‌دهد. فایده‌ای که ما از این موضوع می‌بریم، موساد است، منابع اطلاعاتی آن‌هاست.»

«به ایران نگاه کنید، آن‌ها دقیقاً می‌دانستند هر سامانه‌ی پدافند هوایی کجاست، هر فرمانده‌ی نظامی و هر فرمانده‌ی سپاه پاسداران کجا قرار دارد.»

«برای این سطح از اطلاعات، اگر آمریکا بخواهد خودش شبکه‌ای مشابه آن بسازد، ده‌ها میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.»

«باید بگویم، هر دیوانه‌ای در حماس یا حزب‌الله یا ایران که اسرائیل از میان برداشته، آمریکا را امن‌تر کرده است.»

«ایالات متحده‌ آمریکا باید به آن کشور کوچک [به اسرائیل] بگوید: ممنون، ممنون، ممنون.»

This comment was minimized by the moderator on the site

خاورمیانه در انتظار و ابهام

صابر_گل‌عنبری، تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

لغو دیدار ترامپ و پوتین تداوم و تشدید بن‌بست در پرونده اوکراین، فارغ از هر نوع معامله پشت‌پرده یا امتیازدهی احتمالی، پیام مثبتی برای خاورمیانه ندارد.

امروز پرونده‌ها، مسائل و موضوعات منطقه‌ای و بین‌المللی بیشتر از هر زمانی با هم تداخل و پیوند دارند. به همان اندازه که پیشرفت و توافق در پرونده اوکراین میان آمریکا و روسیه می‌تواند موجب گشایشی در بن‌بست مذاکرات ایران و امریکا شود، عکس آن هم صادق است.

دست‌کم با پیشرفت در مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین، این مساله برای مدتی به مشغله اصلی ترامپ با هدف رسیدن به توافقی با روسیه تبدیل می‌شد که خود انگیزه‌ای جدی به او می‌داد تا مانع ماجراجویی‌های جدید اسرائیل و #نتانیاهو در خاورمیانه شود؛ و لو برای مدتی ترمز او را بکشد تا تمرکز دولت آمریکا بر حل و فصل جنگ اکراین و ثبت «این افتخار» به نام ترامپ متشتت نشود.

اما حالا با تداوم انسداد در مساله اوکراین و همزمان با آن، بن‌بست در دیپلماسی میان آمریکا و ایران می‌توان انتظار داشت که منطقه خاورمیانه دستخوش تحولات جدیدی شود.

واقعیت هم این است که آنچه باعث تداوم تنش و درگیری در منطقه می‌شود، وجود ابهام، تعلیق و فیصله نیافتن هیچ یک از موضوعات و پرونده‌‌هاست؛ از #غزه و لبنان گرفته تا ایران و یمن.

حزب_الله آسیب جدی دیده و تضعیف شده است و حماس هم همینطور؛ اما نه حزب‌الله تمام شده و نه دولت لبنان قادر به خلع سلاح آن بوده و در حال بازسازی توان نظامی خود است.

حماس نیز علی‌رغم یک جنگ تمام‌عیار و ویرانگر دو ساله هنوز پابرجاست و تحولات اخیر غزه نشان می‌دهد که نه تنها در بعد تشکیلاتی و سازمانی، بلکه در سطح حکمرانی نیز هنوز حضور دارد.

درباره ایران هم وضعیت در حالتی مبهم و معلق قرار دارد؛ با وجود جنگ ۱۲روزه و حمله به تاسیسات هسته‌ای، اما نه برنامه هسته‌ای ایران از بین رفته و به احتمال زیاد نه فعالیت‌های هسته‌ای متوقف شده و در کل، پرونده هسته‌ای در حالت ابهام قرار گرفته است.

دراین‌باره هم رئیس‌جمهور آمریکا اخیرا مدعی شد که «گزارشی به دستم رسید که ایران در صدد ساخت سلاح هسته ای است؛ اما من می‌دانم که ایران فعلا توانایی این کار را ندارد».

این ادعای ترامپ چندان مورد توجه قرار نگرفت و صرفا شق دوم آن برجسته شد؛ اما منشاء این گزارش‌ها چه اسرائیل باشد چه نهادهای اطلاعاتی آمریکا ممکن است می‌تواند در آینده بهانه و مبنای تصمیم‌گیری تازه ترامپ قرار گیرد.

در مورد یمن نیز وضع همینطور است و هرچند با توقف جنگ غزه حملات موشکی انصار_الله متوقف شده و آرامش به این جبهه بازگشته است، اما بعید است که اسرائیل، آمریکا، امارات و عربستان به این راحتی با توسعه توان موشکی صنعا کنار بیایند.

در کل می‌توان گفت که اسرائیل با وجود کسب دستاوردهایی در منطقه، اما در سطح راهبردی هنوز نتوانسته‌ است به پیروزی فیصله‌گر و تعیین‌کننده دست پیدا کند و با بقای حماس و حزب‌الله و خلع سلاح نشدن آنها، دست‌کم از نظر استراتژیست‌های اسرائیلی، ظرفیت تکرار هفتم_اکتبر در آینده در حوزه پیرامونی آن وجود دارد.

ازاین‌رو، از نگاه اسرائیل کار تمام نشده است و اینجا صرفا مساله آینده سیاسی نتانیاهو هم مطرح نیست. بلکه پای آینده و بقای خود اسرائیل در میان است و اساسا از حمله هفتم‌اکتبر کلا نگاه اسرائیل نسبت به امنیت، بقا و تهدید تغییر ریشه‌ای کرده است.

این وضعیت‌های معلق و بن‌بست‌ها در سایه انسداد مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن شانس درگیری مجدد نظامی با ایران و لبنان را افزایش می‌دهد و بعید است که اسرائیل اوضاع را در این سطح به حال خود رها کند؛ به‌خصوص که سیر تحولات جهانی علیه آن و دوره پساترامپ می‌تواند آزادی عمل تل‌آویو را در آینده محدود کرده و به مانعی جدی در برابر هرگونه اقدام نظامی بدل شود.

فعلا با آتش‌بس در غزه، حملات اسرائیل به لبنان سیری تصاعدی پیدا کرده و هر لحظه ممکن است که جنگ تمام‌عیاری در این جبهه رخ دهد.

در کنار آن هم جنگ با ایران را نیز نباید تمام‌شده فرض کرد و یا احتمال وقوع دوباره آن را بعید دانست، بلکه هر لحظه امکان از سرگیری آن وجود دارد.

خلاصه اینکه خاورمیانه در نگاه راهبردی و کلان فعلا در حالت انتظار و ابهام است و سه سال بسیار سخت و دشوار دیگر پیش روی خود دارد.

This comment was minimized by the moderator on the site

نقش اسرائیل در جنگ ایران با عراق
رازی که بعدها افشاشد.
عباس اسلامی
عملیات صدف
با ظهور انقلاب اسلامی در ایران روابط سیاسی بین ایران و اسرائیل قطع شد. هجده ماه بعد از انقلاب‌، ایران با لشکرکشی صدام مواجه شد، کشورهای دنیا نه تنها تجاوز عراق را محکوم نکردند، بعضا از عراق حمایت کردند. اسرائیل گزینه‌های متناقضی پیش روی خود داشت و انتخاب سختی کرد. با وجود این‌که، سردمداران انقلاب، از اسرائیل با عنوان رژیم صهیونیستی نام می‌بردند، اما اسرائیل در این موضع از دشمن آشکار عراق حمایت نکرد. و پشت دشمن بالقوه ایران قرار گرفت. و برای ارتباط با تهران، شخصی یهودی به‌نام یعقوب نیمرودی که نماینده نظامی اسرائیل در سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ در ایران بود. و با بسیاری از بزرگان نیروی هوایی آشنایی داشت، و از معدود اسرائیلی‌هایی بود که بعد از انقلاب هم مرتب به ایران سفر می‌کرد. انتخاب شد. وی پیامی به یکی از رابطه‌هایش در تهران فرستاد، پرسید: "چه کاری از دست ما ساخته است و پس از چند روز لیستی بلند بالا از قطعات یدکی فانتوم، تانک و هلی‌کوپتر به اسرائیل رفت. اسرائیل فوری کانالی برای این کار بر قرار کرد. و نام این عملیات را صدف نهادند. و در شش سال اول جنگ اسرائیل بین یک تا دو میلیارد دلار از فروش تسلیحات و قطعات یدکی به ایران در آمد داشت و از لحاظ بزرگی چهارمین تامین کننده تسلیحات برای ایران بود. و این اقدامات با هماهنگی آمریکا بوده است، چون آمریکا به‌علت ساختار نطامی ارتش ایران، که بر اساس آموزه‌های ارتش آمریکا بنا شده بود، دنبال کشور ثالثی بود که به ارتش ایران، در مقابل ارتش تمام روسی عراق کمک کند. و اسرائیل با واسطه‌گری بین ایران و آمریکا پانصد فروند موشک تاو و سیصد موشک زمین به هوای هاوک را به ایران ارسال کرد.
جک‌استراو وزیر خارجه اسبق انگلیس در کتاب "کار، کار انگلیس‌هاست» می‌گوید: اسحاق رابین(وزیر امورخارجه وقت اسرائیل) و ماموران موساد در پیامی به مقامات آمریکا گفته بودند: "یا ایران خوش رفتار باشید، و طرف ایران را بگیرید." و در همان زمان صادرات تسلیحاتی آمریکا به ایران در حدود ششصدو پنجاه میلیون دلار بود. که از طریق اسرائیل وارد ایران می‌شد. این تسلیحات در اسرائیل بار هواپیما می‌شد و به قبرس می‌رفت و از فراز کوه‌های آناتولی در ترکیه می‌گذشت و در تبریز فرود می‌آمد. شاید این معاملات پنهانی هرگز افشا نمی‌شد اگر هواپیمای باربری سی‌ال ۴۴ که از قبرس به تبریز می‌رفت در هوا گم نمی‌شد و سر از شوروی در نمی‌آورد و توسط سوخوها در آسمان ارمنستان در سال ۱۹۸۱ از پای در نمی‌آمد. این حادثه توجه زیادی برانگیخت، اما فوری اسراییل و آمریکا سر و ته داستان را هم آوردند و جلوی سر و صدای زیاد را گرفتند.
اسراییل به‌جزء ارسال سلاح و تجهیزات نظامی به ایران در دو حمله هوایی بزرگ به عراق با ایران همکاری لازم را به‌عمل آورده‌بود. ۱۵ فرودین ۱۳۶۰ نیروی هوایی ایران یکی از عملیات‌های بی‌نظیر جهان را در عمق خاک عراق انجام داد.
حمله به پایگاه الولید "اچ۳" در مرز اردن بود. نیروی هوایی با استفاده از عکس‌ها و اطلاعاتی که اسرائیل از این پایگاه در اختیار ایران قرار داد، در حمله متهورانه ۵۰ فروند هواپیمای عراقی از نوع میراژ اف۳ فرانسوی و هلی‌کوپترها را نابود کرد. یعنی ۸۰ درصد توان هوایی عراق از بین برد.
و در روز ۱۷ خرداد ۱۳۶۰ اسرائیل جنگنده‌ بمب افکن‌های اف۱۶ شان را برای نابودی نیروگاه اتمی عراق اسیراک به پرواز در آوردند. شش‌ماه قبل(۱۳۵۹) خلبانان ایران به این نیروگاه حمله کردند متاسفانه موفقیتی بدست نیاوردند. و همان زمان اسرائیل به ایران اعلام می‌کند این را به ما واگذار کنید. و نتیجه اطلاعات و تصاویر مبادله شده و هم‌چنین هماهنگی‌های مداوم میان تهران و تل‌آویو، نیروی هوایی اسرائیل بسیار زیرکانه و خلاقانه با مهارت فوق‌العاده، از مرز عربستان وارد خاک عراق شدند. ابتدا به حریم هوایی اردن رسیدند به زبان عربی با لهجه‌ی سعودی اعلام کردند سعودی هستند و از مسیر خارج شدند، وقتی هم وارد عربستان سعودی شدند، همین ترفند را با لهجه‌ی اردونی سوار کردند. و بدون هیچ مقاومتی و خطری وارد بغداد شدند و نیروگاه اتمی عراق را با خاک یکسان و به کل، نابود کردند. و خطر حمله شیمیایی و اتمی را از ایران و اسرائیل به صفر رساندند. و ریسک این‌کار برای اسرائیل بسیار بالا و خطرناک بود و کم مانده بود همه کشورها اقدام اسرائیل را محکوم کنند و آن را تروریسم با حمایت حکومت توصیف کردند. و شورای امنیت قطعنامه شماره ۴۸۷ را در محکومیت اسرائیل صادر کرد. بعدا طارق عزیز گفت: اگر نیروگاه هسته‌ای ما از بین نرفته بود، یقینا بر علیه ایران استفاده می‌کردیم

بنابراین اسرائیل این‌طور نتیجه گیری کرد، با قرار دادن تسلیحات نظامی در اختیار ایران، اولا جنگ را به مساوی می‌کشاند. و هر چه بیشتر طول بکشد یعنی ویرانی دو کشور مسلمان به نفع اسرائیل است. ثانیا؛ اگر نیازهای ایران تامین شود شاید با ایران به توافقاتی برسند و همین امر باعث شد بین سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ پنجاه و پنج هزار یهودی با امنیت کامل بی هیچ مانعی از ایران خارج و به اسرائیل بروند. ثالثا اقتصاد اسرائیل در آن مقطع زمانی، اصلا خوب نبود با ارسال سلاح و دریافت نفت ایران اقتصاد کشورش رونق گرفت. و خصومتی که امروزه بین ایران و اسرائیل وجود دارد، رویکرد آن دوره‌ی این دو کشور عجیب است.
بدون تردید جنگ ایرانعراق، زیانبارترین کار برای دو کشور در گیر بود. و برای بسیاری از کشورها منافع و سود فراوان داشت. و بدون تردید ترکیه برنده بی سر و صدای جنگ دو همسایه ایران عراق بود!
کتاب پول خون، به‌ ارتباطات پشت پرده ایران و اسرائیل در زمان جنگ و فروش اسلحه به

This comment was minimized by the moderator on the site

صحبت های جنجالی دکتر فریدون مجلسی در مورد حمله اسرائیل به ایران:

۴۷ ساله که ما شروع کردیم به دشمنی با اسراییل و خواهان نابودی این ملت و کشورشان هستیم ..!!

حزب الله را کی درست کرد؟
حماس را کی درست کرد ؟
حوثی را کی درست کرد ؟
موشک که به آنها داد ؟
بعد توقع داریم جهانیان به ما اعتماد کنند و به ما احترام بگذارند ..
چقدر منافع ملی مردم ایران در این ۴۷ سال در جنگ با اسراییل مطرح بوده ؟
و حالا مطمئن باشید که آنها از این که یک شر بزرگ از سرشون کم میشه ، جشن خواهند گرفت..

ما باید برگردیم به سمت منطقه و با همه کسانی که دشمنی کردیم ، آشتی کنیم
با عربستان دشمنی کردیم و به پاکستان موشک زدیم و آذربایجان که خویشاوند ما هست
ما باید با همه آشتی کنیم تا جلوی سقوط را بگیریم ..»

This comment was minimized by the moderator on the site

بهره‌وری از کلمات و کاهش هزینه تقابل
سهند ایرانمهر

ولادیمیر پوتین در واکنش به اعلام برنده جایزه صلح نوبل گفته است که «کمیته نوبل با ندادن جایزه صلح به ترامپ اعتبارش را از دست داد». او سپس از تلاش‌های ترامپ برای ایجاد صلح تمجید کرد و بدین ترتیب باعث شد که ترامپ نیز در شبکه اجتماعی خودش از او قدردانی کند.

در سپهر سیاست جهانی، کمتر رهبر معاصری را می‌توان یافت که به اندازه ولادیمیر پوتین درک دقیقی از روان‌شناسی قدرت و کارکردهای نمادین زبان سیاسی داشته باشد. پوتین بارها نشان داده است که مفهوم «گفتمان به مثابه ابزار قدرت» را می‌فهمد و به گاه نیاز ابایی از ستایش اغراق‌آمیز از رهبران جهان ندارد. سخن او درباره «استحقاق ترامپ برای دریافت جایزه نوبل صلح» نمونه‌ای مثال‌زدنی از این بازی چندلایه است؛ سخنی با ظاهری ستایش‌آمیز که درواقع راهبردی برای مدیریت خصومت و کاهش هزینه تقابل در چارچوبی عملگرایانه است.

در سیاست خارجی «درک رهبر از رقیب» به اندازه خود تهدید تعیین‌کننده است و پوتین، با دستکاری همین درک، واقعیت سیاسی را به‌نفع روسیه تنظیم و خودشیفتگی رقیب را با زبان تایید مدیریت می‌کند. او با تمجید نمادین از ترامپ، در واقع وارد جنگ ادراکی می‌شود؛ جنگی که هدفش جلب توجه ناخودآگاه فردی است که خود را محور تاریخ می‌پندارد. پوتین به‌درستی درک کرده است که ترامپ، با کیش شخصیت و نیاز مفرطش به تأیید عمومی، بیش از هر چیز در برابر زبان تحسین آسیب‌پذیر است و این همان جایی است که روان‌شناسی سیاسی به ابزاری در خدمت واقع‌گرایی دیپلماتیک بدل می‌شود و هوشمندانه میان میان «مصلحت» و «اخلاق سیاسی» خط‌کشی می‌کند.

روش پوتین البته که ریشه در سنت روسی دارد. سنتی که- از زمان پترکبیر تا استالین و حالا پوتین- در درون میل به اقتدارگرایی دارد و در بیرون عملگراست. پترکبیر هم اینگونه بود او وجود علاقه‌اش به فناوری و نظم غربی، بر این باور بود که روسیه دارای مأموریتی تاریخی و روحی مستقل است در نتیجه الگوهای فنی و علمی اروپا را گرفت، اما روح تمدن روسی را که بر ایمان، شمایل پرستی، اقتدار، و جمع‌گرایی استوار بود، نگاه داشت. استالین در برابر نازی‌ها با متحدان غربی هم پیمان شد، اما از ایدئولوژی خود دست نکشید. پوتین هم در تداوم همین سنت تاریخی، میان «دشمنی استراتژیک» و «تعامل تاکتیکی» قایل به تفاوت است چنانکه راهبرد توسعه‌طلبانه او در اوکراین همچنان پیش می‌رود اما زبان او بادرک ضعف شخصیت رهبر رقیب، تعامل تاکتیکی خود را دارد.

او می‌داند که هرچند روابط روسیه و آمریکا بر مبنای تعارض منافع استوار است اما در عمل، هر کلمه ترامپ می‌تواند بر دامنه فشارها، تحریم‌ها و حتی تصویر رسانه‌ای روسیه اثر بگذارد به همین دلیل در گفتار عملگرا می‌شود و آن را نه ضعف که تداوم سنت روسیِ واقع‌گرایی تدافعی می‌داند. از این منظر، پوتین سیاستمداری است که همزمان از نظریه‌های ساختاری قدرت و از روان‌شناسی فردی رهبران بهره می‌گیرد. او نه نفرت ذاتی از غرب دارد و نه دچار شیفتگی است ؛ بلکه صرفا بازیگری است که قواعد هر دو جهان را می‌داند و از آن‌ها برای افزایش ظرفیت مانور استراتژیک خود استفاده می‌کند. همان چیزی که ماکیاولی آن را «هنر اداره دشمن» می‌دانست، نوعی بهر‌وری در سیاست که هزینه‌های سنگین با کلمات ساده پرداخت می‌شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

پشت پرده افشاگری هاآرتص از حمایت دولت نتانیاهو از رضا پهلوی به روایت روزنامه‌نگار اسرائيلی

نگارش از Farhad Mirmohammadsadeghi
تاریخ انتشار ۱۲/۱۰/۲۰۲۵

انتشار این گزارش فضای بحث‌برانگیزی ایجاد کرد: حامیان رضا پهلوی آن را «گزارشی سفارشی» و همسو با روایت تهران خواندند، در حالی‌که منتقدانش آن را بازتابی از «واقعیت پنهان» در پشت صحنه‌ کارزارهای مجازی دانستند. با گور مگیدو، یکی از نویسندگان این مقاله گفتگو کردیم.
این گزارش که امضای روزنامه‌نگاران تحقیقی هاآرتص، گور مگیدو و عمر بن‌جاکوب را پای خود دارد؛ با مشارکت روزنامه‌ « دمارکر» و همکاری موسسه‌ Citizen Lab وابسته به دانشگاه تورنتو تهیه شده است.

در این گزارش ادعا شده بود که بخشی از حمایت‌های آنلاین از رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، در جریان جنگ میان ایران و اسرائیل، ساختگی بوده و از سوی شبکه‌ای از حساب‌های جعلی فارسی‌زبان مستقر در اسرائیل هدایت می‌شده است؛ شبکه‌ای که بنا بر یافته‌های هاآرتص با بودجه‌ نهادهایی وابسته به دولت بنیامین نتانیاهو فعالیت می‌کرده است.

برخی از کاربران و رسانه‌های حامی آقای پهلوی ضمن نقد ادعاهای روزنامه هاآرتص، این گزارش را «سفارشی» خوانده و این روزنامه را به همکاری با تهران و ترویج روایت جمهوری اسلامی ایران از جنگ ۱۲ روزه و طرفداران رضا پهلوی متهم کردند. این کاربران و رسانه‌ها بعضا انتشار این گزارش را بازتابی از ترس جمهوری اسلامی ایران و «مزدوران» آن از رشد حمایت از آقای پهلوی در میان ایرانیان خواندند.

آقای مگیدو در گفت‌وگو با یورونیوز تاکید می‌کند که بخش مهمی از اطلاعات منتشرشده در گزارش او بر پایه منابع اطلاعاتی اسرائیلی بوده و بخشی از آن نیز تحت سانسور نظامی اسرائیل قرار گرفته است؛ امری که او آن را «نشانه‌ای از حساسیت موضوع» توصیف می‌کند. با این حال، او اذعان دارد که «نمی‌توان میزان واقعی حمایت از رضا پهلوی را به شکل قابل اتکا اندازه‌گیری کرد» و تصریح می‌کند که گزارشش «به هیچ وجه قصد ندارد تمام هواداران رضا پهلوی را جعلی نشان دهد».

در بخشی دیگر از گفت‌وگو، مگیدو می‌گوید: «نکته اصلی برای من این نیست که حمایت از رضا پهلوی واقعی است یا جعلی، بلکه این است که چرا اسرائیل باید در کارزاری مشارکت کند که هدفش احیای سلطنت در ایران است.» او در عین حال تاکید دارد که جایگزین جمهوری اسلامی باید «از سوی مردم ایران و بر پایه اصول دموکراتیک» تعیین شود.

این درحالیست که نام رضا پهلوی در بسیاری از محافل سیاسی، رسانه‌ای و تحلیلی، در داخل و خارج از ایران، به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی در صورت فروپاشی یا گذار از جمهوری اسلامی مطرح بوده است. این بحث‌ها به‌ویژه در دوران جنگ دوازده‌روزه و هفته‌های پس از آن پررنگ‌تر شد، هرچند با فروکش کردن نسبی تنش‌ها، مواضع اخیر مقامات آمریکایی و تغییر روند تحولات خاورمیانه، از شدت طرح این گمانه‌ها تا حدودی کاسته شده است.

مگیدو در ادامه از اختلاف‌نظر در میان مقام‌های اطلاعاتی و سیاسی اسرائیل درباره حمایت از رضا پهلوی سخن می‌گوید و می‌افزاید اگر این اختلاف وجود نداشت، «شاید امکان انتشار چنین گزارشی هم فراهم نمی‌شد».

آقای «مگیدو» در این گفتگو ضمن تاکید بر این که اطلاعات را از منابعی در جامعه اطلاعاتی اسرائیل به دست آورده است، از نقش یک تاجر اسرائيلی به نام «تال سیلبراشتاین» در مدیریت عملیات پرده برداشت. آقای «سیلبراشتاین» که به عنوان مشاور در کنار چند نخست‌وزیر اسرائيل از جمله ایهود اولمرت، ایهود باراک و بنیامین نتانیاهو حضور داشته در سال ۲۰۲۰ از سوی دیوان عالی رومانی در پرونده فساد ۱۴۵ میلیون دلاری به صورت غیابی به پنج سال زندان محکوم شده است.

این گفت‌وگو، صرف‌نظر از میزان پذیرش یا رد ادعاهای مطرح‌شده، نگاهی کم‌سابقه به نحوه شکل‌گیری و محدودیت‌های گزارش‌های تحقیقی در نظام رسانه‌ای اسرائیل و نقش سانسور نظامی در انتشار چنین موضوعاتی ارائه می‌دهد.

یورونیوز: شواهد شما برای این گزارش چه بود و چه اثباتی برای ادعاهای مطرح شده دارید؟

گور مگیدو: «به نظرم در مقاله تا حدودی بیان شده است. این حقیقت که اسرائيل چنین عملیاتی را انجام داده است،‌ به نقل از پنج منبع است و ارتباط این عملیات با رضا پهلوی نیز بر مبنای اظهارات سه منبع آمده، پس کمی ضعیف‌تر است. اما می‌توانم بگویم که این مقاله به شدت توسط واحد سانسور نظامی اسرائيل سانسور شد که برای من به عنوان روزنامه‌نگار، نشانه محکمی است که روی نقطه حساسی دست گذاشته‌ام.

می‌دانید، بسیاری چیزهایی که من با آن‌ها سروکار دارم طبق قانون اسرائيل معمولا از مسیر سانسور عبور می‌کنند. اما در مورد این مقاله خاص، رفت‌وبرگشت‌های زیادی با سانسورچی‌ها داشتیم. بنابراین درباره دقت داستان تردیدی ندارم.

اما، مردم حق دارند که نظر خودشان را داشته باشند و درباره ارتباط [کارزار دولت نتانیاهو] با رضا پهلوی، جز ارجاع به منابع گفته شده، منبع دیگری ندارم. با این حال، از نظر خط زمانی هم می‌بینیم که این موضوع تقریبا همزمان با برهه‌ای است که رضا پهلوی به گیلا گاملیل، وزیر علوم و فناوری و وزیر پیشین اطلاعات اسرائيل بسیار نزدیک می‌شود و بحشی از ماجرا هم به گیلا گاملیل مربوط است.

همچنین می‌توانم جزئياتی اضافه کنم مبنی بر این که «وزارت امور یهودیان خارج از کشور و مبارزه با یهودستیزی» بخشی از تامین مالی این عملیات را بر عهده داشت و این یکی از مطالبی است که سانسور نظامی اسرائيل دستور به عدم انتشار آن داد.

معمولا وقتی به ما دستور می‌دهند چیزی را منتشر نکنیم، همان‌جاست که می‌فهمیم به نقطه‌ای رسیده‌ایم. چون آن‌ها اختیار جلوگیری از انتشار مطالب نادرست را ندارند و فقط انتشار مطالب درستی را که به زعم آن‌ها منافع ملی اسرائيل را به خطر می‌اندازند، می‌توانند متوقف کنند.»

معمولا وقتی سانسور نظامی به ما دستور می‌دهد چیزی را منتشر نکنیم، همان‌جاست که می‌فهمیم به نقطه‌ای رسیده‌ایم. چون آن‌ها اختیار جلوگیری از انتشار مطالب نادرست را ندارند و فقط انتشار مطالب درستی را که به زعم آن‌ها منافع ملی اسرائيل را به خطر می‌اندازند، می‌توانند متوقف کنند

یورونیوز: آیا می‌توانید بگویید وسعت این عملیات چقدر بود و در آن از چه تکنیک‌هایی استفاده شد؟

گور مگیدو: «این عملیات توسط یک نوع ربات با پشتیبانی هوش مصنوعی انجام شد. چون این فناوری روز است و به نظرم ردیابی آن‌ها در شبکه اجتماعی ایکس بسیار راحت‌تر است. چون این شبکه اجتماعی بیشتر در معرض کاربرها و رفتارهای نامعتبر است، به این دلیل که ایلان ماسک افراد مسئول مقابله با کاربران نامعتبر را اخراج کرده و شما اکنون می‌توانید هزاران کاربر از این نوع را در شبکه اجتماعی ایکس مشاهده کنید.

پژوهشگران اسرائیلی که ما از آن‌ها در مقاله نقل کرده‌ایم، فهرستی شامل حدود ۸۰۰ کاربر مشکوک به جعلی‌بودن به ما دادند. البته این پژوهشگران نمی‌توانند قاطعانه جعلی‌بودن این کاربران را اثبات کنند، اما از فناوری‌هایی استفاده می‌کنند که کمک می‌کند جعلی‌ها را تشخیص دهند و از همین راه هم به این چندصد کاربر مشکوک رسیدند. و Citizen Lab هم که از نظر روش تحقیق بسیار محتاطانه‌تر و محافظه‌کارانه‌تر برخورد می‌کند، در گزارش خود به ۵۶ کاربر اشاره کرده بود.

به نظر من، نه لزوما در کاربران، بلکه در پیام‌ها همپوشانی‌هایی وجود دارد. اما Citizen Lab نمی‌خواست اقرار کند که عملیات [مرتبط با ویدئوهای جعلی زندان اوین] با عملیات [حمایت از رضا پهلوی] یکسان است. با این حال منابعی به من گفتند که این «همان عملیات» است. یعنی نه دقیقا همان عملیات، بلکه توسط یک فرد یعنی «تال سیلبراشتاین» مدیریت می‌شود. او در رومانی پرونده کیفری دارد و سانسور نظامی دستور داد که نام او را از مقاله حذف کنیم. او مدیر هر دو عملیات است.

«تال سیلبراشتاین» از طریق نهاد ثالثی که در جهت پنهان کردن نقش دولت اسرائیل در عملیات فعالیت می‌کند، به عنوان تامین‌کننده «موساد» و «وزارت امور یهودیان خارج از کشور و مبارزه با یهودستیزی» نقش ایفا می‌کند.

اگر از من بپرسید، چنین عملیاتی در مجموع اثربخشی چندانی ندارند. فکر نمی‌کنیم در دنیای واقعی اثر محسوسی داشته باشند. این‌ها ارائه‌دهندگانی هستند که خدماتی را می‌فروشند که اندازه‌گیری تاثیر واقعی‌شان بسیار دشوار است.

حتی اگر خودتان آزمایش کنید، مثلا به هشتگ #KingRezaPahlavi بروید و کاربران مختلف را ببینید و از خودتان بپرسید که آیا این کاربر معتبر است یا ربات؟ احتمالا با دقت خوبی می‌توانید حدس بزنید. می‌بینید دنبال‌کننده‌هایشان هم ربات‌ هستند، هیچ چیز شخصی ندارند، تصویر پروفایل یا با هوش مصنوعی ساخته شده یا چیزی است که واقعی به نظر نمی‌رسد و می‌بینید بسیاری از این حساب‌ها از سال ۲۰۲۳ به بعد به‌وجود آمده‌اند.

با این حال، ارائه‌کنندگان زیادی در دنیا هستند و به‌نظر من کار ما این بود که برای نخستین‌بار نحوه کار چنین سازوکاری را از درون نشان دهیم. به هرحال پول زیادی برای چنین خدماتی پرداخت می‌شود، چون خیلی‌ها خیال می‌کنند می‌توانند تغییر واقعی ایجاد کنند. درصورتی که چنین نیست. انتشار محتوای این کاربران جعلی در اتاق‌‌های پژواک اساسا مملو از کاربران جعلی است و نمایش‌هایی که می‌گیرند، تقریبا همگی از سوی کاربران جعلی است و تقریبا هیچ کاربر واقعی این کاربران جعلی را دنبال نمی‌کند.

در نتیجه اگرچه از لحاظ آماری و عددی تعداد تعامل بالا می‌رود، اما افراد واقعی این محتوا‌ها را نمی‌بینند. در گزارش Citizen Lab هم چنین چیزی را می‌بینید. بالاترین عدد بازدید یک ویدیو حدود ۶۰ هزار است. این در صورتی است که یک چهره عمومی چون دونالد ترامپ، ایلان ماسک و یا بنیامین نتانیاهو با میلیون‌ها دنبال‌کننده، انتشار هر محتوایی معمولا تعامل بالاتری دریافت می‌کند. بنابراین به نظرم کل این دنیای به‌اصطلاح «عملیات نفوذ آنلاین» بیش از اندازه بزرگ‌نمایی شده است. با این حال بالقوه می‌تواند در گذر زمان چیز دیگری شود چون نمی‌دانیم اوضاع چطور پیش می‌رود.

اما، نکته حائز اهمیت این نیست که حمایت از رضا پهلوی جعلی است یا واقعی. بلکه مساله مهم این است که اسرائيل از کارزاری حمایت می‌کند که به دنبال احیای سلطنت در ایران است و این جالب است چون نشان می‌دهد چیزی در سیاست و تصمیم‌گیری اسرائیل اشتباه است. چرا اسرائیل اصلا باید بخواهد سلطنت را در ایران احیا کند؟ این اصلا به سود منافع ملی اسرائیل نیست. به نظر من این کارزار تاثیر زیادی هم در دنیای واقعی نداشته و البته که اندازه‌گیری دقیق آن بسیار دشوار است.»

نکته حائز اهمیت این نیست که حمایت از رضا پهلوی جعلی است یا واقعی. بلکه مساله مهم این است که اسرائيل از کارزاری حمایت می‌کند که به دنبال احیای سلطنت در ایران است
گور مگیدو
روزنامه‌نگار اسرائيلی
یورونیوز: از کجا از ایفای نقش آقای «سیلبراشتاین» در این عملیات اطمینان دارید؟

گور مگیدو: «فکر می‌کنم این می‌تواند این نکته مهمی است که «تال سیلبراشتاین» مدیر این عملیات بود. من این را با قاطعیت به شما می‌گویم؛ چون اتفاقی برای ما افتاد.

اولا این که منابع من این را گفتند. دوم این که، شبی که قرار بود مقاله را منتشر کنیم، از سانسور نظامی با ما تماس گرفتند و مشخصا خواستند نام او از مقاله حذف شود. موساد نیز همزمان بر این موضوع تاکید کرد.

پس می‌توانم با اطمینان بگویم که «تال سیلبراشتاین» که در رومانی به اتهام فساد تحت پیگرد قانونی بوده و چهره شناخته‌شده‌ایست مدیر این عملیات است.»

یورونیوز: در مقاله‌تان گفتید که اسرائيل چند فارسی‌زبان را برای این عملیات جذب کرده است. این کار چطور انجام شد؟ آن‌ها چه کسانی بودند؟ آیا از داخل ایران جذب شدند یا خارج؟

گور مگیدو: «من اطلاعی از هویت آن‌ها ندارم. اما کسانی هستند که در دوران خدمت نظامی در واحد‌های اطلاعاتی مرتبط با ایران حضور دارند و فارسی یاد می‌گیرند.

علاوه بر این، افرادی از ایران به اسرائیل مهاجرت کردند؛ بعضی از آن‌ها مسن‌ترند و برخی جوان‌تر. چند نفر را می‌شناسم که اصالت ایرانی دارند. شاید بیست و چند ساله نباشند، اما قطعا چندتایی از آن‌ها چهل و چند ساله‌اند. برخی هم از خانواده‌هایی می‌آیند که پدر و مادرشان فارسی حرف می‌زنند. اگرچه پیدا کردن این افراد دشوار است، اما آن‌ها حضور دارند و به نظرم برای به راه انداختن این عملیات حضور ۵ تا ۷ نفر از آن‌ها کافی است، نه صدها نفر. چون بخش عمده‌ای از محتوا توسط هوش مصنوعی تولید می‌شود و زبان مساله بزرگی نیست، فقط نظارت می‌خواهد.

آن‌ها به صورت دستی محتوا را منتشر نمی‌کنند، در نتیجه فکر می‌کنم چند نفر هستند. از سوی دیگر، باید بدانید که در جامعه اطلاعاتی اسرائیل بیش از چند نفر فارسی بلدند.»

یورونیوز: مقاله شما با واکنش‌های زیادی روبرو شد و در پی آن برخی افراد و رسانه‌ها ادعا کردند که هواداران آقای پهلوی نامعتبرند یا ربات هستند. برخی هم در مقابل اساس گزارش شما را زیر سوال می‌بردند.

گور مگیدو: «دیدم برخی منتقدان می‌گفتند که گزارش ما درباره هواداران رضا پهلوی بر پایه تنها ۵۰ حساب کاربری بنا شده که خوب درهم‌آمیزی واقعیت‌هاست. آن ۵۰ حساب کاربری مربوط به گزارش Citizen Lab است. این درحالی است که گزارش ما بر پایه منابع اطلاعاتی اسرائيلی است که در گزارش هم صراحتا ذکر شده و آن‌ها به صدها حساب کاربری مشکوک اشاره کرده‌اند.

اما، وقتی چیزی را منتشر می‌کنید، دیگر کنترلی بر آن ندارید. این که در بحث‌های عمومی چه رخ می‌دهد، فراتر از توان من است. می‌دانم که در میان مهاجران ایرانی حساسیت زیادی در مورد این موضوع وجود دارد. اما من فقط چیزی را منتشر می‌کنم که بتوانم اثباتش کنم و من تلاش می‌کنم بهترین ابزار را در اختیار مخاطب قرار دهم تا بفهمد چقدر شواهد داریم.

صادقانه بگویم، درباره رضا پهلوی سه منبع داریم. اما هرکسی می‌تواند ببیند که کاربران جعلی از او حمایت می‌کنند. به نظرم این موضوع قابل بحث نیست و به وضوح دیده می‌شود. لازم نیست که پژوهشگر شبکه باشید تا آن را درک کنید، قابل مشاهده است.»

افشاگری هاآرتص از پروژه دولت نتانیاهو: راه اندازی اکانت‌های جعلی فارسی برای برجسته‌سازی رضا پهلوی
یورونیوز: شما پس از انتشار این مقاله با چه واکنش‌هایی روبرو شدید؟

گور مگیدو: «واکنش‌هایی از افرادی که به نظر می‌رسید با اقدامات اپوزیسیون در میان ایرانیان خارج از کشور مرتبط باشند، دریافت کردم و فکر می‌کنم این دقیقا جایی بود که مقاله تاثیر گذاشت، چون در اسرائیل بازتاب خاصی نداشت و در ایالات متحده و جاهای دیگر هم مردم آن‌چنان با رضا پهلوی و معنای این موضوع آشنا نیستند.

اما فکر می‌کنم ایرانیانی که می‌توانند در شبکه اجتماعی ایکس آزادانه نظرشان را بیان کنند، که طبعا حضور فیزیکی در ایران ندارند، واکنش نشان دادند.

من بخش‌هایی از واکنش‌ها را مرور کردم و دیدم که بخش زیادی از آنها علیه ماست و ادعا می‌کنند که ما به ترویج گفتمان جمهوری اسلامی می‌پردازیم. اما، برخی از این واکنش‌ها با حساب‌های کاربری منتشر شده بود که در گزارش Citizen Lab به عنوان حساب‌های جعلی شناسایی شده‌اند. بنابراین مطمئنم که دولت اسرائیل هم بخشی از تلاش برای تضعیف یافته‌های ما بود.

با این حال تردیدی ندارم که بخشی از واکنش‌ها واقعی هستند و برخی واقعا از این امر رنجیده شدند که حمایت واقعی از رضا پهلوی به عنوان «اقدام جعلی» تلقی شود، مقاله ما هم چنین قصدی نداشت.

مقاله تصریح کرده که سطحی از حمایت از بازگشت سلطنت یا حمایت شخصی از رضا پهلوی است که [توسط کاربران جعلی مورد حمایت دولت اسرائيل انجام شده] و ما نمی‌توانیم میزان آن را اندازه بگیریم و ابزاری هم برای سنجش آن نداریم.

شاید برخی واقعا می‌پسندند، اما ما به دلایل روشن و بدیهی نمی‌توانیم میزان حمایت از او را به شکل قابل اتکا در میان افکار عمومی ایران بنسجیم. پس من نمی‌توانم حمایت از او را اندازه بگیرم، اما مطمئنم بخشی حمایت واقعی است. در عین حال، صددرصد مطمئنم بخشی از حمایتی که آنلاین می‌بینیم ساختگی است.

معنای این حرف این نیست که او هیچ حمایتی ندارد یا همه طرفدارانش جعلی‌اند. قصدم این نیست. حرفم این است که اسرائیل علاقه‌مند به احیای این سلطنت است که به نظرم جالب است.
گور مگیدو
روزنامه‌نگار اسرائیلی
معنای این حرف این نیست که او هیچ حمایتی ندارد یا همه طرفدارانش جعلی‌اند. قصدم این نیست. حرفم این است که اسرائیل علاقه‌مند به احیای این سلطنت است که به نظرم جالب است.»

یورونیوز: چرا جالب است؟

گور مگیدو: «اول از همه به خاطر یک اشتباه تاریخی؛ برخی می‌گویند مخالفت با رژیم فعلی ایران از ابتدا با پشتیبانی از پدر رضا پهلوی شکل گرفت، کسی که دوست اسرائيل و آمریکا بود و شاید «الفاظ درست» به‌کار می‌برد و از منظر غربی شبیه به یک حاکم مدرن بود. اما در همان زمان [شروع این مخالفت‌ها] هم مردم ایران، یا دست‌کم بسیاری از مخالفان، اساسا با حکومت اسلامی مخالف بودند و فقط می‌خواستند از شر این استبداد خلاص شوند. به نظر من این [کارزار اخیر] همان اشتباهی است که اسرائيل پیش‌تر هم مرتکب شده است.

دوم این که من با دیکتاتورها در سراسر جهان مخالفم. آن‌ها رای من را ندارند. تا آن‌جا که من می‌دانم، سابقه ندارد که اسرائيل از احیای دیکتاتوری حمایت کرده باشد، حتی اگر آن دیکتاتوری با منافع ملی اسرائيل سازگار باشند.

به بیان دیگر، به نظر من جایگزین رژیم کنونی ایران باید دموکراتیک باشد، نه یک سلطنت دیگر.

اما می‌دانید، این فقط نظر من نیست. اگر افرادی داخل جامعه اطلاعاتی اسرائيل از رابطه رضا پهلوی و دولت نتانیاهو شدیدا خشمگین نبودند، امکان نداشت من بتوانم این مقاله را بنویسم. در داخل دولت اسرائیل بر سر این که آیا حمایت از رضا پهلوی کاری عاقلانه است یا نه، اختلاف نظر وجود دارد.»

در داخل دولت اسرائیل بر سر این که آیا حمایت از رضا پهلوی کاری عاقلانه است یا نه، اختلاف نظر وجود دارد
گور مگیدو
روزنامه‌نگار اسرائيلی
یورونیوز: می‌توانید در مورد این اختلاف نظر بیشتر توضیح دهید؟

گور مگیدو: «چند جمله‌ای در این باره نوشته بودم که سانسور شد. بنابراین واقعا نمی‌توانم درباره‌اش حرف بزنم، اما اگر این اختلاف نظر نبود، این مقاله هم نبود.

برخی فکر می‌کنند فشار برای تغییر رژیم در ایران کار عاقلانه‌ای است که من هم به هر حال موافقم. به‌نظرم اسرائیل باید هرکاری از دستش برمی‌آید برای کمک به اپوزیسیون در داخل ایران برای سرنگونی رژیم فعلی انجام دهد. اما جایگزین را باید مردم ایران تعیین کنند، نه دولت اسرائیل و فکر نمی‌کنم سلطنت گزینه مناسبی باشد.»

This comment was minimized by the moderator on the site

«دعوت از ایران برای حضور در نشست صلح غزه»؛ غیبت اسرائیل و فرصت رویارویی ترامپ و پزشکیان

نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار ۱۲/۱۰/۲۰۲۵

مصر میزبان نشست بین‌المللی صلحِ غزه با حضور بیش از ۲۰ رهبر جهان از جمله دونالد ترامپ در شرم‌الشیخ خواهد بود.
سخنگوی ریاست‌جمهوری مصر اعلام کرد این کشور روز دوشنبه نشستی بین‌المللی را در شهر ساحلی شرم‌الشیخ در کنار دریای سرخ برگزار خواهد کرد تا توافق نهایی برای پایان دادن به جنگ غزه حاصل شود.

به گفته او، در این نشست بیش از ۲۰ رهبر جهانی از جمله رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ حضور خواهند داشت.

پیش‌تر پایگاه خبریِ آمریکاییِ اکسیوس خبر داده بود که آقای ترامپ شخصا ابتکار برگزاری این نشست را بر عهده گرفته و دعوت‌نامه‌ها نیز برای سران یا وزرای خارجه کشورهایی از جمله آلمان، فرانسه، بریتانیا، ایتالیا، قطر، امارات، اردن، ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و اندونزی ارسال شده است.

به‌نوشته این رسانه، وزارت خارجه آمریکا به فهرست کشورهای دعوت‌شده افزوده و نام کشورهایی همچون اسپانیا، ژاپن، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، مجارستان، هند، السالوادور، قبرس، یونان، بحرین، کویت و کانادا را به آن اضافه کرده است.

یک منبع آگاه به اکسیوس گفته بود که ایران نیز به این نشست دعوت شده، اما اسرائیل در آن حضور نخواهد داشت.

خبرگزاری فرانسه نیز روز یکشنبه از حضور رئیس شورای اتحادیه اروپا در این نشست خبر داد.

در همین حال، خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز به نقل از اسکای نیوز عربی نوشت که مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران نیز از جمله دعوت‌شدگان برای شرکت در این اجلاس است.

این در شرایطی است که دونالد ترامپ، سه روزپیش اعلام کرد که ایران فراتر از حمایت از طرح صلح او برای غزه، خواهان همکاری در طرح صلح خاورمیانه است.

او سپس وعده داده بود که با ایران در این زمینه همکاری خواهد کرد.

توافق برای صلح؛ دونالد ترامپ و رهبران جهان به مناسبت پایان جنگ غزه در مصر گردهم می‌آیند
همزمان، برخی تحلیلگران، با توجه به غیبت اسرائیل در نشست صلح غزه، حضور مسعود پزشکیان در شرم‌الشیخ را فرصتی برای دیدار با دونالد ترامپ و کاهش تنش‌ها با آمریکا ارزیابی کردند؛ فرصتی که به باور آنها در جریان سفر آقای پزشکیان به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از دست رفت.

اما خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران ایران، روز یکشنبه به نقل از یک منبع آگاه نوشت: «تهران با وجود دعوت به اجلاس شرم الشیخ، در این اجلاس شرکت نخواهد کرد.»

This comment was minimized by the moderator on the site

«نپذیرفتن دعوت آمریکا، یعنی تمایل به ماندن ذیل فصل هفتم منشور»

حمید ابوطالبی (توییتر)
‏جناب آقای دکتر پزشکیان،
‏رئیس‌جمهور محترم

‏ایالات متحده آمریکا از جمهوری اسلامی ایران برای شرکت در اجلاس شرم‌الشیخ دعوت کرده است و ظاهراً ایران اعلام کرده که این دعوت در شورای عالی امنیت ملی بررسی می‌شود. صرف ورود این موضوع به سطح شورای عالی امنیت ملی، خود نشانه‌ای از تغییر و تحول در شیوه تصمیم‌سازی در سیاست خارجی کشور و درک شرایط خطیر کنونی است.

‏ دعوت آمریکا از ایران

‏این دعوت، حتی در شرایط قطع روابط رسمی، نشانه‌ای مثبت و قابل استقبال است؛ چرا که بیانگر تمایل به بازگشت به گفت‌وگو و تعامل سازنده می‌باشد.
‏اگر چنین بررسی‌ها و استقبال‌ها ادامه یابد، می‌توان انتظار داشت که دعوت‌های بعدی، از جمله دعوت به واشنگتن و تهران، نیز در همان چارچوب بررسی و پیگیری شود و مسیر «گفت‌وگوهای مستقیم و جامع» گشوده گردد.

‏ نقش سازنده ایران در آینده فلسطین

‏ایران بیش از چهار دهه هزینه سنگینی برای آرمان فلسطین پرداخته است. اکنون که بحران غزه رو به پایان است و کشورهای اسلامی به سمت تشکیل دولت فلسطین در سرزمین‌های اشغالی حرکت می‌کنند، نقش‌آفرینی ایران باید پررنگ‌تر از همه و همیشه باشد. زیرا ملت ایران نمی‌تواند در این مدت طولانی هزینه حمایت از فلسطین را پرداخته باشد و در زمان حصول نتیجه، نقشی نداشته باشد.
‏افزون بر این، با توجه به پذیرش شرط عدم حضور در دولت آینده فلسطین از سوی حماس و تحویل سلاح‌های خود، طبیعی است که سیاست ایران تمرکز خود را بر نیروهای حاضر در آینده فلسطین قرار دهد.

‏لذا چنان‌که تا کنون بزرگ‌ترین تضاد ایران در چهار دهه گذشته بر محور نابودی اسرائیل تعریف شده بود، اکنون بزرگ‌ترین دستاورد آن باید در قالب مشارکت سازنده در روند صلح و تشکیل دولت فلسطینی تعریف شود. ایران باید در اجلاس شرم‌الشیخ حضور یافته و اعلام کند که در صورت تشکیل دولت مستقل فلسطینی و تحقق صلح عادلانه، آماده است به درخواست فلسطینیان در سیاست‌های منطقه‌ای خود بازنگری کند.

‏ عبور از امنیتی‌سازی ایران به نقش صلح‌ساز

‏ایران به‌تازگی، و در دولت جنابعالی، ذیل ماده ۴۱ فصل هفتم منشور قرار گرفته و به‌عنوان تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی شناخته شده است. اکنون شرایطی به وجود آمده که رئیس‌جمهور آمریکا، همین کشورِ قرارگرفته ذیل فصل هفتم را برای اجلاس صلح در مصر دعوت کرده است.

‏معنای استراتژیک این دعوت روشن است:
‏آمریکا تصمیم گرفته سیاست خود در قبال ایران را تغییر دهد - تحولی بزرگ در ساختار منطقه‌ای.

‏ازاین‌رو، زمان آن رسیده است که ایران نیز پس از چهار دهه پرداخت هزینه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی سنگین در حمایت از آرمان فلسطین، سهم و جایگاه جدید خود را در عرصه‌ی صلح به‌دست آورد. نقش ایران نباید صرفاً در مرحله‌ی مقاومت تعریف شود؛ بلکه باید در مرحله‌ی بازسازی و دولت‌سازی فلسطین و در فرایند صلح منطقه‌ای نیز حضور داشته باشد. اگر ایران از این مرحله کنار بماند، تمام سرمایه‌گذاری‌های راهبردی‌اش در محور مقاومت، بدون دستاورد سیاسی ملموس برای آینده منطقه و ملت ایران باقی خواهد ماند. در مقابل، مشارکت فعال ایران در روند صلح، می‌تواند جایگاه منطقه‌ای کشور را تثبیت کرده و آن را از بازیگرِ هزینه‌پرداز و تهدیدِ صلح، به بازیگرِ تأثیرگذار و حامیِ صلح تبدیل کند.
‏بدین‌ترتیب، همان‌گونه که در هزینه‌های فلسطین شریک بودیم، باید در منافع صلح آن نیز سهیم باشیم؛ زیرا هر سیاستی که فایده‌ی حاصل از چهل سال هزینه را نادیده بگیرد، در حقیقت به معنای واگذاری سرمایه‌ای تاریخی بدون بازگشت است.

‏پذیرش دعوت دونالد ترامپ و حضور در اجلاس مصر، حداقل به معنای شکستنِ وضعیت فصل هفتم و بازگشت به جامعه بین‌المللی است؛ و نپذیرفتنِ آن، دقیقاً به معنای تداوم انزوا ذیل فصل هفتم، تنهایی ایران در نظام جهانی، و رفتن به سمت خطرهای بزرگ‌تر.

This comment was minimized by the moderator on the site

سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی یکشنبه 20 مهر 1404
آيا اين طوفان برنده‌اي داشت؟

بسم‌الله الرحمن الرحيم
توافق حماس با رژيم صهيونيستي براي توقف جنگ غزه و تبادل اسرا در عين حال که به لحاظ توقف خون‌ريزي واقعه‌اي خوشايند است، اين سؤال مهم را در افکار عمومي به وجود آورده که اين واقعه به نفع کداميک از طرفين است؟ در سطح رسانه‌ها و صاحبنظران و فعالان سياسي نيز ظرف دو روز گذشته به همين سؤال پرداخته شده و پاسخ‌هائي نيز داده شده است.
براي رسيدن به پاسخ جامع، واقعي و بي‌ابهام، ابتدا بايد بپذيريم که جنگ غزه با توجه به انگيزه پيدايش آن و عوارضي که به بار آورد، محدود به طرف نبوده و نيست. اين جنگ با عمليات طوفان‌الاقصي در 15 شهريور 1402 شروع شد، دو سال طول کشيد و علاوه بر حماس و رژيم صهيونيستي، لبنان، سوريه، يمن و ايران را نيز درگير کرد. حمله رژيم صهيونيستي به قطر نيز از عوارض اين ماجراست ولي مي‌توان آن را هم به حساب حماس گذاشت چون هدف، ترور سران اين جنبش بود و شيوخ قطر اصولاً در هيچ زماني احساس طرفيت با رژيم صهيونيستي نمي‌کردند و لذا از اين حمله تحقيرآميز نيز به تعبير امير قطر با انعطاف! عبور کردند. اکنون مي‌توان جواب سؤال روز را در چند محور جستجو کرد.
1- واقعيت اينست که برخلاف بسياري از تحليل‌ها و اظهارنظرها، عمليات طوفان‌الاقصي يک اشتباه بود. ما از همان اولين لحظات دريافت خبر اين عمليات بر اين عقيده بوديم و اکنون که بيش از دو سال از انجام آن گذشته بر اين باورمان راسخ‌تر شده‌ايم.
2- نابودي غزه که تخريب 80 درصد ساختمان‌ها و تمام زيرساخت‌ها را دربرمي‌گيرد، خسران بزرگي است. کشته شدن سران حماس و نزديک 68 هزار مرد و زن و کودک اهل غزه و مجروح شدن حدود 200 هزار نفر و آوارگي تقريباً تمام اهالي اين باريکه را نمي‌توان ناديده گرفت.
3- خارج شدن سوريه از جبهه ضدصهيونيستي و بلعيده شدن آن توسط آمريکا و اسرائيل يکي از بزرگ‌ترين خسارت‌هاي وقايع دو سال اخير است. اين خسارت را بايد از عوارض منفي عمليات طوفان‌الاقصي دانست.
4- نفوذ رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان، به شهادت رساندن 4 هزار نفر از مردم اين کشور و در رأس آنها سيدحسن نصرالله که بايد فقدان او را بزرگ‌ترين خسارت به جبهه ضدصهيونيستي در جهان عرب دانست از عوارض مستقيم عمليات طوفان‌الاقصي است. بخش مهم ديگر خسارت‌هاي وارده به لبنان، روي کار آمدن دولت وابسته به آمريکا و همسو با رژيم صهيونيستي در لبنان است که به معناي برباد رفتن تمام تلاش‌هاي به عمل آمده چند دهه براي دور نگهداشتن اين کشور از دايره نفوذ آمريکا و اسرائيل است.
5- خسارت‌هاي وارد شده بر انصارالله يمن از جهات تلفات انساني و امور مادي را نيز بايد از عوارض جنگ غزه دانست.
6- در جنگ تحميلي 12 روزه اسرائيل و آمريکا بر ايران هرچند مهاجمان به اهداف خود نرسيدند ولي شهادت 1100 نفر از هم‌وطنانمان شامل فرماندهان نظامي و دانشمندان، خسارت بزرگي بود. همينطور بمباران مراکز هسته‌اي ايران که از عوارض زيانبار اين جنگ بود.
7- رژيم صهيونيستي با دو سال نسل‌کشي در غزه و انواع جنايات در نقاط مختلف فلسطين نتوانست به اهداف اعلام شده خود که نابودي حماس و آزادسازي اسراي اسرائيلي بود برسد ولي حالا درصدد است با اين توافق به اين هر دو هدف برسد. البته اسرائيل در سرتاسر جهان نزد افکار عمومي منفور شد و سران اين رژيم در دادگاه کيفري بين‌المللي محکوم شدند و تحت تعقيب قرار گرفتند. در جنگ با ايران نيز اين رژيم دچار زيان‌هاي بزرگي شد که سابقه نداشت.
8- هنوز مشخص نيست بعد از آزاد شدن اسراي اسرائيلي آيا رژيم صهيونيستي به پيماني که در مصر با حماس براي عقب‌نشيني از غزه و خودداري از ادامه جنايات بست پاي‌بندي نشان خواهد داد يا نه. بدعهدي آمريکا و رژيم صهيونيستي که تمام صفحات کارنامه آنها را سياه کرده، مانع رسيدن به اين اطمينان مي‌شود که صهيونيست‌ها به مفاد پيمان عمل کنند.
با توجه به اين واقعيت‌هاي غيرقابل انکار نمي‌توان براي وقايع دو ساله اخير برنده مشخصي معرفي کرد. با رصد آنچه در روزها و هفته‌ها و حتي ماه‌هاي آينده اتفاق خواهد افتاد و ترکيب کردن آن اتفاقات با خساراتي که تمام طرف‌ها متحمل شده‌اند، شايد بتوان به قضاوت دقيقي درباره اين موضوع رسيد

This comment was minimized by the moderator on the site

هاآرتص: حماس از جنگ منسجم خارج شد و اهداف سِنوار محقق شد

حاییم لوینسون، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در مقاله تحلیلی خود در روزنامه اسرائیلی هآرتص، بر این باور است که حماس تا آخرین روز جنگ توانست ساختار سازمانی و رهبری سیاسی خود را در این منطقه حفظ کند.

این تحلیلگر به پایداری افراد این جنبش اشاره کرد که هیچ یک از آنها جدا نشدند یا سعی نکردند یک سازمان رقیب ایجاد کنند یا به طور مستقل برای تسلیم شدن مذاکره کنند یا اسرای اسرائیلی را در ازای پول بفروشند، که این نشان دهنده استحکام ساختار سازمانی حماس و توانایی آن برای بقا علی‌رغم محاصره و ویرانی است.

وی تأکید کرد که جنبش حماس همچنان یک بازیگر تأثیرگذار در آینده این منطقه خواهد بود، و اشاره کرد که تهدیداتی که از سوی شبه‌نظامیان طرفدار اسرائیل در داخل غزه متوجه آن است، ناچیز است و به محض توقف حمایت ارتش اسرائیل از آنها، احتمالاً این گروه‌ها از بین خواهند رفت./ جماران

This comment was minimized by the moderator on the site

ترامپ: هفته آینده به مصر خواهم رفت/ با ایران همکاری خواهیم کرد

رئیس جمهور آمریکا:

جنگ در غزه پایان یافته و اسرای اسرائیلی روزهای دوشنبه یا سه شنبه تحویل داده خواهند شد.

چند کشور، حمایت مالی زیادی برای بازسازی #غزه خواهند داشت.

من هفته آینده در مراسم امضای توافق آتش بس در مصر حضور خواهم داشت.

قدردان رهبران #قطر، #مصر و #ترکیه به دلیل تلاش‌هایشان در دست‌یابی به این توافق هستیم.

ایران می‌خواهد برای دستیابی به صلح تلاش کند و ما با آن همکاری خواهیم کرد.

ایران نمی‌تواند، سلاح هسته ای داشته باشد. ما آنها را تحریم کردیم. اگر ایران را بمباران نمی‌کردیم، آنها احتمالاً سلاح‌های هسته‌ای متعددی داشتند، اما ما با ایران همکاری خواهیم کرد. ما دوست داریم آنها هم بتوانند کشورشان را بازسازی کنند.

تهران اذعان کرده است که طرفدار آتش‌بس اسرائیل، حماس و توافق گروگان‌ها است.

جلسه کابینه اسرائیل برای تصویب مرحله اول توافق تاریخی آتش‌بس در غزه به امشب موکول شده است.

این توافق مورد حمایت آمریکا است و در صورت تصویب دولت اسرائیل، منجر به آزادی تمام گروگان‌های باقی‌مانده و دو هزار زندانی فلسطینی خواهد شد.

This comment was minimized by the moderator on the site

اهمیت توافق حماس و اسرائیل برای ما ایرانیان


احمد_زیدآبادی نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

کانون منازعۀ جمهوری اسلامی و دنیای غرب مسئلۀ #فلسطین بوده است. حتی اگر مسئلۀ فلسطین پوششی برای پنهان‌سازی تضادی از جنس دیگر بین دو طرف بوده باشد، اما تبلور عینی تضاد آنها همین موضوع بوده است.

برای سال‌های طولانی حرف بسیاری از افراد از جمله من این بود که اگر منازعۀ فلسطین حل شود به‌تبع آن، سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی نیز تغییر می‌کند؛ چون موضوعیت خود را از دست می‌دهد.

از اجلاس مادرید به بعد، در چند مرحله امکان حل مناقشه به طریقی کم‌وبیش متوازن و معطوف به تشکیل کشور فلسطینی پیش آمد، اما هر بار به بهانه‌ای و عمدتاً به دلیل ترس از صلح، فرصت‌ها از دست رفت.

گویی جنگی خونین و خانمانسوز نیاز بود تا دو طرف به این نتیجه برسند و یا به عبارت دقیق‌تر، مجبور به این نتیجه‌گیری شوند که مناقشه راه‌حل نظامی ندارد و به ناچار باید در پت میز مذاکره برای حل و فصل مشکل تلاش کرد.

جنگ دو ساله اما چنان زخم عمیقی بر پیکر فلسطین و افکار اسرائیلی‌ها وارد کرده است که دو طرف به اختیار خود نتوانستند به توافق برسند.

توافق کنونی هم نه از سر انتخاب بلکه به اجبار و زور قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای به دست آمده است. از همین رو، شاید بازگشت به وضعیتی کم‌وبیش متوازن به‌راحتی امکانپذیر نباشد.

مسئلۀ اصلی اما برای ما ایرانیان این است که طرف توافق، گروه اسلام‌گرایی است که جمهوری اسلامی آن را بخشی از محور مقاومت و نمایندۀ نگرش خاص خود به مسئلۀ فلسطین می‌داند.

ازهمین‌رو، مخالفت علنی با توافق حماس عملاً امکان ندارد و ناچار باید با آن کنار بیاید. این کنار آمدن، کانون منازعۀ جمهوری اسلامی و دنیای غرب و یا حداقل تبلور عینی آن را از روی میز برمی‌دارد.

همین اتفاق فرصت تاریخی بی‌مانندی برای حل منازعۀ ایران و غرب فراهم کرده است؛ البته اگر سران کشور خواهان استفاده از آن باشند و کانون دیگری را به جای مسئلۀ فلسطین ایجاد نکنند

This comment was minimized by the moderator on the site

توئیت رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم: تبدیل جنگ "اعراب _ اسرائیل" به جنگ "ایران و اسرائیل"، بزرگترین انحراف سیاسی ۱۰۰ سال اخیر بود

This comment was minimized by the moderator on the site

عباس عبدی، روزنامه‌نگار در سرمقاله هم‌میهن نوشت:

از دو سال پیش که جنگ غزه آغاز شد تاکنون مهم‌ترین خبری که در این مدت منتشر شده، اعلان موافقت حماس با طرح پیشنهادی ترامپ است. دو روز پیش ابهامات و نارسایی‌های این طرح را نوشتیم ولی نکته مهم اصل چگونگی موافقت و ادبیات آن از سوی حماس بود.

بیایید برای یک لحظه تندروهای مسئولیت‌ناپذیر ایران را جای مسئولین حماس در غزه تصور کنیم. البته این فقط یک تصور و خیال است چون این جماعت فقط بلدند از دور شعارهای غیرمسئولانه و مثلاً انقلابی بدهند؛ لذا هنگامی که راه برای رفتن به غزه بسته بود برای رفتن داوطلبانه به جنگ ثبت‌نام می‌کردند و هنگامی که راه برای رفتن به سوریه و لبنان باز بود سکوت کرده و آرام می‌شدند.

آنها فقط نان انقلابی‌نمایی را می‌خورند و این فرق می‌کند با کسانی که دو سال تمام در محاصره کامل و زیر بمباران و موشکباران و قحطی زندگی می‌کنند.

با این حال فرض محال، که محال نیست. اگر آنان آنجا بودند و زیر کولر مجلس با حقوق مکفی شعار می‌دادند جزو اولین منتقدین حماس بودند و فریاد می‌زدند که؛ چه نشسته‌اید که فلسطین و شرف و آبرو رفت.

پذیرش طرح ترامپ خائن و حامی نتانیاهو و گذاشتن سلاح بر زمین و خیانت به آرمان فلسطین همراه با تشکر از ترامپ و مذاکره مستقیم با نماینده رژیم کودک‌کش و از همه بدتر پذیرش نوعی از اداره غزه به دست حکام خائن و مرتجع عربی و وابسته به آمریکا؟ ای وای!

آنها می‌گفتند که این پذیرش ذلت در شرایطی است که نتانیاهو در لبه پرتگاه است و زمان‌سنج میدان فلسطین ما نشان می‌دهد که حداکثر چند سال دیگر هستند و بعد تمام می‌شوند. تازه ترامپ هم ترسیده و چنین پیشنهادی را داده و‌ ما در اوج قدرت قرار داریم و نباید هیچ طرحی را بپذیریم، باید به شرایط موهوم فکر کرد و به‌زودی اسرائیل و حامیانش به‌ویژه آمریکا نابود خواهند شد.

به همین دلیل نیز برنامه راهپیمایی حمایت از آزادسازی فلسطین را بعد از صرف ناهار در میدان راه‌آهن تهران برگزار می‌کنیم تا ملت فلسطین را از شر اسرائیل غاصب نجات دهیم. این موضع یک انقلابی‌نمای بی‌منطق و فارغ از عقلانیت و مسئولیت است که از زیر پتوی گرم و نرم و با معده سیر شعار می‌دهد و حتی برای شعارهایش هم پول می‌گیرد.

این موضع با انقلابیون راستین به‌کلی متفاوت است؛ انقلابیونی که در محیط جنگ با دشمنی غدار و بی‌رحم در جغرافیایی بسیار کوچک و تحت محاصره در حال جنگ هستند و هزاران نفر از مردم و خانواده‌های آنان به‌ویژه زنان و کودکان، فقط به دلیل گرسنگی درگذشته‌اند.

انقلابیونی که نه‌تنها عقلانیت و سیاست را در تقابل با مقاومت نمی‌بینند بلکه شرط لازم آن می‌دانند. آنان نگاه می‌کنند که آیا در پیشنهاد طرف مقابل خیری نهفته است که بتوان آن را فعال و زنده کرد؟ حتی اگر این پیشنهاد از جانب دشمن باشد.

برخورد نتانیاهو با توافق اولیه حماس نشان داد که از موضع حماس شوکه شده و تصور نمی‌کرد که آنها چنین موضعی بگیرند و او را به گوشه رینگ ببرند. برخورد سرد او با ترامپ و عصبانیتش از ماجرا و برخورد تند ترامپ با او نشانه همین واقعیت است.

اهمیت طرح ترامپ در این است که تقریباً همه کشورهای مهم و نهادهای بین‌المللی را به موضع‌گیری واداشته است و در این میان موضع ایران نیز اهمیت زیادی دارد. درباره بیانیه وزارت امور خارجه ایران در خصوص این موضوع سه تحلیل و‌ نگاه وجود دارد.

اول همان تندروها هستند، که بیانیه را خلاف منویات مثلاً انقلابی خود دیده و‌ خواهان صراحت علیه آن و تکرار شعارهای پرهزینه گذشته هستند.

دوم کسانی که آن را بی‌خاصیت و کم‌اثر می‌دانند و سوم آنان که این را گامی رو به‌جلو هرچند ناکافی می‌دانند. رو به‌جلو از این جهت که فلسطینی‌ها را مرجع اصلی برای تصمیم‌گیری در این باره پذیرفته و از تکرار شعارهای تبلیغاتی و پرهزینه گذشته پرهیز کرده است.

به نظر می‌رسد که این بیانیه و اعلان موضع آن، می‌تواند سرآغاز تغییری مثبت در رویکرد خارجی ایران باشد. از این رو باید از این بیانیه استقبال کرد و انتظار داشت که در ادامه و آینده روشن‌تر و‌ موثرتر صادر شود

This comment was minimized by the moderator on the site

دفتر اطلاع‌رسانی دولتی غزه: «اسرائیل ۲۰۰ هزار تُن مواد منفجره بر سر مردم غزه ریخته/۹۰ درصد غزه تخریب شده است»
.

این دفتر روز یکشنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد:

«میزان تخریب ناشی از حملات اشغالگران در نوار غزه طی دو سال به ۹۰ درصد رسیده است.»

به گزارش القدس، این نهاد فلسطینی افزود:«اسرائیل کنترل بیش از ۸۰ درصد نوار غزه را از طریق تهاجم، بمباران و کوچاندن اجباری به دست گرفته است.»

بر اساس این بیانیه، «اسرائیل منطقه المواصی را ۱۳۶ بار بمباران کرده است در حالی که مدعی است آنجا یک «منطقه امن بشردوستانه» است.»

در اطلاعیه دفتر اطلاع‌رسانی دولتی غزه تصریح شده: «اسرائیل بیش از ۲۰۰ هزار تن مواد منفجره بر سر مردم نوار غزه ریخته و ۳۸ بیمارستان را بمباران، تخریب یا از کار انداخته است. همچنین طی این حملات، بیش از ۸۳۵ مسجد را به طور کامل و بیش از ۱۸۰ مسجد را به طور جزئی تخریب کرده است

This comment was minimized by the moderator on the site

صلح غزه و دشمنانش

نتانیاهو و حماس، هر دو ناگزیر به پذیرش واقعیت صلح شده‌اند. جنگی که با هیجان ایدئولوژیک آغاز شد، اکنون طرفین را به منطق گزینی واداشته است:

۱- افکار عمومی اسرائیل خواهان پایان یافتن جنگ، آزادی گروگان‌ها و بازگشت به زندگی عادی است.
۲- کاخ سفید ترامپ پایان جنگ را لازمه جلب رضایت دولت‌های عربی خلیج فارس می‌داند.
۳- مقدمات گسترش پیمان ابراهیم بدون پایان جنگ غزه فراهم نخواهد شد.
۴- پایان جنگ غزه به اسرائیل امکان تمرکز بر جبهه‌های دیگر، از جمله ایران، می‌دهد.
۵- فشار افکار عمومی جهانی، مشروعیت اسرائیل را بیش از هر زمان تضعیف کرده است.
۶- در داخل، ارتش و نهادهای امنیتی دریافته‌اند نابودی کامل حماس نه ممکن است و نه مطلوب.
۷- حماس نیز در برابر فرسایش قدرت خود و آسیب اجتماعی ناچار به پذیرش صلح است.
۸- میانجی‌های منطقه‌ای فشار آورده‌اند که تداوم جنگ پروژه‌های خاورمیانه را به تعویق می‌اندازد.
۹- اسرائیل می‌خواهد با صلح، چهره «قدرت مسئول» و مشروعیت بین‌المللی را بازسازی کند.

صلح غزه نه از سر آشتی، که از سر ضرورت شکل می‌گیرد. هر دو طرف می‌دانند ادامه جنگ به معنای فروپاشی درونی است.

اسرائیل برای بازسازی اعتبار و تمرکز بر ایران، و حماس برای حفظ بقای سیاسی خود، ناچار به پذیرش صلح‌اند. اما چنین صلحی، با فشار بیرونی و بی‌اعتمادی متقابل، شکننده و موقت خواهد بود.
یدالله کریمی‌پور

This comment was minimized by the moderator on the site

بیانیه حماس و تشکر از ترامپ / نام ایران هیچ جایی در این بیانیه نداشت !!


بسم الله الرحمن الرحیم

بیانیه مطبوعاتی

پس از مذاکرات مسئولانه و جدی بین جنبش و گروه‌های مقاومت فلسطین در مورد پیشنهاد رئیس جمهور ترامپ در شرم الشیخ، با هدف پایان دادن به جنگ ویرانگر علیه ملت فلسطین و خروج اشغالگران از نوار غزه، جنبش مقاومت اسلامی (حماس) از انعقاد توافقی که پایان جنگ علیه غزه، خروج اشغالگران از آن، ورود کمک‌ها و تبادل اسرا را تصریح می‌کند، خبر می‌دهد.

ما از تلاش‌های برادران میانجی خود در قطر، مصر و ترکیه بسیار قدردانی می‌کنیم. ما همچنین از تلاش‌های دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، که به دنبال پایان قطعی جنگ و خروج کامل اشغالگران از نوار غزه هستند، قدردانی می‌کنیم.

ما از رئیس جمهور ترامپ، کشورهای ضامن توافق و طرف‌های مختلف عربی، اسلامی و بین‌المللی می‌خواهیم که دولت اشغالگر را به اجرای کامل الزامات توافق وادار کنند و اجازه ندهند که از اجرای آنچه توافق شده است، طفره برود یا آن را به تأخیر بیندازد.


ما به ملت بزرگ خود در نوار غزه، اورشلیم و کرانه باختری، چه در داخل و چه در خارج از میهن، درود می‌فرستیم که غرور، قهرمانی و شرافت بی‌نظیری را در مقابله با طرح‌های اشغالگران فاشیستی که آنها و حقوق ملی‌شان را هدف قرار داده بودند، نشان داده‌اند. این فداکاری‌ها و مواضع بزرگ، نقشه‌های اشغالگران اسرائیلی برای سلطه و آوارگی را خنثی کرده است.

ما تأکید می‌کنیم که فداکاری‌های ملت ما بی‌ثمر نخواهد ماند و ما به عهد خود وفادار خواهیم ماند و تا زمان دستیابی به آزادی، استقلال و حق تعیین سرنوشت، از حقوق ملی ملت خود دست نخواهیم کشید.

جنبش مقاومت اسلامی - حماس
پنجشنبه: ۱۷ ربیع‌الآخر ۱۴۴۷ هجری قمری
مطابق با ۹ اکتبر ۲۰۲۵ میلادی

This comment was minimized by the moderator on the site

جواد کاشی، استاد علوم اجتماعی، در یادداشتی تلگرامی، نوشت:

نتانیاهو نمی‌خواست این روز را ببیند. دوست داشت نابودی تام و تمام حماس را جشن بگیرد. حماس هم با عملیات هفت اکتبر خیال می‌کرد نابودی اسرائیل را کلید زده و به زودی حامیان منطقه‌ای از راه خواهند رسید و آرزوی نابودی اسرائیل تحقق خواهد یافت.

اینک هر دو در یک اتاق شطرنج بازی می‌کنند. هر کدام یک گام برداشته‌اند. گروگان‌ها آزاد می‌شوند، بخشی از اسرای فلسطینی هم آزاد خواهند شد و اسرائیل از مرکز شهر غزه عقب‌نشینی خواهد کرد.

هیچ‌کدام در صحنه جنگ به اهداف خود نرسیدند. حماس آسیب فراوان دید، اما شبح ترسناکش هنوز سربازان اسرائیلی را می‌ترساند.

اینک اسرائیل با آن شبح به مذاکره نشسته است. سیاست ورزی درست در همان نقطه‌ای جان می‌گیرد که طرفین نزاع از نابودی هم مایوس شده‌اند.

نمی‌توان با قاطعیت در باره آینده مذاکرات سخن گفت. اما بی‌تردید یک اتفاق بسیار مهم کلید خورده است. آنچه امید به تداوم این روند را بیشتر می‌کند طرفینی است که دور تا دور میز مذاکره ایستاده‌اند و دو سوی میز را تحت فشار قرار می‌دهند: آمریکا، بخش مهمی از کشورهای عربی، ترکیه و مصر و دورتر از آنها روسیه و چین و اروپا صف کشیده‌اند.

راست گرایان اسرائیلی تهدید می‌کنند فرصتی پیش آمده تا بر ایران تمرکز کنند. اما ماجرا سوی دیگری هم دارد. آنچه به گمانم بیشتر احتمال دارد، همراه شدن ایران با روند مذاکرات است.

در وضعیتی که رادیکال‌ترین نیروی فلسطینی در حال پشبرد یک مذاکره پیچیده و تاریخی است، جمهوری اسلامی راهی جز حمایت و پشتیبانی و تقویت موضع حماس در این روند ندارد.

همین حالا نیز ایران به نحوی ضمنی و نه چندان رویت‌پذیر در اتاق مذاکره حضور دارد. از اصل مذاکرات حمایت مشروط کرده است.

خدا کند، در اتاق بماند و کم کم حضوری صریح‌ و مستقیم پیدا کند. اگر چنین شود، داستان تازه‌ای در منطقه رقم خواهد خورد.

داستانی که نتانیاهو و راستگرایان فاشیست اسرائیلی را مایوس خواهد کرد.
دست به دعا باید برداشت این فرصت از دست نرود!

This comment was minimized by the moderator on the site

سیاست «خاله بازی» نیست/ درباره تشکر حماس از دیگران و بی‌اعتنایی‌اش به ایران: "با خلق می خوری «مِی» و با ما تلو تلو" یا چیزی به نام منافع ملی؟!

جعفر محمدی

1- حماس، طرح صلح دونالد ترامپ را پذیرفت و در بیانیه‌ای از او، ترکیه، قطر و مصر تشکر کرد. در این بیانیه همچنین به مردم فلسطین درود فرستاده شده است که در این دو سال، در برابر رژیم اشغالگر صهیونیستی، مقاومت کرده‌اند.

2- بعد از انتشار این بیانیه، انتقاداتی در فضای مجازی شکل گرفت مبنی بر این که نامی از ایران در آن ذکر نشده است.

3- در واقع، قطر از رئیس جمهور کشوری تقدیر کرد که قریب به اتفاق قربانیان جنگ با سلاح‌های آن کشته و مجروح شده‌اند و از کشورهایی تشکر کرده که در دو سال سختی که بر مردم غزه گذشته، جز در عرصه شعار و دیپلماسیِ جسته و گریخته، کاری برای مردم آن دیار نکردند؛ ولی از ایران، حتی در حد اشاره به این که تنها کشوری بود که در سخت‌ترین روزهای مردم فلسطین، عملاً در کنارشان بود حتی یاد هم نشده؛ این در حالیست که در این مدت، ایران هم خودش وارد جنگ رو در رو با اسرائیل شد و هم نیروهای همسویش در لبنان و یمن علیه اسرائیل جنگیدند و هزینه دادند.

4- طبیعتاً اگر حماس حرکت 7 اکتبر را رقم نمی‌زد، ماجراهای بعدی از جمله فروپاشی ارکان حزب‌الله لبنان، شهادت سیدحسن نصرالله، جنگ 12 روزه علیه ایران و شهادت فرماندهان و دانشمندان و شهروندان ایرانی شکل نمی‌گرفت. همه این آسیب‌ها از رهگذر جنگ غزه بر ایران تحمیل شد.

5- در چنین شرایطی، بی‌اعتنایی حماس به ایرانی که این هم همه برایش هزینه کرده، افکار عمومی در ایران را آزرده است ولی واقعیت این است که رهبران حماس، نه بر اساس احساسات جمعی ایرانیان یا نگرش‌های جمهوری اسلامی که بر مبنای منافع فلسطین تصمیم می‌گیرند؛ لابد آنها در این مقطع، خیر و صلاح غزه را در این دیده‌اند که روی از یار روزهای سخت برکشند و روی خوش به رقیبان نشان دهند و توجهی نکنند که ممکن است ما دلخورانه به ایشان طعنه بزنیم که "با خلق میخوری «می» و با ما تلو تلو"!

6- این ذات سیاست است که تا نفهمیمش، همچنان آن را با خاله بازی و لوطی گری و مردی و نامردی، قاطی خواهیم کرد.

7- این، البته اولین باری نیست که تهران در عرصه سیاست خارجی اش این چنین حیران و سرگردان می‌شود؛ تا همین پارسال که بشار اسد عنوان متحد استراتژیک ایران را یدک می‌کشید، وقتی اجلاس سران عرب تشکیل می‌شد و رئیس جمهور وقت سوریه هم‌پای بیانیه تعلق جزایر سه گانه تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی به امارات را امضا می‌کرد.

8- یا در همین جنگ 12 روزه که ایران زیر حملات هوایی اسرائیل بود، همین روسیه‌ای که از پهپادهای ایرانی در جنگش علیه اوکراین بسیار بهره برده، اندازه یک پهپاد هم کنار ایران نایستاد و وقتی خبرنگاری از پوتین درباره کمک روسیه به ایران پرسید، پاسخ داد: همین که پرسنل ما در نیروگاه اتمی پوشهر حضور دارند بزرگترین کمک است؛ و البته نگفت که به رایگان آنجا نیستند و در این سالها پول چند تا نیروگاه اتمی را برای همین یک نیروگاهی که هیچ دردی از ما دوا نکرده گرفته‌اند.

9- متأسفانه نگاه حاکم بر سیاست خارجی ما به گونه‌ایست که گویا آن را از روی روابط بین فردی کپی کرده‌اند: "من به فلانی کمک کرده‌ام ، پس او هم در کنار هم خواهد بود!" این فرمول شاید در زندگی شخصی به کار آید (هر چند نه همیشه) ولی اساساً در سیاست خارجی کاربردی ندارد.

10- روسیه پریروز،روی خوش به ما نشان داد چون نیاز به پهپادهای شاهد ایران داشت، دیروز و هنگام جنگ 12 روزه، رویش را از ما برگرداند چون روابط با اسرائیل منافع بیشتری برایش دارد، امروز هم می‌گوید اسنپ بک را قبول ندارد چون در تقابل با اروپا به کارش می‌آید و فردا ممکن است منافعش ایجاب کند و در قطعنامه دیگری در شورای امنیت علیه ما رأی دهد؛ به همین سادگی و سیالیت!

از همین روست که نباید غافلگیر شویم که در فردای روز تاسیس کشور مستقل فلسطینی، رئیس حکومت فلسطین در اجلاس سران عرب، علیه ایران، همان کند که بشار اسد می‌کرد.

کسی که سیاست خارجی را اِشِل بزرگ شده روابط بین فردی می‌پندارد، حتماً روسیه را به نامردی، سوریه را به بی‌معرفتی و حماس را به بی‌اعتنایی متهم می‌کند ولی آن که ذات سیاست را بفهمد، هر چند از این رفتارها آزرده شود و این اتهامات را بزند ولی می‌داند که چیزی وجود دارد به نام "منافع ملی" که هیچ دولت و ملتی حتی اگر به اندازه حماس هم باشد، آن را قربانی کشورهای دیگر و ایدئولوژی و آمال و آرزوها نمی کند و نیز می داند که در عالم سیاست، نه دوستی دائم وجود دارد و نه دشمنی مستمر، بلکه آنچه همیشگی است، همان منافع ملی است.

This comment was minimized by the moderator on the site

سخنان خبرساز ترامپ علیه ایران

آنچه ترامپ در مراسم بزرگ یادبود دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس نیروی دریایی آمریکا درباره ایران گفت، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. ترامپ گفت:

همین چند ماه پیش، زیردریایی کلاس اوهایو با موشک‌های هدایت‌شونده، نقشی اساسی در یکی از تماشایی‌ترین شاهکارهای نظامی که جهان تا به حال دیده است، ایفا کرد. نابودی سایت‌های هسته‌ای ایران در عملیات «چکش نیمه‌شب». چطور پیش رفت؟ خیلی خوب، نه؟

و ما ۳۰ تاماهاوک شلیک کردیم. برای اینکه بدانیم آن نشتی بعد از بمب B2 است. در مورد آن چطور؟ بمب‌های B2، کاری که کردند، آن بال‌های پرنده زیبا، کاری که کردند، به هر هدفی که زدند، زدند.

... و برای احتیاط، ما ۳۰ تاماهاوک از یک زیردریایی شلیک کردیم. هر کدام از آنها هم به هدف خورد. بنابراین، من می‌گویم ایران خیلی هیجان‌زده نبود. آنها قرار بود ظرف یک ماه به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند.

حالا می‌توانند عملیات را دوباره از نو شروع کنند. اما امیدوارم که این کار را نکنند

چون ما باید به آن هم رسیدگی کنیم اگر این کار را بکنند، به آنها اطلاع می‌دهم که شما می‌خواهید این کار را انجام دهید، اشکالی ندارد. اما ما به آن رسیدگی خواهیم کرد و ما اینقدر منتظر نخواهیم ماند. این کارباید خیلی قبل از آمدن من انجام می‌شد.

می‌دانید که من خلبانان بمب‌افکن‌های B2 را در دفترم، دفتر بیضی شکل معروف، داشتم. آنها را در دو بمب‌افکن B2 داشتم.

آنها به کاخ سفید آمدند و ما درباره آن صحبت کردیم. آنها گفتند، می‌دانید، آقا، به مدت ۲۲ سال، اسلاف ما و ما برای آن حمله آموزش دیدیم. به مدت ۲۲ سال آنها برای از بین بردن پتانسیل هسته‌ای ایران آموزش می‌دیدند. او گفت: "اما فقط وقتی شما آمدید ما این کار را کردیم." و آنها خیلی خوشحال بودند که این کار را انجام دادند. اما آنها ۲۲ سال است که برای آن حمله تمرین می‌کنند، اما هیچ رئیس جمهوری نمی‌خواست این کار را انجام دهد. آنها ظرف یک ماه، احتمالاً ظرف یک ماه یا کمی بعد از آن، به سلاح هسته‌ای دست پیدا می‌کردند و صحبت کردن با آنها بسیار دشوارتر می‌بود." / هم میهن

This comment was minimized by the moderator on the site

7 اکتبر؛ آیا واقعا می ارزید؟

محسن رخ صفت

سؤال مهمی است که ذهن خیلی‌ها را مشغول کرده: پیروز نهایی طوفان الاقصی چه کسی بود؟
ساده‌تر بپرسیم: اگر حماس دوباره به ۶ اکتبر برگردد، باز هم همان عملیات را انجام می‌دهد؟
و اگر آن روز از جمهوری اسلامی مشورت می‌خواست، ما موافق بودیم؟
پاسخ را باید در میدان واقعیت جست‌وجو کرد. هزینه‌ها کم نبود. بیش از ۶۵ هزار شهید در غزه، تخریب بیش از ۷۰ درصد زیرساخت‌ها، شهادت سیدحسن نصرالله، فرماندهان حماس و حزب‌الله، و جمعی از فرماندهان ما و مستشاران ایرانی.
حالا با همه این خسارت‌ها، سؤال اصلی جدی تر می شود: واقعاً ارزشش را داشت؟
از سه منظر پاسخ را ببینیم:
یکم.
فرض کنید ۷ اکتبر اتفاق نمی‌افتاد؛ آیا ماجرا متفاوت بود؟ خیر. مردم غزه پیش از آن هم در محاصره، آواره و زیر آتش بودند، اما هیچ‌کس صدایشان را نمی‌شنید. هر سال صدها شهید در حملات پراکنده صهیونیست‌ها قربانی می‌شدند و دنیا سکوت می‌کرد. بنابر آمار های رسمی و غیررسمی طی 10 سال پیش از 7 اکتبر بیش از 150 هزار فلسطینی به شهادت رسیدند.
وائل دحدوح، خبرنگار الجزیره که بعد از شهادت خانواده‌اش غزه را ترک کرد، وقتی خبرنگار CNN از او پرسید آیا آرزو نمی‌کردی کاش ۷ اکتبر هیچ‌وقت رخ نمی‌داد؟ جواب داد: این تحریف واقعیت است؛ ما پیش از آن هم همین‌طور می‌مردیم، فقط کسی نمی‌دید.
در اسناد اتاق جنگ رژیم صهیونیستی که بعدها منتشر شد، مشخص شد خودِ اسرائیل آماده حمله گسترده به غزه بوده و حماس فقط پیش‌دستانه عمل کرده است. حتی شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، فاش کرد طرح حمله به لبنان نیز پیش از ۷ اکتبر در ارتش اسرائیل تصویب شده بود.
پس سؤال «اگر ۷ اکتبر نبود، این فجایع هم نبود؟» پاسخ روشنی دارد: بود، فقط در سکوت.
دوم.
حالا بیایید از زاویه رژیم صهیونیستی ببینیم؛ هدف آن‌ها چه بود و آیا به آن رسیدند؟
سه هدف اعلامی داشتند:
۱. کوچ دادن مردم غزه به بیرون و تغییر نقشه جمعیتی.
۲. بازپس‌گیری اسرا.
۳. نابودی کامل حماس.
حالا چه شد؟ نه تنها هیچ‌یک محقق نشد، بلکه اسرائیل مجبور شد با همان حماس پشت میز مذاکره بنشیند و رسماً بپذیرد که قادر به حذفش نیست.همین امروز نتانیاهو اعلام کرد حماس را نتوانستیم شکست دهیم.
یک پیشنهاد جالب دیگر مقایسه طرح صلح اولیه ترامپ با طرح صلح اخیر است. در طرح صلح اولیه می خواست غزه را منطقه توریستی کند. اما در طرح صلح دوم حرفش را پس گرفت. در نهایت هم با واکنش هوشمندانه حماس که کاملا متفاوت از طرح خودش بود مجبور شد همراهی کند.
سوم.
اصل حرف اینجاست؛ واقعیت اینست که مسئله فقط میدان جنگ نیست. در جنگ‌های نامتقارن، پیروزی با تعداد موشک و کشته تعیین نمی‌شود، با تغییر موازنه‌ی معنا و قدرت تعیین می‌شود.
سوال: حماس با طوفان الاقصی چه کرد؟
برای فهم این سوال باید به سه افسانه‌ای نگاه کنیم که رژیم صهیونیستی در طول یک قرن بر پایه آن‌ها ایستاده بود:
اول، افسانه «مظلومیت». اسرائیل با روایت هولوکاست، سینما، رسانه و تاریخ‌سازی، خود را قربانی ابدی نشان داد تا جنایت‌هایش را مشروع کند.
دوم، افسانه «اقتدار». دهه‌ها تصویر یک رژیم شکست‌ناپذیر را ساخت؛ با گنبد آهنین، فناوری‌های نظامی و سرویس اطلاعاتی افسانه‌ای.
سوم، افسانه «امنیت». امنیت را چنان تبلیغ کرد که یهودیان از سراسر دنیا با خیال آرامش به فلسطین مهاجرت کردند.
۷ اکتبر هر سه افسانه را در هم شکست.
مظلومیت؟ حالا دنیا اسرائیل را سفاک‌ترین موجودیت قرن می‌داند.
اقتدار؟ ارتشی که با چند نیروی چریکی غافلگیر شد، دیگر اسطوره نیست.
امنیت؟ حالا شهرک‌نشین‌ها در حال فرارند، شرکت‌های بزرگ از اسرائیل بیرون می‌روند.
نتانیاهو بارها به صراحت گفت است: «درگیر جنگی موجودیتی هستیم.»
این همان رژیمی است که زمانی شعار «از نیل تا فرات» می‌داد، و حالا دغدغه‌اش حفظ چند کیلومتر امنیت در تل‌آویو است. رهبر انقلاب سال گذشته دقیق گفتند که: مجاهدت مردان فلسطینی 70 سال رژیم را عقب راند.
نظرسنجی‌های گالوپ، رویترز و نیویورک‌تایمز می‌گویند برای اولین‌بار در تاریخ، مردم آمریکا بیشتر از اسرائیل، از فلسطین حمایت می‌کنند. در اروپا و آمریکای لاتین هم خیابان‌ها پر از پرچم فلسطین است و دولت‌ها ناچارند پشت سر ملت‌ها حرکت کنند. نمونه اش دهها کشور اروپایی و آمریکایی که رسماً کشور فلسطین را به رسمیت شناختند.
این‌ها یعنی چه؟ یعنی حماس موفق شد جنگ را از خاک به ذهن منتقل کند؛ همان جایی که رژیم صهیونیستی همیشه در آن پیروز بود، حالا باخته است.
نتیجه؟ ۷ اکتبر فقط یک عملیات نظامی نبود؛ یک عملیات معنایی بود. نقطه‌ای که ورق تاریخ برگشت. بله، هزینه‌ها سنگین بود، اما تاریخ گاهی با خون نوشته می‌شود. جبهه مقاومت، زعما و بزرگانی از دست داد. البته قاعده جنگ نیز همین است. اما در نتیجه سراسر پیروزی به ارمغان رسید. تازه این ابتدای راه است....تا نابودی.

This comment was minimized by the moderator on the site

ریش‌هایتان را خیس کنید!

جنبش مقاومت اسلامی حماس، پس از سال‌ها شعار و خون و هزینه، بالاخره با انتشار یک بیانیه رسمی، صلح پیشنهاد ایالات متحده را پذیرفت.
بیانیه‌ای که در آن، نه نشانی از جمهوری اسلامی هست و نه حتی یک جمله قدردانی از چهار دهه پول، سلاح، نفت و خون جوانانی که به نام «آرمان فلسطین» خرج شدند.

ملت ایران سال‌هاست با تورم، بیکاری، تحریم، فقر و سرکوب دست و پنجه نرم می‌کند؛ همان ملتی که میلیاردها دلار ثروتش در حساب گروه‌هایی مثل حماس دود شد. گروهی که امروز با تشکر از دونالد ترامپ و
«میانجی‌گران عربی و اسلامی» تسلیم می‌شود و غزه را به یک دولت تکنوکرات واگذار می‌کند.

به یاد بیاورید شعارهای پرطمطراق این سال‌ها را:
«قدس، محور جهان اسلام»!
«عمق استراتژیک ایران درغزه»!
«نابودی اسرائیل نزدیک است»!

حالا در بزنگاه تاریخی، نه قدسی ماند، نه محوری، نه حتی یک «تشکر خشک و خالی» از جمهوری اسلامی...

ترکیه و قطر، نقش ریش‌سفید خاورمیانه را برای خود تثبیت کرده‌اند؛ منافع، اعتبار و موقعیت جهانی‌شان را گرفته‌اند و برای خود جایگاهی ساخته‌اند. ایران اما مانده است با میلیاردها دلار سرمایه بربادرفته و نسلی که قربانی توهم «آرمان‌های برون‌مرزی» شد.

امروز سؤال بزرگ در پیشگاه ملت ایران این است :
چه کسی پاسخگوی این همه خسارت‌های مالی است؟
چه کسی پاسخگوی خون های ریخته شده است؟
چه کسی باید بگوید این همه فداکاری و هزینه، چرا و برای چه نتیجه‌ای صورت گرفت؟

مردمان جنوب مثلی دارند :
«ریش همسایه را که تراشیدند، تو هم ریشت را برای اصلاح خیس کن.»
امروز ریش حماس تراشیده شد؛ فردا نوبت ریش شماست.

آری، تاریخ نشان داده است:
آنکه نیا‌موخت از گذشت روزگار ،
نیز نیاموزد از هیچ آموزگار.

بیانیه رسمی حماس در یک نگاه:
قدردانی از تلاش‌های عربی، اسلامی و بین‌المللی و به‌ویژه دونالد ترامپ برای پایان جنگ غزه.

پذیرش آزادی همه اسرای اسرائیلی، زنده یا مرده، طبق فرمول تبادل پیشنهادی آمریکا.

آمادگی برای آغاز فوری مذاکرات با میانجی‌گران جهت بررسی جزئیات توافق.

واگذاری اداره غزه به یک نهاد فلسطینی مستقل (تکنوکرات‌ها) بر اساس وفاق ملی، با پشتوانه حمایت عربی و اسلامی.

ارجاع سایر مسائل مربوط به آینده غزه و حقوق مردم فلسطین به اجماع ملی فلسطینی و قوانین بین‌المللی.

احمد نادعلی‌پور
شنبه ۱۲ مهر ۴۰۴

This comment was minimized by the moderator on the site

دو سال پس از حمله ۷ اکتبر حماس؛ از انفجار پیجرهای حزب‌الله تا رویارویی ایران و اسرائیل
یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار ۰۷/۱۰/۲۰۲۵

شبه‌نظامیان حماس بامداد ۷ اکتبر ۲۰۲۳ عملیاتی غافلگیرانه و بی‌سابقه را علیه اسرائیل انجام دادند؛ حملاتی که تحولات گسترده‌ای در منطقه به دنبال داشت و چهره خاورمیانه را دستخوش تغییر کرد.
حملات ۷ اکتبر ابتدا با شلیک موشک به خاک اسرائیل آغاز شدند و سپس با عملیات زمینی ادامه یافتند. در این عملیات جنگجویان حماس نزدیک به ۱۲۰۰ نفر را کشته و ۲۵۱ نفر دیگر را به گروگان گرفته و به غزه منتقل کردند.

حماس این عملیات را «طوفان الاقصی» نامید و هدف آن را پایگاه‌های نظامی، کیبوتص‌ها (شهرک‌های اسرائیلی) و جشنواره موسیقی «نُوا» اعلام کرد.

اسرائیل بلافاصله وعده داد که حماس را «نابود» خواهد کرد و تنها چند ساعت بعد حمله نظامی گسترده به غزه را آغاز کرد.

یادبود کشته‌شدگان جشنواره موسیقی نوا در حمله حماس در جنوب اسرائیل

شش روز پس از حمله حماس، در ۱۳ اکتبر، ارتش اسرائیل به ساکنان شمال نوار غزه دستور داد طی ۲۴ ساعت منطقه را تخلیه کنند تا زمینه برای حمله زمینی فراهم شود.

بر اساس آمار سازمان ملل، بیش از یک میلیون نفر مجبور به ترک خانه‌های خود و حرکت به‌سوی جنوب شدند.

تا همان تاریخ، بنا بر گزارش منابع محلی، بیش از ۱۵۰۰ فلسطینی در اثر حملات هوایی اسرائیل کشته شده بودند.


آتش‌بس نخست
پس از هفت هفته جنگ، نخستین آتش‌بس هفت‌روزه از ۲۴ نوامبر برقرار شد.

در این مدت، حماس ۸۱ گروگان را آزاد کرد و در مقابل، اسرائیل ۲۴۰ زندانی فلسطینی را آزاد نمود.

این آتش‌بس موقت با میانجی‌گری قطر و حمایت مصر و ایالات متحده برقرار شد.

اما در ۱ دسامبر، اسرائیل حملاتش را از سر گرفت و حماس را متهم کرد که از آزادی گروگان‌های دیگر و تمدید آتش‌بس خودداری کرده است. حماس نیز اسرائیل را مسئول فروپاشی آتش‌بس دانست.

حکم دیوان بین‌المللی دادگستری
در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۴، دیوان بین‌المللی دادگستری در حکمی از اسرائیل خواست از وقوع نسل‌کشی در میان فلسطینیان غزه جلوگیری کند.

این شکایت از سوی آفریقای جنوبی مطرح شده بود که اسرائیل را به نقض کنوانسیون جلوگیری از نسل‌کشی متهم کرده بود.

سازمان دیدبان حقوق بشر اعلام کرد: «این تصمیم تاریخی، اسرائیل و متحدانش را متوجه می‌کند که باید فورا برای جلوگیری از نسل‌کشی و جنایات بیشتر علیه فلسطینیان در غزه اقدام کنند.»

اسرائیل شکایت آفریقای جنوبی را «کاملا بی‌اساس و اخلاقا مشمئزکننده» خواند و آن کشور را به ارائه ادعاهای جانبدارانه و نادرست متهم کرد.

رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی، سیریل رامافوسا، در جلسه وزیر دادگستری در خصوص اسرائیل عکس: آسوشیتد پرس
انفجار بی‌سیم‌ها در لبنان
در ۱۷ و ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵، صدها دستگاه پیجر و بی‌سیم متعلق به اعضای حزب‌الله به‌طور هم‌زمان در سراسر لبنان منفجر شدند.

این حمله که به اسرائیل نسبت داده شد، حداقل ۳۷ کشته و نزدیک به ۳ هزار زخمی بر جای گذاشت.

انفجارها در خیابان‌ها، فروشگاه‌ها و اماکن عمومی رخ داد و نشانه‌ای از اوج گرفتن تنش میان اسرائیل و حزب‌الله بود.

ماکرون حمله هفت اکتبر حماس را «بزرگترین کشتار یهودیان در قرن حاضر» خواند
سازمان ملل: در حملات هفتم اکتبر حماس به اسرائیل «تجاوز گروهی» رخ داده است
حزب‌الله اعلام کرد که از روز پس از آغاز جنگ غزه برای همبستگی با فلسطینیان، شروع به شلیک به سمت اسرائیل کرده است.

این وضعیت به مدت یک سال ادامه یافت تا اینکه با میانجی‌گری آمریکا در نوامبر سال گذشته آتش‌بس برقرار شد.

شیعیان عراقی در حال تشییع تابوت شبیه‌سازی شده از رهبر حزب‌الله لبنان، سید حسن نصرالله، در بصره
شیعیان عراقی در حال تشییع تابوت شبیه‌سازی شده از رهبر حزب‌الله لبنان، سید حسن نصرالله، در بصره عکس: آسوشیتد پرس
کشته شدن حسن نصرالله
ده روز بعد در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵، اسرائیل در حمله‌ای به مقر مرکزی حزب‌الله در بیروت، حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله را کشت.

درگیری‌های اسرائیل و حزب‌الله در مجموع حدود ۴ هزار کشته و بیش از ۱۶ هزار زخمی در لبنان برجای گذاشت و بیش از ۱ میلیون نفر آواره شدند.

بخش‌های جنوبی لبنان و برخی مناطق بیروت نیز به‌شدت آسیب دیدند.

خانه ویران‌شده در جنوب لبنان در جریان حملات هوایی اسرائیل عکس: آسوشیتد پرس
آتش‌بس ۱۵ ماه پس از جنگ
پس از بیش از ۱۵ ماه جنگ، توافق آتش‌بس با میانجی‌گری قطر، مصر و آمریکا در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۵ حاصل شد و از ۱۹ ژانویه به اجرا درآمد.

در این توافق، ۳۳ گروگان (از جمله هشت جسد) در برابر حدود ۲ هزار زندانی فلسطینی مبادله شدند.

اما دو ماه بعد، در ۱۸ مارس ۲۰۲۵، اسرائیل به‌طور یک‌جانبه توافق را نقض کرد و دوباره بمباران غزه را از سر گرفت.

زندانیان فلسطینی پس از آزادی در جریان مبادله با گروگان‌ها عکس: آسوشیتد پرس
درگیری اسرائیل و ایران
از ۱۲ تا ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵، جنگی ۱۲روزه میان اسرائیل و ایران در گرفت.

اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، سپاه پاسداران، پدافند هوایی و مناطق مسکونی حمله کرد. در پاسخ، ایران نیز ده‌ها موشک به سمت اسرائیل شلیک کرد.

ایالات متحده نیز با استفاده از بمب‌های سنگرشکن به حملات هوایی علیه مراکز هسته‌ای ایران پیوست و در پاسخ، ایران پایگاه هوایی آمریکا در قطر را هدف قرار داد.

دولت قطر گفت از قبل درباره حمله هشدار دریافت کرده و تمام موشک‌ها رهگیری شدند و تلفات جانی گزارش نشد.

امدادگران در میان آوار ساختمان‌های مسکونی ویران‌شده در اثر حمله موشکی ایران در بئرشبا اسرائیل. عکس: آسوشیتد پرس
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در ۲۴ ژوئن آتش‌بس اعلام کرد.

به گفته یک سازمان غیردولتی، این درگیری کوتاه بیش از هزار کشته در ایران و ۲۸ کشته در اسرائیل برجای گذاشت.

ساختمان اداری ویران‌شده در زندان اوین پس از حمله هوایی اسرائیل
ساختمان اداری ویران‌شده در زندان اوین پس از حمله هوایی اسرائیل عکس: آسوشیتد پرس
اعلام قحطی در غزه
در ۲۲ اوت ۲۰۲۵، نهاد بین‌المللی «ارزیابی بحران‌های غذایی» اعلام کرد که قحطی در شهر غزه آغاز شده و بدون آتش‌بس و رفع محدودیت‌ها بر کمک‌های بشردوستانه، ممکن است به سراسر نوار غزه گسترش یابد.

این نهاد گفت گرسنگی نتیجه نبردها، محاصرهٔ کمک‌ها، آوارگی گسترده و فروپاشی تولید مواد غذایی است.

نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، وجود قحطی را انکار کرد و گزارش‌ها را «دروغ‌های تبلیغاتی حماس» خواند.

تجمع فلسطینیان برای دریافت غذای اهدایی در غزه عکس: آسوشیتد پرس
طرح صلح ترامپ
در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵، رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ طرحی ۲۰بندی برای پایان دادن به جنگ دو‌ساله در غزه ارائه داد.

این طرح شامل آزادی همه گروگان‌ها، خلع سلاح حماس و توقف عملیات نظامی اسرائیل است.

حماس اعلام کرد با اصل پایان جنگ موافق است، اما با برخی بندهای طرح اختلاف دارد. گفت‌وگوها در مصر ادامه دارد.

جبالیا در غزه پس از بمباران‌های ارتش اسرائیل
جبالیا در غزه پس از بمباران‌های ارتش اسرائیل عکس: آسوشیتد پرس
تلفات دو سال جنگ
بر اساس آمار وزارت بهداشت غزه، در دو سال گذشته بیش از ۶۶ هزار نفر کشته و ۱۷۰ هزار نفر زخمی شده‌اند.

حماس هنوز ۴۸ گروگان در اختیار دارد که اسرائیل می‌گوید تنها ۲۰ نفر از آن‌ها زنده‌اند.

This comment was minimized by the moderator on the site

از تاریخ بیاموزیم!


حاکمان دانا از جنگ پرهیز می‌کنند، نه از ترس شکست، بلکه به دلیل نگرانی از ویرانی کشورشان، حتی در صورت پیروزی.
آنها می‌دانند که جنگ، حتی با پیروزی، هزینه‌های سنگین و جبران‌ناپذیری بر ملت تحمیل می‌کند.
ویرانه‌ای که جنگ به جا می‌گذارد، پیروزی را بی‌ارزش می‌کند. ویرانی و اندوه مردم، حتی در پیروزی، شکست است.

وقتی اسکندر مقدونی به چین رسید، در محل فرماندهی لشکر، با سردارانش مشغول گفتگو بود که دربان آمد و گفت:
فرستاده پادشاه چین بر در است و اجازه ورود می‌خواهد، او را به درون آوردند.
بایستاد و گفت:
چیزی که برای گفتن آن آمده‌ام برنمی‌تابد که دیگری نیز بشنود. اسکندر حاضران را مرخص کرد و شمشیر آخته برگرفت و گفت:
بگو هر چه می‌خواهی.
گفت: من پادشاه چین هستم، نه فرستاده‌ او!
اسکندر گفت:
چه شد که از جان باک نداشتی و به نزد من آمدی؟
گفت: چون می‌دانم از کشتن من بهره‌ای نخواهی برد.
اسکندر دانست که مردی با خِرد است.
پس گفت:
باج سه سال چین را می‌خواهم تا بروم.
گفت: بپذیرم.
اما مردم من، مرا بکشند که چنین ثروتی به تو داده‌ام.
اسکندر گفت:
اگر باج یک ساله بستانم چه شود؟
گفت: بهتر باشد و گشایش بیشتر. بپذیرفت و سپاس گزارد و برفت.

بامداد که شد سپاهی گران از چینیان گرداگرد اسکندر را بگرفته بود. چنان که اسکندر و سپاهش از محاصره و نابودی ترسیدند.
اسکندر، به پادشاه چین گفت:
نیرنگ زدی؟
شاه چین گفت: نه!
این سپاه را آوردم تا بدانی که اگر با تو بر صلح نهادم، از ناتوانی نبود. هراس ویرانی سرزمینم حتی در صورت پیروزی را داشتم.
اسکندر را خوش آمد و گفت: چون تو مردی، هرگز خوار نشود و باج نپردازد.
از گرفتن باج درگذشتم و می‌روم.
شاه چین گفت:
زیان نخواهی دید.
اسکندر از چین بازگشت.
شاه چین دو برابر آنچه گفته بود برایش فرستاد.

چین تنها سرزمینی بود که از هجوم اسکندر ویران نشد. زیرا فرمانروای چین تا دیر نشده با آن جهانگشای مغربی وارد مذاکره شد.
این کمترین فایده مذاکره است با دشمن.
میهن و مردمانش می‌ستایند، آن کس را که با تدبیر نیکو، شرِّ جنگ را از سر میهن بگرداند.

جنگ، چون طوفانی بی‌رحم، هر آنچه از مهر و آبادانی ساخته شده را در هم می‌کوبد و جز خاکستر غم و ویرانی بر جای نمی‌گذارد.

This comment was minimized by the moderator on the site

گیر دوباره!

جنگ در غزه در مسیر پایان قرار گرفته است؛ برجام هم که به رحمت ابدی رفته است؛ مذاکره با اروپا و آمریکا هم که در کمای عمیق است؛ رفع فیلترینگ هم که از دستور کار خارج شده است!

با این حساب، تندروها به چه گیر دهند و چگونه خود و دیگران را سرگرم کنند؟

خب، یک چیز که هنوز به صورت استخوان لای زخم مانده است: بازگشت به موضوع حجاب و نوع پوشش بانوان!

وقتی برنامه‌ای ایجابی برای رفع مشکلات و کاهش فشارهای فزاینده بر روی روان و زندگی مردم وجود نداشته باشد، برنامه‌ای سلبی برای آزار و اذیت و به هم زدن اندک آرامش مردم که باید وجود داشته باشد!

احمد زیدآبادی

This comment was minimized by the moderator on the site

چرخش ترامپ از نتانیاهو به سوی اعراب؟ / تحلیلی از روزنامه اسراییلی و چپگرای هاآرتص
.
"زوی بارئل"، تحلیلگر اسراییلی، در یادداشتی برای روزنامه هاآرتص نوشت:

پیش‌بینی این‌که مسیر رسیدن به آتش‌بس میان اسرائیل و حماس — مسیری پر از چالش — چگونه طی خواهد شد، دشوار است. تدارکات فنی لازم برای اجرای مرحلهٔ نخست، به مذاکرات بیشتری نیاز دارد که از روز جمعه در مصر آغاز شده، و هنوز نمی‌توان حدس زد که این گفت‌وگوها چگونه به پایان خواهد رسید.

مرحلهٔ اصلی طرح؛ یعنی انتقال قدرت در غزه به یک نهاد اداری خارجی که ممکن است بر پایهٔ نیروی چندملیتی استوار باشد، به توافقات بسیار پیچیده‌تری نیاز خواهد داشت تا قابل اجرا شود. در حال حاضر، چنین نهادی فقط روی کاغذ وجود دارد.

اما برخلاف مذاکرات قبلی از آغاز جنگ، که فقط با هدف رسیدن به توافقی برای آزادی گروگان‌ها و تعیین شرایط اجرایی آن انجام می‌شد، طرح ترامپ کل خاورمیانه را در بر می‌گیرد. توافق گروگان‌ها تنها «قسط اول» این طرح است.

سنگ‌بنای طرح ترامپ: خاورمیانه‌ای چندطبقه با جایزهٔ نوبل در رأس آن

این طرح سنگ‌بنای ساختمانی چندطبقه است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، قصد دارد برای منطقه بسازد. ساختمانی که در رأس آن، جایزهٔ صلح نوبل می‌درخشد.

اما ترامپ پیش از هر توافقی، تغییرات تکتونیکی عمیقی را آغاز کرده است. او با اتخاذ مواضع کشورهای عربی پیشرو ( به‌ویژه عربستان سعودی، قطر و مصر) به آن‌ها قدرت چانه‌زنی‌ای بخشیده که حتی از نفوذ اسرائیل فراتر می‌رود.
درک نیازهای امنیتی اسرائیل و تمایل آن برای «گشودن درهای جهنم» جهت نابودی حماس، جایگاه نخست خود را از دست داده و جای آن را منافع کشورهای عربی گرفته است.

ترامپ اکنون دلایل اسرائیل برای ادامهٔ جنگ را نیازهای سیاسی داخلی می‌داند، امری که به‌زعم او نباید برای دولت آمریکا الزام‌آور یا حتی جالب باشد.

فرمان بی‌سابقه ترامپ: توقف فوری بمباران غزه

اوج این برداشت جدید زمانی نمایان شد که ترامپ به شکلی بی‌سابقه به اسرائیل دستور داد فوراً بمباران غزه را متوقف کند، تنها چند روز پس از آن‌که دوباره هشدار داده بود اگر حماس پیشنهادش را نپذیرد، «جهنمی بی‌سابقه» در انتظارش خواهد بود.

این اعلامیهٔ ترامپ نه‌تنها اسرائیل را شوکه کرد، بلکه رهبران عرب، به‌ویژه مقامات ارشد حماس، را نیز غافلگیر کرد؛ کسانی که بر اساس واکنش‌های علنی‌شان، چنین تصمیم سریع و قاطعی را انتظار نداشتند.

در عمل، این فرمان مذاکرات را از یکی از دشوارترین موانعی که مانع جلب رضایت حماس می‌شد نجات داد؛ مانعی که حماس رضایت خود را مشروط به تضمین‌های آمریکا کرده بود.

ترامپ به‌جای تنظیم «نامهٔ تضمین» یا دادن وعده‌های کلی دربارهٔ پایان جنگ در آینده، خودش جنگ را پایان داد و بدین‌ترتیب، نیاز به هرگونه تضمین را از میان برد.

فشار عربی او را واداشت تا جنگ میان اسرائیل و ایران را پایان دهد؛ جنگی که در دو سال گذشته ایران را به‌عنوان «میهمان دائم» به اتحادیه عرب وارد کرد.

همین فشار موجب شد طرح «ساحل غزه» (Gaza Riviera) از دستور کار کنار گذاشته شود، و ترامپ اعلام کند که به اسرائیل اجازهٔ الحاق کرانهٔ باختری را نخواهد داد، اقدامی که در واقع مرزهای اسرائیل را ترسیم کرد، همان‌گونه که اکنون در غزه در تلاش است انجام دهد.

این بلوک عربی البته یکپارچه نیست؛ اختلافات دیرینه و رقابت منافع میان آن‌ها پابرجاست و دشمنی و بی‌اعتمادی متقابل کم نیست. اما اسرائیل که تصور می‌کرد پس از توافقات ابراهیم، مسئلهٔ فلسطین دیگر عامل وحدت اعراب علیه آن نخواهد بود، بار دیگر غافلگیر شد.

چالش‌های اجرای «ضربهٔ بزرگ ترامپ»

اکنون پرسش این است که آیا و چگونه این کشورها می‌توانند نفوذ خود را برای تکمیل «ضربهٔ بزرگ ترامپ» به کار گیرند؟ آن‌ها باید به گونه‌ای شکاف میان طرح روی کاغذ و واقعیت در میدان را پر کنند، جایی که نیت واقعی اسرائیل و حماس آشکار خواهد شد.

در ظاهر، طرح ترامپ چارچوبی جامع ارائه می‌دهد که شامل آزادی گروگان‌ها و زندانیان فلسطینی و نیز طرحی برای ادارهٔ غزه است. پیشنهاد آتش‌بس ترامپ، حماس را خنثی می‌کند و مسیر مبهمی برای تأسیس کشور فلسطین ترسیم می‌کند.

اما در عمل، این‌ها دو طرح مستقل هستند. آزادی گروگان‌ها و مرحلهٔ نخست، به ایجاد نهاد اداری عربی یا فلسطینی در غزه وابسته نیست و ارتباطی با اجرای طرح تونی بلر برای ایجاد یک «مرجع موقت ادارهٔ غزه» ندارد.

شکاف میان طرح ترامپ و واقعیت میدانی

در میان این دو هدف، شکافی وجود دارد که پر کردن آن دشوار خواهد بود. هرچند در طرح از یک «ادارهٔ بین‌المللی صلح» سخن رفته که ترامپ به‌طور نمادین ریاست آن را بر عهده دارد و تونی بلر، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، آن را در عمل هدایت می‌کند، اما حماس موضع متفاوتی دارد.

از یک سو، حماس به‌طور اصولی پذیرفته که بخشی از ادارهٔ موقت غیرنظامی تکنوکراتیک غزه نباشد؛ اداره‌ای که قرار است تحت نظارت نوعی نامشخص از تشکیلات خودگردان فلسطین فعالیت کند. این رضایتِ مشروط پیش‌تر، پس از انتشار طرح مصری در مارس گذشته، اعلام شده بود.

اما از سوی دیگر، دربارهٔ نقش آینده‌اش در ادارهٔ غزه، حماس گفته است: «این موضوع وابسته به موضع ملی کلی است و تابع قوانین و قطعنامه‌های بین‌المللی مربوطه خواهد بود و در چارچوب ساختار ملی فلسطین که حماس نیز بخشی از آن است مورد بحث قرار خواهد گرفت.»

به‌عبارتی، حماس که در پاسخ خود بند خلع سلاح را نادیده گرفته، همچنین از بخشی که برای اعضای تسلیم‌شدهٔ حماس مسیر امنی تضمین می‌کند، چشم‌پوشی کرده است. این گروه همچنین دربارهٔ استقرار نیروی چندملیتی در غزه موضع روشنی نگرفته است.

در حال حاضر، حماس می‌کوشد جایگاه سیاسی و اداری موردنظر خود در غزه را تثبیت کند و قصد ندارد از آن صرف‌نظر کند.
حماس احتمالاً تلاش خواهد کرد با تکیه بر تصمیم ترامپ برای توقف حملات اسرائیل و حمایت کشورهای عربی از طرح او، خواهان تعدیل‌هایی در طرح شود که موقعیتش را تضمین کند. در آن صورت، اسرائیل ممکن است دریابد که «ترامپِ بزرگ و زمخت» در واقع از جنسی انعطاف‌پذیر و کشسان ساخته شده است، با قابلیت خم شدنِ شگفت‌انگیز در برابر واقعیت سیاسی جدید.

هنوز روشن نیست که آیا دستور ترامپ برای توقف درگیری‌ها از پیش با رهبران عرب یا با رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، هماهنگ شده بود یا نه. اختلافات او در مراحل پایانی مذاکرات افزایش یافت و حتی برای تصمیم ترامپ اعتبار قائل شد، امری که راه را برای پذیرش طرح از سوی حماس هموار کرد.

اما نتیجهٔ دیپلماتیک این تصمیم اکنون به‌طور محسوس آشکار است و تأثیر آن بسیار فراتر از مرزهای غزه می‌رود.

توازن جدید: کشورهای عربی در برابر اسرائیل در کاخ سفید

تا پیش از این، کشورهای میانجی — به‌ویژه مصر و قطر — مجبور بودند فشار دیپلماتیک سنگینی بر حماس وارد کنند، در حالی که اسرائیل از پشتیبانی کامل و باثبات دولت آمریکا برخوردار بود. دولت ترامپ پیش‌تر موضع اسرائیل را پذیرفته بود که می‌گفت تنها فشار نظامی می‌تواند به آزادی گروگان‌ها منجر شود.

اما اکنون، پیشبرد طرح به رسمیت شناختن دولت فلسطینی از سوی کشورهای عربی، ایجاد «پیوند بزرگ مالی» میان آن‌ها و ترامپ (که شامل تعهد به سرمایه‌گذاری هزاران میلیارد دلاری است)، و نیز شوک جهانی ناشی از صحنه‌های کشتار و ویرانی در غزه، پایه‌های الگوی راهبردی قدیمی را متزلزل کرده است؛ الگویی که به اسرائیل اولویت دیپلماتیک در واشنگتن و «کلید اختصاصی کاخ سفید» را می‌داد.

به این ترتیب، یک ائتلاف عربی کم‌سابقه شکل گرفته که اکنون می‌تواند با اسرائیل در استفاده از اهرم‌های نفوذ در کاخ سفید رقابت کند و قدرتی برای شکل دادن به سیاست منطقه‌ای آمریکا به دست آورده است.

دو یا سه کشور عربی که پیش‌تر فقط نقش «میانجی» در توافقات محلی را داشتند، اکنون در حال تغییر دادن موازنهٔ دیپلماتیک منطقه‌اند

تأثیرات این قدرت جدید عربی

این نخستین بار نیست که چنین قدرت جمعی عربی خود را نشان می‌دهد؛ نیرویی که از زمان ورود ترامپ به کاخ سفید تقویت شده است. همین نفوذ باعث شد:

ترامپ به‌سرعت مشروعیت رئیس‌جمهور سوریه، احمد الشرع را بپذیرد و تحریم‌های سوریه را لغو کند.

This comment was minimized by the moderator on the site

اسرائیل بدون ایالات متحده نمی‌توانست زنده بماند

آنا کاسپاریان، روزنامه نگار و کارشناس سیاسی ارمنی تبارِ اهل آمریکا، نوشت:

تاکر کارلسون‌، از حامیان ترامپ، (اخیرا ترور شد) در یک مونولوگ ،سخنرانی، طولانی درباره سمی بودن روابط اتحاد ایالات متحده و اسرائیل صحبت کرد.

«تاکر کارلسون: هیچ جهانی وجود ندارد که در آن آمریکا به اسرائیل نیاز داشته باشد. این کشور تنها ۹ میلیون نفر جمعیت دارد و هیچ منبع طبیعی ندارد. بنابراین ناچیز است.

همچنین از نظر فیزیکی کوچک است. تقریباً به اندازه نیوجرسی معروف است. اما تولید ناخالص داخلی بسیار کمتری نسبت به نیوجرسی دارد. اقتصاد آن بسیار کوچکتر از ایالت نیوجرسی است. حدود نصف اندازه اقتصاد ایالت ماساچوست یا ایلینوی.

واقعاً مهم نیست. در واقع، اگر به نقشه نگاه کنید و فکر کنید، می‌بینید که سیاست قدرت به کجا می‌رود!

اسرائیل حتی در لیست نیست. و با این حال، با وجود بی‌اهمیتی عینی‌اش، محور گفتگو است و همچنین محور هزینه‌ها نیز هست.

از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، که کمی کمتر از ۲ سال پیش است، ایالات متحده حداقل ۳۰ میلیارد دلار برای دفاع از اسرائیل هزینه کرده است.

این رقم هنگفتی است. اسرائیل با اختلاف زیاد، و هیچ کشور دیگری به آن نزدیک هم نمی‌شود، بزرگترین دریافت‌ کننده کمک‌های ایالات متحده در طول زمان است. اسرائیل بدون ایالات متحده نمی‌توانست زنده بماند.

اسرائیل جنگ‌های خود را با حمایت آمریکا انجام می‌دهد. خدمات اجتماعی آن، که بسیار سخاوتمندانه هم هست، با یارانه‌های آمریکایی امکان‌پذیر شده است.

به عبارت دیگر، هر دلاری که از ایالات متحده به ارتش اسرائیل می‌رود، دلاری است که ملت اسرائیل می‌تواند برای مردم خود خرج کند.

ما وقت، پول و ریسک‌های عظیمی را به نمایندگی از کشوری که از نظر ژئوپلیتیکی اصلاً قابل توجه نیست، صرف می‌کنیم. نکته جالب این است که اکثر آمریکایی‌ها نمی‌دانند این واقعیت دارد.»

This comment was minimized by the moderator on the site

بالاخره یک‌روز ما ایرانی‌ها هم می‌فهمیم...

مهدی خسروانی

بالاخره یک روز ما ایرانی‌ها هم می‌فهمیم که جای برخی چیزها را با برخی چیزها نمی‌شود پر کرد. جای خردورزی را با احساسی‌گری نمی‌شود پر کرد. جای تلاش طاقت‌فرسا و مدبّرانه‌ی چند ده ساله را با غیرتی‌شدن و «همت‌کردن» گاهگاهی نمی‌توان پر کرد. جای تدبیر را با «خشم» نمی‌توان پر کرد. جای سیاست‌ورزی را با راهپیمایی و شعار نمی‌توان پر کرد.

قوی‌بودن و قدرت‌نمایی ‌کردن در برابر آمریکا، عربستان یا هر کشور دیگری که «در عالم واقع» (و نه در راهپیمایی و بیانیه و سخنرانی) به ما ضربه می‌زند خوب است، دلچسب است. اما اگر می‌خواستیم امروز چنین قدرت‌نمایی‌ای کنیم باید از چندین سال قبل یا چند ده سال قبل به فکر می‌بودیم.
اینکه امروز به ترامپ فحش بدهیم یا عربستان را «عقب‌افتاده» بنامیم یا ارتش این کشور را «اجاره‌ای» لقب دهیم، یا پوزخند بزنیم که «معلوم نیست با یک ترقه وضعشان چه‌طور بشود» یا خواب ببینیم که «به محض دستور رسیدن از بالا، تل‌آویو را با خاک یکسان می‌کنیم» خوب است؛ دلمان را خنک می‌کند و حتی ممکن است، برای چند دقیقه، غلیانی مطبوع در خون خودمان و مخاطبانمان ایجاد کند.

اما اینها ربط چندانی به «واقعیت» ندارد. واقعیت آنجاست. واقعیت نفتی است که تا دیروز می‌فروختیم و امروز نمی‌توانیم بفروشیم. واقعیت ارزش پول ملی‌مان است که با یک چرخش قلم ترامپ، در عرض یک سال، به یک چهارم رسید. واقعیت آن کارخانه‌ای است که تا پارسال کار می‌کرد و امروز نمی‌کند؛ کارگری است که تا پارسال کار داشت و امروز ندارد.
واقعیت این است که امروز تأمین حداقل نیازهای غذایی و بهداشتی برای یک ایرانی متوسط دارد به آرزو تبدیل می‌شود.
واقعیت آن هشتصد میلیارد دلاری است که در خزانه‌ی کشور عربستان است و آن تارعنکبوت‌هایی است که در خزانه‌ی کشور ما تنیده شده است؛ همان هشتصد میلیارد دلاری که به صاحبش اجازه داد، با خونسردی تمام، درخواست ایران برای تنظیم بازار و جلوگیری از سقوط قیمت نفت را رد کند و، با همین تصمیم کوچک و ساده، جیره‌ی بخور و نمیر ما از درآمد نفت را هم به یک‌چندم کاهش دهد و دولت ما را از انجام اولیه‌ترین وظیفه‌هایش ناتوان کند.
واقعیت این است که تقریباً هیچ یک از کشورهای منطقه، از پاکستان هسته‌ای و ترکیه‌ی قلدر گرفته تا افغانستان، پشت ما نیست؛ و همه‌ی ما می‌دانیم که این واقعیت معنای سیاسی انکارناپذیری دارد.

می‌توانیم باز هم شعار دهیم تا دلمان خنک شود. می‌توانیم لاف بزنیم که «منطقه را به گورستان سربازان آمریکایی تبدیل می‌کنیم». اما بهتر است بدانیم که این هیچ ربطی به «واقعیت» قدرت ما ندارد.

«قوی‌بودن» لذتبخش است. اما برای رسیدن به این لذت باید رنج کشید. و شاید نخستین رنجی که باید بر خود هموار کنیم «رنج دل‌کندن از دل‌خوش‌کنک‌ها» است. رنج ریشه‌کن‌کردن احساساتی‌گری‌ ای که مثل سلول سرطانی در خونمان نفوذ کرده است.

صبح ما

This comment was minimized by the moderator on the site

ترامپ: او (اردوغان)سوریه رو تصاحب کرد، دوست ندارد در موردش حرف بزند.

این کار (تصاحب سوریه) به صورت low-key (آروم و بی‌سروصدا) انجام شد.»

ترامپ با خنده و تأکید، اردوغان رو مسئول اصلی این دستاورد دانست و گفت: «این مرد مسئولشه، مسئولیت رو قبول نمی‌کنه اما واقعاً یه دستاورد بزرگه!»

This comment was minimized by the moderator on the site

دروغ بزرگ

1اسماعیل قاآنی فرمانده نیروی قدس سپاه می‌گوید: "از انجام عملیات ۷ اکتبر نه تنها ما و سیدحسن بلکه رهبران حماس مثل شهید هنیه هم اطلاعی نداشتیم"

2 قاآنی گفته ۷ اکتبر یک توطئه بود که اسرائیلی ها ترتیب آنرا دادند.

3برخی اظهارنظر کردند که۷ اکتبر، هدف قرار گرفتن برج‌های دوقلو نیویورک و اشغال سفارت آمریکا در ۵۸ هر سه توطئه هایی بودند که ذینفعان طراحی و توسط نفوذی‌ها به دیگر نیروها القا شد.

حالا چند سوال توضیح

1چه کسانی بودند سان و رژه پیروزی راه انداختند با تشریفات بطرف دانشکده افسری خرمن کردند
2چه کسانی بودند که نقل و شیرینی توزیع جشن و شادی گرفتند
3چه کسانی بودند برای رفتن به غزه این نوشتند لیست کردند
4حقیقتا حسن نصرالله فوت کرده ولی حقیقت را باید گفت حسن نصرالله نگران آینده و راضی بشرکت در عملیات نبودگفت اگر ما عمل کنیم جمهوری اسلامی هدف واقع میشود چه کسانی بآو اصرارکردندواردعمل شود
که پاسخ داد اگرواردشوم برای جمهوری اسلامی بدمیشود
5این همه تونل درغره ولبنان وارسوریه لبنان برای چه بود این همه کارگاه ساخت موشک برای چه بود
6پیجرهارا چه کسی سفارش داد که اسراییل با کارخانه سازنده تبانی وانهارا انفجاری نمود وان همه اعضای حزب اله همه برای یک عمر فلج جسمی شدند وتابحال کسی سفارش دهنده پیجرهارا  معرفی نکرده مبهم  است
7ساک ساک چمدان چمدان پول برای غزه ولبنان چه بود

بدین ترتیب تهران نه اینکه از عملیات بی خبر نبوده باسران حماس درقطر درتماس بوده. هزینه عیش ولاکچری زندگیشان را ارکیسه مردم پرداخت میکرده وچون جشن گرفته از قضیه باخبر بودن واین ادعای فلانی دروغ محض است وحتی حسن نصرالله که بخاطر خطر بودن مسیله مخالف عملیات بودنیز توسط ایران وادار به عملیات شد وعاقبت آن اتفاق برای لبنان پیش آمد وبرای سوریه پیش امد‌ این همه نیرو کشی بسوریه ولبنان آن همه بمباران اسراییل باچراغ سبز روسیه  وان همه تلفات از ایرانیان وارتش های نیابتی وتامین مادام العمر خانواده هایشان ترکیه ملت مظلوم ایران  همه هم خلاف قانون وعرف دیپلماتیک و خلاف اصول نظامی بوده کسیکه فرمان تحویل پول و امکانات داده و کسیکه دقیق درجریان بوده و دستور برگزاری شادی و شربت و شیرینی وسان پروژه بوده واین همه نیروی انسانی را بکشتن داده هزاران جنگجوی افغان را درایران پذیرفته دستور ساخت مسکن برایشانصادر کرده و تحصیل فرزندانشان رایگان کرده و ایمان زنانشان را رایگان کرده که حتی درایران دست بقتل شهروندان ایران نیز زده اندوبخاطر این قشون کشی های بی جهت عاقبت طبق پیش بینی حسن نصرالله ایران رااماج اسراییل وامریکا کرده واین همه سردارونطامی ایران و صدها ایرانی را درجنگ 12روزه بکشتن داده وملت  ا بخاطر این هواوهوس موهوم کشوری رااماج جهان کرده وبفقر وتحریم کشانده و هزاران میلیارد ثرون این میهن را نابود کرده بایدبرحسب قانون علنا  پاسخ ملت رابدهد
محمد هادی پریازانی بازنشسته ارتش بازمانده و ایثار گر جنگ

This comment was minimized by the moderator on the site

هوشمندانه" خوب است اما نه برای ایرانی‌ها!

رسانه‌های جریان تندرو از جمله روزنامۀ کیهان که پیش از این طرح صلح ترامپ را "طرح تصاحب غزه" توصیف می‌کردند، اکنون موافقت حماس با این طرح را "هوشمندانه" معرفی می‌کنند!
کاش خودشان هم از این نوع "هوشمندی‌ها" به خرج می‌دادند! و یا حداقل اجازه می‌دادند که دولت پزشکیان هم همینطور "هوشمندانه" با برخی طرح‌های بین‌المللی روبرو شود!
ظاهراً از نگاه برخی جریان‌های سیاسی در ایران "برخورد هوشمندانه" خوب است اما برای همسایه!
چطور من که بعد از عملیات 7 اکتبر به قصد جلوگیری از حملۀ اسرائیل به نوارغزه و کشت و کشتار مردم و نابودی شهرهای آنجا پیشنهاد کردم بهتر است حماس نیروهای مسلح خود را از نوارغزه عقب بکشد و کنترل باریکه را به دولت خودگردان فلسطین واگذار کند، بلافاصله با موجی از اهانت و تهمت و اتهامِ طرفداری از منطقِ "بده بره!" در صدا و سیما و رسانه‌های همسوی آن و حتی احضار به مراکز امنیتی روبرو شدم، اما حالا که حماس همین موضوع را مورد تأکید قرار داده است، برخوردش "هوشمندانه" اعلام می‌شود!
به جای فحاشی، در یک کلام توضیح دهند که این برخورد دوگانه و تبعیض‌آمیز برای چیست و از کجا آب می‌خورد؟
الان زمانی است که دوستانی مثل دکتر بیژن عبدالکریمی نظر خود را در این باره مطرح کنند.
احمد_زیدآبادی

This comment was minimized by the moderator on the site

با چه منطق و استدلالی صبح روز ۸ اکتبر ۲۰۲۳ سر میدان ولیعصر ولیمه دادند؟

قریب به دو سال از حمله بهت آور و صاعقه وار حماس به شهر های نزدیک نوار غزه می‌گذرد. عملیاتی که یحیی سنوار، فرمانده شاخه نظامی حماس تصورش را هم نمی‌کرد که پس لرزه هایش تا آنسوی مرزهای ایران برود و چهره خاورمیانه را به کلی دگرگون سازد. ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس همچنان به عنوان یک گروه مسلح و آماده به رزم محسوب می‌شد. حزب‌الله لبنان با فرماندهی منسجم و انبار تسلیحاتی مملو از موشک های ایرانی تحت فرمان سید حسن نصرالله برای اسرائیل شاخه و شانه می‌کشید. بشار اسد به عنوان فرمانده سر پل تدارکاتی ایران به منطقه غرب آسیا تقریبا خیالش از آشوب ۱۲ ساله راحت شده بود و کماکان سوریه مسیری امن جهت ارتزاق حزب‌الله و حماس محسوب می‌شد. حشدالشعبی در عراق بدون رقیب و بدون تهدید سروری میکرد و در آخر ایران به عنوان پدرخوانده گروه های مقاومت با خیالی آسوده کارت های بازی خود را در خاورمیانه‌ی پر آشوب منظم می‌کرد. همه چیز همانگونه بود که می‌بایست باشد. اما سنوار تمام قواعد بازی را به هم ریخت و زمین و توپ بازی را دودستی تحویل نتانیاهو داد.

نتیجه چه شد؟! نزدیک به ۷۰ هزار کشته در باریکه غزه و قدری بیش از این مجروح، ۳۰ هزار کودک بیگناهی که توسط قصاب یهود کشته شدند و دیگر آسمان غزه را نخواهند دید، حماسی که بعد دو سال و با از دست دادن اکثر فرماندهان و تسلیحات جنگی عملا تفنگ بر زمین گذاشت، سوریه ایی که بشار دو دستی در طبقی از طلا بر دامن اردوغان گذاشت، حزب‌اللهی که عملا دیگر نیست و اگر هم باشد برای کسی تهدیدی حساب نمی‌شود. حشدالشعبی که سایه قانون انحصار دولتی سلاح را بر سر خود می‌بیند و در نهایت ایرانی که بیش از هزار نفر شهید داد و دیگر نه کارت های رنگارنگ خود را دارد و نه صنعت هسته‌ای و گرفتار زیر فشار مکانیسم ماشه!

به حق که تاریخ در خاورمیانه عجولانه تر و ویرانگر تر از هر نقطه از این کره خاکی بر ما می‌تازد.

حال تمام این مسائل را گوشه ذهن نگهدارید و به این فکر کنید که با چه منطق و استدلالی صبح روز ۸ اکتبر ۲۰۲۳ سر میدان ولیعصر ولیمه دادند؟

This comment was minimized by the moderator on the site

وزیر دفاع آمریکا در نشستی کم‌سابقه با حضور صدها تن از ژنرال‌های ارتش:

به وزارت جنگ خوش آمدید، زیرا دوران وزارت دفاع به پایان رسیده

به منظور تضمین صلح، باید برای جنگ آماده شویم

کشنده‌ترین ارتش روی این سیاره هستیم، هیچ‌کس توان مقابله با ما را ندارد

دیگر خبری از مردان زنانه‌پوش نخواهد بود، کار ما با این مزخرفات تمام شده

دیدن ژنرال‌ها و دریاسالارهای چاق در پنتاگون غیر قابل قبول است

ما به یک «وزارت ووک» تبدیل شده بودیم، اما دیگر نه

This comment was minimized by the moderator on the site

مجازات خداست!
راستگرایان فوق‌افراطی در اسرائیل به رد طرح صلح پیشنهادی ترامپ از سوی حماس دل خوش کرده بودند تا به بهانۀ آن، جنگ را ادامه دهند و نوارغزه را به اشغال کامل و دائمی در آورند. با قبول طرح ترامپ توسط حماس، آنها اکنون احساس نومیدی و سرخوردگی می‌کنند.
حماس با پذیرش طرح به عمر حکمرانی و نقش نظامی خود در نوارغزه پایان داد اما مهمتر از آن به عمر راستگرایان فوق‌افراطی در اسرائیل هم پایان داد.
در ایران هم محافلی که تاکنون حماس را تقدیس می‌کردند و کوچکترین انتقادی از این گروه را با توهین و تهدید پاسخ می‌دادند، دچار بحرانِ موضع‌گیری شده‌اند! آنها چه از پاسخ حماس حمایت و چه از آن انتقاد کنند، دچار چنان تناقضی لاینحل می‌شوند که برای سرپوش گذاشتن بر آن ممکن است هرگونه اشاره به این مسئله را قدغن و ممنوع و مستوجب مجازات اعلام کنند!
این سزای عدم دوراندیشی و بخصوص منجمد و مقدس کردن پدیدۀ سیال و عرفی امر سیاسی است. مجازات خداوند بدین صورت است!

This comment was minimized by the moderator on the site

درود بر شما، شاد باشید

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

یک عکس واقعی از سال ۱۳۲۵: درخواست یهودیان از فلسطینی ها برای پذیرش آنها
در این عکس در سال (۱۹۴۷ م/۱۳۲۵ ش)در بندر حیفا‌ واقع در شمال فلسطین، ۴۵۰۰ اخراجی یهودی پناهنده به خاکِ فلسطین،با پارچه‌نوشتی بر روی عرشه کشتی نوشته اند: ‏«آلمان‌ خانه و آشیانه ما را نابود کرد، لطفا شما فلسطینیان، امید ما را نابود نکنید».‏حالا پس از ۷۶سال صهیو نیستها منکر سرزمین فلسطین شده اند.

This comment was minimized by the moderator on the site

درووود

#نه به جنگ
#نه به ويرانى
#نه به خودخواهان و جنگ طلبان

ازشاهرود
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در ایران چگونه و توسط چه کسانی بس...
️ «وقتی لجاجت هزینه‌ساز میشود؛ فرصت مذاکره با ترامپ برای همیشه از دست رفت» «دیگر مذاکرات با ایران پ...
- یک نظر اضافه کرد در با این دست فرمان آمریکای ترامپ...
دونالد ترامپ یادداشت ریاستی‌ای را امضا کرد که بر اساس آن، آمریکا موظف می‌شود از ۶۶ سازمان بین‌المللی...