امروز پنجم مرداد [1]، 150 روز از آغاز جنگِ غیرقانونی، تجاوزکارانه و زورگویانه امریکا و اسراییل علیه ایران می‌گذرد، جنگ رسوایی که تمام قوانین، شاخص‌ها و توافقنامه‌های بین المللی تعیین کننده راه و روش جنگ و صلح در جهان انسانی را زیر پای نهاد، و اولین روز آغازش با کشتن دانش آموزان در مدارس، رهبران در دفاتر کارشان، نظامیان در پادگان‌هایشان و... کلید زد، میانه آن نیز خدعه و نیرنگ و عهد شکنی بود، و اکنون شاه بیت تهدیدهای اصلی سردمدار این جنگ، یعنی رئیس جمهور امریکا، پاکسازی تمدنی، زدن پل‌ها، ویران کردن نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های انرژی و... ایران است.

جنگی که فصل جدیدی از روش‌های تجاوز و نُرم شکنی را در دنیای بی‌قانون جهانِ زیر سلطه زیاده‌خواهان پلیدِ باز کرد، دنیایی که هر روزه در دامن راستگرایان ملیگرای متجاوز، تمامیت‌خواه و خونخواری همچون پوتین، نتانیاهو، ترامپ، ملا هبه الله‌ها و... سقوط می‌کند و کشورها و ملت‌های بیشتری به زیر سلطه اینگونه اندیشه‌های ناپاکِ ضدآدمیت در می‌آیند، تا چشم انداز آینده آدمیان در جنایت، کشتار، بی‌رحمی، تجاوز، زورگویی هر لحظه تیره و تارتر دیده شود، و ویرانی بنای انسانیت، دمکراسی، آزادی و کرامت انسانی هویداتر گردد، اینان طلایه داران آغاز دوران بردگی جمعی آدم‌ها، در عصر جدیدند.

امروز 111 روز از آتش بسی می‌گذرد که 40 روز پیش به امضای تفاهم نامه بین روسای جمهور ایران و امریکا، انجامید، که بارقه‌های امید را در دل مخالفان جنگ، و سقوط انسانیت به ورطه دنیای زر، زور و تزویر روشن کرد، اما عهد شکنی، زیاده‌خواهی و خوی تجاوزگری سیری ناپذیر رهبران راستگرای صهیونیسم جهانی در اسراییل، و دیگر مخالفان پایان درگیری‌های خانمان براندازِ اینچنینی، که بقای خود را در هرج و مرج و جنگ و جنایت می‌بینند، باعث شد، تا باز امروز شانزدهمین روز از آغاز دور جدید حملات متقابل را پشت سر بگذاریم،

دوره‌ایی که تجاوز و ویرانگریِ بی حد و اندازه‌ایی رقم خورد، که اهدافش به زیرساخت‌ها، و ابزار ضروری زندگی انسانی تغییر ریل داد، و اکنون دیگر از "جنگ بی پایان" [2] سخن به میان است، و اینکه ترامپ «هیچ راه حل لعنتی برای خروج از این جنگ ندارد» [3] و در دامی که خود و دیگر همپالگان زیاده‌خواه او، خود گستردند، گرفتار آمده است،

 سیاست مدار مغرور و ناپخته‌ایی که اسیر خدعه و نیرنگ روسیه و اسراییل، و البته پست‌خویی خود شد، و با آغازگر جنگی همراه شد، که یک تاریخ جنایت را در پس احقاق حقوق تاریخی یهود، مرتکب شده و می‌شوند، آوردگاه غزه و کرانه باختری، اکنون آزمایشگاه و نمایشگاهی آشکار از لکه ننگی است که در دامن یهود و صهیونیسم جهانی باقی خواهد ماند، جاییکه هولوکاست غزه رقم خورده است، و 80% زیرساخت کشاورزی این منطقه ویران شده است و پرتراکم‌ترین جمعیت جهانی، در محاصره‌ایی پایان ناپذیر، هر روزه میزبان بمب‌های سبک و سنگینِ انتقام، کینه و جنایت صهیونیست‌هاست، که تا کنون عمق جنایتِ ناشی از انتقام خواهی‌های خود را پیش چشم جهانیان به نمایش گذاشته‌، و اوراق دهشتناکی از خوی درنده خویی زورمداران اسراییلی را به ثبت رسانده‌اند، و همانگونه که آنان تا کنون از هولوکاست و کشتار یهودیان توسط نازی‌ها می‌گویند، و تشت رسوایی آن حرکت پلید را هر ساله از بلندترین آسمانخراش‌های جهانی بر زمین می‌اندازند، از این پس کسانی در دنیا خواهند بود که تشت رسوایی جنایات صهیونیسم و همکارانش را، از بلندهای جهان به زیر افکنند، تا روشن شود که مظلومان سابق، به واقع چه ظالمان درنده‌ایی در کیش شخصیت بوده‌اند،

و آیندگان، اروپای استعمارگری را به محاکمه خواهند کشید، که بعد از جنایت خود در کشتار یهودیان، این غده سرطانی صهیونیسم را از محدوده خاک اروپایی خود، به خارج از مرزهای این قاره در خاورمیانه صادر کردند، و آنرا در قلب آسیای غربی و در زادگاه ادیان ابراهیمی کاشتند، و تداوم این خون و جنایت را به مناطق دیگران کشاندند، و در این طرحِ ظالمانه، رویای حق‌خواهانه و تاریخی یهود، را به پلیدترین جنایات، با حمایت بی‌حد و حصر خود آلودند.

جهان گشایان بزرگی همچون هیتلر، که در نگاه ملیگرایان اروپایی تقدیس شده‌اند را، همین یهود به رسوایی کشاندند، و این عاقبتی تکراری، برای دونالد ترامپ هم خواهد بود، چراکه اگر حتی موفق شود و پروژه خاورمیانه‌ایی خود را پیش ببرد، تازه یک راستگرای جهانگشای غربی دیگری، همچون هیتلر خواهد بود، که در جنایات نتانیاهو و صهیونیست‌های بیرحمی همچون او شراکت تمام داشته و دارد،

این آینده چنین راستگرای ملیگرایی در امریکای شمالی خواهد بود، که وجودش امروز برای تمام جهان به یک بلیِّه تمام عیار تبدیل شده است، که نه اروپا، نه همسایگان امریکایی، و نه ملت‌های ساکن در آسیا و اقیانوسیه از آزار و اذیت و خسارت تمامیت‌خواهی او در امان نیستند، و همه را به بازی‌های رسوای مغرورانه خود گرفته، و مقابل زیاده‌خواهی‌های زورگویانه او، همه‌ی جهانیان خونِ دل می‌خورند، و روز می‌شمارند تا بلکه دمکراسی امریکا به مدد جهانیان آمده، و این دوره لعنتی ریاست جمهوری‌اش بگذرد، و دنیا، سازمان ملل، قوانین، ساختارها، ارزش‌های انسانی، گروه‌بندی‌ها، توافقنامه‌های جهانی و... و بلکه بشریت از خوی بی‌قانون، فاسد، ساختارشکنانه و زورگویانه او رهایی یابند.

صهیونیسم گرگی که اکنون دست سازندگان خود در اروپا را گاز گرفته است

و با مشغول کردن امریکا در خاورمیانه، اروپا را در مقابل تجاوز روسیه بی پناه و بی حامی کرده است

اروپایی‌ها از سال 1947 تاکنون، 75 سال است که نطفه جنایت، تجاوز، خدعه، نیرنگ، زر، زور، تزویر و مظلوم نمایی‌های گرگ‌صفتانه اسراییل را در غرب آسیا کاشتند، و از روند رشد و پویایی آن حمایت کردند، تا موجودیت اسراییل، بعنوان یک حاکمیت ملیگرای یهودی را، در خارج از مرزهای اروپا تشکیل داده، بخشی از بحران‌های اجتماعی و فرهنگی – مذهبی خود، از جمله یهودستیزی را به خارج از مرزهای اروپا منتقل کنند، و تا ابد خود را از نکبت یهود و یهودستیزی رها سازند، اما امروز دامنه این بحران باز دوباره بال‌های پرواز آرمان‌ها و اهداف والای اروپایی را نیز می‌سوزاند.

دونالد ترامپ به عنوان یک بازیچه دست‌های قدرتمند صهیونیسم بین الملل، ارزش‌های گرانقدر اروپایی همچون قانونگرایی، حقوق بشرخواهی، آزادی، صلح و پیشرفت‌خواهی و دمکراسی را علنا در مقابل دوربین‌های جهانی، و مقابل چشم جهانیان به سخره می‌گیرد، رهبر افسار گسیخته‌ایی که، سردمداری تمدن غرب را در این روزهای سخت عهده‌دار شده است، و زیر شعار ملیگرایی سخیف امریکایی، مشغول ویرانی تمام بنیان‌های تمدن بشری، روح انسانیت و کرامت‌جویی و آزادیخواهی آدمیت و... در جهان است،

و تنها در یک پرونده، از ده‌ها پرونده گشوده توسط این قانون شکن قرن، صهیونیسم بین الملل او را وارد جنگی در دفاع از اسراییل کرد، که لجنزاری برای ارزش‌های انسانی و تمدن بشری بیش نخواهد بود، و اکنون در ایران با مقاومت مردمی روبرو شده است، که تمام تفرق و اختلافات شدید و خونین خود را به کناری نهاده‌اند، تا برای حق داشتن دسترسی به فن‌آوری‌های روز جهانی، و حق دسترسی به وسایل روز دفاعی، حق داشتن ارتباطات اقتصادی با جهان و... یکپارچه شده، و مقابل این قلدر جهانی مقاومت کنند، تا بلکه خود را از زورگویی‌های قانون شکنِ غیر قابل اعتمادی همچون ترامپ امریکایی و امثالهم برهانند، کسانی که روندی را بر ایران دیکته کردند که، این ملت صبور را دهه‌هاست ظالمانه در تحریم و محاصره غرق کرده‌اند و...،  و اینگونه است که به دلیل زورگویی‌های از حد بیرون شده خود، ترامپ و همپیمانانش را شاهدیم که در تله‌ی خودنهاده، فرو رفته، و راه خروجی جز فرو رفتنِ بیشتر در جنایات جنگی، و رسوایی گسترش هرج و مرج و بی قانونی جهانی در پیش ندارند.

نکبت پرونده‌های باز تاریخیِ اروپای استعمارگر، دور زد، و دور زد، تا در سال 2026، دوباره دامنگیر اروپا شده، و او را در زمانه مقابله راهبردی و سخت با تجاوز روسیه به اروپا، از مهمترین پشتوانه راهبردی خود یعنی امریکا محروم کند، و اروپا اکنون تنها و بی پشتوانه، هاج و واج مقابل متجاوزی زیاده‌خواه همچون ولادیمیر پوتین، انگشت به دهان مانده است، حتی می‌توان گفت، امریکای غرق شده در ملیگرای ترامپیسم، گاه در جبهه پوتین در حال مبارزه با اروپا دیده می‌شود، و اروپایی که می‌رفت با ساختار دمکرات، و متوجه به کرامت انسانی، به قطب آرامش و ظهور و بروز قانون، کرامت انسانی و اندیشه‌های بشردوستانه، و حامی محیط زیست سالم و... تبدیل شود، اینک با تهدید موجودیتی از چند ناحیه مواجهه است،

نتانیاهو در کنار ترامپ، تمدن شکوهمند غرب را به سوی رسوایی و نابودی می‌برند

و تمام ارزش‌های والای انسانی را به سخره گرفته‌اند

اول راستگرایان ملیگرای امریکایی به رهبری ترامپ که با به قدرت رسیدن در امریکا، عمق راهبردی اروپا را بی اثر و یا بلکه به دشمن اروپا تبدیل کردند، و از این سو نیز راستگرایان روس که به رهبری پوتین بازگشت خوی تجاوزگری و زیاده‌خواهی شوروی سابق را نمایندگی می‌کنند، و اروپا را در معرض تهدید موجودیتی قرار داده‌اند، و زین سو نیز راستگرایانِ صهیونیستِ دست‌ساخته اروپای استعماری، یکه تازی می‌کنند، و تشت رسوایی طرح‌های استعماری صدور بحران از اروپا به دیگر قاره‌ها را هر روز، با جنایات دهشتناک خود بر زمین می‌اندازند، و اکنون جنایتکاران صهیونیست، اوراقی در تاریخ جنایت ثبت می‌کنند، که تا ابد بر دامن تشکیل دهندگان دولت یهود، همچون لرد بالفورهای بریتانیایی، و همصداهای آنان در آلمان و... خواهد نشست، تا یک تاریخ سر به زیر ماندنِ چنین اندیشه‌های شیطانی را رقم زنند، و البته ظهور مجدد راستگرایان ملیگرایی همچون ویکتور اوربان در مجارستان، که در مرزهای اروپای آزاد و دمکرات، همنوایی‌هایی، با رهبرانِ فاسدی همچون ترامپ را، زمزمه ‌کردند و می‌کنند، تا کارد را از دل اروپا، بر قلب ارزش‌های اروپا فرو بشنانند.

آنچه مسلم است، روسیه با آغاز تجاوز به مردم مظلوم اوکراین در سال 2003، کلید بیداری غول تمامیت‌خواهی راستگرایانِ متجاوز را زد، نبرد 7 اکتبر 2023 توسط حماس که با آلوده شدن به خوی انتقام، جنایت و کشتار کور را به همراه داشت، غول راستگرای متجاوز اسراییل را قدرتمند ساخت، و بال و پر و میدان داد، انتخاب راستگرای فاسد و تمامیت‌خواهی همچون دونالد ترامپ، همه این پرونده‌ها را قوت بخشید، و در نتیجه اکنون جهان در آتشی می‌سوزد، که ریشه در یک تاریخ جدا افتادن انسان از ارزش‌های بزرگی همچون قانونگرایی، انسانیت، کرامت‌جویی انسانی، آزادی‌خواهی، صلح طلبی و دمکراسی دارد، و بازگشت به این ارزش‌ها، تنها راه نجات آدمیان از چرخه تجاوز، کشتار و جنایتی است که سردمدارانِ جهانِ زر و زور تزویر دامنگیر جهان کرده‌اند.

«آنان که تاریخ را به فراموشی سپرده اند، نمی‌توانند تاریخ سازی کنند.»

دکتر بهیم رائو امبادکار - معمار قانون اساسی مترقی هند بعد از استقلال

[1] -  27 July  2026

[2] -  “forever war” 

[3] - "Trump has no fucking way out"

نیروی هوایی قدرتمند و بی رقیب اسراییل در منطقه خاورمیانه، در حال شخم زدن و ویرانی و نابودی داشته‌های پرقیمت مردم ایران است، [1] سوزش این درد را به کجا باید برد، کدام پناهگاه در نظام بین الملل، و یا توان داخلی می‌توان یافت، تا بدان تکیه کرد و...، و تنها باید گفت که «چون نیک نظر کرد پَرِ خویش در آن دید، گُفتا زِ کِه نالیم، از ماست که بر ماست» (ناصر خسرو قبادیانی).

اشتباه محاسباتی عده‌ای در این کشور، که شعارهای عوام فریبانه خود در تریبون‌های عمومی، و در مقابل طرفداران پرشورشان را، خود نیز باور کردند، و توهم قدرتی به آنان دست داد، و در بازوان خود توانی شگرف احساس کردند، که آنانرا بر آن داشت که توان نظامی یک کشور تحریم شده، از جنگ و ویرانی 8 ساله گذشته، که دهه‌ها محاصره اقتصادی، نظامی و...، توانش را فرسوده‌، و درگیر جنگ‌های پرشمارش کرده‌ را، در حد قدرت‌های بلامنازع بزرگ نظامی منطقه دیده، پنجه در پنجه اسراییل انداختند، 

کشوری که تمام قدرت‌های نظامی، اقتصادی و علمی جهان (غرب و شرق) پشت او صف کشیده‌اند، تا نگذارند بر تن این نازپرورده‌شان، خَشی اُفتد، چون خود را به قومِ یهود بدهکار می‌دیدند، و می‌بینند، و دنیا را نیز بدهکار یهود دیده و... و از این روست که دنیای قدرتمندان جهانی، از سال 1948 (بنیانگذاری اسراییل) تاکنون، نشان داده است که تصمیم قطعی دارد، تا یهود را بر سرزمین و مردم فلسطین، به هر قیمتی، و با هر هزینه‌ایی، حاکم و پایدار نماید، و تمام رسوایی این تصمیم خود را، و اشتباهات صهیونیست‌ها در این مسیر، و در این سرزمین را به جان خریده و...، و بنام کشورها، و ملت‌های خود فاکتور زده‌اند، و دامن تمدن غرب را به این لکه ننگ، که به سان پرونده سال‌ها برده برداری آنان از کشورها و ملت های دیگر و... است، به جان خریده‌اند؛

تا آنجا که در آخرین فقره از این دست، بعد از رسوایی جنایات دوساله اخیر اسراییل در غزه، که دنیا، مجامع بین المللی، و حتی مردم امریکا را هم تکان داد، آخرین رئیس جمهور امریکا، دونالد ترامپ، رسما خواست کار نیمه تمامِ نسل کشی اسراییل در غزه را تمام کند، و طرحی داد تا فلسطینیان بازمانده از جنایات و نسل کشی اسراییل در غزه را، در هرجای دنیا که میسر است، جای دهد، تا بلکه سرزمین اسراییل را یکدست در اختیار یهود قرار دهد، و این را نیز به پرونده همراهی امریکا با جنایت صهیونیست‌ها در طول تاریخ وجود این رژیم بیفزاید و...

همه اینها در جلوی چشم ما، جهانیان و مسئولین کشور رخ داد، اما نابخردی کرده، فرزانگی بر زمین نهاده، پنجه در پنجه خواست دنیای قدرتمندان جهانی انداختیم، و کاری کردیم که اکنون حتی اگر فلسطینیان که ایران این همه برای آنان هزینه پرداخته‌اند و... نیز بخواهند هم، نتوانند به دفاع از ما برخیزند، چه رسد به کشورها و ملت‌های دیگر دنیا، که منافع ملی خود را بر هر مفهوم حق و باطلی ترجیح می‌دهند!

رویارویی دیپلماتیک ایران و اسراییل در جلسه دیشب شورای امنیت سازمان ملل، که به دنبال درخواست نماینده ایران، جناب امیر ایروانی، بعد از تجاوز مستقیم اسراییل به خاک کشورمان، تشکیل شد را که مشاهده کنیم، خواهیم دید که نماینده اسراییل در این جلسه چقدر روی حرف‌ها، و اعمال نسنجیده‌ایی تکیه کرد، که از سوی مسئولین کشور ما زده شدند، و به عنوان توجیهی بر تجاوز اسراییل به کشورمان مورد سو استفاده قرار گرفت، و تجاوز آشکار نظامی خود را با استناد به آن گفتار و اعمال توجیه کرد [2] ، و به اعتراض به حق نماینده کشورمان، با استناد به همین حرف‌های تبلیغاتی پاسخ گفت.

از جمله به رسم دیگر مقامات اسراییل (و مظلوم نمایی‌های که صهیونیست‌ها در این امر متخصص جهانی هستند)، عکس تابلوی روزشمار نابودی اسراییل در تهران را بالا گرفت و به حاضرین در این جلسه نشان داد، که این سندی است که ایران برای نابودی ما برنامه‌ریزی طولانی دارد، و ما طبیعتا حق داریم که از این امر پیشگیری کنیم! و «حمله پیشگیرانه» را برای خود مجاز و مشروع دانست.

و البته بر این منطق اسراییلی، چگونه می‌توان خرده گرفت، در حالیکه که پیش از این، خود آنرا منطق و عملی مشروع و موجهه در نظام بین الملل تایید کرده‌ایم، همچنانکه رهبری انقلاب در دیدار با ولادیمیر پوتین، تجاوز آنان به اوکراین را با همین منطق توجیه‌پذیر دیده، و برای طرف روس خود، در این دیدار برشمردند [3]

امروز اسراییل با همین منطق، تجاوز خود به ایران و ایرانیان را توجیه می‌کند، و آنرا یک اقدام لازم پیشگیرانه تلقی، و دفاع مشروع اعلام و می‌نمایاند! منطقی که اگر در جهان شایع شود، و به یک روال و رویه تبدیل گردد، در نظام بین الملل سنگ روی سنگ باقی نخواهد ماند.

 24 خرداد 1404

#نه_به_جنگ 

#نه_به_ویرانی     

#نه_به_آپارتاید   

#نه_به_زورگویی   

#نه_به_دیکتاتوری   

#نه_به_ویرانی_ایران

#دمکراسی

#حق_تعیین_سرنوشت 

#StopWarOnIran

#نه_به_کشتار

#نه_به_ترور

[1] - بلایی که اسراییل سر داشته های سوریه، بعد از سقوط بشار اسد آورد، و هرچه از آن رژیم وابسته به روسیه، برای مردم مظلوم سوریه مانده بود را نابود کرد

[2] - دنی دانون (نماینده دائم رژیم صهیونیستی در سازمان ملل)  تجاوز این رژیم به ایران را پاسخی به سال‌ها اظهارات ضداسرائیلی مقام‌های کشور توصیف کرد و با نمایش تصویری از تابلوی «روزشمار نابودی اسرائیل» که جمهوری اسلامی در تهران و شهرهای دیگر نصب کرده،‌ گفت: «این تهدیدات تقریباً به‌طور روزانه مطرح شده‌اند. دیگر هرگز این تهدیدها را نادیده نخواهیم گرفت. اقدام اسرائیل برای جلوگیری از نابودی خود انجام شده است. این نه‌تنها لحظه‌ای تعیین‌کننده برای اسرائیل است، بلکه لحظه‌ای تعیین‌کننده برای نظم امنیتی جهانی و اعتبار نظام بین‌الملل به شمار می‌رود. نابودی برنامه هسته‌ای ایران، حذف طراحان ترور و تجاوز، و از کار انداختن توان رژیم برای اجرای وعده‌های علنی‌ خود برای نابودی کشور اسرائیل بود. نمی‌توانیم صبر کنیم تا ایران به توان اتمی برسند، هرگز اجازه نخواهیم داد در این موقعیت قرار بگیریم.»

[3] - آیت الله خامنه‌ای در دیدار 30 تیر 1401 خود با ولادیمیر پوتین، در خصوص حمله روسیه به اوکراین که از اسفند سال 1400 آغاز شده بود گفتند که: «جنگ یک مقوله خشن و سخت است و جمهوری اسلامی از این که مردم عادی دچار آن شوند، به هیچ‌وجه خرسند نمی‌شود. اما در قضیه اوکراین، چنان‌چه شما ابتکار عمل را به دست نمی‌گرفتید، طرف مقابل با ابتکار خود، موجب وقوع جنگ می‌شد.»

بوی بهار و نو شدن در هنگامه‌ی نوروز باستانی، از فضای طبیعت ایران به مشام می‌رسد، و هر زنده‌جان از گیاه، حیوان و آدمی را مست خود می‌کند و به رقصِ زایشی دوباره می‌آورد. گیاهان و جانوران به کنارِ از آنچه که آدمیان بر سر خود و دنیای پیرامون خود می‌آورند، سرمست از شراب زایش و زندگیِ دوباره‌اند، و ما هم باید به سانِ هزاران سال تاریخ تمدنی خود، بر بزرگداشت این عیدگاهِ شادمانی، شاد و شادکام بوده، و شادی پراکنیم.

اما وضع ایران و منطقه ما در سال 1403، و پیش از آن، چنان اسفبار و خونین بود و هست، و چنان در کشتار و ویرانی غرق شدیم، که ابرهای تیره‌ آن، هنوز در پس و پایانِ این سالِ مخوف نیز هویداست، و دل و دماغی برای شادمانی و شادکامی نمی‌گذارد، و اینچنین است که ایرانیان در چرخه‌ایی از تیره روزی‌ها، از شادی که مشخصه تمدنی و شخصیت تاریخی آنان است، چنان دور شده‌اند که دیگر ایرانی نامیدن آنان، مشکل می‌شود، مردمی که تاریخ نشان می‌دهد به هر بهانه‌ایی و بر هر گاهشمارِ زایش و رویشی جشن می‌گرفتند [1] و شادمانه به استقبال آن می رفتند، و از مرگ و مرگ اندیشی، و بزرگداشت گاهشمارهای مرگ، دوری می‌جستند، اما این روزها با مرگ و ویرانی و گاهشمار مرگ چنان دمخور، همراه و همقدم شده‌اند، که جغد بداقبال مرگ و ویرانی، دست از سر این مردم و این سرزمین برنمیدارد، و آواز مرگآور خود را بر آسمان ایران و منطقه ما هر دم می‌پراکند، دهه‌هاست که این چنینیم و انگار بدین میهمان ناخوانده عادت کرده‌ایم، تا جایی که رنگ اعتیاد به جنگ و مرگ را در جامعه خود می‌توان دید، و بویش را فهمید.

این روزها ایران و ایرانیان، بیشتر پاگیر بادهایی‌اند، که راهبرانشان در این چند دهه کاشتند، و این بادها می‌رود تا به توفانی دگرگون کننده تبدیل، و وزیدن گرفته، و بوی باروت، مرگ و ویرانی را، دوباره بعد از سی و شش سال که از جنگ خسارتبار هشت ساله با رژیم بعث صدام می‌گذرد، باز ‌بپراکند، و به نظر می‌رسد، ایران این روزها، از هر زمان دیگری، به جنگ و خونریزی، و ویرانی نزدیک‌تر شده است. همچنانکه تنها در یک سال گذشته، ایران شاهد دو تجاوز به حریم هوایی خود از ناحیه پاکستان و اسراییل بود، که برای اولین بار مرزهای ما را شکستند، و عمق خاک ما را مورد حمله هوایی و گاه تروریسم خود قرار دادند.

این حملات بیشتر از آنکه به خوی تجاوزگری رهبران آن دو کشور متجاوز مربوط باشد، ناشی از عوارض زیاده‌روی در نفرت بیمارگونه از غرب، و سیاست لگام گسیخته غرب‌ستیزی، و مبارزه کینه ورزانه و بیش از حد با اسراییل [2] ، و در مقابل، افتادن از آنسوی بام، و دوری از سیاست خارجی متعادل و متوازن و ناشی از فرزانگی بود، که ایران را شیدای روس‌ها و شرق نشان می‌دهد، در حالی که در یک نظام خردمندانه و متکی بر فرزانگی و خرد ارتباط جمعی، نه این نفرت و کینه، و نه آن شیدایی بیمارگونه، جایی در زندگی عقلا نداشته و ندارد.

 اما این نفرت و شیدایی بیش از حد، باعث گردید، این روزها، ایران بزرگ و تمدنی به دستمایه بازی غرب و شرق در تغییرات پازل قدرت جهانی و به محل و موضوع مذاکره آنان تبدیل شود، تا آنجایی که در آخرین برگ از دفتر بازیخوردن ایران در چنین جمع هایی، می‌بینیم که، وقتی رهبران امریکا و روسیه دیروز (28 اسفند 1403) یک ساعت و نیم گپ و گفت تلفنی داشتند، تا موضوع اصلی گفتگوی خود یعنی تجاوز روسیه به اوکراین را حل و فصل کنند، موضوع ایران نیز، در حاشیه آن، به عنوان یکی از موضوعات گفتگو تبدیل شد، و این دو بیرحمانه به این جمعبندی می‌رسند که ایران را خلع سلاح کنند، چرا که «نباید موقعیت نابودی اسراییل را داشته باشد» [3]

چنین موضعگیری از ناحیه امریکا، که بارها از سوی مقامات بلندپایه ج.ا.ایران به عنوان « دشمن » خطاب شده و می‌شود، به نوعی طبیعی به نظر می‌رسد، اما اشتراک نظر ولادیمیر پوتین با دونالد ترامپ در این نقطه، نشان از همسویی کشوری با «دشمن» دارد که رهبران ایران مدعی روابط راهبردی و نزدیک با آنند! اما سوال اساسی اینجاست که اگر قرار بود که دشمن تاریخی چون روسیه، دوست راهبردی انگاشته، و در نظر گرفته شود، و تمام موازین اخلاقی، قانونی، عرف جهانی زیر پانهاده شود و با او در پرونده رسوای تجاوزش به اوکراین همراه شویم، کشوریکه در میانه همکاری تهران با خود در جنگ اوکراین، در پرونده جزایر ایرانی خلیج فارس، کنار زیاده خواهی امارات قرار گرفت، و در سوریه جاده صاف کن حمله اسراییل و جریان رادیکال مذهبی مورد حمایت ترکیه و اعراب در مقابل ایران بود، و در چنین بزنگاه خطرناکی هم، همسو با امریکا از خلع سلاح ایران می‌گوید، چرا باید شریک راهبردی ایران تلقی شود و رهبران ایران در سه سال گذشته سیاستی را در پیش می‌گرفتند که ایرانیان بهای سنگین نزدیکی با چنین بدعهد خیانت پیشه‌ایی را بپردازند؟! آیا روسیه در تاریخ ایران برای رهبران ما ناشناخته بود؟!

کشوریکه در بزنگاه خطر، با امریکا اشتراک نظر یافت، و از خلع سلاح ایران سخن میگوید و همنظر با امریکا، از «ستاندن موقعیت نابودی اسراییل از ایران» (بخوانیم خلع سلاح ایران در مقابل کل رقبای خود) سخن بگوید، که لازمه چنین ستاندنی، محدودسازی توان هسته‌ایی، موشکی و هرگونه نیروی نیابتی ایران در منطقه خواهد بود، در کجا باید با ایران همسویی میکرد؟!

تاریخ نشان میدهد که روس‌ها همیشه دشمن آزادی و پیشرفت و تمامیت ارضی ایران بوده‌اند، و امروز روس‌های خیانتکار، بعد از بهره‌مند شدن از نیابتی‌های ایران در یمن، لبنان، فلسطین و سوریه، و بهره‌گیری از فناوری موشکی و پهپادی ایران در تجاوز خود علیه مردم و خاک اوکراین، و بازی با کارت پروژه پرخرج و هزینه‌بر هسته‌ایی ایران، که هزینه‌هایش را مردم ایران بیشتر از دیگر دارندگان آن پرداختند، و بازی با این کارت، که مدت‌هاست در دست روس‌ها افتاده است، تا از آن بهره برده، و روابط خود را با غرب تنظیم کنند، و در این روزهای خطر نیز، سخن از همراهی با امریکا میگویند! که این سه امکان را از ایران ستانده، تا به قول دونالد ترامپ، در دیدار تاریخی اش با ولادیمیر زلنسکی، ایران نیز بدون هیچ کارتی، در مذاکرات منطقه‌ایی، جهانی و دوجانبه حاضر شده و تسلیم شرایط بیرحمانه نظام جدید قدرت در جهان شود، اگر قرار بود ایران به چنین سرانجامی مبتلا شود، چرا باید ج.ا.ایران در کنار متجاوز روس قرار می‌گرفت و می‌ماند، و هزینه‌های تجاوز او به مردم و خاک اوکراین را، ما ایرانیان می‎پرداختیم؟!

ایرانیان در سال 1403 در کنار پرداخت هزینه‌های تجاوز روسیه به اوکراین، هزینه‌های حمله حماس به اسراییل در 7 اکتبر 2023 را هم پرداختند، جنگی که اکنون یک سال و نیم از آن می‌گذرد، و تنها بهره‌مند اصلی آن جنگ، بنیامین نتانیاهو (راستگرای بیرحم اسراییلی) و ولادیمیر پوتین (متجاوز دیکتاتور) بودند، که چرخه کشتار و ویرانی آن، پایه های متزلزل حکومت نتانیاهو را در داخل اسراییل، و در برابر جناح میانه رو اسراییل محکم کرد، و به روسیه این امکان را داد تا جنگ باخته را با پیروزی‌هایی در سال 1403 به پایان برد، جنگی که حماس آنرا آغاز کرد، و تو گویی ماموریت داشت تا رفیق پوتین را از مرکز توجهات جهانی خارج کند، و کرد، اما سایه این جنگ خسارتبار و تباه کننده‌ی ملت‌ها و دولت‌ها، هرگز از سر مردم مظلوم منطقه برداشته نشده، و بلکه این روزها سخن از آغاز دور جدیدی از کشتار و ویرانی توسط نتانیاهو سر زبان هاست، و جا دارد که 7 اکتبر 2023 را روزی نحس برای خاورمیانه و ایران و بلکه جهان دانست، چرا که منطقه و جهان را در گرداب جنگ و بازی جنگ‌طلبان غرق کرد، که هر روز بر دامنه ویرانی و خسارت این جنگ افزوده میشود.

بدنبال حمله دیوانه وار، مشکوک، هالیوودی و احتمالا هدایت شده حماس (توفان الاقصی) به اسراییل، گرچه در ساعات اولیه پیروزی با حماس بود، و به کشتار صدها تن از مردم اسراییل انجامید، اما در چند ساعت بعد، ورق برگشت، و اکنون یکسال و نیم است، که ابتکار عمل دست نتانیاهو قراردارد، و چرخه کشتار چند ده هزار نفری از مردم مظلوم فلسطین، لبنان و... آغاز شده، و در این نبرد، ناخن‌های دفاعی که، به «عمق استراتژیک» دفاعی ایران تعبیر شده بودند، یک به یک چیده شدند، ناخن‌هایی که برای پاگیری هر کدام از آنها، ج.ا.ایران دهه‌ها تلاش، و ده‌ها میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده بود،

و اکنون نیز در ادامه آن، این روزها دونالد ترامپ (رئیس جمهور جدید امریکا)، کسی که از جنگ و نبرد گریزان بوده و هست، خود شخصا با ضعیف‌ترین ملت‌های خاورمیانه، یعنی یمنی‌ها جنگی را آغاز کرده، تا ناخن دیگری را از پنجه قدرتمندی که «محور مقاومت» نام گرفته، بچیند، و کار ناتمام اسراییل را، خود شخصا دنبال، و تمام کند.

 با خنثی شدن قدرت حماس، حزب الله، حزب بعث اسد (با همکاری ترکیه، قطر و...) در اثر حرکت اشتباه 7 اکتبر 2023، اکنون شیعیان زیدی موسوم به «حوثی» هم مورد حمله مستقیم امریکا قرار گرفته‌اند، تا جاپاهای تمدنی ایران در شام، عراق، یمن و... یک به یک، فدای سیاست اسراییل‌ستیزانه‌ایی افراطی شوند، که به حتم هرگز در حد و اندازه و ضرورتی نبود، که این مقدار ایران، ایرانیان و سرمایه‌هایش، هزینه آن شده، و به پای فلسطین قربانی شوند.

در این سال‌ها آنقدر در پای فلسطین پیاپی باختیم، که باخت دیگر به عادت روزانه ما تبدیل شده است، و در این روزهای آغاز جشن نوروز، خود را به سان آن نواب مسلمان هندی حاکم بر منطقه «اوده» [4] در فیلم «شطرنج بازان» [5] می‌بینم که در این شاهکار هنری، سازنده این فیلم فاخر، زندگی بازنده‌ایی را به تصویر کشید، که غرق در باخت‌های بزرگ مقابل دشمن بریتانیایی خود، همچنان دغدغه‌مند بازی‌های کودکانه و عادات ناشی از تخدیر شده‌گی خود، یعنی شطرنج بازی بود، تا مسیر نابودی خود و سرزمینش را نبیند، و در خیالات خام کودکانه خود، نادیده بگیرد، تا دره نابودی، برای برد در بازی شطرنج بماند، تا از صفحه بازی روزگار محو شود.

این روزها در دغدغه‌های بیمورد و با مورد، و جشن‌های عید و نیایش‌های ماه رمضان، تورم و گرانی، فساد و ناترازی، تحریم‌های کمرشکن، فساد و سقوط اخلاقی، ناشایسته سالاری و آنچه از این دست بر ما می‌رود، غرق شده‌ایم و برای قدرت اول منطقه شدن، در خیالات خام خود غرقیم، و از آنچه در انتظار ایران و ایرانیان است، سخت غافلیم، و تن به نابودی‌ها و ویرانی‌های پیاپی می‌دهیم، زنگ‌های خطر برای ایران و ایرانیان مدت‌هاست که به صدا درآمده، و در اینجا گوشی برای شنیدن و دست به کاری زدن نیست، و کسی نیست که برای ایران و ایرانیان دلسوزی کند، و به داد ایران برسد.

در چنین شرایطی است که با سال 1403 باید خداحافظی کرد، و به دامن سالِ تیره و تار 1404 خزید، در حالیکه ابرهای تیره جنگ و ویرانی، بر سر ایران و منطقه سایه افکنده است، و کشتاری کم سابقه [6] کلید خورده و جریان دارد. و این در حالیست که برخی از ما ایرانیان، وجود این روند را لازم هم می‌دانند و بر این نظرند که ایرانیان خود توان رها شدن از وضع موجود را ندارند، و چنان در چنبره جزایر مخرب قدرت در داخل ایران گرفتارند، که یک قدرت خارجی باید که به کمک آید، تا با زایش نظامی نو، ایرانیان را از این وضع اسفبار موجود نجات داده، و برخی بر این اعتقادند که در کوله سربازان خارجی رهایی را نباید جست، که نیست. برخی آنقدر خود را باخته و خنثی می‌بینند که به هر سناریویی حاضرند تن دهند تا فقط شرایط تحول یابد، و تغییر کند، و برایشان مهم نیست در پس این تغییر چه رخ خواهد داد، و در این میان اقلیتی را می‌توان دید که انگار ایران توپ بازی‌های آنان است، تا برای تحقق آرمان‌های ناروشن خود، ایران و ایرانیان را تا قتلگاه نابودی دنبال کرده و پیش برند و...

جای اصلاح و اصلاح طلبان در این بین خالیست، تا زایشی کنترل شده و تدریجی را راهبری کنند، تا ایران به دام افراط و تفریط نیفتاده، تاریخ دوباره و چندباره تکرار نشود. اصلاحات در ایران بیرحمانه و نابخردانه به پای پوپولیست‌های تندرو سر بریده شد، و خنثی گردید، تا عرصه‌داران صحنه سیاست ایران، در این پیچ‌های خطرناک تاریخی، افراطگرایانی در این و سو و آن سوی پیوستار جمعیتی ایران باشند، که اقلیتی ناچیز در هرم جمعیتی ایرانند، و آینده ایران را همین اقلیت‌های ناچیز، با این روند رقم خواهند زد، تا ایران هرگز، ایران مطلوب اکثریت ایرانیان نشود، و چرخه لزوم انقلاب و تغییر تحول، همیشه یقه ایران را در دست داشته و رها نکرده، و هر از چند سالی، ایرانیان را به خود مشغول داشته، و سرمایه‌های ایران را به نابودی برده و مستهلک نماید.  

این روزها ایرانیان در تفرقه کامل، با کمری خم از تحمل دهه‌ها تحریم کمرشکن، و فساد ناشی از آن و جدایی از جهانیان، به استقبال آینده‌ایی ناروشن می روند.

#نه_به_جنگ    #نه_به_جنگ_افروزی     #نه_به_کاسبان_جنگ

تماس تلفنی پوتین و ترامپ، و سیم تلفنی که بر گردن کشورهای مورد مذاکره در این تماس افتاد

[1] - ایرانیان برای 12 ماه سال، 15 جشن متفاوت داشتند، و آنرا با شادی همراهی می کردند. جشن های نوروز، مهرگان، سده، سپندارمزگان و... از آن جمله اند

[2] - که توگویی که اسراییل اولین و آخرین متجاوز به حقوق، و مرزهای سرزمینی آدمیان در روی زمین بوده و هست

[3] - روزنو :کاخ سفید در خصوص گفت و گوی تلفنی ترامپ و پوتین بیانیه ای منتشر کرد. در این بیانیه از توافق رهبران دو کشور مبنی بر توقف حمله به زیر ساخت های روسیه و اوکراین خبر داده شده است. همچنین ادعا شده پوتین و ترامپ اعلام کرده اند ایران هرگز نباید در موقعیت نابودی اسرائیل باشد! درباره این بخش هنوز کاخ کرملین بیانیه ای صادر نکرده است.

[4] - اوده  منطقه‌ای تاریخی به مرکزیت فیض‌آباد در شمال هند است این منطقه در ایالت اوتار پرادش واقع است که حکومت اوده در سال‌های ۱۷۷۲ تا ۱۸۵۸ میلادی در آن حکم‌رانی می‌کرده است زبان مردم این منطقه هندوستانی، زبان هندی و زبان اردو است.

[5] - شطرنج‌بازان فیلمی از سینمای هند ساختهٔ کارگردان بنگالی ساتیاجیت رای، بر اساس داستان کوتاهی از منشی پریم‌چند به همین نام، که در سال ۱۹۷۷ میلادی منتشر شد امجد خان در نقش واجد علی شاه، پادشاه اوده در این فیلم حضور دارد. همچنین بازیگران برجسته‌ای نظیر سانجیو کومار، سعید جعفری، شبانه اعظمی و ریچارد اتنبرا در آن بازی کرده‌اند. اتفاقات فیلم در ۱۸۵۶ میلادی واقع شده، زندگی و آداب‌ورسوم قرن ۱۹ شبه‌جزیزهٔ هند در آستانهٔ شورش‌های سال ۱۸۵۷ میلادی در این سرزمین را نشان می‌دهد. تمرکز فیلم بر سیاست‌های توسعه‌طلبانهٔ استعماری کمپانی هند شرقی بریتانیا می‌باشد. این اثر سینمایی برای بهترین فیلم خارجی‌زبان در پنجاه و یکمین دوره جوایز اسکار، پیشنهاد اما نامزد نشد.

[6] - به غیر از کشتاری که از فلسطینی ها در غزه می شود، که در یک قلم آن در یک روز نزدیک به پانصد نفر در اثر بمباران غزه کشته شدند، و تو گویی گشتار فلسطینیان به یک امر عادی تبدیل شده است، دیگر تنها رقم کشته هاست که گفته می شود و همه از کنار آن رد می شوند. البته چنین کشتاری خاموش در ایران نیز جریان دارد، که رسانه ایی نمی شود، چرا که رقم کشتاری که از تصادفات رانندگی، آلودگی هوا، سرطان و... کمتر از کشتار جنگ غزه نیست.

آقای دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، ارزش‌های آدمیت و لیبرالیسم را به تمام، به حراجِ ساخت «امریکایی شکوهمند» گذاشته است. زیاده‌خواهی، تمامیت‌خواهی و تکبر، به سان دیگرِ دیکتاتورهای جهان در او نیز موج زد، رهبرانی که ملت‌های خود را به اسارت نظرات و سیاست‌های دیوانه‌وار، شخصی و سخیف خود گرفته‌اند، و سقوط آدمیت را به دید انسانِ نگرانِ قرن بیست و یکم‌ی می‌کشند.

و اینگونه است که عصر جدید، نیز، با رویکرد امریکای ترامپ به جهان، به عرصه تاخت و تاز دیکتاتورها و تمامیت‌خواهان در خواهد آمد، و همه این ستیز حیوانی را به چشم می‌بینند، و ترامپ از دولت جدید حزب جمهوریخواه امریکا، یک دولت پوپولیست خواهد ساخت که دنیا را به بازی اهداف کودکانه، و ملعبه خوی تجارت مسلکانه خود گرفته، حال آنکه با این خوی منفعت طلبانه و زیاده خواهانه، امریکا نمی‌تواند در نقش رهبری جهان انسانی، و جهان آزاد ظاهر شده، الگوی آزادی، انسانیت و دمکراسی باشد.

با این اخلاق و منش، تنها می‌توان در بازار چشم‌های گرسنه‌ و تشنه به قدرت و ثروت، دلبری کرد، و نظر حریص حرام چشمانِ متجاوز را ربود، و آنانرا دیوانه‌ی صدای جرینگ جرینگ سکه‌ها، و مست بوی پالت‌های اسکناس نو ساخت، که به سوی امریکا سرازیر می‌شوند.

 ترامپ برای ساخت امریکایی شکوهمند آمده است، اما حرکاتش امریکا را کوچک و حقیر می‌کند، بروز زورگویی و تجاوز به داشته‌ها، و حدود دیگران را نشان می‌دهد، بیشتر به حرام چشمی می‌ماند که به داشته‌های دیگران چشم طمع دارد، و هرزه‌ایی زیاده‌خواه که به ربایش زیبارویان خانه این و آن فکر می‌کند و...، و با این تجارت رسوا، آبرویی برای امریکا و لیبرالیسم و پیشتازان بشریت باقی نخواهد گذاشت،

امریکایی که در قرن بیستم در نقش منجی، حضورش در صحنه‌های پرخطر جهانی، متجاوزان را سرجای خود ‌می‌نشاند و اروپا را از تجاوز هیتلر، و شرق دور را از تهاجم ژاپنی‌ها، مردم افغانستان را از ظلم طالبان، کویت و عراق را از زیاده خواه دیوانه ایی چون صدام و... نجات داد، امروز پشت شعار ساخت «امریکایی شکوهمند»، از راه دست اندازی به سرزمین، معادن و داشته‌ها و حدود دیگران، نابودی آدمیت را در کل جهان  رقم می‌زند، و امریکا را از یک موجود نجات بخش، به شریک و همراه متجاوزین زیاده خواهی، چون روسیه‌ی پوتین، کیم جونگ کره شمالی و... در خواهد آورد، که این برای دیده‌های نگران به روند حرکت آدمیت، نه لذت بخش، بلکه نگران کننده خواهد بود، این نه افتخارآمیز، و نه در جهت پیشرفت جبهه آزادیخواهی و سرشت انسانی، که فروپاشی انسانیت و تمدن آدمی را به ارمغان خواهد آورد، هرج و مرج و غارت جهان را در خود فرو خواهد برد.

نشست دونالد ترامپ و ولادیمیر زلنسکی، در مقابل دوربین‌ها، نبرد یک موجود کوچک، اما با اراده‌ایی آهنین، و در جستجوی بقا بود، که سه سال تمام است که با قلدرمابی جهانی پوتین، پنجه در پنجه دارد، بود. زلنسکی که اگرچه تاکنون پنچه در پنجه گرگ‌های کرمیلین‌نشین داشت، اکنون در گازانبر ترامپ – پوتین گرفتار شده است، و نبرد تازه‌ی او با ناخن‌های تیز ببر درنده کاخ سفید، روند امریکایی و روسی را که جهان را به چالش بقا خواهد انداخته، را به چالش کشید، و زلنسکی با ایستادن در برابر ترامپ و معاونش در کاخ سفید، از خود آزادمردی به نمایش در آورد که برای نجات کشور و مردمش، تمام هستی خود را به قمار زورگویان جهانی برده است.

او نشان داد که اگر تا کنون، روسیه یکه تاز تجاوز و زیاده‌خواهی در جهان بود، با آمدن ترامپ، اکنون کرملین و واشنگتن، یک روی سکه استکبار و استعمار در قرن بیست و یکم را به نمایش گذاشته‌اند، و می‌خواهند همه را در ترس فرو برند و...، اما حتی موجودی ناچار، و در محاصره گرگ‌ها و ببرهای درنده‌ایی همچون پوتین و ترامپ، یعنی ولادیمیر زلنسکی هم تن به این خوی غرور و نخوت غیرانسانی طغیانگرانه نمی‌دهد، زلنسکی از ببر تازه ناخن تیزکرده کاخ سفید، بزرگی بیشتری در این نشست از خود نشان داد، تا کسی مثل ترامپ که می‌خواهد، وقتی صحبت می‌کند، «همه ماست ها را کسیه کنند.»

زلنسکی را باید از رهبران بزرگ جهان دانست که با هدفی مقدس، یعنی دفاع از آزادی، انسانیت و غرور و کرامت آدمی به میدان آمده، سالها با تجاوز جنگید، و اکنون آنرا نمایندگی می‌کند، یعنی دفاع از خاک، و کرامت اوکراینی‌ها در مقابل متجاوزی بی شرم، همچون پوتین، و اکنون ترامپ.

زلنسکی سه سال تمام است که یک پایش پشت خاکریزهای شکننده‌ایی است که مقابل روس‌های متجاوز، در مرزهای شمالی، جنوبی و خاوری خود کشیده، و مردانه با خداوندگاران تجاوز و غرور می‌رزمد، و یک پایش در پرواز، که از این کشور به آن کشور، از این اجلاس به آن اجلاس، و از این نشست به آن نشست، از این دیدار به آن دیدار برود، و مردانه و با اعتماد به نفس، بدون هیچگونه ترسی از عدم توانمندی خود، مذاکره کند، و در هر پهنه بین المللی حاضر شود و از منافع اوکراین و اوکراینی‌های مظلوم و مورد تجاوز بگوید، و نظرها را به نبردی جلب کند، که دل هر آزادیخواه جهانی را به پیروزی خود دعاگو می‌کند، او از همه خواستار کمک شد (دوست و دشمن)، تا بلکه بتواند مردم و خاک خود را از چنگ متجاوز مستبد کرملین نجات دهد.

آمدن ترامپ به کاخ سفید را باید یک مصیبت جهانی دانست، چراکه دست‌های تجاوز را بلندتر کرد، دیکتاتور متجاوز کرملین را، در نزد کاخ نشینان امریکایی به مظلومِ صلح طلب تبدیل، و این رهبر اوکراینی، که در لبه تیز تجاوزِ این تزار متجاوز و بیشرم می‌رزمد را، به دیکتاتورِ جنگ طلب تغییر نام داد! و چنین عملکرد رسوایی، رهبری دنیای آزاد و دمکرات را، با شکستی بزرگ رودرو کرد، امریکایی که دم از دمکراسی و کرامت انسانی می‌زد، در کنار متجاوز، و در مقابل تمام دنیا، قرار گرفت، و خود را در سطح دیکتاتور متجاوزی مثل پوتین، پایین آورد.

جناب دونالد ترامپ، در این چند روزه حضور در قدرت، عملکرد رسوایی را به نمایش در آورد، با این که دور دوم ریاست جمهوری خود را طی می‌کند، چنان مبتدی و عجول و حریص به پیروزی است، که ضعفی بزرگ را، در پس بلندپروازی‌های زیاده خواهانه خود نشان داد، که مبتدیان قدرت هم شاید اینگونه نکنند و نباشند، این بود که در پس دیوارهای بلند بی باکی و قدرت یک دیپلمات دست چندم اروپایی، مثل زلنسکی که مثل ترامپ، مشق سیاست را در دوره ریاست جمهوری خود آموخت، شکست خورد، و نشان داد که ترامپ، از دوره اول ریاست جمهوری خود جز غرور بیشتر، چیزی نیاموخت، تا او و معاون تازه کارش در برابر زلنسکی زانوی شکست بر زمین کاخ خود بسایند.

 

مجسمه آزادی زلنسکی را در آغوش گرفته و گفت :

«او (ترامپ) امریکای ما نیست، پسرم!»

پیرامون این سخنِ سردار سلامی فرمانده سپاه پاسداران که عنوان داشت : "شاه ایران را ایالتی از ایالات آمریکا کرده بود" باید متذکر شد که گیرم این گزاره درست، و شاه چنین کرد، اکنون دیگر او، نظام و افراد تحت فرمانش نیستند؛ سردار! خود از این سخن خود عبرت گیرید، چرا که امروز روزِ شماست، و بترسید که کسانی هم درآیند و همچون شما، چنین مدعایی را در مورد سیاستگذاران امروز تکرار کنند که : "شما ایران را به یک جمهوری از جمهوری های خودمختار روسیه (همچون چچن و...) کاهش دادید و..."، و به رغم تمام موازینِ امنیت و منافع ملی، انقلاب، اسلام، انسانیت، اخلاق و... با متجاوز روس در اوکراین همراه و همگام شدید.

سردار معظم! طعنه به رقیب، شیرین، و لبخند رضایت را بر لبانِ مدعی می نشاند، اما روندِ تاریخ نشان داده است که اشتباهات بزرگ، توسط مدعیان بزرگ، همواره تکرار و بازتولید می شوند، چه کسانی که در تاریخ نمی توان یافت که لاف همراهی و خدمت به مردم می زدند، اما به ضدمردمی ترین سیستم ها در جهان تبدیل شدند؛ چه مدعیان آزادی و آزادیبخشی که، به دشمنان هرگونه بروز و تبلور آزادی تبدیل شدند، و چهره مستکبرین تمامیت خواه و مستبدِ سابق را، سپید کردند؛ چه اهالی قلم و تفکر که، به دشمنان سرسخت قلم و تفکر تبدیل شدند، و در ذیل حاکمیت آنان قلم و تفکر را جولانگاهی نبود؛ چه مبارزین انقلابی که وقتی به پیروزی رسیدند، و قدرت را از آن خود یافتند، در موضع قدرت، با هرگونه اشکال مبارزه و اعتراض علیه خود، با مشت های آهنین مقابله کردند، و بهای اعتراض در سیستم آنان دار شد؛ چه استقلال طلبانی که در موضع قدرت، به وابستگانی بی جیره و مواجب و دربست و دنباله رو دیگران تبدیل شدند و...

شاید در بین هموطنان فردی را نتوان یافت که، کشور خود را ذیل یک کشور دیگر تعریف شده، و یا وابسته بخواهد، از این لحاظ، به حتم در غلتیدن در دامن شرق و یا غرب، البته محکوم است، اما در صورت صحت این سخنِ جناب سردار سلامی، خود ایشان بهتر از هر ایرانی از نتایج این همکاری شاه با امریکا باخبرند، همکاری "آقای محمدرضا" با امریکا باعث شد که ایران در جایگاه مجهزترین کشور خاورمیانه، بعد از اسراییل، از لحاظ تجهیزات نظامی قرار گرفت، و حداقل ما رزمندگان شاهدیم که از اول تا آخر جنگِ خسارتبار هشت ساله با رژیم بعث عراق، از سلاح هایی سود جستیم که هدیه همین دوره همکاری پهلوی دوم با غرب و به خصوص امریکا بود.

در آستانه شروع این جنگ خسارتبار (در 31 شهریور 1359) باید اذعان دارم و شهادت دهم که، بارها و بارها وقتی به داشته های خود، در مقابله با ماشینِ جنگی روسی سازِ صدام می نگریستیم، به آینده نگری شاه باید اَحسن می گفتیم، که این آینده نگری او در زمان حاکمیتش، در آن روزهای سختِ نبردِ نابرابر، دستگیر و کمکیار ما رزمندگانِ این جنگ شد، و آنچه او برای ما بجای نگذاشت، نبودش چقدر برجسته و مشهود بود، در زمانی که ما حتی از دسترسی به سیم خاردار برای دفاع در مقابل متجاوز بعثی هم محروم بودیم، چقدر به موشک هایی نیاز داشتیم که شاه نخرید و ما را در مقابله با جنگ موشکی اسکادهای روسیِ صدام، کاملا بی دفاع گذاشت، زمانی که هر روزه شهر مقاوم دزفول و دیگر شهرهای کشور را موشک های اسکاد روسی شخم می زدند، و ما موشکی برای شلیک متقابل و بازدارنده نداشتیم، و... لذا حداقل رزمنده ایی چون سردار سلامی نباید بدین دستاوردهای همکاری شاه با غرب خرده گرفته و بدان طعنه زند! که خود بر دستاوردهای خیره کننده آن همکاری کاملا واقف و البته بهره مند بوده و هست.

و اگر او، این را حق خود می داند، این نکته را هم باید توجه کند که در غلتیدن در دامن روس ها نیز چقدر دردناک و خسارتبار است، وقتی که ایران در کنار کشورهایی دیکتاتور مسلک، و فاقد آزادی های اولیه، همچون کره شمالی و روسیه سفید، در جبهه ایی در کنار پوتین قرار گرفت، که بطلان این حضور حتی بر کودکان عرصه سیاست هم هویداست، و حال آنکه او را تجهیز و کمک نیز کنیم، و این طرف، دنیا هر روزه شاهد اخبار کشتار مردم ستمدیده، و مورد تجاوز قرار گرفته شده اوکراین باشد که گفته می شود، توسط پهپادهای ساخت ایران انجام می شود، پهپادهایی که در تهاجم تجاوزکارانه آشکار روسیه به خاک و مردم اوکراین بعنوان یک کشور مستقل، از آن استفاده گسترده می کنند، و بدین ترتیب دنیا و افکار عمومی جهان، ایران را در کنار متجاوزان می بیند و در اذهان جهانی نام ایران، همراه دیکتاتور روسیه، در جنایت و کشتار و تجاوز به اوکراین ثبت می شود.

قطعا برای هیچ آزادمرد و آزادزنی و از جمله ایرانیان که خود روزگاری در این روزهای آخر شهریور ماه مورد تجاوز قرار گرفتند، ایستادن در کنار متجاوزی همچون روسیه پذیرفتنی نیست، و این لحظات تلخ تاریخی در اذهان مردم جهان، ثبت می شود، و این لکه ننگ به دامن اتخاذ کنندگان چنین سیاستی ثبت خواهد شد، بی شک این حرکت از سوی آزادیخواهان، استقلال طلبان، طالبان کرامت و عزت انسانی، اخلاقمداران و... در تاریخ بشریت محکوم بوده و خواهد شد.

شراکت ایرانیان در تجاوز روسیه به اوکراین، و ایستادن در کنار دیکتاتور متجاوزِ متکبری همچون پوتین که از زمان فروپاشی شوروی حداقل این سومین تجاوز کرملین نشینانی چون او به مناطق پیرامونی اش می باشد، و تاریخ دنائت روس ها در حملات به چچن های معترض، گرجی ها و حمله اخیرش به مردم و خاک اوکراین را هرگز فراموش نخواهد کرد.

حال از جناب سردار سلامی باید پرسید، اگر شاه در کنار امریکا یک ارتش، تجهیزات نظامی خرید و بر جای گذاشت، شما در کنار متجاوز روس چه بدست خواهید آورد؟! البته تا کنون به غیر از ننگ و محکومیت ابدی، چند هواپیمای آموزشی "یاک"بدست ایران رسیده است، که پیش از این چنین هواپیمایی یادآور سقوط و شهادت وزیر راه کشورمان، جناب شهید دادمان و همراهانش است که در آتش این سقوط سوختند. 

بپا نبازی سردار!

که تاکنون هم، البته در این قمار رسوای همراهی شرقگرایانه ات، بازنده ایی،    

صفحه1 از2

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در در این ظلم، هوس هیچ ساحلی نخوا...
بسیارزیبا نه به جنگ نه به جنگ نه به جنگ آن سالهای بعدروزگارسیاه مردم مثل زخمی ناسور برپیشانی تاریخ...
- یک نظر اضافه کرد در آیا کشتار، جنایت و ویرانی را ب...
یک وکیل، چاه خود را به معلم فروخت☢ دو روز بعد وکیل آمد پیش معلم و گفت: آقا من چاه را به شما فروختم ...