شاخ افریقا در دل مستبدین، اما بیداد از نظامیان

31 فروردين 1398
Author :  
دیکتاتورهای مادام العمر یک به یک در حال سقوط

مدت هاست که به سان این روزها "شاخ و شمال آفریقا" [1] پرچمدار حرکت های عمده مردم سالاری و دمکراسی خواهی، حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و نفی استبداد و حاکمیت مستبدین مادام العمر در منطقه ماست، مستبدینی که از تحولات سیاسی قرن بیستم بجای مانده اند، و در مرزهای جامعه مدرن اروپایی، خفت و عقب ماندگی مردم مظلوم خود را تمدید و تکثیر می کنند، و به راه متروک استبداد و خودرایی اشان را ادامه می دهند.

 چه در جریان "بهار عربی" [2] که به حاکمیت خیلی از مستبدین مثل مبارک، بن علی، قذافی و... خاتمه داده شد، و چه الان که مادام العمرهای فرتوت دیگری مثل بوتفلیقه و عمر البشیر را سرنگون کردند، حکایت این حرکت جوشنده و زنده همچنان باقیست، و باید دید آیا شاخ و شمال آفریقا به نقاط دیگر خاورمیانه و مناطق گرفتار به استبداد، درس حرکت به سوی مردم سالاری و آزادیخواهی را خواهد داد، یا نه و...

 یکی از مهمترین موانع استقرار دمکراسی و برچیده شدن نظام استبدادی در این منطقه، علیرغم رفتن دیکتاتورها، نظامیان همین کشورها هستند، چرا که محیط استبدادی محل زایش نظامیان، اوج گرفتن نظامیگری و صدر نشینی عناصر خشونت طلب است، که درازای دریوزگی آنان در برابر مستبد حاکم، باعث شده است که این فرزندان پاک وطن، مردم شان را به فراموشی سپرده، و دل و دین به نظام استبدادی و مستبد مادام العمری دهند که مردم را به سلطه کشیده، و به قهقرا برده است.

حال آنکه این عناصر نظامی باید محافظ خاک و مردم وطن خود و به واقع در خدمت "ولی نعمت" شان یعنی مردم باشند، و به آنان حس وفاداری داشته و به جای فدایی شدن برای مستبد، در شعار و عمل، خود را فدایی خاک و مردم خود بدانند، نه این که تعهدی باطل، به مستبدی دهند که آنان را در خوی استبدادی خود تربیت، مطیع و مُنقاد کرده است.

وقتی به تاریخ تحرکات آزادیخواهانه منطقه خاورمیانه که نگاه می کنی، شوربختانه اینکه نظامیان علاوه بر سنگ اندازی جلوی پای آزادی خواهان، تمام توفیق مردم خود در برکناری مستبدین را حتی بعد از پیروزی آنان هم، بی اثر و عقیم می کنند، و بدین ترتیب مبارک از سیستم حاکمیت مصر توسط یک انقلاب مردمی اخراج می شود، اما نظامیان این کشور، باز در یک پشتک واروی سریع، شرایط را به روز نخست باز می گردانند، و مبارک دیگری را حاکم می کنند؛ بوتفلیقه به زور قیام مردمی الحزایری ها می رود، ولی نظامیان نمی گذارند مردم به اهداف خود که انتخابی آزادانه است، برسند و مرتب مانع ایجاد می کنند؛

 عمر البشیر در یک حرکت ممتد و حکم مردمی از سیستم حاکمیت سودان رانده می شود، اما باز این مانع ناخلف و بی تربیت نظامی سودان است، که نگهبان شرایط استبدادی قبلی می شود، تا آزادی به کام مردم مظلوم سودان وارد نشود.

میوه ناخلف و نامیمون و بد یُمن نظامیان و نظامی گری در نظام استبدادی، که حاصل پرورش نظمِ نظامِ فاسد استبداد است، ریشه ایی خطرناک دارد، که تخم آن را مستبد حاکم در طول زمانی دراز می کارد، و پرورش می دهد تا به میوه ایی خسارت بار برای مردم خود بنشیند، تا این پدیده دردناک هم نگهبان استبدادش باشند و هم در چنین روزهای قیامی، آروزهای مردم خود را، حتی بعد از رفتن او هم بر باد دهند.

آری الجزایری ها، سودانی ها، مصری ها و... به پیروزی رسیدند اما در چنگال نظامیان باقی مانده از حاکمیت استبداد، معطل مانده اند، خدا کند که نا امید و سرخورده نشوند، و اسیر بازی و دام نا امید سازی و امید کشی دست پرورده های نظام استبدادی نگردند.

در چنین نظام هایی استبدادیی، مرزداران حقوق بگیر از خزانه مردم، به بله قربان گوهای حافظ حدود استبداد و مستبد تبدیل می شوند، و امروز اگرچه شاخ آزادیخواهی آفریقا در تن مستبدین مادام العمر آن دیارِ با فرهنگ و تمدن فرو رفته است، اما این شاخ محکمِ آزادی خواهی در دست نظامیان پروار شده توسط مستبدین این دیار افتاده است، و زور آزمایی ها با مردم منطقه ادامه دارد، تا یا گردن آزادی و آزادی خواهی را بشکنند و یا مردم شاخ استبداد و باقی ماندگان از مستبدین را.

و باید دید آیا این مردم متمدن در نهایت، در مسیر خود برای رسیدن به دمکراسی، شاخ نظامیان را می شکنند یا این نظامیانند که در گرداب زور و تزویر، گردن آزادی و آزادیخواهی مردم خود را خواهند شکست، و آرزوهای مردم شان را در ناامیدی و گردابی دیگر غرق خواهند کرد، اما من آرزو می کنم نظامیان به پادگان های خود باز گردند.

امیدوارم چکمه پوشان تفنگ به دست، بفهمند که پا بر گردن چه انسان هایی (ولی نعمتان خود) می گذارند و چه ارزش هایی (آزادی و آزادگی و...) را به پای مستبدِ حاکمِ خود قربانی می کنند، و امید است این قشر از جوامع خاورمیانه نیز به خود آیند و به مانع آمال و آرزوهای مردم خود تبدیل نشوند، تا در حقارتی باور نکردنی، مثل پهلوان پنبه های شکارچی در مرغدانی ها، دمی بیشتر در سایه و در رکاب استبداد و مستبد، قدر بردگی خود بینند، و بر صدری ناچیز و خفت بار نشینند.

 دیکتاتورهای عرب

 از راست به چپ مبارک (مصر)، قذافی (لیبی)، عبدالله صالح (یمن)، بن علی (تونس)

نقشه شمال افریقا

[1] - مراکش، الجزایر، لیبی، تونس، مصر، سودان، سومالی

[2] - خیزش های ضد استبدادی چند سال گذشته

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (2)

This comment was minimized by the moderator on the site

این تجربۀ شوم تا کی باید ادامه یابد؟ Posted: 11 Aug 2020 11:01 AM PDT میلاد عظیمی

این حکایت نیست پیش مرد کار
وصف حال‌ست و حضور یار غار

استاد محمدعلی موحّد در تازه‌ترین کتاب خود در کشاکش دین و دولت بحثی دیرین و معضلی مزمن را به میان کشیده است؛ رابطۀ میان دین و دولت. موحّد این موضوع زنده و جذاب را در چشم‌انداز وقایع عصر خلفای راشدین بررسی و روایت کرده است؛ در سی سال خلافت ابوبکر، عمر، عثمان و علی(ع)؛ عصری که مسلمانان آن را دوران آرمانی و مقدس تاریخ اسلام می‌دانند.

اصل موضوع تاریخ خلفای راشدین بکر و بدیع نیست و کتاب‌ها در این موضوع نوشته شده است. آنچه تازه است چشم‌انداز و روش روایت محمدعلی موحد است. موحد معمولاً موضوعاتی را برای تحقیق انتخاب می‌کند که گره‌ای از کار فروبستۀ جامعه بگشاید و چراغی پیش پای اهل زمانه قرار بدهد. در این کتاب هم چنین است. این کتاب تاریخ عصر خلفای راشدین نیست؛ قصۀ تاریخ خلفای راشدین پیمانه‌ای شده برای نمایاندن این معنی که «سلطنت و دیانت با هم تباین ذاتی دارد» و «طبع سلطنت با طبع دیانت وفق نمی‌دهد». این نظر را ایشان در آثار دیگر خود نیز بیان کرده است (برای مثال نک: ابن بطوطه، طرح نو، صص۳۳۴-۳۴۶).

موحد در این کتاب نشان می‌دهد که خلاف تصور رایج مؤمنان، سیاست در عصر خلفای راشدین درعمل قدسی نبود. عرفی بود و لاجرم آغشته و آلوده به لوازم هر سیاست عرفی دیگر؛از قتل و ظلم گرفته تا دروغ و دزدی. نکته این بود که برای کارهایشان توجیه شرعی می آوردند. در نگاه موحد نهاد خلافت عملا معطوف بود به ریاست و امارت دنیایی و نه مرجعیت دینی. خلافت محصول توازن قدرت سیاسی قبیله‌ها بود نه نصیبه و حکم الهی. از همان روز سقیفه که ابوبکر به خلافت برگزیده شد محاسبه‌گری‌های دنیایی و عرفی مبنای کار بود. ابوبکر خلیفه شد چون قدرت می‌بایست در دستان قریش که مهتر قبایل عرب بود بماند و این البته خلاف آموزه‌های قرآنی بود که معیار برتری و مهتری را تقوا و عمل صالح معرفی می‌کرد. جنگ‌های ردّه در دوران ابوبکر هم بیشتر نبرد با مرتدان سیاسی بود تا مرتدان عقیدتی. دعوا بر سر پرداخت نکردن زکات بود. در زمان خلفای بعدی نیز چنین بود. با سرازیر شدن سیل غنایم حاصل از فتوحات برق‌آسا، جامعۀ مسلمانان دستخوش تحول شد. صحابۀ زاهد و عابد خلاف سیرۀ پیامبر در ثروت و رفاه غرق شدند. دین بر سر زبان‌ها بود و نه در میان جان‌ها. ماهیت حکومت و خلافت هم به‌تدریج تغییر کرد و سکولارتر شد. نهادهای حکومتی تازه بر مبنای نهادهای موجود در کشورهای فتح شده بخصوص ایران سامان یافت. مسائل تازه‌ای مطرح شده بود. نظام دیوان‌سالاری جدید مسلمانان از دین نجوشیده بود. ایرانی بود. عرفی بود.

موحد می‌گوید نتیجۀ قدسی‌دیدن نهاد عرفی حکومت و حاصل درآمیختن دین با سیاست در عصر خلفای راشدین این شد که در کشاکش دین و دولت، میان مردم اختلاف افتاد. جنگ داخلی درگرفت. عثمان را شورشیان کشتند چون اعتقاد داشتند خلاف قرآن و حکم دین عمل کرده است. علی(ع) هم که حکومتش را بر مبنای عمل صادقانه به قرآن و سنت پیامبر بنا کرده بود، تقیدش به شرع و تقوا اجازه نمی‌داد مانند مخالفانش برای نیل به قدرت و پیروزی دست به هر اقدامی بزند و دستش بسته ماند. در حالی‌که معاویه به نام دین دست به هر بی‌رسمی می زد. در دوران خلافت علی(ع) مسلمان با مسلمان جنگید و جوی خون به راه افتاد. جنگ صفین و ماجرای قرآن برسرنیزه کردن و حکمیت اوج حیرانی مسلمانان بود. پدیدۀ خوارج فرزند صفین بود؛ خشک‌مقدسانی ظاهربین و خشن و آنارشیست که با اصل نهاد حکومت مخالف بودند و علی(ع) و معاویه را کافر و واجب‌القتل می‌دانستند. در این هنگامه عدۀ بسیاری از مردم سردرگم و سیاست‌گریز و بی‌عمل شدند. با شهادت علی(ع) طومار «خلافت» درهم‌ پیچیده شد و «سلطنت» معاویه و بنی‌امیه سر برآورد و تثبیت شد؛ این یعنی عدالت، مساوات ، دلسوزی و التزام به قانون عملاً از شرایط شایستگی حاکم برای رهبری حذف شد. یعنی دین دنباله‌روی سیاست و ابزار سیاست شد. با گسترش پریشانی و خشونت و ناامنی مردم ماندند و دوراهی انتخاب میان معاویه سلطان مستبد و خوارج خشن تندرو؛ بالاجبار مردم جانب استبداد را گرفتند زیرا ملایم‌تر و معتدل‌تر از خوارج بود و هر روز به شکلی بت عیار برآمد.

حرف آخر و سخن تمام موحد در کتابش این است: « خارجی‌گری کهن محصول سردرگمی و گیرکردن در بن‌بست‌های حاصل از برخورد دین و سیاست بود؛ خارجی‌گری نو نیز همان است. خارجی‌گری کهن جذابیتی برای افراد پرشور و خام داشت ولی برای جامعه چیزی جز اختلال و ناامنی و ویرانی و قساوت و فقر پیشنهاد نمی کرد؛ لاجرم مردم شرّ کمتر را برگزیدند و ماجرا به نفع بنی‌امیه و حکومت‌های جابر خودسر تمام شد. امروز نیز مردم لیبی و مصر و شام و عربستان و… در برابر این طوفان نکبت و فلاکت چاره ای جز چسبیدن به دامن حکومت‌های فاسد سرکوبگر ندارند. این تجربه شوم تا کی باید ادامه یابد؟».

This comment was minimized by the moderator on the site

دوستی در خصوص این پست برایم نوشت :
"اهل سیاست نیستم اما بی خبر از دنیا هم نیستم" واقعیت ها را قلم زده ایی / بهار عربی و اینک ... عمرالبشیرمناطق. گرفتار. در استبداد و حرکت بسوی مردم سالاری .....آیا. به واقع اتفاقی ست که رخ بدهد؟!!!...... اشاره. بجایی ست که در نظام های استبدادی ... اکثر حق قانونی بگیران، سمت وسوی بله قربان گویی را فرا راه خود قرار خواهند داد ، متاسفانه... .. و اینکه چکمه پوشان را. ترغیب به با بازگشت ، به پادگان هایشان نموده اید با مثالِ درج شده در پایان پست، قابل پذیرش تر است/ قدر می بینند و بر صدر می نشینند......... اما حقیرانه و خفت بار ، مادامیکه مردم را به سلطه کشیده باشند"

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

“واقعیت آشکار این است که سیاره‌ی ما دیگر نیازی به افرا...
sadeghZibakalam @sadeghZibakalam ایکاش آقای رئیس جمهور و سایر مسئولین ...