استعفای ظریف، آژیر خطر شوم پاکستانیزاسیون ایران
مطلب ویژه

08 اسفند 1397
Author :  
ظریف درخت تنومند سیاست خارجی ایران

بالاخره تنه های محکم دولت در سایه، [1] دولت منتخب و ارگان های قانونی آنرا از صحنه خارج، و دکتر محمد جواد ظریف که او را می توان "درخت تنومند دیپلماسی ایران" نامید، را مجبور کرد برای به صدا در آوردن زنگ های خطرِ خارج شدن امور کشور از مسیرهای قانونی آن، و در جهت حفظ جایگاه قانونی دولت، که در راس آن رییسِ جمهورِ ملت ایران، قرار دارد و همچنین دستگاه قانونی را که او سکاندارش بود (وزارت خارجه) بود و اینک از صحنه کاری و قانونی اش به کناری گذاشته اند، خود را قربانی قانون و قانونگرایی در کشور کرده، و کناره گیری نمود، تا راه بر دولت نشسته در سایه، برای دنبال کردن اهداف و منافع ناگفته اشان، بیش از این باز نشود، و با این استعفا شاید کسی به فریاد قانون و اجرای آن، و قرار گرفتن آن در راس تحرکات و تصمیمات در این کشور برسد.

متاسفانه جامعه نخبه کش ما، در طول تاریخ، نخبگان خود را این چنین دم تیغ کسانی داد که بی هیچ نمایندگی و حکمی، در پس حجاب هایی نامرئی و دست ساختِ دست های ناپیدا، حکم می رانند و کار خود را پیش می برند، و به رخ قانون، مردم و نظم می کشند و به ریش هرچه جایگاه قانونی و قانون می خندیدند، که "هر که در این کشور قصد حضور و فعالیت دارد، باید در کانال و طبق شرایط ما کار کند".

شاید غریو شادی نخست وزیر اسراییل از رفتن ظریف گویای خسارتی باشد که در ادامه هجوم دلواپسان داخلی و کاسبکاران دم دست، سیاستمداران خارجی در پی اش بودند، و از سال های قبل تاکنون این فرمانده خط مقدم دیپلماسی را مورد هدف خود گرفته بودند، و پنبه ی کار، سیاست، تلاش و جهت حرکتش را زدند و می زنند، تریبون دارانی که از بیت المال خوردند و به حرکت و سیاست قانونی نهادهای برخواسته از قانون، در راستای اهداف دولت نامریی در سایه، تاختند، و در زمانی که ظریف نفس در نفس رقبای بزرگ کشورمان و یا همان جامعه بین المللی می رزمید، ناجوانمردانه او را زیر تازیانه های قهرآمیز خود گرفتند، که مبادا این "کوه بزرگ" به چشم ملت خود بزرگ آید و رقیبی برای رقابت با آنان در آینده شود و....

 حملات تریبون دارانِ دولت در سایه تا به امروز ادامه یافت و به مقصود خود هم رسیدند و اینک دلواپسان داخلی و نتانیاهو با هم می توانند نفس راحتی بکشند، چرا که ظریف رفت؛ همچنان که نخست وزیر اسراییل سریعا ذوق زده شد و از حاصل کار این دو سنگ آسیاب (دلواپس داخلی و رقیب خارجی) بر کرچیدن ظریف زیر فشار این دوسنگ آسیاب موتلف باهم، در شعفی وصف نشدنی گفت : "ظریف رفت. از دستش راحت شدیم. مادامی که من اینجا هستم، رژیم ایران به سلاح هسته‌ای نخواهد رسید."

گویا این اسراییلی بهتر از هر کسی می داند که زبان گویا و منطق بُرَنده ایران و منافع ملی، در یک فشار بی حد رقبای داخلی بسته شد، و اکنون مشخص نیست، چون او دیپلماتی کارکشته را خواهیم یافت، که به استمرار استیفای حقوق مردم مظلوم و مورد هجوم ایران در مجامع بین المللی بپردازد؟! تاریخ روابط خارجی ما این را گواهی نمی دهد.

و به نظر می رسد ما هم به سوی پاکستانیزاسیون پیش می رویم، که دست های پشت پرده، و دولت در سایه کار خود را می کند، و هر که را که مزاحم خود ببیند، از دور خارج می کند، تا کسانی بر کرسی های قانونی تکیه زنند که مجری سیاست هایی باشند که در پستوی نشست های شبانه ی دست های پشت پرده، بر طبق سیاست های اعلام نشده و نامشخص نوشته و تعیین می شوند، و مردان سیاسی را می طلبند که تنها مجری بی چون چرای منویات آن دست های نامریی باشند، و بی سوال و حرف اضافه، در جهت و برای آنان کار کنند.

 در چنین فضای بهت انگیزی هم، اگر سیاست مداری بد قلق برایشان باشی، یا همچون نخست وزیر فقید پاکستان و رهبر حزب مردم این کشور خانم بینظیر بوتو، [2] ترور می شوی؛ و پرونده رسیدگی قتل و ترور تو هم در راهروها و اتاق های پیچ در پیچ سیستم قضایی منصوب و مطیع دست های پنهان گم می شود، و یا اگر شرایط طعمه سیاسی این مافیای پشت پرده اقتضای ترور را نکند، در میان هزاران ها پرونده خلاف، غارت، اختلاس، سو استفاده از اموال عمومی [3] و... مدعی العموم راست می رود سراغ پرونده نخست وزیری که با رای مردم پاکستان به قدرت رسیده، یعنی رهبر حزب مسلم لیگ پاکستان [4] آقای نواز شریف و او را در حالی که نخست وزیر است، مردانه !!! و با هیاهو محاکمه کرده، صدها خلافکار چون او را با پرونده هایی حتی بزرگتر را رها کرده و نخست وزیرِ در قدرت را، روانه زندان می کند، تا این نخست وزیر، پاسخ درشت بینی و... خود را در برابر دست های پشت پرده، محکم دریافت دارد، و دیگر او و دیگران مثل او هوس زاویه دار شدن با نظامیان پاکستان را نکنند.

 و در نهایت هم این سیستم قدرت در سایه که هیچگاه قصد ترک صحنه را ندارد، با استفاده از اهرم های بیشمار سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی خود، دو حزب عمده سیاسی پاکستان یعنی "حزب مردم" و "حزب مسلم لیگ" را در یک عملیات پوپولیستی به یک کریکت باز می بازاند، تا هر دو حزب حذف شوند و اگر خواستند، در آینده مطیع و گوش به فرمان دست های پشت پرده، صلاحیت خود را به دست های نامرئی ثابت کرده و همچون حاجب الدوله ایی امین، [5] بعد از پایان دوره ورزشکار ملی پاکستان جناب عمران خان که در میدان ورزش، قهرمانی های زیادی هم آفریده است، و اکنون در قامت یک سیاستمدار، با پرچم حزب تحریک انصاف آمده، تا مردانِ مرد سیاست پاکستان را از صحنه خارج کند، و با همه احترامی که به این "علی دایی ورزش پاکستان" قائلم، هاشمی و خاتمی را قلع و قم کرده و در جای بزرگان تکیه به گزاف زند و حاصلش چه خواهد بود؟

استمرار وضع گذشته و امنیت دست های در پس پرده که اکنون دیگر رقبای بزرگ خود را از میدان بدر کرده اند، و همانی که اکنون در پاکستان شاهدیم، که بعد از نزدیک به نیم قرن در اثر ماجراجویی ها و دلال بازی های بین المللی و نقش آفرینی در تروریسم هدایت شده جهانیِ دست های پشت پرده سیاست در پاکستان، و سیاست نامریی آنان، بمبی قوی در راه نظامیان هند در کشمیر، درست شبیه همان بمبی که در زاهدان علیه مرزبانان ما کار گذاشتند، و 27 مرزبان ما را کشتند، 41 سرباز مرزبان هندی را قتل عام می کند، و در پاسخ به آن 12 جنگنده میراژ 2000 هندی از مرز می گذرند و وضعیت نظامی بین هند و پاکستان به سال 1971 باز می گردد و بمباران همدیگر آغاز می شود، و حالا شرایط جنگی و بهشت کاری نظامیان خواهد بود و باز این مردم پاکستانند که باید مال و جان دهند تا از این تنگنای جنگی دست ساز دست های پشت پرده قدرت نامریی عبور کنند.

 در حالی که در اثر سیاست های همین قدرت در پس پرده، اکنون کشور پاکستان، پناهگاه تروریسمی شده است که علاوه بر هند، افغانستان، ایران و... بسیاری از کشورهای دیگر را نیز ناامن کرده اند، فقر و ناامنی اش را چه کسی باید تاوان دهد، همسایگان، مردم منطقه، و خصوصا مردم پاکستان که نمی دانند چرا باید کشورشان تغذیه کننده تروریسم جهانی باشند.

مردم پاکستان نمی دانند چرا و تا به کی باید، تاوان دلال مسلکی نظامیانی را بدهند که در نقش دست های پس پرده سیاست، معلوم نیست دلارهای این نقش مخرب را از کجا و کدام سرویس اطلاعاتی و یا قدرت جهانی، علیه چه کسانی، دریافت می دارند، تا جان برکفان انتحاری خشک مغزِ تربیت شده در حوزه های علمیه تحت نظر ایدئولوژی اسلامی مبتنی بر وهابیت عربستان را در هند، ایران، افغانستان و... منفجر کنند و در پس پرده، دست های سیاستباز این حرکات، به تسویه حساب های سیاسی، اطلاعاتی، نظامی، مافیایی، مالی خود با رقبا بپردازند، و یا حق العمل دریافت دارند.

ترکیه نیز مثل پاکستان بهشت حاکمیت نظامیان بر مقدرات خود بود، و اکنون این کشور خود را از این مخمصه بزرگ نجات داده و راه رشد و توسعه را چهار نعل می تازد، اما پاکستان هنوز سخت گرفتار این نوع حاکمیت دوگانه دولت در سایه و دولت قانونی است، و انگار ما هم متاسفانه بدین سمت در حرکتیم، که سیاست های پس پرده در بی رمق کردن دستگاه های قانونگذارِ قانونی کشور مثل مجلس، و بی خاصیت شدن دولت و تبدیل آن به یکی از قوای کشور و در حد و اندازه "قوه اجرا" و...، به سمتی می رویم، که سیاست و حتی اجرا در دست های نامرئی و ناشناخته، و در پس پرده تعیین و مردان سیاست و قانون این چنین جوانمرگ جولان بی قانونی ها شوند.

 شاید این سوال پیش آید که بین نظامیان ما و پاکستان چه سنخیتی است، پاسخ این است که آن نظامیان پاکستانی نیز روزگاری رزمندگان اسلام در مقابل غول بزرگ تهاجم هند به سرزمین های اسلامی بودند که به مرور زمان اکنون به مافیای بزرگ سیاست در منطقه خود و جهان تبدیل شده اند و فرایند دگردیسی را به مرور، تند و کُند طی کرده اند.

کشور نباید در مسیر بی قانونی برود، که اگر رفت حتی اگر یک قدم هم که باشد، حرکتی است در یک مسیر نادرست و انحراف، که انتهای آن پاکستانیزه شدن است و شاید بدتر از آن، که اکنون پاکستان به عنوان یک کشور فقیر و تروریست خیز، زیر سم حاکمیت های کودتایی است و بی قانونی و هرج و مرج و ترور و خشونت و نسل کشی و... در آن روزانه است، و ملعبه دست های نامرئی خارجی و داخلی است.

فاین تذهبون یا اولی الابصار

[1] - مفهوم دولت در سایه به این معناست، که قدرت واقعی سیاسی در دست دولت‌های منتخب مردم نیست بلکه نزد افرادی است که در پس صحنه در حال دیکته کردن نظرات خود هستند، و هیچ نهاد مردم سالاری توانایی بررسی و ارزیابی فعالیت‌های این افراد را ندارد. بنابراین باور، دولت‌های منتخب تابع دولت‌های سایه که صاحب قدرت حقیقی می‌باشند هستند (ویکی پدیا).

[2] - دختر ذولفقار علی بوتو که دختر و پدر از رهبران برجسته سیاسی پاکستان بودند و هر دو قربانی نظامیان و سیاست نامریی آنان شدند

[3] - در شهر اگر که خواهند مست گیرند باید که هرآنکه هست گیرند. جامعه سیاسی فاسد پاکستان واجد هزاران متخلف است ولی سیستم گوش به فرمان قضایی فقط سراغ کسانی می رود که با قدرت پشت پرده زاویه پیدا کرده باشند.

[4] - حزب مسلم لیگ به رهبری محمد علی جناح رهبر استقلال پاکستان با حزب مردم سال هاست که پس از جدایی از پاکستان قدرت رابین خود دست به دست می کردند و در اثر دخالت نظامیان در سیاست اکنون هر دو از قدرت کنار گذاشته شد و این دو حزب عمده شاخه شاخه و منهدم شدند و یا ترور و از صحنه خارج شدند و دست های پشت پرده سیاست در پاکستان اکنون عشق شان کشیده است که یک ورزشکار نخبه پاکستانی (مثل علی دایی ما) را جانشین آنان کند. عمران خان نخست وزیر کنونی یک کریکت باز مشهور و افتخار آفرین ورزشی پاکستان است.

[5] - حاجب الدوله نقش جان نثاری دست های پشت پرده را بازی میکند و خسارات ناشی از عملکرد آنها را به خود منتسب می کند تا متوجه دست های پس پرده نشود، و انگشت اتهام ملت برای خرابی ها به سمت او باشد و نه به سمت مسببین اصلی و دست های پس پرده.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (5)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
This comment was minimized by the moderator on the site

تحلیل روز در خصوص آقای دکتر ظریف نوشت :
ظريف سرمایه ملی
در اینکه دکتر ظریف به طرز استثنایی و بی سابقه‌ای هدف یک هجمهٔ خشن و حساب‌شده از خارج و داخل کشور است تردیدی نیست. موسسات خاصی هم در خارج و هم در داخل کشور سالانه میلیون‌ها دلار هزینه‌ٔٔ جنگ روانی با شخص دکتر ظریف می‌کنند تا اور را از ادامه کار منصرف کنند.
چهار دهه سابقه کاری دکتر ظریف و اظهارات ایشان همواره نشان داده که او حاضر است از خودش برای پیش‌برد منافع ملی هزینه کند. در نتیجه دلیل استعفای او نمی‌تواند «شخصی» باشد.
وقتی یک دیپلمات حرفه‌ای که در حل‌ و فصل تمام چالش‌های بین‌المللی چهل سال اخیر ایران نقش داشته نسبت به افول شأن و جایگاه وزارت خارجه هشدار می‌دهد، شرط تدبیر این است که هشدار او جدی گرفته شود. نگاه ظریف یک نگاه کارشناسانه، غیر سیاسی و مبتنی بر سال‌ها تجربه است و به مصلحت کشور است به هشدار او با دید «سیاسی» برخورد نشود.
رفتن ظریف خسارت محض است و جبران آن کار آسانی نخواهد بود.
از شش سال زمامداری ظریف در وزارت خارجه سه سالِ آن بحث رسانه‌های جهان بر سر این بوده که «آیا جایزه صلح نوبل امسال به وزیر خارجه ایران تعلق خواهد گرفت یا نه؟».
این یعنی دستاوردها، منش و شخصیت ظریف به گونه‌ای بوده که او به تنهایی عملکرد هزاران لابی و موسسه روابط عمومی و گروه فشار در پایتخت‌های غربی را خنثی‌ کرده و اجازه نداده پروژه امنیتی‌سازی ایران را - که تا پیش از او به عضوی از محورت شرارت در افکار عمومی شناخته می‌شد - به سرانجام برسانند.
هرگاه دولت ایران توانست میلیاردها دلار صرفِ مقابله با این دستگاه عظیم تبلیغاتی کند و در هر پایتخت جهان ده‌ها موسسه حرفه‌‌ای را به استخدام خود درآورد تا مانع دسیسه‌های جریان ایران‌ستیز شود، آنگاه می‌تواند از بخشی از خدمات جواد ظریف صرف نظر کند!
ظریف یک وزیر امور خارجه معمولی نیست. او یک شخصیت بین‌المللی است که جایگاه ویژه‌ای در جهان دارد و دلیل اینکه یک پُست غیر رسمی او در اینستاگرام در عرض چند دقیقه به تیتر رسانه‌های دنیا تبدیل شد و سران کشورها را به واکنش واداشت هم همین ویژگی اوست.
در خیابان‌های اروپا و آمریکا قدم بزنید و به طور اتفاقی از رهگذرها نام وزیر امور خارجه چین - یعنی یکی از مهم‌ترین قدرت‌های جهان - یا هند و ژاپن و ترکیه و کانادا و سایر قدرت‌های صنعتی جهان را سئوال کنید. احتمالاً اینکه بتوانند پاسخ درستی به شما بدهند بسیار ضعیف است. اما بپرسید وزیر امور خارجه ایران یا جواد ظریف کیست و قطعاً‌ به شما جواب خواهند داد. این یعنی ظریف شخصیتی فراتر از جایگاه حقوقی خود دارد و این سرمایه‌ایست که دولت و ملت نمی‌توانندد به راحتی از آن صرف‌نظر کنند.
رژیم‌ها و جریان‌های جنگ‌طلبی که سال‌ها میلیاردها دلار برای ایران‌هراسی هزینه می‌کنند و ظریف را بزرگ‌ترین مانع در برابر پروژه‌های خود می‌بینند، قطعاً از رفتن او خوشحال هستند. نخست‌وزیر اسرائیل از هم‌اکنون در توئیت خود - ضمن ابراز خوشحالی از استعفای ظریف - رفتن او را به نحوی به حضور خود در قدرت نسبت داد تا از این اتفاق در انتخابات آینده اسرائیل بهره‌برداری تبلیغاتی کند.
بولتون‌ها، پومپئو‌ها و بن‌سلمان‌ها - که انزوا و کاهش نفوذ و قدرت رژيم‌های خود را متاثر از عملکر ظریف می‌بینند - قطعاً‌ از نبود او رضایت خواهند داشت.
تمام جریان‌های ضد ایرانی سازمان‌یافته در خارج از کشور که سال‌ها - بی نتیجه - ظریف را «دروغگو» خواندند تا اعتبار او را در صحنه دیپلماسی خدشه‌دار‌ کنند و راه را برای اتهامات سنگین‌تر به کشور باز کنند قطعاً نفس راحتی خواهند کشید.
تمام کسانی که به بهانه‌های واهی او را - که عمری برای رفع تحریم و بالطبع برای حقوق اساسی مردم، از جمله حقوق اقتصادی، حق سلامت، حق غذا، حق اشتغال و حق برخورداری از استاندارد مناسب زندگی - «دشمن حقوق بشر» خواندند تا محبوبیت او را نزد مردم خدشه‌دار کنند و از این طریق به جایگاه بین‌المللی ایران تعرض کنند قطعاً با رفتن او خواب راحتی خواهند داشت.

This comment was minimized by the moderator on the site

پاسخ ریاست محترم جمهوری به استعفای دکتر ظریف :
رئیس جمهور در پاسخ به نامه ظریف:
پذیرش استعفای شما را بر خلاف مصالح کشور می دانم و با آن موافقت نمی کنم
تمام دستگاههای دولتی و حاکمیتی باید در هماهنگی کامل با وزارت خارجه باشند
با قوت، درایت و شجاعت به مسیر خود ادامه دهید
رئیس جمهور در نامه ای ضمن مخالفت با استعفای وزیر امور خارجه نوشت:
نامه استعفای مورخ ششم اسفندماه 97 جنابعالی را دیدم. جنابعالی به حفظ شان و اعتبار وزارت امور خارجه ، و جایگاه شخص وزیر امور خارجه به عنوان بالاترین مقام مسوول در اجرای سیاست خارجی کشور ، قابل درک و مورد تایید اینجانب است.
وزارت امور خارجه عهده دار روابط خارجی و زمینه ساز تحقق امنیت و منافع ملی است. لذا همانطور که بارها دستور داده ام تمامی دستگاه ها، اعم از دولتی و یا حاکمیتی ، باید در هماهنگی کامل با این وزارت ، در زمینه روابط خارجی باشند.
از زحمات و تلاش های بی وقفه جنابعالی در دوران تصدی مسوولیت سنگین وزارت امور خارجه، در دولت یازدهم و دوازدهم قدردانی می کنم و از آنجا که شما را به تعبیر مقام معظم رهبری "امین، غیور ، شجاع و متدین" و در خط مقدم ایستادگی در برابر فشارهای همه جانبه آمریکا می دانم ، پذیرش استعفای جنابعالی را بر خلاف مصالح کشور می دانم و با آن موافقت نمی کنم.
اینجانب نسبت به فشارهای وارده به دستگاه دیپلماسی کشور ، دولت و حتی رئیس جمهور منتخب مردم به خوبی آگاهم. ما به عهدی که با خدا و ملت بسته ایم ، تا پایان وفادار می مانیم و اطمینان دارم که به فضل الهی از این مرحله سخت عبور خواهیم کرد.
موفقیت های وزارت امور خارجه فقط طی ماه های اخیر در مقابله با توطئه های آمریکا در نیویورک، وین ، بروکسل ، لاهه ، ورشو، مونیخ و ... پیروزی های سیاسی در سطح منطقه ای و بین المللی قابل توجه بوده است. شادی و پایکوبی دشمنان قسم خورده این مردم همچون رژیم صهیونیستی، از استعفای جنابعالی بهترین گواه بر موفقیت "محمد جواد ظریف" و بزرگترین دلیل برای استمرار فعالیت شما در سمت "وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران " است. جنابعالی مورد اعتماد اینجانب و مجموعه نظام جمهوری اسلامی و به خصوص مقام معظم رهبری هستید. شما با قوت ، شجاعت و درایت به مسیر خود ادامه دهید که خداوند با بندگان صالح خود است.
حسن روحانی
رئیس جمهوری اسلامی ایران

This comment was minimized by the moderator on the site

سایت دیپلماسی ایرانی در این خصوص نوشت :
در حالی که هنوز منطقه و جهان در شوک خبرسفر اسد به تهران بود، خبر استعفای ظریف نه تنها این سفر را به حاشیه برد بلکه سبب شد اختلاف عمیق در حاکمیت دوگانه در ایران، علنی شده و ابعاد آن به عرصه عمومی کشیده شود. پرونده سوریه اگرچه عمدتاً در دست نظامیان است، اما ظریف نیز در عرصه دیپلماسی خود را بازوی سیاسی این صحنه دانسته و در این راه در کنار سردار سلیمانی، گام های بزرگی برداشته است. روند سوچی و آستانه تبلور نزدیکی دیدگاه های دو بازوی سیاسی و نظامی در پرونده سوریه بوده است.
غیبت در ملاقات اسد با رهبری برای وزیر خارجه ای که شب و روز دغدغه ایران را دارد، توان همراهی را از مردی گرفت که توانسته بود از آمریکا در مذاکرات هسته‌ای امتیاز بزرگی بگیرد. ظریف با برجام نه تنها امکان تنفسی برای ایران ایجاد کرد، بلکه توانست شبح جنگ از کشور را دور کند.
شاید که نه، به احتمال قریب به یقین ظریف بیش از همه از روحانی آزرده خاطر شده و تصمیم به رفتن گرفت. روحانی همانگونه که به رای دهندگان خود پشت کرد ظاهراً به وزاری خود نیز پشت کرده است.
با تمامی این سخن عمل ظریف با توجه به شرایط کشور و حاشیه‌ های این استعفا قابل تایید نیست. سیاست خارجی عرصه احساسات نیست، اما از مردی در قامت ظریف و شخصیت احساسی او، با توجه به دل شکستگی او تصمیم این چنینی دور از انتظار نبود. ظریف چه برود، که رفت، نقطه ضعف عمیقی را در ساختار نظام به رخ جهانیان کشیدکه مهندسی ترمیم آن بسیار سخت خواهد بود. با همه علاقه ای که به ظریف داشته و با همه انتقاداتی که در حوزه مدیریت داخلی و خارجی کشور دارم، استعفای ظریف را عملی ملی ندانسته و اعتقاد دارم که باید رگ خویش را به بهای ماندن و اقتدار ایران زد. احمد قوام در جریان نفت از آبروی خود گذاشت تا آن را هم خرج ایران بکنند. ما هنوز یاد نگرفته ایم و هزینه هایی می دهیم که نباید داد.
نکته آنکه زمانی سیاست خارجی به جایگاه واقعی خود می رسد که همه چیز جای خودش باشد، پس برای هر حرکت باید نه یک بار بلک چندین بار اندیشد. وضع را بدتر نکنیم.

This comment was minimized by the moderator on the site

محسن امین زاده یکی از معاونین وزارت امور خارجه‌ی در دولت اصلاحات به دلایل استعفای وزیر امورخارجه جواد ظریف پرداخته است:

علت استعفای دکتر ظریف دخالت نهادهای غیر مسئول امنیتی و نظامی به ویژه سپاه قدس در سیاست خارجی است. آقای ظریف از ابتدای مسئولیتش در سال 1392 با این مشکل بزرگ مواجه بود.

این مشکل در فرآیند سفر آقای بشار اسد به تهران، خود را به شکل واضح تری نشان داده است. در واقع حلقه های اصلی کار سیاست خارجی منطقه ای ایران در اختیار وزارت امورخارجه نیست و غالبا در اختیار سپاه قدس است .

البته دخالت ها در امور سیاست خارجی محدود به سپاه قدس نیست. نهادهای نهادهای نظامی و امنیتی دیگر نیز در کار سیاست خارجی دخالت می کنند. این دخالت ها آنقدر زیاد است که می توان گفت چنین وضعیتی تا این حد افراطی هرگز سابقه نداشته است.

در این روند، از سال 1376 تا سال 1384 مناسبات نظامیان و وزارت امورخارجه به سمت هماهنگی هرچه بیشتر امور خارجی تحت مدیریت وزارت امورخارجه پیش می رفت. وزارت امور خارجه در آغاز دولت آقای خاتمی با مشکلات بسیار شدیدی در مناسبات با نهادهای نظامی و امنیتی مواجه بود و این مشکلات خسارات سنگینی را متوجه حیثیت ملی و قدرت ملی کشور نیز می کرد.

اوج بحران در قتل عام کارکنان کنسولگری ایران در مزارشریف افغانستان در تابستان سال 1377 بروز کرد. اما این وضعیت توسط دولت و وزارت امورخارجه با کمک شورای عالی امنیت ملی مدیریت شد و عملا روند امور در مسیر مناسب تری قرار گرفت.

توجه داشته باشیم که مدیریت سیاست خارجی منطقه ای ایران با داشتن 15 همسایه و همجواری با بیش از 80 درصد بحران های منطقه ای فعال جهان، اصولا بدون حواشی هم کار بسیار دشواری است . ایران در حد بزرگترین قدرت های جهان در سیاست خارجی اش موضوع و مشغله دارد. . در سیاست خارجی منطقه ای ایران که اصولا مدیرتش کار دشواری است، به خاطر شرایط منطقه و تعدد مسائل، انجام امور موظف وزارت خارجه مملو از حاشیه است. مملو از دخالت نهادهای دیگر است. مملو از درهم تنیدگی مشکلات داخلی و خارجی است. مملو از رقابت ها و کشمکش ها نهادهای غالبا غیر مسئول و غیر پاسخگو است. وزارت امور خارجه برای انجام وظایفش در سطح جهان باید در داخل کشور هم بجنگد. باید برای انجام وظایف قانونی اش، مراقب مناسبات داخلی باشد.

رتیبات خیلی محرمانه و سری زمان و برنامه سفرآقای اسد به ایران قابل فهم است، اما پنهان کردن موضوع از شخص وزیر خارجه اصلا قابل فهم نیست. بی تردید وزیر خارجه در هر کشوری جزو ارکان اصلی امنیت ملی است و جایگاه ارشدی در مناسبات امنیت ملی با کشورهای خارجی دارد. یعنی بطور طبیعی باید برنامه ریزی این سفر به صورت سری تحت مدیریت وزیر خارجه انجام می شد. به نظر می رسد که آقای ظریف به خاطر روحیه منعطفش به خیلی کمتر رضایت داشته و همچنان آمادگی داشته که عدم هماهنگی ها و دخالت سپاه قدس را تحمل کند، اما بی اطلاعی کاملش از ماجرا و تحقیر ضمنی وزارت خارجه در این رابطه، باعث کناره گیری او شده است.

This comment was minimized by the moderator on the site

یک نفر از همراهان سید محمد خاتمی که در سال ۱۹۹۹ به سنگاپور رفته بودند تعریف میکرد:

بعد از دیدار با رییس جمهور سنگاپور، از ایشون خواستیم اگه امکان داره جلسه ای با آقای لی کو آن یو ،‌ داشته باشیم
آقای آن یو،‌ بازنشسته شده بود و هر از گاهی به عنوان مشاور در کاخ ریاست جمهوری حضور پیدا می کرد.

جلسه هماهنگ شد و ما به دیدن ایشان رفتیم.

بعد از سلام و احوالپرسی، آقای خاتمی گفت: نمیخواهیم وقت شما رو زیاد بگیریم، فقط یک سوال!!!.

به نظر شما ایران میتونه مثل سنگاپور رشد کنه و به چنین موفقیت عظیمی برسه؟!

آقای آن یو، یه کم فکر کرد و گفت: نه!!،‌ متاسفم.

آن فرد گفت: همه ما جا خوردیم و اصلا فکر نمیکردیم چینن جواب تند و به دور از دیپلماسی را از آقای آن یو بشنویم!.
برای همین رییس جمهور و تیمی که همراهشون بودیم در سکوت و شرم غرق شدیم!!.

آقای آن یو، بعد توضیحاتی میده که تمام حرف اصلی نوشته من این چند خط توضیحات ایشونه!!.
به نظرم این توضیح برای تمام کشورهای جهان سوم میتونه مثل یه نقشه گنچ باشه!!، البته به شرطی که به دنبال گنج باشیم!!!
آقای آن یو گفت:
۳ دلیل اصلی داره که شما نمیتونید مثل سنگاپور بشید!!!
۱. ایدئولوژی:
شما ایدئولوژی خاصی دارید و معتقدید، زندگی اصلی بعد از مرگ شروع میشه.
برای همین این دنیا و زندگی دنیوی را به اندازه کافی جدی نمیگیرید!! و دلتون رابه جهان بعدازمرگ خوش کردید!!.
خوب معلومه کسی که این جهان را جدی نگیره برای مدیریت و سرآمدی در این جهان هم به اندازه کافی تلاش نمیکنه!
ولی ما اعتقاد داریم ، همین دنیا تنها چیزیه که داریم و به همین جهت تمام تلاشمون را میکنیم تا بهترین دنیا را برای خودمون بسازیم!!.

۲. رویکرد :
شما رویکرد متفاوتی نسبت به مسأله ها و مشکلات دارید!!.
وقتی ما با یک مشکل مواجه میشویم، مشورت میکنیم. اگر امکان حل اون مشکل و مسأله به نفع ما باشه،‌ پیش میریم و تمام تلاشمون را میکنیم. ولی اگه متوجه بشیم و تو مشاوره ها هم به این نتیجه برسیم که طرف مقابلمون برنده میشه،‌ دیگه مبارزه نمیکنیم!! و میریم با طرف مقابلمون مشکلمون رو با مسالمت حل میکنیم! و وقتمون را بیشتر از این صرف جنگیدن با کسی که در نهایت برنده خواهد بود، نمیکنیم!!.

ولی وقتی شما با یک مسأله مواجه میشوید، مثل ما مشورت میکنید. اگر به شما گفته بشه که در این مسأله شما برنده نخواهید شد و برنده نهایی طرف مقابل شماست ، به جای اینکه بروید و با طرفتون مشکل را با مسالمت حل کنید، با زور و پول و اعتقاد و نسل در نسل به مبارزه با اون طرف می روید!! و برای همین همیشه تعداد مشکلاتتون بیشتر از تعداد راه حل هاتونه!!!

آقای آن یو گفته بود: نسلی که برای خودش و نسلهای بعد از خودش به جای راه حل، مشکلات قدیمی را به ارث بذاره نمی تواند مثل سنگاپور رشد کنه!!!

۳. تصمیم گیری سیاسی و اقتصادی کشور در دست نظامیان:
آقای‌ آن یو در توضیح سومین دلیل عدم رشد کشورهای جهان سوم گفته:
نظامی ها بر اساس یک خط فکری خاص و بدون انعطاف حرکت میکنن. این روش برای جنگ و پاسداری از حریم کشور مناسبه، اما در تصمیم گیری ها ی سیاسی و اقتصادی نیازمند خطوط فکری متفاوت و انعطاف پذیری بسیار زیادیم.
هیچ کشوری را پیدا نمیکنید که سیاست و اقتصاد در دست نظامیان اون کشور باشه،‌ و اون کشور رشد قابل توجهی داشته باشه!!

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر