مقدمه مترجم (سایت یادداشت‌های بی مخاطب):

راستگرایان و ایدئولوژی راستگرایی این روزها در صحنه جهانی (آسیایی، اروپایی، افریقایی و امریکایی) جولان می‌دهد و ویرانگری‌های بسیار دارد، ایده‌ایی که انسان را از انسانیت خود تهی کرده، آنان را به خودی و غیرخودی، حق و باطل، شهروند و بیگانه، مقیم و مهاجر و... تعریف، و در نهایت کل آنان را به ابزاری برای تحقق اهداف خود تبدیل، و یا بردگانی در مسیر هدف عالی خود دیده و شمرده، و به پیش رانده و همراه می‌سازد.

برای یک راستگرای هندو، اصل و اساس، مجد و عظمت سرزمین و آئین هندوست، که اهمیت دارد، و او بدان توجه دارد، وقتی به او بگویند برای مجد و عظمت این آئین مثلا باید 200 میلیون مسلمان هند و... را قربانی کرد، تا تغییر دین دهند، خدای خود را فراموش کنند، آئین و کتاب خود را رها کنند و...، می‌گوید، اینان روزی هندو بوده‌اند، و در اثر تجاوز بیگانگان بر ما تحمیل شدند، پس مهم نیست که چه برای‌شان پیش می‌آید! یا اینان دوباره به آئین هندویی و فرهنگ باستانی خود باز می‌گردند! یا به عنوان اغیارِ متجاوز باید سرزمین هندوها را ترک کنند و...، هند پاکستان هندوهاست!

برای یک راستگرای یهودی صهیونیست، و یا مدافع آنان دونالد ترامپ، از حزب جمهوریخواه امریکا مهم نیست که چه بر سر یک ملت که از بیش هزار و چهارصد سال قبل، به هر ترتیبی مقیم فلسطین شده‌اند، خواهد آمد، اگر آرمان یهود به پایتختی اورشلیم تحقق یابد، برای او کافی است، و این همان وعده الهی خواهد بود که خدا در تورات به آنان داده است! دیگران نه برای او مهمند، و نه مساله، این است که آنان برای تنبیه 50 هزار نیروی حماس، بیش از دو میلیون و اندی فلسطینی را در غزه دو سال است که آواره و گرسنه به این و سو آن سو می‌کشند، تنبیه کرده، هفتاد هزار نفر از آنان را، از کودک، زن، پیر و جوان، به انتقام نیم روز حمله حماس به اسراییل، و کشتن هزار و دویست اسراییلی در حمله 7 اکتبر 2023 کشتند، هزاران نفر را معلول و مجروح کردند، هزاران تن بمب بر سر آنان فرو ریختند، و آنان را تشنگی و رنج نگاه داشتند و... می‌دهند، او برای رسیدن به سرزمین مقدس موعود خود در تورات، از هیچ جنایتی فروگذار نبوده، و ابایی از ارتکاب به آن ندارد.

 یا آن راستگرای شیعه [1] که او را جانشین آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، در بین امثال جبهه پایداری مطرح می‌کنند، وقتی از کشتار 42 هزار نفر در غزه توسط اسراییل می‌گویند، بیدرنگ ابراز می‌دارد که برای این هدف خود، که آزاد سازی قدس از دست صهیونیست هاست، راضی است نیمی از مردم کره زمین قربانی شوند، او در راه رسیدن به اهداف مقدس خود، نه از کشتن ابایی دارد و نه از کشته شدن چهار میلیارد انسان (نیمی از مردم کره زمین)، تنها در ذهن خود کشتار و ریختن نیمی از مردم جهان بر زمین را که مثل برگ‌های پائیز ریخته اند را تصور کن و در نظر بگیر، خواهی دید اینان چه هزینه‌هایی از جیب انسان و انسانیت برای اهداف خود حاضرند پرداخت کنند و..،

و در این میان، این انسان و انسانیت است که زیر پای اهداف ایدئولوژیک راستگرایان له و نابود است، تو گویی خداوند انسان را سرباز اهداف راستگرایان آفرید، تا کشته شوند و بِکُشد، تا آنان به اهداف مقدس و غیر مقدس خود دست یابند.

راستگرایان که به عنوان پدیده‌ایی بلاگونه بر جانمایه زندگی و حقوق مدنی انسان‌ها، حق تعیین سرنوشت آنان، و آزادی او می‌تازند، اکثرا از مدافعان نوعی دیکتاتوری، و نظامی با این نوع پایه فکری‌اند. آنان به توده انسان‌ها به عنوان گله‌هایی از حیوانات می‌نگرند، که نخبگانی با ژن، طبقه، ایدئولوژی خاص، باید آنان را چوپانی کرده، و بر مقدرات آنان حاکم بوده و باشند، و آنان را به سوی هدفی تعریف شده رهنمون کنند و...، و به طور کلی آنان انسان را صغیر، و از موالی خود می‌بینند.

جناح عمده‌ایی در حاکمیت انتصابی کشورمان [2] و احزابی همچون حزب موتلفه اسلامی، جبهه پایداری و...، دولت حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو، یا حزب حاکم مردم (بی.جی.پی) به رهبری نارندرا مودی در هند، حاکمیت شبه تزاری روسیه کنونی به رهبری ولادیمیر پوتین در اروپا، دولت فاشیست دونالد ترامپ با پایه حزب جمهوریخواه در امریکا و... نمونه‌هایی از این راستگرایی مخربند که پایه‌های آزادی، کرامت و حقوق انسانی، زندگی آنان، ساختار تمدن بشری را در جامعه داخلی خود، و در بُعد وسیع‌تر در محیط بین الملل سست و متزلزل کرده، قصد تحمیل هژمون خود بر جامعه‌ایی نحیف به لحاظ حضور و تاثیر مردم، در صحنه اجتماع خود و جامعه جهانی داشته، و بر این ایده خود پای فشرده‌اند، و در راه هدف خود، از ظلم و کشتار و...، و گاه کشته شدن ابایی ندارند.

در هند نیز تخم راستگرایی مخرب و ویرانگر کاشته شد، هند با یک تمدن دیرپا و شرقی، به رغم تجربه انقلابی آزادیبخش به رهبری آزادمردانی همچون مهاتما گاندی و...، و ادامه دهندگانِ این بنای زیبای انقلابی، یعنی همفکران و جانشینان او، همچون جواهر لعل نهرو، بهیم رائو امبادکار و...، و دنباله روهای آنان در حزب کنگره هند، در معرض این راستگرایی جنایت پیشه بوده و هست، تخم راستگرایی در آن جامعه رها شده از استعمار خارجی، و شخصیت یافته ذیل جمهوری دمکراتیک و سکولار پارلمانی بعد از پیروزی، ریشه دواند، و بیشک یکی از بنیان‌های راستگرایی در هند سازمان RSS ، و یا اتحادیه ملی داوطلبان است، که امسال یکصدمین سالگرد تاسیس خود از سال 1925 را جشن گرفت، مقاله‌ایی که ترجمه آن می‌آید، نگاهی به پیروزی و شکست‌های این سازمان دارد، که اکنون حکومت را در هند، به واسطه شاخه سیاسی خود، یعنی حزب BJP در دست دارند :

بر ساحل شنی دریا نوشته "درود بر بهیم "

مجسمه دکتر بهیم رائو امبدکار، نویسنده و طراح قانون اساسی مترقی هند

او از طبقه نجس ها بود که در نهضت گاندی قدر یافت و به این جایگاه دست یافت

RSS در صدسالگی: سه شکست مهم، چهارمی که در حال رقم خوردن است [3]

نویسنده: هریش خاره [4]

اتحادیه ملی داوطلبان (RSS) [5] یکصدمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد و همانطور که انتظار می‌رود، انبوهی از گفتار تجلیل گونه - از نخست وزیر نارندرا مودی گرفته تا به پایین، و نویسندگان اجاره‌ای مختلف - در ستایش این سازمان شنیده شده است. طوریکه به نظر می‌رسد نوعی همه‌گیری RSS گونه بودن [6] وجود دارد. همانطور که پیش‌بینی می‌شد، ما زیر تحسین‌ها در مورد استثنایی و بی‌نظیر بودن فرضی این سازمان - از خودگذشتگی منحصر به فرد آن، آرمان‌گرایی بی‌عیب و نقص آن، عشق خارق‌العاده آن به سرزمین مادری، تعهد بی‌نظیر آن به شکوه و تجدید حیات ملی و بسیاری موارد دیگر - مدفون شده‌ایم.

درست است که به صرف این حقیقت که یک سازمان صد سال از عمر خود را سپری کرده است، به خودی خود به فرصتی مشروع برای نوعی بزرگداشت تبدیل می‌شود. در مورد  RSS، این مناسبت به طور اغراق‌آمیزی به عنوان جشن پیروزی برگزار می‌شود. بنابراین، صحبت در مورد شکست سازمان سنگ [7]، به ویژه سه شکست بزرگی که به این سازمان و شعارهای ایدئولوژیک آن وارد شد، مهم است؛ و همچنین لازم است در مورد شکست چهارم که در فرایند شکل‌گیری است نیز صحبت شود.

اولین شکست راهبردی که سازمان RSS از آن رنجور است، توسل مهاتما گاندی به نوعی ملیگرایی اخلاقی [8]  بود که در جامعه هند عرضه نمود. چیزی که کی.بی. هدگوار [9] (پایه گذار RSS) و جانشین او، ام.اس. گولوالکار [10] از آن برخوردار نبودند، تا موجب به تحرک در آوردن حتی بخش کوچکی از جمعیت «هندو» هند شوند، و آنان را به خردِ نهفته در استدلال خود برانگیزانند. گاندی قبلاً ذهن هندی‌ها را با ایده‌ها و تکنیک‌های خود آشنا کرده بود و جنگجویان ناگپور (کادرهای سازمان RSS) [11] در هیچ مقطعی نتوانستند گاندی را از تخیل جمعی ما بیرون کنند. و این در ناامیدی آنان بود، که به ناتورام گادسه [12] نقش یک تروریست محول کردند و یک تپانچه به او دادند. در واقع، 30 ژانویه 1948 (روز ترور گاندی) چشمگیرترین شکست برای ادعاهای RSS بود. و گاندی به یک قدیس ملی تبدیل شد.

در طول چهار دهه بعدی، بعد از ترور گاندی، سازمان RSS و «ناسیونالیسم فرهنگی» آن، شکست‌های پی در پی را در فضای «ناسیونالیسم سکولار» [13] که توسط جواهر لعل نهرو (جانشین گاندی) و ایندیرا گاندی (جانشین نهرو) تدوین و تئوریزه شده بود، را تجربه کردند. این یک شکست راهبردی پیش‌بینی شده بود. مفاهیم و ایده‌های سران ناگپور (RSS) به سادگی نمی‌توانستند در برابر شور و نشاط شادی‌آوری که نهرو توانست در کشور برای ساختن یک ملت جدید بر اساس شرایط و رویاهای ما ایجاد کند، پیشرفتی داشته باشند. متولیان متکبر «جامعه هندو» [14] نمی‌فهمیدند که فرقه‌گرایی [15] دینی و فرهنگی آنها در مغایریت با مغز و پایه تمدنی ما برای فراگیری (همه شمولی) و سازگاری است.

نهرو ملت هند را به تفکر مترقی دعوت کرد و به صورت خستگی‌ناپذیری اجتماع قدیمی ما را ترغیب کرد تا خود را با ایده‌ها و نوآوری‌های مدرن موتلف و هماهنگ کند. اما RSS به گذشته‌ای دور بازگشت داد و اشاره می‌کرد. نهرو از مشروعیت مقدسی برخوردار بود که از مبارزه آزادی‌خواهانه علیه استعمار بریتانیا به او و حزب کنگره‌اش رسیده بود. اما RSS هیچگاه از چنین احترام معادلی برخوردار نبود، چه برسد به نشانه‌ای از مشروعیت، RSS به جز نوعی شعار تفرقه‌انگیز چیزی نداشت. نهرو جامعه سیاسی تازه شکل گرفته را با ایده هند ممزوج ساخت، و به طرز درخشانی انرژی‌های فرهنگی و عاطفی جامعه را برای ایجاد یک دولت هندی پایدار و قوی هدایت کرد. در مقابل، تمام چیزی که RSS ارائه می‌داد، ملاقات با شعارهای پیش از طوفان، با دعوت ضمنی به نبرد، یعنی خشونت، بود.

تنها چیزی که هواداران RSS را به حرکت در می‌آورد، تولد کشور (مسلمان) پاکستان از دل هند، و وجود تعداد زیادی از شهروندان مسلمان در هند بود. در سال ۱۹۷۱، ایندیرا گاندی با تشکیل بنگلادش از دل پاکستان، به مرثیه اصلی RSS  پایان داد. جنگ ۱۹۷۱ به همان اندازه که برای ایده‌ی هدگوارها و گلوالکارها یک شکست استراتژیک بود، برای پاکستانِ محمد علی جناح نیز یک شکست استراتژیک بود.

باید تأکید کرد که با وجود تمام ایدئولوژی و آرمان‌گرایی خودپسندانه، و با وجود تمام «کادر»های [16] متعددش، حتی یک بار هم به نظر نرسید که RSS در میان اکثریت جامعه طرفدار پیدا کند. ایدئولوژی «هندی بودن» [17] آن در تضاد با واقعیت‌های تلخ یک نهاد اجتماعی هندوی چند صد ساله دیگر - نظام طبقاتی [18] تغییرناپذیر - بود.

برای دهه‌ها، سازمانRSS  یک سازمان حاشیه‌ای در جامعه هند باقی ماند و در ویژگی‌های خاص خود غرق بود. کادر آن در مواقع بروز خشونت‌های فرقه‌ای، در چند درگیری خیابانی پیروز شدند؛ اما سازمان سنگ هرگز نتوانست در مواجهه با یک جمع مصمم در کشور، در نبردی پیروز شود. و با وجود تمام شیفتگی‌اش به تجهیزات نظامی (یک سازمان شبه نظامی است)، هرگز یک بار هم به در صدد مقابله با دولت هند نبوده است.

سومین شکست RSS به دست یکی از کادرهای ارشد خود آن - آتال بیهاری واجپایی [19] - رخ داد که به گزینه مصالحه، هم برای مهاجمان جهانی‌سازی مستقر در واشنگتن، و هم برای مدیران و صاحبان شرکت‌های بزرگ مستقر در بمبئی تبدیل شده بود. هر دو این لابی‌ها می‌خواستند به عدم قطعیت و بی‌ثباتی سال‌های حکومت جبهه متحد [20] پایان دهند.

این کار واجپایی به یک عمل انجام ‌شده برای RSS تبدیل شد که سازمان سنگ می‌توانست به ادعای خود مبنی بر اینکه یک صدای ملیگرایی سازش‌ناپذیر است، وفادار بماند یا اینکه به یک سازمان راهبر تشویق‌کننده برای حزب BJP تبدیل شود، و هرچند با اکراه، خود را با سیاست رژیم واجپایی، وفق دهد. که گروه ناگپور نقش دوم را انتخاب کرد و به سرعت به یک حزب تبدیل شد و بخشی از تمام سازش‌ها و امتیازاتی که BJP مجبور بود برای کسب و چشیدن قدرت ملی (به داخل و خارج) بدهد.RSS  بی‌سروصدا تسلیم شد؛ اما این یک خوش اقبالی برای RSS بود که، جنگ کارگیل [21] اتفاق افتاد (پاس گل پاکستانی‌ها به راستگریان RSS)، و فرصتی را برای ناگپور فراهم کرد تا میهن پرستی و ملیگرایی خود را دوباره به تأیید برساند.

رهبری RSS با مهارت‌ و زیرکی‌های واجپایی در سیاست واقع‌گرایانه همخوانی نداشت و اما بی‌هیچ اعتراضی تسلیم اقدام نخست‌وزیر مبنی بر تبعید گووینداچاریا [22] ، رهبر ارشد RSS شد. در واقع، رژیم واجپایی هرگز به کمیسرهای RSS  فرصت نداد. و از آنجا که RSS به محاسبات انتخاباتی واجپایی و ادوانی تن داد، طرح هندوتوا [23] به عنوان یک عمل فریبنده و مصلحتی بی‌ارزش شد. ناگپور همچنان از حاشیه‌نشینی خود در رژیم واجپایی راضی بود. و در طول ده سال حاکمیت دولت ائتلافی  UPA، این سازمان مجبور شد با احتیاط عمل کند.

سپس دوران «جمهوری هندو» [24] در سال ۲۰۱۴ آغاز شد. روسای  RSS، جدا از برخورداری از اندک حمایتی، خود را در جایگاه دوم کیش شخصیت (نارندرا) مودی یافتند، چرا که مجبور بودند فساد شایع ذاتی در سرمایه‌داری سازمان‌یافته‌ی رفاقتی را که به آهنگ امضای رژیم مودی تبدیل شده است، ستایش کنند. [25] اکنون یک پوچی معنوی و اخلاقی، متولیان خودخوانده‌ی رنسانس ملی ما را تهدید می‌کند. در صدمین سالگرد خود، سازمان سنگ خود را در دام پروژه‌ی مودی می‌بیند و به اشتباه معتقد است که این گرفتاری یک دستاورد بزرگ و مایه‌ی رضایت است. واضح است که موهان باگوات [26] و همکارانش با میل و رغبت در حال قدم گذاشتن به چیزی هستند که قرار است چهارمین شکست بزرگ RSS باشد.

تهران - 29 مهرماه 1404 برابر با 21 اکتبر 2025

 گروهی از کادرهای سازمان RSS 

شبه نظامیانی که درس های ملیگرایی را نزد راستگرایان هندو آموخته اند

از این رو از ارتکاب هیچ جنایتی علیه اقلیت های مورد هدف خود در هند فروگذار نیستند

[1] - آیت الله محمد مهدی میرباقری : « خدا یک طرح بزرگ برای مردم جهان دارد و آن عبارت از جنگ میان کافران و مؤمنان است که از آغاز خلقت تا پایان جهان ادامه دارد. برای رسیدن به مقصد قرب الهی حتی اگر نصف مردم جهان کشته شوند، می‌ارزد؛ لذا کشته شدن ۴۲ هزار نفر از مردم غزه در قبال آن مقصد بزرگ اهمیت ندارد»

[2] - مثلا مرحوم ناصر تقوایی (1320-1404) نویسنده و کارگردان مطرح سینمای ایران، که در دو حاکمیت پهلویی و ج.ا.ایران در بخش فرهنگ کشور و فیلم سازی فعال بوده است، عملکرد راستگرایانه و ایده آنرا در دو حکومت ج.ا.ایران و پهلوی چنان دنباله هم می‌دید که معتقد بود : «جمهوری اسلامی دنباله سلطنت است.» تا آنجا که در مقایسه عملکرد این دو در بحث فرهنگ و فیلم سازی بیان داشت : « به نظر من رژیم‌های سیاسی در ایران همه مکمل همدیگر هستند. یعنی رژیم بعدی کاری را تمام کرد که فکر می‌کنم رژیم پهلوی نتوانسته بود تمام کند، اون جلوی فیلمی را می‌گرفت و در حالی که این رژیم اصلا اجازه نمی‌دهد که فیلمی تولید بشود در این زمینه.»  https://t.me/sh_n_halloo/61551

[3] - RSS at 100: Three Grand Defeats and a Fourth in the Making

[4] - Harish Khare سردبیر سابق روزنامه تریبون هند

[5] - The Rashtriya Swayamsevak Sangh یا راشتریا سوایام سیواک سنگ همان آر.اس.اس یا همان اتحادیه ملی داوطلبان. یک سازمان شبه‌نظامی داوطلب راست‌گرای هندی بر مبنای فلسفه هندوتوا است. این سازمان، پیشگام و رهبر مجموعه‌ای بزرگ از سازمان‌های هندوتوا به نام سنگ پریوار (خانواده سنگ) است که در تمام جنبه‌های جامعه هند حضور پیدا کرده است و شامل حزب بهاراتیا جاناتا (BJP)، حزب سیاسی حاکم تحت رهبری نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، می‌شود. موهان باگوات در حال حاضر به عنوان سارسانگ ​​چالاک (به معنای "رئیس") RSS و داتاتریا هوساباله به عنوان سرکاریاوا (به معنای "دبیر کل") فعالیت می‌کنند.

[6] - RSS-ness آر.اس.اسی بودن

[7] - گروه RSS با ده ها گروه زیر مجموعه بعنوان سنگ پریوار یا خانواده سنگ مشهورند.

[8] - moral nationalism مهمترین سلاح گروه راستگرای RSS توسل به ملیگرایی فرهنگی و مذهبی است که گاندی با توسل به ملیگرایی اخلاقی ناشی از فرهنگ هند، تا حدود زیادی راستگرایان مذکور را از ملیگرایی خلع سلاح کرد.

[9] - K.B. Hedgewar بنیانگذار سازمان RSS است که این سازمان را در سال 1925 در ایالت مهارشترای هند تاسیس کرد.

[10] - M.S. Golwalkar جانشین هدگوار بود و در توسعه و تئوریزه کردن این سازمان موثر بود

[11] - Nagpur warriors جنگجویان ناگپور، اشاره به کادرها و سران سازمان RSS دارد که ناگپور به عنوان زادگاه و مقر این سازمان بزرگ و وسیع محسوب میشود، از این رو آنان را با زادگاه گروه شان مورد خطاب قرار می‌دهند.

[12] - Nathuram Godse تروریست وابسته به گروه RSS بود که در سی ام ژانویه سال 1948 ، درست چند ماه بعد از پیروزی انقلاب آزایبخش گاندی علیه استعمار بریتانیا و حاکم کردن جمهوری تکثرگرا، سکولار، سوسیال و... هند، با چند گلوله او به شهادت رسید.

[13] - secular nationalism درست عکس ملیگرایان RSS که مذهب هندو را اساس نظریه ملیگرایی خود قرار داده اند، گاندی و همکاران او در نبرد آزادیبخش هند، در حزب کنگره، تکثر مذهبی، نژادی، فرهنگی هندیان را در نظر گرفته و آن را سکولار اعلام کردند و بقای تمام حاضرین در این کشور را تضمین کردند.

[14] - Hindu samaj جامعه هندو،

[15] - sectarianism یا همان فرقه‌گرایی یا درگیری‌های مذهبی و فرقه ایی به یک راهبرد و روش برای هندوهای ملیگرا افراطی در گروه های وابسته به RSS تبدیل شده است تا محدودیت علیه رقبای خود را تشدید کرده و سیاست های ملیگرایی خود را پیش برند.

[16] - swayamsevaks به کادرها و اعضای RSS سوایام سواک یا خدمتگذاران ملی‌ گفته میشود.

[17] - Bharatiyata یا همان «هندی بودن» در مقابل بیگانگان، به لحاظ سرزمین و فرهنگ، و مذهب است که اساس ایدئولوژی RSS است Bharatiya نامیست که ملیگرایانی از نوع RSS از آن به جای واژه هندوستان استفاده می‌کنند، که نوعی بازگشت به فرهنگ قدیم و تمدن باستان هند مد نظر است، هند بر وزن سند، نامی است که ایرانیان باستان بر این همسایه تمدنی خود نهادند، و بعدها این نام به نام رسمی هند مبدل، انتخاب و در مجامع بین المللی اعلام شد، ولی ملیگرایان هندو بر این باورند که نام اصلی هند، بهاراتیا هست نه هند، چرا که هند به منطقه رود سند محدود می‌شود که اکنون در خاک پاکستان قرار دارد.

[18] - caste system سیستم طبقه بندی اجتماعی که برهمنان و یا روحانیون هندو در راس آن قرار می گیرند، و آخرین آنها انسان های خارج از طبقه قرار میگیرند که نجس ها هستند، اینان که دالیت نام دارند، اکثریت جامعه هندو را تشکیل می دهند که مورد ظلم و تعدی بوده و از حقوق یک انسان برخوردار نیستند.

[19] - Atal Bihari Vajpayee نخست وزیر حزب بی جی پی

[20] - جبهه متحد حاکمیت های ائتلافی بود که بعد از ایندراگاندی حزب کنگره، و بعدها BJP به علت نداشت کرسی های لازم در پارلمان هند دچار شدند، و تن به ائتلاف با مخالفان خود دادند، مثل وضعیت کنونی ریاست جمهوری پزشکیان که مجلس دست مخالفان است و باید در این وضعیت کار کند، که بسیار دشوار و چالش برانگیز و ضد شعارهای خود مجبور می شود عمل کند.

[21] - Kargil conflict جنگ کارگیل بین هند و پاکستان رخ داد و آن زمانی بود که سربازان پاکستانی بخشی از بلندهای منطقه کارگیل که در کوران سرمای زمستان خالی شده، و در بهار دوباره پر میشود، را پیش از آمدن سربازان هندی، در فصل گرما به تسخیر خود در آوردند و هند مجبور شد برای کسب دوباره این بلندی‌ها تن به یک نبرد دهد، که موفقیت آمیز بود و هندی ها مواضع خود را پس گرفتند و غرور ملی هند را باز گرداندند

[22] -  Kodipakam Neelameghacharya Govindacharya  متولد 1943، او که پیش از این با نام راشتریا سوایامسواک سنگ پراچاراک شناخته می‌شد، فعال محیط زیست، فعال اجتماعی، فعال سیاسی و متفکر بود. او با حزب بهاراتیا جاناتا مرتبط بود، اما اکنون به همان اندازه که منتقد کنگره ملی هند است، منتقد سرسخت حزب BJP نیز می‌باشد. در سال ۱۹۸۸ به عضویت حزب BJP درآمد و برای مدتی تا سال ۲۰۰۰ به عنوان دبیرکل آن خدمت کرد. او به اصرار نخست وزیر واجپایی مجبور به ترک BJP شد، زیرا گفته بود که ادوانی حرف آخر را می‌زند در حالی که نخست وزیر فقط یک نقاب بیش نیست. او اصرار داشت که این بیانیه به اشتباه به او نسبت داده شده است. اما واجپایی که تحت تأثیر این شفاف‌سازی قرار نگرفته بود، معتقد بود که چه نقل قول معتبر باشد چه نباشد، به وجهه حزب آسیب وارد شده است

[23] - Hindutva یا هندو بودن، فلسفه و فرهنگ مد نظر گروه های راستگرایی همچون آر.اس.اس است که معتقدند هند سرزمین هندوهاست، و مذاهب غیر هندی، بیگانه و متجاوز و تهاجم فرهنگی محسوب شده، و پیروان آن مذاهب باید به مذهب هندو باز گردند.

[24] - سال 2014 با پیروزی حزب BJP موفق به تشکیل دولت شد و از ائتلاف های گسترده دور شد، اینکه می توانستند از جمهوری هندو سخن گویند. Hindu raj جمهوری هندو، جمهوری اسلامی، جمهوری یهود و... بر مبنای مذهب، یک نظام جمهوری را با نیم نگاهی به دخالت دادن مومنان در امور خود، به وجود آمده است، که بنیان‌های مذهبی هر کدام، این اجازه را به حاکمان نمی دهد تا جمهوری واقعی داشته باشند، بلکه پوسته ایی از نظام جمهوری با تاکید بر مبانی دینی شکل می دهند.

[25] - دولت مودی چه در زمان حاکمیت بر ایالت کجرات، و چه اکنون که دولت ملی و مرکزی را در اختیار دارد همواره با سرمایه داران بزرگ از در دوستی و رفاقت در آمده و این رفاقت در قدرت گیری او بسیار موثر بود از این رو منافع مردم به پای این ترجیح قربانی شد، در این رویه بین ارتباط ترامپ و صاحبان سرمایه و مودی و صاحبان سرمایه در هند می توان همپوشی و روند یکسان دید. این در حالی است که نظام هند یک پایه سوسیالیسم دارد، که ثروت را بین مردم تقسیم می کند، و BJP به رهبری واجپایی و اکنون مودی به رغم این ظرفیت قانون اساسی هند، آن را به سمت سرمایه داری برده است و نظام سرمایه داری غربی غلبه یافته است.

[26] - Mohan Bhagwat متولد 1950، ششمین و رهبر فعلی سازمان RSS می باشد او از سال 2009 تا کنون در این سمت قرار دارد.

قانون اساسی سکولار، دمکرات، تکثرگرا و سوسیالیست هند، که بزرگترین دمکراسی مترقی در پرجمعیت ترین کشور جهان را، با یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر حول خود انسجام بخشیده، و در مسیر توسعه و پیشرفت هدایت می کند، حاصل مبارزه ی درازدامن، و پیروزی انقلابی شکوهمند به رهبری انسان هایی فرهیخته و الگو در جهان سیاست، تفکر و شیوه مبارزه، همچون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... است.

این قانون که بدست انقلابیون مبارز، علیه سلطه بریتانیا و همچنین نظامات ظالمانه طبقاتی هندویی و... به صورت سکولار و تکثرگرا تنظیم و سامان یافت، یک نظام فدرال - دمکراسی پارلمانی را از سال 1947 در هند رقم زد، که ضامن موفقیت یک ملت در مسیر حیات، و توسعه خود بوده است، اما این قانون اکنون در خطر استحاله و تغییر قرار دارد، چرا که با پیروزی احزاب و تشکل های راستگرا و ملیگرای افراطی هندو، ستون های آن یعنی سکولاریسم و تکثرگرایی و حتی وجه دمکراتیک آن، در معرض خطر جدی قرار گرفته است، و زنگ های خطر مدت هاست که در هند به صدا در آمده اند.

صحنه دار سیاست هند اکنون گروه هایی اند که تحت رهبری سازمان داوطلبان ملی موسوم به RSS و با مجریگری سیاسی حزب مردم هند (BJP)، برای سومین دوره قدرت را در هند، در دست گرفته اند، و آشکارا از تغییر قانون اساسی سخن می گویند، و شدیدا به دنبال کسب اکثریت لازمِ پارلمانی اند تا این قانون را مطابق با فرهنگ و سیاست های فرقه ایی و ملیگرای خود، و بر اساس فرهنگ باستانی هندو تغییر دهند.

از جمله انتقادات آنان به قانون اساسی انقلاب هند این است که چرا کشوری با اکثریت هندو، باید قانونی بر اساس اصل سکولاریسم و تکثرگرایی داشته باشد، چیزی که موجودیت فرهنگ هندو را در معرض خطر تهاجم فرهنگی «دیگران» قرار داده است. چنین رویکردی، اقلیت پر تعداد مسلمان (نزدیک به 20% جمعیت هند فعلی)، مسیحی و... هند را «اغیار» تعریف می کند، و اسلام و مسیحیت را ادیانی مهاجم و وارداتی به هند در نظر می گیرد، که هجومی وسیع را به جامعه و فرهنگ هندو تدارک دیده، و اجرا می کنند.

از این روست که مبارزه دامنه داری با این اقلیت های پر تعداد در هند آغاز و اعلام کرده اند، و دهه هاست که به آن ادامه می دهند، حملات فرقه ای که اساس سیاست انتخاباتی افراط گرایان هندو، و موتور محرک انسجام اجتماعی و تجمع بانک رای آنان را، بر اساس تحریک احساسات مذهبی مردم هند تشکیل می دهد، و به مسلمانان و مسیحیان در هند در چند دهه گذشته، به طور وسیع، خونین و خسارتبار ادامه دار بوده، و وضع بسیار ناگواری را برای این اقلیت ها رقم زده، و نقض فاحش حقوق بشر را به نمایش در آورده، و نوعی تروریسم مورد حمایت دولت را در دست اندازی به حقوق افراد، جایگاه، اموال و اماکنِ متعلق به اقلیت ها در هند رقم زده است، بسان دیگر حاکمیت های موجود در جهان که سیاست های  ضد اقلیت در پیش گرفته اند، و درد و رنج انسان را بر اساس نپذیرفتن تکثر فکری و مذهبی، و آزادی عقیده، برای دیگران به ارمغان می آورند.

اما در انتخابات سراسری سال 2024، حزب سکولار - دمکرات و تکثرگرای کنگره ملی هند (NIC) بعد از مدت ها مورد اقبال بیشتری از سوی مردم هند قرار گرفت، و نسبت به انتخابات های اسفبار گذشته، کرسی های بیشتری را در مجلس هند بدست آورد، و راه تغییرات قانون اساسی را برای حزب BJP اگر نگوییم غیر ممکن، لااقل سخت کرد؛ از جمله نتایج این انتخابات، ورود خانم پریانکا گاندی [1] به عنوان نماینده ای از حوزه ایالت کرالا بود، که برای اولین بار به پارلمان این کشور راه یافت.

خانم پریانکا گاندی در حال سخنرانی در لوک سابها

او در نخستین نطق نمایندگی خود را در 13 دسامبر 2024، که در صحن مجلس ملی هند (لوک سابها) ایراد کرد، رقیب سیاسی – انتخاباتی اش، حزب BJP  را در مورد رویکردهایش به قانون اساسی زیر سوال برد و مورد شماتت قرار داد. پریانکا گاندی مراسمِ هفتاد و پنجمین سالگرد اعمال این قانون در سیستم حاکمیتی هند را که در پارلمان این کشور گرامی داشته می شد را غنیمت دانسته، و به بنیادگرایان راستگرای هندو، و کادر حاکمیتی دولت (حزب BJP) تاخت و هشدار داد که آنان باید بدانند که قانون مبنای کشور برای دولت مرکزی، قانون اساسی هند باید باشد، و نه اجرای «اساسنامه گروه راستگرایان ملیگرای هندویی RSS» که طرفداران آن، در گروه های «سنگ پرویوار» تجمع یافته اند. [2] 

چرا که قانون اساسی سپری برای پاسداشت ارائه داده است، تا هندوستان مدل «وحدت در عین کثرت» خود را بدست آورد و خود را حفظ کند، مدلی که اکنون مورد تعدی کسانی قرار گرفته است که تخم بدگمانی و ترس را در جامعه می کارند. خانم گاندی ادامه داد: «قانون اساسی ما سپر حفاظت است، سپر عدالت است،» و این قانون به مردم هند قدرت داد تا صدای خود را علیه دولت حاکم بر خود بلند کنند و «بسیاری از دولت ها توسط مردم هند، به دلیل تندخویی شان، سرنگون شده اند. این قدرتِ قانون اساسی هند بود.»

خانم گاندی افزود که تمجید و استنادی که از سوی دولت حزب BJP از قانون اساسی در امسال دیده می شود، نتیجه نمایش انتخاباتی ضعیف حزب حاکم BJP در انتخابات اخیر است، مردم هند جایگاه خود را در جهت گیری های رای خود، به حزب حاکم نشان دادند، حزبی که قانون اساسی را در هر مرحله از حکومت خود نقض کرده است، و این  جهت گیری رای مردم بود که آنان را به توجه به قانون اساسی باز گرداند، که امروز از آن سخن گویند چرا که "اگر نتایج ضعیف انتخاباتی کسب شده حزب مردم در مجلس نبود، آنها تغییر قانون اساسی را اکنون آغاز می کردند. [3] حقیقت این که سخن حزب BJP در مورد قانون اساسی، ناشی از نتایج ضعیف آنان در انتخابات است که متوجه اشان کرد که مردم از قانون اساسی محافظت می کنند و آن را زنده نگه می‌دارند.»

خانم گاندی با تاکید بر استراتژی سیاسی - انتخاباتی حزب BJP که همواره مجموعه ای از حوادث خشونت آمیز فرقه ایی را تدارک می بیند و رقم می زند، تا بین آحاد مردم هند شکاف اندازد، و از نتایج انتخاباتی این شکاف و حالت دو قطبی سود جوید، خطاب به نمایندگان حزب BJP در مجلس هند ادامه داد، شما درست می گویید، «تمام مسئولیت گذشته بر عهده جواهر لعل نهرو است، اما چرا در مورد وضعیت حال کشور صحبت نمی‌کنید... چرا قوانین بخش کشاورزی به نفع افراد قدرتمند تنظیم شده است... چرا پروژه ساخت همه فرودگاه‌ها، جاده‌ها، کارهای راه‌آهن تنها به یک نفر داده می‌شود. و دولت هند به نفع اَدانی (Adani) [4] کار می کند… مردم باید بر این باور برسند که قانون اساسی از آنها حفاظت می کند، اما اکنون مردم این اعتماد را از دست داده اند.» پریانکا گاندی پرسید که چرا زنان باید 10 سال دیگر صبر کنند تا از مزایای قانون قدرتمند سازی زنان [5] بهره مند شوند. «چرا اکنون نمی توان این قانون را اجرا کرد؟ چرا الان آن را اجرا نمی کنید؟»

خانم گاندی از نقش جواهر لعل نهرو در ملت سازی و پرکردن قابلیت های تولیدی هند با تأسیس شرکت های بخش خصوصی ( PSUها) [6] ، پالایشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی مانند IIT ها و IIM ها و... گفت، و به خفقان موجود در ذیل حاکمیت حزب BJP اشاره داشت که «ترس محسوسی در جامعه وجود دارد و روزنامه نگاران، اساتید، کشاورزان، فعالان، مورد حمله قرار می گیرند... گاهی اوقات، این I-T ، ED است که به آنها حمله می کند... معلمی در ایالت اوتار پرادش (تحت حاکمیت حزب BJP) به عنوان عنصر ضد ملی معرفی می کنند.» و در توضیح ترس هایی که حاکمیت حزب BJP بدان مبتلاست، این چنین ادامه داد که «وقتی کل اپوزیسیون خواستار برگزاری سرشماری در کشور مبتنی بر تعیین آمار نفوس طبقات اجتماعی (کاست) شدند، [7] حزب BJP (در عملی عوام فریبانه و با تکیه بر اعتقادات مذهبی مردم) درباره «گاو» و «ماگالسوترا» صحبت کردند.»

و این شرایط را ناشی از ترس حاکمیت ارزیابی کرد، خانم گاندی ماهیتِ ترس را به گونه‌ای دانست که کسانی که ترس را در کشور منتشر می‌کنند، خود همیشه خوفناکند، «ماهیت ترس چنین است. حتی کسانی که ترس را القا می کنند نیز حتی می‌ترسند مناظره کنند، در مجلس جواب بدهند... در 15 روز گذشته که من در مجلس هستم، نخست وزیر (نارندرا مودی) بیش از 10 دقیقه در جلسات مجلس شرکت نکرد. شواهد تاریخی ما نشان می‌دهد که ترسوها برای مدت طولانی بر هند حکومت نکرده‌اند. قانون اساسی تضمین می‌کند که ترسوها در قدرت باقی نمانند.» پریانکا گاندی اولین سخنان پارلمانی خود را با این جمله به پایان برد که : «تنها حقیقت پیروز است»

سخنرانی پر شور و موثر و بجای خانم پریانکا گاندی، مانور پارلمانی قوی از سوی وی به نمایش گذاشت که یادآور نطق های رهبرانی همچون ایندرا گاندی در پارلمان بوده است، و این سخنرانی واکنش های زیاد را در سطح رهبران ارشد حزب BJP بر انگیخت، از جمله در مقابل راجنات سینگ از رهبران و از اعضای ارشد کابینه حزب BJP، حملات تبلیغاتی را به حزب کنگره تدارک دید، و با اشاره به اعلام قانون شرایط اضطراری در زمان حاکمیت حزب کنگره به رهبری خانم ایندرا گاندی، این حزب را مورد سرزنش قرار داد که در زمان حاکمیت خود، روح قانون اساسی را مورد تعدی قرار داده است، او تغییرات قانون اساسی در زمان دولت حزب مردم و حاکمیت نارندرا مودی را در راستای ترقی جامعه زنان، گروه های مردمی به حاشیه رانده شده، و فقرا دانست. او قانون اساسی را نماینده ارزش های تمدنی هند دانست و عنوان داشت که :

«برخی قانون اساسی ما را استعماری می دانند، و برخی می گویند این قانون عاریه ای است. برخی ادعا می کنند که این قانون هدیه یک حزب (کنگره) به کشور است. واقعیت این است که قانون اساسی ما بیانگر ارزش های تمدنی ماست. میراث مبارزه آزادیبخش ما را به همراه دارد. قانون اساسی ما، یک شخص متعلق به یک خانواده فقیر را قادر می سازد که نخست وزیر و یا رئیس جمهور هند شود. این ظرفیت بعد از استقلال نادیده گرفته شد، اما دولت ما متعهد به آن است. ما قید و بندهای استعماری را شکسته ایم و قوانین جزایی جدیدی آورده ایم.»

وی افزود که فقرا در طول حاکمیت نارندرا مودی صاحب "خانه، درمان رایگان، جیره رایگان، آب لوله کشی و توالت" شدند. او همچنین در مورد چگونگی تلاش دولت برای "توسعه تحت رهبری زنان" سخن گفت. سینگ تأکید کرد که احترام به قانون اساسی تنها به معنای صحبت در مورد مفاد «حقوق» نیست، بلکه «وظایف و مسئولیت‌ها» هم هست، و گفت : ارزش‌های تمدنی هند به BJP تبلیغ ایده ی وظایف را آموزش داده است.

او ضمن دفاع از اقدامات فرقه ایی حزب، و دولت حزب راستگرای هندوی BJP  عنوان داشت که : «در نسخه اصلی قانون اساسی ما، در قسمت سوم، جایی که حقوق اساسی مورد بحث قرار گرفته است، تصویری از خداوندِ رام، سیتا و لکشمن وجود دارد. نقاشی هایی از غار اِجانتا و نیلوفر آبی نیز به تصویر کشیده شده است. که دومی بیرون آمدن از قرن‌ها بردگی را به تصویر می‌کشد...».

راجنات سینگ که خود از رهبران تحرکات فرقه ایی در ایالت اتارپرادش و ویرانی مسجد بابری و ساخت معبد رام به جای آن بوده است که به پاس خدمات خود در این راستا، به مقامات بالای حزبی دست یافته است، به نقش مهمی که جواهر لعل نهرو (نخست وزیر و از رهبران انقلاب هند) و دیگر رهبران حزب کنگره در تدوین قانون اساسی هند داشتند اذعان کرد، ولی تاکید کرد که افرادی هم بودند که نقش مهمی را از خارج از مجلس مؤسسان در این زمینه ایفا کردند. افرادی که عضو مجلس مؤسسان نبودند اما میراث آنها بخشی از قانون اساسی شده است. باید به یاد داشته باشیم که پاندیت مالاویا (Pandit [Madan Mohan] Malawiya)، سردار پاتل (Sardar Patel)، باگات سینگ (Bhagat Singh) و ویر سوارکار (Veer Savarkar) نیز به اخلاق قانون اساسی کمک کرده اند.

راجنات سینگ در ادامه به نظرات دکتر سیاما پراساد موکرجی [8] اشاره کرد که «معتقد بود که قانون اساسی باید نتیجه اخلاق و اجماع جمعی باشد. در سال 1944، قانون اساسی ایالات هندوستان حاوی نظرات بسیاری از رهبران بود. او گفت که دولت باید از آزادی مذهبی برخوردار باشد. همچنین به هر شهروند این حق را بدهد که از فرهنگ خود محافظت کند. دولت قرار بود سکولار باشد. این ها را کسانی می‌گفتند که کنگره آنها را فرقه ایی می‌نامید.»

و سپس ادامه داد که «دکتر موکرجی از این سند بسیار الهام گرفته است. او یک مرکز قوی می خواست و از قانون اساسی دموکراتیک حمایت می کرد. اما چنین جزئیاتی هرگز ذکر نشده است... یک طرف (حزب کنگره) تلاش کرد قانون اساسی را ربوده و تصاحب کند... همه این موارد پنهان شده است. قانون اساسی ما هدیه یک حزب نیست، بلکه متعلق به مردم هند است.»

راجنات سینگ سپس به دیگر نقاط ضعف عملکرد حزب کنگره اشاره کرد و داستان قاضی سابق دیوان عالی کشور، اچ‌.آر.خانا را یادآور شد که چگونه قضاوت مخالف او در پرونده ADM Jabalpur vs Shivkant Shukla به قیمت از دست دادن منصب قاضی عالی هند او تمام شد، در حالی که در تلاش برای حمله به «گرایشات استبدادی» دولت‌های کنگره در گذشته بود. سینگ گفت «او حاضر نبود حق زندگی کسی را به دولت واگذار کند و دادگاه را تغییر دهد. او باید برای آن بهایی می پرداخت (از دست دادن مقام).»

راجنات سینگ ادامه داد که «من می بینم که بسیاری از رهبران اپوزیسیون با یک نسخه از قانون اساسی در جیب خود حرکت می کنند. آنها این را از کودکی یاد گرفته اند. آنها شاهد بوده اند که قانون اساسی در طول نسل ها در خانواده خود در جیب نگه داشته شده است.» این رهبر ارشد BJP ادامه داد که : «اما BJP قانون اساسی را بر پیشانی خود می گذارد.»

در حرکتی دیگر، در راستای حملات حزب BJP به حزب کنگره، آمیت شاه وزیر کشور حزب BJP، در یک اظهارات عجیب و تمسخر آمیز که در 17 دسامبر 2024 در خلال جلسه قانون اساسی که در مجلس سنا هند (راجیا سابها) جریان داشت، در حمله ی دیگری به رهبران حزب کنگره در این مجلس، که نام معمار قانون اساسی هند، دکتر بهیم رائو امبادکار [9] را در نطق خود مرتب بیان می داشتند، عنوان نمود که :

« اکنون این شعار مد شده است که بگوییم امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار، امبدکار. اگر بجای این نام، چند بار نام خدا را برده بودی، جایی در بهشت ​​داشتی. شعار امبدکار، امبدکار کمکی نمی کند. بهتر است حمد و ثنای خدا را بخوانی، شاید به بهشت ​​برسی.» این سخنان وزیر کشور هند، موجی از اعتراضات را در پی داشت.

آرویند کجریوال [10] نماینده ملی حزب Aam Aadmi (AAP) در خصوص این سخنان آمیت شاه عنوان داشت که : «امبادکار روح ملت هند است و کمتر از یک الهه نیست. ما نمی‌توانیم بگوییم که آیا کسی پس از مرگ، به بهشت ​​می‌ رود یا خیر، اما اینجا روی زمین، میلیون‌ها نفر از مردم محروم از کرامت و حقوق خود، مدیون دکتر امبدکار هستند که قانون اساسی را به آنها هدیه داده است. اظهارات آمیت شاه احساسات میلیون ها هندی را به شدت جریحه دار کرده است. من شخصاً دکتر امبدکار را معبود خود می‌دانم، و سعی می‌کنم راهی را که او نشان داده است طی کنم. دکتر آمبدکار صدای ستمدیدگان و سنگ بنای دموکراسی هند است. توهین آمیت شاه به او توهین به هر دالیت (طبقه نجس ها)، هر شهروند محروم، و هر معتقد به برابری است. ما اجازه نخواهیم داد که این اتفاق بیفتد.»

 

 

کاریکتاتوری که امبادکار را نشان می دهد که ساختمان پارلمان هند را داخل جعبه قانون اساسی هند می گذارند

[1] - Priyanka Gandhi فرزند خانم سونیا گاندی (رهبر حزب کنگره ملی هند) و راجیو گاندی (نخست وزیر فقید هند که توسط تامیل ها ترور شد) است، پریانکا نوه خانم ایندرا گاندی (نخست وزیر فقید هند است که توسط سیک ها ترور شد)، و خواهر راهول گاندی (رهبر اپوزیسیون دولت هند در پارلمان این کشور)، وابسته به حزب کنگره ملی هند می باشد.

[2] - Constitution Not Sangh's Legislation گروه سنگ پریوار مجموعه ایی از احزاب، سازمان ها و گروه های سیاسی، فرهنگی و مذهبی را شامل می شود که شاخه سیاسی آنها حزب مردم هند (BJP)  می باشد، گروه RSS سازمان اصلی و ایدئولوگ این مجموعه است که گروه ها دیگری از جمله شیوسنا و بجرانگ دال و... شاخه های خشونت طلب و مسلح آن می باشند، گروه VHP شاخه روحانیت هندویی و گرداننده معابد را تشکیل می دهند، تفکر و ایدئولوژی آنها هندتوا (Hindutva) است که بازیابی و استقرار دوباره فرهنگ مذهبی هندو را در جامعه متکثر هند هدف گرفته است. این گروه دشمن خود را در اقلیت های مذهبی وارداتی به هند تعریف می کنند و اماکن آنان را ویران می کند و.... رقیب سیاسی این گروه حزب کنگره ملی هند است که به رهبری مهاتما گاندی انقلاب هند را رهبری و به سرانجام رساندند، اما امروز نهرو – گاندی زدایی از سیاست و قانون اساسی، که متکی بر مدارا و تکثرگرایی و سکولاریسم است، را دنبال می کنند،

[3] - این گفته دقیقی از سوی این عضو ارشد رهبری حزب کنگره می باشد، چرا که اگر حزب BJP می توانست آنچه را که در انتخابات امسال در نظر داشت را بدست آورد (400 کرسی از 543 کرسی لوک سابها)، یکی از برنامه های اعلام شده آنها، اصلاح قانون اساسی سکولار، تکثرگرای هند بود که در آن حقوق اقلیت ها به خوبی در نظر گرفته شده است، و این حزب مخالف حق برابر اقلیت ها در هند است، چرا که آنان را بازماندگان از مهاجمان به هند می داند، که باید به فرهنگ و دین هندو باز گردند، از جمله اقدامات آنان در دوره گذشته حاکمیت حزب مردم، الغای بند 370 قانون اساسی بود که در قانون اساسی به ایالت مسلمان نشین جامو و کشمیر حقوق خاصی را بنا بر توافق بین مسلمانان این ایالت و دولت هند در زمان استقلال برای باقی ماندن آنان در شاکله این کشور اعطا کرده بود، اما اکنون این حقوق از آنان بازپس گرفته شد. حزب BJP به دنبال تحمیل قانونی یکسان به همه هندی ها فارغ از دین و مذهب آنان است، چیزی که در قانون فعلی به اقلیت ها به طور خاص اعطا شده است که اقلیت های دینی بر اساس قوانین شرعی خود حقوق خصوصی خود را دارند، مثل ثبت ازدواج و...

[4] - گوتام ادانی یکی از ثروتمندترین صنعتگران و سرمایه داران هند، متحد حزب BJP است که رابطه دوستانه ایی با نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی دارد، و این روابط تا حدی پیش رفته است که او را به سان ایلان ماسک برای ترامپ می بینند، که در نقش یک ثروتمند امریکایی در پیروزی دونالد ترامپ در امریکا نقش بازی کرد، و در فردای پیروزی او نقش مهمی خواهد داشت، شباهت های قابل توجهی در نحوه برخورداری آدانی و ماسک از نفوذ در سیستمی که در آن فعالیت می کنند وجود دارد. اما طرح ترامپ برای استفاده از ایلان ماسک و تقویت متقابل آنها کاملاً آشکار و شفاف است. ترامپ آشکارا از حمایت ثروتمندترین میلیاردر آمریکایی برخوردار است اما نارندرا مودی به صراحت چنین چیزی نمی گوید، اما اقدامات دولت او گویای جایگاه ویژه ای است که گروه تجاری آدانی در طرح امور دولت، به ویژه دیپلماسی اقتصادی آن در سطح جهانی دارد. دونالد ترامپ تاکنون نشانه هایی را ارائه کرده است که ماسک سفیر جهانی او در زمان انجام معاملات تجاری/سرمایه گذاری مهم با شرکای بزرگ اقتصادی در سطح جهان باشد. برای کشورهای شریک، این می تواند اثری دو طرفه داشته باشد. نارندرا مودی قبلاً آدانی را به عنوان محوری برای گسترش دیپلماسی اقتصادی خود در سرتاسر جهان - البته با موفقیت متفاوت - ساخته است، چه در بنگلادش، سریلانکا، آفریقا، میانمار، اسرائیل، اروپا، آمریکا یا اخیراً چین، جایی که آدانی یک منبع عرضه زنجیره ای تجهیزات انرژی خورشیدی باز کرده است. ادانی همچنین یک بسته سرمایه گذاری ده میلیارد دلاری در امریکا را اعلام کرد که با سد دادگاه منطقه ایی در امریکا مواجه شد، که شرکت ادانی را متهم به فساد اقتصادی کرده است. با این حال، آدانی منصرف نشده است و گفته است که با این پرونده مبارزه خواهد کرد و قوی تر ظاهر خواهد شد. کسی که در حال حاضر شاهد چنین چیزی است که می توان آن را به عنوان حمایت بی قید و شرط از آدانی از سوی حزب حاکم توصیف کرد، که کمپینی در داخل و خارج از پارلمان هند ایجاد کرده است که نشان می دهد توطئه خارجی علیه این گروه تجاری، در واقع تلاشی بزرگتر برای ضربه زدن به حاکمیت هند است! بنابراین BJP عملاً اعلام کرده است که آدانی نماینده هند است و سؤالاتی را در مورد اینکه آیا دولت ایالات متحده به همراه جورج سوروس به سازمان های رسانه ای جهانی کمک مالی می کند تا به رشد هند آسیب برساند که عمدتاً توسط گروه آدانی تقویت شده است، سؤالاتی را مطرح کرده است. از رهبر عالی خود محافظت کنید، این خود یک توهم در سطوح مختلف را نشان می دهد. حزب حاکم هرگز اجازه نداده است که حقایق مانع روایت غیرباورانه آنها شود. ترامپ به هیچ وجه پنهان نمی کند که ماسک در ایجاد و تثبیت حضور ایالات متحده در فناوری های حیاتی در سطح جهانی نقش خواهد داشت. ترامپ آشکارا و صریحاً ماسک را به عنوان فردی که نقشی کلیدی در سیاست او «اول آمریکا» ایفا خواهد کرد، مطرح می‌کند.

[5] - Naari Shakti Vandan Adhiniyam

[6] - شرکت‌های بخش عمومی (PSU Public Sector Undertakings) در هند، نهادهای دولتی هستند که حداقل 51 درصد از سهام آنها تحت مالکیت دولت هند یا دولت‌های ایالتی است.

[7] - برگزاری آمارگیری ملی بر اساس نفوس طبقات اجتماعی از سوی حزب کنگره هند، چند هدف را دنبال می کند که به صورت شعار انتخاباتی در سال 2024 از سوی این حزب مطرح شد، یکی از اهداف این شعار نشان دادن آمار بسیار کم جمعیت طبقات بالای هندو است که آقایی خود را در قالب طرح های ایدئولوژیک حزب BJP و RSS و احیای فرهنگ هندویی دنبال می کنند، تفکر هندوتوا قائل به احیای نظام فرهنگی طبقاتی باستانی هندوست که در صورت تحقق، تضمین کننده حاکمیت طبقه برهمنان (روحانیت هندو) و... بر دیگر طبقات جامعه هند است، و بدین ترتیب عمده مردم هند که در طبقات پایین قرار می گیرند، اتوماتیک تحت سیطره آنان قرار می گیرند، قانون اساسی زمان استقلال این سیادت و این فرهنگ را نابود کرد و غیر قانونی اعلام نمود، اما در حال احیای دوباره است.

[8] - Syama Prasad Mookerji از وزرای دولت جواهر لعل نهرو بود، که به علت اعتقادات هندویی افراطی و فرقه ایی از این دولت کناره گیری کرد و پایه های حزبی هندویی را که اکنون همان BJP از آن نشات گرفته است را نهاد.

[9] - امبادکار شخصیت فرهیخته و آگاهی است که قانون اساسی هند سکولار و تکثرگرا را بعد از پیروزی انقلاب هند طراحی و تنظیم کرد، او به پایین ترین طبقه اجتماعی هندوها یعنی دالیت ها تعلق دارد که این طبقه پرجمعیت از سوی طبقات بالای هندو، نجس انگاشته می شوند، و مورد ظلم و تعدی بسیاری اند. فقه هندویی طبقات بالا را از ارتباط با دالیت ها منع می کند، و آنرا مستوجب توبه و اقداماتی می داند، که بعد از ارتباط به پاکی دوباره آنها منجر شود.

[10] - Arvind Kejriwal از رهبران حزب عام آدمی، از احزاب سکولار هند است که اخیرا تاسیس و موفقیت های زیادی در پهنه سیاسی هند داشته است.

بریتانیایی ها از طریق فعالیت های کمپانی هند شرقی [1] وارد تجارت در سرزمین هایی شدند، که به عنوان حاکم نشین های مسلمان، به خصوص حکومت گسترده و وسیع گورکانیان )که اکنون به "مغولان هند" نیز مشهورند(، بر این سرزمین ها تسلط و حاکمیت یافتند؛  این کمپانی امتیاز انحصاری تجارت در این منطقه را از سال 1600 میلادی، از ملکه الیزابت اول (ملکه بریتانیا) دریافت داشت.

ضعف حاکمیت های مسلمان، قدرت دریایی و اقتصادی بریتانیایی ها و... قدم به قدم کار را به جایی برد که، این کمپانی حق دفاع از خود را نیز از حکام سلطان نشین های مسلمان و... دریافت داشتند، و تسلط خود را چنان تحکیم کردند که شبه قاره هند، قدم به قدم، تحت سیطره کارکنان این کمپانی قرار گرفت، بعدها بریتانیا رقبای پرتغالی، اسپانیایی و... را نیز، از این منطقه اخراج کرده، و حاکمیت بر این منطقه را از آن خود کردند.

کمپانی به عنوان یک شرکت سهامی عام، با سهامدارانی از جمله دولت بریتانیا، حتی از دیگر قسمت های اروپا از جمله هلند نیز در آن سهام داشتند، کار به جایی رسید که این کمپانیِ عمدتا بریتانیایی، در سال 1804 ، دارای ارتش 260 هزار نفری حرفه ایی، در این مناطق برای حفظ منافع و راه های تجاری خود گردید، و همین نیروی نظامی مقدمه حکمرانی کلی آنان بر شبه قاره هند را مهیا نمود.

در سال 1858 حاکمیت بریتانیا سلطه بر شبه قاره را از کمپانی هند شرقی تحویل گرفته، و از این پس سلطه مستقیم حاکمیت بریتانیا، بر شبه قاره هند آغاز گردید، اما این کمپانی تا سال 1874، موجودیت اقتصادی و تجاری خود را بر شبه قاره هند حفظ کرد.

استعمار مستقیم پادشاهی بریتانیا که حاکم آن از طریق ملکه تعیین می شد، از سال 1858 آغاز و در سال 1947 پایان یافت، این زمانی بود که انقلاب آزادیبخش مردم هند، به رهبری حزب کنگره، و با حضور رهبرانی همچون، مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... بر این سلطه مستقیم بعد از 89 سال پایان دادند؛

در دوره این تسلط ثروتمندترین کشور جهان، یعنی هند تحت حاکمیت سلسله گورکانیان، به یک کشور فقیر تبدیل شد، البته در دوره حاکمیت بریتانیایی ها، هند دارای طولانی ترین خطوط راه آهن در جهان گردید، و آنها امکانات زیادی نیز در این کشور تاسیس و راه اندازی کردند، که از جمله آن ساختار سیاسی حزبی است که مقدمه دمکراسی است و هنوز هند از وجود آن بهره مند می باشد، این حزب رهبری مبارزات مردم هند علیه سلطه بریتانیایی ها را عهده دار گردید.

حزب کنگره ملی هند، که بعدها به عنوان سردمدار مبارزه مدنی، پارلمانی، مسالمت آمیز و غیر خشونت بار، با سلطه بریتانیایی ها، هدایت مبارزه را برعهده گرفت، در سال 1885 توسط چند هندی، از جمله یک ایرانی تبار پارسی (زرتشتی)، به نام دادا بهایی نوروزی (نورجی مشهور است) و چند بریتانیایی تبار ساکن هند، تاسیس گردید، این همان پایه و اساس کار حزبی در هند شد، که به برکت آن بعد از 75 سال، دوره پیروزی، این حزب موجود، و اکنون از احزاب عمده هند می باشد، یعنی حزبی با سابقه 133 سال عرصه دار سیاست و حکومت در هند بوده و هست.

این ساختار حزبی و گردش قدرت، ناشی از دمکراسی و گردش حاکمیت بر اساس رای مستقیم مردم، باعث گردید که هند، به رغم فراز و فرودهایی که بعد از استقلال از بریتانیا داشته است، در این 75 سال که از این ساختار سیاسی برخوردار گردید، هیچگاه نیازی به کودتای نظامی و... برای تغییر سیاسی نداشته، و همچون دیگر کشورهای استقلال یافته از این نوع، که بعد از جنگ جهانی دوم، همچون هند، استقلال خود را در همان سال ها بدست آوردند، طعمه دیکتاتوری های نظامی و... نگردید، حال آنکه که ده ها کشور از این نوع، با هند استقلال یافتند، و بعدها دچار دیکتاتوری های نظامی و غیر نظامی گردیدند.

وجود ساختار حزب کنگره یکی از نعمات حضور بریتانیایی ها در هند بود، که ویل دورانت نویسنده مشهور "تاریخ تمدن جهان"، از آن به عنوان "وارد کردن تشکیلات سازمانی به نهادهای رسمی هندوها" نام می برد، و در کنار آن به موارد دیگری هم اشاره کرده است که عبارتند از :

  • منسوخ شدن برخی رسوم و سنت های جنایتبار و ظالمانه در فرهنگ هندویی از جمله رسم "ساتی"(سوزاندن زنده زنده همسران بعد از مرگ شوهرانشان)، سست کردن نظام ظالمانه طبقاتی هندویی و...
  • منسوخ کردن نظام برده داری
  • احداث راه آهن سراسری هند، سیستم مخابرات و ارتباطات، هواپیمایی، دانشگاهی و مدارس مدرن و...
  • وارد کردن علم و فن آوری غرب به هندوستان، از جمله صنایع نساجی، ماشین سازی و...
  • گسترش زبان انگلیسی در بین مردم هند، به طوری که امروز بخش زیادی از در آمد خارجی هند، ناشی از کارگران هندی در خارج کشور می باشد، که یکی از دلایل فتح فرصت های کاری توسط هندی ها در جهان، تسلط این نیروی کار، به این زبان رایج بین المللی، از دلایل آن است.

و....

بی تردید، سلطه بریتانیا بر هند، باعث گردید تا ثروت زیادی از این کشور خارج شود، به طوری که فقر زیادی بر مردم این کشور تحمیل گردید، و میلیون ها هندی در دوره این سلطه، در اثر سیاست های بریتانیایی ها، کشته یا قتل عام شدند.

به عنوان مثال 10 میلیون هندی در دهه 1770 تنها در ایالت بنگال بر اثر استعمار انگلیس جان خود را از دست دادند. ویل دورانت معتقد است که "شرایط اقتصادی هند نتیجه اجتناب ناپذیر استثمار سیاسی آن است." از سال 1942 تا 1944 نیز قحطی دیگری به دلیل تصمیم استعماری دولت بریتانیا و شخص چرچیل در هندوستان به وقوع پیوست که حدود 5 میلیون هندی دیگر را به کام مرگ کشاند. چراکه به دستور چرچیل در این سال‌ها، تمامی کشتی‌هایی که برای انتقال مواد غذایی به هند مورد استفاده قرار می‌گرفت، به انتقال تجهیزات و آذوقه برای نیروهای نظامی انگلستان در شمال آفریقا به کار گرفته شدند و بدین ترتیب قحطی بزرگی اینبار نیز در ایالت بنگال هند جان میلیون‌ها هندی را گرفت.

1857 اولین حرکت آزادیخواهانه و اعتراضی بزرگ را نظامیان مسلمان و هندو، که در خدمت بریتانیایی ها بودند، تحت رهبری بهادر شاه ظفر (آخرین پادشاه سلسله گورکانیان هند)، انجام دادند که منجر به پایان حاکمیت آخرین سلطان سلسله گورکانیان گردید، و این حاکم مسلمان به دنبال این حرکت، دستگیر و به برمه تبعید شد، این حرکت اعتراضی و خونین، یک سال قبل از تحویل قدرت، از سوی کمپانی هند شرقی به، حاکم منصوب ملکه بریتانیا صورت گرفت، که 88 سال بعد، این مبارزه به ثمر نشست و هند استقلال خود را در سال 1947 با خروج بریتانیایی ها از جنوب آسیا، کسب کرد.

در مبارزه هندی ها علیه سلطه بریتانیا، به غیر از بخش عظیمی از مردم هند که در این مبارزه شرکت جستند، دو نام بیشتر از همه، عنوان و مطرح می گردد، اول مهاتما گاندی، و دوم حزب کنگره ملی هند. مهاتما گاندی به غیر از شهرتی که در داخل هند به عنوان "باپو" (پدر مردم هند) و رهبر سیاسی و معنوی آنان، بدست آورد، در بین آزادیخواهان جهان به عنوان یک رهبر صاحب سبک، در مبارزات آزادیخواهانه شهرت بسیار دارد، و به عنوان یک الگو و شاخص، در شیوه مبارزه مدنی، واجد سبک خاصِ عدم خشونت، در برابر دشمنان خود می باشد؛

گاندی توانست با الهام گیری از سنت فرهنگی و تمدنی هند، جامعه ایی مدرن را پایه گذاری و تاسیس نماید، به طوری که نهضت عدم خشونت را از درونمایه های فرهنگی و مذهبی همچون تفکرات هندوئیسم، جینیسم، بودیسم و... کسب کرده، شیوه مبارزه خود را بر آن بنا نهاد؛ در نهضت کسب حقیقت (ساتیاگراها)، یا جستجو برای یافتن حقیقت، درون مایه های مذهبی و فرهنگی هند را برداشته، و بسیاری از رسوم ناسازگار با روح انسانیت و جامعه مدرن را منسوخ کرد، که از جمله ی آن مبارزه با نظام ظالمانه طبقاتی است، که عده ی زیادی از بدنه مردم هند را که در طبقه نجس ها (دالیت ها و...) قرار دارند، به همراه بقیه که در نظام طبقاتی مذکور، اسیر بودند، قانونی و عرفی نجات داد، پیروان و همکاران او در دوره مبارزه در این راه، درس های زیبایی در این روش، از او گرفتند،

به طوری که دکتر آمبدکار، که خود از طبقه نجس ها (دالیت ها) بود، بهترین و مناسب ترین قانون اساسی را بعد از استقلال نوشت، که با یک سیستم تکثرگرا (پلورالیسم) تمام اقلیت های مسلمان، یهودی، مسیحی، پارسی و... را با اکثریت هندو، از حقوق مساوی قرار داد، و اقلیت مسلمان و دیگر اقلیت ها می تواند، فارغ از دین و آئین و... خود، حتی تا رده ریاست جمهوری هند هم، پیش رفته و تا کنون چند ریاست جمهور هند و... مسلمان بوده اند، (دکتر ذاکر حسین، زین العابدین عبدالکلام از آن جمله اند)،

اقلیت ها در قانون اساسی هند علاوه بر حقوق عمومی، از حقوق اختصاصی نیز برخوردارند، به طوری که سازمان حقوق شخصی مسلمانان (مسلم پرسنال لاو بورد)، مسلمانان را قادر ساخته است که اعتقادات مذهبی و فرهنگیشان را در قوانین خاص همچون طلاق، ارث، ازدواج و... وارد، حاکم و جاری نمایند، و از طریق حاکمیت سیستم سکولار، هندی ها را از تبعیض دینی بر ضد هم باز دارد، و سیستم دمکراسی را برقرار نموده، که این سیستم شرایطی را مهیا کرد، که تمام هندی ها با استفاده از 17 دوره انتخابات سراسری، تمام مسئولین حاکم بر کشور خود را، هر 5 سال یک بار، تغییر و یا تجدید نمایند، و هیچ مسئول مادام العمری توان ماندن در قدرت، بدون تجدید رای مردمی را نداشته باشد.

این حجم از پیشرفت بنیادی، هم ناشی از شخصیت گاندی و هم تربیت او (و دیگر رهبران هند) در خلال زندگی ذیل نظام دمکراسی جاری در زمان سلطه بریتانیا بر هند، آفریقای جنوبی و... میسر گردید و به کار هم گرفته شد، چراکه گاندی درس آموخته رشته حقوق از بریتانیا بود، که درس های کاری اش را در افریقای جنوبی آموخت و در هند نتیجه داد، این در کنار خصوصیات فردیِ چنین رهبرانی به بار نشست، که به تسامح و تساهل دینی، سیاسی، فرهنگی و... در رفتار خود در دوره مبارزه ساری و جاری ساختند،

به طوری که رهبر انقلاب هند، مهاتما گاندی جان خود را در دفاع از اقلیت مسلمان از دست می دهد، ترور او زمانی صورت گرفت (1948) که، در یک حرکت مدنی، روزه سیاسی گرفته بود، و علیه همرزمان دوره مبارزه خود، که بر اقلیت مسلمان سخت گرفته بودند، معترض و شاکی بود، و توسط یک هندوی افراطی، تنها چند ماه بعد از پیروزی انقلابش، ترور و کشته می شود،

مشخصه دیگر انقلاب هند، جریان سازی و راهبری حزب کنگره ملی است، که در آن تنوعی از مبارزین، با انواع تفکرات و نظرات را می توان دید، در این حزب فردی مثل جواهر لعل نهرو قرار دارد که تفکری بسیار نزدیک به مهاتما گاندی دارد، و در مقابل آن فردی به نام سردار پاتل وجود دارد که به عنوان "مشت آهنین" بعد از استقلال، در مسیر کشتار اقلیت مسلمان هند قرار گرفت، و با ایده ایی ملیگرایانه و هندو گرایی، تفکر رهبر حزب کنگره (گاندی) را نفی، و خشونتی که گاندی حتی علیه دشمنان انگلیسی اش جایز نمی داند را، سردار پاتل (در مقام وزیر کشور بعد پیروزی) در حق هموطنان اقلیت مسلمان خود جایز، و روا داشت.

یا در حالی که شخص گاندی از طریق مبارزات مدنی، نهضت مبارزاتی را پیش می برد، شخصی مثل باگات سینگ، از طریق ترور مقامات انگلیسی مبارزات خود را دنبال می نماید، که دستگیر و اعدام می شود؛ آنچه مهم است اینکه مهمترین عامل پیروزی نهضت ملی هند علیه استعمار انگلستان، تحرکات مدنی و البته گسترده مهاتما گاندی بود که، در اثر همه گیری، و غیر خشونت آمیز بودن، سازگاری آن با روح صلحجو و آرامش طلب هندی ها و... باعث گردید که مردم بسیاری را (که عموما مردم از خشونت فراری اند)، به خود جذب، و مبارزه را بدین طریق عمومی و گسترده کرد؛ و مخالفین گاندی با به خشونت کشیدن مبارزات، هم دشمن انگلیسی را به انجام اعمال خشونت آمیز بهانه دادند، و هم دایره مبارزان را تنگ نمودند.

رگه هایی از این شیوه مبارزاتی گاندی در عدم خشونت و حرکت گسترده مدنی، بعنوان یک الگو، در انقلاب مردم ایران در سال 1357 نیز دیده می شود، چراکه مردم و رهبران انقلاب ایران، عموما در این شیوه با گاندی اشتراک نظر داشتند، لذا مشارکت گسترده و عمومی شد، حال آنکه تحرکات مسلحانه و خشونت آمیز، توسط گروه های شبه نظامی، این دایره مبارزاتی را تنگ، و در اثر آن سطح خشونت افزایش می یافت. نهضت سیاه پوستان امریکا، به رهبری مارتین لوترکینگ و... نیز نمونه دیگری از الگوگیری مذکور، برای کسب آزادی و حقوق عمومی بود، که از این شیوه الگو گرفت.

مسلمانان هند نیز متناسب با حرکت جامعه، در طول تاریخ خود، فعال بوده و در فعالیت اجتماعی و سیاسی کشور مشارکت و همراهی کرده اند، به عنوان مثال در خلال نبرد آزادیخواهانه مردم هند علیه استعمار بریتانیا، بر شبه قاره، مسلمانان نیز نقش فعالی داشته اند،

به طوری که سلاطین اسلامی مثل تیپو سلطان، بهادر شاه ظفر و... از پیشگامان مبارزه با روند استعمار بریتانیا بر هند، در سال های اولیه استعمار بوده اند، و در خلال نبرد سیاسی و بدون خشونتِ "حزب کنگره هند" علیه این استعمار نیز، رهبران و نخبگان مسلمان دوشادوش دیگر اقشار مردم هند علیه این سلطه مبارزه کردند، که از جمله آنان می توان به مبارزات محمد علی جناح، علامه اقبال لاهوری و صدها رهبر و فعال موثر مسلمان، اشاره نمود، که در کنار دیگر رهبران حزب کنگره در مبارزات ایستادند، زندان رفتند، کشته شدند، و مبارزه کردند،

البته بعد از استقلال، و در جریان مبارزات استقلال طلبانه اتفاقاتی افتاد، که باعث فلاکت و بدبختی بیش از پیش مسلمانان هند شد، مسلمانانی که در زمان استعمار بریتانیا به شدت بیشتری سرکوب شده بودند، چرا که بریتانیایی ها با کنار زدن حکام مسلمان از حاکمیت، سلطه بر هند را بدست آوردند، اکنون بعد از استقلال نیز با جدایی کشورهای پاکستان و بنگلادش با اکثریت مسلمان، از سرزمین اصلی هند، موجب گردید که موقعیت اقلیت مسلمان در هند تضعیف، و در خطر قرار گیرد.

در جریان جدایی پاکستان و بنگلادش از هند، این اقلیت پر جمعیت مسلمان طعمه غارت، کشتار، جنگ، مهاجرت، فقر و... شدند، حتی مسلمانان دو کشور پاکستان و بنگلادش نیز در فقر و مشکلات فراوان غرق شدند، و جنگ های متعدد آنان با هند و... باعث مسایل و مشکلات بسیاری برای مسلمانان این کشورها، و هم رنج بسیاری برای مردم مسلمان باقی مانده در داخل هند گردید، که حکایت ظلم بر مسلمانان هندِ بعد از استقلال، در ایالت جامو و کشمیر و دیگر مناطق هند، که به دنبال این جدایی شدت هم گرفت، هنوز نیز ادامه دارد.

 گذشته از این، کشورهای جدا شده، خود به جولانگاه دیدگاه های خشن و افراطی اسلامی تبدیل شد، و به منبع تولید تروریسم اسلامی تبدیل گردیدند، به عنوان مثال گروه طالبان نمونه بارز گروه هایی تروریستی است که ریشه در پاکستان دارد، که برای سال ها، هم مردم مسلمان پاکستان، و هم مردم مسلمان افغانستان را طعمه کشتار و جنایت خود کرده و می کند،

گروه های دیگری از این نوع مثل سازمان های خشن و تروریست پروری از جمله "سپاه صحابه" ، "لشکر جهنگوی" و... در پاکستان شکل گرفتند که با تکفیر شیعیان به کشتار آنان و دیگر اقلیت های اسلامی، و مسلمانان میانه رو، مشغولند، گذشته از این، گروه های دیگری همچون القائده، داعش و... نیز به مناطق پاکستان، بنگلادش و هند بعنوان یک منبع تامین نیرو، پناهگاه، ایده پردازی و... نظر دارند، که همین امر باعث دخالت کشورهای دیگر در این مناطق اسلامی شده، که هجوم امریکا و ناتو را به افغانستان بعد از حمله تروریستی یازده سپتامبر به برج های دوقلو در نیویورک امریکا، به دنبال داشته است.  

تهیه کننده : س. ابراهیمی       

[1] - The British East India Company

"نمی خواهم خانه ام (کشورم) از هر طرف در محاصره دیوارهای کشیده شده، باشد، و پنجره هایم (ارتباطم با دیگران) با ملات پر شود. می خواهم (نسیم) فرهنگ تمام سرزمین ها، در هر میزان مُمکن، آزادانه به خانه ام بوزد. اما برحذرم از این که توسط دیگران از پای در آیم."  [1]  مهاتما گاندی رهبر انقلاب هند

[1] - “I do not want my house to be walled in on all sides and my windows to be stuffed. I want the culture of all lands to be blown about my house as freely as possible. But I refuse to be blown off my feet by any.”

صفحه1 از2

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در انقلاب، هرجُ و مرج و انقلابی گ...
اشغال سفارت؛ پرونده‌ی محبوب سیاستمداران آمریکایی مبارزه‌ی احمدی نژادی؛ پرونده‌ی محبوب سیاستمداران صه...
اولتیماتوم‌ ترامپی: غرب یا ویرانی موضوع هسته ای ایران و یا دمکراتیک سازی جمهوری اسلامی از سوی ترامپ،...