ایده پردازان و برنامه نویسانِ هجومِ 7 اکتبر 2023، و آنانکه حمله توفان الاقصی را به انجام رساندند، بواقع بازیگران دامی بزرگ بودند، که شالودهریزِ پس پردهی این دام، توسط آنان، این دام را بر سر راه محور موسوم به «مقاومت»، منطقه و بازیگران بزرگ اسلامی و غیر مسلمان (روسیه و...) نهاد، امروز پس از دو سال، بعد از آن هجوم هولناک، که در چند ساعت بیش از هزار کشته، و صدها اسیر و مجروح را روی دست اسراییلیها نهاد، باعث گردید تا در ادامه آن، تروریسم خشن دولتی اسراییل، دو سال بربریت و ظلم را بر تمامی مردم فلسطین در غزه و کرانه باختری رود اردن روا دارد، و دهها هزار نفر از آنان را کشته، مجروح، و به اسارت بَرَد، و تمام مردم غزه را آواره و اسیر جمعی، و محاصرهایی خود کند، و سرنوشت ملتهای بسیاری را از عملکرد خود متاثر نماید، امروز رزمندگان و ایدهپردازان بسیاری که در آن عملیات دست داشتند، یا کشته شدند، و یا مجروح، با دردهایشان دست به گریبانند، و یا اسیرند، و این بازماندگان از آن نبرد خونینند، که تن به صلحی تحمیلی دادهاند، که دشمنان آنان، دام گذاران اصلی 7 اکتبر، نشستند و مفادش را نوشتند، و آنان را در منگنه، مجبور به پذیرش این ابتکارعمل کردند [1]
چنین سرنوشتی، پیشِ روی تمام کسانی است که دچار خطای محاسباتی میشوند، کسانی که قدرت بازوان خود را بالاتر از هر حریف دیده، بی محابا چاقوی خود را در شکم دشمن فرو میکنند، و نمیدانند که در صحنه جنگ، این قدرت است که حرف اول و آخر را خواهد زد، و یا شاید هم میدانند، اما اسیر در ایدههای ماورایی خود، خود را مامور به انجام وظیفه، فارغ از بازتاب و پی آمد آن دانسته، به امید امداد خداوندی و...، به دلِ خطر و جنگهای هولناک میزنند، و ریسکهای بزرگ کشتار و ویرانی را میپذیرند و برایشان مهم نیست که چه پیش خواهد آمد.
گویند «دیوانهایی، سنگی را در چاه افکند، و هزار عاقل باید، تا ظرایف به کار گیرند، و چنین سنگی را از چاه برکِشند»، برایند این حمله، رسوایی اسراییل در افکار عمومی جهانی بود و...، بله درست است دنیا به ماهیت جنایتکار آن پی برد، و صهیونیستها آبرویی برای «دولت یهود» در این نبرد دو ساله باقی نگذاشتند، تا امروز رقم خورد، اما در کنار این موفقیتِ مردم آزادیخواه فلسطین، روی کار آمدن دولت راستگرای دونالد ترامپ در امریکا، شکستی برای تمام جهانیان و مفاهیمی پرمعنا همچون ساختار و قوانین بین الملل، محیط زیست، حقوق بشر و... بود، و این بیشک، یکی از نتایج حمله اکتبر 2023 است.
یکی از دلایل روی کار آمدن چهره خشن و زورگوی دولت ترامپ، حرکت مهره شطرنجی به نام بنیامین نتانیاهو در صحنه خاورمیانه بود، که در شکست دمکراتها در امریکا، نقش بارزی بازی کرد، و انتقام عدم همراهی کامل آنان با جنایت خود را، از دمکراتها گرفت، حمله 7 اکتبر، یکی از دلایلی بود که این چنین راستگرایان امریکایی و اسراییلی، اکنون چون تیر و تخته، به هم چفت و جور شدهاند، و این روزها دل میدهند، و قلوه میگیرند، و کل خاورمیانه را به ذلت کشیدهاند.
این حمله هفت اکتبر بود که به راستگرایان جنایتکار دخیل در دولت یهود، قدرت، و دست برتر در مانورِ جنایتبارشان داد، تا در نهادینه کردن زورگویی و جنایت در خاورمیانه وسعت عمل و دست برتر یابند، و آنرا به امری روتین و همه روزه در این منطقه مبدل ساخته، و این بلایی بود که طراحان عملیات 7 اکتبر بر سر منطقه و مردم آن آوردند، و بسیاری را زیر تیغ بردند، که از جملهی آنان، ایران و ایرانیان هستند، که حمله حماس به اسراییل باعث گردید که، علاوه بر این که راستگرایان در ایران قدرت و وسعت عمل یافتند، و به آرزوی دیرینه خود، برای وارد کردن کشور در یک جنگ مستقیم دیگر با دیگران دست یافتند، و نبرد رو در رویی را با اسراییل، در تغار ملت ایران قاچیدند.
42 سال پیش، ایران واجد عاقلانی در سیستم حکمرانی بود، که تلاش کردن تا پیش از فرا رسیدن زمانِ مرگ بنیانگذار ج.ا.ایران، ایران را از شرِ جنگ 8 سالهی خسارتباری که با رژیم بعث عراق در جریان بود، برهانند، و امروز باز ایران درگیر یک جنگ مستقیمِ دیگر گردیده است، و آن عُقلا دیگر زیر خروارها خاک خفتهاند، و این تندروی و رادیکالیسم است که میداندار سرنوشت ایران شده است.
جنگ 12 روزه بهای سنگینی بود که ایرانیان پس از حمله 7 اکتبر پرداختند، و این جنگ نیز در کارنامه نبردهای ایرانیان وارد شد، افتخار و یا شرم، خسارت جبران ناپذیری را به ما تحمیل کرد، و از جمله روابط مثبت بین ایرانیان و یهودیان را که، سخن از هزارهها، و قرنها دوستی و رفاقت و یاری در آن بود، به طعم نبرد و کشتار و ویرانیِ جنگی آلود.
بار دیگر امریکا وارد نبرد با ایران شد، و نیم روز جنگ دریایی خود با ایرانیان، در جنگ هشت ساله را، اینبار در بمباران سایتهای هستهایی ایران، تکرار کرد، و در پرونده رویارویی غیر لازم ایران و امریکا، اینبار، بمبهای سنگین بود، که در پاسخ به شعارهای بی معنی مثل «مرگ بر امریکا» رها شد، تا ایرانیان شرمگینِ از تکرار چنین تجاوزی، شاهد سخنان سخیف رئیس جمهور امریکا باشند که هر هفته یک بار، و به هر مناسبت و یا نامناسبتی افتخار این تجاوز را تکرار میکند، و آن را به رخ ما کشیده، و خواهد کشید، و تخم کینه را بین دو ملت ایران و امریکا کاشته، آبیاری، و بارور خواهد کرد.
با همه اشتباهاتی که حماس و... کرد، و چنین شرایطی را برای منطقه و مردم خود رقم زد، اما از این شانس و اقبال برخوردار بود، که جهان اسلام، جهان عرب، آزادیخواهان جهان و... با آنان به عنوان یک ملت در معرض نابودی، همساز، همدرد و همراه بودند، و در این وسعت از جهان سیاست، برای رهایی آنان از این ظلم آشکار تلاش کردند، و گرچه کینه توزی صهیونیسم، در انتقام و نسل کشی از دشمنان خود، باعث گردید این ظلم بر میلیونها فلسطینی، برای دو سال ادامه یابد، اما این یک امر روشن است که دنیا برای نجات فلسطینیان به تکاپو افتاد، حرکت کرد، تلاش داشت، و بالاخره قدرت مقاومت مردم فلسطین، و پیگیری جهانی، این مقدار از صلح را برای این مردم به ارمغان آورد.
اما کسانی در این جهان هستند که هرگز از شبکه حامیانی بدین وسعت برخوردار نیستند، که اگر در چنین مخمصهایی گرفتار آمدند، به کمک آنان بیایند، و به نجاتِشان اقدام کنند، نمونه بارز این وضعیت، ملت ایران است، جنگ دوازده روزه، و حمله امریکا به سایتهای قانونی و زیر نظر پادمانهای سازمان ملل، در صنعت هستهایی ما، نشان داد که ایران از یک تنهایی عجیب در جهان و منطقه رنج میبرد، و چنانچه در چنین مخمصهایی گرفتار آید، هرگز در حد مردم فلسطین، از حامیانی با این شبکه گسترده جهانی و منطقهایی برخوردار نخواهد بود،
ایرانیان (همچون فلسطینیان) هرگز حامیانی چون ج.ا.ایران نداشته و ندارند، کشوری که تمام ظرفیت و موجودیت خود، توان نظامی، اقتصادی، سیاسی و... خود را در خدمت موضوع فلسطین گرفت، و خرج فلسطین کرد، و با صدها موشک به دفاع از آنان برخاست و... ایرانیان تنهای تنها، باید به زانوان و بازوان خود در چنین رویارویی تکیه کنند و... و گلیم خود را از میان خون، ویرانی و جراحت برکِشند، همانگونه که در خلال جنگ خسارتبار هشت ساله آن را آزمودند، و لمس کردند.
ایرانیان کسانیاند که به اعتراف بیشتر افراد دخیل در جنگِ خسارتبار هشت ساله با رژیم بعث، غرب و شرق، اروپا و اعراب، و حتی آزادیخواهان جهان (کسانی همچون فلسطینیان [2] و...) در برابر آنان، و در کنار متجاوز بعثی علیه آنان جنگیدند.
در این جنگ 12 روزه نیز، غرب که حسابش روشن است، تمام قد در کنار اسراییل ایستاد، و برخی کشورهای عربی نیز در سرنگونی موشکها و پهپادهای مقابلهایی ایران، شلیک شده به سوی اسراییل، مشارکت کردند و از آن رژیم حتی حمایت نظامی کردند، و کشورهایی همچون ترکیه نیز در کنار اسراییل، کمر خط پشتیبانی ایران در سوریه را با یک فرصت طلبی خباثت بار شکستند و...،
میماند شرق، که به اطمینان قلبی میتوانم مدعی شوم که، روسیه در کنار اسراییل با حضور ایران در سوریه برای سالها جنگید، البته تاریخ روشن خواهد کرد که این همراهی به چه میزانی بود، و در جنگ 12 روزه این همکاری تا به کجا پیش رفت، آنان در بهترین حالت مشکوک به کمک موثر، به اسراییل هستند، چرا که معتقدند نیمی از از مردم اسراییل، مردم روس یا اروپای شرقی هستند، و به گفته برخی کارشناسان، در خنثی سازی قدرت پدافند هوایی ما در برابر حمله غرب و اسراییل، به تاسیسات هسته ایی، از پدافند هوایی قدرتمند اس 300 آنان هیچ نیامد، و این کاملا مشکوک و مظنون به همکاری روس هاست، که در نتیجه آن، فضای دفاع هوایی ما در اختیار دشمن قرار گرفت، و در اعتراض به این امر، رهبر روسیه، جناب پوتین اظهار داشتند، ما در دفاع، با ایران قراردادی نداشتیم! [3] و این رهبر بلوک شرق، به هنگام بیان چنین مطلبی، هرگز از خود شرمی بروز نداد، در حالی که اروپا به علت همراهی ایران با روسیه، در جنگ اوکراین، این همه هزینه متوجه کشورمان کرد، و این کار زیادی نبود که روسها نیز در کنار ایران، از ایران متقابلا مقابل غرب دفاع کنند؟!
این است که اگر مسئولین کشورمان عقل به خرج دهند، نخواهند گذاشت که کشور وارد میدان جنگی دیگر شود، به ویژه جنگی با چنان وسعتی از رویارویی، که قدرتهای برتر و بزرگی همچون امریکا، اروپا و بلکه اسراییل را در خود داشته باشد؛
حتی جنگ با اسراییل نیز برای ایران خسارت محض است، چراکه تاریخ نشان داده که در نبرد با اسراییل، شما هرگز با اسراییل به تنهایی مواجه نخواهی بود، در چنان جنگی، شما تمام روابط تاریخی و حسنه خود با دیگران را هم خواهی باخت، آلمان نمونه بارز آن است، در این جنگ حتی با آلمانِ دوست ایران نیز خواهی جنگید، آلمانی که خود را بدهکار به اسراییلیها میداند، و روابط تاریخی با ایران را به فراموشی سپرده، و در اثر جنایت خود در جریان هولوکاست، و کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم، مجبور است تمام موازین اخلاق اروپایی، تعادل و میانهروی اروپایی، حقوق بشر مدعای اروپای متمدن و... را به فراموشی سپرده، و به کمک این نازدانه تمدن غرب شتافته، تا بخشی از بدهی خود به یهودیان را، از جیب ملتهای دیگر (فلسطین، ایران و...) به یهود بپردازد، حتی اگر این دولت یهود دشنهایی در بدن دیگران باشد، و برای قرنها، آنان را آزار دهد.
در چنان صحنهی جنایتی، تو آرزو خواهی کرد، که کاش یک فلسطینی بودی، که جانت برای بسیاری از مردم دنیا، مورد احترام، و حتی لایق مبارزه و حرکت بود، نه یک ایرانی که در زیر بمب و گلوله، در بهترین حالت به نظاره کشتار و ویرانیاش خواهند نشست، و در میانه کار، فرصت طلبانه، جنگهایت را به درازا خواهند کشاند، تا از برگ تو در جهان سیاست و اقتصاد، و بده و بستانهای جهانی خود، بهره برده، دبی، دبی شود؛ قطر، دوحه امروزی شود، که بر ثروت گاز کشورمان نشسته، و روی سبیل جنابِ ترامپ نقاره میزند، و ترکیه، ترکیه ثروتمند امروز شود، که ثروت و جایگاهش، گاه حاصل معامله بر سر بسیاری ملتها و کشورهاست، که در اطرافش گرفتار جنگ شدند.
جنگ 12 روزه، و پیش از آن جنگ هشت ساله خسارتبار با رژیم بعث عراق نشان داد، کسی برای جان ما ایرانیان، و آبادانی ایران، به غیر از خود ما، دل نخواهد سوزاند، نگذاریم که طبق خواست راستگرایان تندرو داخلی، مثل جبهه پایداری و...، و امثال نتانیاهو و... در خارج از این مرز بوم، دوباره ایران در دام جنگ دیگری گرفتار آید.
تهران - شنبه 12 مهرماه 1404 برابر با 4 اکتبر 2025
#نه_به_جنگ
#نه_به_ویرانی
#نه_به_جنگطلبان
بوسه اسیری آزاد شده از دست صدام بر خاک وطن، بعد از رهایی از
اسارت بعد از صلح با عراق، شکرگزاری برای رهایی
[1] - عبدالعاطی (وزیر خارجۀ مصر) گفته است: «روشن است که حماس باید سلاح خود را کنار بگذارد و نباید به اسرائیل بهانهای داده شود تا حمله خود به غزه را ادامه دهد. بیایید هیچ بهانه به هیچ طرفی ندهیم تا از حماس برای توجیه این کشتارهای روزانه دیوانهوار علیه غیرنظامیان، استفاده کند. آنچه رخ میدهد بسیار فراتر از هفتم اکتبر است. این دیگر انتقام نیست؛ این پاکسازی قومی و نسلکشی مداوم است، بنابر این، دیگر کافی است. میان ما بهعنوان عربها و مسلمانان، و حتی در میان خود اعضای حماس، توافق کامل وجود دارد. آنها بهخوبی میدانند که هیچ نقشی در آینده ندارند و این یک واقعیت است."
[2] - وجود صدها اسیر فلسطینی در بین اسرایی که در جنگ گرفتیم، گواه همراهی فلسطینیان در کنار رژیم بعث علیه ایران است.
[3] - ولادیمیر پوتین در تاریخ 20 ژوئن 2025 به عنوان رئیسجمهور روسیه در گفتوگویی با سردبیران ارشد خبرگزاریهایی شرکت کرد که در آن به موضوع جنگ اسرائیل و ایران پرداخته شد. او در زمینه کمک به دفاع ضدهوایی ایران گفت : «ما یکبار به دوستان ایرانی خود پیشنهاد دادیم که در حوزه سامانههای پدافند هوایی همکاری کنیم اما شرکای ما در آن زمان علاقه زیادی نشان ندادند و همین. پیشنهاد ما ایجاد یک سامانه کامل بود، نه تحویل جداگانه تجهیزات؛ یک سامانه. در نهایت فقط یک بار این موضوع را بررسی کردیم، اما طرف ایرانی علاقهمندی زیادی نشان نداد و موضوع متوقف شد. اما درباره تحویلهای موردی، بله، البته، ما در گذشته این تحویلها را انجام دادهایم. این مسئله هیچ ارتباطی با بحران امروز ندارد. این همان چیزی است که همکاری عادی در حوزه فنی-نظامی نامیده میشود و در چارچوب قوانین بینالمللی صورت گرفته است.» رئیسجمهور روسیه درباره معاهده راهبردی با ایران گفت در این توافق « هیچ مادهای مربوط به حوزه دفاعی وجود ندارد» و دیگر اینکه «دوستان ایرانی ما حتی چنین درخواستی از ما نکردهاند. بنابراین عملاً چیزی برای بحث وجود ندارد.» متن معاهده راهبردی ایران و روسیه که امسال در هر دو کشور اجرایی شد، منتشر شده است. در این معاهده همکاری در زمینههای نظامی و امنیتی آمده است اما بندهای دفاعی ندارد و مقامهای دو طرف هم بر این موضوع تاکید کردهاند. آندری رودنکو، معاون وزیر خارجه روسیه گفت که در صورت درگرفتن جنگ ایران با آمریکا، مسکو کمک نظامی به ایران نخواهد کرد. به گزارش خبرگزاری دولتی تاس، آقای رودنکو در روز هشتم آوریل (۱۹ فروردین) امسال که این معاهده در مجلس سفلای روسیه (دوما) تصویب شد به نمایندگان گفت: «در چنین شرایطی، روسیه ملزم به ارائه کمک نظامی نیست.»
اروپا با فعال کردن مکانیسم موسوم به «ماشه» [1]، میانهروی و تعادل اروپایی خود را به کناری نهاد، و با شلیک تیر آخر بر پیکر قرارداد هستهای موسوم به «برجام» [2]، در کنار تندروهای راستگرای ویرانگری همچون نتانیاهو (و همکاران ایرانی او، در داخل ایران) قرار گرفت، و یک شلیک به صلح و تفاهم را، در پرونده خود ثبت کرد، و با این شلیک، در واقع بُروز و شکوهِ درایت دیپلماتیک، که در تاریخ سیاست خارجی ایران و جهان یک الگوی موفق بود را، مورد هدف قرار داده و به سیاست اصولی اروپایی خود خیانت کرد.
امریکای ترامپ نیز با زیادهخواهی قلدرمابانه خود، که در درخواستِ روشن رهبران امریکایی خود را نشان میدهد، که تسلیم بی قید و شرط، و خلع سلاح ایران از ساختار دفاع موشکی و... را دنبال میکند، ره به بیراهه خطرناکی میزند، که به ریگستان بی ثمری، در روابط ایران و غرب، پایان خواهد پذیرفت.
آنان ایرانِ خلع سلاح شده میخواهند، کشوری که در میانه باتلاق خاورمیانه، از تنهایی راهبردی همواره رنج برده و میبرد، و باید وسیله دفاع از خود داشته باشد، تا از گزند غولهای مخوفی همچون پان اسلامیستهای تروریست و خون آشامی همچون داعش، طالبان و... در امان باشد، و مقابل توسعه طلبان نژادپرستی همچون پانترکیستها، ملیگرایان عربی همچون صدام حسین و...، و فاشیستهای قانون شکن، ترمز بریدهی مذهبی و ایدئولوژیکی همچون صهیونیستها و.. از خود توان مقابله و حفاظت داشته باشد.
درخواست وانهادن هرچه توان دفاع و بازدارندگی و... از چنین موجودیت در معرض خطری، ایران را به ناکجا آباد نابودی و تجزیه میبرد، و خواهد برد، و همراهان وطنی و غیروطنی، با چنین سیاستی، بدانند و شک نکنند که در مسیر دشمنی با ایران قدم برمیدارند، چه آنان که خود را در مقام شاهزادگی، با خادمان به وطنی همچون رضاشاه همنژاد و در نتیجه ارثبر میدانند، رضاشاهی که آثار سازندگی او در ایران هنوز میدرخشد، و 17 سال حاکمیت او، ایرانی ویران را در مسیر توسعه و پیشرفت انداخت و...،
و چه آنان که برایشان فرق نمیکند، صدام به آنان قدرت و حاکمیت دهد، یا نتانیاهو، قدرت را از دست هر دشمن کثیفی میپذیرند، و این لقمه کثیف برایشان همواره گوارا به نظر آمده است، و تنها به صندلی قدرت فکر میکنند و تصرف آن و...، آنان باید بدانند این دیگر بحث رژیم و افراد و یا طبقات حاکم بر ایران نیست، که بگوییم چه کسانی باشند، و چه کسانی نباشند، سخن از خلع سلاح ایران است، همانگونه که بین محمد جولانی و بشار اسد برای خلع سلاح کنندگانی از این دست، تفاوتی نبود، و بلکه در دولت دستنشانده محمد جولانی، که جایگزین دیکتاتور بعثی همچون بشار اسد شد، زیرساخت و تمامیت ارضی سوریه را، از زمان بشار اسد، بیشتر بمباران، خلع سلاح، و در معرض خطر قرار دادند.
برای ایران و ایرانیان که به عنوان جزیره تنهایی، همواره در معرض سلسلهای پر تعداد از تجاوزات تاریخی بوده، و از عواقب آن رنج برده، و آن را در روند تاریخی خود داشته است، و برای بقا همواره جنگیده است، بسیار بی منطق و زورگویانه است که سخن از خلع سلاح او گفته شود، و این به نفع غرب هم نیست که ایران را این چنین ضعیف کرده، آنرا به زور به دامن شرق (روسیه و چین) هل داده، و میدهند.
این یک اشتباه راهبردی از ناحیه غرب (امریکا و اروپا) است که زمام راهبری سیاست خود در خاورمیانه را به تندروهای راستگرای صهیونیستی همچون بنیامین نتانیاهو سپردهاند، کینه توزانی که تقابل تاکتیکی بین ج.ا.ایران و اسراییل، و همراهی تاکتیکی بین ج.ا.ایران و روسیه در بحث اوکراین را بهانه کرده، آنرا به یک رویارویی راهبردی تبدیل کرده، بندهای بین خود با ایران را، یک به یک پاره میکنند، و پیش میآیند، و در همراهی با نتانیاهو (که آبرویی برای انسانیت، برای اخلاق دینی، برای غرب لیبرال و... نگذاشته است)، اکنون به تقابل همه جانبه با ایران میاندیشند.
غرب در یک اشتباه بزرگ، یک صهیونیست ترمز بریدهایی همچون نتانیاهو را بر مقدرات اسراییل حاکم نگه داشت، و اجازه کشتار، تندروی و ویرانی بسیار به او داد، تا «کارهای کثیفی» را از طرف غرب انجام دهد، در اثر فعالیتهای آتش به اختیار او، رشتههای اتصال همکاران عرب امریکا، به غرب نیز یک به یک پاره شد و میشود، و آنان را نیز به دامن روسیه، چین و دیگر نقاط اتکایی به غیر از غرب هل داده و میدهد.
غرب با فراهم کردن امکانات برای تجاوز اسراییل به خاک ایران، جنگهای نیابتی را به جنگ رو در رو و مستقیم تبدیل کرد، و باعث رنجش خاطر شدید افکار عمومی مردم ایران گردید، مردمی که با وجود تبلیغات شدید ضدغربی، که شبانه روز از سوی ساختار رسانهایی کشورمان نواخته و دنبال میشود، اما همچنان نظر مثبت به غرب، و فرهنگ و ساختار آن داشته، و این در جان و تن ایرانیان باقیست، و در مقایسه با فرهنگ و ساختار خشن و بیخدای شرق، همواره آنانرا ترجیح داده و میدهند، و همچنان غربی فکر میکنند تا شرق چپگرا، و...
تا آنجا که تمام طیفهای متضاد فعال در دو سرِ پیوستار صحنه سیاست ایران، از اعضای شرقگرای حزب توده، یا چریکهای چپگرای مسلح ضد فرهنگ و ایدئولوژی غرب در ایران گرفته، تا دیگران در آنسوی پیوستار فعالان سیاسی ایران، عملا غرب را به شرق ترجیح میدهند، همانانکه با مشاهده فضای تنگ داخلی، بعد از پیروزی انقلاب 57، برای خود، باز غرب را ملجا و پناه خود یافتند، و تشخیص دادند و انتخاب کردند، و آنرا برای سکونت خود برگزیدند، حال آنکه قاعدتا باید شرق را مناسب برای خود و اهل خود میدیدند، آنانکه وقتی بین انتخاب غرب و شرق برای پناه گرفتن گیر کردند، از راستگرایان تا چپگرایان، مذهبی و غیرمذهبی، دیندار و آتئیست، انقلابی و ضدانقلاب، روحانی و مُکلا و... همه اکثرا غرب را پذیرنده، مناسب خود و خانواده خود دیده و میبینند و...، از این روست که غرب نباید چنین پایگاه فکری و اجتماعی را با حرکات تندروهایی امثال نتانیاهو به باد دهد، و این موقعیت را به حراج گذاشته، ایران و ایرانیان را به زور به دامن شرق فراری و سوق دهد.
در این روند گرچه رهبران فرصت سوز کشورمان نیز مقصرند، همانها که بستگان خود را برای تحصیل و اقامت به غرب میفرستند، خود برای درمان و... راهی غربند، و... ولی در شعار که میشود، خود را ضد غربی معرفی کرده، برای ایران و ایرانیان هزینههای گزاف میسازند، آنان که تجاوز شرق به دیگر ملتها و کشورها را شیرین، و حرکتی لازم و بخردانه و طبیعی ارزیابی کرده و میبینند، و در مقابل، تجاوز غرب به دیگران را تلخ و حرام و شایسته جهاد و مقابله اعلام میکنند و...، اینان با ادامه چالش چند دههایی با غرب و تشدید آن، تمام توان و ظرفیت کشورمان را فرسودند، و اکنون میروند تا شرایط را برای تکرار فاجعه شهریور 1320 [3] فراهم کرده، و پازل آن شرایط را دوباره باز بیافرینند.
چرا که با ادامه روند تقابل غرب (امریکا و اروپا) و شرق (روسیه و چین)، که این روزها شدت گرفته، و احتمال درگیری این دو، از هر زمانی، از شروع تجاوز روسیه به اوکراین بیشتر شده است، و چنانچه این تقابل و این درگیری به اوج خود برسد، و ج.ا.ایران بخواهد سیاست همراهی تاکتیکی خود با روسیه را، همچنانکه از زمانِ آغاز این تجاوز شروع، و ادامه داد را، تکرار کند، بیشک ایران در میانه جنگ غرب و شرق، صدمه بسیاری خواهد دید، بیشتر از آنچه در جنگ جهانی دوم، نصیب ایرانیانی شد که در آن جنگ خود را بیطرف معرفی کردند، و با این حال کسی خسارت این اشغال و تجاوز را به ایرانیان نپرداخت، از آنان دلجویی و عذرخواهی نکرد و...
در روند فراهم کردن پازلهای شرایط تکرار فاجعه شهریور 1320، نقش رهبران کنونی ایران نیز، در تاریخ کشور ثبت خواهد شد، چراکه برغم همراهی ج.ا.ایران با روسها، این موجودیت بد عهد نشان داده که به همپیمانان خود هرگز وفادار نبوده، و در چنین مواقعی در حرکت راهبردی و توسعه طلبانه خود به سوی آبهای گرم جنوب، هرگز به خود تردید راه نداده و نخواهند داد، همانگونه که پیش از این در تجزیه ایران، با تجزیه طلبان آذربایجان و کردستان و... همراه شدند و هرچه در چنته داشتند رو کردند، و از آن سو غرب نیز ایران را پایگاه خود در این نقطه از آسیا میخواهد، و این دو باعث خواهند شد، تا همان شرایطی که در شهریور 1320 ایران را از جنوب طعمه حمله غرب کرد، و از شمال توسط روسها در معرض تجاوز و اشغال قرار داد، دوباره تکرار شود.
با این تفاوت که سیستم حاکمیتی رهبران ایران که در 1320 توسط پهلویها اداره میشد، سیاست موازنه بهتری را در سرلوحه کار خود داشتند، و حداقل بیرطرفی اعلام کرده بودند، تا رهبران و حاکمیت ج.ا.ایران که به شرق گرایش داشته و دارند، و بیشتر با سیستم و رویکرد فکری و حاکمیتی کره شمالی، ونزوئلا، کوبا، چین و روسیه راحتند، تا با سیستم، حاکمیت و رویکرد فکری آلمان و فرانسه و انگلیس و امریکا.
اما واقعیت اینکه ایران، متعلق به فرهنگ شرق تمدنی، و در کنار آن واقع شده است، و باید روابط همسایگی خوب و متوازنی با شرقِ قطب مقابل با غرب داشته، و در عین مراقبت از خود در مقابل زیاده خواهی، و سیستم خشن و ضد انسانی شرق چپگرا، باید سیاست دشمنی بیمارگونه با غرب تمدنی و لیبرال را به کناری نهاده، در عرصه بین الملل حضوری مستقل یابد، و در امور جهان مشارکت داشته، و این مشارکت را در همراهی با دیگران دنبال کند، تا دنیایی انسانیتر بسازد، دست از نمایندگی خدا برای اصلاح امور جهان برداشته، و بعنوان یک سیستم انسانی واقعگرا، مثل دیگران خود را در نظر گرفته، ارزشها و اهداف خود را در جمع، و با آنان و در کنار آنان دنبال کند، و از تکروی مغرورانه و ناشی از تفکرِ تافته جدا بافته، خود را رهانیده و باز گردد، تا جهان در یک روند جمعی اصلاح شود، و راه خود را به سوی خیر باز یابد.
آنان که در جنگ جهانی دوم، و در آستانه شهریور 1320 آنگونه سیاست بی طرفی در پیش گرفتند، آن همه خسارت را برای کشور شاهد بودند، حال اینان که در این روزها سیاست شرقگرا در پیش دارند، در آستانه تقابل سخت غرب و شرق، با چه خسارتی کشور را روبرو خواهند کرد؟!

« فکر نمیکنی غیر معمولتر از معمول، شاهانه عمل میکند؟»
تهران - یکشنبه 6 مهرماه 1404 برابر با 28 سپتامبر 2025
[1] - مکانیسم ماشه یا اسنپبک سازوکاری در چارچوب برنامه راهبردی جامع اقدام مشترک (برجام) است که به اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد اجازه میدهد در صورت نقض تعهدات از سوی ایران، بدون نیاز به رأیگیری، تحریمهای قبلی شورای امنیت را دوباره اعمال کنند
[2] - برنامه راهبردی جامع اقدام مشترک یا در ایران به اختصار برجام و در غرب، توافق هسته ای ایران یا اولین توافق ایران در زمینه هسته ای نیز نامیده میشود؛ برنامه ای است که در راستای توافق بر سر برنامه هستهای ایران و به دنبال تفاهم هستهای لوزان در سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش بین ایران، اتحادیه اروپا و گروه ۱+۵ انجام شد مذاکرات رسمی برای طرح برنامه راهبردی جامع اقدام مشترک (برجام) درباره برنامه اتمی ایران با پذیرفتن توافق موقت ژنو بر روی برنامه هستهای ایران در نوامبر ۲۰۱۳ آغاز شد و به مدت ۲۰ ماه کشورها درگیر مذاکره بودند و در آوریل ۲۰۱۵ تفاهم هستهای لوزان شکل گرفت
[3] - پس از آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ (۱ سپتامبر ۱۹۳۹)، ایران بیطرفی خود را اعلام کرد. با این حال، پس از حملهٔ آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ و به دلیل هممرزی گستردهٔ ایران با شوروی، بیطرفی ایران برای متفقین کافی به نظر نمیرسید. نیروهای متفقین در شهریور ۱۳۲۰ با استناد به حضور کارشناسان آلمانی در ایران، روابط سیاسی و اقتصادی با آلمان و همچنین با ارجاع به قرارداد ۱۹۲۱ میان ایران و شوروی که به شوروی در شرایطی خاص اجازهٔ حضور نظامی در ایران میداد، به ایران حمله کردند و بخشهای گستردهای از کشور توسط نیروهای بریتانیا و شوروی اشغال شد
« ریدم تو انسانیت »
عنوان خالگوبی بر پشت بنیامین نتانیاهو،
کاریکاتور رسانه امریکایی
« نمیخواهم ببینم که نتانیاهو با یک موشک تکهتکه میشود، دوست دارم او را در دادگاه عدالت ببینم»
گابریل بوریک (رئیسجمهور شیلی)
ارزشها و ضدارزشهای واقعی و ناشی روح اصیل انسانی، بد و خوب، درستی و نادرستی و... برای همهی آدمیان یکسانند، مسلمان و غیرمسلمان، خودی و غیرخودی، دیندار و بیدین، دوست و یا دشمن، من و دیگری نمیشناسد، بدی و نادرستی، ناپسند است، چه دیگری انجام دهد، چه من!، درستی، پسندیده است، چه از سوی دیگری انجام شود، چه از ناحیه تو!
اما کسانی بر این اندیشهاند، که بدکرداریها و فرومایگیهایی از جمله بی عدالتی، کشتار، ویرانی، ظلم، شکنجه، بدخُلقی، دُرشتخویی، خودخواهی، نخوت و غرور، زجر دیگران، خدعه و نیرنگ، جنایت، پایمال کردن حقوق این و آن، باعث کشتار و خونریزی و چپاولِ جان و مالِ دیگران شدن و...، از سوی دوست فرزانگیست، مباح، و ثواب و باعث خشنودی خداوند؛ اما همان، انجامش از ناحیه دیگری حرام است، و باید به دیده محکومیت نگریسته، و آنرا شامل در تنبیه خداوندی دانست.
اینچنین اندیشه و رویکردی چنان در خودخواهی ایدئولوژیک و نفس مغرور خود پیش رفته، و در ژرفایِ خودحقمطلق انگاری در ایده و خود غرق شده است، که دچار استاندارد دوگانه در اندیشه، کردار و پندار شده، دنیای آدمی (عیال الله) را به دو قطب خودی – غیرخودی، هماندیش و غیرهماندیش، حق و باطل و... تقسیم کرده، آنچه از خودشان سرزند، هرچه باشد را به چشم احترام و درستی نگریسته، و چشم میپوشند، و به راحتی از کنارش میگذرند، و در برابرش زبان به کام میگیرند، و اعتراض و واکنشی ندارند، همان را اگر دیگری انجام دهد، فریاد اعتراضشان به هوا میرود، که دنیا کجایی؟! انسانیت کجایی؟! قانون کجایی؟! و...
کردارهای ناشایستی مثل بردهداری و به اسارت بردن ملتها و... از ناحیه خودشان خوب و درست به نظر آمده، و همان نزد دیگران (حتی درستی) را نیز، نادرست و ناپاک میپندارند، حال آنکه ارزشهای واقعی و اصیلِ انسانی، از چنان اصل و نسب و استحکامی برخوردارند، که هرکجا باشند ارزشمندند، و به آنجا ارزش و زیبایی میدهند، و در دست دوست و یا دشمن، خودی و یا غیرخودی و... تفاوت نمیکند؛
زیبایی، زیباست، و در دست دوست و دشمن به یک میزان میدرخشد، و نادرستیهای در هر دو سوی دنیایِ خیر و شر، یکسان چشمها و گوشها را خواهد خراشید، دروغ و نیرنگ، قتل و کشتار، ویرانی و غارت، به بردگی گرفتن دیگران، تجاوز به حد و حدود انسان و... از آن جملهاند، و در هر سو که باشند، و به آن بنگری ناشایستهاند. خُلقِ خوش، راستگویی، بخشش، کمک به دیگران، دستگیری و... نیز در نزد دوست و دشمن، از هر که سرزند، پسندیده است.
امروز یازده سپتامبر است، سال 2001 در چنین روزی مردم بیگناه امریکا، تاوان نادرستکرداریها و استاندارد دوگانه در رفتار دولت امریکا با دنیا را پس دادند، و تروریستها در یک اقدام واکنشی، هزاران نفر از آنان را که مشغول کار، تجارت، زندگی و یا سفر خود بودند، در برجهای دوقلوی نیویورک و... قتل عام کردند، و چشم جهانیان، بروز این خشونت بیرحمانه و دردناک را، از لنز دوربین زندهی رسانههای جهانی مشاهده کرد. و انسانهای بیگناهی در آتش کینهایی افروخته، سوختند و یا زیر آوار بزرگترین برجهای جهان دفن شدند، و یا سرنشینان پرتعداد هواپیماهایی که در مقصد عادی سفر زندگی خود، پیش میتاختند را، به سانِ بمبِ متحرکی در نظر گرفته، و در یک طراحی هولناک، آنان را به اهدافِ از پیش تعیین شدهی تروریستها کوبیدند و...؛
در هفت اکتبر سال 2023 نیز دوربینهای نصب شده بر پیشانیبند جنگجویان حماس، جهاد اسلامی و...، صحنههای هولناکی از جنایت و کشتار را ثبت، و زنده از شبکههای اجتماعی به دیدگان جهانیان کشیدند و عرضه کردند، صحنههای دلخراش و غیر انسانی که بربریت و خشونت هول برانگیز، که در آن موج میزد، و به واقع خشم نهفته در مظلومیتی بود، که به شکل جنایت بروز مییافت، و آنچه در بازیهای رایانهایی خشن، با پدیدههای مجازی میکنند، اینان با خونسردی تمام با غیرنظامیان زن و مرد و... اسراییلی کردند و از آنان کشتار نمودند، و آنرا و با افتخار آنلاین به تصویر کشیده، در شبکههای رسانهایی و مجازی جهانی پخش کردند، و بر این کردار خود، سجده شکر خداوندی هم به جای آوردند و..،
و این پاس گُلی بود به جنایتکاران در این سوی دیگر جنایت، که به دنبال این حملهی مبارزین جبهه آزادیبخش فلسطین، و به تلافی آن، از یک نصف روز به بعد، تاکنون، که نزدیک به دو سال است که از آن حمله خونین میگذرد، دهها هزار برابر بیشتر، صهیونیستها کشتار، جنایت و ویرانی را در غزه، دمشق، تهران، صنعا و... و اینک در دوحه، مرتکب شده و میشوند،
و این سلسله جنایت را، به اوج رساندهاند، و این بار خبرگزاریهای جهانی، زنده و مستقیم، اینبار حملاتِ ویرانگر و کشتار و جنایت آنان را، دو سال است که به دید جهانیان میکشند، خشونت و میدان جنایتی که در دو سوی ماجرا (مطابق با توان و ابزار متفاوت هر یک) انجام، و پاسکاری میشود،
و این روسیاهی بشریت، و خجلتِ خداوند در مقابل فرشتگان خداست، که روزی بر خلقت چنین انسانی، به او خرده گرفتند، که تو چه جنایتکار خونریزیی را خلق میکنی؟! انگار فرشتگان خداوند این صحنهها را، پیش از این، و در زمان خلفت این انسان دیده بودند! که چنان بر چنین خلقتی معترض شدند.
جالب است که هر دو نیروی درگیر، در دو طرف این جنایت چند دههاییِ فاش و ظالمانه، غرق در اعتقادات ادیان الهی یهود و اسلامند، یکی مسلمانِ مدافع حرم مسجد الاقصی، و دیگری خواهان احیای مجد و عظمتِ اماکن و سرزمینِ مقدسِ منتسب به انبیای قدیمیترین دین الهی، یعنی یهود، از جمله معبد سلیمان نبی و...؛ و هر دو خود را بر انجام چنین کشتار و ویرانی و جنایتی افسار گسیخته، مُحِق دانسته، و آنرا جاری شدن عدالت، انتقام، حکم الهی و... دانسته، و کردار خود را الهی، مباح، درست، و بلکه واجب، و انجامش را تحقق امر الهی میشمارند.
این دو جبهه که هر دو خود را نمایندگان خدا، و خیزشگرانی به پا خاسته برای ایجاد عدالت در جهان، و رسیدن حق به حقدار و... میدانند، و چرخهایی از کشتار و ویرانی را، هریک به انتقامِ عملی که پیش از این، از سوی دیگری صورت گرفته است، به انجام میرسانند، و چرخهایی بی پایان از جنایت هولناک سدههاست که همچنان ادامه دارد.
این دو ایدئولوژی که در پایههای بنیادینِ اهداف، مانایی، استدلالِ وجودی و...، در دو سوی چنین ماجرای هولناکی، به مقدار زیادی با هم مشابهند، و دنبالکنندگان این منازعهی دور و دراز، و تاریخی، هر یک با کردار، اندیشه و اهداف خود، باعث حیات، و دوام خود و دیگری در سوی مقابل شده، و هر یک مقدمه و عامل بقای دیگریست، و دنیای وابسته به خود را، در چرخهایی از جنایت و انتقام ایدئولوژیک گرفتار، و مانا کردهاند.
آدمیت و دنیا، اگر بخواهد از این وحشیگری، کشتار، ویرانی و جنایت پاک شود، باید آن دو را یکجا به نقد کشیده، تا بشر به این نتیجه برسد که بد، بد است هر چند اگر در جبهه او باشد، تا شاید بشریت به نقطهایی برسد، و روزی را ببیند، که چنین ایدههای خونین و جنایتباری از صفحه تاثیرگذاری و راهبری روزگار ما انسانها، به کناری نهاده شوند، که هر یک گاهی علت، و گاهی معلول وجود، و اعمال همدیگرند، و شرایط جهانی را در این کشاکش تاسفبار و خونین، و ویرانگر نگه داشته، و آنرا حفظ کردهاند.
در دو سوی این داستان غم انگیز، ایده پردازانی همچون سید محمد مهدی میرباقری [1] و... قرار دارند، که نه از کشتارِ پرتعداد از دیگران ابایی دارند، و نه از کشته شدنهای پرشمار و نجومی از خودیهایشان میهراسند، تا آنجا که مدعیاند، حتی کشته شدن نیمی از مردم جهان (نزدیک به چهار میلیارد انسان)، برای دستیابی به این آرمان، و ایدهی دینی نه تنها مجاز، بلکه مباح، و بلکه با ارزش است، و میارزد، [2] او و آنانی که صلح پایدار را، تنها در پس نابودی طرف مقابل، قابل تحقق میبینند، [3] اِلا غیر. همانگونه که طرف مقابل او نیز، این چنین میاندشید [4] و ایده امثال بنیامین نتانیاهو بر نابودی طرف مقابل قرار دارد، و برای پایهریزی آرمان و ایده مقدسِ صهیونیسم، حاضرند خاورمیانه را به قربانگاه تمام مردمانی تبدیل کنند، که مانع، مخالف، و یا دشمنِ تحقق این ایدئولوژیاند. [5]
اینان، دو روی یک سکهی جنایت، کشتار، آوارگی و ویرانیِ زندگیهای بسیاریاند، که آنرا در پس ایده و اندیشه خود تئوریزه کرده، و سفیدشویی نموده و دنبال میکنند [6] ، و بسیاری از این نوع، در تمام مکاتب دینی و سیاسی در شرق و غرب وجود دارند، که دنیا را پهنه «مبارزه و درگیری» و «صف قتال» [7] میخواهند، و غیر آن را «بصیرت سوز» و خلاف ارزشهای الهی دیده، و چنین ایدئولوژی، هر کشتار و ویرانی از ناحیه دوست را مباح، واجب، و جهاد و مبارزهی پرسود و پر از ثواب، دانسته و وقوع آنرا جشن میگیرد و چون، همان از ناحیه دیگری، که «دشمن» تعریف شده، انجام شد، به عزا نشسته، یا خود را عزادار آن نشان میدهند،
و البته به نظر میرسد که در دل خود، آنرا جشن خواهند گرفت، چرا که کشتار و جنایت طرف مقابل، میدان قدرت و فرصت مانور را برای او گسترده، و دستیابی به اهداف را برای آنان آسان و یا زمینه فراهم خواهد کرد، و پاس گُلی از سوی دشمن، برای میدانداری در نوبت حمله را، برایش فراهم نموده، و به تقویت گفتمان و ایده جنگطلبانه و خونین آنان فراهم کرده، و شرایط سلطه این اقلیت را بر جامعه اکثریت خود را، مهیا میکند،
حال آنکه، به واقع هم آنان که در میدان فلسطین تهران و در محافل دیگر، کشتار مردم اسراییل را در هفت اکتبر جشن گرفتند، محکومند، و هم آنانی که در سرزمینهای اشغالی برای کشتار فلسطینیان و... پایکوبی کرده، و بوی خون و باروت و ویرانی، آنان را مست و مدهوش شادی میکند، بد، بد است چه از ناحیه این، و چه از ناحیه آنان.
برای برون رفت از این شرایط جنایتبار، باید روزی این ایده به یک هنجار تبدیل شود، که نادرستی همانگونه که نزد ظالمان، ناپسند است، در نزد مظلومان نیز چنین است، و مظلوم نیز حق خروج از راه درست و انسانی را ندارد، و حتی، مظلومیت نیز مجوز جنایت نمیشود، و مظلوم هم نمیتواند، و نباید که طغیان کند، و دست به جنایت و کشتاری چون ظالمان زند، و مظلوم نیز در مسیری درست، قانونی و بهنجار باید حرکت کند، و کسی نباید چنین موردِ ظلم قرار گرفتهایی را، به واسطه حرکت درستش، ترسو، مرعوب و تسلیم شده به دشمن بنامد، چرا که مظلومیت نیز خِرد و فرزانگی اندیشورزانه نیاز دارد، تا در مدار درستی بماند.
دیروز نخست وزیر اسراییل، که گوی جنایت را از همکار خود در جبهه شرق، یعنی ولادیمیر پوتین (که اوکراین را، به حمام خون برای روسها و اوکراینیها تبدیل کرده است و دیگرانی از این دست)، ربوده است، بعد از حمله به دوحه، در پیامی به این حق اهریمنی خود اشاره کرد که، مخالفان ایده صهیونیسم را در خاک هر کشور دیگری که باشند، مورد حمله قرار خواهد داد.
این یعنی ادامه چرخه جنایت و کشتاری که مثل توپ بازی، بین دو تیم درگیر و بازیگر، در این جنگ، پاس داده میشود، تا نوبت به نوبت، متناسب با توان و پشتیبانی که دریافت میکند، دیگری را مورد حمله قرار داده، و از او کشتار کنند، این یعنی هرج و مرج که دنیای ایدال چنین نگاهی است، تا در بی قانونی، هر عملی را انجام دهند، و هیچ مانعی مقابل کردار ناشایست خود نبیند.
یک فلسطینی در حال حمل جسد دو کودک کشته شده در غزه توسط اسراییل
نگاشته شده در شاهرود - پنج شنبه 21 شهریور 1404 برابر با 12 سپتامبر 2025
[1] - سیّد محمّدمهدی میرباقری شاهرودی، زادهٔ ۱۳۴۰ قم، فقیه شیعهٔ ایرانی است که ریاست فرهنگستان علوم اسلامی قم و نمایندگی استان سمنان در مجلس خبرگان رهبری را بهعهده دارد. او از استادان درس خارج فقه نیز بهشمار میرود.
[2] - ۲۸-مهرماه-۱۴۰۳محمد مهدی میرباقری: «برای رسیدن به مقصد قرب الهی حتی اگر نصف مردم جهان کشته شوند، میارزد؛ لذا کشته شدن ۴۲ هزار نفر از مردم غزه در قبال آن مقصد بزرگ اهمیت ندارد، البته کشته شدن شکست نیست؛ بلکه احدی الحسنیین است و در هر حال، پیروزی است. به ویژه آنکه کسانی که کشته شوند، نمیمیرند؛ بلکه زندهاند.»
[3] - محمد مهدی میرباقری: «ما قائل به صلح هستیم ولی صلح پایدار که بعد از یک جنگ و جهاد پایدار است و تا این جهاد پایدار را پشت سر نگذارید و جبهه باطل را حذف نکنید، صلح پایدار در عالم برقرار نمیشود.» و «ساده لوحی و سطحینگری است که بگوییم ما هم طرفدار صلحیم، باید فتنه را جمع کنید تا صلح واقع بشود. باید از یک جنگ طولانی عبور کنیم و اصلاً جای کوتاه آمدن نیست»
[4] - نتانیاهو در ۲۰ شهریور ۱۴۰۴ تهدید کرد: «هیچ کشور فلسطینی وجود نخواهد داشت. ما گفتیم که هیچ کشور فلسطینی وجود نخواهد داشت و بر این موضوع تأکید میکنیم. این مکان متعلق به ماست.»
[5] - ۱۹ شهريور ۱۴۰۴- نتانیاهو در پیام ویژهای گفت: «فردا یازدهم سپتامبر است. ما یازدهم سپتامبر را به یاد میآوریم. در آن روز، تروریستهای اسلامگرا بدترین وحشیگری را در خاک آمریکا، از زمان تأسیس ایالات متحده، مرتکب شدند. ما نیز یازدهم سپتامبر خود را داریم. ما هفتم اکتبر را به یاد میآوریم. در آن روز، تروریستهای اسلامگرا بدترین وحشیگری علیه مردم یهود را از زمان هولوکاست مرتکب شدند. آمریکا پس از یازدهم سپتامبر چه کرد؟ وعده داد تروریستهایی را که این جنایت هولناک را انجام دادند، هر کجا که باشند، شکار کند. و همچنین دو هفته بعد در شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامهای گذراند که در آن تأکید شد دولتها نمیتوانند به تروریستها پناه دهند. دیروز ما نیز در همین مسیر عمل کردیم. ما به سراغ طراحان تروریستی رفتیم که قتلعام هفتم اکتبر را مرتکب شدند. و این کار را در قطر انجام دادیم؛ کشوری که به تروریستها پناه میدهد، آنان را در خود جای میدهد، برای حماس پول فراهم میکند، به سرکردگان تروریستش ویلاهای مجلل میدهد، همه چیز در اختیارشان میگذارد. بنابراین دقیقاً همان کاری را کردیم که آمریکا هنگام تعقیب تروریستهای القاعده در افغانستان و هنگام کشتن اسامه بن لادن در پاکستان انجام داد. اکنون کشورهای مختلف جهان اسرائیل را محکوم میکنند. آنان باید از خود شرم کنند. وقتی آمریکا اسامه بن لادن را از میان برداشت، این کشورها چه کردند؟ آیا گفتند: «آه، چه کار وحشتناکی در حق افغانستان یا پاکستان انجام شد؟» نه! آنان ستایش کردند. آنان اسرائیل را که بر همان اصول ایستاده و آنها را اجرا کرده است، ستایش کنند. من به قطر و همه کشورهایی که به تروریستها پناه میدهند میگویم: یا آنان را اخراج کنید یا به دست عدالت بسپارید. زیرا اگر چنین نکنید، ما خواهیم کرد»
[6] - شیخ لطفالله دژکام امام جمعۀ شیراز گفته است: "هرچند دوران غیبت با آزمونهای دشوار همراه است، اما هرچه این شرایط سختتر شود، نوید نزدیکی ظهور را میدهد." که این همان تفکر انجمن حجتیه است که هر چه ظلم و جنایت و کشتار و... افزایش یابد، احتمال ظهور امام زمان افزایش مییابد.
[7] - میرباقری: «از دل این قرائت از اسلام و...که صف قتال در نمیآید! از دل آن مبارزه و درگیری بیرون نمیآید!» منبع ویکی پدیا

