امروز مردم ایران میلیونی به بدرقه کسی رفتند که دنیا (دوست و دشمن) در مقابل سیاست و تفکر بلندنظرانه اش سر تعظیم فرود آورده اند، کسی که در هر پستی که قرار گرفت، آن را متحول کرد و کارش را به سرانجام خوبی رساند، انقلاب، جنگ، سازندگی و... و در هر موضوعی که وارد شد توانایی خود را به رخ رفقا، همسنگران، دوستان، رقبا و دشمنان خود چنان کشید که بعضا حسادت و کارشکنی رقیب را برای خود به ارمغان آورد، اما او همواره بدون نظر داشت به حسدِ حسودان، کینه کینه جویان، لجاجتِ لجوجان و تکبر متکبرین بی مقدار، در هر کجا که قرار گرفت آنجا را به محور تصمیمات اساسی کشور تبدیل کرد، چه موقعی که در جنگ حضور داشت، جنگ به مساله اول کشور تبدیل شد، چه موقعی که رییس جمهور این کشور شد، قوه اجرایی کشور را به جایگاه واقعی اش نزدیک کرد، و چه هنگامی که در مجلس شورای اسلامی رییس بود، می خورد که بگوییم "مجلس در راس امور است" و...

او به انتخاب و انتخابات اهمیت فوق العاده می داد و مردانه بارها خود را در معرض رای این ملت نهاد و مدعی خارج از گود نبود، و انتظار داشت همانگونه که مرادش گفته است "میزان رای ملت" باشد، و حتی اگر به ضررش تمام می شد باز هم به ساز و کار رقابت و انتخابات اهمیت و اولویت می داد. یادم نمی رود تازه از جنگ برگشته بودیم که انتخابات ریاست جمهوری شد و او چند خطبه قبل از شروع به کار ریاست جمهوری و در همان ابتدای کار خود خواند و برنامه های بلند پروازانه خود را برای سازندگی کشور برای مردمش توضیح داد، همه ما انگشت به دهان بودیم که مگر ممکن است کشوری که "تاید و صابون"ش هم از خارج می آید، به این افق از توسعه دست یابد و...

 نظریات و اقداماتش از زمان و تفکر دیگر رفقایش بسیار جلوتر بود و لذا وقتی در سال 1373 در دانشگاه تهران دانشجو بودم، یادم هست که حتی دانشجویان دانشگاه تهران بر علیه جذب سرمایه خارجی توسط این مرد بزرگ و اقتصاد دان مورد شک و تردید بود و علیه آن راهپیمایی می کردند و دوستان انجمن اسلامی بر علیه او و برنامه هایش شعار می دادند و از بدهکار شدن کشور به ارزهای خارجی معترض بودند، کاری که بعدها وقتی کشور به بلوغ فکری رسید، یکی از اولویت های کشور جذب سرمایه خارجی بود و امروز همین توانایی یکی از موفقیت های دولت هاست.

تا مدت ها او و تیم سازندگی اش سیبل تهاجمات بودند، تا موفق شد زیر بار آن همه اعتراض، صدها پروژه بزرگ و کوچک را در کشور افتتاح کند و ایران را به کریدر رفت و آمد بار و ترانزیت منطقه تبدیل نماید، وقتی هفت رییس جمهور و چندین مقام بلندپایه کشورهای همسایه برای افتتاح راه آهن مشهد - سرخس و یا بافق – بندرعباس آمده بودند ما هنوز درک نمی کردیم که این مرد بزرگ چه کرده است که چشم های رهبران کشورهای همسایه را به خود خیره کرده و آنان را به ایران کشانده تا به این کشور جنگزده چشم دوخته، تا برایشان کریدرهای ارتباطی با دریا و خشکی فراهم نماید.

و حتی امروز کشورهایی مثل بحرین، کویت، امارات و... که در سردترین حالت روابط با کشورمان قراردارند و سفرای خود را از ایران فراخوانده اند و... ولی با چنین رویدادی و وارد شدن چنین مصیبتی، همه اینها را فراموش کرده و سکوت را شکسته و به مرگ این بزرگمرد و سیاستمدار بی همتای نظام واکنش نشان داده و پیام تسلیت می فرستند، زیرا می دانند که اقدامات او برای سازندگی بود و دوستی و دشمنی اش حساب شده و از روی تدبیر و عقلانیت و اعتدال است، و نه از سر تکبر، لجاجت، حسادت و بسیاری از رذایل دیگر؛ آنها می دانند که این مرد درد مردم خود را دارد و به نابودی کسی فکر نمی کند، و انتقامجویی از زقبا را در سرلوحه کار خود ندارد، و پایبند به اصولی است که بدان معتقد است. لذا در حالی که در کشور سال هاست که سیر نزولی در کسب مقامات داشت و همواره همه رقبا و و بعضا بسیاری از رفقا دست در دست هم دادند که تمام پست هایش را یکی پس از دیگری از او بگیرند، اما رقبای خارجی اش، ایشان را در حد یک رهبر بزرگ در نظر گرفته و پیام های تسلیت فقدانش را روانه کشورمان کردند.

 و امروز آنها هم با پیام های همدردی معنی دار و متکثر خود، به همراه مردم قدرشناس ایران او را به سوی آرامگاهش بدرقه کردند و مقامات رسمی بسیاری از کشورهای جهان، درحالی که او هیچ مقام رسمی را عهده دار نبود، برای رفتنش تاسف خوردند و دوست و دشمنش از سبز و سیاه به بدرقه اش آمدند و در دانشگاه تهران و خیابان های اطراف گرد آمدند تا در این لحظات وداع بگویند،"خدايا اين بنده تو، و فرزند بنده تو، و فرزند كنيز توست نزد تو فرود آمده، و تو بهترين كسى هستى كه نزد او فرود مى آيند، خدايا ما از او جز خوبى نمى دانيم، و تو از ما درگذر، و او را بيامرز، و نزد خود در بالاترين جايگاه قرارش ده، و بر خاندانش در ميان زندگان جانشين او باش به مهربانى ات اى مهربان ترين مهربانان" [1]

 آری امروز وقتی مجری مراسم از قرار گرفتن پیکر در کفن پیجیده شده این سیاستمدار بصیر در جایگاه نماز جمعه ایی که مدت ها بود در آنجا نماز جمعه ها خوانده بود و خطبه ها اعاده کرده بود، گفت، بسیاری از موضوعات خطبه هایش را که از این تریبون شنیده بودم را به یاد آوردم و از نظرم گذشت، آنگاه که او از فلسطین می گفت، از جنگ، سازندگی، ازدواج موقت و... و تمام موضوعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی (داخلی و خارجی) که پر مغز و حساب شده، سخن ها از او شنیده بودم، سخنان پر محتوای که حاضرین را شارژ می کرد و "صد من" سنگین می آمدیم و سبکبار بعد از اقامه نماز جمعه به منزل باز می گشتیم، دلم گرفت و آه از نهادم برخواست که امروزه مدت هاست که جانشینان او بر این جایگاه تکیه زده اند و چقدر به او و یارانش از همین تریبون حمله کردند و او اهلش را "فتنه" و "فتنه گر" و "بی بصیرت" خواندند، و حال او برای وداع از چنین جایگاهی در زمین چمن دانشگاه تهران حاضر شده بود تا برای آخرین بار از این جایگاه و آوردگاه پررنگ و پرچهره، هم خداحافظی کند، جایگاهی که خطبه خوانانی همچون آیت الله سید محمود طالقانی (ابوذر زمان) و هاشمی رفسنجانی و... به خود دیده است و امروز به تریبونی برای تحرکات جناحی اصولگرایان تبدیل و آن را در حد بوقی برای کوبیدن رقیب سیاسی تقلیل داده اند، بسیار تاسف خوردم که چنین جایگاهی از چنین مردانی خالی است و به چنین انتقام گیری های جناحی متبلا شده است و...

و چقدر این مردم بصیر و حق شناسند که امروز علیرغم همه مصائب به بدرقه این بزرگ امیرِ کبیر معزول از مقامات متعدد آمدند تا بدون در نظرگرفتن این همه بی مهری، او را تا جایگاه ابدی اش پرشور و پرتعداد مشایعت کنند.

 روحش شاد که مرگش هم نعمت بزرگی برای این مردم بود تا به این بهانه همه، با سلایق متفاوت بیایند و دور هم جمع شوند و همدیگر را به رسمیت شناسند و هر یک شعار خود را داده و بدون برخورد فیزیکی کار به پایان برسد، اگرچه یک طرف همواره از تمام امکانات برخوردار است و طرف دیگر بی بهره، ولی همین که هر دو شعارها و خواسته های خود را بی مزاحمت سختگیرانه مطرح کردند و دیگر کسی فرمان برخورد "گاز انبری" نداشت خودش بسیار مهم و پیشرفتی بزرگ است.

امیدوارم که روزی بزرگان این کشور به چنان بلوغ سیاسی دست یابندکه اصول قانون اساسی برای اجتماعات و راهپیمایی های مخالفین چنان اجرایی شود که هر مخالفی و صاحب سخنی بتواند بدون دغدغه مجوز تجمع گرفته و بدون مزاحمت و حتی با محافظت نیروهای انتظامی شعارش را بدهد و پیامش را منتشر نماید و در این زمینه بتوانیم در حد سیاستمداران هندی باشیم که امروز بعد از هفتاد سال کش و قوس بر روی مساله کشمیر، به این سطح از فهم و درک سیاسی رسیده اند که خیابان های سرینگر (مرکز ایالت جامو و کشمیر هند) اگر نگوییم هر روزه، می توان گفت هر چند روز یکبار در تسخیر مردمی است که با حکومت هند مساله دارند و حتی جدایی طلبند، اما رهبران همین مردم جدایی طلب ها با اسکورت و مامور محافظ دولت هند در منازل خود زندگی می کنند و حضور خیابانی و راهپیمایی و شعار مردم کشمیر کمتر با خون و خونریزی مواجهه می شود.

به امید روزی که شعار دست نیافتنی و حداکثری "وحدت" را برای مدتی کنار گذاشت و از این حداکثر کوتاه آمده و به حداقل یعنی "به رسمیت شناختن همدیگر" تن دهیم و برای همدیگر "حق موجودیت" قایل شویم، کاری که در تشیع جنازه این سیاستمدار ژرفاندیش تا حدودی وجود داشت و علیرغ بعضی برخوردها، دو جناح کشور هر یک شعار خود را مستقلا دادند و در یک رقابت با هم شرکت کردند و مثل تیم های پرسپولیس و استقلال برای هم کُری خواندند و بدون زد و خورد راهپیمایی اشان ختم به خیر شد.

 

[1] - اَللهُمَّ اِنَّ هذا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وَابْنُ اَمَتِكَ نَزَلَ بِكَ وَ اَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ اَللهُمَّ اِنّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ اِلاّ خَيْراً وَ اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّا اَللّهُمَّ اِنْ كانَ مُحْسِناً فَزِدْ فى اِحْسانِهِ وَ اِنْ كانَ مُسَّيئاً فَتَجاوَزْ عَنْهُ وَاغْفِرِ لَهُ اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَكَ فى اَعْلا عِلِّيّينَ وَاخْلُفْ عَلى اَهْلِهِ فِى الْغابِرينَ وَارْحَمْهُ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید