مقدمه مترجم (سایت یادداشتهای بی مخاطب):
شرق زادگاه و پرورش دهنده دیدگاههای مهم عرفانی، و از سرچشمههای اندیشه و شناخت بشریست، و بیشک نقش تمدن هند، در کنار چین و ایران در عرفان و معرفت شرق، نمودارگر یک تاریخ افت و خیزهای بزرگ است. بخشی از عرفان شرق ریشه در دیدگاه اندیشورانی بزرگ در فرقههای دینی شبه قاره، از جمله هندوئیسم، بودیسم، جینیسم، سیکیسم، با صدها شاخهی مختلف آن دارد.
عرفان معتقد به جهان بینی زاهدانه، بهزیستی فردی، ژرف اندیشی شهودی، توسعه درونی و فردیست، که از طریق سلوک و انزوای فردی، خلوت گزیدن، و با قناعت و ریاضت زاهدانه، با پرهیز از دنیاطلبی و برخورداریهای آن، برای دستیابی به فنا، و وصول به حقیقت تلاش کند،
اما جامعه عرفانی، با همه آزادی و آزادسازی خود از همه چیز، حتی خود، به رغم این پایههای اندیشه و رفتار، تاریخ قابل تاملی در رفتار داشته و دارد، گریزندگان از دنیا، گاه به دام شیفتگان قدرت و ثروت، و دنیاطلبان افتادند و میافتند، و خود به هیولایی در دنیا طلبی تبدیل شدند، و یک تاریخ انحراف را از اندیشه شایسته و بایسته عرفانی را برای خود ثبت کرده و میکنند، و سخت به محک روزگار کشیده شده و میشوند، و در مطامع دنیا، با دنیاطلبان شریک شدند، و بازی روزگار آنان را نیز، طعمه بازار "زر و زور و تزویر" خود ساخت، و به قول مولانا جلال الدین بلخی، به یکی از بنّاهای"سنگ بنای آخورِ" دنیا و دنیاطلبان تبدیل شدند.
جامعه سادوها [1] ، یا سالکان مکتب هندو، و یوگیها [2] و برهمنان (روحانیت هندو) در تاریخ خود، بارها به دستمایه سو استفاده اهل سیاست، و حتی خود به اهل سیاست تبدیل شدند، و به عملههای قدرت، برای تصاحبِ بیشتر ثروت و قدرت مبدل شدند، و از جمله مالکان، صاحبان پول و ثروت در هند شدند، که نبرد بر سر سیطره بر این ثروت عظیم صدها سال است که دامنگیر جامعه آنان نیز شده، و اوقاف معابد، حوزههای دینی (آخاراها، آشرامها و...) به بهانهایی برای جنگ و کشتار بین آنان نیز تبدیل شده، و رقابتِ داشتن، از جامعه عوام، به جامعه اهل معنا و مذهب نیز راه یافت، روند جاری در مافیای جنایت، به طبقه عرفان و مذهب نیز وارد شده، حذف فیزیکی و نبرد خونین، در این جامعه نیز گسترش یافته است.
نوشتاری که ترجمه آن می آید، نگاهی تاریخی به سیر سو استفاده از اهالی سیر و سلوک و عرفان، در هند دارد، که چگونه در آخرین ایستگاه کنونی این فرایند، اهل عرفان و معرفت و ریاضت به سربازان نبرد ظالمانه و تمامیت خواهانه ملیگرایی فلسفه هندوتوا [3] تبدیل شدند، و در خدمت گروهها و سازمانهای تعقیب کننده این ایدئولوژی، در گروه های شبه نظامی، گروه های فشار، لباس شخصی و... سازماندهی و از سوی مراکز قدرت هندوئیسم افراطی به کار گرفته شدند تا در توسعه قدرت شاخه سیاسی سازمان نیمه مذهبی، نیمه مخفی، مخوف، شبه نظامی و البته گسترده فاشیستی RSS [4] کمک کنند، و در خدمت پروژهها و اهداف سیاسی حزب BJP (شاخه سیاسی سازمان RSS)، اندیشهی توسعه طلبی و زیاده خواهانه هندویی قرار گیرند،
این مقاله به سو استفاده از این بستر معنوی و با نفوذِ و موثر و قدرتمند از دوره دولت گورکانیان هند (۱۵۲۶–۱۸۵۷ میلادی)، تا سلطه بریتانیا (1857-1947)، دوره انقلاب آزادیبخش (1947تا1856)، و بعد از آن در جامعه سکولار، تکثرگرا و دمکرات دولتهای بعد از پیروزی انقلاب آزادیبخش هند (1947 تا 2014)، و اکنون در دولت راستگرایان هندوتوا، به رهبری حزب BJP (2014 تا کنون) میپردازد، که به نیابت از گروههای مادر ملیگرا و راستگرای هندو، به ویژه RSS، تامین کننده نیروی پیشبرنده سیاستِ سیاستمداران کهنه کار در این دو تشکیلات مخوف و قدرتمند شدهاند، تا روند سیاست در هندِ بعد از استقلال را، از آزادی، دمکراسی و تکثر، به سوی تکصدایی و ملیگرایی و تمامیت خواهی مذهبی، و حاکمیت بیچون و چرای هندوئیسم پیش برند، و پروژه پاکسازی شبه قاره هند از اغیار (اسلام، مسیحیت و...) را محقق سازند،
و در بلند مدت، با رجعت به سوی اوج باستانی فرهنگ هندو، راهبری هندوستان را به طبقه برهمنان هندو بازگردانند، و بعد از یک دورهی دراز زدودن فرهنگ ظالمانه طبقاتی جامعه هندو، جامعه کاستی، سنتی و باستانی هندو را با سازوکارهای آرمانیاش بازسازی کنند، تا بیش از یک و نیم میلیارد انسانهایی که اکنون طبق قانون اساسی مدرن و پیشرو هند، در تمام طبقات اجتماعی، در برابر قانون برابرند، به جایگاه سنتی خود در جایگاه عالی تا پایینترین طبقات در هرم طبقاتی هندو بازگشت دهند، و طبقهایی از روحانیت هندو (طبقه برهمن)، به نمایندگی از خدایان، نظام و هرم طبقاتی سابق را، راهبری و هدایت کنند، و هند، هندوئیسم و هندوها را به جایگاه آرمانی خود در شبه قاره، و بلکه جهان باز گردانند، این مکتب باستانی و فکری که مدعی سرمداری و نجات بشریت است، در این راه، به اهتزاز پرچمهای زعفرانی خود، بر بامهای بلند جهان، که به واقع عرصه حرکت و عملیات خدایان افسانهایی خود میداند، میاندیشد،
تا پیش از تحقق این آرمان بلند، این شبه قاره هند است که باید از اغیار پاکسازی شود، تا "پاکستان هندو" در کشور هند تحقق یابد، تا در مرحله بعد، به جهانی هندویی اندیشید، که تحقق آن با زور، و بدون زور در حال انجام است. حضورِ شتابان هندوئیسم و برهمنان جهان آرمانِ آن، در قارههای مختلف جهان، نشانگر شروع حرکتی بزرگ برای داشتن دنیایی معتقد به فرهنگ و خدایان باستانی هندوست که، هر کدام از آن خدایان، حلول قبلی در دیگری است، و نقشی در خلقت و بازآفرینی انسان و غیر انسان و جهان داشته، و در دورههای چند میلیون ساله، ظهورهای متفاوتی را، به نامهای مختلف داشته، و البته خواهند داشت.
اندیشه سیاسی و فرهنگی و ملیگرای هندوتوا، امروزه خود را به عنوان نماینده هندوئیسم در کل مطرح، و سعی دارد، کل هندوئیسم، با تکثر باورنکردنیاش را، با خود یکی دانسته و یا جلوه دهد، و خود را سردمدار و احیاگر آن در عصر مدرن بداند، از این رو در راه تصرف سنگرهای مختلف اجتماعی در جامعه هندو، دست به هر اقدامی زده و میزند، که از جمله آن، میتوان به خدمت گرفتن عرفان و عرفای تارک دنیا، در روند توسعه طلبی و تمامیت خواهانه دنیای هندو دانست.
استفاده سروزیر جدید ایالت بنگال غربی از سالکان و زاهدان ناگا، برای اهداف سیاسی بهانه ایی شد تا آریجیت موکرجی [5] نگاهی به تاریخ سو استفاده سیاسی از اینان بیندازد، وقتی زهر سیاست دامن اهالی دین و عرفان را مسموم میکند :
زاهدان مسلح و افسانهی هندوُتوای ستیزهجو [6]
روایت سادوهای ناگا
Sep 10, 2026 (19 شهریور 1405)

سادوهای ناگا، در مقابل مهمترین دانشگاه بنگال غربی هند
چهره لخت به خدمت گرفتن عرفا، در راستای منافع سیاسی حاکمیتی حزب حاکم BJP
سرکوب دانشجویان توسط گروه های فشار کف خیابان
مردم عادی برای اهل زهد و پارسایان احترام و حرمتی عمیق قائلاند؛ این پاسداشتی جهانی است که در همهجا دیده میشود. هندوها نسبت به سادوهای خود، احترامی توأم با هراس دارند. مسیحیان مؤمن برای کشیشان احترام قائلاند و مراسم انتخاب پاپ جدید، خود به تنهایی رویدادی تماشایی و پرشکوه است. بسیاری از مسلمانان نیز برای مولویها (روحانیون)، هر کاری میکنند؛ و به همین ترتیب در دیگر مذاهب هم همین است. شاید نگاه عقلانی به این پدیده، شما را به حیرت وادارد، اما آنچه روشن است نمیتوانید چنین واقعیتی را در جهان انکار کنید.
همین دیروز، سروزیر جدید [7] ایالت بنگال غربی [8] ، تجمعی [9] را راهبری کرد که طی آن راهپیمایی میخواست به دانشجویان گستاخ فریادگر «آزادی» در دانشگاه جاداوپور [10] - معروفترین موسسه دانشگاهی ایالت - ، درسی در مورد هندوئیسم بدهد، اوه! ببخشید، در مورد هندوتوا ، همانطور که آقای آدیکاری و دستیارانش ترجیح میدهند آن را بنامند.
بنابراین، او انبوهی از زاهدان تیره ناگا را به این تجمع آورد - آنها در حالی که تقریباً برهنه، در روز روشن، در خیابانهای جلوی دانشگاه رژه میرفتند، دیده شدند. برای بسیاری این سرگرمی بود، و برای بسیاری خشم را به همراه داشت. پیام اصلی این راهپیمای، در حضور زاهدان ناگا [11] نهفته بود - که، اکثر هندوها فکر میکنند، و البته به آنها یاد داده میشود، که فکر کنند، که قرنهاست همین سادوها بودند که سلاح در دست، هندوئیسم را از نابودی نجات میدهند.
حدود دو یا سه سال پیش، گزارشی در روزنامه «آناندبازار پاتریکا» [12] منتشر شد: دو گروه از سادوها (زاهدان هندو) بر سر اختیارِ کنترل معبدی در «آیودیا» [13] با یکدیگر درگیر شده و به سوی هم بمب پرتاب کرده بودند. سادوها — یا همان سانیاسیها [14] — که طبق تعریف سنتی فرهنگ «ساناتانی» باید نمادهای وارستگی و بردباری باشند، حالا بر سرِ در اختیار گرفتن معبد با هم میجنگیدند. این ماجرا قطعاً عجیب به نظر میرسد؛ اما پیشینهای طولانی در پسِ آن نهفته است. این، داستان زاهدان «ناگا» است.
روزنامه نگار اهل دهلی، دیرندرا کومار جا [15]، که کتابها و مقالات متعددی در مورد ساز و کار مکتب هندوتوا نوشته است. در یکی از این کتابها "بازیهای زاهدانه: سادوها، آخاراها [16] و شکلگیری بانک رأی هندو" [17] که در سال ۲۰۱۹ توسط انتشارات کانتکست منتشر شد، بر اساس بیش از یک دهه تحقیق - با بررسی اطلاعات فرقههای مختلف سادوها و آخاراهای مخفی پراکنده در شمال هند - نشان داد که چگونه ویشوا هندو پریشاد [18] و گروههای وابسته به آن به طور سیستماتیک در تلاش بودهاند تا کل جامعه سادو را در خدمت دستور کار راستگرایان هندو "هندی-هندو-هندوستان" [19] گیرند. فریب، قتل، بازیهای ثروت چنان جایگاهی یافته است که معنویت در درجه دوم اهمیت قرار دارد و این تجارت واقعی زمین و املاک است که در بین آنان جریان مییابد. در برخی موارد، این مبارزه برای بدست آوردن کنترل زمین و املاک توسط این آقایان اهل معنویت چنان وسعت میگیرد که، چهره دنیای مخوف و بیرحم مافیای مشهورِ زیرزمینی شهر بمبئی (مرکز ایالت مهاراشترا) را نیز سپید کرده، از شرمندگی خارج میکند.
همچنان که خود آقای Jha مینویسد:
"آنچه در «هانومانگراهی» [20] یافتم، نه دنیایی برخاسته از قدرت معنوی اهل زهد، بلکه فضایی شکلگرفته بر پایهٔ زورِ عریانِ باندهای سادوی مسلح بود؛ کسانی که برای کسب ثروت و قدرت با یکدیگر میجنگند و گاه حتی کارشان به نبردهای آشکار و علنی میکشد. آنها در عین حال که پیوندی تنگاتنگ با بخشهای تجاری، نهادهای حکومتی و جریان آشکارا فرقهگرای راستِ هندو برقرار میکنند، مراقبند تا خدشهای به ظاهرِ زاهدانهٔ هانومانگراهی وارد نشود."
پیش از فرو رفتن در جزئیات این تاریخچه، لازم است مقدمهای کوتاه درباره این حوزهها (akharas) ارائه دهم. حوزههایی که در شهرهایی همچون اللهآباد، بنارس (واراناسی) یا آیودیا میبینید — نظیر ماهانیروانی، جونا، نیرانجانی، دیگامبار، نیروانی و غیره [21] — در اصل اردوگاههای سادوهای (زاهدان) که اساسا پیرو خدای شیوا یا ویشنو هستند. در میان آنها، برخی به طریقت «دهگانه» (Dasnami) [22] تعلق دارند؛ گروهی که خود را جانشینان شانکاراچاریا میدانند. واژه داسنامی به ده نامِ رایج در طریقت «سانیاسی» (زاهدانِ تارک دنیا) اشاره دارد — یعنی تیرتها، آشراما، وانا، آرانی، گیری، پارواتا، ساگارا، ساراسواتی، بهاراتی و پوری [23]— که این نامهای دهگانه حقیقی تارکان دنیا (سانیاسیها) محسوب میشوند. تنها سانیاسیهایی که یکی از این نامها را دارند، جانشینانِ چهار شاگرد اصلی شانکاراچاریا به شمار میآیند. با این حال، اصطلاح «دسنامی» پیش از قرن نوزدهم در متون دیده نمیشود. میتوان گفت که انتساب این گروه به شانکاراچاریا، امری متأخر است و احتمالاً به دورهای بازمیگردد که تلاشهایی برای گردآوری سنتهای معنویِ پراکنده و گوناگونِ هندو در شمال هند، زیر چتری واحد و یکپارچه صورت میگرفت. در درون طریقت دسنامی، شاخهای افراطی وجود دارد که شامل «ناگا سادها» (Naga sadhus) میشود؛ زاهدانی که عریان پرسه میزنند و گفته میشود که فرآیند تشرف و ورود به فرقه ناگا، از نظر جسمانی بسیار خشن و طاقتفرساست.
نزاع بر سر زمین، ملک و اعتبار در میان سادوهای حوزههای مختلف پدیده جدیدی نیست - تاریخ آن باستانی است و به آغاز سلسله ناگا برمیگردد. اما مکتب هندوتوا با آمیختن این درگیری با معنویت، یک افسانه محبوب خلق کرده است - افسانهای که در آن این سادوهای مسلح ناگا هزاران سال است که علیه حاکمان یا مهاجمان «بیایمان» میجنگند تا از هندوئیسم (ساناتانا دارما) محاصرهشده محافظت کنند. به لطف رسانههای راستگرا، رسانههای اجتماعی و دانشگاه واتساپ، این افسانه به هر خانهای سرایت کرده است. در پشت آن دو هدف اصلی نهفته است: نخست، تثبیت دائمی این نظریه که آیین هندو قرنهاست که آماج حمله قرار داشته است؛ و دوم، معرفی این «ناگا سادوها» به عنوان «قهرمان» — یعنی نمادهای «هندوتوای» ستیزهجو. و هدف این نوشتار، فراتر رفتن از آن روایت اسطورهای است تا به بازیابی تاریخ واقعی دست یافت.
این باورِ افسانهآمیزِ «حفاظت از آئین» از کجا آغاز شد؟
ماجرا در واقع از سال ۱۹۲۵ آغاز میشود؛ سالی که سازمان «راشتريا سوایامسواک سنگ» (RSS) تأسیس شد. در همان سال، مبلغی مسیحی و اسکاتلندی به نام «جی.ان. فارکوهار» دو مقاله درباره سادوهای (زاهدان) مسلحِ قوم «ناگا» نوشت — با عناوین «زاهدان جنگجوی هند» و «سازمان سانیاسیهای ودانتا» — که هر دو تا به امروز در محافل «هندوتوا» محبوبیت دارند. بر اساس این روایت، تا قرن شانزدهم، فقیرهای (درویشان) مسلمانِ مسلح هرگاه درگیر جنگی نبودند، به سانیاسیهای هندو حمله میکردند و سانیاسیهای صلحجو و غیرخشونتطلب نیز کاری از دستشان برنمیآمد. در آن دوران، سادویی به نام «مادهوسودان ساراسواتی» در این باره به اکبر (سومین پادشاه گورکانی که از 1556 تا 1605 حکمرانی کرد) دادخواهی کرد و اکبر و بیربال به او پیشنهاد دادند که مردانی از غیرِ طبقه برهمن را به جرگه تارکان دنیا (سانیاسیها) وارد و برای محافظت از سانیاسیهای برهمن، آنها را مسلح کند. در پی این ماجرا، مادهوسودان ساراسواتی پذیرش اعضایی از طبقات «کشاتریا» (طبقه نظامیان هندو) و «ویشیا» (طبقه بازرگانان و صنعتگران هندو) را در فرقه سانیاسیها آغاز کرد و سلاح در اختیارشان قرار داد. نکته قابلتوجه اینکه خودِ فارکوهار در نوشتهاش اذعان کرده است که نظریهاش برگرفته از داستانهایی بوده که از برخی سادوهای فرقه «ساراسواتی» در بنارس و فرقه «گیری» در اللهآباد شنیده بود، و اینکه او هیچگونه شواهد تاریخی مبنی بر دیدار میان مادهوسودان ساراسواتی و اکبر نیافته است.
این روایت توسط کتاب دیگری که مورد توجه هواداران و حامیان ایدئولوژی ستیزهجوی «هندوتوا» قرار دارد، تقریباً به بخشی از تاریخ رسمی بدل شده است: کتاب « تاریخ ده طریقت تارک دنیا» [24] اثر مورخ، سِر جادونات سرکار [25] و شری نیراد بوشان روی [26]. این کتاب که در دهه ۱۹۵۰ نوشته شده، با حمایت مالی «شورای حوزههای ماهانیروانی» [27] در اللهآباد و با هدف بزرگداشت سه تن از سادوهای (زاهدان) مشهورِ فرقه «گوساین» [28] این حوزه — یعنی راجندراگیری و شاگردانش آنوپگیری و عمرائوجیری — تألیف شد؛ کسانی که نامشان گهگاه در وقایع قرن هجدهم به چشم میخورد. بخش نخست کتاب تماماً به قلم خودِ سِر جادونات است که در آن به خاستگاه ده طریقت، آداب و رسوم مذهبی، فرقههای گوناگون و روابط میان آنها میپردازد؛ او همچنین اشاره میکند که روایت شفاهی و سنتیِ خودِ حوزه، ریشهاش را به دوران «آدی شانکاراچاریا» منتسب میکند، ادعایی که سِر جادونات آن را «محل تردید» میداند. بخشهای دیگر کتاب توسط نیراد بوشان و عمدتاً بر اساس یادداشتهایی از اثر چهارجلدی سِر جادونات با عنوان «سقوط امپراتوری مغول» [29] نگاشته شده است. اگرچه این بخش میکوشد شکوه و عظمت گوساینها را به تصویر بکشد، اما شواهد تاریخیِ موجود در خودِ کتاب — بهویژه اسناد متعدد فارسی و مراتی — آشکار میسازد که این سادوهای مسلح، از اواخر دوران مغول تا عصر استعمار بریتانیا، همچون مزدور و در ازای دریافت پول یا زمین میجنگیدهاند. سِر جادونات رد پای حضور این سادوهای پیرو خدایان شیوا و ویشنو را در دربار حاکمان بومی گوناگون — از جمله اودایپور، جیپور، جیسالمر، جودپور، بیکانر، بارودا، ماروار و غیره — دنبال میکند. تاریخ، آنوپگیری را با نام «همت بهادر» میشناسد و مسلم است که زمانی راجندراگیری، آنوپگیری و عمرائوجیری فرماندهی حدود ۴۰ هزار سرباز سوارهنظام و پیادهنظام (از میان همان سادوها) را بر عهده داشتهاند.
شرح مفصل تاریخچه این سه گوساین — بهویژه آنوپگیری و عمرائوجیری — را میتوان در کتاب «زاهدان جنگجو و امپراتوریهای هند» [30] اثر ویلیام آر. پینچ [31] یافت که در سال ۲۰۰۶ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده است؛ اثری که حاصل بیش از یک دهه پژوهش در زمینه سنتهای شفاهی، سکونتگاههای گوساینها، مصاحبه با اعضای حوزه، و اسناد آرشیوی است. به گفته پینچ، روایتی که فارکوهار از «مادهوسودان ساراسواتی» ارائه داده، با رویدادی که از نظر تاریخی مستند شده است، تناقض دارد. در واقع، منشأ آن افسانه مربوط به «سانیاسی»های جنگجو، واقعهای است که در کتابهای «طبقات اکبری» اثر نظامالدین احمد و «اکبرنامه» اثر ابوالفضل ثبت شده است.
داستان در سال ۱۵۶۷ آغاز میشود؛ یعنی یازده سال پس از آنکه اکبر در دهلی بر تخت سلطنت نشست. ارتش اکبر در مسیر بازگشت از لشکرکشی پنجاب به آگرا، در «تانِشوار» [32] اردو زد. تانِشوار زیارتگاهی مشهور بود؛ جایی که سادوهای پیرو شیوا و صوفیان گرد هم میآمدند تا در حوضچهای مقدس غسل کنند. در ۹ آوریل ۱۵۶۷، همزمان با وقوع خورشیدگرفتگی، صوفیان، سادوها و بسیاری از زائران ثروتمند برای انجام غسل آیینی گرد هم آمده بودند. میان دو گروه از سادوهای پیرو شیوا، بر سرِ حق تقدم در غسل و همچنین مالکیت سکههای طلا و نقرهای که توسط ارادتمندان اهدا شده بود، اختلاف درگرفت. بنا بر روایت «اکبرنامه»، یک گروه شامل حدود پانصد نفر از یوگیها بود و گروه دیگر بسیار کوچکتر، یعنی کمتر از نصفِ شمارِ گروه نخست، جمعیت داشت. رهبر گروه کوچکتر، «کیشو پوری»، نزد امپراتور شکایت برد که یوگیها — که دیرتر به آنجا رسیده بودند — آنها را کنار زدهاند؛ او اظهار داشت که با وجود کمتر بودنِ تعدادشان، حاضرند به نام خدا با سلاح به نبرد با یوگیها برخیزند و یا جان خود را فدا کنند و یا غاصبان را بیرون برانند. در مقابل، یوگیها مدعی بودند که آن منطقه موروثیِ آنهاست و «سانیاسی»های گروه پوری بهتازگی در آنجا ساکن شدهاند و اکنون قصد دارند با بیرون راندنِ یوگیها، قلمرو خود را بازپس گیرند. توصیه اکبر مبنی بر حلوفصل مسالمتآمیز اختلاف از طریق مذاکره — به تعبیر ابوالفضل — مصداقِ «ریختن مروارید پیش خوک» بود. سرانجام اکبر که صبرش لبریز شده بود، به طرفینِ درگیر فرمان داد تا کار را با نبرد یکسره کنند. دو گروه در میدان تانِشوار در دو سوی مقابل یکدیگر صفآرایی کردند. نبرد ابتدا با شمشیر، سپس با تیر و کمان و در نهایت با سنگپرانی و درگیری تنبهتن ادامه یافت... دیری نپایید که آشکار شد گروه کوچکترِ سانیاسیهای پوری بهسرعت در حال نابودی و تلفات سنگین هستند. در این لحظه، اکبر به شماری از سربازانش دستور داد تا به یاریِ گروه ضعیفتر بشتابند. با ورود سربازان گورکانی به معرکه، یوگیها بهسرعت شکست خوردند و رهبرشان، «آناند کور»، کشته شد؛ و بنا بر روایت «نظامالدین احمد» — شاهد عینی ماجرا و نویسنده کتاب «طبقات اکبری» — اکبر با اشتیاق و لذت فراوان به تماشای این صحنه نشست.
ماجرای «تانِشوار» در چهار روایت جداگانهی فارسی — اثر نظامالدین احمد، بدائونی، ابوالفضل و نویسندهای ناشناس — شرح داده شده است. با وجود تفاوتهای جزئی، روایتهای اصلی با یکدیگر همخوانی دارند: (۱) اکبر در تانِشوار با دو گروه از زاهدان سیار (سانیاسیها) هندو دیدار کرد، (۲) کانون ماجرا حوضچهای مقدس بود که زائران از سراسر شمال هند برای غسل در آن گرد میآمدند، (۳) پس از بینتیجه ماندن تمام تلاشها برای میانجیگری، اکبر به سانیاسیها گفت که اختلاف خود را از طریق نبرد حل و فصل کنند، و (۴) در جریان نبرد، سربازان اکبر به دستور او به گروه کوچکتر یاری رساندند و همان گروه پیروز شد. روایت «فارکوهار» اما کاملاً متفاوت است. از آنجا که هیچ سند تاریخی دال بر دیدار «مادهوسودان ساراسواتی» و اکبر وجود ندارد، فارکوهار با استدلالی نهچندان محکم فرض را بر این گذاشت که این دیدار باید دستکم دو سال پیش از ماجرای تانِشوار — یعنی در سال ۱۵۶۵ — رخ داده باشد. او دربارهی واقعهی تانِشوار نیز چنین نوشت: «این ماجرا چنان با آن سنت روایی همخوانی دارد که یقین دارم هر ذهن تاریخشناسی بیدرنگ اذعان خواهد کرد که باید آن را تأییدی کامل بر آن داستان دانست»؛ وی همچنین خاطرنشان کرد که اکبر لابد لبخندی کنایهآمیز بر لب داشته است، آنگاه که تنها دو سال پس از توصیه به سانیاسیهای هندو برای برداشتن سلاح علیه فقیران (زاهدان) مسلمان، شاهد نبرد آنان با یکدیگر بوده است.
کانون روایت فارکوهار، نظریهای دیرینه درباره شکاف میان هندوها و مسلمانان است. بیشتر مفسران بریتانیایی آن دوران و شماری از مفسران هندی بر این باور بودند که منازعات فرقهای میان هندوها و مسلمانان در جنوب آسیا، با ظهور اسلام در قرن هشتم آغاز شده است. با این حال، مورخان امروزی به کاستیهای این نظریه کلینگر درباره تقابل، اشاره کردهاند؛ چرا که شکافهای مذهبی و درگیریهای فرقهای امری تغییرناپذیر و ثابت نبودند و در هندِ قرون وسطی، این دو سنت مذهبی اغلب مکمل یکدیگر تلقی میشدند. برای نمونه میتوان به طریقت ریشی [33] (صوفی) در کشمیر اشاره کرد که بر پایه فلسفه شیوایسم [34] بنا شده بود، یا به آثار ریچارد ایتون [35] در کتابش "ظهور اسلام و مرزهای بنگال ۱۲۰۴-۱۷۶۰" [36] و یا نوشتههای سودیر چاکرابارتی [37] در کتاب "باول فقیر کاتا" [38] و "گابیر نیرجان پاته" [39] که به توصیف سنت باول ِفقیر میپردازند. از این رو، تصور میشود ادعاهای مطرحشده در آثار مفسران دوران مدرنِ آغازین، درباره تقابل هندوها و مسلمانان، بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیتِ تاریخیِ گذشته باشد، منعکسکننده جهانبینی خودِ آن مفسران است.
اگر نظریه تقابل فرقهای میان هندوها و مسلمانان را کنار بگذاریم، همچنان میتوان شباهتهایی میان تاریخ دوره مغول (کورکانیان هند) در قرن شانزدهم و روایتهای اوایل قرن بیستم یافت. نخست اینکه، مناقشه میان دو فرقه از زاهدان سالک هندو در جریان بود. دوم، مذاکراتی میان امپراتور اکبر و نمایندگان این سالکان برای حل و فصل این اختلاف صورت گرفت. سوم، اکبر پیشنهاد کرد که این مناقشه از طریق نبرد مسلحانه حل شود. تفاوت میان روایتهای این دو دوره در زمان و علتِ دست به سلاح شدن اهل زهد نهفته است؛ در روایتهای عصر مغول، زاهدان سالک از پیش مسلح بودند، اما در روایتهای قرن بیستم، آنها تازه به توصیه اکبر سلاح به دست میگیرند. به عبارت دیگر، این روایت که زاهدان صلحجو صرفاً برای مقابله با مهاجمان مسلمان سلاح به دست گرفتند و اینکه طبقه شودرا [40] نیز در کنار طبقات بالا در طریقت «دهگانه» جای داشتند، متعلق به اوایل قرن بیستم است؛ یعنی دقیقاً زمانی که ایده «هندی-هندو-هندوستان» در شمال هند در حال شکلگیری بود و کلیشههای فرهنگیِ «هندوی صلحجو» [41] و «مسلمانِ پرخاشگر و خشن» [42] رواج مییافت.
توصیف سالکانِ مسلح به پیش از تانشوار برمیگردد. اولین اشاره تاریخی به آن در کتاب "هارش آچاریتا" [43] ی بانابهاتا [44] آمده است، جایی که دو شاگرد کاپالیکا بهیراو اچاریا، شایویت معروف، به دستور مرشد خود، به گارد شخصی جد هارشا، پادشاه پوشپابوتی از تانشوار، پیوستند و مهارت قابل توجهی در نبرد نشان دادند. پس از سال ۱۵۰۰، مسافران اروپایی نیز در زمانهای مختلف از یوگیهای مسلح نوشتند. روایت یک مسافر ایتالیایی از یک «یوگی راجا» در گجرات و پیروان مسلح او - که با لباس سالکان، با نیروی مسلح سفر میکردند و درآمد جمعآوری میکردند - یاد میکند. به درخواست حاکم مسلمان کالیکوت، این یوگی راجا و پیروانش، به گروهی از بازرگانان پرتغالی حمله کردند و آنها را کشتند. همچنین روایتهایی از یوگیهای غیرمسلح در تاریخ وجود دارد - برهنه، پابرهنه، آغشته به خاکستر، که در اطراف دهلی پرسه میزدند و صدقه التماس میکردند. به طور کلی، این یوگیها به صورت گروهی سفر میکردند که شامل مردان مسلح و غیرمسلح میشد. تاجر انگلیسی، پیتر مندی، با دیدن چنین ترکیبی از یوگیها در واراناسی، با شگفتی نوشت:
«مسلمانان یا مورها و هندوها، و سپس یوگیها، خاکمالیدگان (آشمنها) و دیگر هندوها؛ اینان مردانی متمول بودند که به خاطر زهد و عبادت، از همه چیز دست شسته و فقرِ خودخواسته را برگزیده بودند.»
سی سال پس از مندی، گزارشهای برنیه [45] نیز توصیفات مشابهی ارائه میدهند.
با مقایسه همه این روایتها، یک نکته حیاتی آشکار میشود: ملاقات اکبر و سالکان هندو تغییر قابل توجهی در فرقه سالکان ایجاد کرد و ظهور یک جامعه مسلح و سازمانیافته از سالکان از این زمان آغاز شد. از اینجاست که میبینیم ادعای "دفاع مسلحانه از هندوئیسم (ساناتانا دارما)" [46] صد در صد افسانه ایی بیش نیست.
ابوالفضل با توصیف نبرد تانشوار، سلاحهای سادوهای گیری و پوری - شمشیر، چاقو، چوب، تیر و کمان، دیسکهای فلزی و در نهایت سنگ - همه سلاحهای سرد به جز تیر و کمان را نیز فهرست کرد. تا قرن بعد، توصیفات تاورنیه نشان میدهد که این سانیاسیسهای سرگردان نه تنها به کمان، تیر و شمشیر، بلکه به تفنگ و نیزه نیز مسلح بودند - و تعداد آنها همراه با شکوه و جلالشان چندین برابر شده بود. تا قرن شانزدهم، دستههای سرگردان و بیبند و بار یوگیها در عرض صد سال به پیادهنظام و سوارهنظام ناگا تبدیل شدند که خود را با روشهای متغیر جنگ وفق میدادند - و مثل همیشه، برای نان روزانه خود میجنگیدند.
در مناطق وابسته به اقتصاد کشاورزی شمال و مرکز هند، بارندگی هرگز قطعی نبود - و وقتی طبیعت نامهربان میشد، دهقانان هیچ شبکه امنیت اجتماعی نداشتند. بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۷۰۴ - از اکبر تا جهانگیر، شاه جهان و اورنگ زیب - شمال هند حداقل شاهد چهار قحطی بزرگ بود: آگرا/دهلی/هاریانا (۱۵۵۴-۱۵۵۶)، گجرات (۱۶۳۰-۱۶۳۲)، بیهار (۱۶۷۰-۱۶۷۱) و دکن (۱۷۰۲-۱۷۰۴)، همراه با کمبودهای غذایی محلی کوچکتر بیشمار. مانند امروز، پسران خانوادههای دهقان شمال هند برای امرار معاش به ارتشها میپیوستند. در آن زمان، ارتش یا ارتش مغول بود، یا به عنوان عضوی از حوزهها به نیروهای آن میپیوستند. این تلاش برای غذا و پوشاک باعث شد که سالکان ناگا این حوزهها به تدریج به عنوان واحدهای نظامی سازمانیافته به نیروهای حاکمان منطقهای بپیوندند.
در سال ۱۷۵۱، راجندرا گیری گوساین به نیروهای صفدرجنگ — نواب اوده (لکنوی فعلی) و وزیرِ احمدشاه، امپراتور گورکانی — پیوست و تا سال ۱۷۵۳ در خدمت او بود. در سال ۱۷۵۳، دو تن از شاگردان راجندرا گیری به نامهای آنوپگیری و عمرائوجیری، خدمت خود را در دربار صفدرجنگ و بعدها در دربار جانشین او، شجاعالدوله، آغاز کردند. در این دوران، نیروهای آنوپگیری و عمرائوجیری به فرمان امپراتور گورکانی به بنارس — که در آن زمان تحت حکومت پادشاهی هندو به نام بالوانت سینگ بود — حمله کردند. هنگامی که شجاعالدوله با افغانها متحد شد، این نیروها به عنوان بخشی از آن ارتش مشترک، علیه ماراتاها جنگیدند. گفته میشود که پیش از نبرد سوم پانیپت در سال ۱۷۶۱، افغانها از دیدن بخشهای پایینی بدن و باسنِ عریانِ این سربازان بهشدت آزردهخاطر شدند؛ چنانکه گروهی از افغانها از مشاهده ارتشِ عریانِ شجاعالدوله — که «اندامهای تناسلی و باسنشان نمایان بود» — «بسیار خشمگین و ناراحت» شدند.
نیروهای «ناگا سادو» تحت فرماندهی «آنوپگیری» و «عمرائوگیری» در تاریخ نبرد «بکسار» [47] در سال ۱۷۶۴ — به عنوان بخشی از نیروی مشترک مغولها، پتانها، روهیلاها و راجپوتها — حضور داشتند. ویلیام دالریمپل در کتاب خود با عنوان «هرجومرج» [48] توصیف دقیقی از این ماجرا ارائه داده است. پس از پیروزی بریتانیا در بکسار، این دو سالک مدتی (۱۷۶۴-۶۵) به عنوان مزدور در خدمت «جواهر سینگ» — زمیندار قوم جات [49] — بودند و سپس در سال ۱۷۶۷ به خدمت حاکم ماراتا، «راگونات رائو» [50] ، درآمدند. در همین دوران، آنها از غیبت کارفرمای خود برای غارت منطقه «بوندلکند» [51] بهره بردند. در سال ۱۷۶۷، این دو برادر به اردوگاه «شجاعالدوله» بازگشتند و تا سال ۱۷۷۵ در خدمت او ماندند. سپس، به مدت حدود پانزده سال، در حالی که به حاکمان مختلف خدمت میکردند، در اطراف دهلی به تاخت و تاز و غارت پرداختند. بین سالهای ۱۷۸۹ و ۱۸۰۲، آنها در ازای تصرف بوندلکند برای «علی بهادر» (از حاکمان ماراتا)، مبلغ یک میلیون و سیصد هزار روپیه (با ارزش پولی آن زمان) پاداش دریافت کردند؛ اما بلافاصله تغییر موضع داده و به جبهه بریتانیا پیوستند و «شمشیر بهادر»، پسر علی بهادر، را از قدرت برکنار کردند. سرانجام در سال ۱۸۰۳، در دوران فرمانداری کل «لرد ولزلی»، توافقی با آنوپگیری حاصل شد؛ توافقی که برای بریتانیا اهمیت راهبردی فوقالعادهای داشت. باید به خاطر داشت که این دوران مصادف با جنگهای انگلیس و ماراتا بود. در نتیجهی این توافق با بریتانیا، آنوپگیری امتیاز انحصاری منطقه بوندلکند را به دست آورد؛ امری که موجب حفظ خطوط تدارکاتی بریتانیا در امتداد رودخانه یامونا (نزدیک اللهآباد) در برابر حملات ماراتاها شد. بیشک میتوان گفت که بقای سلطه بریتانیا در هند در آن مقطع زمانی، مرهون اقدامات آنوپگیری بود.
ماجرا به همینجا ختم نمیشود. توافقنامه سال ۱۸۰۳ پیامد عمده دیگری نیز داشت؛ و برای درک آن، باید نگاهی به شورش مشهور «سادوها (سالکان هندو)- فقیران (سالکان مسلمان)» در تاریخ بیندازیم؛ همان شورشی که بانکیم [52] در مراحل اولیه آن (۱۷۷۰-۱۷۷۱) در اثر خود، «آناندامات» [53] ، توصیف کرده است. اگرچه بانکیم شورش سالکان هندو را عمدتاً قیامی هندو و ناشی از قحطی و ستم حاکمان مسلمان به تصویر کشید، اما شواهد تاریخی بعدی ثابت میکند که ماهیت این شورش اساساً اقتصادی بوده و فقیران مسلمان و دهقانان تهیدست نیز به این سادوها پیوسته بودند. در قرن هجدهم، بسیاری از سادوهای متعلق به طریقتهای «دهگانه» ــ بهجز طریقتهای «تیرتها»، «آشراما» و «ساراسواتی» ــ همچون گروههای «آنوپگیری» و «اومراوگیری»، به سوی لذتهای دنیوی و تجارت روی آورده بودند. «حوزهها» (مرکز تجمع و فعالیت) گروه «گیری» در میرزاپور، پیوندهای تجاری با نپال، سورات، دکن و حتی تبت برقرار کرده بود و به داد و ستد ابریشم خام، ابریشم مرشدآبادی، شالهای پشمینه، تریاک، مس و انواع ادویهجات میپرداخت. پس از نبرد باکسار، هنگامی که کمپانی هند شرقی امتیاز جمعآوری مالیات (دیوانی) بنگال، بیهار و اوریسا را به دست آورد، بهتدریج انحصارهایی ایجاد کرد و تجارت انحصاری را در پیش گرفت. بر اساس گزارشهای هیئتمدیره کمپانی، پیش از سال ۱۷۷۰، حدود بیست هزار «موند» (واحد وزن) ابریشم از مسیر میرزاپور به سورات حمل میشد. تا سال ۱۷۸۹، این حجم به سختی به هزار موند کاهش یافت و سال بعد، تجارت ابریشم سالکان هندو بهکلی متوقف شد. همزمان، از سال ۱۷۷۴، کمپانی شروع به افزایش مطالبات مالیاتی از «زمینداران» کرد و نظام اراضی «دِووتار» (زمینهای وقفی متعلق به معابد یا زاهدان) را که در اختیار سادوها بود، لغو نمود. با از میان رفتن تجارت ابریشم، آخرین منبع درآمد سادوها نیز ناپدید شد. قحطی سالهای ۱۷۷۰-۱۷۷۱، مالیاتهای سنگین و از دست رفتن تجارت، همگی دستبهدست هم دادند تا وضعیتی جهنمی در ایالت بنگال پدید آورند؛ وضعیتی که به شورش سادوها، فقیران و دهقانان انجامید؛ شورشی که خاکستر آن تا بیش از یک قرن همچنان گداخته و فعال باقی ماند.
در سال ۱۸۰۳، پس از توافق «ولسلی» [54] با «آنوپگیری»، شورش «سانیاسی-فقیر» ناگهان فروکش کرد. نوشتههای «فرانسیس بوکانان» [55] نشان میدهد که بسیاری از سادوهای مناطق بنگال و بیهار به نیروهای آنوپگیری پیوستند و راهی «بوندلکند» شدند. بریتانیاییها که عموماً از سادوهای «ناگا» دلِ خوشی نداشتند، بهتدریج آنوپگیری را پذیرفتند؛ چرا که او شروع به حفاظت از منافع بریتانیا در سرزمینهای خشک بوندلکند کرده بود.
از آن زمان به بعد، تقریباً تمام «سادوهای مسلح سلاحهای خود را کنار گذاشتند و به کشاورزی و پرداخت وام روی آوردند. حتی امروزه تخمین زده میشود که تنها سادوهای فرقه «دهگانه» مالک حدود ۲۵۰ هزار هکتار زمین هستند. زمانی تمام منطقه «گیرنار» در گجرات تحت کنترل حوزهی «جونا» قرار داشت. حتی اکنون نیز نزدیک به نیمی از اراضی آیودیا و «هریدوار» در اختیار حوزههای مختلف پیرو خدای ویشنو و شیوا است. درگیری میان این حوزهها بر سر همین زمینها و املاک رخ میدهد و شمار تلفات آن نیز کمشمار نیست؛ درست مانند دنیای زیرزمینی و تبهکاران بمبئی.
از منجیان دین تا مهرههای هندوتوا
سیاستهای هندوتوا از سوی ویشو هندو پریشاد (VHP) و متحدانشان بدین امور تزریق شده است. اینگونه تلاشها پیرامون استقلال هند از بریتانیا (1947) آغاز شد. سرانجام، پس از دهه ۱۹۸۰، با تثبیت اقتدار خود بر حوزههای مختلف دینی در آیودیا و هریدوار، جریان هندوتوا توانستند سادوها را پشت سر برنامه خود بسیج کنند. در نتیجه، کومبه ملا [56] و سایر نمادهای نیایشی گروهی ملی هندو، امروزه عملاً زمین بازی هندوتوا هستند. با این حال، زمانی در هند مستقل وجود داشت که دولت مانع این تلاشهای انحصارگرایانه میشد. اجازه دهید این داستان سادوهای ناگا را با حادثهای از آن زمان به پایان برسانم.
در ۲۲ ژانویه ۱۹۶۶، سازمان «ویشوا هندو پریشاد» (VHP) نخستین کنفرانس جهانی هندوها را در جریان جشنواره «کومبهملا» در شهر اللهآباد برگزار کرد. زاهدان و راهبان از فرقهها و حوزههای گوناگون سراسر کشور در این رویداد حضور یافتند. میزبان این مراسم، یک راهب و زاهد پیرو مکتب ویشنو به نام «پرابوداتا برهماچاری» [57] بود؛ کسی که پیشتر در نخستین انتخابات مجلس عوام (لوکسابها) از حوزه انتخابیه «فولپور» به عنوان نامزد ملیگرای هندو در برابر نهرو رقابت کرده بود. سازمان VHP با مشاهده این گردهمایی بزرگِ زاهدان، تشویق شد تا خود را به عنوان نماینده آیین هندو تثبیت کند و در اواخر همان سال، جنجالی را پیرامون مسئله کشتار گاوها به راه انداخت. در ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۶، کمیتهای با نام SGMS [58] به ریاست پرابوداتا برهماچاری تشکیل شد. کمیته راهبری این جنبش، علاوه بر VHP، شامل سازمانهایی همچون RSS، «هندو ماهاسابها»، «رام راجیا پریشاد» و «آریا ساماج» بود و همچنین عناصری از حزب کنگره با گرایشهای «هندوتوا» (ملیگرایی هندو) در آن حضور داشتند؛ از جمله «گولزاریلال ناندا»، وزیر کشور کابینه ایندیرا گاندی، که تحت حمایت او سازمان «بهارات سادو ساماج» نیز بخشی از این کمیته محسوب میشد. در ۷ نوامبر ۱۹۶۶، به فراخوان SGMS، حدود صد هزار زاهد و راهب در خیابان پارلمان دهلی گرد هم آمدند و برای محاصره ساختمان پارلمان به سمت آن هجوم بردند. در مسیر این راهپیمایی خشونتآمیز و پرهرجومرج، دستکم بیست خودرو و دوازده اتوبوس به آتش کشیده شد و به چندین خانه نیز خسارت وارد گردید. در پی تیراندازی پلیس، هفت نفر کشته و حدود ۱۴۰ تن زخمی شدند. عصر همان روز، ارتش وارد عمل شد و مقررات منع آمدوشد برقرار گردید. گولزاریلال ناندا با ادعای اینکه این حادثه ناشی از سخنرانی تحریکآمیز «شانکاراچاریا»ی منطقه پوری، یعنی «سوآمی رامشوارا ناندا» بوده است، موقعیت خود را حفظ کرد؛ با این حال، دو روز بعد از سمت خود برکنار شد.
همانگونه که دیرندرا جا، آنرا توصیف کرده است :
"موضع قاطعانه ایندیرا گاندی (نخست وزیر وقت هند)، سادوها را دستخالی و بینتیجه رها کرد. آنها مورد تعقیب، ضربات باتوم، بازداشت و حتی شلیک گلوله قرار گرفتند. حتی سه ساعت گروگان گرفتنِ «خیابان پارلمان» نیز هیچ دستاوردی برایشان نداشت؛ بلکه ثابت کرد که آن قدرتِ متکی بر زور و بازو که به اعمالش عادت داشتند، در هندِ دموکراتیک جایی ندارد".
پرابوداتا برهماچاری و پیشوای مذهبی (شانکر اچاریا) فرقه پوری دست به اعتصاب غذا زدند، اما دولت کوتاه نیامد. سایر سادوها با مشاهدهٔ اوضاع، به آشرامهای (حوزههای سازمانی) خود بازگشتند. تا ژانویهٔ ۱۹۶۷، اعتصاب غذا پایان یافته بود. در دههٔ بعد، همایشهای هندو که توسط VHP برگزار میشد توجه چندانی را به خود جلب نکرد و سادوها نیز تا حد زیادی از این سازمان دوری میجستند.
تسلیم شدن در برابر بنیادگرایی هندو از اواسط دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. ابتدا راجیو گاندی، سپس ناراسیما رائو... همزمان، سوایامساواکها [59] و پراچاراکهای [60] RSS در پوشش سادوها شروع به نفوذ به حوزههای دینی مختلف کردند - و فهمیدن اینکه این یک استراتژی با دقت برنامهریزی شده بود، به تلاش زیادی نیاز ندارد. VHP شروع به کنترل معابد اصلی آیودیا کرد - با شروع از هانومان گراهی - و از آنجا، جنبش ساخت معبد رام احیا شد و همه ما میدانیم که بعداً چه اتفاقی افتاد. چیزی که ما نمیدانیم داستان دنیای زیرزمینی جنایتکار پشت همه اینهاست - جنگهای خونین باندها که در آن باندها حوزههای دینی هستند و اعضای باندها سادوها، و به اصطلاح چهرههای هندوئیسم - ماهانتها [61] و ماهاماندالشوارها [62] - هستند. و ما از محاسبهی آرای هندوها که ریشهی همه اینهاست، بیخبریم - محاسبهای که منشأ آن به آن شب دسامبر ۱۹۴۹ برمیگردد، زمانی که آبهیرام داس [63] از هانومانگراهی، مجسمهی خدای رام را مخفیانه وارد تالار مرکزی مسجد بابری کرد... محاسبهای که از همان بدو تولد RSS برنامهریزی شده بود.
شیفتگی مفرط «سوبهندو آدهیکاری» نسبت به این زاهدان، همان میوهٔ زهرآگینِ درآمیختنِ دین با سیاست را به بار میآورد.

شعار نویسی خیابانی در هند علیه فاشیسم
«فاشیست خوب، فاشیست مرده است»
منابع :
(1) Ascetic Games: Sadhus, Akharas and the Making of the Hindu Vote, Dhirendra Kr. Jha, Context Publications, 2019
(2) Farquhar, J. N. (1925). The fighting ascetics of India. Bulletin of the John Rylands Library, 9(2), 431-452.
(3) Farquhar, J. N. (1925). The Organization of the Sannyasis of the Vedanta. Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, 3, 479–486.
(4) A History of Dasnami Naga Sanyasis, Sir Jadunath Sarkar and Nirad Bhushan Roy, Sri Panchayati Akhara Mahanirvani, Allahabad, 1959
(5) Warrior Ascetics and Indian Empires, William R. Pinch, Cambridge University Press, April 2006
(6) Chatterjee, S. (1984). New Reflections on the Sannyasi, Fakir and Peasants War. Economic and Political Weekly, 19(4), PE2–PE13.
[1] - Sadhu (साधु) مرد مقدس، حکیم یا زاهد. درویش، سالک، تارک دنیا، یا همان قدیسانی هستند که در اثر مراقبه و سختی هایی که به تن و جان خود روا می دارند، سعی دارند به مقامات معنوی برسند به زاهد، درویش یا هر فرد مقدسی در آیینهای هندوئیسم و جینیسم گفته میشود که از زندگی دنیوی دست کشیده است. گاهی از آنها با عناوینی همچون یوگی، سانیاسی یا وایراگی نیز یاد میشود. واژه سادو به معنای کسی است که طریق «سادانا» (تمرین و انضباط معنوی) را در پیش گرفته است. اگرچه اکثریت قریب به اتفاق سادوها یوگی هستند، اما همه یوگیها سادو محسوب نمیشوند. زندگی یک سادو صرفاً وقف دستیابی به «موکشا» (رهایی از چرخه مرگ و تولد دوباره) — که چهارمین و آخرین مرحله از مراحل زندگی یا «آشراما» است — از طریق مراقبه و تفکر در باب «برهمن» میشود. سادوها اغلب لباسهای سادهای بر تن میکنند؛ برای نمونه، در هندوئیسم لباسهایی به رنگ زعفرانی و در جینیسم لباسهای سفید (یا حتی بدون پوشش) میپوشند که نمادی از «سانیاسا» (ترک تعلقات دنیوی) در آنهاست. به زنان زاهد در آیینهای هندوئیسم و جینیسم اغلب «سادوی» (sadhvi) و در برخی متون «آریکا» (aryika) گفته میشود.
[2] - «یوگی» به کسی گفته میشود که یوگا تمرین میکند؛ این اصطلاح شامل «سانیاسین» (زاهد) یا تمرینکنندگان مراقبه در ادیان هندی نیز میشود. از قرن دوازدهم میلادی، واژه یوگی همچنین به پیروان سنت «نات سیدا» در آیین هندو و نیز به تمرینکنندگان «تانترا» در آیینهای هندو، بودایی و جین اطلاق شده است. در آیین هندو، شیوا (ایزد) و پارواتی (ایزدبانو) به عنوان زوجی نمادین از یوگی و یوگینی (مونث) به تصویر کشیده میشوند
[3] - Hindutva هندوتوا یا همان هندو بودن، فلسفه تشکیل سازمان شبه نظامی و گسترده RSS در هند است که مدعیان این فلسفه هندوستان را سرزمین هندوها دانسته که باید از وجود اغیار و فرهنگ غیر نجات داده و پاکسازی گردد، این است که ظلم بیش از حدی در مورد اقلیتها و مخالفان آن از سوی مومنین به این فلسفه اعمال می شود و آنان در مسیر راهبرد خود حتی به مهاتما گاندی رهبر خیزش آزادیخواهی مردم هند علیه استعمار نیز رحم نکردند و او را نیز یکی از اعضای همین سازمان چندماه بعد از پیروزی در سال 1948 ترور کرد، چرا که او را نیز از دایره تنگ تفکر خود خارج می دیدند و مزاحم پیشرفت و توسعه تفکر راستگرای افراطی خود می دانستند. هندوتوا یک ایدئولوژی سیاسی ملیگرایانه هندو است. این ایدئولوژی که نخستین بار توسط وینایاک دامودار ساوارکار در کتاب «اصول هندوتوا» (Essentials of Hindutva) در سال ۱۹۲۳ تدوین شد، عمدتاً مورد حمایت سازمانهایی همچون «راشتریا سوایامسواک سنگ» (RSS)، «ویشوا هندو پریشاد» (VHP)، حزب حاکم «بهاراتیا جاناتا» (BJP)و دیگر سازمانهایی است که در مجموع با نام «سنگه پریوار» شناخته میشوند.
[4] - Rashtriya Swayamsevak Sangh یا سازمان داوطلبان ملی یا راشتریا سوام سواک سنگ، «اتحادیه ملی داوطلبان» یا «سپاه ملی داوطلبان» (RSS)، یک سازمان شبهنظامی داوطلبانه هندی با گرایش راستگرا و ایدئولوژی «هندوتوا» است. این سازمان، بنیانگذار و رهبر مجموعهای بزرگ از سازمانهای هندوتوا موسوم به «سنگ پریوار» (به هندی: خانواده سانگ) است؛ شبکهای که در تمامی ارکان جامعه هند حضور یافته و شامل «حزب بهاراتیا جاناتا» (BJP) — حزب سیاسی حاکم به رهبری نارندرا مودی، نخستوزیر هند — نیز میشود. در حال حاضر، «موهان باگوات» سمت «سارسانگچالاک» (بهمعنای رهبر عالی) و «داتاتریا هوساباله» سمت «سارکاریوا» (بهمعنای دبیرکل) را در این سازمان بر عهده دارند
[5] - ARIJIT MUKHERJEE
[6] - The Armed Ascetics and the Myth of Militant Hindutva
The tale of the Naga Sadhus
[7] - سووندو آدیکاری (Suvendu Adhikari) سیاستمدار هندی است که از ۹ مه ۲۰۲۶ به عنوان نهمین سروزیر بنگال غربی خدمت میکند. او اولین سروزیر بنگال غربی از حزب BJP است.
[8] - ایالت بنگال غربی تا کنون تحت سیطره هندوهای افراطی طرفدار حزب BJP نبود، اما در آخرین انتخابات، در چندماه گذشته، این ایالت نیز زیر سیطره حاکمیت راستگرایان هندو قرار گرفت، خانم مامتا بانرجی سروزیر سابق این ایالت بعد از 15 سال کرسی سروزیری را به طرفدران راستگرای هندو در RSS و BJP تحویل داد، او که از حزب کنگره ترینامول بود. اینکه حزب بی جی پی در حال شکل دادن این ایالت در شکلی است که افراط گرایان هندو آن را می پسندند، از این رو استفاده از نیروهای کف خیابان، از جمله سادوهای ناگا با خشونتی که دارند، در نظر سیاستمداران حزب مناسب به نظر رسیده است.
[9] - Gerua Samman Yatra به معنی راهپیمایی وحدت بخش زعفرانی ها (رنگ سازمانی هندوهای افراطی)
[10] - Jadavpur
[11] - Naga Sadhu این قدیسان و مرتاضهای مرموز، مظهر الوهیت روی زمین شناخته میشوند، غالبان لخت و سلاح در دست سفر میکنند، در حالی که تن دادن به اعمال سخت و توانفرسا آنان را واجد نیروی معنوی میکند که این نیرو آنانرا برای زندگی در زیر آسمان باز در آفتاب، باران و سرما مهیا کرده و به کار میگیرند. ناگا سادوها با آیینها، اعمال معنوی، توبه و روش زندگی خاص خود همچنان یک راز باقی ماندهاند. تبدیل شدن به یک ناگا شجاعت میخواهد. پس از انجام توبه بزرگ (تاپا)، مجردهای معمولی به ناگا منصوب میشوند. بسیاری حتی پس از وقف تمام عمر خود نیز نمیتوانند ناگا شوند. اعمال و توبه ناگا از بدترین تمرینات نظامی نیز سختتر است. به دلیل قدرتها و دلاوریهای خارقالعادهشان، در بین توده مردم هند مورد احترامند. اعمال سخت، این زاهدان را بسیار معنوی و الهی میکند که انجام آن برای یک مرد عادی دشوار است.
[12] - Anandabazar Patrika
[13] - Ayodhya یا همان شهر فیض آباد در ایالت اتارپرادش قرار دارد، که اخیرا توسط دولت هند به آیودیا تغییر نام داده شد که این تغییر نامها در واقع همان زدودن فرهنگ اسلام از هند است که هندوهای افراطی آن را تهاجم فرهنگی اغیار به فرهنگ هندو می دانند، این همان شهری است که مسجد تاریخی بابری با بیش از 400 سال قدمت، در دهه 1990 تحت راهبری رهبران حزب BJP ویران شد و بر ویرانههای آن معبد خدای رام، در حال ساخت می باشد، ویرانی این مسجد و ساخت معبد رام در واقع نمایش سیاسی – مذهبی و پروژه سیاسی راستگرایان سیاست پیشه هندو بود تا قدرت را به نام خدا از آن خود کنند و در کرسی قدرت قرار گیرند.
[14] - sanyasi تارِک دنیا و تارک هوا و هوس. در فرهنگ اهالی ترک دنیا، سانیاسا خود یک وسیله و یک هدف است. وسیلهای است برای کاهش و در نهایت پایان دادن به همه نوع وابستگی. و در عین حال وسیلهای است برای رسیدن به روح و معنا.
[15] - Dhirendra Kumar Jha
[16] - حوزههای درسی و دینی و مراقبه، «آخارا» یا «آخادا» (अखाड़ा) واژهای هندی برای اشاره به مکانی جهت تمرین و مراقبه است که امکاناتی برای اقامت، اسکان و آموزش برای پیروان دارد.
[17] - Ascetic Games: Sadhus, Akharas and the Making of the Hindu Vote
[18] - Vishwa Hindu Parishad و یا VHP در واقع همان شاخه امور روحانیت هندو، وابسته به گروه مادر یعنی سازمان RSS است که بر امور معابد و روحانیت هندو راهبری و نظارت دارد. این سازمان توسط یکی از رهبران بزرگ RSS به نام گلوالکار در سال 1964 تاسیس شد.
[19] - پاکسازی نژادی و فرهنگی هند از اغیار
[20] - Hanumangarhi یکی از معابد مهم هندو در مجموعه معابد هندو در شهر فیض آباد در ایالت مهم برای هندوئیسم یعنی اوتارپرادش است، هانومان خود یکی از خدایان هندوست و مکتب هانومان خود یک مکتب فکری در هندوئیسم می باشد، مکتب کسانی که خدا را در انجام کارهای خدایی اش کمک می کنند، هانومان دستیار قدرتمند خدای رام در مبارزه با دشمنان خدای رام بود، او را در شمایل میمونی قوی پنجه در رامایانا و افسانه رام به تصویر می کشند.
[21] - Mahanirvani, Juna, Niranjani, Digambar, Nirvani, etc.
[22] - Dasnami دهگانه
[23] - Tirtha, Ashrama, Vana, Aranya, Giri, Parvata, Sagara, Saraswati, Bharati, and Puri
[24] - A History of Dasnami Naga Sanyasis، Dashnami Sannyasin عنوانی برای زاهدان هندو و پیرو مذهب شیواپرستی است که به یکی از ده طریقت تعلق دارند؛ طریقتهایی که توسط فیلسوفی به نام «شانکارا» در قرن هشتم میلادی بنیانگذاری شدند و امروزه نیز در هند همچنان فعال و پررونق هستند. این ده طریقت عبارتاند از: آرانیا، آشراما، بهاراتی، گیری، پارواتا، پوری، ساراسواتی، ساگارا، تیرتها و وانا. هر یک از این طریقتها به یکی از چهار صومعه (ماتا) — که آنها نیز توسط شانکارا در نواحی شمالی، جنوبی، شرقی و غربی هند تأسیس شدهاند — وابسته است. این صومعهها عبارتاند از: جیوتی (یا جوشی) ماتا (در بادرینات، نزدیک هاریدوار در ایالت اوتار پرادش)، شرینگری ماتا (در شرینگری، ایالت کارناتاکا)، گوواردانا ماتا (در پوری، ایالت اوریسا) و شارادا ماتا (در دوارکا، ایالت گجرات). رؤسای این صومعهها «ماهانت» نامیده میشوند (البته رئیس «شرینگری ماتا» با عنوان «جاگادگورو» یا «معلم جهان» شناخته میشود)؛ از آنها همچنان در مسائل مربوط به آموزههای دینی مشورت گرفته میشود و هم پیروان زاهدشان و هم عموم مؤمنان هندو، بالاترین میزان احترام را برایشان قائل هستند.
[25] - Sir Jadunath Sarkar
[26] - Sri Nirad Bhushan Roy
[27] - the Mahanirvani Panchayati Akhara
[28] - Gosain
[29] - The Fall of the Mughal Empire مغول همان گورکانیان هند هستند.
[30] - Warrior Ascetics and Indian Empires
[31] - William R. Pinch
[32] - Thaneshwar
[33] - Rishi
[34] - Shaivite شیوائیسم برای شماری از سنتهای مذهبی هندو است که در آنها «شیوا» به عنوان وجود متعال پرستش میشود. جمعیت آنها به حدود ۳۸۵ میلیون نفر میرسد که عمدتاً در جنوب آسیا، بهویژه در کشورهای هند، سریلانکا و نپال ساکن هستند. شیوائیسم در نتیجهٔ تلفیق ادیان و سنتهای پیشاآریایی، شخصیت «رودرا» در متون ودایی و سنتهای پس از دوره ودایی شکل گرفت این آیین به سنت مذهبی غالب در چندین پادشاهی هندو تبدیل شد. شیوائیسم اندکی پس از آن به آسیای جنوب شرقی راه یافت و منجر به ساخت هزاران معبد شیوا در جزایر اندونزی و همچنین در کامبوج و ویتنام گردید؛ در این مناطق، شیوائیسم همگام با آیین بودا تکامل یافت.
[35] - Richard Eaton
[36] - The Rise of Islam and the Bengal Frontier
[37] - Sudhir Chakrabarti
[38] - Baul Fakir Katha
[39] - Gabhir Nirjan Pathe
[40] - Shudra یکی از چهار وارنا (varna) یا طبقه و نظام اجتماعی هندو در هند باستان است، شودراها طبقهای مانند کارگران را تشکیل میدادند. که محرومیت های فراوانی بر آنان اعمال شده بود از جمله از مطالعه و شنیدن متون «وِدا» منع شدند، محرومیت از انجام قربانیهای ودایی و برپایی آتشهای مقدس ودایی. مجازاتهای سنگینتر برای جرایم خاصی همچون آمیزش جنسی، زنا، تجاوز، و افترا یا تهمت زدن به فردی از طبقه (وارنای) بالاتر. دوره طولانیترِ ناپاکی (نجاست آیینی) به مدت یک ماه در هنگام مرگ یا تولد یکی از اعضای خانواده. محرومیت از تصدی مقام قضاوت یا تبیین و تفسیر احکام دینی (دارما). محرومیت از اهدای هدایا به برهمنها، مگر در شرایط اضطراری و خاص. برهمنها عموماً از پذیرفتن غذا از شودراها منع میشدند، مگر آنکه آن شودرا در استخدام برهمن باشد. مجازات (کفاره) قتل یک شودرا کمتر از مجازات قتل فردی از طبقات بالاتر بود و... با وجود این محدودیتها، شودراها از مزایای بسیاری نیز برخوردار بودند؛ آنها از قید و بندِ جزئیاتِ قوانین، مقررات و آیینهای مداومی که بر طبقات (وارناهای) بالاتر تحمیل میشد، آزاد بودند
[41] - pacifist Hindu
[42] - the aggressive, violent Muslim
[43] - Harshacharita
[44] - Banabhatta
[45] - Bernier
[46] - sanatana dharma آئین هندوئیسم
[47] - Buxar نبرد بوکسار بین ۲۲ و ۲۳ اکتبر ۱۷۶۴، بین نیروهای کمپانی هند شرقی بریتانیا، به فرماندهی سرگرد هکتور مونرو، علیه ارتشهای ترکیبی شاه عالم دوم، امپراتور امپراتوری مغول؛ میر قاسم، نواب بنگال؛ بالوانت سینگ، مهاراجه ایالت بنارس؛ شجاع الدوله، نواب عوض، درگرفت
[48] - The Anarchy
[49] - Jat
[50] - Raghunath Rao
[51] - Bundelkhand
[52] - Bankim
[53] - Anandamath
[54] - Wellesley
[55] - Francis Buchanan
[56] - Kumbh Mela
[57] - Prabhudutta Brahmachari
[58] - Sarvadaliya Goraksha Maha-Abhiyan Samiti (SGMS)
[59] - Swayamsevak کادرهای سازمان RSS
[60] - pracharak روسای سازمان آر. اس. اس
[61] - «ماهانت» (Mahant) یک مقام عالیرتبه مذهبی، بهویژه رئیس یک معبد یا سرپرست یک صومعه در ادیان هندی است
[62] - mahamandaleshwar عنوانی است که توسط برخی از راهبان هندو از طریقت «دشانامی» (گروهی از سوامیها) که توسط شانکاراچاریا بنیانگذاری شده، استفاده میشود. واژه ماهاماندالشوار به معنای «رئیس صومعههای بزرگ و/یا متعدد» یا «رئیس یک ناحیه یا استان مذهبی» است؛ این عنوان بر جایگاه یک رهبر معنوی بزرگ دلالت دارد.
[63] - Abhiram Das
پیشگفتار مترجم (سایت یادداشتهای بی مخاطب):
یکی از دلایل تضعیف انقلاب شکوهمند 57، پروژه خالصساز و یکدست سازی بود که بلافاصله بعد از پیروزی آن کم و بیش، درست و یا نادرست کلید خورد، سرعت گرفت و همچنان با شدت ادامه دارد، و آنان که در این انقلاب و پیروزی آن دست داشتند، به مرور از گردونه خارج، و به قولی از "قطار انقلاب" پیاده شدند و یا پیاده کردند، که در پی این حذفها، چرخهایی از اعتراضات و نبردهای جانبی آغاز شد، که توان ملی، و انرژی انقلاب را در پیگیری اهداف درست خود، یعنی آزادی و... را کاهش داده، و یا از آن منحرف کرد و... و انسجام اجتماعی را مورد خدشه قرار داد.
موج سرکشی که همچنان سر ایستادن نداشته و ندارد، به طوری که آش ناخوردنی این دیگ جوشان، آنقدر شور شده است که وقتی تمام کشور از بالا تا پایین، از انسجام ملی در مقابله با هجوم خارجی سخن میگویند، همزمان جزایرِ قدرتِ موثرِ یکدست ساز از تریبون ملی، و تجمعات ملی و... یقه تیم مذاکره کننده، و رئیس جمهورِ مامور به مدیریت شرایط سخت جنگی کشور را رها نکرده، و همواره مورد هدف قرار میدهند و میگیرند، و حتی به مرگ و نابودی محکوم میکنند، و پنبه زندگی، کار و بود و باششان را میزنند و...
همین حرکت خطرناک باعث گردید که یک انقلاب فراگیر مردمی، به اهداف و ایدئولوژی اقلیتها و باندهای خاص فعال در این زمینه تقلیل و کاهش یابد، و با به کنار نهادن اکثریت، در نتیجه زمینه اعتراضات بزرگ فراهم، و زمینهساز کشتار و ویرانی اجتماعی فراوانی گردد، چنانکه هر چه میگذرد فاصله وقوع اعتراضات در کشور کمتر شده، فراوانی و شمولیت معترضین در آن افزایش مییابد، کشتار و ویرانی آن شدت میگیرد، به طوریکه در نتیجه آخرین خیزش فراگیر مردمی در دیماه 1404، قدرتهای خارجی نیز به طمع افتاده، جنگ اسفند 1404 را به کشور تحمیل کردند تا به قول خود به هدف "رژیم چنج" دست یابند، و اگر نبود پایمردی مردم ایران، که به طور سنتی در مقابله با این نوع دست اندازی خارجی، مقاومت کرده و به حرکت در میآیند، کار ایران به مشکل میخورد، چراکه مهاجمان اهداف خطرناکی را دنبال میکردند، و از پاکسازی تمدنی و فرهنگی ایران سخن گفتند.
در چنین فضایی بود که بدخواهان منطقهایی و جهانی بوی به نفس افتادن و یا انداختن انقلاب و کشور را، توسط این تمامیت خواهیها شنید، و تصور کردند که اهداف انقلابی که در بین اقشار گوناگون ملت ایران پذیرفته شده بود، دیگر به حاشیه رفته، و به آخر خط رسیده است، حال آنکه این مردم که در حول شعار و هدفهای آن انقلاب، از مشروطه تا کنون توافق داشته و دارند، که عبارتند از دوری از دیکتاتوری، زورگویی؛ گرایش به قانونگرایی، رسیدن به آزادی و استقلال، و بنای یک جمهوری (و در واقع دمکراسی که به قول بنیانگذار ج.ا.ایران مثل همین جمهوری فرانسه باشد)، که در آن خواستهای دینی و فرهنگی این مردم، در رفتار و اندیشه فرمانروایان مد نظر قرار گیرد.
و این مردم نشان دادهاند هر حرکتی که این موارد را مورد خدشه قرار دهد را، نخواهند پذیرفت، اهدافی که اکثریت مطلق جناحهای کشور از روشنفکر و عوام، تا دانشجو و طلبه، بازاری و کشاورز، راست و چپ و... در مورد آن همنظر بودند و...،
اما پروژه خالص سازی، یکدست سازی و حرکت به سمت یک مفهوم «ناب» (که در نظر برخی، اندیشه خودشان نابترین مفهوم تلقی میشود)، هرگز از حرکت باز نایستاد، به طوری که حتی شرایط جنگِ سختی که با دو ابرقدرت اتمی جهان، یعنی امریکا و اسراییل نیز درگرفت، باعث نگردید که توپخانه تبلیغاتی این جریان، و دیگر سازوکارهای آن از شلیک و فعالیت باز ایستند، و همواره کسانی را در بین مردم ایران هدف گرفته، و آنها را "دیگری" تعریف کرده، و برای پیاده کردن آنان از قطار جامعه، و حتی فراری دادنشان به خارج از کشور، مشغول بوده و هستند، سیل مهاجرت ها نشانه بارزی از این وضعیت است.
روند حرکتی که امروز دامنگیر کشور شده، و بزرگترین اعتراضات، و بی وقفهترین آن در خارج از کشور، جریان دارد و پیاده نظام و بدنه رهبری و دستگاه تبلیغاتی این حرکت اعتراضی، همان کسانیاند که به خارج از کشور فراری داده شدند، به طوری که اکثریت تهیه کنندگان خوراک تبلیغاتی و شاغل در رسانههای غیر قابل کنترل، و با سرمایه گذاری خارجی، از جمله رسانههایی همچون ایران اینترنشنال، بی بی سی، من و تو و.... و بیشتر فعالین معترض در این صحنه، همان کسانیاند که عرصه را برای کار در کشور خود تنگ دیدند، و به دامن دیگران خزیدند.
با این حال، در این روند ویرانگر، هیچگونه قدرتی، حتی در بالاترین درجات سیاسی، از جمله روسای جمهور هم نتوانستند، وقفه ایجاد کنند، و این توپخانه را به خاموشی، هرچند موقت وادار کنند، از این رو مثلا انتقاد از شیوه تبلیغاتی صدا و سیما به نفع جریانات خاص سیاسیِ از این دست را، حتی در سخن تمام روسای جمهور کشور هم میتوان دید، که در نتیجه این واکنش، حتی این بالاترین مقامات هم بیشتر مورد هدف این توپخانه قرار گرفتند، و چنان نابودگرانه عمل شد که زمینه را برای حرکات خیابانی علیه دولتهای مستقر فراهم کردند،
نمونه بارز آن دولت دکتر حسن روحانی و وزیر خارجه آن دکتر محمد جواد ظریف هستند، که در دوره ریاست جمهوری خود، بنا به روند تعیین شده کشور، دو پروژه مهم را در کشور کلید زدند، یکی اصلاح قیمت انرژی، و دیگری مذاکره با شش قدرت تراز اول و برتر جهانی بود، که به قرارداد برجام منجر شد، که در هر دو مورد چنان مورد حمله قرار گرفتند، که عادی سازی اعدام مجریان و راهبران آن دو پروژه نیز، در فضای جامعه زمینه سازی شد و میشود و... حال آنکه این دو مامورانی از ناحیه مردم و یا حاکمیت بودند که در کسوت جایگاه انتخابی و یا انتصابی خود عمل کردند.
مقاله ایی که ترجمه آن میآید مکانیسم چنین حرکت تبلیغاتی خطرناکی را نشان میدهد،که راستگرایان در جهان علیه "دگر تعریف شدگان" به انجام میرسانند، موضوع این مقاله «دگرسازی» اقلیت مسلمان هند است، که هندوهای افراطی، تا حد نابودی و ریشه کن نمودن آنان از جامعه هند، برنامه دارند، حال آنکه مسلمانان هند با بیش از یک پنجم جمعیت یک و نیم میلیاردی هند، واقعیتی انکار ناپذیر در این کشورند و دوران حاکمیت مسلمانان آنقدر سازنده و موفق بود که هند را به ثروتمندترین کشور دنیا در زمان خود تبدیل کرد،
و چنان ثروت در هندِ ذیل حاکمیت مسلمانان موج میزد که طمع بریتانیایها را برای غارت آن برانگیخت، آنگونه که مجبور شدند، طی یک پروژه دو سدهایی، از طریق تاسیس کمپانی هند شرقی، و سپس حاکمیت مستقیم، این ثروت عظیم را مورد هدف قرار داده، و چنان این کشور را از این ثروت جارو کردند، که هند به فقیرترینها در جهان تبدیل شد، به طوریکه بعد از پیروزی انقلاب هند در سال1947 علیه سلطه بریتانیا، هندیها چنان فقیر بودند که این کشور در زمره یک کشور و مردم اعانه بگیر، برای دههها در بین ملل فقیر جهان مطرح بود،
آنچه که در برخورد با اصلاح طلبان و... در چند دههی گذشته در کشور شاهد بودیم، نمونه بارز حرکتی خسارتبار، در همین وسعت بود، که اقلیتی موثر و تریبوندار، آنرا در ایران دنبال کرده، و تمام نیروها، بدنه و رهبری آن را خانه نشین، در حصر، و محدود و منهدم میخواستند و...
بله در روند حذفی یکدست ساز و خالص ساز، فعالان سیاسی ما هم دچار نوعی فاشیسم، و حرکت فاشیستی شدهاند که تکثرگرایی و همه شمولی را بر نمیتابند، آنچنان که خداوند رنگارنگ آفرید و این تکثر را به رسمیت شناخت، و بدان بود و باش داد. ولی اینان نمی پذیرند تا همان کنسرت فراگیر آدمهای جورواجوری که در روند انقلاب و پیروزی آن شرکت داشتند، در ادامه نیز حضور یابند و کار کشور را همه با هم، به سامان برند، و این همه اعتراض به وجود نیاید که طرف خارجی بر موج آن سوار شود و بیشرمانه به خود اجازه دهد که از پاکسازی تمدنی ایران سخن گوید، درست است که او بیشرم است، اما زمینه جری شدندش را کسانی در داخل، با همین سیاستهای کثیف فراهم کردند.
بعد از این مقدمه دردناک و استخوان سوز، اما به مقاله بپردازم :
فاشیسم در هند
چرا فاشیسم هنوز میلیونها نفر را در گوشه کنار جهان به خود جذب میکند [1]
فاشیسم در شمایل حسِ تعلق، احیاگری و امید از راه میرسد. این مقاله توضیح میدهد که فاشیسم چگونه عمل میکند و چرا همچنان برای میلیونها نفر در سراسر جهان جذابیت دارد.
نوشته: دیپ شارما [2]
31 می 2026
جنبشهای سیاسی راست افراطی در سراسر جهان دیگر در حاشیه اجتماع پنهان نمیشوند. آنها با صدایی بلندتر، از نظر رفتار انتخاباتی قویتر، از نظر مالی قدرتمندتر و به طور فزایندهای با زبان اقتدارگرایی راحتتر ظاهر میشوند.
در مجارستان، ویکتور اوربان شانزده سال را صرف تمرکز قدرت حول محور حزب خود و در عین حال تضعیف نهادهای مدنی کرد. در ترکیه، دستگیری روزنامهنگاران، دانشگاهیان و چهرههای مخالف، پس از کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶، بنیانِ مخالفتها را در این کشور از بین برد. در ایالات متحده، دونالد ترامپ بارها مشروعیت انتخابات ۲۰۲۰ را به چالش کشید، و به بحران سیاسی که، در حمله ۶ ژانویه به ساختمان کنگره امریکا به اوج خود رسید، دامن زد.
الگوهای رفتاری پوپولیسم اقتدارگرا در هند هم در حال ظهور است، جایی که سیاست ملیگرای هندو از حاشیه سیاست بیرون آمده و به قدرت رسیده است - نهادهای عمومی را به سلاحهایی برای ساکت کردن مخالفان و اپوزیسیون تبدیل کرده، و دستگاه دولتی، رسانهها و حتی سینما را به تصرف خود درآورده است. اما فاشیسم در هند را باید در چارچوب مرزهای هند، شناخت.
از سال ۲۰۱۴، جریان اصلی خبری هند به طور فزایندهای به بازجوییهای دادگاههای ایدئولوژیک شباهت پیدا کرده است. تبلیغات جناح راست، و ویدیوهایی از کشتار توسط دستههای اوباشِ [3] آنان، مانند هدایا و غنائم جنگی در گروههای پلتفرم واتساپ [4] دست به دست میشوند. شعارهای سیاسی حول محور تحقیر و پاکسازی ملی (از دیگران) ساخته و فریاد زده میشوند. اکوسیستمهای اخبار جعلی آنلاین (لشکر سایبری تشکلهای هندوی افراطی)، هر روز بیوقفه پارانویا، شکایت و سوءظن را به میلیونها هندی القا میکنند.
نگرانکنندهتر این است که چقدر همه این مسایل غیر عادی، عادی و روزمره شده است. اینجاست که باید ایستاد و از خود پرسید:
چرا میلیونها نفر از مردم عادی هنوز تحت تأثیر جنبشهای فاشیستی قرار میگیرند - مدتها پس از آنکه تاریخ ثابت کرد که آنها به (کدام نا)کجا (آباد)ختم میشوند؟
بخشی از پاسخ این پرسش در نکتهایی نهفته است که مورخ، جورج موسه [5] با روشنی چشمگیری آن را درک و بیان کرده است. فاشیسم به دلیل بدیع و اصیل [6] بودنش موفق نشد. فاشیسم به این دلیل موفق شد که مستقیماً به خلاء عاطفی موجود در جامعه اشاره میکند. فاشیسم از امیدها، ترسها، آرزوها، تعصبات، نفرت و خیالپردازیهای آرمانشهری موجود در جامعه خود بهره برده، و آنها را در یک جنبش سیاسی قدرتمند گردهم آورد. [7]
به عبارت دیگر، فاشیسم چیزهای بسیار ناچیزی را ارائه میدهد که اصیل باشند.
هواداران ترامپ در یک تجمع سیاسی در ایالات متحده پلاکاردهایی با شعار «آمریکا را دوباره عالی کنیم» در دست دارند.
امید: نوید تجدید حیات ملی
در فاز نخست، جنبش فاشیستی خود را به عنوان یک نیروی ویرانگر معرفی نمیکند. آنان خود را به عنوان یک نیرویی امیدآفرین بروز میدهند. نازیسم در درون یک جامعه تحقیر شده، بعد از یک شکست نظامی، که به لحاظ اقتصادی فروریزی کرده بود، دچار ناآرامیهای سیاسی شده، غرور ملی آلمانها جریحه دار بود، بعد از جنگ جهانی اول، در جمهوری وایمار آلمان [8] زاده شد. هیتلر میلیونها آلمانی را در ابتدا با شعار دیکتاتوری و یا تسویه نژادی به خود جلب نکرد، بلکه آنان را با نوید بازسازی و اصلاح سریع به خود جذب کرد.
آلمانی که او از آن سخن میگفت، از بزرگی و عظمت خود افتاده بود، ملتی که ضعیف شده بود، به آن خیانت شده بود، آلوده و تحقیر شده بود، به ویژه از ناحیه جناج چپ؛ که در چنین شرایطی تنها یک حرکت ملی متحد میتوانست قدرت آنرا بازیابی کند. همان قول و تعهد عاطفی که اکنون، در مرکز سیاست اقتدارگرایان امروز نیز به همان صورت زمان هیتلر قرار دارد و بیان میشود.
جنبشهای فاشیستی و رهبران پوپولیست آن، همگی با زبان تجدید حیات سخن میگویند، پیش از آنکه از زبان شمولیت همه در این فرایند سخن بگویند. آنها قول میدهند که عظمت از دست رفته را باز گردانند، آلام جریحه دار شده تمدنی را ترمیم کنند، و ملت را به هویت "درست" [9] خود باز گردانند.
این گویش و گفتار احساسیِ نزدیک به درون بدنه جامعه، به صورت آشکاری در هند هم دیده میشود. زبان ملیگرایی هندو به صورت ثابتی از ایده بازسازی تمدنی هند سخن میگوید. از تمدن افتخارآمیز هندو که روزی توسط فرمانروایی مسلمان [10] ، قانون اساسی سکولار [11]، مخالفان [12]، اقلیتها [13]، لیبرالها [14] و یا خیانت تاریخی تضعیف شده است.
معبد رام که بر ویرانه مسجد ویرانشده بابری در آیودیا (فیض آباد) ساخته شده است، شاید یکی از بارزترین نمونههای این منطق باشد. گاردین گزارش داد که (نارندرا) مودی (نخست وزیر هند) این رویداد را به عنوان تحقق «رویایی که بسیاری سالها در سر میپروراندند» توصیف کرد. در اندیشه هندوتوا (ملیگرایی هندو)، ساخت معبد نمایانگر تصحیح نمادین تحقیر تاریخی بود - بازیابی تمدنی که سرانجام جایگاه شایسته خود را بازپس میگیرد.
ترس: جستجو برای دشمنان درونی
اگر امید مردم را به سوی جنبشهای فاشیستی میکشاند و جلب میکند، ترس به آنان میآموزد که چه کسی را باید سرزنش کنند. سیاستهای فاشیستی به متقاعد سازی اجتماعی مشغول است که به جامعه تلقین کند که زوال آنها ناشی از «توطئههای بیگانگان» است که از درون عمل میکنند:
- اقلیتها و مهاجران (دیگران)
- مخالفان و روشنفکران (غرغروها، همانگونه که گوبلز آنها را مینامید)
- روزنامهنگاران منتقد و «ضدملیها» (دشمنان داخلی)
این سادهسازیها، از نظر سیاسی ویرانگر است چراکه موضوعات پیچیده و پر از جنبههای مختلف را، به توضیحی ساده منتقل میکند که بیحسکنندگی را برای جامعه در خود دارد. آلمان نازی این مکانیسم را از طریق به تصویر کشیدن سیستماتیک یهودیان به عنوان عناصری فاسد، خائن و خطرناک برای بدنه ملت، در جامعه آلمان در نظر گرفت. نکتهایی که صرفاً در آن تبعیض نبود، بلکه یک شرطیسازی عاطفی بلندمدت نیز در آن قرار داشت.
باید به مردم آموزش داده میشد - به آرامی و مکرر - که کل یک گروه را با خودِ خطر مرتبط بدانند. مانند هند امروز، شهروندان مسلمان روزانه از طریق یک کمپین هماهنگ اطلاعات نادرست در مورد نفوذ، تهدیدات جمعیتی، ناسازگاری تمدنی و نظریههای توطئه مانند جهاد عشقی، اسکان غیرقانونی، تروریسم، در معرض قضاوت قرار میگیرند و اغلب از آنها خواسته میشود که وفاداری خود را به هندوهای اکثریتگرا، آنطور که هندوها میل دارند ثابت کنند.
آنها فضایی ایجاد میکنند که، در آن کل گروهها (ی اقلیت، مخالف، دگر اندیش و...) از نظر فرهنگی در درون ملت خود مورد سوءظن قرار میگیرند. ما به نقطهای رسیدهایم که دیگر "شهروندی" برای هندی بودن کافی نیست - سوالی که در مقاله قبلیام بررسی کردهام، «زمانی که شهروند بودن دیگر کافی نیست».
سودهیر چودری، مجری برنامه پربیننده Zee News، نشان میدهد که چگونه رسانههای جمعی به طور سیستماتیک «دشمن درونی» را میسازند. چودری از یک فلوچارت پیچیده برای تقسیم زندگی روزمره مسلمانان به دستههای افراطگرایی استفاده کرد و نظریههای توطئه حاشیهای را، به آگاهی ملی جریان اصلی تبدیل کرد. (گرافیک اصلی هندی با استفاده از هوش مصنوعی برای خوانندگان جهانی به انگلیسی ترجمه شده است.)
اشتیاق: میل به تعلق داشتن
هانا آرنت هشدار داد که احساس تنهایی یکی از شرایط اساسی است که جوامع را برای چیرگی جنبشهای تمامیتخواه و رژیمهای اقتدارگرا آماده میکند. او نوشت: «آنچه مردم را برای سلطه تمامیتخواه آماده میکند این است که تنهایی به یک تجربه روزمره تبدیل شده است.» [15]
جنبشهای فاشیستی این خلأ عاطفی و غریزی را درک میکنند و در مقابل حس تعلق را به جامعه خود ارائه میدهند. نه تعلق دموکراتیکی که حول همزیستی و کثرتگرایی بنا شده باشد، بلکه ادغام عاطفی در ملت، در اکثریت، در جنبش و در رهبر.
در چنین شرایطی فرد منزوی ناگهان احساس میکند که بخشی از چیزی بزرگتر، ابدی و از نظر تاریخی مهم شده است. اینجاست که شرایطی مانند بیکاری، خشونت خیابانی و سیاستمداران بیوجدان، و چنین واقعیتهای تلخی بعنوان هزینهای در نظر گرفته میشود که یک ملت برای «عظمت» خود باید بپردازد، و این شرایطی است که باید تحمل شود!
چنین مردمی با هم راهپیمایی میکنند. با هم شعار میدهند. با هم شعارها را تکرار میکنند. با هم نمادها را به تن میکنند. و اینچنین است که جنبش فاشیستی اضطرابهای خصوصی را به حایشه رانده، آنرا به یک هویت جمعی تبدیل میکند.
در هند، این اشتیاق برای هویت جمعی، اغلب به شکل احیای تمدن باستانی که دچار وقفه، تحقیر و فراموشی شده بود، خود را نشان میدهد. تهاجمات خارجی، حکومت استعماری و دههها شکست سیاسی، فصلهایی از روایت بزرگتر از افول شکوه آن میشوند. به نسل فعلی و سربازان پیاده هندوتوا (ملیگرایان افراطی هندو) گفته میشود که آنها یک مأموریت تاریخی را به ارث بردهاند: تکمیل کار ناتمام احیای ملی.
نقشهای به رنگ زعفران از بهارات کبیر (هندوستان بزرگ، شکستناپذیر)، که توسط یکی از رهبران هندوتوا به اشتراک گذاشته شده است. زعفران همچنین رنگ جنبش هندوتوا در هند است. متن این نقشه چنین است: «زمانی، (هند) چنین بود، و این عزم راسخ است - که آن را دوباره به آن شکل بازگردانیم!!» که یادآور یک مضمون تکراری در سیاست هندوتوا است: احیای عظمت تمدنی از دست رفته. [16]
وعده تعلق اغواکننده است زیرا زندگی عادی را به هدفی تاریخی تبدیل میکند. در یک جنبش فاشیستی، فارغالتحصیل بیکار دیگر فقط برای یافتن کار تلاش نمیکند - او در بیداری تمدنی ملت شرکت میکند. و بدین وسیله فرد در جامعه فاشیستی، بلافاصله از بار بیاهمیتی رها میشود.
و نارضایتی/اعتراضها و سختیهای فردی در داستان بزرگتری درباره سرنوشت ملت حل شده و نادیده گرفته میشوند. به همین دلیل است که جنبشهای احیای ملی اغلب چنین وفاداری شدیدی را در بین طرفداران خود دارد. رهبران جنبشهای اقتدارگرا به تودههای همراه خود میگویند که اجدادشان شکوهمند بودهاند، فرهنگشان در معرض تهدید است، ملتشان از جایگاه شایسته خود در تاریخ محروم شده است - و آنها برای بازگرداندن آن، برگزیده و مبعوث شدهاند.
تبدیل پیشداوری و تعصبها به تنفر
جنبشهای فاشیستی اغلب با نفرت آغاز نمیشوند - این جنبشها تعصبات، ترسهای نیمهشکلگرفته و کینهها را میگیرند و آنها را به فضای لفاظیهای سیاسی میکشانند، و به آنها مشروعیت، زبان و هدف سیاسی میدهند.
جورج موسه مشاهده کرد که جنبشهای فاشیستی به شدت از اسطورهها، تعصبات، ناسیونالیسم رمانتیک و خیالپردازیهای به ارث رسیده از اروپای قرن نوزدهم بهره بردهاند. آنها این باورها را از هیچ نیافریدهاند، آنها را جمعآوری کردهاند، در تبلیغات سازماندهی کرده، و در زندگی مشترک سیاسی ادغام کردهاند.
تعصب وقتی در تلویزیون تکرار میشود، توسط سیاستمداران تأیید میشود، در رسانههای اجتماعی پخش میشود و توسط چهرههای فرهنگی یک جامعه تکرار میشود، دیگر شرمآور نیست. در آن مرحله، جمعیت طرد شده توسط جنبش فاشیستی دیگر صرفاً منفور نیستند؛ بلکه به عنوان مشکل در نظر گرفته میشوند. وفاداری آنها زیر سوال میرود، حضورشان زیر سوال میرود، و تعلق آنها مشروط میشود.
در هند، این تغییر را میتوان در زبان روزمره مردم شنید. اصطلاحات تحقیرآمیزی مانند «نفوذی»، «تروریست» و «جهادی» اکنون به راحتی در تجمعات سیاسی، مناظرات تلویزیونی، تزریقهای رسانههای اجتماعی و مکالمات روزمره مردم عادی به کار میروند. با تکرارِ کافیِ این موارد، دیگر مانند تهمت به نظر نمیرسند و بلکه به توصیف تبدیل میشوند.
تعصب به خودی خود ناپایدار است. باید تیزتر شود، پر تکرارتر شود و از نظر احساسی تحریک شود. تبلیغات مدرن این کار را با کارایی بیرحمانهای انجام میدهد. از طریق استودیوهای تلویزیونی، گروههای واتساپ، تزریقهای الگوریتمی و پیامرسانی هماهنگ سازی شده گروهای هماهنگ سایبری، بیوقفه عمل میکنند و سوءظن را در افکار روزمره تک تک مردم، نسبت به سوژههای خود جای میدهند.
این منطق چیز جدیدی نیست. رژیم نازی آن را به کمال رساند: یهودیان صرفاً به عنوان مخالف به تصویر کشیده نمیشدند، تفکر و تبلیغات نازی آنها را به عنوان آلودهکننده معرفی میکرد - چیزی که ملت را از درون فاسد میکرد. هدف فقط خصومت نبود، بلکه غیرانسانیسازی سوژهها نیز مد نظر بود (تا بتوان هر کار حیوانی را بر آنان انجام داد).
امروزه، این سازوکارها با ابزارهای پیچیدهتری به کار گرفته میشوند. در هند، هویت مسلمان از طریق تهمت، تهدید و به عنوان یک "مشکل" مطرح میشود. جزئیات ممکن است تغییر کند، اما نتیجه آن سوءظن مداوم و طرد مسلمانان از زندگی عمومی هندیان است.
با گذشت زمان، تکرار کار خودش را میکند. تعصب کمکم تبدیل به هوشیاری میشود. و وقتی این دگرگونی کامل شد، نفرت دیگر خود را نفرت نمینامد. خود را میهنپرستی مینامد.
گزارشی از بیبیسی، که واقعیت در حال تغییر برای مسلمانان در هند را برجسته میکند. نشان میدهد که چگونه وعده یک هویت ملی خالص شده، به طور سیستماتیک جوامع هدف (مثلا مسلمانان در هند) را به حاشیه زندگی عمومی سوق میدهد.
آرمانشهر: خیال یک جامعه پاک
هر جنبش فاشیستی در نهایت نوید نوعی آینده پاکشده را میدهد: یک ملت احیا شده، مردمی متحد شده، جامعهای که سرانجام پاکسازی شده، عاری از فساد، و با دشمنان داخلی که همگی ناپدید شدهاند.
سیاست فاشیستی شیفتهی گذشتههای اسطورهای است و در هستهی خود، فاشیسم شرایط خیالی از جامعه خالص سازی شده ارائه میدهد. برای مثال، آلمان نازی، خلوص نژادی، خون، خاک، مردانگی قهرمانانه و خیالپردازی دربارهی یک جامعهی ملی ارگانیکِ عاری از آلودگی توسط بیگانگان را رمانتیکوار جلوه میداد. دموکراسی، کثرتگرایی، اختلاف نظر و تنوع، نه به عنوان نقاط قوت، بلکه به عنوان نشانههای زوال تمدن و حتی ضعف آن به تصویر کشیده میشدند.
در هند، تصور ملگیرایی "هندوتوا" به صورت فزاینده ایی بر رویای تمدن یکپارچه فرهنگی هندو دور میزند، ملتی که از تناقضهای درونی پاک شده، همواره تحت سلطه اکثریت است، و از دغدغههای ناشی از تکثرگرایی و حتی خودِ سکولاریسم هم رهایی یافته است. ملتی بدون مسلمانان؛ بدون روشنفکران مخالف؛ بدون معارض ایدئولوژیک؛ و عاری از اصطکاکهای فکری و اخلاقی زائیده دموکراسی.
آرمانشهرِ یک جنبش فاشیستی، آیندهای برای رسیدن نیست، بلکه سکوتی است که از عدم آنچه و آنانی است که حذف شدهاند، ناشی میشود.
فاشیسم نه تنها عدم ترس و تنفر، بلکه یک آینده متعالی را نیز به هواداران خود پیشفروش میکند،
[1] - https://fascisminindia.substack.com/p/why-fascism-still-attracts-millions
[2] - Deep Sharma دیپ شارما نویسنده و محقق ساکن بریتانیا است که آثارش به بررسی فاشیسم، ناسیونالیسم، تبلیغات و زوال دموکراسی در هند معاصر میپردازد. او با بهرهگیری از تاریخ سیاسی، مطالعات فاشیسم و مقایسه تاریخی، چگونگی تطبیق ایدههای اقتدارگرایانه با جوامع دموکراتیک مدرن را بررسی میکند. او کتاب «فاشیسم زیرلایه در هند» را مینویسد.
[3] - mob-lynching
[4] - WhatsApp
[5] - George Mosse «جورج» لاخمان موسه (۲۰ سپتامبر ۱۹۱۸ - ۲۲ ژانویه ۱۹۹۹) مورخ اجتماعی و فرهنگی یهودی-آمریکایی متولد آلمان بود که از دوران نازیها مهاجرت کرد.
[6] - original
[7] - George Mosse, The Fascist Revolution: Toward a General Theory of Fascism. Madison: University of Wisconsin Press, 1999.
[8] - Weimar Republic
[9] - true
[10] - Muslim rule
[11] - constitutional secularism
[12] - dissenters
[13] - minorities
[14] - liberals
[15] - Hannah Arendt, The Origins of Totalitarianism. New York: Schocken Books, 1951.
35 Likes∙
[16] - تاکنون هرچه از این نقشه های توسعه طلبانه، که توسط هندوئیسم ملیگرا منتشر شده بود را که دیده بودم، تنها متجاوز به بخشی از سرزمینهای میراث تمدن ایران بزرگ و فرهنگی از جمله افغانستان و... بود، اما این نقشه جدید حتی خاک ایران کنونی را هم ضمیمه "بهارات بزرگ" کرده، حال آنکه تمدن ایران پا به پای تمدن هند پیش رفته و ایران کنونی تنها بخشی از ایران تمدنی بزرگ است، که متاسفانه این نیز به خاک و محدوده مورد ادعای هندوئیسم افراطی ملیگرا ملحق شده است، و این نشان می دهد که ملیگرایی هندوئیسم به سمت توسعه طلبی فزاینده ایی پیش میرود که چنانچه افسانه های دینی خود را مد نظر برای تعیین حدود حکومتی خود قرار دهد، کل جهان در سیطره هندوئیسم باید باشد، چرا که جهان بینی این فرهنگ و این آئین، یک جهان بینی جهانشمول و شامل تمام بشریت و موجودات و خلقت ماورایی زمینی هم هست، و این زنگ خطری نه تنها برای ایران و بلکه برای کل جهان خواهد بود، که چنانچه اینان فرصت یابند، توسعه طلبی خود را تنها شامل سرزمین های قبل از استقلال هند نخواهد کرد، بلکه بسیاری از سرزمینهای همسایگان را نیز در تیرس توسعه خود دارند
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
مسلمانان به عنوان بزرگترین اقلیت مذهبی در هند، یکی از مظلوم ترین، و در عین حال به وسیع ترین چالش برای اهل سیاست، در جناح ملیگرای هندو تبدیل شده اند، سازمان آر.اس.اس و حزب حاکم بی.جی.پی در هند، به عنوان سردمداران تفکر یکدست ساز، و تمامیت خواه مذهبی و فرهنگی هندو، که خواهان پاکسازی خاک و جامعه فرهنگی و مذهبی این کشور، از "اغیار" (Others) بوده، و یکی از این اغیار، هندی هایی هستند که در اثر هجوم مذاهب وارداتی به سرزمین هند (اسلام، مسیحیت، یهود و...)، بدین ادیان گرویدند، که باید آنان را به "خانه" اصیل فکری خود، یعنی هندویسم، و فرهنگ خاص آن، بازگرداند!
در این روند ملیگرایی فاشیستی فرهنگی و مذهبی، مبارزه آشکاری بین اکثریت هندوی متعصب حاکم، و اقلیت غیر برخوردار مسلمان در هند، ده ها سال است که در صحنه سیاسی این کشور ادامه دارد، مبارزه ایی که باعث ظلم و تعدی به جان، مال و ناموس این اقلیت و البته دیگر اقلیت های از این دست شده، و قوانین شدیدی بر آنان تحمیل، حقوق آنان تضییع، و قدرت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی آنان مورد هجوم و تهدید و تحدید بی وقفه بوده، و هست،
در این روند، اما چند سالی است که موهان باگوات، حرکتی را برای نزدیکی به مسلمانان نیز آغاز کرده است، این حرکت ابهام برانگیز رئیس مخوف ترین سازمان فاشیستی زنده جهان، مورد مداقه اهل سیاست، و اجتماع در هند قرار گرفته، و چگونگی و اهداف آن را پیجویی کرده اند، مقاله زیر به ابعاد و اهداف این پدیده نوظهور، پرداخته و تا حدودی آن را روشن کرده است.
جویش BJP و RSS برای مسلمان قابل قبول
علی خان محمود آباد [1]
علاقه موهان باگوات [2] به این که چه کسی و چگونه تبدیل به یک "مسلمان قابل قبول" [3] می شود، گفتگوها را به این سمت می برد که آیا آر.اس.اس تغییر سیاست داده، یا اینکه، یک سیاست اتخاذ شده ناشی از شرایط زمانی است.
کارل لوگر [4] شهردار شهر وین بین سال های 1887 تا سال 1910 است، که به ساخت ساختمان ها مدرن در این شهر شناخته می شود. لوگرِ کاتولیک مذهب، در سخنرانی های سیاسی خود به روشنی از فراز های ضد یهودی سود می جست. اما ضدیت او با یهود، بومی، بی شیله پیله، منعطف بود، که در آلمان اینگونه ضدیت را gemütlich (راحت و در انواع قابل فهم) می گفتند. لذا این باغ پر تنوع، اغلب بعنوان وسیله ایی، باعث می شد که برغم این پیش داوری های سیاسی، حتی او را از داشتن دوستان یهودی هم باز ندارد. و وقتی در پیرامون این تفاوت اندیشه، و کردار مورد سوال واقع می شد، پاسخ لوگر این چنین بود که : "من تصمیم می گیرم که چه کسی یهودی است".
امروز جستجو برای یافتن "مسلمان قابل قبول" به یک گفتمان سیاسی، در سراسر دنیا تبدل شده است. چنین گفتمانی در چند سال گذشته، راهبرد احزاب مختلف سیاسی در هند نیز بوده و آنان را در این جهت به حرکت در آورده، و هدایت کرده است. از زمان روی کار آمدن در سال 2014، حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) [5] و نیای ایدئولوژیک آن سازمان راشتریا سویام سواک سنگ (RSS) فعال بوده اند تا از موضعی که تمام مسلمانان را بعنوان مرتد در بدنه سیاسی هند دیده می شدند، جدا شده، و به دیدگاهی برسند که انواع خاصی از مسلمانان به خاطر فرهنگ شان بیشتر "هندی" تصور شوند.
اتفاقا، این شیوه نگاه به انواع خاصی از مسلمانان، همچنین بعنوان سوژه، به هدف حملات سخنوران درون فرقه ایی، توسط دیگر مسلمانان، که این گونه مسلمانان خاص را بعنوان واجدان و حاملان لایه های فرهنگ هندویی می بینند، قرار می گیرند، که باید از جامعه اصیل اسلامی تصفیه شده، و به کیش درست و معتبر اسلامی بازگشت دهند. بنابراین، بازگشت به خانه [6] ، یا تغییر مذهب، و بازگشت به هندویسم خود در کنار این تفکر اسلامی مطرح است، شیعیان و صوفیه، به خصوص، سوژه های گلچین شده ایی در بین مسلمانان، به خاطر اعتقادات خاص خود، هستند که بیشتر قابلیت پذیرش در "هندی بودن" [7] را دارند.
علاوه بر آن، تقسیم بندی وجوه "طبقاتی" [8] مسلمانان، نیز اکنون به کار گرفته می شود، تا این گونه بیان شود که اکثریت قابل توجهی از مسلمانان از بازماندگان مردم بومی هند هستند که به اسلام تغییر مذهب داده اند، و به بیان دیگر، در حقیقت "هندی بودن" آنان توسط اعقاب آنان که هندو بوده اند، تداوم می یابد. این تغییر سیاست از آر.اس.اس از ستیز خصومت آشکار با مسلمانان، به ارتباط گزینشی با آنان از سوی افراط گرایان هندو، در اثر ارتباطات بین المللی از یک سو، و بایسته ها و ضروریات داخلی نشات می گیرد.
برای هشت سال گذشته، آر.اس.اس و بی.جی.پی به گسترش برنامه هایی اقدام کردند تا ارتباط با این جوامع اجتماعی و مذهبی را افزایش دهند. گروه آر.اس.اس قسمتی از تحرکات خود را از طریق سازمان های وابسته به خود دنبال کرد، از جمله گروه مسلم راشتریا مانچ (MRM) [9] گروهی که توسط رئیس سابق سازمان آر.اس.اس آقای کی.اس. سودارشان [10] با هدف تغییر و ترمیم چهره سازمان آر.اس.اس، که به صورت بنیادگرایانه یک تصویر خصومت آمیز و ستیزه جویانه با مسلمانان داشت، و با هدف نزدیکی بیشتر مسلمانان به هندوها بنیان نهاده شد. از آن زمان تاکنون، بی.جی.پی و آر.اس.اس سعی کرده اند که در مناسبت های مختلف، این پیام را بدهند که در حال فعالیتند، تا گفتگو با گروه خاصی از مسلمانان هند، را تشویق کنند، از جمله در این ارتباط می توان به برگزاری کنفرانس های بین المللی صوفی [11] اشاره کرد.
تازه ترین تلاشی که از سوی گروه آر.اس.اس انجام پذیرفت، سفر موهان باگوات رئیس سازمان آر.اس.اس به دهلی، و دیدار با عمر احمد الیاسی [12] ، در سالمرگ پدرش جمیل الیاسی [13] می باشد که به دلیل سفرش به اسراییل، و ملاقات با شیمون پرز [14] شهرت دارد. موهان باگوات در این دیدار از سوی کارگزار ارشد گروه آر.اس.اس و مسئول فعلی گروه MRM آقای ایندرش کومار [15] همراهی می شد.
وب سایت عمر الیاسی جوان، نشان می دهد که او وارث مباشر و ناظر بر سازمان ائمه جماعات تمام هند [16] است که "صدای مشروع نیم میلیون امام جماعات سراسر هند، که خود هدایت گر مذهبی و معنوی 210 میلیون مسلمان هندی هستند" را بر عهده دارد.
این دیدار خصوصی توسط روزنامه ها، به عنوان توسعه ارتباط آر.اس.اس با همه مسلمانان پوشش داده شد. دو روزنامه اصلی در عنوان مطالب خود نوشتند "رئیس آر.اس.اس برای توسعه ارتباط با مسلمانان با بدنه امامان ملاقات کرد" و "رئیس آر.اس.اس باگوات از مسجدی در دهلی دیدار کرد. ملاقات با رهبران مسلمانان" مقاله دوم اشاره به ملاقات های دیگر باگوات دارد که با رهبران اسلامی داشته است، که به این مطلب در ادامه بر خواهم گشت.
اکنون، خوانندگان هر دو روزنامه هندوستان تایمز [17] و تایمز آو ایندیا [18] (که دو مقاله فوق را زده اند) در بهت وا نهاده خواهند شد که چگونه در خصوص این سر تیترهای مطبوعاتی تفکر کنند، آیا این توسعه ارتباط با مسلمانان مبنایی و اصیل است، در حالی که به طور دائم مسلمانان به خاطر سو استفاده از آنان، مورد سرزنش واقع می شوند. اصولا، دیدار از یک مسجد و حوزه علمیه مسلمانان، و ملاقات با امامان مشهور مساجد، نور امید خوبی را در زمانی می درخشاند، که جامعه جهانی به طور فزاینده ایی، عدم تحمل مذهبی را در هند، مورد سرزنش قرار داده است.
گرچه شاید همزمانی ملاقات با الیاسی و انتشار اخبار گفتگو با رهبران مسلمان توسط رئیس آر.اس.اس، با حمله به رهبران گروه جبهه پاپولار فرانت آو ایندیا [19] که در سطح کل هند انجام گرفت، همزمانی معنی داری نداشته باشند. اهمیت آن در این است که ملاقات با بزرگان اسلامی در حقیقیت یک ماه قبل از آن صورت گرفت.
ملاقات با چهار تن از مسلمانان ارشد – اس. وای . قریشی [20]، نجیب جانگ [21]، ضمیرالدین شاه [22]، سعید شروانی [23] و شاهد صدیقی [24] - به یک موضوع بحث برانگیز و نگران کننده تبدیل شد. آقای قریشی به صورت متفاوتی این پنج نفر را بعنوان یک گروه "ناهمگن" [25]، و وابسته به گروه بازنشستگان مسلمان ارزیابی کرد.
همچنین مقاله "چه خبر از دیدار موهان باگوات از حوزه علمیه به ما از آر.اس.اس بگویید" را بخوانید
یک کمیسر سابق انتخابات؛ یک ژنرال سابق، فرماندار ایالتی، معاون رئیس دانشگاه ملی اسلامی؛ یک ژنرال بازنشسته و معاون رئیس دانشگاه اسلامی علیگره؛ یک تاجر معروف؛ یک سیاستمدار و ستون نویس و ادیتور مطبوعاتی، به سختی می توانند به عنوان یک گروه ناهمگن تعریف شوند. جزئیات این ملاقات ها در ابهام ماند تا این که آقایان قریشی و جانگ در یک شو تلویزیونی توسط کاران تاپار [26] در رسانه وایر [27] حارضر شدند ، و بدنبال آن برای روزنامه ایندین اکسپرس [28] سرمقاله ایی در این رابطه نوشته شد.
اینجا، مطلب مهمی که در ارتباط با این توسعه ارتباط سازمان آر.اس.اس با مسلمانان باید عنوان داشت، این که این فرایند از قبل آغاز گردیده بود، مهمترین فراز این این حرکت بر می گردد به ملاقات موهان باگوات با مولانا ارشد مدنی رئیس جمعیت العلمای هند [29] و از اعضای اصلی جامعه رهبری مسلمانان هند است. بنابراین، سال های بعد از این دیدار را، با دو روند می توان تشخیص داد.
روند اول آنچه که هلال احمد از آن تحت عنوان مشروطه گرایی هندوتوا [30] یاد می کند. به بیان دیگر، بی.جی.پی و آر.اس.اس در حال قانون گذاری هندوتوا در جامعه هستند، تا مشترکا هم از جهتی از این ساختار بهره جسته، و هم از جهتی آن را جایگزین کنند.
بنابراین، از زمان آخرین ملاقات باگوات با جانگ در سال 2019 حکم قضایی مسجد بابری صادر شد، قانون اعطای شهروندی هند [31] تصویب شد و قانون ثبت ثبت ملی شهروندان [32] ابلاغ گردید. و البته، برداشتن ماده 370 قانون اساسی، اعمال قانون جلوگیری از اقدامات غیر قانونی [33] و همچنین قانون سه طلاقه [34] که در اواخر تابستان تصویب شد.
و آخرین اقدام در این ردیف اقدامات، بحث برانگیز حق پوشش حجاب، بحث اختلافات در خصوص مسجد گیانواپی [35]و همچنین بحث اعمال قوانین یکسان مدنی [36] در برخی از ایالت های هند، همه نشان از این دارد که چگونه قوانین هندوتوا موجودیت خود را در جامعه یافته اند.
روند دوم که جاریست اینکه، دیگ اختلافات فرقه ایی همچنان توسط سیاستمداران حزب بی.جی.پی در سطح محلات، ایالات و مرکز جوشان نگه داشته می شود، چرا که بهره های انتخاباتی فراوانی از این جهت نصیب این حزب شود. لذا طبق همین سیاست و روند است که در دو سال گذشته شاهد فراخوان آنان بر بایکوت اقتصادی – اجتماعی مسلمانان و همچنینفراخوان آشکار آنان برای تجاوز و نسل کشی مسلمان بوده ایم. به صورت روشن باید گفت که، گرچه ارتباطاتی در سطوح بالا بین آر.اس.اس و بزرگان مسلمان وجود دارد، اما اعضای بی.جی.پی همچنان این خط انتخاباتی خود را ادامه می دهند تا از تحرکات ضد مسلمین، برای بهره برداری سیاسی انتخاباتی خود سود جویند.
هیات پنج نفره مسلمان حقایقی از جمله اینکه مسلمانان جهادی و پاکستانی نامیده می شوند را عنوان داشت، اما باگوات سوگنامه خود را متقابلا بیان داشت، که جمعیت مسلمانان به سرعت در هند در حال افزایش است، مسلمانان به احساسات هندو ها در خصوص تقدس گاو توجهی ندارند، و از کلمه کافر برای هندوها سود می جویند. این سخنان نشانگر آن است که قدرتمندان خود و جامعه متعلق به خود را قربانی اقدامات مسلمانان دانسته، و در عین حال از موضع روشن قدرت سخن می گویند.
مهمتر از آن، هیچکدام از موضوعات اساسی مطرح در بین جامعه مسلمانان شامل مهمترین آنها یعنی اعمال قوانین یکسان مدنی (UCC) و قانون اعطای شهروندی هند (CAA) در ملاقات و گفتگو با باگوات از سوی رهبران مسلمان مذکور مطرح نشده است، هر چند او سخن از نفوذ کم خود در صحنه سیاسی و عمل گفته است (به مصاحبه تاپار توجه کنید). در حقیقت، از سرفصل سخنان آقای قریشی به نظر می رسد که وی به این اعتقاد رسیده است که به رغم این حقیقت که قانون اساسی و ساختار همراه آن از سوی آر.اس.اس سو استفاده می شود تا جمهوری هندو [37] را شکل دهند، اما سخنان باگوات نشان از "تقدس قانون اساسی" [38]هند در نزد او داشت.
در چنین اتمسفری، این مهم است که به خاطر آورد که بی.جی.پی و آر.اس.اس در جستجوی ساخت دیدگاه مورد نظر خود در بین جامعه مدنی مسلمانان هستند، کسانی را می خواهند که بیانگر سخن آنان باشند. یک سازمان تحت عنوان "مسلمانان هند برای توسعه و اصلاح" (IMPAR) [39] هم اکنون در حال انجام مقدمات این حرکت است، و اخیرا اعضای هیات هایی از آنان در نشست های مختلف شرکت می کنند.
همچنان که دیده شده، یکی از بنیانگذاران IMPAR یکی از بنیانگذاران حزب صلح [40] در ایالت اتارپرادش است که از نزدیکان اهالی قدرتمند در حزب بی.جی.پی می باشد. اتفاقا این گروه اقدامات قابل توجهی در صحنه ایالت داشته، اما اعتبار آینده آنان، وابسته به این است که آیا به عنوان یک حرکت نیابتی و وابسته دیده شوند، یا خیر. در بیانیه مطبوعاتی دیدار باگوات، از این حرکت استقبال شده، و در عین حال از نخست وزیر خواسته شده است که فعالیت نیروهای فرقه گرا را کنترل کند. به بیان دیگر، افراد و سازمان هایی که با قدرت در ارتباط هستند، نیازمند این هستند که برچسب بدنام کننده ایی که به این گونه مسلمانان اطلاق می شود، که میخ کج حزب کنگره، و یا مسلمانان حکومتی [41] نامیده شوند، دور باشند.
سخنان باگوات در این نشست - و به دنبال آن در شیلونگ – که تمام هندی ها هندو هستند بازتابی از همان سخن لوگر است که در وین برای یهودیان عنوان داشت. هیات از بیان این عنوان مقاومت داشت، و به جای آن از واژه مجاور و نزدیک آن یعنی بهاراتیا مسلم [42] سود جست.
اینکه که چه کسی و چه چیزی، به در اندیشه باگوات بعنوان مسلمان قابل قبول مد نظر است و آیا آر.اس.اس سیاست خود را تغییر داده، یا این که به مقتضای زمان چنین رویکردی را اتخاذ کرده است مشخص نیست.
[1] - نویسنده مقاله The BJP-RSS's Quest for the 'Acceptable Muslim' آقای علیخان محمود آباد (Ali Khan Mahmudabad ) از اساتید دانشگاه آشوکا، و نویسنده مقالات مطبوعاتی به زبان های اردو و انگلیسی هستند، ایشان نویسنده کتاب ( Poetry of Belonging: Muslim Imaginings of India 1850-1950 (OUP)) و از اعضای حزب سماج وادی (Samajwadi) با آدرس توئیتری (@mahmudabad).
[2] - Mohan Bhagwat رهبر کنونی سازمان وسیع و قدرتمند آر.اس.اس که در واقع پایه و ایدئولوگ هندوئیسم افراطی و تفکر هندوتوا است که خواهان هند بعنوان سرزمینی پاک و خالص برای هندوئیسم و هندوهاست و لذا در صدد پاکسازی و تضمین چنین سرزمین برای هندوها می باشد.
[3] - acceptable Muslim
[4] - Karl Lueger
[5] - بهاراتیا جاناتا یا حزب مردم هند که در واقع شاخه سیاسی هندوئیسم افراطی هند می باشد و در مقابل حزب کنگره و احزاب سکولار قرار می گیرد که خواهان کثرتگرایی، دمکراسی، سوسیالیسم و رواداری مذهبی و زبانی و نژادی در کشورند، قرار می گیرد.
[6] - ghar-wapsi کلمه ایی هندی به معنی بازگشت به خانه، که حکایت بازگشت هندی هایی است که توسط ادیان خارج از فرهنگ هندی مثل اسلام و مسیحیت از ادیان هندی جدا شده و به این ادیان پیوسته اند که باید به دین باستان خود باز گردند.
[7] - Hinduness یا هندو بودن واژه ایی که در تفکر هندوتوا مطرح است که معتقد است هند سرزمین پاک هندوهاست و باید مهاجمان به این فرهنگ و دین از جمله مسلمانان و... به دین و آبا و اجدادی و فرهنگ اصیل هندی بازگشت کنند. ملیگرایی هندویی که توسط حزب بی.جی.پی و سازمان آر.اس.اس دنبال می شود.
[8] - caste سیسم کاستی یا طبقاتی هندویی باستان که از بالاترین طبقه یعنی برهمن ها و ساختار روحانی مذهبی آغاز می شود و تا دون پایه ترین طبقات یعنی نجس ها (دالیت ها و...)که نحس و نجس بوده و باید از آنان دوری کرد، ادامه می یابد این سیستم طبقاتی که اکنون طبق قانون اساسی هند ممنوع است در حال بازیابی خود در تفکر هندویسم افراطی می باشد.
[9] - the Muslim Rashtriya Manch (MRM). گروهی ساخته و پرداخته گروه آر.اس.اس که سیاست ارتباطی این سازمان را در ارتباط گیری با برخی مسلمانان دنبال می کند.
[10] - K.S. Sudarshan
[11] - international Sufi conferences
[12] - Umer Ahmed Ilyasi پدرش جمیل الیاسی چهره و تفکری متفاوت از دیگر روحانیت هند داشت و لذا به رغم نظر بسیاری از مسلمان هند، معتقد به نوعی مدارا بود و به تنش زدایی معتقد بود لذا به اسراییل هم سفر کرد و با سران این کشور دیدار کرد که واکنش هایی در جامعه مسلمان هند برانگیخت
[13] - Jameel Ilyasi
[14] - Shimon Peres رئیس جمهور اسبق اسراییل
[15] - Indresh Kumar
[16] - All India Imam Organisation در هند گروه های زیادی هستند که نام های بزرگی دارند ولی در افراد شمولیت یافته در این گروه ها بسیار اندک است اگرچه این سازمان از تمام ائمه جماعات هند سخن گفته می شود، ولی افراد تحت سیطره و طرفدار این گروه بسیار اندکند
[17] - Hindustan Times
[18] - Times of India
[19] - Popular Front of India (PFI) گروهی واکنشی به اقدامات شبهه میلیشایی و نظامی گروه های تحت کنترل هندوتوا است که از سوی دولت هند ممنوع اعلام شده است رهبران این گروه عبارتند از اوما عبدالاسلام، ای.ام عبدالرحیم، انیس احمد می توان اشاره کرد. http://www.popularfrontindia.org/ ارگان این گروه می باشد.
[20] - S.Y. Quraishi
[21] - Najeeb Jung
[22] - Zameeruddin Shah
[23] - Saeed Shervani
[24] - Shahid Siddiqui
[25] - motley
[26] - Karan Thapar
[27] - The Wire
[28] - Indian Express
[29] - Jamiat Ulama-e Hind از گروه های مهم اسلامی که دارای حوزه علمیه بزرگی در شمال هند است و در بحث های سیاسی نیز مرجعیت دارند.
[30] - Hindutva constitutionalism فلسفه هندوتوا بر ملیگرایی هندویی استوار است که از سوی رهبران پایه گذار گروه RSS مورد تاکید قرار دارد این فلسفه بر هند به عنوان سرزمین هندوها، و تقدس آن تاکید دارد و خواهان پاکسازی آن از اغیار می باشد، آنان نازیسم در اروپا و صهیونیسم در آسیا را مصداق پیروی برای این بینش دیده و نزدیکی های فکری و عملی با آنان احساس می کنند.
[31] - the Citizenship Amendment Bill قانونی که به درگیری های بسیار در بیش از یک سال گذشته در هند انجامید و مسلمانان زیادی به این قانون اعتراض کردند، که در این قانون حزب بی.جی.پی از دادن شهروندی به تمام افرادی که از کشورهای همسایه به هند مهاجرت کرده اند تن داد، مگر کسانی که مسلمان هستند و به این ترتیب دادن شهروندی به مسلمانان ممنوع گردد.
[32] - National Register of Citizens در این قانون نیز بحث های مذهبی لحاظ شد و به ضرر مسلمانان این قانون رقم زده شد.
[33] - Unlawful Activities (Prevention) Act قانونی که به مقامات امنیتی و پلیس هند امکان می دهد تا به دستگیری و زندانی کردن افراد بدون طی تشریفات قضایی اقدام کنند و این نیز به ضرر و مورد سو استفاده مقامات امنیتی و پلیس برای تهدید و تحدید مسلمانان و اقلیت ها منجر شد
[34] - Triple Talaq bill گرچه قوانین حاکم بر اقلیت مسلمان در هند از سوی سازوکار قانونی تحت عنوان all India Muslim personal law board تنظیم می شود ولی دولت هند قانون سه طلاقه کردن زنان را ضد انسانی دانسته ودر این مورد دخالت کرده است.
[35] - Gyanvapi mosque نام مسجدی در هند که اخیرا هندوها در خصوص آن ادعا کرده و مثل مسجد بابری در حال اقدامند تا آن را نیز از آن خود کنند.
[36] - Uniform Civil Code هندوهای افراطی معتقدند که سازوکار قانونی حاکم بر احکام مدنی خاص اقلیت ها نباید وجود داشته باشد و باید همه برابر قانون مساوی باشند لذا به جای سازوکارهایی مثل all India Muslim personal law board و... که قوانین خاص برای اقلیت ها تعیین می کنند خواهان تسری قوانین کلی هند بر تمام جوامع داشته و لذا قانون یکسان مدنی برای همه را تجویز می کنند.
[37] - Hindu Rashtra جمهوری هندو در مقابل دیگر هم نام های آن در دنیای معاصر از جمله جمهوری اسلامی، جمهوری یهود و.... به عنوان یک هدف برای راستگرایان هندو مد نظر است.
[38] -"Constitution was sacrosanct" قانون اساسی هند یک قانون سکولار، پلورال، سوسیال دمکرات است که در بخش سکولار و تکثرگرای آن در تناقض با ایده آر.اس. اس است و اقداماتی برای تغییرات در قانون اساسی انجام داده است که از جمله آن همین بحث قانون یکسان مدنی برای تمام هندی هاست و...
[39]- Indian Muslims for Progress and Reform (IMPAR)
[40] - Peace Party
[41] - sarkari (official) Muslims روحانی حکومتی اشاره به دست نشانده بودن و... دارد
[42] - ‘Bhartiya Muslim’ هندوهای افراطی کلمه هند را یک واژه نادرست برای کشور خود تلقی کرده و از واژه بهارات به جای آن استفاده می کنند.
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
درس هایی که از انقلاب هند می توان آموخت، برای ایرانیان بسیارند، چرا که ایران و هند دو انقلاب را در یک منطقه با اهداف نسبتا مشترک، و البته با کمی تفاوت ایجاد کردند؛ مثلا با این تفاوت که انقلاب مردم هند در سال 1326 به پیروزی رسید، و انقلاب مردم ایران در 1357 خورشیدی، لذا ایرانیان می توانند با نگاهی به نقاط ضعف و قوت انقلاب، و انقلابیون هند، که اکنون در 75 مین سالگرد پیروزی خود قرار دارند، و بیش از 31 سال از ما جلوترند، با توجه به انحرافات حادث شده در انقلاب هند، از تجربیات آنان سود جسته، و اگر فرصت و قدرتی یابند، انحرافات آتی را، از انقلاب خود دور کنند، انحرافات عمومی که برای هر انقلابی ممکن است حادث شود و کافیست انقلابیون از تعصب گروهی و جناحی خود خارج شوند، و واقعیت انحرافات آن را ببیند، آن گاه برای حل آن حرکت خواهند کرد.
هندی ها نیز همچون ما بعد از پیروزی، با ترور، انحراف، چند دستگی، جابجایی قدرت، افراط و قلب مفاهیم و آرمان ها مواجه بوده و هستند، و هر دو انقلاب، رهبری کاریزماتیک داشته، و افرادی به سان جواهر لعل نهرو، در جریان انقلاب ما هم بودند، که عده ایی در صدد پاک کردن نقش بی بدیل آنان، به همراه خانواده، تفکر، زندگی و... آنان از صفحه انقلاب ایران، هستند.
مقاله ایی که می آید در اوج حاکمیت افراط گریان مذهبی و راستگرایان هندوتوا، به رهبری حزب BJP ، که شاخه سیاسی افراط گرایان است، نوشته شده است، و نویسنده آگاه و شجاع هندی، به زندگی نهرو و راهکارهای رقبایش برای حذف او می پردازد، که چگونه او را مخل آسایش فرهنگی، و فکری و عمل خود دیده در صدد حذف او، از صفحه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... هند می باشند.
چرا RSS نمی تواند تنفر علیه جواهر لعل نهرو ایجاد کند، نهرو و ارتباطش با مردم هند
نهرو یک مدرنیست [1] بود که در سنت هند ریشه داشت و مستقیم با ایده و نظریه هندوتوا [2] در تضاد بود، این را هیچ کسی بهتر از ایدئولوگ های نظریه پرداز هندوتوا نمی دانند.

نخست وزیر هند، جواهر لعل نهرو در حال سخنرانی بعد از استقلال هند در سال 1947 در پارلمان هند.
عکس برگرفته از آرشیو تاریخ جهان.
نویسنده : پوروشاتم آگاروال [3]
27/مردادماه/1401 (18 آگوست 2022)
همچنان که کشور پرچم یادبود هفتاد و پنجمین سالگرد استقلال هند را به تکان در آورده است، این زمانی است که باید برآوردی هم داشته باشیم. بنیانگذاران هند چه کردند، و شهروندان هند چه خواب و آروزهایی داشتند، چگونه هند گذر کرد و آنرا به انجام رساند، چالش ها و موفقیت ها چه بوده است؟
گزارشگران و تهیه کنندگان رسانه "وایر" داستان هایی را از این دوره زمانی فراهم کرده، زخم ها، و امید هندی ها تهیه، همچنین این که در زندگی خصوصی، فرهنگی، اقتصادی و علمی چه دیده اند. چگونه هند مدرن بر این زخم ها فائق آمد، این پرچم چه آوردی داشته است؟ چگونه ادبیات و سینما، زخم تقسیم هند (به مسلمان و هندو و در نهایت دو کشور هند و پاکستان) را التیام بخشیدند؟

طراحی : پریپلب چاکرابارتی [4]
"سازمان خدمتگزاران داوطب ملی" (RSS) [5] خود را به عنوان یک سازمان "فرهنگی" می داند، و این ادعا از این نظر درست است که هدف آن سازمان بر تغییر تمام موارد برای "هندی بودن" [6] استوار است، و این سازمان با تمام فعالیت های خصوصی و عمومی خود را در کشور مرتبط کرده است. اما واژه "فرهنگی" مد نظر گروه RSS اشاره به یک واقعیت پویا ندارد، که تجربه روزانه عموم مردم را انرژی بخشیده، و یک نقطه نظر خلاق در هند ایجاد کند.
برای گروه RSS واژه فرهنگی که آنرا برای خود به کار می برند، به معنی خطابه و لفاظی هایی تنفر برانگیزاننده و خشونت واقعی، و یک سیستم مخفی و پوشش دهند به این درگیری و ظلم و تعدی ها، از طریق طفره رفتن و اختفا می باشد. همچنین انکار و نادیده انگاشتن، تکثر بنیادی در تجربه فرهنگی و شخصیت هندی هاست. در سوی مقابل RSS، طرفداران "جنبش ملی استقلال هند" [7] قرار دارند، که این تکثر بنیادی را در فرایند گفتگوها و بالا و پایین های خاصِ چنین حرکت های تاریخی، در تجربه فرهنگی و شخصیت هندی ها دیده، و آنرا به رسمیت شناختند، بنابراین شعار "وحدت در عین کثرت" [8] را، با همین واقعیت اجتماعی است که سر داده اند.
به رقم تمام آنچه گفته شد، برای تحقق ملیگرایی هندی و یا "هندو بودن"، ملی گرایی آر.اس.اس، تمام، روش ملیگرایی راست گرایانه را از غرب برگزید. تعریف و تمجید از "خالص سازی صحنه زندگی ملی" [9] از اغیار، مطابق شعار و روش نازی های آلمان [10] در سخنان آنان موجود است. در کتاب "ما، همسایگی تعریف شده ما" (در سال 1938 این مطلب به نام ام. اس. گولوالکار [11] چاپ شد، کمی بعد توسط انتشارات آن، این مطلب تکذیب گردید) که به رغم این تکذیبیه، انعکاس آن مطلب را براحتی می توان در سخنان غیر رسمی روزانه هر کادر RSS و طرفدارانش به خوبی دید. تجلیل و تمجید از قتل و عقوبت (اقلیت ها و سوژه های اعتقادی این گروه) به شیوه اوباش و اراذل، و انجام دیگر جرم های شنیع و شریرانه و تنفر انگیز که در مقابل آن چیزی نیست، را می توان دید، و این اقدامات در حال انجام است.
به رغم این گروه آر.اس.اس، خوشبختانه مطالب کتاب دیگر گولوالکار "خوشه ایی از افکار" [12] (متعلق به سال 1966) را تکذیب نمی کند. در بخش دوازدهم این کتاب "تهدیدات داخلی" کشور لیست شده است؛ و در این تهدیدات، مسلمانان، مسیحیان و جوامع کوچک ردیف شده اند. مطلب خیلی جالبی غیر مستقیم در اینجا عنوان شده، که گروه های مذهبی – مسلمانان و مسیحیان – با هم کلوپی را با دیگر جوامع کوچک، ساخته اند، و یک سرفصل ایدئولوژیکی ایجاد کرده اند. به رغم این ها، هیچکس در بدو تولد کمونیست و یا هر یک از این تعلق های سیاسی، دیگر نیست؛ شما باید این اعتقادات را اتخاذ کنید، یا خود از آن خارج شوید.
در اندیشه گولوالکار مسلمانان و مسیحیان می توانند به یک تهدید داخلی برای ملت هندو تبدیل شوند، مگر این که آنها به تمامی دین شان را رها کنند، و به اصل خویش هندو بودن بازگردند. چنین ایده ایی در اندیشه وی.دی.سوارکار [13] قرار دارد که فقط چنین افرادی اند (که اعتقاد خود را ترک کرده اند) که می توانند قسمتی از "ملت" [14] هندو را تشکیل دهند، و صاحب سرزمین های مقدس، در کشور هند، باشند. خوشبختانه برای افراد معتقد به تفکر تیپ گونه هندوتوای ساکن در ایالات متحده، هنوز این ایده، چنان صورت زمینی و عینی به خود نگرفته است، تا در اینجا نیز هندوها را برای گرفتن سرزمین های مقدس خود، در اعماق سرزمین هودستن و یا کلورادو [15] امریکا، به جای مناطق گنگا و گوداواری [16] در هند به خیزش طلب کنند.
فرمول "یک ملت – یک مذهب" [17] نه تنها در ایدئولوژی آنها نفوذ و گسترش یافته (شما اگر جهان بینی ایی، غیر از آنچه آر.اس.اس معتقد است را اتخاذ نمایی، در فرهنگ کنونی گفتاری آنها، یک تهدید هستی، یا یک عنصر "ضد ملی")، بلکه در تمام اعمال روزانه و غذا و زبان گفتاری آنان جاری است. ایده ایی که یک نوع یکسان سازی و یکپارچگی تایید شده توسط گروه آر.اس.اس را از بالا، بر تمام شقوق و جنبه های زندگی انسان هندی دیکته می کند. "یک ملت - یک انتخاب" [18] نیز آخرین مورد، از این سری تحمیلات این نوع ایده ها است. تعجب بر انگیز نمی تواند باشد، که طبق اصول سازمانی گروه آر.اس.اس، ایده "پیروی از یک رهبر، بدون چون چرا" [19] مطرح، و حرکت جامعه "تحت ساختار راهبری یک راننده" برای جامعه اتخاذ و تعیین می گردد.
حتی مینیمم منطق ارایه شده توسط آنها، منجر به خاموشی نور ساطع شده ای می شود که از ایده های باطل گروه آر.اس.اس در تاریخ هند مانده است، و تصویر سازی از یک کابوس، ناشی از پیاده شدن ایده آنان در آینده را نشان خواهد داد. در راستای خاموش کردن اشعه نور منطق، در کتاب "خوشه هایی از افکار" و دیگر نوشته های "اهل تفکر" [20] و ایدئولوگ های گروه آر.اس.اس، تاکید زیادی روی "احساسات" [21] شده است. به عنوان یک بخش از حقیقت، رفع اتهام خشونت کلامی و فیزیکی به نام اعتقادات مذهبی یا احساسات ملی است، که بخشی از شیوه به تحرک در آورنده، و شیوه عمل چنین گروه هایی در کل جهان است، مثل تهاجمی که ناشی از تنفر از زن و زن گریزی در ذهن آنها وجود دارد – که زنان باید در محدودیت های خود بمانند، و اگر این نکنند، باید به این امر کشانده و مجبور شوند. این نوع روانشناسی رفتاری را در مطالب غول های راستگرایان، فعال در رسانه های فضای مجازی می توان دید، که از این شبکه های اجتماعی برای یاد دادن "درس های ضروری" به زنان سو استفاده می کنند.
نهضت ملی هند [22] (با تمام در بر گیرندگان و اعضای آن) با تاکید بر این اساس و اصول به حرکت در آمد که این تمدن (با وجوهی که نهرو به صورت پایداری بر آن پای می فشرد) باستانی و "دامنه دار"، باید با تمام تنوع و تکثرش به فاز و دوران یک "ملت مدرن" منتقل شوند. گلوالکار با این اظهارات تمسخر آمیز در کتاب "خوشه ایی از تفکرات" خود، "واکنشی بودن" [23] ملیگرایی هند را رد کرد، و ایده امپریالیسم گونه اش که به عنوان یک خطر عمومی برای هند است را نادیده گرفت :
"تئوری های ملیگرایی سرزمینی و موضوع خطر مشترک و عمومی، که پلتفرم منظور ما از ملت را تشکیل می دهند، ما را از مزایا و حس مثبت ملت هندو بودن [24] محروم کرده است، و بسیاری ، تقریبا همه ی نهضت های رهایی بخش [25] ما را به نهضت های ضد بریتانیا [26] تبدیل کرده است، و ضدیت با بریتانیا [27] با میهن پرستی و ملیگرایی برابر شده بود. این دیدگاه واکنشی، اثرات مخربی به تمام پروژه تلاش آزادی خواهانه مردم هند داشت، همچنین بر رهبران و مردم معمولی شرکت کننده در این نهضت نیز این اثر مخرب را بر جای گذاشته است."
ایده ملت هندو، عرضه شده توسط گروه آر.اس.اس، بر پایه چالش خشونت بار با ایده هند شمولیت گرا [28] و دمکراتیک استوار است، و نهرو حقیقتا از این چالش و درگیری مطلع و آگاه بود. در مخالفت و مقابله با یک ایده ی غیر منطقی و بی اساس و بدون پشتوانه تاریخی که در تفکر آر.اس.اس از فرهنگ و تاریخ هند قرار داشت، به مقابله برخاست؛ و همین تفکر خطرناک، نهرو را بر آن داشت تا روی یک خط تداوم و پیوستگی تاکید و تشویق نماید. تاکید روی تصویر مشهور و رایجی از هند، که هند را به عنوان سرزمینی که از یک "اقیانوسی از انسانیت" [29] ساخته شده است، معرفی می کرد، نهرو ترجیح می داد تا روی کاراکتر و شخصیت هند به عنوان یک شخصیت پیچیده و مرموز [30] ایستاده، و همچنان که در کتاب "کشف هند" [31] نوشت "برخی از نوشته های باستانی، که بر آن لایه بر لایه از افکار، و لایه بر لایه از خیال محاط و احاطه شده اند، و هنوز لایه گذشته به صورت کامل مخفی و پوشیده نگردیده است".

هند، دهلی نو، بانگی کلونی، دوم اکتبر 1946
گاندی در حال سخن گفتن با جواهر لعل نهرو، در هفتاد و هفتمین سالروز تولدش
در اقیانوس هیچ اثری از هیچ رودخانه ایی باقی نمی ماند؛ در تصویر نهرو، از یک نوشته باستانی، هر یک از خطوط، نشان از نشانه های هویت آن را در خود دارد. چگونه ایده هند (در واقع، حتی ایده منتهی به سنت هندویسم)، می تواند همچنان مدعی قابل اتکا بودن باشد، در حالی که آنچه توسط اسلام و همچنین غرب در هند ساخته و پرداخته شده است، را منکر می شود؟
مثل یک "نگاره باستانی" [32] ، کتاب "کشف هند" به عنوان یک تصویر از تلاش های مادام العمر نهرو را در خود دارد، که نقاط ضعف و قوت فرهنگ هند را در آن، بیان می دارد. در واقع او سعی بر مدرنیزاسیون هند نمود، اما نه به صورتی که به "غربی سازی" [33] هند منجر گردد، همچنان که ملیگرایان هندو، و حتی بعضی از پیروان مهاتما گاندی و لیبرال ها، او را متهم می کنند.
ایده مدرنیزاسیون نهرو، تنها ارتقا دهنده و "توسعه محور" نبود، بلکه علاوه بر توسعه [34] هند، به دنبال تشکیل یک جامعه انسانی [35] نیز بود. ایده نهرو در خصوص هند، تنها به هارمونی و تناسب فرقه ایی [36] نمی اندیشید، بلکه بر حسب سخنرانی او در کسوت رئیس حزب کنگره در سال 1929 که در لاهور (پاکستان کنونی) ایراد گردید، فراتر، از کسب و ایجاد تغییرات در قلمرو اقتصاد، و جنبه های اجتماعی و سیاسی را شامل می شد؛ بلکه او تاکید داشت که همچون تغییراتی را باید "فقط بر حسب ایده و تراوشات مغزی مردم هندی ها باشد".
نهرو به صورت پایدار و پشت سر هم به مردم هند گوشزد می کرد که، در سیاست هند، فرقه گرایی در هر شکلی که خود را ظاهر کند، به مقابله با تغییر اجتماعی به سوی یک جامعه عدل و انسانی، خواهد برخاست. او از نتایج فرقه گرایی هندو مطلع بود، همچنان که در کتاب "یک اتو بیوگرافی" [37] نوشت : "سازمان های مسلمان خود را نشان داده اند، که مقداری بیش از معمول، فرقه ایی هستند، و این موضوع بر همه روشن است. اما فرقه گرایی سازمان هندو مهاسابها [38] به این اندازه آشکار نیست، و فرقه گرایی آنها در لباس مبدل یک منطق ملیگرایی نهفته و وجه مخفی دارد".
نهرو به صورت عمیقی "بحران روح جامعه هندی ها" را منعکس می کرد، بر کتاب شاعر مشهور هندی رامداری سینگ دینکار [39] تحت عنوان "چهار دوره از فرهنگ" [40] نهرو مقدمه ایی در سال 1955 نوشت که بخشی از آن اینگونه گفت:
"ما در زمانی توسعه یافتیم که بالاترین سطح تحمل و مدارا را داشتیم، و تنوعی از افکار و نظرات را تجربه کردیم و در همان زمان کمترین رفتار در شکل اجتماعی را شاهد بودیم. این شکاف شخصیتی ما را تشویق کرده است، و حتی اکنون نیز علیه این وضعیت تلاش می کنیم. ما از شکست های خود چشم پوشی کرده آنرا به کمبود سنت و عادت ها نسبت داده، و به افکار بلند، به ارث رسیده از پیشینیان خود رفرنس می دهیم، و تا زمانی که این را حل نکنیم، یک درگیری، ضرورتا بین این دو وجود دارد، ما به داشتن این شکاف شخصیتی (ضعف بی عملی خود را به عادات و سنت منتسب کنیم، و در همان حال مفتخر به افکار بلند پیشینیان باشیم) ادامه خواهیم داد".
چنین اظهارات آشکار و روشنی، از زبان یک رهبر شاخص، در زمان ما که احساسات جریحه دار می شود، می تواند برایش به لحاظ سیاسی فاجعه بار باشد. اما نهرو اطمینان مردم خود را از طریق صداقت و همراهی و علم و فهم خود کسب کرده بود. او هرگز نارضایتی و عدم خیال آسوده خود را از اشکال بروز"مذهب سازمان یافته" مخفی نمی کرد، اما به نقش مثبت مذهب در زندگی انسانی اذعان داشت. در کتاب "کشف هند"، جواهر لعل نهرو می نویسد :
"خود را ناتوان از تفکر در خصوص الهه و یا خدا و هر گونه قدرت متعالی ناشناخه، پیچیده شده در واژه های انسان نمایانه یافتم ... هر گونه ایده خدایان این چنینی برایم خیلی عجیب و غریب، ناقص و ناجور به نظر می رسد ... من به سوی فلسفه وحدت خدا (ادویتا) [41] آنچه در تفکر ودانتا [42] آمده است، جذب شده ام. چیزی شبیه ضرورت رویکرد وابسته به اخلاق به زندگی، مرا به خود شدیدا جذب می کند".
در یک تبادل نظر با آر.ک. کارانجیا [43] در سال 1960، نهرو تاکید کرد که "نیاز برای یافتن یک پاسخ، به احساس تهی شدگی معنوی،[44] تمدن فن آورانه [45] ما را با خود روبرو کرده است". که این مطلب در کتاب "ذهن آقای نهرو" [46] آورده شد.
اما به رغم احساس و دیدن این نقص تهی شدگی معنوی، نهرو، راه خروج از این تهی شدگی معنوی را، گذر از آموزه های یک آسرام [47] نمی دانست و نمی دیدید، که عناوین حضرت، حضرت [48] و یا استاد و معلم روحانی (سادوگرو) [49] و... را با خود یدک می کشند. او در جستجوی راهی برای رفع این تهی شدگی معنوی، از میان هنر خلاق، و تامل و اندیشه و تفکر می جست.
رویکرد تفکری نهرو به مذهب و معنویت، به صورت زیبایی با مذهب هندو در تناسب و هماهنگی بود. چرا که هندویسم هم به سان نهرو، تاکید و اصراری بر یکدستی متحد الشکل بودن اعتقاد [50] افراد جامعه نداشت، و ایجاد یک اعتقاد یکدست برای همه در برنامه خود ندارد. هر فرد هندو (البته به جز هندوهای از نوع معتقدین به تفکر هندوتوا) اعتبار و درستی "تقدیر و تشویق فلسفه اعتقاد به وحدت خدا (با یکتاپرستی و توحید نباید اشتباه گرفت) و تاکید او بر رویکرد اخلاقی به زندگی" را در تفکر نهرو خواهد دید. نهرو به لحاظ فرهنگی بی رگ و ریشه نبود، در حقیقت او آنقدر ریشه دار بود، که هرگز نیازی نبود در این لباس فرهنگ ریشه دار خود، برای گفتار آستین بالا بزند.
آر.اس.اس سعی کرده از گاندی [51] ، پاتیل [52] ، شاستری [53] ، سوبهاش بوس [54] ، باگات سینگ [55]، تاگور [56]، حتی آمبدکار [57] تمجید و تعریف کند، اما از نهرو هرگز. به این دلیل که نهرو – مدرنیسم گرایی است که مدرنیسم او در سنت هند ریشه دارد – دقیقا علیه دیدگاه و ایدئولوژی هندوتوا است، و هیچ کسی بهتر از ایدئولوگ های هندوتوا از این امر آگاه نیست.
آنها به واقع کاملا از نهرو متنفرند، چرا که او اعتماد، احترام و اعتقاد مردم را به سختی کسب کرد، بدون این که دیگ خود را با سو استفاده از احساسات این مردم بپزد. اهالی دیدگاه هندوتوا از او می ترسند، این نیز همچنین، به دلیل این است که نهرو می تواند با مردم هند ارتباط مناسب بگیرد، بدون این که از احادیث و فراز های مذهبی برای این ارتباط سو استفاده کند. نهرو می تواند وقتی لازم ببیند، از مردم خود انتقاد کند، او اعتقاد مردم هند به خود را، فقط با تعریف و تمجید از آنان، به سمت خود، کسب نکرده است، تا با یک خصوصیت واکنشی به آنان نزدیک شود؛
نهرو به وسیله تلاش های خود، سعی کرد مردم خود را به سوی روشنایی و بیداری هدایت کند، این باعث اعتقاد مردمش به او گردید. او فقط نماینده مردم در دولت نبود، بلکه او یک رهبر درست کردار و واقعی بود. این همان ترس است که افراد نامناسب را به این سمت هدایت می کند که نه تنها در بخش دولتی (نمایندگان هندوتوا در دولت و..) بلکه مواجب بگیران آنان در بخش رسانه نیز، سعی کنند خاطره نهرو را از جامعه انقلاب کرده هند پاک کنند (از طریق سانسور او تفکراتش، و مبارزه با ایده و برنامه هایش).
و به دلایل پیش گفته است که نه هیچ دروغی بدان اندازه است، و نه هیچ پایین کشیدنی توسط آنان به اندازه ایی قدرت دارد که نهرو را از معنی خود در جامعه هند خارج کند. اما از زندگی خانوادگی او گرفته، تا عادات خوردن او، تا تراژدی های به وجود آمده در شخصی اش، هر چیزی، مستمسکی برای گروه آر.اس.اس است و یا پروژه ایی، تا نهرو را ویران کنند.
[1] - Moderniser مدرنیته همیشه در مقابل سنت قرار داده می شود، اما جواهر لعل نهرو، سیاستمدار و انقلابی بزرگ هندی، با تکیه و لحاظ اصول سنت هند فرهنگ و اجتماع هند، در تئوری اداره کشور خود، قصد داشت تا هند را طوری وارد دوره مدرن نماید، که کمترین ضایعات را داشته، لذا او با شناخت خوبی از نقاط ضعف و قوت هندی ها، داشت، با تکیه بر این شناخت و با استفاده از میراث تجربه بشری، که بر لزوم تکثرگرایی، سکولاریسم، دمکراسی و سوسیالیسم در جامعه هند تاکید دارد، و لازمه ایجاد جامعه ایی امن، و توسعه یافته برای همه اقشار مختلف جامعه را متذکر گردید، و این اصول را در قانون اساسی و اصول اداره جامعه خود وارد کرد، تا جامعه فقیر و پاره پاره شده، و زخم خورده باقی مانده از دوره استعمار را وارد یک دوره مدرن و توسعه یافتگی، با حفظ اصول انسانی و اخلاقی سنت خود نماید. ایده های منحصر به فرد جواهر لعل نهرو، که به عنوان تفکر نهرویسم، در شیوه اداره هند مشهور است، مورد تنفر سنت گرایان، راستگرای مذهبی و افراط گرایان هندو بوده، و برای زدودن نهرویسم، و از جمله نتایج آن از جامعه هند، و بازگشت دادن آن به عصر سنت های هندو، و جامعه طبقاتی و... کوشش می کنند. که از نتایج آن حاکمیت برهمنیسم، احیا نظام کاستی و طبقاتی، تعصب و درگیری مذهبی، ظلم و تعدی به حقوق اقلیت ها و... خواهد بود.
[2] - هندوتوا یعنی "هندو بودن" و به نوعی ملیگرایی مذهبی اجتماعی توجه دارد که تفکر خود را محور دانسته و دیگران را بیگانه تصور می کند، که "اغیار" یا باید هند را ترک کنند و یا به جمع فکری و مذهبی آنان بپیوندند، تفکری که از طریق خشونت و... امروز قدرت در هند در دست دارد، و مبارزه ایی دامنه دار را با رقبای خود که به دمکراسی، تکثرگرایی و تسامح و تساهل فرهنگی اجتماعی و.... معتقدند، ادامه می دهد، از قربانیان این تفکر می توان به مهاتما گاندی رهبر انقلاب هند می توان اشاره کرد، که به فاصله کمی از پیروزی، توسط یکی از اعضای سازمان RSS به دلیل دفاع از حقوق اقلیت ها و... ترور گردید تا هند پیروز را نبیند و نباشد که ببیند.
[3] - نویسنده این مقاله توسط آقای Purushottam Agrawal نوشته شده است که فردی اکادمیک، نویسنده و همچنین ستون نویس مطبوعاتی در مسایل سیاسی هند هستند. نویسنده مقاله خود را تحت عنوان : Why RSS Cannot Help Hating, Jawaharlal Nehru and His Connection With the People of India منتشر کرد.
[4] - Pariplab Chakraborty
[5] - راشتریا سوایام سیوک سَنگْ (Rashtriya Swayamsevak Sangh) با سرواژه آر.اس.اس «سازمان ملی داوطلبی» یا «سازمان ملی میهن پرستی» یک سازمان داوطلبی شبهنظامی، ملیگرای و راستگرای هندو است که حزب بهاراتیا جاناتا، حزب فعلی حاکم بر هند، شاخه سیاسی آن محسوب می شود. آر.اس.اس رهبر شبکه بزرگی از سازمان ها و گروه های مختلف با کارکردهای مختلف اجتماعی است که همه آنها به نام "سنگ پریوار" یا خاندان سنگ شناخته می شوند و در بسیاری از بخش های جامعه هند حاضرند. گفته می شود دارای ۶ میلیون عضوند، و به این لحاظ بزرگترین سازمان غیردولتی (NGO) در جهان محسوب می شوند. این سازمان که حکم بسیج مردمی را دارد، و از افراد داوطلب و میهن پرست تشکیل می شود، که به باورهای پیش از حمله نادرشاه به هند که باعث ورود ادیان سامی به هندوستان شد، پایبند هستند. تحت فشارهای این گروه، مجلس هندوستان طرح جلوگیری از مهاجرت مسلمانان به هندوستان را اجراء کرد، که از سال ۲۰۲۰ به بعد، هیچ مسلمانی نمی تواند به هندوستان مهاجرت کند. در سال ۲۰۱۴ رهبر آر.اس.اس ورود اسلام به هندوستان را با عنوان «حمله اسلام» نام برد و گفت: «حمله اسلام به هندوستان عامل ایجاد فرقهها و درگیریهای قومی در این کشور شده است.» در سال ۲۰۱۵ سورِش سونی یکی از رهبران آر.اس.اس بیان داشت که ادیان سامی دلیل گرمایش زمین هستند. در سال ۲۰۱۸ رهبر آر.اس.اس در مصاحبه با تلویزیون رسمی هندوستان اعلام کرد که «هندوها سزاوار احترام هستند زیرا مردم هندو بومیهای کشور هندوستان هستند ولی مسلمانان مهاجم به این کشور هستند."
[6] - being Indian و یا Hinduness
[7] - یا افرادی که در حزب کنگره ملی هند NIC سکان هدایت مبارزه با استعمار و سیاست جامعه بعد پیروزی را بر عهده داشتند و میراث آنان یک سیاست عدم خشونت، قایل به تکثر و تکثرگرایی و حاکمیت مردم یعنی دمکراسی و حق تعیین سرنوشت توسط هندی ها، در خلال صندوق رای و همچنین توسعه همه جانبه هند به لحاظ فرهنگی، اقتصادی و... که از بزرگان این نهضت مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو و... هستند.
[8] - “Unity in Diversity” این شعار کثرت فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، نژادی، دینی و حتی زبانی را در جامعه هند به رسمیت شناخته و سپس خواهان وحدت آنان می شود ولی در تفکر RSS این تنوع نادیده انگاشته و به رسمیت شناخته نمی شود و در عین حال معتقدند همه باید خود را با تفکر و رویکرد آنها یکدست و یک نظر کنند وگرنه هند را ترک کنند. چرا که اینجا سرزمین مقدس هندوهاست و جایی برای اغیار نیست.
[9] - " Purifying the national life"
[10] - Nazy نازی ها در آلمان رویه ملیگرایی فکری ایی بودند که به حکومت هیتلر انجامید که ده ها میلیون کشته را در آلمان و کشورهای دیگر اروپایی و آفرایقایی روی دست جهانیان گذاشت، خالص سازی نژادی و... که یکی از نتایج آن است، به حاکمیت صهیونیست ها در فلسطین آنجامید، که یهودیان جهان خود را ملزم به داشتن وطنی خاص خود دیدند، که در آن از کشتارهایی این چنینی رهایی یابند.
[11] - M.S. Golwalka (19 فوریه 1906 - 5 ژوئن 1973) دومین رهبر گروه رشتریا سوایامسواک سنگ و یا RSS بود. که به طور گسترده ای مشهور به برجسته ترین ایدئولوگ گروه های هندوتوا است. یکی از رهبران اولیه گروه RSS و نویسنده کتاب هایی است که اندیشه مرکزی این گروه را بیان می دارد. کتاب خوشه ایی از افکار یکی از آنان است که در این مقاله به قسمتی از آن اشاره شده است.
[12] - Bunch of Thoughts
[13] - V.D. Savarkar (Vinayak Damodar Savarkar) 28 May 1883 – 26 February 1966 او یکی از ملیگرایان هندی بود که ابتدا به گروه هندو مهاسابها پیوست، و در گسترش واژه هندوتوا که توسط چاندارا نات باسو ابداع گردیده بود همت گماشت، که ناظر بر یک هویت هندو برای ساخت کشور بهارات (هند) بود، او البته یک آتئیست و بی خدا بود ولی به فلسفه هندو علاقه داشت، بعدها به ریاست گروه هندو مهاسابها انتخاب شد، او در مقابل 20 هزار شنونده در شهر پونا ایالت مهاراشترا در اول آگوست 1938 در کنار نازی های آلمان و فاشیست های ایتالیایی ایستاد. و نهرو را به خاطر مخالفت با آنها نکوهش کرد، او در گسترش نوعی از ضدیت با اقلیت مسلمان نقش داشت و آنرا در هند بر اساس ملی گرای هندو گسترش داد، و به این لحاظ سوارکار به خاطر نوشته های ضد مسلمانان شناخته می شود. سوارکار 38 کتاب به زبان انگلیسی و مراتی (زبان ایالت مهاراشترا) که شامل رمان، شعر، نمایشنامه و... نوشته است. او بر این اعتقاد بود که مذهب وجه بی اهمیت در هویت هندو دارد، و مخالف نظام کاستی و طبقاتی هندو بود، و شدیدا منتقد نسبت به اعمال مذهبی هندوها بوده و آن را غیر منطقی می دید. او مرگ جالبی هم داشت، و به دنبال مرگ همسرش از خوردن غذا و آب و دارو تا رسیدن به مرحله مرگ خودداری کرد، نوعی روزه داری تا مرگ، و قبل از مرگ نوشت "وقتی ماموریت زندگی فردی به پایان می رسد و فرصتی برای خدمت به اجتماع خود دیگر ندارد، همان بهتر است که به زندگی خود پایان دهد، تا این که منتظر بماند که مرگ او را دریابد".
[14] - nation
[15] - - Hudson - Colorado مناطقی در امریکا
[16] - Ganga or Godavari دو رود بلند و بزرگ در سرزمین هند که تمدن هندو و هند در کناره های آن شکل گرفت و رشد کرد
[17] - One nation-One religion انکار تکثر فکر و مذهب که در واقع هند یک کشور متکثر از مذاهب و تفکرات است که هندوهای ملی گرای افراطی این تنوع و تکثر را نادیده و انکار کرده و این فرمول را بیان داشته که، یک هندی ها ملت، و فقط با یک مذهب باید باشند، که لابد آن یک مذهب نیز همان برداشت خطرناک آنهاست که باید حاکم شود
[18] - One nation, One election یک ملت یک رهبر که در نظام دمکراسی هند، یک کودتا علیه قانون اساسی و اصول انقلاب هند محسوب می شود که یک رهبر غیر انتخابی بخواهد سکاندار هدایت جامعه دمکرات هند باشد، چرا که در قانون اساسی این کشور حاکمیت از آن مردم هند است که از طریق انتخابات که هر 5 سال یک بار تکرار می شود حاکمیت دولت خود را از طریق انتخاب اعضای پارلمان در ایالت ها و مرکز تعیین می کنند.
[19] - Ek Chalak Anuvartitva (unquestioningly following a single leader, or the Fuehrer Principle)
[20] - intellectual
[21] - sentiments and feelings
[22] - The Indian national movement نهضت و انقلابی که طی چند دهه، علیه حاکمیت بریتانیای کبیر بر سرزمین هند، ناراضی بوده و مبارزه کرد و در سال 1947 به رهبری مهاتما گاندی به پیروزی رسید و هند مستقل گردید.
[23]- reactionary
[24] - Hindu nationhood
[25] - freedom movements
[26] - anti-British movements
[27] - Anti-Britishism
[28] - inclusive متکثر و متنوع به لحاظ فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و....
[29] -ocean of humanity
[30] - complex and mysterious personality of India
[31] - Discovery of India
[32] - palimpsest
[33] - Westernise
[34] - Development
[35] - humane society
[36] - communal harmony
[37] - An Autobiography
[38] - The [Hindu] Mahasabha "پارلمان علیای هندوها" که یک سازمان هندویی فعال در زمان مبارزات استقلال شامل ملیگرایان و مذهبیون هندو بود
[39] - Ramdhari Singh Dinkar
[40] - Sanskriti ke Char Adhyay (Four Chapters from Culture)
[41] - یا همان خدای که دیگر دوگانه نیست، به دور از دوگانه پرستی ها (خیر و شر و...)، advaita (non-dualist) همان عدم دوالیسم و دوگانه پرستی که یکی از شش شاخه های مهم نهضت فلسفی ودانتا در هند است که خود مهمترین و پر نفوذترین در این رابطه است، حقیقت را در عبور از وهم و خیال و دوالیسم می داند و معتقد است که روح فردی وجود ندارد و تنها آتمن (Arman) روح جهانی هست که تنها ممکن است روح فردی به صورت موقت از این روح منشعب شود
[42] - عصر ودانتا (Vedanta)، بعد از دوره باستان در خدایان هندی است که به صورت پرستش بت ها و خدایان طبیعی مثل خورشید و آب و... به وجود آمده است این دوره بعد از دوره وداها که شامل متون مقدس هندوها، در عصر باستان و شامل سخن با خدایان این چنینی است، و از نحوه قربانی و دعا برای آنان و... سخن می گویدف دوره ودانتا عصر اصلاح در تفکر هندویسم و ارتقا تفکر مذهبی آنان است. ودانتا در سانسکریت به معنی جمع بندی است، اوپانیشاد ها کتاب هایی است که در این فلسفه نوشته شده اند. آنها به تفسیر یکدست از متن مقدس معتقد نبودند و لذا اندیشه های متعددی در فلسفه ودانتا شکل گرفت آنان معتقد به یک هسته باقی و غیر قابل نابودی و فناناپذیر به نام آتمن بودند که همان برهمن و وجود مطلق، بی منتها و فناناپذیر است.
[43] - R.K. Karanjia
[44] - the spiritual emptiness
[45] - technological civilisation
[46] - The Mind of Mr. Nehru
[47] - Asaram در این نوشته منظور Asumal Sirumalani Harpalani (born 17 April 1941) است که پیروانش او را آسرام باپو می نامند، که از رهبران مذهبی هند کنونی است که از دهه 1970 شهرت یافت و تا سال 2013 بیشتر از 400 مدرسه دینی هندو به نام "آشرام" را در هند و خارج از کشور تاسیس کرده است.
[48] - Shri Shri
[49] - Sadhguru
[50] - uniformity of faith یکدستی در تفکر اعتقادی
[51] - Gandhiمهاتما گاندی رهبر قیام استقلال هند که معتقد به سکولاریسم، تکثرگرایی و حقوق اقلیت ها و عدم خشونت بود و نهایتا هم توسط یکی از نیروهای RSS یک سال بعد از پیروزی ترور شد.
[52] - سردار پاتیل از جمله رهبران حزب کنگره بود که به هندو های افراطی چنان نزدیک بود که اکنون بعد از دست یابی به قدرت، از او بزرگترین مجسمه ها را در هند می سازند، او به عنوان مشت آهنین ملیگرایی هندو، در سرکوب و کشتار اقلیت ها در زمان استقلال شهرت دارد، و اقدامات او در این رابطه به عنوان وزیر کشور هند در آن زمان شهرت یافت. Patel
[53] - Shastri لعل بهادر شاستری از رهبران استقلال که بعدها به ریاست جمهوری هند انتخاب شد
[54] - Bose سوبهاش چاندرا بوس معروف به نتاجی، رهبر مورد احترام انقلابی ملیگرای هندی بود که در جریان جنگ جهانی دوم جنبشی ملی را علیه قدرتهای غربی رهبری کرد. بوس در ۱۹۳۸ به ریاست کنگره ملی هند برگزیده شد ولی یک سال بعد به دلیل اختلاف با مهاتما گاندی از این سمت برکنار شد. او پیش از ترک هند در ۱۹۴۰ از سوی بریتانیاهای حاکم بر هند، در حصر خانگی قرار گرفت. بوس در آوریل ۱۹۴۱ وارد برلین در آلمان نازی شد و با آنها همدلی داشت. در سال ۲۰۲۱ دولت حزب BJP در هند، ۲۳ ژانویه را به منظور پاسداشت زادروز "نتاجی" (حضرت رهبر) سوبهاش چاندرا بوس، به نام "نتاجی جایانتی" نامگذاری کرد.
[55] - , Bhagat Singh باگات سینگ یا همان شهید باگات سینگ که از مبارزان استقلال می باشد، که به رغم روش عدم خشونت گاندی، دست به ترور مسئولان بریتانیایی در هند زد، و به همین دلیل هم دستگیر و توسط بریتانیایی ها، اعدام گردید.
[56] -Tagore رابیندارنات تاگور از مبارزین اهل بنگال غربی بود که نویسنده بزرگ هند و برنده جایزه ادبیات نوبل ادبیات جهانی نیز گردید.
[57] - Ambedkar رائورامجی آمبدکار از رهبران گروه نجس ها، یا همان دالیت ها که در فرهنگ هند ارتباط با آنان کفاره دارد، می باشد، او از رهبران مبارز و نویسنده قانون اساسی هند، بعد از پیروزی است، افراط گرایان راستگرای هندو از او کینه به دل دارند، چرا که اولا به گروه نجس ها تعلق دارد، و ثانیا قانون اساسی را طوری نوشته است که تکثرگرایی و سکولاریسم و حاکمیت مردم را در آن تضمین کرده است، مواردی که مورد خوشایند افراط گرایان راستگرای هندو نبوده، و در ضدیت با سرفصل های اعتقادی آنان است، به همین جهت هندوهای افراطی در راستای خالی کردن قانون اساسی هند از هویت مذکور بوده و در مدت حاکمیت خود سعی کرده اند این قانون را از سرفصل های حاکمیت خود خارج کنند و بی اثر و تهی نمایند.
مقدمه مترجم (سایت یادداشت های بی مخاطب) :
چه خون ها، ویرانی ها، اختلافات، درگیری هایی که هرگز لازم نبود، رخ دهند، اگر انسان ها به اعتقادات دیگران احترام می گزاردند، و خود را حق مطلق نمی انگاشتند، و تنها حق را با خود قرین و همراه نمی دانستند، و در صورت احساس توهین، جسارت و یا نقد و مخالفت با اعتقاد خود، صبر و متانت پیشه کرده، با این امر، برخوردی خارج از روند احساسی، و بلکه با لحاظ منطق، انسانیت و... می داشتند، خود را وکیل مدافع حق و حقوق خداوند و یا خدایان نمی دانستند، و استیفای این حق را به صاحب حق، و خود خداوند می سپردند، در آن شرایط بود که جامعه انسانی امن تر، و مناسب تر برای زندگی خلق الله بود، و بسیاری از گرفتاری های کنونی بشر، در این دنیای بی رحم کنونی، هرگز شاید اتفاق نمی افتاد و اکنون نبود.
وقتی یک جوان پرشور و به انگیزش در آمده ی "مسلمان"، به خود این اجازه را می دهد، که در قلب دنیای متکثر، سکولار، و بهشت فعالیت رسانه های جور واجور اجتماعی، و البته با اکثریت قاطع ساکنان مسیحی، یعنی در نیویورک، و در یک نشست ادبی، مقابل چشم بسیاری از اصحاب ادب و فرهنگ، که گرد هم آمده اند، تا از ادب، ادبیات و قلم بشنوند، چاقوی خود را از غلاف بیرون می کشد، و نویسنده مشهور مسلمان زاده و هندی تبار، اهل انگستان را، آن هم در امریکا، به خاطر آنچه که او (خوب یا بد) نگاشته، به قصد کُشت، با چاقو مورد حمله و جراحت قرار می دهد، از سرهای داغ دیگر این چنینی، که در دیگ جوشان اعتقادات افراطی مذهبی هندوها، در هند غلیان داده، و جوشانده و برانگیخته می شوند، تا غیرت دینی بالایی از خود نشان داده، از حد و حدود مقدسات دینی و اعتقادی و خدایان پر تعداد خود دفاع کنند و... چه انتظاری غیر از این می توان داشت، که کرده و می کنند؟!!
چگونه می توان انتظار داشت که جمعیت هندوی متعصب به جوشش در آورده شده، که هر روزه خطر اقلیت مسلمان و...، توسط روحانیون هندو، به آنان گوشزد می شود، و احساسات آنان علیه خطر مسلمانان و اعتقادات شان به غلیان در می آید، که "آی! بشتابید، که به خدا، مقدسات، سرزمین و فرهنگ تان جسارت و حمله می کنند و..."، انتظار داشت که با افراد اقلیت مسلمانِ بی دفاع در بین خود، از راه مدارا و رحم و شفقت برخورد کنند،
از این سو نیز، وقتی فعالین در جامعه اسلامی نیز مدارا و تسامح و تساهل خود را در جامعه ایی که خود در اکثریت هستند، با دگر اندیشان و دگر باشان به کناری نهاده، با افرادی از این دست، در بین خود، و حتی در سرزمین دیگران، این چنین برخورد می کنند، در چنین شرایطی چرا آن جوانان هندو که در اکثریت جمعیتی خود، احساس قدرت، غرور و غیرت دینی (چون ما و بلکه بیشتر) می کند، باید به منزل و زندگی مسلمانی که در اقلیت قرار دارد، و متهم به حمله به مقدسات و خدایان اوست، با دیده ترحم و احترام نگاه کند، حد و حدود آنان را نگه داشته، در حالی که متهم به حمله به اعتقادات بهتر از جان او! هستند؟!!
بله این دور باطلی از نزاع و اختلاف خشونتبار مذهبی است که اگر همه گیرتر و عمومی تر شود، همه از آن متضرر می شوند، قربانی و قربان کننده، هر دو بازنده این صحنه جرم و جنایت خواهند بود. وقتی تجربه زندگی مسالمت آمیز، و آکنده از تحمل، مدارا، تسامح و تساهل و...، در اجتماع بشری، که از سوی بزرگان ادب و اخلاق، تاکید و اهمیت آن گوشزد شده است، از سوی معتقدین مدعی به ادیان، نادیده گرفته می شود، به مفاد بندهای حقوق بشر، و حد و حدود آزادی بیان، تحمل اهل مذاهب و تفکرات متنوع دیگران، وقعی نمی نهیم، و در کنار آن تقویت اخلاق انسانی نیز صورت نمی گیرد، تا برای رعایت حقوق دیگران، و تمکین به حق و حقوق شهروندی خلق الله، و از جمله حق مخالف و موافق، اعتقادی نباشد، و آن را مقدس نشماریم، و...، اینجاست که این نابهنجاری ها، خود را در جامعه بشری نشان می دهد، و گرد تاثر و غم را، از بی کسی ها، بی رحمی ها، بی دفاع مانده ها و... بر چهره هر انسانی، از این مظلومیت های می نشاند.
حال به یک خبر دردناک از جامع با اکثریت هندو بشنویم، که شنیدنش، برای هر انسان آزاده ایی، سخت و ناگوار است، اما برای افراد بر ساحل امن نشسته، و در اکثریت، که برای هر مخالف فکری و عملی خود "هل من مبارز" می طلبند، و رجز مبارزه خونین و خشونت بار می خوانند، شاید مفید باشد، تا کمی بر آتش افراط خود آب اخلاق، مدارا، مصلحت، تسامح و تساهل دینی، انسانیت و... بپاشند :
مادیاپرادش:
فعالین هندوتوا، به خاطر یک پست فیس بوکی، به منزل پست نویس و خویشاوندانش حمله،
و آن را ویران و اموال شان را به تاراج و غارت بردند
خواسته مردانی برای حمله به این محل مسکونی، موقعی بالا گرفت، که او متهم به نوشتن یک پست فیس بوکی علیه یکی از شخصیت های مقدس هندوها گردید، وقتی تجمع این مردم در مقابل پاسگاه پلیس، با عدم اعتنای پلیس مواجه شد، جمعیت عصبانی خودسرانه حکم را داده، و خود آنرا همان زمان اجرا کردند، و به محل سکونت آنان حمله کردند، و آن را غارت و ویران کردند.
11 ساعت قبل
بوپال [1] : نزدیک به صد مرد، متعلق به گروه های هندوتوا، [2] روز چهارشنبه 16 اگوست 2022 (26 مرداد ماه 1401)، به سه واحد مسکونی متعلق به سه خانواده مسلمان در ایالت مادیا پرادش حمله کرده، ضمن غارت و چپاول دارایی آنان، این منازل را ویران کردند، این اقدام موقعی صورت گرفت که یکی از اقوام آنان، متهم به نوشتن پست فیس بوکی، و حمله و توهین به یکی از الهه های مقدس هندوها گردید.
این پست فیس بوکی توسط بیت الغدیر [3] نوشته شد که در همان روز توسط پلیس دستگیر گردید، این واقعه، به طرز عجیبی، فضای شهر دانپوری [4] و بخش شهدول [5] را در ایالت مادیاپرادش متشنج کرده است.
این افراد (حمله کنندگان) آموخته اند که، در صورت عدم اقدام مقتضی و مناسب مقامات شهری و کشوری، وظیفه خود را به موقع انجام داده و برای ویرانی [6] منزل غدیر، بعد از دستگیری اش، خود راسا اقدام کنند. این اعتراض در میدان اصلی شهر شکل گرفت و همانجا، فراخوان جمعیت برای ویرانی منزل غدیر، اعلام، و جمعیت برای به انجام رساندش به حرکت در آمدند.
جمعیتی بیشتر از 90 نفر از افراد وابسته به راستگرایان افراطی مذهبی هندو، که به خاطر سخنانی که از سوی غدیر علیه یکی از خدایان مقدس هندو در فیس بوک در تاریخ 16 اگوست منتشر شد، به منزل او، و دو تن از خویشاوندانش، که در مجاورت منزلش ساخته شده بودند،حمله کرده، اموال این سه خانه را به غارت و چپاول برده، و آنان را ویران کردند. این اقدام وقتی صورت گرفت که مسئولین منطقه شهدول، بعد از دستگیری غدیر، از انجام درخواست دیگر معترضین مبنی بر ویرانی منزلش، خودداری ورزیده، و به این درخواست معترضین توجهی نکردند.
بر حسب گزارش پلیس، غدیر ساکن بخش قدیم شهر دنپوری، در صبح چهارشنبه 16 آگوست 2022 یک پست ستیزه جویانه علیه یکی از الهه های هندو، در فیس بوک منتشر می کند، که این پست همچون ویروسی به گروهی از افراد متعلق به گروه های هندوتوا منتقل شده، و یک گروه از آنان، در مقابل پاسگاه پلیس دنپوری تجمع کرده، و شکوائیه ایی کتبی، همانروز بعد از ظهر، علیه این اقدام نوشته، و خواهان برخورد شدید با عامل این اقدام، به خاطر "جریحه دار کردن احساسات مذهبی" [7] خود می شوند.
بر اساس این شکواییه که به قلم آنیل سینگ سنگار [8] (38 ساله) نگاشته شده، که بر اساس پروفایل فیس بوکی شاکی، او از افراد متعلق به "گروه خدمت گذاران ملی" (RSS) [9] است که بر اساس همین شکایتنامه نیز، پلیس طبق بندهای 153-A (اتهام گسترش دشمنی بین گروه های مذهبی، قومی، نژادی، محل سکونت، تولد، زبان و... و اقدامات ویرانگر و برهم زننده نظم و تناسب اجتماعی) [10] و همچنین ماده قانون 295-A قانون سراسری هند (اقدامات سنجیده و تنفر برانگیز، که با حمله و توهین به مذهب و اعتقادات مذهبی هر طبقه ایی، احساسات آنان را جریحه دار کرده) [11] و همچنین بند 66-A قانون مربوط به تکنولوژی اطلاعات، به زودی توسط پلیس، در همان روز، اقدام به دستگیری غدیر نموده است.
معاون سر بازرس پلیس شهدول آقای موکش ویشای [12] به رسانه وایر به صورت تلفنی عنوان داشت : "به دنبال این پست جنجال برانگیز، سریع و به موقع پرونده ایی توسط پلیس تشکیل، و اتهام متوجه متهم گردید". وی اضافه نمود که پلیس خواستار اقدام سریع و اعمال شدید قانون سازمان امنیت ملی [13] ، علیه غدیر که بیشتر از شش پرونده، علیه وی در پاسگاه های مختلف پلیس در شهر شهدول ثبت شده است، گردید.
یکی از اقوام غدیر که خواست نامش محفوظ بماند اعلام داشت، حساب کاربری فیس بوکی که گفته می شود، این پست علیه یکی از الهه های هندو، از طریق آن منتشر شده است، از سال 2020 (دو سال پیش)، غیر فعال بوده. آخرین پستی که از این حساب کاربری نوشته شده مربوط به سال 2020 است. او ادامه داد که : "پلیس به خانواده اش اطلاع داده است که آی.پی پست جنجال برانگیز مذکور، با آی.پی حساب کاربری غدیر هماهنگ نیست. از این نظر با یک دسیسه و خدعه روبرو هستیم. ما به تحقیقات پلیس اطمینان داریم، و حقیقت به زودی روشن خواهد شد".
معاون سر بازرس پلیس موکش ویشای تایید کرد که غدیر توسط پلیس به خاطر این پست جنجال برانگیز، دیروز دستگیر شده است. اما در با این حال گروهی مشکل ساز به منزل غدیر و خویشاوندانش حمله کرده اند، پلیس علیه این افراد پرونده اتهامی تشکیل داده است. او ادامه داد که "شرایط تحت کنترل است".
پلیس اعلام داشت که ساعت ها بعد، یک گروه که بیشتر از صد نفرند، میدان اصلی شهر (میدان آزادی) را مسدود کرده، خواستار ویرانی منزل غدیر می شوند، در حالی که مسئولین در حال توصیه و توجیه این افراد به نظم و قانون هستند، گروهی مسلح به چماق و دیلم به خانه غدیر و دو خانه فامیل او که به این خانه چسبیده است، حمله و آن را ویران و غارت می کنند، که یکی از این خانه ها بر اساس فراخوان عمومی نخست وزیری هند [14] برای خانه دار شدن اقشار آسیب پذیر، به تازگی ساخته و تحویل شده است.
ویدئویی که مرتب در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود، نشان می دهد که مهاجمین منزل غدیر را ویران کرده اند، و سقف خانه های اطراف را نیز فرو آورده اند. شاهد عینی این حمله عنوان داشت که به دنبال نزدیک شدن این اجتماع از حمله کنندگان به سوی خانه غدیر، اعضای خانواده و همسایگانش، با حس این حمله، از محل منزل خود فرار کردند، بنابراین حمله کنندگان با فراغ بال به غارت جواهرات و پول و... موجود در منازل مذکور مشغول شده، اموال منزل را نیز به بیرون پرتاب کردند و...، شاهد عینی این واقعه عنوان داشت که این وقایع در حضور پرسنل پلیس رخ داد.
معاون کمیسر پلیس شهدول آقای ساغر به رسانه وایر عنوان داشت که : "تمام شهروندان حق اعتراض دارند، اما حمله به منزل اشخاص را نمی توانیم اجازه دهیم. قانون اعمال خواهد شد. به همین دلیل بازرس پلیس شهر دنپوری ناربات سینگ دوروه [15] ، از این امر ناراضی، و پرونده اتهامی علیه حمله کنندگان تشکیل شده است".
آقای ساغر ادامه داد که : پرچم حاکمیت قانون و نظم به حرکت در آورده شده، و بعلاوه مسئولین محلی با اعضای هر دو جامعه (هندو و مسلمان) در ارتباط هستند، تا از هر گونه واقعه جدید جلوگیری کنند، و امنیت تقویت و تحکیم شود".
بر اساس یک شکوائیه ممتاز بیگم، پلیس پرونده ایی برای 12 تن از افراد گروه هندوتوا با نام، و 50 تن دیگر از افراد که ناشناس و بدون نام می باشند، بر اساس بندهای 147، 148، 427، 452 و دیگر قوانین کمیسری پلیس هند، تشکیل داده، که تا کنون منجر به دستگیری هیچکدام از متهمین نگردیده است.
منبع : https://thewire.in/communalism/madhya-pradesh-hindutva-baidul-kadir-post-ransack
[1] - Bhopal مرکز ایالت مادیا پرادش هند، این ایالت یکی از کانون های مبارزه گروه های هندویی با اقلیت مسلمان است،
[2] - هندوتوا فلسفه فکری بنیانگذاران گروه RSS است که گروه مادر از گروه های افراطی مذهبی هندوست که معتقد به حفظ فرهنگ و مذهب هندو در برابر هجوم فکری و فرهنگی دیگر فرهنگ ها و مذاهب وارداتی به هند از جمله اسلام، مسیحیت، یهود، پارسیان و... هستند، و در این راه معتقد به روش نازی ها در آلمان، برای برخورد با مخالفین خود در جامعه هند می باشند. این گروه های افراط گرای مذهبی اکنون قدرت را مرکز و بسیاری از ایالت های هند، تحت زعامت حزب BJP در دست دارند و نخست وزیر هند، آقای نارندرا مودی از اعضای RSS و این حزب می باشد.
[3] - Baidul Kadir
[4] - Dhanpuri
[5] - Shahdol
[6] - دولت وابسته به هندوهای متعصب مذهبی در حزب BJP، اخیرا در یک اقدام ابتکاری جدید، در مبارزه با فعالین اقلیت مسلمان، به جهت تنبیه و سرکوب آنان، منزل مسکونی آنان را، به بهانه های مختلف، از جمله خلاف های ساخت و ساز و... مورد حمله قرار داده و با وسایل سنگین، فی المجسل ویران می کند، این امر اکنون در بخش های مختلف این کشور رواج یافته، به طوری که فعالین اجتماعی هندو، و متعصب نیز در صورت عدم اقدام دولت، خود به صورت خودسر و آتش به اختیار، به این عمل ظالمانه دست می زنند.
[7] - ‘hurting religious sentiments.’
[8] - Anil Singh Sengar
[9] - the Rashtriya Swayamsevak Sangh گروه اصلی و سازمانی است که تجمعی از ملی گرایان مذهبی هندوست که به طرز آشکاری رهبران و بنیانگذاران این سازمان با الهام از نازی ها در آلمان خواهان پاکسازی هند از مذاهب وارداتی (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان، پارسیان و...) بوده و معتقدند هندی های گول خورده و پیوسته به این مذاهب نیز باید به فرهنگ و مذهب هندوی خود باز گردند، وگرنه باید سرزمین پاک هندوها را ترک کنند و...، شاخه سیاسی این گروه ها BJP، بعد از مانورهای مذهبی و سیاسی ناشی از ویرانی مساجد مسلمانان و از جمله مسجد بابری، احساسات و رای هندوها را با خود همراه کرده و اکنون حاکمیت مرکزی و بسیاری از ایالت ها را در هند در دست دارد. این گروه مذهبی – سیاسی، گروهی پایه ایی با تندروهای مسلح هم بوده و شاخه روحانیت آن VHP بر معابد هندو و بخش روحانیت هندو تسلط دارد. بجرانگ دال گروه جوانان مسلح، اقدامات سطح خیابان را برای این گروه به انجام می رساند که کار حملات و... به اقلیت ها را سازمان داده و اجرا می کند، بخش های اقتصادی، صنعت، آموزش و... نیز هر کدام متولی خاص خود را دارند و برای این گروه مادر نقش آفرینی می کنند.
[10] - promoting enmity between different groups on grounds of religion, race, place of birth, residence, language, etc., and doing acts prejudicial to maintenance of harmony
[11] - Deliberate and malicious acts, intended to outrage religious feelings of any class by insulting its religion or religious beliefs
[12] - Mukesh Vaishya
[13] - National Security Act (NSA)
[14] - فراخوان ماموریت دولت هند برای خانه دار شدن افراد نیازمند (Pradhan Mantri Awas Yojana – Urban (PMAY-U)) در 25 ماه جون سال 2015 بر اساس کمبود مسکن در مناطق شهری، که شامل زاغه نشینان هم می شد، به مورد اجرا در آمد که دولت را موظف می کرد تا سال 2022 در هفتاد و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب هند (در سال 1947)، پایان یابد و یکی از این منازل طبق همین فرمان ساخته و تحویل این خانواده مسلمان شده بود، که به این وسیله ویران گردید.
[15] - Narbat Singh Dhurve




