SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс

  

ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha

حضور در سرزمین وحی - خاطرات حج عمره 25 خرداد الی 6 تیر 1390

 25/خرداد/ 1390) یکی از نعمت هایی که خداوند برای بندگان مسلمان خود قرار داده است، توفیق تشرف به حج و زیارت قدمگاه انبیا و صالحان و حرم نبوی (ص) و بیت الله الحرام شریف است که واقعا آثار معنوی این توفیق را انسان در لحظه، لحظه های قبل و حین و بعد از سفر در وجود خود حس می کند و اگر بتوان این لحظات را به تصویر کشید زیبایی هایی را نشان می دهد که شاید در جایی دیگر نتوان دید و حس کرد. امسال توفیقی حاصل شد که این زیارت نصیب شود که سعی کردم با نگارش برخی از رویدادهای و آنچه در این سفر بر ما گذشت، تا شاید روزنه ای به جهان اسرار آمیز آن باز کنم. 25/3/1390 : امروز روز موعود و زمان آغاز سفر حج عمره ای است که باید گفت واقعا خداوند خودش روزی ما کرد. اما استرس سفر انسان را از خواب خوراک می اندازد، اردو زبانان از مرگ به "انتقال" تعبیر می کنند و به جای واژه موت و مرگ از واژه انتقال برای آن استفاده می کنند و واقعا درست هم است زیرا مرگ نوعی انتقال است که از این دنیا به دنیای دیگر صورت می گیرد با این وصف هر تغییر مکانی که ضامن تغییر در شیوه معمول زندگی شود، نوعی انتقال است و همان حالت مرگ را می توان برای آن در نظر گرفت. پس هر انتقالی سخت است و حالاتی را شبیه به صحنه ترک دنیا و مرگ را بر انسان حادث می کند با این وصف در روز موعود صبح زود از خواب بیدار شدم صبحگاهان تا ساعت یازده پیش از ظهر که می توان گفت به هیچ، سرگردانی و انتظارگذشت، ظهر هم دو لقمه خورده و یا نخورده با تاکسی به سمت فرودگاه حرکت کردیم تا ورودی فرودگاه مهرٱباد به راحتی رفتیم ولی از این جا بود که ترافیک شدیدی آغاز شد. در کلاس های آمادگی حج مسولین کاروان گفته بودند که سر ساعت سیزده در فرودگاه باشیم و ما تقریبا به موقع رسیدیم، مسولین کاران های دیگر زیر تابلوهای خود مشغول توزیع گذرنامه و بلیط کاروانیان خود بودند ولی از مسولین کاروان ما هیچ خبری نبود و واعظان خطبه های بلند و توصیه های قبل از سفر، خود انگار نه انگار که به دیگران تاکید به حضور به موقع کرده بودند. خلاصه بعد از حدود 45 دقیقه دیرکرد، آنها هم آمدند و پاسپورت ها و بلیط های ما را هم تقسیم کردند و توانستیم مثل دیگران وارد ترمینال فرودگاه مهرآباد شویم. چشم شما روز بد نبیند بهم ریختگی تازه از اینجا آغاز شد اول این که آنقدر بازدید بدنی خانم ها را طول دادندکه آقایان علاوه بر عبور از گیت بازدید بدنی، بلیط خود را تحویل کانتر دادند و بارها هم تحویل شد ولی از خانم ها خبری نبود و بعد از نیم ساعت انتظار در خروجی گیت بازرسی خانم ها، تازه خانم از معبر بازدید بدنی چند متری خود گذشتند و انتظار به سر آمد. دوم این که دو پرواز به عربستان بود یکی مربوط به شرکت هواپیمایی "ایران ایر" که ما با آن پرواز می کردیم و دومین پرواز مربوط به شرکت "سعودی ایرلاین" بود که همه بار مسافرین این دو پرواز را از دو کانتر فعال در زیر تابلو شرکت سعودی ایرلاین تحویل گرفتند که این امر تراکم جمعیت و سردرگمی زیادی را در اینجا حاکم کرده بود. مسولین کاروان هم که اصلا حضور نداشتند و حتی روئیت هم نشدند. لذا مسافرین کاروان خصوصا پیرها و بی سوادها واقعا مانده بودند که باید چه کنند و البته ما هم همینطور. زیرا در پروازهای بین المللی هر شرکتی در کانتر مخصوص خود بار و مسافر خود را پذیرش می کند ولی اینجا تابلو مربوط به پرواز سعودی بود در حالی که مسافر مربوط به ایران ایر. از همه این موارد که عبور کردیم باز تاخیر بود که گریبان گیر مسافرین شده بود به طوری که پرواز ما که قرار بود ساعت 45/15 بعد از الظهر پرواز کند، زمان پرواز رسیده بود و ما هنوز در سالن بودیم و وقتی هم که به هواپیما منتقل شدیم تا ساعت 17 هنوز روی باند ایستاده بودیم، تا بالاخره پرواز کردیم. فرصت تاخیر زمان مناسبی بود برای خداحافظی های انجام نشده به علیرضا که زنگ زدیم خداحافظی کنیم گفت عموجان تو که معتقد بودی نباید این قدر به حج رفت و پول به جیب وهابیون، ضد پیامبر، ضد اهل بیتش (ع)، ضد شیعه، ضد عجم و... ریخت حال چه شده که برای بار دوم به حج می روی؟!!! تغییر نظر داده ای؟ پاسخی که دادم این بود که بله این نظر را سال ها با خود یدک کشیدم و بارها فرصت رفتن به حج را با همین نگرش از خود دریغ کردم ولی وقتی این نظر را با یکی از بزرگان در میان گذاشتم به من گفت "با صاحب خانه، به دلیل عملکرد حمالان درب خانه اش قهر کرده ای؟!!!" دیدم راست می گوید اگر چه ال سعود و وهابیون لیاقت کلید داری و خدمت به زایران بیت الله الحرام را ندارند و اصلا معرفتی به صاحب خانه و پیام ٱورش (ص) و خاندان پاک و اطهرش (ع) و سرزمین پاک وحی وتقدس آن ندارند و عقاید خشک و بی منطق، آنها را از این فیض الهی محروم کرده است ولی در عین حال تقدیر و اراده خداوندی چند سالی است که بر تسلط آنان بر حرمین شریفین قرار گرفته و به این دلیل و با این بهانه نباید خود را از فیض زیارت خانه خدا محروم کرد و به قول این بزرگ به دلیل عملکرد خدمتگار خانه نباید با صاحبش قهر کرد و با این استدالال برای اولین بار به زیارت سرزمین وحی نایل شدم و با چشیدن طعم زیارت حریم وحی، انسان ناخود آگاه و بی اختیار دوباره به سوی ٱن جلب می شود. هرکه می شنود که در این مسیر در حرکتی، التماس دعا دارد آن هم از نوع مخصوص ٱن. همه برای خداوند پیغام دارند یکی می گوید برای جوان ها دعا کن. یکی می گوید برای همکاران دعاکن یکی می گوید برای تمام بشریت دعا کن و... ولی وقتی انسان فکر می کند همه بشریت امروز نیازمند توجهی مخصوص هستند ٱن هم از نوع فوری آن، همه بشریت بدون استثنا گرفتارند و از ٱن هم از انواع مختلف ٱن. گروهی گرفتار فساد، گروهی گرفتار استبداد و ظالم، گروهی گرفتار ناداری، گروهی گرفتار نااگاهی و... و اگرچه این خود بشر است که باید دست به کار شود و آزادی خود را رقم بزند، ولی گاهی انسان احساس می کند ٱنقدر قیود زیاد است که دستی الهی تنها کارساز است و حرکت بشر در راه آزادیش کافی نیست ولی باید ایمان داشت که "ان الله لایغییر ما به بقوم الا یغییرو ما به انفوسهم" (خداوند هیچ تغییری در وضع مردم قرار نمی دهد مگر این که آنها خود در وضع خود تغییر دهند). بی نظمی و بهم ریختگی خدمات در فرودگاه مهر آباد با آن همه قدمت بماند که واقعا تعجب برانگیز است ولی داخل هواپیما هم میهمانداران انگار رغبتی برای خدمت به حجاج ندارند و استانداردی که در پروازهای عادی در خدمت به مسافرین دیده می شود اینجا شدیدا کاهش یافته است و برخوردها کاملا متفاوت شده است. در جمع خانم هایی که برای حج در فرودگاه جمع شده اند اکثرا با حجاب هستند لیکن برخی را می توان دید که آنطوری که باید و شاید رعایت حجاب لازم را نداشتند ناخوداگاه به یاد سخن مسول کاروان افتادم که توصیه می کرد خانم ها حتما حجاب را رعایت کنند زیرا این باعث سو استفاده سعودی ها می شود و نقل می کرد که یک بار خطیب مسجد النبی (ص) به جای اعوذ بالله من الشیطان رجیم گفته بود اعوذ بالله من النسا الایرانیین و این خطیب ظالم سعودی زنان ایرانی را کنار شیطان قرار داده است و بد حجابی آنان را بهانه این ظلم قرار داده بود و مگس وار تنها روی این نقطه ضعف ما نشست و بسیاری از خوبی ها آنها از جمله عشق ٱنها به اماکن مقدسه، نظم و تمیزی آنها و... را نادیده گرفت و مگس وار روی نقطه ای کثیف بر دامنه از زیبایی های زنان ایرانی نشست. از زمین بلند شدن خلبان ما سخت و ترسناک بود ولی همین خلبان نشستن خوبی را در فرودگاه جده از خود نشان داد. توقف مسافران به علت تاخیر در داخل هواپیما در حالی صورت گرفت که تا هواپیما در فضای بالای جو قرار نگرفت گرمای طاقت فرسایی در داخل هواپیما حاکم بود و همه را کلافه کرده بود. در چنین فضایی است که انسان افرادی را می یابد که واقعا نیاز به کمک دارند بعضا سردرگمند که چه کنند و راهنمایی نیاز داشته و یا نیاز به هدایت دارند. وقت محلی ایران و عربستان در این موقع یک ساعت و نیم تفاوت دارد البته ساعت شرعی تنها نیم ساعت تفاوت دارد. بالاخره پس از عبور از فضای ایران در لابه لای کوه های زاگرس در نقطه ای وارد جلگه خوزستان شدیم که رود کارون مارپیچ وار در دشت در حرکت است رودی که از کوه های برف دار زاگرس سرچشمه می گیرد. در طول مسیر خانم یاد آور سفر حج تمتع می شود و مرتب از آن می گوید از عرفات و منی می گوید که چگونه انسان استاندارد های زندگی خود را کنار می گذارد و دست به اعمالی می زند که در حالت عادی هرگز تن به آن نمی دهد که در چادر اقامت کند و شب را در بیابان بخوابد و... و این که آنجا محل خودسازی است چه کسی می تواند تصور کند که در حالت عادی با یک لیوان ٱب وضو بگیرد و روی زمین و بر خاک بیابان نماز بخواند و... خلاصه از نقطه ای در کناره خلیج فارس که رودخانه ای وارد ٱن می شد وارد آبهای دریایی شدیم و به زودی با عبور از خلیج فارس وارد خاک عربستان شده و به سوی جده ادامه مسیر دادیم. در مسیر خلبان بی ذوق هیچ گاه مسافرین خود را مورد خطاب قرار نداد که کجا هستیم و... در حالی که هواپیمایی امارات با وسایل سمعی بصری مسافران خود را از ریز مسیرهای طی شده مطلع می کنند. نزدیکی های جده یک سد بسته شده است که پشت آن مقدار زیادی ٱب جمع شده دیده می شود کی می تواند تصور کند کشوری که از آن در ذهن ما سرزمین بی آب علف ترسیم شده است چنین سدی را داشته باشد. ولی بالاخره به فرودگاه جده رسیدیم و فرود خوبی داشتیم. با توجه به این که تحولاتی در بحرین شده بود و شیعیان بحرین قیام جانانه ای را علیه اقلیت خاندان آل خلیفه شروع کرده اند که با دخالت آل سعود در کشتار شیعیان در کنار جنایت کاران آل خلیفه و شکایت کشورمان عملا ج.ا.ایران و عربستان در این خصوص در مقابل هم قرار گرفته بودند و انتظار بر این بود که برخورد مامورین فرودگاهی سعودی با ما بد باشد ولی انتظار ما اشتباه از آب در آمد و برخورد خاصی نبود. در داخل سالن یکی از کارکنان فرودگاه بر خلاف رویه اعراب مغرور و باد به دماغ، به من که منتظر خانم بودم تا از وضوخانه فرودگاه بیاید مراجعه کرد و گرم گرفته و در حالی که به نظر می رسید سعی دارد فارسی صحبت کند، به زبان انگلیسی می توانست تا حدودی حرف بزند و می گفت که دو ماه است در فرودگاه شاغل شده است و از طریق ارتباط با زوار بیت الله الحرام، شش زبان را می تواند حرف بزند او مدعی بود که زبان انگلیسی را از طریق مشاهده فیلم های زبان اصلی یاد گرفته است این جوان نازنین عرب، سرویس مخصوصی به من و خانم داد و از گیت خروجی سالن بدون صف و به طور خاص عبورمان داد به طوری که آب تو دلمان تکان نخورد محبتی از عرب جماعت که معمولا مغرور و متکبر دیدیم ،که تصورش را هم نمی کردیم انگار این جوان عرب نبود و اگر بود عربستانی نبود و از نوع جوانان با معرفت خودمان بود که گاهی حالی حسابی به ٱدم می دهند در حالی که انتظارش را هم نداری. خلاصه از مراحل فرودگاهی گذر کردیم و وارد محوطه فرودگاه جده شدیم جایی که حاجی ها نمازی و استراحت کوتاهی دارند تا مقدمات حرکت به سمت مکه یا مدینه النبی (ص) فراهم شود. ٱخرین باری که به این فرودگاه آمدیم غلغله بود و مملو از زایران بیت الحرام که از تمام کشورها به ٱنجا ٱمده بودند تا حج تمتع بگذارند ولی اکنون انگار خاک مرده به محوطه فرودگاه مذکور ریخته اند و به جز ما ایرانیان زایر دیگری دیده نمی شود و خیلی خلوت شده است و غم بار. انگاری که زیبایی این سفر معنوی به شلوغی آن و حضور دیگران است و تنها با حضور ٱن جمعیت کثیر است که این سفر زیبا تر می شود. این است که خلوت بودن فرودگاه جده غم ٱور می نماید. اینجا انسان برخی مواقع از خود می پرسد به دنبال چه در این جا حضور یافته است یکی از همراهان لطیفه ای گفت که "حاجیی را که از حج برگشته بود پرسیدند که چه دیدی و چه خبر بود. جواب داد رفتم در خانه خدا حضور یافتم خدا که خانه نبود و مردمی که هم که به دیدن خدا ٱمده بودند در حیاط خانه اش قدم می زدند". حال که فکر می کنم می بینم که انگار ما هم ٱمده ایم که با این دیدار کنندگان خدا که او را در خانه اش نیافته و در حیاط خانه اش در حال قدم زدن هستند، همراه شویم. اینجا از خود می پرسیم به دنبال چه و چه کسی هستیم انسان می ترسد که هدفی از حضور در کار نباشد و ترس آن است که سیمی وصل نشود اگر سیم وصل نشود خسارتی عمیق به دنبال دارد نیامده را خسارتی نیست چون نیامده است ولی آمده را مصیبتی عظیم است که نتواند نتیجه بگیرد و سیمی وصل کند ترس و استرس این حالت دیوانه کننده است. اینجا سرزمین وحی است و محل تولد اسلام و تمام کسانی که با خون خود درخت آن را ابیاری کردند که امروز ما مسلمان باشیم و به هزاران دلیل دیگر اینجا انسان احساس می کند وارد فضایی شده است که باید رعایت بیشتری نماید. گوش و چشم و تصور خود را لگام بزند. الان ساعت بیست و یک و شانزده دقیقه به وقت عربستان و ساعت بیست و دو و پنجاه دقیقه به وقت تهران است که در اتوبوس ها نشته ایم تا به سمت مدینه النبی ص حرکت کنیم و برخلاف سفر قبلی که محرم شدیم و وارد مکه شدیم باید به مدینه برویم و بعد از توقفی در آنجا از دروازه نبوت و امامت وارد سرزمین توحید و زیارت بیت الله الحرام نایل شویم و واسطه ما هم توفیق محرم شدن در مسجد شجره است که بارها ائمه هدی و پیام آور رحمت از ٱنجا محرم شده و به زیارت خانه خدا عازم شده است. از جده تا مدینه 362 کیلومت راه است و در کنار جاده شعارهای مذهبی همچون سبحان الله – الحمد لله - توکلت الی الله – الهم صل علی محمد – اذکرالله به چشم می خورد . در بین راه در 190 کیلومتری مدینه در جایی برای صرف شام استراحت مختصری توقف داشتیم ساعت به وقت محلی 24 شب است. رستوران را سازمان حج و زیارت مدیریت می کند ولی صاحب ٱن عربستانی است. توقف ما همراه است با ماه گرفتگی کامل و لذا نماز ٱیات را در مسجد این محل اقامه کردیم سه راننده داریم دو پاکستانی که از لاهور آمده اند و یک مصری که راننده اتوبوس ماست. ماهانه 2000 ریال عربستان حقوق می گیرند و هر سفر هم که دارند 70 ریال علاوه دریافت می کنند رانندگان توان ٱوردن خانواده خود به عربستان را ندارند و در زمان حضور در عربستان مجردند. این رانندگان معمولا سعی می کنند مبالغی هم از زایرین بگیرند تا در آمد خود را افزایش دهند.

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 22:27 شماره پست: 119

 

 26/خرداد/1390) اکنون نیمه شب گذشته است و دوباره اتوبوس ها به سمت مدینه النبی راه افتادند تا صبح را در سرزمینی پای بگذاریم که ائمه (ع) و پیامبر (ص) سال ها با مردمی که با پیامبر (ص) تا آخر بر پیمان خود ماندند هم خانه شد و در مدت 13 سال اسلام چنان پیشرفتی کرد که به پیامبر (ص) جرات داد تا با ابرقدرت های شرق (ایران) و غرب (روم) آن زمان وارد مذاکره شود. این شهر حامل خاطرات پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) ماست زیرا پیامبر (ص) ما آنقدر از مردم مدینه راضی بود که حتی پس از فتح مکه باز هم به این شهر باز گشت و با پایان عملیات فتح مکه، دوباره سرزمین آبا و اجدادی خود را رها کرد و به آغوش مدینه مدنی ها بازگشت و باز در حج الوداع که می دانست آخرین باری است که به مکه آمده است، زیارتش را کرد و حج را به انجام رساند و سریعا به مدینه بازگشت تا آخرین لحظات زندگی خود را در کنار مهاجر و انصار مدنی بگذراند و جان خود را در این شهر تقدیم ملک مقرب الهی حضرت عزراییل نماید و تا ابد خاک مدینه همچنان امانت دار وجود شریفش باشد شاید این نوعی قدر شناسی پیامبر (ص) اسلام به این سرزمین بود و البته خاندان ایشان (ع) هم بسیاری با همه آزار و اذیتی که شدند، باز در مدینه ماندند و در جوار مرقد جدشان احساس راحتی بیشتری می کردند به طوری که امروز اجساد مبارک چهار امام ما (امام حسن مجتبی (ع)، امام سجاد (ع)، امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) و مادر گرامی اشان حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها) در این شهر مدفون می باشند. چنانچه بخواهیم به تاریخ اسلام نگاهی داشته باشیم مدینه نقش اساسی در این امر دارد. تاریخ آنچه بر مدینه رفته است عبرت انگیز و برای برخی رسوا کننده و برای برخی با فخر آمیخته است این است که این شهر برای اسلام راهبردی است. ٱخرهای شب بود که به مدینه النبی رسیدیم و در هتل زهره اقامت کردیم که با حرم تنها سیصد متر فاصله نداشت. خستگی راه و تقسیم اتاق ها باعث شد که تا نزدیکی صبح در لابی هتل بمانیم و وقتی در اتاق ها مستقر شدیم دیگر خستگی باعث شد تاب و توان رفتن به حرم نباشد و لذا توفیق حضور در حرم از ما سلب شد و این باعث شد نماز را در اتاق اقامه کنیم. ساعت 9 صبح بود که غسل زیارت کردیم و عازم زیارت حرم شریف نبوی شدیم. مسجد النبی در مقایسه با دفعه قبل که حج تمتع بود،خیلی خلوت بود لذا خواندن نماز در روضه شریف کاملا میسور بود نمازی هم در پشت محراب پیامبر (ص) نصیب شد. ولی با وجود نگهبانان قبر خواندن سلام و زیارت نبی (ص) میسر نیست و نمی توان رو به قبر آن عزیز (ص)کرد و با او (ص) سخن گفت زیرا اگر نگاهبانان حرم بفهمند با تو برخوردی تحقیر ٱمیز خواهند کرد و مورد بی احترامی قرار می گیری. آنها می گویند رو به قبله کن و هر چه می خواهی بگو ولی رو قبر رسول (ص) مکن که اسلام و دین غلط افتاده دچار شرک می شوی. خشک مغزها هر گونه سخن گفتن با رسول گرامی اسلام (ص) را بدعت می دانند و تنها می گویند با خدا سخن بگو و لا غیر. لذا رو به قبله کرده و پشت به قبر زیارت خواندن ممکن است. اکنون در مکانی قرار داری که بسیاری از اولیا (ره) خداوند در آنجا حضور یافته و به عبادت پرداخته اند و سر بر ٱستان مردی (ص) ساییده اند که خداوند برای خود انتخاب کرد تا دین جهانیش را به وسیله او (ص) که معجزه اخلاق حسنه بود گسترش دهد ولی اکنون این محل در سیطره ال سعود و وهابیت خشک مغز منحرف قرار گرفته تا عرصه را در عبادت و تفکر بر دیگران کاملا تنگ کنند و به غیر از خود و مسلکت خود ،کسی را قبول نداشته باشند و در بطلان خود را محور حق بدانند. چه شرم ٱور است تفکر افرادی که از سر خود خواهی و تکبر و خود، افکار و مسلکشان را فقط قبول داشته باشند و برای دیگران و حرف هایشان نه ارزشی و نه حقی قاییل نباشد این نوعی استکبار است که خداوند اصلا مستکبرین را دوست ندارد. انسان حق را در گوشه گوشه جهان می تواند بیابد، حتی گاها در معتقدین به بت ها و درون ادیان جنگلی دور افتاده که رگه هایی از حق را می توان حس کرد و دید. چه برسد به مشرب هایی که از پیام حق و اهل بیت (ع) سیراب شده اند و چه بی شرمند خشک مغزان متکبر و دیو صفت وهابی که متمسکین به اهل بیت (ع) و خاندان نبی (ص) را این چنین ٱزار می دهند و نمی گذارند ٱن طور که باید و شاید با حبیب دل خود (ص) و امامان برحقش (ع) در مدینه راز گویند که ما معتقدیم سلام ما را می شنوند و به ٱن پاسخ می گویند. مگر نه این که شهدا زنده اند و نزد خداوند روزی خورند ٱیا پیامبر (ص) اکرم زنده نیست که با ایشان سخن گفت آیا مقام شهید از مقام پیامبر (ص) هم بالاتر است که این چنین خداوند در مورد زنده بودنش در قران تذکر می دهد. خلاصه ساعت حدود یازده و نیم بود که نگهبانان قبر شریف نبوی شروع کردند به پایان دادن به صفوفی که از مقابل قبر پیامبر (ص) در حال عبور بود و به شوق زیارت آن با فاصله در حال عبور بودند آنان به ما که در کمترین فاصله با قبر بودیم دستور به نشستن رو به قبله کردند که این باعث می شد پشت به پیامبر (ص) بنشینیم. و با کراهت کامل از این عمل نشستیم در حالی که فاصله کمی با قبر شریف داشتیم دلم را روانه جسم شریف کردم حالی داشت این چنین به پیامبر (ص) رحمت نزدیک شدن. خدایا به این خاک پاک قسم که به ما پاکی دل و پاکی از کلیه خبائث عنایت فرما. خدایا چه بزرگانی که از متقربین به درگاهت بوده اند که قدومشان به این مکان مقدس رسیده است پس به برکت این انفاس قدسی ما را هم شامل رحمت واسعه خود کن. هنوز توفیق زیارت ائمه بقیع (ع) را شامل حال من نکرده است و در واقع باید گفت واقعا زیارت آنها (ع) توفیق می خواهد. غروب امروز یکی از شیعیان مدینه مرحوم شده بود و درب بقیع را باز کرده بودند تا مراسم تدفین انجام شود من هم از فرصت استفاده کردم که و همراه تشیع کنندگان سعی کردم وارد بقیع شوم ولی شرطه ها فورا مرا و دیگران را شناسایی و برگرداندند تشیع کنندگان چنان با تعجیل راه می رفتند که تعجب انگیز بود ما در پای دیوارهای حرم نبوی و بین الحرمین نشسته و رو به قبور ائمه (ع) مشغول خواندن ادعیه بودیم. تا این که تشیع کنندگان که اختصاصی وارد بقیع شده بودند، خارج شدند. سنت آنان اینطور بود که خانواده متوفی که لباس های سفید و چپی قرمز عربستانی پوشیده بودند در کناره دیوار حرم نبوی به صف ایستادند و دیگران یک یک با چند نفر را مصافحه کردند اما از طریق لمس کتف، سلامتی به اهل عزا می دادند. بزرگان آنها که ویلچر نشین بودند در اول صف قرار داشتند یکی از خوبی هایی که در فرهنگ عربی وجود دارد محترم شمردن پیران قوم است. آنها بعد از این اقدام کم کم بنی الحرمین را ترک کردند. این جا محل وصل شدن سیم است این جا باید سعی کرد برکتی از این فضا بدست آورد درست آن طرف دیوار هزاران تن از اولیای خدا و ائمه اسلام (ع) ٱرمیده اند. این جا حد اقل از 1400 سال قبل محل قرار بدن هایی است که در جوار نبی مکرم اسلام (ص) زندگی کرده اند و بعد از مرگ بدن هایشان در این مزار دفن شده اند. اما به شیوه ای که در امروزه مردگان دفن می شوند انگار تا ابد اینجا مزار باقی خواهد ماند، نمی دانم چه موادی به بدن مردگان می زنند که همواره در ٱن دفن می شوند و پر نمی شود این جا شهدای احد و شهدای حره را در خود جای داده است که به دست سفاک ترین ها کشته شدند و حرم به خون آنان ٱلوده شد ما اکنون در بین الحرمین هستیم جایی که دل عاشقان از ٱنجا اکنون امکان عروج و پرواز دارند. این جا جای پای پیامبر (ص) و صحابه و تابعین و... است می توان نفس هایی را حس کرد که در پاکی نمونه خلق عالمند و رجس و پلیدی را خداوند ازآنها دور کرده است. خاندان نبی مکرم اسلام (ص) در این جا از هر جایی دیگر راحت تر بودند و ترجیح دادند در این شهر اقامت داشته باشند. البته برای ما که دل هایی سیاه داریم وصل کردن سیم خیلی سخت است باید دلی پاک داشته باشی یا خلوصی را تجربه کرده باشی تا بتوانی سیم وصل کنی انسان از خود خجل می شود که در کنار مرقد چنین انسان هایی قرار داشته باشی و دل منقلب نشود این نشانه بدی است. ولی می توان تصور کرد که افرادی دل هایشان عروج می کند اینجا این ظرفیت را دارد که سکویی برای پرواز شود همانگونه که بیت المقدس سکوی پرواز پیامبر (ص) ما به آسمان شد اینجا هم می تواند سکوی پرواز شود ما معتقدیم که راه های ٱسمان هیچ گاه بسته نبوده و نخواهد بود لذا کجا از این محوطه بهتر. این مکان از قلیل اماکن منحصر به فردی است که البته چشم خفاشان از دیدن ٱن ناتوان و در عذاب است ولی چشمان عرفا براین حقیقت بیناست.البته بعضی مواقع انسان احتمال پرواز ندارد ولی می تواند پرواز دیگران را ببیند و یا حداقل پتانسیل پرواز را تصور کند. ائمه ما و پیامبر (ص) باند نوری را گسترده اند که همین می تواند سکوی پرواز شود و کمکی در این راه. تنها می توان از خداوند خواست که توفیق دهد از باند نوری که از قبور این خاصان به خداوند امتداد یافته است ماهم استفاده نماییم. خدایا اگر بتوان به این باند پهن نور سیمی وصل نمود حظی خواهیم برد که می توان تصور کرد که در زندگی چنین لذتی را نداشته ایم. خدایا ما را روحی پاک عطا فرما تا این توفیق را که صاحب گیرنده ای بشویم که حد اقل این انوار پاک را درک کنیم. این جا بین حرم نبوی و حرم بقیع شیعیانی می توانی دید که جمع شده اند تا با تضرع و دعا به دریافتی برسند ٱنها دست التجا دارند تا شاید حوائج خود را دریافت دارند. یکی از زائرین به تقسیم متبرکات مشغول است و می گوید به نیابت از فردی دیگر در حال تقسیم این مواد غذایی است که فرزندش در زندان است و تقاضای دعا برای ٱزادی او دارد. یکی می گوید دعاکنید فرزندش ازدواج نماید. هرفردی اینجا تقاضایی دارد . دنیایی و یا ٱخرتی. همه انگار مشکل دارند و برای حل آن نظر به عالم بالا دارند. امشب شب جمعه است و برخی برای اموات خود خیرات می کنند. در این جا امشب مثل زمان حج تمتع دعای کمیل خوانده نمی شود لذا ما بعد از خواندن زیارت ائمه بقیع و زوجات نبی فرزند گرامیش و عموی گرامیش دعای کمیل را خود خواندیم و به هتل بازگشتیم تا استراحتی و تقویت قوا کنیم و زمان فجر به حرم نبوی بازگردیم زیرا همین زمان است که درب بقیع باز می شود ولی خواب غفلت ما را ربود و وقتی بیدار شدیم که ساعت پنج و ده دقیقه صبح بود و باز نماز صبح را در هتل خواندیم.  

+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 21:36 شماره پست: 120

 

27 خرداد 1390) اکنون که این سطور را می نگارم در حرم نبوی منتظر برگزاری نماز جمعه هستم. اینجا قبر مقدس پیامبر (ص) و مسجد آن بزرگوار است.چند رکعتی نماز به نیابت از زنده ها و مرده ها خواندم بسیاری التماس دعا دارند و دلشان برای این مکان پر می کشد وقتی فکر می کند اینجا با سلمان فارسی، با ابوذر غفاری، با مالک اشتر، با سعد بن عباد، با جعفر طیار، با علی ابن ابی طالب، با... هم نفسی، انسان به وجد می آید دل پروازی می شود از این جا بوده است که خیلی ها پرواز های بلندی را تجربه کرده اند چه دلهایی که از این نقطه به آسمان بی منتهی الهی سیم وصل کرده اند و لایق شهادت شده اند. اینجاست که پیامبر (ص) تمام محدودیت هایی که امروزه ما برای خود پیچیده ایم را برداشته بود و با اصحاب صفه هم سفره و هم نشین شد. اینجا پیمان های بزرگ را پیامبر (ص) با سران قبایل بستند. اینجا در عین حال محل نزول وحی بود و فرشتگان الهی فرود آمده و عروج کرده اند و می کنند. چه دل هایی از اجداد ما که در این زمین خاص رحل اقامت را قبل از ما گذاشته و سپس رفته اند و اکنون ما با همه کوله بار گناهی که بر دوش می کشیم باز آمده ایم تا نمایندگی کنیم نسلی را که توفیق زیارت یافتند. اسم ما هم در لیست کسانی قرار گرفت که به زیارت توفیق یافتند و این جای شکر دارد. خداوند می فرماید "نبی عبادی انا الغفور و الرحیم" یعنی اگاه ساز بندگانم را که من بسیار بخشنده و بسیار مهربان هستم. پس ما این خبر را شنیده ایم از پیامبرت (ص). خدایا ما را هم شامل غفران و بخشندگی خود قرار ده. ایمان به این خصوصیت ذات باری تعالییت دارم خدایا از بهترین مکان های عالم تو را مورد خطاب قرار می دهم . خدایا عالمیان را از ظلم تعدی گران به حقوق مردم نجات ده. خدایا با ظهور حجتت (عج) ما را هم در زمره هدایت یافتگان قرار ده. خدایا حتی امروز کار به جایی رسیده که پیامبرت (ص) هم در شهر خودش مظلوم و در اسارت است خدایا بساط ظالمین در در تمام زمین برکن. خدایا در مدینه وارث از ارث خود بی بهره است دختر در کنار پدرش محروم است. وصی در کنار پیامبر (ص) مظلوم است. و شیعه در کنار مولایش محروم . خدایا امروز سفیانیان بر شیعیان علی دوباره دست به شمشیر برده اند امروز شیعه در بحرین ، عراق و یمن تحت ظلم قرار گرفته خدایا نجات بخش این مظلومان باش. خدایا مسلمین در شمال افریقا تا خلیج فارس قیام کرده و حقوق خود را از مستبدین طلب می کنند خدایا به حرکت آنان برکت عنایت فرما. ٱنان پنجه در پنجه خون خواران عالم گذارده اند خدایا قوتی عنایت کن که پوزه مستکبرین را به خاک بمالند و عبرتی برای دیگران این جماعت ظلم پیشه به جای گذارند خدایا مردم منطقه جز به آزادی از ظلم و ستم و استیفای حقوق خود نظری دیگر ندارند در این راه یاریشان ده . دشمنان آنان کثیرند متفرقشان کن. خدایا هیمنه جنایتکاران امروزه را بشکن. خدایا به فریاد رس و فریاد رسیی عاجل و کامل. خدایا ظهور منجی ات (عج) می تواند کارساز باشد خدایا در ظهورش تعجیل فرما. خدایا مشکلات بشر را به پنجه قدرت خود حل فرما. خدایا هرچه می نگرم به جز تو یاوری نمی یابیم خدایا یاریمان فرما. خدایا به دختران عفت و پاکدامنی به مسولین ما عدل و انصاف و عقل و تقوا به قدرتمندان ما تواضع و به مرضی ما شفا به اسرای و زندانیان ما خلاصی عطا فرما. خدایا ما را به راه راست هدایت فرما راه کسانی که نعمت قرب عطا کردی. نه راه کسانی که از خود دورشان کردی هرچند به آنان نعمت بسیار دادی. خدایا ما را به دنیا مشغول مکن. خدایا به نبی مکرمت قسم تمام حوائج شرعیه ما را ختم به خیر فرما. ای مولا و خدای من. اینجا همه میهمان خداوندند و نبی مکرمش. اینجا همه دعوت شده اند ریش دار و تراشیده- چادری و یا بدون چادر و... همه دعوت شده اند. خدا خواسته است که در ماه رجب حج عمره ای را نصیب آنان نماید تا در ایام روشن (بیض) اعمال رجبییه خود را در شهر الله و شهر النبی بجای آورند. خدایا ٱیا ماهم دعوت شده ایم ؟!! خدایا از کوله بار سنگین خود باخبریم ولی اکنون اینجاییم و نمی توان دعوت نشده اینجا بود پس به این سعادتی که نصیب کردی ما را در این سعادت کامل تر کن و حوائج ما را هم مستجاب گردان. خدایا شهادت می دهم که تنظیم کننده امور تویی و بهترین را مقرر کرده ای پس آن را کامل کن و دعاهای ما را به استجابت نزدیک فرما. یکی از هنر های اسلامی هنر خوش نویسی است ولی وقتی به واقعیت نگاه می کنی می بینی که این هنر تنها زیبایی را به همراه دارد و نه قابل استفاده بودن. شما ممکن است اشعار ، ایات ، سخنان و... را روی دیوار اماکن اسلامی ببینید ولی واقعا قابل خواندن نیست وقتی قابل خواندن نباشد چه سودی خواهد داشت. در حرم نبوی وقتی پشت به قبله حرکت کنی وارد محوطه بدون سقفی می شود که در زمان دولت عثمانی بنا شده است در دیواره های این بنا دایره هایی وجود دارد که در آن اسامی تعدادی از صحابه و خاندان نبی مکرم اسلام (ص) نوشته شده است که به علت نا خوانا بودن با کمک گرفتن از چند نفرموفق به خواندن ٱن شدم اسامی به قرار زیر است : از دیواره قبله به سمت چپ در دایره ای الله - ما شا الله - محمد (ص) – عمر فاروق – علی المرتضی (ع) – حسن سبط (ع) – عباس ابوالفضل (ع) - زبیر بن عوام – سعید بن زید – عبدالرحمن – علی بن رضا (ع) – نعمان بن ثابت - محمد بن ادریس – احمد بن حنبل – مالک بن انس – حمزه ابن عبدالمطلب – تمیم ابن الواری – سعد وقاص – طلحه – اسامه بن زید - زبیر بن عوام – جعفر صادق (ع) – زید بن حارث – ابوبکر – عثمان ذونورین – ابو هریره از این محوطه که به سمت پشت به قبله بروی باز به موازات و اندازه همین محوطه مربع شکل محوطه دیگری را خواهی یافت که در زمان توسعه حرم در زمان ال سعود بنا نهاده شد است که اسامی زیر را در این محوطه می توان دید که باز هم به دلیل استفاده از فنون خطاطی با مشقت زیاد می توان فهمید که برخی از آنها مربوط به نام چه افرادی است : معاذ بن جبل - بلال حبشی - زید بن ثابت – عبدالله بن عمر – سلمان فارسی - خالد بن ولید – ابن ابی کعب - سعد بن عباد - سعد بن معاذ - حسن عسکری (ع) - محمد تقی (ع) - موسی کاظم (ع) - محمد باقر (ع) – ابو عبیده جراح - عبدالله بن عباس – حذیف بن الیمانی – عبد الله زبیر – عبد الله مسرور – صهیب بن الرومی – محمد المهدی (عج) - علی النقی (ع) - مالک بن انس در این نوشته ها می توان به انصاف اگر نگاه کنی اسامی تمامی 12 امام شیعه که از خاندان پاک نبی مکرم اسلام هستند را دید. همچنین تعدادی از صحابی بزرگ پیامبر (ص) اکرم . امروز همچنین توفیقی شد که زیارتی از حرم و قبرستان بقیع داشته باشم محلی که آن را باید تیکه ای از بهشت روی زمین دانست و یا دروازه ای برای آسمان که در آن ابدان خاندان و اهل بیت نبی، مهاجرین ، انصار ، تابعین ، علما ، قاریان قران کریم ، مومنین ، همسران پیامبر (ص) ، عموی پیامبر (ص) ، مادر حضرت علی خانم فاطمه بنت اسد، برخی از همسران علی علیه اسلام همچون ام البنین مادر حضرت ابوالفضل عباس، شهدا از جمله تعدادی از شهدای احد و شهدای حره که توسط یزیدیان به خاک و خون افتادند ، ابراهیم بن محمد فرزند پیامبر (ص) اکرم دفن هستند. البته این همه هیچ تابلویی ندارند و اگرچه حاکمیت عربستان نقشه ای هم برای معرفی این قبور چاپ کرده اند ولی در داخل آن هیچ راهنمایی در این زمینه وجود ندارد و نگهبانان نیز هرگز راضی به معرفی قبور نیستند و اگر قصد تشریح آن برای دیگران داشته باشی فورا با شما برخورد می کنند. نگهبانان خصوصا روی چهار قبر مبارک ائمه هدی خیلی حساسند و بیشترین تجمع آنان در ٱنجاست. از قبور ائمه که بگذریم که برخی از آنها برای این که مردم را گمراه کنند مثلا می گویند که قبر فاطمه بنت اسد قبر مبارک حضرت فاطمه زهرا (س) است و تنها می خواهند با اعتقاد شیعه و تاریخ که شبانه و مخفیانه ایشان دفن شده است مبارزه کنند. تابلویی نگذاشته اند تا زائرین سرگران بمانند در زمان حاکمیت عثمانی بر قبور ائمه و بزرگان قبه و گنبد و بازگاهی بوده است که در زمان وهابیون این ساختمان ها خراب می شود و تمام سعی خود را مصرف می کنند تا نشانه ها را از بین ببرند. اکنون با سنگ هایی محدودهایی را مشخص کرده اند که قبور بدون هیچ تشریفاتی هستند البته سازمان حج و زیارت نقشه هایی را چاپ کرده است که مشخص است این قبور از آن کیست از جمله قبر عبدالله بن جعفر طیار همسر حضرت زینب و عقیل بن ابی طالب برادر حضرت علی (ع) بعد قبر ابراهیم حضرت محمد و بعد شهدای احد و این سمت شهدای حره قرار دارد و در ٱخر هم قبر عثمان بن مظعون است که پیامبر (ص) خود ایشان را دفن کرد و بر او گریست ولی اکنون از قبر او به نام قبر عثمان خلیفه دوم یاد می کنند که تابلویی دارد. قبوری که اکنون در بقیع حفر می شود به این ترتیب است که یک متری می کنند و در ته آن نقبی به سمت راست و نقبی به سمت چپ می کنند و به این ترتیب دو مرده را در یک قبر دفن می کنند که وسط آن را با یک دیوار از هم جدا می شود. استفاده از مواد شیمیایی متلاشی کننده اجساد باعث می شود که به زودی برای دفن فرد دیگری آماده شود. لذا زایرین محترم باید از گرفتن هر گونه خاکی از این قبرستان خود داری کنند زیرا تمام خاک آن الوده است و شدیدا ممکن است به بیماری شما منتهی شود از طرف دیگر نباید خاک قبرستان را باخود برد یادم هست قدیم ها می گفتند که هنگام بارندگی به قبرستان نروید زیرا کفش شما گل از زمین بر می دارد و این خلاف شرع است که خاک وقف قبرستان را با خود برد و از قبرستان خارج کرد لذا از این منظر هم برداشتن خاک قبرستان صحیح نمی باشد. از سوی دیگر همانطور که کندن بوته ای در حرم تحریم شده است از سوی دیگر اگر زوار حرم تنها هر کدام یک مشت خاک از مکانی بردارند موجب ضایعه ای بزرگ برای آن مکان می شود لذا برداشتن دسته جمعی چیزی از حرم که موجب خسارت آن شود نیز باید گفت که حرام می شود تصور کنید که مثلا اگر تمام زوار به اندازه یک کاسه ماست خوری خاک از مثلا از بقیع برداند هر ساله سه میلیون کاسه خاک چقدر می شود و چه بر سر آن خواهند آورد و لذا معقول نیست که به خود اجازه دهیم چیزی برداریم. این جا در بقیه بخشی از تاریخ اسلام خفته است و سرشار است از عبرت برای اهل تفکر زیرا یادگارهای خاندان نبوت (ع) خفته ا ند می توان اینجا تصور کرد که چگونه سبط النبی حضرت امام حسن مجتبی (اولین نوه حضرت پیامبر (ص)) بعد از کشته شدن به زهر، جایی برای دفن جسدش در کنار جدش وجود ندارد ولی پدر زن های پیامبر (ص) (ابوبکر و عمر) بعد از مردن جسدشان در کنار پیامبر (ص) جایی دارند تا در آن دفن شوند ولی برای نوادگان پیامبر (ص) در حرم جایی نیست و باید به جای خانه پدر و مادرشان در خانه عمویشان عقیل ابن ابی طالب دفن شوند(که اکنون در محدوده قبرستان بقیع قرار گرفته است) اینجا قبر شهدای حره است که ٱینه تمام نمای ظلم بنی امیه است علیه حرم نشینان مدینه النبی. این جا می توان ظلم و جوری که بر صادق ، سجاد و باقر رفته است را حس کرد اینجا می توان به جستجوی قبر گم شده حضرت فاطمه زهرا (ام ابیها (ص) گشت ولی آن را نیافت. این است که امروزه آل سعود بر مبارزه با بقیع سنگ تمام گذاشته اند و سعی بلیغی برای نابودی آن دارند. علیرغم این همه مردم بدون توجه به عقاید مشکوک وهابیت هر بارکه بقیع باز می شود پروانه وار به آن هجوم می آورند تا از فیض زیارت ارواح پاک خفتگان در بقیع عقب نمانند. مردم علیرغم خواست وهابیت به زیارت اهمیت می دهند صف زیارت قبر نبی اکرم قطع نمی شود این نشان می دهد که خداوند مهر و محبت محمد و خاندانش را در دل مومنین خود قرار داده است و فردی را یارای خارج کردن این مهر نیست زیرا هرکه سطوری را از این خاندان خوانده باشد عاشق آنان می شود. سنتی در بین مردم مدینه است که در این روزها مدام زوار قبر نبی را اطعام می کنند سفره آنان خرما و تکه نانی و چای می باشد بعضا حلوا هم به آن اضافه می شود و روزه داران با سفره های گسترده شده افطار می کنند. در اکثر مکان های مسجد سفره های یک بار مصرف پهن است و باگفته شدن اذان اول که وقت افطار است سریعا طعام ها خورده شده و جمع می شود تا صفوف نماز تشکیل شود و بعد از دقایقی اذان نماز مغرب گفته می شود و نماز مغرب خوانده می شود. امامان جماعت مد متصل به رکوع را آنقدر ادامه می دهند که قیامی طولانی می شود.

+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 22:2 شماره پست: 121

 

28/خرداد/1390) اینجا در مدینه که هستی غم عجیبی در دل خود احساس می کنی، اینجا می توان هم نفس پیامبر (ص) و یارانش بود می توان در فضای مدینه با کاروان آنها همراهی کرد. کاروانی که مسیر بشریت را عوض کرد بشریتی که رو به اضمحلال رفته بود و جمع کوچکی و حتی می توان گفت که پیامبر (ص) یک تنه این مسیر را تغییر داد و بشر را از مسیری که به سقوط منتهی می شد، باز گرداند و تنها در طی یک قرن بر مناطق وسیعی از جهان مسلط شد و غول های استکبار عصر مذکور را به زیر کشید و ثابت کرد یک فرد می تواند جهانی را نجات دهد. ولی این شروع کار بود و مدینه را باید استارت اسلام حاکمیتی دانست و مدینه بود که نطفه حاکمیت اسلامی را در خود قرار داد و توسعه داد و بزرگ کرد. تلاش و حضور ده ساله پیامبر (ص) در مکه بعد از بعثت توسعه ای برای اسلام به ارمغان نیاورد و او تقریبا نا امید از هر گونه گشایشی و در حالی که دیگر حضورش در مکه غیر ممکن شده بود به مدینه که در آن زمان یثرب نامیده می شد هجرت کرد و هجرت به مدینه بود که باعث شد جهشی عظیم در نشر اسلام به وجود آید. درست در شش کیلومتری مسجد النبی منطقه قبا قرار دارد که پیامبر (ص) ابتدا بر آنجا وارد شد. پیامبر (ص) چند روزی را در قبا ماند تا عقبه کاروانش که به سرپرستی علی بن ابی طالب و شامل زنان و خانواده او بودند برسند و به او ملحق شوند و سپس وارد مدینه شود و این بود نشانه وفاداری و قدر شناسی او نسبت که کسانی که حماسه "لیله المبیت" را برای حفظ وجود شریفیش خلق کرده بودند. در قبا امروزه مسجدی بنا شده که هر رکعت نماز در آن برابر یک حج عمره ثواب دارد. این جا نفس های پیامبر (ص) در حالی که نگران قافله ایست که به همراه قهرمان لیله المبیت در حال حرکت به سمت او هستند، را می توان حس کرد. این جا نفس هایی را می توان حس کرد که مربوط است به فرد نگرانی که قافله اش از پس او می آیند و نمی خواهد بدون ٱنها سفرش به پایان برسد و در شش کیلومتری مقصد رحل اقامت افکنده تا آنان برسند و پیروزمندانه و کامل به جایی وارد شود که هم مقر حکومت آینده ظفرمندش خواهد بود و هم آرامگاه ابدی پیکر پاکش خواهد شد.

اینجا می توان در مسجد قبا تصور نمود که چگونه قلب نگران وی چه کشید تا پاره های تنش برسند. شاید اگر من بجای او بودم بلا درنگ به مدینه می رفتم و در کنار یارانم در انتظار باقی مانده قافله می ماندم ولی خلق محمدی ، وفا ، تعهدش و... اجازه نمی دهد که حال که خود از این سفر جان سالم به در برده است دیگران را فراموش کند و با خیال راحت به جمع اهالی مدینه بپیوندد. او نمی تواند علی جوان را که برای نجات جان او (ص) در بسترش در لیله المبیت خوابیده است و اکنون بعد از پرداخت بدهی هایش با کاروان زنان و... می آید را فراموش کند. لذا در شش کیلومتری وعدگاه خداوند (مسجد النبی) ایستاده و بعد از فرسنگ ها طی مسیر سخت ، در یک فرسنگی مقصد کار بزرگ خود را ناتمام گذاشته و ایستاده است و می خواهد تاریخ را با حضور این قافله رقم بزند ولی او در این جا اولین مسجد جهان اسلام را در ساخت که گفته می شود آیه "اسس علی التقوی" در شان این مسجد آمده است. این جا در قبا می توان با قافله سالاری همراه شد که قافله بشریت را تا ابد رهبری خواهد کرد (چه در این جهان بماند و چه به لقا خداوند نایل شود) آن هم به وسیله خلق عظیم و بیش از شش هزار آیه ای که کلاس کتبی و لایتغیر راهنمای بشریت تا ابد باقی خواهد ماند آن هم از نوع تضمینی آن. اگر او ٱنروز نگران کاروان کوچکی که به امامت علی علیه السلام در راه بود هست، ولی آیا می شود که چنین شخصیتی نگران کاروان عظیمی که بعد از سال ها مجاهدت خودش و انصار و مهاجرینش به راه افتاده است نباشد؟!!! البته که نگران هست و باید مطمین بود که کاروان اسلام در هر زمانی با چشم های نگران ایشان همراهی می شود. امروز کاروان اسلام غارت زده ی، یهود و نصاری است که تنها پوسته ای از نقاب این ادیان الهی را بر چهره دارند تا دنیا را بچاپند و بشریت را برده خود نمایند. کاروان اسلام امروز متفرق و دزد زده و غارت شده است. امروز این کارون را شعبه شعبه کرده اند و هر کشور قسمتی از آن را در سیطره خود دارد از همه بدتر این کاروان عظیم که یک چهارم جمعیت جهان را تشکیل می دهند فرقه فرقه کرده اند و فرقه ای فرقه ی دیگر را حتی کافر می داند و خون او را مباح می داند. تفرق انچنان بر این کاروان حاکم شده است که به جای جنگیدن با دشمن اصلی به همدیگر مشغولند و همدیگر را خنثی می کنند. امروز کار به جایی رسیده است که در نزد برخی از مسلمانان صهیونیسم اشغالگر قدس برای آنها از ایران شیعه قابل تحمل تر است. ای وای بر کاروانی که با دزدان بین المللی همچون صهیونیسم سازمان یافته مواجهه است ولی به از بین بردن هم کاروانیان خود سعی و تلاش بلیغ دارد.

امروز ٱفات بسیاری کاروان عظیم اسلام را فرا گرفته است که هر کدام بدن قوی هیکل تمدنی بزرگ را می تواند از بین ببرد. متولیان کج سلیقه و خود سر و خودخواه -  مستبدین بی رحم و قدرت طلب – خشک مغزی و استبداد دینی -  علمایی که دیگران و تفکر دیگری را بر نمی تابند و دیگران را منحرف و خود را تنها محور حق می دانند -  رهبرانی که حالت تقدس زاید الوصفی را در اطراف خود تنیده اند و هر گونه نقد بر خود را دشمنی با اسلام تلقی و با منتقد به نحو بی رحمانه ای توسط عمال خود برخورد می کنند -  علمایی که یومن به بعض و یکفر به بعض هستند – فقهای آن علیه عرفا و عرفای آن علیه فقها هستند– تعدد و تکثر انحراف و خود محوری پسنیده است – با دشمنان خارجی صلح و گذشت بی نظیری دارند ولی در مقابل رقیب داخلی سخت و  بی گذشت – دریوزگی اجانب پسنیده وکوتاه ٱمدن در مقابل هم کاروانیان ناپسند و غیر ممکن می پندارند  -   گفتگو با اجانب را مجاز و ولی گفتگو بین خودی ها را هرگز -  در مقابل علم بی تحمل و در مقابل ناٱگاهی کاملا راحت و بی خیال و تحمیق توده ها پسندیده و مباح و بلکه واجب -  در این کاروان علم آن  چیزی است که رهبران دینی هر بخش تعیین می کنند و علمی که نزد دیگران است خطر ناک و مضر تشخیص داده می شود – ارتباطات داخلی اهالی این کاروان بسیار کم و در عین حال ارتباطات با خارج آن با وسعت و عظیم و... است.

اما آیا نبی مکرم اسلام بر این وضع بی خیال است؟!! حاشا و کلا اصلا این طور نیست و امید است روزی این کاروان آفت زده را منجی (عج) خواهد آمد تا آن را از این وضع فلاکت بار نجات دهد. اما تا آن روز باید تلاش کرد و تغییر داد و تغییر کرد تا با دوباره با کاروان محمدی (ص) همراه شد وگرنه از قاعدین خواهی بود و سیل حق تو را نیز خواهد برد و نابود خواهی شد.

اما مسجد ذوقبلتین. مسجدی که در سال دوم هجری شاهد تغییر قبله رسول الله (ص) توسط خداوند بود و خداوند در این مکان، پیامبر (ص) را در حالی که تا کنون به سمت سرزمین پیامبران بنی اسراییل (بیت المقدس شریف) نماز می گذارد، را به سوی کعبه برگرداند و به این ترتیب خداوند پیامبرش (ص) را از طعنه یهود که "به سمت قبله ما نماز می گذاری" رها ساخت و روی او را به سوی خانه ای برگرداند که توسط جدش (ص) ابراهیم خلیل الرحمن (ص) بنا نهاد شده بود، به صورت معجزه آسایی بازگرداند. هر چند که امروز وقتی نگاه می کنی هم کعبه در دست عمال غرب است و هم بیت المقدس. بیت المقدس را صهیونیسم جهانی همچون اختاپوسی در چنبره خود برده اند و کعبه را وهابیون دست ساز انگلیس در چنبره خود دارند وهابیت طریقه جدیدی است که توسط محمد بن عبدالوهاب همین اخیرا (بعد از جنگ جهانی اول) ساخته شد تا طریقه ای انحرافی بر اسلام باشد این فرقه که برخی آنان را اهل سنت می دانند حتی با اهل سنت هم تناسبی ندارد و سعی در از بین بردن تمام مفاهیم اساسی اسلام دارد. آنان می خواهند از مسلمانان اشدا علی همدیگر و رحما بر کفار تبدیل کنند. خود کامگی – خشک مغزی – عدم تحمل – استبداد دینی و حکومتی – بی رحمی – انحراف – دین من در آوردی – جاسوسی و عاملیت یهود و نصاری و... از مشخصات ٱنان است آنان هر حرکتی که پایه های شان را به خطر اندازد را بر نمی تابند و با بی رحمی وصف ناپذیری مقابله می کنند. قصاوت در خون آنهاست و دشمنی با نبی (ص) و خاندانش (ع) از اهم اهدافشان. احکامشان خشونت و قبله گاهشان ثروت است. قدرت هدف آنهاست و اسلام و خداوند و قبله و قران وسیله کار و مقاصدشان.

اما در مسجد ذوقبلتین می توان با نفس های پیامبر(ص)ی هم نفس شد که از شماتت یهود خلاصی یافته و از این پس از خود (توسط خداوند) صاحب قبله ای شده است. وقتی جبرییل امین نازل شده به پیامبر (ص) گفت که ما از خواسته ات مطلعیم که قبله ای خاص خودت داشته باشی و همانجا بلادرنگ حکم به تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه داده شد و گفته می شود که پیامبر (ص) در حال نماز به سوی کعبه برگشت و لابد هم این خبر مثل توپ ترکید که مسلمانان صاحب قبله خود شده اند که پیش از آن نه یهود و نه نصاری به سمت آن نماز نگذاشته اند. خداوند جهت تحقق حرکت پیامبر (ص)ش هر لحظه گره گشایی می کرد تا نهال اسلام جان بگیرد و تنومند شود و نمی شود گفت که خداوند تنها در این مسیر به پیامبر (ص)ش تنها نظر داشت بلکه باید گفت به همه این کاروانیان نظر داشت و داشته و خواهد داشت و از این از این کاروان و کاروانیان تا ابد گره گشایی خواهد کرد تا این کاروان و کاروانیان به مقصد نهایی خود برسند. البته که خداوند به فرستاده خود نظر خاص داشت ولی ما هم که از کاروانیان این کاروان خود را می دانیم از امیدی چنین خود را بی نصیب نمی دانیم و امید به دست گره گشای خداوندی داریم و البته کی فکر می کرد که منطقه خاور میانه و شمال افریقا که مرکز اسلام است اینچنین به خروش آید و سعی در ترمیم کاستی های خود داشته باشد.

حرکت ملت های منطقه همچون زلزله ای جهان و منطقه را تکان داده است و چه کسی این پیش بینی را داشت که روزی مسلمانان در خواب رفته این چنین بیدار شوند ، بیداری عظیم و سراسری. امروز دیگر ملت ایران تنها نیست . امروز اسلام خواهان در تمام منطقه بیدار شده اند و صحنه هایی را آفریده اند که که انسان را به شوق می آورد. امروز اسلام خواهی در ترکیه تداعی بوجود آمدن امپراتوری اسلامی دیگری را تداعی می کند. امروز مردم یمن ، مصر ، مراکش ، لیبی ، تونس ، عمان ، عربستان ، بحرین ، کویت و... همه و همه برخواسته اند تا در وضعیت موجود تغییری دهند. البته اگر حکام سعودی بگذارند، آنان از طریق پول دلارهای نفتی و عوامل خشک مغز خود سعی در مهار بسیاری از حرکت های منطقه را دارند تا شرایط قبلی باز ادامه یابد و در این مسیر غرب و اسراییل آنان را همراهی می کنند. این حرکت مسلمانان می تواند سحر غرب و وهابیت و یهود را باطل کند. امروز ستون های اسراییل در حال لرزش است و آزادی خواهی و ظلم ستزی و بیداری ناشی از آن می رود که موجب تجدید حیات اسلام شود و حاکمیت اسلامی تجدید گردد و انشا الله روح نبی مکرم اسلام (ص) دوباره به تغییر قبله مسلمانان از غرب به خود، دوباره شاد خواهد شد. انشا الله کعبه بدون وهابیت دوباره مرکز تجمع اسلامی و قبله همه آروز مندان خواهد شد و دوباره از کنار قبر نبی (ص) و بیت الله سرنوشت غرب و شرق رقم خواهد خورد. دوباره کعبه شریف مرکز اقبال مسلمانان خواهد شد و مقاومت های آخرین استبداد و ظلم و فساد جهانی به ظهور منجی (عج) منتهی خواهد شد. ظهوری که به حاکمیت عدل جهانی و خداوندی منجر می شود. عدلی که دیگر اجازه انحراف را نخواهد داد رهبر این حرکت آخری به خرقه نبی (عج) پوشیده و ذوالفغار عدل علی (ع) در دست مجهز، و کمک خداوندی را به همراه خواهد داشت. خدایا این روز کی خواهد آمد؟.

هفت مسجد یا مساجد سبعه :

زیارت دوره کاروان های ایرانی در مدینه مقصد دیگری هم دارد که خاطرات صدر اسلام را به طرز عجیبی در ذهن زنده می کند و آن مساجد سبعه است. هفت مسجدی که یادواره نبرد سرنوشت ساز احزاب و یا جنگ خندق است آنگاه که تمام کفر به همراه نفاق و یهود در مقابل اسلام قرار گرفت و ترس و دلهره دل مومنین را لرزاند. در اینجا پیامبر (ص) در مسجد فتح دست به دعا برداشت اینجا دلهره امکان ادامه راه و بقا را می توان در دل پیامبر (ص) و یارانش دید. نفس های در سینه حبس شده و دل های مرعوب از تعدد و کثرت مشرکین را می توان تصور کرد. راهبرد کندن خندق که به ابتکار سلمان فارسی هم که با سختی فراوان مومنین به انجام رسید نیز هم تنها تاخیر انداز بود و امکان عبور از آن بود همانطور که قهرمان کفر "عمر ابن عبدود" از آن گذشت و چنان رعبی در دل همه انداخته بود که هر چه رجز می خواند و هماورد می طلبید کسی را یارای به مقابله او رفتن را نبود ٱب در دهان مبارزین اسلام خشک شده بود و به قول امروزی ها همه پاپیون کرده بودند و در اینجا بود که خندق سلمان و شمشیر علی (ع) و دعای پیامبر (ص) بود که هیمنه دشمن را شکست و ترس را از کاروان اسلام به کاروان کفر منتقل کرد و این بود که "ضربه امام علی در روز خندق از عبادت جن و انس بالاتر" از سوی پیامبر (ص) اکرم ارزش یابی شد و سرانجام طوفان الهی بساط کاروان کفار و این جنگ نابرابر را کاملا برچید و معجزه آسا این هماوردی سرنوشت ساز ختم به خیر شد. هفت مسجد ساخته شده در این منطقه به یاد قهرمانان این جنگ بود از جمله مسجد سلمان فارسی است که با بی توجهی حکام عربستان در حال ویرانی است و درب آن را بسته اند تا خراب شود و آنرا تعمیر نمی کنند. مسجد عمر هم در حیاط همین منطقه است همینطور ولی چند متر بالاتر از مسجد سلمان مسجد فتح قرار دارد که درب آن باز است و زایرین در آن نماز می خوانند و توسط ملک فهد تعمیری هم شده است ولی به نظر می رسد وهابیون تصمیم به ویرانی مسجد سلمان فارسی دارند و در حال مهیا کردن شرایط آن می باشند چند متر آنطرف تر مسجدی به نام مسجد ابوبکر ساخته اند و آن را می خواهند به جای مساجد سبعه جا بزنند و از آثار جنگ خندق آثار زدایی کنند و این حماسه را از وجوه عینی آن خارج کنند. هر چند تاریخ اسلام پر است از این لحظات سرنوشت ولی لحظه خندق را مقامی دیگر است. لحظه ی بدر ، لحظه ی احد و لحظه ی خیبر و... همه و همه هستند. یکی از مراکز دیگری که در مدینه در لیست زیارت دوره کاروان ها قرار دارد محل حادثه جنگ احد است. این جا خالد بن ولید قبل از تشرف به اسلام ضربه جبران نا پذیری به اسلام وارد کرد و آن را تا آستانه نابودی کامل پیش برد. در این جنگ که عدد مسلمانان حدود هزار نفر و عدد مشرکین هم حدود سه هزار نفر بود ابتدا با شیوه جنگی خاص پیامبر (ص) پیروزی از آن مسلمانان بود ولی پیروزی بزرگ، با یک بی توجهی به شکست بزرگ تبدیل شد و از مهاجرین و انصار و خاندان پیامبر (ص) هفتاد نفر کشته شدند که از جمله شاخص ترین آنها حضرت حمزه سید شهدا (س) بود که این عموی شجاع پیامبر (ص) به ضربه ای خائنانه توسط مادر معاویه بن ابی سفیان که موصوف به هنده جگر خوار مشهور است به شهادت رسید و حتی پیامبر (ص) هم تا مرز مرگ پیش رفت. مزار شهدای احد نیز در این جا مورد کینه آل سعود قرار گرفته و قبور آنها باخاک یکسان شده است (این در حالی است که خانم می گوید دو سال قبل قبور احد در همان حالت قبور ائمه بقیع وجود داشته است) تا یک آثار زدایی دیگری از اماکن اسلامی شکل گیرد و این قوم چه ناجوان مردانه حتی اجازه زیارت نامه خواندن را هم به زایرین این مقام شهدا را نمی دهند و به قول خودشان هیات های امر به و نهی از منکرشان مثل جاهای دیگر به زوار اجازه نمی دهند که حالی بدست آورند و دل هایشان را روانه ارواح مقدس شهدای احد کنند. این هیات های امر به معروف و نهی از منکر که نه معروفشان معروف و نه منکرشان منکر است به جای این که به حاکمان خود بگویند که کمتر با قدرتمندان استکبار جهانی همکاری کنند و فساد حاکم به عربستان را در تمام ابعادش در نظر بگیرند به راز و نیاز زایرین "گیر سه پیچ" می دهند. انگار آنها عیوب خود را نمی بینند و بر آن کور هستند. زیارت دوره ما در این مکان مقدس و پر از خاطره به اتمام رسید و به مسجد و النبی برگشتیم.  در حال خواندن زیارت حضرت رسول اکرم بودم که پیرمردی که از اهالی ترکیه را کنارم دیدم که خیلی با حال خوبی به آن گوش می داد و اشک می ریخت در این لحظه یک مرد کامله مرد دیگر ترکیه ای که در نزدیکی ما نشسته بود با من ارتباط گرفت و شروع کرد اشعاری از مولانا را برایم خواندن و من در درون خود به خودم نهیب زدم ماکه فارس زبانیم اشعاری از این عارف بزرگ یاد نداریم ولی ترک زبانان این چنین با اشعار مولانا خو گرفته و آن را حفظ کرده اند او از شهر اسپارتای ترکیه بود. او می خواند که من بنده قرانم اگر جان دارم     من حق را محمد مختارم  این فرد که با پسرش همراه بود می گفت که امام خمینی ره را خیلی دوست دارد او می گفت که امام خمینی ره از مولانا هم بالاتر بوده است . باید گفت که کسی که فریاد ظلم و استبداد ستیزی را بلند می کند و اسلام را سرلوحه کارش قرار می دهد مورد توجه جهانیان قرار می گیرد و قلوب مردم جهان را می رباید. او این شعر مولانا را نیز خواند که "بشنو از نی چون حکایت می کند و از جدایی ها شکایت می کند. که من گفتم بر اساس همین شعر امام خمینی ره هم این شعر را دارد که نشنو از نی نی نوای بی نواست بشنو از دل چون که جای کبریاست." اینجا بود که این فرد گفت امام خمینی ره را از مولانا ره هم بالاتر می داند. مقداری از کتب ادعیه ای که همراه داشتم را به او دادم و وی وقتی به آنها نگاهی کرد گفت خیلی خوب است که من با اشاره به نگهبانان قبر النبی گفتم ولی خواندن این ها در این مکان توسط آنها حرام شناخته می شود و با ما برخورد می کنند که وی اشاره کرد که آنها را رها کن آنها وهابی هستند.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 23:0 شماره پست: 122

 

29/خرداد/1390) نماز صبح یکی از نمازهای خاص خداوند است که توفیق خواندن آن حتی بین نماز خوان ها هم تفاوت می کند و همه آنها توفیق خواندنش برایشان همیشه حاصل نمی شود و یکی از نمازهایی که است علیرغم این که تنها دو رکعت بیشتر نیست ولی انسان بیشترین حال معنوی در صورت حضور قلب در این نماز حس می کند ولی امروز برای ما این توفیق خاص خداوندی بود نماز صبح را در حرم نبوی بگزاریم این از برگاتی است که برای من کمتر نصیب شده بود ولی امروز میسر شد. صبح این مسجد حال دیگری دارد. امام مسجد هم خیلی حرفه ای بود و سوره حمد را با صدای بسیار زیبایی قرائت کرد و سوره عم یتسائلون عن النبا عظیم را به عنوان سوره و در رکعت دوم هم سوره حمد و سپس سوره طارق را خواند واقعا انسان با این قرائت و حال و هوای مسجد النبی (ص) وارد فضایی دیگر می شود. شنیدن آیات قرآن آن هم در مسجد نبی (ص) و آن هم با صدای این قاریان حرفه ای لذت زیادی دارد. این جا جایی است که تمام ائمه هدی(ع) به زیارت آن مشرف شده اند ، تمام مهاجر و انصار با آن قرین بوده اند. اینجا دل انسان پرواز می کند و به صدها دلیل این خاک و این حال و هوا و این لحظات اختصاصی است. برکت هایی که خداوند بر این زمین وارد کرده کم نظیر است شاید فقط بیت المقدس و بیت الله الحرام است که این چنین مقامی دارد. اینجا احساس می کنی که برای دعاهایت گوش های شنوای بیشتری وجود دارد اینجا فاصله آسمان و زمین کمتر است این جا در کنار بیت کوچک محمد و علی و در کنار مرقدش و در قدمگاه مومنان از 1400 سال قبل تاکنون انگار چشمه های رحمت خداوند جوشان تر است این جا می توان خانواده کوچک پیامبر (ص) را یکجا دید. گل هایی که باد های گرم و سوزانی که بعد از رحلت پیامبر (ص) وزید آنها را پژمرد. پیامبر (ص) نخ تسبح این خاندان بود که با رحلتش این نخ پاره شد و این جمع پراکنده شدند و ظلم به آنان آغاز شد انگار عده ای از یاران پیامبر (ص) منتظر چنین خلا برزگی بودند تا این جمع صمیمی را از هم بپاشانند و بنیاد خاندان نبی مکرم اسلام (ص) که اسس علی التقوی بود را از ریشه بکنند. در این عمل غیر انسانی و ظالمانه جهل و حسد و رقابت های قبیله ای و سهم خواهی های خاندانی ، خاندانی را از هم گسست که نمونه ای تاریخی و الگو بود باید دست نخورده باقی می ماند و الگو وار مورد مطالعه قرار می گرفت. باید می ماند و در شرایط نرمال عمل می کرد و درس زیستن به بشر می داد. باید می ماند و سالها بشر را به عنوان مامن امن و رضایت خداوندی عمل می کرد. باید می ماند و حدود ثقور زندگی را نشان می داد. باید می ماند و ثبت می شد. باید لحظه ، لحظه زندگی آنان فیلم برداری می شد و حفظ می شد. ولی این خاندان در عرض چند سال چنان از هم پاشانده شدند که گویی نه پیامبر (ص)ی بوده و نه نجاتی و نه دینی بوده و نه محبتی ، نه حسابی است و نه قیامتی ، نه اخلاقی بوده و رافتی، خدایا این همه سقوط چگونه شکل گرفت این همه بدی و بد کردن از کجا نشات می گیرد. امروزه نمی توان مطلبی یافت که چرا امت بعد از نبی (ص) این گونه با خاندانش عمل کردند نمی شود مطلبی یافت که آسیب شناسی کرده باشد آیا این ناشی از کینه های بدر و خیبر بوده است و... خلاصه که شد آنچه که نباید می شد و تا صد ها سال نیز ادامه یافت به طوری که اکنون خاندان پیامبر (ص) در تمام ممالک کشورهای اسلامی گسترده شده و پراکنده اند و هر جا امام زاده ای برپاست و گویند شهید ظلم حاکمی شده است. انسان می ماند که به چه جرمی این چنین پراکنده شده اند و این چنین مورد تعدی. توطئه علیه این خاندان به اوج بوده است و هیچ کدام از ائمه ما به مرگ طبیعی از دنیا نرفته اند و اکثرا با زهر مسموم و شهید شده اند. امت نبی (ص) ما خجالت نکشیدند و آنچه کردند که نباید می کردند تنها چند سال از رحلت پیامبر (ص) نگذشته بود که امام حسن مجتبی اولین نوه پیامبر (ص)شان را به زهر جفا کشتند و حتی اجازه ندادند که جنازه اش در کنار کسی دفن شود که او را دوست داشت درحالی که پدر زن های پیامبر (ص) حق داشتند در کنار رسول خدا (ص) دفن شوند ولی نوه اش و جانشینش این حق را نداشتند و در کل صاحبان خانه در خانه خود بی حق شدند و دیگران در آن قرار گرفتند. انگار نه انگار که حق الناسی و سهم الرثی وجود دارد این خاندان از کمترین حقوق بعد از رحلت پیامبر (ص) بی نصیب بودند. این در حالی بود که پیامبر (ص) هیچ حقی برای سال ها زحمت خود درخواست نکرده بود و فقط برای جبران زحماتش به محبت اهل بیتش (ع) توصیه نموده بود و خوش داشتند حرمت اهل بیتش را؟!!! انسان نمی داند که این خاندان چگونه بر ظلمی که بر آنان شد نظاره کردند و صبر کردند این چه امتی بود؟ یکی از سنت های نماز گذاران بومی مسجد النبی خواندن نماز برای اموات است ، اما به صورت غیابی. بلافاصله بعد از نمازهای واجب مکبر از جمله "صلاه علی الاموات یرحم کم الله" و امام جماعت طی چهار الله اکبر که مشخص نیست ذکر آن چیست (ظاهرا به آهستگی از سوی او در بین هر الله الکبر گفته می شود) نماز میت را می خواند. البته این رسم خوبی است. کاری که در بین اهل تشیع رواج ندارد و ما اهل تشیع تنها بر جنازه حاضر است که نماز میت می خوانیم و در غیر این صورت من موردی را بر نماز غیابی ندیدم. ولی از اهل تسنن زیاد دیدم. حج به عنوان یک عبادت اجتماعی و جمعی از مهمترین کارکردهای آن تجمع تمامی مسلمانان در یک زمان و مکان مشخص است. آنها می توانند با هم آشنا شوند و از عقاید همدیگر مطلع شوند و مشکلات همدیگر را درک کنند و در باره آن فکری کنند ولی این عمل از سوی خادمین حرمین شریفین نادیده گرفته شد در این خصوص نه طرحی دارند و نه سخنی از آن می گویند. آنها شرایطی مهیا می کنند که مسلمانان بیایند و عملی جمعی را به تنهایی انجام دهند و بروند در این جا همچون جاهای دیگر تریبون ها در اختیار میزبانان است و میهمانان تنها شنونده اند. اینجا حج سیاسی – اجتماعی به یک عمل عبادی فردی (اما در کنار هم) تبدیل شده است و به لحاظ کارکردی که خداوند برایش قرار داده اند بی اثر و بی محتوا. اینجا وهابیون تریبون دارند و هرچه خود از اسلام می فهمند را می گویند و من ندیدم که حتی از افرادی که قبول دارند و از بزرگان دیگر کشورها هستند تریبونی بدهند تا در فضای حرمین با مجاورین و زایرین سخنی بگوید به طور حتم بزرگان زیادی در جهان اسلام هستند که حرف های زیادی برای زدن دارند ولی افسوس که تریبون اختصاصی و تنها به جماعت وهابی اختصاص دارد که دیگران را خارج از دین و کافر می داند اینجا تریبون ها بعضا در دست مستکبرین و مستبدین قرار دارد. این جا به اصطلاح خادمین متکلم وحده اند و شرایطی برای دیگران برای بیان عقاید و یا ذغدغه هایشان جود ندارد. مشکلی که در بین نحله های اسلامی وجود دارد که برای خود صحنه تصادم به وجود نمی آورند تا بر باطل بودن خود بی خبر بمانند. هر نحله ای خود را حق و دیگری را باطل می داند و این همان استکبار و استبداد فکری است که ما دچارش شده ایم. نتیجه این نحوه عمل مسلمانان را به ضعیف ترین امت های دنیا تبدیل کرده است و از هر سو مورد سو استفاده و غارت قرار دارند و در کوتاه مدت نیز نجاتی برای آنان دیده نمی شود. این است که امید به نجات به دست منجی (عج) و دستی از غیب همواره تقویت می شود در حالی که خداوند می فرماید "ان الله لایغییر ما بقوم حتی یغییر ما به انفسهم." یعنی خداوند تغییری در وضعیت قومی به وجود نمی آورد مگر این که آن ها خود تغییری در خود به وجود آورند و این است کلید تغییر در وضعیت موجود که خداوند وعده آن را داده است و باید با به دور انداختن این تفکر که دیگران کاملا باطلند و به تفکر این که حق ممکن است قسمتی نزد ما و قسمتی (حتی کم) نزد طرف مقابل باشد ، رسید تا توان تغییر را در خود ایجاد کنیم. اگر نتوانیم خود را تغییر دهیم تغییر دیگران و جهانیان بی معنی است. امروز باز توفیق زیارت بقیع شریف میسر شد. قبور ائمه چهار گانه شیعه یعنی امام حسن مجتبی(ع)، امام سجاد(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) ؛ عباس عموی پیامبر(ص) ؛ فاطمه بنت اسد مادر علی علیه السلام. در سمت چپ آنها دختران پیامبر (ص) (که سه نفرند) ؛ در کنار آنان قبور نه نفر از همسران پیامبر (ص) قرار دارند بعد از آنها قبور عقیل برادر حضرت علی (ع) و قبر عبدالله جعفر طیار برادر زاده و داماد امام علی (شوهر حضرت زینب) و در کنار دیوار بقیع قبور دو تن از عمه های پیامبر (ص) و ام البنین همسر حضرت علی قرار دارد. به داخل بقیع که ادامه مسیر می دهید ابتدا قبر ابراهیم فرزند پیامبر (ص) قرار دارد در حالی که در سمت راست آن قبور شهدای حره قرار دارد. اگر بعد از عبور از قبر فرزند پیامبر (ص) به جلو برویم قبور چند تن از شهدای احد که به داخل شهر منتقل شده اند در چهار دیواری سنگی قرار دارد در انتهای بقیع نیز از قبر های موجود قبر عثمان بن مظعون است که از صحابی عظام پیامبر (ص) است که اکنون تبدیل به قبر عثمان بن عفان خلیفه سوم شده است. قبر حلیمه سعدیه مادر رضایی پیامبر (ص) نیز در این سو قرار دارد و قبر ابوسعید خدری قاری قرآن و راویان حدیث در سوی دیگر. راهنمایان تاکید دارند که این قبور گفته شدن معلوم نیست که از آن کیست و سعی دارند در آن شبهه ایجاد کنند ولی در کتب راهنمایی که خودشان چاپ کرده اند نیز مشخص است که این قبور از کیست ولی باز خباثت کرده و شبهه می اندازند تا بازدید کنندگان نفهمند که طرف سخن آنان در زیارت اهل قبور کیست. انگار کینه زیادی را از صاحبان این قبور در دل دارند و در حالی که گنبد و بارگاه این قبور را خراب کرده اند اکنون نوبت خود قبرهاست تا اثری از اسلام و بنیان گذارانش نماند آنها در خراب کردند آنان در از بین بردن وجوه عینی اسلام سعی وافری دارند و در این چند سالی که بر سرزمین وحی حاکم بوده اند در این زمینه جنایات زیادی را آفریده اند. آنان در عین حال که بر مشخص نبودن صاحبان قبور تاکید دارند ولی قبر حضرت فاطمه بنت اسد را به جای قبر فاطمه زهرا (س) معرفی می کنند و می خواهند به زعم خود وصیت حضرت زهرا را برای نامشخص بودن قبرش نقص کنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 22:46 شماره پست: 123

 

30/خرداد/1390) واقعا ما پیامبری (ص) با روحی بسیار لطیفی داریم که بی نظیر است در حالی که در حالت عادی، انسان هایی که در مصادر سیاسی قرار می گیرند نباید این چنین رقیق القلب باشند. امروز این معجزه و کرامت رسول (ص) خود را من مشاهده کردم و آن موقعی بود که از سنگی دل خود نزد او شکایت بردم که ای رسول حق (ص) در استانت آمدم و دلم نمی شکند و گفتم واقعا چنین دلی نباشد، بهتر است و دلی که سنگ شده، بمیرد بهتراست از زنده بودن. بعد از این برگشتم و قرآنی برداشتم و پشت به دیوار محراب نبی نشستم و سوره احزاب را شروع به تلاوت کردم و در این لحظات انگار حضرت نظری به دل سخت شده ام کرد و دلم شکست و اشک ها جاری شد و یقین یافتم که در این جا زائرانش مورد توجه ایشان (ص) هستند و "اشهد انک ترد سلامی و تسمع کلامی" صدق می یابد. ای رسول خدا (ص) ما خواهان محب توایم و بر این امر پای می فشاریم، ای نبی (ص) تو نزد خداوند عزت داری نظری به ما کن و شفاعتی نزد خداوند برای ما کن که زندگی ما به بن بست نرسد. این نبی خداوند (ص)در مورد فرزندانم که حق به گردنم دارند و به وسیله من وارد این ورطه آزمایش دنیا وارد شده اند نگرانم، عنایتی کن و شفاعتی که خداوند زندگی آنها را در خط اسلامی که تو برای ما آورده ای قرار دهد. ای خاتم پیامبران (ص) امروز آخرین روزهای حضور ما در حریم حرم توست پس توجهی خاص در این روز باقی مانده از شما طلب می کنیم ای کسی که به خداوند نزدیکی شفیع ما شو و حوائج شرعیه ما را به هدف اجابت نزدیک ساز. در این جا از خداوند می خواهیم که سلاطین جور که بر کشورهای اسلامی حاکمند نابود شده و وسیله استخلاص مومنین از ظلم و جور و استبداد مهیا شود. خداوندا صالحان و مصلحانی از امت رسولت (ص) بر انگیز تا بر قرائت های باطل و نابجا از دین محمدی (ص) که متاسفانه اکنون بر شوون مسلمین حاکمند، خط بطلان بکشند و بساط آن را جمع نمایند و سردمداران این قرائت های انحرافی را یا هدایت و یا نابود گرداند. خدایا به حرمت قبر مبارک رسول گرامیت (ص) ملل جهان را هر چه سریعتر از شر حکومت های جور شاهان جور نجات ده خدایا ملل بحرین، یمن، مراکش، اردن، عربستان، امارات، عمان، قطر، کویت و... را هرچه سریعتر خلاصی عنایت فرما. خدایا به علمای ما تقوا و علم و زهد، به پسران ما ادب و علم و تقوا، به دختران ما حیا و علم و تقوا ؛ به اموات ما بخشش و آمرزش، به بیماران ما شفای عاجل؛ به جنود ما پیروزی و موفقیت، به مرزداران ما سلامتی و هوشیاری، به مادران ما صبر و سلامت، به برادران دینی ما تقوا و موفقیت، به سیاستمداران ما انصاف و شفقت به غیر خود، به زندانیان ما وسیله ی خلاصی، به اسرای ما استخلاص، به ملل اسلامی عزت و سربلندی، به اسلام رشد و گسترش و پاکی از ناخالصی ها عنایت فرما. خدایا وجود ما را از ناپاکی ها پاک کن. امراض روحی و روانی ما را بر طرف نما . خدایا جوامع اسلامی را آزادی ، استقلال و پیشرفت عنایت فرما. این جا در حرم دل ها نرم می شود حتی نگاهبانان که بعضا مواظب هستند که عکسی گرفته نشود و... گاها دیده می شود که به زوار نبی مکرم اسلام (ص) رحم می کنند و برخوردها لطیف تر می شود. چند بار اتفاق افتاد که می توانستم وارد روضه شریف شوم و می توانستم از اول تا آخر همانجا بمانم و عبادت کنم عبادتی که می گویند در این جا چقدر ارزش دارد لیکن انسان دلش نمی آید که این جای خوب را فقط برای خود کند و دیگر مومنین و آروزمندان را از عبادت حضور در آن محروم نماید لذا بعد از خواندن نماز محل را برای دیگران خالی کردم و یا یکبار ایستادم تا دیگران نماز خود را در این مکان بخوانند و لذت عبادت در آن را بچشند. خدایا به حق این مکان شریف و به حق قدوم پاکی که بر این مکان از صدر اسلام تا کنون پای گذاشته اند، اسلام و انقلاب اسلامی ما را انحراف سقوط نجات ده. این انقلاب که ثمره زحمت طاقت فرسای امام رحمه الله و مجاهدان و شهدای حق و حقیقت است را حفظ کن . خدایا آن را از راهبران بی تقوا، متولیان ناشی و بد اخلاق ، نفس پرست، گروه گرا حفظ کن. خدایا آن را از شر حسادت رقبا نگهدار. خدایا رهبران مذهبی ما را هدایت کن که از بیان حرف های بی اساس خود داری کنند و تحت تاثیر جریانات سیاسی نباشند و مطابق میل آنها اسلام و انقلاب را به انحراف و نابودی نکشانند. خدایا بزرگترین عامل نابودی انقلاب ما از جانب نفوذی هایی است که دل به انقلاب نداشته و سعی می کنند در نبود امام ره و یاران با وفایش که یا به شهادت رسیده اند و یا از صحنه خارج شده اند ، روند انقلاب را در دست گرفته و به نفع خود مصادره نمایند و آن را به انحراف نابودی بکشند. خدایا کید آنها را به خودشان بازگردان و رسوای دو جهانشان نما. خدایا انقلاب ما را از تند روها و کند روها نجات بخش. دیروز یکی از زائران کاروانی دیگر در شکایت از عالم همراه کاروان خود می گفت که به آنها گفته است که ما باید ائمه (ص) را واسطه بگیریم و از طریق آنها از خدا بخواهیم حوائج خود را بخواهید و برای این سخن خود مثالی هم آورده بود که شما مثلا اگر حتی یک وام بخواهید از بانک بگیرید نیاز به پارتی دارید و ... و لذا برای پیشگاه خداوند هم باید پارتی تراشید و ائمه (ص) را پارتی قرار داد. این چه بلاحتی است که این آقایان دستگاه خداوندی را با وضعیت فساد اداری خودمان مقایسه کنیم و این چنین مقایسه مع الفارغی را کرده و نتیجه غلطی را بنماییم. ما که به شرایط حاکم بر دستگاه خداوندی چندان عالم نیستیم ولی چرا باید با چنین سخنانی خود را ملعبه اگاهان قرار دهیم. همین فرد نقل می کرد که چه طوری به این عالم همراه کاروان خود گفته من به خدایی که شما می پرستید کافرم خدای شما عدالت ندارد در تمام خصوصیاتی که برای بهشت از آن صحبت می شود مربوط به جماعت آقایان است و معلوم نیست برای خانم ها در بهشت چیزی وجود دارد یا خیر. بی ربط نیست که بعضا این جمله که ما به فکر شما و دینی که ارایه می دهید کافریم، را می گویند. زیرا علمای ما مطابق با ظن خود دین را تشریح می کنند و این مشکل پیش می آید. البته این نکته ضروری است که برای هر تخصصی ، متخصصی لازم است و برای امر دین هم همینطور و آنان حافظان دین و حدود و ناشر آن خواهند بود و با توجه به تخصصی شدن و شاخه شاخه شدن امور وجود عالمان دینی ضروری است ولی صحبت های بدون مطالعه و ضابطه آنها می تواند ارکان دین مومنین را به لرزه در آورد و مانند تیغ دولبه می باشد که در جایی باعث جلب به دین و در صورت عدم علم و تقوا باعث روی گردانی مومنین و سرگرانی فکری آنان خواهد شد. این برای برخی سوال است که کتاب خداوند در خصوص توضیح و تشریح بهشت وجه مردانه آن قوی تر است و لذا این شبهه برای برخی به وجود آمده است که نگاه اسلام به مرد و زن فرق دارد و تبعیض آمیز. و این سوالی برای نسل جدید است. در دهلی که بودم فرزند یک دیپلمات مصری که دیدم زیاد به مناسک اسلامی پایبند نیست پرسیدم علت آن چیست او گفت از علمای دین شنیده است که حضرت حوا (مادر ما انسان ها) به عنوان زائده ای بوده است که از پهلوی حضرت آدم ابوالبشر جدا شده و به وجود آمده است. وی می گفت دینی که چنین دید و نگرشی به مادر من داشته باشد (ظاهرا نسبت به مادر خیلی حساس است یا در مصر نسبت به جماعت نسوان تبعیض قایلند) من قبول ندارم. این که علمای مصر نسبت به به وجود آمدن حضرت حوا چنین روایت کرده اند خود جای بحث دارد ولی این نگاه ها باعث ریزش جوانان می شود و باید در بیان دین دقت کرد و به نکات شبهه ناک توجه نمود. باید به این شبهات پاسخ جدی و عاقلانه داد. آنچه مسلم است قرآن سند معتبر و غیر قابل انکاری از طرف خداوند به سوی انسان هاست. باید نگاه و دیدگاه خدا و پیامبر (ص) و اهل بیت(ص) را ترویج کرد و آنچه خود اعتقاد داریم را نباید به عنوان دین به خورد مردم داد تا این چنین با واکنش نکته بینان مواجه شد. امروز کوس رفتن به مکه نواخته شد امروز کوس رفتن از مدینه النبی(ص) ، شهر پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ص)، شهر بقیع شریف و خاندان نبی (ص) زده شد. آنها (ص) در حالی که مکی بودند خود را مدنی می دانستند. الان که این سطور را می نگارم در پشت درب خانه فاطمه زهرا (س) علی (ع) حسن (ع) حسین (ع) زینب (س) نشسته ام. خدایا به حرمت این بزرگواران (ص) ما را از شیعیان واقعی آنها (ص) و عامل به احکام الهی و مخلق به اخلاق نبوی (ص) و علوی (ص) قرار ده. این جا درب خانه فاطمه زهراست (ص) از این درب کسی دست خالی بازنگشته است. پیامبر (ص) ما عنایت خاصی به این خانه و اهل آن داشته است. حتی جبرییل هم با شرایطی بر این خانه نازل می شده است. با شرایطی که بر این خانه حاکم بود حتی عزراییل همینطور وقتی می خواست برای قبض روح خدمت رسول گرامی اسلام (ص) بیاید با شرایط خاصی بر آن حضرت (ص) وارد شد. رو به قبله که می نشینی سمت چپ شما به فاصله بیست متر درب جبرییل قرار دارد که باب جبرییل خوانده می شود. از درب جبرییل تا انتهای بنای کنونی سه کنبد قرار دارد که در کنبد اولی هر چهار طرف در گوشه ستون های این گنبد ها الله نوشته شده است. در کنبد دوم حسن (ع) حسین (ع) و عثمان و علی (ع) نوشته شده است. در کنبد سوم الله ، محمد (ص) ابوبکر و عمر نوشته شده است. بعد از دیوار هم یک گنبد بیضی شکل قرار دارد که چهار طرف آن الله و یک محمد (ص) در جایی از آن نوشته شده است. خدایا به خاندان نبی ات (ص) قسم اسلام را از کجی ها حفظ کن. خدایا مسلمین را به معارف اسلام برگردان و آنان را از دنیا طلبان سیاسی و مذهبی حفظ نما. این جا میهمانان خدا از ایران پاکستان، ترکیه‍، سوریه، مراکش، مالزی و اندونزی، به خصوص از عراق، اردن، سوریه و افریقا به چشم می خورند. ایرانی ها گردنبندی به همراه کارت شناسایی با پرچم سه رنگ کشورمان و ترکها گردنبند قرمز به همراه کارت و با کیف قرمز پرچم ترکیه مشخصه آنهاست. خدایا به صاحب این خانه قسمت می دهم حج همه را قبول فرما. این جا اگر گوش شنوایی داشته باشی خانواده ایی را می بینی که در کنار هم صمیمانه زندگی می کنند که با رفتن جدشان به یکباره از هم پاشیده می شوند و واقعا یتیم می شوند خانه آنها امال اتش خشم رقبا می شود و صاحب خانه را به زور به مسجد برده بیعت می ستانند و واقعا بر "ذول القربی" پیامبر (ص) کردند آنچه نباید می کردند. اینجا صدای ناله دختری را در هجر پدر و در واقع پشت و پناهش را می توان شنید. مدینه حوادثی به خود دیده که مظلومیت این خاندان که بنیانگذاران دین اسلام است از آن جمله است. آنها انگار هیچ ارثیه ای از نبی گرامی اسلام (ص) به ارث نبردند نه احترامی و نه اموالی. به طوری که فرزندان پیامبر (ص) نه در خانه اش بلکه در خانه عقیل که عمویشان است باید دفن شوند. ابواب مسجد النبی اکنون به نام های ذیل است : باب بلال - باب النسا – باب جبرییل - باب بقیع – باب السلام – باب ابوبکر – باب الرحمه درب های جلوی آن باب قبا – باب ملک سعود – باب علی ع (برای خانم ها).

  + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 13:49 شماره پست: 124

 

31/خرداد/1390) امروز روز آخر حضور ما در مدینه النبی (ص) است و توفیقی شد که ساعت سه شب دوباره در حرم حضور یابیم این موقع ساعت نماز شب است و باز توفیقی شد که این مکان مقدس را دوباره در این ساعات خاص که درب های آسمان باز است و فرشتگان بین آسمان و زمین در رفت و آمدند را درک کنیم. واقعا این حضور صفایی وصف نشدنی دارد. بیدار شدن در این ساعات شب بسیار سخت بوده و چشم انسان آنقدر احساس خستگی و کوفتگی می کند که این حالت انسان را بسیار ترغیب به ادامه خواب می کند و باید بر این حالت غلبه کنی تا بیدار شده و به خستگی جسمیت غلبه یابی ولی روح در این ساعات انگار امکان مانور بیشتری را دارد. در حالی که جسم در روز امکان مانور خوبی را تجربه می کند ولی روح انگار در این ساعات از پویایی خوبی بسیار برخوردار است. به همین دلیل است که انسان های وارسته این ساعات را از دست نمی دهند. درست یک نسل قبل این ساعات در منطقه ما مساجد نماز شب خوانان زیادی را در خود داشت که "الهی العفو" گویان ناله به آسمان داشتند آیه قران نیز بر این امر تاکید دارد که در این ساعات "فتحجدو" . سری در این ساعات است که درک آن برای همه میسر نیست. این روزها توفیق حضور در روضه جنته النبی (ص) الحمد لله به کرات نصیب می شود ولی این آخرین بار خواهد بود زیرا باید کوس رفتن زد دیگر مجالی برای ماندن نیست. هرچه توشه برداشتی که برداشتی وگرنه از دست دادی. این دنیا هم همینطور است و فرصتی داری که توشه لازم را برداری و بروی و این تمدید شدنی نسیت. الان ساعت 40/11 است بعد از نماز ظهر و عصر باید خود را آماده حرکت به سمت مسجد "شجره" نموده جایی که علی ابن ابی طالب (ع) و پیامبر (ص) و اصحابشان بارها محرم شدند و روانه زیارت خانه خدا شدند. در مدینه که حضور می یابی انگار تاریخ اسلام را مرور می کنی؛ هرجا نشانه ای از مجاهدت مجاهدان است و علیرغم ویران شدن این نشانه ها توسط وهابیون باز مدینه با تو حرف می زند و از تاریخی که از آن گذشته سخن می گوید. انسان می خواهد با مسجد نبی (ص) سخن گوید که ای مسجد النبی (ص) براستی از وجودت بهره ها بردیم و نبردیم اما تو نزد صاحب خانه گواهمان باش و شفیع ما. در این مدت میهمان تو بودیم همانگونه که جسم نبی (ص) مکرم اسلام بر تو میهمان است. ای مسجد شریف نگهبان جسم شریف این بزرگ مرد تاریخ باش. جسمی که 63 سال حامل روحی بود که جایگاه وحی شد. جسمی که بیش از 63 سال نتوانست حامل روح محنت کشیده رسول (ص) ما باشد. سال ها کوشش بی وقفه، این جسم شریف را فسرد و رنجور کرد و علیرغم متوسط سن بالا در آن زمان ها، این جسم شریف نتوانست تاب آورده و صحنه را به مهاجر و انصار سپرد تا امتحان الهی آنها را که عرصه دار شده بودند بیازماید. این بود که روح بلند نبی (ص) ما جسم را واگذاشت و به ملکوت اعلی پیوست. ای مسجد تو سال ها جایگاه بزرگان بوده و هستی و خواهی بود ما را هم در لیست زیارت کنندگان خود قرار ده. ای مسجد النبی (ص) تو اکنون بقیع را در کنار خود داری که جایگاه صالحان است پس به حرمت آنان ما را هم نصیبی از خود عنایت فرما. این رسم این دنیا و تقدیر الهی است که به برخی و بعضی نصیب زیادی می شود و به برخی کم. اکنون که به تو این همه عنایت شده ما زیارت کنندگان خود را نیز دریاب. ای مسجد شش روزی را توفیق مجاورت تو به ما عنایت شد این عنایت بزرگی برای ما کم توفیق هاست و کم و یا زیاد بهره ها بردیم لذا نزد صاحب خانه شفاعتی کن تا این قلیل را از ما بپذیرد. ای رسول خدا (ص) دیگر زمان ترک شهر و خانه توست ؛ قلب ما از محبت تو آکنده است و ای خدای مهربان به برکت جسم شریف نبی (ص) مکرمت و به صالحان مهاجر و انصار رسولت قسم تو را می دهیم که از گناهان ما درگذری و هر چه خیر است برما تقدیر فرمایی. خدایا مهر نبی (ص) و صالحان را در دل ما افزون کن و ما را بر صراط حق پایدار و ثابت قدم دار. این شرافت است برای دل ماست که محبت تو در آن قرار داشته باشد. به این عشق می بالیم. ای رسول گرامی اسلام نزدیکی به جسم شریفت را به نزدیکی روحی و معنوی ما به خود مبدل ساز. اکنون که به جسم مبارکت نزدیک شده ایم به خلق حسنه ات تو را قسم میدهیم که ما را قلب های خلایق را به هم نزدیک نمایی. ما را مشمول دعای خود نما. این رسول خدا اعتراف به الودگی داریم لیکن از سوی دیگر معترف و یقین به کرامت به خاندانت نیز داریم ما را از خانه خود دست خالی باز نفرست. کرامت شما بیش از این حرف هاست که به مشکلات ما نگاه کنید و ما را محروم از کرم خود کنید. ای پیام آور رحمت الهی از سر دلسوزی به این بنده حقیر خداوند نظری کن و به پرونده ما نگاه نکرده مرا شامل دعای خود کن. قبل از رسوایی نظر لطف خود را داشته باش. ای رسول رحمت به جز خداوند پناهی سراغ ندارم پس واسطه گری کرده و نزد خداوند شفاعتی از ما هم بنما. امید ما بعد از خداوند به تو اهل بیت کرامت است. می دانم فردی دست خالی از در خانه شما نخواهد رفت. الان ساعت 13 است ما غسل احرام کرده لباس احرام پوشیده آماده حرکت به سمت مسجد شجره هستیم تا در آنجا هم نفس علی مرتضی (ع) و محمد مصطفی (ص) به همراه کاروان مهاجر و انصار عازم زیارت بیت الله الحرام شویم و عمره به جای آوریم. اینجا می توان صدای نفس این بزرگواران را شنید. اینجا در نزدیکی "آبار علی" می توان صدای نفس های خسته علی را می توان شنید که چاه می کند و نخلستان ٱماده می کند. این جا صدای لبیک الهم لبیک پیامبر (ص) و یارانش را می توان شنید که با کاروان سالاری ایشان عازم مکه شریف است. این جا می توان هزاران مومن خدا را تصور نمود که از 1400 سال قبل تا کنون محرم شده به زیارت خانه خدا نایل شده اند و آنگاه که از زلال وحی سیراب شده اند به سوی شهر توحید رهسپار شده اند. رفتن از مدینه به مکه، رفتن از نبی (ص) خدا به سوی خداست. مدینه کلاس درس نبوی است که درس خدایی شدن می دهد تا بتوان در کلاس مکه که درس توحید در خود دارد موفق بود. یعنی از نبوت به توحید باید رفت و نباید در نبوت توقف کرد نبوت و به تبع آن امامت باید پایه ای و پلتفورمی به سوی مقصد یعنی توحید باشد. مقصد همه چیز توحید است به نظر من اصول دین بر یک است و آن توحید و تمام دیگر موارد مقدمه توحید است توحید محور است و دیگر موارد زمینه ساز آن . نبوت و امامت راهنمایی است برای رسیدن به توحید و عدل یکی از لازمه های وجودی خداوند است و جزعی از توحید و معاد هم تبلوری از عدالت خداوندی است و هیچ دیگر نیست. پس کلاس مدینه پیش زمینه کلاس مهمتر یعنی مکه است سطح کلاس مکه بسیار بالاتر از سطح کلاس مدینه است و فهم آن دشوار تر و افق پرواز آن برای امثال ما بسیار پایین. این است که مدینه به فهم ما نزدیک تر است و کلاس مدینه برای ما سهل تر می نماید. این جا در مدینه راحت تر می توان پرواز کرد تا مکه؛ کلاس مکه را کسانی مثل خلیل الرحمن (ص) است می توانند نمره عالی بیاورند آنجاست که قهرمانان توحید بازیگر آنند و مسلمین سطح پایین مثل بنده را توان بازیگری در کلاس مکه را نیست کلاس مکه را فردی می تواند بگذراند که در فلسفه آفرینش به درجات فهم بالا رسیده است و در تقوای خداوندی سرامد باشد. این که نبی (ص) اسلام هم به زیستن در مکه زغبتی نداشت خود سری است که بنده فهم آن را نکردم و صرفا به عنوان یک شیعه احساساتی توانستم حدس بزنم که به خاطر وفایی که مدنی ها در ترویج اسلام داشتند، پیامبر (ص) هم شهر خود را رها کرد و تا آخر عمر مدنی شد. ولی به نظر می رسد ابعاد دیگری هم به دلایل ترک مکه توسط ایشان باید در نظر گرفت. بازیگر کلاس مکه ابراهیم خلیل و اسماعیل ذبیح است که حماسه توحید توسط ایشان سروده شده است اوست که قهرمان توحید است و شاید پیامبر (ص) ما نمی خواست بازیگری صحنه ای باشد که تا به حال صحنه گردانش جد بزرگوارش ابراهیم خلیل الرحمان بوده است و می خواست تا ابد حرمت این شاخص توحید در مکه در دست ابراهیم بماند و لذا می بینیم که پیامبر (ص) ما حج محمدی از خود ندارد و اوست که احیا گر حج ابراهیمی است و همچنان می خواهد نام ابراهیم را بزرگ داشته و به عنوان قهرمان کلاس مکه باقی بماند. اگر چه کلاس مدینه عرفان دارد و معرفت و معنویت و تقوا و روح و پویایی و محبت و اخلاق و... ولی کلاس مکه کلاسی زمخت و سطح بالاست که فهم آن از متوسط مومنین به دور است. کلاس محمدی در مدینه کلاسی جذب کننده برای عموم مردم جهان و کلاس مکه جذب کننده خواص و عرفا و بزرگان علماست. مکه عرصه اندیشه علمی است و مدینه عرصه معرفت که تفاوت آن این است که برای کلاس مکه علوم نیاز است و برای کلاس مدینه اخلاص و روح لطیف. اینجا در مدینه بدون ابزار زیادی می توان در آسمان خداوندی پرواز نمود ولی کلاس مکه را ابزار زیادی برای پرواز نیاز است. شاید یکی از دلایل جامعیت کلاس محمدی و شمولیت آن همین سادگی و در عین حال عمق آن است که در مقابل کلاس مکه که مظهر سختی و عمق است قرار می گیرد و دین مصطفوی جهانی و دین ابراهیمی محدود به زمان و مکان می شود زیرا شمولیت این دو تفاوت دارند. سیره نبوی نشان می دهد که ایشان کلاس مدینه را برگزار کرده سپس به کلاس مکه می رفته است و این برای ما پیام خاصی دارد. مدینه کلاس های متفاوتی دارد کلاس های مرتضی و فاطمه کلاس حسن و حسین ؛ کلاس سجاد؛ کلاس باقر و صادق و کلاس های دیگر ولی کلاس مکه را قهرمان تنها خلیل خداست. تعدد و صورت کلاس مدینه حکایت از عمق کلاس مکه دارد که سردمدار آن بت شکن تاریخ یعنی ابراهیم است. باید کلاس های متعددی رفت تا لایق کلاس ابراهیم شوی. مدینه کلاس آمادگی کلاس مکه است. در مکه است که شیطان تلاش خود را به اوج رساند تا مسجود ملایک را ضربه فنی کند. ولی ابراهیم خلیل الرحمه پوزه اش را به خاک می مالد و قهرمان توحید می شود زیرا ابراهیم کلاس بت شکنی ؛ کلاس مهاجرت ، کلاس ترک نزدیکان و... و هزاران کلاس دیگر را دیده است تا بتواند آماده مصاف با شیطان شود. این آمادگی است که ابراهیم را آماده نبرد مکه می کند. این است که او می تواند اسماعیل قربانگاه ببرد و یا هاجر را با جگر گوشه اش در این دشت رها کند. این ها حاصل کلاس هایی است که در خارج از مکه رفته است و کسب آمادگی. این است که خلیل خدا می تواند از زن و فرزند خود بگذرد و آن هم گذشتی خارج از قاعده و رها نمودنی که امیدی به بازیافت آن نبود. این خلیل الرحمان است که توانایی گذر از چنین پیچ خطرناکی را دارد. لذا تمام حجاج را مشاهده می کنی که یکی از دعاهای ثابت آن ها بازگشت دوباره به زیارت این مکان مقدس است. ابراهیم با گذر از چنین تنگناهایی است که موفق می شود و اسماعیلش را به قربانگاه می برد و یا این که جگر گوشه اش را که بعد از عمری عنایت خداوندی است را با هاجر رها کند و آن هم رها کردنی که امیدی به نجات آنها نیست.در سرزمینی دور دست که اگر خداوند مددی نمی کرد خلیل خدا هاجر و اسماعیلش را از دست داده بود. و این است که او باید کلاس های مختلفی را بگذراند تا در کلاس مکه که کلاس توحید است موفق شود و آوردگاهی است که مکه میدان رویارویی تمام قد شیطان و خلیل خدا می شود و بدین صورت حماسه مکه سروده می شود. مکه بعدها به کلاس توحید برای آخرین دین الهی تبدیل خواهد شد و باز بازیگر همین صحنه نیز همچنان خلیل الرحمان است و پیامبر (ص) ما با آن همه عظمت کلاس دار مدینه تا آخر عمر باقی خواهد ماند کلاسی جمعی را اداره خواهد کرد و این کلاس تا ابد برای وی ثبت و درج خواهد شد همانطور که کلاس مکه به نام ابراهیم ثبت شده است. این است که برای ما این چند روز کلاس مدینه النبی (ص) کلاس امادگی کلاس مکه شده است. کلاسی که بتوان بار موحد زیستن را حمل نمود باری در حد خلیل الرحمن که بزرگی آن ماندگار بوده و هست. این جا در مدینه اکثر زایرین دعای آمدن دوباره را دارند ولی برای من سخت است که چنین درخواستی داشته باشم زیرا اینجا که آمدم دیدم چیز در خوری ندارم و خجالت زده شدم خدایا چگونه می توان درخواست دوباره آمدن کنم در حالی که درک حضور ندارم و حال که این جا هستم حس بودن ندارم و مثل ماهی در آب از آب می پرسم که این آب چیست که اینقدر مهم است. باید اعتراف کنم که نگهبانان خانه خورشید در مقایسه با دفعه قبل که آمده بودم برخورد بهتری داشتند. فیلم برداران فیلم برداری خود را می کردند و عکس برداران عکس خود را می گرفتند و دعا خوانان دعای خود را می خواندند و در مقایسه با دفعه قبل رفتارها بهتر بود. این بار مثل دفعه قبل که با ورود به مدینه دلم حسابی گرفته بود این طور نبود. نمی دانم چرا ؟ آیا این به خاطر این بود که آن دفعه از مکه به مدینه آمده بودیم این طور شده بود و... بار قبل وارد مسجد النبی (ص) که شدم از غصه می خواستم برگردم ولی این دفعه این طور نبود. نمی دانم این مربوط به کلاس توحید و کلاس نبوت است و از مکه به مدینه آمدن هبوط است یا این که مظلومیت مدینه این حالت را به انسان می دهد. اگر نظریه هبوط درست باشد ما از تهران به مدینه ٱمدیم و این برای ما هبوط که نبود که صعود بود لذا این بار غمی مارا فرا نگرفت. یا این که کلاس مدینه کلاس نبوت و کلاس مکه کلاس توحید است لذا ما از پایین شروع کرده و به بالا رفته ایم که البته بین نبوت و توحید نمی توان تفکیک قایل شد ولی در این که پیامبر (ص) حتی بعد از فتح مکه به وطن خود بازنگشت و او و اهل بیت شان همواره مدینه را خانه خود دانسته اند سری است عجیب و اهدافی در آن نهفته است. آیا کلاس مدینه با کلاس مکه تفاوت دارد؟ حتما تفاوت دارد اگر چه تفکیک قایل شدن مشکل است ولی ذهن انسان به هر کجا می رود و سر اسرار که داند؟ ما که ندانیم. قضیه دیگری که در این سفر برای انسان اتفاق می افتد این که انگار با ورود به این نوع اماکن تمام معلومات انسان هم پاک می شود برای ذره ذره دانسته های خود باید فکر کرد تا به یاد آورد. انسان حتی خواسته هایش را هم فراموش می کند. لذا باید قبل سفر از آنها سیاهه ای تهیه کرد و به قول جدیدی ها آنها را لیست کرد تا در این جا با مشکل مواجه نشوی. این جا انگار ذهن انسان کودن می شود و عقل قفل می کند و عواطف انسان به پرواز در می آید و روح انسان لطیف تر می شود و عقل از کار می افتد و یا کند و کم کار می شود. خاطرات و داستان های زیادی از مدینه شنیده ایم و یا خوانده ایم اما همین که به مدینه وارد می شوی مدینه ذهنی تو از مدینه اصلی متفاوت است و مدینه واقعی با داستان ها و شنیده ها از مدینه متفاوت است و در حالی که باید با وارد شدن به مدینه آنهایی را که شنیده ای و یا خوانده را ببینی لیکن مدینه را متفاوت می یابی. مثلا مدینه شهر مظلومیت علی و زهرا است و مدینه شهر نبی (ص) است و باید چنین بیابی اما انگار تمام معلومات چهل ساله عمر خود را از دست می دهی و حتی در مسجد شجره هم نمی توانم علی را ببینم اگرچه صدای خسته او را در نخلستان های اطراف می توان شنید. این شاید به علت کوری دلم است وبرای دیگران صدق نکند اما من انگار دلیت (Delete) شده ام دیگر آن پا منبر نشین و شنونده داستان ها نیستم خارج از مدینه انگار دل انسان بهتر و سریعتر روانه می شود. این شاید به علت غریبه بودن من با اصل و اساس است و شاید از بی معرفتی من است نمی دانم خدایا این چه حالی است که صاحبان این خانه ها و حماسه سرایان مدینه را نمی توانم حس کنم خیبریان؛ ناله کنندگان نخلستان ها را، مبارزین با نفاق را ، سخت کوشان شب و روز را، مصیبت کشیدن خاندان نبی (ص) را، امام رضا را هنگام ترک مدینه، شهدای حره را هنگام هجوم شامیان نامسلمان، حسن و حسین را در خانه وحی، زهرا را در کنار پدر، ام ابیها را در کنار اهل بیتش، جمع گرم آنها را، صدقه دهنده گان در هنگام نماز را، عدالت علوی را و... را نمی توانم حس کنم این خاموشی گیرنده هایم که مرا به فردی تبدیل کرده است که نه می توانم ببینم و نه می توانم بشنوم و نه تصور کنم و ... این چه کوری است که عارض شده است این زنگ زدگی دل است که آشکار شده است. چرا نمی توانم با قافله و قافله سالاران همراه شوم در میان انها باشی و نباشی؟!!. با آنها باشی و از آنها بیگانه؟!! این چه سری است و این چه اسراری است؟!! این چه حجابی است؟!! این چه رسمی است برای میهمان و مهمانداران (خاندان نبوت)؟!! ؛ که در میان آنان باشی و نباشی همراه باشی و نباشی. هم سخن باشی و نباشی. خدایا این چه حالی است؟!! این چه افتادنی است؟!! این چه خسرانی است؟!! چگونه می توان این گونه نبود؟!! چگونه می توان سیم را وصل کرد که هم سیم نسوزد و پابرجا بماند؟ خدایا دست گیری کن. خدایا مددی. خدایا به نفس ها و ناله های مولا در چاه های مدینه. خدایا به زجر خاندان نبوتت مرا دریاب. این چه چشمه های خشک شده ای است که اشکی سرازیر نمی شود این نشان می دهد که درکی نیست که اشکی جاری شود نفهمیده و معرفت نداشته چه اشکی طلب می کنی؟!! تشنه نبوده جای طلب آب است؟!!. مردم گروه گروه با گفتن "لبیک الهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمه لک والملک" محرم می شوند و وارد جرگه محرمین می شوند و من تنها دو تیکه حوله سفید از این جمع به تن دارم. خدایا می توانم پدرانم را تصور که چگونه و با چه عشقی در این میقات حضور می یافتند و دلشان همچون چشمه جوشان مملو از حضور بود ولی شش روز است که در کلاس مدینه وقت گذراندم و همچون کور کری انگار هیچ نصیب نشده دارم می روم. آمدن به این مکان پر فیض همانگونه که اسان بدست آمد دارد آسان از دست می رود و توشه این در این نیمه راه در کوله بارم حس نمی کنم. دلی خالی از معرفت و چشمی خالی از اشک. این است خسران مبین و این است ضرر عمده. حتی کمال همنشین هم انگار قصد ندارد در من اثر کند و اثری بگیرم خدایا این چه حالی است؟!!. یعنی این قدر پرت بودیم و نمی دانستیم یعنی این قدر بیگانه بودیم و در جمع خود را حس می کردیم. خدایا یعنی این قدر از درگاهت رانده شده بودیم و در جمع خود را می دانستیم. یعنی اینقدر رسوا بودیم و حس سربلندی داشتیم. یعنی اینقدر غریبه بودیم احساس قرب می کردیم. یعنی این قدر اجنبی (ص) بودیم و احساس هم خانگی می کردیم. خدایا عمق مصیبت خود مان را به ما نمایاندی خدایا عمق بیگانگی را فهمیدیم خدایا عمق دوری خود را فهیدیم نمی دانم آیا فهمید ام نه که نفهمیده ام اگر فهمیده بودم که کاری کرده بودم. باز همان غافلم باز همان کور کرم حتی اگر غرق دریایی از نور شوی باز غباری که از گناه به دور خود بر پا کرده ای اجازه دیدن نور را نمی دهد. اگر در کنار حبیب خدا هم بنشینی باز لذت حضور را بو نخواهی کرد. این است خسران بزرگ این است بر باد رفتن عمر. مگر چقدر فرصت داری که این گونه با این همه رسوایی باز حتی یک حرکت یک جهت یک تلاش یک تصمیم نمی توانی بگیری و عاجز شده ای از هر کاری انگار خداوند بر طبل رسوایی ات زده است و در دریایی از غذای روح روحت گرسنه است و از تشنگی له له می زنی . این هم به خودت باز می گردد. اصلا گناه به گردن کسی نینداز که خودت کردی که لعنت بر خودت باد. در این دنیا هر چه بخواهی مهیاست این خود انسان است که راهش را انتخاب می کند کسی را گناه دیگری نتواند کشید و خود کرده را تدبیر نیست. اگر دمی به خود بنگری خود خواهی و هزار مرض روحی دیگر داری که مانع است این موانع را هم خودت ساختی و همچون کرم ابریشم دور خود را با نخ های لطیف و محکمی از گناه چنان تنیده ای که راه نجاتی برای خود باقی نگذاشته ای و تنها هی می گویی خدایا این کن و آن کن. رسول این کن و ان کن. ایمه این کنید و آن کنید. تا من نجات یابم این یک انتظار بیجاست کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. البته آنها کریمند و کسی را که در راه خدا و هدایت و رستگاری خود راه بیفتد را کمک می کنند. لیکن تو که نشسته ای و بی حرکتی را چه کمکی باید. بلند شو و حرکتی کن. تا نجات و مدد هم در رسد. ولی چه سخت است حرکت کردن انگار به این مرداب عادت کرده ایم انگار با آن خو گرفته ایم. انگار با آن راحتیم . انگار وضعیت سقوط را دوست داریم انگار با بوی منجلاب کنار آمدیم انگار بوی بهشت به دماغ ما سازگار نیست انگار بوی عطر نبوی و مصطفوی را به بوی تعفن ترجیح می دهیم. تغییر موقعیت سخت است. راحت باش؟!! خدا بزرگ است. بله خدا البته بزرگ است و این اعتراف به بزرگی او، عزتی برای خداوند بزرگ نیست، این چه حرفی است؟!!. خدایا با همه این حرف ها لبیک گفتم و بار سنگین آن را به عهده گرفتم و در کنار لبیک گویان تو این عهد را کردم ولی خیلی سخت است مشکل است انسان بودن به قول امام خمینی ره (ملا شدن چه آسان) آدم شدن محال است. خدایا اگر توبه شکستیم ما را ببخش می دانم توبه کردن راحت است ولی توبه نگهداشتن برای بشر مشکل است. خود تو او را خلق کرده ای و دانی که چه نقطه ضعف هایی دارد خدایا مقرم اگر تصمیم بگیرد می تواند از کوه محکم تر باشد خدایا ما را ببخش از همین لحظه که لبیک گفتیم و عهد کردیم فراموشی عهد و شکستن آن را می توانم تصور کنم. خدایا این همه تزلزل از آنچه تو از او اشرف مخلوقات خود یاد کردی، انتظار نداری، می دانم. اما سابقه خوبی ندارم. می گویم خدایا کمک کن، زیرا خودت ما را هم در جمع عهد کنندگان قرار دادی. خدایا خود دعوت نامه فرستادی خدایا خود در ماه رجب ما را گفتی بیا. خدایا کی تصورش را می کرد خدایا به همین دلیل، دلم روشن است خدایا به رحمت تو ایمام دارم خدایا تزلزل ما را به استحکام تبدیل کن خدایا ما را در راه خود محکم کن. خدایا این چند سال باقی مانده را کمک کن که در یابیم و توشه ای برداریم خدایا همانطور در که در بین رجبیون خود از زایران خانه ات قرارمان دادی، در صف دوستداران و سعادت مندان هم خو به نوعی قرار ده. برای پادشاهی تو نقصانی نمی شود. اگر چه شهید والا مقام دکتر بهشتی می فرمود که "بهشت را بها دهند و به بهانه ندهند." پس این درخواست اصولا منطقی نیست خدایا مقر و معترفم که هر چه کسب کردنی است نیاز به زحمت دارد ولی انگار روح گدا شده ما نزد تو دست بردار نیست و مدام غیر منطقی درخواست دارد چه کنم عادت کرده ام کاری نکرده مزد طلب کنم همانطور که ما را خلق کرده ای انتظار تضمین هم داریم. همانطور که مورد تنعم نعمت های عام هستیم نعمت های خاص را هم می خواهیم. این زیاده خواهی است، این پر رویی است، ولی اگر در درگاه تو پر رویی نکنیم در کدام خانه خلق تو پر رویی کنیم که روی دهن ما نزدند؟!! ما را بی کس آفریدی و تنها کس ما تویی و این بدون برو برگرد است. به این معتقدیم و رسیده ایم که به درب کسی غیر از تو گره ای نزنیم که بی تاثیر است خدای منطقی یا غیر منطقی روی ما به درگاه توست. نمی دانم چگونه بگویم انتظار داریم انتظار بجا یا بی جا داریم و خواهیم داشت ما از تو به چه کسی فرار کنیم مفری قرار ندادی راهی نگذاشتی دربی غیر درب خانه ی خودت قرار ندادی. امامزاده ای غیر از خانه تو شفا نمی دهد. ولوله ای در مسجد بزرگ شجره است اکثر حاضرین را حجاج تشکیل می دهند که جهت محرم شدن به این مسجد ٱمده اند. تا قبل از اذان مغرب گوشه گوشه این مسجد کاروان هایی بودند که روحانی کاروان مردم را دعوت به لبیک با معرفت می کردند و دسته جمعی "تلبیه" می گفتند و محرم می شوند اکنون که اذان اول گفته شده است دیگر تلبیه ای گفته نمی شود و مردم آماده خواندن نماز مغرب و عشا و حرکت به سمت مکه مکرمه هستند الان اذان مغرب را گفته و در این مسجد زیبا و با شکوه و البته بزرگ انگشت شماری از اهالی محل در حال امدن به مسجد هستند بقیه را زایرین حرم نبوی تشکیل می دهند تعداد اهل سنت به اندازه انگشت های دست و یا کمتر است و به غیر از امام جماعت و این چند نفر باقی همه شیعه هستند اما با این حال امامت مسجد را یک سنی به عهده دارد و بعد از خواندن نماز مغرب به امامت این امام منصوب، همه سریعا به حیاط مسجد رفته و نماز عشا را به امامت یک نفر از بعثه خواندیم. و بعد البته لبیک گویان به سمت اتوبوس ها حرکت نمودیم یکی از پیرمرد های کاروان را گم کرده بودیم به همین دلیل 45 دقیقه ای را معطل شدیم ساعت هشت و نیم و یا نه بود که حرکت کردیم و ساعت سه و نیم صبح بود که رسیدیم هتل "منازل الحیات" در مکه، شش ساعت سفر با اتوبوس که متاسفانه در شب انجام شده بود که دیدی نسبت به بیرون نداشتیم. راهی خسته کننده که ما اکنون در شش ساعت و مومنین همراه پیامبر (ص) نمی دانم چقدر با پای پیاده در راه بودند. آنها حتی آمدند و موفق به دیدار و زیارت هم نمی شدند مثل جریان صلح حدیبیه که بازشان گرداندند. این مسیری است که اگر دل دهی با کاروان ائمه (ع) خود و پیامبر (ص) اکرم می توانی همراه شوی زیرا آنها بارها این مسیر را رفته بودند.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 15:28 شماره پست: 125

 

1/تیر/1390) بالاخره بعد از حدود شش ساعت طی مسیر بین مدینه النبی (ص) و مکه شریف، به دار التوحید رسیدیم که حتی پیامبر ما هم اجازه داد تا آن مکان و حماسه بزرگش همچنان در انحصار جد بزرگوارش حضرت ابراهیم خلیل الرحمن (ص) بماند و در حالی که مکی بود مدنی ماند تا همچنان بعد از سالها تنها حماسه سرای مکه ابراهیم بماند و بعد ها حج ابراهیمی را نیز در بین پیروانش زنده کرد تا پیروان دین محمدی هم حماسه سرای حج ابراهیم باشند این هم سری از اسرار حرکت محمدی است که برای من فهمش تا کنون میسر نشده است که چرا آخرین دین آسمانی باید زنده کننده حج ابراهیمی باشد و برای خودش حج محمدی نداشته باشد؟

این جا هم همچون مدینه النبی سازمان حج و زیارت هتل ها را خود کرایه کرده و در اختیارکاروان های ایرانی قرار می دهد هر هتلی پرچم کشوری که آن را کرایه کرده، را نصب نموده است و حتی مناطقی که کشورهای مختلف در آنجا هتل می گیرند نیز نسبتا مشخص است. محرم هستیم و باید رعایت کنیم و رعایت کردن هم مشکل است مثلا نگاه کردن در آینه، که خود مشکل خودش را دارد در اتاق ما حد اقل دو آینه وجود دارد، در اسانسور و.... تلویزیون را روشن کردم زمان نماز صبح به وقت ایران است و مکه شریف و مدینه منوره را به صورت زنده نشان می دهد دعای ماه رجب نیز در انتهای اذان خوانده می شود "یامن ارجوه لکل خیر و..." و فضای ماه رجب با این دعا چیز دیگری است. البته این سفر با سفرهای دیگر متفاوت است یکی از همسفران در بین راه می گفت که برای اولین بار است که به عمره و حج مشرف شده است و به نقل از دوستش می گفت که وی 70 کشور دنیا را گشته ولی می گفته که هیچ سفری به اندازه عمره برایش لذت بخش نبوده و هم او بوده که آنها را تشویق به انجام این سفر کرده است و می گفت که به زودی بعد از بازگشت برای سفره حج تمتع اقدام خواهد کرد و به گفته دوست خود او هم پی برده است.

 از ساعت سه و نیم تا شش صبح استراحت و بعد از صرف صبحانه برای انجام اعمال و خارج شدن از احرام اماده شدیم تا به مسجد الحرام برویم ابتدا هفت دور طواف بیت شریف و بعد دو رکعت نماز طواف، خوردن آب زمزم به نیت شفای امراض روحی و جسمی و سعی در صفا و مروه که باز هفت بار رفت و برگشت بین دو کوه، انجام تقصیر با تراشیدن کمی از موی سر و یا گرفتن ناخن و متعاقب آن انجام طواف خانه خدا طی هفت بار به نیت طواف نسا و خواندن نماز طواف و اکنون از احرام خارج شده و باز ٱزادی ؟!! و قید ها برای انجام اعمالی که ممنوع بود برداشته شد. اکثرا سریعا از احرام خارج می شوند و دوست ندارند قید و بندی به پایشان باشد حتی اگر این قید و بند را خداوند بر پای او نهاده باشد، آزادی برای انسان انقدر مهم است که حتی محدودیت را از خالق نیز نمی خواهد برتابد چه برسد به قیودی که توسط انسان ها نهاده شده است و شاید البته این قیود احرام را منطقی نمی داند (نبوییدن، دستور ندادن، با زنان خود نزیکی نکردن، در آینه ننگریستن و...) در حالی که همین انسان در شهر خود به قیود فراوانی تن می دهد همچون قوانین رانندگی و شاید زیاد هم برایش رعایت این موارد سخت نیست ولی اینجا در حج می بینیم که حجاج و کاروانیان سعی بلیغ دارند که در اولین فرصت محرم شوند و سریعا از آن خارج شوند. این هم سری از رفتار این مخلوق که نمی خواهد در این سفر معنوی هم چندی در قیود بماند و رهایی سریع را جستجو می کند. خلاصه این بود عمره ما که با احرام آغاز شد و با انجام اعمال آن و خروج از احرام به پایان رسید در باقی حضور در حریم تنها از این زمان به بعد شما مهمان خواهی بود و اعمالی برایت متصور نیست تنها خودت هستی و عبادت آزادانه که می توانی بکنی و یا تفکری که در خصوص آنچه بر تو گذشته و می گذرد و خواهد گذشت. تمام حج عمره و انجام آن چند ساعتی بیش نیست و اگر مثلا در مسجد التنعیم محرم شوی و در ساعات خلوت بیایی دو ساعت نمی شود که عمره به جای آورده می شود و باقی ایام، تنها زمان حضور و تفکر و عبادت است. مکه چیز زیادی برای دیدن ندارد مکه و نگین آن کعبه برای ما جلو خاصی دارد ولی اکنون سعودی ها با اجرای برج ها سر به فلک کشیده شده ، آن هم بر بالای سر کعبه شریف غرور خود را به رخ زایرین خانه خدا می کشند برج هایی که سعی دارند خانه را تحت الشعاع قرار دهند و دل های زایرین را به سوی خود و بازارهای پر زرق و برق خود جلب کنند و امیدوارم که روزی این برج های خباثت ویران شوند و اطراف حرم از وجود خباثت بار ٱنان پاک شود. جدا خانه خدا را نگهبانی غیر از خدا وجود ندارد و نگاهبانان حرم آنچه خود بخواهند را انجام می دهند و کسی را جلو دار آنها نیست نه یونسکو صدایی در می آورد و نه جهان اسلام که این چه کاری است که بر بالای سر یک بنای چندین هزار ساله (گفته می شود از زمان حضرت آدم این مکان بوده و البته از زمان ابراهیم خلیل ثابت شده است) برجی به بلند کهکشان بسازند که اگر خدای نکرده بر اثر باد چپ شود خانه را هم ویران خواهد کرد. غرور شاهان و شاهزاده های عربی این چنین دهن کجی به خانه بی آلایش خدا می کنند و قصد تحت و الشعاع قرار دادن آن را دارند. فکر می کنم اگر امام زمان (عج) ظهور بفرمایند از مکه خارج نخواهد شد تا این که ابتدا صحنه حرم را از این ننگ ها پاک کنند.

آخرین باری (اولین بارم بود) که به مکه شریف مشرف شدم دو سال پیش بود و صحن و حیات و بام این مکان شریف را از انسان های حج گذار مواج دیدم ولی اکنون تنها جمعیت کمی در کنار خانه مشغول طوافند و اینجاست که دیگر انگار آدم آروزی خلوتی آن را ندارد شما وقتی به مترو می روی می گویی کاش خلوت تر بود و... ولی کعبه بدون جمعیت حج گذار صفایی ندارد و لطف و صفای حج به تعدد حج گذارانش است به قول خانم انگار خاک غم روی این مکان شریف ریخته اند. عالم کاروان در اول ورود به این مکان شریف گفت آنها که بار اول حضور را درک می کنند باید دقت کنند که هنگامی که بار اول نگاهشان به کعبه شریف می افتد صفایی دیگر دارد و عظمت آن دل انسان را می رباید ما که بار دوم بود مشرف می شدیم ولی برای ما هم برای دومین بار روئیت دوباره خورشید تازگی داشت و ما را هم دیدن آن منقلب کرد اشک در دیدگان حلقه زد و از این که دوباره توفیق زیارت حاصل شد خدا را بی نهایت شکر گفتیم. و واقعا نعمت عظیمی است انجام حج و حضور در فضای روحانی آن. زیارت حرم نبوی و مکه مکرمه سعادتی است وصف نشدنی با هر وضعیتی که بر آن وارد شوی باز اثر خود را دارد گیرنده های زنگ زده هم این جا بعضی از پالس ها را می گیرد. بدون ال.ان.بی هم بشقاب های زنگ زده این جا برفکی صحنه هایی را به انسان نشان می دهد. قلب های سیاه هم اینجا بعضا کارهای قلب های پاک را یا درک می کند و یا قصد تکرار دارد. دوست همسفر ما که اولین بار به حج مشرف شده بود می گفت به خدا گفتم حال که عمره نصیب کرده تمتع را هم از تو طلب دارم.

در حالی که در ماه رجب قرار داریم عدم حضور تعداد زیاد حجاج جای سوال دارد و تامل برانگیز است. تعدد حجاج ایرانی و عراقی و مالزی و ترکیه و اندونزی و پاکستانی نمود خاص خودش را دارد.  در میان راه مکه و مدینه که می آمدیم من توجه کردم دیدم تابلوها از شهر مدینه به مدینه منوره یاد می کنند در حالی که باید به آن مدینه النبی (ص) آنچنان که در صدر اسلام توسط اهالی این شهر تغییر نام داده شد خوانده شود. قبل از تشرف پیامبر به شهر آن را یثرب می نامیدند و با هجرت تاریخ ساز پیامبر ما به این شهر مردم آن زین پس آن را مدینه النبی (ص) نام نهادند و اکنون دولت عربستان از آن به مدینه منوره تعبیر و نام می نهد که این درست نیست و باید تمام تابلو ها به مدینه النبی تغییر نام داده شوند باید این شهر همچنان مدینه النبی (ص) نامیده شود زیرا احیاگر آن نبی مکرم اسلام (ص) بود که به این شهر و اهالی آن شرف داد و مردم آن زمان این شهر نیز این امر را به خوبی درک کردند و نام شهر خود را به مدینه النبی تغییر دادند.

امر جدیدی که اتفاق افتاده است گشتن کیف زوار بود ما و کاروانیان از باب اسماعیل ذبیح الله قصد ورود به محوطه آن را داشتیم که با این امر مواجهه شدیم و جالب تر از آن این که نگاهبانان حرم به دنبال دوربین بودند.

 

حج عمره رجبیه به اندازه حج تمتع ثواب دارد و باید به این تقارن نیز خدا را شاکر بود. نقیصه ما در این سفر ندانستن زبان عربی بود و این نقیصه اولا انسان را از فهم ادعیه و زیارات و قران باز می دارد و ثانیا بسیاری از زوار کشورهای دیگر به زبان عربی آشنایی دارند و ندانستن زبان عربی انسان را از تماس با آنان محروم می کند. در این سفر بیشتری استفاده را من از زبان اردو و انگلیسی داشتم و تا حدودی با زوار کشورهایی که به این دو زبان آشنا هستند تماس می توانستم بگیرم.

+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 8:12 شماره پست: 126

 

2/تیر/1390)  بنای داخلی محوطه بیت الله الحرام مربوط است به زمان امپراطور عظیم عثمانی و کتیبه هایی هم که بر دیوارهای سنگی قهوه ای رنگ آن نصب شده است مربوط می باشد به بنای آن به نام سلطان عثمانی (سلطان سلیم و سلطان سلیمان). بلافاصله از پله های حیاط حرم که بالا بروی وارد صحن سقف داری می شوی که با ستون های بیست و هفت گانه ای از صحن بدون سقف حرم آن را جدا می کند که این هم از بناهای دور جناب عثمانی است بر بیست و دو ستون در شکل هندسی قطره مانندی نام بزرگان اسلام نوشته شده است که این شکل هندسی بر کمره ستون ها به سمت کعبه نگاشته شده اند و با توجه به شکل معماری کتیبه ها که عثمانی بودن آن را ثابت می کند می توان این نوشته ها را هم به زمان عثمانی نسبت داد. امروز سعی کردم اولا بر نوشته های کتیبه ها توجه کنم و بعد هم به شمارش این اسامی دور تا دور محوطه اقدام کردم. از باب الفتح آغاز کردم نام بزرگان اسلام نوشته بود ابتدا عمر، عثمان، علی (ع)، محمد (ص)، ابوبکر، عمر؛ ابوبکر، عمر، عثمان، ابوبکر، عمر، عثمان، علی(ع)، محمد(ص)، ابوبکر، عمر، عثمان، علی (ع)، محمد (ص)، ابوبکر، عمر، عثمان که اگر به تعداد تکرار آن توجه کنیم، خواهیم دید، که بیشترین تکرار مربوط به خلیفه دوم یعنی جناب عمر است که شش بار تکرار را نشان می دهد مقام بعدی را خلیفه اول و سوم دارا می باشند که هر کدام پنج بار تکرار نام را دارا می باشند و مقام سوم را حضرت ختمی مرتبط محمد مصطفی (ص) و علی مرتضی (ع) دارا می باشند که تنها هر کدام سه بار تکرار نام دارند. برای من جای سوال بود که سازنده این بنا به چه معیاری این گونه ستون ها را نام نهاده و تکرار نام داشته است. طبق ایده سازنده انگار رییس و بنیانگذار اسلام جناب عمر بوده اند که بالاترین تکرار را به خود اختصاص داده است و بعد از ایشان جنابان ابوبکر و عثمان هستند که و در درجه سوم است که ختم نبوت (ص) و اولین امام و وصی رسول الله (ع) قرار می گیرند. چنانچه سلیقه به خرج می داند باید نام خداوند و نام پیامبر (ص) را همینطور در سایز بزرگ و نام دیگران را در سایز کوچکتر قرار می دادند نه این که نام بنیانگذار و صاحب وحی (ص) را در ردیف دیگر خلفای بعد ایشان قرار داد و آن هم در رتبه آخر و کمتر از نصف نفر اول تکرار داشته باشد و این به نظر من ظلم بزرگی است که نام پیامبر (ص) در ردیف جناب عثمان قرار بگیرد که در زمان خود به علت خلاف های آشکار و زیادی که داشت و غارتی که توسط وی و فامیل وی از بیت المال شد صحابه و مهاجرین به جوشش آمدند و خونش را ریختند و آنقدر او را لایق ندیدند که در قبرستان مسلمانان دفن کنند بلکه در قبرستان یهودیان دفنش کردند. خیانت دیگری که زمزمه انجام آن از هم اکنون شنیده می شود این که با توجه به ساخت برج عظیم موقوفه عبدالعزیز (که برج ساعت هم به آن گفته می شود) و این که به نظر نمی رسد آل سعود قصد خراب کردن این "برج خباثت" برای توسعه حرم را داشته باشند و لذا به اجبار محوطه حرم از این سمت به بن بست رسیده است و توان پیشروی ندارد و از سوی دیگر در سمت مقابل این "برج خیانت"، حرم در حال توسعه ی زیادی است و در صورت پایان کار این توسعه، دیگر بیت الله در وسط مجموع به شکل فعلی نخواهد بود لذا آل سعود راهی ندارند جز این که خانه را جابجا کنند و این جاست که خیانت دیگری شکل خواهد گرفت و برای حفظ این "برج لعنتی" ناچار خانه به مکان دیگری منتقل خواهند شد تا همچنان این لکه ننگ بر دامان سازندگانش بماند. امروز از هتل پیاده به سمت مسجد الحرام حرکت کردم و از سمتی وارد حرم شدم که ساخت و ساز عظیمی در حال انجام است و با اتمام آن محوطه حرم چند برابر خواهد شد. لودر ها و بلدوزر ها شدیدا در حال کارند و سازه های بتن آرمه سرپا شده اند. این محل درست در مقابل سینه برج موقوفه عبدالعزیز قرار دارد وقتی در حجر حضرت اسماعیل قرار داری کعبه کاملا در محاصره "برج های غرور عربی" نگاهبانان حرم قرار دارد حضور این برج ها باعث خواهد شد که بعد از اتمام طرح توسعه گفته شده، طرز قرار گرفتن خانه خدا و در مقایسه با اطرافش به شکل بیضی خواهد بود که بیت الله در زاویه تنگ بیضی در کنار "برج لعنتی" قرار خواهد گرفت که تنها مانع این توسعه از این سمت تنگ شده بیضی، برج های مذکور خواهد بود و اگرچه هم اکنون نیز وجود این "برج های غرور" چهره بسیار زشتی را رقم زده است ولی با توسعه حرم در سمت مقابل، این "منظره کراهت بار" شکل بدتری به خود خواهد گرفت. آل سعود برای ورودی های حیاط به حرم تابلوهایی نصب کرده اند که باب الفتح از آن جمله است و یا باب ملک فهد، باب ملک عبدالعزیز که این هر دو باب پیش گفته به "برج های لعنتی" منتهی می شوند و یا باب الفتح و باب المسعی و باب العمره که همه به صفا و مروه ختم می شوند. به گفته یکی از نگاهبانان حرم بنای فعلی مربوط به دوره اموی و عثمانی است و بر کتیبه ای که در مقابل حجر اسماعیل به دیوار مشتمل بر سه دایره ، که یک دایره "لااله الا الله و محمد رسول الله" و دایره وسط که شامل نام های "علی (ع)، عمر، عثمان و ابوبکر" آورده شده است و دایره سوم که نوشته ای به این مضمون است "عزه نصره – المولانا عزالملک سلطان المظفر خان العطا سلیم خان سلیمان خان فی سنه 984 هجری" نقش بسته است. همانگونه که در وصف کلاس مدینه گفتم در مکه که کلاس توحید آغاز می شود پر پرواز دل کوتاه می شود و چشمه های عرفان و معرفت و احساس پرواز در این جا کور می شود و در حالی که بزرگترین اجتماع مسلمین در این مکان شکل می گیرد و این اجتماع خاصان مومنین است که از اطراف و اکناف عالم گرد آمده اند و می توان صدای پر فرشتگان خداوند که بر فراز خانه در پروازند را شنید ولی این جا پرواز محدود می شود و وجهه تعقل و استدلال در برابر عرفان تقویت می شود. خدایا غیر از تو پشت و پناهی نداریم و مفتخریم که پناهی غیر از تو نداریم و اگر انسانی تو را داشته باشد دیگر به غیر نیازی نیست. کی از تو بهتر؟ کی از تو بزرگتر و تواناتر؟ کی از تو مهربان تر؟ خدایا به تو رو کردیم و رو کردنی از سر بیچارگی و استیصال و ناتوانی. گدایی هستیم که به در خانه ات آمده ایم. درب تو را به صدا در آورده ایم . خدایا درب های رحمتت را به سوی ما بگشا. گشودنی از روی رحم و بخشش. خدایا پیام رسان بسیاری هستم که التماس دعا دارند ، عده زیادی مشکل دارند و تو تنها کسی هستی که می توانی پاسخ این همه التماس و نیاز را بده  

+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 18:58 شماره پست: 127

 

3/تیر/1390)  از نکات جالب دیگر که در این سفر به آن برخوردم استفاده از علامت ستاره داوود (ع) برای آرم "ریاست عامه شوون مسجد الحرام و مسجد النبوی" است که یکی از دوستان هم به آن اشاره داشت و در مدینه و مکه از این آرم به صورت زیاد و برجسته در معماری دیوارهای حرم استفاده شده است البته زایده های ستاره مذکور علیرغم شباهت به ستاره داوود (ع) ،کوتاه تر است و در وسط آن مطلب فوق نگاشته شده است و انشاالله این صهیونیسم نیست که بر شوون مسجد الحرام و مسجد نبوی حاکم است و این علامتی از هنر اسلامی است که بر دیوار ها نگاشته و ترسیم شده است؟!! خدایا به تو پناه می برم اگر حرمین هم مثل قبله نخست پیامبر (ص) در ید صهیونیسم قرار گرفته باشد. زیرا اگرچه شباهت آن به ستاره داوود (ع) غیر قابل انکار است ولی ... خدایا به تو پناه می بریم. خدا کند وهابیت دست ساز انگلیس، با صهیونیسم تا این حد سرو سر نداشته باشند که ریاست شوون حرمین نیز به طور کامل در اختیار رقیب قرار گرفته باشد. باید به خودمان دلداری و امیدواری دهیم که اینطور نیست!!! اگرچه وهابیت همچون اختاپوسی بر اماکن مقدس مسلمانان پنجه انداخت اند و این امری هویداست ولی کنار هم قرار گرفتن آنها با صهیونیسم قوز بالای قوز خواهد بود و مصیبت مضاعف. همراهی سعودی ها با امریکا و طرح های منطقه ای آنها مصیبت بزرگی برای امت اسلام شده است و ضربات جبران نا پذیری را به اسلام وارد کرده است. اتحاد غرب و عربستان در برهه کنونی که قیام امت اسلامی را داریم باعث خیانت بزرگی به جبهه اسلامی در مقابل صهیونیسم شده است به طوری که عربستان در زمان خلع السلاح شدن غرب در مقابل ملت های به خاسته در شمال افریقا و خاور میانه به عینه نشان می دهد که قصد دارد به نیابت از امریکا آب رفته را به جوی برگرداند ولی همین را باید آغاز سقوط سلاطین وهابی تلقی نمود و این شمشیر از رو بستن ها، انشا الله بساط سلاطین وهابی را بر خواهد چید و خصومت ملت های مسلمان را به سوی آنها که در نقاب دین و رهبری اسلام فرو رفته بودند، را بر خواهد انگیخت. دو روز اول حرم خیلی خلوت بود ولی امروز به ناگهان زوار افزایش چشمگیری را نشان می دهند. جل الخالق دیروز گلایه کمی جمعیت را کردیم امروز زوار چند برابر شدند. جمعیت در داخل حرم آنقدر کم بود که نماز ظهر دیروز تنها چیزی حدود ده ردیف صف نمازگذاران به دور خانه خدا برای نماز عصر تجمع کرده بودند ولی به ناگهان دیشب جمعیت غیر قابل باوری در حرم و مسعی حضور یافته بودند به طوری که در زمان نماز مغرب تمام صحن و زیر فضای سرپوشیده نیز پر شده بود. اکثر مراجع شیعه تاکنون فتوا بر این داشتند که بهترین طواف بین مقام و بیت الله است در حالی که تجمع طواف کنندگان و عاشقان زیارت کعبه شریف و زیارت کنندگان حجر الاسود باعث شده است که عبور طواف کنندگان در بین رکن و مقام با مشکل مواجه شود و در حالی که خارج از این محدوده طواف بدون فشار و راحت و با تمرکز و بدون دغدغه می تواند انجام شود لذا باید مراجع کرام را به این جا آورد تا مشکلات این فتوای را خود درک کنند که برای حجاج ایرانی با این فتوا چه مشکلاتی ایجاد می شود. به نظر من منطقی آن این است که فتوا داده شود همچون نماز که اولویت اول قرار گرفتن در صف اول نماز است و در صورت پر بودن صف اول هیچ کسی سعی نمی کند برای دیگر مومنین تشکیل دهند صف اول مشکل سازی کند تا در این صف قرار گیرد، و به ترتیب صف های دیگر را پر می کنند، در طواف نیز بعنوان یک عمل عبادی همچون نماز باید به همین صورت باشد و کسی نباید سعی کند دیگر طواف کنندگان را به زحمت انداخت و خود را به مقام برساند بلکه وقتی وارد طواف می شویم از آخرین فرد در هر جایی از حیاط بیت الله که قرار دارد طواف را شروع کنیم و موج طواف کنندگان را برای رسیدن به مقام شکاف ندهیم. لذا طواف هم مثل عمل عبادی نماز که در صف های منظم است باید به همان صورت باشد و افرادی که زودتر آمده اند نزدیک تر به بیت الله طواف کنند و واردین به صفوف طواف کنندگان هم از انتهای صفوف شروع نمایند تا تراکم و... در بین مقام و بیت الله از بین برود و آرامش و نظم جایگزین وضعیت اسف بار این نقطه گردد. چند روزی از اعلام خبرکشته شدن اسامه بن لادن (رهبر القاعده) در پاکستان نمی گذرد ولی ما در مکه بن لادن ها را با کمپانی های عظیم ساخت و سازشان به عینه می بینیم که در حال ساخت هتل های باشکوه در کنار منازل الحیات هستند. کارگاه بزرگ ساختمانی که مشغول ساخت و سازند و کارگران آن با لباس های متحد الشکل خود که به آرم شرکت بن لادن منقوش است و حتی در بین نماز گذاران بیت الله هم می توان آنها را با همین لباس های فرم دید. عربستانی ها به فوتبال علاقه زیادی دارند لذا وقتی می گویی ایرانی هستم فورا می گویند "علی دایی" و یا "علی کریمی". مردم عربستان نظر خوبی نسبت به ایران دارند گذشته از نگاهبانان حرمین و افراد گماشته آنان در این مناصب که تاثیر گرفته از خط وهابیون هستند دیگر مردم عادی برخورد خوبی با ایرانی ها دارند و علاقه نشان می دهند. علی دایی و علی کریمی نماد های ایران نزد مردم عربستان هستند و فوتبال راه خوبی برای ارتباط و شناخت دو ملت از هم شده است و این به نزدیکی دو ملت کمک می کند.  

+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 19:2 شماره پست: 128

 

4/تیر/1390) یکی از رسوم خوب ما ایرانیان خرید سوغات در هنگام سفر علی الخصوص سفر به عتبات و حج است. یاد و خاطره سوغات های داده شده ناشی از سفرها، هرگز از ذهن گیرنده آن پاک نمی شود ولی این رسم خوب مثل تیغ دو لبه عمل می کند و بخش اعظم از وقت های غنیمتی که باید به عبادت و تفکر در حریم وحی صرف شود را به خود جلب می کند و مردم در این مسیر دچار مرارت های زیادی می شوند. البته در مدینه که حضور داشتیم صرفا یک ساعت از وقت خود را به این کار اختصاص دادیم ولی دیروز بعد از ظهر و امروز سعی کردیم که مقداری اشیا جهت بچه ها و فامیل تهیه کنیم. اگر چه سوغات به یاد ماندنی حج برای بچه ها به یاد ماندنی تر خواهد بود و اثر خیر خواهد داشت و به نظر من این امر ثواب هم دارد ولی باید مراقب بود که وقت خرید در همه جا از جمله در ایران هم فراهم است ولی زیارت را اگر اینجا از دست دادی در هیچ جایی آن زیارت دست یافتنی نیست. من دو تا سوغات در عمرم گرفتم که هرگز از یادم نمی رود، اول ساعت "سیکو پنجی" که مادر مرحومم از سفر حج برایم آورده بود و دوم کلت اسباب بازی بود که برادرم از مشهد برایم سوغات آورد که از دست دادنش را هم از یاد نمی برم و آن وقتی بود که برای جشن های 22 بهمن و نیمه شعبان در اوایل انقلاب جوان ها برنامه نمایش داشتند و برای یک صحنه از این نمایش ها نیاز به کلت بود و من کلت را برای نمایشی که در مسجد جامع برگزار می شد دادم و دیگر هرگز آن را ندیدم و لذا هم گرفتن و هم از دست دادن این کلت ترقه ای را از یاد نبرده ام و این به نظرم برای همه صدق می کند. شیرینی این هدیه ها از یاد نرفتنی است. خداوند مادرم را رحمت کند این اولین ساعتی بود که در عمرم صاحب آن شدم. آن موقع ها داشتن ساعت سیکو پنج تحفه ای گرانقدر از حجاج بود که می آوردند و به خاصان اطراف خود هدیه می دادند صفحه سفید آن را هرگز از یاد نمی برم و آن گاه که برای وضو آن را از دست باز می کردم تا آب به داخل آن نرود در حالی که پشت آن حک شده بود که ضد آب است. به نظر من خداوند با توجه به اثری که دادن این هدایا دارد، ثواب از دست دادن عبادت که صرف خرید هدیه می شود را جبران خواهد کرد ولی بهتر است حال ما که باید کالاهای چینی را بخریم هدیه دهیم وقتی درایران هستیم آنها را خریده و بعد از باگشت هدیه دهیم و سبک بار به حج مشرف شده عبادت خود را با فراغ بال و بدون دغدغه انجام داده و سبک بال بازگشته و هدایایی تهیه شده را تقدیم نماییم.

+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 19:10 شماره پست: 129

 

5/تیر/1390) امروز تصمیم گرفتیم که سفری به جده داشته باشیم و ببنیم عربستان خارج از شهرهای مکه مکرمه و مدینه النبی (ص) چگونه اند. لذا صبح زود پرسان پرسان به حرم آمدیم از راهنمایان راه رفتن به جده را پرسیدیم ولی گفتند ترمینال خاصی در این خصوص مکه ندارد بهتر است اطراف حرم به دنبال آن باشیم. در کنار کتابخانه مکه که گفته می شود محل تولد پیامبر اعظم (ص) است سعی کردیم ماشینی کرایه کنیم که دیدیم رقم های زیادی را رانندگان درخواست می کنند بعدا به برکت دانستن زبان اردو یک همشهری پاکستانی ما را متوجه آن سوی حرم کرد و گفت که پشت برج غرور (موقوفه عبدالعزیز) در محل باب الرحمه محل ایستادن تاکسی های این مسیر است که برای شهرهای مختلف مسافر می گیرند و از آنجا تاکسی گرفته به سوی جده حرکت کردیم کرایه هر نفر ده ریال سعودی است در حالی که رقم پیشنهادی این طرف چند برابر این رقم بود و بین 200 تا 120 ریال در نوسان بود. خلاصه این جا در عربستان دانستن زبان اردو کمک زیادی می کند تا کمبود ندانستن زبان عربی را جبران کنی. در جده که پیاده شدیم به برکت دانستن نسبی زبان اردو با یک مسلمان اهل هند به نام زین الحسن آشنا شدیم و او اتومبیل خود را در اختیار ما قرار داد و ما را در شهر گرداند و با 150 ریال کرایه در بست در اختیار ما بود. جده به عنوان بندر مهم عربستان در کنار دریای سرخ قرار دارد و شهر مدرنی است با اسمان خراش های بلند . این راهنما ما را به سمت کناره های دریای سرخ برد و تا مسجدی بر روی آب که به گفته راننده ما مسجد حضرت فاطمه (س) نام دارد رفتیم، خادم مسجد آن را مسجد الرحمه نام داد ولی تابلویی که نام مسجد چیست وجود نداشت. چند عکسی را گرفتیم و برای خواند نماز تحیت مسجد وارد آن شدیم بر اطراف حلقه گنبد آن نام بزرگان اسلام نوشته شده بود که از جمله نام جنابان ابوبکر، عمر ، عثمان، علی (ع)، حسین (ع)، حسن (ع)، سعید، ابوعبیده جراح، زبیر، طلحه، سعید . بعد از کمی درنگ راه بازگشت را پی گرفتیم در کناره دریایی سرخ مردم بعضا در حال ماهیگیری هستند ولی می گویند "بار به بارخانه گران تر است" یک ماهی را در این جا قیمت کردیم گفت صد و هفتاد ریال ولی همین ماهی در بازار ماهی فرشان که بسیار و مفصل هم هست تنها به هشتاد ریال می توان خرید. زین الحسن می گفت یک خانه سه خوابه در جده ماهانه هزار ریال کرایه می شود. جاذبه های دیدنی این شهر ساحل آن است و تعدادی بازار و یا مال هم هست. بازار ماهی جده از مکان های دیگری بود که از آن دیدن کردیم. فروش کوسه ماهی و برخی دیگر از ابزیان که طبق فقه ما خوردنش مجاز نیست در این بازار، برایم جالب بود. در اینجا ماهی های رنگی و اکواریومی به رنگ های قرمز ، سبز ، زرد و... شیرماهی، انواع میگو، لابستر، خرچنگ و ماهی های ریز مثل کیلکا و سرخو و... به فروش می رسد و بسیار دیدنی است. نماز ظهر را در مسجد این بازار و به همراه کارکنان و مراجعین این بازار به جای آوردیم و با کمال تعجب دیدیم که مثل کشور خودمان که بعضا اتفاق می افتد، بعد از نماز برای فقیری که مراجعه کرده بود از بین نماز گذاران صدقه جمع آوری کردند و کشوری با این عظمت توریسم مذهبی و فروش نفت فراوان این وضع بعید است ولی می توان فقرایش را در کنار قبرستان ابوطالب که ایرانیان و شیعیان خصوصا در آن محل حضور می یابند و یا در عرفات دید و این حضور به جده که شهر زیبا و متمولی هم هست نیز گسترش دارد. بعد از این بازدید به مرکز تجاری جده آمدیم که در خروجی شهر بود نهار را در KFC صرف کردیم و مقداری هم در مال های آن گشت و گذاری کرده به حاشیه جاده باز گشتیم تا با پرداخت 15 ریال به مکه عزیمیت نماییم. در این جا با یک کارگر بنگلادشی آشنا شدم که عازم ریاض بود او می گفت که اکنون یک سالی است که شرایط امنیتی عربستان تشدید شده است و ایست و بازرسی های زیادی در بین جده و ریاض خیلی سفت و سخت مسافرین را می گردند وی می گفت که پنج ایست و بازرسی بین جده و ریاض وجود دارد.

+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 19:12 شماره پست: 130

 

6/تیر/1390) امروز در حالی که منتظر نماز ظهر در خانه خدا بودم با پیرمردی از اردن هاشمی همنشین بودم از او به زبان الکن عربی پرسیدم از صحابه رسول خدا چند نفر در اردن دفن هستند جواب داد عبداله بن ابی رواحه و جعفر طیار و گفت از دیگران اطلاعی ندارد که در کجا دفن هستند و از من پرسید شما چه می دانید، گفتم برادر حضرت جعفر طیار یعنی علی بن ابی طالب در نجف اشرف (عراق) و عبدالله ابن جعفر طیار در مدینه (شوهر حضرت زینب) و حسین بن علی در کربلا (عراق) و حسن بن علی (ع) در مدینه . برایش جالب بود انگار اولین بار بود که این را می شنید. امروز روز وداع با مکه مکرمه است باید رفت. هر آمدنی را رفتنی است و امروز روز وداع با مکه است. حدیث نقل شده از ائمه (ع) است که در این شهر (مکه) رحل اقامت نیفکنید و برای زیارت به آنجا بروید و بعد از زیارت آن را ترک کنید. ساعات آخر حضور دلهره آور است و حالتی به انسان دست می دهد که انگار به جایی که رفته وابسته می شود و دل کندن آسان نیست واقعا وقت مرگ چگونه باید از دنیا و دلبستگی های آن دل کند. انسانی که هشتاد و یا نود سال با دنیا و آنچه در آن با زحمت جمع کرده است ، خو گرفته و باید از همه چیز دل بکند و با تنها کفنی بی ارزش دنیا را ترک کند و روحش به آسمان ها برود و جسم به زیر خاک. این است که می گویند البته روح با مرگ از قفس تن خلاص شده به آسمان می رود، چون اسمانی است و زمینی نیست و جسم با مرگ خاک می شود و به اصلش باز می گردد. لذا در این سفر هم، باید مکه را به اهل مکه سپرد و رفت و تنها باید نظاره گر این بود که آنان با محل نزول وحی و خانه ابراهیم (ص) چه خواهند کرد. تا به حال که اثر زدایی عجیبی از این شهر کرده اند و با هر شکل ممکن اثار اسلامی و تاریخی آن را ویران کرده اند تعدادی عکس از "شعب ابی طالب" گرفتم زیرا اطمینانی نیست که بار دیگر که بیاییم اثری از این دره هم باشد. گفته شد یکی از زوار ایرانی که ویلچر رانی همسرش را به عهده داشت در مکه جان به جانان تسلیم کرده است او که حال خوبی داشته، خانمش که به علت بیماری ویلچر سوار بوده ، زنده ماند و او رفت. رفتنی از نوع ناگهانی آن. چیزی که برای او اتفاق افتاد حداقل پیش بینی نمی شد. ولی رفت، خداوند رحمتش کند. هر چند برای خانواده اش سخت است، لیکن یک سعادت برای ما تلقی می شود که در ماه رجب که سید ماه هاست و در مکانی مثل مکه بیایی و این زمان و این مکان پایان تو باشد. مکانی پایان کار تو باشد که قدمگاه ابراهیم خلیل الله و اسماعیل ذبیح الله است و تمامی اولیا خدا و ائمه طاهرین به زیارت آن متفخر شده اند. ما ایرانیان معتقدیم که این جا محل خوبی برای رفتن است و این برای متوفی یک فضیلت است. اگرچه به اعمال انسان ها باید توجه کرد ولی به حتم برای مومنین این یک تقدیر خاص است که به اینجا آمده و از این جا روح آنها عروج نماید. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد خواندن نماز در بین نماز خوانان مدینه النبی (ص) و بیت الله الحرام است که علیرغم این که امامان ما بعد از حمد سوره توحید را می خوانند ولی امامان حرمین سوره های دیگر را هم به وفور می خوانند که این امر برای ما که به صورت روتین سوره توحید برایمان خوانده و یا می خوانیم تازگی دارد و جالب است و به نمازهای ما تنوع و تازگی می دهد. این نشان می دهد که امامان جماعت ما روی حفظ قران کار نکرده اند و تنها سوره حمد و توحید را بلدند ولی ائمه حرمین روی سوره های دیگر هم کار حفظ کرده اند. نکته دیگر این که امامان حرمین نبوی (ص) و بیت الله بعضا صاحب سبکی از قرائت قران هستند که از این شیوه قرائت انسان لذت زیادی می برد. هر چند که به نظر می رسد در امامان جماعت حرمین تنوع داده اند و برخی از آنها مثل امامان ما به حفظ سوره های دیگر قران اهتمام نداشته و صرفا سوره توحید را می خوانند و یا اگر سوره ی دیگری می خوانند بعضا سکته داشته و جاه های از آن را فراموش کرده اند. اینجا در عربستان جرایم رانندگی خیلی بالاست رقمی بین 200 تا 500 ریال را شامل می شود. لذا مردم از شرطه ها حساب می برند. و بالاخره ساعت 15/7 به وقت مکه (یک ساعت و نیم با ایران فاصله دارد و جلوتر است) از مکه به سمت جده حرکت کردیم از سوی سازمان حج و زیارت دو سی.دی مداحی مربوط به خداحافظی از این شهر خدا به راننده دادند که او هم آن را از ضبط اتوبوس پخش کرد این مداحی حال و هوای ما را عوض کرد و از زایرن اشک فراوانی را گرفت. با زائری نمی توان صحبت کرد که به ساخت برج موقوفه عبدالعزیز مشرف بر خانه خدا اعتراض نداشته باشد. اکثرا آن را گردن کشی سازندگان آن بر فراز خانه خدا می دانند. انها امروز با گذاشتن یک هلال بر سازه برنجی شکل طلایی رنگ ،کار این بنا از ارتفاع به پایان خواهند رساند و با این هلال سعی دارند برای حفظ این ساختمان اشرافی غرور انگیز به آن جنبه معنوی دهند و خیانت انجام شده خود را پوشش دهند. در حالی که این پینه ناجور و این وصله زشتی بر دامن حرم چندین هزار ساله کعبه شریف است. امیدوارم این بنای ظلم هر چه زودتر فرو بریزد و سایه شوم آن از سر بیت الله الحرام کم شود. برخی از شعارها جنبه بین المللی یافته است. مانند "بر چشم بد لعنت" که در ایران پشت ماشین های زیادی نوشته شده است و در هند هم که بودیم عینا همین مطلب بر اتومبیل ها نوشته شده بود. در این جا هم بر اتوبوس ما نوشته بود "تم الاعتماد" یعنی "اعتماد مرد" همان چیزی که در ایران خودمان نیز رایج است. ساعت 30/12 به وقت عربستان و دو شب به وقت ایران است به سوی ایران پرواز کردیم. یکی از پر خطر ترین زمان های پرواز نشستن و برخاستن هواپیماهاست موقع آمدن بلند شدن هواپیما ما را جان به لب کرد، ولی فرود خوبی داشتیم. و الان هم بلند شدن خوبی داشتیم هواپیما بدون ایجاد هیچ استرسی از زمین برخواست. یکی از مسایلی که زوار در فرودگاه به هنگام خروج دارند اضافه بار بود که هم خود فردی که اضافه بار دارد را با مشکل مواجه می کند و هم دیگران را و این استرس زاید الوصفی را به زوار وارد می کند ما که همیشه سعی کرده ایم باری به مقدار داشته باشیم و سبکبار باشیم خدا کند موقع ترک این دنیا هم همینگونه سبکبار باشیم. هر چه بار کم باشد تحرک بالا می رود و آسوده تر می توان حرکت کرد. بار زیاد، استرس زیاد و ... به همراه دارد خدایا بار گناهان ما را کم کن.

+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 19:15 شماره پست: 131

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت انسان است که تبلور ان در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، در همین راستا است که خواستم با داشتن وبلاکی من هم به خیل استقاده کنندگان از این سیستم پیوسته و از ان بهره مند شوم.