سردار قاسم سلیمانی، مقام رزمندگی و شهادت برازنده توست 

13 دی 1398
Author :  
شهادت و رزمندگی برازنده توست

تشنگان خون را تنها پیاله ایی از خون ماست، که سیراب می کند، و همیشه این سربازان صحنه نبردند که طعمه سیّاسان صحنه های تزویر و خدعه می شوند، و سربازان را جز نبرد، کاری نیست؛ و سر باختن عاقبتی است که هر سربازی برای خود با چشم سر، در حالی که زنده است، می بیند، چرا که صفحه شطرنج قدرت، همواره قربانی می طلبد، و چه قربانی بهتر از سرباز، که بی مدعا در زیر پرچم سر بازی گرد آمده است.

امریکایی ها در یک اشتباه بزرگ، و جنگ طلبانه، اقدام به شهادت سربازی قهرمان، و بزرگ از این آب و خاک کردند، که نزد هر ایرانی (موافق و مخالف) ارزشمند و محترم بود، این سرباز پاکباخته وطن، در این چند سال، درگیر نبردی سخت با کسانی بود، که می خواستند انسان زیست کننده در خاورمیانه قرن بیست و یکم را، به سیطره وحشیگری و فرهنگ ظالمانه شبه جزیره عربی 1400 سال قبل و بلکه پیشتر از آن برگردانند.

کسانی که از مردم عراق، سوریه، افغانستان، پاکستان، سومالی و دیگر مناطق تحت سلطه اشان برده و کنیز می گرفتند، و هنوز که هنوز است، بعد از مدت ها که از نابودی حکومت داعش گذشته است، دخترکان مظلوم ایزدی و... را از خانه های مملو از کثافت و بی شرمی، فرهنگ داعشی – وهابی نجات می دهند، برده هایی که در بازار موصل و رقه (پایتخت اسلام سیاسی وهابی در آن زمان) به فروش رفته بودند.

امریکایی ها نیک می دانند که فرهنگ و ایدئولوژی خوفناک و ظالمانه داعشی و وهابی از کدام دانشگاه های عربستان و... پی ریزی و ایجاد و به جامعه آسیا، خاورمیانه و حتی اروپا پمپاژ می شود، و مدرسان این ایدئولوژی از چه منابعی در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس پول و تفکر می گیرند،

اما متاسفانه با نادیده گرفتن همه این دانسته های خود، در تضاد منافع سیاسی و هژمونی قدرت خود در منطقه، تمام ارزش های فرهنگ غرب و در واقع اوج تمدن انسانی را قربانی منافع کوتاه مدت خود، در عراق و سوریه کرده و چنین فردی را به شهادت رساندند، که در کوتاه کردن دست این ایدئولوژی ظالمانه، عمرها و سرمایه های بسیاری هزینه کرد.

این ننگ، و قطرات خون این شهید تا ابد بر دامان امریکایی ها خواهد ماند، و در دادگاه تاریخ بشر، طراحان این صحنه رزیلانه که با هیچ رسم و رسوم جنگی حتی متناسب نیست، محکوم ابدی خواهند بود، اما از این سو نیز صحنه داران سیاستی که بر طبل جنگ و درگیری، استوار کوبیدند نیز، بالاخره پای کشور را به جنگ خواهند کشاند، آن هم در صحنه خدعه و نیرنگ عوامل قدرت های طراز اول جهانی، که نشان داده اند، حتی در قرن 21 نیز همان خوی استعماری خود را فراموش نکرده، و با متحجر ترین تفکر و کشور منطقه "رقص شمشیر" می کنند، و حجله پیروزی انتخاباتی خود را با این صحنه کثیف ممزوج، و افتتاح می نمایند.

به قول دوستم فردین خاورمیانه عرصه دایناسورهاست، و این چنین است که سربازان ما زیر سم سنگین این دایناسورهای بزرگ له خواهند شد، حال چه باید کرد؟! پاسخ اگر بدهیم وارد یک جنگ بزرگ شده ایم، که نابودی های بزرگ را نیز در راه خود خواهد داشت، پاسخ ندهیم صحنه را باخته ایم و عزت ایران خدشه دار خواهد شد؟!!، و اینچنین است که خدعه گران جنگ طلب، کشور را به گوشه ایی می برند، تا راهی جز حرکت به سوی جنگ نداشته باشد، و همه چیز را فدای اهداف حقیرشان می کنند.

اما سرادر عزیز، شهید قاسم سلیمانی! شهادتت مبارک، تو که در مقام رزمندگی، که ماموریت اصلی تو بود، به تاسی از فرمان امام خمینی، کمترین دخالت را در جریانات سیاسی داخلی کشور از تو سراغ دارم، و کمترین مواضع سیاسی را در مبارزات انتخاباتی احزاب داخلی اتخاذ کردی، و در مقام رزمندگی، بیشترین عمل را در کارنامه سربازی خود ذخیره نمودی؛ امروز در صبح شهادتت، سیاهی ماندن و دیدن، برای ماست که بمانیم و باز هم ببینیم، که چگونه کشور و انقلاب زیر سم دایناسورهای خدعه و نیرنگ، ویران می شود، و اما تو راحت شدی، این راحتی بر تو و همراهانت گوارا و مبارک باد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (19)

This comment was minimized by the moderator on the site

حاج قاسم سلیمانی در باب دخالت در انتخابات طبق وصیت نامه حضرت امام عمل می کرد
سردار محمد عزلتی مقدم، عضو پیشین دفتر سیاسی سپاه در گفت وگو با جماران:
سال 76 که انتخابات ریاست جمهوری بود، نماینده ولی فقیه در سپاه گفت، «باید از آقای ناطق نوری حمایت کنیم». این گفته ایشان را به صورت دست نوشته به سراسر سپاه ابلاغ کردند.
شهید حاج قاسم سلیمانی در لشکر 41 ثارالله در صبح گاه نظامی سخنرانی کرد و در یک دست وصیت نامه امام و در دست دیگر این نامه را گرفت و اظهار داشت که نمایندگی ولی فقیه گفته است سپاهیان به آقای ناطق نوری رای دهند اما امام در وصیت نامه خود تاکید کرده که پاسداران در امر انتخابات دخالت نکنند.
بعد خود ایشان سوال می کند که حالا ما باید کدام یک را انتخاب کنیم؟ سپس خودش پاسخ می دهد که ما باید به وصیت نامه امام عمل کنیم./ جماران https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1350385

This comment was minimized by the moderator on the site

سردار سلیمانی، نه فرشته و نه شیطان! به مثابه یک انسان Posted: 16 Jan 2020 10:53 PM PST
کلمه – مهرداد خیراندیش
اگر مورخ یا مورخانی در حال نگارش تاریخ معاصر ایران باشند، به نیمه دوم سال ۹۸ شمسی که رسیدند، با حجم بالای نوشتار مواجه شده اند. چندانکه ممکن است یک جلد از کتاب های خود را به همین چهار ماه از نیمه دوم اختصاص دهند. از وقایع تلخ آبان چله ای نگذشته بود که صفحات تلخ این روزها رسید. از یک جهت ترور حاج قاسم سلیمانی پایان یک پروژه بیست سی ساله بود که هدف اصلی آن صدور انقلاب ایران بود. و از سویی دیگر آغاز دوری از تلخکامی برای ملت ایران که آن خود سرآغاز موج جدید اعتراضات بود.
آنچه در پی این مقدمه بلند می آید در پی پاسخ به این پرسش است که واقعا سلیمانی که بود و چه کرد؟ آیا آن‌گونه که حاکمیت ایران در زمان حیات و ممات او می گوید یک فرشته بود در قالب انسانی، فرشته ای که هم موجب نجات بود و هم بلحاظ اخلاق فردی به فرشته ها می مانست.
یا آنچنان که سخنگویان دولت آمریکا در راس آنها رئیس جمهور غیرمتعارف آن کشور می گویند، شیطان یا تروریست!؟
برای شناخت بهتر ایشان باید قائل به تفکیک بود. یک سلیمانی داریم که با وقوع جنگ هشت ساله، مانند صدها هزار جوان ایرانی برای حفاظت از این آب و خاک به جبهه ها می شتابد.
با پایان جنگ، سپاه دچار نوعی بحران هویتی می شود. یک نیروی عظیم که هشت سال حضورش ضروری بوده، در ایام صلح چه خواهد کرد؟ ابتدا برای ادامه حیاتش مبنای ارزشی یا قانونی ایجاد کردند. در اصل ۱۵۰ قانون اساسی آمده است: “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پا بر جا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسئولیت سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آن‌ها به وسیله قانون تعیین می‌شود” .
آنگاه برای تقویت و شاید سرگرم بودن این نهاد، ابتدا پایش را به فعالیت های اقتصادی گشودند و سپس به عرصه های امنیتی و اطلاعاتی و قضایی و امروزه در همه این عرصه ها به یکه تازی و سرکوب نهادهای مدنی مشغول است. ولی در همان اوایل دهه هفتاد نامی به گوش ها می خورد که برای بعضی از مخالفان نظام نوپای ایران خوشایند نبود: « نیروی قدس سپاه پاسداران». شخصا این نام را اول بار از زبان یک دانشجوی کرمانی شنیدم که قاسم سلیمانی را می شناخت و می گفت مسول عملیات های سپاه در خارج از کشور است.
امروز هم از زبان منتقدان می شنویم که غالب ترورهای مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور، توسط همین نیرو انجام می شد. و اگر اینرا اضافه کنیم که سلیمانی فرمانده دائم نیروی قدس بوده است، با این مدعای ترور دهها نیروی فکری اپوزیسیون خارج از کشور چه باید کرد؟
بی تردید آنچه از سلیمانی دوگانه فرشته و شیطان را می سازد، عملکرد او بعد از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ است. طنز تلخ ماجرای عراق بعد از حمله آمریکا این بود که آمریکا با حمله به یکی از کشورهایی که از سوی جورج بوش پسر «محور شرارت» نام گرفته بود، زمینه ورود یک کشور دیگر از همین لیست را فراهم می کرد. بلافاصله پس از سقوط صدام، مداخله ایران درنظام حکومتی عراق آغاز شد.
و شاید واضح ترین اقدام از این سلسله اقدامات، اعدام عجولانه صدام حسین. اعدامی که آشکارا رنگ و بوی نوعی انتقام داشت. انتقام خون هزاران شهید، احتمالا به دست جمعی از هم رزمان آن شهیدان در پشت پرده.
و در راس این گروه نامی که بعدها زیاد شنیده شد، قاسم سلیمانی بود. مداخلات نظامی ایران از همان موقع قابل تشخیص بود. هر غیرکارشناسی می توانست دریابد که کشتن صدها سرباز آمریکایی بوسیله بمب های کنار جاده ای می توانست موید این نظریه باشد.؛ “ما باید دشمن را در خانه همسایه متوقف کنیم. آنطور که هرگز فکر تهاجم به کشورمان به ذهنش خطور نکند”. این تئوری خونین نتیجه داد و عراق را برای آمریکا تبدیل به یک باتلاق دیگر کرد. نه در حد ویتنام ولی سخت شبیه آن. در دو هفته اخیر بسیاری از موافقان حذف سلیمانی توسط آمریکا، در دفاع از این اقدام ترامپ، همین اقدامات را به سلیمانی منتسب می کردند.
اگر چنین ادعایی را بپذیریم، سلیمانی در راس اقداماتی خواهد بود که عملا ابتکار عمل را در عراق از کشوری که با میلیاردها دلار هزینه نظامی عراق را اشغال و رژیم آنرا تغییر داده بود، گرفته و خود بازیگر نقش اول صحنه سیاست عراق شده بود. تداوم این اقدامات به موازات ظهور جنبش هایی که خونین ترین روزها را در مناطقی مانند رمادی، تکریت و شهرک صدر رقم زدند. در راس این جریان ها جریان معروف به «جیش المهدی» بود. واحد نظامی تحت فرمان جوان جویای نام «مقتدی صدر». عراق از این جریان روزهای مقاومت خونین زیادی به یاد دارد.
یک دهه بعد از سقوط صدام، آرامش هرگز به این کشور بازنگشت. تا اینکه با وقوع جنبش های سیاسی در خاورمیانه و شمال آفریقا، سوریه هم ناآرام شد.
در حالیکه بشار اسد بعد از چند دهه حکومت خاندان اسد، خود را در پایان راه می دید، دستی از غیب برون آمد و کاری کرد.
قاسم سلیمانی پس از مشورت با رهبر ایران دستور یافت تا به هر قیمت شده، نظام حاکم در سوریه را نجات دهد. جنگ شروع شد و ویرانی سوریه زیبا آغاز شد. یک کشور تاریخی بهمراه چند ملیون سوری فدا شد تا یک فرد در قدرت بماند.
چرا که در ایران گفته می شد در دو راهی انتخاب بین خوزستان و سوریه، اولویت نظام اسلامی ایران، دمشق بود.
در میانه بحران سوریه دهها گروه شورشی مانند قارچ سمی سر برآورد و یک نام بسرعت بزرگ شد. نامی که خیلی زود به ترسناک ترین نام تبدیل شد. دولت اسلامی عراق و شام باختصار « داعش». نامی که آنقدر هراس انگیز بود که نه تنها غیرنظامیان در مسیرشان یارای ماندن و مقاومت نداشتند، بلکه ارتش های عراق و سوریه هم در مقابلش ایستادگی نکردند. و شد آنچه دیدیم. تلخ ترین و سیاه ترین ماه‌های تمام تاریخ معاصر منطقه رقم خورد. مداخلات خارجی آغاز شد. همزمان آمریکا و روسیه با دو دیدگاه متفاوت از آسمان بر دولت خود خوانده ابوبکر بغدادی آتش ریختند.
روی زمین هم سپاه پاسداران ایران به یاری سربازان سوری شتافت. تا بالاخره با از دست دادن چند هزار نیروی ایرانی و افغان زیر نظر سپاه ایران، حاکمیت بشار اسد در سوریه پابرجا ماند. سردار سلیمانی پس از بازپس گیری شهرهای عراق از جمله موصل طی نامه ای به رهبر ایران، پایان کار داعش را به وی تبریک گفت.
آنجا بود که دوستداران این فرمانده سپاه قدس، به دیده یک ابرقهرمان در مبارزه با داعش از او تجلیل کردند.
ولی رسانه های حکومتی در مخابره چنین اخباری به رسم مالوف، یا حقایق را جعل کرده یا دست کم بخشی از حقیقت را سانسور می کردند. اینجا کسی نگفت که بدون حملات هوایی آمریکا به مواضع داعش، غلبه بر این هیولاهای خونخوار عملا ناممکن بود.
در چنین فضایی است که همزمان با نبرد یاران سلیمانی در عراق، در ایران هم پروژه ای پر هزینه در جریان است. برنامه ای مدون که با تبلیغات گسترده روی شخصیت قاسم سلیمانی، سعی در ساختن یک ابرانسان از ایشان داشت.
صدها روش تبلیغاتی اعم از چاپ پوستر، چاپ تی شرت، سرودن اشعار حماسی، ساختن موزیک ویدئو، برگزاری جلسات و دعوت از ایشان، پرتره های گوناگون، پخش صدا و تصویر ایشان، و همین اواخر یک مستند از سیما و دهها شیوه دیگر تبلیغاتی و تاثیر گذار.
اینچنین بود که فردی را که چند دهه در گمنامی در حال پیشبرد اهداف ایدئولوژیک نظام در خارج از کشور بود، به مردم می نمایاند و از او چهره ای رسانه ای و فراگیر ساخت.
چه بسا همین عیان کردن و چهره پردازی ها بود که بلای جانش هم شد.
زمزمه هایی هم شنیده می شد که هدف علاوه بر تهییج جوانان و الگوسازی، آماده سازی ایشان برای گزینه ریاست جمهوری یک نظامی هم هست. اما حاصل دست کم پنج سال کار تبلیغاتی بر سردار سلیمانی، برگزاری بزرگترین تشییع جنازه در خیابان های تهران بود. مردمی که عادت به داشتن قهرمان های افسانه ای دارند، در روز های یکشنبه، دوشنبه و سه شنبه در شهرهای مختلف بویژه تهران و کرمان حضور حداکثری داشتند. در تهران بی شک چند میلیون نفر حاضر شدند.
تشییع یک فرشته در قالب انسان. همزمان ترامپ، پمپئو و سایر مقامات آمریکایی اقدام علیه او را یک اقدام بجا، قانونی و زمینه ساز داشتن منطقه ای آرام تر از قبل اعلام می کنند.
دو قطبی فرشته و شیطان در رسانه های ایران و آمریکا شکل گرفت. یک سوی ماجرا موج احساسات بود که میلیونها ایرانی را در پی تابوت سلیمانی روانه می کرد. برای این جماعت عظیم، سخن گفتن از اینکه سردار در کنار همه خوبی ها، ایراداتی هم داشته، ممکن بود به قیمت جان گوینده تمام شود. این را می شد از چهره های تشییع کنندگان دریافت.
در سوی دیگر ماجرا، اما آمریکایی قرار داشت که سخن گویان کاخ سفید و شخص وزیر خارجه، به کرات اعلام می کردند که در آمریکا هیچ کس برای سلیمانی سوگواری نخواهد کرد.
در دست این سخنگویان، پرونده ای سنگین قرار داشت. چندانکه شخص ترامپ در نطقی ردپای قاسم سلیمانی را در تمام عملیات های تروریستی «از دهلی تا لندن» می دید.
نام این سردار ایرانی مرتبا در کنار نام هایی مانند اسامه بن لادن و ابوبکر بغدادی بکار می رفت. این در حالی بود که در اوج نبرد مشترک ایران و آمریکا با داعش، این هردو به موازات هم ولی بدون ارتباط مستقیم با دشمن مشترک در نبرد بودند.
فضای حاکم بر سپهر سیاسی ایران در چند روز اول شهادت سلیمانی بسرعت بسمت بسته شدن می رفت.
دوستداران جامعه مدنی و همه کسانی که باور بر ضرورت مذاکره با آمریکا بعنوان تنها راه برون رفت از بحران می دانستند، رسما به انزوا رفتند. تا جاییکه ویدئو حمله به دفتر شهاب الدین بی مقدار نماینده تبریز دست به دست می شد چرا که از ضرورت مذاکره سخن رانده بود.
این فضا هر روز سنگین تر می شد تا اینکه سنت عجیب این بار با حادثه ای عجیب تر تکرار شد. یک بحران جدید که بحران قبلی را کنار می زد.
صبح چهارشنبه در حالیکه تنها چند ساعت از خاک سپاری سردار می گذشت و قریب هفتاد نفر از تشییع کنندگان در کرمان جان باخته بودند، خبر هولناک بعدی رسید.
یک فروند بوئینگ ۷۳۷ خطوط هوایی اوکراین به طرز فجیعی ساقط و تمام ۱۷۶ سرنشین آن جان باختند.
این خبر همزمان با خبر «انتقام سخت» که بعدا معلوم شد هیچ تلفاتی از آمریکایی ها نداشته منتشر شد و حتی از آن به “افتضاح سخت” نام برده شد. طبیعی بود شک و تردید ها در علت حادثه فزونی گیرد. خلاصه اینکه صبح شنبه در حالیکه تقریبا برای همه رسانه ها مسجل بود هواپیما توسط موشک ساقط شده است، از سوی ستاد مشترک ایران بیانیه ای تلخ صادر شد.
اعتراف به اسقاط هواپیما با موشک تور ام یک!
بدترین روز برای مردمی که اندکی احتمال می دادند یا امید داشتند که کار سپاه نبوده باشد. ولی این شلیک به اعتماد مردم بود. و یکباره خشم ملت خصوصا جوانان و دانشجویان چنان بالا گرفت که حمله ها و شعارها سردار سلیمانی را هم بی نصیب نگذاشت.
به اینجای کار که رسیدیم، اندک اندک سکوت و فضای سنگین ترک خورد تا بلکه تحلیل شخصیت قاسم سلیمانی در فضای سبک تر آغاز شود و بهتر بتوان اورا شناخت.
این بار به مثابه یک انسان. نه فرشته و نه شیطان!

This comment was minimized by the moderator on the site

رهگذری عزیز امروز (28/دیماه/1398) بر پستی که بیش از سه ماه پیش در 14 مهر ماه 1398 با هدف بازداشتن و مطلع نمودن سرادر شهید سلیمانی از مضرات ورود ایشان به سیاست و تحت عنوان "بوی پوتین، یا بوی حضور خسارتبار نظامیان در سیاست" با هدف خیرخواهی و... برای آن شهید نوشته بودم، برایم نوشتند :
"رهگذر posted a new comment : امروز دو ماه میگذرد.... و دیگر حاج قاسم قصه ی ما در بین ما نیست... دیگر چه فرقی میکند برایش هورا بکشید و یا دایه ی دلسوزش باشید... دیگر چه فرقی میکند... شاید بوی پوتین های سوخته بیدارمان کند... شاید ! پیش از انکه دیر شده باشد.
هموطن همرزم برادر posted a new reply : ایکاش کمی از منش و شخصیت و طبع بلند ایشان را الگو خود می گردیم، کمتر منم منم کنیم."
که در پاسخ این هموطن، همرزم و برادر عزیز خود، نوشتم :
رهگذر عزیز! بله عزیزم سه ماه از نوشته من می گذرد، و اکنون حاج قاسم از نظر مردم ایران عاقبت به خیر شده است، و به رغم نظر شما، بسیار فرق می کند، او را مردم ایران آنقدر در کنار خود حس کردند که این چنین به مشایعت ملی او آمدند، این تشییع یک اجتماع ملی حول محور یک "سرباز" بود، که همه ی پسوند و پیشوند های این سربازی را در وصیت خود، به دور ریخت، تا همان "سرباز قاسم سلیمانی" برای مردم خود باشد (کاش به این وصیت او در سنگ مزارش عمل شود)،
من هم مثل شما امیدوارم بوی پوتین های سوخته این سرباز ما را بیدار کندف و به همه بفهماند که هرکس به جایگاه خود برگردد، نظامیان به کسوت نظامی اشان، اقتصاد دانان به حرفه اقتصادی خود، پزشکان در کار خود، مهندسان به شغل خود، و روحانیت خصوصا به منابر وعظ و هدایت خود و...، پیش از آنکه همه جا بر اثر این جابجایی ها، و دخالت های بی مورد ویران شود، و پیش از اینکه دیر شده باشد.
رهگذر عزیز! ممنون از تلنگر شما، ولی باید متذکر شوم، به نظر من بوی پوتین های سوخته یک"سرباز" در صحنه نبرد، برای مشام خود او، و دلدادگانش، بسیار خوشتر از سوختن تمام شرف نظامی، شخصیت و آبروی انسانی او، در منجلاب قدرت طلبی، فساد سیاسی، فساد اقتصادی و... است، که متاسفانه این روزها می توان کسانی را در همرزمان این شهید دید که به فرمان بنیانگذار ج.ا.ایران وقعی ننهادند، و حرام خمینی برای آنها را، خود برای خود حلال و لازم دیدند، و اکنون در اثر بی توجهی به فریاد های بی امان او، و وصیت موکد ایشان، می توان سرداران همرده و حتی بزرگتر از حاج قاسم را در بین سپاهیان دید که در آن ورطه ی سقوط افتاده اند و...، و بوی پوتین های شرف نظامی لکه دار شده اشان مشام ها را آزار می دهد.
به نظر من حاج قاسم سلیمانی را خدا عاقبت به خیر کرد، چرا که از او کمترین دخالت در سیاست، اقتصاد، فرهنگِ کشور را من سراغ دارم، کاش آن دخالت ها در دیپلماسی کشور هم نبود، که البته من نمی دانم نقش شخص ایشان به عنوان یک سربازِ در صحنه در این روند، چقدر بود، که اگر همین هم نبود، شاید این مردم یکجا به احترامش بر می خواستند و از این هم بیشتر برای مشایعتش می آمدند،
این آمدن ها برای شرف نظامی و دفاعی، و پاکی او از این موارد بود، که خرج چیز دیگری نشد، و او در کسوت نظامی از مردم و کشور خود دفاع کرد، و پاکی او از سیاست، اقتصاد و بازی در زمین قدرت طلبی جناح های سیاسی، و این که وسیله افزایش قدرت دیگران نشد و... و همه این ها باعث شد، که همه به شرف و اعتبار نظامی او ارج نهاده و یک مردم و بلکه یک منطقه و یا جهان به احترامش ایستادند،
حتی دلدادگان وطن در کابینه محمد رضا پهلوی هم به این سرباز وطن و کارش احترام گذاشتند، همانگونه که خود حاج قاسم نیز در وصیت خود اشاره نموده است، این احترام به مقام "سربازی" ایشان بود.
خدا همه ما را عاقبت به خیر کند، تا ملعبه دست خدعه و تزویر و ریا و کثافت قدرت طلبی نشویم، و بدانیم که "ولی نعمت ما" این مردم هستند، نه صاحبان قدرت و رهبران جناح های سیاسی، که برخی را انگار فقط عزراییل می تواند، از کرسی قدرت بردارد و...
این تنها راه عاقبت به خیری است، چرا که خداوندان زر و زور و تزویر در مسیر حفظ و افزایش قدرت خود، و ادامه تکیه بر کرسی قدرت، حتی از مبتلا کردن نظامیان به سم مهلک سیاست، هم اجتناب نکرده، این مایه اتکای ملی را نیز، درگیر قدرت طلبی و توسعه قدرت خود کرده اند، و در منش اینان حتی به کارت های برنده اخلاص و سربازی این مردم هم رحمی نیست،
و به رغم دانستن ضررهای بی شمار ورود سم سیاست و اقتصاد به بدنه نظامی کشور، این سم را دانسته در بدنه نظامی کشور و به رغم سفارش بنیانگذار، تزریق می کنند، و امروز می بینیم که سپاه در تمام شوون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی دیپلماسی دخالت داده می شود، و برای حفظ روند سرازیر شدن منابع قدرت و ثروت، همه را، حتی رزمندگان ذخیره برای روز مبادای کشور را، فدای اهداف پست خود، در قدرت طلبی های بی حاصل کرده و خواهند کرد،

This comment was minimized by the moderator on the site

آخرین روز حاج قاسم سلیمانی در سوریه چگونه گذشت
پنج‌شنبه(۹۸/۱۰/۱۲)
ساعت ۷ صبح
دمشق
با خودرویی که دنبالم آمده عازم جلسه می‌شوم،
هوا ابری است و نسیم سردی می‌وزد.

ساعت ۷:۴۵ صبح
به مکان جلسه رسیدم.
مثل همه جلسات تمامی مسئولین گروه‌های مقاومت در #سوریه حاضرند.

ساعت ۸ صبح
همه با هم صحبت می‌کنند... درب باز می‌شود و فرمانده بزرگ جبهه مقاومت وارد می‌شود.
با همان لبخند همیشگی با یکایک افراد احوالپرسی می‌کند
دقایقی به گفتگوی خودمانی سپری می‌شود تا اینکه حاج‌قاسم جلسه را رسما آغاز می‌کند...
هنوز در مقدمات بحث است که می‌گوید؛
همه بنویسن، هرچی می‌گم رو بنویسین!
همیشه نکات را می‌نوشتیم ولی اینبار حاجی تاکید بر نوشتن کل مطالب داشت.

گفت و گفت... از منشور پنج‌سال آینده... از برنامه تک‌تک گروه‌های مقاومت در پنج‌سال بعد... از شیوه تعامل با یکدیگر... از...
کاغذها پر می‌شد و کاغذ بعدی...
سابقه نداشت این حجم مطالب برای یک‌جلسه

آنهایی که با حاجی کار کردند می‌دانند که در وقت کار و جلسات بسیار جدی است و اجازه قطع‌کردن صحبت‌هایش را نمی‌دهد، اما پنج_شنبه اینگونه نبود... بارها صحبتش قطع شد ولی با آرامش گفت؛ عجله نکنید، بگذارید حرف من تموم بشه...

ساعت ۱۱:۴۰ ظهر
زمان اذان ظهر رسید
با دستور حاجی نماز و ناهار سریع انجام شد و دوباره جلسه ادامه پیدا کرد!

ساعت ۳ عصر
حدود #هفت_ساعت! حاجی هرآنچه در دل داشت را گفت و نوشتیم.
پایان جلسه...
مثل همه جلسات دورش را گرفتیم و صحبت‌کنان تا درب خروج همراهیش کردیم.
خوردویی بیرون منتظر حاجی بود
حاج‌قاسم عازم #بیروت شد تا سیدحسن‌نصرالله را ببیند...

ساعت حدود ۹ شب
حاجی از #بیروت به دمشق برگشته
شخص همراه‌ش می‌گفت که حاجی فقط ساعتی با سیدحسن دیدار کرد و #خداحافظی کردند.
حاجی اعلام کرد امشب عازم #عراق است و هماهنگی کنند
سکوت شد...
یکی گفت؛
حاجی اوضاع عراق خوب نیست، فعلا نرین!
حاج‌قاسم با لبخند گفت؛
می‌ترسین #شهید بشم!
باب صحبت باز شد و هرکسی حرفی زد
_ #شهادت که افتخاره، رفتن شما برای ما فاجعه‌ست!
_ حاجی هنوز با شما خیلی کار داریم

حاجی رو به ما کرد و دوباره سکوت شد، خیلی آرام و شمرده‌شمرده گفت:
میوه وقتی می‌رسه باغبان باید بچیندش، #میوه_رسیده اگر روی درخت بمونه پوسیده می‌شه و خودش میفته!
بعد نگاهش رو بین افراد چرخاند و با انگشت به بعضی‌ها اشاره کرد؛ اینم رسیده‌ست، اینم رسیده‌ست...

ساعت ۱۲ شب
هواپیما پرواز کرد

ساعت ۲ صبح جمعه
خبر شهادت حاجی رسید
به اتاق استراحتش در دمشق رفتیم
کاغذی نوشته بود و جلوی آینه گذاشته بود.

راوی: مسول ستاد لشکر فاطمیون

This comment was minimized by the moderator on the site

25/10/1398) دکتر حسن روحانی (رییس جمهور) پاسداشت خون شهید سلیمانی را حفظ و تقویت وحدت و انسجام ملی دانست و با اشاره به سابقه آشنایی با این شهید سرافراز، گفت: شهید سلیمانی حزبی نبود. من حدود 40 سال با شهید سلیمانی رفیق بودم. بیش از 20 سال هم از نزدیک با هم کار کردیم. او را خوب می‌شناسم. او جناحی و حزبی نبود او با همه خوب بود. پیش همه می‌رفت و با همه مشورت می‌کرد و از همه مشورت می‌گرفت. بیاییم سبک فکر سلیمانی را در این مملکت اجرا کنیم در کنار هم قرار بگیریم.

This comment was minimized by the moderator on the site

سردار ندار
قاسم سلیمانی چه داشت که دیگران نداشتند؟ چطور او بی جلوه گری محبوب دل میلیون ها نفر بود؟
پاسخ در نداشته های اوست. در روزگار بدعهد ما، سلیمانی فساد نداشت. سلیمانی جاه طلبی نداشت. سلیمانی چاپلوسی نداشت. سلیمانی نخوت و تکبر نداشت. سلیمانی مکان نداشت. سلیمانی هیچ بهره ای از دنیای فانی نداشت.
سلیمانی ریاکاری نداشت که اگر داشت دختر بی حجاب و باحجاب را هر دو دختران این سرزمین نمی دید.
سلیمانی زمینی نبود که آسمانی شد؛ زبون نبود، رشید بود. او نمود کشوری 5000 ساله، تمدنی 2500 ساله و مظلومیتی 1400 ساله بود.
در دوران نامردی، سلیمانی «مرد» زیست و «مرد» رفت. اگر سیاسی های کشور یک «مرد» چون او داشتند تا این حد اسیر تفرقه نبودند.
سردار «سرباز میهن» ماند و «سرباز میهن» رفت. اگر «سربازی» چون او در جمع اقتصادی های ایرانی بود اوضاع به سامان تر از این بود که امروز هست.
بیاموزیم از او چگونه زیستن را و چگونه رفتن را.

This comment was minimized by the moderator on the site

با سلام
این چه تعبیری است از خاورمیانه
خاورمیانه محل نبرد تمدن ها ست
خاورمیانه؛ عرصه رویارویی گفتمان سلطه جویی و گفتمان سلطه ستیزی و ....

This comment was minimized by the moderator on the site

قرآن و ادب انتقام Posted: 05 Jan 2020 04:56 AM PST آیت‌الله محمد سروش محلاتی

با شهادت حضرت حمزه در جنگ احد مسلمانان سخت متاثر شدند بخصوص که دشمن بدن او را مثله کرد و برخی اعضاء آن را قطع کرد. این مصیبت بر مسلمانان سخت و گران بود و آنها می‌گفتند که باید این کار را تلافی کرده و عده‌ای از قریش را اینگونه مجازات کنیم و حتی گفته شده که رسول خدا در اثر شدت ناراحتی گریست و فرمود: از هفتاد –یا سی– نفر از مشرکان همان‌گونه انتقام خواهم گرفت: لامثلن بسبعین رجلا منهم (المیزان ج ۱۲ ص ۳۷۷ و تفسیر القمی و اعلام الوری و .. سیره ابن هشام ج۲ ص۹۵ تاریخ طبری ج۲ ص۵۲۸)
در این فضای خشم و کینه‌توزی، آیه نازل شد تا جلوی افراط‌گری را بگیرد و مسلمانان را به اخلاق برگرداند. خداوند فرمود: انتقام باید در حد همان جنایت و به‌همان اندازه باشد و حق ندارید از آن تجاوز کنید و البته صبر و خویشتن‌داری بهتر است:
و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیر للصابرین (سوره نحل ایه ۱۳۶) و پیامر فرمود: تحمل و صبر می‌کنم. و بدین وسیله نه فقط آن فضای ملتهب و انتقام جویانه که می‌توانست زمینه اقدامات خلاف قاعده باشد پایان یافت بلکه با دعوت به خویشتن داری، آرامش به جامعه بازگشت.

This comment was minimized by the moderator on the site

یکی از خوانندگان عزیز این پست برایم نوشت :
دلم واسه سردار سلیمانی آتیش گرفت‎
نامردی کردن‎
خیلی نامردی کردن
چقدر این انسان افتاده بود‎
فروتن‎
دوست داشتنی‎
تکیه گاه یه ملت بود‎
اسمش به خودی خود یه ابهت عجیبی داشت‎
انگار کل بچه های جبهه تووی وجودش جمع شده بودن‎
این حس من بود نسبت به آن عزیز‎
روحش شاد
با امام حسین علیه سلام محشور بشن الهی به حق خود الله
از. زورگویان و. زورمندان. تاریخ بیزارررم‎
بیزار
واین همه. نفرت باورم نمیشه‎
چقدر سیاستمداران دوران نفرت انگیز ند

This comment was minimized by the moderator on the site

توئیت‌های دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا مبنی بر هدف قرار دادن ۵۲ نقطه در ایران از جمله مکان‌هایی که «اهمیت بالایی برای ایران و فرهنگ ایران» دارند، سیلی از واکنش‌های انتقادی را برانگیخته است که تهدید او را مصداق «جنایت جنگی» ارزیابی کرده‌اند.
تهدیدات رئیس جمهوری آمریکا پس از آن منتشر می شود که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی اعلام کرد که «انتقام سختی» از آمریکا بخاطر کشتن قاسم سلیمانی خواهد گرفت.
دونالد ترامپ در حالی ایران را تهدید کرده‌ است که اماکن مهم فرهنگی این کشور را مورد حمله قرار می دهد که هدف قرار دادن مکان‌های فرهنگی یک کشور طبق تعاریف مشخص شده، مصداق «جنایت جنگی بین‌المللی» است و هدف قرار دادن غیرنظامیانی که به احتمال زیاد در این مراکز فرهنگی حضور دارند نیز جنایت جنگی محسوب می شود.
محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران در واکنش به توئیت دونالد ترامپ گفته است که هدف قرار دادن اماکن فرهنگی «جنایت جنگی» است. او نوشته است: «در پی ارتکاب نقض شدید قوانین بین‌المللی در روز جمعه با ترورهای بزدلانه، ترامپ بار دیگر تهدید کرده‌ است که دست به نقض جدید هنجارهای قطعی بین‌المللی خواهد زد. هدف قرار دادن اماکن فرهنگی یک جنایت جنگی است. چه با لگد و چه با فریاد، پایان حضور شرورانه آمریکا در غرب آسیا آغاز شده است.»
ظریف همچنین در توئیت دیگری نوشته است: «آن دلقک‌های دیپلمات‌ نما و آنهایی که بی‌شرمانه نشسته‌اند و اهداف فرهنگی و غیرنظامی ایران را شناسایی می‌کنند، حتی نباید برای باز کردن یک فرهنگ لغت حقوقی زحمت بکشند.»
یک کارشناس روابط بین‌الملل: ترامپ تهدید به جنایت جنگی کرده است
تام نیکولاس، متخصص روابط بین‌الملل و استاد کالج جنگی نیروی دریایی آمریکا در توئیتی نوشته است: «بهتر است کسی رئیس جمهوری را آگاه کند که او تهدید به جنایت جنگی کرده است.» او افزوده است که «حمله به ۵۲ مکان به‌طور کاملا سمبلیک جنایت جنگی است، حمله به اماکن فرهنگی بدون هیچ گونه ضرورت نظامی، جنایت جنگی است. حمله برای انتقام گیری، جنایت جنگی است. هدف قرار دادن غیرنظامیان، جنایت جنگی است.»
بایدن: هرچه عرصه بر ترامپ تنگ‌تر می‌شود، او غیرمنطقی‌تر می‌شود
جو بایدن، نامزد انتخابات درون حزبی دموکرات‌ها برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و معاون اول دوران ریاست جمهوری باراک اوباما نیز در توئیتی به تهدیدات ترامپ واکنش نشان داده است. او نوشته است: «هر چه دیوارها به این آدم نزدیک‌تر می شود( عرصه به این آدم تنگ تر می شود)، او به فردی غیرمنطقی‌تر بدل می شود.»
الکساندریا کورتز: حمله به اماکن فرهنگی شما را به یک هیولا تبدیل می‌کند
الکساندریا اوکازیو کورتز، نماینده حزب دموکرات در مجلس نمایندگان آمریکا نیز با انتشار توئیتی درباره تهدید ترامپ به نابودی مکان‌های فرهنگی ایران نوشته است: «این یک جنایت جنگی است». این نماینده نزدیک به برنی سندرز، کاندیدای درون حزبی دموکرات‌ها برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نوشته است: «تهدید به هدف قرار دادن و کشتن خانواده‌ها،‌ زنان و کودکان که شما با هدف قرار دادن اماکن فرهنگی انجام می دهید، شما را به یک «مرد سرسخت» تبدیل نمی کند. این شما را «استراتژیک» نمی کند. این اقدام شما را به یک «هیولا» بدل می کند.»
الیزابت وارن: ما در جنگ با ایران نیستیم
الیزابت وارن، کاندیدای انتخابات درون حزبی دموکرات‌ها برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در پیامی خطاب به ترامپ در توئیتر نوشته است: «شما تهدید کرده‌اید که مرتکب جنایت جنگی می شوید. ما در جنگ با ایران نیستیم. مردم آمریکا جنگ با ایران را نمی‌خواهند. اینجا دموکراسی است.»
ایلهان عمر: خدا به همه ما کمک کند
ایلهان عمر، نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا نیز در توئیتی نوشته است که رئیس جمهوری آمریکا تهدید به انجام «جنایت جنگی» کرده است. او در انتهای توئیتش نوشته است که «خدا به همه ما کمک کند.»
یک روزنامه‌نگار: ترامپ شبیه داعش و القاعده است
بن نورتون، روزنامه نگار و سردبیر وب‌سایت تحلیلی «گری زون» The Grayzone نیز با انتشار توئیتی تهدیدات ترامپ را با اقدام‌های داعش و القاعده مقایسه کرده است و نوشته است وقتی ترامپ تهدید می کند که امکان فرهنگی ایرانیان را از بین می برد می دانید او دقیقا شبیه چه کسی است؟ بن نورتون سپس گفته است که این داعش و القاعده بودند که علاوه بر نسل‌کشی فیزیکی دست به نسل کشی فرهنگی علیه مسلمانان شیعه زدند.
تهدیدات دونالد ترامپ علیه ایران در حالی مطرح می شود که روز یکشنبه مراسم تشییع جنازه قاسم سلیمانی در ایران در حال برگزاری است و هنوز مشخص نیست که حکومت ایران چه قدمی در واکنش به کشتن فرمانده سپاه قدس خواهد برداشت. منبع یورو نیوز

This comment was minimized by the moderator on the site

دوستی در واکنش به این پست برایم نوشت :
سلام‎
شهادت مظلومانه ی سردار بزرگ جبهه های نبرد را به شما عزیز و گرامی که هم از رزمندگان و مدافعان خاک پاک ایران بوده اید، تسلیت‎
چون ایشان و چون او.... و چون شمایانی،هیچگاه در تاریخ تکرار نخواهند شد ...

This comment was minimized by the moderator on the site

یاران همه رفتند، افسوس که جا مانده منم

حسرتا این گل خارا، همه جا رانده منم


پیر ره آمد و طریق رفتن آموخت


آنکه نا رفته و جا مانده منم

This comment was minimized by the moderator on the site

خاطره ای متتشر نشده از بارزانی نخست وزیر کردستان عراق!

This comment was minimized by the moderator on the site

دولت یا گروه چریکی؟
شاید در ابتدا قرار بوده است که مثلاً فلان مؤسسۀ مطبوعاتی نقش پلیس بد و یا حتی میرغضب را بازی کند؛ بدین صورت که هر گاه مشکلی در هر زمینه‌ای پیش آمد، زبان به تهدید و تهمت بگشاید و خواهان برپایی چوبه‌های دار بر سر هر کوی و برزن شود تا طرف‌های مقابل، ماست‌ها را کیسه کنند.
به تدریج اما گویا امر بر آنها مشتبه شده است و پنداشته‌اند که تصمیم‌گیر و جهت‌دهندۀ اصلی تمام امور جزئی و کلی کشور آنان‌اند به گونه‌ای که بعضاً از موضع "صاحب نظام" نهادهای کلان را به صورتی آمرانه در بارۀ تصمیم‌های سرنوشت‌ساز کشور امر و نهی می‌کنند!
با آنکه شورای عالی امیت ملی اعلام کرده است که انتقام خون سردار سلیمانی در "زمان و مکان مناسب" گرفته خواهد شد و سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح نیز تأکید کرده است که برای انتقامگیری عجله‌ای نیست، اما یک نهاد مطبوعاتی، تمام توان تبلیغاتی خود را به کار گرفته است تا یک حملۀ تلافی‌جویانۀ سریع و فوری علیه اهداف آمریکایی را به مطالبۀ حامیانِ به خشم و خروش آمدۀ نظام تبدیل کند و بدین وسیله تصمیم گیران کشور را به برای انجام چنین حمله‌ای تحت فشار بگذارد.
از نگاه آنان گویی منازعۀ دو کشور شبیه منازعۀ دو فرد یا دو قبیله است که باید بدون فوت وقت، روی طرفِ متخاصم را کم کرد؛ حال این وسط هر اتفاقی هم که افتاد، اهمیت ندارد!
اگر قرار بود کشورها بدین صورت با یکدیگر مقابله کنند تا کنون اثری از حیات بر روی زمین باقی نمانده بود! رهبران کشورها نمی‌توانند و حق هم ندارند که بر اساس خشم تصمیم بگیرند. آنها موظف به سنجش تمام جوانب اقدامات خود هستند و چنانچه اقدامی به امنیت و منافع کشور صدمه زند، خلاف تمام اصول کشورداری است.
حالا فرض کنیم رهبران کشور، تسلیم فشارهای مذکور شوند و به سرعت دستور حمله به یکی از اهداف آمریکایی را صادر کنند. بعد چه می‌شود؟ ترامپ دست روی دست می‌گذارد یا همانطور که تهدید کرده است 52 هدف عمده در ایران را مورد حمله قرار می‌دهد؟ شاید گفته شود، او بلوف می‌زند! خب، اگر بلوف نزند چه؟ شاید گفته شود که در مقابل، ایران هم انبوهی از پایگاه‌های آمریکا و متحدانش را در منطقه موشک باران می‌کند! با این حساب، این اولاً همان جنگی است که قرار بود از آن اجتناب شود! ثانیاً وقتی تأسیسات زیربنایی کشور نابود شود، دیگر وارد کردنِ تلفات سنگین به آمریکا و متحدانش چه توفیری در سرنوشت ما ایرانیان دارد؟
متأسفانه برخی در کشور ما به گونه‌ای سخن می‌گویند که گویی "جمهوری اسلامی" نه یک دولت یا نظام، بلکه یک گروه چریکی است!
گروه‌های چریکی معمولاً پایگاه ثابتی ندارند و نیروهای آنها دائم در حل جابجایی و حرکت‌اند و از همین رو می‌توانند به پایگاه‌های دولت‌های مستقر ضربه‌ای بزنند و در دل کوه یا جنگل پنهان شوند. یک دولت یا نظام اما چنین امکانی ندارد. تمام تأسیسات اداری، مالی، اقتصادی، سیاسی و نظامی آن در نقاط مشخصی مستقر و ثابت‌اند و از همین رو، هدف سهل‌الوصولی در جنگ‌های فراگیر به شمار می‌روند. از این رو، جنگ نامتقارن از سوی دولت‌ها که گاهی از آن سخن گفته می‌شود فقط در صورتی موضوعیت پیدا می‌کند که دولت مستقر قید حفاظت تمام دارایی‌ها و تأسیسات زیربنایی خود را بزند و تمام کشور به به صحنۀ جنگی چریکی تبدیل کند!
طبعاً با تجربۀ 40 سالۀ حکومتداری در ایران، تصمیم‌گیران سیاسی و نظامی کشور آنقدر خام نیستند که تسلیم برخی فشارهای عصبی شوند و کشور را به ورطۀ جنگی ویرانگر بکشانند.
به هر حال، افتخار مسئولان کشور این است که سردار سلیمانی در نقش سربازِ حافظ امنیت کشور نقش بازی کرده است، حال با چه منطقی می‌توان امنیت کشور را برای تلافی خون او به خطر انداخت؟ این که نقضِ اغراضِ خودِ سردار است!
#احمد_زیدآبادی

This comment was minimized by the moderator on the site

متصدیان را به سمت جنگ هل ندهیم Posted: 04 Jan 2020 05:35 AM PST سیدعلیرضا بهشتی شیرازی
بسم الله الرحمن الرحیم
کمابیش می‌دانیم که یکی دو دهه پیش از این مسئولان چندان از توسعه فناوری هسته‌ای بومی استقبال نمی‌کردند. اما شعارها به قدری سنگین بود که به این مسیر کشانده شدند، بدون کمترین تمهید و با بیشترین اشتباهات.
من که آن وقت‌ها با حرارت شعار می‌دادم البته امروز یک صبحانه کامل میل کرده‌ام، غافل از آنکه خانواده‌های بسیاری مدت‌هاست هر سه وعده را نان و چائی شیرین می خورند. به همین نان و چائی شیرین خالی رحم کنیم و آن را با بی‌مسئولیتی از آنان نگیریم.
متصدیان را به سمت تصمیمات نسنجیده سوق ندهیم و دوراندیشی‌شان را از آنها نستانیم. از آنچه روی داده است خیرش را بگیریم و شرش را وا بگذاریم. خیرش این است که بعد از یک دهه تقریبا یک روز است که تقریبا همه داریم (تقریبا) یک حرف می‌زنیم. همه با هم؛ این است آن چیزی که اگر بگذارند نهادینه شود قاتق به سفره مردم اضافه می‌کند.
آن عملیات حقیقتا انتحاری که آقای ترامپ را از کارش پشیمان خواهد کرد این است؛ حقیقتاً انتحاری، چون به کشتن نفس‌هایمان نیاز دارد، و آقای ترامپ را به راستی پشیمان می‌کند زیرا می‌بینید به رغم آنچه خواسته‌ بود شکاف را در ملت ما التیام بخشیده است. در این مورد، یعنی در مورد اینکه ملیت به چه کارمان می‌آید، گفتنی بسیار است که شاید کمی بعد فرصتی فراخ‌تر برای شنیدن‌شان به دست آید.

This comment was minimized by the moderator on the site

حاج قاسم محمد حسین کریمی پور https://t.me/M_H_Karimipour
پنهان نیست که فدوی بر منش حکمرانی و استراتژی کشور، بالاخص بر سیاست منطقه ای و‌ نقش رو بتزاید نظامیان در همه شئون، نقد جدی دارم.
اما بگمانم یک فرمانده فقید سپاهی در وضع فعلی و‌ تحولات محتمل آتی کشور، چنان وزن بالفعل و‌بالقوه ای داشت، که باحترام شهادتش باید نوشت و‌گریست.
اول: ابعاد وجود حاج قاسم تا حد زیادی ناشناخته مانده. به یک نمونه اکتفا می کنم. او ‌از اوایل جنگ‌تا آخر حیات، رفیق همایون صنعتی بود. همایون ارتباطات دست اول با چهرهای آمریکایی فعال در خاورمیانه از جنگ دوم تا انقلاب داشت. بعنوان مدیر انتشارات فرانکلین در دهه ۴۰ ، عملا سفیر فرهنگی آمریکا در ایران می نمود. او‌دوره ای طولانی - تا وقتی در اواخر دهه ۴۰ انتقادات تلخ را در گوش اعلیحضرت متکبر زمزمه کرد- یک پای مهمانی های درباربود. برای یک فرمانده جوان در دهه شصت، حمایت از فردی با این سوابق و‌ گشودن پایش به جبهه، ریسک خطر ناکی بود. بازداشت مجدد همایون ، این رفاقت را نگسست. این اواخر که همایون در بستر مرگ بود، حاج قاسم علیرغم‌ اشتغالات، چند باری بر بالینش آمد، پرستار را مرخص و ساعتها با او‌ گذراند.
یک جنبه این رفاقت بی تردید، شیفتگی حاج قاسم به “خرد” بود. همایون سر در آبشخور حکمت ساسانی و جهان بینی زروانی داشت. تمدن غرب را عمیقا می فهمید. سیاست ایرانی آمریکا را از بعد جنگ دوم شخصا زیسته بود. اینها به همایون دیدگاهی غنی و‌ قضاوتی متفاوت می داد که قاسم جوان، خریدارش شد. سردار ازین دست نادره عادات، کم نداشت.
دوم: حاج قاسم فردی شاخص بود. چوپان زاده ای بود که از خرد فطری بیابانی، حصه داشت. نمی دانم چگونه، اما او‌ این شعله را دریافت و آنرا در خود پرورد. همین خرد فطری و تربیت نفس و ‌ولعش به مشاوره و‌آموختن بود که او‌را بدون سابقه آکادمیک، به شاخص ترین چهره نظامی ایران تبدیل کرد. شما هم ممکنست سیاست خاورمیانه ای ایران را نپسندید. اما نمی توانید انکار کنید که سلیمانی در اجرای آن، خوش درخشید.
سوم: سردار سلیمانی نه‌ تنها ژنرالی هوشمند که مذاکره کننده ای قهار بود. در زندگی حرفه ای او‌دقیق شوی، او را ژنرالی سان تزوئی در خدمت حکومتی با هوشمندی محدود می یابی. شبکه گسترده روابط او در شارع خاورمیانه تنها با شبکه ارتباطات ظریف در دنیای دیپلماسی غرب، قابل قیاس بود. سلیمانی تنها چهره معروف فعال سپاه بود که به دیالوگ‌ و‌ تعامل باور داشت. آتش تهیه عملیات او، مذاکرات رو‌در رو‌ با فعالان موثر محلی و بین المللی و‌ حتی دشمنان بود. گاهی جنگ هایی داشت که بدون نبرد، آنها را برده بود. بلد بود برای دشمن تحت فشار، پل فرار بسازد. رفاقت با همایون، تنها رفاقت غیر متعارف سردار نبود. از کرمان تا سراسر ایران تا چادرهای عشایر دجله و فرات تا محلات یزیدی سنجار تا اربیل و‌دمشق و بیروت و‌ صیدا، هر جای منطقه، تو‌ صدها دگر اندیش، اصلاح طلب، رییس عشیره، شیخ، مفتی، ژنرال، دولتمرد و متفکر سنی، شیعی، مسیحی، صوفی ، کرد و‌ لادین می یابی که خود را دوست یا قادر بتعامل با او می دانستند. شواهد نشان می دهد مذاق او‌ در داخل کشور هم بر منوال مدارا بود.
چهارم: حاج قاسم از نزدیکان رهبر انقلاب و‌ معتقدان به ولایت فقیه بود. البته او‌قواعد بازی قدرت را با ظرافت رعایت می کرد. اینکه فکر آن مرد زیرک، کجاها به سیاست های فرماندهش باور قلبی داشت و‌چه میزانی از تبعیتش ناشی از نظم‌نظامی، تبعیت دینی و‌مصلحت سنجی بوده، بر من روشن نیست.
پنجم: نقش حاج قاسم در آینده ایران می توانست پر رنگ باشد. او‌در بین ژنرال هایی که پست های نظامی حساس را اشغال کرده اند، اعتبار بی همتایی داشت. اگر لحظات حساسی چون انتقال رهبری یا تجاوز گسترده نظامی رخ می داد، هیچ یونیفرم پوشی در بین صفوف سپاه، نیروهای مسلح و‌ مردم ، اعتبار و‌ البته قدرت مدیریت صحنه ی او را نداشت. نبود او برای بعضی موشهای قجری دالانهای قدرت تهران، یک مزیت خواهد بود.
ششم: نبود سلیمانی، بار دیگر ضرورت حمایت ملت از نیروهای مسلح را یادآوری می کند. احتمال ورود ایران و‌منطقه به تحولات رادیکال، کم نیست. اینکه فرض کنیم منافع و یکپارچگی ایران خلع سلاح شده و بی چنگ‌و‌دندان، مورد مراعات آمریکا و سعودی و ترکیه خواهد بود، یک توهمست. خیلی ها برای جراحی ژئوپلتیک غرب خاورمیانه از طریق تلاشی ایران و‌ جایگزینی این گربه درشت همیشه عاصی با چند موش کوچک، انگیزه کافی دارند. سیاسی کردن نیروهای مسلح و‌کاستن شان آنها به پلیس سیاسی یا نیروی ضد شورش یا حزب قدرت، خطایی ویرانگر ست که باید درمان شود.
خدا نیروهای مسلح ایران را حفظ فرماید. آمین!

This comment was minimized by the moderator on the site

سلام علیکم
الی من له الامر
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی سرمایه گران‌سنگی بود که جنایت‌کاران آمریکایی از ملت ایران و ملت های منطقه گرفتند، بدون تردید باید انتقام خون این عزیز امت اسلامی گرفته شود به طوری که احساس شادمانی قاتلانش به پشیمانی مبدل گردد و چنان داغی را بر دل آنان بنشاند که در تاریخ بماند و هرگز فراموششان نشود، این انتقام اما چگونه حاصل می شود؟ آیا با کشتن مثلا چند سرباز آمریکایی، به صورت مستقیم یا از طریق دوستداران سردار سلیمانی در منطقه و جهان انتقام او گرفته می شود؟ آیا آمریکا در برابر کشته شدن سربازانش ساکت خواهد نشست و خسارت های دیگری را بر ملت ایران و امت اسلامی تحمیل نخواهد کرد؟ این کنش و واکنش تا کجا می‌تواند ادامه یابد و نتیجه نهائی آن چه خواهد بود؟ آیا تشفی خاطر آنی با ریختن خون چند نیروی دشمن جای خالی سردار سلیمانی را پر خواهد کرد و مایه جبران خسارت خواهد بود؟
بزرگترین پیروزی تاریخ اسلام که قرآن کریم از آن به عنوان فتح مبین یاد می‌کند (انا فتحنا لک فتحا مبینا) از رهگذر امضای قرارداد صلحی به دست آمد که با تدبیر پیامبر اکرم مسلمانان خشم و کینه خود را از مشرکان فرو خوردند وبا پذیرش برخی شرایط به ظاهر حقارت بار دشمن به آن تن دادند و بدینسان در عمل، دشمن خویش را خلع سلاح کردند به طوری که فتح مکه دو سال بعد از صلح حدیبیه یکی از دستاوردهای آن بود......
اکنون با شهادت مظلومانه سردار سلیمانی و همرزمانش نفرت مردم عراق نسبت به آمریکایی ها و حضور نامشروعشان در کشورشان به اوج خود رسیده و امید می‌رود تا دست‌یابی به خروج آنان از عراق از پای ننشینند، چنان که یکی از آثار شهادت آن عزیز در داخل کشور ما تقویت همبستگی ملی و نزدیک کردن عواطف گروه های مختلف مردم به یکدیگر و کاستن از فاصله های برآمده از شرایط سال‌های اخیر بوده است، تا جایی که بسیاری از ایرانیان داخل و خارج که تنها عامل پیوندشان با جمهوری اسلامی عزت و سربلندی کشورشان است، از اقدام آمریکا خشمگين اند و این حرکت جنایتکارانه را محکوم می‌کنند، از دیگر دستاوردهای ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی برای ملت ایران، فراهم شدن زمینه یک اقدام حقوقی علیه آمریکا در عرصه بین المللی است.
بر این اساس شما را به خدا از دست زدن به کاری که این دستاوردها را از ما بگیرد بپرهیزید و انتقام خون شهید سرافرازمان را در تثبیت آنچه به دست آورده ایم جستجو کنید نه اقدامی هیجانی که ممکن است در کوتاه مدت دلهایی را شاد کند ولی در بلند مدت بر درد و رنج ملت مظلوممان بیفزاید! من انتقام خون شهید سلیمانی را در رخدادهای زیر میدانم:
حضور همگانی ملت در تشییع جنازه او را سرآغازی برای تحکیم همبستگی ملی و آشتی گروه های مختلف مردم با یکدیگر و رفع کدورت‌ها قرار دهیم، با تدابیری که شورای عالی امنیت ملی و بزرگان جامعه در این‌باره می اندیشند و به موقع اجرا می گذارند
به ملت و دولت عراق کمک کنیم تا با حفظ شرایط برآمده از جنایت آمریکایی ها و در پاسخ به نقض حاکمیت ملی شان روند بیرون راندن آمریکا از کشورشان را به طور قانونی تا وصول نتیجه دنبال کنند
با طرح شکایت علیه آمریکا در مجامع بین المللی روند محکوم سازی اقدام جنایتکارانه آمریکا را تا وصول نتیجه دنبال نمائیم
از خون به ناحق ریخته ی قهرمان ملی ایران ابزاری بسازیم برای کاستن از درد و رنج ملت ایران.
خون شهید گران بهاست آن را ارزان نفروشید!
در خاتمه به روان پرفتوح شهیدانمان درود میفرستم و تحقق ارمانشان را از خدای عزیز حکیم طلب می نمایم. والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین و رحمة الله و برکاته. بنده خدا، علی باقری فر 14 / 10 / 98

This comment was minimized by the moderator on the site

اگرچه دفاع از کیان کشور نیاز به استقامت و پایداری دارد، دعوت به آزادی، عدالت و استقلال از لوله‌های تفنگ بیرون نمی‌آید
Posted: 03 Jan 2020 10:40 AM PST
به‌نام خدای مهربان که خرد را چراغ راه آدمی قرار داد
هموطنان عزیز
حادثه‌ی دلخراش و جنگ‌افروزانه‌ی سحرگاه امروز، مردم ما را هم اندوهگین ساخت و هم نگران: اندوه از دست دادن سرمایه‌های انسانی و نگران از آینده‌ی کشور. در بزنگاه‌های تاریخی هر ملتی، گاه تصمیم‌های برخاسته از شور و هیجان و بدون پشتوانهٔ خرد همگانی، به‌جای راهیابی به خروج از بن‌بست‌های پیش رو، به انسداد مضاعف منجر می‌شود.
امروز مردم ما و بیش از آنها مسئولان کشور، باید با هوشیاری تمام‌عیار تصمیم بگیرند و اقدام نمایند. بدیهی است که عزت و سربلندی کشور، خواستی همگانی است، اما خواستی که با مسابقه در انتقام‌جویی‌های دوجانبه نه جامهٔ عمل می‌پوشد و نه به سرانجامی می‌رسد.
کشور ما در حال حاضر بیش از هر چیز نیازمند صلح و انسجام داخلی است که جز از راه اعتمادزایی میان اقشار مختلف و حکومت به‌دست نخواهد آمد، سرمایه‌ی اجتماعی که ما را به مسیر توسعه و پیشرفت رهنمون سازد و در سایه‌ی آن، معیشت مردم چنان بهبود یابد که در منطقه و جهان به‌عنوان ملتی شادکام و سعادتمند، خوش بدرخشند.
مردم ما طی چهار دهه‌ی اخیر نشان داده‌اند که در مقابل متجاوزان شجاعانه خواهند ایستاد، ولی اگر دشمنان این آب و خاک بر طبل جنگ می‌کوبند، تلاش برای نواختن بلندتر طبل‌های‌مان، راه به‌جایی نمی‌برد. به یقین، ایرانی آباد و آزاد بیش از هر چیز دیگر می‌تواند برای صلح و آرامش و استقلال ملل منطقه مفید باشد.
خلاف آنچه خودکامگان عالم تصور می‌کنند، هر قطره خونی که از مظلومان بر زمین ریزد، پایه‌های کاخ‌های ستم را سست‌تر می‌سازد. اگرچه دفاع از کیان کشور نیاز به استقامت و پایداری دارد، دعوت به آزادی، عدالت و استقلال از لوله‌های تفنگ بیرون نمی‌آید. همه‌ی ما از تاریخ آموخته‌ایم که جنگ‌افروزان بیش از هر چیز در پی انباشت قدرت و ثروت خویشند، در حالی که بشریت، تشنه‌ی جهانی است که در آن سری به گرسنگی نخوابد، تنی بی‌آشیان نیاساید، و چشم‌ها بدون نگرانی به آینده‌ای روشن چشم دوزد.
اردشیر امیرارجمند، محمد باقریان، قربان بهزادیان‌نژاد، سید علیرضا بهشتی شیرازی، سید محمد رضا حسینی بهشتی، سید علیرضا حسینی بهشتی، مهدی فروزنده پور، علی عرب مازار یزدی، فرشاد مومنی

This comment was minimized by the moderator on the site

رقص آن‌جا کُن که "خود" را بِشْکَنی
پَنبه را از ریشِ شَهْوت بَرکَنی

رَقْص و جولان بر سَرِ میدان کُنند
رَقْص اَنْدَر "خونِ خود" مَردان کُنند

چون رَهَند از دستِ "خود"، دَستی زَنَند
چون جَهَند از نَقصِ خود، رَقصی کُنند

مُطرِبانْشانْ از "دَرون" دَف می‌زَنَند
بَحْرها در شورشان کَف می‌زَنَند

تو نبینی لیکْ بَهْرِ گوش‌شان
بَرگ‌ها بَر شاخ‌ها هم کَف‌زَنان

تو نبینی بَرگ‌ها را کَف زدن
"گوشِ دل" باید، نه این گوشِ بَدَن

مولانا

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

به یاد آزاده، طاهر احمدزاده Posted: 30 Nov 2020 09:59 AM PST احسان شر...
در مقالات جوملا جمعه, 04 دسامبر 2020 22:14
فخری‌زاده؛ تضاد منافعِ «جمهوری اسلامی» و «ایران» Posted:...