نقش گروه های بی شناسنامه در ائتلاف های عربی علیه ایران

فرزند خلف عموسام ، سرزمین متمدن امریکا را برای اولین بار بعد از انتخاب به ریاست جمهوری امریکا به مقصد شبه جزیره عربی ترک کرد، تا اعراب مجهز به سلاح خونبار "وهابیت" را هر چه بیشتر به سلاح های مجهز جنگی روز نیز تجهیز کرده و با شمشیر بازان این بادیه، به رقص مرگ بپردازد، رقصی که صدای شرشر خون از شمشیرهای آن همواره جاری بوده، و با این فرهنگ منحط جاری خواهد بود، و جرینگ جرینگ دلارهای این تجارت خون، در جیب او و میزبانش، هنگام بالا و پایین پریدن در فضای این رقص نکبت بار پر کرده بود، و این همان ناقوس مرگ است که  برای سرزمین بلازده خاورمیانه به صدا در می آید، و ششلول بندان کابوی و شمشیر زنان عرب هر دو در مستی این رقص خون، از ایران و ایرانیان گفتند و در نابودی آن هم قسم شدند. اما دشمنی شبه جزیره نشینان عرب با ما یک وجه تاریخی و طبیعی دارد و بسیار قابل درک است که نیش این عقرب های زهر تفت داده در زیر آفتاب سوزان صحرا، تاکنون بارها و بارها در تن مردمان ایران زمین فرو رفته است و کینه آنان را در حق هر چه چون ما که "عجم" مان می نامند، پایان ناپذیر است.

 

رقص شمشیر ترامپ و سعودی ها در سفر به عربستان

رقص شمشیر ترامپ و سعودی ها در سفر به عربستان

وقتی این تاجر بر تخت پادشاهی نشسته را با اعراب بادیه نشین شبه جزیره عربی در حال رقص شمشیر دیدم، انزجار از کسانی که نان خود را در خون دیگران قاتق می کنند، تمام وجودم را فرا گرفت، که ما مردمان این منطقه با خون خوارهایی همسایه و هم دین شدیم، که همسایه بودن با آنها تاسف بار و خسارت بار است، و برای خود و سرزمین مان بسیار تاسف خوردم، و از کاشکی های، غیر واقعی و بیهوده با خداوندگارم زمزمه کردم، که مثلا کاش با پنگوئن های قطب جنوب هم دین و همسایه بودیم و... اما چه سود که متاسفانه واقعیت زندگی و تقدیر ما چیز دیگری است.

 

حسن کردمیهن از رهبران بالارفتن  از دیوار سفارت عربستان و محمد باقر قالیباف

حسن کردمیهن از رهبران بالارفتن

از دیوار سفارت عربستان و محمد باقر قالیباف

 

اما نه از آن تاجر و کابوی ششلول بند می توان گلایه کرد که او تاجر سلاح است و برای رونق بازارش به خونریزی و معرکه جنگ نیاز دارد، و نه از شمشیر کشان بادیه های عرب، که آنان نیز بر این سرشت خشن خود خو گرفته اند و شادی اشان هم شمشیرگردانی در آسمان و وحشت آفرینی است، و اگر زورشان برسد کشیدن شمشیر خمیده بر قامت های راست دیگران هم برایشان شادی افزا و مست کننده است؛ لذا گذشته از خصم که در دشمنی شهره است و قهار، در میان خود ما کسانی اند که جاده صاف کن این خصم برای تاختنند، آنانی که در خیانت آمیزترین شکل، روش و زمان به بهانه قتل شیخ نمر از دیوار سفارت و کنسولگری چنین خصمی در تهران و مشهد بالا رفتند و بهانه به یک مردم بهانه جو و کینه جو دادند که همین خطای ما را مبنای جمع کردن دیگران به دور خود کرده، اشک مظلومیت برای خود بریزند و آن را جامه عثمان کنند و در محدود سازی ما هر چه دارند هزینه کنند؛

اما علیرغم این واقعیت، عده ایی بیشرمانه برای نابودی هرچه ارزش و... است، چنین انسان هایی بی مقدار و نادانی، را لقب "انقلابی" دادند و قوه قضاییه ما هم که برای چند عدل لباس بچه گانه وارداتی از ایتالیا توسط فرزند یک وزیر، در حد معاون قوه پا به رکاب و در آماده باش بود تا خوراک جلسات مناظره انتخاباتی رقبا را تدارک دیده و برای امثال پرده درانی پرگوی مثل محمد باقر قالیباف، خوراک تبلیغاتی فراهم کنند، این یاغیان از دیوار سفارت بالا رفته را متناسب با جرم شان نه سیاست کرد و نه محکومیت در خور خسارت شان داد، که دیگر از این غلط ها در این کشور در آینده نکنند و قانون حریم ها را اینگونه خسارت بار نشکنند و آقای حسن کردمیهن که خسارت کار او به منافع و امنیت ملی بر هیچ مسولی پوشیده نیست، در رکاب آقای سردار قالیباف همچون انتخابات قبلی حضور داشت و به ریش همه خندیدند.

مثل همان کاری که با زهرا کاظمی شد و اکنون سال هاست روابط ایران و کانادا در تنش است و هنوز پایانی بر این تراژدی نخورده، چرا، چون یک قاضی ما نخواست مسولیت کشته شدن زندانی دو تابعیتی خود را که هم هموطن او و هم زندانی اش، و هم عضوی از جامعه کانادا، بود را بپذیرد و اکنون این کشور، انقلاب و مردم ایرانند که باید خسارت مسولیت ناشناسی این قاضی بی مقدار را برای سال ها بپردازند تا ببینیم کی این مساله بین ایران و کانادا حل خواهد شد. مساله ایی که باعث شد در طی بیش از یک دهه ده ها بار کانادا ما را در حقوق بشر در دنیا محکوم کند و کانادا به بهشت فراریان و اختلاس گرانی مثل محمود خاوری ها تبدیل شود تا دست قانون ایران به امثال او نرسد و زین پس هر اختلاس گری که از بیت المال کشور غارت کرد فورا به کانادا فرار کند و در پناه سیستم این کشور که با ما قهر است دلارهای غارت شده از این مردم مظلوم را با فراخ بال مصرف کنند و به ریش ملت ما بخندند.

در خصوص عربستان نیز حالا حالاها باید مردم، منطقه، اسلام، ایران و... خسارت بالارفتن از دیوار سفارت عربستان را بپردازند، تا ببینیم کی این مساله نیز حل خواهد شد.

 

حسن کردمیهن  در سفرهای تبلیغات انتخاباتی محمدباقر قالیباف

حسن کردمیهن

در سفرهای تبلیغات انتخاباتی محمدباقر قالیباف

 

آری کسانی که از دیوارهای سفارت عربستان بالا رفتند، جرقه ائتلافی عربی علیه کشورمان را زدند تا همچنان این ائتلاف جمع شوند و در آخرین جمع خود ششلول بندی از سرزمین تمدن هم آمده بود تا میزبان و میهمان، شاخ و دندان به ایران نشان دهند، این بهانه را چه کسی به دست سعودی ها داد، محفل های بی شناسنامه ایی که به نام "حزب الله" و "انقلابی" و "نیروهای ارزشی" و... از جیب بیت المال این کشور ارتزاق می کنند و با چنین تحرکاتی تیشه به ریشه کشور می زنند و این نه اولینش بود، که پیش از این از سفارت انگلیس هم بالا رفتند و میلیون ها پوند انگلیس، خسارتی بود که از جیب این مردم مظلوم، برای جبران شیشه های خالی از مشروبی و...که نیروهای ارزشی در باغ سفارت انگلیس شکستند، و از سوی ما پرداخت شد؛ و نه آخرش خواهد بود، چرا که با آنان برخوردی در خور خسارتشان نشد.

نظرات (7)

This comment was minimized by the moderator on the site

عطاالله مهاجرانی شايد اساساََ فرد مورد تأیید و باصلاحیتی برای نظام فعلی نباشد ولی در مقاله زیر مطالب خوب و قابل تأملی بیان کرده که مطالعه آن مفید است .

وقتی حضرت محمد بعنوان آخرین پیامبر خدا فرستاده خود را به دربار ایران فرستاد
ایرانیان هیجان زده با توهین به فرستاده و گوینده پیام وی را از دربار بیرون راندند و نامه وی را پاره کردند .
همین بهانه‌ای شد تا ایران بدست عمر فتح شود.
نداشتن فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک توسط ایرانیان در مقابل اعراب بادیه نشین همان شد که می دانیم ایران زیر سم اسبان عربی تاخته شد .

وقتی ایرانیان فرستاده و تجار مغولان را کشتند
صدها هزار کشته دادند و خاک ایران زیر سم اسبان مغولی به آسمان می رفت .
اینجا هم ایرانیان فرهنگ دیپلماسی
و رفتار دیپلماتیک در برابر مغولان اسب چران نداشتند .

وقتی ایرانیان به سفارت روسیه تزاری حمله بردند ، انتقامش را در عهدنامه ترکمنچای و گلستان پس دادند .
اینجا هم فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک نداشتیم .

وقتی به سفارت آمریکا حمله شد
تاوانش را طی ٤٠ سال با تحریم و جنگ و .... دادیم .
اینجا هم ....

وقتی چهار سال پیش به سفارت انگلستان حمله شد ، تمام خسارتش را حتی شیشه‌های شکسته شده مشروبات الکلی را پرداخت کردیم .
اینجا هم فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک نداشتیم .

و چند وقت پیش که به سفارت عربستان حمله شد ، تمام تاریخ یادم آمد .

چقدر باید خسارت بپردازیم تاریخ برگشت سر نقطه شروع نبود فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک.

ما اصولا و بنیادین بلد نیستیم حرف بزنیم ، مخصوصاََ با جهانیان .
یعنی زبان دیپلماسی در زبان و فرهنگ ما تعریف نشده است .

حتی بین پدر و مادر و فرزندان و حتی توی این صفحات مجازی و توی خیابون وقتی ماشینهامون بهم میخوره ،
بین همسایه‌ها و ... اول می زنیم تو سر و کله هم و بعد میریم سراغ قانون .

جهان سر به سر حکمت وعبرت است .

رمز پیشرفت آمریکا و اروپا می‌دانید چیست و از کجاست؟
و راز عقب ماندگی ما هم از کجا ناشی می‌شود؟

یک مسلمان کنیایی سیاهپوست حسین اوباما به آمریکا مهاجرت می‌کند و پسرش بعداََ می‌شود باراک حسین اوباما ريس جمهور.

یک خانواده پاکستانی دست تنگ در اواخر دهه شصت میلادی به انگلستان مهاجرت می‌کنند ، خانواده ۹ نفره ، شش پسر و یک دختر در خانه متعلق به شهرداری زندگی می‌کنند ، پدر راننده اتوبوس است و مادر خیاطی می‌کند ، پسرشان که حالا ۴۶ ساله است می‌شود شهردار لندن ، شغلی که علی القاعده با نخست وزیری پهلو می‌زند.

رقیبی که در انتخابات شهرداری لندن شکست خورده است هم تماشایی است .
زاک گلد اسمیت فرزند یک خانواده اصالتاََ یهودی آلمانی میلیاردر که در بهترین مراکز آموزشی انگلستان از قبیل کالج ایتون و دانشکاه کمبریج درس خوانده است و خانواده‌اش همیشه با مرکزیت دولت و خاندان سلطنتی رابطه نزدیک داشته است.

ریاست جمهوری اوباما و شهردار شدن صدیق خان این افق را در برابر دید تمامی مهاجران مسلمان و غیر مسلمان ، خانواده های فقیر و متوسط می‌گشاید.

اگر تلاش کنند می‌توانند به عالیترین موقعیت‌های سیاسی و اجتماعی برسند
دین و قومیت و جنسیت هیچکدام سدّ راه نیستند .


از اول ژانویه ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) قرار بود دلار اوپک جایگزین دلار آمریکا در نظام پولی دنیا شود ، در ایران شورش به راه انداختند تا اوپک عقاب خود را از دست بدهد .
و این تغییر ارزی هیچ وقت اتفاق نیفتد ، ما مردم ساده لوح ایران خیال کردیم که انقلاب کرده‌ایم.

زمانی که ۲۱ میلیارد دلار پس‌انداز
در آمریکا داشتیم و بیش از ۴۰ میلیارد قرارداد ، در ایران ۵۲ آمریکائی را گروگانمان کردند ،تا آمریکا بدون حمله به ایران یک شبه بیش از ۶۰ میلیارد دلار پول‌مان را بلوکه کرده و بالا بکشد .
با گروگانگیری کشورهای نفتی عربی فوراََ دلارهای خود را در بانک‌های جهان تبدیل به طلا کردند ، قیمت هر اونس طلا ۱۵۱ دلار بود ، با هجوم اعراب برای تبدیل دلار به طلا ، قیمت هر اونس طلا از ۱۵۱ دلار به ۸۵۰ دلار افزایش یافت ، پس از آزادی گروگان‌ها قیمت طلا به شدت سقوط کرد و اعراب طلای خود را به دلار آمریکا تبدیل کردند .
آمریکا در این جابجائی طلا با دلار ۱۸۶ میلیارد دلار سود برد ، خیال کردیم چه شجاعانه "لانه جاسوسی" را فتح کردیم !

و امروز ٤٠ سال است
که در نوکریشان و خدمتشان هستیم ،
اما با دهان کف کرده
مرگ بر آمریکا می‌گوییم ،
و تکه پارچه‌ای بی‌ارزش به شکل پرچمشان را آتش می‌زنیم .
آنها هم به ریشمان و حماقتمان می‌خندند .


مقاله‌ای از عطاالله مهاجرانی
اسفند ١٣٩٨

This comment was minimized by the moderator on the site

سید جواد هاشمی را بی خیال شوید... حیف ایران!
تنها حکایت دوبی هم نیست؛ دوبی هم دارد مانند بسیاری از کشورهای دیگر برای جذب سرمایه های ایرانی رقابت می کند.

عصر ایران؛ جعفر محمدی - سید جواد هاشمی، بازیگر سینمای ایران که با وصف "ارزشی" شناخته می شود، اخیراً در تبلیغ شرکتی که خانه های دوبی را می فروشد مشارکت کرده و ایرانی ها را دعوت کرده که در این شهر عربی، خانه بخرند و تاکید کرده که اگر این کار را بکنید، بچه هایتان هم دعایتان خواهند کرد.



این تبلیغ، جنجال زیادی را به دنبال داشته است؛ سیدجواد هاشمی و تبلیغ برای دوبی؟! به قول "نقی معمولی" در سریال پایتخت: "مگه می شه؟ مگه داریم؟!" 
پاسخ این است: بله! می شه و داریم.

می توان سید جواد هاشمی را نکوهید که چرا برای دوبی تبلیغ کرده و حتی این جمله اش که گفته "لایف استایل خانه های دوبی با هیچ جای دنیا قابل قیاس نیست" را به سخره گرفت. اما من بیش از این که به سیدجواد و لایف استایل خانه های دوبی فکر کنم، دلم به درد می آید که چرا به روزی افتاده ایم که رفتن از ایران به یک دغدغه فراگیر تبدیل شده است؟ ایرانی که زمانی در قعر کشورهای مهاجر فرست بود، اینک سال هاست که بالای این جدول جاخوش کرده است و این در حالی است که نه مانند افغانستان و سوریه درگیر جنگ ایم و نه مانند بسیاری از کشورهای آفریقایی دچار فقر ذاتی هستیم.

تنها حکایت دوبی هم نیست؛ دوبی هم دارد مانند بسیاری از کشورهای دیگر برای جذب سرمایه های ایرانی رقابت می کند. مگر همین چند ماه پیش نبود که خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا) خبر داد که ایرانی ها رکورددار خرید خانه در ترکیه شده اند؟
چقدر ایرانی در این سال ها جلای وطن گفته و با انگیزه "به هر آن کجا که باشد به جز این سرا، سرایم" از استرالیا در شرق عالم تا کانادا در غرب جهان پراکنده شده اند؟! واقعاً در چند درصد از هواپیماهایی که از ایران به خارج می روند، مهاجری که می رود تا برنگردد، وجود ندارد؟!

تازه! آنان که رفته اند، رفته اند و تکلیف شان مشخص است؛ میلیون ها ایرانی و مخصوصاً جوان، یا در صدد رفتن هستند یا در حسرت آن!


مقصر این وضعیت، نه سید جواد هاشمی که کسانی هستند که با تصمیم گیری ها و اقدامات نابخردانه شان در سطوح ارشد مدیریتی، ایران ما را به جایی برای "فرار" و نه "قرار" تبدیل کرده اند:
این وضعیت "هوا"یی است که تنفس می کنیم و به ویژه در شهرهای بزرگ، حسرت یک دم اکسیژن خالص به دلمان مانده است؛
"آب" که می بینیم، دلمان می لرزد که دارد تمام می شود و یادمان می افتد که حتی ذخایر استراتژیک آب را از اعماق زمین هم استخراج کرده اند؛ برای یک کار عادی در ادارات، باید کفش آهنی داشت و زیر میزی و رومیزی داد، در دادسرا و دادگاه دلت می لرزد که آیا حقت را خواهی گرفت یا اتفاق دیگری می افتد؟ سطح علمی دانشگاه نزولی شده است و کشور پر شده از دکترهای بی سوادی که با مدارک شان پز می دهند و پول در می آورند، مدارس، محلی شده اند برای ربایش کودکی و نشاط کودکان و نوجوانان، رسانه هایمان شیر بی یال و دم و اشکم هستند، هر روز مسوولی حرفی می زند که دنیا به ما بخندد، مصوبات مجلس مان و کارهای دولت مان هم که اظهر من الشمس اند، درآمدها اندک اند و قیمت ها لحظه ای بالا می روند و ارزش پول ملی پایین می آید، کسی که بخواهد کارآفرینی و اشتغالزایی کند، به چنان روزگاری گرفتارش می کنند که به غلط کردن می افتد، روابط مان با جهان، همواره در سطحی بالاتر از معمول، متشنج است، ریاکاری سکه رایج جامعه شده است و اخلاقیات درگیر افولی تاریخی، شغل و ثبات شغلی و تشکیل خانواده برای خیلی ها رویاست، خانه دیگر حتی یک رویا هم نیست و خودرویی که در دنیای امروز، جزو اقلام پیش پا افتاده محسوب می شود، دغدغه ایرانی ها شده است و ... .

پس چرا میلیون ها نفر نروند و بیشتر از رفتگان در آرزوی رفتن نباشند؟! پای صحبت شان هم که می نشینی می گویند که مگر چند بار زندگی می کنند؟ و حتی آنان که در میانسالی اند با حسرت پاسخت می دهند: از ما گذشت، لااقل برویم که بچه هایمان زندگی کنند و به قول سیدجواد هاشمی، دعاگو شوند!

مگر چقدر آدم داریم که بتوانند بروند و نروند تا کشورشان را بسازند و مدام نامردی و نامرادی ببینند و باز هم نروند و بمانند و باز نامردی و نامرادی ببینند و نروند و باز... مگر یک انسان چقدر تاب و توان دارد؟!

تا زمانی که عقلانیت به تصمیم و کارهایمان بازنگردد و هر که بیشتر شعار دهد و جلوه گری کند، بر صدر نشیند و بیشتر قدر بیند، اوضاع مان همین هست که هست و ایرانی ها در ترکیه و امارات و ... خانه خواهند خرید و کار و بار وکلای مهاجرت، پررونق خواهد بود و طیاره هایمان پر از مسافرانی خواهد بود که می روند تا به وطن بازنگردند ولو با چشمانی گریان و دل هایی شکسته!
سید جواد هاشمی را بی خیال شوید... حیف ایران!

This comment was minimized by the moderator on the site

امیر پیشین امارات: آقای خاتمی نه‌تنها برای ایران، بلکه برای کشورهای جنوب خلیج‌ فارس هم امنیت آورد.
Posted: 13 Jan 2021 10:32 AM PST
محمد صدر
من زمانی که معاون عربی وزارت خارجه دولت اصلاحات بودم، به امارات رفتم، زمانی که شیخ زائد هنوز زنده بود. اماراتی که حدود ۹۰ سال یا بیشتر است همچنان درباره جزایر سه‌گانه اختلاف داریم؛ یعنی اختلافی علاوه‌بر نگرانی کشورهای عربی از قضایای صدور انقلاب. قرار بود با شیخ زائد ملاقات کنم.
مأمور تشریفات که دنبال من آمده بود، در ماشین به من گفت ملاقات چقدر طول می‌کشد؟ گفتم چطور؟ گفت شیخ زائد پیر و بیمار است و ممکن است نتواند ملاقات طولانی را تحمل کند. گفتم شما راحت باشید، بیشتر از یک ربع صحبت نمی‌کنم. در ملاقات من یک ربع صحبت کردم؛ اما ملاقات یک‌ساعت‌و‌نیم طول کشید و بقیه زمان را ایشان صحبت کرد. خلاصه حرفش این بود که آقای خاتمی که در ایران به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد، نه‌تنها برای ایران، بلکه برای کشورهای جنوب خلیج‌ فارس هم امنیت آورد. این بحث بسیار مهم است که کشورهای طرف مقابل از طرف ایران احساس امنیت کنند یا ناامنی. دولت آقای خاتمی با سیاست‌هایش در داخل و خارج توانست این پیام را به منطقه و جهان بدهد که ما آمده‌ایم که امنیت و صلح برقرار کنیم، آزادی بدهیم، توسعه سیاسی و اقتصادی داشته باشیم، نه ‌فقط در داخل کشور خودمان با همه جهان. یک‌بار دیگر به عربستان رفته بودم که با امیر عبدالله صحبت کنم. آن زمان ولیعهد بود، به من می‌گفت چرا آقای خاتمی را به حج (تمتع) نمی‌آوری؟ گفتم ایشان به‌دلیل مشغله‌های ریاست‌جمهوری فرصت کمی دارد؛ ولی خیلی مایل است. به من گفت اگر تو آقای خاتمی را به حج بیاوری، قول می‌دهم در تمام طول حج تمام کارهایم را کنار بگذارم، دستم را در دست ایشان می‌گذارم و با هم اعمال حج را انجام می‌دهیم. این احساس عربستان و امارات درباره ایران در دوران آقای خاتمی بود؛ چون ایشان در سیاست داخلی به‌دنبال اعتمادسازی در مردم، آزادی‌، توسعه سیاسی و اقتصادی و در سیاست خارجی تشنج‌زدایی و اعتمادسازی در منطقه و جهان بود.

This comment was minimized by the moderator on the site

چرا هنوز مردم ما باید تحریم‌های ناشی از گروگان‌گیری را تحمل کنند؟ آیا این که ما در دنیا فقط دو دوست به نام سوریه و ونزوئلا داریم درست است؟
Posted: 01 Jan 2021 09:50 AM PST
علی مطهری
کیهان استفاده از هر وسیله‌ای را برای حفظ نظام مباح و مجاز می‌داند
آیا سیاست خارجی امروز ما آن سیاست خارجی مطلوب اسلام است یا نه؟ آیا این که ما در دنیا فقط دو دوست به نام سوریه و ونزوئلا داریم و دو نیمه دوست هم به نام روسیه و چین داریم کافی است؟ و این که روابط ما با اکثر کشورهای اسلامی خوب نیست آیا امر مطلوبی است؟
چرا هنوز مردم ما باید تحریم‌های ناشی از گروگان‌گیری را تحمل کنند؟ یا چرا باید عوارض تسخیر سفارت عربستان و آتش زدن کنسولگری این کشور در مشهد را تحمل کنند؟
چرا باید خسارت هنگفتی به انگلستان پرداخت می‌شد بابت حمله به سفارتخانه این کشور و تخریب آن؟

This comment was minimized by the moderator on the site

چگونه جاسوس موساد میرحسین موسوی را فراماسونر معرفی میکرد؟؟!! مراقب رستمی‌های فرهنگ و سیاست باشیم!
پست اینستاگرامی امیر موسیوند، دبیر جامعه رسانه اسلامی ...
حدود سال ۹۳ بود، یکی از دوستان کلاس جریان شناسی سیاسی در دانشگاه بوعلی برگزار کرده بود. استاد، جوان متشرعِ پرشوری بود که خودش میگفت آمده از نفوذ جریان صهیونیسم بین الملل و فراماسونری بگوید. لابه‌لای حرف هایش تفسیر علامه حسن زاده از شعر حافظ را نقل می‌کرد، می‌گفت مدتی اخر هفته‌ها با موتور از تهران به قم می‌رفته تا پای منبر علما زانوی شاگردی بزند.
عاشق مداحی شور و روضه‌های سنگین بود. اهل جنوب شهر تهران بود و از بچه‌های مسجد ارگ. در یکی از جلسات خانمش(با ظاهر کاملا حزب الهی) را هم با خودش از تهران اورده بود، ماشینش تیبا بود که با آن می‌آمد همدان برای ما کلاس برگزار می‌کرد موقع رفتن صدای سیب سرخی ضبطش را زیاد می‌کرد و دستش را به حالت شور وسط هیئت تکان می‌داد و از ما خداخافظی می‌کرد.
 قربه الی الله آمده بود و پولی برای این جلسات نمی‌خواست. خاطرات خاص و جذابی از جنگ با داعش در سوریه و عراق داشت.نام امام و آقا می آمد «هو» می کشید! می‌گفت در زندگی‌اش سعی می‌کند به سنت اسلامی عمل کند به حدی که در خانه غذا را داخل طبق و با دست می‌خورند. فعال رسانه‌ای بود و مدیر سایتی به نام عماریون. مرتب هم ما را در بین مباحث به سایتش ارجاع می‌داد. خودش را از دوستان و شاگردان حسین شریعتمداری می‌دانست، یک لپ تاپ سونی داشت که می‌گفت هدیه حاج حسین است.
 القصه استاد ما آقای محمدحسین رستمی تقریبا تمام ویژگی‌هایی که برای تعریف یک فرد انقلابی به کار می‌رود را دارا بود اما کمتر از یک سال بعد شنیدیم به جرم جاسوسی برای اسرائیل مهمان اوین شده است! امشب که گزارش بیست و سی درباره رابطه زم با استاد را دیدم یاد خاطرات گذشته افتادم.
 رستمی، ضد انقلاب حرف نمی‌زد اتفاقا کاملا با ظاهر انقلابی حرف می‌زد و وانمود می‌کرد و برای کسانی که فقط شور انقلابی دارند بسیار جذاب می‌نمود. اما نقطه انحراف او (که به گفته خودش عضو انصار حزب الله هم بود) در رادیکال کردن فضا بود. رستمی چه در مباحث سر کلاس و تعاملات فردی چه در فعالیت‌های رسانه‌ای‌اش خصوصا سایت عماریون یک ماشین پرقدرت برچسب زنی و هیجان آفرینی بود.میرحسن موسوی را فراماسون می‌دانست و آفرین چیت‌ساز را زن دوم ظریف و خیلی از برچسب‌های بدون مبنایی که در نوشتار نمی‌توان بازگو کرد.
ما همانطور که در تأسیسات موشکی و هسته‌ای با آن ضریب بالای حفاظتی جاسوس و نفوذی داریم در تشکیلات فرهنگی و سیاسی که حساسیت حفاظتی کمتر و برای دشمن اهمیت بیشتری دارد به مراتب می‌توانیم جاسوس داشته باشیم. رادیکال کردن فضا و شور بدون عمق و محتوای صحیح  بستر مناسبی است که دشمن می‌تواند در آن به آسانی جولان دهد، خصوصا در این مقطع که دشمن از قدرت سختِ نظامی و امنیتی ما مأیوس شده است و تمرکز خود را بر فعالیت‌های نرم قرار داده است. باید مراقب رستمی‌های فرهنگ و سیاست باشیم

This comment was minimized by the moderator on the site

حسن کُردمیهن، مدیری که همیشه حرف آقا را زودتر متوجه می‌شده
Posted: 29 Dec 2020 09:51 AM PST
حسین باستانی
انتصاب حسن کردمیهن به ریاست “کمیته فرهنگی” فدراسیون جودوی ایران، با اظهارنظرهای جنجالی او همراه شده است. آقای کردمیهن که مدتی به خاطر هدایت حمله به سفارت عربستان -و هزینه های سنگین این اقدام برای جمهوری اسلامی- حضور رسانه ای کمتری داشت، به تازگی با انتشار یک ویدیو اساسا دست داشتن خود در حمله به سفارت را منکر شده. به بیان خودش: “برای من ‘کسر لاتی’ دارد، در رزومه‌ام نیست به یک سفارت بی‌پناه حمله کنم.”
بعد از حمله به سفارت عربستان در ۱۲ دی ماه ۱۳۹۴، رسانه ها از دستگیری کردمیهن به خاطر “لیدری” حمله به سفارت خبر دادند و غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی وقت قوه قضاییه گفت وی نه تنها “در این ماجرا دخیل بوده” بلکه “برخی دستورات را داده “. البته اظهارات سخنگوی دستگاه قضایی، اثبات کننده اتهامات وارد بر حسن کردمیهن -یا هیچ فرد دیگری- محسوب نمی شد. ولی مساله آن بود که چند روز بعد از حمله به سفارت عربستان، شخص آقای کردمیهن، در سخنرانی مفصلی بر نقش خود در حمله تاکید می کرد.
کردمیهن در در آن سخنرانی خبرساز، حرف های دیگری هم می‌زد که احتمالا نباید می زد. از جمله گفت به عنوان کسی که شهرت دارد همیشه “مطابق با منویات آقا حرکت کرده است و همیشه حرف آقا را زودتر متوجه می‌شده” از حمله به سفارت حمایت می کند. این روحانی افزود: “انتظار نداریم که آقا در این فضای بین‌المللی این کار را تأیید کنند ولی تقبیح نکردند.”
حسن کردمیهن، مشخصا با تاکید بر اینکه “غیرت و شور انقلابی، مورد اقبال آقاست” افزود: “نمی‌شود که به سر رفتن غیرت اجتماعی یک جوان توهین کرد، پس تربیت نکنید این جوری جوان را.” اظهاراتی که پیش از سخنرانی معروف ۳۰ دی آقای خامنه ای بیان می‌شد که در جریان آن – البته ضمن انتقاد از حمله به سفارت عربستان – گفت: “این را بهانه نکنند که جوانان مؤمن را موردتهاجم قرار دهند… جوان مؤمن و انقلابی و حزب‌اللهی را متهم نکنید به تندروی؛ اینها همان‌هایی هستند که خالصانه در صحنه حاضرند و آنجا که دفاع از امنیت کشور و خون دادن مطرح باشد در میدان می‌آیند.”
کردمیهن در هنگام حمله، سابقه مدیریت سه مجموعه بزرگ فرهنگی ایران به نام “موسسه فرهنگی – دینی نورمعرفت” (کرج) و “موسسه فرهنگی – دینی بهشت” (تهران) و “حوزه علمیه امام محمد باقر” (تهران) را در کارنامه خود داشت که با استفاده از بودجه های سنگین عمومی به انجام فعالیت های تبلیغی می پرداختند. او همچنین، سازماندهی کننده “هیات الرضا” در کرج و سخنران معروف هیات “سیده زینب” تهران بوده که هر دو، از مکان های معروف تجمع نیروهای بسیج محسوب می شوند. کردمیهن به علاوه، از شناخته شده ترین چهره های ستاد انتخاباتی محمدباقر قالیباف در انتخابات ۱۳۹۲ و رئیس ستاد انتخابات او در کرج نیز بود.
وبسایت موسسه نور معرفت، شش روز پیش از حمله به سفارت عربستان گزارش دیدار ۵ سال پیش حسن کردمیهن و سایر اعضای هیات مدیره این موسسه با آیت الله خامنه ای را بازنشر داد که ترکیب حاضران در آن، نشان دهنده جایگاه این روحانی در محافل حکومتی بود: در این دیدار علاوه بر آقای کردمیهن، نماینده رهبر در استان البرز، رئیس دادگستری و استاندار وقت استان البرز و علیرضا پناهیان سخنران معروف مراسم مذهبی دفتر رهبری هم حضور داشتند.
در آن روز آیت الله خامنه ای بعد از گزارش حسن کردمیهن از فعالیت های خود و همکارانش گفت گزارش های مکتوب موسسه نور معرفت را “به دقت مطالعه کرده” و “از جریان فعالیت‌های این مجموعه آگاه است” و افزود: “فعالیت های مجموعه شما مانند چشمه ای است جوشان که همواره می جوشد، در صورتی که فعالیت نهادها و سیستم های دولتی مانند زدن چاهی عمیق که با هزینه های گزاف و پر زحمت شاید به نتیجه برسد.”
با توجه به چنین سوابقی، تعجب چندانی نداشت که به دنبال حمله به سفارتخانه عربستان، پرونده قضایی مختصری که برای حسن کردمیهن تشکیل شد به نتیجه خاصی نرسید. سرانجام هم، مدیر سابق “حوزه علمیه امام محمد باقر”، “موسسه فرهنگی – دینی نورمعرفت” و “موسسه فرهنگی – دینی بهشت” با یک پُست “فرهنگی” جدید به عرصه مدیریت بازگشت.
پس از تصدی پست جدید هم، با اعتماد به نفس بیشتر به حمله به منتقدان خود –البته با استفاده از اشارات جنسی خاص- پرداخته است.
این “مدیر فرهنگی” نظام از جمله همین پریروز، با انتشار متنی در اینستاگرام خود، یک خبرنگار ورزشی را که از او انتقاد کرده، با چنین ادبیاتی خطاب قرار داده است: “این چماق دوست داره. تو بیاااا… من چماقدارتم خوشگل پسر.”

This comment was minimized by the moderator on the site

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

مطالب مرتبط بااین پست posted a comment in انصراف ظریف، عرصه سیاست ایران عرصه نجبا نیست
نقض غرض Posted: 14 May 2021 05:52 AM PDT محمدجواد مظفر آنچه هدف تدوی...
ایران و افغانستان، چشم ایدئولوژی و قبیله Posted: 14 May 2021 06:1...