آقای پمپئو! ما شکست هایی خوردیم، اما به خود، نه به تو

17 بهمن 1397
Author :  
شکست به شما نخوردیم، به خود خوردیم آقای پمپئو

جناب آقای مایک پمپئو [1] ما به رغم پیروزی های بزرگ، شکست های عمیقی هم در پرونده داریم، بله ما شکست خوردیم اما نه در مقابل تو، بلکه در برابر خود؛ و در بازی داخلی خود، به خودمان باختیم، خود حرکت های خود را در تکبر ناشی از خودخواهی، در عدم بلوغ، یا تحمل نکردن یکدیگر، و خود "حق مطلق بینی" ها، همدیگر را عقیم کردیم، در تمامیت خواهی های خود به نابودی آرمان های خود همت گماشتیم و... و متاسفانه زمینه را برای دخالت امثال شما فراهم کردیم، تا در طمع برپا کردن کودتای 28 مرداد دیگری با همکاران نابکار داخلی خود بیفتید.

بله آقای پمپئو ما شکست های بزرگی در پرونده خود داریم، اما ما موقعی شکست خوردیم که بی شناسنامه ها و افراد فاقد یونیفرم رسمی و قانونی به سان اراذل و اوباش صحنه گردان، صحنه ها شدند و به دست تاثیرگذار بزرگان ما برای شکست حریف داخلی اشان تبدیل شدند. آری شعبان بی مخ ها و نیروهای لباس شخصی و... سربازان پیاده بزرگان در خیابان ها شدند، تا بزرگان همچنان بدون قبول مسولیت اعمال خود، به تزویر بزرگ بمانند و پشت پرده بنشینند و سیاست های خود را پیش برند، و صحنه های فجیع خیابانی را برای زدن حریف براه انداخته و در این بلبشو، تو کودتای 28 مرداد خود را پیش ببری و پیروز میدان باشی، و دولت مردمی دکتر محمد مصدق، فرو پاشانده شود.

آری ما شکست خوردیم آقای پمپئو! وقتی که از ایدال ها و آرمان های پاکی چون "آزادی" و "حق تعیین سرنوشت" توسط مردم خود جدا شدیم، و "ولی نعمتان" خود را هیچکاره و عوام انگاشته و رای آنان را تنها "زینت بخش مشروعیت الهی" خود دانستیم، و مقبولیت خود را نزد آنان ذیل "مشروعیت الهی" خود تعریف کردیم و بی توجه به تجربه ناب "احترام به رای مردم" که در فرهنگ رفتار علوی و در راهبرد سر سلسله مذهب شیعه یعنی علی (ع) بود، نادیده گرفتیم و مقبولیت را پایین تر از مشروعیت الهی خود انگاشتیم، و هر شکست خورده در "رای مردم" را ارج نهاده و بر صدر نشاندیم، و هر مقبول مردمی را ذلیل و خوار کردیم، آری همانگاه بود که ما شکست خوردیم، اما در نبرد رویاروی، به تو شکست نخوردیم، البته تا به حال.

آری ما شکست خوردیم اما در مقابل خود، نه در برابر دست های خارجی، و آن موقعی بود که قانونی که عصاره تمام خون های ما در یک انقلاب و جنگ بزرگ بود، را در درجه دوم اهمیت تنازل دادیم، اصل و اساس قانون اساسی، یعنی مطیع و منقاد بودن همه در برابر قانون و "اصل مساوات و برابری همگان در برابر قانون" را زیر پا نهاده و بسیاری را از شمول قانون و نظارت قانونی خارج، و به جزایر خودمختار بزرگ و کوچک تبدیل کردیم، تا بر اساس منویات دل خود، جناح خود، تفکر خود، مصلحت خود و هر آنچه می خواهند و تشخیص می دهند، به نام اسلام و انقلاب انجام دهند و بی هیچ ناظر موثری، در برابر هیچکس پاسخگو نباشند.

آری ما شکست خوردیم اما نه در برابر تو بلکه وقتی نهادهای بر آمده از رای مردم را به تدارکات چی خود تبدیل کردیم و تمام نقش های اساسی را از آنان ستانده و به شیر بی یال و کوپال شان تبدیل کردیم، آنگاه که مجلسی که "در راس امور" بود تبدیل به نهادی در ذیل شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام و شوراهای متعدد قانونگذار مثل شورای انقلاب فرهنگی و... شد؛ آنگاه بود که رییس جمهورِ حافظ اجرای قانون اساسی به رییس قوه اجرا تقلیل یافت و نهادهای ناظر و قانونگذارِ برخاسته از رای مردم به درجه دوم اهمیت در نظام تصمیم گیری، نظارت و اجرا تبدیل شدند.

آری ما شکست خوردیم، اما نه از تو، بلکه از خودمان شکست خوردیم، و آن موقعی بود که در این کشور کسانی امنیت آهنین یافتند که هیچ کس را حق باز داشتن آنان از آنچه می کنند، توانایی نیست و امثال روزنامه کیهان، صدا و سیما و... بی نظارت موثری به دستگاهی های "میلی" تبدیل شده و آن می کنند که می خواهند و حتی رییسِ جمهور مردم ایران، هم توانی بر تغییر رویه آنان ندارد و او را حتی توانی نیست که یک هنرمند طرد شده، اما محبوب مثل "محمد رضا شجریان" که موسیقی این کشور مدیون اوست، را به صحنه اجتماع باز گرداند، و در مقابل میلیون ها چرایی که مقابل این همه ناتوانی نهادها و افراد نماینده قانونی مردم هست، عملکرد افراد و نهاد های منصوب بر مداریست که بر آن میل شان کشیده است، و امام جمعه ایی که باید به اقامه نماز جمعه بپردازد، استان خودمختار برای خود تدارک می بیند و هرچه بخواهد می کند و می گوید.

آری ما شکست خوردیم آقای پمپئو، وقتی که یک نهاد نظامی بخشنامه می کند هرکه از جنگ می خواهد بگوید و بنویسد، باید از کانال ما رد شود و تعیین حق انتشار بگیرد، تا آنچه را که می خواهند بگوید، مبادا چیزی باشد که مورد تایید ما نباشد؟!! و عملا با این کار تاریخ را می خواهیم، آنطوری نوشته شود که مورد تایید ماست و هر آنچه که ما می خواهیم، نوشته شود، و این متاسفانه در بخش های دیگر نشر، هنر، رسانه و.... هم جریان دارد و این سدهای سانسور باعث شکست ما شد، زیرا که زوایای انحراف و اشکال خود را ندیدیم و نخواهیم توانست که دیده، و در اشتباه می مانیم تا از بین برویم، و نظر شما درست در آید که ما شکست خورده ایم.

ما شکست خوردیم وقتی که ضرورت تعهد افراد، بر علم و توان افراد پیشی گرفت و علم و توان ملی افراد به پای تعهد مورد ادعایی ممیزین تعهد قربانی شد و فیلترهای گزینش و نظارت استصوابی همه چیز را به پای این تعهد مورد ادعا قربانی کردند، و نخبگان ما کشورهای دیگر دنیا را با علم، ثروت و توان خود، اکنون آباد می کنند و ما در فقر، فساد، بیکاری، تورم و ویرانی اقتصاد و فرهنگ و اجتماع غوطه می خوریم.

اما آقای پمپئو! ما هنوز شکست نخورده ایم، و این همه تنها انحرافی است که در حرکت ما پیش آمده است، و تصمیمی به تسلیم در برابر سلطه خارجی و استبداد داخلی نداریم، و این ملت با تصمیمی که برای آزادی خود از قید استبداد داخلی و سلطه خارجی در راستای محافظت از کرامت انسانی خود، از یک قرن پیش در شکل متجدد آن، و از قرن ها پیش در شکل نفی سلطه ی غیر، اتخاذ کرده است، بالاخره جایگاه در شان خود بعنوان یک ملت زنده و پایدار را باز خواهد یافت.

آقای پمپئو! ملت ایران یک ملت تاریخی و ماندگار است، حتی اگر صحنه گردانان جهل داخلی (عروسگردانان شعبان بی مخ ها و...) شرایط را برای دخالت شما و خلق کودتاهای 28 مردادی دیگر هم مهیا کنند، باز در پس هر کودتای 28 مردادی، یک انقلاب پنجاه و هفتی خواهد آمد، و شما خواهید دید که این مردم تن به استبداد داخلی و سلطه خارجی هرگز نخواهند داد، که این مغایر با روح آزادگی ایرانی است و اگرچه شکست های بزرگی را در پرونده خود داریم، پیروزی های بزرگی را هم می توان در مراحل مختلف دید؛ اما آنچه در این روند روشن است، ما همواره به خود، شکست خوردیم، نه در مقابل سلطه خارجی، و این خیانت و انحراف ما بود که زمینه را برای دخالت دست های خارجی باز کرد، در زیاده خواهی، خود بزرگ بینی افراطی و میل بزرگان ما به استبداد بود، که به شکست تحرکات این ملت منجر و باعث شد، دخالت خارجی بدین شکست های ما، عمق بخشد و آزادی مردم و توسعه کشور ما را به تعویق اندازد.

آری آقای مایک پمپئو! درد این کشور، دست هایی است که مردم را از صحنه گردانی جامعه خود دور می کند و آنان را به نیروهای دست دوم در تصمیم گیری و دخالت در حق تعیین سرنوشت خود تبدیل می کنند، و متاسفانه امریکا و آنچه از آن به عنوان نظام بین الملل یاد می شود عملکرد مناسبی در جهت استیفای حق آزادی و تعیین سرنوشت توسط ما نداشته، و تحرکات امریکا و همکارانش همواره به تعمیق و تداوم و تمدید استبداد منجر می شود و امروزه امریکا در کنار مستبدترین حاکمان منطقه ما، غول استبداد را تقویت و در یک همکاری نزدیک تحکیم و تداوم می بخشد و در ظلم آنان شریک است.

لذا جناب آقای پمپئو! "ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان" ایران را به ایرانیان واگذارید، تا این رود خروشان عدالت و آزادی طلبی به ثمر نشیند و این مردم، خود راه خود را برای کسب حداکثر آزادی، از استبداد تاریخی و سلطه خارجی، یافته و خود را به سرمنزل مقصود برسانند.

 

[1] - آقای پمپئو وزیر خارجه امریکا در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب 57 در یک توییت به زبان پارسی از 40 سال شکست ما نوشتند و این که ضرورتی به ادامه این راه نیست.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (2)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
This comment was minimized by the moderator on the site

ایشان در ادامه نوشتند :
به تو دوست خوبم افتخار می کنم ، به لحاظ دیدگاه وسیع و گسترده‌ای که داری. به مسائل اجتماعی و سیاسی‎
و در این راستا خالصانه می نگاری‎
شما دیدگاه منتقدانه تان همواره منصفانه ست و زیبنده تر آنکه، مزین به ارائه راهکار است‎
و این از نقطه نظرات و محاسن سایت شما ست‎
جوابیه شما. به اظهارت اخیر پمپئو، بسیار حساب. شده است که در لابلای خود، دارویی گرانبها بر دردهایی دارد، که همه آن را فریاد می زنیم‎
" آری. شکست خوردیم، اما در مقابل خود، نه در برابر تو ....."‎
و پس از تحلیل هایی عمیق و نقد هایی مفید ..... " آقای پمپئو! ما هنوز شکست نخورده ایم، ...." چقدر. خوب ادامه دادید. درود بر شما‎
" آقای پمپئو ! ملت. ایران یک ملت تاریخی و ماندگار است ... "‎
دوست. نویسنده گاه نگرانی هایی روح و جانمان را به آشوب می کشاند ، و اما خوشحالم که. خواندمتان‎
لذت بردم از قدرت کلامتان: آقای پمپئو ! ایران را به ایرانیان واگذارید‎
درود ها دوست. فرهیخته

This comment was minimized by the moderator on the site

یکی از دوستان بعد از مطالعه این پست و گوش سپرده به موسیقی سایت که کار استاد شجریان و شعر از مرحوم عارف قزوینی است، این چنین برام نوشتند :
سلام‎
آمدم. ... گوش سپردم .... و خواندم‎
درود بر شما‎
درود بر استاد شجریان. عزیز‎
شاد باد روح عرف قزوینی، که با بهره. از هنر خویش ... روح آزادی و آزادیخواهی. را ... این چنین زنده نگه داشت. .... این تصنیف. نیز هر شنونده ایی را منقلب می نماید‎
کاش جوانان این زمانه بخوانند شما را و حس وطن پرستی. شما بزرگوار را، و این پست ارزشمند شما را در پاسخ به پمپئو. ... چون شعر تصنیفی که. در سایت. شما با صدای. استاد شجریان، از جوانان جوانان آزادیخواه وطن به شعری از عارف قزوینی‎
هر دو مایه مباهات است دوست‎
آنگونه که روانشاد عارف قزوینی با یاد جوانان و شهدای مظلوم وطن می سُراید و اینگونه که شما پاسخی گیرا و به مردان سیاست غرب که ادعای دموکراسی دارند، می دهید‎
آری. این پست شما حرف خیلی از عاشقان وطن است‎
و چه خوب نا کامی های آمریکا را به نمایش گذاشته اید، در مقابل دیدگاه بلند نظرانه تان درعشق به ایران‎
آری ایکاش. جوانان ِ امروز ِایران، با رویکردی، قدر شناسانه، یاد و خاطره شهیدان ایران زمین را پاس بدارند‎
حال و هوای تصنیف منتخب شما در سایت ، با نگارشتان بسیار همخوانی دارد.‎
به شما ، رزمندگان دیروز، و دلسوزان امروزِ ایرا. افتخار می کنم

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر