جناب علم الهدی! برای استان خراسان تان اعلام خودمختاری کنید و کار تمام؟!!

نمی دانم جناب آقای سید احمد علم الهدی بر طبق کدام قانون تعیین می کند که در استان خراسان رضوی کاری بشود یا نشود،اصلا این قانونی که ایشان برای این استان نوشته و به اجرا گذاشته اند (لغو کنسرت موسیقی) را کجا به تصویب رسانده اند و کدام مرجع قانونی آن را تایید کرده است که این چنین یک گوشه از خاک ایران (استان خراسان رضوی) را از قوانین جاریه کشور مستثنی می کنند و طبق یک قانون خاص و طبق فتوایی به سلیقه خود اداره می کنند؛ مگر می شود دولت مرکزی و مسولین (فرهنگی و...) آن را از حدود مسولیت شان در گوشه ایی از این کشور خلع ید کرد، تا نتوانند آن چیزی را که در نقاط دیگر کشور مجاز و قانونی است در استان خراسان رضوی به اجرا در آورند. و یا می توان شهروندان مشهدی را به این دلیل که در این نقطه از کشور زندگی می کنند از حقوق عمومی اشان محروم کرد؟! البته که خیر، اهالی این استان نیز از شهروندان ایرانند و این استان نیز قسمتی از خاک مقدس ایران، و شامل تمامی قوانین و برخورداری ها که در قانون اساسی و عموی برای شان تعیین شده هستند.

این بهم ریختگی و قانون گریزی و سلیقه ای شدن اداره کشور نشانه بدی از آغاز یک روند اداره ملوک الطوایفی است که هر فردی در حدود خود پادشاهی خاصی بنا کند و قانون وضع، و اجرا نماید، قانون اساسی حدود افراد و موضوعات را معین کرده و قانونگذار و مجری آن را مشخص نموده است، حال نمی دانم چرا الفبای کشورداری و وحدت رویه در این خطه از خاک ایران توسط آقایان زیر سوال می رود و بصورت دلبخواهی، دستوری از یک منبع که مسولیت اجرایی و قانونگذاری ندارد، صادر و به اجرا در می آید، با این روند قانون گریزی، سنگ روی سنگ نخواهد ماند و کشور دچار هرج و مرج می شود و تکرار این وضع آینده کشور و انقلاب را با خطر جدی مواجه خواهد کرد. این که جناب آقای علم الهدی به مجریان قانون و دولت بفرمایند بروید جای دیگر کار کنید و یا به شهروندان مشهدی و... بگوید بروید جای دیگری زندگی کنید، ادبیات بسیار نامناسبی است، و این را به نظرم می توان در حد اعلام خودمختاری از دولت مرکزی نام نهاد که دولت و عواملش نتوانند حقوق شهروندان را در نقطه ایی از کشور به آنان بپردازد. حق داشتن تفریحات از آن جمله می اشد و موسیقی هم یکی از تفریحات سالم و انسان ساز است که باید هر فرد ایرانی از آن برخوردار باشد، چه مشهدی باشد، چه قمی، چه تهرانی و... تفاوتی نمی کند. بنیانگذار این انقلاب عبور از یک چراغ قرمز را حرام می دانست، حال کارمان به جایی رسیده است که ظاهرا عبور از قانون اساسی هم گناهی تلقی نمی شود و رکن اجرایی این کشور را از حقوق و حدود وظایف قانون اش خلع ید می کنیم؟!!

سخنان امام جمعه محترم مشهد و نماینده ولی فقیه در این استان در خطبه های نماز جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵ خطبه دوم: "... اما نکته قابل‌تأمل این است که حرم امام رضا در این حوزه 50 یا 52 هکتاری رواق و صحن خلاصه نمی‌شود، تمام دشت مشهد حرم امام رضا (علیه‌السلام) است، مالک این شهر امام رضا هستند، شهر، شهر امام رضا است، حرم یک ماهیتی دارد، یک هویتی دارد که هویت و ماهیت این حرم باید حفظ شود؛ آن بار فرهنگی که بر مشهد حاکم است و متناسب با ملک امام رضا و حرم حضرت رضا هست، آن مسئله زیارت است، اینجا شهر زیارت است، زیارت بار فرهنگی خودش را دارد، اینجا شهر گردشگری نیست. اصطلاح گردشگری بار فرهنگی خودش را دارد، اصطلاح زیارت بار فرهنگی خودش را؛ اینجا شهر گردشگری نیست که مرتب مرکز تفریحی و عیاشی درست کنند، شهر گردشگری نیست که مردم از اطراف و اکناف بیایند نیم ساعت زیارت امام رضا و همه فسق و فجورشان را برای این شهر بیاورند، این را باید توجه کنیم، اینجا شهر زیارت است، گردشگری نیست. در این مملکت اگر مسئله توریستی و گردشگری لازم است، شمال با این عظمت، این شیراز، اصفهان و این شهرهای بزرگ، گردشگری را آنجا پیاده کنید، چرا هر نوع سلیقه و فکر گردشگری و توریست پروری آن‌هم توریست عیاش خوش‌گذران فاسق و فاجر در مغز یک آقای مدیر به وجود می‌آید در این مملکت و دولت، این را می‌خواهد بیاید در مشهد، شهر امام رضا پیاده کند؟ اینجا شهر زیارت است، شهر گردشگری نیست که ما بخواهیم مراکز تفریحی را در اینجا توسعه دهیم یا مراکز عیاشی را توسعه بدهیم؛ مدیریت این شهر بایستی روی مدیریت زیارت و شهر زیارتی برنامه‌ریزی کنند نه روی مدیریت گردشگری. در همه دنیا هم ما نمونه‌اش را داریم؛ مگر در شهر واتیکان ایتالیا، دارای یک شرایط، حدود و دارای مقیاس‌های فرهنگی نیست؟ در همه دنیا، یک شهر مقدس به‌عنوان شهر زیارت، شرایط قداست خودش را دارد و همه افراد، همه جریان‌ها، هویت قداست آن شهر را حفظ می‌کنند، این شهر هم شهر زیارت است و قداست دارد، مشهدی هم که در این شهر زندگی می‌کند، چه جوان، چه پیر، چه دختر و چه پسر، بداند که در شهر زیارت و شهر امام رضا زندگی می‌کند. کسی که در شهر زیارت و امام رضا زندگی می‌کند باید این شرایط را بپذیرد، دیگر سر یک لغو کنسرت ما نباید چانه‌زنی با برخی مسؤولان بر سر کوته‌فکری‌شان داشته باشیم؛ کنار گنبد امام رضا نمی‌شود کنسرت برگزار شود، این خلاف حیثیت و هویت این شهر است، تو کنسرت می‌خواهی، مشهدی نباش، برو یک شهر دیگر زندگی کن؛ اگر یک آدمی می‌خواهد در یک شهری زندگی کند، در عیاشی‌هایش آزاد باشد، در عملیات فرهنگی‌اش آزاد باشد، در تفریح و خوش‌گذرانی‌اش آزاد باشد، چرا یک شهر زیارتی را انتخاب کرده؟ این شهر را انتخاب کرده که زوار این شهر را بچاپد و همین‌جا عیاشی کند؟ برای این آمده این شهر را انتخاب کرده؟ خب برو جای دیگر زندگی کن، چرا اینجا داد و فریاد راه می‌اندازی و یک چانه‌زنی؟ هرروز یک کمپین راه بیندازی و یک دار و دسته؟ این کمپین‌ها و دار و دسته‌ها، اردوکشی بر ضد امام رضا است، این مقابله با حرم امام هشتم (علیه‌السلام) است، منتها بنده فکر کردم برای یک روز در یک جلسه به نام امام هشتم (علیه‌السلام) تکلیف این شهر باید روشن شود. این شهر هویتش مال امام رضاست و هویتش هم زیارت است، همه مدیران این شهر بدانند، همه طراحان و برنامه ریزان این  شهر و همه ساکنان‌ این شهر بدانند که این شهر آن‌قدر عاشق امام رضا دارد که نمی‌گذارند شما در برنامه‌ریزی‌ها و عیاشی‌هایتان در این شهر آزاد باشید. همان طراحان توریستی و گردشگری برای این کشور که می‌خواهند توریست خارجی جذب کنند و به فکر این هستند که یک جریان فرهنگی ضد دینی برای توریست خارجی راه بی اندازند، دور این شهر خط قرمز بکشند، اینجا مال امام رضا است، حق تجاوز به حریم امام هشتم (علیه‌السلام) ندارند. همان کسانی که می‌خواهند بیایند در این شهر از بعضی مزایای اقتصادی‌اش استفاده کنند و چون ایمان ندارند، اینجا را پایگاه لذایذ نفسانی خود و تفریحاتشان قرار بدهند، آنان هم باید بدانند اینجا جای زندگی‌شان نیست؛ ما شهید دادیم، خون دادیم و انقلاب سرپا کردیم تا اسلام حاکم شود، در خانه امام رضا نتوانیم اسلام را حاکم کنیم؟ در خانه امام رضا از زن بی‌حجاب رنج ببریم؟ در خانه امام رضا چانه‌بزنیم که آیا کنسرت باشد یا نباشد؟ شهدا برای چه رفتند؟ از خود این شهر چقدر شهید داده شد که ما در شهر، خانه و حرم امام رضا برای این مسائل چانه‌بزنیم و با هم بحث کنیم؟ ان شاالله امیدوارم که عزیزان ما در مسؤولیت‌های این شهر و در مدیریت‌های این شهر بدانند قبل از این‌که بخواهند در این شهر استاندار باشند، فرماندار باشند، فرمانده نظامی و مدیرکل باشند، اگر حکم خادمی‌شان را امام رضا امضا نمی‌کردند، این شهر قسمتشان نمی‌شد، کسانی که در این شهر آمدند، اول حکم خادمی‌شان را امام رضا امضا کردند که خادم امام رضا باشند نه خادم جریان دیگر و نه خادم جریان‌های ضد هویت امام رضا. آنان که متولی ساخت‌وساز در این شهر هستند، مشهد یک جزیره کیش نیست که وسطش یک گنبد طلا باشد، مشهد شهر امام رضا است، در ساخت‌وسازها نیایند اینجا فکر کنند که حتماً باید یک تفریح گاه، یک عیاش خانه، یک‌جوری ساخت‌وسازها را تشکیل بدهند که آدم‌ها فقط بیایند فقط خوش بگذرانند و خوب بخوابند، این برای ما رنج‌آور است در یک پیک زیارتی، حداکثر 60 درصد هتل‌های پنج ستاره‌های شهر ما شاغل است درحالی‌که زوار ما در هوای سرد ایام نوروز در پارک‌ها چادر خانوادگی می‌زنند و با زن و بچه زیر باران زندگی می‌کنند و ما جا برای این‌ها نداریم، هتل‌های پنج ستاره هم 40 درصدش خالی است."

منبع: http://alamolhoda.com/post/2321/ 

نظرات (5)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

مرثیه ای برای مشهد و خراسان!

امروز در تقویم گویا روز ملی مشهد است. به همین مناسبت بیایید یک بازبینی تاریخی داشته باشیم در نسبت با خراسان.

در گذشته های دور و حتی معاصر گاها ایران را به خراسان می شناختند. و این نگین علم و معرفت همواره از نیشاپور تا بیهق و طوس و سناباد خاستگاه حماسه، دانش و فضل و مهربانی بوده است.
اما آنچه در چند سال گذشته با محوریت توسعه جریانات خاص در شهر مشهد بوقوع پیوسته، تغییر وجه تسمیه خراسان از علم، ادب،معرفت، حماسه، تکثر و مهربانی به تحجر،خشونت، تندروی و تعصب بوده است.

کار در مشهد رسما از دست در رفته است و شما مردم نمی دانید که بصورت موثق حتی در رده های بالای امنیتی و حاکمیتی هم می گویند:

"ما در مشهد خیلی نمی توانیم دخالت کنیم!"


محیط خراسان بزرگ که حدود مشخصی برای این ناحیه نمی توان متصور شد گاهی از کرانه های جنوب شرقی دریای خزر تا بلندی های حصار مانند پامیر و هندوکش می گسترانیده و گاه شامل سرزمین حاصلخیز و پر نعمت جنوب دریاچه آرال و دلتای جیحون و گاه ماوراءالنهر و بسیاری از نجد ایران می شد.
خراسان در در چند قرن ابتدایی هجری آنچنان مستعد بود که عالمان علم را وادار به سفر به اقصی نقاط جهان نمی کرد.

لذا هیچ کدام فارغ التحصیل آکادمی‌های مغرب‌زمین نبودند. دنیای غرب دوران قرون وسطای خود را طی می کرد و خصیصه ممتازش عقل ستیزی بود و همزمان عقل محوری دینی شاخصه بارز ایران قرن چهارم هجری در خراسان بزرگ بود.

اما به راستی چه چیزی زمینه را برای پرورش خلاقیت های نوین در خاور زمین مهیا می کرد؟
از لوازم اساسی این امر زمامداران باکفایت و لایق بودند.چرا که یک ملت را به زور می توان مطیع و منقاد کرد!!

اما هیچگاه نمی‌توان وادار به آفرینشگری و جهش جنبش عقلی نمود.

اساساً یک نظام هنگامی موفق است که قدرت بسط خلاقیت ها را داشته باشد و ایجاد مصونیت در جامعه بکند. #مصونیت یعنی قرار گرفتن #فکر در مقابل فکر و #کسانی توانایی این مهم را دارند که #خود صاحب خرد باشند.

همواره این سوال مطرح است که چرا قصبه ای به نام طوس در پایان قرن چهارم هجری خواستگاه حماسه سرایی ایرانیان می‌شود و سه تجلی بزرگ حماسه ایران:
گشتاسب نامه دقیقی، شاهنامه فردوسی و گرشاسب نامه اسدی را در خویش خلق می‌کند!؟

دکتر شفیعی کدکنی در مقاله عنوان می‌کند که ؛ چرا عظیم ترین نمونه شعر حماسی ایران محصول شهر طوس است و چه استعدادی در این منطقه به ظهور پیوست تا حماسه ایرانی را بیافریند.

خراسان یا همان خاور زمین برکنار از وضعیت های آشفته صدر اسلام به جای تبدیل شدن به میدان ستیز و جنگ همواره عرصه تعاطی افکار و ارتباط فرهنگ ها و تمدن ها بوده است.

بزرگترین نواحی و مراکز خراسان شهرهای نیشابور مرو، بلخ و هرات بودند.

نیشابور مهم ترین ناحیه در خراسان و ابرشهر آن زمان بود. مرکزی آبرومند و پهناور، خزانه مشرقین و تجارت خانه خاور و باختر به شمار می‌رفت.

گویند روزی ابوالفضل بلعمی و ابوالفضل بن یعقوب در مجلس امیر سعید بودند. بلعمی در ستایش مرو زیاده گویی نمود. این یعقوب گفت: ما منکر ستوده گی مرو نیستیم. که همچنان است که گفتی.ولی نیشابور ۱۲ روستا دارد که یکی از آنها بشت است که درآمد سه منبر آن روستا به اندازه درآمد همه مرو می باشد.
پس چون بررسی کردند دیدند که چنان است.

در کتاب تاریخ نیشابور آورده‌اند که بیش از ۲۷۰۰ دانشمند تنها در ناحیه نیشابور وجود داشته که تنه به تنه بغداد می زده اند و این به معنای خصیصه علم پروری و دانش دوستی خطه خراسان می باشد.

دلیری و روحیه نظامی گری و بی باکی یکی دیگر از شاخصه‌های مهم مردم خراسان می باشد.

‏جوئل کرومر تاریخ دان از سر انصاف در کتاب خویش در تحلیلی گسترده مرکز رنسانس ایرانی_اسلامی در قرون ابتدایی اسلام را که منجر به رشد شعر و فلسفه و ادبیات شد خراسان روزگار سامانیان قلمداد می‌کند.

حالا شما این وصفیات مندرج در کتاب دکتر جواد هروی و کتابهای دیگر را مقایسه کنید با حالات امروز خراسان و مشهد!

نام وضعیت کنونی و بی نسبت خراسان با خراسان را من «دوره اسارت فرهنگی و رنج عمومی» زائر و مجاور می گذارم.

خرد زاده ی جمع خردمندان است و تا زمانیکه نفر غلبه دارد بر جمع، این آحاد و عموم هستند که هزینه ها را خواهند پرداخت!

مسئله این است:

نفر و نفرات و یا خردمندان و آحاد!

در خود انتخاب مناسبت دهم دیماه برای روز ملی مشهد نیز حقیقتا جای بسی تامل است. آیا مناسبتهای دارای موضوعیت بیشتر و دارای وجوه تکثری بهتر و حتی تاریخی تر وجود نداشت!

براستی که از کوزه همان برون تراود که در اوست...

این شهر حرم دارد، فردوسی دارد، نادر دارد و حتما خیل چیزهای دیگر که من از آن بی اطلاعم.

داشته هایی که هر کدام می توانست روز ملی مشهد باشند.

@seyyedhashemfirouzi

This comment was minimized by the moderator on the site

مصاحبه جنجالی دادکان: مخالفین ورود زنان به استادیوم درد دین ندارند

دادکان گفت: در سال 2006 در جریان مسابقات انتخابی جام جهانی و بازی ایران و بحرین جلوی مسوولین وقت که می‌گفتند نباید زن‌ها وارد استادیوم شوند ایستادم و در ورزشگاه را باز کردم و زنان وارد استادیوم شدند. به رییس‌جمهور (آقای خاتمی) گفتم هر اتفاقی افتاد مسوولیتش با من. اگر تیم نمی‌برد شاید خیلی به من فشار وارد می‌کردند ولی من این کار را کردم.
بعد هم در دانشگاه آزاد سر بازی فینال بسکتبال، زنان را وارد سالن کردم.

اما در مورد اتفاق اخیر باید بگویم همه اینها که می‌گویند دین گفته، فلان روحانی گفته، همه دروغ است. با دلیل می‌گویم و خودم هم حاضرم صدمه‌اش را بپذیرم. اگر شما یک ذره به یک خانم احترام می‌گذاری و منزلت زن را حفظ می‌کنی و دنبال دین هستی چرا این قدر زن روسپی ایرانی توی دبی و ترکیه است و یک نفر از شما صدایتان در نمی‌آید؟ این همه فحشا می‌شود، در همان مشهدی که زنان را راه ندادند استادیوم، کسی از دین حرف نمی‌زند. اما اگر یک دختر بخواهد فوتبال ببیند دین می‌رود زیر سوال؟

همه دروغ است. همه بازی است. تو را به امام حسین بنویسید از قول من که اگر کسی به دنبال دین باشد وقتی می‌بیند این همه دختران جوان در دوبی و ترکیه هستند کاری می‌کند.

من خودم چند بار دوبی و ترکیه رفتم. شما بروید ببینید در هتل‌های این کشورها چه خبر است. من یک بار هم در تلویزیون گفتم که من در مسیر رفتن به سوییس در یک هتل در امارات نشسته بودم که دختر خانمی آمد و از من پرسید شما آقای دادکان هستید؟ پرسیدم شما هفت هشت نفر اینجا چه کار می‌کنید؟ همه بدون هیچ خجالتی به من گفتند بیزینس ما این است چون زندگی مان نمی‌چرخد می‌آییم اینجا کار می‌کنیم.

خب! تویی که دین داری و حرف و از خدا و پیغمبر می‌زنی چطور آنجا دلت نمی‌سوزد؟ چطور آنجا آبروی اسلام مطرح نیست که کار به این دخترها بدهی نروند آن طرف؟ برای آمدن دختران به استادیوم به دین شما فشار آمد؟ همه به خاطر این است که برای مردم هجمه‌ای درست کنند و یک سرگرمی بسازند. به راحتی با این حرکت چند روز است در داخل و خارج شده بحث اینکه زنان را راه نمی‌دهند استادیوم. اصلا این بحثی است که درست شود؟ همه چیز با برنامه است./روزنامه اعتماد
https://t.me/varzeshchoram

This comment was minimized by the moderator on the site

‏حزب اللهی‌ترین کاربران توئیتر که تندتر از براندازها از دیروز فحش می‌دهند و چادری‌های این فیلم که گاز فلفل خورده‌اند و با لگد به در استادیوم می‌زنند وجه نمادین عجیبی دارند.
نزدیک‌ترین تیپ ها به حاکمیت مخالفت‌شان با سیاست‌های رسمی را دارند با لگد ابراز می‌کنند.
عجب صحنه سورئالی است
‏در مذهبی‌ترین شهر ایران، خانم‌های چادری در اعتراض به سیاست‌های حاکمیت دارند از داربست بالا می‌روند.
هم این عکس‌ها و هم این بی خردی در این سطح در نظام حکمرانی ما تاریخی است.
با این سطح از بی خردی، آینده دین، ایران، نظام سیاسی و همه چیز دیگر در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است.
‏پی‌نوشت:
به این بهانه باید در مورد نسبت نظام حکمرانی با دین و با اراده مردم و اراده سازمان‌های بین المللی و با فهم مراجع از مسائل اجتماعی و چالش هایش حرف بزنیم.
انتقاد به برخورد مامور نیروی انتظامی یا امنیتی بودن استاندار یا انتساب ماجرا به یک امام جمعه تقلیل ماجراست.
وحید_اشتری

This comment was minimized by the moderator on the site

ولایت خراسان!

خرد زاده ی جمع خردمندان است و تا زمانیکه نفر غلبه دارد بر جمع، این آحاد و عموم هستند که هزینه ها را خواهند پرداخت!
مسئله این است:
نفر و نفرات و یا خردمندان و آحاد!
استادیوم نه سنگر است که فتح شود و نه خط مقدم است که حفظ شود!
حواشی همیشه بوده و هست اما جامعه ایرانی همچنان عفیف است و پایبند به کلیت نظام ارزشی خویش.
ما باید به رئالیسم سیاه نه بگوییم،همان تفکری که هرگونه آزادی های اجتماعی را عامل فساد می بیند.
کلیت سفر استانی فردا و پس فردای شخص رئیس جمهور به ولایت خراسان کلا به زیر سوال رفت.
راستی بشما امروز بلیط دادن یا نه؟
اگر گردن نهادهای امنیتی دوگانه در شهر مشهد اینگونه در برابر فهم و امر اجتماعی مبتنی بر اصل خفا و پنهانکاری بدون هزینه، کلفت نمی شد و تاکنون هزینه اقدامات مخربشان در انتخابات ها و عزل و نصبها را مستقیم پرداخت می کردند، این ضربات پی در پی بر پیکره مشهد وارد نمی گردید...
این مثلث پر هزینه حاکم بر مشهد فقط خدا می داند کی مشهد را رها کند!بماند که گویا دیگر فرآیند غلبه خواست عمومی و امر اجتماعی بر امر سیاسی در فضای کشور وارد دوران تازه ای گردیده است.
https://t.me/seyyedhashemfirouzi

This comment was minimized by the moderator on the site

مصطفی تاجزاده follows بهنام رئیسی @b_raisii · 22h
فرض میکنیم خود روحانی دستور داده بازی ایران در مشهد انجام بشه، آیا این دلیل میشه زنان رو به استادیوم راه ندن و بهشون حمله کنن؟ مگه مشهد منطقه جدا شده از ایران هست که قوانین در تهران و مشهد با هم تفاوت داشته باشه؟ حداقل به اندازه طالبان شرف داشته باشید و مسئولیت کارتون رو بپذیرید.

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

ایران مطلوب من این شکلی است! ایران شما چه شکلی است؟ قسمت دوم ۱۱. در ايران مطلوب من سرمایه گذاران، ک...
ایران مطلوب من این شکلی است! ایران شما چه شکلی است؟ مجتبی لشکربلوکی (https://t.me/Dr_Lashkarbolouk...