این کودتا به اقلیم زندگان بلاست
  •  

03 شهریور 1402
Author :  

در انتظار رستخیز، در افقم خیره صبح و شام،          بی رستخیز، قیامت عظماست، صبح و شام،

جمعی "لت و کوبِ" خسانند به بام و بر،                       جمعی به دار، در نوسانند صبح و شام،

 بی نفخ صور، ز گورها خاستند مردگان،                            مبهوت و مات، نگرانند صبح و شام،

این کودتا، به اقلیم زندگان بلاست،                           بی کودتا، به زنجیر کشانند صبح و شام،

کو مرده ایی که ز جای خیزد به مرده زار،                 ای گورخواب ها! ز گور مجویید صبح و شام،

از گور کجا توان رسید به اکسیر زندگی؟!        ما را بگو! ز خفتگان گور، مددجویانند صبح و شام!

این مردگان علی الابد را چه حاجت به زندگی؟!          بر خفتگانِ مزار، ضجه کنانند صبح و شام!

او را به خواب برده تریاق دیرپای مردگی                         بر خواب مردگان نگرانند، صبح و شام!

بر خواب شان خرده مگیر که زین مجال،              بر مردگان بجز خواب، چه خوانند صبح و شام؟!

از حال و قال مردگان مزار مجویید زندگی،                     کین مردگان، غرقِ مزارند صبح و شام

به نظم در آمده در 29 مرداد ماه 1402

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
نغمه‌ی شوم دولتِ در سایه، از دلِ خانه‌ی اشباح، در شبی دیجور و وانفسا غلامرضا علیزاده شنیده‌ام که ...
- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
چرا ۱۴۰۳، عجیب‌ترین انتخابات تاریخ ایران بود مصطفی فقیهی: عجیب‌ترین انتخابات در تاریخ ایران که پیروز...