خیزش پابرهنگان، بعد از انقلاب مستضعفین
  •  

01 مرداد 1400
Author :  

خوزستان را سال هاست که دیگر ندیده ام، آخرین باری که از این سرزمین خون عبور کردم، به سال 1367 بر می گردد، که بعد از نبردهای غرب کشور، که آخرین حرکات تهاجمی ما در جنگ خسارتبار هشت ساله نیز تلقی می شدند، و بعد از دفع آخرین حمله به خاک ایران، که به نبرد مرصاد مشهور شد، و به دنبال پذیرش قطعنامه 598 از سوی کشورمان، و این آخرین حمله برنامه ریزی شده دشمن، جنگ به پایان رسید، و صدام دندان طمع از خاک کشورمان کشید و ما برای انجام کارهای اداری پایان ماموریت، از (باختران آنروز و یا همان) کرمانشاه به دزفول برگشتیم و این شد، آخرین دیدارم از خوزستان عزیز، جایی که برای هر کیلومتر مربع آن چندین شهید دادیم، و جای جای آن به خون جوانان وطن آغشته است،

بعد از پایان جنگ، بارها قصد بازگشت کردم، تا از مناطقی که در آن سال های سخت، در آن جنگیدم، و شاهد ویرانی، خون، جراحت و درد آن بودیم، بازدیدی به عمل آورم، و در دورانی متفاوت نظری دوباره بدان اندازم، در حالی که دیگر نه خطر بمباران و گلوله باران است، نه برگه تردد (یا مجوز ورود) می خواهد و...،

چرا که در زمان جنگ مثل زندانیان، از این مقر به آن مقر در حرکت بودیم، و این مناطق را هنگام نقل و انتقال ها، از پشت وانت تویوتاها، یا بر بار کمپرسی ها، و یا اگر خیلی عزت می داشتیم، و شرایط اجازه می داد، از پشت پنجره اتوبوس ها مشاهده می کردیم؛ در آن شرایط جنگی و بحرانی، از این شهر به آن شهر، از این جبهه به آن جبهه رفتن، مجوز می خواست، و گاه اصلا امکان نداشت که از بعضی از این مناطق، دیداری به دل سیر داشته باشیم،

از پادگان ها و مقرها هم که خارج می شدیم، طبق مقررات لازم، مربوط به زمان جنگ باید مرخصی می گرفتیم، و دژبانی به دقت زمان ورود و خروج ها را به بیرون از مقرهای نظامی، کنترل می کرد و بدین لحاظ سخت گیری هایی انجام می پذیرفت، بیرون رفتن ها هم، زمان خاص و محدودی داشت و نمی توانستیم به دل خود، در این سرزمین رویایی سیر و گردش کنیم، سرزمینی که ادامه تمدن ایران، در تاریخی ترین مناطق کشور قرار داشت،

شهر شوش با عظمت ترین شهرهای علمی، تاریخی و سیاسی ایران باستان بود، و هزار اثر خاطره برانگیز بزرگ تاریخی از زندگی و نبرد ایرانیان با دشمن، در این مناطق بر جای مانده است، نیایشگاه هایی که سر به آسمان کشیده اند، چرا که با بنیانی محکم بنا شدند.

خون زمین در این قطعه از خاک ایران، گرچه سیاه است، اما به قدر طلا می ارزد و... و دهه هاست که خوزستان مادرخرج ایران، و در ثروتش در جیب حکام کشور جاری است، و آنان نیز درب این جیب را بسته، و هر چه خواسته اند با این ثروت های بی حساب کرده اند. در اهمیت خوزستان هر چه بگوییم، کم گفته ام، هر چند نادانانی حاضر شدند خوزستان را داده، و سوریه را داشته باشند. [1] که این اظهار فضل آنان همانقدر مضحک بود، که اکنون شعر حافظ به سخره گرفته می شود که: به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را، و البته سیاسیون بی عرضه ما بارها چنین بخشش هایی را از جیب این مردم کردند تا حاکمیت های بی مقدارشان را حفظ کنند، هرات و بحرین و آرارات و... آخرین بخشش ها از پاره های تن ایران بودند.

در زمان پهلوی ها نیز این منطقه از چنان اهمیتی برخوردار بود که موسیقی مشهور بندری ایران، به بندرهای آبادان خرمشهر اشاره داشت، بسیاری از واردات و صادرات کشور از این منطقه به داخل و خارج صورت می گرفت، کسانی که بر اتومبیل های وارداتی از این بندرها سوار شده اند، و یا بین این بنادر و داخل کشور آنان را رانده اند را، هنوز می شناسم و برخی به تازگی خود و خاطرات شان را از این بنادر به خاک سپرده اند.

لشکر 92 زرهی یکی از قدرتمندترین یگان های نظامی کشور، پایگاه هوایی دزفول از مهمترین فرودگاه های نظامی کشور و بالاخره کارون بلندترین رود ایران، با پل های رویایی اش، همیشه برایم خاطره برانگیز بوده اند، اهواز با عظمت بی مثالش، حتی در زیر بمباران های دشمن نیز زنده بود، و زندگی در آن جریانی نو داشت، دزفول با آبی که از اشک چشم زلال تر بود، و از وسط شهرشان می گذشت، دلربایی می کرد، فضای سبز اندیمشک، چنان انسان را مدهوش خود می کرد که آن موقع چشم هایم را به دنبال خود به هر طرف می چرخاند،

و خرمشهر و آبادان، حتی ویرانه اش هم قلب ها را می ربود، مدارس، منازل، حاشیه رودخانه ایی که از شهر می گذشت، کارخانه صابون سازی خرمشهر، فرودگاه آبادان، که هنوز هواپیماهای زمینگیر شده، در آشیانه هایش بود، محله خارجی ها که حاکی از حضور مهندسین و خارجی هایی بود که صنعت نفت ایران را می چرخاندند، مزار شهدای خرمشهر، نیزارهایی که کناره رودخانه را به خود غرق کرده بودند، نخلستان ها که در اطراف رودخانه های پر آب با جزر و مد آبیاری می شدند، کانال هایی که همیشه پر آب بودند، و با جزر و مد هیچگاه خشکی به خود نمی دیدند و... هنوز در ذهنم جاری اند.

حمیدیه، سوسنگرد، در میان بیابان های بی پایان، نیزارهای هورالعظیم و... که تا چشم کار می کرد، تا عمق خاک کشور همسایه ادامه می یافت، و جاده هایی که در میان این مناطق کشیده شده بود، و هر چند ده کیلومتر دژبانی مستقر بود، و شما را کنترل  می کردند که اگر مجوز داشتی می توانستی عبور کنی، و بیابان ها که تا چشم کار می کرد قبل از دژ خرمشهر ادامه داشت، که این دژ نیز خود ظاهرا باید زیر ساخت خط ریل قطاری می شد، که از طریق منطقه شلمچه، ایران را به عراق متصل می کرد، پل آهنی بین شلمچه و خرمشهر و... همه را به سان فیلمی زنده در ذهنم دارم.

شهر شادگان و البته شوش که با مقبره دانیال نبی اش فراموشش نمی کنم، ماهشهر با آن ساحل خاکی اش که انگار در کنار یک کانال خاکی حفر شده بزرگ ساخته شده بود، و مردمی که در کنار جنگ، ویرانی و کشتار، زندگی را فریاد می زدند و هشت سال جنگ ویرانگر، آنان را از زندگی در آنجا منصرف نکرده بود، همه و همه در کنار مناطق خالی شده از جنگ، در شهرهای سوسنگرد، هویزه، دشت عباس و حاشیه هورها را هرگز فراموش نمی کنم،

همیشه با خود فکر می کردم که خوزستان با همه این داشته هایش، بعد از جنگ بهشت کشاورزی، دامداری، گردشگری و صنعت ایران خواهد شد، چرا که این همه آب که از آن می گذشت و زمین های صاف و بی پایانش می توانست، با اتمام جنگ، به بهشت کشت و کار ایران تبدیل گردد، باغ های پرتغال اطراف دزفول و... همان موقع هم بهشت رویایی را به نمایش می گذاشت،

اما امروز وقتی خیزش مردمی را می بینم که از تشنگی، بیکاری، نداشتن و محرومیت، داد خواهی شان را بر آسمان آورده اند، با خود می اندیشم که مگر می شود، در میان آب ها، تشنه بود، در میان آن همه زمین های بی پایان بیکار بود، در میان آن هوای مساعد برای کشت و کار، کشتزار نداشت و...

نکند رزمجویان که خوزستان را ترک کردند، آنان که باید آن را می ساختند نیز بدانجا نیامده و یا اگر آمدند، آنجا را ترک کرده اند، و به اموری دیگر مشغول شدند؟! نکند با اتمام جنگ، که باید سازندگی ها آغاز می شد، ساختن ها هم به فراموشی رفت، این همه عصبانیت و بیچارگی و واماندگی که این مردم فریاد می زنند، برای چیست؟ ما با این مردم چه کرده ایم، که جان می دهند تا فریاد اعتراض خود را به گوش سردمداران خود برسانند!

یادم هست، در یک مقری در جنوب بودیم که مسول پخش غذا از تقسیم غذای اضافی، در بین عشایر روستای نزدیک مقرمان می گفت، و از فقر و نداری آنان راز می برداشت، آن موقع ها با خود می گفتم منطقی است که این روستاها در کناره های جنگ، دچار محرومیت باشند، چرا که، ما که مسلحیم و مشمول همه نوع پوشش دفاعی و... ممکن، اینقدر در مشکل و کمبود هستیم، چه برسد به مردم عادی.

با خود می گفتم، اگر این جنگ تمام شود، تمام این بیابان ها مثل مزارع رویایی کشاورزی امریکا که در تصاویری تبلیغاتی آن را به رخ جهانیان می کشند، که در زمین های صاف، کیلومترها سبزی و رویش ادامه دارد، در این بیابان ها هم تکرار خواهند شد، و این آب ها خروشان که بی جهت به سوی خلیج فارس رها شده اند، خوزستان را به بهشت تبدیل کرده، و در این بیابان ها غوغا خواهند کرد، کانال کشی های طولانی، در این زمین های صاف، آب را به مزارع خواهد برد و خوزستان علاوه بر قطب نفت، به قطب کشاورزی و گردشگری تبدیل خواهد شد، جنگل های درختان خرما، رودخانه های خروشان، سرزمین های دیدنی هور، همه و همه ایرانیان و اهل سفر را به خود جلب خواهند کرد، و دوباره خرمشهر و آبادان و... به میعادگاه عاشقان تبدیل خواهند شد و...

اما افسوس که انگار همه آنچه در ذهن آرمانی خود ساخته بودم، خواب و خیالی بیش نبوده است، و این فریاد مردم ماست، که ما را از خواب بیدار می کند، که مستضعفین و پابرهنگان را فراموش کرده اند، و بعد از انقلاب پابرهنگان، آنان دوباره باید خون دهند، تا صدای شان شنیده شود،

سرزمین خون های پاک، که باید خون جوانان ایران، به آبادانی اش تبدیل کند، به محرومیت منجر شده، و اکنون شب ها باید این مردم فریاد سر دهند، کتک بخورند، خون دهند، تا گوش های ناشنوای به تکبر بسته را، به خود آورند. چقدر دردناک است که، به جان آمدگان، باید خون دهند تا حق خود را بتوانند بستانند، چقدر سیاست، اهل خود را کر و کور می کند، که هیچ فریادی، حتی فریاد کسانی که دیگر هیچ برای از دست دادن ندارند را هم نمی شنوند؛ و این رسوایی خون دادن ملت هاست، که شاید بیدارشان کند!

انقلاب ما برای عزت مستضعفین و پابرهنگان بود، اکنون بنیادهایی که برای تقسیم اموال بازمانده از رژیم گذشته در بین مستضعفین و پابرهنگان تشکیل شده اند، از هر زمانی، از سرمایه و اموال بیشتری برخورداند، عریض و طویل تر از هر موقع دیگر، و مسولین این بنیادها حتی کاخ های به جای مانده از شاهان را هم از تصرف سازمان های مسول در میراث فرهنگی [2] و دولت هم بیرون کشیده اند و... ولی تعداد مستضعفین و پابرهنگان هم، همزمان آنقدر رو به ازدیاد است، که می رود خیزش مستضعفین و پابرهنگان، گوش های کر و چشم های کور را هم باز کند؛ چقدر تاسفبار است که باز هم مستضعفین باید خون دهند، تا روزنه هایی از ثروت این کشور، از تسلط حکام شان خارج، و به سوی دست های خالی آنان، راه باز کند، تا بتوانند نفسی بشکند.

خوزستان عزیز! من اکنون همان تصویری از تو دارم، که در زمان جنگ داشتم، دیگر آنچه از آبادی تو در ذهن خود، برای روزهای صلح ساخته بودم، با این فریادها، و خون دادن ها ویران شد، می دانم که به همان وسعت، ویرانی، که این چنین فریاد تظلم خواهی ات، به بلندای یک کشور و یک ملت بلند است، و چقدر تاسف بار، که میزان کوری و کری ها، آنقدر زیاد است که مردم باید خون دهند تا شنیده شوند.

خوزستان متاسفم!

 

[1] - مهدی طائب فرمانده قرارگاه عمار سپاه پاسداران، در ۲۶ بهمن‌ماه ۱۳۹۱ در اظهار نظری که در رسانه‌ها بازتاب زیادی پیدا کرد، سوریه را سی و پنجمین استان ایران و استانی استراژیک دانست و گفت: «اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد، اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم، چون اگر سوریه را نگه داریم، می‌توانیم خوزستان را هم پس بگیریم، اما اگر سوریه را از دست بدهیم، تهران را هم نمی‌توانیم نگه داریم»

[2] - قاسم سعیدی، مدیرکل حقوقی بنیاد مستضعفان به خبرگزاری مهر گفته است: “به منظور ابطال اسناد دولت و میراث فرهنگی چندی پیش جلسه دادگاه در شعبه ۶ دادگاه انقلاب اسلامی برگزار و حکم مالکیت بنیاد مستضعفان بر کاخ های سعدآباد و نیاوران صادر شد. تاکنون نیز اعتراض سازمان میراث فرهنگی به ما ارجاع داده نشده است. پیش از این دو کاخ و بناهای اطرافش در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار داشته ولی از آنجا که بنیاد مستضعفان قصد تجمیع املاک خود را دارد، از سازمان میراث فرهنگی به دلیل اینکه از واگذاری این دو کاخ استنکاف می کرد، شکایت کرده و دادخواستی را به دادگاه بدوی ارائه داد و دادگاه هم در این زمینه رای را به نفع بنیاد مستضعفان صادر کرد. مدیریت دو کاخ بر عهده سازمان میراث فرهنگی است اما باید مشخص شود که این دو کاخ و زمینها و بناهای اطرافش در مالکیت بنیاد مستضفعان است نه سازمان”.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (8)

This comment was minimized by the moderator on the site

قدرت و درد مردم

معاون اول رئیس جمهور پس از سفر با تاخیر به خوزستان ضمن عذر خواهی از مشکلات و تاکید بر عوارضی که برخی تصمیمات قبلی برای استان ایجاد کرده قول داد تا با بکار گیری تمام توان مشکلات پیش آمده مرتفع گردد. مقام معظم رهبری هم با تاکید بر واقعیت مشکلات مردم محق خوزستان ضمن دلجویی از مردم فرمودند اگر به توصیه هایی که قبلا به مسئولین داشتند توجه و عمل می شد این مشکلات را نداشتیم.
اینکه چرا مسئولین و مراکز تخصصی ذیربط علی رغم برخورداری از تمام امکانات ، ظرفیتهای فنی و تخصصی ، نیروی گسترده کارشناسی و حضور میدانی مستمر قادر به درک موارد احصایی و ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه تخصصی مدیریت آبهای سطحی و زیر زمینی نبودند یا با اتکا بر کدام پشتوانه نسبت به توصیه های ابلاغی رهبری بی توجه بوده و هستند حتما مسئله بسیار جدی قابل بررسی است.
اما امروز در مورد خوزستان همه لباس طلبکاری به تن دارند، همه از مظلومیت مردمی می گویند که هرگز ندیدند، همه بر رفع مشکلات و فجایعی تاکید می کنند که تا روزهای قبل حتی اشاره به آنها را تحت عنوان اتهامات امنیتی و همنوایی با دشمن جرم انگاری می کردند، امروز هم هیچ کس مسائل و مردم خوزستان را نمی بیند بلکه صدای اعتراض با قابلیت تبدیل به حرکت ملی است که بسیاری را به واکنش و ابراز همدردی و متهم سازی دیگران رسانده است و الا هیچ نقطه کشور و هیچ یک از مردم کشورمان معصون از فشارهای مستمر و فزاینده مشابه خوزستان نیستند.
اینکه ساخت ، افتتاح و اصرار به بهره برداری سد گتوند جنایت بود و با سکوت تمام مقامات عالی و مراکز مسئول همراهی شده و کشور را به بحران رسانده با دیدگاههای متناقض روبرو است و فعلا خدا می داند که آیا طی سالها با نابودی منابع بهداشتی به بیماری و مرگ چه تعداد از مردم منجر شده است یا در خدمت بوده فعلا شاید قابل قضاوت نیست. اینکه مقامات و مراکز با رصد هوشمندانه به کشف چند کلمه و عبارت ساده و دردمندانه یک جوان در نشریه دانشجویی رسیده و مقتدرانه برخورد می کنند در برابر جنایات بشری غیر قابل جبرانی از این دست یا دفاع از عملکرد درست صُم و بُکم ساکتند حتما موضوعی قابل تامل است.
بسیار از کمبود منابع آبی ایران شنیده و می شنویم مسئله جدی که به دلیل بی کفایتی مدیریتی به مرور و طی سالها به معضلی لاینحل نقطه نقطه کشورمان تبدیل و کارد به استخوان یکایک مردم رسانده است اما مردم ایران میدانند که ایران خشک امروز هنوز با وضعیت سوزان عربستان دیروز فاصله بسیار دارد و هنوز نسبت به ذخائر طبیعی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس سیراب محسوب می شود چنانچه هموطنان سفر کرده به کشورهای مذکور به عینه می دانند که کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس با عقلانیت و غیرت سلاطین و مدیرانشان دیگر کم آب محسوب نمی شوند دیگر کسی آخرین قطعی برق و آب را به یاد ندارد شبهای کشورهای مذکور از روز ما روشنتر است همه در آستانه صادرات آب شیرین قرار دارند و هیچ کس را به صرفه جویی در مصرف آب ، برق و سوخت دعوت نمی کنند.
ایکاش مقام معظم نسبت به انتشار عمومی توصیه هایی که طی سالهای گذشته برای رفع مسائل و مشکلات خوزستان به دولتها فرموده دستور می فرمودند تا افکار عمومی ضمن کسب آگاهی از ریشه های شکل گیری مسائل و مشکلات مذکور مستقیماً سراغ مسئولین و دستگاههای مسئول رفته و با توجه به توصیه های نادیده گرفته شده مذکور حقوقشان را مطالبه می کردند تا عاملان شکل گیری مسائل و مشکلات نتوانند همزمان قهرمان مطالبه گری هم باشند‌.
دفتر مقام معظم رهبری باید با پیگیری بسیار جدی قابل انتشار مسائل و مشکلات سایر استانها و شهرهای ایران ضمن رفع گرفتاری مردم و معرفی عوامل بروز مشکل به افکار عمومی از بروز اعتراضات مشابه مردمی که متاسفانه در مواردی به خشونت و خون میرسد جلوگیری کنند.
اما ذکر یک نکته پُر تکرار هم شاید بسیار حائز اهمیت باشد اینکه مقام معظم رهبری به دفعات از عملکرد صدا و سیما و سازمان تبلیغات تا وزارت اقتصاد و امروز وزارت نیرو به صراحت گلایه ، انتقاد و برای رفع مشکلات توصیه هایی فرمودند که مورد توجه و پیگیری مسئولین و دست اندازان ذیربط دولتی و حکومتی قرار نگرفته است نکته عجیبی که اخیراً با پخش مستند دیدار رهبری با گروههای مختلف تخصصی از سوی معظم له تکرار و به صراحت مورد تاکید قرار گرفت.
البته شاید از بزرگترین تناقضات حکومتی کشورمان هم باشد که معظم له علی رغم اختیارات مندرج در اصل ۱۱۰ قانون اساسی و سایر اصول و انتصابات گسترده که حتی بی نیاز از کسب نظر دستگاههای نظارتی هم هستند توصیه های خود به مقامات و مراکز مسئول را بی اثر می دانند و متقابلا بسیاری از سیاستمداران و مدیران حتی در سطح روسای جمهور تصمیم گیری را منحصر به رهبری اعلام می کنند و هنوز مردم در درک واقعیت این تناقض در ابهام قرار دارند. ۲مرداد۰۰ https://t.me/Khabar_Naghde

This comment was minimized by the moderator on the site

موافقم ! عوامل طبیعی وتعصبات وندانم کاریهای مسئولین، این وضعیت را به وجودآورده ومناطق دیگر هم بامسائل ومشکلات مواجه هستند!!!!

This comment was minimized by the moderator on the site

محسن رنانی
با آتش آب بازی نکنیم
بحران آب ، ما را آب میکند.

بحران حقیقی ایران، مناقشه هسته‌ای نیست؛ این مناقشه دیر یا زود حل خواهد شد و آمریکا هم هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و بحران عربستان هم مشکلی برای ایران ایجاد نخواهد کرد، اما بحران آب ایران را خواهد بلعید و امنیت ملی ما تهدید خواهد کرد. امروز میدان واقعی جنگ ما، در حوزه آب است.

مردم در مسأله بحران آب متهم نیستند بلکه آنها قربانی سیاست‌های غلط سیاستگذاران و حکمرانی اشتباه نظام تدبیر در حوزه آب شده‌اند و اکنون حق نداریم آنها را متهم کنیم. سیاستگذاران از مردم می‌خواهند که الگوی مصرف خود را اصلاح و فرهنگ مصرفی خود را تغییر دهند. در حالی که مردم ایران فرهنگ مصرف درست آب را بلد بوده‌اند، چرا که توانسته‌اند سه هزار سال با اقلیم خشک و کم‌ آب ایران کنار بیایند و تعادلی پایدار بین زیست اقتصادی و اجتماعی خود با طبیعت ایجاد کنند.

این بحرانی که اکنون در حوزه آب پدیدار شده و گرفتار آن شده ایم، ناشی از حکمرانی غلط در این 30 سال بوده است و سیاستمداران با خطاهای فاحش ما را به بحران رسانده اند و حالا هم انگشت اتهام را به سوی جامعه دراز کرده‌اند.

جنگ پراکنده آب در ایران هم اکنون به گونه خزنده و آرام شروع شده و فقط اخبار آن منتشر نمی‌شود. در حال حاضر این جنگ به صورت پراکنده رخ می‌دهد اما تا پنج سال آینده شاهد جنگ فراگیر آب در داخل شهرها و بین مناطق و استانها خواهیم بود؛ این آن خطری است که امنیت ما را تهدید می‌کند و سیاستمداران چشم خود را به روی آن بسته اند.

اگر مردم 50 درصد مصرف آب خود را کاهش دهند، در منابع آب کشور فقط سه درصد صرفه‌جویی خواهد شد چراکه 92 درصد آب کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود و سهم آب شرب شش درصد است. پس بحران آب ربطی به فرهنگ مصرفی مردم ندارد، البته فرهنگ مصرفی مردم باید اصلاح شود اما ریشه بحران جای دیگری است.

مسئولان هنوز بحران را باور نکرده‌اند. در گذشته با شیوه غلط حکمرانی در حوزه آب، تعادل زیستی چندهزار ساله اقلیم ایران به هم خورد، حالا هم دوباره به جای بازگشت به روشهای عقلانی و شفاف،باز حکمرانان ما شیوه غلط دیگری را در پیش گرفته‌اند و آن این است که موضوع بحران آب را کتمان می‌کنند و گفت‌وگوی فراگیر در مورد بحران آب را آغاز نمی‌کنند.

.... .... امروز معتقدم اگر برای بحران آب تدبیر عاجلی اندیشیده نشود، جنگ آب به صورت خانه به خانه و منطقه به منطقه سراسر کشور را فرا خواهد گرفت.

نگرانی‌های غیر واقعی اجازه نمی‌دهند گفتمان واقعی در زمینه آب شکل بگیرد و آنچه امروز رخ می‌دهد، بیشتر در حد موعظه و توصیه است. در حال حاضر حکمرانان، به نحوی مسائل آب را مدیریت می‌کنند که گویی هیچ مشکل جدی‌ وجود ندارد و یک اشکالات اندکی هست که به زودی با تدبیر آنان حل می‌شود؛ آنها قصد دارند پیامدهای خطرناک یک شیوه غلط مدیریتی گذشته را به شیوه غلط دیگری لاپوشانی کنند.

در مسئله آب کل نظام سیاسی کشور و همه دولت‌های بعد از جنگ در این سی سال خطا کرده‌‌اند؛ از دولت زمان جنگ گرفته که بحث خودکفایی گندم و محصولات استراتژیک کشاورزی را به عنوان یک استراتژی بلندمدت برای کشور مطرح کرد تا به اینجا برسیم که همه جا گندم کشت شود. تا دولت آقای هاشمی که سدهای زیادی ساخت، به گونه ای که جمعیت کشور اندکی بیش از دو برابر شده و تعداد سدها سی برابر! در دولت آقا خاتمی هم در نتیجه همکاری مجلس اصولگرا و دولت اصلاح طلب، استانی شدن شرکت‌های آب منطقه‌ای به اجرا درآمد و زمینه‌ای برای درهم ریزی الگوهای تثبیت شده بهره برداری از آب کشور شد. آقای احمدی نژاد هم ابتدا در سال 89، با تصویب قانونی تحت عنوان «تعیین تکلیف چاه‌های آب فاقد پروانه»، راه را برای قانونی شدن و پروانه دار شدن ده‌ها هزار چاه غیرقانونی باز کرد و از آن بدتر، در سفرهای استانی وعده آب می‌داد تا مردم برایش کف بزنند، همان‌طور که نفت را در قالب یارانه خرج کرد تا برایش هورا بکشند.

بر اساس اسناد بالادستی توسعه، لازم است فشار جمعیت در استانهایی که با کمبود آب روبه رو هستند کاهش یابد، در حالی که امروز حتی استان پر آبی مانند مازندران نیز با مشکل کمبود آب مواجه است و در نتیجه افزایش جمعیت در تعارض با اسناد بالادستی توسعه کشور است.

تنها راه نجات ایران از وضعیت فعلی در بخش آب آن است که نخست مسئولان کشور، وجود بحران را پذیرفته و صادقانه به اشتباهات گذشته اعتراف کنند. آنگاه یک گفت‌وگوی فراگیر ملی دراین زمینه راه اندازی کنند و مشارکت همه گروه‌های اجتماعی و نهادهای مدنی را در این مسیر جلب کرده و از همه مهم تر، اعتماد جامعه را جلب کنند و جامعه را به این باور برسانند که ما در بحرانیم و باید برای خروج از بحران با حکومت همکاری کنیم.

This comment was minimized by the moderator on the site

واکنش حبیب الله بیطرف به انتقادات از پروژه های انتقال آب خوزستان:
مجموع طرح های انتقال آب به فلات مرکزی کمتر از یک میلیارد متر مکعب است
این انتقال عمدتا برای شُرب و مقداری هم صنعت است
کارون بزرگ سالیانه ۲۴ میلیارد متر مکعب آورد دارد و مصرف تمامی اراضی کلاس یک و دو و سه کشاورزی و مصارف شُرب و صنعت استان خوزستان به کمتر از ۲۰ میلیارد متر مکعب نیاز دارد و مابقی مازاد است و باید به خلیج فارس برود.
دولت -هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب- این را برنامه ریزی کرده است. مجموع طرح های انتقال آب به فلات مرکزی، عمدتا اصفهان، کمتر از یک میلیارد متر مکعب است. ما در کارون بزرگ بیش از ۴ میلیارد مازاد آب داریم که هر سال به خلیج فارس می رود. این آب را چه کار کنیم؟ یک میلیارد از آن برای نیاز ضروری فلات مرکزی یعنی استان های اصفهان، کرمان و یزد برنامه ریزی شده که کار خیلی عاقلانه و کارشناسی است و در همه دنیا صورت می گیرد. در دنیا انتقال های آب در فواصل هزار کیلومتری هم صورت گرفته است.
*بیشترین خدمات به استان خوزستان در میان دولت های قبل و بعد از انقلاب، زمان دولت آقای خاتمی انجام گرفته است.
*سدّهای کرخه، کارون ۳، کارون ۴، توسعه سدّ شهید عباس پور، سدّ رامشیر، شبکه های آبیاری و زهکشی و نیروگاه حرارتی آبادان زحمات دولت آقای خاتمی است.
*اگر اینها نبود الآن اصلا خوزستان قابل سکونت نبود.
مشکل امسال که عده ای می خواهند گردن دیگری بیندازند بحث «خشکسالی» است. بارندگی امسال ۵۲ درصد کمتر از سال گذشته و ۴۰ درصد کمتر از متوسط بارندگی سال های گذشته است. یعنی آورد کارون بزرگ که ۲۴ میلیارد متر مکعب در سال است، امسال حدود ۱۴ میلیارد متر مکعب بوده و ۱۰ میلیارد متر مکعب آب کمتری به خوزستان آمده و این امر مهمی است که اگر تا الآن هم اداره شده ناشی از ذخایر سدّها بوده است.
البته این دولت هم خیلی ضعیف عمل کرده و به خاطر اینکه در زمستان کمبود سوخت داشتند آب سدّهای کارون را رها کردند که این آب ها نباید رها می شد. ولی اگر طرح های دولت آقای خاتمی نبود تا کنون دشت های حاصلخیز خوزستان کاملا خشک شده بود./ جماران توفان یزد @Toofaneyazd

This comment was minimized by the moderator on the site

نامه دکترعبدالکریم سروش به رهبرانقلاب

باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم
بخشی از نامه سرگشاده عبدالکریم سروش به سید علی خامنه‌ایی
سعدی گفت :
"دو چيز حاصل عمر است: «نام نيک و ثواب»
شما هم برای نام نيک اين جهان و پاداش کلان آن جهان دراين نصيحةالملوک به عين عنايت بنگريد.
ابراهيم نبی از خدا نام نيک می خواست:
« و اجعل لی لسان صدقٍ فی الآخرين»
شما هم که از نام نيک نمی‌گريزيد.
از صحبت دوستی برنجيد که بد را حَسَن و خار را سمن و عيب را کمال و زشتی را جمال می‌نمايد
کودشمن شوخ چشم چالاک
تا عيب مرا به من نمايد؟
من دشمن چالاک شما نيستم اما ناقد بی باک شما هستم و در کار شما عيوب بسيار می‌بينم که اگر بنويسم مثنوی هفتاد بل هفتصد من کاغذ شود. من دراين مخاطبۀ پرمخاطره آبروی فقر و قناعت را می‌خرم و نام نيک و ثواب می‌طلبم.
پروای حقيقت ومصلحت
مرا به اين خطرمی‌خواند که به جای شربت شيرين مدح ، داروی تلخ نقد را در کام شما بچشانم.

زان حديث تلخ می‌گويم ترا
تا ز تلخی‌ها فروشويم ترا

براين رعیّت فرشته فطرت رحمت آوريد که در چنگال ديو استبداد همچنان اسيرند۰ نه لبخند بر لب دارند نه ايمان در دل نه نان در سفره،نه دانش دردفتر، نه نشاط عيشی نه درمان دلی.
محتسبان لبخندشان را ربوده‌اند و واعظان شحنه‌ شناس،
ايمان شان را۰
مفسدان نان شان را بريده‌اند و جاهلان دفتر معرفت شان را دريده‌اند.
نه رنگ دادگری را می‌بينند نه چهره آزادی را۰ گران از تکاليف و تهی ازحقوق.

رهبران شان شب و روز ارجوزۀ عدالت می‌خوانند وبه دنيا درس مهر و کرامت می‌دهند. اما خود زندان‌ها را از قساوت انباشته‌اند و جامعه را به عفونت دروغ و ريا آغشته‌اند.

درس غلامی به مردم می‌آموزند و رشته بندگی بر آنان می‌آويزند و در رسم ناقدکشی و شيوه شهر آشوبی، استادند.

صد خرده بر ديگران می‌گيرند و اما خرده‌ای انتقاد بر خودرا نمی پذيرند.

خدا و ديانت را سپر بی‌کفايتی‌های خود نموده‌اند و خود راقوم برگزيده و ولّیِ مقرب خدا وانموده‌اند.
يحسبون کل صيحةعليهم.

هر نصيحتی را صدای دشمن و هر ندای مخالفتی را نوای اهريمن میدانند.

 کارشناسان مقدس تراشی‌اند ومهندسان خبره زنجيربافی.

 قاتلان بی‌باک مروت و سارقان چالاک حریّت.

بر اين بندگانِ بندی رحمت آوريد که چون غلامان غمگين در اسارت ولايت شمايند تا زنجير غلامی وقفل غمناکی‌شان بشکند و برق دليری و شادمانی در چشمان نمناک شان بشکفد.

يا رب به که شايد گفت اين نکته که در عالم؟

قومی جامه ونان و جان و جوان شان را دادند اما به آنان اجازه يک انتقاد و اعتراض ساده ندادند و جواب مطالبات شان را با داغ و درفش آبداده دادند؟

با که اين نکته توان گفت که آن سنگين دل جواب مراجع را هم با سنگ داد؟ و به‌همه ناقدان اعلام جنگ داد؟


 آن کاو تو را به سنگدلی گشت رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
          
   آقای خامنه‌ای
حرف جدّی من با شما اين است که حرف خود را جدّی بگيريد. حالا که صحبت از نقد مي کنيد، نسيه‌اش نگذاريد، آنرا نقد کنيد چونکه آنرا کاشتی آبش بده. تا رعیّت به صداقت شما شهاد‌ت دهند و از برکاتش فايدت برند.

از چه می‌ترسيد؟ مبادا حشمت و جلالت شما بشکند؟ مگر دل است که شکستنش گناه باشد؟ تازه از آن گناه که نفعی رسد به غير چه باک؟

درآن شکستن صد برکت هست:
سلامت ميهن، سعادت رعیّت ، پالايش فرهنگ ، نام نيک ، شکستن طلسم غلامی و دميدن روح دليری ، تعديل انحرافات و تقويم اعوجاجات و تصحيح اشتباهات. از اين بيشتر چه می‌خواهيد؟

من و دل گرفدا شويم چه باک؟
غرض اندر ميان سلامت اوست

از مولوی بياموزيد و چهره متبسّم اسلام باشيد نگذاريد نامتان در زمرۀ ی بانيان وحاميان قراء فاشيستی ازاسلام رقم بخورد.
ذاک دعوای وها انت وتلک الايام

من از نوشتن اين نامه ی مشفقانه تنها فتح باب نقد رااميد میبرم و بس وگرنه آنچه بايد بر سبيل نقد گفته شود چندان است

که گرصد نامه بنويسم حکايت همچنان آيد

ديگران بايد از راه برسند و از شما بپرسند ديوار وطن چرا خم شده است و جويبار فرهنگ چرا آلوده است و آسمان آزادی چرا ابریست وچهرۀ دين چرا عبوس است وکمر عدالت چرا شکسته است وچشم هنر چرا گريان است و دل دانش چرا پريشان است و جان و آبرو چرا اينهمه ارزان است و داعيان شعار نه شرقی و نه غربی چرا در هوس پی افکندن يک "شوروی" ديگرند و هوای سياست چرا مرگزا است و شکم اقتصاد چرا فربه از اختلاس وحرام است؟

کشتی انقلاب چرا کژ مژ می‌رود و ترکیه ی سکولار چرا از ايران ديندار بيش تر دل می برد؟
و چرا جاهلان سرور شدستند و زبيم عاقلان سرها کشيده در
گليم؟
می توانستم اين نامه را نهانی روانه کنم تا به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد به دست شما برسد اما رواتر ديدم که طبل را زير گليم نکوبم و صفا را به خفا نپوشم بل بلاغ مبين کنم و بر سر مناره فغان برآورم و به پيش شحنه بگويم که صوفيان مستند۰

به قدر طاقت ، خشم خود را فرو میخورم و با دلواپسی عميق از آينده کشور و بی‌کفايتی‌های ويرانگر و ايران‌سوز، صبورانه سرکشی‌های قلم را مهار ميکنم و درست‌ گويی را به درشت‌گويی نمی‌آميزم وخطابِ بی‌عتاب می‌کنم وسخن به نرمی و آزرم می‌گويم تا دلی را به نصيحت گرم کنم وسلطانی را از سوء‌
سياست برهانم.

پست می گويم باندازۀ
عقول
عيب نبوَد،اين بُوَد کار رسول

نرم گو ليکن مگو غير صواب
وسوسه مفروش در لين الخطاب

رهبری حق شما باشد يا نباشد،نقد رهبری بی‌شبهه حق مردم است وگوش کردن به نقد آنان تکليف شما.آن هم در علن نه در خفا.
صد محفل و مجلس برای تائيد ولايت فقيه برپا
می‌کنيد يکی‌ هم برای نقد و آسيب شناسی‌‌اش برپا کنيد.صد مداح و ثنا خوان در روزنامه و صدا و سيما داريد۰يک نقادرا هم تحمل کنيد. نه فقط تحمل که تشويق کنيد تا عيب شما راآشکارا بگويند.
زيان نمي کنيد.خشونت
نقد را بچشيد۰خاصيت‌ها دارد. دانشگاه‌ها را بگذاريد حقيقتاً دانشگاه ودارالعلم باشند۰راضی‌ مشويد که حراميان و راهزنان دهان و استخوان دانشجويان را بشکنند و چشمشان را در آورند۰دشنه را به مصاف دليل نفرستيد.
بگذاريدافکار شاخ يکديگر را بشکنند. از زوال ايمان جوانان نهراسيد.

دشمن‌ترين دشمنان ايمان ، مستبدانند نه نقادان .

به مغرب زمين نگاه کنيد . سه‌قرن است گزنده‌ترين و کوبنده‌ترين مخالفت‌ها و دشمنی‌ها رابا دين کرده و مي کنند،امادينداری معرفت‌انديش همچنان بالنده و باقی‌مانده است.

کليسا‌ها چراغشان روشن است. کتاب‌های محققانه در تاريخ و فلسفه و علم و دين،بهتر و بيشتر از کشور ما به بازار می‌آيند.عاقبت ماندنی‌ها می‌‌مانند و رفتنی‌ها چون کفی بر آب می‌‌روند.    
                                                                  
دشمنان با انبيا بر می‌‌تنند
پس ملايک رب سلٌم
میزنند
کاين چراغی را که هست او نورداد
از دم و پف‌های دزدان دور دار

آنقدر جامعه را چون
کودکی تر و خشک نکنيد و پستانک ولايت به
دهانش نگذاريد .خدايی نکنيد بل خدا را در ميان آوريد !

هر جا عدالت و خلاقيت و رحمت و حرّيت هست،
خدا هم هست. خدايی که ما ميشناسيم و می‌‌پرستيم موصوف به اين اوصاف است.
جامعه را لبريز از عدالت و رحمت و خلاقيت کنيد، خدايی می‌‌شود.

به قشور و ظواهر دل شاد مکنيد و حقيقت را به مجاز نفروشيد .

غرّه مشو که گربه عابد نماز کرد

آقای خامنه‌ای!                

من وشما افسانه می شويم ، اما اين نامه‌ها جاودان می‌‌ماند ، چون پنجره‌ای به روی آينده و چون آينهِ‌ ای برای آيندگان که چهره رياست شما را می‌‌نمايد و قصه زعامت شما را می‌‌خواند.     
  
باری چو فسانه ميشوی ای بخرد
افسانه نيک‌ شو نه افسانه بد

به منزل نخستين قدم بگذاريد و به منزله‌ نخستين قدم، بگذاريد اين نامه راهمگان بخوانند،آن هم به فراغت نه به تشويش ، در روزنامه‌ها نه درشبنامه ها، درعلن نه در خفا.

با رعيت فتح باب گفتگو کنيد وبه آنان جواب علنی بدهيد و از“استبداد دينی‌
تان دفاع کنيد .اين نامه را خود بر مردم بخوانيد وگر نه مردم بر شما خواهند خواند که:

«من نام لم ينم عنه»

از کثرت اين گونه نقد‌ها و نامه‌ها نترسيد.اگر رشته عدالت محکم شود،عده اين نامه‌ها هم کم ميشود. اگر هم نشد،
آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟

کمترين حرمت به حقوق رعيت آنست که سخنش شنيده و سنجيده شود. اين باب را گشاده نگاه داريد که صد گشايش در آن است.
قدر اين قلم‌های بی‌ طمع را بدانيد و تا سيلی روزگار درنرسيده حلوای نقد
رايگان را نوش جان کنيد.

نه فخری است برای جمهوری اسلامی و نه نام نيکی‌ برای شماکه ناصحان ناامن باشند۰اما اگر باری به صاعقه غيرت يا به
 ساءقه مصلحت، کارگردانان ديوان قضا فرمان يافتند تا صاحبان اين قلم‌ها را در بند کنند ، بسپاريد تا جرم ديگری برای‌شان نتراشند و بر گناه ناکرده‌شان نام گناه ديگر ننهند و برايشان جامه تنگ جاسوسی ندوزندو نامه ننگ ناموسی ننويسند.خويشاوندانشان را نيز آزار مکنيدوهمسران وفرزندانشان را به سياه
چالها مبريد و در سردخانه‌
ها منشانيد ودست تجاوز وتطاول در شرافتشان دراز مکنيد .

جوانمردی را به جوان
مرگی ميفکنيد.
آيا می‌پسنديد با فرزندانتان چنين کنند؟  

در پايان ، باز هم وامدار گفتمان مهربان سعدی هستم که رعيت و ارباب نصيحت را با سلطان می‌‌گشود : 
                         
شهی که پاس رعيت نگاه می‌‌دارد
 حلال باد خراجش که مزد چوپانی است                  
وگرنه راعی خلق ست زهر
مارش باد
که هرچه می خورد او
جزيت مسلمانی‌ست ....
        
.عبدالکريم سروش.

This comment was minimized by the moderator on the site

گزارش های غیررسمی که با وجود اختلال در دسترسی به اینترنت از استان خوزستان در جنوب ایران مخابره شده است از تداوم اعتراض ها به بی آبی و جو امنیتی در این استان حکایت دارد. این در حالی است که گزارش هایی از برگزاری تجمعات اعتراض آمیز در الیگودرز در استان لرستان، شاهین شهر در استان اصفهان و گناوه در استان بوشهر نیز دریافت شده است. بنا به گزارش های غیررسمی معترضان پنجشنبه شب در بهبهان، ماهشهر، الهایی، شهر حر واقع در استان خوزستان تظاهرات کردند. همزمان فضای حاکم بر کوت عبدالله در این استان به شدت امنیتی گزارش شده است.
خبرگزاری ایرنا گزارش داده است که فضای استان خوزستان پنجشنبه شب به استثنای «چند تجمع پراکنده محدود در ماهشهر و شادگان» آرام بوده است.
این در حالی است که دامنه اعتراض ها به تدریج به دیگر استان های ایران کشیده شده است. بنا به گزارش ها نیروهای امنیتی شامگاه پنجشنبه در الیگودرز با معترضان درگیر شدند. گزارش های تائیدنشده از کشته شدن دستکم یک نفر و زخمی شدن تعدادی دیگر در این شهر استان لرستان حکایت دارد. گفته می شود که برخی از تصاویر منتشرشده از این شهر خانواده های مجروح شدگان را در برابر یک بیمارستان نشان می دهد.
تصاویری که از تجمع در شاهین شهر منتشر شده است نیز گروهی از شهروندان را در حال سر دادن شعارهای اعتراض آمیز نشان می دهد.
گزارش هایی که روز پنجشنبه منتشر شده بود از بسته شدن تعدادی از جاده های استان خوزستان به دست معترضان حکایت داشت. همزمان تصاویری نیز از ایذه منتشر شد که گفته می شود مراسم تشییع پیکر هادی بهمنی، یکی از کشته شدگان در جریان اعتراض های شب های قبل را نشان می دهد.
در گزارش های غیررسمی تعداد کشته شدگان در جریان اعتراض های یک هفته اخیر در خوزستان «دستکم پنج نفر» ذکر می شود. اختلال در دسترسی به اینترنت در استان خوزستان به نگرانی ها از احتمال سرکوب شدید معترضان دامن زده است. در جریان اعتراضات ماه آبان سال ۱۳۹۸ که با سرکوب خونین معترضان به پایان رسید نیز دسترسی به اینترنت در سراسر ایران مختل شده بود.
یکی از شدیدترین سرکوب ها در جریان اعتراض های آبان سال ۹۸ در ماهشهر روی داد. گزارش هایی که چند هفته بعد از این اعتراض ها منتشر شد از کشتار تظاهرکنندگان با سلاح سنگین نظامی (دوشکا) در نیزارهای حومه ماهشهر حکایت داشت. معترضان در آن زمان جاده های اصلی منطقه را بسته بودند.


سازمان عفو بین الملل روز جمعه اعلام کرد که از زمان آغاز اعتراض ها به بی‌آبی استان خوزستان تاکنون «دستکم هشت نفر» به دست نیروهای امنیتی ایران کشته شده اند.
این سازمان مدافع حقوق بشر همچنین ماموران امنیتی ایران را به استفاده «غیرقانونی» از زور برای سرکوب اعتراض هایی که به گفته این نهاد اغلب «مسالمت آمیز» بوده است متهم کرد. در بیانیه عفو بین الملل به تصاویر ویدئویی منتشرشده از اعتراض ها در ایران و روایت شاهدان حوادث استناد شده است.
بنا به اعلام این سازمان تاکنون «دستکم هشت نفر» از جمله یک پسر نوجوان در هفت شهر مختلف کشته شده اند. در بیانیه منتشرشده آمده است که شماری از شهروندان که در میان آنها تعدادی کودک هستند در جریان اعتراض ها مجروح شده اند.
شماری از شهرهای ایران از جمله الیگودرز در استان لرستان و شاهین شهر در استان اصفهان پنجشنبه شب صحنه تظاهرات اعتراض آمیز بود. بنا به گزارش ها نیروهای امنیتی در الیگودرز با معترضان درگیر شدند. خبرگزاری صدا و سیمای ایران گزارش داد که «یک جوان ۲۰ ساله» در الیگودرز کشته شد.
بنا به همین گزارش «دو نوجوان ۱۶ ساله» نیز زخمی شده اند. خبرگزاری صدا وسیما تیراندازی ها را «مشکوک» خوانده و آنها را به «عوامل ناشناس» نسبت داده است.
اعتراض‌ها در ایران؛ دامنه تظاهرات از خوزستان به الیگودرز و شاهین‌شهر کشیده شد
از سوی دیگر معاون فرمانده نیروی انتظامی استان لرستان گفت «تعدادی از لیدرها و عوامل ناآرامی شب گذشته» در الیگودرز دستگیر شده اند.
خامنه‌ای: مشکل آب مشکل کوچکی نیست
علی خامنه ای، رهبر ایران روز جمعه پس از تزریق دومین دوز واکسن کرونا به بدنش که در برابر دوربین تلویزیونی صورت گرفت به حوادث روزهای اخیر در استان خوزستان واکنش نشان داد.
به گزارش رسانه های ایران وی گفت: «در هفت هشت روز اخیر یکی از نگرانی های ما مساله خوزستان و مساله آب مردم و مشکلات مردم بود. [...] اگر چنانچه توصیه‌ هایی که نسبت به آب خوزستان و فاضلاب خوزستان [شده بود] مورد توجه قرار می‌ گرفت حالا مسلما این اشکالات را نداشتیم.»
سخنان روز جمعه علی خامنه ای مشابه اظهارات روز پنجشنبه ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری منتخب ایران است که گفته بود اگر طرح رهبر ایران برای خوزستان تحقق یافته بود این استان با مشکلات امروز روبرو نمی شد. این در حالی است که علی خامنه ای بنا به قانون اساسی ایران طی ۳۲ سال گذشته مقام اول کشور، تعیین کننده سیاست های کلی نظام و مسئول نظارت بر این سیاست ها بوده است.
رهبر ایران در بخش دیگری از سخنان روز جمعه خود گفت: «نمی شود واقعا ملامت کرد مردم را و بایستی به کار مردم رسیدگی بشود. باید رسیدگی می شد، اگر رسیدگی های لازم در وقت خود انجام می گرفت مسلما این وضعیت برای مردم پیش نمی‌ آمد.»
علی خامنه ای از ساکنان استان خوزستان به عنوان «مردم باوفا» یاد کرد و گفت که از نظر او «مشکل آب مشکل کوچکی نیست.»
اعتراض ها به بی‌آبی در استان خوزستان در حالی ادامه پیدا کرده است که دوره ریاست جمهوری حسن روحانی دو هفته دیگر به پایان می رسد و ابراهیم رئیسی قرار است کار خود را به عنوان هشتمین رئیس جمهوری ایران آغاز کند.
منبع : یورو نیوز

This comment was minimized by the moderator on the site

مصاحبه تکان دهنده دکتر محمدجواد عبدالهی رییس بازنشسته دانشکده زمین شناسی ودانشگاه چمران اهواز

20 سال قبل از آنکه جانمایی سد گتوند در سال 68 صورت بگیرد، آمریکایی‌ها پیشنهاد داده بودند 20 کیلومتر بالاتر از مخزن فعلی، سد گتوند احداث شود. اما در آن سال‌ها مدیران شرکت مدیریت منابع آب ونیروی ایران بر این باور بودند که آمریکایی‌ها چون می‌خواستند مخزن سد کوچک باشد، این اختلاف مکانی را مطرح کردند. لذا تصمیمشان بر این شد که دریاچه سد درست بر روی گنبدهای نمکی گچساران جانمایی شود. سال 1380 در نامه‌ای به اداره صنایع و معادن تاکید کردم که مطالعات صورت‌ گرفته روی این سد کافی نیست. سال1381 به همراه مهندس شمسایی مدیرکل وقت آب و فاضلاب خوزستان موضوع را مطرح کردم که این سد مشکلاتی دارد و می‌تواند کل استان خوزستان را از نظر شوری به مخاطره بیندازد.

شمسایی بعدها رئیس سد گتوند شد. به او توضیح دادم که اساساً سازندگان سد مطالعات زمین‌شناسی منطقه را مدنظر قرار نداده‌اند. هیچ گزارشی از مطالعات زمین‌شناسی نداشتند. آقای شمسایی بعد از آن مشاوره گروهی 20 نفره برای مطالعات روی سد تشکیل داد گروه مطالعاتی آقای شمسایی در اولین گزارش به او نوشتند «جلوی ضرر را هر جا بگیرید منفعت است».

آقای مهندس شمسایی به عنوان رئیس اداره آب منطقه خوزستان آن زمان به تمامی مقامات مملکتی نامه نوشت و از آنها خواست جلوی ساخت سد گرفته شود. نامه خطاب به رئیس‌جمهوری، وزیر نیرو، مجلس و مدیر عامل شرکت آب و نیرو (شرکت مجری)... ارسال شده بود.

بعد از اینکه سد ساخته شد، از قضا مهندس شمسایی را که آن زمان شهردار اهواز بود به عنوان رئیس سد انتخاب کردند! بعد از آن یکسری مشاوره از کشورهای مختلف و دانشگاه‌های ایران گرفتند و تصمیم بر این شد که پتوی رسی برای ایجاد فاصله میان لایه‌های ضخیم نمک و بستر دریاچه به وجود بیاید. رئیس سد با من تماس گرفت و پیشنهاد را مطرح کرد. آن زمان دو هزار و پانصد میلیارد تومان هزینه برای این سد صرف شده بود. من آن زمان به عنوان یکی از منتقدان دائمی ساخت این سد بودم که صدایم به گوش کسی نمی‌رسید. من با توجه به تجربه و علمی که داشتم گفتم که این کار با شکست مواجه خواهد شد. روز آبگیری فرا رسید و رئیس‌جمهوری وقت (محمود احمدی‌نژاد ) ومدیرعامل شرکت آب و نیرو نیز برای آبگیری آمدند. آن روز با من تماس گرفتند و من به عوامل شرکت آب و نیرو گفتم هر چه ماشین‌آلات در پایین‌ دست پتوی رسی دارید جمع کنید و به بالا بیاورید چون اعتمادی به پایداری این دیواره رسی نیست و قطعاً تا یکی دو روز آینده می‌شکند و خسارت بیشتری به شما وارد می‌کند. این توصیه من را پذیرفتند و روز چهارشنبه آبگیری صورت گرفت. روز شنبه مسوول همین بخش با من تماس گرفت و خبر شکسته شدن پتوی رسی را داد و گفت چطور می‌دانستید ؟

10روز بعد از اینکه عملیات آبگیری صورت گرفت، بخش زیرین سد که معمولاً سیستم‌های زیرین و دستگاه‌های حساس و سنسورهای کنترل است پر ازنمک شده است؛ این مساله دقیقاً 10 روز بعد از آبگیری رخ داد؛ اتفاقی که مثل روز برای ما روشن بود و هر چه هشدار می‌دادیم کسی گوش نمی‌کرد. بعد از آن مطالعات نشان ‌داد که تمامی مناطق اطراف گتوند و عقیلی، زمین‌های مرغوب کشاورزی این مناطق به دلیل گسترش نمک و تبخیر در حال شوره‌زار شدن هستند و مردم تمام دارایی خود را دارند از دست می‌دهند و هیچ استفاده‌ای از سد و آب ‌شور آن نمی‌توان کرد.

قبل از آبگیری ما بارها هشدار دادیم توربین‌هایی که برای سد خریداری شده برای آب شیرین است و شما میلیاردها میلیارد هزینه کرده‌اید برای آبی که شور خواهد شد. حالا آن توربین‌ها هم کاربردی برای آب شیرین ندارند. هم اکنون توربین‌ها از کار افتاده‌اند.

چندی پیش مدیر روابط عمومی شرکت آب و نیرو سد گتوند از من دعوت کرد از سد بازدید کنم. گفتند آن‌طور که شما تصور می‌کنید نمکی وجود ندارد و نهایتاً یک لایه چهارمتری نمک هست که آن را خارج می‌کنیم! با تعجب دیدم چند لایه نازک چهار تا پنج‌ متری زده‌اند. از جوانک خواستم که محدوده 50 متری را برای گمانه‌زنی و حفاری انتخاب کند و تا عمق 50 متری نیز جلو بروند بعد متوجه خواهند شد با دریای عظیمی از نمک مواجه خواهند شد. بعد از آن مهندسان آزمایشگاه مکانیک خاک برآورد کردند که تا 93 متر ضخامت نمک است. بعد از آن دوستان ما در سد گتوند می‌گفتند ما می‌دانیم چه بلایی سر این منطقه آورده‌ایم اما تو را به خدا چیزی نگویید و رسانه‌ای نشود!
منبع: هفته نامه تجارت فردا @Sahamnewsorg

This comment was minimized by the moderator on the site

محمدرضا کردلو @kordlo68 · 3h
فساد رسانه ای یعنی چی؟
یعنی اینکه بخش استانی خبرگزاری شما، به خاطر بستن با استاندار و شهردار در نمایش بدبختی های خوزستان سکوت کنه،بعد شما به عنوان مدیر کشوری خبرگزاری در نقش راوی بلند شی بری خوزستان، که بگی"واقعیت ماجرا چیست؟" "خودتان را درست کنید،مملکت درست میشود."(خمینی عزیز)


Maryam Shokrani @shokrani_maryam · 6h
از عجایب روزگار : عیسی کلانتری، رییس محیط زیست ج.ا داره میگه #محیط_زیست #ایران قربانی سیاستهای اشتباهی شده و "غارت منابع آب" رخ داده و به سدسازی های دهه ۶۰ اشاره میکنه بعد فرناز_فصیحی از نیویورک تایمز میگه تحریم و تغییرات اقلیمی باعثشه! خوزستان

توییتر ملی @twmelli
پیام لوریس_چکناواریان به هموطنانمان در خوزستان:
ما همه در یک کشتی هستیم و با عشق و محبت باید به ساحل برسیم، ما یک بدن هستیم اگر یکی از اعضای بدن ما ضعیف بشه تمام بدن از کار میفته.

فیروزشاپ @firoozshopcom · Jul 21
کاش شرایط همیشه جوری بود که می‌شد با توییت‌هامون لبخند به لباتون بیاریم ولی به‌خاطر حال‌ و هوای این روزهای کشور و مردم خوب خوزستان، اصلاً دست‌ و دلمون به توییت کردن نمی‌ره. به امید روزهای بهتر...


+۱۵۰۰تصویر @1500tasvir · 2h
اهواز، آبادان، دزفول، سوسنگرد، خرمشهر و الیگودرز و ایذه، اینترنت قطع شده است و تنها گاهی به سختی و بسیار ضعیف با مودم‌های خانگی وصل می‌شود.
کسی صدامون رو می‌شنوه؟


Majid Tavakoli @MajidTavakolii · 5h
گفتن و نوشتن را هم به خدمت سرکوب درآورده‌اند و گفتن‌ها و نوشتن‌های دیگر را سرکوب کرده‌اند. دیگر به‌سختی می‌توان جلوی گلوله و سرکوب را با گفتن و نوشتن گرفت. ستایشگرانِ نادرستی نمی‌گذارند که خشونت رسوا شود و سرکوب‌کننده‌ها از ترسِ طرد و پیگرد به‌خودشان اجازه کشتار و سرکوب ندهند./۱


Meysam Ramezanali @habil · 23h
حالا شما یه لحظه اینترنت رو قطع نکن تا روایت کف خیابونی مردم خوزستان منتشر بشه.
سال‌ها نشنیدین و با تحقیر و توهین، بایکوت‌شون کردین. حالا هم که به طور طبیعی رادیکال شده هم، اینجوری.


فراز @FarazDaily · 55m
فراز از خوزستان گزارش میدهد:
«ما عربیم، خیانت نمی‌کنیم. بیعت ما خون ماست!تا خون‌مان نریزد، بیعت‌مان نمی‌شکند. اگر می‌خواستیم خیانت کنیم،صدام عربی نبود؟ می‌گفت بابا شما عربید،از منید، بیایید جداتون بکنم.»این را ۴ و نیم صبح می‌گوید؛در راه برگشت از ماهشهر. ۱


فلات ایرانـ @IranianPlateau · 52m
جواب تشنه‌لبان خوزستان گلوله نیست.
از آذرخش فراهانی


هادی مهرانی @hadimehrani1 · 20h
گل بگیرید در اون خبرگزاری رو که ۷ روز از اعتراضات خوزستان گذشته اما هنوز داره عکس گل و گیاه میذاره و در مورد لبنان و رقابت های المپیک مطلب مینویسه ، من ر .... تو اون عرق ملیتون خوزستان_تنها_نیست خوزستان_را_دریابید خوزستان_مظلوم


alimosleh @alimosleh · Jul 22
اینترنت خوزستان قطع شد و امثال دلیریان رفتند برای روایت ماجرا. لابد چیزی شبیه این روایت درباره هواپیمای اوکراینی.


M.T Karoubi @KaroubiMT · 2h
اعتراض مسالمت آميز مردم اليگودرز و ايذه در حمايت از خوزستان خطّ بطلانى بر تئورى تجزيه طلبى و اختلاف قومى كشيد. اين اعتراضات، متأسّفانه توسط حكومت به خون كشيده شد و مسئوليت آن همچون جنايات پيشين بر معاندان بار گرديد. آيا دستگيرى فلّه اى معترضين هم توسط ضدِانقلاب و اغتشاشگران بوده؟

MarjanZahranee @marjanzahranee · 20h
البته رسانه‌های وابسته به نهادهای نظامی هم به مرور زمان یاد گرفتن که چطور ژست مردمی بودنشون رو باورپذیر کنند در حالی که بخشی‌شون در میدان مشغول شلیک هستند و بخشی مشغول خبر_خوب دادن!


هادی مهرانی @hadimehrani1 · 1h
آنچه در باره سد سازی در خوزستان و خطاهای سپاه به مردم نمی‌گویند در کمتر از یک دقیقه بشنوید


Azar Mansoori @MansooriAzar · 1h
آنها که معترضان خوزستان را #اغتشاشگر می نامند، بدانند که حتی #گله هم نمی توان از آنها داشت، چه برسد به سرکوب یا بازداشت .!!
آقا آقا مظاهرات_سلمیه


yashar soltani @yasharsoltani · 4h
اوضاع طوری شده که برای حل مشکلات کشور نمی‌توان از مسئولین کمک خواست.
خود مسئولین عامل این حجم عظیم مشکلات و بدبختی‌ها هستند.
گرانی
فقر
کرونا
کم_آبی
تورم
بیکاری
خودکشی
واکسن
قطعی_برق
قطعی_اینترنت
قطعی_آب



حسین رزاق @hoseinrazzagh · 1h
از ارسال آب‌معدنی و اتصال به مجاهدین تا سر رسیدن قلم به مزدهای امنیتی، همه تلاشهائیست مذبوحانه‌ برای روایت‌سازی جعلی‌ از خوزستان. نان میزنند در خون مردم تا یکی خوشش بیاید و گله نکند!


حسن اسدی زیدآبادی @hasanasadiz · 3h
پلیس الیگودرز گفته دیشب با یک وینچستر ۸نفر کشته و زخمی شده‌اند.
ظاهراً مردم این شهر باید پیش از هرچیز برای نبود امنیت تجمع کنند‌ و مسئولان انتظامی آنجا هم به دادگاه معرفی شوند.


Ali Shakourirad @alishakourirad · 21h
باید دستور داده شود که با نیروهای انتظامی و امنیتی که معترضین را بدون آن که عمل مجرمانه داشته باشند، دستگیر کرده‌اند برخورد قانونی شده و به مرجع قضایی معرفی شوند تا دیگر کسی را بدون دلیل موجه قانونی بازداشت نکرده و بر دامنه التهابات و اعتراضات نیفزایند.
تجمع_یا_اعتراض_جرم_نیست



mehdi mahmoudian @MahmoudianMe · 2h
اقای سید پویان؛ اگر اینگونه است که شما می‌فرمایید پس مردم در اعتراض به عدم اجرای دستوری رهبری در خیابان هستند، به دوستانت در نهادهای زیر نظر رهبری بگو گلوله‌هایی که با پول همین مردم خریداری شده است را به سمت مردم شلیک نکنند.


Akbar Ganji @GanjiAkbar · 1h
آیت الله خامنه ای: اگر به دستورات من عمل می شد، خوزستان به این روز نمی افتاد. مردم خوزستان نارضایتی شان را نشان دادند و جای هیچ گلایه ای از آنان نیست. مردم مراقب باشند دشمنان از حرکت آنان علیه نظام و انقلاب سوء استفاده نکنند https://t.me/ganji_akbar/15092

عباس عبدی @abb_abdi · 3h
اگر رسانه و صدا و سیمای آزاد در کشور داشتیم نیازی به این نبود که برای اطلاع از وضع جامعه منتظر اعتراضات مردم باشیم. آن هم در زمانی که حل مشکل دیر شده است. متهم ردیف اول، فقدان آزادی رسانه است.


فلات ایرانـ @IranianPlateau · 11h
أنا لستُ حزینة
أنا حُزن العَالم؛
فَفِی صَدری وطن یبْكی.‌
من اندوهگین نیستم،
من اندوه جهانم؛
در سینه‌ام سرزمینی‌ست که می‌گرید.‌
غادة‌ السمان
خوزستان


وحید هِرُوآبادی @vahidhdi · 23h
روحانی گفته: از مردم خوزستان خواهش می‌کنم که مشکل را از طریق قانونی پیگیری کنند و نگذارند دشمن سوءاستفاده کند؛ از طریق قانونی مثلا چجوری؟ مگه این همه سال نگفتن و ننوشتن و بعضی‌ها هم تاوان ندادن؟


لیا آبنوس_حساب جدید @lieaEbony · 17h
اینترنت خوزستان رو قطع میکنن
بعد چندتا خبرنگار از تهران میفرستن روایت بگن!
خب برفرض چهارتا پرفالور رو فرستادین
فکر میکنید کل ایران توییتره که با گزارشای یکطرفه قانع بشن؟!!



Hossein Raeesi @HosseinRaeesi · 6h
آنچه در خوزستان رخ داده و خواهد داد شبیه ژنوساید_اقتصادی_زیستی است. محاکمه عوامل دور و نزدیک موثر بر بحران در هر سطحی از مدیریت در دادگاه مردمی و با رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه، جبران فوری خسارات مردم و منطقه، از ضروریات مهار بحران است. خوزستان ژنوساید_اقتصادی_زیستی


نجفی تهرانی @najafi_tehrani · 5h
تا مجلس را اقلیت، رئیس جمهور را اقلیت و رئیس قوه قضاییه را اقلیت جامعه انتخاب می کنند و اقلیت_اصولگرا کنش سیاسی اقتصادی و فرهنگی را انحصاراً حق خود میداند و اکثریت مردم و نخبگان را از تصمیم گیری ها و کنش ها حذف میکند این بن بست تداوم خواهد یافت و شرایط کشور هر روز بدتر خواهد شد.


Masih Alinejad @AlinejadMasih · 14h
کسانی که این شلیک مستقیم به مردم را «تصادفی» خواندند آیا وقتی فهمیدند که قتل عام مردم عامدانه‌ است از مردم خوزستان و ملت ایران عذرخواهی کردند یا همچنان مشغول لابی برای توافق هسته‌ای هستند؟



Zahra Chakhmaghi @zahrachakhmaghi · 4h
مادرم بی طاقت شد و رفت #خوزستان پیش مادر و خواهر و برادرهاش ، ولی نمیتونیم هیچ ارتباط اینترنتی داشته باشیم ، نت قطع شده متاسفانه و امیدوارم خود این موضوع مردم رو عصبانی تر نکنه .
آخرتِ تدبیر بود این دولت اُمید !


Siamak Dehghanpour @sdehghanpour · 9h
اون‌ها که در مترو صادقیه تهران علیه جمهوری اسلامی شعار می‌دادند قصد داشتند مترو را از صادقیه جدا کنند!



یاسر عرب @yaserarabshaban · 3h
حالا شما این را شوخی می بینید اما؛
همین الان نزدیک نود هزار هکتار برنج کاری خوزستان ۳میلیارد مترمکعب آب لازم دارد. داستان خوزستان، حکایت صد سال توسعه نامتوازن و حکمرانی ناکارآمد است.



M.T Karoubi @KaroubiMT · 3h
اعتراض مسالمت آميز مردم اليگودرز و ايذه در حمايت از خوزستان خطّ بطلانى بر تئورى تجزيه طلبى و اختلاف قومى كشيد. اين اعتراضات، متأسّفانه توسط حكومت به خون كشيده شد و مسئوليت آن همچون جنايات پيشين بر معاندان بار گرديد. آيا دستگيرى فلّه اى معترضين هم توسط ضدِانقلاب و اغتشاشگران بوده؟



Bamdad Hoorfar @BamdadHoorfar · 16h
خرمشهر ، خونین شهر شد تا محمره نشود.



AKBARIN @MJ_Akbarin 9h
به تدریج و قطره‌چکانی، از خوزستان و لرستان دارد خبرهای هولناکی می‌رسد! خبرهایی که با قطعی کامل اینترنتِ تلفن همراه و همدستی خبرنگاران بی_شرفِ سازمان سرکوب، پنهان مانده است.


مصطفی تاجزاده @mostafatajzade · 5h
«حالا که مردم ناراحتیشان را بروز دادند و اظهار کردند، هیچ گله‌ای نمی‌شود از مردم داشت.» رهبر در سخنان امروز خود حق اعتراض مردم خوزستان در روزهای اخیر را به‌رسمیت شناخت. حال باید روشن شود چه کسی مسئول و پاسخگوی خون‌های ریخته‌شده تا امروز است؟

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

بابا آب داد، ما آب را به باد دادیم! محسن رنانی / ۱۲ ...
ژِنرالیسم مقدس اینکه بنی صدر به چه اشتباهاتی مبتلا و چ...