تو بند گشا باش، که تو را نیز در ما به بند کرده اند

11 مرداد 1398
Author :  
از بندی به بندی دیگر

تو بند گشا باش، که تو را نیز در ما به بند کرده اند

همواره در هراس بند، من مانده ام به بند

زیرا که بند، وز پی بند، بر ما نهاده اند

در بند بودمُ، در مذمت بند، پندها گفته ام

یارب این چه بند بود که بر ما نهاده اند؟!

این بند از تو بود، و به تقلیدِ راه تو

زین راه جواز بند ساختُ بر ما نهاده اند

گاه سرودن وِرد عشق، بند را نیز سروده اند

خاموش باد سرود عشقی که بدین سان سروده اند

کاش آن زمان که بند را در سرود عشق می سروده اند

ویران نموده بودی، بندی که بر ما نوشته اند

 بندی نخواهم به پای، ای بند گشای بزرگ عشق!

بندی کِشَم، که رها گردم زین بند، که آنان نهاده اند

این بند راه آمدنم، سوی تو را سلب می کند

وَرنه بند، بند است، بگذار گذارند، آنچه بر ما نهاده اند

ما را به عشق بند توست، که هوس روزگار عشق می کنیم 

بند است بند تو، به چه کار آید بندی که بر ما نهاده اند

یارب تو را قسم به غروبِ هر روز بندیان

تو بند گشا باش، که تو را نیز در ما به بند کرده اند

در هر غروب، بی کسان ناله از دل سر دهند

یارب کجاست صبحدمانی، بر این بندی که نهاده اند 

کاش تو نیز بندگی نخواستی از بشر

چون بر مدار بندگی تو، بندها نهاده اند

کاش آندمی که تو کز بندگی گفتیُ و بند

آزادگی سروده بودیُ و رهایی از این بند، که آنان نهاده اند

ای بندیان و در بند کنندگان به گوش،

رو و رها شوید زین، که این نخواسته اند

بند است بند عشق که تو را به بند می کشد 

بندی که آزادگی است، نی آنچه بر ما نهاده اند

گاهم بر این نظر، که گوش تو بر ناله ها، بی اثر شده است

ما را رها کرده ایی و راضی بر این قفس که نهاده اند

 سروده شده در 10 مرداد 1398  

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
سید مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (1)

  1. مصطفوی

دوستی در واکنش به این پست برایم نوشت :

خواندمت‎
اسارت غمگنانه ای ست، اسارت عشق‎
وچه زیبا و فصیح سروده ایی" گاه سرودن ورد عشق،بند را نیز سروده اند"‎
نغز است و دلنشین این واژه ها ، که روان می گردند بر جان ودل" کاش تو نیز بندگی نخواستی از بشر// که بر مدار بندگی تو ، بندها نهاد اند"‎
درود بر تو که از دیار عاشقانی و عارفان‎
این سیر و سلوک ، بر تو مبارک بادا‎
" شور شیرین منما،تا نکنی فرهادم"‎
موسیقی منتخب این پست هم زیباست‎
و تا کنون نشنیده بودم‎
نمی دانم چه کسی می خواند، اما زیباست‎
و من اما این غزل را سالها، میهمان. صدای ملکوتی استاد سراج بوده‌ام، اجرایی بس دلنشین، که از زمین جدا یت می کند و به عمق آسمانها، پرواز ت می دهد‎
تصاویر منتخب پست هایت ، همیشه به معنا نزدیک است و این نیز از نقاط قوت است،که در پست هایت مشهود است

  پیوست ها
 
There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر