به شب افتاده ام شب گشته روزم

25 تیر 1398
Author :  
بعضی مواقع خداوند وضعت شما را تغییر نمی دهد، با این هدف که قلب شما را تغییر دهد

به شب افتاده ام، شب گشته روزم

شدم سرگردان در این باغ جدایی،     نمی دانم کِه هستم، یا کجایم

به شب افتاده ام، شب گشته روزم،    شبانگاهان، گرفتار چه جایم؟!

منم یکتا و تنها در میانه،    نمی بینم کسی، پرسم کِه هستم، یا کجایم

همه گویند معشوقست، تنها،     کجا تنهاست او، من گو، که دانم

در این تنهاییم وامانده گشتم     کجا معشوق مانده، گُو بدانم

اگر او باشد آن یکتای تنها     من بی کس ترین، تنهای تنهام

بسان می به جام هر کسی هست،    منم بی جام و بی می، خوار و تنهام

اگر او باشد آن تنهای تنها    منم تنها، تو برگو عنقریب سویش روانم

دلا خارج شو از این مُلک بیجا     که جای تو نه این است که روانم

برو تو سوی خود ای دل که اینک     تو سوی خود، و من سویی روانم

نظم نگاشتی از اردیبهشت 1398

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر