کشتار در غزه، سودان و اوکراین؛ بستگی دارد کُشنده و کُشته شده کِه باشد! واکنش را این تعیین میکند
  •  

22 آذر 1404
Author :  
دو ژنرال، هر دو سودانی، هریک مزدور یک‌سری از کشورها، در حال کشتار سودانی‌ها

 

کشتار و جنایت در سودان، فلسطین و اوکراین همزمان جریان داشته و دارد، اما واکنش ما بسته به اینکه قاتل و مقتول چه کسانی بودند، متفاوت بود. جهان پیرامون ما دو سه سالی است که همزمان درگیر سه جنگ بزرگ، هولناک و پر از جنایت، کشتار، آوارگی، ویرانی، تجاوز و ظلم بی حد و اندازه در حق بشریت است.

تلاش‌های صلحجویانه پی گرفته می‌شود، اما سود آنچنانی نداشته، و روند جنایت‌آمیزِ جنایتکاران جنگی، همچنان ادامه دارد. جنگ روسیه با اوکرین (۲۰۲۲ تا اکنون[1] ، جنگ اسرائیل با غزه (2023 تا اکنون[2] و جنگ داخلی سودان (2023 تا اکنون). [3]

بازتاب این جنگ‌ها را اگر در بین خودمان در نظر آوریم، به ویژه کار رسانه‌ایی که رسانه‌های فارسی‌زبان روی این سه جنگ ویرانگر انجام دادند، نشان میدهد که تمام توان خود را روی جنگ غزه گذاشته، از جنایت جاری در اوکراین کمی گفتند، و سودان را نادیده گرفتند، و تو گویا در دیدگاه ما، حتی آدم‌ها هم طبقه بندی شده‌اند، و چنان در سقوط اخلاقی، انسانی و... غوطه میخوریم که برای جان انسان‌ها هم بهای گوناگون گذاشته، برای برخی جان و کشور خود را فدا می‌کنیم، و برخی جانشان آنقدر ارزان قیمت است، که حتی ما را وادار به واکنش خبری هم نمی‌کند، چه رسد به محکومیت، و یا غم و غصه‌ایی که برای آنها بخوریم، و یا اشکی که بر مظلومیت آنان جاری نمائیم!

چنان از میانه‌روی به دور افتاده، در افراط غرق شده، سود و زیان و یا دیگر ملاحظات خود را در این زمینه دخیل کرده‌ایم که از کشتار صهیونیست‌ها از فلسطینی‌ها چنان بر می‌آشوبیم که هر کشته فلسطینی در غزه و یا کرانه باختری را خبری کرده، در مجامع جهانی فریاد می‌کشیم، اما برای صدها هزار کشته در جنگ اوکراین ما تنها بیننده‌ایم، و به کشتار و جنایت در سودان، از این هم کمتر واکنش نشان داده، فریاد کمک خواهی آنان را نشنیده و نادیده گرفته، بسیار بسیار کم بدان‌ها پرداختیم، تا حدی که می‌توان گفت که این سیاه‌چرده‌های مظلوم و در خون و جنایت غلتان را نشنیده، و ندیده گرفتیم.

حال آنکه کل کشتار غزه در این دو سال، نزدیک به 100 هزار نفر است (کشته ۷۹٬۵۴۳ +۱۴٬۲۲۲ مفقودها)، و در طول همین دوره، کشتار در سودان «احتمالاً به‌ طور قابل‌ توجهی بیش از 150 هزار کشته»، و در یک قلم دیگر، از مجموع 700 هزار کودک مواجه با سوء تغذیه حاد در خلال این جنگ دو ساله، گزارش‌ها از مرگ 522 هزار کودک حکایت میکند.

برآورد منابع آمریکایی از جنگ خونبار اوکراین که در بازه زمانی ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ تا ۱۸ اوت ۲۰۲۳ را پوشش داده است، 70 هزار اوکراینی کشته، و نزدیک به 120 هزار نفر نیز زخمی شده‌اند، مهاجمان روس نیز 120 هزار کشته، و نزدیک به 170 هزار زخمی را متحمل شده‌اند. بله، این اعداد، تاراج زندگی انسانی است، و همزمان مرگِ انسانیت، که در سودان و اوکراین نیز مثل فلسطین، و بلکه شدیدتر از آن اتفاق افتاده و می افتد.

 در دنیای نابرابر انسانی که بر ما آدم‌ها چیرگی یافته است، حتی خون انسان‌ها را هم قیمت متفاوتی است، و خون برخی از آنها در این دنیا، برای ما دورشده‌ها از خدا و انسانیت، رنگین‌تر از بقیه دیده میشود، و بین انسان‌ها طوری ارزش‌گذاریی می‌کنیم که در جایی گوش هایمان به هر صدایی حساس است، ولی در جایی دیگر، ده‌ها هزار خون، حتی تکانمان هم نمی‌دهد، و کمی آنسوتر صدها هزار خون ریخته می‌شود و همه بی اعتنا از کنار آن می‌گذریم، گاهی انگار مهم است که خون از آنِ کی باشد، و توسط چه کسانی ریخته شود.

در دو سال گذشته، در خاورمیانه دو  کشتارگاه بزرگ، پا به پای هم از انسان‌ها کشتار داشتند، و پیش رفتند، یکی کشتار و جنایت در غزه، و دیگری در سودان، با این تفاوت که کشتار غزه به عنوان موضوعی ناموسی، دنیا را به تکان وا داشت، و شمال و جنوب، خاور و باختر جهان را علیه این کشتار نیم خیز کرد، و به اعتراض وا داشت، به طوری که بزرگترین راهپیمایی‌های جهانی را در پی داشت، اما کشتاری از آن بیشتر در سودان، در سکوتی کامل، ادامه داشت و دارد، این استاندارد دوگانه هیچ نشانی ندارد، مگر مرگ انسانیت و سقوط اخلاقی.

تهران - جمعه 21 آذرماه 1404 برابر با 12 دسامبر 2025

#نه_به_جنگ

#نه_به_تجاوز_کشتار

#StopWar

#StopGenocideInSudan

[1] - در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، روسیه به اوکراین حمله کرد و بزرگ‌ترین و مرگبارترین جنگ اروپا از زمان جنگ جهانی دوم را آغاز نمود؛ جنگی که تشدید چشمگیری در مناقشه میان دو کشور از سال ۲۰۱۴ به‌شمار می‌رفت. این درگیری باعث صدها هزار تلفات نظامی و ده‌ها هزار تلفات غیرنظامی اوکراینی شده است. تا سال ۲۰۲۵، نیروهای روسیه حدود ۲۰ درصد از خاک اوکراین را در اشغال دارند. از جمعیت ۴۱ میلیونی اوکراین، تا آوریل ۲۰۲۳ حدود ۸ میلیون نفر در داخل کشور آواره و بیش از ۸٫۲ میلیون نفر از کشور گریخته‌اند و بزرگ‌ترین بحران پناهجویان اروپا از زمان جنگ جهانی دوم را رقم زده‌اند.

[2] - جنگ غزه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ میان اسرائیل و گروه‌های شبه‌نظامی فلسطینی به رهبری حماس در نوار غزه و اسرائیل جریان داشته است. جنگ غزه پانزدهمین جنگ در تاریخ درگیری‌های اسرائیل و غزه به‌شمار می‌رود و ادامه‌دهندهٔ بحران خاورمیانه است. نخستین روز این جنگ مرگ‌بارترین روز در تاریخ اسرائیل بود و این جنگ هم مرگبارترین جنگ برای فلسطینی‌ها در تاریخ درگیری فلسطین و اسرائیل محسوب می‌شود.

[3] - جنگ داخلی در سودان در ۱۵ آوریل ۲۰۲۳ میان دو جناح رقیب دولت نظامی سودان آغاز شده است. این درگیری میان نیروهای مسلح سودان (SAF) به رهبری ژنرال عبدالفتاح البرهان و نیروی شبه‌نظامی نیروهای واکنش سریع (RSF) به فرماندهی محمد حمدان دگالو (معروف به محمد حمدان دقلو) جریان دارد که همچنین رهبری ائتلاف گسترده‌تر جنجوید را بر عهده دارد. چندین گروه مسلح کوچک‌تر نیز در این نبرد شرکت کرده‌اند. نبردها عمدتاً در پایتخت، خارطوم، که جنگ با نبردهای گسترده در آن آغاز شد، و در منطقهٔ دارفور متمرکز بوده‌اند. دو جنگ داخلی – اولی از ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۲ و دومی از ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۵ – میان دولت مرکزی و مناطق جنوبی که منجر به استقلال سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ شد، باعث کشته شدن ۱٫۵ میلیون نفر شد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (5)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

خنجر امارات به عربستان؛ چه شد که دو متحد آمریکا در یمن به نزاع پرداختند؟
احترام نیروهای گارد به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان در کنار محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی، در قصر الوطن ابوظبی، ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹،

نگارش از Javad Hashemi
تاریخ انتشار ۰۲/۰۱/۲۰۲۶

تنش‌ها میان عربستان سعودی و امارات عربی متحده این هفته با برخوردی بی‌سابقه و مستقیم به سطحی رسید که پیامدهای آن فراتر از منطقه و در سطح جهانی احساس می‌شود. این دو کشور که پیش‌تر متحدانی راهبردی در خاورمیانه محسوب می‌شدند، اکنون وارد رقابت و رویارویی مستقیم شده‌اند.
یک دهه پیش، همزمان با به قدرت رسیدن محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد عربستان سعودی، تحلیلگران او را با شیخ محمد بن زاید، حاکم بالفعل امارات مقایسه می‌کردند. هر دو عضو خاندان سلطنتی خود را به عنوان اصلاح‌طلبان اقتدارگرا معرفی می‌کردند و در سال ۲۰۱۵ میلادی به منظور مقابله با شورشیان تحت حمایت ایران (حوثی‌ها)، دست به مداخله نظامی در یمن زدند.

ریاض و ابوظبی بعد از آن نیز در یک منازعه سیاسی شدید علیه دیگر همسایه خود یعنی قطر با یکدیگر همکاری کردند.

اما امروز اختلافات میان این عربستان و امارات بیشتر شده و ثروت نفتی، آن‌ها را به رقابت در خاورمیانه، آفریقا و فراتر از آن سوق داده است.

اولین نشانه علنی این اختلافات در سال ۲۰۱۹ بروز کرد، زمانی که فشار بین‌المللی بر کمپین عربستان در یمن به دلیل تلفات گسترده، قحطی و بیماری افزایش یافت و امارات بخش عمده‌ای از نیروهای خود را از کشور خارج کرد.

با این حال، امارات حمایت خود را از گروه جدایی‌طلبی به نام «شورای انتقالی جنوب»(STC) که علنا از ماه دسامبر علیه دولت رسمی مورد حمایت عربستان در یمن وارد جنگ شده است، ادامه داد.

افزایش تنش‌ها و حمله هوایی عربستان
دولت رسمی یمن توسط نهادی به نام «شورای رهبری ریاست‌جمهوری» (PLC) اداره می‌شود که عربستان سعودی از آن پشتیبانی می‌کند. این دولت و نیروهای وابسته به آن، همراه با «شورای انتقالی جنوب»، در قالب یک ائتلاف، طی سال‌های جنگ کنترل بیشتر مناطق جنوبی یمن را در اختیار داشته‌اند؛ و حالا میان اعضای این ائتلاف اختلافات جدی بوجود آمده است.

اکنون جدایی‌طلبان «شورای انتقالی جنوب» توانسته‌اند نفوذ و کنترل خود را در بخش‌هایی از خاک یمن که تحت کنترل حوثی‌ها نیست، گسترش دهد و دو استان حضرموت و المهره در جنوب یمن را تصرف کنند.

تا اینکه روز سه‌شنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ (۹ دی ۱۴۰۴)، تنش‌های دیرینه بین عربستان و امارات بالا گرفت و آشکار شد. در این روز، یک حمله هوایی به رهبری عربستان، محموله‌ای اماراتی را هنگام ورود به یمن هدف قرار داد؛ عربستان ادعا کرد که امارات قصد داشته سلاح‌هایی را به دست یک گروه جدایی‌طلب برساند.

به نظر می‌رسد عربستان سعودی در هفته‌های اخیر سعی کرده است موضوع حمایت ابوطبی از جدایی‌طلبان را به طور پنهانی با امارات حل و فصل کند. اما برای عربستان سعودی، محموله ادعایی به بندر مکلا «خنجری از پشت» بود که باعث شد علنا نارضایتی خود را اعلام کند و اقدام نظامی انجام دهد.

«عربستان جنوبی» و «شورای انتقالی جنوب»
شورای انتقالی جنوب که دارای ایدئولوژی جدایی‌طلبانه ضداسلامی است، در سال ۲۰۱۷ میلادی با حمایت امارات تأسیس شد.

هرچند که این شورا تمایل به ایجاد کشور مستقلی تحت عنوان «عربستان جنوبی» دارد، اما در عین حال بخشی جدایی‌ناپذیر از دولت به‌رسمیت‌شناخته شده یمن در سطح بین‌المللی بوده که در سال ۲۰۲۲ تحت «شورای رهبری ریاست‌جمهوری» (PLC) شکل گرفت و از آغاز توسط عربستان سعودی و به ظاهر امارات نیز حمایت شده است.

عربستان این اقدامات «شورای انتقالی جنوب» را به چشم تلاش‌های مورد حمایت امارات برای جدا شدن از کشور یمن و اعلام استقلال می‌بیند و ارسال ادعایی سلاح‌ها را به عنوان اجرای عملی این برنامه‌ها ارزیابی می‌کند.

در بیانیه‌ای غیرمعمول و بسیار صریح ۳۰ دسامبر، وزارت امور خارجه عربستان، امارات را مستقیما خطاب قرار داد و اقدامات آن را «تهدیدی برای امنیت ملی عربستان» خواند. عربستان از امارات خواست تا درخواست «جمهوری یمن» برای خروج تمام نیروهای خود از کشور طی ۲۴ ساعت را بپذیرد و هرگونه حمایت نظامی یا مالی از هر گروهی در یمن را متوقف کند.

با این حال، وزارت دفاع امارات نیز همان روز، ۳۰ دسامبر، اعلام کرد که واحدهای ضدتروریسم خود را از یمن خارج می‌کند؛ این نیروها ظاهرا تنها نیروهای نظامی باقی‌مانده امارات در کشور به شمار می‌روند.

چرا اختلاف بین دو متحد اصلی آمریکا در خلیج فارس به نفع واشنگتن نیست؟
برای دولت واشنگتن، این اختلاف می‌تواند یک چالش جدی باشد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، آمریکا روز سه‌شنبه را صرف تماس‌های تلفنی با همتایان خود در عربستان و امارات کرد تا به این بحران دیپلماتیک رسیدگی کند.

هر دو کشور وعده‌های هنگفتی برای تزریق سرمایه به ایالات متحده داده‌اند و به عنوان بازیگران کلیدی شناخته می‌شوند که رئیس جمهوری ترامپ امید دارد از آن‌ها برای تقویت حمایت از سیاست‌های خاورمیانه‌ای خود، به ویژه در اسرائیل و نوار غزه، بهره‌برداری کند.

نقش امارات و انگیزه‌های پشت اقدامات این کشور در این بحران هنوز تا حد زیادی نامشخص و پیچیده است. در مقابل، واکنش شدید عربستان سعودی به این وضعیت بسیار قابل درک است.

از نگاه عربستان سعودی، با وجود تکذیب‌ها و اعتراض‌های امارات،هیچ شکی نیست که «شورای انتقالی جنوب» بدون تأیید امارات نمی‌توانست استان‌های در حضرموت و المهره را تصرف کند. از دید عربستان این حرکتی خصمانه محسوب می‌شوند، به ویژه که زمانی همه این نیروها قرار بود علیه دشمن مشترک خود، یعنی حوثی‌ها، بجنگند.

به طور خاص‌تر، عربستان سعودی حرکت یک جنبش جدایی‌طلب در مرز جنوبی خود را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی کشور می‌داند.

و دوم اینکه، هر چند عربستان ممکن است تهدیداتی از سوی نیروهای نیابتی حمایت‌شده توسط کشورهایی مانند ایران انتظار داشته باشد، اما اینکه چنین تهدیداتی با حمایت یک عضو دیگر شورای همکاری خلیج (GCC) رخ دهد، بسیار غیرمنتظره و شوکه‌کننده است، حتی اگر دو کشور دلخوری‌هایی داشته باشند.

مضافا اینکه برای عربستان، ادامه چنین رفتاری می‌تواند به انسجام شورای همکاری خلیج فارس و توانایی جمعی اعضا برای مقابله با دشمنان واقعی مشترک آسیب برساند.

رقابت اقتصادی میان عربستان و امارات نیز در این بین مهم است. در سال‌های آغازین فعالیتش، محمد بن سلمان، یک سیاست خارجی بسیار تهاجمی را دنبال کرد و تنها چند ماه پس از انتصاب به سمت وزیر دفاع، حملات هوایی در یمن را آغاز کرد. با این حال، در سال‌های اخیر، او تلاش کرده است تنش‌های منطقه‌ای را کاهش دهد تا بتواند برنامه اقتصادی خود در داخل عربستان را پیش ببرد.

برنامه‌های بن‌سلمان برای تبدیل عربستان به یک مرکز جهانی کسب‌وکار، هوش مصنوعی و گردشگری، تهدیدی بالقوه برای دبی، مهم‌ترین مرکز مالی و هوانوردی امارات، ایجاد کرده است.

مقامات سعودی و اماراتی اغلب می‌گویند که رقابت میان آن‌ها دوستانه و به نفع همه است. با این حال، در سال ۲۰۲۱، دولت سعودی شروع به فشار بر شرکت‌های بین‌المللی برای انتقال دفتر مرکزی منطقه‌ای خود از دبی به ریاض، پایتخت عربستان، کرد و تهدید کرد که دسترسی این شرکت‌ها به قراردادهای دولتی سودآور را قطع خواهد کرد، اگر از دستور پیروی نکنند.

انگیزه امارات برای حمایت از جدایی‌طلبان چیست؟
علت حمایت امارات از این گروه همچنان نامعلوم است، اما تحلیلگران معتقدند که رهبری امارات ممکن است جذب ایده کنترل و نفوذ در شهرهای بندری یمن شده باشد، شهرهایی که روی مسیرهای حیاتی تجارت جهانی واقع شده‌اند.

امارات در سال‌های اخیر به یک بازیگر منطقه‌ای مستقل و جاه‌طلب تبدیل شده است که به نظر می‌رسد اهداف امپریالیستی دارد. در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ، امارات نقش مهمی در تدوین توافق‌هایی ایفا کرد که طی آن روابط اسرائیل با امارات، بحرین و مراکش عادی شد و سیاستی که سال‌ها میان بسیاری از کشورهای عربی برقرار بود، شکسته شد.

دولت امارات همچنین حضور خود را خارج از منطقه افزایش داده و سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در قاره آفریقا انجام داده است.

در ماه‌های اخیر، امارات به دلیل نقشی که گفته می‌شود در بحران سودان داشته است، با انتقاد و فشار بین‌المللی روبرو شده است. این کشور متهم است از نیروهای پشتیبانی سریع، یک نیروی شبه‌نظامی که در جنگ داخلی ویرانگر سودان علیه ارتش این کشور می‌جنگد، حمایت می‌کند. مقامات امارات قبلا هرگونه حمایت از این گروه را رد کرده‌اند، با این حال شواهد زیادی این ادعا را تایید می‌کند. عربستان سعودی از ارتش سودان حمایت کرده و میزبان مذاکرات صلح بین طرفین بوده است.

نگاه تاریخی و زمینه یمنی
وضعیت کنترل مناطق مختلف یمن پیچیده‌تر از گذشته شده است. یمن از زمان رهایی از سلطه امپراتوری‌های عثمانی و بریتانیا تاکنون، به‌طور مکرر با ناکامی در گذارهای سیاسی مواجه بوده است.

این ناکامی‌ها در بستری شکل گرفتند که با شکاف‌های عمیق میان شمال و جنوب کشور و نیز تنوع و پراکندگی گروه‌های قبیله‌ای، سیاسی و مذهبی همراه بوده است.

در سال ۲۰۱۱ و هم‌زمان با خیزش‌های موسوم به «بهار عربی»، موجی از اعتراضات مردمی در یمن شکل گرفت که با برخورد خشونت‌آمیز دولت مواجه شد. در آن مقطع، علی عبدالله صالح که از سال ۱۹۹۰ قدرت را در اختیار داشت، ریاست نظام سیاسی کشور را بر عهده داشت. مطالبات معترضان عمدتا معطوف به فساد ساختاری، توسعه‌نیافتگی اقتصادی، حاشیه‌نشینی سیاسی، مشارکت دولت یمن در عملیات نظامی ایالات متحده علیه القاعده، و نیز تلاش برای انتقال قدرت به فرزند صالح بود. در پی این تحولات، نیروهای مسلح یمن نیز دچار شکاف و چنددستگی شدند.

تا اینکه در چارچوب ابتکار شورای همکاری خلیج فارس، توافق شد که آقای صالح از قدرت کناره‌گیری کرده و معاون او، عبدربه منصور هادی، قدرت را در دست گیرد. آقای هادی در سال ۲۰۱۲ به‌عنوان رئیس‌جمهور منصوب شد. پس از آن، فرآیند گفت‌وگوی ملی با مشارکت طیف گسترده‌ای از بازیگران سیاسی، از جمله جنبش انصارالله (حوثی‌ها)، آغاز شد.

با این حال، این گفت‌وگوها به دلیل ناتوانی در حل مسائل بنیادینی همچون توزیع قدرت، مرزبندی‌های سرزمینی و تخصیص منابع، و همچنین عدم پیش‌بینی سازوکاری برای برگزاری یک انتخاباتی رقابتی (که می‌توانست به پایان دوره ریاست‌جمهوری آقای هادی که اصالتا اهل جنوب یمن بود، بینجامد) به نتیجه نرسید.

در سال ۲۰۱۴، حوثی‌ها که پیش‌تر کنترل بخش‌هایی از شمال یمن را در اختیار داشتند، صنعا، پایتخت کشور، را تصرف کردند.

حملات هوایی منتسب به سعودی‌ها علیه جدایی‌طلبان جنوب یمن؛ ریاض به جناح مورد حمایت امارات هشدار داد
امارات در پی حمله هوایی عربستان به بندر مکلا و هشدار به جدایی‌طلبان، خاک یمن را ترک کرد
در پی این تحول، در سال ۲۰۱۵ ائتلافی به رهبری عربستان سعودی با استناد به ضرورت مهار نفوذ ایران، بازگرداندن دولت آقای هادی و جلوگیری از فروپاشی ساختار سرزمینی یمن، مداخله نظامی در این کشور را آغاز کرد.

از سال ۲۰۲۲ به بعد، خطوط نبرد میان حوثی‌ها و نیروهای دولت عملا ثابت مانده و نه پیشروی چشمگیری رخ داده و نه توافق صلح جدی به نتیجه رسیده است. تلاش‌های سازمان ملل برای پیشبرد مذاکرات نیز عملا متوقف شده است.

This comment was minimized by the moderator on the site

فاجعۀ ربودن هزاران کودک در ترازوی اخلاق

یادداشتی از سیدعلی محمودی پیرامون واکنش کشورها به قطعنامۀ ملل متحد دربارۀ «الزام روسیه به بازگرداندن هزاران کودک اوکراینی ربوده ‌شده»

نوشتار پیش رو چه می‌گوید؟

سیدعلی محمودی می‌نویسد در میان انبوه اخبار روزمره، قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل درباره «الزام روسیه به بازگرداندن هزاران کودک اوکراینی ربوده‌شده» خبری عمیقاً انسانی و اخلاقی بوده که در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این قطعنامه با اکثریت آرا تصویب شد، اما دوازده کشور از جمله جمهوری اسلامی ایران به آن رأی منفی دادند؛ در حالی که بر اساس گزارش‌های رسمی، انتقال اجباری دست‌کم ۲۰ هزار کودک، مصداق جنایت جنگی و نقض کنوانسیون ژنو است

محمودی معتقد است که این رأی‌گیری را باید در «ترازوی اخلاق» سنجید و از منظر دو مکتب اصلی، یعنی اخلاق وظیفه‌گرا و اخلاق فایده‌گرا، ارزیابی کرد. اخلاق وظیفه‌گرا بر انجام کردار درست به‌خاطر ذات اخلاقی آن تأکید دارد و این اصل هم برای افراد و هم برای دولت‌ها معتبر است. در مقابل، اخلاق فایده‌گرا نشان می‌دهد برخی دولت‌ها منافع کوتاه‌مدت یا بلندمدت سیاسی خود را بر ندای وجدان اخلاقی ترجیح داده‌اند و همین انتخاب رأی منفی یا ممتنع آنان را توضیح می‌دهد

نویسنده با ارجاع به پیامدهای انسانی این جنایت می‌گوید کشورهای رأی‌دهنده به قطعنامه، دست‌کم در مسیر دفاع از کرامت کودکان و همدلی با ملت اوکراین گام برداشته‌اند. حتی اگر انگیزه آنان فایده‌گرایانه باشد، این تصمیم در حافظه اخلاقی روابط بین‌الملل به‌عنوان کنشی انسانی ثبت خواهد شد و مآلاً از این منظر به نقد رأی منفی جمهوری اسلامی می‌پردازد

متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید
http://mashghenow.com/?p=6322

This comment was minimized by the moderator on the site

چرا پروژه «بن زاید» را کاملاً رد می‌کنم؟

دکتر «المنصف المرزوقی»، چهارمین رئیس‌جمهور تونس در مورد «محمد بن‌زاید» و اقدامات امارات متحده عربی گفت: «او خودش مستقلاً حرکت نمی‌کند بلکه ابزار دست اسرائیل است. این باور مطلق من است و بر اساس تجربه می‌گویم، یعنی من به او تهمت نمی‌زنم و او نوک پیکان نظام استبدادی عربی است در مبارزه با هر چیزی که بوی آزادی‌خواهی می‌دهد. چیزی که می‌تواند اساساً خطری برای اسرائیل ایجاد کند.»

او هم‌چنین در بخشی از سخنانش گفت: «چه کسی «حفتر» را تأمین مالی می‌کند؟ مگر امارات نیست؟ چه کسی «حمیدتی» را تأمین مالی می‌کند؟ آیا من بودم که از «محمد بن زاید» در شورای امنیت شکایت کردم؟ مگر نماینده سودان نبود که به صراحت گفت ما مدارک و اسنادی داریم و غیره که ثابت می‌کند این شخص همیشه و همواره پشت تمام مصیبت‌هاست.

رسانه «الطریق» ترجمه: مشرق مدیا

This comment was minimized by the moderator on the site

اوکراین به اندازه کافی حامی دارد پول دارد سلاح دارد ولی مردم فلسطین توسط حامیان اوکراین کشته مس شوند.در محاصره کامل هستند از همه چیز محروم هستند. نسل کشی صورت گرفته کودک کشی صورت گرفته بیمارستان ها مورد حمله قرار گرفته ۸۰ سال تحت اشغال هستند با یک رژیم آپارتاید درگیر هستند.
تاسف بار است که این دو با یکدیگر مقایسه شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

درود بر شما، اولا مردم فلسطین را 50 کشور عربی بعلاوه ج.ا.ایران حمایت کامل می کنند، به طوری که در آخرین رای گیری برای سیستم دو کشوری تنها دو کشور اسراییل و امریکا مخالف به رسمیت شناختن دولت فلسطین بودند، حامیان فلسطین از اوکراین هم بیشتر است، و دوم این که مطلب من مقایسه بین کشتار مردم سودان و فلسطین بود، که چند برابر مردم فلسطین در طی دوره دو سال کشته شدند و نابود شدند و هیچ واکنشی به آن صورت نگرفت
کل کودک کشی اسراییل در فلسطین را اگر یک سوم شهدا در نظر گرفت می شود 35 هزار، اما یک قلم کشته های سودان از کودکان 522 هزار نفر است و هر دو جنگ در فاصله 2023 تا کنون جریان داشته و دارد
در این مطلب سخن از حامیان مردمی نیست که زیر بمباران و گلوله اند، سخن از کسانی است که فارغ از این که حامیان آنان چه کسی هستند، کشتار می شوند، به قول سعدی شیراز کجاست «بنی آدم اعضای یک پیکرند، چو عضوی به درد آورد روزگار ، دگر عضوها را نماند قرار» این بی قراری برای چند صد هزار سودانی کشته شده کجاست؟!!
مقایسه بین میزان واکنش ما به چند ده هزار کشته فلسطینی، که همزمان با کشتار چند صد هزاری در سودان کشته شدند، نشان از جهت گیری های افراط گرایانه ما دارد.

سایت یادداشت هایی بی مخاطب
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

درود خداویران گذارد خاک این فرمانروایان را.......... انشاالله انشاالله انشاالله .......................
- یک نظر اضافه کرد در ایران چگونه و توسط چه کسانی بس...
️ «وقتی لجاجت هزینه‌ساز میشود؛ فرصت مذاکره با ترامپ برای همیشه از دست رفت» «دیگر مذاکرات با ایران پ...