شما فکر می کنید بالاخره چه می شود، اوضاع به کجا ختم می شود؟
  •  

13 آذر 1402
Author :  
حواریون مسیح در حال وارسی زخم های تن منجی - تن مجروح یک منجی اعدام شده

شاید شما هم از جمله کسانی باشید که این سوال را از بسیاری شنیده باشید، از کسانی که هاج و واج به روزگاری که بر آنان می رود نگاه می کنند، و هر لحظه منتظر حادثه ایی، خبری، تغییری و.. اند، که اتفاق نمی افتد؛ این روزها مردم از هر کسیکه احساس کنند نیم خطی علمِ به چیزی دارد، این سوال را با ادبیاتی متفاوت می پرسند :

"شما فکر می کنید بالاخره چه می شود، اوضاع به کجا ختم می شود؟"

اوضاع مبهمی که در انتهای این دالان، انتظار ایران و ایرانیان را می کشد، ابهامی بزرگ است که اذهان بسیاری را به خود جلب کرده، و عده ایی در بدبینانه ترین شکل، حتی پایان این دالان را محو موجودیت ایران و ایرانیان می بینند و...، اما هرکس به فراخور تخصص و ظن خود، در حوزه های سیاست، اقتصاد، اجتماع، فرهنگ، دین و... چشم اندازی از آینده ایی ترسیم می کند، که انتظار این قطارِ در ریل شتابان را می کشد،

قطاری که برغم فرسودگی خود و راه، انگار ترمزِ درست و حسابی هم ندارد، و بی توجه به پرتگاه ها، پل های لرزان مسیر و... با سرعت تمام می تازد، که گاه به نظر می رسد حتی ریگی هم می تواند، چرخ های این قطار را از ریل خارج کرده، کل آن را به قعر دره تاریخ روانه کند.

تو گویی این قطار را عده ایی به سرقت برده اند که این چنین بی رحمانه و بی توجه به خطرات، بر این ریل های فرسوده و تاریخ گذشته، بر این جاده قدیمی و ناهموار، با این موتور فرسوده، زیوار دررفته و قطعات به سرقت برده شده، و یا سرهم بندی شده و... با سرعت تمام می رانند، لابد راننده اش با خود می گوید در لحظه آخر، به هنگام پرت شدن قطار در قعر دره ی سقوط، سکان رها کرده از آن بیرون خواهم پرید و یا آن را به ساحل پیروزی خواهم برد.

پاسخگر دیروز به این سوالِ رایج، فردی مومن و از منتظران بود، از آنها که پاسخِ این سوال، و ختم به خیری را، به ظهور منجی موعود متصل می کنند، و آخر شاهنامه این قافله را خوش دیده، و بی توجه به روزگاری که بر ایران و ایرانیان می رود، به گلستانِ قضایی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و... دوره ی پس از ظهور می اندیشند، که صاحبِ ذوالفقاری در سایه شمشیر عدالت گستر علی، آنرا ایجاد خواهد کرد، و کرامت و زندگی را به انسان باز خواهد گرداند، او که دوازدهمین از سلسله امامان شیعه است، و حتی از مکان گنج های پنهان مانده در زمین نیز با علم غیب خود، اطلاع دارد و....

چنین منتظری می گوید : "همه این مسایل و مشکلات با ظهور امام زمان عجل الله فرجه الشریف، حل خواهد شد، غم از دل های افسرده خود برگیرید، که حافظ علیه الرحمه می فرمایند: مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید، که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید و..." [i]

با این پاسخ، زمزمه ایی جمع را در گرفت، و در نهایت یکی بر این همهمه غلبه کرده و گفت: "این وعده ها مثل همان وعده های سر خرمن است، بیش از هزار سال است که این ظهور محقق نشده، و کسی هم نمی داند، شاید دو هزار سال دیگر هم صورت واقع به خود نگیرد و... زندگی ما اکنون بر آب است هر لحظه به صخره ایی کوبیده می شویم، که خونابه از دهان و دماغ هر پیل تنی بیرون می زند، شما از چه نجاتی سخن می گویید؟!"

 دیگری که تنها به آنچه با چشمان خود دیده و می بیند اعتماد و اطمینان دارد، و تاریخ نادیده را از نوع داستان هایی می داند که، ذینفع های تاریخنویس، آنرا نوشته اند، می گوید :

"به تاریخ اعتمادی ندارم، در طول عمرم تنها دو امام را از این دست دیده ام و خوب می شناسم، و توان آنان را برای عمل به وعده های شان را هم دیده و چشیده ام، آن دو نیز همین خمینی و خامنه ای اند که با آنها زندگی کردیم؛" و با لبخندی از سر طنز ادامه داد، "شاید عمرم را کفاف داد، و سومینِ شان را هم دیدیم، من تنها به آنچه دیده ام اطمینان و اعتماد می کنم، و امام نادیده ایی را انتظار نمی کشم،"

"امام همان آنجلا جولی [ii] است که تعداد زیادی از بچه های یتیم و فقیر را تحت قیمومیت خود دارد، و از آنان در روزگار نداری مراقبت می کند، انتظار تغییر را باید از دستان همین امام هایی داشت که الان امامت می کنند"؛ و با لبخندی ادامه داد : "بر وجود این امام زنده (آقای خامنه ایی) شاکر و شکر گزار باشید، که اگر بمیرد، با این حجم از گرگ هایی که به انتظار جانشینی او، از پس مرگش نشسته اند، درگیری اشان شاید باعث شود همه ی کشور، و ما تیکه تیکه شدیم!"  

دیگری به میان سخنش پرید و سکان سخن از او ربود، و ادامه داد: "این خود از آن وعده هایی است که بشر همواره به خود داده است، به هر دینی که نگاه کنی، منتظران بسیاری، انتظار این چنین تغییری را توسط یک منجی در دین خود دارند، که او خواهد آمد و...، شاید دین بدون منجی، اصلا وجود نداشته باشد، از اولین ادیان تاریخی گرفته، تا این آخرین، که همچنان به انتظار منجی نشسته اند،

چه یهود که از عیسویان به خاطر اختلاف بر سر همین منجی کُشتند، و مسیحیان را به دلیلِ گرد آمدن به دور مسیح، منحرف دیدند، و چه مسیحیان که از یهود متنفرند و از کشتار آنان هولوکاست ایجاد کردند، هولوکاست نتیجه ی تنفر مسیحیان از یهود بود؛ یهود مسیح را منجی قوم خود قبول نکرده، و او را هم بر دار چلیپا آویختند.

در شیعه و سنی هم این اختلافات و مجادله ایی تازه در مورد منجی نیست، و... آمدن منجی جوابی بر این سوال روز نخواهد بود، که دستی از ما در این شرایط بگیرد، و مشکلی را حل کند و... نسل ها پی در پی، در ادیان متفاوت، در این انتظار ماندند، و مردند و گشایشی ندیدند. این سوال را جوابی دیگر باید جُست. ادیانی که خود نتوانستند در وضع بشر تغییری مورد انتظار دهند، این انتظار از خود را به دوش منجی نهادند که در آینده ایی نا روشن خواهد آمد، این مثال همان انداختن بار بدهی روز، به دوش وراث و آیندگانی است که نه کسی آنان را می شناسد، و نه از زمان آمدنشان کسی خبری دارد."

 شاهرود - 12 آذر 1402

[i] - مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید      که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید        از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش      زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید      زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس        موسی آنجا به امید قبسی می‌آید        هیچ کس نیست که درکوی تواش کاری نیست       هرکس آنجا به طریق هوسی می‌آید     کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست         این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید       جرعه‌ای ده که به میخانهٔ ارباب کرم         هر حریفی ز پی ملتمسی می‌آید       دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است         گو بران خوش که هنوزش نفسی می‌آید       خبر بلبل این باغ بپرسید که من      ناله‌ای می‌شنوم کز قفسی می‌آید         یار دارد سر صید دل حافظ یاران         شاهبازی به شکار مگسی می‌آید

[ii] - آنجلینا جولی Angelina Jolie زادهٔ ۴ ژوئن ۱۹۷۵ بازیگر، فیلم‌ساز و بشردوست آمریکایی و دریافت‌کنندهٔ افتخارات گوناگونی از جمله یک جایزهٔ اسکار و سه جایزهٔ گلدن گلوب بوده‌ است. جولی علاوه بر کارهای سینمایی‌اش، به خاطر تلاش‌های بشردوستانه‌اش معروف است و جایزه بشردوستانه ژان هرشولت و همچنین نشان افتخاری دیم فرماندهٔ سنت مایکل و سنت جورج را دریافت کرده‌است. او جنبش‌های مختلفی از جمله حفاظت، آموزش و حقوق زنان را ترویج می‌کند و بیشتر از همه به دلیل حمایت از طرف پناهندگان به عنوان فرستاده ویژه کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان (UNHCR) مورد توجه قرار گرفته‌است. او در ایران به یکی از خیرین بزرگ جهانی شناخته می شود تا آنجا که وقتی خبر رسیدن مرز خط فقر به 30 میلیون تومان در رسانه های ایران منتشر شد، یکی در واکنش به آن نوشت : "با این حساب بعضی ها مثل من از گروه فقرا هم خارج شدیم، تنها جایی که اسم ما رو میومد تو دسته و گروه فقر بود، الان با درآمد ۱۰ میلیونی از این گروه هم بیرون رفتیم میترسم تا چند وقت دیگه اصلا حکومت ما رو گردن نگیره بعنوان یه دهک اجتماعی کارت ملی رو بسوزونه، بهشت زهرا هم قبول نمیکنه چون هنوز نفس میکشیم برده داری هم که منسوخ شده نمی‌تونیم برده باشیم، بدبختی اینکه که آنجلا جولی ایران نمیاد، والا مثل آفریقایی ها حداقل تحت سرپرستی اون قرار می‌گرفتیم، هیچ راهی نداریم، من که میریم افغانستان طالب بشم، بقیش با خدا"

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (21)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

تصویر سازی مخرب!

چند روز پیش سید پیرمردی در جلسه‌ای سخنرانی داشت و بدون این‌که با موضوع سخنان وی مربوط باشد گریزی به صحرای کربلا زد و می‌گفت: «تو که همیشه از امام زمان می‌پرسی که آقا! پس کی ظهور می‌کنی؟ از خود پرسیده‌ای تو که تحمل جمهوری اسلامی را نداری چگونه تحمل حکومت حضرت مهدی را داری؟!»

با این تصویر سازی و تشابه جمهوری اسلامی با ظهور منجی، بهترین و کارسازترین روش و تاکتیک برای مخالفت با ظهور رقم خواهد خورد؛ زیرا ناظر صادقی که به او، این/ همانی ارائه شده و به وی این گونه مشابهت با حکومت حضرت مهدی(عج) القا شود، در اولین واکنش خواهد گفت: اگر قرار بر همین منش و کردار در مدیریت جامعه است، انتظار فرج و ظهور منجی سرابی بیش نیست؛ زیرا مهم‌ترین قرار برای ظهور، اجرای قسط و عدالت است، قرار است او چون موسی و ایوب و عیسی و محمد (سلام خدا بر آنان باد) به مدیریت پردازد؛ اما اگر قرار باشد دکترین او مانند دکترین حاکم و در حال اجرا باشد، ما نخواستیم! وانگهی ما که روش پیامبران قبل را ندیدیم و فقط در کتابها و آثار خواندیم، اگر آنان چون اکنون بودند، به آنان نیز شک می‌بریم!

اگر از این سید بپرسیم شما از وضعیت موجود به کل راضی هستید؟ چه پاسخی خواهد داد؟ آیا قسط و عدلی در برخورد با مفاسد بدون ملاحظه خودی و غیر خودی دیده می‌شود؟ در تقسیم امکانات بیت‌المال و اموال و زمینه‌های پیشرفت و ترقی، همه مردم با هر ایده‌ای با یک چشم نگاه می‌شوند؟

نسل ما که هیچ! اما امروزه با نسلی خسته و بدون انگیزه مواجه هستیم که کرامتش زیر پا له شده و می‌شود، آینده و گشایشی برای وی متصور نیست، در تو در توی دالان و پیچ و خم گرفتاریهای اقتصادی گیر کرده است و هر چه می‌شنود شعاری بیش نیست؛ شعارهای بی پشتوانه و دهان پر کنی که حتی اقلیت وفاداران را هم اشباع نمی‌کند.

نسلی که دیگر کشورهای نه چندان دور بلکه همسایگانی را می‌بیند که جهش اقتصادی و پیشرفت آنان در حالی رخ می‌دهد که هیچ یک از ایده‌های حکومت دینی ما سرلوحه مدیریت آنان نیست. با این حال توسعه و رشد همه جانبه آنان یا حداقل در پیشرفت‌های اقتصادی و فرهنگی و ارتباط با دیگر کشورها زبانزد هستند، با این‌که هیچ انتظار ظهور منجی در سر ندارند و خود را و مدیریت خود را مقدمه و در آن مسیر فرض نمی‌کنند؛ با این حال اگر آنان مدعی شوند مدل پیشرفت ما مدل حکومت منجی است، باور پذیرتر است تا مدلی که ما برای مردم خود ساخته و توسط مدیران کوته فکر اجرا می‌کنیم؟!

بنابراین اگر اجازه دهیم آنان حکومت خود را نزدیک‌تر در راستای حکومت منجی معرفی کنند تا ما، بهتر نیست؟!
@lotfi_mojtaba

This comment was minimized by the moderator on the site

چهل و پنج سال پس از روزهای ملتهبِ منتهی به انقلاب، هنوز در تاب و تابِ استقرار جمهوریِ واقعی، به‌سر می‌بریم!

در پسِ همه این سال‌ها، دغدغه‌ی باشندگان تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مردم است و برخی چهره‌های ملی که نزد مردم دارای منزلت اجتماعی‌اند، برای تحققِ چنین آمالی تلاش می‌کنند.
نهادهای حاکمیتی اما به چنین انسدادی در شیوه‌ی حکمرانی باور ندارند و ترمز لوکوموتیو قدرت را درآورده، تو گویی در سراشیبیِ سقوط افتاده‌اند. حاکمان، مطالبات مردم و ماهیت اعتراضات را ناشی از تحریکات رسانه‌های غربی دانسته و از مسئولیت خود در کشاندن کشور به وضعیت اسفناک فعلی، شانه خالی می‌کنند.
نخبگان حکومتی همچون #امینی در سال ۵۷ پس از ملاقات با شاه، در پیِ ارائه راه‌حل میانه و نجات ساختار مستقر بود‌ه‌اند. اکنون هم محمد خاتمی‌ها در پی پیدا کردنِ معبری برای انجام گفتگویی بی‌فرجام می‌گردند! و ماموریت یافته‌اند تا از ضرباهنگ خروش مردم بکاهند و چاره را در برگزاری انتخابات آزاد می‌بینند، حال آن‌که انتخابات آزاد بخشی از فرآیند گذار به مردم‌سالاریِ واقعی است؛ نقطه کانونیِ تحولات جایی است که برگزیدگان بتوانند سیاست‌ها و برنامه‌های خود را اجرایی و پیاده‌سازی کنند، نه آن‌که دولت به شیر بی‌یال و دُم و اِشکمی شبیه شود و جز هیبتی پوشالی از آن باقی نمانَد.
داریوش فروهر سخنگوی فقید جبهه ملی در همان برهه از انقلاب ۵۷ می‌گوید: هیات حاکمه باید رفراندوم کند. [تا انتقال مسالمت‌آمیزِ قدرت صورت بگیرد.]
راستی پس از ۴۵ سال چقدر اوضاع‌مان به وضعیت شکننده‌ی آبان تا بهمن‌ماه ۵۷ شبیه شده است!
غلامرضا علیزاده
@tahlilvarasad

This comment was minimized by the moderator on the site

حکومت یا سَرِعقل می‌آید یا فرومی‌ریزند

محسن رنانی
چهل سال است دارند دانشگاه ایدئولوژیک درست می کنند آخرش چه شد؟ آیا موفق شدند؟ فقط باختند. حالا می‌خواهند نسخه کاریکاتوری همان چهل سال پیش را تکرار ‌کنند، اما با کدام دانش با کدام منابع با کدام مشروعیت با کدام فرصت؟ شک نیست که خطا می کنند، شک نیست که این جا هم می‌بازند. در سال ۱۳۹۴ در مناظره‌ای در شبکه چهار سیما، به فرد مقابلم که می‌گفت «تا حالا نتوانسته‌ایم چون الگو نداشته‌ایم» گفتم که اگر در چهار دهه گذشته نتوانسته‌اید دیگر نمی‌توانید،‌ چون دیگر منابع ندارید. حالا می‌گویم منابع هم که داشته باشند دیگر نمی‌توانند چون به قول انیشتین «همان اندیشه‌ای که بحران‌های امروز را ایجاد کرده است،‌ نمی‌تواند آنها را حل کند». اینان به خاطر نداشتن اندیشه‌‌ای منسجم و سازگار با دنیای نو، بیشتر پروژه‌های حیثیتی‌‌شان یک‌به‌یک شکست خورده است؛ و حالا دوباره رفته‌اند سرخط تا از نو شروع کنند. اما یادشان نیست که هم پیر شده‌اند، هم نخبه اندیشمند ندارند که برای شان فکر کند، هم چاه‌های نفت خالی است، هم فساد تا سراپرده‌شان پیش‌ رفته است، هم منابع آبی کشور نابود شده است،‌ هم بحران پشت بحران در راه است، و هم نسل نو در پشت سر آنها نیست تا در این ناداری و نادانی حمایت‌شان کند. فقط اندکی عقل سلیم لازم است که حضرات بفهمند نباید به جنگ ریاضیات بروند:
نسل اولشان که اگر حالا بودند ۱۰۰ تا ۱۲۵ ساله بودند که همه رفته‌اند؛نسل دومشان که حالا ۷۵ تا ۱۰۰ ساله‌اند چقدر دیگر فرصت دارند؟ ۵ تا ده سال دیگر بیشترشان نیستند؛نسل سومشان که ۵۰ تا ۷۵ ساله‌اند، اکثریت‌شان یا توّاب‌اند یا اخراجی. تعداد کمی‌شان به زور رانت هنوز حامی مانده‌اند. این‌ها هم دیگر از رده خارجند.نسل چهارم یعنی ۲۵ تا ۵۰ ساله‌ها «اکثریت‌شان» یکی از این‌هاست: یا منتقد یا معترض یا مخالف یا معارض.نسل زیر ۲۵ سال را هم که خدا برکتشان بدهد؛ تنها نامی که برازنده آنهاست «نسل عصیان» است.
اما جذابیت مساله این جاست:
نسل‌های یک تا ۵۰ سال، سالی یک میلیون و صدهزار نفر به جمعیتشان افزوده می‌شود؛
و نسل‌های ۵۰ تا ۱۰۰ سال، سالی ۶۰۰ هزار نفرشان کم می‌شود.به زودی ترازوی نسل‌ها از ناترازی سرنگون می‌شود.ترازوی اقتصاد و فرهنگ و سیاست و فناوری هم از سال‌ها پیش دارد به نفع نسل نو کفّه عوض می‌کند.
همه این تحولات در بدبینانه‌ترین حالت در زیر ده سال رخ خواهد داد. اما شهود من می‌گوید برای پنج سال هم انرژی ندارند که با همین روش ادامه بدهند، یا سَرِعقل می‌آیند یا فرومی‌ریزند.
ما باید در صحنه بمانیم تا بدهی‌مان را به این نسل بدهیم. نسل نو، «ایران» را از ما طلب‌کار است. آری، پراستقامت می‌مانیم تا ایران را «ایران» به او تحویل بدهیم نه سوریه نه لیبی و نه مصر. @Sahamnewsorg

This comment was minimized by the moderator on the site

این هم شد سیاست؟
احتمال خطر جنگ از یک سو و اقدامات تحریک‌آمیز داخلی برخی دستگاه‌های مسئول از سوی دیگر!
آیا تصمیمات متمرکز است؟ یا هر دستگاه و نهاد و مسئولی به صورت جزیره‌ای و بنا به میل خود تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند؟
متأسفانه برخی از دستگاه‌ها عنان خود را به دست جمعی از نیروهای هیجانی و تندرو و خام‌اندیش حامی نظام داده‌اند! این هم شد سیاست؟ این هم شد استراتژی؟
بعضاً درست همان کاری را که در این شرایط نباید کرد، می‌کنند! خیلی بعید است این رفتار اتفاقی و تصادفی باشد!
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad

This comment was minimized by the moderator on the site

انتشار نتایج بررسی‌های پژوهشگر اقتصاد ایران: ۵ سناريوی پيشِ رویِ ايران چیست؟
علی سرزعيم، پژوهشگر اقتصاد ایران، در سخنرانی اخیر خود در نشستی با عنوان «موقعيت توسعه در ايران» در تشريح سناريو‌های پيش روی ايران گفت: «يك سناريو كه حدود ۵۰ درصد محتمل به نظر می‌رسد، ادامه وضع موجود است؛ حكومت نمی‌تواند بازتخصيص يا اصلاح وضع اقتصادی انجام دهد و وضع موجود ادامه پيدا می‌كند، در اين سناريو، جاماندگی ما نسبت به كشور‌های همسايه و ديگر كشور‌ها ادامه پيدا می‌كند و رتبه و رشد اقتصادی پايين‌تر می‌آيد، فقيرتر می‌شويم و جامعه هم انحطاط تدريجی‌ دارد. مهاجرت‌ها، نارضايتی‌ها و سركوب‌ها بيشتر می‌شود و نقطه اتكای حكومت مرتبا تحليل می‌رود.»

روزنامه اعتماد در گزارش خود از این نشست، آورده است: «سناريوی انقلاب ديگر سناريوی محتمل با ضريب ۵ درصد است. اين انقلاب، استعداد تبديل شدن به جنگ داخلی و جدايی‌طلبی و ايجاد يك دهه مسائل سياسی حاد، در قالب خونريزی‌ها و زد و خورد‌های شديد را دارد، در اين شرايط ناامن، دست‌كم برای يك دهه اقتصاد كنار زده و رشد اقتصادی منفی خواهد شد.»

آقای سرزعیم افزود: «ايجاد دموكراسی خوب همراه با پذيرش شايسته‌سالاری از سوی حكومت از ديگر سناريو‌ها با ضريب ۵ درصد است. در اين شرايط دوست‌داشتنی، چون نهاد‌های اجتماعی ما بسيار ضعيف هستند، مطالبات بازتوزيعی بالا می‌گيرد و فشار‌ها آنچنان شديد می‌شود كه گروه‌ها و اصناف مختلف، خواهان دريافت حقوق‌شان خواهند بود. در اين شرايط بی‌ثباتی‌ سياسی رقم خواهد خورد و دولت‌های كوتاه‌مدت را مانند سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ خواهيم داشت؛ مقطعي كه ايران، آزادی را تجربه كرد. ناراضيان روزنامه داشتند و آنچنان مجلس قوی بود كه دولت‌ها در مقابل آن، ضعيف شده بودند و زودهنگام كنار می‌رفتند. باطن اين حالت، مانع از ايجاد اصلاحات اقتصادی می‌شود؛ بنابراين دموكراسي حداكثری هم ما را به اصلاحات اقتصادی نمی‌رساند؛ هر چند كه بهبود فضای روابط سياست خارجی، ممكن است به بهبود اقتصادی كمك كند؛ مانند تجربه چك‌اسلواكی‌ كه برای پيوستن به اتحاديه اروپا، انگيزه ايجاد اصلاحات را به دست آوردند. هر چند كه ما چنين انگيزه جذابی نداريم.»

این پژوهشگر ایرانی ادامه داد: «ايجاد دموكراسی حداقلی و تدريجی ديگر سناريوی ممكن با ضريب ۳۰ درصد است. ما اكنون دموكراسی حداقلی نداريم، اما قبل از آن، بايد حاكميت قانون تثبيت شود. اين مقدم بر دموكراسی است. حاكميت بايد شروع كند، گام به گام، امتياز‌های سياسی و اجتماعی كه از جامعه گرفته است را پس بدهد و گام به گام امتياز‌های اقتصادی كه داده است را پس بگيرد. اين گونه دست‌كم، حمايت طبقه متوسط، پشت اصلاحات اقتصادی قرار می‌گيرد؛ چرا كه طبقه متوسط ما بسيار دلبسته آزادی‌های‌ فرهنگي و اجتماعی‌ است. اين امر، برای حكومت پشتيبانی اجتماعی ايجاد می‌كند.

آقای سرزعیم خاطرنشان کرد: «حكومت نظامی ديگر سناريوی ممكن با ضريب ۱۰ درصد است. بعضی حكومت‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند كه برای ايجاد اصلاحات اقتصادی، حريف جامعه نمی‌شوند، يك نظامی ‌كودتا می‌كند و به زور يكسری اصلاحات را پيش می‌برد. تجربه شيلی را می‌توان در اين چارچوب ارزيابی‌ كرد. ابتدا همه ناراضی‌ هستند، اما بعد از گذشت چند سال، ميوه اصلاحات می‌رسد و كم‌كم، نامشروعيت حكومت كم می‌شود. اگر آشفتگی‌هايی‌ ايجاد شود كه ما نتوانيم از درون آن اصلاحات اقتصادی را بيرون بكشيم، اين گزينه چندان دور از ذهنی نيست. مانند دوره‌ای كه آنچنان هرج و مرج در ايران بالا گرفت كه ابتدای آن مدرس هم از آمدن رضا شاه حمايت كرد.»

This comment was minimized by the moderator on the site

‍ (https://attach.fahares.com/akDSAgwd/p9w/XbHEqKDKQ==) آیا کسی هست که جام زهر را به دست رهبر دهد؟

ناصر دانشفر

تردیدی در این نیست که با آغاز تجاوز حزب بعث به کشورمان یکایک مردم ایران در دفاع از سرزمین مادری متفق‌القول بودند و تا به هنگام فتح خرمشهر و عزم ورود ایران به خاک عراق اختلافی بین کنشگران سیاسی وجود نداشت. اما از این لحظه به بعد برخی از فعالان سیاسی و اجتماعی و حتی صاحب‌نظران نظامی و اقتصادی آرام آرام شروع به مخالفت با ادامهٔ جنگ نمودند. شاید نامهٔ بلندبالای مرحوم بازرگان به بنیانگذار انقلاب در اسفند سال ۶۲ اولین گام عملی در این راستا باشد که  در آن فضای ملتهب و شور جنگی نه تنها دیده نشد که به شدت مورد خصومت قرار گرفت. اما به مرور که مصائب و هزینه‌های جنگ بیشتر و بیشتر شد، دائرهٔ معترضان افزون گردید. ولی تا سال ۶۶ که ایران در جبهه‌های جنگ همه جوره دست بالا را داشت، این سازهای ناسازگار گوشی برای شنیدن پیدا نکردند. به طوریکه با تصویب قطعنامهٔ ۵۹۸ و پذیرش قریب به اتفاق درخواست‌های کشورمان باز هم جمهوری‌اسلامی از قبول آن استنکاف ورزید.
با برگشتن ورق جنگ و بازسازی ارتش عراق و تجهیز آن به انواع سلاح‌ها از جمله بمب‌های شیمیایی و در اختیار گذاشتن کمک‌های اطلاعاتی که منجر به از دست رفتن فاو و عملیات موفق آفندی دشمن گردید، بالاخره مسئولان رده بالای کشور دست به کار شدند تا به مرحوم خمینی بگویند که ادامهٔ جنگ ممکن نیست. نامهٔ محسن رضایی که با هدایت مرحوم هاشمی تهیه شده بود، گزارش مهندس موسوی در مورد شرایط اقتصادی کشور و مرقومهٔ خاتمی که در آن به عدم تمایل مردم به ادامهٔ جنگ اشاره گردیده بود، باعث شد که روح‌الله از شعارهای توخالی و بدون پشتوانهٔ منطقی دست بردارد و جام زهر را بنوشد.
دوستان همراه یادآوری برهه‌ای از تاریخ کشورمان بدین جهت صورت گرفت که طرح سؤال کنم که چرا در شرایطی کاملاً مشابه جناب خامنه‌ای به سلف خود اقتدا نمی‌کند؟
چندی پیش خدمت جناب ابوترابی بودیم، یکی از رفقا به ایشان گفت که شما را به خدا به حضرت‌آقا شرایط حاد کشور را گزارش کنید، شاید ایشان از خواب غفلت بیدار شوند.
هر چند همانجا قریب به اتفاق حاضران معتقد بودند که رهبری از سیر تا پیاز مسائل خبر دارد و باز هم به سیاست‌های نادرست خود پافشاری می‌نماید، اما دیروز که کلیپ زیر دیدم و شنیدم که رئیس سندیکای برق شعبهٔ اصفهان با آمار و ارقامی که خود دولتی‌ها ارائه کرده‌اند به حاضران نشان داد که ادارهٔ کشور با روند کنونی ممکن نیست و برای زنده ماندن لازم است که در آینده‌ای نزدیک، حاکمیت بتواند حداقل پانصد میلیارد دلار جذب سرمایه کند. و وقتی در پایان مطالبش با زبان بی‌زبانی عاجزانه از دست‌اندرکاران می‌خواست که به سمع و نظر ولی‌امر مسلمین‌جهان برسانند که مملکت ورشکسته است و بیش از این تاب نخواهد آورد، به خود گفتم که شاید معظم‌له گرفتار چاپلوسان و چاکران درگاه شده باشند و واقعاً از حقایق حاکم بر جامعه به خصوص وضعیت اقتصادی کشور بی‌خبر است.
به خود گفتم که شاید این بندهٔ خدا را با آمار و ارقام خیالی به اشتباه انداخته‌اند و وی بر اساس آنها تصمیم‌گیری می‌نماید.
اما هر چه کردم نتوانستم به خود بقبولانم که معظم‌له از وضعیت نابسامان مملکت بی‌خبرند و به این دلیل ناموجه راهبردهایی چنین ناصواب اتخاذ می‌کنند، چرا که بر همگان روشن است که در عصر انفجار اطلاعات محال است فردی در ابن جایگاه و با داشتن انواع امکانات کسب داده‌ها از اوضاع کشور تحت امر خود بدون اطلاع باشد.
آری بی‌خبر نیست، اما به قول حاج‌آقا اکبرنژاد مسئلهٔ ایشان مردم ایران نیستند و او بیش از آنکه رهبر این خطه باشد، دل در گرو مردم لبنان و فلسطین و سایر هم‌پیمانان خود دارد.
از این رو به خود گفتم از بزرگان درون حاکمیت که نزد رهبری آبرویی دارند بخواهم که دست به قلم شوند و فقط برای ماندن در تاریخ، واقعیات زمانهٔ ما را با خطاب قرار دادن ایشان ثبت و درج بنمایند، شاید که به احتمال نزدیک به صفر، مؤثر افتد و جام زهر دگری چارهٔ کار این سامان گردد.
اما در دل به خود خندیدم، اقرار می‌کنم که مرد رهی در این میانه نمی‌بینم و اگر هم چنین بتمنی یافت شود، پس از ارسال جریده خدمت حضرتشان، بانگ خواهد زد که
گوش اگر گوش تو و ناله اگر نالهٔ من
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.

عزت زیاد
@A_pajhohi

This comment was minimized by the moderator on the site

زلزلۀ فرهنگی ساسی مانکن؟

احمد زیدآبادی:

ساسی مانکن ترانه‌ای خوانده است از همان جنسی که از او انتظار می‌رود! مشابه این ترانه و بسیار غلیظ‌تر از آن، در جوامع مختلف دنیا روزانه د‌ه‌ها مورد ساخته و خوانده می‌شود، بدون آنکه توجه خاصی از سوی دستگاه‌های دولتی و مراکز فرهنگی و محافل مذهبی و حامیان خانواده و سنت‌های اجتماعی و اخلاقی برانگیزد.

در کشور ما اما با پخش این ترانه، گویی زلزلۀ فرهنگی 9 ریشتری به وقوع پیوسته است! خب، این چه فرهنگی است که یک نفر با یک ترانه می‌تواند چهارستون آن را به لرزه در آورد؟

روشن است که مشکل در جای دیگری است. جامعۀ ما با بحران فرهنگی روبرو است. عوامل اصلی ایجاد این بحران، همان‌هایی هستند که در بازی قدرت سیاسی، و با استفاده از تریبون‌های انحصاری و یک‌سویه، از  یک طرف تمام مواریث و استوانه‌های علمی و فرهنگی و اخلاقی این جامعه را ملکوک و یا منزوی کردند و از طرف دیگر، با ترویج انواع و اقسام خرافات عقل‌ستیز و ستایش از هیجان هیستریک و تقلید کورکورانه و سرسپردگی اعتقادی و سیاسی، جوانان را از اندیشه‌ورزی و تعقل و نقد و صراحت و انتخاب بازداشتند.

نتیجۀ این ایلغار فرهنگی، وضعیتی شده است که امثال ساسی مانکن با یک ترانه قادرند در این جامعه زلزله به پا کنند. شگفت اینکه، آنان که مسئول این وضع هستند به جای آنکه پاسخگو باشند، طلبکار هم شده‌اند!

آنها که برای کسب ثروت و قدرت و منافع دنیوی، تمام برج و باروهای فرهنگی و اخلاقی این جامعه را ویران کرده‌اند، مسئول رواج ابتذال در این کشورند نه آن خواننده‌ای که کارش اساساً همین است و اصلاً در سبک زندگی خود چیزی به عنوان ابتذال را به رسمیت نمی‌شناسد که بخواهد از ترویج آن خودداری کند!
@salamonlline

This comment was minimized by the moderator on the site

حکمرانی فرزند خدایان

اینکه مرحوم سلحشور در سریال یوسف نبی از زبان هورن هوتب فرمانده لشکر مصر می گوید هر کس فرمانده مصر گردد فرزند خدایگان است و اطاعتش بر ما واجب خواهد بود شاید مانند ادعای امثال علم الهدی پدر همسر رئیسی و نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی است که می مدعی است ولی فقیه یک موضوع موید از طرف بیمه الله الاعظم(عج) است یعنی هر کس توسط مردم یا نمایندگان مجلس خبرگان بعنوان رهبر انتخاب گردد حتماً موید بقیه الله(عج) هم خواهد بود یا شاید به تعبیر اهالی فرقه ضاله مصباحیه فرد مورد نظر یا مورد عنایت بیمه الله الاعظم(عج) توسط مردم یا خبرگان اعلام می شود که با خانه نشینی امام علی(ع) و فرزندانش در مغایرت است. بهرحال تکرار چنین ادعایی در بسیاری از پیروان ادیان مختلف توحیدی و حتی غیر توحیدی قابل مشاهده است چنانکه جورج دبلیو بوش رئیس جمهور پیشین ایالات متحده آمریکا در روزهای سخت فاجعه یازده سپتامبر هم به صراحت خود را مبشر و آماده کننده ظهور منجی بشریت(حضرت مسیح) اعلام کرد مانند اعضای فرقه ضاله مصباحیه و برخی جریانهای فکری انحرافی دیگر که احمدی نژاد را قبل از تکفیر مبشر ظهور منجی می دانستند.
اینکه برخی مقامات کشور مدام اصرار به انکار فساد ساختاری و سازمان یافته در اقتصاد و ساز و کار قانونگذاری تا قضایی و حتی فرهنگ مذهبی و اجتماعی ناشی از حکمرانی ساخته ما دارند ید امثال آیت الله رئیسی تا دکتر سردار قالیباف حتی خواندن یک عدد اعشاری یا ذکر واحد پول ملی دچار لکنت حقارت آمیز می شوند مهم نیست. اما نمی توان آخرین ابر فساد اقتصادی اعلامی به نام ارز تخصیصی و تحویلی واردات چای که حتماً در برابر مفاسد بسیاری که در جریان بوده و اعلام نخواهد نشد مورد اشاره قرار نداد ابر فسادی برای جهانیان به ارزش ۳.۵ میلیارد دلار که در میان صدها و صدها ابر فساد اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران  قطعاً هیچ نیست.
اینکه با ۳.۵ میلیارد دلار غارتی اخیر که شاید در برابر بازی مولد سازی دارائی های ملت هیچ نباشد اما به پول سیاه ایران بالغ بر ۱۷۵ هزار میلیارد تومان(هِمت یا به قول آیت الله دکتر رئیسی هُمّت یا هَمت) ارزش داشته و حتی برای دو ابر اقتصاد ایالات متحده آمریکا و چین هم قابل اغماض نیست. شاید بسیاری فراموش کرده باشند که مبلغ درخواستی حسن روحانی برای مقابله با کرونا زمستان سال ۹۸ یک میلیارد دلار بود که با تاخیر بسیار مورد موافقت مقام معظم رهبری قرار گرفت تا با تجهیز مراکز درمانی و دهها دهها اقدام ضروری و ثبت سفارش خرید واکسن خارجی و پرداخت به مراکز داخلی مدعی تولید واکسن از جان ۸۵ میلیون ایرانی محافظت کنند.
اینکه از دیروز که ۳.۵ میلیارد دلار یا به عبارتی ۱۷۵ هزار میلیارد دزدی جدید از بودجه ملت بدبخت و فقیر ایران اعلام شد هنوز هیچ حجاب بانی دوربین به دست و مشتی لباس شخصی با رگهای متورم همراه برای ارائه نهی از منکر و ثبت تصاویر دزدان ۳.۵ میلیارد دلاری و مدیران بی غیرت و بی شرف بی تفاوت یا همسفره دزد از محوطه ایستگاه‌های مترو خارج نشده است. هنوز هز میان ۹۰۰ امام جمعه هیچ یک کفن پوشان به سمت تهران حرکت نکرده است. هنوز تعطیلی درس هیچ مرجع تقلید و مدرس حوزه ای در اعتراض به فساد ساختاری دزد پرور خبری نشده است. هنوز حتی یک مدیر مذهبی تا اقتصادی یا سیاسی تا قضایی در شرمندگی از وقوع ۱۷۵ هزار میلیارد تومان دزدی از بیت المال کناره گیری نکرده است. هنوز هیچ نماینده مجلسی حتی برای عربده کشی تبلیغات انتخاباتی هم که شده پشت تریبون نرفته است. هنوز هیچ فرمانده که علی الظاهر شرافت را باید از سربازی برای مردم ایران گرفته باشند چون سربازی با غیرت پای بیانیه خطاب به مقامات را برای آمادگی دفاع از حقوق مسروقه ملت بیچاره ایران را امضا نکرده است. هنوز هیچ کس توضیح نمی دهد هزاران موشک هزاران کیلومتری نقطه زن وقتی به کار دیدن هزاران هزار میلیارد تومان دزدی روزانه از بیت المال ایرانیان نمی خورد پس به چه کار این ملت بدبخت می آیند.
اینکه فرض کنیم دروغ رئیسی مبنی بر الزام قانون اساسی به حمایت ایران از غزه(مظلومان) راست باشد.  اما مگر مقام معظم رهبری در تعبیر جدید از مفهوم مستضعفین نفرمودند که منظور از مستضعف منحصر به فقرا، پابرهنگان، زاغه نشینان و ستمدیدگان نیست بلکه مرفه ترین و برخوردار ترین تا حکام و دارندگان ثروت و مکنت هم می توانند از مستضعفین باشند بنابراین با فرض راست بودن دروغ رئیسی هنوز با ابراز علاقه رئیسی در وفاداری به اصول قانون اساسی شاید بتوان از رئیسی شیفته قانون اساسی پرسید که به جز استقرار حکمرانی مطلقه فقهای منصوب رهبری در شورای نگهبان بر کشور کدام اصل از قانون اساسی در باب حقوق ملت را می شناسند که طی ۴۵سال گذشته اجرا شده باشد؟ ۱۳ آذر
https://t.me/Khabar_Naghde

This comment was minimized by the moderator on the site

تصویب قانون سقف افزایش سن بازنشستگی تا ۴۲ سال و یکماه مخالفت های بسیاری را برانگیخت. محمدباقر قالیباف
رئیس مجلس در پاسخ به این مخالفت ها گفت سقف افزایش سن بازنشستگی ۴۲ سال نیست و بر طبق قانون جدید ۳۵ سال شده است. این گفته تعجب بسیاری را برانگیخت.تا اینکه علیرضا محجوب دبیر خانه کارگر ضمن سخنانی گفت:
" به آقای قالیباف ریاست محترم مجلس نامه نوشتیم و برای ایشان توضیح دادیم که بحث افزایش سن بازنشستگی را که سقف ۳۵ سال اعلام کردند ما محاسبه کردیم و روشن شد که ۴۲ سال و یک ماه است که اشتباه برایشان توضیح داده‌اند."
تابحال برخورد مجلس با قوانین تصویب شده نشان می‌دادکه قوانین دیکته شده از سوی دولت بدون هیچ مانعی رای مثبت اکثریت نمایندگان مجلس را به دنبال خواهد داشت و در تصویب آن هیچ تردیدی نمی‌تواند وجود داشته باشد..پیروی کورکورانه مجلس از طرح های ارتجاعی دولت فعلی کاملا مشخص بود اما اینکه قانونی در مجلس به
نام افزایش سن بازنشستگی به تصویب برسد که زندگی بسیاری از مردم ما را دستخوش تغییرات مهمی بکند و رئيس مجلس تا پس از تصویب آن هم از کلیات آن اطلاع درستی نداشته باشد، جای حیرت بسیاری وجود دارد.این موضوع کاملا مشخص کرد که چگونه فساد ساختاری می‌تواند با تراکم ثروت در دست عده اندکی، بار منفی سوء سیاست ها و دزدی ها را در اقتصاد کشور کاملا بر دوش کارگران و کارکنان محروم کشور بیندازد و براحتی با دستور از بالا قوانینی ضد مردمی را به تصویب برساند.
قوانینی که پس از تصویب حتی رئيس به اصطلاح مجلس آن هم از چندوچون آن‌ها خبر درستی ندارد!
اتحادبازنشستگان @monsis

This comment was minimized by the moderator on the site

روسیاهان تاریخ
رحیم قمیشی

کودکی سوری که در بمباران هواپیماهای روسیه، اکثر خانواده‌اش را از دست داده و خودش هم به‌شدت مجروح شده بود به پرستاران می‌گفت:
من که بمیرم می‌روم و به خدا از همۀ آنها که ما را دیدند، و سکوت کردند، شکایت می‌کنم!
نمی‌دانم رفت و شکایت کرد یا نه، ولی گاهی فکر می‌کنم شاید بسیاری از بدبختی‌های ما به‌خاطر شکایت همان دختر بچه باشد.

پول بمباران‌های مناطق مسکونی سوریه را که داد؟ روسیه ولخرجی کرد و آمد برای کمک به بشار اسد؟ بدون دریافت هزینه‌اش؟ حتما در آینده اسناد افشا خواهند شد و معلوم می‌شود چقدر از پول ما برای بدبختی مردم معترض سوریه هزینه گردیده، و ما چقدر بابت کشته‌شدن‌های انسان‌هایی بیگناه، چه در داخل و چه در خارج بدهکاریم.
برای اهدافی جاه‌طلبانه...

از وقتی که برایم پرونده قضایی تشکیل شده خیلی از دوستان دلسوزم نصیحتم می‌کنند، ببین چقدر اندیشمند، ببین چقدر سیاستمدار، ببین چقدر انسان‌های فرهیخته، چقدر نویسنده، چقدر دلسوز، ترجیح داده‌اند در این شرایط سکوت کنند. یعنی همه آنها نمی‌فهمند انتخابات به تمسخر کشیده شده، عدالت به فراموشی رفته، نمی‌بینند دین، دکانی شده، نمی‌بینند دزدی عادی شده، یعنی نمی‌بینند اختلاس‌ها را، نمی‌بینند ظلم‌ها را، آلودگی هوا را، ناکارآمدی‌ها را...
می‌گویند ببین! صدا باید اثرگذار باشد، برای همین اکثر آنها ساکتند.

من نمی‌دانم آنها به آن دختر سوری چه جوابی دارند بدهند، اما من جوابی ندارم.
به آن دختر بچه‌هایی که سر چهارراه‌ها شیشه پاک می‌کنند، چه می‌خواهند پاسخ بدهند، اما من نمی‌دانم.
امروز یکی از مقامات سازمان محیط زیست نظام اعلام کرد بیست و شش هزار نفر به‌خاطر آلودگی هوا در کشور طی یک سال گذشته جان داده‌اند، یعنی به اندازه کل کشته‌های فلسطین و اکراین، که تمام دنیا دارند برایشان می‌گریند!
آن آدم‌ها که قلم به دست دارند و ترجیح می‌دهند هیچ نگویند فردا به کودکان آنها چه پاسخی دارند بدهند!؟
من که پاسخی ندارم.

دزدی در تجارت چای یک دزدی ساده و معمول بود، بدشانسی آورد و افشا شد، سهم کسی را نپرداخته بوده، پتروشیمی‌ها، ذوب‌آهن‌ها، پالایشگاه‌ها، واسطه‌های فروش نفت خام، آنها چقدر می‌دزدند؟ خدا می‌داند.
قراردادهای میلیارد دلاری قرارگاه خاتم، که بدون مناقصه برگزار می‌شوند سودش به کجا واریز می‌شود؟
چه کسی گفته بخش‌های اقتصادی سپاه فعال باشند و البته پول‌شان را به سپاه قدس برای عملیات برون مرزی بدهند؟
من فردا از تمام کسانی که ساکتند، به همراه آن دختر بچه‌ها و پسر بچه‌ها شکایت خواهم کرد.

ما این همه شهید دادیم تا در برابر ظلم و دزدی و کشتار و چشم‌ کور کردن و زندان کردن بیگناهان و اختلاس‌های سازمان‌یافته و سوءمدیریت و اختلاف طبقاتی و مرگ میر ناشی از فقر و مبتذل کردن انتخابات و خندیدن به وضع مردم، سکوت کنیم؟!
تا کجا آقایان اندیشمندی که قرار است الگوی ما باشند قرار است سکوت کنند؟
تا آنجا که مردم به خوردن هم مشغول شوند؟
تا آنجا که فقط پولدارها امکان درمان داشته باشند؟
من از دزدها و ظالمان شکایت مهمی ندارم، آنها کارشان همین است، اما چطور می‌توانم از آنها که می‌توانند با صدای خود، اندکی از آلام مردم بکاهند، و برای راحتی خود، با مصلحت‌های ساختگی سکوت می‌کنند، بگذرم؟

لطفا کسی نگوید نگاه کنید چقدر استاد و حجةالاسلام و مرجع و مبارز دیروز و نویسنده و خوشنام و نامدار، سکوت کرده‌اند، با آنکه می‌دانند ظلم جریان دارد!
همۀ آنها اشتباه می‌کنند!
همه‌شان باید فردا در دادگاه وجدان‌شان، در دادگاه کودکان مظلوم امروز، در دادگاه آنها که بعلت آلودگی و فقر و خودروهای بی‌کیفیت و تورم و بی‌دارویی جان می‌دهند پاسخگو باشند.
آنها باید بدانند با ابزار جدید ارتباطات، دیگر سکوت هیچ توجیهی ندارد!
مگر زندان‌ها چقدر جا دارند؟
مگر نظام جرأت دارد اعتراض عمومی استادها و اندیشمندان را بی‌جواب بگذارد.
مگر نه وقتی صداها یکی شوند، کوه‌ها را می‌توانند جابجا کنند.

آن دختر بچه سوریه‌ای درست می‌گفت...
کافیست چند دختر بی‌خانمان شده
چند خانواده آبرومند فقیر شده
از نهان دل آه بکشند...
همه ما
باید منتظر باشیم
در تاریخ روسیاه شویم!

@ghomeishi3

This comment was minimized by the moderator on the site

خفقان هوا و رئیس جمهور کوبا!

اگر رئیس جمهور کوبا تعارف را کنار بگذارد و از مقام‌های جمهوری اسلامی بپرسد که این چه هوای مسموم و خفقان‌آوری است که در آن نفس می کشید، چه پاسخی به او خواهند داد؟
آیا پاسخ خواهند داد:
مگه چشه؟ خیلی هم تمیزه!
علمای طب سنتی ما می‌گن دود آنقدرها هم که می‌گن تأثیری روی سلامتی نداره!
مدتی است بدبختانه باد و باران نیومده!
می‌گن دهلی‌نو هم همینطوره!
تقصیر دولتِ غربگرای قبلی است که هیچ کاری برای پاکیزگی هوا نکرد!
دولت وابستۀ پهلوی متأسفانه زیرساخت‌های لازم برای حمل و نقل عمومی را فراهم نکرده است!
بنزین اینجا از آب ارزون‌تره!
اینجا همه دوست دارن خودرو شخصی سوار بشن!
تحریم های ظالمانۀ آمریکا سبب شده که مازوت بسوزانیم!
مقابله با استکبار از این هزینه‌ها هم داره!
در عوضش عزت داریم!
به تو یاد ندادن که وقتی نمک می‌خوری نمکدون را نشکنی!
حالا هاوانای خودتون خیلی بهتر از اینجاست؟
ما خیلی هم از وضع خودتون بی‌خبر نیستیم! روتو زیاد کنی می‌گم چه جهنمی به اسم بهشت سوسیالیستی برای مردم بدبخت کوبا درست کردین!
احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad

This comment was minimized by the moderator on the site

جامعه فقرزده و تشویق به فرزندآوری

سعید معدنی

در این روزهایی که همه خاورمیانه و ایران مشغول جنگ غزه هستند. در ایران اختلاس و گرانی و آلودگی هوا و گسترش فقر و فرونشست زمین و..و... همچنان ادامه دارد.

اما در کنار همه این نگرانی‌‌هایی که دیگر عادت می کنیم و تبدیل به اپیدمی شده و حتی برخی از آنها شاید دیگر به این راحتی قابل درمان نباشد، مثل فرونشست زمین در بخش اعظمی از کشور، خبری دیگر نگرانی ها را افزایش می‌دهد، و آن "افت و عقب ماندگی تحصیلی" فرزندان این سرزمین در استان محروم سیستان و بلوچستان است. خبری که در دنیای پر هیاهوی امروز به راحتی از کنار آن گذشتیم. افت شدید تحصیلی در میان دانش‌آموزان در استان محروم سیستان و بلوچستان واقعا نگران کننده است.

آنطور که آمارها میگویند بیش از ۶۰ درصد دانش آموزان آن استانِ محروم از امکانات، قبل از دیپلم ترک تحصیل می کنند. اتفاقی که نیم قرن قبل در ایران باب بود و قرار بود در یک برنامه ریزی درازمدت ریشه کن شود!

معین‌الدین سعیدی، نماینده چابهار در مجلس گفته: «از هر ۱۰۰ نفر دانش‌آموز در سیستان و بلوچستان، کمتر از ۴۰ نفر موفق به کسب دیپلم می‌شوند و عمدتا ریزش تحصیلی رخ می‌دهد.»

از اظهارات این نماینده معلوم می شود که به لحاظ شاخص تحصیلی، محرومیت در این استان در آینده تولید و باز تولید خواهد شد. وی در ادامه صحبت هایش گفته است: "حدود ۱۰ درصد بازماندگان از تحصیل در کشور در این استان هستند و حدود ۱۴ هزار و ۵۰۰ معلم کم داریم.» شاید عده‌ای بگویند چه بهتر که دانش آموزان این آموزش و پرورش بی‌کیفیت را ترک کنند. اما این گزاره برای یک استان محروم که در آن تحصیل کردن مهمترین راه تحرک و موفقیت اجتماعی است، معنایی ندارد.

از سوی دیگر یک اقتصاد دان - فرشاد مومنی- معتقد است که هفتاد درصد مردم یا زیر خط فقر هستند و یا در آستانه فقیر شدن. این فقیر شدن در استان هایی مثل سیستان و بلوچستان بسی بیشتر و بیشتر است.  در این اوضاع وانفسا بخشی از حاکمیت و تریبون داران مردم را به فرزندآوری تشویق می کنند! آن‌هم از نوع تشویق‌های مادی. زمانی در این کشور رئیس‌جمهوری وجود داشت که در یک اظهار نظر پوپولیستی و عوامانه گفته بود برای خانواده‌هایی که فرزند به دنیا بیاورند یک میلیون تومان پاداش و پس انداز برای نوزاد در نظر گرفته می شود. در این صورت والدین مثلا مهندس و خلیان و پزشک و معلم و بازاری برای یک میلیون تومان که بچه دار نمی شوند بلکه باز هم خانواده های محروم و آسیب زا که با ده‌ها مشکل دست و پنجه نرم می کنند، برای دریافت پول تشویق به فرزند آوری می‌شوند. در نتیجه فرزندان خانواده های فقیر افزایش پیدا می‌کنند که انگیزه و توان تحصیل و کسب مهارت‌ها را ندارند.

اصولا در برخی کشورهای جهان سوم و از جمله کشور ما که هر روز بر گستره فقر و محرومیت و تورم و بیکاری افزوده می شود، در تشویق به فرزند آوری باید تامل کرد و اگر باز هم عده ای خود را موظف به تشویق می‌دانند باید از تشویق های مادی دوری کنند و شیوه های دیگری را برای تبلیغ فرزندآوری انتخاب کنند. تشویق به فرزندآوری در کنار ترک تحصیل ۶۰ درصدی دانش آموزان یک استان به نظر منطقی نمی‌رسد./هفت اقلیم
امتداد @emtedadnet

This comment was minimized by the moderator on the site

مردم حساب شما را به پای کل سیستم می‌‏نویسند

داوود حشمتی/روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی

مجتبی ذوالنوری، نایب‌رئیس مجلس یازدهم، که در مراسم یادواره شهید مدرس و شهدای روحانی شهرستان اردستان سخنرانی می‌کرد؛ با ترفندی خاص تلاش کرده تا خطای برخی مسئولان را از کل سیستم جدا کند. از همین رو می‌گوید: «به‌‌رغم همه مشکلات معیشتی مردم ما مردم فهیمی هستند و حساب نظام را با چهار مسئول مشکل‌دار یکی نمی‌دانند.»

اشتباه بزرگ این تفکر این است که فکر می‌کند مردم، عملکرد مسئولان را به حساب کل سیستم نمی‌گذارند اما آیا این انگاره درست است؟ این خطایی بود که پایوران نظام پادشاهی پهلوی هم مرتکب شده و در انتهای آن دوران معتقد بودند که «اگر مسئولان هم اشتباهی داشتند این را نباید به حساب کل دستگاه گذاشت و برای اینکه ایران تبدیل به ایرانستان نشود، باید از نظام پادشاهی دفاع کنند». اما واقعیتی که در جامعه حکم‌فرما بود، دقیقاً متضاد با این تفکر انگاره بود. واقعیت این بود که مردم همه آنچه رخ می‌دهد را به پای همه مجموعه می‌نویسند. چون افرادی که آن خطاها را کردند نه از پایین آن جامعه بلکه از طبقه حاکمان هستند.

این افراد و جریانات بد نیست اگر وقت بگذارند و سخنان پرویز ثابتی را که اخیراً منتشر شده گوش کنند و ببینند که چگونه ثابتی به‌عنوان مهمترین عامل امنیت داخلی دوران پهلوی تلاش می‌کند خودش را تبرئه کند و رسیدن جامعه به نقطه انقلاب 57 را از عملکرد خود دور کند. در لابه‌لای حرف‌های ثابتی مشخص می‌شود که نگاه مردم ایران به وقت نارضایتی از سیستم چگونه یکپارچه شده و قائل به این نیستند که خطای فردی رخ داده است.

واقعیت این است که مردم عملکرد مسئولان را به پای کل سیستم می‌گذارند و این نکته‌ای است که نباید فراموش کنند. بالاتر از آن، مردم حتی عملکرد امروز و یا نتایج حاصل شده امروز را به پای انقلابیون 57 هم می‌نویسند. به عبارت روشن‌تر، اگر امروز مردم از وضع موجود راضی باشند یا ناراضی باشند، حاصل آن را از کسانی که در سال 57 انقلاب کردند، مطالبه می‌کنند. در چنین وضعیتی چطور برخی تصور می‌کنند که ممکن است مردم میان خطایی که برخی مسئولان انجام می‌دهند با کل سیستم تفکیک قائل شوند؟

از این مسئله هم می‌گذریم که خطا و اشتباه این افراد در جمهوری اسلامی هم یک خطای سیاسی است و هم گناهی شرعی. حتی بالاتر از آن روحانیون حاضر در قدرت همچون این نماینده مجلس، باید ببینند که مردم از خطای آنها سرسری عبور نمی‌کنند و حتی آن را به پای کل روحانیت هم می‌نویسند. روحانیتی که در کارنامه خود مدرس و رهبران مشروطه را داشت که در مقابل «استبداد» و «استعمار» ایستادند.

بهترین داور هم وجدان خود این افراد است. آنها امروز باید به عملکرد خود نگاه کنند و ببینند در نتیجه این عملکرد اعتماد مردم به نظام و روحانیت بیشتر شده یا کمتر شده است؟ آیا از محبوبیتی که امثال مدرس برخوردار بودند، این نمایندگان مجلس هم برخوردار هستند یا نه؟ تاریخ در مورد آنها چه خواهد گفت. مضافاً اینکه همین افراد از جمله کسانی بودند که مشخصاً با خواسته‌های اکثریت مردم مخالف بودند و هنوز هم هستند. وقتی مردم آزادی فضای مجازی را می‌خواستند، آنها با طرح «صیانت» به دنبال مسدود کردن فضای مجازی رفتند و وقتی مردم برجام را می‌خواستند همین‌ها در مجلس آن را به آتش کشیدند.

لذا باید بدانند که مردم ضعف‌ها و خطاهای آنها را نه به‌عنوان فردی و شخصی این افراد، بلکه به پای کل سیستم می‌گذارند و از همین رو مسئولیت آنها سنگین‌تر است./هم میهن

امتداد @emtedadnet

This comment was minimized by the moderator on the site

زلزله فساد چند میلیارد دلاری در واردات چای به روایت ابوالفضل فاتح /این حرام خواری ریشه در کجا دارد؟/دستگاه های نظارتی از سال ۹۹ تا حالا کجا بودند؟

ابوالفضل فاتح در روزنامه اعتماد نوشت:

سال ۹۹ پرونده تخلف این شرکت که چای فاسد ۲۰ سال پیش را از فلان بانک خریده و به مردم می‌فروشد، رسما در یکی از رسانه‌های امنیتی کشور علنی شده است. نهادهای نظارتی از آن روز تاکنون کجا بوده‌اند؟ این میزان تخلف فقط در صنعت چای روی داده است، در جای دیگر و تحت عنوان دور زدن تحریم‌ها چه خبر است؟
اینها چه کسانی هستند که از چنین قدرتی در فساد و کتمان برخوردارند؟ مگر صنعت موشک‌سازی است که نگران ابعاد امنیتی آن باشند؟این میزان تخلف فقط در صنعت چای روی داده است، در جای دیگر و تحت عنوان دور زدن تحریم‌ها چه خبر است؟ خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های مطرح و «تریبون‌های کفن‌پوش» را مرور کردم.
آنقدر مبادی آداب و حقوق و قانون شده‌اند که نامی از این شرکت و متخلفان به میان نیاورده‌اند. جل‌الخالق! رسما بزرگ‌ترین خیانت به کشور و مردم صورت گرفته است، اما هنوز مشغول مماشات و پاسکاری تخلفند. این خود ممد فساد و عین فساد و ترحم بر پلنگ تیز دندان است که در فضای عدم شفافیت رشد و اشاعه پیدا می‌کند.
این حرام‌خواری تاریخی، ریشه در حرام‌خواری سیاسی و دستکاری در نظام توزیع قدرت سیاسی و اقتصادی این سال‌ها دارد. این فقدان شفافیت، دشواری گردش آزاد اطلاعات و محدودیت رسانه‌های مستقل است که فسادپوشی و فسادپروری را آسان و مبارزه با فساد را به مراتب دشوار و «اسراییل درون ما» را برساخته است.
@khabar


یک: ۱۲ سال پیش (مهر ۱۳۹۰) وقتی فساد ۳ هزار میلیارد تومانی اتفاق افتاد کی دستور داد «رسانه‌ها کش ندهند»؟ کی در این سالها دوربین رسانه‌ها و احزاب را خاموش کرد تا دزدی‌ها دیده نشود؟ کی به هر بهانه‌ای خبرنگاران را زندانی کرد؟ حالا که آن ۳۰۰۰ میلیارد تومان شد ۱۴۰هزار میلیارد تومان، بروید یقه‌ی همان شاه‌دزد را بگیرید.
دو: ۲۰ سال پیش (۱۳۸۲) احمدی‌نژاد فقط ۲ سال شهردار شد. فقط در همین ۲ سال، ۳۰۰ میلیارد تومان گم شد! به جای محاکمه، کی دستش را گرفت و پشتش ایستاد تا بشود رییس دولت؟ حالا امروز که اعلام شد ۱۷ هزار میلیارد تومان در شهرداری تهران گم شده، برای رسیدگی به این «رشد ۲۰ ساله» در دزدی، بروید یقه‌ی همان شاه‌دزد را بگیرید.
@akbarein

This comment was minimized by the moderator on the site

https://t.me/nasiri1342238/8212
می گوید:
چه کسی اول بار به روح الله خمینی گفت امام؟
گفتم :
نمی دانم؛
تو ولی ترشح آدرنالین را ببین!!

می گوید:
خمینی چرا قبول کرد؟
یعنی هیچ از بدعت نترسید؟
کسی مخالفتی نکرد؟
کسی هم خنده اش نگرفت؟
ناسلامتی این عنوان داشت بصورت دستی، بر فرد اطلاق میشد نه نوع.
به همین راحتی؟
یعنی هیچ جوانمردی نبوده که فاتحه ای نثار روحش کنیم..؟


گفتم:
حتما بوده؛ ولی مگر وقتی لباس زمان پیغمبر را با عنوان لباس پیغمبر فاکتور کردند، کسی ترسید یا اهمیتی به مخالفان دادند؟
خب کسی که زمانِ پیغمبر را به نفعِ خودش و نظامش مصادره می کند؛ چرا #امام زمانش را مصادره نکند؟!
به همین ترسناکی.

_وارش_ @ir_varesh

This comment was minimized by the moderator on the site

به نام خدا
کلبه احزان شود روزی گلستان! آیا؟

علیرضا کفایی
در بدترین شرایط در هر زمینه ای زندگی می کنیم، نمی گویم از این بدتر تصور نمی شود ولی وضعیتی پیش آورده اند که اگر تدبیری نشود نه از تاک نشانی خواهد ماند نه از تاک نشان.
مسند نشینان انتصابی که تصمیم گیرندگان برای بهروزی مردم اند، قبیله ای کم مایه و جفاکاراند که ایران زمین و مردمانش را به ستوه آورده اند، ریاکاری و تباهی و نادانی اینان روی هر ستم پیشه ای را سفید کرده، دین فروشی بیداد می کند، زیر عبای دین قامت بر شکستن و خمیدن کمر مردم بسته اند و با افتخار لاف صادق الوعدی می زنند.
"عاقلان ،‌ مسؤوليت دارند كه در تدبيرهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي،‌ راه را به سوي نظمي عاقلانه و عادلانه بگشايند تا حاجت به ويرانگري و خردستيزي انقلابي نيفتد" اما هر آزاده ای نصیحتی کند و حقی بگوید "خاک شب در دهن سوسن آزاد..." گیرند که پلیدی حیرت آوری برفراز است، "زیان کسان از پی سود خویش بجویند و دین اندر آرند پیش"
شادمانی در چهره مردم نمی بینی، ایران شده است "کلبه احزان" و سالهاست خطر جنگ بر این سرزمین سایه انداخته، مردم در هول و هراس اند، مضطرب و پریشان، اعتماد رنگ باخته، دل ها پر از خون و روی ها زرد، دهان خشک و لب ها شده لاژورد؛ .... چه را می خواهند حفظ کنند که از همه چیز واجب تر است؟ گیریم "حفظ نظام اوجب واجبات" باشد، از آن نظام که این مردم می خواستند و آنچه در آن روزگاران بود و شعارها داده شده الآن چه مانده که حفظ اش واجبترین است؟
دین شده ابزار قدرت و ملعبه سیاست، فقیهان مدعی خادم سیاستمداران شده اند، مردم از خبرگان و تصمیمات آتی خبری ندارند، چنان به میل و مقتضای نفع قبیله ای خاص سیاست می کنند که اثری از دین نیست، دینی دیگری جعل کرده اند خادم سیاست و ادعا دارند که دین از سیاست جدا نیست! واقعاً دین شما عین سیاست شماست؟ عدالت اش کجاست؟ آیا برای حفظ نظام حتی باید اصول را نیز قربانی کرد؟ برای چه انقلاب شد؟ قانون اساسی چه معنایی دارد؟
فقر و فساد که اکنون در کل سیستم هویداست، نه تنها فساد مالی که فساد اخلاقی چنان گسترده شده که "رباید همی این از آن، آن ازین/ز نفرین ندانند باز آفرین/بداندیش گردد پدر بر پسر/پسر بر پدر هم چنین چاره‌گر/به گیتی کسی را نماند وفا/روان و زبان‌ها شود پر جفا…"
قبیله ای بی اعتنا به مردم و جامعه و ایران زمین بر آنند تا سرمایه های مادی و معنوی و دستاوردهای ملی و میهنی و کوشش های روسنفکرانه و مدنی این آب و خاک را بر باد دهند و نه از اسلامیت نشانی بگذارند و نه از جمهوریت که همین هم کرده اند و چه جای شعار "اوجب واجبات"؟
آیا این "کلبه احزان" شود روزی گلستان؟
"ساقي به جام عدل بده باده تا گدا غيرت نياورد كه چنان پربلا كند"
"يعني: عدالت را بگستريد تا حاجت به انقلاب نيفتد"
@kafaeealirezaa

This comment was minimized by the moderator on the site

‍ بمناسبت سالروز به قتل رسیدن داریوش فروهر در 1 آذر 1377

هشدار او به شاه ، یکسال قبل از انقلاب در مورد شرایط کشور در نامه معروف سه امضایی، برای امروز ما حاوی عبرت بسیار است. بنظرم تمام مقامات ج. اسلامی باید یک نسخه از این نامه را همواره همراه داشته باشند و به عبارات و نکات آن دقت بسیار نمایند که کدام یک از مفاد آن، امروز در پوستین دیگری، احیا شده است.

پیشگاه اعلی‌حضرت همایون شاهنشاهی...

نویسندگان :  «...کریم سنجابی ، دکتر شاپور بختیار ، داریوش فروهر...»

فزایندگی تنگناها و نابسامانی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور چنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاکنندگان زیر بنا بر وظیفهٔ ملی و دینی در برابر خدا و خلق خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضایی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده، مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوکانه» داشته باشد نمی‌شناسیم و در حالی که تمام امور مملکت از طریق صدور فرمان‌ها انجام می‌شود و انتخاب نمایندگان ملت و انشای قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلی‌حضرت قرار دارد که همهٔ اختیارات و افتخارات و بنابراین مسئولیت‌ها را منحصر و متوجه به خود فرموده‌اند این مشروحه را علی‌رغم خطرات سنگین تقدیم حضور می‌نماییم.

در زمانی مبادرت به چنین اقدامی می‌شود که مملکت از هر طرف در لبه‌های پرتگاه قرار گرفته، همهٔ جریان‌ها به بن‌بست کشیده، نیازمندی‌های عمومی به خصوص خواروبار و مسکن با قیمت‌های تصاعدی بی‌نظیر دچار نایابی گشته، کشاورزی و دامداری رو به نیستی گذارده، صنایع نوپای ملی و نیروهای انسانی در بحران و تزلزل افتاده، تراز بازرگانی کشور و نابرابری صادرات و واردات وحشت‌آور گردیده، نفت این میراث گران‌بهای خدادادی به شدت تبذیر شده، برنامه‌های عنوان شده اصلاح و انقلاب ناکام مانده و از همه بدتر نادیده گرفتن حقوق انسانی و آزادیهای فردی و اجتماعی و نقض اصول قانون اساسی همراه با خشونت‌های پلیسی به حداکثر رسیده و رواج فساد و فحشا و تملق، فضیلت بشری و اخلاق ملی را به تباهی کشانده‌است.

حاصل تمام این اوضاع توأم با وعده‌های پایان ناپذیر و گزافه گویی‌ها و تبلیغات و تحمیل جشن‌ها و تظاهرات، نارضایی و نومیدی عمومی و ترک وطن و خروج سرمایه‌ها و عصیان نسل جوان شده که عاشقانه داوطلب زندان و شکنجه و مرگ می‌گردند و دست به کارهایی می‌زنند که دستگاه حاکمه آن را خرابکاری و خیانت و خود آن‌ها فداکاری و شرافت می‌نامند.

این همه ناهنجاری در وضع زندگی ملی را ناگزیر باید مربوط به طرز مدیریت مملکت دانست، مدیریتی که بر خلاف نص صریح قانون اساسی و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر جنبهٔ فردی و استبدادی در آرایش نظام شاهنشاهی پیدا کرده‌است. در حالی که «نظام شاهنشاهی» خود برداشتی کلی از نهاد اجتماعی حکومت در پهنهٔ تاریخ ایران می‌باشد که با انقلاب مشروطیت دارای تعریف قانونی گردیده و در قانون اساسی و متمم آن حدود «حقوق سلطنت» بدون کوچکترین ابهامی تعیین و «قوای مملکت ناشی از ملت» و«شخص پادشاه از مسئولیت مبری» شناخته شده‌است.

در روزگار کنونی و موقعیت جغرافیایی حساس کشور ما ادارهٔ امور چنان پیچیده گردیده که توفیق در آن تنها با استمداد از همکاری صمیمانهٔ تمام نیروهای مردم در محیطی آزاد و قانونی و با احترام به شخصیت انسان‌ها امکان‌پذیر می‌شود. این مشروحهٔ سرگشاده به مقامی تقدیم می‌گردد که چند سال پیش در دانشگاه هاروارد فرموده‌اند:

«نتیجهٔ تجاوز به آزادی‌های فردی و عدم توجه به احتیاجات روحی انسان‌ها ایجاد سرخوردگی است و افراد سرخورده راه منفی پیش می‌گیرند تا ارتباط خود را با همهٔ مقررات و سنن اجتماعی قطع کنند و تنها وسیلهٔ رفع این سرخوردگی‌ها احترام به شخصیت و آزادی افراد و ایمان به این حقیقت‌هاست که انسان‌ها بردهٔ دولت نیستند و بلکه دولت خدمتگزار افراد مملکت است». و نیز به تازگی در مشهد مقدس اعلام فرموده‌اید «رفع عیب به وسیلهٔ هفت‌تیر نمی‌شود و بلکه به وسیلهٔ جهاد اجتماعی می‌توان علیه فساد مبارزه کرد».

بنابراین تنها راه بازگشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملی و خلاصی از تنگناها و دشواری‌هایی که آیندهٔ ایران را تهدید می‌کند ترک حکومت استبدادی، تمکین مطق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسئول اداره مملکت بداند.
«..بیست و دوم خرداد ۱۳۵۶..»
منبع :
خاطرات داریوش فروهر درباره نامه سه امضایی...
خاطرات کریم سنجابی درباره نامه سه امضایی...
خاطرات شاپور بختیار درباره نامه سه امضایی...
@Falaakhon

This comment was minimized by the moderator on the site

◀️ ولایت مطلقه فقیه و چایی گیت

✍مهدی نصیری

????پیشتر گفته ام که آغاز زاویه من با جمهوری اسلامی وقتی بود که در نشریه صبح، گزارشی مستند و تحقیقی از فساد و تخلفات صورت گرفته در دو وزارتخانه ارتباطات و نیرو در دهه هفتاد منتشر کردم و علی رغم آن که مورد استقبال و تشویق رهبری قرار گرفت اما کمترین اقدامی عملی برای رسیدگی به آنها از سوی دستگاه قضا که زیر نظر مستقیم رهبری بود، انجام نگرفت.
من در آن سالها این نکته را به خوبی دریافته بودم که اگر با این مفاسد و تخلفات برخورد مناسب قضایی صورت نگیرد، در آینده با ابعاد گسترده و غیر قابل مهار فساد مواجه خواهیم بود.‌
بعد از بی عملی نظام و دستگاه قضایی و دفتر رهبری که در جریان کامل گزارش‌های مستند و تحقیقی نشریه صبح قرار گرفته بودند، دچار شوکی بزرگ شدم و سرمقاله ای با عنوان "فاتحه" نوشتم و بی اعتنایی نظام به این تخلفات را برای کشور و مردم فاجعه آفرین دانستم.
در همان ایام علاوه بر موارد فوق، نامه ای محرمانه به رهبری نوشتم و نسبت به رسوخ و گسترش فساد مالی در نظام هشدار دادم. چندی بعد در دیداری سرپایی، ایشان گفت نامه ات را خواندم، بسیار بد بود!
حالا دیگر قداست و قدسیت نظام و ولایت فقیه در ذهنم فرو ریخته بود و تصمیم به تعطیلی صبح گرفتم. یادم می آید آن روزها به برخی دوستان می گفتم که نظام عدالتخواهان و فسادستیزان را برای ویترین آرایی خود می خواهد و من نمی خواهم بازیگر چنین نقشی باشم.
بعد از تصمیم به تعطیلی صبح و رسیدن خبر آن به آقای خامنه ای، به بیت دعوت شدم. ایشان گفت که از شنیدن این خبر ناراحت شده و افزود صبح را که در دست و بال بچه های من است و مرتب می بینم، نباید تعطیل کنید. اما من دیگر آن ولایت مدار خوش باور و چشم و گوش بسته و اشعری مسلک نبودم و تصمیم را برای بیرون کشیدن رخت خود از ورطه دفاع بی چون و چرا از نظام، گرفته بودم.
من مسبب و عامل اصلی همه آنچه را که ظرف ۴۴ سال اخیر بر سر کشور رفته و حالا ویرانه ای روی دست ملت گذاشته است، نهاد ولایت فقیه و امامین! انقلاب، می دانم که استبدادی ترین و یکه سالار ترین نظام سیاسی را برای ایران رقم زد، و همه ناکارآمدیها و فجایع و مفاسد پس از انقلاب ۵۷ را باید در این بستر تحلیل و ارزیابی کرد.
فساد گسترده و چایی گیت اخیر، بدون مداخله و لابی گری و نفوذ مستقیم یا غیر مستقیم نهادهای اطلاعاتی و قضایی وابسته و منصوب از طرف نهاد رهبری - كه همه اختیارات و قدرتها و اهرمها در این نهاد مجتمع است - امکان تحقق نداشت و از این پس هم مثل دیگر فسادهای کلان مکشوف قبلی خواهیم دید که با این پرونده چگونه معامله و مجامله خواهد شد.
این که امروز روزنامه کیهان در تیتر اول خود، ریشه این فساد و فضیحت را به دولت غیر ولایی قبل ربط می دهد، در زمره همان دروغ پردازیهایی است که تار و پود نهادهای ولایی و انقلابی و از جمله روزنامه کیهان را فرا گرفته و تشت رسوایی آن از بام افتاده است.
البته بنده نمی دانم که این فساد ربط و ریشه ای در دولت روحانی داشته یا نداشته اما این را مثل مدیر مسئول کیهان که تجاهل العارف می کند، به خوبی می دانم که با توجه به اختیارات فراقانونی و فراعرفی و فراشرعی و فراعقلی رهبری و دستگاه عریض وطویل تابع آن، هرگز نمی توان نقش این نهاد را به نحو تسبیب یا مباشرت و یا ترک فعل در رقم خوردن چنین فساد عظیمی انکار کرد و آن را به گردن دولتی انداخت که با یک اشاره و گوشه چشم رهبری جا می زد و رئیس آن از طرف آتش به اختیاران ولایی تهدید به استخر فرح می شد.
نعل وارونه زدن کیهان و دیگر رسانه ها و خطبا و تئوری پردازان حکومتی، دیگر کارآمد نیست و اکثریت مردم ایران کانون محوری مشکل و معضل ایران را به درستی شناخته اند و از آن عبور کرده اند. به عبارت دیگر فروپاشی ذهنی نظام ولایی جمهوری اسلامی در ذهنیت مردم ایران محقق شده است.
۱۳ آذر ۱۴۰۲
@nasiri1342238

This comment was minimized by the moderator on the site

عبدالرضا داوری @DavariAbdolreza · 21h
3969 روز قبل، علیرضا مافیها و محمدعلی سروری، دو پسر جوانی که بخاطر تهیه داروی مادر علیرضا، 200 هزار تومان (آن زمان معادل 70 دلار) زورگیری کرده بودند، اعدام شدند. شبی که بامدادش اعدام میشدند، تا صبح خوابم نبرد. امشب هم در لابلای ماجرای فساد چای، یاد آن دو افتادم و خواب از سرم پرید.


علی شریفی زارچی @SharifiZarchi · Dec 3
۳.۴ میلیارد دلار فساد؛
تنها در یک شرکت واردات چای.
مظلوم، ملت ایران.
مظلوم، ملت ایران.
مظلوم، ملت ایران.


حسین دهباشى @hosseindehbashi · Dec 4
شما هم از آن‌هایید که -هربار فسادِ کلانی لو می‌رود- گمان می‌کند که لابد سهمِ کسی را نداده‌اند؟ یا فقط من این‌جوری‌ام؟


Azar Mansoori @MansooriAzar · 13h
آیا این فساد عظیم و بی سابقه سازمان یافته نیست؟
آنچه مهم است زمینه ها و عوامل و علت های شکل گیری این فساد است که باید برای مردم روشن و از میان برداشته شود. تا این عوامل و علت ها باقی است هر روز باید منتظر افشای پرونده فسادهای عظیم تر بود.
چای_دبش


Abdollah Ramezanzadeh @abdollahram · Dec 4
مواظب باشیم با طرح مسائل حاشیه‌ای، چای فراموش نشود. 0فساد در واردات چای بهترین سند سازمان‌یافته بودن فساد در دولت است.کی بود میگفت فساد سازمان‌یافته نیست؟
ظاهرا فساد در واردات چای دنباله فساد در نهاده های کشاورزی است و کسانی سعی در پاک کردن رد پای یک جریان سیاسی دارند.
انتخابات


محمود صادقی @mah_sadeghi · 14h
فساد تا چه اندازه باید دبش باشد تا به وجود و رسوخ فساد_سیستماتیک در اعماق نظام اعتراف کنید؟!


Mousavian @hmousavian · Dec 3
عباس تقدسی‌نژاد مدیرعامل شرکت نمایشگاه‌های بین‌المللی:
پاویون ایران در اکسپوی دوبی دون شأن جمهوری اسلامی بود، در حدی که پاویون فلسطین به مراتب از ایران سطحش بالاتر بود.
همه کشور‌ها در اکسپوی دوبی درباره آینده کشورشان صحبت می‌کردند، در پاویون ایران فقط پسته و خرما می‌فروختند!


Iranian Studies - University of Tehran @IranStudiesUT · 16h
گفتگو و دیدار دکتر #تورج_دریایی با یادگار احمدشاه مسعود، #احمد_مسعود درباره #ایرانشهر
"عملیات او بخاطر ادبیات ما است
عملیات من بخاطر تمدن ما است
ناجی ما تاریخ و هنر و شعر و ادبیات است. حوزه تمدنی ما ایرانشهر است."
برگرفته از صفحه مجازی دکتر دریایی
@AhmadMassoud @tourajdaryaee


محسن برهانی @borhanimohsen1
رئیس جمهور در دومین همایش ملی مسئولیت اجرای قانون اساسی: «همه مسئول هستیم تا رفتارها و عمل ما با قانون اساسی انطباق جامع داشته باشد».
توقیف خودروها و پلمب‌ محل کسب مردم به علت عدم رعایت #حجاب، با قانون اساسی منطبق است یا خیر؟ چرا جلوی وزیر کشورتان را نمی‌گیرید؟ وجه شرعی و قانونی این سکوتتان چیست؟
دو صد گفته چون نیم کردار نیست


محمد تقی فاضل میبدی @fazelmaybodi · Dec 4
آقای علم الهدی! مسئله رهبری یک مسئله کاملا زمینی و قانونمند است.در نهایت باید منتخب مردم وپاسخگوی مردم باشد؛ لطفا آن را به “بقیة الله الاعظم” مربوط نسازید.در زمان غیبت رهبرآسمانی و انتصابی وجود ندارد.قانون اساسی و‌آرای فقها را مطالعه فرمایید، متشکرم

This comment was minimized by the moderator on the site

کشور پوتان

رحیم قمیشی

غلط املایی نیست، نام پوتان را خیلی‌ها نشنیده‌اند، کشوری جزیره‌ای و دورافتاده، آنسوی کره زمین.
ولی آشنایی با سرگذشتش بسیار مهم است.
ژنرالی آنجا حاکم است که اکثر مردم نمی‌خواهندش. ژنرال دومینگو. او یاد گرفته چطور باید بدون دردسر حکومت کند. ژنرال طرفدارانی هم جمع کرده. برخی را با پول خریده، برخی را چنان باورانده که بدون او، پوتان بسرعت فرو می‌پاشد. برخی هم واقعاً ژنرال را دوست دارند.
ژنرال حاکم بلامنازع کشور است و در همه انتخابات‌ها هم برنده می‌شود.
گر چه خودش هم می‌داند انتخاب مردم واقعی نیست. او همان نمایش انتخاباتی را کافی می‌داند، بارها استدلال کرده مگر در کشورهای پیشرفته، انتخابات واقعی برگزار می‌شود!؟
می‌گوید آنجا هم کارتل‌های اقتصادی و غول‌های رسانه‌‌ای به‌جای مردم تصمیم می‌گیرند.
اصلأ هم بیراه نمی‌گوید.

پژوهشگران تحقیق‌های مفصلی در باره آن کشور کرده‌اند. جالب است بدانید ژنرال اصلأ هم مدیریت ندارد، انسان نخبه‌ای هم نبوده، تقریبا در جامعه کمتر کسی دل خوشی از او دارد. همه متوجه شده‌اند روز به‌روز فقیرتر و عقب‌افتاده‌تر می‌شوند. اما ژنرال اصلا نگران آینده‌اش نیست، طوری که فرزندش خیلی امیدوار است با مرگ پدر، او از سوی مردم انتخاب شود.
هر طوری هم حساب می‌کند، این اتفاق خواهد افتاد. نظرسنجی‌های علمی هم همین را به او گفته‌اند!

هر پژوهشگری برای این اتفاق دلیلی می‌آورد.
ترسو و بی‌انگیزه بودن مردم پوتان
بی‌اعتمادی آنها به دیگران
تاثیر تبلیغات ژنرال و هوادارانش
مردمی که معتقدند او یک ناجی است
افرادی که می‌گویند تحولات سخت است
آنها که نشسته‌اند از آسمان مشکل حل شود!
گرفتاری‌ها و بدبختی‌های روزانه مردم
و هزاران دلیل ریز و درشت دیگر!

اما یک حقیقت علمی هم وجود دارد که ژنرال تا سال‌های طولانی دیگر، خود و فرزندش و شاید فرزند فرزندش بر کشور پوتان حکم خواهند راند!
چون آنها اکثریت هستند!! اقلیتی در اکثریت.
با آنکه بیست درصد مردم پوتان طرفدارش نیستند اما او حق حکمرانی را داراست.
علتش آنست که نزدیک به هشتاد درصد بقیه، در ده‌ها دسته و گروه قرار گرفته‌اند، که هیچکدام دیگری را قبول ندارند!! به جز آنها که اساساً کاری به هیچ چیز ندارند.

به همین سادگی.
اخبار کشور پوتان را شاید تا پنجاه سال دیگر هم پیگیری کنید متوجه می‌شوید هنوز ژنرال دومینگو آنجا حاکم است.
یا فرزندش.
آنها اکثریتند
اقلیتی در اکثریت
آنها حق حاکمیت دارند...

پوتان کشور جالبی است.
اگر بدون آنکه مخالفان ژنرال با هم یکی شوند، تحولی در آن کشور اتفاق افتاد، مطمئن باشید من خواهم آمد و همینجا خواهم نوشت!
اما شک نکنید
پوتان با ژنرالش خواهد ماند
ولو وضع اقتصادی‌اش بدتر شود
ولو ظلم ژنرال بیشتر شود
پوتان تغییر نخواهد کرد
حتی اگر ژنرال بمیرد!

مگر مردمش تغییر کنند...

@ghomeishi3

This comment was minimized by the moderator on the site

دبش پُر نور
فقط دو فقره فساد برای کشور حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان آب خورده است

مریم شکرانی خبرنگار اقتصادی

‏مورد اول فساد خیره‌کننده (اکبر رحیمی)مالک برند چای دبش است. فقط همین یک واردکننده ۳ میلیارد و ۳۷۰ میلیون دلار ارز یارانه‌ای نیما گرفته تا در سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ چای وارد کند.
‏چقدر پول برای واردات چای لازم است؟! سالانه حدود ۲۴۰ میلیون دلار. در واقع این واردکننده معادل ۱۴ سال واردات چای، دلار ارزان گرفته است.
‏میانگین قیمت تمام شده هرکیلوگرم چای خارجی بنا به اعلام سندیکای کارخانه های چای شمال کشور به شرق، حدود ۳.۵ دلار است و چای دبش هرکیلوگرم چای را پای مردم
بالای ۲۰ دلار حساب کرده است.
‏این واردکننده بنا به گزارش سندیکای کارخانه‌های چای شمال کشور، ۵۰ درصد واردات چای کشور را به تنهایی انجام می‌داده و بنا به اعلام اتحادیه بنکداران مواد غذایی "واردات انحصاری توسط یک فرد خاص" در مقاطعی باعث شده است که عرضه چای به بازار کم شود و قیمت‌ چای خارجی پارسال ۱.۲ برابر شود.
‏حالا پارسال چقدر چای وارد شده بود؟ حدود ۱۱۰ هزار تن که دو برابر نیاز کشور بوده است. در واقع هم چای به صورت بی‌رویه وارد شده، هم واردکننده دلار ارزان گرفته اما نتیجه اینکه قیمت چای را ۶ برابر قیمت جهانی پای مصرف‌کننده حساب کرده و از آن طرف هم با احتکار چای را گران کرده‌اند. به جز این به کشاورز چایکار هم با واردات بی‌رویه خسارت هنگفت رسیده است.

‏مورد دوم؛
‏موسسه مالی و اعتباری نور است که بنا به گزارش‌های منتشر شده، متعلق به تعدادی خواص نجومی‌بگیر بوده که با حمایت نمایندگان مجلس وقت، تخلفات متعدد مرتکب شده و سهامداران اصلی آن با حساب‌های صوری تسهیلات کلان گرفته‌اند و اسناد را از بین برده‌اند.
‏بنا به گزارش فرهیختگان، وکیل موسسه نور گفته که بانک مرکزی در ۲۸ تیر ۱۴۰۰ در نامه‌ای اعلام کرده که بر اثر اقدامات زیان‌بار این مؤسسه در سال‌های ۹۷ و ۹۸ تورمی معادل ۸.۲ درصد ایجاد‌ شده و در واقع هزینه آن را عموم مردم ایران پرداخته‌اند و حالا این موسسه با ۴۰ هزار میلیارد تومان بدهی به بانک به شدت زیان‌ده ملی تحمیل شده است و کارشناسان بانکی می‌گویند احتمالا این زیان هم در نهایت با تورم از جیب مردم پرداخت می‌شود.
فساد_دبش
فساد_نجومی
https://t.me/+iK-468eUZ8tlYTQ0

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در نیم نگاهی به روند حوادث و تحول...
. مسعود پزشکیان کاندیدای اصلاح‌طلب رئیس جمهوری توئیتید: با من حرف بزنید گوش شنوا دارم. آقای پزشکیان...
- یک نظز اضافه کرد در ایرانیان اراده کنند می توانند ...
حوصله حاشیه ندارم. ربطی به انتخابات هم نداره. ولی امروز که حرف دانشگاه تبریز و اون روز وحشتناک شد د...