تو را سردی بر آتش دل خود می دیدیم

25 مرداد 1399
Author :  
چشمه نرگس، از سرچشمه های رود دربند

 

خواهم که رفت تا انتهای رود، آنجا که آب بی هیاهو و نرم از زمین می جوشد، از نرمی اش تو گویی آمده است تا مرحمی بر زخم های کهنه دل ما، یا التیامی بر تن سوراخ سوراخ از شدت و حدت عبور قافله تاریخ پرشتاب ظلم باشد؛ از او خواهم پرسید از چه بی هیاهو از زمین می جوشی، و چون بر سطح روان شدی، این چنین پر هیاهو قصد ما می کنی، و چنان می نمایی که به بلعیدنِ مان می اندیشی، تو به قصد سیراب کردن مان آمدی، یا خفه کردن؟! دست هایت ابتدا به نرمی آب است، اما هنگامی که بر ما دست و تسلط یافتی، چنان گلو می گیری که انگار آهنی سخت بر دستانت بسته اند. حال آنکه ما از آب شفا و خرمی می خواستیم، و تو را سردی بر آتش دل خود می دیدیم، اما گویا تو خود آتشی بر جانُ، و بهر غرق کردن ما می آیی.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
0 Comment 94 Views
Tag :
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (0)

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

“واقعیت آشکار این است که سیاره‌ی ما دیگر نیازی به افرا...
sadeghZibakalam @sadeghZibakalam ایکاش آقای رئیس جمهور و سایر مسئولین ...